نام مستعارِ سسیلیا بول دو فابر (ت. 24 دسامبر 1796، مورژ، سوئیس- و. 7 آوریل 1877، سویل، اسپانیا) رماننویس اسپانیایی که بهسبب دفاع از ارزشهای سنتی اسپانیا- یعنی ارزشهای کاتولیک رومی، سلطنتی، روستایی و اخلاقی- در مقابل ظهور لیبرالیسم قرن نوزدهم مشهور است.. شناختهشدهترین اثر وی، «مرغ دریایی» (La gaviota, 1849)، طلایهدار رمان واقعگرای قرن نوزدهم اسپانیا محسوب میشود. این اثر همچنین اولین نمونه برجسته از رمان متأثر از جنبش ادبی کاستومبریزمو (costumbrismo) است که رسوم و عادات در حال تغییر روستایی اسپانیا را در متون موجز و کوتاه روایت میکرد.
(لاتین آن fons caballinus ، معنای تحتالفظی آن چشمة اسب، کُنیه هیپوکرین) از چشمهای، الهام شعری گرفتن. منشأ این اشتقاق اعتقادی قدیمی است که چشمه میوزها (الهههای هنر و دانش)، هیپوکربن (از واژة Hippos بهمعنی اسب و Krēnē به معنای چشمه)، در واقع جای سُم اسب بالدار پگاسوس است.
(ت. 14 آوریل 1879، ریچموند، امریکا- و. 5 می 1958، ریچموند) نویسندة امریکایی که عمدتاً بهسبب نگارش «یورگن» (Jurgen, 1919) معروف است. کبل کمی بعد از آغاز قرن بیستم، شروع به نوشتن کرد؛ چیزی از مناقشه بر سر رعایت اخلاقیات در رمان یورگن نگذشته بود که رمان مورد تحسین واقع شد. کبل بهسبب سنتهایی که ارتدوکسی و اعتقادات امریکایی در رمان یورگن، در داسنی که سرشار از نمادگرایی جنسی است، به مدت یک دهه یا بیشتر به شکلی افراطی مورد تحسین واقع شد. در دهه 1930، سبک تصنعی او و نگاهش به زندگی و هنر نظر مساعد خوانندگان را جلب نکرد. علاوهبر یورگن، کتاب 18 جلدی «آثار» (Works) 18 او شامل «گزیدة شوخی» (The Cream of the Jest, 1917)، «زندگی ماورا» (Beyond Life, 1919)، «چهرههای زمین» (Figures of Earth, 1921)، و «مقام بالا» (The High Place, 1923) است. بسیاری از آثارش تمثیلهایی بودند که صحنه وقوع داستانی در استان خیالی فرانسوی پواکتسم جریان دارد و کبل از این طریق درباره زندگی امریکایی اظهارنظر میکند و دید شکاک خود از تجارب انسانی را در آن نشان میدهد. در دهه 1940 آرمان و مجموعه مقالاتی دربارة ویرجینیا با نام «بگذار دروغ بگویم» (Let Me Lie, 1947) را منتشر کرد. یک جلد مقالات زندگینامهای او به نام «لطفاً، ساکت» (Quiet Please) در 1952 منتشر شد.
گروهی از خدایان کهن یونانی، احتمالاً از نسل فریژیهها یا شاید خِتانیکها (یعنی اهریمنهای برزخی) که در بیشتر نقاط آسیای صغیر و در جزایر نزدیک و در مقدونیه و یونان شمالی و مرکزی پرستش میشدند. خدایان کبیری حامیان حاصلخیزی و پشتیبانان ملاحان بودند. خدایان کبیری اغلب با خدایان بزرگ ساموتراکی یکسان دانسته میشوند و آنجا که اسرار (راز دینی آیین) توجه بسیاری را به خود جلب میکنند، این خدایان حفاظ عمومی در مقابل بدشانسی و بدبیاری تلقی میشدند. آیین رمزآلود طبقه ساموتراکی (پرستش خدایان اصلی) از نظر شهرت در مرتبه دوم پس از آیین رمزآلود اُلوسینیان است. در دوره بعد از مرگ اسکندر کبیر (322 ق.م) آیین آنها به بالاترین مرحله محبوبیت خود رسید.
(ت. 12 اکتبر 1844، نیواورلینز، امریکا- و. 31 ژانویه 1925، سنتپیترزبورگ، فلوریدا) نویسنده و اصلاحگر امریکایی. اولین کتابهایش- مجموعه داستان «روزگار قدیم بومیان» (Old Creole Days, 1879) و رمان «زندگی بومی قهرمان» (The Grandissimes, 1880)- نیواورلینز اروپایینژاد را بهعنوان قلمرو ادبی خود معرفی کرد و بهطور گسترده مورد استقبال قرار گرفت. او در این آثار رئالیسمی را به خدمت میگیرد که برای ادبیات داستانی جنوب جدید است. اگرچه کِیبل فرزند یک بردهدار بود و در سوارهنظام ایالات متحدة جنوب میجنگید، اما معتقد بود که بردهداری و اقدام برای محروم کردن بردگان آزادشده از همة حقوق عمومی از نظر اخلاقی نوعی بیعدالتی است. بدینترتیب استفاده از نظام طبقاتی و تعدّی مجازشمردهشده در اولین داستانهایش، رگههایی از نکوهش اخلاقی را دربر داشت. در خصوص بیعدالتی شدید در مطبوعات جنوبی، از ظرفیت مقالات و سخنرانیهای عمومی در تأکید بر منافع و حقوق سیاهان استفاده کرد و دو مجموعه از مقالات اجتماعیاش را با عناوین «جنوب خاموش» (The Silent South, 1885) و «مسئله سیاهان» (The Negro Question, 1888) منتشر کرد. در 1885 در نورتمپتنِ مساچوستس اقامت کرد. او رمانهایی نوشت که موقعیت مکانی تعدادی از آنها در جنوب بود تا اینکه به 70 سالگی رسید. رمانهای آخر او گرچه بهتر نوشته شده بودند، اما شادابی و جذابیت نداشتند و از نیروی ایمان راسخ اخلاقی، که از ویژگیهای نخستین کتابهایش بود، بیبهره بودند
(ت. 6 ژانویه 1920، رسیفی، برزیل) شاعر و دیپلمات برجسته برزیلی که برجستهترین شاعر نسل خویش است. کبرو بهعنوان عضو خدمات خارج از کشور از 1945 در مقام کنسول در اسپانیا، انگلستان، فرانسه و سوئیس خدمت کرد. او کار ادبی خود را در 1942 با انتشار مجموعه اشعارش به نام «سنگِ خواب» (Pedra do sono) شروع کرد. با انتشار «مهندس» (O engenheiro) در 1945 به ارائه الگوی نسل 1945 برای شاعران و دیگر نویسندگان این دوره پرداخت که جدیّت فزایندهای را در سبک شعری برزیل ایجاد کرد. کبرو همچنین «سگ بدون پر» (O cão sem plumas, 1950)، «دو دریا» (Duas águas, 1955 / شامل مشهورترین تألیف منفرد شاعر یعنی «مورته اویدا سویرنا» (Morte e vida severina))، «چاقوی تمام تیغه» (Uma faca só lâmina, 1956)، «آموزش با سنگ» (A educação pela pedra, 1966)، «مدرسه چاقوها» (A escola das facas, 1980)، «راهب» (Auto do frade, 1983)، و «بیادب و گستاخ» (Agrestes, 1985) را منتشر کرد. «مجموعه آثار» (Obra completa) و «گزیده اشعار، 1937-1990» در 1944 منتشر شدند. نخستین اشعار او ویژگی سوررئالیستی و کوبیسمی دارند که بعدها آن را بهسبب ایجاد وضوح و روشنی در اشعار خود ترک کرد که ناشی از تصورات بیهوده و بیروح الهام گرفته از خشکسالی شمال شرقی برزیل بود. کبرو دی ملو نتو در 1968 برای عضویت در فرهنگستان ادبیات برزیل انتخاب شد.
(ت. 20 می 1900، هاوانا، کوبا- و. 19 سپتامبر 1991، میامی، فلوریدا، امریکا) قومشناس کوبایی و نویسنده داستانهای کوتاه که بهواسطة انتشار مجموعههای فرهنگ عامیانة افریقایی- کوبایی معروف است. زمانیکه وی کوچک بود، دایه سیاهپوست و خدمتکارانش برای او افسانههای عامیانة افریقایی را تعریف میکردند. در 1927 برای تحصیل در مدرسه لوور به پاریس رفت. آنجا «قصههای سیاهان کوبا» (Cuentos negro de Cuba) را نوشت که در 1936 ترجمه آن به فرانسه چاپ شد. این مجموعه، که عمدتاً شامل 22 قصه عامیانه به زبان یوروبایی است، بهمثابة اثری کلاسیک مورد توجه واقع شده است. کابررا بعد از بازگشت به کوبا در 1938، مجموعه 28 قصه عامیانه با عنوان «چرا؟» (Por Qué, 1948) را نوشت که از طریق بردگان پیشین و دیگران جمعآوری کرده بود. این قصهها مملو از حیوانات و اشیا، موجودات فوق طبیعی، جادویی و خدایان شرور و خوب یوروبا به شکل انسان است که بهطور مشخص در شرایط جغرافیایی و طبیعی و حال و هوای کوبا بهکار گرفته شدهاند. قصه چرا؟ و قصههای سیاهان کوبا با یکدیگر بهعنوان طلایهدار سبکی ادبی به نام رئالیسم جادویی مورد توجه واقع شده است. «بیشه» (El monte, 1954) مطالعه و بررسی مشهور او از سانتریا، یک دین افریقایی- کارائیبی است. «آناگو: فرهنگ واژگان لوکومی» (Anagó: Vocabulario lucumί, 1957) مطالعة زبانِ لوکومی و سازگاری آن با اسپانیایی کوبایی است. کابررا، طی انقلاب 1959 مجبور شد از کوبا فرار کند. بعد از آن او در اسپانیا و امریکا زندگی کرد.
(ت. 22 آوریل 1929، خیوارا، کوبا) نویسنده و منتقد کوبایی که بهسبب نگارش رمان برجسته «سه ببر در دام» (Tres tristes tigres, 1997)مشهور است. کابررا اینفانته در 1947 همکاریاش را با مجلة پرطرفدار کوبایی Bohemia آغاز کرد. سال بعد، مجلة Nueva Generación را سردبیری کرد و سپس سردبیر ادبی Bohemia شد. در 1954، با نام مستعار، نوشتن نقد فیلم را برای مجلة Carteles آغاز کرد. از نیروهای انقلابی فیدل کاسترو حمایت کرد و بعد از انقلاب، مدیر ادارة فرهنگ کوبا شد. اولین اثر مهم او مجموعة داستان کوتاهی به نام «در صلح همچون جنگ» (Asί en la paz como en la guerra, 1960) بود. کابررا، چندی بعد از انقلاب قطع امید کرد و عاقبت در لندن مقیم و تبعه بریتانیا شد. سه ببر در دام پر از جناس، بازی با کلمات و واژههای خندهدار است. زمان وقوع داستان، تابستان 1958 میباشد. این داستان، پایان دورة آشفتة فولخنسیو باتیستا را شرح میدهد. «دیدن سپیده در استوا» (Vista del amanecer en el trópico, 1974) خلاصهای از تاریخ کوباست. کابررا در 1975 مجموعة مقالاتش با نام «اُُ»(O) را منتشر کرد که در آن وجوه متنوع زندگی روزگار خود را با کنایه و هجو مورد بررسی قرار میدهد. «رهایی از سبک» یا حذف (l)، «از تابستان» (Exorcismos de esti(l)o, 1976) یک سلسله داستان کوتاه، شعر و کلمات قصار است. «شبهای آرکادیا» (Arcadia todas las noches, 1978) مجموعه نوشتههای انتقادی کابررا دربارة فیلمهای سینمایی است. در 1979 او هجوی به نام «جهنم اینفانته» (Habana para un infante difunto) را منتشر کرد. «دود مقدس» (Holy Smoke)، اولین کتابی که به انگلیسی نوشت، در 1985 منتشر شد.
[ایتالیایی، در معنی لغوی تعقیب شکار، شکار] قالب شعری و موسیقیایی ایتالیایی که بیشتر در اواسط قرن چهاردهم تا اواسط قرن پانزدهم مورد اقبال عامه بود. متون کاتچا مشتمل بر غزلوارههای آزاد و کوتاهی که صحنههای زندة واقعگرایانهای نظیر شکار یا مراکز دادوستد را توصیف میکردند و دربردارندة صدای شیپورها، آوازِ پرندهها، فریادها و گفتوگویی بودند که اغلب به موسیقی روح و جان میبخشید. اشعار بسیار کمی از این نوع باقی مانده است. موسیقی بهکار گرفته شده در این سبک شامل دو صدای کانونیشده (با فرکانس یکسان) بود که به لحاظ طنین و اکتاو نظیر هم بودند که به همراه آنها و در پسزمینه این دو صدا، صدایی غیرکانونی (با فرکانسی متفاوت) مشتمل بر نُتهای کشیدهتر بهکار گرفته میشد و پس از آن نیز از یک ریتورنلو (آهنگی که در فواصل معین بهصورت کُد تکرار میشود) استفاده به عمل میآمد. کلمة کاتچا به گونة فرانسوی آن در قرن چهاردهم، یعنی متن با کانون سه قسمتی، مرتبط است. نوع انگلیسی آن احتمالاً نام خود را از کاتچا گرفته است.
[یونانی آن kakodaímōn، از kakós به معنای بد + daímōnt به معنای روح] روح و نفس شیطانی، شیطان، یا ابلیس. مکمل و قرینهاش روح و نفس خوب است که یودیمُن(Eudaemon) خوانده میشود.
[یونانی آن kakōphanίa یونانی، از kakós به معنای بد + ́phōnē به معنای صوت، صدا] صدای خشن و گوشخراش؛ بهخصوص، خشونت و زمختی در صدای کلمات یا عبارات. تنافر آوایی در معنی، با خوشآوایی (Euphony) در تضاد است. تنافر آوایی معمولاً با ترکیب کلماتی ایجاد میشود که به یک استاکاتو، طرز بیان شدید و تند، نیاز دارند. تنافر آوایی عمدی، که با مهارت بهکار برده میشود، میتواند مضمون صور خیال را احیا کند و نیرو ببخشد. سه سطر از «وقتکشی عقابها» (The Dalliance of the Eagles) اثر والت ویتمن تنافر آوایی را نشان میدهد: The clinching interlocking claws, a living, fierce, gyrating wheel, Four beating wings, two beaks, a swirling mass tight grappling, In tumbling turning clustering loops, straight downward falling.
Cadalso y Vázquez or Cadahlso y Vázquez \kä-'thäl-sō-ē-'bäth-kāth\
(ت. 8 اکتبر 1741، کادیس، اسپانیا- و. 27 فوریه 1782، خیورالتار) نویسندة اسپانیایی که بهسبب نگارش «ادبیات مراکشی» (Cartas marruecas, 1793)، که در آن یک مسافر مغربی در اسپانیا انتقادات زیرکانهای از زندگی اسپانیایی میکند، معروف شد. خوزه، که در مادرید درس خواند، بسیار سفر کرد و با اینکه از جنگ نفرت داشت، اما طی جنگ هفت ساله وارد ارتش شد. نثر هجوآمیز او یعنی «مردان با تدبیر بدون دانش» (Los eruditos a la violeta, 1772)، که در آن دانشمند دروغین را هدف قرار داد، مشهورترین اثر او بود. کادالسو گرچه متأثر از کلاسیکها است، همانطورکه در نمایش نوکلاسیکش با نام «سانچو گارسیا» (Sancho Garcia, 1771) و شعر آناکرئونیاش در «سرگرمیهای جوانی من» (Ocios de mi juventud, 1773) دیده میشود، اما او را بهدلیل «شبهای غمگین»اش (Noches lúgubres, 1789-90)، که زندگینامه خودنگاشت منثوری ملهم از مرگ محبوبش، ماریا ایگناسیا ایوانیسِ بازیگر طلایهدار رمانتیسم اسپانیایی میدانند.
لقب جان کید (ت. ایرلند- و. 12 جولای 1450، هیتفیلد، ساسکس، انگلستان) رهبر شورش بزرگ (1450) ضد دولت هنری ششم، شاه انگلستان. هرچند که شورش سرکوب شد، ولی به آشفتگی و ضعف اقتدار سلطنت، که منجر به جنگ رزها (1455- 1458) بین خانوادههای یورک و لنکستر شد، انجامید. «هنری ششم، قسمت دوم» (Henry VI, Part 2) اثر ویلیام شکسپیر، داستان کید را بهصورت نمایش درآورده است؛ پرده چهارم، صحنة دوم از این نمایشنامه منبع نقلی است که به اشتباه به کید نسبت دادهاند: «اولین چیزی که ما انجام میدهیم، آن است که اجازه دهید همه وکلا را بکشیم» (این گفته درواقع بهوسیلة دیک قصاب به کید گفته شده است).
[لاتین میانه آن cadentia، معنای تحتاللفظی آن، حرکت افتان] 1. ترتیبی منظم یا جریان صداها در زبان؛ مخصوصاً، توالی آهنگین خاصی که از نویسندهای خاص یا در یک سرایش ادبی متمایز است. 2. نظمی خیزان یا افتان از هجاهای قوی، بلند یا تکیهدار و هجاهای ضعیف، کوتاه یا بدون تکیه. قس: آرسیس؛ ایونیایی؛ وزن. 3. ترتیبی ناموزون و غیرمنظم از هجاهای تکیهدار یا بدون تکیه در نثر یا شعر آزاد که بر دستههای تکیه طبیعی مبتنی است.
در اساطیر یونان، پسر فوئنیکس یا آگنور (شاه فوئنیسیا) و برادر ائوروپه. زئوس ائوروپه را ربود و کادموس برای یافتن او فرستاده شد. او بهطور ناموفق به معبد دلفی مراجعه کرد، ولی کاهن معبد دلفی از او درخواست کرد تا خواستهاش را اجابت کند، گاوی را دنبال کند و شهری در نقطهای بنا کند که گاو در آنجا توقف میکند. گاو او را به بوئئوتیا (سرزمین گاو) راهنمایی کرد، جاییکه او شهر تبس را بنا نهاد. بعدها، کادموس دندانهای اژدهایی را که خود کشته بود در زمین کاشت. از این بذرها نژادی وحشی پدید آمد، انسانهایی مسلح که اسپارتی یا اسپارتوئی (به معنی «انسان کاشته شده») نامیده شدند. پنج نفر از آنها او را در ساخت کادمئا، یا دژ تبس یاری کردند و مؤسسان خانوادههای اشراف شهر شدند. کادموس بعدها هارمونیا را به زنی گرفت، که از او پنج بچه داشت. طبق روایات، کادموس الفبا را برای یونانیان به ارمغان آورد.
(ت. حدود 219 ق.م- و. 166 ق.م، رم) شاعر فکاهی رومی که وُلکاتیوس سدیگیتوس نقاد او را در رأس همه نویسندگان کمدی رومی قرار داده است. اطلاعات بسیار کمی وجود دارد که گفتههایی از این دست را تأیید کند جز اینکه او نویسندهای با اخلاقیات بسیار عالی بود (ستایشی که هوراسِ شاعر بهعمل آورد) و اینکه از نمایشنامهنویس یونانی، مناندر، تبعیت کرده و او را تحسین نموده و سرمشق خود قرار داده بود، و اینکه آثار او نشاط کمتری نسبت به سلف او، پلائوتوس، داشت و کمتر از ترنس، جوان معاصر او، آراسته بود. هرچند که بعضی نویسندگان اشارههایی به او داشتهاند، اما اطلاعات دقیق بسیار کمی در مورد او در دست است. از میان کمدیهای او تنها 42 عنوان (بسیاری از آنها عیناً عناوین نمایشنامههای مناندر هستند) و 280 بیت یا قسمتهایی از ابیات باقی مانده است.
(شکوفایی 658-680) اولین شاعر مسیحی به زبان انگلیسی قدیم که سرود مذهبی قطعهقطعة وی در زمینة آفرینش بهعنوان نماد اقتباس از سنت شعری حماسی- اشرافی انگلوساکسون برای موضوعات مسیحیت باقی مانده است. داستان زندگی او از کتاب «تاریخ مذهبی مردم انگلستان» (Ecclesiastical History of the English People) نوشته بید مشهور است. به نقل از این کتاب، کدمون، که چوپانی بیسواد بود، شبی از جمع دوستانش با شرمساری به بستر رفت، زیرا نتوانسته بود از عهده درخواست میهمانان مجلس برای آواز خواندن برآید. آن شب غریبهای به خوابش آمد و به او امر کرد آوازی در باب «داستان آفرینش» بخواند. چوپان در عالم رؤیا متوجه شد اشعاری را بر زبان میآورد که هرگز آنها را نشنیده بود. وقتی از خواب بیدار شد، خوابش را برای ناظر مزرعهای که برایش کار میکرد، بازگو کرد. از سوی وی به صومعهای در استریناشالچ (امروز ویتبی نامیده میشود) معرفی شد. سنت هیلدا، سرپرست صومعه، بر این باور بود که به کدمون الهام الهی شده است. برای آزمودن تواناییهای او پیشنهاد کرد که او بایستی بخشی از تاریخ مقدس را که راهبان شرح میدادند، به شعر در آورد. تا صبح روز بعد، کدمون این کار را انجام داده بود. به تقاضای رئیس صومعه او ساکن آنجا شد. بقیه عمر، برادران فاضلترش کتاب مقدس را به تفصیل برایش شرح میدادند و او همه آنچه را که میشنید، به زبان محلی به شعر بازگو میکرد. علیرغم همه برگردانهای شعری که تصور میشود کدمون انجام داده باشد، تنها سرود مذهبی برگرفته از اولین رؤیای او، که شامل نه خط است، را میتوان با اطمینان به او نسبت داد. این قطعه به لحاظ شعری الهامبخش نیست، ولی از جنبه تاریخی ارزشمند است. این سرود مذهبی تقریباً بنیادگذار الگویی برای تمام هنر شعر مذهبی انگلوساکسون بود.
Caedmon manuscript or Junius manuscript \'jü-nē- əs\
مجموعهای از بازگفتههای شاعرانه به زبان انگلیسی قدیم مبتنیبر مضامین کتاب مقدس که حدود 1000 م. استنساخ شد. تاریخ آن تا پیش از 1651، یعنی زمانیکه اسقف اعظم، جیمز آشر، از آرما این اثر را به فرانسیسکوس جونیوسِ ادیب تقدیم کرد، نامعلوم است؛ این نسخه هماکنون در کتابخانه بادلیئنِ دانشگاه آکسفورد نگهداری میشود. این مجموعه اولینبار (با عنوان «بازگفتة کدمون») در 1655 منتشر شد. نسخة 5019 بیتی کدمون شامل اشعار «سفر پیدایش»، «سفر خروج»، «دانیال نبی» و «مسیح و شیطان» است که در اصل به کدمون نسبت داده میشد، زیرا این موضوعات تقریباً با مفاهیم بیان شده در «تاریخ مذهبی مردم انگلستان» اثر بید (731) همخوانی دارد. بید مدعی است این موضوعات را کدمون به شعر بومی ترجمه کرده است. مطالعات بعدی، این نسخه را با تردید به کدمون نسبت میدهد، زیرا بهنظر میآید اشعار موجود در آن در دورههای مختلف و بهوسیله چند مؤلف گفته شده باشد.
در اساطیر یونان، پسر الاتوس، یک لاپیت. در ازدواج پیریتوس، شاه لاپیتها، قنطورسها (مخلوقاتی نیمهانسان و نیمهاسب)، که مهمان بودند، به عروس و دیگر زنها حمله کردند. سینوس در نبردی که متعاقب آن پیش آمد شرکت میکند و بهعلت بدن آسیبناپذیرش، پنج قنطورس را میکشد. دیگر قنطورسها در حالت درماندگی علیه او متحد میشوند و درختان پوسیده را روی او جمع میکنند تا اینکه بار انباشتهشده، او را به زیر زمین میراند، طوریکه دوباره هرگز ظاهر نمیشود. این حمله به سینوس در هنر یونان به موضوعی جذاب تبدیل شد.
نام کامل او گایوس ژولیوس سزار (ت. 12/13 جولای 100؟ ق.م، رُم [ایتالیا]- و. 15 مارس 44 ق.م، رُم) ژنرال و سیاستمدار معروف رومی، فاتح گول (50 -58 ق.م)، فاتح جنگ داخلی 45-49 ق.م روم، و دیکتاتور (44-46 ق.م)، که در حال انجام یک دوره اصلاحات سیاسی و اجتماعی بود که گروهی از اشراف در مجلس سنا در ایدس مارس او را کشتند. سزار، که از آغاز اشرافزاده بود، تعدادی از مشاغل مهم سیاسی را بهطور روزافزون تجربه کرد. او به همراه پومپی و کراسوس در سال 60 اولین گروه سه نفره را تشکیل داد و در 59 به کنسولی برگزیده شد. سزار بین 58 و 50 در سلسله عملیاتی، گول را فتح کرد. در 49، بعد از آنکه از طرف سنا به او دستور داده شد که سپاهش را آماده کند، او با روبیکون مخالفت کرد، که اعلام آغاز جنگ داخلی روم بود. او در چندین جبهه دست به نبرد زد، در 49 به کلئوپاترای مصر کمک کرد و عنوان دیکتاتور را بهدست آورد. گروهی از سناتورهای توطئهگر به رهبری گایوس کاسیوس لونگینوس و مارکوس جونیوس بروتوس، او را به قتل رساندند. «تفاسیر جنگ گول» (Commentarii de bello Gallico, 52-51 BC)، در مورد جنگ گُلها، و «تفاسیر جنگ داخلی» (Commentarii de bello civili, 45-51 BC)، در مورد جنگ داخلی از مکتوبات سزار هستند. اما او احتمالاً بیشتر بهعنوان منبع الهام تعدادی از آثار مشهور ادبیات غرب، از جمله «مرگ سزار» (La Morte de César) اثر ژاک گرون، «ژولیوس سزار» (Julius Caesar) اثر ویلیام شکسپیر، «مرگ سزار» (La Morte de César) اثر ولتر و «سزار و کلئوپاترای» (Caesar and Cleopatra) اثر جورج برنارد شاو شناخته میشود.
Caesar and Cleopatra \'sē-zər… 'klē-ə-'pat-rə, pät-\
نمایشنامه چهار پردهای اثر جورج برنارد شاو، که در 1898 نوشته، در 1901 منتشر و اولینبار در 1906 اجرا شد. سزار و کلئوپاترا، که اولین نمایشنامه مهم شاو محسوب میشود، از آنجا شروع میشود که سپاهیان سزار برای تصرف سرزمین باستانی مصر وارد آنجا میشوند که آن سرزمین را به روم ملحق کنند. سزار کلئوپاترای جوان را، که از اسکندریه فرار کرده بود، شبهنگام درحالیکه بین چنگالهای مجسمه ابوالهول مخفی شده میبیند. او کلئوپاترا را به قصر برمیگرداند، خود را معرفی میکند و وی را مجبور میسازد که رفتار کودکانهاش را ترک کرده و در کسوت ملکه بهعنوان حاکم مشترک مصر (به همراه برادرش، پتولمی دیونیسوس) خدمت کند. سزار و کلئوپاترا موفقیت فوقالعادة سزار و کلئوپاترا بیشتر بهسبب استعداد شاو در خلق شخصیتها بود.
صورت جمع آن caesuras یا caesurae [لاتین جدید، معنای تحتاللفظی آن، عمل تدوین و برش؛ گرتهبرداری از یونانی tome به معنای تحتاللفظیِ تدوین] 1. در عروض یونانی و لاتین ایجاد وقفهای در جریان صدا در درون یک شعر با توقف تلفظ لحظهای واژهای قبل از پایان رکن شعر (arma vi/ rumque ca/ no || Tro/ jae qui/ primus ab/oris). وقفه در تقطیع با علامت || مشخص میشود. وقفه معمولاً با ترما، که در آن توقف تلفظ واژه با انتهای رکن منطبق است، متفاوت میباشد. در عروض سنتی، وقفه عنصری موزون است، نه عنصر بیان. 2. در عروض جدید، مکثی درون بند شعر که نظم الگوی وزن را بر هم میزند. وقفه گاهیاوقات جهت تأکید بر ساختار موزون شعر استفاده میشود، اما اغلب تغییر وزن ضرباهنگ سخن به وزن شعری را باعث میشود و عبارتبندی سخن به آرایش موزون شعری را ایجاد میکند. محل ایجاد وقفه ممکن است با نشانههای نقطهگذاری معمول در خط شعر منطبق باشد، اما لزوماً اینگونه نیست. در شعر تناوبی آلمانی و انگلیسی کهن، وقفه علامتی منظم بود که هر بیت را از وسط به دو نیمبیت (مصرع) تقسیم میکرد. در شعر عاشقانه و نئوکلاسیک، وقفه در بیشتر موارد در وسط بیت (وقفه میانی) قرار میگرفت، اما در شعر جدید جای آن متغیر است. ممکن است درون یک بیت چندین وقفه وجود داشته باشد. انواع وقفهها که در عروض جدید متفاوتند، اینگونه است: وقفة مذکر وقفهای که پس از هجای تکیهای یا بلند میآید، و وقفه مؤنث که پس از هجای غیرتکیهای یا کوتاه میآید. وقفه مؤنث نیز به وقفه حماسی و وقفه تغزلی تقسیم شده است. وقفه حماسی وقفهای مؤنث است که پس از هجایی غیرتکیهای میآید که در انتهای یک رکن ایامب بهصورت زاید وارد شده است. یک وقفه حماسی در این ابیات از «مکبث» اثر شکسپیر وجود دارد: «but how of Cawdor$1 || The Thane of Cawdor lives».وقفة تغزلی، وقفهای مؤنث است که پس از هجای غیرتکیهای میآید که بهصورت طبیعی وزن شعر بدان نیاز دارد. این وقفه را میتوان در بیت: «they cease not fighting || east and west» متعلق به ای. ایی. هاوسمن دید.
(ت. 7 جولای 1860، ویلنا، امپراتوری روسیه [هماکنون ویلنیوس، لیتوانی]- و. 31 آگوست 1951، نیویورک، ایالات متحده) روزنامهنگار، اصلاحطلب و رماننویسی که بیش از 40 سال سردبیر روزنامه ییدیش زبانِ Forverts نیویورک بود؛ این روزنامه در زبان انگلیسی با عنوانJewish Daily Forward شناخته میشود. کاهان، که مهاجر بود، در 1882 به ایالات متحده رسید. درحالیکه در یک کارخانه دخانیات کار میکرد، به مدت شش سال توانست انگلیسی را بدان حد فرا گیرد که بتواند به انگلیسی بنویسد و سخنرانی کند. در 1897 Forverts را راهاندازی کرد و خود به عضویت آن درآمد. او به ارتقاء این نشریه در جایگاه یکی از مهمترین ابزارهای حمایت ازمنافع مهاجران همت گماشت و موجب شد نشریه، صراحت سیاسی بیشتری پیدا کند. کاهان با فعالیتهای شدید و سخت سیاسی و ضدکمونیستی در تشکیل اتحادیههای تجاری، مخصوصاً، در صنایع پوشاک فعالیت میکرد. کاهان در کسوت رماننویس چندان توفیقی نیافت و فقط بهسبب «ظهور دیوید لوینسکی» (The Rise of David Levinsky, 1917)، که یکی از نخستین کتابها در مورد تجربه مهاجران یهودی بود، بیش از حد معمول مورد استقبال واقع شد. منتقدان عقیده دارند که ارزش تاریخی این کتاب بیش از ارزش ادبی آن است؛ قدرت آن اساساً در بازآفرینی زندة حیات در قسمت جنوب شرق نیویورکسیتی است. کاهان بیشتر در کسوت مربی پرنفوذ بود تا در قامت یک مؤلف؛ و مصداق این نفوذ این بود که تریبون آزاد زبان ییدیش را در اختیار نویسندگان جوان قرار میداد.
(بهطور کامل کین: نوعی معما) تراژدی رمانیک در سه پرده اثر لرد بایرون، که در 1821 منتشر شد. این نمایشنامه اقتباسی از داستان مذهبی هابیل و قابیل است. تلقی و برداشت همدلانة بایرون از برادرکشی قابیل با هجمهای از انتقاد مواجه شد. بخشی از این انتقاد به این دلیل بود که مؤلف آشکارا قابیل را بر برادر پرهیزگارش ترجیح میدهد و بخشی دیگر بهسبب اینکه شیطان یا لوسیفر بهعنوان شخصیتی دوستداشتنی زیرکی ظاهر میشود. قابیل قهرمان ایدهآل بایرونی بود، در ضعفهای او و ظلمهایی که دیگران به او روا میداشتند مستحیل شد و به دنبال حقیقت و هویت بود.
در عهد عتیق، پسر ارشد آدم و حوا، که برادرش هابیل (پیدایش 16-1: 4) را به قتل رساند. قابیل، که یک کشاورز بود، زمانیکه خدا هدیه برادرش هابیل را، که چوپان بود، پذیرفت، عصبانی شد و وی را به قتل رساند. وقتی از جای هابیل سؤال شد، پاسخ قابیل (بسیار نقل شده است) این بود که «من نمیدانم؛ مگر من محافظ برادرم هستم؟» در نتیجة این گناه، خدا قابیل را تبعید کرد ولی بهسبب اینکه میترسید در تبعید توسط کسان دیگری کشته شود، خداوند برای حمایت او داغی را بر پیشانی وی نهاد که به «مُهرِ کین» معروف است، و خداوند قسم یاد کرد که اگر او کشته شود، انتقال او را هفت برابر بگیرد. دانته، ویلیام شکسپیر، هرمان ملویل (در بیلی باد)، لرد بایرون، ایچ. جی. ولز، جوزف کنراد، هرمان هسه و جان استاینبک نویسندگانی هستند که به مضامین داستان قابیل پرداختهاند.
نام کامل او ملاهان (ت. اول جولای 1892، آناپولیس، ایالت مریلند، امریکا- و. 27 اکتبر 1977، یونیورسیتی پارک، مریلند) رماننویسی که داستانهای ملودرام خشونتآمیز، وسواسگونه از نظر جنسی، و بهشدت پویایش نمونهای اعلا از داستان غیراحساساتی بود که در سالهای سیوچهل در امریکا رواج یافته بود. سه رمان او- «پستچی همیشه دوبار زنگ میزند» (The Postman Always Rings Twice, 1934)،«خسارت مضاعف» (Double Indemnity, 1936)، و «میلدرد پییرس»(Mildred Pierce, 1941)- نیز به کلاسیکهای سینمای امریکا تبدیل شدند. اولین رمان کین، پستچی همیشه دو بار زنگ میزند، موفقیتی خارقالعاده بود. تصویر محیط اجتماعی نکبتبار، شخصیتهایی که تلاش میکنند تا با خشونت به هدفشان برسند و نثر پویا و پرشتاب این کتاب، الگویی برای سایر آثار او شد. «عاشقانه» (Serenade, 1937) بهسبب عرضة قهرمانی دوجنسیتی، در دورة خود اثری جسورانه بود. «سه تا از یک نوع» (Three of a Kind, 1943) شامل رمانهای کوتاه «زن گناهکار» (Sinful Woman)، «خسارت مضاعف» (Double Indemnity)، و «مختلس» (Embezzler) بود. انتشار کتابهای کین پس از جنگ جهانی دوم ادامه یافت؛ «پروانه» (Butterfly, 1947)، «بید» (The Moth, 1948)، «ریشة تبهکاری او»(The Root of His Evil, 1954)، «همسر جادوگر» (The Magician's Wife, 1965)، و «پایان رنگینکمان» (Rainbow's End, 1975) از آن جملهاند، اما هیچیک از آنها به موفقیت آثار اولیهاش دست نیافتند.
نام کامل او سر تامس هنری هال (ت. 14 می 1853، رانکرن، چشر، انگلستان- و. 31 آگوست 1931، آیل آو من) نویسنده بریتانیایی که بهسبب رمانهای عامهپسندش که ترکیبی از احساس، شور درونی، فضای محلی و شخصیتپردازی قوی هستند معروف است. کین از 1881 تا مرگ روزتی در 1882، منشی دانته گابریل روزتی بود. اولین رمان او، «سایة گناه» (The Shadow of a Crime)، در 1885 منتشر شد. به دنبال این رمان چند اثر دیگر نوشت که «قاضیالقضات» (The Deemster, 1887)، «منکسمن» (Manxman, 1894)، «شهر بیگانه» (The External City, 1901)، «زنی که به من معرفی کردی» (The Woman Thou Gavest Me, 1913)، و «زن شکستخورده» (The Woman of Knockaloe, 1923)از آن جملهاند. کین در جزیرة آیل آو من ساکن شد و از 1901 تا 1908 در مجلس نمایندگان، مجلس قانونگذاری، عضو بود. او در 1908 بهعلت خدمت در کسوت مبلّغ متفقین در ایالات متحده، درجه شوالیه را دریافت کرد.
رمانی اثر هرمان ووک، که در 1951 منتشر شد. این رمان در 1952 جایزه پولیتزر را دریافت کرد. شورش کین از تجربیات ووک در یک کشتی- ناوشکن مینروب در جنگ جهانی دوم در اقیانوس آرام سرچشمه گرفته است. شخصیت اصلی این رمان ویلی کیت، نیویورکی ثروتمندی، است که به فرماندهی ناوشکن یواساس کین منصوب میشود و بهتدریج در جریان داستان به بلوغ و پختگی میرسید. اما شهرت این اثر بهسبب تصویری است که از ناخدا کوئیگِ روانرنجور ترسیم میکند. او دلمشغولِ تخلفات جزییای میشود که هزینههایی را به امنیت کشتی و خدمه تحمیل میکنند. تام کیفر، ناوبان باهوش و بدبین، استیو مریک، ناوبان درستکار و وفادار، را قانع میکند که رفتار عجیبوغریب کوئیگ کشتی را به خطر میاندازد؛ مریک با بیمیلی کوئیگ را از فرماندهی برکنار میکند. بیشتر کتاب، دادگاه نظامی مریک و پیامد آن را توصیف میکند. درنهایت، تزلزل کوئیگ به شکست روانی کامل خود او منجر میشود.
(نام کامل آن کیکها و آبجو؛ یا اسکلت در گنجه) رمانی فکاهی اثر ویلیام سامرست موام، که در 1930 منتشر شد. داستان را ویلی اَشِندن، که قبلاً در مجموعه داستان کوتاه «اشندنِ» (Ashenden) موام حضور داشت، روایت میکند. آلروی کیئرِ جاهطلب و خودخواه، که مأموریت دارد زندگینامهای رسمی از رماننویسِ مشهور ادوارد دریفیلد بنویسد، اشندنِ رماننویس را در این کار همراهی میکند. کیئر معتقد است که به منظور فروش بهتر آثار، باید جنبههای غیراشرافی زندگی شخصیتهای آثارش را نادیده بگیرد. اولین همسر دریفیلد، روزی- با نشاط، مهربان، بخشنده، اما بسیار ناتوان برای درک محدود کیئر از رفتار انسان- اسکلت گنجة عنوان فرعی است. او با همسر دوم و ریاکار دریفیلد مقایسه میشود و دریفیلد بیاحساس نیز با شوهر دومِ مهربان و با نزاکت روزی سنجیده میشود. این داستان محافل ادبی لندن را هجو میکند. این رمان را در سطح وسیعی رمان رمزی (roman à clef) با موام در هیئت اشندن، تامس هاردی در هیئت دریفیلد و هیو والپول در هیئت کیئر میدانند.
در اساطیر یونان، پسرانِ دوقلویِ بالدار بورئاسو اورئیتیا. آنها از جمله آرگوناتها هستند که در حفاظت پشم طلایی، به جیسون کمک کردند. آنها در هنگام ورودشان به همراه آرگوناتها به سالمیدسوس در تراکیا، خواهرشان کلئوپاترا را که بهدست شوهرش، فینئوس، شاه کشور، زندانی شده بود، آزاد کردند. طبق روایت دیگری، آنها امکان ایجاد مزاحمت از سوی فینئوس را، هنگامی که پیر و ناتوان شده بود، با کمک هارپیها از بین بردند. هراکلیوس آنها را نزدیک جزیره تنوس به قتل رساند. طبق سنت، کلئیس کالس را در کامپانیا بنیاد نهاد.
(ت. 1941، فلورانس، ایتالیا) سردبیر، ناشر و نویسنده ایتالیایی که کتابش با نام «پیوند کادموس و آرمونی» (Le nozze di Cadamo e Armonia, 1988) تحسین جهانی منتقدان و عامه مردم برایش به ارمغان آورد. کالاسّو زمانیکه دانشجوی دانشگاه رم بود و آنجا مدرکی در رشته ادبیات انگلیسی اخذ کرد، کار برای آدلفی اِتسیونی، ناشر ادبیات کلاسیک و جدید، را آغاز کرد. او با فلور یگیِ رماننویس ازدواج کرد و مدیر مسؤل و سردبیر آدلفی شد. اولین رمان او، «مجنون زشت» (L'impuro folle, 1974)، نمایشی عاطفی از جنون است که در سبکهای تغزلی از فکاهی به حماسی و از اسرارآمیز به عامهپسند نوشته شده است. رمان دوم او «خرابههای کاسک» (La rovina di Kasch) نام داشت، متنی آشفته که براساس افسانه افریقایی باستان درباره پادشاهی کاسک و سقوطش پس از آنکه از آیین سنتی قربانی کردن برای شاه دست کشید، بنا نهاده شده است. پیوند کادموس و آرمونی، که معروفترین اثر او است، اسطورههای سنتی یونان را در تلاش برای احیای معانی اولیهای که آنها روزگاری بیان میکردند- یعنی قدرت مطلق و استبدادی طبیعت و هستی همانطور که در قلب خدایان ریخته میشد- بازگو میکند.
(کالخاس) در اساطیر یونان، پسر تستور (یکی از کشیشان معبد آپولو) و مشهورترین غیبگو در میان یونانیها در زمان جنگ تروجان. او مدت محاصره، درخواست قربانی شدن ایفیژنی، دختر آگاممنون (پادشاه موکنای) را پیشگویی کرد و ساخت اسب چوبیای را پیشنهاد داد که یونانیها به کمک آن توانستند تراوا را فتح کنند. پیشبینی شده بود زمانیکه او برتر از خودش را در پیشگویی ملاقات کند، خواهد مرد؛ با شکست خوردن در سه پیشگویی مقابل موپسوس، کلکسی از ناراحتی مرد یا خودکشی کرد.
(کَلدِکات) جایزه سالانهای که به «هنرمند برجستهترین کتاب تصویری کودک در امریکا» اعطا میشود. این جایزه را فردریک جی. ملچر، رئیس هیئت مدیره شرکت انتشارات آر. آر. بوکر در 1938 بنیان نهاد و به نام رندولف کالدکات، گرافیستِ انگلیسیِ قرن نوزدهم، نامگذاری شد. این جایزه در مجمع سالانه انجمنکتابخانة امریکا همراه با نشان نیوبری برای ادبیات کودک اهدا میشود
(ت. 17 ژانویه 1600، مادرید، اسپانیا- و. 25 می 1681، مادرید) نمایشنامهنویس و شاعری که در جایگاه نمایشنامهنویس پیشتاز اسپانیایی در دوره طلایی جانشین لوپه دِ وِگا شد. زندگی خانوادگی پرتنش، ظاهراً، تأثیر عمیقی روی کالدرون جوان گذاشت؛ چرا که چندین مورد از نمایشنامههایش تمایل شدید به تأثیرات روانشناختی و اخلاقی زندگی خانوادگی را نشان میدهد. کالدرون، که برای فعالیت در کلیسا در نظر گرفته شده بود، در دانشگاههای آلکالا و سالامانکا تحصیل کرد. او کارهای مربوط به کلیسا را رها و در 1623 نوشتن نمایشنامه برای دربار را آغاز کرد و بهزودی عضو برجسته گروه کوچکی از شاعران دراماتیک شد که شاه فیلیپ چهارم دور خود جمع کرده بود. کالدرون پس از وقفهای نزدیک به سی سال، به حرفه مذهبیاش بازگشت. او در 1651 به رتبه کشیشی منصوب شد؛ هرچند که او اعلام کرد دیگر چیزی برای اجرا نمینویسد، ولی شاه اصرار کرد که او به نوشتن برای تئاتر دربار ادامه دهد. نمایشنامههای «نقاش رسوایی او» (El pintor de su deshonra, 1645) و «گسست جامعه انگلستان» (La cisma de Inglaterra, 1627) نمونههایی استادانه از تکنیک ماهرانه کالدرون هستند که در آنها تخیل شاعرانه، شخصیتها و حادثه، با دقت بهوسیله نمادهای برجستهای به هم متصل شدهاند که اهمیت موضوع را روشن میکند. معروفترین نمایشنامههای غیرمذهبی او «طبیب آبروی خویش» (El médico de su honra, 1635)، «زندگی رؤیاست» (La vida es sueño,1635)، «شهردار دزالامئا» (El alcalde de Zalamea, 1640)، و «دختر هوا» (La hija del aire, 1653)، که گاهی شاهکار او محسوب میشود، نام دارند. «اکو و نرگس» (Eco y Narciso, 1661)، «پیکره پرومتئوس» (La estatua de prometeo, 1669)، و «جانوران وحشی باعشق رام میشوند» (Fieras afemina amor, 1669) نمایشنامههایی هستند که در آنها مضامین غالباً اسطورهای به روشی کموبیش تمثیلی بیان شده است. افزونبراین، کالدرون کارهای زیادی در موضوعات مذهبی انجام داد. مهمترین نمونههای این دسته از آثار او داستانهای تغییر دین و شهادتاند، که معمولاً درباره قدیسان نخستین کلیسا هستند. یکی از جذابترین این داستانها «شاهزاده ثابتقدم» (El principe constante, 1629) است که در آن شهادت شاهزاده فردیناند پرتغالی به نمایش درآمده است. «جادوگر خارقالعاده» (El mágico prodigioso, 1637) یک نمایشنامة مذهبی پیچیده است؛ و «دو دلداده جهان بالا» (Los dos amantes del cielo, 1636) و «ژوزف مؤنث» (El José de las mujeres, 1640) بسیار ماهرانه و متصنع هستند. هفتادوچهار «نمایشنامه اخلاقی» (autos sacramentales)، که برای اجرای خیابانی در عید پیکر مسیح نوشته شدهاند، نیز از او بر جای ماندهاند. کالدرون در نمایشنامهها اصول و سنتهای نمایشنامه اخلاقی قرون وسطا را بنا نهاده است. بزرگترین دستاورد او در این نوع نمایشنامهها را باید در میان آثاری که مربوط به دوران کهولت اوست، جستوجو کرد که اصول جزمی سقوط و رستگاری را به نمایش در میآورد و مهمترین آنها «تاکستانِ ارباب» (La vina del senor, 1674)، «کشتی بازرگان» (La nave del mercader, 1674)، «پناهگاه جدید فقیر» (El nuevo hospicio de pobres, 1675)، «بزرگترین روزِِِِ روزگار» (El dia mayor de los dias, 1678) و «چوپان وفادار» (El pastor fido, 1678) نام دارند.
(ت. 17 دسامبر 1903، کوویتا کاونتی، ایالت جورجیا، امریکا- و. 11 آوریل 1987، پارادایز ولی، ایالت اریزونا) نویسندة امریکایی که در رمانها و داستانهای سادهاش دربارة فقیران روستایی جنوب امریکا، خشونت و روابط جنسی را در تراژدیـ کمدیهای عجیبوغریب به هم آمیخته است. پدر کالدول مبلّغ مذهبی بود که مکرراً از کلیسایی به کلیسای دیگر میرفت و بدینسبب، کالدول آگاهی عمیقی از کشاورزان فقیری بهدست آورد که پدرش در خدمت آنها بود. او به کالج ارسکین، دیو وست، اس.سی.، و دانشگاه ویرجینیا رفت، اما فارغالتحصیل نشد. او با «جادة تنباکو» (Tobacco Road, 1932) به شهرت رسید؛ رمانی جنجالی که روایتی از فقر و انحطاط روستایی بود. نمایش جادة تنباکو هفت سال و نیم در طی سالهای 1930 تا اوایل 1940 در تئاتر نیویورک اجرا شد. شهرت کالدول در کسوت یک رماننویس تا حد زیادی بر دو رمان جادة تنباکو و «صحن کوچک کلیسا» (God's Little Acre, 1933) مبتنی است؛ این رمان پرفروش نیز وضع سفیدپوستان فقیر و فاسد را در نواحی روستایی جنوب نشان میدهد. از جمله آثار دیگر کالدول «غوغای ژوئیه» (Trouble in July, 1940)؛ روایت اپیزودیک «پسر جورجیا» (Georgia Boy, 1943)، که داستانی با بیان زیبا از دوران کودکی است؛ زندگینامه خودنگاشت «صدا بزن تجربه را» (Call It Experince, 1951)؛ و «در جستوجوی بیسکو» (In Search of Bisco, 1967) هستند. کالدول متن و مارگرت برکوایت (که بعدها به همسری وی درآمد)، عکسهایی برای یک کتاب مستند و مستدل درباره روستاییان جنوب با عنوان «تو چهرههایشان را دیدهای» (You Have Seen Their Faces, 1937) تهیه کردند. کالدول و وایت، برای دو کتاب مصّور دیگر، یکی دربارة چکسلواکی و دیگری دربارة اتحاد شوروی نیز همکاری داشتند.
شخصیت داستانی، موجودی وحشی، عبوس و معیوب در نمایشنامه «توفان» (The Tempest) اثر ویلیام شکسپیر. کلیبن پسر جادوگری بهنام سیکوراکس است که بهتنهایی در جزیرهاش زندگی میکند (بهاستثنای اَریئلِ زندانی)، تا اینکه پراسپرو همراه میراندا، فرزند دخترش، در ساحل انداخته شدند. پراسپرو کلیبن را خدمتکار خود میکند و پس از چند سال به او صحبت کردن میآموزد. کلیبن در آثار شکسپیر چهره منفی بشری است و از نظر دیگران نمونه بومیان رنجبری است که تحت ستم امپریالیسم هستند.
تکگویی نمایشی اثر رابرت براونینگ، منتشره در «شخصیتهای نمایشی» (Dramatis personae) در 1864، که جستوجویی را در ماهیت روابط انسان با خدا و دیگر انسانها بنا مینهد. کلیبن، خدمتکار فاقدِ شعور و نه کاملاً انسانِ پراسپرو در نمایشنامة «توفان» (The Tempest) اثر ویلیام شکسپیر است، روی شخصیتِ خدای خود، ستباس، تأمل میکند و میاندیشد که هدف ستباس از خلقت جهان چه چیزی میتوانسته باشد. از جمله نتیجهگیریهای کلیبن است که خدای او موجودی بسیار شبیهِ خودِ اوست و اینکه جهان را بهخاطر لذت و تفریحِ خود خلق کرده است.
، لقب گایوس سزار، شکل کامل آن گایوس سزار ژرمانیکوس (ت. 31 آگوست 12 ق.م، آنتیوم، لاتیوم [اکنون آنتسیو، ایتالیا] -و.24 ژوئن 41، روم) امپراتور روم از 37 تا 41 و جانشین تیبریوس. گزارشهای تاریخنگاران قدیم از دوران حکومت او بهخاطر تعصب و دشمنی با او بهگونهای است که تقریباً نمیتوان حقیقت را در موردش ثابت کرد. او هفت ماه پس از رسیدن به سلطنت، بهشدت مریض شد؛ از آن پس با حسی مستبدانه محاکمه خیانتکاران را احیا کرد، بیرحمی شدیدی از خود نشان داد، و مشغول وحشیگری شد. در 38 نایویوس سوتوریوس ماکرو، فرمانده گارد کنسولی که بهواسطه حمایت او به سلطنت رسیده بود، را اعدام کرد. خود را خدا میدانست و علاقة مفرطی به خواهرانش داشت، مخصوصاً به دروسیلا که پس از مرگ (سال 38) تبدیل به دیوا دروسیلای مقدس، نخستین زن در روم که بسیار مورد احترام بود، شد. برخی نویسندگان تصور کردهاند که او بعد از مریضیاش دیوانه شد، اما بسیاری از این مدارک مشکوکاند و برخی- از جمله اینکه او به اسب خود لقب کنسول داد- نادرست هستند. او از بیماری صرع رنج میبرد. کالیگیولا موضوع داستانهای آوگاست استریندبری با نام «مینیاتور تاریخی» (Historika miniatyrer, 1905) و آلبر کامو با نام «کالیگیولا» (Caligula, 1944) قرار گرفته است.
(ت. 20 دسامبر 1911، نیویورک، ایالت نیویورک، ایالات متحده) نویسندة امریکایی رمان، داستان بلند و داستان کوتاه که بهخاطر سبکِ عالی و پردازش خردمندانه شخصیتها در داستانهای کوتاهش، که بسیاری از آنها ابتدا در The New Yorkerچاپ شد، مشهور است. کلیشر، که پدرش مهاجری آلمانی و مادرش جنوبی آوارهای بود، از خانوادهای از قشر متوسط در شهر نیویورک پرورش یافت. او در 1932 از کالج باردنر فارغالتحصیل شد و بعدها در آنجا تدریس کرد. مجموعه داستانهای او «در غیبت فرشتگان» (In the Absence of Angels, 1951)و «مجموعه داستانهای هورتنس کلیشر» (The Collected Stories of Hortense Calisher, 1975)، که گردآوریهایی از مجموعههای قبلی او بودند، دربردارندة داستانهایی است که نقش اصلی را به همزاد کلیشر، هستِر الکینز، میدهد که بچهای یهودی است که به همراه خانوادة قومی خود در نیویورک زندگی میکند. کلیشر، که چهار جایزة داستان کوتاه اُ هنری را دریافت کرده بود، در نوشتن داستان کوتاه با پیرنگِ خوب و ادراک روانشناختی، که شخصیتهایی خوشطرح دارد، بیرقیب است. داستانهای گردآوری شدة او «قصهای برای آینه: یک داستان بلند و دیگر داستانها» (Tale of Mirror: A Novella and Other Stories, 1962)، «نهایت جادو: یک داستان بلند و دیگر داستانها» (Extreme Magic: ANovella and Other Stories, 1964)، و «سراتوگا، مرد پرشور» (Hot Saratoga, 1985) نام دارند. اولین رمان او، «ورودغیرقانونی» (False Entry, 1961)، دارای شخصیتهایی است که در رمانی با موقعیت مکانی و زمانی کاملاً متفاوت با نام «نیویورکیها» (The New Yorkers)، که در آن دختری دوازده ساله همسرِ خیانتکار پدرش را میکشد، دوباره بهکار میروند. دیگر رمانهای او «ملکه» (Queenie, 1971)، «در مراقبت زنان» (On KeepingWomen, 1977)، «در آیین رهبری» (Mysteries of Motion, 1983)، «عصر» (Age, 1987)، و «در دربارِ پادشاه سینما» (In the Palace of the MovieKing, 1933) نام دارند.
(ت. 22 سپتامبر 1903، تُرانتو، آنتریو، کانادا- و. 25 آگوست 1990، تُرانتو) نویسندة رمان و داستان کوتاه کانادایی. کلاگان به دانشگاه ترانتو (لیسانس در 1925) و دانشکده حقوق آزگود هال (لیسانس حقوق در 1928) رفت. وی هرگز در رشته حقوق کار نکرد، اما در 1928 نویسندة تماموقت شد و برای داستانهای کوتاهش در مجموعه «یک بومی آرگوسی» (A Native Argosy, 1929) تحسین منتقدان را برانگیخت. مجموعه داستانهای بعدی او شامل «داستانهای مورلی کلاگان» (Morely Callaghan’s Storiess, 1959) و «بانوی آزاد و مرد فاسق» (No Man's Meat and the Enchanted Pimp, 1978) است. «فراری مرموز» (Strange Fugitive, 1928)، اولین رمان از بیش از ده رمان وی، نابودی یک وصلة ناجور اجتماعی را توصیف میکند؛ تیپی که در داستان کلاگان تکرار میشود. دومین عنصر مشخص در آثار بعدی وی تأکید بر عشق مسیحیان بهمثابه پاسخی به بیعدالتی اجتماعی است؛ این عنصر در «محبوب من اینگونه» (Such Is My Beloved, 1934)، «آنها زمین را به ارث خواهند برد» (They Shall Inherit the Earth, 1935)، «محبوبهها و کمشدهها» (The Loved and the Lost, 1951)، «عشقی در رُم» (A Passion in Rome, 1961) دیده میشود. وی در 1940 آثار کمی منتشر کرد، به نمایشنامهنویسی گرایش پیدا کرد و با کمپانی تلویزیونی کانادا کار کرد. «آن تابستان در پاریس» (That Summer in Paris, 1963)، که روایتگر خاطرة روزهای کلاگان در پاریس در 1929 و دوستیاش با اف. اسکات فیتسجرالد و ارنست همینگوی است، و «یک میدان قشنگ و دنج» (A Fine and Private Place, 1975)، که داستان نویسندهای است که میخواهد در کشور خودش شهرت هنری داشته باشد، چشمگیرترین آثار در میان آثار متأخر کلاگان هستند.
، مجموعة شعری اثر گیّوم آپولینر، که در 1918 در فرانسه چاپ شد. اشعار این مجموعه تجارب سربازی آپولینر در طول جنگ جهانی اول و نیز پیوند او با دنیای هنری پاریس را منعکس میکند. این مجموعه بهطور خاص بهدلیل قالب منظومی که در آن کلمات بهگونهای در شعر بهکار میروند که بتوانند الگویی را ایجاد کنند که مضمون و موضوع شعر را نشان دهد، مورد توجه قرار گرفت.
(ت.حدود 305 ق.م، کورنه، افریقای شمالی- و.حدود 240 ق.م) شاعر و ادیب یونانی، شاعری که معرّفی تمامعیار از مکتب عالمانه و پیشرفتة اسکندریه بود. کالیماخوس به اسکندریه مهاجرت کرد؛ جاییکه شاه پتولمی دوم فیلادلفوس مصر، کاری را در کتابخانة اسکندریه، که در دنیای یونان باستان بسیار مهم بود، به او واگذار کرد. از نوشتههای پرحجم کالیماخوس، تنها قطعاتی از آنها باقی مانده است که تعدادی از آنها در قرن بیستم کشف شد. مشهورترین اثر شعری او «ریشهها» (Aitia) احتمالاً حدود 270 ق.م. تألیف شده است. این اثر مرثیهای روایی در چهار جلد، شامل گزیدهای از حکایتهای مبهم از اساطیر و تاریخ یونان است، که در آنها مؤلف به دنبال شرح منشأ اسطورهای رسوم، جشنها و نامهای مبهم است. از میان مرثیههای او برای مناسبتهای ویژه، «موی برنیچه» (Lock of Berenice)، مشهورترین است؛ قطعهای لطیف از شعری درباری که بعدها کاتولوس آن را بهصورت آزاد به لاتین ترجمه کرد. دیگر آثار کالیماخوس عبارتانداز «یامبی» (Iambi)، سیزده شعر کوتاه در موضوعات مناسبتی؛ «هکال» (Hecale)، یک شعر حماسی کوچک، یا اپیلیون، که سبک شعری جدیدی را برای شرح مجمل و کوتاه ایجاد کرد؛ و «لکلک» (Ibis)، شعری جدلی که علیه شاگرد سابق آپولونیوسِ رودسی سروده شده، که حماسة بزرگش یعنی «آرگوناییها» (Argonautica) نشانگر شورشی علیه معیار ذوق استادش بود. کالیماخوس در «سرودهای مذهبی» (Hymns)قالب مذهبی سنتی سرودهای هومری را برای استفادة ادبی صرف بهکار برد. «لطیفهها» (Epigrams)، که 60 مورد از آن باقی مانده، تنوع موضوعات شخصی را با هنرمندی تمام تصویر میکند. از میان آثار منثور متعدد او، «الواح» (Pinakes)در 120 جلد از همة مشهورتر است. این کتاب از فهرست دقیق مؤلفان آثار موجود در کتابخانة اسکندریه تشکیل شده است.
(شکوفایی اواسط قرن هفتم ق.م، اِفِسوس، ایونیا، آسیای صغیر) شاعر مرثیهسرای یونان، اندک اشعار باقیمانده از آثار او دورة ناآرام آسیای صغیر را نشان میدهد، زمانی که سیمیریان، قومی که در اصل از جایی که بعدها جنوب روسیه شد، به آنجا هجوم آورده بودند. بلندترین این اشعار، تقاضایی از مردانی جوان است که ترس بزدلانة آنها را از بین ببرد و آنها را به جنگ و دفاع از کشورشان تشویق کند؛ حتی اگر لزوماً به مرگ منتهی شود. درحالیکه واژگان و تخیل شعر هومرگونه است، جملهبندی آن گاهی جدید و بدیع مینماید.
در اساطیر یونان، سرشناسترین الهه از میان میوزها (9 الهه دانش)، حامی شعر حماسی. به فرمان زئوس، او در خصوص نزاع بین خدایان آفرودیته و پرسیفونه بر سر آدونیس قضاوت میکند. در بسیاری از آثار، او و شاه اُوئیگروس تراسی والدین اورفئوس، قهرمان چنگنواز، بودند؛ او همچنین مورد علاقه فراوان خدایگان آپولو بود و از او دو پسر، هایمن و ایالموس، داشت. برخی آثار نیز او را مادر رئوسوس، شاه تراس و قربانی جنگ تروجان، و یا مادر لینوسِ نوازنده، که مخترع ملودی و وزن بود، میشناسند.
رمانی از هنری رات، که در 1934 منتشر شد. این رمان روایتگر شخصیت و احساسات پسری جوان، فرزند مهاجران یهودی ییدیشزبان در محله یهودینشین در نیویورک است. رات تکنیکهای جریان سیال ذهن را برای روایت رشد روانی پسر و نیز جهت کندوکاو احساسات او در خصوص خانوادهاش و دنیای بزرگتر اطراف بهکار میبرد. کتاب بهطرزی قدرتمندانه، ترسها و نگرانیهای تجربی بچه در روابط اضطرابآور با پدرش را زنده میکند و بهطرز واقعنمایانهای محیط نکبتبار شهری را، که خانواده در آن زندگی میکند، توصیف میکند. این رمان در اواخر دهة 1950 و اوایل دهة 1960 دوباره کشف شد و بهعنوان رمان کارگری مهم دهة 1930 و اثری کلاسیک از ادبیات یهودی- امریکایی مجدداً مورد توجه قرار گرفت.
رمانی از جک لندن، که در 1903 منتشر شد و اغلب آن را شاهکار او محسوب میکنند. نوع کلاسیک داستان ماجرایی لندن بهخاطر استفاده از سگی بهعنوان قهرمان داستان، باعث شده است که گاهی این رمان را به اشتباه رمانی کودکانه تلقی کنند. باک، که برای تربیت بهصورت سگ سورتمه با کشتی به کلاندایک فرستاده میشود، در نهایت به اصل خویش یعنی گرگمَنشی باز میگردد. او سپس با رها کردن زندگی آرام در دنیای انسانها برای رویارویی با خطر، حادثه و تخیّل سفری تقریباً اسطورهایی پیش میگیرد. وقتی که او به «شبح سگ» افسانهای کلاندایک تغییر مییابد، قهرمانی واقعی میشود.
(ت. 15 اکتبر 1923، سانتیاگو د لاس وگاس، کوبا- و. 19 سپتامبر 1985، سیئنا، ایتالیا) خبرنگار، نویسندة داستان کوتاه و رماننویس ایتالیایی، که حکایتهای شگفت و خیالیاش او را به یکی از مهمترین داستاننویسان ایتالیایی قرن بیستم بدل ساخت. کالوینو در جوانی، کوبا را به قصد ایتالیا ترک کرد. در طی جنگ جهانی دوم، به مقاومت ایتالیا پیوست و بعد از جنگ در تورین اقامت گزید و زمانیکه با فصلنامة کمونیستی L’Unitá و با بنگاه انتشاراتی ائینائودی همکاری میکرد، از دانشگاه تورین مدرک ادبیاتش را گرفت. از 1959 تا 1966 با همکاری الیو ویتورینی مجلة چپگرای Il Menabòdi letteraturaرا سردبیری کرد. کار کالوینو در مقاومت الهامبخشِ دو تا از آثار داستانی او شد: رمان نورئالیستی «راه باریک آشیانه عنکبوتها» (Il sentiero dei nidi di ragno, 1947) و مجموعه داستان «آدم، یک بعدازظهر و داستانهای دیگر» (Ultimo viene il corvo, 1949). کالوینو در دهه1950 بهطور جدی به خیالپردازی و کنایه گرایش پیدا کرد و سه قصة خیالی با نامهای «ویکنت دونیم شده» (Il visconte dimezzato, 1952)، «بارون در درختان» (Il barone rampante, 1957)، و «شهسوار یافتنشدنی» (Il cavaliere inesistente, 1959) نوشت که برای او شهرت بینالمللی و جهانی به ارمغان آورد. «قصههای عامیانة ایتالیایی» (Faibe italiane, 1956) وی مجموعهای از قصههای سنتی به گویشهای منطقهای را گرد هم آورده است. در میان آثار فانتزی بعدی وی «کیهان فکاهیه» (Le cosmicomiche, 1965)، مجموعهای جذاب و دلنشین از روایتهای جریان سیال ذهن که به خلق و تحول دنیا میپردازد، دیده میشود. کالوینو در رمانهای بعدیاش یعنی «شهرهای نامرئی» (Le città invisibili, 1972)، «قصر سرنوشتهای متقاطع» (Il castello dei destini incrociati, 1973)، «اگر شبی از شبهای زمستان مسافری» (Se una notte d'inverno un viaggiatore, 1976) از ساختارهای ابتکاری و دیدگاههای متغیر مطایبهآمیز استفاده کرد. «فواید ادبیات» (Una pietra sopra: Discorsi di letteratura e societá, 1980)مجموعة مقالاتی است که برای Il Menabó نوشت.
(ت. 82 ق.م- و. حدود 47 ق.م) شاعر و خطیب رومی که، در قامت یک شاعر، در سبک و انتخاب موضوعات شعری از دوستش کاتولوس پیروی میکرد. کلووس پسر لیسینیوس ماسرِ وقایعنگار بود. او در کسوتِ یک خطیب، رهبر گروهی از شاعران بود که با مکتب متکلف شرقی مخالفت میکردند و سبک سادة سخنوران آتنی را بهمثابة الگوی خود برمیگزیدند. از خطبههای او 21 مورد شایان ذکرند که مشهورترین آنها، مواردی است که بر ضد کرسی پابلیوس واتینیوس ایراد شد. تنها بیست قطعة ناقص از اشعار او باقی مانده است.
در اساطیر یونان، دختر تیتان اطلس (یا اُکیانوس یا نِرِئوس)، یک پری دریایی از جزیرة اسطورهای اوگیگیا. مدت هفت سال اودیسئوس، قهرمان یونان، را گرامی داشت، اما حتی با وعدة جاودانگی نیز نتوانست بر اشتیاق او برای بازگشت به خانه فائق آید. در نهایت زئوس الهة هرمس را فرستاد تا از او بخواهد اودیسئوس را آزاد کند. برطبق داستانهای متأخر، او از اودیسئوس صاحب پسری به نام آئوسون و دوقلوهایی به نامهای نائوسیتوس و نائوسینوس شد.
گروهی نقادان که در مطالعات ادبی انگلیسی از اواسط دهة 1920 بسیار تأثیرگذار بودند؛ این گروه مکتبی به لحاظ عقلی باریکبین از معیارهای نقد در عرصة ادبیات ایجاد کردند. رهبران این گروه آی. ای. ریچاردز و اف. آر. لیویس از دانشگاه کیمبریج و ویلیام امپسن، شاگرد ریچاردز، بودند. سی. کی. آگدن، نویسنده و زبانشناس، در مطالعات زبانشناسی «معنای معنا» (1923) در کیمبریج با ریچاردز در ارتباط بودند. طرز تلقی این نقادان از ادبیات مبتنی بر معاینه دقیق متن ادبی، چنانکه در دو کتاب اصلی ریچاردز نشان داده شده است، یعنی «اصول نقد ادبی» (Principles of Literary Criticism, 1924) و «نقد عملی» (Practical Criticism, 1929) و نیز مبتنی بر اعتقاد آنها به رابطة نزدیک ادبیات با مسائل اجتماعی بود. این نگاه قسمتی از نقدی بزرگتر از زندگی بود که لیویس در آثاری چون «فرهنگ و محیط» (Culture and Environment, 1933) و «سنت بزرگ» (The Great Tradition, 1948)، که در مورد رمان انگلیسی است، مورد بحث قرار داده است. فصلنامة لیویس با نام Scrutiny (53-1932) به هر دو جنبه اختصاص داده شد و یادداشتنویسانِ آن- از جمله ال. سی. نایتس، دنیس تامپسن و همسر لیویس، کیو. دی. لیویس، («قصه و مطالعة عمومی» (Fiction and the Reading Public, 1932))- کمک شایانی به حوزة نقد کردند. کتابهای «هفت نوع ابهام» (Seven Types of Ambiguity, 1930) و «ساختار واژگان پیچیده» (The Structure of Complex Words, 1951) اثر ویلیام امپسن گسترة نقد را که ریشه در تحلیل زبانشناسی دارد، شرح داد. نقد کیمبریج از نوع خاصی پیروی نمیکرد، اما چارچوب تحلیلی، بسته بودن و دوریاش از نوشتار مبتنی بر قدردانی اخلاقی از آموزش سخت و گرایشهای پدیدآورندگانش به فلسفه، زبانشناسی و روانشناسی و علوم اجتماعی و نیز از غور زیاد در ادبیات آشکار میشد. نیز نکنقد جدید.
در افسانة آرتوری، محل دربارِ شاه آرتور است. این قلعه در ویلز به کارلیئن در مانمتشر نسبت داده میشد و در انگلستان موقعیت مکانی آن به نقاط مختلفی از جمله این موارد نسبت داده میشود: کوئین کمل در سامرست؛ شهر کوچک کملفرد در کورنوال؛ وینچستر در همشر؛ و قلعة کدبری در کدبری جنوبی واقع در سامرست.
در اساطیر رومی، دوشیزة افسانهای ولسکایی که رزمآور و محبوب دیانای خدا میشود. به گفتة ویرژیل، شاعر رومی، پدر او، متابوس، با او که کودک بود از دست دشمنان فرار میکرده که به رودخانه آمیسنوس میرسد. او کودک را به نیزهای میبندد، او را به دیانا هدیه میدهد و از روی رودخانه پرتاب میکند. وی سپس به سمت ساحل مقابل شنا میکند و دوباره به کامیلا میپیوندد. کامیلا با زندگی در میان شبانان در جنگل، شکارچی ماهری میشود و با کمک و سرپرستی پدرش جنگاوری بااراده و در همة هنرهای دهقانی توانا میشود. او رهبر گروه جنگجویان میگردد و در نبردی بر ضد آینئاس، قهرمان رومی، میجنگد. کامیلا درحالیکه مشغول تعقیب سربازی فراری است، به دست یک اتروسکانی به نام آرونز کشته میشود.
نام بدلی شخصیت داستانی مارگریت گوتیه، قهرمان نمایشنامة «لا دام اُ کاملیا» (La Dame aux camélias, 1848/ اجرا 1852) اثر الکساندر دومای پسر. کامی راه زندگی روسپیگری را برگزید و لقب او به کاملیاس اشاره دارد که نشانهای از سهلالوصول بودن او بهشمار میرود. کامی بعد از اینکه عاشق مرد جوانی میشود، زندگی و راه سابق خود را ترک میکند، اما فداکارانه به آن زندگی روسپیگری برمیگردد (حتی با دانستن اینکه تا حد زیادی به خطر میافتد و اینکه این عشق آخرین شانس او برای خوشبختی است) تا اینکه زندگیاش را با رابطه با او به نابودی میکشد. صحنة طولانی مرگ او بارها تقلید شده است. این داستان همچنان زنده است و جوزپه وردی آن را بنای اپرای «لا تراویاتا» (La traviata, 1853) قرار داده و گرتا گاربو از آن برای توصیف شخصیت فیلم به یادماندنی «کامی» (Camille, 1936) استفاده کرده است.
شخصیت داستانی، کشیش روستایی جنگاور ایتالیایی که تقابل او با دشمن متخاصم همردهاش، یعنی پپونه شهردار محلی کمونیست، مبنایی برای سلسله داستانهای مشهور و طنز جووانی گوئارسکی، ادیب ایتالیایی، شد. این شخصیت همچنین در مجموعة فیلم موفقی به زبان فرانسوی (دهههای 1950 و 1960) با درخشش فرناندل، بازیگر طنز فرانسوی، حضور دارد. شاهکارهای دون کامیلو ابتدا در اواخر دهة 1940 در مجلة ایتالیایی Candido منتشر شد. مجموعههایی از این داستانهای کوتاه «دنیای کوچک دون کامیلو» (Mondo Piccolo Don Camillo, 1948)، «دون کامیلو و اغنامش» (Mondo piccolo: Don Camillo e il suo gregge, 1953)، «دون کامیلو دیو را از دُم میگیرد» (عنوان انگلیسی)/ «دون کامیلو و دیو» (عنوان امریکایی) (Don Camillo prende il diavolo per la coda, 1965)، «دون کامیلوی رفیق» (Il compagno Don Camillo, 1963)، و «دون کامیلو باهیپیها دیدار میکند» (Don Camillo e i giovani d’oggi, 1969)نام دارند.
نامخانوادگی او کاموئنس نیز تلفظ میشود (ت.حدود 1524/1525، لیسبون، پرتغال- و. 10 ژوئن 1580، لیسبون) شاعر بزرگ ملی پرتغال و سرایندة شعر حماسی «لوسیتانیاییها» (Os Lusiadas, 1572)، که کشف مسیر دریا به سمت هندوستان بهوسیلة واسکو دو گاما را توصیف میکند. کاموئینش تأثیری دائمی، یکسان و منحصربهفرد بر ادبیات پرتغال و برزیل داشت. اطلاعات زندگینامهای در مورد کاموئینش اندک است. تحقیقات نشان داده است که او یکی از اشرافزادگانی بوده که فقیر شدهاند. مدرکی وجود ندارد که کاموئینش تحصیلات منظمی را گذرانده باشد، اما هیچیک از دیگر شاعران اروپایی آن دوران چنین اطلاعات وسیعی در مورد فرهنگ کلاسیک و معاصر و نیز فلسفه بهدست نیاوردهاند. اینگونه تصور میشود که او در جوانی در سرزمینهای تحت سلطة پرتغال در مراکش حضور داشته است. او همچنین 17 سال را در هندوستان میگذراند. کاموئینش در 1570 به پرتغال بازگشت و اثرش لوسیتانیاییها در اوایل 1572 در لیسبون منتشر شد. در جولای همان سال، شاید به پاس خدمات او در هندوستان و نیز سرودن لوسیتانیاییها مقرری سلطنتی دریافت کرد. اولین چاپ «ریماس» (Rimas) در 1595 منتشر شد. فرناون رودریگیش لووو سوروپیتا، ویراستار این اثر، با اینکه در جمعآوری اشعار از نسخ خطی آوازنامهها دقت زیادی به خرج داد، اما نتوانست از تداخل برخی اشعار تحریفشده در این اثر جلوگیری کند. بااینحال، اشعار موثق کافی برای تعیین و تأیید جایگاه کاموئینش بهمثابة بهترین شاعر غنایی پرتغال وجود دارد. او براساس تجربیاتش در دوران طولانی دوری از پرتغال، با صمیمیت عمیق و احساسی ناب از حسِ «مالامال از تنهایی» (saudade-soledade) نوشت. این امر کیفیت منحصربهفرد جدید و چشمگیری در ادبیات پرتغال بود. کاموئینش در آثار نمایشیاش، سعی کرد گرایشهای ملیگرایانه و سنتی را با هم ترکیب کند. او در کمدی «دو آمفیتروئون» (Anfitriões)، که اقتباسی از آمفیتروئون (Amphitryon) اثر پلائوتوس است، جنبة طنز اسطورة آمفیتریون را برجسته کرده است؛ در کمدی «شاه سلئوکاس» (El-rei Seleuco) موقعیت ایجادشده در پلوتارک (که در آن پسر سلئوکاس نامادریاش را از پدرش میرباید) را بهصورت سطحی تقلید میکند؛ در «فیلومدو» (Filodemo) خود (auto)، نوعی نمایشنامة اخلاقی، را توسعه میدهد که گیل ویسنته قبلاً آن را ابداع کرده بود. ویراستهای آثار کاموئینش در زبان پرتغالی و دیگر زبانها به صدها مورد میرسد و کتابشناسی او بسیار زیاد است.
(ت. 20 آگوست 1885، مارّادی، ایتالیا- و. 1 مارس 1932، فلورانس) شاعر غنایی نوآور ایتالیا که تقریباً به همان اندازة نوشتههای بحثانگیز، بهسبب داشتن شخصیتی متظاهر و غمانگیز مشهور است.کامپانا در اوایل دوران جوانی نشانههایی از بیثباتی ذهنی و روانی را نشان داده بود؛ گرچه بهطور متناوب و نامنظم، در دانشگاه بولونیا شیمی خواند، اما موفق به فارغالتحصیلی نشد. بعد از آن، زندگی خانهبهدوشی و آوارگی را شروع و به اروپا و امریکای لاتین سفر کرد. کارهای گوناگونی را تجربه کرد و بیشتر اوقات یا مدت کوتاهی زندانی میشد و یا مدتهای طولانی به مؤسسات روانی فرستاده میشد. تنها مجموعه شعرش به نام «آوازهای اُرفیک»(Canti orfici, 1914)بهدلیل شور و هیجانات احساسیاش معروف است. گرایش به نیهیلیسم در سرتاسر نگرشها و آرای متضاد اشعار پراکندهاش وجود دارد، که بهطور نامنظم در توهم و واقعیت، عشق و ترس، مسیحیت و عقاید شرکآلود و در بیان فوقالعاده روشن به تناوب میآیند. «نامهها» (Lettere, 1958)، که در سالهای 1916-18 نوشته شده است، سقوط وی در دیوانگی و مالیخولیا را نشان میدهد. او در 1918 به مؤسسة روانی فرستاده شد و بقیة عمرش را در آنجا گذراند.
نام کامل او جان وود کمبل، پسر(ت. 8 ژوئن 1910، نیوئرک، نیوجرسی، ایالات متحده- و. 11 جولای 1971، ماونتینساید، نیوجرسی) نویسندة داستان علمی- تخیلی امریکایی، که پدر داستان علمی- تخیلی نو محسوب میشود. کمبل نوشتن داستان علمی- تخیلی را در دانشگاه شروع کرد. اولین داستان منتشرشدة او، «وقتی اتمها شکافته شدند» (When The Atoms Failed, 1930)، یکی از نخستین توصیفات از رایانه در داستان علمی- تخیلی را شامل میشد. کمبل در سراسر دهة 1930، داستانهای فضایی نوشت، اما نوشتن نوع متفاوتی از داستانهای علمی- تخیلی را با تخلص «دون ای. استوارت» (مشتق از نام همسرش، دونا استوارت) نیز شروع کرد. در این داستانها، فنّاوری تحتالشعاع شخصیتپردازی و حس داستان بود. یکی از اینگونه داستانها «گرگومیش» (Twilight, 1934) است که در آن ماشینها دائماً در حال کارند، حتی تا زمانی بسیار طولانیتر از آنکه انسانها رفتهاند. این آثار عامهپسند تقلیدهای بسیاری را برانگیخت. زمانیکه در 1937 توجهاش را معطوف به سردبیری Astounding Stories- که بعدها Astouading Science Fiction و Analog نامیده شد- کرد، تأثیرش بر دیگر نویسندگان داستانهای علمی- تخیلی ادامه یافت. این نویسندگان نشریات از جمله آیزاک آسیموف و رابرت ای. هینلین، این نوع ادبی را در اواسط قرن بیستم تحت سیطرة خود قرار دادند.
(ت. 26 مارس 1904، نیویورک، ایالات متحده- و. 31 اکتبر 1987، هونولولو) نویسنده و ویراستار پرکار امریکایی که آثارش در مورد اسطورهشناسی تطبیقی کاربردهای جهانی اسطورهشناسی در فرهنگهای انسانی مختلف را مورد بازبینی قرار میدهد و شخصیت اسطورهای را در گسترة وسیعی از ادبیاتها بررسی میکند.کمبل، که در کودکی به مطالعة فرهنگ بومی سرخپوستان امریکا پرداخته بود، بعدها زمانی که برای کسب درجة استادی ادبیات انگلیسی تلاش میکرد، علاقة خود به این کار را احیا کرد. او با کشف اینکه تعدادی از موضوعات در اساطیر آرتوری دارای بنمایههای اساسی در فرهنگ بومی سرخپوستان امریکا هستند، مشکل کهنالگوهای اسطورهای را دنبال کرد. در مقالهاش «قهرمان»، در «کجا آن دو به سراغ پدرشان آمدند» (Where the Two Came to Their Father, 1969)، مفهوم قهرمان را در اسطورهشناسی سرخپوستان امریکا با همان مفهوم در اسطورهشناسی دیگر ملل مقایسه کرد. «قهرمانی با صور مختلف» (The Hero with a Thousand Faces, 1949) دیگر کار تحقیقی او در مورد کهنالگوی قهرمان است. اثر اصلی کمبل مطالعهای وسیع در مورد اسطورههای جهان با نام «صورتهای خدا» (The Masks o God, 1959-1967)در چهار جلد است. مجموعه مقالات «پرواز غاز وحشی» (Flight of the Wild Gander, 1969)؛ «افسانههایی برای گذران زندگی» (Myths to Live by, 1972)؛ «پندار اساطیری» (The Mythic Image, 1975)/به همراه ام. جی. آبادیا)؛ و اطلس تاریخی اساطیر جهان با نام «روش قدرتهای حیوانات» (The Way of the Animal Powers, 1983)جلد اول از دیگر آثار کمبل هستند. او کتاب «افسانهها، رویاها و مذهب» (Myths, Dreams, and Religion, 1971) را ویرایش کرد.
نام کامل او ایگناتیوس روی داناکی کمبل (ت. 2 اکتبر 1901، دربن (دوربان)، افریقای جنوبی- و. 22 آوریل 1957، نزدیک ستووال، پرتغال) شاعری که شعر پرشور برونگرایانهاش با جستوجوی خویشتن ناآرام معروفترین شاعران انگلیسی دهة 1930، که از نظر اجتماعی آگاه بودند، مغایرت داشت. کمبل زندگی پرماجرایی داشت که بیشتر آن در فرانسه، اسپانیا و پرتغال گذشت. او همچنین مشاغل مختلفی از جمله گاوبازی را تجربه کرده بود. کمبل در جنگ داخلی اسپانیا با ناسیونالیستها به مبارزه پرداخت و در جنگ جهانی دوم در شرق و شمال افریقا خدمت کرد تا اینکه معلول شد. او پنج سال قبل از اینکه در یک سانحة رانندگی جان خود را از دست بدهد در پرتغال اقامت گزید. اولین شعر بلند کمبل، «لاکپشت پرشور» (The Flaming Terrapin, 1924)، که او را بهسرعت معروف کرد، نیروی حیاتی غریزیای را تعالی میبخشد که موجب تلاش هوشمندانه انسان از دل بیتفاوتی و ناامیدی میشود. «ویزگوس» (Wayzgoogse, 1928) هجوی درباره روشنفکران افریقای جنوبی است؛ و «جورجیاد» (Georgiad, 1931) حمله سختی بر گروه بلومزبری است. آثار غنایی کمبل «آداماستور» (Adamastor, 1930)، «نیهای پرگل» (Flowering Reeds, 1933)، و «اسب وحشی سخنگو» (Talking Bronco, 1946) هستند. کمبل از تعدادی از نویسندگان اسپانیایی، پرتغالی و فرانوسی ترجمههای درخشانی انجام داد و دو کتاب خودزندگینامهای به نامهای «خاطرة شکسته» (Broken Record, 1934)و «نوری بر اسب تیره» (Light on a Dark Horse, 1951) نوشت.
(ت. 12 فوریه 1567، لندن، انگلستان- و. 1 مارس1620، لندن؟)شاعر،آهنگساز، نظریهپرداز موسیقی و ادبیات، و پزشک انگلیسی، یکی از برجستهترین تصنیفسازان مکتب درخشان لوتنوازیِ اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهمِ انگلستان.اولین اثر منتشره کمپیون پنج مجموعه شعر بود که بدون ذکر نام در کتاب غیرمجاز «استروفل و استلا» (Astrophel and stella) اثر فیلیپ سیدنی در 1591 دیده شد. در 1595 «لطیفههای لاتینی» (Poemata)و به دنبال آن در 1601 «کتاب آیر» (A Book of Ayres / نوشته شده با همکاری فیلیپ راستر)، که بیشتر شعرها و همراهیهای موسیقیایی آن از کمپیون بود. او در 1607 یک نمایش منظوم نوشت و در 1613، سالی که احتمالاً «دو کتاب آیر» (TwoBookes of Ayres) او منتشر شد، سه تای دیگر نوشت. «کتابهای سوم و چهارم آیر» (The Third and Fourth Booke of Ayres)در 1617 منتشر شد و احتمالاً به دنبال آن هم رسالهای (بدون تاریخ مشخص) دربارة کنترپوان منتشر کرد.ترانهها و شعرهای غنایی کمپیون برای اجرا با عود آثاری هستند که گیرایی بیشتری دارند. او در «مشاهداتی در هنر شعر انگلیسی» (Observations in the Art of English Poesie, 1602) کاربرد اوزان مقفّا و مؤکد را مورد انتقاد قرار میدهد و در عوض بر این نکته پافشاری میکند که استمرار آوا و زمانبندی، عناصر اصلی در ساختمان شعر هستند.اصالت کمپیون در مقام شاعری غنایی در برخورد نامتعارفش با موضوعات عرفی دوره الیزابت نهفته است. او به جای کاربرد صور خیال بصری، خوشیهای دنیای طبیعی را در چارچوب آوا، موسیقی، جابهجایی یا تغییر بیان میکند. این رویکرد و اوزان کلامی روان امّا نامنظم کمپیون به موضوعات پیشپاافتاده تازگی میدهد و حتی بهنظر میرسد تجربه شخصی بیواسطهای از معمولیترین احساسات را ارائه میکند. «ترانههای منتخب» (The Selected Songs) ویراستة دابلیو. ایچ. اُدن در 1972 منتشر شد.
شخصیت داستانی، کارآگاه انگلیسی، متعلق به طبقه بالای جامعه و شخصیت اصلی یک سلسله رمانهای جنایی نوشته مارجری اَلینگم که با «جنایت در دادلی سیاه» (The Black Dudly Murder, 1929/ عنوان امریکایی آن، «قتل دادلی سیاه») آغاز میشود.
(ت. 7 فوریه 1834، بوئنوس آیرس، آرژانتین- و. 6 نوامبر 1880، بوئنوس آیرس) شاعر و روزنامهنگار آرژانتینی که شعر «فاستو»ی (Fausto) او یکی از مهمترین آثار شعر گاچو است.کامپو از خانوادهای اشرافزاده بود و در دفاع از بوئنوس آیرس در برابر نیروهای ژنرال ژوستو ژوزه دو اورکیا جنگید. به روزنامهنگاری روی آورد و در دفاع از آرمانهای لیبرال با طنزی گزنده مطلب مینوشت. در 1855 سرودن اشعار عاشقانه را آغاز کرد. دو سال بعد شعری گاچو به نام «دَهها» (Decimas) را، که به سبک ایلاریو آسکاسوبی بود، منتشر کرد که از نام فرعی آنیستوی خروس برای آن استفاده کرد. مهمترین اثر کامپو، که 1278 مصراع داشت، «فاست: تأثیرات گاچوی آناستاسیو ملقب به مرغ بر اجرای این اپرا؛ فاوست» (Fausto: Impresiones del gaucho Anastasio el Pollo en la representación de ésta ópera, 1866) نام داشت.کامپو ترغیب شد داستان فاستِ چارلز گونو را به زبان صیقلنخورده گاچو، که آن را آناستاسیوی مرغ نامید، دوباره به نظم بکشد و به شیوة تازهای بیان کند. هجو، تفسیر شخصیتهای اپرا، توصیفات زندگی گاچو و توصیف طبیعت، عناصر شعر کامپو را تشکیل میدهند. حاصل آن خلق طنز روستایی بیظرافتی است که هزینه آن از سوی مخاطبان فرهیختة شهری اپرا پرداخت میشود.
Campoamor y Campoosorio \'käm-pō-ä-'mor-ē-'käm-pō-ō-'sōr-yō\
(ت. 24 سپتامبر1817، ناویا، اسپانیا- و. 12 فوریه 1909، مادرید) شاعر اسپانیایی که اهمیت او بهسبب بیان نگرشهای اجتماعی معاصر او است.کامپوئامور، بعد از تحصیل زبان لاتین و فلسفه، در 1838 به مادرید رفت تا در رشته پزشکی ادامه تحصیل دهد، امّا به ادبیات تغییر رشته داد. گرچه دو کتاب اولش، «مهربانیها و گلها» (Ternezas y floras, 1840) و«گریههای روح» (Ayes del alma, 1842)، تأثیرگذاری شاعر رمانتیک اسپانیایی، خوسه سورّیا ئی مورال، را بر او نشان میدهد، امّا او با کتاب «دُلُوراس» (Doloras,1845) از رمانتیسم فاصله گرفت؛ ادعا میشد این کتاب، که شعرهایی ساده درباره خردمندی دنیوی و بیشتر شبیه ضربالمثل بود، خبر از موفقیتی در قالبهای جدید شعری داده است. کامپوئامور کار بر روی این قالبها را ادامه داد و «شعرهای کوچک» (Pequeños Poemas, 1871) و «لطیفههای بامزه»(Humoradas, 1886)را منتشر کرد. از آن پس در عمده اشعار او اندکی بیش از فلسفه احساسی مستتر در یک نثر مسجع از سادگی تصنعی دیده میشد.
(بهترتیب ت. 19 آگوست 1929، ساون پاولو، برزیل-ت. 1931،ساون پاولو) شاعران و منتقدان ادبی که بهسبب پیشگامیشان در مکتب شعر عینی برزیل در دهه 1950 شناخته میشوند.برادران کامپوش به همراه دسیو پیگناتاری و فرّئیرا گولار اولین شرح شعر عینی را در 1956 تحریر کردند و مجلههای پیشگام هنر و شعرNoigandres و Invencão را منتشر نمودند. برادران کامپوش و پیگناتاری «نظریه شعر عینی» (Teoria da poesia concreta, 1965) را در 1965 منتشر کردند. هارلدو و آگستو همچنین آثاری از ازرا پاوند (1960)، ئی. ئی. کامینگز(1960)، جیمز جویس (1962)، استفان مالارمه (1970) و ولادیمیر مایاکوفسکی (1967) را به زبان پرتغالی ترجمه کردند.هارلدو د کامپوش تعدادی از مقالاتش را در «فرازبان» (Metalinguagem, 1967) و «هنرِ افق دید کاندیدا» (A arte no horizonte do provável, 1969) منتشر کرد. دیگر آثار نقد هارلدو کتابهای «نماد» (Ideograma, 1977) و «خدا و شیطان در فاوست گوته» (Deus o Diabo no Fausto de Gothe, 1981) و چندین مقاله دربارة آثار اوزوالد اندراده، شاعر قدیمی برزیل، است. هارلدو شعر هم میگفت که کتاب شعر منثور «کهکشانها»(Galáxias, 1984)از جمله آثار اوست. تعدادی از اشعار او در «مهمترین شعرهای هارلدو د کامپوش» (Os melhores poemas de Haroldo de Campos, 1992) گردآوری شد. مجموعه شعرهای آگوستو «سفر زبان» (Linguaviagem, 1967)، (Poemóbiles, 1974)، «جعبه سیاه» (Caixa preta, 1975)و «اشعار» (Ex poemas, 1985) هستند.
رمانی که در محیط دانشگاه اتفاق میافتد و معمولاً به دست کسی نوشته میشود که در دانشگاه حضور دارد یا داشته است. برخی نمونههای این نوع رمان «جیم خوشاقبال» (Lucky Jim, 1954) اثر کینگزلی ایمیس، «جایلز بچه بُز» (Giles Goatboy, 1966) اثر جان بارت و «فرشتگان شورشی» (The Rebel Angels, 1981) اثر رابرتسون دیویس هستند.
(ت. 7 نوامبر 1913،موندووی،الجزایر مستعمرة فرانسه [اکنون درین، الجزایر]- و. 4 ژانویه 1960، نزدیک سانس، فرانسه) رماننویس، مقالهنویس و نمایشنامهنویس فرانسوی که به تنهایی فرد در دنیایی بیگانه، بیگانگی فرد نسبت به خودش، مسئله شر و حتمیت اجتنابناپذیر مرگ، که فقدان ارزشهای اخلاقی در روشنفکرِ بعد از جنگ را منعکس میکند، پرداخت. او در 1957 برنده جایزه ادبی نوبل شد.کامو در یک منطقة کارگری در الجزیره پرورش یافت. در 1923 بورسِ دبیرستان الجزیره شد. دورة بیداری روشنفکری بود و شوق زیادی به ورزش وجود داشت؛ با وجود این در 1930 اولین حملههای سخت بیماری سل را تجربه کرد. او، که با انجام کارهای مختلف روزگار میگذراند، بهعنوان دانشجوی فلسفه در دانشگاه الجزیره نامنویسی کرد. کامو در این دانشگاه مرتبه علمی گرفت، امّا بهدلیل حملة مجدد بیماری سل نتوانست به تدریس بپردازد.در دهه 1930، چهرهای برجسته در میان روشنفکران جوانِ چپِ الجزیره بود. کامو در یک گروه تئاتری، که تلاش خود را مصروف اجرای نمایشهای فوقالعاده برای مخاطبان طبقه کارگری کرده بود، نمایشنامه مینوشت، روی صحنه میبرد، متن اقتباس میکرد و نقش بازی میکرد. عجیب آنکه در میان آثار او نمایشنامههایش کمتر مورد تحسین قرار گرفتهاند. گرچه «سوءتفاهم» (LeMalentendu, 1944) و «کالیگیولا» (Caligula, 1944) نقاط عطفی در تئاتر پوچی بودند. دیگر نمایشنامههای او «شهر بندان» (L’État de siege, 1948) و «راستان» (LesJustes, 1950) نام داشتند. دو مورد از نوشتههای ماندگار او اقتباسهایی از «طلب آمرزش برای راهبه» (pour une nonne, 1956Requiem)اثر ویلیام فاکنر و «جنزده» (LesPossédés, 1959)اثر فیودر داستایفسکی بود.اولین مجموعه مقالات کامو «پشتورو» (L’Envers et L’endroit, 1937) بود که محیط طبیعی دوران نوجوانیاش را توصیف میکرد و تصاویری از مادر، مادربزرگ و داییاش بهدست میداد. دومین مجموعه مقاله او، «ازدواج» (Noces, 1938)،دربردارندة تأملاتی غِنایی دربارة طبیعت الجزایر است و زیبایی طبیعی را بهمثابة نوعی ثروت، که حتی فقیرترین افراد هم میتوانند از آن برخوردار باشند، ارائه میداد. بعضی از این مقالات به زبان انگلیسی در «غناییها و انتقادیها» (Lyrical and Critical, 1967/ که به نام «مقالات غنایی و انتقادی» (Lyrical and Critical Essays) نیز به چاپ رسید) منتشر شد.کامو در دو سال قبل از شروع جنگ جهانی دوم، در کسوت روزنامهنگار با Alger-Républicainکار کرد. او تعدادی از آثار ادبی اولیه ژان پل سارتر را نقد کرد و یک سلسله مقاله نوشت و در آنها شرایط اجتماعی مسلمانانِ منطقه کبیلیه را تحلیل کرد. تلخیص شده این مقالات، که در «مسائل کنونی 3» (Actuelles Ш, 1958/ مجموعههای قبلی آن با نامهای «مسائل کنونی1» و «مسائل کنونی2» در 1950 و1953 چاپ شد) مجدداً منتشر شد، توجهها را به بیعدالتیهایی جلب کرد که به شروع جنگ استقلال الجزایر در 1954 منجر شد.کامو در خلال سالهای واپسین اشغال فرانسه توسط آلمان و دوران پس از جنگ، سردبیر روزنامه پاریسی Combat- جایگزین خبرنامه مقاومتی که او در آورده بود- شد. او بر اساس اندیشههایش درباره عدالت و حقیقت و اعتقاد به اینکه تمامی اقدامات سیاسی باید پایه اخلاقی محکمی داشته باشد، موضع مستقل خود را حفظ کرد. بعدها که مأیوس شد ارتباطش را با Combatقطع کرد.«بیگانه» ((L’Etranger اولین رمان درخشان او، که نگارش آن قبل از جنگ آغاز و در 1942 منتشر شد، بررسی بیگانهشدگی قرن بیستم بود. همان سال مقاله تاثیرگذار فلسفی او به نام «افسانه سیزیف» (Le Mythe de Sisyphe, 1942) منتشر شد که در آن با همدردی قابل توجهی پوچگرایی معاصر و مفهوم پوچی را مورد تحلیل قرار داد. دومین رمان او، «طاعون» (LaPeste, 1947)،با ترسیم عزت و صمیمیت انسان در برابر یک همهگیری،همین موضوع را دستمایه کارش قرار میدهد.مفهوم پوچی کامو به ایده «طغیانِ» اخلاقی و متافیزیکی بسط یافت. او این آرمان دوم را با انقلاب سیاسی-تاریخی در مقالهای بلند به نام «یاغی» (L’Homme revolté, 1951) مقایسه کرد.دیگر آثار ادبی مهم او رمان روشمند و موفق «سقوط» (LaChute, 1956) و مجموعه داستانی کوتاه به نام «برهوت و ملکوت» (L’Exil et le royaume, 1957) هستند.
ناحیهای که در ادبیات تاریخی و توراتی، به اشکال گوناگون تعریف شده است، امّا همیشه در مرکز فلسطین قرار داشته است. فرزندان اسرائیل فلسطین یا کنعان را بعد از هزارة دوم قبل از میلاد یا شاید پیش از آن به اشغال درآوردند؛ و تورات این اشغال را با بیان اینکه، کنعان همان سرزمین موعود، ناحیهای که خداوند به بنیاسرائیل وعده داده، توجیه میکند.در تعدادی از منابع متأخر (از جمله روایات بردگی و سرودهای اولیة مسیحی)، کنعان جایگاهی زمینی ندارد؛بهعلاوه این سرزمین خانهای آرمانی، سرزمینی موعود، یا سرزمینی دلنشین برای آرامش است.
رمانی اثر آلیکساندر سولژنیتسین. هرچند که این اثر در اتحادِ شوروی توقیف شد، در 1968 ناشران ایتالیایی و دیگر اروپاییها، آن را به زبان روسی و با عنوان Rakovy korpusچاپ کردند. ترجمه انگلیسی این اثر نیز در 1986 نیز منتشر شد. سولژنیتسین بخش سرطان را براساس بستری شدنش در بیمارستان و معالجة موفقیتآمیزِ سرطان لاعلاجِ فرضیاش در دوران تبعید اجباری به قزاقستان، در اواسط دهة 1950 قرار داد. شخصیت اصلی انقلابی رمان آلک کُستوگلوتوف است، که همانند مؤلف از همبندان اخیراً آزادشده از اردوگاههای وحشیانة کار اجباری است. همتختیهای او در بیمارستان ایالتی شهر، نمونة کوچکی از اتحاد شوروی هستند.
[پرتغالی آن cancioneiro، از واژة اسپانیایی cancionero، مشتقی از canción به معنی ترانه] مجموعهای اسپانیایییا پرتغالی از ترانهها و اشعار که معمولاً اثر سرایندگان متعدد است. اولین نمونههای شعرِ گالیسین- پرتغالی، که در قرن دوازدهم تا چهاردهم سروده شدهاند، در طول قرن پانزدهم در سه نسخة کتابِ آواز جمعآوری شد:«کتاب سرود راهنما» (Cancioneiro da Ajuda)، «کتاب سرود واتیکان» (Cancioneiro da Vaticana)، و «کتاب سرود کولوچی- برانکوتی» (Cancioneiro de Colocci-Brancuti/ یا «نقش کتابخانة ملّی لیسبون»). 2000 شعر موجود در این کتابها را میتوان براساس سه موضوع اصلی طبقهبندی کرد: (1) «ترانههای دوست» (cantigas de amigo)، مرثیههایی از زنان برای عاشقانشان، که با ناراحتی فراق، غم و بردباری در ارتباط است و شامل توصیفاتی از طبیعت است که لحنی از(saudade) (ویژگی لحن مالیخولیایی شعر پرتغالی)بر آن سایه افکنده است؛ (2) «ترانههای عشق» (cantigas de amor)، که در آن عاشقِ غمگین یک مرد است؛ و (3) «ترانههای اِستهزاو تهمت» (cantigas de escárnio e maldizer)، هجوهایی هرزه در مورد موضوعات معاصر. این مجموعهها همچنین شامل سرودهای مناسبتی مذهبی در ستایش معجزاتِ مریم عذرا نیز میشوند. «کتاب سرود عمومی» (Cancioneiro Geral, 1516) بعدی، که بهوسیله گارسیا دِ رزنده گردآوری شد، شامل حدود 1000 «ترانه» پرتغالی و کاستیلیایی است. این شعرها، که با موضوعات عشق و هجو در ارتباطاند، پیچیدهتر و ظریفتر از اشعاری هستند که در مجموعههای قبل بودند، و نشانههایی از قدرت زبان اسپانیایی و ایتالیایی را نشان میدهند. نمونههای برجستة اسپانیایی ِاین نوع عبارتانداز: «کتاب سرود بائنا» (Cancionero de Baena, 1445)، مجموعهای از 583 شعرِ سرودة خوئان آلفونسو بائنا که تأثیر غزل پرتغالی را، که البته روشنفکرانهتر است، با استفاده از سمبل، تمثیل و تلمیح ِکلاسیک در رفع مسائل اخلاقی، فلسفی یا مفهوم سیاسی بغرنج نشان میدهند، و «کتاب سرود همگانی» (Cancionero general, 1511)، مجموعهای از ترانههای قرون وسطایی متأخر اثر هرناندو دِل کاستیلیو.
نمایشنامهای در سه پرده اثر جورج برنارد شاو، که در 1897 اجرا و سال ِبعد منتشر شد. کاندیدا، قهرمان زن داستان، باید بین دو مرد- جیمز مورل، شوهر روحانی معروفش، و یوجین مارچبنکس، شاعر با ذوق هجده سالهای که عاشق اوست، یکی را انتخاب کند. سرانجام او انتخاب میکند که با مردی که بیشتر به او نیاز دارد، یعنی شوهرش بماند. مورل، که ظاهراً فردی مطمئن و مورد اعتماد است، در واقع ضعیفتر از مارچبنکس است که بعدها مورل درمییابد دارای بینشی هنری و توان صرف نظر کردن از خوشبختی خود برای دستاوردی خلاقانه در آینده است.
(شکوفایی، اواخر قرن چهاردهم تا اوایل قرن پانزدهم میلادی، بنگال، هند)شاعر بنگالی که ترانههای عاشقانة او، که برای رامی زنِ رختشو سروده شدهاند، در دورة میانه مشهور بود. این ترانهها منبعِ الهامِ نهضتهای مذهبی ویشناوا و ساهاجیایا بودند که تشابهات بین عشق انسانی و عشق الهی را مورد کندوکاو قرار میداد.شهرت ترانههای چندیداس باعث تقلیدهای زیادی شد که تشخیص هویت واقعی شاعر را مشکل کرد. این اشعار خود نشان میدهند که سراینده، برهمن و روحانیای روستایی است که با ابراز آشکار علاقهاش به رامی، که از طبقة پایینِ اجتماع است، از چارچوبی که در آن بهصورت سنتی حضور دارد فرار میکند. عشاق روابط خود را مقدس، نزدیکترین شباهتِ ممکن به یگانگی معنوی عشاق الهی راجا و کریشنا، میدانند.چندیداس علیرغم ناراحتی خانوادهاش حاضر نشد به کارهای معبد بازگردد یا عشقش به رامی را انکار کند. جشنی برای بازگشت آرامش به روستا ترتیب داده میشود، اما با ورود غیرمنتظرة رامی به اغتشاش کشیده میشود.آنچه از این پس اتفاق میافتد با افسانه آمیخته شده است.طبق یکی از روایات، چندیداس به هیئت ویشنو تغییر ماهیت میدهد.نسخة دیگری ادعا میکند که او از مقام روحانیت برکنار و در اعتراض با روزه گرفتن مرگ خود را باعث میشود، اما وقتی جسد او برای سوزاندن روی تل هیزم قرار داده میشود، دوباره به زندگی بازمیگردد. نسخة سوم (بر اساس اشعاری که ظاهراً برای رامی سروده شدهاند)خاطر نشان میکند که او بهخاطر آنکه توجه زنی از طبقة بالا را جذب میکند، به پشت فیلی بسته میشود و تا حد مرگ شلاق میخورد.شعر چندیداس تأثیر زیادی روی هنر، ادبیات و اندیشة مذهبی متأخر بنگالی داشت. در نهضت «ساهاجیایا» (Sahajiyā/ در زبان سانسکریت به معنی «فطری») فرقة ساهاجیایای قرنِ شانزدهم، تجربةدینی از طریق حواس دنبال شد و عشق مرد به همسرِ دیگرییا به زنی از طبقة نامتناسبِ پایینِ جامعه، بهسبب هیجان موجود در برخورد با نارضایتی اجتماعی، مورد ستایش قرار گرفت.
رمانی هزلآمیز که در 1759 منتشر شد و معروفترین اثر وُلتر است. این رمان نوعی هجو خشنی از خوشبینی نسبت به دنیای ماورالطبیعی است که آشکارکنندة جهانی آکنده از حماقت و وحشت است- آنگونه که فیلسوف آلمانی گوتفریت ویلهلم لایبنیتس اعتقاد داشت.در این رؤیای فلسفی، کاندیدِ سادهلوح چنان بیچارگیهایی را بهخود میبیند و تحمل میکند که سرانجام فلسفة استادش، دکتر پانگلوس، را که ادعا میکند: «همه چیز در این بهترین دنیای ممکن، برای بهترین افراد است» رد میکند. کاندید و همراهانش-پانگلوس، محبوبش کونگونده و خدمتکارش کاکامبو-استعدادی برای زنده ماندن به نمایش میگذارند که در یک موقعیت جدی دیگر برای آنها امیدآفرین است.وقتی همة آنها برای زندگی ساده در یک مزرعة کوچک اقدام میکنند، در مییابند راز خوشبختی «کاشتن مزرعه خویش» است، فلسفهای عملی که مانع ایدئالسیم افراطی و ماوراءالطبیعة نامعلوم میشود.
رمانی تجربی از جین تومر، که در 1923 چاپ و در 1967 چاپِ مجدد شد؛ این اثر که در مورد سرگذشت سیاهپوستان در ایالات متحده است. این رمان سمبلیک و شاعرانه، شامل اشکال متنوع ادبی از جمله اشعار و داستانهای کوتاه است و عناصری از فرهنگ بومی سیاهان جنوب و فرهنگ پیشگام معاصر سفیدپوستان به آن ضمیمه شده است. برخی نقادان ادبی عنوان این رمان را با شخصیت عهدِ عتیقِ قابیل، پسرِ تبعیدی حضرت آدم، مرتبط دانستهاند.نِی به سه بخش تقسیم میشود: بخش اول روی گذشتة زندگی در مناطق جنوبی و مسائل جنسی متمرکز میشود. شخصیتها در این بخش قادر به رسیدن به موفقیت نیستند و دائماً بهواسطة آنچه سرنوشت برای آنها پیش میآورد ناامید میشوند. بخش دوم به مهاجرت مردم از اراضی کشاورزی جنوب به ناحیة شهرنشین شمال و نیز سرگردانی روحی کسانی میپردازد که ریشههای روستایی خود را به امید یافتن زندگی بهتر رها کردهاند. بخش آخر، «کبنیس»، اثری منثور است که در واقع نتیجهگیری از دو بخش قبلی داستان است. کبنیس معلم و نویسندهای سیاهپوست است که با محدودیت نژادی، با احساساتِ دوگانهاش در مورد میراث افریقایی و آسیبهای دوران بردگی در جنوب و نیز با مشکلاتش در تبدیل شدن به هنرمندی خلّاق دستوپنجه نرم میکند.
در دانشگاه زوریخ سوئیس، فرانکفورت آلمان و وین تحصیل کرد. علاقهاش به مردم در دهه 1920 شکل گرفت پس از آنکه در فرانکفورت، شاهد شورش خیابانی مردم بر سر تورم قیمتها بود. طرح قصهای متشکل از هشت رمان دربارة حماقت انسانهای دوروبرش، به رمان «کتاب سوزان یا برج بابل» (Die Blendung, 1935) تقلیل یافت. کمی قبل از جنگ جهانی دوم، کانتی به انگلستان مهاجرت کرد و بیشتر وقتش را به تحقیق دربارة آسیبشناسی روانی قدرت اختصاص داد. «توده و قدرت» (Masse und Macht,1960) و نیز سه نمایشنامة «ازدواج» (Hochzeit, 1932)، «کمدی تکبر» (Komödie der Eitelkeit, 1950)، و «زندگیـ شرایط» (Die Befris-teten, 1964) محصول این دلبستگی اوست. این نمایشنامهها در 1964 با نام «قلمرو انسان» (Die Provinz des Menschen, 1973)، «قلب پنهان ساعت» (Das Geheimherz der Uhr: Aufzeichnugen 1973-1985, 1987)، که هر دو منتخب یادداشتهایش هستند؛ «گوش شاهد: پنجاه شخصیت» (Der Ohrenzeuge: Fünfzig Charaktere, 1974)؛ و سه جلد زندگینامه خودنگاشت از دیگر آثار اوست.
بارون (فرایهر) فون (ت. 27نوامبر 1654، برلین [آلمان]- و. 11آگوست 1699، برلین)یکی از اعضای گروه شاعران دربار آلمان که راهی را برای نظریات جدید روشنگری باز کرد. طنزهای او«اشعار گونان حاشیة درس» (Nebenstunden unterschiedener Gedichte, 1700) به ایجاد معیارهای کلاسیکِ ذوق و سبک در ادبیات آلمان کمک کرد. او در 1697 فردریکِ سوم، عضو کالج سلطنتی، از سوی عضو شورای خبرگان شد؛ امپراتور لئوپولت اول، او را بارونِ سلطنت کرد.
چانگام، شانگام نیز تلفظ میشود. اولین مکتوبات در تامیل، تصور میشود که در سه چانگام یا، آکادمیهای ادبی، در مادورای هند، از قرن اول تا قرن چهارم میلادی، بهوجود آمده باشد. تالکاپیام (Tolkā ppiyam)، که کتابی در گرامر و بدیع است،با هشت گلچین (اتوتوکای) از شعر غیردینی: کورونتاکائی، نارینائی، اکانانورو، اینکورونورو، کالیتاکائی، پورنانورو، پاتیروپاتو و پاریپاتال فراهم آمده است. این اشعار احتمالاً در ادبیات اولیه هند بینظیر هستند، که بهشکلی دیگر تقریباً کاملاً مذهبی هستند. دو موضوع، یعنی عشق و ستایش شاهان و اعمال آنها، در این اشعار برجسته است. تعداد زیادی از شعرها، مخصوصاً اشعاری که در مورد اعمالِ اشراف سروده شدهاند، شادابی و حرارت زیادی را به نمایش میگذارند و کاملاً از استعارات دور از ذهن پیچیدة ادبی ِبسیاری از دیگر آثار ادبی اولیه و میانة هند، دور هستند. همچون بسیاری از آثار غیردینی، آنها نیز از تأثرات اساطیری پیچیده، که ویژگی بسیاری از فرمهای هنری ِهند است، خالی هستند. از میان نمونههای کمیابِ آثار مذهبی در نوشتههای چانگام، پاتوپاتو («ده شعر بلند») دربردارندة نخستین شعر هندی در مورد ایمان به یک خدا، و پاریپاتال دربردارندة اشعاری در مورد ویشنو، شیوا و موروگان هستند.
(ت. 10 می 1876، ورنیکا، کارنیولا، اتریش- مجارستان [اکنون در اسلوونی]- و. 11 دسامبر 1918، لبوبلیانا، اسلوونی) نویسنده و میهنپرست اسلوونیایی. تسانکار بعد از اینکه دوران کودکی را در فقر گذراند، به وین رفت و خیلی زود، با نوشتن کسب درآمد کرد. نوشتههایش حملاتی انتقادی علیه کسانی بود که از ستمدیدگان بهرهکشی میکردند. او در 1907 به اسلوونی بازگشت. تسانکار نویسندة پرکاری بود و داستان کوتاه، رمان، مقاله، نمایشنامه و شعر مینوشت؛ وی همچنین سخنرانی سیاسی بود که بهسبب انتقادهایش از رژیم اتریش زندانی شد. با وجود اینکه به حمایت از محرومان شهرت داشت، اما آثارش سبکی نو و بکر، رسا، ظریف و آهنگین را نشان میدهد. کلّ آثار او در یک مجموعة بیست جلدی (1936- 1925) جمعآوری شده است.
رمانی از جان اشتاینبک، که در 1945 منتشر شد. کوچة ساردین نیز همانند بسیاری از آثار بعد از جنگ اشتاینبک، دارای لحنی عاطفی است، درحالیکه ضامن نقد اجتماعی خاصِ نویسنده است. این رمان مقامهوار، که آن را خانهبهدوشان خوشقلب کلیشهای و تنفروشان دلسوزِ ساکن حاشیههای مونتری کالیفرنیا قرق کردهاند، زندگیهای سطح پایین را، که فقیر و درعینحال خوشبخت هستند، ستایش میکند.
رمان عقاید اثر مری مکارتی، منتشر شده در 1979، که روانشناسی تروریسم را بررسی میکند. ماجرای رمان زمانی شروع میشود که هواپیمایی که در حال انتقال گروهی امریکایی به ایران است، بهوسیلة تروریستها ربوده میشود. بعضی از مسافران، مجموعهداران هنری ثروتمند هستند؛ عدهای دیگر سیاستمدارن و فعالان سیاسی هستند که برای برنامهریزی برای تحقیق در مورد این اتهامات که ساواک، پلیس مخفی شاه، از شکنجه علیه مخالفان سیاسی استفاده میکند، به ایران سفر میکنند. در ابتدا تروریستها قصد دارند که از سیاستمداران و فعالان بهعنوان گروگان استفاده کنند، اما آنها بهزودی در مییابند که شاهکارهای هنری، بیش از هر انسانی ارزش دارند و تصمیم میگیرند مجموعهداران هنری را با آثار هنریشان مبادله کنند.
[یونانی آن kan¥ṓn، به معنی چوب قانون، میله سنجش، عرف، معیار] 1. فهرستی معتبر از کتابهایی که آثار مقدس محسوب میشوند. 2. آثار معتبرِ یک نویسنده. 3. گروه یا دستهای تأییدشده یا مورد قبول از آثار مرتبط.
شعری از جان دان، که در دهة 1590 سروده شده و اصلاً در 1633 در چاپ اول«ترانهها و غزلها»(Songs and Sonnets) منتشر شد.گویندة شعر واژههای مقدس را برای کوشش در جهت اثبات این موضوع بهکار میگیرد که رابطة عاشقانة نامشروع وی بهدلیل پیوند عمیق عاطفی، درواقع تعهدی والا است که به پرهیزگاری و قداست نزدیک میشود.پنج بندِ شعر- که طرح قافیةabbacccaaرا بهکار گرفته است- از نظر مضمون، با مراحل رسیدن به قداست مسیحی، مطابق است. گوینده، دفاع ِخود را با واژگان «بهخاطر خدا زبان خود را نگه دارید و به من اجازه دهید عشق بورزم.» آغاز میکند. او سپس به توجیه موضوع عشق نامشروع ِخود ادامه میدهد، با امید به اینکه رابطة پرهیزکارانة او الگویی برای دیگران باشد.
این قصه، که توصیفی فکاهی از کاهن و کیمیاگری موذی، آنگونه که دستیارش روایت میکند است، هم کیمیاگری و هم کاهنیت را به تمسخر میگیرد. بعد از توصیف جزئی از کیمیاگری و فرایندهای دروغین آن، خدمتگزار قانون شرع قصة کاهنی را بازگو میکند که با فروش پودرهای خود برای تبدیل کردن جیوه به نقره، کشیشی را فریب میدهد. کاهن ناپدید میشود و هرگز گیر نمیافتد.
[اسپانیایی، به معنی ترانه، شعری که با موسیقی اجرا شود، اسمی مشتق از Cantar به معنی آوازخوانی] در ادبیات اسپانیایی، در اصل، به غزلهای یک آواز اطلاق میشود. این واژه بعدها برای تعدادی از فرمهای مختلف شعری بهکار گرفته شد. در دوران جدید، این واژه مخصوصاً برای دوبیتی هشتهجایی، که همگونی مصوتهای آن در مصرعهای زوج میآید و مصرعهای فرد آن بدون وزن بوده و به هجایی با تکیه ختم میشوند، استفاده شده است. کانتار د ژستا شعر حماسی روایی قرون وسطایی است که شبیه شانسون دُ ژست فرانسوی است؛ هرچند که با ابیات تا حدودی بلندتر، در قطعات نامنظم مرتب شده است، که هر کدام از آنها براساس قافیه مکرر مفرد استواراند. کانتار د میو سید مشهورترین نمونه است. کانتار د پاندرو ترانة محلی گالیسیاست که در قطعات سهبیتی فراهم شده است.
(«سرود سید من») پوئما دی میو سیدنیزنامیده میشود، شعر حماسی اسپانیایی که در میانة قرن دوازدهم تا اواخر قرن سیزدهم سروده شده است. این شعر قدیمیترین اثر باقیمانده از ادبیات اسپانیایی است و عموماً یکی از اشعار حماسی بزرگ قرون وسطایی و یکی از شاهکارهای ادبیات اسپانیایی محسوب میشود.کانتار د میو سیدقسمتی از داستان رودریگو دیاس دِ بیوار، قهرمان کاستیلی و رهبر نظامی قرن یازدهم (حدود 1099-1043م)، را بازگو میکند که ملقب به سید بوده و تبدیل به قهرمان ملی اسپانیا شده است. نسخة اصلی این اثر موجود نیست و قدیمترین نمونه موجود، کهپوئما دل سید نامیده میشود، تاریخ 1307 را دارد. مضامین این شعر، با برخی تغییرات و اصلاحات، الهامبخش نویسندگان متعددی در اسپانیا و دیگر جاها بوده است و به درک شخصیت اسپانیاییها کمک کرد. یکی از آثار شناختهشدهتر اسپانیایی، که زندگی سید را توصیف میکند، «نوجوانی سید»(Las mocedades del Cid) اثر گیلین دِ کاسترو ای بلویس است. اما شاید معروفترین توصیف از سید، تراژدی منظوم «سید» (Le Cid, 1637) اثر پیئر کورنیه باشد که نقطة تحول نمایشنامة نئوکلاسیکی فرانسوی است. نیز نکTHE CID.
canterbury tale or canterbury story \'kan-tər-'ber-ē,-bə-rē\
1- داستان آسمان ریسمان، یک داستان افسانهآمیز، یا یک داستان تمثیلی از زبان حیوانات. 2- قصهای بلند و ملالآور. هر دوی این مصداقها از «قصههای کنتربری» اثر جفری چاسر مشتق شدهاند.
داستانی قالبی اثر جفری چاسر، که از 1387 تا 1400 به زبان انگلیسی میانه نوشته شده است.عامل شکلگیری این مجموعه، سفری به معبد تامسبکت در کنتربریِ کنت است. سی زائری که پیمان مسافرت بستهاند در مسافرخانه تابارد در ساوتورک جمع میشوند. آنها موافقت میکنند که در طول سفر مسابقه داستانگویی برگزار کنند و هری بِیلی، صاحب مسافرخانه تابارد، برگزارکننده مراسم مسابقه میشود. بسیاری از زائرین با توصیفات مختصری در «پیشگفتار» کتاب معرفی شدهاند. در بین این بیستوچهار قصه، قطعات محاورهای کوتاه و پراهمیتی (که نقطههای اتصال نامیده شدهاند) قرار دارند که بین صاحب مسافرخانه و یک یا چند تن از زائران ردوبدل میشود. چاسر طرح کتابش را کامل نکرد و در آن بعضی از زائران قصهای نگفتند و کتاب شامل ماجرای سفر بازگشت نیست. استفاده از سفر زیارتی برای شکلگیری کتاب، این امکان را به چاسر داد که افرادی از بخشهای گوناگون جامعه را در کنار هم قرار دهد. گوناگونی سنخهای اجتماعی و نیز بهکارگیری مسابقه داستانگویی امکان ارائه مجموعه بسیار متنوعی از انواع ادبی را فراهم کرده است: افسانه مذهبی، رمانس درباری، افسانه موزون، زندگی قدیس، قصه رمزی، داستان حیوانات، خطابه قرون وسطایی، قصه کیمیاگری و گاهیاوقات ترکیبی از این انواع. این سفر زیارتی، که هدف مذهبی را با سفری در تعطیلات بهار ترکیب میکند، بررسی کاملِ رابطه بین لذات و گناهان در این دنیا و اشتیاق روحانی و معنوی به آینده را ممکن میسازد.قصههای کنتربری شامل یک پیشگفتار، قصه شهسوار، قصه آسیابان، قصه حاکم، قصه آشپز، قصه صاحب مقام قضایی، قصه زن اهل بات، قصه راهب، قصه پیشخدمت دادگاه، قصه کارمند، قصه تاجر، قصه فرنکلین قصه پزشک، قصه آمرزش فروش، قصه دریانورد، قصه راهبه سرپرست دیر، قصه سرتوپاس، قصه ملیبه (به نثر)، قصه راهب بندیکتی، قصه کشیش، قصه دومین راهبه، قصه خدمتگزار کاهن قانونی، قصه ناظر خرج مدرسه، قصه کشیشِ بخش (به نثر) است و با «استغفار چاسر» پایان مییابد. همهقصهها کامل نیستند و تعدادی از قصهها تنها شامل مقدمه یا خاتمه هستند.چاسر احتمالاً با الهام از سرایش شعر در زبان فرانسه که مبتنی بر شمارش تعداد هجاهاست، خط شعری ده هجایی را با تکیه تناوبی و با قافیه منظم پایانی که پیش ماده دو بیتی قهرمانی است، برای قصههای کنتربری ابداع کرد.
نام کامل او اولریکا ویلهلمینا کانت، نام خانوادگی اصلی او یونسون (ت. 19 مارس 1844، تامپره، فنلاند روسی- و. 12 می 1897، اکوئوپیو) رماننویس، نمایشنامهنویس و رهبر احیا و رواج مجدد زبان بومی فنلاند و جنبش رئالیستی قرن نوزدهم.کانت در نخستین داستانهای کوتاهش به نام «داستانهای بلند و داستانهای کوتاه» (Novelleja ja kertomuksia, 1878) توصیفات آرمانگرایانهای از زندگی سرزمین و کشورش نوشت، امّا در رمانها و نمایشنامههای بعدی، مثل «همسر یک کارگر» (Työmiehen vaimo, 1885) و «سیلوی» (Sylvi, 1893) به برداشتی واقعگرا از اجتماعی شهری بازگشت. در میان بهترین آثارش میتوان از داستان کوتاه «کاوپالوپو» (Kauppa- Lopo, 1889) و نمایشنامه «آنا لیسا» (Annaa Liisa, 1895) نام برد. او در کسوت نمایشنامهنویس، تا مدتها پس از بنیانگذار نمایشنامه فنلاند، الکسیس کیوی، دومین نمایشنامهنویس مشهور فنلاند محسوب میشد. از نظر شخصی او در بین مشهورترین زنان فنلاندی قرار میگرفت.
،[ایتالیایی،عمل آواز خواندن،ترانه،شعر،بخشی از یک شعر] یکی از اصلیترین بخشهای یک شعر حماسی یا دیگر شعرهای روایی بلند. همانطور که از ریشهشناسی آن برمیآید، این واژه به احتمال به بخشی از یک شعر اشاره داشته که یک شاعر میتوانسته در یک جلسه به آواز بخواند. گرچه حماسههای شفاهی اولیه، همچون حماسه هومر، به بخشهای مجزا تقسیم میشوند، اولینبار اتخاذِ نام سرود برای این بخشها از سوی شعرای ایتالیایی مانند دانته، ماتّئو ماریا بویاردو، و لودوویکو آریوستو صورت گرفت. اولین شعر بلند انگلیسی که به سرودهایی تقسیم شد، «ملکه کوچک» (The Faerie Queene, 1590-1609) اثر ادموند اسپنسر بود.
شعر حماسی امریکای لاتین سرودة پابلو نرودا، که در 1950 در دو جلد منتشر شد. نرودا با ترکیب کمونیسم با غرور ملیگرایانه، تاریخ امریکای لاتین را بهمثابة مبارزهای بزرگ و مداوم علیه ظلم و ستم به تصویر میکشد.سرود همگانی،که بیش از300 شعر دارد، در 150 بخش یا بند ترتیب مییابد که ادوار پیدرپی تاریخی را وقایعنگاری و نقاط ضعف امپراتورها، کاوشگران، مستبدان و آزادیخواهان مشهور را دنبال میکند. نخستین شعر، «امریکا، عشق من» (Amor América) قصیدهای تغرلی برای این قاره در هنگامی است که پیش از رسیدن اسپانیاییها وجود داشته و بهسبب جنگهای اقوام سرخپوست به دردسر میافتاده است. از دیگر اشعار برجسته و ویژه در این حماسه شعر ویتمنیِ «ارتفاعات ماچو پیچو» (Alturas de Macchu Picchu) و شعروطنپرستانه «سرود همگانی شیلی» (Canto General de Chile) است.
مجموعه شعری از ازرا پاوند، که با سرودن آن رویاهای شیرین فلسفیاش را در 1915آغاز کرد. اولین شعرها در 1917در مجلهPoetry منتشر شد؛ سالهای متمادی، نوشتن سرود به فعالیت اصلی شعری پاوند تبدیل شد. آخرین آنها در 1968 منتشر گردید. چاپ کامل سرودها (Cantos, 1970)صدوهفده بند دارد.پاوند در اولین سرودهایش واکنشهای شخصی و تعزلی به نویسندگانی همچون هومر، اُوید، دانته و رِمی دو گورمون و نیز سیاستمداران و اقتصاددانان مختلف نشان داد. آثار منظوم اولیه شامل خاطراتی از سفرهای دوران نوجوانیاش به اروپاست. «سرودهای پیزایی»(The Pisan Cantos, 1948) که در زمان اسارت پاوند نوشته شده است- او ابتدا در اردوگاه اسرای جنایتکاران جنگی و بعد در بیمارستانی به بهانه اینکه از لحاظ کیفری دیوانه است محبوس بود- تحسین برانگیزترین بندهای شعر او هستند؛ این اشعار در 1949جایزه بالینجن را برایاو به ارمغان آوردند.
رمانی نوشته اَنتونی ترالپ، که در 65-1864 بهصورت پاورقی و نیز در دو مجلد در همین سالها منتشر شد. این اثر اولین رمان از مجموعه رمانهای پالیسر او بود، که برای شخصیت پلَنتَجینت پالیسر نامیده شد که در این رمان معرفی میشود. رمان داستان درهمتنیدة دو زن، اَلیس وَواسر و بانو گِلِنکورا مکلاسکی، را بیان میکند که تلاش میکنند با گزینههای پیش رویشان دربارة ازدواج کنار بیایند.
کانتسونا[ایتالیایی، از واژة لاتین cantio به معنی ترانه] 1-شعر غنایی ایتالیایی میانه یا پرونسال در قالبی قطعهای. استادان این نوع عبارتانداز: پترارک، دانته، تورکوئاتو تاسو و گوئیدو کاوالکانتی. 2- ترانهای دارای ساخت ماهرانه که برای اجرای موسیقایی مناسب بود.
نام مستعارِ وان جیابائو (ت. 24 سپتامبر1910، تیانجین، ایالات هابئی، چین) نمایشنامهنویس چینی که پیشگام «هُواجو» (نمایشنامه گفتاری) بود. این نوع نمایشنامه بیشتر ازآنکه تحت تأثیر نمایش سنتی چین (که آواز معمولی بود) باشد تحت تأثیر تئاتر غربی قرار داشت.چائو یو از دانشگاه نانکای در تیانجین و دانشگاه کوینگهوا در پکن فارغالتحصیل شد. در آنجا ادبیات معاصر چینی و نمایشنامه غربی را خواند. چائو یو در بائودینگ و تیانجین و در مؤسسه ملی هنرهای نمایشی در نانجینگ تدریس کرد. در 1934 اولین نمایشنامه او با نام «تندر» (Leiyu/ اقتباس برای فیلم [1938] و نمایشنامه رقص [1981]) منتشر شد. «طلوع آفتاب» (Richu, 1936 / اُپرا [1982] و 1938 و فیلم [1985 و 1938]) و «بیابان» (Yuanye, 1997/ تجدید چاپ همراه با تجدیدنظر 1982)، داستانی از عشق و کینه که آشکارا تحت تأثیر نمایشنامهنویس امریکایی یوجین اونیل بود، از آثار بعدی چائو یو بودند.چائو یو پس از آغاز جنگ علیه ژاپن، به همراه گروه نمایش به چونگکین و بعدها به جیانگآن رفت. در آنجا اثر میهنپرستانۀ «مسخ» (Tuibian, 1940) و «مرد پکن» (Beijingren, 1941/ تجدید چاپ همراه با تجدیدنظر 1947) را، که به نظر برخی شاهکار نمایشنامۀ نوین چینی است، نوشت. علاوه بر این او یک فیلمنامه و چند نمایشنامه تاریخی نیز نوشته است.
کائو شیوچین نیز نامیده میشود (ت. احتمالاً 1715،جیانگنینگ،چین- و. 12 فوریه 1763،پکن) مؤلفِ «Hong lou meng»(قسمتی از آن با عنوان رؤیای مجلس کمونیست ترجمه شد)، که عموماً بزرگترین رمان چینی محسوب میشود. اثری تقریباً زندگینامهای که به زبان بومی نوشته شده است و افول خانواده قدرتمند جیا و عشقِ بدفرجام میان بائویو و لین دایو را به شکل مبسوط توصیف میکند.کائو ژان، پسر ارشد کائو یین، یکی از برجستهترین و ثروتمندترین افراد زمان خود است. بااینحال در 1728 خانوادة او، که بهطور موروثی سرپرستی اداره قماش سلطنتی را در نانجینگ در دست داشت، اولین سری از شکستها را تجربه و به پکن نقل مکان کرد. تا 1742 معاصرانِ کائو (به دربار) گزارش دادند که وی در شرایط ناخوشایندی زندگی میکند و مشغول کاری است که چیزی غیر از «رؤیا» (Dream) نیست. مؤلف قبل از مرگش حداقل هشتاد فصل از رمان را تمام کرده بود. این اثر توسط گائو ای، که دربارة او اطلاعات کمی در دست است، کامل شد.
یا شاهزادهسی از چن نیز نامیده میشود (ت. 192، چین- و. 232، چین) یکی از بزرگترین شاعرانِ غناییِ چین.کائو ژی در زمان حیات پدرش، کائو کائو، متولد شد؛ پدر او فرمانروایی یک سوم شمالیِ چین را، که بعدها به پادشاهی وِی شهرت یافت، برعهده داشت. استعدادهای کائو ژی در خانوادهای اهل شعر- اشعار کائو کائو و کائو پی (برادر بزرگتر و رقیبِ خشنِ کائو ژی) نیز شهرت زیادی داشتند- بهسرعت از پدر و برادرش پیشی گرفت. در واقع، کائو کائو بهقدری تحت تأثیر مهارت شعری کائو ژی قرار داشت که زمانی او را به جای کائو پی، برای جانشینی سلطنت در نظر داشت. افزون بر این، دلیل دیگر آزردگی کائو پی از کائو ژی آن بود که کائوژیِ نوجوان با بانو ژِِن، که بعدها همسرِ برادرِ بزرگترش شد، رابطه داشت. بنابراین وقتی که کائو پی در220 بهعنوان امپراتور وِن از وِی بر تخت شاهی نشست، اقدام به آزار و اذیت برادر کوچکترش کرد تا زندگی را تا آنجا که ممکن است برایش سخت کند.
(ت. 9 ژانویه 1890، ماله اسواتونویچ، بوهمیا، اتریش- مجارستان [اکنون در جمهوری چک]- و. 25 دسامبر 1938، پراگ، چک) رماننویس، داستانکوتاهنویس، نمایشنامهنویس و مقالهنویس اهل چک و مشهور در عرصة بینالمللی.چاپک در پراگ، برلین و پاریس در رشته فلسفه تحصیل کرد و در 1917 در سمت نویسنده و روزنامهنگار، در پراگ مقیم شد. او از 1907 تا بخش زیادی از دهه 1920 بسیاری از آثارش را با برادرش یوزف، که نقاش و تصویرگر بود، نوشت. نخستین داستانهای کوتاه او «افکار درخشان» (Zářivé hlubiny, 1916/ همراه با یوزف)، «باغ کراکونوش» (Krakonošova zahrada, 1918/ همراه با یوزف)، و «ثروت و دیگر داستانها» (Trapné povídky, 1921) نام دارند. «آرمانشهرهای سیاه» چاپک، آثاری که خطر پیشرفت فنّاوری را نشان میدهد، شامل نمایشنامة «آر یو آر» (R. U. R,1920)، رمان «خودکامة بیهدف» (Továrna na absolutno, 1922)، «یک فانتزی تجزیهناپذیر» (Krakatit, 1924)، و «نبرد با سمندرهای آبی» (Válka s mloky, 1936) میشود.در سبکی دیگر، فانتزی کمدی چابک با عنوان «سرگرمی انسان بیاهمیت» (Ze života hmyzu, 1921/ همراه با یوزف) طمع انسان را مورد هجو قرار میدهد. عدالتجویی الهامبخش بیشتر داستانهای او در دو اثر «قصههایی از یک جیب» (Povídky z jedné kapsy, 1929)و «قصههایی از دو جیب» (Povídky z druhé kapsy, 1929) (این دو اثر تحت عنوان «داستانهایی ازدوجیب» منتشر شد) بودند.پختهترین اثر وی رمانهای سهگانهای به نامهای «هوردوبال» (Hordubal, 1933)، «شهاب» (Provĕtroň, 1934)، و «یک زندگی معمولی» (Obyčejnýživot, 1934) است که با هم سه جنبه از آگاهی و دانش را ارائه میکنند. رمان رئالیستی «اولین گروه نجات» (Prvni parta, 1937)بر نیاز به انسجام تأکید میکند. آخرین نمایشنامههای او «قدرت و افتخار» (Bílá nemoc, 1937) و «مادر» (Matka, 1938) بودند.
(شکوفایی اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم میلادی) بومی شمال افریقا و مبلّغ در کارتاژ، که مقدمة او بر هنرهای آزاد به نثر و نظم، تأثیرات بزرگ فرهنگی را تا اواخر قرون وسطا به همراه داشت. اثر اصلی کاپلا احتمالاً در حدود 400 و قطعاً قبل از 439 نوشته شده است. عنوانِ کلیِ آن مشخص نیست. در نسخههای خطی، دو جلدِ اول آن عنوان «پیوند فصاحتو بلاغت» (De nuptiis Philologiae et Mercurii) را دارند و عنوان هفت کتاب باقیمانده «دستور هنر» (Dearte grammatical)، «دیالکتیک هنر» (De artedialectica)، «بلاغت هنر» (De arte rhetorica)، «هندسه» (De geometrica)، «حساب» (De arithematica)، «ستارهشناسی» (Deastrologia)و «هارمونی» (De harmonia) است.
(ت. 21 آوریل 1393، لین، نورفک، انگلستان- و. 12 آگوست1464،لین) تاریخنگار، عالمِ الهیات و مدخلنامهنویس انگلیسی که «زندگی قدیس کاترین»(Life of St. Katharine) او از نظر قالب شعری محکم و از نظر مباحث مطرحشده بسیار نیرومند است.کپگریو به کسوت کشیشی درآمد، در مورد الهیات در دانشگاه آکسفورد تدریس کرد و بعدها به فرقة معتکفان پیوست. او حداقل یک مسافرت به رُم انجام داد، که در «تسکین زائران» (Solace of Pilgrims,1911 ) به آن پرداخته است. بهنظر میرسد بسیاری از آثار الهیاتیِ او از دیگر مؤلفان اقتباس شده، یا ترجمة آزاد باشد و از تفاسیر کتاب مقدس، سخنرانیها،موعظهها،رسالهها و حیات قدیسان تشکیل شده باشد. اثر ناتمامِ او تحت عنوان «گاهشمارانگلستان» (Chronicle of England) نسبتاً جالب است و او چندین زندگینامه از قدیسان در انگلستان نوشت.
شخصیت کلیشهای قالب تئاتری ایتالیایی معروف به کمدیا دلارته.او الگوی مرد نظامی متظاهر و درعینحال ترسو بود. او بهعنوان شخصیتی بیعاطفه، در اصل تقلیدی از مزدوران فرانسوی و اسپانیایی بود که ایتالیای قرن شانزدهم را در نوردیدهاند. ادعاهای بزرگِ او در مورد ثروت و نظامیگری و موفقیتهای آماتوری، اغلب توسط جملات موذیانة ارباب و نوکران او تکذیب میشدند.شخصیت کاپیتانو، بهعلت آنکه چندین بازیگر مختلف آن را اجرا کردهاند، چندین نام متفاوت دارد. در اواخر قرن شانزدهم او کاپیتانو ماتاموروس («فرماندة مرگ در شکارگاهها») و بعدها کاپیتانو اسپاونتو دلّا واله اینفرنو («فرمانده مخوف چاه ویل») نامیده میشد. نامهای دیگرِ او اسکاراموشه، کاپیتانو کوکودریلو و کاپیتانو رودومانته است.
نام اصلی او ترومن استرکفوس پِرسِنز (ت. 30 سپتامبر 1924، نیو اورلینز،لوئیزیانا، ایالات متحده- و. 25 آگوست 1984، لسآنجلس، کالیفرنیا) رماننویس، نویسندة داستان کوتاه و نمایشنامهنویس امریکایی که نوشتههای آغازین ِاو، سنت گوتیک جنوبی را توسعه داد. او بعدها روش ژورنالیستیتری را، بهویژه، با اثر «در کمال خونسردی» (In Cold Blood, 1966/ کپیرایت 1965)، بسط داد که شرحی از یک قتل زنجیرهای است که از سوی دو فرد ضداجتماع انجام میشود، که او آن را «رمان ِغیرداستانی» مینامد. اولین رمان کاپوتی، «صداهای دیگر، اتاقهای دیگر» (Other Voices, Other Rooms, 1948)، از جستوجوی پسری پانزده ساله برای یافتن پدر و درک هویت خود سخن میگوید. دو سال پیش از آن، او بهسبب نگارش داستان «در آخر را ببند» (Shut a final Door) جایزة اُ هنری را بهدست آورده بود. این داستان و دیگر قصههای او در مجموعۀ«درختی از شب» (A Tree of Night, 1949)گردآوری شدند. «ساز چمن» (The Grass Harp, 1951) داستانی از آدمهای معصوم ناهمخوانی است که موقتاً زندگی در یک خانة درختی را پیشه میکنند. در 1954 کاپوتی با کمک هرلد آرلن ِآهنگساز، «خانۀگلها» (The House of Flowers) را، که مجموعهای موزیکال به سبک بوردلوی سرخپوستان غرب امریکا است، نوشت. علاوه بر این، او چندین فیلمنامه نیز نوشت. «رنگ محلی» (Local Color, 1950) مجموعهای از سفرنامهها است. سفرهای کاپوتی با تور گردشگری «پورگی و بِس» در اتحاد شوروی به نگارش «ذوق قابل شناختاست» (The Muses Are Heard, 1956) انجامید. «صبحانه درتیفانی» (Breakfast at Tiffany's, 1954/ فیلم، 1961) داستانی بلند دربارة جوانی عجیب و فاحشه در منهتن است. دلمشغولیهای روزافزون او با روزنامهنگاری- و نیز با افراد سرشناس- در «مشاهدات» (Observations, 1959/عکسها توسط ریچارد ایودُن) منعکس شد. «پارسِ سگها» (The Dogs Bark, 1973) شامل مقالات و شرححالهای گردآوری شده است، درحالیکه «موسیقی برای آفتابپرستها» (Music for Chameleons, 1980) هم داستانی و هم غیرداستانی است. رمان ِ«دعاهایمستجاب شده» (Answered Prayers/ بعد از مرگ او در 1986 منتشر شد) با مرگِ او ناتمام ماند.
(ت. 7 ژانویه 1912،لیوورنو، ایتالیا- و. 22 ژانویه 1990، رُم)شاعر ایتالیایی که بیشتر آثار او در «همة اشعار» (Tutti le poesie, 1983)گردآوری شده است. کاپرونی در جنگ جهانی دوم جنگید، که تجربه آن در کتاب «روزهای روشن» (Giorni aperti, 1942) ثبت شده است. سه کتاب اول شعر او «مثل یک تمثیل» (Come un' allegoria, 1936)، «رقص در فونتانیگوردا» (Ballo a Fontanigorda, 1938)، و «داستانها» (Finzioni, 1941)بودند. در 1956 او «سفر آینئاس»(Il passaggio di Enea) را،که نگاهی مادی به تبعات جنگ است، منتشر کرد. «بذرِ اشکها» (Il seme del piangere, 1959) کتاب شعری غمبار در مورد مادرش بود. مهمترین کتابهای شعر بعدی او «عزیمت مسافر تشریفاتی»(Congedo del viaggiatore cerimonioso, 1965)، «دیوار زمین»(Il muro della terra, 1975)، «تکتیرانداز بیپروا»(Il franco cacciatore, 1982) و «شیء گمشده» (Res amissa, 1991) هستند.
(بهطور کامل فرماندهان دلیر، داستانی از سواحل بزرگ) رمانِ حادثة دریایی، اثرِ رادیارد کیپلینگ، که در 1896 به شکل پاورقی در نشریة McClure's و بهصورت کتاب در 1897 منتشر شد.ماجرای این رمان «ما اینجاییم» (We're Here)، قایقِ ماهیگیری کوچکی، اتفاق میافتد که گروه خدمة آن، قهرمان داستان، هاروی چِین، را هنگامیکه از یک کشتی به دریا افتاده است، نجات میدهند. فرمانده از بازگردان او به بندرگاه خودداری میکند و در عوض هاروی را به عضویت گروه خدمه در میآورد. بقیه داستان بر رویِ تحولِ شخصیتِ هاروی از پسرِ لوسِ و مغرورِ یک میلیونر به مردِ جوانِ قابل ستایش متمرکز است که ارزشهای کار سخت، زندگی ساده و مستقل را آموخته است.
(ت. 28 می 1839،مینئو، سیسیل [ایتالیا]- و. 29 نوامبر 1915،کاتانیا)نقاد و نویسندهای که یکی از نخستین مدافعان ایتالیایی ِرئالیسم بود.کاپوئانا در کسوت منتقد نمایشنامه برای نشریهLa Nazioneکار کرد و مدتی نیز در رُم و در دانشگاه کاتانیا به تدریس پرداخت. او به جنبش ادبی موسوم به وریسمو (verismo) پیوست، و هم در نقدها و هم در داستانهای خود تقدم بر ناتورالیسم و عینیتگرایی را نشان داد. در 1877 اولین جلد از پانزده کتاب داستان کوتاهِ او و در 1879 اولین رمانِ او،«جاچینتا»(Giacinta)، که بررسی روانشناختی زنی گناهکار است، منتشر شد. دیگر رمان مهم ِاو، «مارکی اهلروکاوردینا» (Il marchese di Roccaverdina, 1901)، بررسی بزهکاریاست. بهترین آثار نقادانۀ او مقالاتی در مورد بالزاک، ادمون و ژول گونکور، امیل زولا و جووّانی ورگار با نام«پژوهش در ادبیات معاصر» (Studi sulla letteratura contemporanea,1880, 1882) و «ایسمهای معاصر»(Gli''ismi'' contemporanei, 1898) هستند.
Capulet and Montague Families \'kap-yu-let, 'kap-ə-lət…'män-tə-'gyü,'mən-\
دو خانوادة ورونِسه که پدرکشتگی آنها مرگِ شخصیتهای عنوان در «رومئو و ژولیتِ» (Romeo and Juliet) ویلیام شکسپیر، هنگامیکه ژولیت (دختر کپولت) و رومئو (پسرِ مانتگیو) عاشق هم میشوند، پدید میآورد.
(ت. 30 ژانویه1852، هایماناله، والاکیا، امپراتوری عثمانی [اکنون در رومانی]- و. 10 ژوئن 1912، برلین، آلمان) نمایشنامهنویس و نثرنویسی که کمدیهایش اثرگذاری بر روی جامعه شهریِ رومانیایی را در ورودِ شتابزدة یک شیوۀ زندگی مدرن نشان میدهد. «آقای لئونیدا» (Conul Leonida, 1879)، «شبی توفانی» (O noapte furtunoasǎ, 1880)، و «نامة گمشده»(O scrisoare pierdutǎ, 1884) از جمله مشهورترین نمایشنامههای او هستند. او با «تهمت» (Nǎpasta, 1890)، آنچه را که لازم بود برای اینکه اثری بهعنوان نمایشنامة روستایی شناخته شود، به وجود آورد. داستانهای کوتاه او، «مشعل عید پاک» (O fǎclie de Paste, 1889)، «گناه» (Pǎcat, 1892)، و «کیر یانولئا» (K'ir Ianulea, 1909)، جزء بهترین آثار منثور در ادبیات رومانیایی محسوب میشوند.
نام اصلی نازارنو کاردارلّی (ت. 1 می 1887، تارکوئینیا، ایتالیا- و. 15 ژوئن 1959، رُم) شاعر، مقالهنویس، منتقد ادبی و روزنامهنگار ایتالیایی.کاردارلّی در رم و فلورانس برای نشریات ادواری ادبی از جمله LaVoce ، IlMarzocco، LaLirica ، و Avanti کار کرد. او در 1919 به تأسیس نشریة ادبی La Ronda (23-1919)، که بهجای جنبشهای پیشروِ فوتوریسم و هِرمتیسیسم از کلاسیسیسم دفاع میکرد، کمک کرد.کاردارلّی بهسبب نخستین شعرهایش- که در «اشعار» (Poesie, 1936/ در 1942 و 1948 با افزودههایی چاپ شد) گردآوری شدند- مورد توجه قرار گرفت که توجه حسرتبار به طبیعت، غم و وطن از مشخصههای آنها است. معروفترین آثار منثور او «زیر آفتاب» (Il sole a picco, 1929)، «آسمانِ فراز شهرها» (Il cielo sulle città, 1939)، «نامههایی که هرگز فرستاده نشد» (Lettere non spedite, 1946)، «ویلا تارانتولا» (Villa Tarantola, 1948)، و «سفر یک شاعر در روسیه» (Viaggio d' un poeta in Russia, 1954) نام دارند.
نام خانوادگی کامل او کاردنال مارتینس (ت. 20 ژانویه 1925، گرانادا، نیکاراگوئه) کشیش کاتولیک که یکی از مهمترین شاعران نیکاراگوئه محسوب میشود.کاردنال در دانشگاه مکزیکو و دانشگاه کولومبیا تحصیل کرد. در خلال دهة 1950 درحالیکه در سیاستهای انقلابی در نیکاراگوئه فعالیت میکرد، شاهکاری از شعرِ اعتراض به نام «ساعت شروع و دیگر اشعار مستند» (La hora O, 1960) و ترانههای عشقی طنزآمیز و اشعار سیاسیِ «لطایف» (Epigramas, 1961) را منتشر کرد.کاردنال پس از تحصیل به همراه تامس مرتونِ شاعر، در 1965 کشیش شد. کشمکشِ بین شورِ سیاسی انقلابی و اعتقاد مذهبی در اشعار او در «مزامیرِ مبارزه و آزادی» (Salmos, 1964) و «مریلین مونرو و دیگر اشعار» (Oración por Marilyn Monroe y otros poemas, 1965) ظهور یافته است. پس از سقوطِ دیکتاتوری نیکاراگوئه در 1979، کاردنال بهعنوان وزیر فرهنگ در دولتِ ساندینیستا خدمت کرد. آثار شعریِ بعدیِ او «گلچین شعر جدید» (Nueva Antologíapoética, 1978)، «مسیرهای پیروزی» (Vuelos de victoria, 1985)، و «مزامیرِجهانی» (Cántico cósmico, 1989) نام دارند.
(ت. 27 جولای 1835، وال دی کاستلو، نزدیک لوکا، دوکنشین لوکا [ایتالیا]- و. 16 فوریه 1907، بولونیا، ایتالیا) شاعر ایتالیایی، برندة جایزة ادبی نوبل در 1906، و یکی از تأثیرگذارترین چهرههای ادبی عصر خودش.کاردوتچی در دانشگاه پیزا تحصیل کرد و استاد ادبیات ایتالیایی در دانشگاه بولونیا شد. او در سال 1890 به مقام سناتور مادامالعمر دست یافت.کاردوچی در جوانی رهبر گروهی از مردان جوان بود که مصمم بودند مکتب رمانتیسم حاکم را براندازند و به الگوهای کلاسیک ادبی بازگردند. اولین کتابهای شعر او «قافیه» (Rime, 1857/ بعدها در «آثار دورۀ جوانی» (Juvenilia) گردآوری شد) و «اشعار سرگرمکننده و اشعار جدی» (Levia gravia, 1868) بودند. شدت حس جمهوریخواهانه و ضدیت وی با کشیشها در «سرودمذهبی برای شیطان» (Inno a Satana, 1863) و «اشعار ایامبیک و اپود» (Giambi ed epodi, 1867-69) نمایان است. «اشعار تغزلی جدید» (Rime nuove) و «اشعاربزمی بربری» (Odi barbare)، که در دهة 1880 منتشر شدند، حاوی بهترین اشعار کاردوتچی است. او عروض لاتین را برای شعر ایتالیایی تنظیم کرد و اشعار بزمی بربری او در وزنهای تقلیدی هوراس و ویرژیل نوشته شده است. کاردوتچی همچنین برای آثار نثرش در ادبیات ایتالیا مورد توجه قرار گرفته است.
نمایشنامهای سهپردهای اثر هرولد پینتر، که در 1960 چاپ و برای اولینبار اجرا شد. این اثر، که دومین نمایشنامة بلندِ پینتر است، به توازن دقیق میان اعتماد و خیانت در روابط خانوادگی میپردازد.ماجرای نمایشنامه در آپارتمانِ دو برادرِ به نامهای استن و میک رخ میدهد. استن، که کُندذهن است، با کلّاش و هرزهای پرحرف به نام دیویس دوست میشود. وقتی دیویس در آپارتمان برادران ظاهر میشود، میک، که از برادرش زیرکتر و متزلزلتر است، برای دوستی با دیویس رقابت میکند. هر دو برادر بهطور جداگانه دیویس را در سمت نگهبان بهکار میگیرند. سرانجام برادران با تشخیص اینکه آرامشی که قبل از آن برای خود ایجاد کرده بودند در خطر است، دیویس را اخراج میکنند و او آنجا را ترک میکند.
(ت. 17 جولای 1555، انتونی شرقی، کورنوال، انگلستان- و. 6 نوامبر 1620) ادیب و دیرینشناسِ انگلیسی که بهویژه بهسبب تاریخ کورنوال مشهور است.کئری بعد از ورود به کرایست چرچِ آکسفورد، در یازده سالگی، سه سال را صرف تحصیل حقوق کرد و متعاقب آن به سفر خارج از کشور رفت. او در 1584 وارد پارلمان شد، در 1586 کلانتر اعظم کورنوال شد و در سمت خزانهدار، زیر نظر نایبِ لُرد، خدمت کرد.او در 1589 «سیاحت کورنوال» (Survey of Cornwall, 1602 / ویراست جدید، 1953) را آغاز کرد. او پنج بندِ اولِ «رهایی اورشلیم» (Gerusalemme liberata) اثر تورکوئاتو تاسّو را با عنوانِ «خدایِ بابل، یا کشفِ اورشلیم» (Godfrey of Bulloigne, or theRecouverie of Hierusalem, 1594) ترجمه کرد. آخرین اثر او «برتریِ زبانِ انگلیسی» (The Excellencie of the English Tongue, 1614) است.
(ت. 95-1594، وست ویکم، کنت، انگلستان- و. 22 مارس 40-1639، لندن) شاعر انگلیسی و از اولین سرایندگان ترانة شوالیهای.کئری در دانشگاه آکسفورد و در میدل تمپلِ لندن تحصیل و در چندین سفارتخانه خدمت کرد و مقامی درباری بهدست آورد. محفل دوستان مهم او شامل بن جانسونِ نمایشنامهنویس بود.تنها نمایشنامۀ منظومِ کئری، «آسمان بریتانیا» (CoelumBritannicum)، در 1634 توسط شاه و اشرافِ او اجرا و در همان سال چاپ شد. اشعارِ او، که بهصورت دستنویس منتشر میشدند، غزلیاتی عشقی یا اشعاری بودند که برای اعضای مجمع دربار سروده شدهاند. مرثیة او در مورد جان دان، که اشعارش را بسیار میستود، قطعهای عالی از نقد شعرِ آن دوره است. علاوهبراین، کئری تعدادی از مزامیر داوود را ترجمه کرد. ویراستِ نهایی اشعار او «اشعار تامس کئری به همراه نمایشنامة منظومِ او ’آسمان بریتانیا‘» (The Poems of Thomas Carew, with His Masque ‘Coleum Britannicum’, 1949) است.
(ت.حدود 1687، انگلستان- و. 4 اکتبر 1743، لندن) شاعر، نمایشنامهنویس و موسیقیدان انگلیسی که بیشتر بهسبب ترانههایش شناخته شد، بهویژه «سَلی در کوچة ما» (SallyinOurAlley)، که در مجموعهای از بهترین اشعارش با عنوان «قرنموزیکال» (The Musical Century, 1737) که با موسیقی اجرا شد، منتشر گردید. کئری مدتی قبل از 1713، زمانیکه اولین کتاب اشعارش چاپ شد، (احتمالاً از یورکشر) به لندن رفت. او موسیقی را آموخت و فعالیت تئاتری خود را آغاز کرد، اغلب هم کلام و هم موسیقی را برای تعدادی از نمایشهای مضحک، نمایشهای هزل، اپراهایِ ترانه و میانپردهها تدارک میکرد. از میان کارهای تئاتری او، احتمالاً«مرد شریف یورکشری» (The Honest Yorkshire-Man, 1735) بهترین است.
(ت. 7 می 1943، باکوس مارش، ویکتوریا، استرالیا) نویسنده استرالیایی که بهعلت استفاده از سوررئال در داستانهایش مشهور است.کئری تا 1988، زمانیکه یک نویسنده تماموقت شد، در کسوت آگهینویس تبلیغاتی و دیگر شغلهای مختلف در استرالیا و انگلستان کار کرد. مجموعه داستانهای او، «مردی بزرگ در تاریخ» (Fat Man in History, 1974The/ عنوان آن در انگلستان، «لذات نامتعارف») و «جنایات جنگ» (War Crimes, 1979)، تعدادی از عناصر مضحکو هولناک را به نمایش گذاشته است. رمانهای او «لذت» (Bliss, 1981)، «ایلیواکر»(Illywhacker, 1985)و «آسکر و لیوسیندا»(Oscar and Lucinda, 1988) واقعگرایانهتر بودند، هرچند که کئری در سراسر آنها از طنز تلخ استفاده کرده است. رمانهایبعدیِ او در مورد تاریخ استرالیا، مخصوصاً تأسیس و روزگاران گذشته آن بودند. کئری جایزه بوکر 1988 را بهسبب «آسکر و لیوسیندا» دریافت کرد.
[ایتالیایی آن caricaturaبه معنی مبالغۀ، کاریکاتورمعنای تحتاللفظی آن، عمل پُر کردن، مشتقی از caricareبه معنی پُر کردن، روی هم تلنبار کردن، افزایش دادن] نمایشی که مشخصهاش مبالغه است. این تأثیر معمولاً بهوسیلة سادهسازی عمدی و اغلب تحریف مضحکِ شخصیتها ایجاد میشود.
(ت. 20 فوریه 1794،پریلیسک، کاونتی تیرون، ایرلند- و. 30 ژانویه 1869، دابلین) نویسندة پرکاری که زندگیِ روستایی ایرلندی را به شیوة رئالیستی توصیف کرده است.کارلتون کوچکترین بچه از چهارده بچهای بود که در مزرعهای کوچک متولد شدند. او، که در آغاز معلم روستایی بود، مجموعه داستانی دو جلدی با نام «ویژگیهاو داستانهایی از رعایای ایرلندی»(Traits andStories of the Irish Peasantry, 1830) منتشر کرد. نوشتههایی که در پی این اثر منتشر شد از جمله «قصههای ایرلند» (Tales of Ireland, 1834) و «فاردوروگایِخسیس» (Fardorougha the Miser, 1839) با مسائل روستایی همچون مسئلة زمین (تقسیم اراضی کشاورزی)، مجامعِ مخفی وطنپرستی و کمبود سیبزمینیِ دهۀ 1840 در ارتباط است. داستانهای او گیراییِ زیادی داشت و به فرانسه، آلمانی و ایتالیایی ترجمه شدند.
(ت. 4 دسامبر 1795، اِکلفکن دامفریشّر،اسکاتلند- و.5 فوریه 1881، لندن، انگلستان) مورخ و مقالهنویس اسکاتلندی که یکی از چهرههای برجسته دورة ویکتوریا بود.کارلایل، که پسر یک بنا و کشاورز کمبضاعت بود، در خانوادۀ کالوینیست متعصبی پرورش یافت. او در دانشگاه ادینبرا درس خواند. ادبیات آلمانی خصوصاً ی. و. فون گوته خواند و در 1824 «سالهایکارآموزی ویلهیلممایستر» (Wilhelm Meister's Apprenticeship) را، که ترجمهای از بیلدانگزرُمان گوته بود، منتشر کرد.کارلایل در 1826 با جین وِلش ازدواج کرد. در سالهای اول ازدواجشان بیشتر در اسکاتلند زندگی کردند. کارلایل در آنجا با نشریه The Edinburgh Reviewهمکاری و بر روی «سارتر رسارتوس» (SartorResartus, 1836)، کهجُنگ فوقالعادهای از زندگینامه و فلسفه آلمانی بود، کار کرد.در 1834 به همراه همسرش به لندن رفتند و در آنجا نگارش اثر تاریخی بلندپروازانهاش یعنی «انقلابفرانسه» (TheFrenchRevolution, 1837) را در سه جلد، آغاز کرد. این اثر بلافاصله مورد استقبال و تحسین عامه مردم و منتقدان قرار گرفت.کارلایل در «اصول جنبش» (Chartism, 1840) در قامت مخالف سرسخت نظریه سنتی اقتصادی، ظاهر شد. کتاب «دربارة قهرمانان، قهرمانپرستی و قهرمانی در تاریخ» (OnHeroes, Heroworship, andtheHeroicinHistory, 1841)، احترام او را به قدرت نشان داد خصوصاً وقتی با اعتقاد به رسالت خدادادی ترکیب شد. او با انتخاب آلیور کرامولِ بهعنوان بزرگترین مرد انگلیسی آرمانیاش، «نامهها و سخنرانیهای آلیور کرامول؛ با شرح» (Oliver Cromwell's Letters and Speeches; With Elucidations, 1845) را نوشت. مهمترین کار بعدی او «جزواتامروزی» (Latter-Day Pamphlets, 1850) بود. او در 1857 به مطالعة گستردهای درباره دیگر قهرمانانش همت گمارد و «تاریخ فردریکدوم پروس مشهور به فردریک کبیر» (The History of Friedrich II of Prussia, Called Frederick the Great) را بین 1858 و 1865 منتشر کرد.سخنرانی او در مراسم انتصابش به ریاست دانشگاه ادینبرا در آوریل 1866، موفقیتی فوری برای او به ارمغان آورد. این سخنرانی در 1866 با نام «پیرامون انتخاب کتابها» (On the Choice of Books) منتشر شد. بلافاصله بعد از آن، همسرش بهطور ناگهانی در لندن درگذشت. کارلایل هیچگاه بهطورکامل از بارِ غم مرگ او بیرون نیامد و در سالهای آخر عمرش آثار کمی نوشت. «یادهایاو» (Reminiscence) در 1881 و ویرایش نامههای همسرش در 1883 منتشر شدند.
نام کامل او ویلیام بلیس کارمن (ت.15آوریل 1861، فردریکتون، برانزویک جدید [کانادا]-و. 8ژوئن 1929، نیوکانان، کانتیکت، ایالات متحده) شاعر کاناداییالاصلِ نواحی ساحلی و منطقة نیوانگلند ایالات متحده.کارمن ابتدا در کالجِ فردریکتون و در دانشگاه برانزویک جدید در فردریکتون تحصیل کرد. در 1890به نیویورک رفت و مدت دو دهه، زندگی خود را با کار در تحریریه نشریات گوناگون گذراند. بین 1893و 1905حدود بیست کتاب شعر منتشر کرد، که «جزر در گرند پری» (Low Tide on Grand Pré, 1893)؛ سه دوره از «ترانههایولگردان»(Songs from Vagabondia, 1894, 1896, 1901)، که با همکاری ریچارد هاوی، شاعری که در هاروارد با او دیدار کرده بود، سروده شد؛ و «سافو» (Sapho, 1904)، از آن جملهاند. او همچنین چندین کتاب منثور در مورد طبیعت، هنر و شخصیت انسان نوشت.
داستان بلندی در مورد زندگی کولیهای اسپانیایی اثر پروسپر مریمه، نویسندة فرانسوی، که ابتدا بهطور دنبالهدار در 1845 منتشر شد. اُپرای «کارمن» اثر ژُرژ بیزه براساس این داستان تهیه شده است. دون خوسه، در کسوت سرجوخۀ جوان پرشوری در سوارهنظام اسپانیا در نزدیکی سویا، مأمور بازداشت کارمن، زن جوانِ کولی عشوهگری بهعلت حمله به همکارش میشود. خوسه، که شدیداً شیفتة او شده، به او اجازه میدهد فرار کند. خوسه از ارتش فرار میکند، بهخاطر کارمن دو مرد را میکُشد و در کسوت راهزن و قاچاقچی به زندگی ادامه میدهد. او دیوانهوار به کارمن، که به او وفادار نیست، غیرت میورزد و زمانیکه کارمن حاضر نمیشود بهخاطر او تغییر کند، او را میکشد و خود را به مراجع قانونی تسلیم میکند.
(آلمانی آنLieder aus Beuern) نسخة خطی قرنِ سیزدهم که ترانهها (صحیحترکارمینا بورانا) و شش نمایشنامة مذهبی را دربر میگیرد. مضامین این نسخه خطی به گولیاردها، دانشمندان و محققانِ سیّاد اروپای غربی در طول قرون دهم تا سیزدهم نسبت داده میشود، که بهخاطر ترانهها و اشعارشان در ستایش شادی شناخته میشدند. این مجموعه، نسخة خطی بندیکتبویرن نیز نامیده میشود، زیرا (در 1803) در صومعة بنیدیکتین، در بندیکتبویرنِ (که بورانا از آن گرفته شده) باواریا پیدا شد. این ترانهها، که اساساً غزلهایی موزون به لاتین و مقدار کمی نیز به آلمانی است، در موضوع و سبک، مختلف هستند: در میان آنها ترانههای شرابخواری، ترانههای عاشقانه، اشعار مذهبی، غزلهای شبانی و هجوهایی وجود دارد. برخی از این شعرها را کارل اورف در کانتاتش با نام «کارمینا بورانا» (Carmina Barana, 1937) با موسیقی اجرا کرد. نمایشنامههای لاتین تنها شامل دو متن کامل باقیماندة مشهور از تعزیههای قرون وسطا میشود. این دو عبارتانداز: «نمایشنامهای در مورد اصلِ عشق» (Ludus breviter de Passion)، که درآمدی بر نمایشنامة تجدید حیات است، و متنی بلندتر، که احتمالاً از نمایشنامهای در مورد زندگیِ مریم مجدلیه و زنده کردن ایلعازر، شرح و بسط داده شده است. نیز نکGOLIARD.
(ت. 19 ژوئن 1507،چیویتانووامارک، ایالات پاپال [ایتالیا]- و. 21 نوامبر 1566، رم) شاعر غنایی، طنزپرداز و مترجم رومی.کارو، که ابتدا منشی یک عالیجناب و سپس یک کاردینال شد، و به موقعیتی دست یافت که او را در نوشتن آزاد گذاشت. اشعار او، در 1569 با عنوان «یخزدگی» (Rime) گردآوری شد، و طنزهایش بیاهمیت تلقی میشوند.برجستهترین آثار کارو اثر آزاد و خوشترکیب او با نام «نامههای دوستانه» (Lettere familiare, 1572-74) و ترجمهای از «انهئید» (Aeneid, 1581) اثر ویرژیل است. علاوهبراین، او یکی از مهمترین کمدیهای دوران خود، «استراتچیونی» (Straccioni/ کامل شده در 1544)، و روایتی از «دافنیس و کلوئه» (Daphnis and Chloe) لونگوس را، که «عشقهای چوپانی دافنیس و کلوئه» (Amori pastorali di Dafni e Cloe) نامیده میشد، نوشت.
(ت. 15 دسامبر 1878، تولتس، آلمان- و. 12 سپتامبر 1956، ریتستایگ، آلمان غربی) شاعر و رماننویسی که در توسعه و رشد رمان خودزندگینامهای آلمانی نقش داشت.کاروسا پزشکی بود که بیشتر زندگیاش را در باواریا گذراند. او حرفه ادبی خود را با کتابی از اشعار تغزلی با نام «ستاره عرفانی» (Stella Mystica, 1902) شروع کرد. اولین رمانش به نام «پایان دکتر بورگر» (Doktor Bürgers Ende, 1913/ در 1930 با نام «سرنوشت دکتر بورگر» (Die Schicksale Doktor Bürgers) اصلاح و تجدید چاپ شد) زندگی دکتر جوانی را به تصویر میکشد که با گرفتاری و درد و رنج اطرافش به ناامیدی میرسد. «خاطرات فرد رومانیایی» (Rumänisches Tagebuch, 1924/ در 1934 با عنوان «خاطرات جنگ» (Tagebuch im Kriege) تجدید چاپ شد) براساس مشاهدات نویسنده بهعنوان پزشک، در طول جنگ جهانی اول است؛ و اولین اثر اوست که در خارج از آلمان با استقبال روبهرو شد.«یک کودکی» (Eine Kindheit, 1992)، «سالِ خیالات شیرین» (Das Jahr der schönen Täuschungen einer Jugend, 1941)، «دوران کودکی و جوانی» (Verwandlungen einer Jugend, 1928 )، و «دنیاهای گوناگون» (Ungleiche Welten, 1951) آثاری هستند که بیشتر جنبه زندگینامه خودنگاشت دارند. آخرین اثر وی، که ناتمام ماند، «روز دکتر جوان» (Der Tag des jungen Arztes, 1955) بود.
(معنی لغوی: «چیدن روز») که توسط هوراس شاعر رومی برای بیان این عقیده که هر شخص زمانی که میتواند باید از زندگی لذت ببرد، بهکار رفت. این معنی در نوشتههای مختلف، بهخصوص در شعر انگلیسی قرون شانزدهم و هفدهم بهکار رفته است. دو مورد از معروفترین کاربردهای آن در دو شعر «به دوشیزگان: دم را غنیمت شمارید» (To the Virgins, to Make Much of Time) از رابرت هریک و «برای معشوقه شرمگین او» (To His Coy Mistress) از اندرو ماروِل است.
(ت. 29 آگوست 1844،برایتون، ساسکس انگلستان- و. 28 ژوئن 1929،گیلفورد، ساری) نویسندۀ انگلیسی که با اصلاحطلبیِ اجتماعی و نهضت هنرها و صنایعِ در اواخر قرن نوزدهم شناخته میشد. کارپنتر در کیمبریج تحصیل کرد و در 1869 به مقام کشیشی رسید. او برای نهضت تازهتأسیس گسترش دانشگاه، استادی ترددی شد. شعر بدون قافیه و بلندِ او با نام «بهسویِ دموکراسیِ» (Towards Democracy, 1883/ آن را در 1905 بسط داد) تأثیرپذیری از والت ویتمن را، که در دیدارش از ایالات متحده با او ملاقات کرده بود، نشان میدهد. تحقیقاتِ او در موضوعات اجتماعی («ایدهآل انگلستان» (England’s Ideal, 1887)؛ «تمدن: منشأ و علاجِ آن» (Civilization: Its Cause and Cure, 1887 / در1921بسط یافت))، بهطور وسیع ترجمه شد، همانطور که آثار بعدیِ او دربارۀ رابطۀ هنر و زندگی مثل («بالهای فرشتگان»، (Angels’ Wings, 1898)و «هنر نوآوری» (The Art of Creation, 1904)) و در مورد روابط میان جنسیتها مانند («فرا رسیدن سنِ بلوغ» (Love’s Coming-of-Age, 1896)؛ «روابط جنسی بینابین» (The Intermediate Sex, 1908)) ترجمه شد علاوهبراین، کارپنتر ترانۀ کار مشهور «خیزش انگلستان» (EnglandArise) را سرود.
نام خانوادگیاش بهطور کامل کارپنتیئر ای والمونت (ت. 26 دسامبر 1904، هاوانا، کوبا- و. 24 آوریل 1980، پاریس، فرانسه) رماننویس پیشگام کوبایی نسل خود که تأثیر عظیمی بر ادبیات امریکای لاتین داشت.کارپنتیئر قبل از اینکه خبرنگار شود در دانشگاه هاوانا تحصیل کرد. در 1928 بهدلیل مخالفتش با رژیم خراردو ماچادو و برای اینکه زندانی نشود، کوبا را به قصد فرانسه ترک کرد. او همکار دائمی مجله Révolution surréaliste شد، اما بعدها سوررئالیسم را رد کرد. در 1933 رمان مستند خود را به نام «اکوئه یامبائو» (iEcué-Yamba-ō!) را، که شرحی از زندگی و فرهنگ افریقایی- کوبایی بود، منتشر کرد. کارپنتیئر بعد از بازگشت به کوبا، رمان«پادشاهی این دنیا» (El reino de este mundo, 1949) را، که خاطرهای تخیلی از زندگی رهبر هائیتی، هانری کریستف، در اوایل قرن نوزدهم است، منتشر کرد.شاهکار وی را «پلههای گمشده» (Los pasos perdidos, 1953) میدانند که واقعیت امریکای لاتین را بهمثابه همزیستی میان افسانههای نخستین و تمدن تحمیلی اسپانیایی تعریف میکند. «جنگ زمان» (Guerra del tiempo, 1958)؛ «انفجار در کلیسای جامع» (El siglo de las luces, 1962)؛ «اعمال احساس و تفاوتها» (Tientos y diferencias, 1964)، که مجموعهای از مقالات در موضوع فرهنگی و ادبی است؛ «دلایل حکومت» (El recurso del método, 1974)، درباره دوران ماچادو؛ «کنسرتوی باروک» (Concierto barroco, 1974)، دربارة تاریخ موسیقی کوبا؛ و اپرانامه چندین اپرا از دیگر آثار او هستند.
(ت. 13 دسامبر 1871، ویکتوریا، بریتیش کلمبیا، کانادا- و. 2 مارس 1945، ویکتوریا) نقاش و نویسندهای که بهسبب نقاشیهایش از سرخپوستان و مناظر ساحلی غرب، او را هنرمند برجسته کانادا میدانند. کار، درحالیکه در ونکوورِ بریتیش کلمبیا مشغول تدریس هنر بود، مسافرتهای متعددی به روستاهای سرخپوستنشین بریتیش کلمبیا به منظور نقاشی انجام داد. بعد از آنکه بهواسطه بیماری نتوانست به مسافرتهایِ خود برای نقاشی کردن ادامه دهد، به نوشتن روی آورد و شش کتاب خودزندگینامهای تألیف کرد که مطالعات درباره شخصیتپردازی طنز به آنها روح تازهای بخشیده بود. در میان این آثار «کلی ویک» (Klee Wyck, 1941)، درباره سرخپوستان؛ «خانه همه جانوران» (The House of All Sorts, 1944)، در توصیف تجربیات او بهعنوان مالک خانه شبانهروزی و پرورشدهنده سگ در ویکتوریا؛ «دردهای فزاینده» (Growings Pain, 1946)، یک زندگینامه خودنگاشت؛ و «درنگ: کتاب خطوط کلی» (Pause: A Sketch Book, 1953)، که از توقفش در آسایشگاه معلولین میگوید، دیده میشوند.
تخلصهایش کار دیکسن، کارتر دیکسن، راجر فربان (ت. 30 نوامبر 1906، یونینتاون، پنسیلوانیا، ایالات متحده- و.27 فوریه 1977، گرینویل، کارولینایِ جنوبی) نویسنده امریکایی داستانهای پلیسی که آثارش در این نوع ادبی بهترین محسوب میشود. نخستین رمان کار با عنوان «شبگرد» (It Walks by Night, 1930) بسیار موفق بود و این موفقیت پایدار ماند حتی تا زمانیکه کار اقدام به نگارش پیچیده مبتنی بر تحقیق دقیق در تاریخ انگلستان کرد. «افسون جزر: ملودرامیِ ادواردی» (The Witch of the Low-Tide: An Edwardian Melodrama, 1961)؛ «سیاهیِ ماه» (Dark of the Moon, 1967)، و «گوبلین گرسنه»(The Hungry Goblin, 1972) از جمله آثار بعدی هستند. در پنجاه مورد از معماهای او یکی از سه کارآگاه- هنری بنکُلین، دکتر گیدیئن فل و سر هنری مریوال ایفای نقش میکند. دیگر آثار موفق کار «زندگی سر آرتور کونن دویل» (The Life of Sir Arthur Conan Doyle, 1949) و «ماجراهایِ شرلاک هولمز»(The Exploits of Sherlock Holmes, 1954)، که روایتگر کارهای دیگر کارآگاه مشهورِ دویل است که آن را کار و جوانترین پسرِ دویل، ایدرئین، به نگارش درآوردند، دیگر آثار موفق کار هستند.
(ت. 17 ژانویه 1858، سانتو دومینگو،آنتیوکیا، کلمبیا- و. 19 دسامبر 1940، مدیین) رماننویس و نویسندة داستان کوتاه کلمبیایی که بیشتر بهدلیل توصیف رئالیستیاش از بومیان آنتیوکیا در یادها مانده است. هنگامیکه جنگ داخلی مانع تحصیلِ او در رشته حقوق در دانشگاه آنتیوکیا شد، کارّاسکیا کار بلند ادبی خود را با انتشار «محصولات سرزمین بومیِ من» (Frutos de mi tierra, 1896) آغاز کرد؛ رمانی رئالیستی در نقد ریاکاریِ زندگی در شهری کوچک که یکباره مخاطبان وسیعی یافت. او ارتباط با مفاهیم بومی را در داستانهای کوتاه و رمانهایِ بعد خود همچون «پدر کاسافوس» (El Padre Casafūs, 1914) و «مارکیزِ یولومبو» (La Marquesa de Yolombō, 1928) ادامه داد. نابینایی در دوران بعدی زندگی، او را مجبور کرد که اثر سه جلدی «پیشینه طولانی» (Hace tiempos, 1935-36) را، که برخی منتقدان آن را بهترین اثر او میدانند، املا کند.
شخصیت داستانی، راوی جوان دلسوزِ «گَتسبی بزرگ» (TheGreatGatsby) اثر اف. اسکات فیتسجرالد. کروی، بهعنوان همسایۀ جِی گتسبی، فرصت زیادی برای مشاهدۀ بداقبالی گتسبی، در جستوجوی تفسیرش از رؤیای امریکایی دارد.
Carrillo y Sotomayor \kä-'rēl-yō-ē-'sō-tō-mä-'yór\
(ت. احتمالاً 1583، کوردووا، اسپانیا- و. 1610، پوئرتو د ِسانتو ماریا) شاعر اسپانیایی، که او را مفسّر اصلیِ «کولترانیسمو»، (culteranismo) میدانند که از سبک بسیار متکلّف و لفّاظانه «گونگوریسمو» (gongorismo)،که خود بهوسیله لوئیسدِ گونگورا ابداع شده بود، پدید آمد. در رساله کاریلیو درباره شعر، «کتابِ آموزش شاعری» (Libro dela erudiciōn poética / ویراست جدید 1946)، او تلاش کرده است که روشهای شعری خود را توجیه نماید.هرچند که زندگیش کوتاه و آثارش اندک بود، امّا شعرهای عالیِ متعددی سرود. کتاب بلندپروازانه «داستانِآسیس ئی گالاتئا» (Fábula de Acis y Galatea) معروفترین اثر اوست. این کتاب در 1611چاپ و در 1613 ویرایش مجدد شد.
Carrίo de la Vandera \kär'rēōthāläbän'der ä\
تخلص او کونکولورکوروو (ت. 1715، خیخون، اسپانیا- و. احتمالاً 1778) حاکم مستعمراتی اسپانیایی که شرح مسافرتهایش از بوئنوس آیرس به لیما را زمینهساز رمان اسپانیایی- امریکایی میدانند.«اِل لازاریلو: راهنمایی برای مسافران بیتجربه بین بوئنوس آیرس و لیما» (El lazarillo: de ciegos caminantes) اثر کارّیو در اصل به دون کالیستو بوستامانته، راهنمای سرخپوستِ و همراهِ سفر کارّیو، نسبت داده شد. تحقیقات ثابت کرد که کارّیو بهدلیل انتقاد از حکومت اسپانیا برای اجتناب از مجازات از اسم مستعار استفاده کرده است. منتقدان وضوح و سبک پرشور و زنده، توصیفات جزئی و لحن انتقادی کتاب را ستودهاند. مشاهدات واقعگرایانه کارّیو از زندگی و رسوم گائودریوها، کابویهای پامپاس، بهوضوح با تصویرهای بسیار خیالپردازانهای که در میان نویسندگان بعد رایج است، متفاوت است.
نام مستعار چارلز لاتویج داجسن (ت. 27 ژانویه 1832، دازبری، ایالت چشر، انگلستان- و. 14 ژانویه 1898، گیلفرد، ایالت ساری) منطقدان، ریاضیدان و رماننویس انگلیسی که بهطور خاص برای تألیف رمان «ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب» (Alice’sAdventuresinWonderland, 1865) و دنبالة آن به نام «از میان آینه» (Through the Looking-Glass, 1871) بهیاد مانده است. شعر او به نام «شکار اسنارک» (The Hunting of the Snark, 1876) از جمله ادبیات پوچ اما به سبک عالی است.داجسن سومین فرزند خانوادهای یازده نفره بود که از پدر و مادری به نامهای فرانسیس جین لاتویج و پدر روحانی چارلز داجسن به دنیا آمد و در خانه کشیشان دازبری و کرافت در ایالت یورکشر بزرگ شد. از همان ابتدا، استعدادش را در ابداع بازیها نشان داد. او نویسندۀ اصلی «RectoryMagaziens»، تألیفهای دستنویس که کل خانواده باید در آن شرکت میکردند و بسیاری از آنها بعداً منتشر شدند. داجسن از کرایست چرچِ آکسفورد فارغالتحصیل شد. او در دروس ادبیات باستان و ریاضی بینظیر بود و پس از کسب درجه کارشناسی به سمت مدرس ریاضی منصوب شد، سمتی که او در 1881 از آن استعفا داد. هرچند که داجسن به لکنت زبان دچار بود ولی برای کودکان، طبیعی و راحت سخن میگفت. از تعداد زیادی کودک که سرگرم کرد، سرگرمی فرزندان هنری جورج لیدل، رئیس کرایست چرچ، جایگاه بالایی در دلبستگیهای او داشت. در 1862 داجسن و دوستش، بچههای لیدل را با قایق در امتداد رود تمز به گردش بردند و عصر دیروقت بازگشتند. در طول گردش، او ترغیب شد تا بهتر از معمول داستان بگوید و آلیس لیدل از او خواست تا آن را برایش بنویسد. داجسن داستان را کمابیش همانطورکه گفته بود نوشت و چندین ماجرا که در دیگر مواقع تعریف کرده بود به آن اضافه کرد و بعد آن را به آلیس داد. وقتیکه هنری کینگزلیِ رماننویس، در حین ملاقات با رئیس، بهصورت اتفاقی این کتاب را برداشت و خواند، به خانم لیدل اصرار کرد که نویسنده کتاب را به چاپ آن تشویق کند. داجسن آن را برای چاپ بازبینی کرد و به جان تنیل، کاریکاتوریست مجلةPunch، سفارش داد تا برای جزئیات داستان تصویرپردازی کند. کتاب در 1865 به نام «ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب» چاپ شد. داجسن سال بعد به تکمله داستان توجه کرد و نتیجه آن «از میان آینه» بود. مطالب طنز و اشعار او در 1869 تحت عنوان «تصویر وهمی و دیگر اشعار» (Phantasmagoria and Other Poems) و سپس با ویرایش جدید در دو بخش مجزا یکی به نام «قافیه و خرد» (Rhyme$1 and Reason$2, 1883) و دیگری با عنوان «سه غروب و دیگر اشعار» (Three Sunsets and Other Poems, 1898) پس از مرگ نویسنده چاپ شدند. کار بعدی او «سیلوی و برونو» (SylvieandBruno, 1898) و تکمله آن «سیلوی و برونو خاتمهیافت» (Sylvie and Bruno Concluded, 1893) بود که در این کتاب تلاش کرول برای بازآفرینی روح آلیس نمایان است.
(ت. 3 آگوست 1921، واتربری، کانتیکات، ایالات متحده) شاعر و منتقد ادبی امریکایی.کاروت در دانشگاه کرولاینای شمالی و شیکاگو تحصیل کرد. وی در سمت ویراستار، برای چندین نشریه از جمله نشریه Poetry کار کرد. بسیاری از شعرهای کاروت با عقل و جنون در ارتباط هستند. او در سال 1953، در طول دورانی که بهدلیل بیماری روانی و اعتیاد به الکل بستری بود، شعر بلندی را آغاز کرد که بعدها با عنوان «اوراقبلومینگدیل» (The Bloomingdale Papers, 1975) منتشر شد. صور خیال بهکار رفته در مجموعه اشعار «برادران، من همه شما رادوست دارم» (Brothers, I Loved You All, 1978)، که برخی نقادان آن را بهترین اثر او میدانند، از جاز اقتباس شده است. دیگر مجموعه شعرهای کاروت «زمستان شمال» (North Winter, 1964)، «به خاطر تو» (For You, 1970)، «سالنامة بهاران پرشور» (Almanach du Printemps Vivarois, 1979)، «سبکتر از هواپیما» (Lighter Than Air Craft, 1985) و «غزلیات» (Sonnets, 1989) نام دارند. «بعد از ’بیگانه‘: گفتوگوهای خیالی با کامو» (After “The Stranger”: Imaginary Dialogues with Camus, 1965)و «شاخههایی از غارهای مقدس: منتخب مقالهها وشعرها» (Effluences from the SacredCaves: More Selected Essays and Reviews, 1983) آثار او در زمینه نقد ادبی هستند.
(ت.16 دسامبر 1717، دیل، کنت، انگلستان- و. 19 فوریه 1806، لندن) شاعر و مترجم انگلیسی و یکی از اعضای گروهِ ادبی مشهور جوراب آبیها که اطراف خانم الیزابت مانتگیو جمع شده بودند.کارتر دختر کشیشی دانشمند بود که به او لاتین، یونانی و عبری را به همراه رشتة وسیعی از دیگر موضوعات تعلیم داد. «شعرهایی در موردمناسباتِ ویژهعالی» (Poems upon Particular Occasions) در 1738 و «شعرهایی در مورد چندین مناسبت» (Poems on Several Occasions) در 1762 منتشر شد. بااینهمه، این ترجمههای او بود که شهرتش را تضمین کرد. او در 1749 ترجمة بسیار مهمش با عنوان «همةآثار موجود اپیکتتوس» (All the Works of Epictetus Which AreNow Extant) را آغاز کرد که در 1758 منتشر شد.
شخصیت داستانی، کارآگاهی که جان راسل کوریل آن را در داستان «شاگرد کارآگاه پیر» (TheOldDetective’sPupil) خلق کرد که در 1886 در New York Weekly منتشر شد. این شخصیت در آثار فردریک ون رنسلر دی، که از 1892 («جعبهجادویی پیانو» (The Piano Box Mystery)) تا 1913 («سالن عنکبوت» (TheSpider’s Parlor)) حدود 500 داستان کوتاه به شیوۀ کارتر نوشت، نیز بهکار گرفته شد. برخی دیگر از نویسندگان از جمله جانستن مکالی (خالق شخصیت زورو) و مارتین کروز اسمیت (مؤلف «گورکیپارک» (Gorky Park)) داستانها و قصههای نیک کارتر را نوشتند که بهصورت بینام منتشر میشد. مجلههایNick Carter Detective Libraryو Nick Carter Weeklyماجراجوییهای این شخصیت را بهترتیب زمان نقل میکردند.در داستانهای قدیمیتر، کارتر شخصیتی تمام امریکایی، پرشور، ایدئالیست و استاد تغییر قیافه بود. در اواخر دهه 1960 نویسندگان داستانهای نیک کارتر، تا حد زیادی در این شخصیت تجدیدنظر کردند. کارتر بهعنوان نویسنده و نیز چهره خشن و پرخاشجویی (معروف به «آدمکش چیرهدست») در سلسله رمانهایی با جلد شُمیز شناخته شد که شامل «عروسک چین» (TheChina Doll, 1964)، «جوخة مرگ اینکا» (The IncaDeath Squad, 1972)، «جزیرةشادی» (Pleasure Island, 1981) و «کودتایکارائیب» (The Caribbean Coup, 1984) میشد.
نام ازدواجیِ مکورکودیل (ت. 9 جولای 1901،اجبستون، برمینگم، انگلستان) نویسندة انگلیسی بیش از 550 کتاب، که اغلب آنها رمانهای کلیشهای عشقِ رمانتیکی هستند که در قرنِ نوزدهم اتفاق میافتند.اولین رمانِ کارتلند «معما» (Jigsaw, 1925) بود که موفقیت بزرگی محسوب میشد. او همچنین در طول سالهای 1920، نمایشهای خیریه، نمایشنامة «خون بها» (Blood Money)، و دو رمان دیگر نوشت. تألیفات او از اواسط دهه 1970، با میانگین 23 مورد در هر سال، بهطور منظم رشد کرد. در مجموع، آثار او تا 1993، در 600 میلیون نسخه به فروش رسید. آثار غیرداستانیِ او شاملِ پنج زندگینامه شخصی و آثار مشاورهای در مورد غذای سالم، ویتامینها و زیبایی میشود. علاوهبراین او از چندین مورد از رمانهایش نمایشنامههایی نوشت.
شخصیت داستانی، یکی از قهرمانانِ «داستان دو شهر» (ATaleofTwoCities) اثر چارلز دیکنز، کهحوادث آن قبل و در طول انقلاب فرانسه، در فرانسه و انگلستان رخ میدهد.کارتون در ابتدا در هیئت شرابخواری بدبین ظاهر میشود که در سمت دستیار حقوقی، برای وکیلی لندنی کار میکند. او پنهانی عاشقِ لوسی مانه میشود، که شوهرِ مهاجر فرانسویاش، شارل دارنی، ازلحاظ ظاهرشبیه کارتون است. این شباهت، کارتون را قادر میکند که خود را به جای دارنی، که به مرگ با گیوتین محکوم شده، جا بزند. کارتون با این کار به زندگیِ بربادرفتهاش سروسامانی میدهد.
(ت. سپتامبر 1611، نورتوِی، گلاسترشر، انگلستان- و. 29 نوامبر 1643، آکسفورد، آکسفوردشر) نویسندهای که در زمان خود، در قامت یک شاعر، محقق، طنزپرداز و پدیدآورندة نمایشنامههای فکاهی به سبک بن جانسون مورد تحسین زیادی قرار گرفت.کارترایت، که دانشآموختة دانشگاه آکسفورد بود، نمایشنامههایش را پیش از آنکه در 1635 دستورهای مقدس کلیسا به وی ابلاغ شود، نوشت؛ یکی از آنها با نام «عامی» (The Ordinary/ اجرا، احتمالاً 1635) پیوریتانها را بهشکل مضحکی مورد تمسخر قرار داده است. او هنگام وقوع جنگهای داخلی انگلستان در 1642، عضو شورای جنگِ چارلزِ اول (کسی که روز تشییع جنازة کارترایت، جامة سیاه پوشید) شد. هرچند که نمایشنامههای او در زمان خودش مشهور بودند، اما در مقابل آزمون زمان دوام نیاوردند.
، نام کامل او ریموند کِلِوی کارور، پسر (ت. 25 می 1938، کلتسکانی، آرگان، ایالات متحده- و. 2 آگوست 1988، پورت آنجیلیس، واشنگتن) نویسندة امریکاییِ داستانهای کوتاه که بهخاطر قطعات آزادش، قصههایی بیپیرایه در مورد زندگی غمبار مردم طبقة کارگر، معروف است.کارور، که پسرِ کارگر چوببری بود، یکسال پس از پایان دورة دبیرستان ازدواج کرد و با کار سرایداری، متصدیگری پمپ بنزین و تحویلداری مخارج زندگی همسر و دو فرزندش را تأمین میکرد. او بعد از گذراندن دورۀ نویسندگی خلاق، به نویسندگی علاقهمند شد و برای ادامة تحصیل به کالج ایالتی هامبولت در آرکیتای کالیفرنیا رفت. کارور چندین سال در دانشگاههای سراسر امریکا تدریس کرد. در 1967، داستان او با عنوان «لطفاً میشود ساکت شوی» (Will You Please Be Quiet, Please)» با تحسین زیاد منتقدان بسیاری منتشر شد. بعد از اولین مجموعه داستان کوتاهش، با عنوان «خودتان را جای من بگذارید» (Put Yourself in My Shoes, 1974)، در 1976 مجموعة موفقش «لطفاً میشود ساکت شوی» (Will You Please Be Quiet, Please) منتشر شد که شهرت بسیاری را برای او به ارمغان آورد. مجموعههای بعدی او «آنچه وقتی از عشق حرف میزنیم، میگوییم» (WhatWe Talk About When We Talk About Love,1988)، «کلیسای جامع» (Cathedral, 1983) و «از کجا ندامیدهم» (Where I’m Calling From, 1988) نام دارند. کارور بهعنوان عاملی مهم در رونق داستان کوتاه، در اواخر قرن بیستم محسوب میشود.
(بهترتیب ت.26 آوریل1820، ماونت هِلتی، نزدیک سینسیناتی، اوهایو، ایالات متحده- و. 12 فوریه 1871، نیویورک؛ ت.4 سپتامبر 1824، ماونت هِلتی- و. 31 جولای 1871، نیوپورت، رود آیلند) خواهران نویسندة امریکایی که آثارشان هم اخلاقگرایانه و هم آرمانگرایانه بود.خواهران کری، که بهصورت خودآموز پرورش یافته بودند، هرگز ازدواج نکردند و با مصاحبت دائم در طول زندگیشان به نوشتن پرداختند. آنها پس از مهاجرت به نیویورک برای تأمین زندگی به نوشتن روی آوردند. اشعار آنها ابتدا در مجموعهای با عنوان «اشعارِ الیس و فیبیکری» (Poems of Alice and PhoebeCary, 1849) گردآوری شد. الیس، که پرکارتر بود، قصهگونههای منثور و رمانهایی نیز مینوشت، که بهترین آنها به زندگی سخت همسایگان و دوستانِ دوران کودکی او میپردازد. فیبی تنها دو کتابِ مجزا از اشعارش را با عناوین «اشعار ونقیضهها» (Poems and Parodies, 1854) و «شعرهای ایمان، امید و عشق» (Poems ofFaith, Hope, and Love, 1868) منتشر کرد. شاید شهرت او بیشتر بهسبب سرود مذهبی «خانه نزدیکتر» (Nearer Home) باشد.
نام کامل او آرتور جویس لونل (ت. 7 دسامبر 1888، لاندندری، ایرلند- و. 29 مارس 1957، آکسفورد، انگلستان) رماننویس انگلیسی که شکلی از داستان سهگانه را بسط داد که در آن هر بخش داستان، روایت یکی از سه قهرمان است.کری در کالج ترینیتی آکسفورد تحصیل کرد. در 1914 به سرویس استعماری ملحق شد و در طول جنگ جهانی اول، در هنگ نیجریه خدمت کرد. سپس تصمیم گرفت تا نویسنده شود. ازاینرو در 1920 در آکسفورد مقیم شد. آن سال، او ده داستان کوتاه در مجله امریکایی Saturday Evening Post چاپ کرد. مطالعه چندین سال از وقت او را پر کرد، سپس در 1932 اولین رمانش را به نام «آیساینجاتیافته» (Aissa Saved) منتشر نمود. سپس درباره سالهای اقامتش در افریقا سه رمان به نامهای «بینندهامریکایی»(American Visitor, 1933An)،«ساحرة افریقایی» (The African Witch, 1936)، و «آقایجانسون» (Mister Johnson, 1939) نوشت. دوران کودکی، موضوع دو رمان «خانة کودکان» (A House of Children, 1941) و «چارلی، عزیز من» (Charley Is My Darling, 1940) بود. سهگانه کری درباره هنر با حکایت اول شخص زنی به نام سارا ماندی، در رمان «در عجب از خویشتن» (HerselfSurprised, 1941) شروع شد. این حکایت با دو مرد که در زندگی سارا حضور یافتند ادامه یافت؛ اولین مرد، حقوقدانی به نام تام ویلچر در داستان«زائربودن» (ToBeA Pilgrim, 1942) و دومین شخص، هنرپیشهای به نام گالی جیمسون در داستان «دهان اسب» (The Horse's Mouth, 1944) است. این داستان، مشهورترین رمان اوست. سپس، سهگانۀ دیگری با عناوین «زندانی عنایت» (A Prisoner of Grace, 1952)، «غیر از لرد» (Except the Lord, 1953)، و «بی هیچ افتخاری» (Not Honour More, 1955) و همچنین رمان «در بند و آزاد» (The Captive and the Free, 1959) را نوشت. داستانهای کوتاهش در مجموعهای به نام«آواز بهار» (Spring Song, 1960) گردآوری شده است.
(ت. 28 ژوئن 1503، لا کازا، موجلّو، توسکانی [ایتالیا]- و. 14 نوامبر 1556، مونتپولچانو، سیئنا) اسقف، شاعر و مترجم ایتالیایی که بیشتر بهسبب رساله پرخواننده و بهکرات به زبانهای دیگر ترجمه شدهاش با عنوان «آداب نزاکت» (Galateo) بهکرّات در یادها مانده است.دلا کازا در بولونیا، فلورانس، پادوئا و رم تحصیل کرد. وی علاوهبر اشعار طنز پرشور به سبک فرانچسکو برنی، اشعاری تغزلی با سبکی پرابهت و نیز چندین اثر سیاسی ازجمله «گفتارهای سیاسی» (Orazioni politiche, 1707) دارد که در آن تأسفش از مصائب ایتالیا را بیان کرده است.بااینحال، اثری که باعث شهرت فرامرزی دلا کازا شد، اثر بخردانه و شوخطبعانه آداب نزاکت بود که بین 1550 تا 1555 سروده شد و اولینبار به همراه کتاب«نظم» (Rime) در 1558 منتشر شد و نخستینبار رابرت پترسون در 1576 آن را به انگلیسی ترجمه کرد. آداب نزاکت بیش از آنکه با آیین نزاکتدرباری سروکار داشته باشد بهتفصیل دربارة آداب رفتاردرست در جامعهای با فرهنگ سخن میگوید.
کاسال، خولیان دل (ت.7 نوامبر1863، هاوانا [کوبا]- و. 21 اکتبر1893، هاوانا) شاعری که یکی از مهمترین پیشگامان نهضت ادبی مدرنیسم در امریکای لاتین بود.اولین کتابِ شعرِ کاسال، «برگهایی در باد» (Hojas al viento, 1890)، تأثیرپذیری از شاعران پارناسین فرانسوی، مخصوصاً، شارل بودلر را نشان میدهد. کاسال در تمامی اشعارش برتری تقریباً ناخواستهای برای تصنع و هنر در مقابل طبیعت قائل میشود. او، که اغلب اوقات بیمار بود، در حین آمادهسازی کتاب شعر سومش، «مجسمههای نیمتنه و قافیهها» (Bustos y rimas, 1893)، که مدت کوتاهی پس از مرگش منتشر شد، بر اثر بیماری سل درگذشت.
Casonova \'kä-sä- 'n -vä, Angl, 'kas-ə-'nō-və, 'kaz-\
لقب او ژان ژاک، شوالیه سنگال (ت. 2 آوریل 1725، ونیز [ایتالیا]- و. 4 ژوئن 1798، دوکس، بوهمیا [اکنون دوختسوف، جمهوری چک]) کشیش، نویسنده، سرباز، جاسوس و دیپلمات، که بیشتر در قالب پرنس ماجراجویان ایتالیایی در یادها مانده است و نامش مترادف با «بیبندوبار» بود. زندگینامة خودنگاشت وی توصیف بسیار خوبی از جامعة قرن هجدهم در پایتختهای اروپاست.کاسانوا، که فرزند یک بازیگر بود، در جوانی از مدرسة علمیة سنت سیپریان بهعلت رفتار شرمآور اخراج شد و زندگی غیراخلاقی پرفراز و نشیبی را در پیش گرفت. بعد از مدتی خدمت به کاردینال کاتولیک روم، ابتدا در ونیز ویولونیست بود و بعد به فرقه فراماسونری در لیون پیوست و سپس به پاریس، درسدن، پراگ و وین سفر کرد. کاسانوا در 1755 به ونیز بازگشت و به جادوگری متهم و به پنج سال حبس در پیومبی، زندانهایی زیر سقف قصر دوگس محکوم شد. در 31 اکتبر 1756 فرار جالبی را ترتیب داد و به پاریس رفت. در 1755 در آنجا لاتاری (بختآزمایی) راه انداخت و در میان اشراف برای خود شهرتی به وجود آورد. در دهة 1760 از دست طلبکارانش در پاریس گریخت و نام شوالیه سنگاله (که بقیه عمر این لقب را نگه داشت) را برای خود اتخاد کرد و بهطور وسیعی در سرتاسر اروپا سفر کرد. در پی یک ماجرای فضاحتآمیز و دوئل بعد از آن، او مجبور به فرار از ورشو شد و سرانجام در اسپانیا در صدد یافتن پناهگاهی برآمد. بعد از اینکه بین 1774 و 1782 اجازة برگشت به ونیز را یافت، بهعنوان جاسوس برای مأموران تفتیش عقاید در ونیز کار کرد.کاسانوا، بهعنوان کسی که در نوشته و حرفهاش همهفنحریف بود، گهگاه شعر، نقد، ترجمهای از «ایلیاد» (Iliad, 1775)، و جزوهای هجوی دربارة اشراف ونیز و به ویژه خاندان قدرتمند گریمانی به نگارش درآورد. البته، مهمترین اثر وی زندگینامه خودنگاشت زنده و پرشورش است که ابتدا پس از مرگش با عنوان «خاطراتکاسانوا دو سنگاله» (Mémoires de J. Casanova deSeingalt, 1826-38) در 12 جلد منتشر شد. چاپ کامل و نهایی براساس دستنوشتههای اصلی در 1960- 1962 با عنوان «تاریخ زندگی من» (Histoire de ma vie) منتشر شد.
شخصیت داستانی، یکی از شخصیتهای اصلی «میدلمارچ» (Middlemarch)، شاهکار جورج الیوت. کاسوبون ادیب خودپسند و میانسالِ ناتوانی است که با قهرمان زنِ داستان، داروتیا بروک، ازدواج میکند، زیرا او برای کارش به یک دستیار نیاز دارد.
اثر کوتاهی از ادگار اَلن پو، که اولینبار در «کتابِ بانویِ گودی» (Godey’s Lady’s Book) در نوامبر 1846 منتشر شد. راوی این قصه ترسناک مانتریسور اشرافزاده است، که آنگونه که ادعا میکند از آسیبهای زیادی که توسط فورتوناتوی مکار به او رسیده رنج میبرد و با توهینی دیگر از سوی او سرانجام مصممتر میشود که از او انتقام بگیرد. مانتریسور در بحبوحه جشنهای کارناوال با فورتوناتوی مست برخورد میکند و به بهانه اینکه میخواهد نظر وی را درخصوص صندوق شراب آمونتیلادو، که جدیداً خریداری کرده است، بپرسد وی را به قصر خویش میبرد. درحالیکه محاورهای مشحون از طنز بین آنها رخ میدهد، مانتریسور فورتوناتو را به انتهاییترین نقطه سرداب قصر میبرد و در آنجا فورتوناتوی بداقبال را در حفرهای کوچک به زنجیر میکشد و ورودی آن را با دیواری آجری مسدود میکند.
در اساطیر یونان، دختر پریام، آخرین شاه تروی و همسرش هکوبا. کاساندرا معشوق خدایگانی به نام آپولو بود که وعده داده بود چنانچه کاساندرا را بهدست بیاورد به او قدرت پیشگویی بدهد. کاساندرا پیشنهاد او را پذیرفت، قدرت پیشگویی را بهدست آورد، اما از ازدواج با آپولو امتناع کرد. آپولو برای انتقام از او، تواناییای را که به او بخشیده بود تغییر داد بهطوریکه کسی پیشگوییهای او را باور نکند. در حقیقت او حوادثی چون سقوط تروی و مرگ آگاممنون را پیشبینی کرد، اما هشدارهای او جدی گرفته نشد. کاساندرا بعد از تصرف تروی و به هنگام تقسیم غنایم، نصیب آگاممنون گردید و بعدها به همراه او کشته شد. مردم او را به همراه آپولو، با نام الکساندرا میپرستیدند.
(ت.17 مارس 1917، رم، ایتالیا- و. 29 ژانویه 1987، مونته کارلو، موناکو) رماننویس نورئالیست ایتالیایی که مناظر و مردم عادیِ روستایی توسکانی را در نثری ساده توصیف میکرد. نبود ماجرا و حادثه در داستانهای او و تأکید روی جزئیات باعث شد بهعنوان طلایهدار رمانِ جدید یا ضدرمانِ فرانسوی مطرح شود.کاسّولا پس از تحصیل در دانشگاه رُم، در طول جنگ جهانی دوم در کنار نهضت مقاومت جنگید. این دوران زمینه بعضی از معروفترین آثار او را بهوجود آورد، از جمله مجموعه داستان کوتاهِ «برشِ اَلوار»(Il taglio delbosco, 1955) و رمان «فاوستو و آنا» (Fausto eAnna, 1952)، که هر دو شبهزندگینامه خودنگاشت هستند. کاسّولا در 1960 بهسبب «دختر بِبو» (La ragazza di Bube/ فیلم، 1964) جایزه استرگا را دریافت کرد. این رمانهای ساده با همدردی و دلسوزی، روایتگر زندگی افراد- مخصوصاً زنان است که سرد و ناخرسنداند،. دغدغههای بعدیِ کاسّولا درخصوص محیط زیست و جنگ هستهای در مقالات و در رمانِ «بهشت حیوانات» (Ilparadisodeglianimali, 1979) او منعکس شده است.
Castalia \ka-'stā-lyə, lē-ə\ or Castalie \'kas-tə-lē\
منبع الهام شعری. کستلیا نام یک پری است که خود را درونِ چشمهای انداخت یا به چشمهای تبدیل شد تا از تعقیب آپولو در امان بماند. از آن پس، این چشمه کستلیا نامیده شد و منبع الهامی برای آپولو و ایزدان شعر و دانش شد. ایزدان را گاهیاوقات بهسبب ارتباطشان با چشمه، کستلیدس مینامیدند.
(ت. 16 مارس 1825، لیسبون، پرتغال- و. 1 ژوئن 1890، سید) رماننویس پرتغالی که 58 رمان او گونههای مختلفی از ملودرامهای رُمانتیک تا آثار واقعگرا را شامل میشد.کاشتلو فرزند نامشروع خانوادهای بود که تصور میشد بهطور موروثی روانپریشاند. او یتیم شد و خویشاوندانش او را نزد خود بردند. ابتدا بهطور نامنظم در پورتو در رشته پزشکی تحصیل کرد و بعد از آن برای اینکه بتواند کشیش شود، در رشته علوم دینی ادامه تحصیل داد، امّا سرانجام تصمیم گرفت به کار ادبی روی آورد. او مدتی قصههای گوتیک مانند «اسرار لیسبون» (Mysterios de Lisboa, 1854) و «کتاب سیاه پدر دینیش» (Padre Diniz, 1855negro doLivro) را نوشت تا اینکه با آثاری نظیر «شادی کجاست؟»(Ondeestá a felicidade$1, 1856) و «انتقام»(Vinganca, 1858) به پختگی و سنجیدگی دست یافت. وی درگیر یک رشته مسائل عشقی شد که نقطه اوج آن فرارش با انا پلاسیدو، همسر تاجری اهل پورتو، بود. این دو عاشق بهسبب زنا و رابطة نامشروع زندانی شدند (1861)، که در این مدت کاشتلو طی دو هفته مشهورترین اثرش «عشق مقدر» (Amor de perdicão, 1862) را نوشت که داستان عشقی است که با مخالفت خانواده نقش برآب میشود و سرانجام قهرمان را به جنایت و تبعید سوق میدهد.در 1864، بعد از آزادی از زندان و مرگ شوهر پلاسیدو، برانکو با وی در روستای سِید اقامت کرد؛ آنجا با نوشتن بیوقفه، سرودن شعرهای معمولی، نمایشنامه، آثار علمی، آثار مشاجرهای، و رمانهایی با کیفیت متفاوت- که بسیاریشان به سفارش انتشاراتیها نوشته میشد، زندگی خود را تأمین کرد. در 1885 عنوان ویسکنت کورّیا بوتلیو را بهخاطر نوشتههایش دریافت کرد. او، که بهعلت جنون پسرش و بیماری و نابینایی قریبالوقوع خودش مأیوس و ناامید شده بود، خودکشی کرد.اگرچه بیشتر آثار برانکو در سطح مجموعههای عامیانه و مردمی است، بعضی مانند عشق مقدر، «قصه عشق یک مرد ثروتمند» (O romance d’um homem rico, 1861) و «پرترة ریکاردینا» (O retrato deRicardina, 1868)، تراژیک هستند و با ایجاز و باشور و حرارت نقل میشوند.
(ت.حدود 1505، مودنا، دوکنشینِ مودنا [ایتالیا]- و. 21 فوریه 1571، کیاونّا، کنفدراسیون سوئیس) نقاد برجستة ادبیِ نوزایی ایتالیا، که خاصّه بهدلیل ترجمهاش از و نتایجِ مستقلاً ارائه شده از «فنّ شعر» (Poetics) ارسطو، که در آن از وحدتهای دراماتیکِ زمان، مکان و صحنه دفاع میکند، مورد توجه قرار گرفت؛ او از این راه به ایجاد سبکهای نقادی برای نمایشنامه در دورة نوزایی و نئوکلاسیک فرانسه کمک کرد. کاستلوترو در بولونیا، فرّارا و پادوئا دانشجوی حقوق بود و سپس مطالعات ادبی را در سیئنا آغاز کرد. سرانجام به مودنا برگشت و در محافل ادبی، فردی برجسته استاد حقوق نیز شد. اختلاف کاستلوترو با آنیبال کاروِ شاعر، که با نقدِ او از یکی از اشعار کارو شروع شده بود، به دعوای ادبی بزرگی منجر و باعث شد دادگاه تفتیش عقاید در 1560 کاستلوترو را به رم احضار کند که متعاقب آن، فرار وی از ایتالیا و تفکیر او بود. اثر اصلی کاستلوترو در مورد فّن شعر ارسطو، با نام «بیان ساده و روشنِ فن شعرِ ارسطو» (La poetica di Aristotele vulgarizzata) در 1570 منتشر شد. «بیانساده و روشن» با وجود اشتباهات زیاد در انتقال ایدههای ارسطو، تأثیر فراوانی در تاریخ نمایشنامه و نقد بر جای گذاشت. کاستلوترو در نمایشنامه بر رئالیسم تأکید، تفاوتهای بینِ بلاغت و شاعری را مشخص و از شاعری بهعنوان تنها راه رسیدن به خوشی و مسرّّت- در تضاد با عقاید پیشین که میگفتند شاعری باید آموزشی و نیز مایة نشاط باشد، دفاع میکرد.
(ت. 29 آگوست 1724، آکّوئاپندنته، ایالات پاپال [ایتالیا]- و. 5 فوریه 1803، پاریس، فرانسه) شاعر ایتالیایی، طنزپرداز و نویسنده اپرانامههای کمدی، که در اصل بهسبب هجوهای منظومش با نام «شعر تارتار» (Poema tartaro, 1787) و «حیوانات گویا (دربار و پارلمان حیوانات)» (Gli animali parlanti, 1802) در یادها مانده است.کاستی جامۀ روحانیت را در حوزۀ علمیه مسیحیت مونتفیاسکونه بر تن کرد، امّا خیلی زود برای اینکه شاعر خوشگذران در دربارهای آلمان، اتریش و روسیه شود، کلیسا را رها کرد. بین 1778 و 1802، شعر طنز اجتماعیاش با نام «قصههای عشقی» (Novellegalanti) را نوشت؛ اولین چاپ انتقادی این اثر در 1925 منتشر شد. در 1778 کاستی از دربار کاترین بزرگ در پیترزبورگ دیدن کرد؛ شعر تارتارِ او تملق نسبت به امپراتریس (ملکه) را به سُخره گرفت. با بازگشت به وین، در 1790 شاعر دربار (ملکالشعرا) خوانده شد. بعد از مدتی که در ایتالیا ماند، به پاریس رفت و مابقی عمرش را در آنجا گذراند. آنجا اثر بزرگ دیگرش حیوانات گویا را نوشت که در آن بهمنظور مقایسه مفهوم سلطنت با روحیه جمهوری، که با انقلاب فرانسه ایجاد شد، ملتهای اروپایی را بهشکل حیوانات نمایش میدهد. او علاوهبر شعر اجتماعی و هجویاتش، اپرانامههایی کمدی برای موسیقی آنتونیو سالیئری و جوّوانی پائیزیئلّو نوشت.
(ت. 6 دسامبر 1478، کاساتیکو، نزدیک مانتوئا [ایتالیا]- و. 2 فوریه 1529، تولدو، اسپانیا) دیپلمات و درباری ایتالیایی که «کتاب درباری»اش (Il libro del cortegiano) در زمان نوزایی او را سردمدار سبک اشرافگری ساخت.او، که در میلان تحصیل کرد، هنر شهسواری و شوالیهگری را در دربار لودوویکو اسفورتسا آموخت و سرانجام در 1507 به خدمت دوکِ اوربینو، گوئیدوبالدو دا مونتفلترو درآمد. او تا 1513 در دربار اوربینو در خدمت گوئیدوبالدو و جانشینانش فرانچسکو ماریا دلا رووِره باقی ماند.در اوربینو پیئترو بمبو، برناردو بیبیّنا، گیلیانو دو مدیچی، لونیکو آرتینو (برناردو آکولتی)، لودوویکو دی کانوسّا و اوتّاویانو و فدریکو فرگوسو را، که مخاطبان کتاب درباریاش شدند، ملاقات کرد. او بیشتر آثار کوچکش را نیز در آنجا نوشت.کتاب درباری (نوشته شده در 1513-1518 و منتشر شده در 1928)، در قالب گفتوگو، به درباری کامل و تمامعیار، بانوی اصیل و شریف، و روابطی میان درباری و پرنس میپردازد. این اثر، که یکی از کتابهای برجسته قرن است، بهسرعت خارج از ایتالیا طرفدار پیدا کرد و به چند زبان ترجمه شد. نسخه انگلیسی سر تامس هوبی با نام «درباری» (The Courtyer 1561) یکی از تأثیرگذارترین آثار نثر آن روز بهشمار میرفت.
(ت. 28 ژانویه1800، لیسبون، پرتغال- و. 18 ژوئن 1875، لیسبون) شاعر و چهره اصلی در نهضت رمانتیک پرتغال. کاشتیلو، که از کودکی نابینا بود، ادیبی سنتگرا شد و در شانزده سالگی مجموعهای از اشعار، ترجمهها و آثار آموزشی خود را منتشر کرد. او در طول مرحلة اول حرفة ادبیاش اشعاری منتشر کرد، که در آنها سعی داشت گرایشهای جاری رمانتیک را بهکار گیرد درحالیکه به تلاش مستمر درخصوص بهرهگیری از اصول نئوکلاسیک نیز ادامه میداد. کاشتیلو با انتشار «مجموعه آثار»ش (Obras completas) در 1837 تبدیل به شخصیتی ادبی در لیسبون شد. او مدیریت نشریۀ مهمِ O panorama، را پذیرفت و در 1838 همکاری با آلمئیدا گارّت، شاعر پیشرو رمانتیک پرتغال، را در احیایِ تئاتر ملی آغاز کرد. «مناظر تاریخی پرتغال» (Quadros históricos de Portugal)، که روایت رمانتیک او از زندگیهای قهرمانان قرونِ وسطایی پرتغال است، در 1838 شروع شد، و در 1842 سرپرستیِ نشریۀ Revista universal Lisbonense را، که ارگان اصلی نقد فرهنگی بود، بهدست گرفت. کاشتیلو هرگز رمانتیکی تمامعیار نبود و بعد از 1850 بهتدریج از این جریان جدا شد. او بهجای تخیل، با روشی فاضلانه به نوعی سنتگرایی اشرافمآبانه روی آورد که در آن با نسل اول شاعران آرکادین پرتغالی مشترک بود. بااینحال سبک بیروح او چنان از ذائقه ادبی سرشار بود که طغیان نسل جوانتر نویسندگان را برانگیخت. نخستین حمله به کاشتیلیو از سوی شاعری جوان به نام آنترو دِ کنتال به وقوع پیوست، که رسالة «احساس خوب و ذوق سلیم» (Bom-senso e bom-gosto, 1865) را در جوابِ نقدِ کاشتیلو از بعضی نویسندگان جوان نوشت. این پاسخ دندانشکن سرانجام کاشتیلو را در کسوت یک دیکتاتور ادبی از تخت به زیر کشید.
(ت. 1490، سیوداد رودریگو، اسپانیا- و. احتمالاً 12 ژوئن 1550، وین [اتریش]) شاعری که برجستهترین منتقد نوآوریهای ایتالیاییشکل شاعر اسپانیایی گارسیلاسو دو لا وگا و شاعر کاتالان (زبان) خوان بوسکان است.کاستیلیخو، که یکی از شاعران متأخر اسپانیا بود که منحصراً از هشت هجایی قرون وسطایی استفاده میکرد، بهشدت اوزان جدید ایتالیاییشکلی را که معاصرانش معرفی کردند مورد حمله قرار داد و اثر خود را به نام «در مقابل آنانی که اوزان کاستیلی را بهسبب اوزان ایتالیایی رها کردهاند» (Contra los que dejan los metros castellanos y siguen los italianos, 1540) بهصورت دوبیتی نوشت. او همچنین بهدلیل نوشتن شعر شهوانی «موعظه عاشقانه» (Sermōn de amores, 1542) مشهور شد که تاحدی بهدلیل فقدان توجهاش به متون مذهبی، بهوسیله دادگاه تفتیش عقاید توقیف شد.
نام کاملاو میکل- خاویئر خانیکوت دل کاستیلیو (ت. 20 آگوست 1933، مادرید، اسپانیا) رماننویس متولد اسپانیا و فرانسویزبان، که بهدلیل نگارش رمان کوتاهِ «کودک زمان ما» (Tanguy, 1957) در 24 سالگی مشهور شد. هرچند این رمان تخیلی است، اما داستان تجربیات واقعی او بهعنوان پناهندهای سیاسی و اسیری در اردوگاههای کار اجباری است؛ و مثل «خاطراتِ انفرانک» (The Diary ofAnne Frank)، این داستان نیز غم و اندوهِ کودکی را که شاهد حوادث ظالمانه تاریخی است، روایت میکند.دل کاستیلیو در کودکی و در 1939 به همراه مهاجران پناهنده، در پایان جنگ داخلی، اسپانیا را به مقصد فرانسه ترک کرد. اندکی بعد، به همراه مادرش، که یک فعال تندرو سیاسی بود، به اردوگاههای کار اجباری نازی فرستاده شد. کودک زمان ما و «از ارث محروم شده» (Le Colleur d’affiches, 1958) به این تجربیات تلخ میپردازند. این داستانها درد و رنج او را در بیعدالتیِ اجتماعی و نیاز او را به آرامش در حس فردی را بازمیتابانند.او، که عمیقاً شیفتۀ اسپانیاست، به خاکِ از جنگ ویران شدۀ این کشور در «گیتار» (La Guitare, 1957) و «از میان حلقه» (Le Manége espagnol, 1960) که طنزی رنگارنگ اما خشن از مذهب است، بازمیگردد. «خراردو لائین» (Gerardo Laïn, 1967)، «سکوت صخرهها» (LeSilence des pierres, 1975)،«سروها در ایتالیا پژمردهاند» (Les Cyprès meurent en Italie, 1979)، «شب تقدیر» (La Nuit de dècret, 1981)، و «یک زن خودش» (Une Femme ens oi, 1991) آثار بعدی او هستند.
(ت. 1584، توردسیلاس، اسپانیا- و.حدود 1648) نویسندة اسپانیایی که بیشتر بهخاطر داستانهای کوتاهش مشهور است.داستانهای کاستیلیو معمولاً حادثهای هستند و با لطافت طبع و چیرهدستی نوشته شدهاند. بسیاری از داستانهای او با ظرافت و تقلید غیرمستقیم از داستان «دِکامرون» (Decameron) اثر جوّوانی بوکاتچو، در بافتی همگون و مرتبط با هم قرار گرفتهاند. ازجمله آنهاست: «گردشهای پر نشاط» (Jornadasalegres, 1626) و «شبهای خوشی»(Noches de placer, 1931).در رمانهای او در سبک مقامهوار غالباً دختری گستاخ در قالب شخصیت اصلی ایفای نقش میکند.
رمان تمثیلی، اثر فرانتس کافکا، که در 1926، پس از مرگ او به آلمانی با عنوان Das Schlossمنتشر شد.فضای رمان، روستایی است که با قلعهای محصور شده است. در این فضای سرد بهنظر میآید زمان متوقف شده، و تقریباً همۀ صحنهها در تاریکی اتفاق میافتد. ک.، دیگر قهرمان ناشناس، با این ادعا وارد روستا میشود که مسّاح زمین است و مسئولان قلعه او را به این کار منصوب کردهاند. مسئولان روستا ادعای او را رد میکنند و رمان کوششهایِ ک. را برای به رسمیت شناخته شدن ازسوی یکی از مسئولان مرموز قلعه روایت میکند. آرتور و یرمیا بهعنوان دستیارِ ک. خود را به او معرفی میکنند، اما کمکِ آنها بیش از آنکه همکاری صادقانه باشد باعث شادی و خنده است. کِلام، ارشدِ قلعه که روستائیان احترام زیادی برای او قائلند، کاملاً دور از دسترس مینماید. ک. جسورانه خردهپاها و مقامات خودخواه روستا و روستائیان طرفدار آنها را به چالش میکشد. همة ترفندهای او با شکست مواجه میشود. او خود را عاشقِ فریدایِ ساقی، معشوقۀ قدیمی کِلام، نشان میدهد. آنها طرح ازدواج میریزند، اما زمانیکه فریدا در مییابد ک. صرفاً از او استفاده میکند، او را ترک میکند.قلعه رمانی ناتمام است. همانطور که ماکس برود، وصّیِ ادبیِ کافکا، گفته، کافکا قصد داشت که ک. در نتیجۀ اعمالش بمیرد، اما او در بسترِ مرگ، اجازه ماندن (در روستا) را بهدست آورد.
، رمان تخیلی نمادین اثر ایتالو کالوینو، که در 1973 با عنوان Il castello dei destini incrociati به ایتالیایی منتشر شد. این رمان شامل مجموعهای از قصههای کوتاهِ جمعآوری شده است که به دو بخش «قصرسرنوشتهای متقاطع» و «میکدۀ سرنوشتهای متقاطع» تقسیم میشود.این رمان به دو گروه از مسافران در میان جنگلی میپردازد، که هر دوی آنها در نتیجۀ حوادث تلخ، قدرت تکلم را از دست دادهاند. یک گروه شب را در میکده سپری میکند و دیگری در یک قصر. در هر مکان، مسافران با استفاده از برگههای ورق بهجای کلمات، داستانهای زندگیشان را تعریف میکنند. در هر مکانی راوی ورقها را برای خواننده شرح میدهد، اما ازآنجاکه کارتهای ورق زمینهای برای تفسیرهای مختلف هستند، داستانهایی که راویان بیان میکنند، ضرورتاً داستانی نیست که موردنظرِ گویندۀ صامتِ داستان بوده است.
داستانی ترسناک اثر هاریس والپول، که در 1765 منتشر شد. این اثر را اولین رمانِ گوتیک در زبان انگلیسی میدانند؛ در این نوع ادبی، از رویدادهای خارقالعاده و فضای اسرارآمیز این اثر، در سطح وسیعی تقلید شده است.مَنفرد غاصبِ ستمکاری در حوزة حکومت شاهزادة اوترانتو است. روزی که قرار است پسر او کانرد با ایزابلا ازدواج کند، جسد کانرد در حیاط پیدا میشود که توسط ماموتی دارای کلاهخود پردار کشته شده است. منفرد تصمیم میگیرد همسرش را طلاق دهد و به منظور به دنیا آوردن وارثی که برای حفظ کنترل قلمرو به او نیاز دارد، با ایزابلا ازدواج کند، اما ایزابلا به کمک تئودور، رعیتی جوان و زیبا، نزد پدر جروم میگریزد. از روی یک ماه گرفتگی در گردنِ تئودور درمییابد که مرد جوان حقیقتاً پسرِ واقعی اوست، که پیش از اینکه او به کسوت کشیشی درآید، زمانیکه او شاهِ فولکونارا بود، متولد شده است. بعدها، با اعلام حقیقت جانشینی تئودور، شکل غولآسای شاه آلفونسوی قانونی رنجکشیده، ظاهر میشود و سپس بهسوی بهشت میرود. منفرد و همسرش وارد دیرهای جداگانهای میشوند. تئودور با ایزابلا ازدواج میکند و بهعنوان شاه، بر اوترانتو حکومت میکند.
(بهطور کامل قلعه رکرنت، داستانی رؤیاوار: برگرفته از واقعیات و از رفتار و سبک اربابان ایرلندی، قبل از 1782)، رمانی اثر ماریا اجورت، که در 1800 منتشر شد. این اثر اربابان ایرلندیِ اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم را هجو میکند. این کتاب، که بهدلیل شناختش از زندگی محلیِ ایرلندی مورد توجه واقع شده، سه نسل از خانوادة اربابی رکرنت را روایت میکند و برای سر والتر اسکات الگویی شد که رمانهای تاریخیاش را براساس آن تدوین کند.
نام خانوادگی کامل او کاسترو ئی کسادا (ت. 4 می 1885، کانتاگالو، برزیل- و. 25 جولای 1972، لیورت دِمار، اسپانیا) زبانشناس و کارشناس تاریخ فرهنگ اسپانیایی که در مورد ریشههای فرهنگی اسپانیا و امریکای لاتین پژوهشهایی انجام داد.کاسترو در برزیل از والدینی اسپانیایی متولد شد که در 1890 به همراه او به اسپانیا برگشتند. وی در 1904 از دانشگاه گرانادا فارغالتحصیل شد و در سوربونِ پاریس (1905-1907) تحصیل کرد. در 1910 مرکزی را برای مطالعات تاریخی در مادرید تأسیس کرد و در کسوت رئیسِ گروه فرهنگنویسی کار کرد. او، حتی بعد از آنکه در 1915 استاد دانشگاه مادرید شد، همچنان در این مؤسسه باقی ماند. کاسترو چندین اثر ادبی از جمله «زندگی لوپه د وِگا» (Vida de Lope de Vega, 1919)، «زبان، آموزش و ادبیات» (Lengua, enseñanza y literature, 1924 )، و «تفکر سروانتس» (El pensamiento de Cervantes, 1925) منتشر کرد و سخنرانیهایی نیز در کشورهای خارجی ایراد کرد. زمانیکه در 1936 جنگ داخلی اسپانیا شعلهور شد، کاسترو به ایالات متحده رفت و در دانشگاههای ویسکانسین و تگزاس و دانشگاه پرینستن تدریس کرد، و بعدازآن بازنشسته شد.
(ت. 4 مارس 1869، کوئیمبرا، پرتغال-و. 17 آگوست 1944، کوئیمبرا) سمبولیست پیشرو و شاعر منحط پرتغالی. معروفترین مجموعه شعر او، «حرفهای خصوصی» (Oaristos, 1890)، آغازگر سمبلیسم در پرتغال بود. سمبلیسم او تعالیم بنیادی نظریهپردازان فرانسوی این نهضت را، در مقایسه با ناسیونالیسم حسرتباری که مشخصة شعر معاصرانش در پرتغال بود، حفظ کرد. از میان مجموعههای منتشر شدة متعدد او «ساعتها» (Horas, 1891)، «ساگرامور» (Sagramor, 1895)، «سالومه و دیگر اشعار» (Salomé e outros poemas, 1896)، «آرزوهایی برای بهشت» (Saudades do Céu, 1899)، و «کونستانسا» (Constança, 1900) شناختهشدهتر هستند.
(ت. فوریه 1837، سانتیاگو د کومپوستلا، اسپانیا- و. 15 جولای 1885، پادرون، نزدیک سانتیاگو) پیشروترین نویسنده در سبک مدرن در زبان گالیسی.کاسترو در 1858 با مانوئل مورگویا (1833-1923) مورخ معروف و یکی از قهرمانان نوزایی گالیسی ازدواج کرد. گرچه کاسترو نویسنده تعدادی رمان است، اما شهرت او بیشتر بهخاطر اشعاری است که در کتابهای «ترانههای کالیسی» (Cantares gallegos, 1863) و «گلچینهای تازه» (Follas novas, 1880)، هر دو به زبان گالیسی و همچنین «در کنار رودخانه سار» (En las orillas del Sar, 1884) به زبان کاستیلی آمده است. بخشی از کارهایش با قدرتی مشفقانه روحیه مردم گالیسی- شادیهای آنها، حکمت و فرهنگ آنها و خشم آنها از سلطه کاستیلیها، عشق مردم گالیسی به وطنشان و اندوههایشان از فقر و مهاجرت- را بیان میکند. بااینحال در حدود 1867، کاسترو شروع به نوشتن درباره مسائل شخصیتر کرد و به بیان ژرفترین احساساتش در قالب شعر پرداخت. مجموعة آثار کامل او در 1973 منتشر شد.
(ت.17 مارس 1847، موریتیبا، برزیل- و. 6 جولای 1871، سالوادور) شاعرِ رمانتیک که حس همدردی او برای طرفداران برزیلی الغای بردگی عنوانِ «شاعرِ بردگان» را برایش به ارمغان آورد.کاشترو آلوش هنوز یک دانشآموز بود که با اجرای نمایشنامهای مورد توجه ژوزه دِ آلنکار و ژوئاکین ماریا ماشادو، رهبران ادبیِ برزیل، قرار گرفت. تخیل رمانتیک او بهسبب رابطه دو سالهاش با هنرپیشهای مشهور، به همراه رفتار افراطی و سبک متعالیِ شعریاش به اوج رسید. در 1868 او در حال شکار، پایش را هدف قرار داد. او زنده ماند و درحالیکه زخم بدتر میشد و بیماری قانقاریای او شدت مییافت در حالت بیقراری نویسندگی کرد. بعد از آنکه پای او قطع شد، بیماری سلش شدت یافت و سرانجام در سن 24 سالگی درگذشت.«اسفنج شناور» (Espumas flutuantes, 1870)، تنها مجموعه شعر منتشر شده در زمان حیات او، برخی از بهترین قطعات عاشقانه او را دربر میگیرد. شعر دراماتیک «شیبهای پائولو آفونسو» (A cachoeira de Paulo Afonso, 1876) داستان دختربچه بردهای را بازگو میکند که توسط پسر اربابش مورد تجاوز قرار گرفته است. این شعر و دیگر اشعار الغای بردگیِ کاشترو آلوش در کتابی با عنوان «اشعار بردگان» (Os escravos, 1883)، که بعد از مرگ او منتشر گردید، جمعآوری شده است.
(ت. 1569، والنسیا، اسپانیا- و. 28 جولای 1631، مادرید) مهمترین فرد و نماینده گروهی از نمایشنامهنویسان اسپانیایی که در والنسیا شکوفا شدند. وی اساساً بهسبب اثرش «جوانی سید» (Las mocedades del Cid, 1618)، که پیئر کورنی، نمایشنامهنویس فرانسوی، نمایشنامه مشهور «سید» (Le Cid, 1637) را براساس آن نوشته، در یادها مانده است.جوانی سید، که در دو بخش نوشته شده، از ترانه-اسطورههای سید الهام گرفته شده و این تراژدی را به شکل مؤثری انتقال میدهد. کاسترو، که ازدواج ناموفقی داشت، اولین نمایشنامهنویسی است که به جنبههای ناخوشایند ازدواج ازجمله در «ازدواجهای ناموفق در والنسیا» (Los mal casados de Valencia) میپردازد. او چندین نمایشنامه پلیسی نیز نوشت. او، که شیفته فرهنگ کاستیل بود، از ترانههای سنتی این منطقه بسیار استفاده میکرد و سه مورد از نمایشنامههایش براساس رمانهای میگل دِ سروانتس نوشته شدهاند. وی مجموعاً حدود پنجاه نمایشنامه نوشت.
[یونانی آن katáchrēsis، مشتقی از katachrêsthai به معنی بهکار بستن، بهکار گرفتن، مصرف کردن، استفاده نابهجا] استفاده از واژههای نامناسب برای یک مفهوم؛ مخصوصاً، استفاده از کلمهای دور از ذهن بهویژه استعاره متناقض (همچون «دهانهای کور»).
جمع آنcatalexes [یونانی آن katálēxtis یعنی هجای آخر، پایان یک دور بلاغی، مشتقی از katalḗgein به معنی متوقف کردن، توقف] حذف یک هجا یا بیشتر در رکن پایانی یک مصراع در شعر موزون. بنابراین اگر وزن اصلی شعر چهار رکنی وتدِ مقرون و تقطیعهای مصراع È|È´|È´|È´|È´باشد، آنگاه مصراع مزاحف خواهد بود. قسHYPERMETRY.
catalogue verse or catalog verse \'katə'log, -'läg\
نظمی که فهرستی از افراد، موضوعات، یا کیفیات انتزاعی را ارائه میکند. فهرستهای نسبشناسی در کتاب مقدس و فهرستهای قهرمانان در حماسههایی چون ایلیاد هومر، نمونههایی از فهرست منظوم هستند، همچنانکه اشعاری چون «زیبای ابلق» (Pied Beauty) از جرارد منلی هاپکینز که اینگونه شروع میشود:
Glory be to God for dappled things-
For skies of couple-colour as a brinded cow;
For rose-moles all in stipple upon trout that swim;
Fresh-firecoal chestnut-falls; finches, wings;Landscape plotted and pieced-fold, fallow, and plough;
And áll trádes, their gear and tackle and trim.
جمع آنcatastases[یونانی آن katástasisبه معنی استقرار، حالت، وضع] 1- پیچیده شدن سیر نمایش قبل از اوجِ نمایشنامه. 2- اوج یک نمایشنامه. قسCATASTROPHE; EPITASIS; PROTASIS.
[یونانی آن katastrophḗ، به معنی پایان یک تراژدی، آخر، اتمام، مشتق katastrépheinبه معنی کم کردن، واژگون کردن] حرکت آخر که خاتمه طرح در یک نمایشنامه، مخصوصاً تراژدی را تکمیل میکند. فاجعه مترادف «گرهگشایی» (Denouement) است. این واژه، گاهیاوقات برای عملی مشابه در رمان یا داستان بهکار میرود.
رمان طنزآمیزی اثر جوزف هلر، که اولینبار در 1961 منتشر شد. موضوع رمان درخصوص کاپیتانی ضدقهرمان به نام جان یوسارین است که در جنگ جهانی دوم در فرودگاهی موقت در جزیرهای مدیترانهای مستقر است و تلاشهای نافرجام او را برای زنده ماندن توصیف میکند. «کچ» در کچ-22 توصیفکننده دستورالعملی عجیب در نیروی هوایی است که میگوید انسان اگر مشتاقانه به مأموریتهای هوایی جنگی پرخطر ادامه دهد احمق است، اما اگر تقاضای رسمی مکتوبی را ارائه کند که نمیخواهد در اینگونه مأموریتها شرکت کند اصرار بر تقاضا نشان میدهد که او عاقل است و بنابراین فاقد شرایط لازم برای معافیت از مأموریت است. واژه کچ22 برایناساس با معنی «موقعیتی دشوار که تنها راه حل آن بهواسطه شرایط ذاتی خود آن موقعیت غیرمجاز شناخته میشود»، وارد زبان انگلیسی شد و بعدها چندین معنی دیگر به آن اضافه گردید.هلر در 1994، تکملهای با عنوان «ساعت تعطیل» (Closing Time) منتشر کرد که زندگی فعلی شخصیتهای کچ-22 را شرح میدهد.
رمانی اثر جی. دی سلینجر، که در 1951 منتشر شد. این داستان مؤثر و بسیار مورد تحسین، دو روز از زندگی هولدن کولفیلد شانزده ساله را بعد از اخراج از دوره پیشدانشگاهی شرح میدهد. هولدن، سردرگم و دلسرد در جستوجوی حقیقت است و علیه «ریاکاریِ» دنیای بزرگسالان اعتراض میکند. او که خسته شده و به بنبست رسیده، از لحاظ روحی مریض میشود و در مطب یک روانپزشک بستری میگردد. هولدن بعد از بهبودی تجربیاتش را برای خوانندگان نقل میکند.
جمع آنcatharses، تزکیه یا تصفیه عواطف (مخصوصاً ترحم و ترس) عمدتاً از طریق هنر. ارسطو در فن شعر این واژه را که از اصطلاح پزشکی katharsis («تصفیه» یا «تطهیر») گرفته شده، بهعنوان نوعی استعاره برای توصیف تأثیرات تراژدی نمایشیِ واقعی روی تماشاگر استفاده کرد. وی خاطر نشان میکند که هدف تراژدی ایجاد «وحشت و ترحم» و ازاینطریق، تزکیه این عواطف است.منظور ارسطو قرنها موضوع بحث و نقد بوده است. گوتهولت لسینگ، نمایشنامهنویس و نقاد ادبیِ قرن هجدهم آلمان، عقیده داشت که کاتارسیس عواطف افراطی را به امیال پاک تبدیل میکند. دیگر منتقدان گفتهاند که تراژدی بهعنوان درسی اخلاقی بهشمار میرود که در آن ترس و ترحم بهوسیله سرنوشت قهرمان تراژیک برای آگاه کردن تماشاگر به نمایش در میآید و شبیه به انگیختگی از طریق مشیت الهی نیست. تفسیری که عموماً پذیرفتهاند این است که از طریق تجربه همدلانه ترس در موقعیتی مشخص، نگرانیهای تماشاگر به بیرون سوق داده میشوند و از طریق همذاتپنداری دلسوزانه با قهرمان تراژیک، بینش و نگرشِ تماشاگر گسترش پیدا میکند. بنابراین، تراژدی تأثیری سلامتبخش و انسانی روی تماشاگر یا خواننده بر جای میگذارد.
(ت. 7 دسامبر 1873، وینچستر، ایالت ویرجینیا، امریکا- و. 24 آوریل 1947، نیویورک) رماننویس امریکایی که بهسبب به تصویر کشیدن زندگی مرزنشینان دشتهای امریکا مشهور است.کتر در 1883 با خانوادهاش از ویرجینیا به روستای رد کلاود نبراسکا نقل مکان کرد. آنجا در میان مهاجرانی از اروپا- سوئدیها، چکها، روسها و آلمانها- که خانههایی را در دشتهای وسیع برپا کرده بودند بزرگ شد.پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه نبراسکا در 1895، در یک مجله محلی در پیتسبرگ شغلی بهدست آورد. سپس بهعنوان ویراستار فنی و سردبیر بخش نمایشنامه و موسیقی مجله Pittsburgh Leader مشغول بهکار شد. در 1901 به .تدریس روی آورد و در 1903 اولین مجموعه اشعارش را به نام «بامدادهای آوریل» (April Twilights) منتشر کرد. در 1905 پس از انتشار اولین مجموعة داستان کوتاهش به نام «باغ غول» (The Troll Garden) به سِمت سردبیر ماهنامه جنجالی McClure's منصوب شد. در 1912 استعفا داد تا یکسره به نوشتن رمانهایش بپردازد.اولین رمان کتر، «پل الگزندر» (Alexander's Bridge, 1912)، داستان ساختگی زندگی جهانوطنی است. کتر تحت تأثیر خودمختاریطلبی سارا اورن جوئیت، برای موضوعات جدید به نبراسکا، سرزمین آشنایش روی آورد. «ای پیشتازان» (O Pioneers!, 1913) و «انتونیای من» (My Ántonia, 1918)، که بارها موفقترین اثر او لقب گرفت، به موضوعات شاخص خود همچون اراده و شهامت مرزنشینانی که در جوانی درک کرده بود، در «یکی از ما» (One of Ours, 1922)، که جایزه پولیتزر را کسب کرد و «بانوی گمشده» (Lost Lady, 1923) بر ناپایداری شجاعت پیشتازان تأسف میخورد.او در «آواز چکاوک» (Song of the Lark, 1915) و نیز در داستانهای مدوّن در «جوانی و میدسای باهوش» (Youth and the Bright Medusa, 1920)، از جمله «صندوقچة پل» (Paul's Case)، که در مجموعههای زیادی آمده است، و «لوسی گیهارت» (Lucy Gayheart, 1935)، جنبه دیگری از تجربه خود را نشان میدهد و آن تلاش استعداد برای شکوفا شدن در زندگی تحت فشار در سبزهزارها و تأثیرات خفقانآورِ زندگی در شهرهای کوچک است.بیان دقیق این دو موضوع در «سرنوشتهای مبهم» (Obscure Destinies, 1932) دیده میشود. کتر با اینکه موفق بود و در سالهای میانی عمرش قرار داشت، یأس شدیدی را تجربه کرد که در «خانه پروفسور» (The Professor's House, 1925) و نیز در مقالاتش «کمتر از چهل نیست» (Not Under Forty, 1936) نمایان است. راهحل رفع این یأس، نوشتن دربارة اراده پیشتاز دوره بعد بود؛ آنچه از مبلّغان کاتولیک فرانسوی در جنوب غربی دید در «مرگ به سراغ اسقف میآید» (Death Comes for the Archbishop, 1927) آورد و آنچه از کاناداییهای فرانسوی در کبک میدانست در «اشباح روی صخره» (Shadows on the Rock, 1931) نوشت. آخرین رمان او، «سفیرا و دختر برده» (Sapphira and the Slave Girl, 1940) حاکی از بازگشت به ویرجینیای اجدادیاش است.
سنت کترین دِی ریتچی نیز نامیده میشود، نام اصلی او السّاندرا دِی ریتچی (ت. 23 آوریل 1522، فلورانس [ایتالیا]- و. 2 فوریه 1590، پراتو، جمهوری فلورانس) زن صوفیمشرب دومینیکنیِ ایتالیایی. او در سن سیزده سالگی وارد دیر دومینیکنی پراتو شد و از 1590-1560 در کسوت راهبه اعظم دیر خدمت کرد. او، که بهعلت تصوّراتش از شهوت و بدنامیهایش در این راه مشهور است، مؤلف نامهها (1922/ ویراستة سیستو اهل پیسا) و آثار کوچک دیگری نیز بود.
در اساطیر مسیحی، زنی جوان از اسکندریه که بر ضد بتپرستی امپراتوری روم سخنرانی کرد. گفته شده که او از پنجاه فیلسوف امپراتوری در تعقل و منطق پیشی گرفت. او، که دوشیزهای متعهد بود، با امپراتور مخالفت کرد، و امپراتور دستور داد او را به درون گردونهای از آتش انداختند (در برخی روایات او را در گردونهای پر از میخ شکنجه کردند). گردونه با صاعقه برخورد کرد و متلاشی شد و او از معرکه نجات یافت. هنگامیکه کترین بعدها گردن زده شد، مشخص شد که در رگهایش شیر جریان داشت.نماد او گردونه («گردونة کترین») است که بهطور برجسته در ادبیات و هنر قرون وسطا به نمایش درآمد.
(شکوفایی، قرن اول ق.م) شاعر و دستوردان رومی، رهبر مکتب «جدید»شعر (Poetae novi ، نامی که سیسرو بر پیروان این سبک گذاشت). پیروان این سبک، حماسه و نمایشنامه ملی را در حمایت از حماسههای کوتاه اسطورهای، مراثی و تغزلات مکتب اسکندرانی کنار گذاشتند. ستایشهایی که شاعران معاصر از شعر کیتو بهعمل آوردهاند گواهی بر برتری او است.هیچکدام از رسالههای دستوری کیتو برجای نمانده است. از اشعارِ او دو عنوان باقی مانده است: «لیدیا» (Lydia) و «دیانا» (Diana).
نمایشنامهای اثر تنسی ویلیامز، که در 1955 منتشر و اجرا شد. این اثر جایزه پولیتزر را دریافت کرد. این نمایشنامه روابط عاطفی حاکم بر خانواده یک کشاورز اصیل و ثروتمند جنوبی را نشان میدهد. رئیس خانواده، پدربزرگ، در صدد جشن گرفتن شصتوپنجمین سال تولد خود است. دو پسر متأهل او، گوپر (پسر بزرگتر) و بریک، به ضرورتی برگشتهاند، پسر ارشد به همراه همسر باردار و پنج فرزندش و دومی به همراه همسرش مارگرت (مگی). روابط متقابل بین پدربزرگ، بریک و مگی جوهر نمایشنامه را شکل میدهد.
(ت. 10 نوامبر 1577، بروئووِرسهاون، زلانت، هلند اسپانیایی [اکنون در هلند]- و. 12 سپتامبر 1660، زورگ- ولیت، نزدیکِ لاهه) نویسنده هلندی آثار تمثیلی و سراینده اشعار تعلیمی که لقب «پدر کاتس» جایگاه او نزد هممیهنانش را نشان میدهد.کاتس مدرک دکترای حقوق را در اورلئان کسب کرد و در لاهه به وکالت پرداخت. او در ابتدا شاعر آثار تمثیلی بود، که در ادبیات قرن هفدهم رواج داشت و از قالبهای اخلاقی در آن استفاده میشد. او این قالب را برای بیان مسائل مهم اخلاقی کالوینیستهای اولیه هلندی، مخصوصاً آنهایی که با عشق و ازدواج در ارتباط بود، بهکار برد. ازآنجاکه او اولین کسی بود که ادبیات تمثیلی را با شعر عاشقانه پیوند میداد و بهسبب تواناییاش در قصهگویی، شهرت فراوانی بهدست آورد.اولین کتاب او، «توصیفهایی از اخلاق و عشق» (Sinne- en minnebeelden, 1618)، شامل کلیشههایی متنی از زبانهای هلندی، لاتین و فرانسوی بود. هر تصویر، تفسیری سهگانه دارد و آنچه را که برای کاتس سه عنصر زندگی انسان بوده بیان میکند: عشق، جامعه و مذهب. شاید معروفترین اثر او «آینهای از دوران قدیم و جدید» (Spiegel van den ouden ende nieuwen tijdt, 1632) باشد، که نقلقولهای زیادی از این اثر در هلند به ضربالمثل تبدیل شدهاند. این اثر به سبکی خودمانیتر از آثار قبلی او و عموماً سادهتر از آثار کلاسیک هلندی نوشته شده است. دو اثر دیگر او- «ازدواج» (Houwelyk, 1625) و «حلقه ازدواج» (Trou-ringh, 1637)- گفتارهایی موزون در مورد ازدواج و وفاداری در زندگی زناشویی هستند. کاتس در یکی از آخرین آثارش به نام «سالخوردگی، زندگی روستایی و افکار سبز» (Ouderdom, buyten-leven en hof-gedachten, 1655) بهنحوی تأثیربرانگیز در مورد پیری نوشته است.
رمان علمی- تخیلی اثر کورت ونهگات، که در 1963 منتشر شد. این اثر، که بهسبب طنز سیاهش مورد توجه است، یکی از اولین آثار مهم مؤلف محسوب میشود.این رمان دو اختراع مهم را روایت میکند: بوکونونیسم، مذهب دروغهایی «که شما را شجاع، مهربان، بانشاط و خوشحال کند»، و یخ -9، نوعی یخ که در هر شرایط آبوهوایی بالای 4/114 شکل میگیرد و به منجمد شدن همه مایعات در نوعی از واکنش زنجیری منجر میشود. دو شخصیت اصلی داستان بوکونون، مؤسس مذهب، و دکتر فلیکس هونیکر، مخترع یخ-9 هستند. راوی، روزنامهنگاری که خود را جوناه معرفی میکند، در مقابل نیروهای مخالف عقلگرایی و عدم عقلگرایی است. رمان با پایان اجتنابناپذیر دنیا از طریق رهاسازی یخ -9 (که بهوسیله جسدی یخزده به دریا منتقل میشود) به اتمام میرسد.
در اساطیر یونانی، گلهای که از نظر هلیوس، خدای خورشید، مقدس بود و در جزیره تریناکیا زندگی میکرد. دخترانِ هلیوس، لامپتیا و فائتوسا، از آن نگهداری کردند. در اودیسه، هنگامیکه خدمهکشتی از اودیسه میخواهند که برای استراحت در آنجا لنگر بیندازد، او قبول میکند و به آنها اجازه میدهد که به ساحل بروند، مشروط بر آنکه آنها به گله مقدس آسیب نرسانند. بادهای نامناسب آنها را قبل از رسیدن به جزیره به مدت طولانی گیر میاندازد و آذوقه آنها تمام میشود و آنها مجبور میشوند عدهای از گاوها را کشته و بخورند. اودیسه از بیحرمتی میترسد و خدمه وی تلاش میکنند تا با قربانیها عمل خود را جبران کنند. باد مناسب سرانجام وزیدن میگیرد و ملوانان سفر خود را از سر میگیرند. اما خیلی زود، توفانی شدید شروع میشود و کشتی را درهم میشکند؛ و همه بهجز اودیسه هلاک میشوند.
عنوان ایرلندی آن Táin Bó Cuáilnge. داستان افسانهگون قدیمی ایرلندی، از بلندترین حکایتهای قهرمانی ماجراهای آلستر که به نزاع میان آلستر و کانوت بر سر تصاحب گاو قهوهای کولی میپردازد. این اثر، که محتوی قطعات نثر و نظم است و در قرون هفتم و هشتم تألیف شده، بهطور ناقص در «کتاب دان کو» (The Book of the Dun Cow, 1100) حفظ میشود و نیز در «کتاب لینستر» (The Book of Leinster, 1160) و در «کتاب زرد لِکان» (Yellow Book of Lecan) (اواخر قرن چهاردهم) یافت میشود. گرچه از قطعات روایی زنده و گفتوگوهای حکیمانه تشکیل شده، امّا اثر هنری یکدستی نیست و متن آن بهسبب بازنویسیها و دستکاریها آسیب دیده است.در این حکایت، مِب (مِو)، ملکه جنگجوی کانوت، با همسرش اِیلیل بر سر ثروتِ خاص خودشان مشاجره میکند. بهدلیل آنکه تصاحب گاو شاخ سفید برتری ایلیل را تضمین میکند، مب تصمیم میگیرد از گاو قهوهای معروفِ کولی در برابر افراد آلستر محافظت کند. گرچه زنی پیشگو مب را از نابودی قریبالوقوعی مطلع میسازد، اما سپاه کانوت بر آلستر پیشی میگیرند. جنگجویان آلستر جز کو کولن، قهرمان جوان آلستر، بهسبب یک نفرین موقتاً زمینگیر میشوند؛ کوکولین از این نفرین در امان است و به تنهایی از پیشروی نیروهای کانوت جلوگیری میکند. نقطه اوج نزاع، مبارزة سه روزة کوکولین و فِرداید، دوست و برادر رضاعیاش است، که در تبعید با نیروهای کانوت است. کوکولین پیروز است و آنگاه که بهسبب جراحات و خستگی در آستانة مرگ قرار دارد مورد حمایت سپاه آلستر قرار میگیرد و دشمن را شکست میدهد. با وجود این، گاو قهوهای به اسارت کانوت درآمده و گاو شاخ سفید ایلیل را شکست میدهد و پس از آن صلح برقرار میشود.
نام کامل او چالز بروس کتن (ت. 9 اکتبر 1899، پیتاسکی، میشیگان، ایالات متحده- و. 28 آگوست، 1978،فرنکفورت، میشیگان) روزنامهنگار و تاریخدان امریکایی، که بهسبب آثارش در مورد جنگ داخلی امریکا مشهور است.کتن، که در کودکی در شهری کوچک در میشگان زندگی کرده بود، از شنیدن خاطرات جنگ داخلی از سربازان قدیمی منطقه تحت تأثیر قرار گرفت. درحالیکه در کسوت خبرنگار برای نشریات BostonAmerican، Cleveland News و Cleveland Plain Dealer (1920-26) کار میکرد، مطالعه همیشگی خود در مورد دوران جنگ داخلی را ادامه داد. او در 1954 کارمند نشریه AmericanHeritage شد و از 1959 سردبیر آن بود.مأموریت نگارش تاریخ صد ساله جنگ داخلی، سهگانه معروفِ کتن در مورد ارتش پوتومک را بهوجود آورد: «ارتش آقای لینکُلن» (Mr. Lincoln’s Army, 1951)، «جادهافتخار» (Glory Road, 1952) و «آرامش دراَپومَتکس» (A Stillness at Appomattox, 1953). آخرین عنوان جایزههای پولیتزر و کتاب ملی را در 1954 برای کتن به ارمغان آورد. سهگانه دوم از «آشوب آینده» (The Coming Fury, 1961)، «سرعت سهمناک شمشیر» (Terrible Swift Sword, 1963)، و «هرگزفرمان عقبنشینی نده» (Never Call Retreat, 1965) تشکیل شده است.درخشش کتن در قامت یک تاریخدان در توانایی او در ایجاد روایت تاریخی بیواسطه از وقایع تاریخی بود. «اربابان جنگ واشنگتن» (The War Lords of Washington, 1948) و «کمک ایالات متحده و سنت نظامی امریکایی» (U.S. Grant and the AmericanMilitary Tradition, 1954) دیگر آثار او هستند.
(ت.حدود 84 ق. م، ورونا، کیسالپین گول- و.حدود 54 ق.م، رم) شاعر رومی که توصیفاتش از عشق و نفرت را معمولاً بهترین اشعار تغزلی روم باستان میدانند.هیچ زندگینامهای از دوره باستان در مورد کاتولوس برجای نمانده و بدینعلت، جزئیات مهم و اصلی زندگیِ او اندک است. بر اساس شواهد مبتنی بر چهار مورد از اشعارِ او، وی در 55-54 ق.م زنده بوده است. اووید، شاعر رومی، خاطر نشان میکند که او در جوانی از دنیا میرود. طبق شواهدِ بهجای مانده از خود کاتولوس، وی در ورونا، شمالیترین منطقه ایتالیا، متولد میشود و در سیرمیو (سیرمیونه جدید) واقع در دریاچهگاردا املاکی بهدست میآورد، هرچند که ترجیح میدهد در رم زندگی کند.شعر کاتولوس دو بحران روحی را نشان میدهد: مرگ برادر، و سختی عشقی ناکام، که بارها در 25 شعر او توصیف شده، با زنی به نام کلودیا که ازدواج میکند و کاتولوس او را در اشعارش لسبیا مینامد. در اشعار او همچنین چه مستقیم چه غیرمستقیم، از همجنسبازی با جوانی به نام یووِنتیوس سخن به میان آمده است.مجموعه غزلیات کاتولوس بیتناسبیهای گوناگونی در میان آثار اندک بهجای مانده از او را نشان میدهد. بسیاری از اشعار او در دو قالب مناسبتی و مرثیهای طبقهبندی شدهاند. طبق روایات هر دو شکل برای کتیبهها و اهداییها و بهعنوان اشعار مناسبتی سرگرمکننده، قطعات طنزی و احساسات دقیق بهکار رفته است. کاتولوس در حدود 37 مورد از این قالبهای منظوم را بهطور بینظیری تغییر میدهد تا از یک طرف بهمثابه وسیله انتقال احساسات و مشاهدات با زیبایی و ظرافت زیاد یا از سوی دیگر بهمثابه شور و حرارت زیاد عمل کند. اوزان محاورهای بهطور خاص، که آنها را برای اشعار تغزلی بهکار میبرد، چنان موفق بودهاند که هیچ شاعر کلاسیک دیگری نمیتواند با آن برابری کند.
نمایشنامهای شامل یک درآمد و پنج صحنه اثرِ برتولت برشت، که اولینبار در 1948 به زبان انگلیسی و در 1949 تحت عنوانِ Der kaukasische Kreidekreisبه آلمانی منتشر شد. این اثر براساس نمایشنامه «دایره» (Der Kreidekreis, 1924) اثر کلابونت، نویسنده آلمانی، که خود ترجمه و اقتباسی از نمایشنامهای چینی از سلسله یوان (1206-1363) است، بنیان نهاده شده است.نمایشنامه برشت در شرایط مناقشه سرزمینی مورد ادعای دو حکومت محلی در اتحاد شوروی پس از جنگ جهانی دوم تدوین شد. کنش اصلی نمایشنامه از داستانی بهوجود میآید که برای جشن گرفتن در مورد حل مناقشه اجرا شده است. این حکایت تمثیلی، که در طول شورش فئودالی در قرن سیزدهم بهوجود آمد، به تلاش دو زن در مورد حضانت یک بچه میپردازد. مناقشه بینِ همسرِ حاکم، که بچه را رها کرده، و خدمتکار جوان، که از بچه نگهداری و از او مراقبت نموده، توسط قاضیای غیرعادی که بچه را در دایرهای گچی قرار داده و اعلام کرده که هرکدام از زنان که بتواند بچه را از دایره بیرون آورد حضانت او را بهدست میآورد، حلوفصل میشود. از آنجا که خدمتکار نمیخواهد به بچه آسیبی برسد، اجازه میدهد که همسر حاکم بچه را ببرد، اما قاضی بچه را به خدمتکار واگذار میکند، چرا که علاقهای بیشتر از مادر واقعی به او دارد.
شخصیت داستانی، قهرمان و راوی نوجوانِ رمان «ناطور دشت» (Catcher in the Rye) اثر جی. دی. سلینجر. هولدن کولفیلد بهسبب آنکه توجهش را به ریاکاری و ابهام دنیای بزرگسالی اختصاص داده، به الگوی درد و رنج برای چندین نسل از دانشآموزانِ دبیرستانی و دانشگاهی تبدیل شد.
[فرانسوی، معنی تحتاللفظی آن صحبت، مکالمه] در ادبیات، مقالهای غیررسمی و کوتاه، اغلب در مورد موضوعی ادبی. این مفهوم کلمه از عنوان مجموعه مقالاتِ نویسندة فرانسوی شارل- اوگوستن سن- بوو به نام «گفتارهای دوشنبه» (Causeries du lundi) گرفته شده است.
(«گفتارهای دوشنبه») سلسله مقالات ساده و خودمانی شارل- اوگوستن سن بوو. این 640 مقالة انتقادی و زندگینامه درباره موضوعات ادبی و نویسندگان فرانسوی و دیگر نویسندگان اروپایی از 1849- 1869 دوشنبههای هر هفته در چندین روزنامه پاریس منتشر میشد. این مقالات در مجموعه 15 جلدی «گفتارهای دوشنبه» (Causeries du lundi, 1851-62) و مجموعه 13 جلدی «دوشنبههای نو» (Nouveaux lundis, 1863-70) گردآوری شدند.پژوهش تحسینبرانگیزی بر روی هریک از این «گفتارهای» 3000 کلمهای صورت گرفت. سن بوو، که آرزو میکرد خوانندگانش نگاه فراگیری به موضوعاتش داشته باشند، اطلاعات گستردهای دربارة شخصیت، پیشینة خانوادگی، ظاهر جسمانی، تحصیلات، دین، امور عشقی و دوستیها ارائه میکند.
نام مستعارِ کونستاندینوس پترو کاوافیس (ت. 17 آوریل 1863، اسکندریه، مصر- و. 29 آوریل 1933، اسکندریه) شاعر یونانی که سبک فردی آگاهانة خودش را بهوجود آورد.کوافی بسیار نوشت، اما نسبت به آثارش، خودش تندترین انتقادها را داشت و تنها حدود 200 شعر را منتشر کرد. مهمترین شعرهای وی، پس از چهل سالگی نوشته شده است و با توجیهی قابل قبول خودش را «شاعری برای دوران پیری» نامیده است. او در هیئت فردی شکاک، ارزشهای مرسوم مسیحیت، میهنپرستی و علاقه به جنس مخالف را انکار میکرد یا به سخره میگرفت، اگرچه از این ناهمرنگی ناراحت بود. زبان او ترکیبی غیرمعمول از یونانی آراسته و متکلف، به نام کاتارِوُسا، است که از بیزانسیها و دماتیک (Demotic)، یا زبان یونانی عامیانه به ارث رسید. برداشت تغزلیای که او به مضامین تاریخی رواج داد، او را پس از مرگش مشهور و تأثیرگذار کرد. او بهواسطة ارجاعات بسیاری که در «مجموعة چهارتایی اسکندریه» (Alexandria Quartet) اثر لارنس دورل به اثر او داده شد، نزد خوانندگان انگلیسی مشهور است. شعرهای کوافی، ابتدا، پیش از جنگ جهانی دوم، بدون تاریخ منتشر شد و در 1949، مجدداً چاپ شد.
(ت. حدود1255، فلورانس [ایتالیا]- و .27 یا 28 آگوست 1300، فلورانس) شاعر ایتالیایی که بعد از دانته برجستهترین شاعر و شخصیت در ادبیات قرن سیزدهم ایتالیا محسوب میشود.وی، که در یک خانوادة بانفوذ فلورانسی به دنیا آمد، با فلیسوف و دانشمند برونتو لاتینی تحصیل کرد. بسیاری از شاعران معاصر شخصیت درخشان، قوی و تندخوی او و اشعارش را، که منعکسکننده آن است، تحسین کردهاند. از او حدود 50 شعر باقی مانده که بیشتر آنها خطاب به دو زن است: ماندتّا که او را در 1292 در تولوز ملاقات کرد و دیگری جووانّا که او را پریماورا («فصل بهار») مینامید. اشعار وی سرشار از درخشندگی، ظرافت، زیبایی و صراحت لهجه است که از ویژگیهای «سبک جذاب جدید» (dolce stil nuovo) و در بهترین شکل آن است. موضوع غالب اشعار شاعر عشق است؛ عشقی که عموماً موجب رنج و مصیبت عمیق است.دو شعر کاوالکانتی در قالب شعر بزمی، نوعی ترانه مشتق از شعر پرووانسی، است که معروفترین آنها «بانویی از من سئوال میکند» (Donna mi prega) نام دارد که تحلیل فلسفی زیبا و پیچیدهای از عشق است. اشعار دیگر او غزلواره و ترانه هستند که نوع دوم معمولاً بهترین نوع شعرش در نظر گرفته شده است. یکی از معروفترین ترانههای وی به نام «زیرا امیدوارم هرگز برنگردم» (Perch’io non spero di tornar giamai) یکی از آخرین اشعارش نیز میباشد.شعر وی ابتدا در 1527 و بعد در 1902 در مجموعهای به نام Le rime de Guido Cavalcantiگردآوری شد. بیشتر اشعار او را دانته گابریل روسّتّی در «شاعران ایتالیایی نخستین» (The Early Italian Poets, 1861 / بعدها «دانته و محفل او» نامگذاری شد) و ازرا پاوند در «غزلواژهها و ترانههای گوئیدوکاوالکانتی» (The Sonnets and Ballate of Guido Cavalcanti, 1912) ترجمه کردهاند.
هرکدام از گروه شاعران اشرافزادة انگلیسی که کاوالیر بودند (حامیان چارلز اول [1625-49] در طول جنگهای داخلی انگلستان، برعکسِ راندهِدها، که حامیان پارلمان بودند) آنها در مقام سربازان، درباریان، دلاوران و شوخطبعان دربار، سرودن اشعار زیبا و خوشساخت را یکی از چندین هنر و فضیلت خود بهشمار میآوردند. این گروه ریچارد لاولِیس، تامس کارو، سر جان ساکلینگ، ادموند والر و رابرت هِریک بودند. هر چند که هِریک، کشیشی از دربار رانده شده بود، اما اشعار کوتاه، سلیس و زیبای او دربارۀ عشق و وقتگذرانی و فلسفۀ («تا جوانی از زندگی لذت ببر») کارپه دیئم («غنیمتشمردن وقت») نمونهای از سبک کاوالیر هستند. شاعران کاوالیر علاوه بر سرودن اشعار عاشقانه، گاهیاوقات در مورد جنگ، افتخارات و وظیفهشناسی خود نسبت به شاه نیز شعر میسرودند. بعضیاوقات آنها همة این موضوعات را ماهرانه با هم ترکیب میکردند؛ همچون شعر بسیار مشهور ریچارد لاولیس با نام «برای رفتن لوکاستا به جنگ» (To Lucasta, Going to the Wars) که با این بند پایان مییابد: «عزیزم، من نمیتوانم تو را بیش از افتخار دوست داشته باشم.»
(«شوالیهگری روستایی») داستانی کوتاه، اثر جووانی ورگا، که به سبک وریسمو نوشته و در 1880 منتشر شد. تبدیل این داستان به یک تراژدی تکپردهای (در 1884 اجرا شد) بزرگترین موفقیت ورگا در کسوت یک نمایشنامهنویس بود.توریدو ماکا، در بازگشت از خدمت ارتش به روستایش، درمییابد که معشوقهاش، لولا، با آلفیو، نامزد شده است. توریدو عمداً و برای برانگیختن حسادت لولا، عشقبازی با سانتا، دختر کارفرمایش، را شروع میکند. لولا بهسبب حسادت، رابطة جدیدی را با توریدو آغاز میکند. سانتا این خیانت لولا را به آلفیو خبر میدهد. آلفیو توریدو را به دوئل مرگ دعوت میکند که در آن توریدو کشته میشود.پیئترو ماسکانیی، آهنگساز ایتالیایی، این موضوع را دستمایۀ اُپرای تکپردهایاش (1890) با همین نام کرد.
(ت. 1500- و. 62/1561) نویسنده و درباری انگلیسی که از طریق تنها اثرش، «زندگی» (Life) کاردینال وولزی، شهرتی اندک ولی ماندگار بهدست آورد. این اثر در واقع نقطه عطفی در پیشرفت زندگینامهنویسی انگلیسی و منبع مهم و بینظیری برای دانشجویان تاریخ تیودر و نیز منبعی نادر برای آگاهی از شخصیت خود مؤلف است. کوندیش روشهای مشاهده عینی را در مضامین رفتار، حرکات و گفتارِ موضوعات مربوط به کارش بهکار میگیرد تا در روایت خوشترکیب و بیتکلفش چهرۀ کاردینال با حالتی از زندگی ظاهر شود.کوندیش حدود 1526 در کسوت راهنمای اشرافزاده وارد خدمت وولزی شد و از زمان اوج قدرت او تا سقوط سریعش بهخاطر بیلطفی هنری هشتم همچنان به او وفادار ماند. بعد از مرگ وولزی در 1530، کوندیش خدمت دولتی را ترک کرد و به سافوک رفت، جایی که در 1557 کتاب زندگی را تکمیل کرد.چاپ نسخه کامل زندگی در طول حکومت الیزبت اول ممنوع شد، اما آزادانه بهصورت دستنویس پخش شد. در 1810 کریستوفر وردزورت سعی کرد بهوسیلة نشر، نسخة اصلی این اثر را در کتابش «زندگینامة کشیشان» (Ecclesiastical Biography)، که متنی مبتنی بر نسخههای دستنویس اصلی بود، بازیابی کند. در 1815 اس. دابلیو. سینگر متن اصلاحشده کاملتری از آن را منتشر کرد.
(ت.حدود 1422، کنت، انگلستان- و. 1491، لندن) اولین ناشر انگلیسی، که در جایگاه مترجم و ناشر تأثیر مهمی در ادبیات انگلیسی بر جای نهاد.ککستن پارچهفروشی ثروتمند و مرتبط با سیاستمداران ساکن بروخه (اکنون در بلژیک) بود. در حدود 1470 به ادبیات گرایش یافت. در مارس 1469 ترجمة «مجموعه داستان تروا» (Recueil des histoires of Troye) اثرِ رائول لوفور را آغاز و آن را در 1471 تمام کرد. او از 1470 تا پایان 1472 در کولونی (اکنون در آلمان) زندگی کرد و در آنجا فن چاپ را آموخت. او در حدود 1474 صنعت چاپ را در بروخه تأسیس کرد و مجموعه داستان تروا، اولین کتابی که به انگلیسی چاپ شد، را در 1475 در آنجا منتشر کرد. ترجمه ککستن از داستان تمثیلی فرانسوی «مسابقه و بازی شطرنج» (The Game and Playe of the Chesse)در 1476 منتشر شد. او در اواخر 1476 به انگلستان بازگشت و چاپخانة خود را در وستمینستر تأسیس کرد. ککستن هرچند که پیشگام چاپ در انگلستان بود، اما ابتکار چاپیِ بزرگی نشان نداد و هیچ کتابی با طراحی و صحافی برجسته چاپ نکرد. اولین کتاب چاپشده تاریخدار به انگلیسی، «گفتهها و فرامین فیلسوفان» (Dictes and Sayenges of the Phylosophers)در 18 نوامبر 1477 منتشر شد. مشتریهای ثروتمند ککستن گاهیاوقات کتابهای خاصی را سفارش میدادند، اما کتابهای چاپی گوناگون او- شاملِ رمانس شوالیهای، اخلاقی، اخلاقیات، تاریخ، عشق و فلسفه و دایرةالمعارفی به نام «آیینه هستی» (The Myrrour of the Worlde, 1481) که اولین کتاب مصور انگلیسی بود- نشان میدهد که او به عامة مردم نیز توجه داشته است. او تقریباً همة آثار ادبی انگلیسی را که در آن زمان در دسترس بود چاپ کرد، از جمله «قصههای کنتربری» (The Canterbury Tales, 1478,1484) و اشعار دیگری از جفری چاسر، «کانفسیو آمانتیس» (Confessio amantis,1483)اثر جان گاوئر، «مرگ دارتر» (Le Morte Darthur, 1485) از سر تامس ملوری و قسمت اعظم آثار جان لیدگیت. ککستن 24 کتاب را، که بعضی بسیار طولانی بودند، ترجمه کرد. او تا زمان مرگش حدود صد مورد از آثار گوناگون را منتشر کرده بود.
(- رافائل- ماری- نوئل) (ت. 6 ژوئن 1911، بوردو، فرانسه) شاعر، رماننویس و مقالهنویس فرانسوی و یکی از نویسندگان پیشگام «رمان نو» (nouveau roman)، رمان پیشرو فرانسوی که در دهة 1950 شکل گرفت.کرول در جنگ جهانی دوم بعد از همکاری با نهضت مقاومت به یک اردوگاه کار اجباری تبعید شد، تجربهای که برخلق آثار هنریاش تأثیرگذار بود. این تبعید منبعِ الهام اولین شعرهایش یعنی «شعرهای شب و مه» (Poèmes de la nuit et du brouillard, 1946)؛ مقالة تأثیرگذارش «ایلعازر در میان ما» (Lazare parmi nous, 1950)؛ رمانهای سهگانه و جایزه گرفتهاش «من با عشق دیگران خواهم زیست» (Je vivrai l’amour des autres, 1947-50)بود. ایلعازر (شخصیت انجیلی که از جهان مردهها سر برآورده) شخصیت محوری در آثار کرول است.کرول نویسندهای پرکار بود که داستان، شعر، مقاله و نمایشنامه مینوشت. او در 1974 برگزیده فرهنگستان گونکور شد. رمانهای «همه چیز در یک شب» (L'Espace d'une nuit, 1954) و «اجساد بیگانه» (Les Corps étrangers, 1959) تنها آثار ترجمه شدة او بود که مخاطبان انگلیسی قابل توجهی داشتند. دیگر رمانهای شاخص او «سوز خورشید» (Le Froid du soleil, 1963)؛ «نیمهشب نیمروز» (Midi Minuit, 1966)؛ «من هنوز آن را میشنوم» (Je l'entends encore, 1967)؛ یک سلسله رمان، که ویژگیهای مکانها را مورد بررسی قرار میدهند، شامل «داستان یک مرغزار» (Histoire d'un prairie, 1969)، «داستان یک بیابان» (Histoire d’un désert, 1972)، «داستان دریا» (Histoire de la mer, 1973)، «داستان جنگل» (Historie de la forêt, 1975)، «داستان یک خانه» (Histoire d’une maison, 1976)، و «داستان آسمان» (Histoire du ciel, 1979)، «چهار فصل» (Les Quatre Saisons, 1977)، و «در معرض آفتاب» (Exposés au soleil, 1980) نام دارند. او همچنین چندین مجلد از «دفتر خاطرات شعر» (Poésie-Journal, 1969, 1977, 1980)، که شرحی پیدرپی از عقاید شخصی خودش بود، و چندین مجموعه شعر نوشت.
(ت. 14 جولای 1884، فلورانس، ایتالیا- و. 6 سپتامبر 1966، رم) رسالهنویس و منتقد ایتالیایی که بهسبب سبک نگارش و معرفی تعدادی از آثار نویسندگان برجسته انگلیسی و امریکایی به خوانندگان ایتالیایی معروف است. چکّی در دانشگاه فلورانس تحصیل کرد و مقالاتی را برای مجله مروری بانفوذ La Voce نوشت. قبل از اینکه کار نقد کتاب را آغاز کند، تعدادی داستان کوتاه و شعر نیز نوشت که در «سرود مذهبی» (Inno, 1910) گردآوری شده است. در کتاب «تاریخ ادبیات قرن نوزدهم انگلیس» (Storia della letteratura inglese nel Secolo XIX, 1915)، او از تامس دوکوئینسی و چارلز لم بهعنوان مدلهای نقدش استفاده کرد. او در 1919 در راه اندازی مجله مروری La Ronda همکاری داشت. معروفترین آثار وی، دو مجموعه وسیع مقالات روزنامه، «ماهی طلایی» (Pesci rossi, 1920) و «قبیلههای چابک»Corse al trotto, 1936) ) هستند، که با ظرافت و بذلهگویی قابل توجهای در مورد زندگی مدرن و آینده و نیز موضوعات ادبی بحث و گفتوگو میکنند. در میان آثار متأخر وی سفرنامه «مکزیکو» (Messico, 1932) و حملهای به نگرشهای امریکایی در «امریکای خشن» (America amara, 1939) وجود دارد.
لرد دیوید، نام کامل او لُرد ادوارد کریستین دیوید گسکوین سیسیل (ت. 9 آوریل 1902، لندن، انگلستان- و. 1 ژانویه 1986، کرنبورن، دورست) زندگینامهنویس، منتقد ادبی و معلم انگلیسی که بهسبب مطالعات نکتهسنجانه، شفقتآمیز و خوشساختنش درباره بعضی شخصیتهای ادبی بسیار مشهور است.لرد سیسیل پسرِ جوانترِ چهارمین نسلِ مارکی سالزبوری بود. او، که در آکسفورد تحصیل کرده بود، از اعضای کالج ودهم (30-1924) و نیوکالج (69-1939) بود. او از 1948 تا 1969 ادبیات انگلیسی را در دانشگاه آکسفورد تدریس میکرد. ویلیام کوپرِ شاعر («گوزن حادثهدیده» (TheStricken Deer, 1929))، جین اوستن (1935)، لرد ملبورن («ملبورن جوان» (The Young Melbourn, 1939))، تامس گریِ شاعر («دو زندگی خاموش» (TwoQuiet Lives, 1948))، و سر مکس بیئربومِ نویسنده و کاریکاتوریست («مکسَ» (Max, 1964)) از جمله سوژههای او برای نگارش زندگینامه بودند. «آینهکتابخانه» (Library Looking-glass, 1975) گلچینی شخصی است که تاریخ روشنفکری او را دنبال میکند.
Cecilia \si-'sil-yə, -'sēl-\ or Cecily \'ses-ə-lē, 'sis-\
قدیس (شکوفایی، قرن دوم یا سوم، رم) نوازنده موسیقی، یکی از شهدای بسیار معروف رومیِ کلیسایِ اولیّه، و از لحاظ تاریخی یکی از پر مناقشهترین آدمها. او معمولاً در هنر نواختن اُرگ بیرقیب بود. افسانة او مشهور است. جان درایدن «سرودی برای روزگار قدیس سیسیلیا» (A Song for St. Cecilia's Day1687) و الگزندر پوپ «چکامهای برای موسیقی در مورد روزگار قدیس سیسیلیا» (An Ode for Music on St. Cecilia's Day, 1713) را نوشتند.
در اساطیر یونان، یکی از پسران گائا است. بالاتنة او بهشکل انسان و پایینتنة او به شکل مار بود. براساس افسانهها، او اولین پادشاه آتیکا در یونان باستان بود. گفته میشود او قوانین ازدواج و مالکیت و شکل جدید پرستش را وضع کرده است. ترویج قربانی کردن بدون خونریزی، خاکسپاری مرده و ابداع نوشتن نیز به او نسبت داده شده است. او در بحث و مشاجرة میان خدایان آتنا و پوسئیدون برای تملک آتیکا بهعنوان حَکَم عمل کرد.
نام خانوادگی کامل او ثلا ترولاک (ت. 11 می 1916، ایریا فلاویا، اسپانیا) نویسنده اسپانیایی که در 1989 برنده جایزه ادبی نوبل شد. مشخصه آثار ادبی وی تجربی بودن و نوآوری در قالب و محتوی است. برخی منتقدان پایهگذاریِ سبک رواییِ تِرِمندیسمو (tremendismo) را، که گرایشی برای مؤکد ساختن خشونت و صور خیالِ گروتسک بود، به او نسبت میدهند.ثِلا قبل و بعد از جنگ داخلی اسپانیا (39-1936)، که در طی آن در ارتش فرانکو خدمت میکرد، در دانشگاه مادرید درس خواند. اولین رمانش، «خانواده پاسکوئال دوئارته» (La familia de Pascula Duarte, 1942)، اعتبار او را در اروپا تثبیت کرد. این رمان، که قالبی سنتی داشت، تحسین عامه و منتقدان را به همراه داشت. دومین رمانش، «کندو» (La colmena 1951)، با وقایعنگاری پراکنده و تعداد زیاد شخصیتها، داستانی ابتکاری و زیرکانه از مادریدِ پس از جنگ است. یکی دیگر از رمانهای پیشگام معروف او، «سان کامیلو 1936» (San Camilo, 1936, 1969)، جریان سیال ذهن مداومی را نشان میدهد. «مازورکا برای دو قوم منسوخ» (Mazurca para dos muertos, 1983)و «مسیح در برابر آریزونا» (Cristo versus Arizona, 1988)رمانهای بعدی او هستند.توانایی مشاهدة دقیق و مهارت در توصیف شورانگیز نیز در سفرنامههایش آشکار است. «سفر به آلکاریا» (Viajge a la Alcarria, 1948)، «از مینیو به بیداسوئا» (Del Miño al Bidasoa, 1952) و «یهودیان، عربهای مغربی و مسیحیان» (Judios, moros y cristianos, 1956) معروفترین سفرنامههای او هستند. در «سفر جدید به آلکاریا» (Nuevo Viaje a laAlcarria, 1986) سیر اولین سفرنامهاش را دوباره دنبال میکند. در میان روایتهای کوتاه بسیارش «ابرهای گذرا» (Esas nubes que pasan, 1945) و چهار اثر گنجانده شده در مجموعة «آسیای بادی و دیگر داستانهای کوتاه» (El molino de viento, y otras novelas cortas, 1956) قرار دارند. ثلا مقاله، شعر و خاطره نیز نوشت و در سالهای بعد بهکرات در تلویزیون حضور یافت. او در 1955 در مایورکا اقامت کرد و نشریۀ مروری مورد احترامPapeles de son armadans(79-1956) را بنیاد گذاشت و کتابهایی را در چاپهای زیبا منتشر کرد. در 1968 انتشار اثر چند جلدیاش به نام «فرهنگلغات مخفی» (Diccionario secreto/ مجلد آن در 1972 منتشر شد) را، که گردآوری کلمات و عبارات «غیرقابل چاپ» اما شناخته شده بود، شروع کرد. وی در 1957 عضو فرهنگستان اسپانیا شد.
نام مستعارِ پاول آنتشل (ت. 23 نوامبر 1920، چرنائوتسی، رومانی [اکنون چرنیوتسی، اوکراین]- و. 1 می 1970، پاریس، فرانسه) شاعری که گرچه هیچگاه در آلمان زندگی نکرد، اما یکی از رساترین و روحبخشترین صداها را به ادبیات پس از جنگ جهانی دوم آلمان ارزانی کرد. سبک او تأثیرات سوررئالیسم را نشان میدهد.هنگامیکه رومانی در جنگ جهانی دوم تقریباً به اشغال کامل نازیها درآمد، تسالانِ یهودی به یکی از اردوگاههای کار اجباری فرستاده شد و پدر و مادرش به قتل رسیدند. او در 1947 به وین رفت، جاییکه اولین مجموعه شعرش به نام «ماسه از گلدان» (Der Sand aus den Urnen, 1948) را منتشر کرد. مشخصه بارز شعر او از همان ابتدا دریافتی وهمگون از وحشتها و جراحتهایی بود که با پرداخت واقعی و اطمینان در تصویرپردازی و صورخیال ارائه میکرد.با استقرار در پاریس در 1948، در مدرسه عالی دربارة زبان سخنرانی کرد و اشعار فرانسوی، ایتالیایی، روسی و آثار ویلیام شکسپیر را به آلمانی ترجمه نمود. دومین مجموعه شعر او، «خشخاش و خاطره» (Mohn und Gedächtnis, 1952)، اعتبار او را در آلمان غربی تثبیت کرد. بعد از آن هفت مجموعه شعر ازجمله «الزام نور» (Lichtzwang, 1970) را منتشر کرد. کاملترین ترجمه انگلیسی از آثار او «جدول گفتار و شعرهای منتخب» (Speech- Grille and Selected Poems, 1971) است. او خودکشی کرد.
Celebrated Jumping Frog of Calaveras County, The \'kal-ə-'ver-əs\
داستان کوتاهی اثر مارک توئین، که اولینبار در 1865 در The Saturday Press چاپ شد.راوی داستان، که به دنبال پدر روحانی لئونیداس اسمایلی است، با معدنچی سایمون ویلر پرحرف، دیدار میکند، به این امید که محل زندگی پدر روحانی را بیابد. ویلر بهجای پدر روحانی داستان مفصل مرد دیگری به نام جیم اسمایلی را بیان میکند که قماربازی وسواس و خلاق است و سه ماه وقت خود را صرف آموزش قورباغهای به نام دنیئل وبستر کرده که بپرد و پول شرطبندی روی قورباغه را ببرد. ویلر فاش میکند که سرانجام غریبهای سریعالفکر سر قمارباز کلاه میگذارد.
داستان کوتاه تمثیلی، اثر ناتنیئل هوتورن، که در 1843 منتشر شد و در مجموعة داستان کوتاه «خزههای خانة قدیمی کشیش» (Mosses from an Old Manse, 1846) نیز آمده است.راوی، که در «سیر زائر» (The Pilgrim's Progress) اثر جان بانیان راه مسیحیت را دنبال میکند، نه با پای پیاده همچون زائر اصیل بلکه به سان مسافری بر روی خط آهن آسمانی، از شهر ویرانی عازم شهر آسمانی میشود. آقای سهلالطریق، همسفر مهربان، در مورد مسافرت طاقتفرسای زائران کهنهپرست با تحقیر میگوید که آنها مجبور به تحمّل شرایط هستند. در پایان سفر، آقای سهلالطریق دیگر مسافران را تنها میگذارد و از طریق استنشاق آتش و گوگرد هوّیت واقعی خود را افشا میکند. راوی، با آرامشی بزرگ، که همة ویژگیهای یک رؤیا را دارد، آگاه میشود و حقیقت را میبیند.
رمان گفتوگویی اسپانیایی، که عموماً آن را نخستین شاهکار نثر اسپانیایی و بزرگترین و مؤثرترین اثر اوایل نوزایی اسپانیا در نظر میگیرند.این اثر، که در اصل در 16 پرده و با عنوان «کمدی کالیستو و ملیبیا» (Comedia de Calisto y) و مدت کوتاهی بعد به شکلی بزرگتر در 21 پرده با عنوان «تراژدی- کمدی کالیستو و ملیبیا» (Tragico-media de Calisto y Melibea, 1502)منتشر شد، کمی بعد از انتشار با عنوان لاسلستینا، بهخاطر شخصیت اصلیاش، که فردی هرزه و میانجی عشاق جوان، کالیستو و ملیبیا، بود معروف شد. شخصیت عمیقاً کنکاششدۀ سلستینا، پیرنگِ ظاهراً تراژیک عشقِ مهارگسیختة عشاق را، که بعد از وصال به فرجامی مصیبتبار میرسد، غالب میسازد.نگارش این اثر، که بینام منتشر شد، را معمولاً به فرناندو د روخاس، حقوقدانی که به یهودیت گرویده و دربارهاش اطلاعات اندکی وجود دارد، نسبت میدهند. لا سلستینا، که اغلب آن را نخستین رمان اروپایی میدانند، عمیقاً در پیشرفت داستان منثور اروپایی تأثیر گذاشت و به همان اندازه که نقادان معاصر آن را بهخاطر اهمیت ادبی ستودهاند از ارزش تاریخی نیز برخوردار است.
نام مستعارِ لوئی- فردینان دِتوش (ت. 27 می 1894، کوربِووئا، نزدیک پاریس، فرانسه- و. 1 جولای 1961، مودون) نویسنده و پزشک فرانسوی که بهسبب رمانهایش دربارة یافتن معنای زندگی معروف است.سلین مدرک پزشکیاش را در 1924 گرفت و به مأموریتهای پزشکی زیادی برای جامعة ملل رفت. او در 1928 در حومه پاریس مطبی باز کرد و در اوقات فراغتش مینوشت. وی با اولین رمانش، «سفر به انتهای شب» (Voyage au bout de la nuit, 1932)، به شهرت رسید؛ این رمان داستان جستوجوی رنجآور و نومیدانة مردی در پی معنای زندگی است که سبک پریشان و پرشور آن، نویسنده را بهعنوان مبدع مهم ادبیات قرن بیستم فرانسه پدیدار ساخت. اثر بعدی او، «مرگ تدریجی» (Mort à crédit, 1936)، تصویری نسبتاً تیره از دنیای عاری از ارزش، زیبایی و ادب است.سلین گرچه به جناح چپ علاقه داشت، اما با سفری به اتحاد جماهیر سرخورده شد و از این سرخوردگی «من مقصرم» (Mea culpa, 1937) را نوشت. او سپس دیدگاههای ضدیهودی متعصبانهای را بسط داد که در سه جزوة معروف «هیچ و پوچ برای یک قتل» (Bagatelles pour un massacre, 1937)، «مدرسة اجساد» (L’École des cadavres, 1938)، و «اوضاع وخیم» (Les Beaux Draps, 1941) آنها را بیان کرد. علاوهبرآن، این آثار بهشدت فرانسویها را مورد انتقاد قرار داد.سلین با شروع جنگ جهانی دوم در خدمات آمبولانس اسمنویسی کرد، اما پس از سقوط فرانسه در 1940 از همکاری و مقاومت دست کشید و در درمانگاهی در بزون مشغول بهکار شد. او، که در دوران آزادسازی فرانسه توسط متفقین ازسوی جنبش مقاومت تهدید به همدستی با آلمانها شده بود، به دانمارک گریخت و در آنجا بهسبب این اتهامات زندانی شد. پس از آنکه در 1951 تبرئه شد، اجازه یافت به سرزمین مادریاش باز گردد. آخرین آثار او- سهگانهای متشکل از «از این قصر به آن قصر» (D'un château l'autre, 1957)، «شمال» (Nord, 1960)، و «ریگادون» (Rigodon, 1969) است که جنگ جهانی دوم را بهگونهای که از داخل آلمان دیده میشد، تصویر میکند. دیگر آثار او «گروه آدمکها» (Guignol's Band, 1944)، «سالن تیراندازی» (Casse Pipe, 1949)، و «گفتوگویی با پروفسور ایگرگ» (Entretiens avec leProfesseury, 1955) هستند.
فجر سلتی نیز نامیده میشود. عنصر عرفان در تجدید حیات گالی و مخصوصاً نوزاییادبی ایرلند، که جنبش ادبی قرن نوزدهم در ایرلند بود. مشخصۀ ادبیات تجدید حیات سلتی، که ریشه در رمانتیسیسم داشت و از طریق ملیگرایی ایرلندی استمرار یافت، تأکید بر اساطیر و افسانههای ایرلندی، ترکیب شده با حسی دمدمی از ابهام گوتیک، سحرآمیزی مافوق طبیعی و مالیخولیای رمانتیک بود.حامیان مهم تجدید حیات سلتی جورج راسل و ویلیام باتلر ییتس بودند، که یک جلد از ادبیات فولکلور معروف به «فجر سلتی» (The Celtic Twiligh 1893/ اصلاح شده و بسط یافته، 1902) را تألیف کرده بودند. تامس لاو پیکاک، الفرد لُرد تنیسن و جرارد منلی هاپکینز ادبای دیگری بودند که از تجدید حیات سلتی استفاده کردند. این جریان با گسترش رئالیسم در ادبیات ایرلند، در پایان این قرن محو شد.
نام مستعارِ کونرات پیکل (ت. 1 فوریه 1459، ویپفلد، نزدیک وورتسبورک [آلمان]- و. 4 فوریه 1508، وین [اتریش]) ادیب آلمانی معروف به Der Erzhumanist (انسانشناس باستان).تسلتیس در کولونی و هایدلبرگ تحصیل کرد. او در 1487 از سوی فردریک سوم، امپراتور مقدس روم، در نورنبرک به مقام ملکالشعرایی رسید و اولین آلمانیای بود که به این مقام دست یافت. او در کراکوف ریاضیات و نجوم آموخت و در 1491 در اینگولشتات استاد شعر و بلاغت شد. در 1497، ماکسیمیلیان اول مقام استادی در وین را به او اعطا کرد؛ جایی که تسلتیس، برطبق مدلهای ایتالیایی، مرکزی برای مطالعات علوم انسانی به نام سودالیتاس دانوبیانا تأسیس کرد.تسلتیس دستنوشتههای اولین شاعرة آلمانی یعنی روتسویتا، راهبة قرن دهم، و نیز فهرست معروف به پویتینگر، نقشهای از امپراتوری روم، را مجدداً کشف کرد. از جمله آثار محققانۀ او میتوان به ویراستهایی از «آلمانی» (Germania, 1500) اثر تاکیتوس، نمایشنامههای روتسویتا، (1501) و شعر قرن دوازدهم در مورد بارباروسا با عنوان «لیگورینوس» (Ligurinus, 1507)اشاره کرد.موضوع مهم میهنپرستی، که تا حدودی الهامبخشِ این کتابهاست، در آثار تسلتیس عنصری برجسته است. نمایشنامههای بالماسکه موزیکالِ «لودوس دیانا» (Ludus Diana, 1501) و «راپسودیا» (Rhapsodia, 1505)،نخستین طلیعههای اُپرای باروک بودند. بااینحال بزرگترین اثرش اشعار تغزلی اوست که از جملة آنهاست: «قصاید» (Odes/ که پس از مرگش در 1513 منتشر شد)، «طنزها» (Epigrams/ تا 1881 به صورت دستنویس باقی ماند)، و مهمتر از همه «عشق»Amores))، که اشعار عاشقانهای دربارۀ لذتجویی بیپرده و دارای شور غنایی حقیقی بودند.
[واژهای فرانسوی، ازنظر لغوی به اتاقی گفته میشود که عیسی مسیح و حواریونش در آن شام آخر را خوردند، اخذ شده از واژة لاتین cenaculum به معنی طبقه بالایی، اتاق نهارخوری]. نوعی محفل ادبی که گرد پیشگامان اولیة مکتب رمانتیک در فرانسه تشکیل میشد و آن محفل، محلی برای نویسندگان بود تا آثارشان را بخوانند و دربارة آنها به بحث بپردازند. یکی از اولین سنکلها در پی راهاندازی نشریه کوتاه اما تأثیرگذار La Muse française پیرامون ویکتور هوگو تشکیل شد. وقتی در 1824 انتشار نقدها متوقف شد، جوانانی که با آن نشریه همکاری داشتند به انجمن شارل نودیه آمدند که در آن زمان کتابدار کتابخانه آرسنال، دومین کتابخانه بزرگ فرانسه، بود. فعالیتهای این گروه که اعضایی همچون هوگو، آلفونس دو لامارتین، آلفرد دو وینیی، و آلفرد دو موسه داشت، در «خاطرات» (Mémoires)آلکساندر دوما (پدر) تشریح میشود. سه سال بعد، هوگو و منتقدی به نام شارل- اوگوستن- سن بوو سنکلی را در خانه هوگو واقع در نوتردام دشان تشکیل میدهند که دیگر نویسندگان جوان ازجمله پروسپر مریمه، تئوفیل گوتیه و ژرار دو نروال به آن پیوستند. گروه گوتیه، نروال و پتروس بورل، که پیروان آشفته و تهیدست مکتب رمانتیک بودند، به سنکل پوتی معروف شد.
تراژدی منظوم در پنج پرده، اثر پرسی بیش شلی، که در 1819 در لندن منتشر شد و اولینبار در 1886 انجمن شلی آن را به نمایش درآورد. این تراژدی، که بر مبنای تراژدیها شکسپیری نگارش یافته است، بهخاطر شخصیتهای پخته و قوی، زبان خاطرهانگیز و ابهامهای اخلاقیاش مورد توجه قرار گرفته است. اساس این تراژدی یکی از وقایع رُم در دورة نوزایی میباشد.این داستان روی کُنت فرانچسکو چنچی، که به فساد مشهور است، متمرکز میشود. او مهمانیای ترتیب میدهد که در آن، برای ترساندن مهمانانش، با خوشحالی، مرگ دو تن از پسرانش را اعلام میکند. قربانی دیگر قساوت او دخترش بیئتریس است، که مورد تجاوز وی قرار گرفته است. بیئتریس روی کمک اورسینو، کشیش و اشرافزادة رومی که زمانی امیدوار به ازدواج با او بود، حساب میکند. اورسینو، با رضایت خانوادة چنچی، طرح قتل کُنت را پیریزی میکند. هنگامیکه دیگر توطئهگران دستگیر میشوند، اورسینو فرار میکند و دیگران محاکمه و اعدام میشوند.
نام مستعارِ فردریک سوزه (ت. 1 سپتامبر 1887، لاشو-دُ- فون، سوئیس- و. 21 ژانویه 1961، پاریس، فرانسه) نویسندة فرانسویزبان که سبک شاعرانة پرتوان او دربردارندة تکنیکها و فنون کوبیسم، دادائیسم و سوررئالیسم است. ساندرار در 1904 خانه را ترک کرد. او در زمان انقلاب 1905 در کسوت شاگرد ساعتساز در روسیه کار میکرد. ساندرار مدام سفر میکرد و پس از 1914 درگیر صنعت فیلم در ایتالیا، فرانسه و ایالات متحده شد. او در مابقی عمرش به سفر کردن و کار در حرفههای متنوع ادامه داد.از نظر ساندرار، شعر شور و حرکتی است که در قالب کلمات قرار گرفته است. بسیاری از شعرهایش، مرکب از انبوهی از تصاویر، احساسات، تداعیها و جلوههای غیرمنتظره بودند که با ریتم سکتهدار و تکیه ضعیف بیان شدهاند. ساندرار، که بیشتر منتقدین او را نادیده میگرفتند، ابتدا بیشتر بهعلت سُرایش «عید پاک در نیویورک» (Les Pâques a New York, 1912) و «نثر راهآهن سیبریپیما و ژئان دخترک فرانسوی» (La Prosedu Transsibérien et de la petit Jehanne de France, 1913) مورد توجه واقع شد؛ این دو اثر ترکیبی از سفرنامه، مرثیه و تأسف است. ساندرار در طول حیاتش به این معروف بود که گذشتهاش را با داستان در هم میآمیزد (او مثلا گاهی ادعا میکرد که در مصر متولد شده است). او اغلب داستان خودزندگینامهای مینوشت. یکی از این داستانها «بورلینگر» (Bourlinguer, 1948) است که زندگی مخاطرهآمیز را میستاید.
(ت. 715، نانیانگ [ژیانگلینگ]، چین- و. 770، چنگدو، ایالت سیچوان) یکی از شاعران معروف سلسلة تانگ (618-907).تسن شن بهخاطر سقوط خانوادة اشرافیاش، مجبور شد با اتکا به مهارت ادبی خود از طریق آزمون دولتی، شغلی برای خود بهدست آورد. او در خلال دهة 750 چندین شغل را در مناطق دورافتادة آسیای مرکزیِ امپراتوری وسیعِ تانگ تجربه کرد تا اینکه با شروع شورش لوشان در 755 مجبور شد به چین بازگردد. او بهعلت حمایت از وفاداران به امپراتور تعدادی مناصب ایالتی را در خلال دوران بازگشت تا زمان بازنشستگی در 768 بهدست آورد.تسن، که یکی از شاعران نسل دوم تانگ بزرگ بود، که استادانی چون لی بو و دو فو هم از شعرای این نسل بودند، از طریق نوآوری در سبک و وزن برای احیای «لوشی» یا «شعر با قاعده» تلاش کرد. معاصران او را بهخاطر خبرگیاش، مخصوصاً قدرتش در ایجاد استعارههای نامتعارف و عبارتهای خیالی ستودهاند. اما او بیشتر بهعنوان «شاعر مرزی» مشهور است؛ زیرا در بیشتر موارد زمینة اشعارش سرزمینهای ناشناخته آسیای مرکزی بوده است.
توقیف یا بازداشتن هر چیزی که از لحاظ مصالح عمومی ناخوشایند یا مخرب باشد.در عالم مسیحیت یکی از اشکال بسیار مهم سانسور «فهرست کتب ممنوعه»(Index librorum prohibitorum)بود که در آن کلیسای کاتولیک روم در طول قرنها مکتوبات قابل دسترس پیروانش را کنترل میکرد. شروع مبارزه مدرن ضدسانسور در دنیای انگلیسی- امریکایی در قرون هفدهم و هجدهم شکل گرفت. از مبارزات مهم، «آریوپاگیتیا»ی (Areopagitica, 1641)جان میلتن بود که او در آن برضد حق دولت در صدور مجوز انتشار (یا کنترل کردن سابق) بحث کرد. هرچند که تعریف میلتون از آزادی نتوانست مانع تقبیح مطالب منتشر شده پس از نشر شود.
[یونانی آن Kéntauros] یکی از نژادهای اساطیر یونان باستان، ساکنِ کوهستانهای تسالی و آرکادیا، که انسانهایی با بدن اسب و ماهیتی نیمهحیوان بودند.قنطورسها بهطور سنتی فرزند ایکسیون، شاه همسایة مجاور لاپیتها بودند. آنها بهخاطر نبردشان (centauromachy) با لاپیتها، که از تلاش آنها جهت ربودن داماد پیریتوس، پسر و جانشین ایکسیون، ناشی میشد بسیار مشهورند. بعد از شکست در نبرد، آنها از کوه پلیون بیرون رانده شدند. آنها در دوران متأخر یونان اغلب در حال طراحی ارابة شراب الهۀ دیونیسوس نشان داده میشدند و گاهی بهخاطر رفتارهای ناشی از مستی و عاشقپیشگی توسط اروس، خدای عشق، اسیر شده و مرکب او بودند. شخصیت کلی آنها وحشی، بیقانون و مهمانستیز بود، زیرا بردة امیال حیوانی خود بودند. استثنای مهم در میان آنها قنطورس کایران بود که بسیاری از قهرمانان یونانی را تعلیم داد و بهخاطر خرد و دانش پزشکیاش مشهور بود.
جمع آنcentones، centoes، cento [لاتین، لحاف تکّهدوزی شده یا پرده] ترکیب متنوع و غالباً شعری واژگان، عبارات یا مصرعهایی از آثار دیگر. یک نمونة اولیه سنتو «سنتوی عروسی» (Cento nuptialis) اثر دسیمس ماگنوس و آوسونیوس بود که در آن مصرعهایی از ویرژیل کنار هم چیده شدند تا روایتی بهشدت صریح از زفاف یک ازدواج را شکل دهند. این نوع ترکیب، که گاه به کلاژ یا استقبال شناخته شده، هنوز هم نوشته میشود؛ تعدادی از نمونههای برجسته آن، آثار پژوهندههای دادا و سوررئالیسم است.
در اساطیر یونان، زوجی افسانهای که به دست خدایی حسود از هم جدا میشوند. سفالوس شکارچی بزرگی بود. همسرش، پروکریس، مورد لطف آرتمیس (الهة طبیعت) بود و از او سگی به نام لائلاپس («توفان») و نیزهای که همیشه به هدف میخورد، دریافت کرد. پروکریس هدایایِ آرتمیس را به شوهرش داد. او مورد توجه الهه ائوس بود و شیفتة او شد و او را برای مدتی پیش خود برد. شایعه شد که پروکریس رقیب دارد و یک روز او سفالوس و سگش را که به شکار میرفتند، تعقیب کرد. بهطور ناگهانی از بیشهای بیرون آمد؛ سفالوس، که او را با شکار اشتباه گرفته بود، و نیزة جادوییاش را بهسوی او پرتاب و زخم مرگباری به او وارد کرد.این داستان در ادبیات دورههای بعد، به ویژه در نمایشنامه «ربودن سفالوس» (Il rapimento Cefalo) اثر گابریلو کیابررا، مورد بحث قرار گرفت.
در اساطیر یونان، سگ محافظی که از دروازة عالم ارواح محافظت میکرد. او سه سر، دم مار و رشتهای از سر مارهایی داشت که از پیشش روییده بودند. سربروس، که فرزند تیفونِ هیولا و اخیدنایِ نیمهزن- نیمهمار بود، تعدادی خواهر و برادر داشت که آنها نیز ماهیتی اهریمنی داشتند (شامل هیدرایِ چندسر و خیمرای غولِ آتشین). سربروس محبت زیادی نسبت به تازهواردان به عالم ارواح نثار میکرد، اما وظیفه اصلی او خوردن هرکسی بود که سعی در فرار داشت. یکی دیگر از وظایف او جلوگیری از ورود افراد زنده به آنجا بود.
در اساطیر روم، خدایِ رویش گیاهان غذایی، که هم به تنهایی و هم همراه تلوس، الهة زمین، مورد پرستش قرار میگرفت. در دورانهای اولیه دمیتر، که در سطحی وسیع در سیسیل و ماگنا گرایکیا پرستش میشد، پرستش او را تحتالشعاع قرار داده بود.
نام خانوادگی کامل او سرنودا ئی بیدون (ت. 21 سپتامبر 1902، سویل اسپانیا- و. 5 نوامبر 1963، مکزیکوسیتی، مکزیک) شاعر، منتقد و عضو نسل 1927 اسپانیا، که آثارش بیانگر شکافی عمیق است میان آنچه که آرزو کنیم و آنچه که دست مییابیم.سرنودا در 1925 دانشنامه حقوقاش را از دانشگاه سویل اخذ کرد و در همان سال چندین شعر منتشر کرد. در 1927 مجموعه شعرش به نام «نیمرخ باد» (Perfil del aire)منتشر شد. مجموعة شعرهای بعدی وی، بهخصوص «لذتهای ممنوع» (Los placeres prohibidos, 1931)، متأثر از سوررئالیسم و نشاندهنده ناخشنودی فزایندهاش در زندگی، و کمی هم تحت تأثیر رویارویی وی با همجنسگراییاش است. همه اشعارش در مجموعة اشعار «واقعیت و آرزو» (La realidad el deseo) جمعآوری شده است که مکرر به آن اضافه و تجدید چاپ شده است.سرنودا، که حامی جمهوری اسپانیا بود، در 1938 از طرف دولت از بریتانیا دیدن کرد و بعد از سقوط دولت، در بریتانیا استاد شد. از 1947 تا 1952 در کالج ماونت هولیوک در امریکا تدریس کرد و از 1952 مقیم مکزیک شد. او نقدهایی بر شاعران نخستین منتشر کرد و مجموعه شعرهایی سرود که منبعشان اساطیر و کلاسیکهای مکزیکی بود. همه اشعارش در چاپ نهایی واقعیت و آرزو گنجانده و بعد از مرگش در 1964 منتشر شد. گزیدهای از آثارش به زبان انگلیسی با نام «شعر لوئیس سرنودا» (The Poetry of Luis Cernuda) در 1971 و «گلچینی از اشعار لوئیس سرنودا» (Selected Poems of Luis Cernuda) در 1977 منتشر شد.
نام خانوادگی کامل او سروانتس سائابدرا (ت. احتمالاً 29 سپتامبر 1547، آلکالا د انارس، اسپانیا- و. 23 آوریل 1616، مادرید) رماننویس، نمایشنامهنویس و شاعر اسپانیایی، خالق دن کیشوت (Don Quixote/ بخش اول، 1605؛ بخش دوم، 1615) و مهمترین چهرة ادبی اسپانیا).سروانتس، بعد از تحصیل در مادرید، در 1569 به ایتالیا رفت و در 1570 در لشکر پیاده نظام اسپانیا مستقر در ناپل خدمت سربازی خود را انجام داد. او در جنگ دریایی سرنوشتسازی علیه ترکها در لپانتو (1571) شرکت کرد که طی این جنگ، زخمی و دست چپاش برای همیشه معلول شد. بعد از خدمت سربازی، در راه بازگشت به اسپانیا به دست ترکها اسیر شد و در الجزیره همراه برادرش رودریگو بهعنوان برده فروخته شدند. او پنج سال بعد در ازای پول آزاد شد و به اسپانیا بازگشت.مابقی زندگی سروانتس در تضادی شدید به این دهة ماجراجویی است. او بهطور مداوم دچار مشکلات مالی بود و روابط عشقی آشفتهاش او را به درگیریهای متعدد با قانون کشاند. از رابطهاش با ایسابل د سائابدرا، که زنی متأهل بود، تنها فرزندش به دنیا آمد که در خانه پدر آن زن بزرگ شد. سروانتس در 1584 با کاتالینا د سالاسار ئی پالاسیوس، که هجده سال از خودش کوچکتر بود، ازدواج کرد.سروانتس در 1585 اولین کتابش «گالاته» (galatea) را، که رمانسی شبانی بود، نوشت. او مدعی شد که از 1582- 1587 تعداد 20 یا 30 نمایش نوشته که دو تا از این کتابها یعنی «ترافیک شهر الجزیره» (El trato de Argel) و «نومانسیا» (La Numancia) باقی مانده است. بعد از ناکامی در نمایشنامهنویسی، چند پست حکومتی گرفت که هم مشکل و هم ناخوشایند بودند. عدم نظم در دخلوخرجش، باعث شد مدت کوتاهی به زندان بیفتد. او در شعرسرایی به موفقیتهایی دست یافت و نوشتن داستانهای کوتاه را شروع کرد.اولین قسمت دن کیشوت (1605) به موفقیتی سریع رسید. بهسرعت در اسپانیا و خارج به چاپهای مکرر رسید. این اثر اگرچه او را ثروتمند نساخت، اما او را در پیشاپیش مردان اهل ادب قرار داد. در میان آثار بعدی او مجموعهای از دوازده داستان کوتاه به نام «قصههای نمونه» (Novelas ejemplares, 1613) وجود دارد که سروانتس ادعا کرد که اولین نوشتهها، از این نوع به زبان کاستیلی است. قسمت دوم دن کیشوت در 1615 منتشر شد. سروانتس با مجموعهای از کمدی، به نام «هشت کمدی و هشت میانپرده نو» (Ocho comedias y ocho entremeses nuevos, 1615) دوباره به نمایشنامهنویسی برگشت. او با انتشار آخرین اثرش، رمانسی به نام «کارهای پرسیلس و سیگیسموندا: داستانی شمالی» (Los trabaios de Persiles y Sigismunda, historia setentrional, 1617) به موفقیت دست یافت.
نام کامل آن جایزة ادبی زبانِ کاستیلیایی میگل دِ سروانتس. جایزهای ادبی که در 1976 وزارت فرهنگ اسپانیا آن را پایهگذاری کرد. این جایزه معتبرترین و ارزشمندترین جایزهای است که به ادبیات اسپانیاییزبان اهدا میشود. جایزة سروانتس به نویسندهای اهدا میشود که اثرش در کل بیشترین عناصر فرهنگ اسپانیایی را دارا باشد. این جایزة ده میلیون پزوتایی، هر سال تنها به یک فرد اهدا میشود و قابل تقسیم شدن نیست.
(ت. 25 ژوئن 1913، باسه- پوئنت، مارتینیک) شاعر و نمایشنامهنویس فرانسویزبان مارتینیکی که به همراه لئوپولد سدار سانگور و لئون داماس از پایهگذاران جنبش سیاهپوستگرایی، به منظور احیای هویت فرهنگی افریقاییهای سیاهپوست، بودند.سِزِر در پاریس درس خواند؛ در آنجا در جنبشِ احیای هویت فرهنگی افریقاییهای سیاهپوست فعال بود. در اوایل دهة 1940 به مارتینیک بازگشت و به فعالیت سیاسی در حمایت از استعمارزدایی مستعمرات افریقایی فرانسه پرداخت. او در 1946 نماینده مجلس مؤسسان شد و به حزب کمونیست پیوست. او نافرمانی سیاسی پرشور را به زبانی آکنده از صور خیال افریقایی بیان میکند. در شعرهای آتشینش در کتابهای «بازگشت به سرزمین مادریام» (Cahier d'un retour au pays natal, 1939)و «گلوی بریدۀ خورشید» (Soleil cou-coupé, 1948) ستمگران فرانسوی را به باد ناسزا میگیرد.سزر بعدها به تئاتر روی میآورد و بهدلیل ستیزهجویی سیاهان از سیاهپوستگرایی دست میکشد. «تراژدی شاه کریستف» (La Tragédie du Roi Christophe, 1963)، که نمایشنامهای با موضوع استعمارزدایی در هائیتی قرن نوزدهم است، و «فصلی در کنگو» (Une Saison au Congo, 1966)، که حماسهای از شورش کنگو در 1960 و ترور پاتریس لومومبا، رهبر سیاسی کنگو، است، قدرت سیاهان را بهگونهای به تصویر میکشد که انگار همیشه محکوم به شکست است. مجموعه شعرهای بعدی او «اِمِه سزر: مجموعه آثار» (Aimé Césaire: The Collected Poetry, 1983) و «دور غیرباطل: بیست شعر» (Non-Vicious Circle: Twenty Poems, 1985) هستند.
(ت. 15 می1730، پادوئا، جمهوری ونیز [ایتالیا]- و. 4 نوامبر 1808، سلوازانو، نزدیک پادوئا) شاعر، مقالهنویس، مترجم و نقاد ادبی ایتالیایی، که با مقالهها و ترجمههایش از اشعار منقول از اوسیان، شاعر حماسی زبان گالیک، به توسعة مکتب رمانتیسیسم در ایتالیا کمک کرد.چزاروتی، که در پادوئا تحصیلکرده بود، بعدها در دانشگاه پادوئا مشغول تدریس شد. ترجمة منظوم او از نسخة انگلیسی جیمز مکفرسون از اشعار اوسیان (Poesie di Ossian, 1763 -72) باعث احیای شعر طبیعتگرا شد. دو مقالة مهم او نیز بعدها مایة ترغیب نویسندگان رمانتیک شد: «مقالهای پیرامون فلسفة ذوق» (Saggio sulla filosofia del gusto, 1785) و «مقالهای پیرامون فلسفة زبانها» (Saggio sulla filosofia delle lingue, 1785) که مقالة دوم بر آزادی ادبیات از الزامات دانشگاهی تأکید داشت. چزاروتی، بهعنوان یکی از سفرای ایتالیایی که ناپلئون اول را در 1797 در کامپو فَُرمیو ملاقات کرد، او را در شعری حماسی به نام «عنایت الهی» (Pronea, 1807) ستایش کرد. او همچنین یک جنگ منظوم، نسخهای منثور از «ایلیاد» و ترجمههایی از آثار آیسخولوس، دموستنس، و ولتر و «مرثیهای نوشته شده در حیاط یک کلیسای روستایی» (An Elegy Written in a Country Church Yard) اثر تامس گری را به نگارش درآورد.
نام خانوادگی کامل او سسپدس ئی مِنِسِس (ت. احتمالاً 1585، مادرید، اسپانیا- و. 1638) نویسندة اسپانیایی کتب تاریخی و داستانهای کوتاه، که علت عمدة شهرت او کتاب اولش، رمانس «شعر غمانگیزاسپانیاییخراردو و یأس شهوانی عشقی» (Poema trágico del español Gerardo, y desengaño del amor lascivo, 1615-18)است. لئونارد دیگز این اثر را در 1622 با نام «خراردو،اسپانیایی بداقبال یا الگویی برای عشاق دنیایی» (Gerardo the unfortunate Spaniard, or a Patterne for Lascivious Lovers) ترجمه کرد و جان فلچر آن را بهصورت دو نمایشنامه درآورد: «کشیش اسپانیایی» (The Spanish curate, 1622/ با کمک فیلیپ مسینجر) و «دوشیزه در آسیاب» (The maid in the mill, 1623/ با کمک ویلیام رولی).سسپدس با انتشار کتاب «تاریخ پوزشخواهانة در مورد حوادث پادشاهی آراگون و شهرش ساراگوسا، در سالهای 1591 تا 1592» (Historia apologética delos sucessos del reyno de Aragón y su ciudadde Zaragoza años de 1591 y 1592, 1622) دچار مشکلات سیاسی شد. اثر توقیف شد و سسپدس ابتدا به ساراگوسا و سپس به لیسبون رفت. درحالیکه در تبعید بهسر میبرد، «داستانهای خارجی و تقلیدی» (Historias peregrinas y exemplares, 1623) را منتشر کرد، داستانهای کوتاهی که، علیرغم سبک تصنعی، نمایانگر تخیل قوی و شناخت او نسبت به شخصیتهای داستان است.
(ت. احتمالاً1520، سویل، اسپانیا- و. احتمالاً 1557) شاعر اسپانیایی و سرایندة «چشمان آرام و پاک» (Ojos claros serenos)، شعری که در اغلب گزیده اشعارِ زبان اسپانیایی آمده است. ستینا، که تحت تأثیر گارسیلاسو د لا بگایِ شاعر بود، بهشدت از شعر کلاسیک و ایتالیایی در اشعارش الهام گرفت و در اوازن شعر ایتالیایی بهطور گسترده طبعآزمایی کرد. بخش چشمگیری از شعرِ او، ترجمة آزاد آثار پترارک، آئوسیاس مارچ و دیگران است. غزلیاتِ او، که دارای وزنی زیبا و استادانه هستند، از بهترین آثار او بهشمار میروند.
(ت. 22 مارس 1822، لووکا، امپراتوری عثمانی [اکنون لووچ ، بلغارستان]- و. 25 می 1895، قسطنطنیه [اکنون استانبول، ترکیه]) سیاستمدار و تاریخنگاری که یکی از شخصیتهای برجستة ادبیات ترکی در قرن نوزدهم بود. جودت پاشا، که متولدِ خانوادهای عثمانی بود که مدتی طولانی در خدمات دیوانی و دولتی بودند، با آموزههای سنتی اسلامی پرورش یافت و ریاضیات و زبان فارسی را نیز آموخت. او در طول زندگیاش بعضی از مناصب مهم دولتی را تجربه کرد، از جمله وزارت دادگستری، که در آن مقام، سرپرست تدوین قانون اداری و اساسنامة قانون عثمانی معروف به مکاله بود.جودت پاشا هرچند که در اوایل شعر نیز میسرود، اما بیشتر بهسبب آثار تاریخیاش معروف است که اثر دوازده جلدی «تاریخ جودت» (Tarih-i Cevdet)، که دورهای از 1774 تا 1826 را پوشش میدهد؛ «خاطرات جودت» (Tezakir-i Cevdet)، مجموعهای از مشاهدات او که آنها را از خلال حوادث دوران تصدی شغل وقایعنگار رسمی دربار جمعآوری کرده بود، و «مشاهدات» (Marûzat)، که در مورد وقایع سالهای 1839 تا 1876 نگارش یافته است، از آن جملهاند. جودت پاشا تعدادی کتاب دستور زبان ترکی نیز شامل «قواعد عثمانی» (Kavaid-i Osmaniye/ با همکاری مِحمِد فؤاد پاشا)، و نیز نسخهای سادهتر با عنوان «قواعد ترکی» (Kavaid-i Türkiye) نوشت.«تقویم ادوار» (Takvim-i edvar)، که مربوط به اصلاح تقویم است و سرانجام تکمیل ترجمة «مقدمة» (Muqaddimah)، اثر تاریخی تاریخنگار عرب بزرگ قرن چهاردهم، ابن خلدون، از دیگر آثار اوست.
(ت. 27 می [در روش جدید، 7 ژوئن] 1794، مسکو، امپراتوری روسیه- و. 14 آوریل [26 آوریل] 1856، مسکو) نویسنده و روشنفکری که عقاید او باعث ایجاد مناقشاتی بین اسلاوگرایان و غربگرایان بود. چائادایف در اروپا سفر کرد، پس از آن «نامههای فلسفی» (Lettres philosophiques, 1827-1831) را به زبان فرانسوی نوشت، که نقد تندی از تاریخ، فرهنگ روسی و مذهب ارتدوکس بیان و از گرایش فرهنگ روسیه بهسوی مذهب کاتولیک و فرهنگ اروپاییِ غربی حمایت میکرد. اولین نامة این اثر، با ترجمة روسی در نشریة مروریTeleskop («تلسکوپ») در 1836 منتشر شد. این نشریه توقیف شد و چائادایف به جنون متهم شد و تحت مراقبت پزشکی قرار گرفت. او بهعنوان منبعی الهامبخش برای غربگرایان جوان باقی ماند.
(ت. 3 ژوئن 1898، بایادولید، اسپانیا- و. 27 جولای 1994، مادرید) یکی از رماننویسان (زن) برجستة اسپانیایی اواسط قرن بیستم که شاعر و مقالهنویس ماهری نیز بود.چاسل در دهة 1920 در آکادمی اسپانیایی رُم تحصیل کرد؛ آنجا اولین رمانش «ایستگاه دوطرفه» (Estación, ida y vuelta, 1930) را نوشت. وی پس از بازگشت به اسپانیا مجموعه غزلیاتشرا با عنوان «بر لبة چاه» (A la orilla de un pozo, 1936) سرود. درحالیکه در امریکای جنوبی بهسر میبرد، رمانهای «خاطرات لتیسیا بایه» (Memorias de Leticia Valle, 1945) و «بدون دلیل» (La sinrazón, 1960) را منتشر کرد. «ناحیة ماراویلاس» (Barrio de Maravillas, 1976)، «آکروپولیس» (Acrópolis, 1984) و «علوم طبیعی» (Ciencias naturales, 1988) در مجموع سهگانهای را در مورد رشد و بلوغ دو دختر تشکیل میدهند. مقاله، شعر، زندگینامة خودنگاشت و داستان کوتاه در میان آثار بعدی او دیده میشود.
نام کامل او هکتور مانرو چدویک (ت. 22 اکتبر 1870، تورنهیل لیز، یورکشر، انگلستان- و. 2 ژانویه 1947، کیمبریج، کیمبریجشر) لغتشناس و تاریخنگار انگلیسی که به بسط رویکردی کامل در قبال مطالعات انگلیسی کهن کمک کرد.چدویک در کالج کلئرِ کیمبریج تحصیل و سالهای زیادی در آنجا تدریس کرد. وی کارش را بهعنوان یک لغتشناس کلاسیک شروع کرد، اما خیلی زود به تاریخ و ادبیات بریتانیا در اوایل قرون وسطا متمایل شد. اولین کتابهای او «مطالعاتی در بنیانهای انگلو- ساکسون» (Studies in Anglo- Saxon Institutions, 1905) و «ریشة کشور انگلستان» (The Origin of the English Nation, 1907) بود. چدویک در کتاب «دوران قهرمانی» (The Heroic Age, 1912)، روشی مقایسهای برای مطالعة ادبیات را بسط داد. او با بهکار بردن این روش برای شعر قهرمانی یونانی و آلمانی، مفهوم «دوران قهرمانی» را بهعنوان مرحلهای در رشد تمدن، گسترش داد. چدویک در «رشد ادبیات» (The Growth of Literature, 1932-40) در سه مجلد روش خود را برای دیگر سنتهای ادبی نیز بهکار برد.
(ت. حدود 1595، احتمالاً در چاکهیل هاوس، کینگزبری، میدلسکس، انگلستان- و. 8 آوریل 1642، وستمینستر) شاعر انگلیسی که اثر «تیلما و کلئارخوس» (Thealma and Clearchus) او پس از مرگش بهوسیلۀ آیزاک والتون در 1683 منتشر شد. در ویراست سوم «ماهیگیر کامل» (Compleat Angler) والتون، چاکهیل مبدع دو تصنیف دانسته شده که از ویراست اول (1653) در آن دیده میشوند.
(ت. 29 مارس 1759، اَبِردین، اسکاتلند- و. 10 دسامبر 1834، لندن، انگلستان) ویراستار و زندگینامهنویس اسکاتلندی که بیشتر بهسبب «فرهنگ بیوگرافی عمومیاش» (General BiographicalDictionary, 1812-17)، تجدیدنyکارتری 32 جلدی از اثری که اولینبار در 11 جلد (1761) چاپ شده بود، مشهور است. به دنبال «واژهنامة شکسپیر» (Glossary to Shakespeare, 1797)، کتاب «آثار شاعران انگلیسی از چاسر تا کوپر» (The Works of the English Poets from Chaucer to Cowper, 1810)، نسخة تجدیدنظر شده و مفصلتر از کتاب «زندگیِ شاعران» (Lives of the Poets, 1779-81) اثر دکتر جانسون، منتشر شد.چامرز، که ویراستار پرکاری بود، کتاب «مقالهنویسان بریتانیایی: به همراه مقدمههایی تاریخی و زندگینامهای» (The British Essayists With: Prefaces Historicaland Biographical, 1817) در 45 جلد و نیز آثاری از شاعر و فیلسوف اسکاتلندی جیمز بیتی، هنری فیلدینگِ رماننویس، ادوارد گیبون تاریخنگار و دیگران منتشر کرد.
شعری سرودة آلیور وندل هومز، که اولینبار در شمارۀ فوریة 1858، در ستون «میز صبحانه» (Breakfast- Table) در Atlantic Monthlyچاپ شد. این شعر، که در پنج قطعة هفت بیتی سروده شده، بعدها در مجموعه اشعار هومز چاپ شد. این شعر همچنانکه از نامش پیداست، از استعارة محوری عنوان شعر «نوتیلوس» استفاده میکند؛ موجودی دریایی که پوستة لایهلایة خود را بهصورت هزارتویی میسازد که دائماً در حال بسط و تکثیر است.
مردان لرد چیمبرلین نیز نامیده میشود. یک شرکت نمایش انگلیسی که مهمترین شرکت بازیگران در عصر الیزابت و جیمز اول (ژاکوبی) انگلستان بود. ویلیام شکسپیر بهعنوان یک نمایشنامهنویس در بیشتر مدت زندگی خود با این شرکت در ارتباط بود. تاریخچة اولیة این شرکت تا حدی پیچیده است. تأسیس این شرکت که به شرکت مردان هانزدن معروف بود و حامی آن هنری کئری، اولین لرد هانزدن، به سالهای 1564 تا 1567 میرسد. هانزدن در 1585 دفتری تحت عنوان لرد چیمبرلین تأسیس کرد و شرکت دیگر تحت حمایت او (یعنی مردان لرد چیمبرلین) نیز به 1590 باز میگردد. دو سال بعد بهسبب طاعون تئاترها بسته شد و هنگامی که در 1594 بازگشایی شد، شرکت مهم و بزرگ لرد چیمبرلین بهوجود آمد. این دو شرکت پس از مرگ حامیشان در 1596، تحت حمایت پسرش، لرد هانزدن دوم، قرار گرفتند که در 1597 لرد چیمبرلین شد. این شرکت هنگامی که به ثبت رسید، تا به قدرت رسیدن جیمز اول در مارس 1603، به شرکت مردان لرد چیمبرلین معروف بود، از آن تاریخ به بعد تحت حمایت حامی سلطنتی قرار گرفت و از آن پس به مردان پادشاه معروف شد. اسناد اجرای نمایشها در دربار نشان میدهد که این انجمن قطعاً مقبولترین شرکت نمایشی بود. با وجود آنکه این شرکت بیشتر در بیرون لندن کار میکرد، پایة آن در لندن قرار داشت و از 1599 تا 1608 در گلوب تئاتر مستقر بود. شکسپیر نمایشنامهنویس اصلی شرکت بود (او همچنین همراه آنها در نمایشها نقش اجرا میکرد)، اما آثار بن جانسون، تامس دِکِر و کارهای مشترک فرانسیس بومانت و جان فلچر نیز در آنجا اجرا میشد. کار شرکت هنگامی که جنگ داخلی انگلستان در 1642 آغاز شد، پایان یافت و بدینترتیب تئاترها بسته شد و تا دوران بازگشت در سالهای آخر قرن هجدهم فعالیتی نداشتند.
(ت.حدود 1680، کندل، وستمورلند، انگلستان- و. 15 می 1740، لندن) دانشنامهنگار انگلیسی که اثرش چراغ راه دانشنامهنگاران قرن هجدهم فرانسه شد. اولین چاپ «دانشنامه» (Cyclopaedia) او در 1728 منتشر شد و موفقیت آن منجر به انتخاب چیمبرز در انجمن سلطنتی گردید. دانشنامة دِنی دیدرو بهعنوان ترجمة فرانسوی اثر چیمبرز آغاز شد، امّا سرانجام کاری فراتر از آن از آب درآمد.
(ت. آوریل 41/ 1740، کلرمون، فرانسه- و. 13 آوریل 1794، پاریس) نمایشنامهنویسی که بهسبب ظرافت طبعش مشهور بود و سخنان حکیمانهاش در دوران انقلاب فرانسه نقل میشد.کمدیهای شانفور با نامهای «دختر سرخپوست جوان» (Le Jeune Indienne / اجرا شده در 1764) و «تاجری از اسمرنا» (Le Marchand de Smyrne / اجرا شده در 1770) و یک تراژدی با عنوان «مصطفی زئنژیه» (Mustapha et Zéangier / اجرا شده در 1776) اعتبار ادبی او را تثبیت کردند. «ستایش از مولیئر» (Eloge deMolière, 1769) باعث ورود او به فرهنگستان فرانسه شد، اما او بعدها با «سخنرانی در فرهنگستان» (Discours surles Académies, 1791) فرهنگستانها را مورد انتقاد قرار داد.در 1795 او «افکار، اصول و حکایات» انقلابی (Pensées, maximes et anecdote) را نوشت. شانفور با کنت دو میرابو در روزنامة Mercure de France همکاری کرد و دبیر انجمن تندرو ژاکوبین (مشهورترین انجمن سیاسی انقلاب فرانسه- م.) شد. بسیاری از گفتههای او همچون «جنگ در عمارتهای اربابی، صلحدر خانههای ییلاقی» (War to the châteaux, peace tothe cottages) معروف شد. بعدها، او، که از رشد فزایندة سلطه وحشت شوکه شده بود، به میانهروها پیوست. او، که به زندان تهدید شده بود، دست به خودکشی زد و سرانجام بهسبب جراحاتش مرد.
نام اصلی او لوئی- شارل- آدلائید شامیسو دو بونکور (ت. 30 ژانویه 1781، شاتو دو بونکور، شامپانی، فرانسه- و. 21 آگوست 1838، برلین، پروسیا [اکنون در آلمان]) یکی از استثناییترین شاعران مکتب رمانتیک برلین که عمدتاً بهسبب قصه پریانِ فاوستگونهاش «داستان پتر اشلمیل» (Peter Schlemihls wundersame Geschichte, 1814) شناخته میشود. خانواده شامیسو، هنگامیکه وی نه ساله بود، با پنهان شدن در برلین از وحشتهای انقلاب فرانسه دوری جستند. او اولین آثارش را در نشریه Berliner Musenalmanach منتشر کرد که خود عضو شورای سردبیری آن بود. در 1804، جامعه پیروان مکتب رمانتیک به نام «نوردستِرنبوند» (Nordsternbund) بنا نهاد. او در 1814 حکایت عجیبوغریب پتر اشلمیل را منتشر کرد. این اثر، که تمثیلی از سرنوشت سیاسی خود او بهعنوان مردی بدون تابعیت است، داستان مردی را بیان میکند که سایهاش را به شیطان میفروشد. اشعار اولیه شامیسو- برای مثال مجموعه شعر «عشق و زندگی زن» (Frauen-Liebe und Leben)، که روبرت شومان برای آنها آهنگ ساخت- عواطف بیپیرایه را با سادگی خیالانگیز به تصویر میکشد. ترانهها و شعرهای روایی او مثل «پاداش» (Vergeltung) و «سالاس ئی گومس» (SalasyGomez) گاهی به موضوعاتی عجیب و غمانگیز گرایش پیدا میکند. بسیاری از آثار بعدی و واقعگراتر او براساس آثار غنایی- سیاسی شاعر فرانسوی، پیئر- ژان دو برانژه، که شامیسو آثارش را در 1838 ترجمه کرد، پایهریزی شده است. بسیاری از منتقدان، شامیسو را طلایهدار شاعران سیاسی دهة 1840 میدانند.
نام مستعارِ ژول فرانسوئا هوسون (ت. 17 سپتامبر 1821، لان، فرانسه- و. 6 دسامبر 1889، سِور) رماننویس و خبرنگار فرانسوی، نظریهپرداز جنبش واقعگرایی که در «رئالیسم» (Le Réalisme, 1857) به تجزیه و تحلیل آن پرداخت. اگرچه شهرت او افول کرده است، اما در زمان خود چهرهای اثرگذار بود.او بعد از اینکه تحصیل را نیمهکاره رها کرد، به پاریس رفت و یک زندگی کولیوار را در گروهی ادبی، که شارل بودلر شاعر هم عضو آن بود، شروع کرد.یکی از معروفترین آثار او داستان عشقی غمانگیزِ «شین-کایو» (Chien Caillon, 1847) است. در میان آثار متعدد او تاریخچهای از کاریکاتور نیز بهچشم میخورد.
شخصیت داستانی، کارآگاهی چینی- امریکایی که بهوسیله پلیس شهر هونولولو استخدام شد. چن قهرمان شش رمان نوشتۀ نویسندة امریکایی ارل در بیگرز، است که «خانه بدون کلید» (The House Without a Key, 1925)، «تجهیزات چینی» (The Chinese Parrot, 1926)، «آن سوی پرده» (Behind That Curtain, 1928)، «شتر سیاه» (The Blak Camel, 1929)، «تحقیقات چارلی چن» (Charlie Chan Carries On, 1930)،و«کلیددار» (Keeper of the Keys, 1932)نام داشتند. این شخصیت براساس ویژگیهای چانگ آپانا، یک کارآگاه واقعی پلیس هونولولو بهوجود آمده است.
شخصیت داستانی، اصلاحگر اجتماعی فمینیست در «بوستونیها» (Bostonians) اثر هنری جیمز. چنسلر، که زنی فهمیده، باسلیقه و روشنفکر بود، در زمینة منشأ رنجهای زنان دست به مبارزه زد و از آن پس، انرژی خود را صرف تغییرات سیاسی کرد. او مجذوب ورنا تَرانت، سخنوری زیبا و مسحورکننده، میشود که از آن پس نیز دستپرورده او میشود. رقیب اصلی او برای نزدیکی به ورنا، پسرعموی او، بزیل رنسم است؛ نمونهای از یک جنوبی متشخص که چیزی بیش از همسری زیبا و مادری برای فرزندانش نمیخواهد.
(ت. 23 جولای 1888، شیکاگو، ایالت ایلینویز، امریکا- و. 26 مارس 1959، لاخویا، ایالت کالیفرنیا) نویسندة امریکایی داستانهای پلیسی و آفرینندة کارآگاه فیلیپ مارلو. رمانها و داستانهای کوتاه چندلر، که حوادث آن در لسآنجلس میگذرد، نمونههای ممتازی از نوشتار محلی (خاصه از سوی منتقدان اروپایی) قلمداد میشود.چندلر در جنگ جهانی اول شرکت داشت. پس از جنگ به کالیفرنیا بازگشت، جایی که عاقبت، برای گذران زندگی به نوشتن روی آورد. اولین داستان کوتاه او در 1933 در مجلۀ «بازاری»Blak Maskچاپ شد. از 1943 فیلمنامهنویسی در هالیوود را آغاز کرد؛ «خسارت مضاعف» (Double Indemnity, 1944)، «کوکب آبی» (The BlueDahlia, 1946)، و «بیگانهها در قطار» (Strangers on a Train, 1951)، که آخری را با همکاری چنزی اورمند نوشت، مشهورترین فیلمنامههای او هستند. چندلر هفت رمان نوشت که قهرمان همۀ آنها فیلیپ مارلو است: «خواب عمیق» (The Big Sleep, 1939)، «بدرود، زیبای من» (Farewell, My Lovely, 1940)، «پنجرة بالا» (The High Window, 1942)، «بانو در دریاچه» (The Lady in the Lake, 1943)، «خواهر کوچک» (The Little Sister, 1949)، «خداحافظی طولانی» (The Long Good-Bye, 1953)، و «پخش» (Playback, 1958). در میان مجموعة داستانهای کوتاه پرشمارش دو مجموعة «پنج قاتل» (Five Murderers, 1944) و «ریموند چندلر نیمهشب» (The MidnightRaymond Chandler, 1971) دیده میشود.
بچه جن نیز نامیده میشود. در فرهنگ عامیانه اروپایی، فرزند معیوب یا کندذهنِ پریان یا جنها که آنها را بهطور پنهانی جایگزین بچه انسان کردهاند.طبق افسانهها بچه انسانهای ربودهشده به شیطان داده میشوند یا برای تقویت قوای پریان، استفاده میشدند. راه بازگرداندن بچه انسان ربودهشده این بود که بچه پری جایگزینشده را یا بخندانند و یا شکنجه دهند. اعتقاد دوم، که بعدها باعث موارد متعددی از سوءاستفاده از بچههای واقعی و اصلی شد، در کتاب «وقایعنامه قرون وسطا» (Medieval Chronicles) اثر رلف اهل کاگزال و دیگر منابع آمده است که مردم معتقد بودند اجنه آشکارا بچههایی را که غسل تعمید داده نشده بودند شکار میکنند.
[واژهای فرانسوی به معنی سرود] سرود هنری دوران میانه و قرون وسطای فرانسوی. شانسون قبل از 1500 بیشتر در مجموعههای بزرگ خطی نگهداری میشد. شانسون تکصدایی، که تاریخ آن به قرن دوازدهم برمیگردد، همراه با شاعران حماسی قرن سیزدهم به اوج شهرت خود رسید و همزمان با ترانههای گیوم دو ماشو آهنگساز و شاعر در قرن چهاردهم رخ داد. از آن میان، تنها ملودیها باقی ماندهاند. شانسونهای تکصدایی توسعۀ قالبهای موسیقایی- شعریِ ظریفِ اخذ شده از سرودهای شاعران دورهگرد را، که همتایان پیشین شاعران حماسی قرون وسطا بودند، را نشان میدهند. این قالبها درنهایت برای تبدیل شدن به سه «قالب ثابتِ» (formes fixes) شانسون همراه، ساده شدند.
[واژهای فرانسوی، به معنی سرود بین شخصیتها] سرود فرانسوی قرون وسطا که اغلب بین یک زن و شوهر، یک سپهسالار و یک زن چوپان، و یا عشّاق در هنگام جدایی در سپیدهدم ردوبدل میشد. سرودهای شبانی و ترانههای صبحگاهی قالبهایی خاص از چنین شانسونهایی هستند.
، شکل جمع آنchansons de geste[واژهای فرانسوی، معنای تحتاللفظی آن ترانه اعمال قهرمانی] هریک از چندین شعر حماسی فرانسوی قدیم که هسته افسانههای شارلمانی را تشکیل میدهند. بیش از هشتاد شانسون دو ژست در نسخههایی از قرون دوازدهم تا پانزدهم بر جای مانده است، اما این شانسونها اصولاً مربوط به حوادث قرون هشتم و نهم در خلال حکومت شارلمانی و جانشینانش هستند. بهطورکلی، این اشعار شامل قسمت اصلی حقیقت تاریخی و برافزودههای افسانهای است. از این تعداد، اشعار کمی دارای نام و امضای شاعر و تعداد زیادی بیامضا هستند.شانسون دو ژستها از ابیاتی ده یا دوازده هجایی تشکیل شدهاند که به قطعههای غیرمنظم (laisses) مبتنی بر همگونی مصوتها، یا در اشعار متأخر، مبتنی بر وزن دستهبندی شدهاند. طول اشعار تقریباً بین 1500 تا بیش از 18000 بیت است. زمینه داستانی شانسونها، مبارزه فرانسه مسیحی بر ضد بتپرستیِ دشمن «مسلمان» بود. امپراتور شارلمانی بهعنوان قهرمان مسیحیت توصیف شده است. دوازده اشرافزاده دربارش او را حمایت میکنند که رولان، اولیور، اُژیئر دانمارکی، آرکبیشاپ تورپین از آن جملهاند. یک مجموعه فرعی 24 شعری در مورد گیوم دورانژ، حامی وفادار و صبور پسر ضعیف شارلمانی، لوئی پارسا، است. مجموعه دیگر به جنگهای بارونهای قدرتمندی چون دون دومایانس، ژیرار دو روسیون، اُژیئر دانمارکی و رائول دوکامبره میپردازد. شانسونهای نخستین در مضمون و محتوا قهرمانی هستند. بعد از قرن سیزدهم، عناصر رمانس و عشق وارد این شانسونها شد و اشعار ساده و بیپیرایه ابتدایی با ماجراهای جوانانۀ (enfances) قهرمانان و حوادث خیالی نیاکان و فرزندان آنها تکمیل شد. شاهکار و شاید نخستین شانسون دو ژست شانسون دو رولان (Chanson de Roland) است. رولان، که در آستانه ادبیات حماسی فرانسه ظاهر شد، تأثیری سازنده بر سایر شانسون دو ژستها برجای گذاشت. شانسونها، پشت سر هم، در سراسر اروپا منتشر شدند. آنها تأثیری عمیق بر اشعار قهرمانی اسپانیا مثل حماسه اسپانیایی اواسط قرن دوازدهم اسپانیایی با نام «سرود سید من» (Cantar de Mio Cid) برجای گذاشتند. در ایتالیا داستانهایی در مورد اورلاندو و رینالدو (رولان و الیور) پایهای را برای حماسههای دوره نوزایی «اورلاندوی عاشق» ( Orlando innamorato) (ماتئو بویاردو، 1483) و «اورلاندوی خشمگین» (Orlando furioso) (لودوویکو آریوستو، 1532) بهوجود آورد. در قرن سیزدهم وولفرام فون اشنباخ حماسه «ویلهلم» (Willehalm) خود را به گیوم دورانژ اختصاص داد و این شانسونها به نثر ایسلندی در «ساگایشارلمانی» (Karlamagnús saga) ثبت شدند. افسانههای شارلمانی مضامین اصلی بلند رمانس بودند.
،(«ترانه رولان») شعر حماسی فرانسوی باستان که حدود 1100 نوشته شده و احتمالاً اولین و یقیناً شاهکار قالبِ شانسون دو ژست است. احتمالاً این شعر را شاعری رومانسک به نام تورولد (تورولدوس) سروده باشد که نامش در آخرین بیت شعر آمده است. این ترانه به نبرد تاریخی رونسوال (رونسوو) در 778 میپردازد. گرچه این نبرد حقیقتاً جنگی علیه باسک بود، امّا شعر رونسوال را به نبردی قهرمانی برعلیه ساراسن تبدیل میکند.. درگیری شخصیت میان رولان شجاعِ بیاحتیاط و الیور، دوست دوراندیش و ترسوی وی، در کانون توجه قرار میگیرد که همچنین، نزاعی میان اندیشههای پراکندة وفاداری فئودالی است.شعر زمانی آغاز میشود که شارلمانی، که جز بر ساراگوسا بر تمام اسپانیا پیروز شده است، شوالیه گانلون، ناپدری رولان، را میفرستد تا دربارة شرایط صلح مذاکره کند. گانلون، که از دست رولان عصبانی است که او را برای این کار خطرناک در نظر گرفته، با ساراسن توطئه میکنند تا به نابودی ناپسریاش دست یابند و در بازگشتش از اسپانیا اطمینان حاصل میکند که رولان هنگام عقبنشینی از اسپانیا فرماندهی نیروهای عقبی ارتش را برعهده خواهد گرفت. همینکه ارتش از پیرنه میگذرد، نیروی سرسخت ساراسن نیروهای عقبی را در گذرگاه رونسوال محاصره میکند.رولان پیشنهاد دوستش، الیور را مبنیبر نواختن شیپور و درخواست کمک از شارلمانی نمیپذیرد. با مخالفت رولان، ناامیدانه نبرد آغاز میشود و بهترین شوالیههای فرانکی به تعداد انگشتشماری تقلیل مییابند. سرانجام شیپور، گرچه خیلی دیر برای نجات جان آنها به صدا درمیآید، اما برای شارلمانی و گرفتن انتقام نیروهای قهرمانش بهموقع است. شعر با محاکمه و اعدام گانلون به پایان میرسد.
شکل اولیه شعر غنایی فرانسوی که از آغاز قرن دوازدهم شروع میشود. این اشعار از بندهای هموزنی با یک بند ترجیع (برگردان) تشکیل شدهاند. عبارت فرانسویِ قدیمِ شانسون دو توال (در لغت به معنی «نغمه بافندگان») به خواندن آوازهایی اشاره دارد که بانوان به هنگام سوزندوزی زمزمه میکردند.
[واژهای فرانسوی، از فرانسویِ قدیمِ (لهجة پیکارد) cantefable با معنای لغوی آواز میخواند و روایت میکند] قصهای قرون وسطایی از یک حادثه که در بخشهای متناوبِ شعرِ آوازی و نثر شفاهی گفته میشد. مؤلفِ گمنامِ فرانسوی قرنِ سیزدهمِ اثرِ «اوکسن و نیکولت» (Aucassin et Nicolette) این واژه را در سطرهای پایانی این اثر: «شانتفابل ما دارد به پایان میرسد» (No cantefable prent fin) استفاده- و شاید وضع- کرده است. این اثر تنها نمونه موجود از این نوع است.
Chanticleer or Chantecler or Chauntecleer \'chan-ti-'klir, 'chän\
یا چانتیکلیر، شخصیتی در چندین قصة حیوانات (از زبان حیوانات) قرون وسطایی که در آنها جامعة انسانی از طریق اعمال حیواناتی که به آنها شخصیتهای انسانی داده شده است، هجو میشود. مشهورترین این آثار، مجموعهای مربوط به قرن سیزدهم با نامِ «رومان دو رنارت» (Roman de Renart) است، که قهرمان آن ریناردِروباه است. رومان دو رنارت شامل داستان رینارد و چنتیکلیر، یک خروس، است. این داستان خیلی زود در نسخههای آلمانی، هلندی و انگلیسی بازنویسی شد. در «قصههای کنتربری» (The Canterbury Tales)، جفری چاسر از داستان چنتیکلیر بهعنوان مبنایی برای «قصة راهبه» (The Nun's Priest's Tale) استفاده کرد. این شخصیت در آثار متأخر همچون نمایشنامه منظوم «شانتکلیر» (Chantecler, 1910) اثر ادموند روستاند، نیز ظاهر میشود که حوادث داستان در حیاط طویلهای و نقش اصلی را به خروسی لافزن میدهد.
صورت جمع آنchantsroyaux (شان روئایو) [واژهای فرانسوی، معنای لغوی آن سرود شاهانه] شکلی ثابت از نظم، شرحی از ترانه که شاعران فرانسوی قرون سیزدهم تا پانزدهم آن را گسترش دادند. شان رویال از پنج بند و عیناً با همان ترتیب، هر کدام از بندها یازده بیت و بند پایانی (بند ثابت و کوتاه پایانی) از پنج بیت تشکیل شده است. همة بندها براساس قوافی پنجم، که در بند اول ارائه شده، سروده نوشته میشوند، بنابراین کل شعر از شصت بیت و به روشی که در آن، قوافی پنجم تکرار شده، تشکیل میشود. طرح قافیه ababccddede است.شان رویال، بهدلیل طول و صلابت در شکل، برای موضوعات جدی همچون قهرمانیهای قهرمانان اشرافی یا ستایش مریم عذرا، از ترانه مناسبتر است. شان رویال نیز مثل ترانه متنوع بود؛ برای مثال «سرونتوئا» (serventois)، شعری در ستایش مریم عذرا، ابتدا یک شان رویال بود که بعدها بند ترجیع خود را از دست داد. دیگر تغییرات در شان رویال «شعر عاشقانه» (amoureuse)، «شعر عاشقانة شوخطبعانه» (sotte amoureuse) و «شعر فکاهی» (sotte chanson) است.در زبان قدیم فرانسه، مقبولترین شان روئایو متعلق به کلمان مارو هستند که «شان رویال مسیحیت» (chant royal chrétien) او مشهور بود. ژان دلا فونتن، افسانهپرداز قرن هفدهم، آخرین استاد شان رویال قبل از افول آن است. شان رویال، که در دوران اشاعهاش صرفاً در ادبیات فرانسه شناخته شده بود، توسط سر ادموند گوس در شعر «ستایش دیونیسوس» (ThePraiseofDionysus, 1877) وارد انگلستان شد. از آن پس تعدادی از شاعران انگلیسی شان رویال را اقتباس کردند، اما لحن جدی و مذهبی آن، امری مربوط به گذشته است. امروزه شان رویال در حدی وسیع برای شعر بانزاکت و طنزآمیز (vers de société) استفاده میشود.
در کیهانشناسی باستانی یونان، هر کدام از خلأهای اولیه جهان قبل از آنکه اشیاء بهوجود بیایند یا هر یک از ورطههای تارتاروس که جهان زیرین است. این دو مفهوم در «تولد خدایان» (Theogony) اثر هسیود وجود دارند. در نظام هسیود، ابتدا کِیآس و سپس گایا و اروس (زمین و شوق) قرار دارند. فرزندان کِیآس، اِرِبوس(تاریکی) و نیکس (شب) بودند. نیکس، آئِتِر، هوای تازه بالایی و روز را بهوجود آورد. نیکس بعدها تاریکی و جنبههای هولناک جهان (از جمله رویاها، مرگ، کشمکش و قحطی) را بهوجود آورد. این امور به دیگر عقاید متقدم، که تاریکی را در جهان زیرین کِیآس میدیدند، اضافه شد. در کیهانشناسی متأخر، کِیآس عموماً حالت اولیه اشیاء را مشخص میکند، حال هرگونه که مجسم شوند. معنی جدید این واژه مشتق شده از اوید است، کسی که کِیآس را به شکل تودهای بدشکل و نامنظم دیده است که از آن خالق هستی، جهانی منظم بهوجود آورده است. این تصور از کِیآس بهوسیله پدران روحانی برای بیان داستان خلقت در سفر پیدایش یکم (مطلبی که هیچگونه ارتباطی به کِیآس ندارد) بهکار رفته است.
کتاب یا جزوهای کوچک که بهصورتی ارزان صحافی شده و در گذشته بهوسیلة فروشندگان دورهگرد یا پیلهوران، در اروپای غربی و امریکای شمالی به فروش میرسید. بسیاری از چپبوکها دارای قطع در اینچ (14 در 11 سانتیمتر) بودند و از چهار صفحه (یا مضربی از چهار) تشکیل شدهاند که با باسمۀ چوبی مصوّر شدهاند. این نوشتهها قصههایی از قهرمانان مشهور، افسانهها و فولکلورها، شوخیها، گزارشهایی از گناهانِ بزرگ، ترانهها، سالنامهها، اشعار کودکانه، دروس مدرسه، تئأترهای مضحک قصههایِ کتاب مقدس، دانشهای خیالی و دیگر موضوعات رایج را دربر میگیرند. این متون، بیشتر مختصر و گمنام بودند، اما بخش اصلی مطالعة غیردینی را تشکیل میدادند و امروزه بهمثابة راهنمایی برای رفتار و اخلاق معاصران بهکار میروند. بسیاری از نخستین چپبوکهای انگلیسی و آلمانی، که در پایان قرن پانزدهم منتشر شدند، از نمونههای فرانسوی اقتباس شدهاند. «فولکسبوشر» (Volksbücher) ( نوعی از چپبوک) در اواسط قرن شانزدهم در آلمان شکوفایی خود را آغاز کرد. هنگامیکه نوشتههای تعلیمی و دیگر آثار مهمتر بهوجود آمد و نیز زمانی که انتشار مجلات ارزان در اوایل قرن نوزدهم گسترش یافت، چپبوکها محبوبیت خود را از دست دادند و دچار افول شدند. با رواج مجدد ماشین چاپ کوچک در اواخر قرن بیستم و رواج چاپ سربی در انتشار با کیفیت آثار، چپبوکها بار دیگر در کتابفروشیهای تخصصی ظاهر شدند.
(ت. 4 دسامبر 1595، پاریس، فرانسه- و. 22 فوریه 1674، پاریس) شاعر و منتقد ادبی فرانسوی که تلاش کرد تا معیارهای تجربی را در نقد ادبی بهکار گیرد.رویکرد شاپلن در زمان خودش، ستیزهجویی با کسانی بود که بهشکلی متعصبانه با مراجع یونان کلاسیک برخورد میکردند. نظرات انتقادی او اساساً به شکل مقالات کوتاه و رسالهها و در مکاتبات متعدد او منعکس شدهاند. آثار شعری خود شاپلن متوسط و معمولی هستند. او در بنیاد نهادن فرهنگستان فرانسه نقش مهمی داشت و شخصیت برجستهای در محافل ادبی محسوب میشد.
نام کامل او سیدنی (ت. 20 سپتامبر1916، شیلدون، دارم، انگلستان- و. 11 ژانویه 1986، نیوکاسل- اپان- تاین، نورتامبرلند) نویسندة بریتانیایی رمان و داستان کوتاه که بهسبب توصیفهایش از زندگی طبقه کارگر معروف است.چپلین، که پسر معدنچی زغال سنگ بود، کار در معدن را در سن پانزده سالگی آغاز کرد و تا زمانی که از آموزش مؤسسة آموزش کارگران دانشگاه دارم و کالج فیرکرافت به کارگران مرد بیرمینگم برخوردار شد، به این کار ادامه داد. «مرد رقصان» (The Leaping Lad, 1946/ ویراست مجدد، 1970)، که مجموعه داستانی در مورد اتحادیة معدنچیان دارم است، چپلین را در جایگاه نویسندهای بااستعداد مطرح کرد. رمانهای «شکاف باریک» (The Thin Seam, 1950 )، «روز ساردین» (The Day of the Sardine, 1961)، «مراقب و مراقبت شده» (The Watchers and the Watched, 1962)، «معادن الاباستر» (The Mines of Alabaster, 1971)، و مجموعه داستانهای «صبح روز کریسمس» (On Christmas Day in the Morning, 1979) و «عموی لیسانس» (The Bachelor Uncle, 1980) آثار بعدی چپلین هستند.
(ت. احتمالاً 1559، هیچین، ایالت هارتفردشر، انگلستان- و. 12 می 1634، لندن) شاعر و نمایشنامهنویس انگلیسی که ترجمة او از هومر، مدتها بهعنوان ترجمهای معیار به زبان انگلیسی باقی ماند.چپمن وارد دانشگاه آکسفورد شد، ولی مدرک علمی دریافت نکرد. اولین اثرش «سایة شب... دو سرود شاعرانه» (The Shadow of Night…Two Poeticall Hymnes, 1594) بود و به دنبالش در 1595 «مهمانی ذوق اُوید» (Ovids Banquet of Sence) را منتشر کرد. اولین ترجمة او از «ایلیاد» (Iliad) در 1598 منتشر شد و در 1611 آن را کامل کرد. در 1616، «ادیسه» (Odyssey) را انتشار داد.«یوتیمیا راپتوس یا اشک صلح» (Euthymiae Raptus; or the Teares of Peace, 1609) شعر مهم چپمن است، اما اشعارش در قرن بیستم به شهرت چندانی دست نیافت. از نمایشنامههایش حدود دوازده اثر برجا مانده است. عمدهترین آنها تراژدیهای «بوسی دامبوزا» (Bussy d'Ambois, 1607)، «توطئه و تراژدی چارلز دوک بایرون» (The Conspiracie and Tragedie of Charles Duke of Byron, 1608) و «اشک بیوهزنان» (The Widdowes Tears, 1612) است.
(ت. 2 مارس 1862، نیویورک، ایالات متحده- و. 4 نوامبر 1933، پوکیپسی) شاعر، نمایشنامهنویس و منتقد امریکایی که به اخلاقِ سریع پولدار شدن رایج در سالهای بعد از جنگ داخلی، معروف به «عصر طلاکاری»، شدیداً معترض بود.چپمن در مدرسه حقوق دانشگاه هاروارد تحصیل و چندین سال، در حرفه وکالت کار کرد. در همین زمان سردبیر و ناشر نشریه ادواری The Political Nursery(1897-1901) شد. او در دو کتابش با عنوانهای «علتها و پیامدها» (Causes and Consequences) و «تبلیغ سیاسی عملی» بر عقیده خود مبنی بر این معنا تأکید کرد که فرد باید در مسائلی که موجب مشکلاتی برای ملت میشود، موضعی اخلاقی اتخاذ کند. نمایشنامهاش با عنوان «خیانت و مرگ بندیکت آرنولد» (The Treason and Death of Benedict Arnold) در 1910 منتشر شد. در 1912 در مراسم نخستین سال کشتن خودسرانه و بدون محاکمه یک سیاهپوست در کوتسویل پنسیلوانیا، به ایراد سخنرانیای آکنده از آتش خشم پرداخت که به نطقی کلاسیک تبدیل شد و در کتاب مجموعه مقالاتش با عنوان «خاطرات و نشانگذارها» (Memories and Milestones, 1915) تجدید چاپ شد.کارهای دیگرش شامل کتابهایی چون زندگینامه ویلیام لوید گریسن (1913)، مجموعه «ترانهها و شعرها» (Songs and Poems, 1919) و چند کتاب نقد مثل«امرسون و دیگر مقالات» (Emerson, and Other Essays, 1898)، «نبوغ یونانیها و دیگر مقالات» (Greek Genius and Other Essays, 1915) و «نگاه کوتاهی به شکسپیر» (A Glance Toward Shakespeare, 1922) میشود.
(ت. 14 ژوئن 1907، لیله- سور- لا- سورگ فرانسه- و. 19 فوریه 1988، پاریس) شاعر فرانسوی که ابتدا کارش را با رویکردی سوررئالیستی آغاز کرد و بعد شعرهایی کوتاه با اشارههای تلویحی و اخلاقزده نوشت.شار در اواخر دهة 1920 در پاریس زندگی میکرد؛ آنجا با نویسندگان سوررئال دوست شد و شعرهایی دربارة پرووانس نوشت. اولین و مهمترین کتاب شعر او «چکش بیصاحب»(Le Marteau sans maître, 1934) بود. او در جنگ جهانی دوم یک واحد مقاومت را در کوههای آلپ فرانسه هدایت کرد. پس از جنگ تعدادی از بهترین اشعارش را در مجموعههای «آنها که تنها میمانند» (Seuls demeurent, 1945)و «برگهای ایپون»(Feuillets d' Hypnos, 1946) منتشر کرد. «برگهای ایپون»، خاطرات شعری او از سالهای جنگ، خشماش را از سبعیت جنگ منعکس میکند. مجموعههای بعدی او «آدم سحرخیز»(Les Matinaux, 1950)، «جستوجوی پایه و رأس»(Recherche de la base et du sommet, 1955)، و«حضور همگانی»(Commune présence, 1964)هستند. «مجموعه آثار» (Oeuvres complétes)او در 1983 منتشر شد.
[واژۀ یونانی آن character به معنی اثر، نشانه، ویژگی، خصلت] 1- تحلیلی توصیفی و اغلب هجوآمیز (معمولاً در قالب یک قطعه ادبی کوتاه) از شرافت یا شرارت انسانی یا از ویژگی معمول شخصیت انسانی. در ادبیات انگلیسی و فرانسوی قرن هفدهم، کیفیت شأن یا امری خاص نیز ممکن بود مورد تحلیل قرار گیرد. در این توصیف، انسان نمونه (همچون یک فضول، یک پیرمرد، یک روستایی سادهلوح) معمولاً برای قرار گرفتن در یک ویژگی، کیفیت یا نمونه ساخته شده است. نیز نکCHARACTER WRITER 2- شخصیت به گونهای که در داستان یا نمایشنامه نشان داده شده یا مورد نقد قرار گرفته است. 3-یکی از اشخاص نمایشنامه یا رمان. 4- شخصیتپردازی، مخصوصاً در داستان یا نمایشنامه.
هریک از نویسندگانی که نوعی شخصیت را طراحی کردند که در انگلستان و فرانسة قرن هفدهم رایج بود.نوشتههای آنها از یک سلسله طرحهای شخصیت خلق شده توسط فیلسوف و معلم یونانی، تئوفراستوس (شکوفایی حدود 372 ق.م) اخذ شد. این طرحها بخشی از اثری بزرگتر بودهاند و احتمالاً تئوفراستوس آنها را با هدف آموزش و روشنگری ذهن شاگردان درس فن بلاغت خود نوشته است. فنون تئوفراستوس تعریف یک ویژگی نامطلوب شخصی (مثل غرور یا خست) و بعد توصیف گفتار و رفتار خاصِ فردی است که آن را نمایندگی میکند. اثر او در دوران نوزایی در چاپی در 1529 به اروپا معرفی شد؛ تعدادی از نویسندگان معاصر با تحسینِ ظرافت طبع و نگاه عمیق او به ضعفهای انسان، از نمونه اثر او تقلید کردند. ازآنجمله در فرانسه میتوان به ژان دِ لا برویر و در انگلستان به جوزف هول، سِر تامس اووربری، جان اِرل و سمیوئل باتلر اشاره کرد.
[-onym+ character (مانند واژة toponym)] نامی برای شخصیتهای داستانی که ویژگیهای متمایز آنها را تداعی میکند. بانو کوئیکلی (شخصیتی در آثار شکسپیر) و کاسپار بزدل (شخصیتی کمیک استریپ در آثار وبستر) نمونههایی از کاراکتونیمها هستند.
(ت. 1875، مونرئال، کبک، کانادا- و. 25 اکتبر1960، سن- اوستاش) شاعر فرانسوی کانادایی که نخستین عاملِ پشتیبان تأسیسِ مکتب ادبی مونرئال (1895) بود؛ این مکتب گروهی از سمبولیستها و زیباییشناسان بودند که علیه مضامین سنتی میهنپرستی کانادایی و صبغة محلی واکنش نشان دادند و از پارناسیها، که حامی اصل هنر برای هنر بودند، پیروی کردند. شاربونو بعدها تنها تاریخچة مکتب را تحت عنوان «مکتب ادبی مونرئال» (L’École littéraire de Montréal, 1935) نوشت. شاربونو در 1912 «صدمات» (Les Blessures) را، که نخستین جلد از چندین جلد کتاب شعری است که عمدتاً به تأملات فلسفی و اسطوره میپردازد، نوشت. اثری با عنوان «در ترمینال محزون» (Sur la borne pensive, 1952)نمایندة کمال و اوج سبک او است.
(ت. 13 فوریه 1911، مونرئال، کبک، کانادا- و. 26 ژوئن 1967، سن- ژووی، کبک) رماننویس و منتقد ادبی کانادایی- فرانسوی که بهسبب کمک به خلق ادبیات مستقل کبک مشهور است.شاربونو در دوران نوجوانی به «کانادای جوان» (Jeune Canada)، که یک سازمان ملیگرای فرانسوی بود، پیوست و در 1934، نشریه La Reléve را (این نشریه بعدها La Nouvelle Relève به معنی «آرامش جدید» نامیده میشد)، که نقد و بررسی هنر، ادبیات و فلسفه بود، راهاندازی کرد. در طول این سالها، او در کسوت روزنامهنگار در نشریات و روزنامههای مختلف فرانسوی و رادیو کانادا کار کرد.شاربونو پنج رمان نوشت که از قضا معروفترین آنها اولین رمانش، «آنها زمین را در دست خواهند داشت» (Ils possèderont la terre, 1941) بود. او همچنین مجموعه شعری به نام «شعرهای کوچک دوباره کشف شد» (Petits poèmes retrouvès, 1945)، سخنرانیها و مقالات انتقادی و نمایشنامههای رادیویی نوشت.
شعری از الفرد لرد تنیسن، که در 1855 منتشر شد. این شعر در گرامیداشت قهرمانیِ گروهی از سربازان بریتانیایی در نبرد بلاکلاوه (1854) در کریمه سروده شده است. ششصد سرباز دستورات مبهمی را جهت حمله به منطقهای که بهشدت محافظت میشد اجرا کردند، هرچند که میدانستند شانس کمی برای زندهماندن دارند.
(شکوفایی حدود قرن دوم میلادی، آفرودیسیاس، کاریا، آسیای صغیر [هماکنون در جنوب غربی ترکیه]) رماننویس یونانی، مؤلف «کایرئاس و کالیرهوئه» (Chaereas and Callirhoë)، که اولین رمان رمانتیک موجود در ادبیات غرب است. طرح پیچیده و در عین حال روایت سادة آن، به زن و شوهری مربوط میشود که عشق آنها از طریق یک رشته حوادث پرمخاطره در سیسیل، ایران و مصر محک زده میشود، اما در نهایت با خوشبختی پایان مییابد. اشخاص تاریخی در این رمان، در مقام شخصیتهای داستان بهکار میروند، اما پرداخت شخصیت آنها با خلاقیت آزاد صورت میگیرد.
شخصیتهای داستانی، زن و شوهری که هر دو کارآگاه پلیس هستند؛ دشیل هَمت در رمان جناییاش، «مرد لاغر» (The Thin Man) آنها را خلق میکند، اما احتمالاً بیشتر بهسبب شش فیلم معروف (1934-1947)، در ژانر کمدی- جنایی با بازی ویلیام پوئل و میرنا لوی مشهور هستند. نیک و نورا چارلز زوج با نزاکت و خوشبختی هستند که شیفته سگ شکاری خود، استا، هستند. نیک، که کارآگاه سابق پلیس است، بازنشسته شده و به همراه همسرش و با ارثیۀ او در آرامش زندگی میکند. شوخیها و واکنشهای فردی بین این زوج، باعث میشود که حل پروندههای جنایی به مسائل فرعی و حاشیهای تبدیل شود.
رمان کودک، اثر ای. بی. وایت، که در 1952 با تصویرسازی گارت ویلیامز منتشر شد. این داستان پرخواننده، که یکی از آثار کلاسیک ادبیات کودکان محسوب میشود، در مزرعهای در ایالت مین رخ میدهد و مربوط میشود به خوکی به نام ویلبر و دوست وفادارش شارلت، عنکبوتی که زندگی وی را با نوشتن کلماتی در تار خویش نجات میدهد.
شخصیت داستانی، همجنسگرایِ بیبندوبار در سری رمانهای «در جستجوی زمان ازدست رفته» (Remembrance of Things Past) اثر مارسل پروست. بارون پالامده دو شارلوس، که ابتدا در رمان دوم، «در سایه دوشیزگان شکوفا» (Within a Budding Grove, 1919)، ظاهر میشود، یکی از اعضای خانوادة بانفوذ گرمانت است. بارون، که سمبل اشرافیگری رو به زوال است، ظاهری فرهیخته دارد، که فساد درونی او را میپوشاند. همجنسگرایی او، راوی داستان یعنی مارسل را جذب و دفع میکند. بارون دو شارلوس در رمان آخر، سالخورده شده است.
[در زبان فرانسه قدیم charme، از کلمه لاتین carmen، به معنای آیین سخن، ورد و سرود] عمل و بیانی که گمان میرود قدرتی جادویی دارد و شبیه یک ورد یا افسون است. چارمها جزء نخستین نمونههای ادبیات مکتوب هستند. از میان چارمهای مکتوب در انگلیسی قدیم، تعدادی که بر ضد یک جن و تعدادی که بر ضد دزد قلعه گفته شدهاند، قابل ذکرند.
در اساطیر یونان، پسر اِرِبوس و نیکس (شب) که وظیفهاش انتقال ارواح مردگان از روی رودخانههای استایکس و آچران است که مراسم تدفین برایشان به جای آورده شده است. در قبالِ آن، او سکهای را دریافت میکند که در دهان جسد گذاشته شده است. او در اِتروسکان، کارون نامیده میشد و در مقام دیو مرگ و مسلح به چکش ظاهر میشد. او سرانجام بهعنوان نماد مرگ و جهان مردگان در نظر گرفته شد و درست همانند خاروس یا خارونتاس، فرشته مرگ در فرهنگ عامة جدید یونان، زنده ماند.
نام اصلی او ایزابلا آگنتا الیزابت وان تویل وان سروسکرکن، لقبها بل وان زویلن، بل دُ شاریئر، زِلید (ت. 20 اکتبر 1740، زویلن، نزدیک اوترخت، هلند- و. 27 دسامبر 1805، کولومبیر، سویس) رماننویس سوئیسی که بهطور خاص بهسبب رمانهای نیرومند و نامهوار فصیحش مورد توجه قرار گرفته است.شاریئر تحت تأثیر دنی دیدرو و ژان ژاک روسو، آرای انتقادی خود را در مورد برتری اشرافی، مسائل اخلاقی («سه زن» (Trois femmes, 1797))، عرف مذهبی و فقر («نامههایی که در برف پیدا شد» (Lettres trouvéessous la neige, 1794)) را بیان کرد. او مکاتبات وسیعش را ادامه داد و علاوه بر مقالات، چند نمایشنامه نوشت و چند قطعه موسیقی ساخت. امّا او بیشتر بهسبب رمانهایش مشهور است. مهمترین رمانهایش، «نامههایی از لوزان» (Lettres écrites de Lausanne, 1785) و «کالیسته، یا تکمله نامههایی از لوزان» (Caliste, ou suite de Lettres écrites de lausanne, 1787) نام دارند.
رمانی اثر استاندال، که در 1839 به زبان فرانسوی با نام La Chartreuse de Parme چاپ شد. بهطورکلی این اثر را، بعد از «سرخ و سیاه» (TheRed and the Black)، یکی از شاهکارهای استاندال میدانند و بهدلیل پرداخت بسیار ظریفِ خصوصیات روحی انسان و عرضۀتصویرهایی معروف است. حوادث رمان اساساً در دربار پارمای ایتالیا، در اوایل قرن نوزدهم میگذرد و داستان بخت و اقبال فابریس دُل دونژو، جوانی اشرفزاده و تحسینکننده آتشین ناپلئون، است. او در واترلو میجنگد و به پارما بازمیگردد و در آنجا برای کسب مزایای دنیوی به کلیسا میپیوندد. او در طول داستان رقیب خود را میکشد، از بچهای سرپرستی میکند و سرانجام به خانقاه کارتوزیان و یا خانقاه راهبان پارما پناه میبرد و در آنجا فوت میکند.
نام اصلی او لسلی چارلز بویر یین (ت. 12 می 1907، سنگاپور- و. 15 آوریل 1993، وینزر، انگلستان) پدیدآورندة رمانهای اسرارآمیز- حادثهای بسیار مشهور و خالقِ سایمون تمپلر که بیشتر با عنوان «سنت» معروف است و نیز گاهی «رابین هود جناییِ مدرن» نامیده میشود.چارتریس مدت کوتاهی در کینگز کالجِ کیمبریج تحصیل کرد و پس از آن بهعنوان یک دریانورد تاجر کار کرد. او، که از 1932 در ایالت متحده ساکن میشود، از 1933 بهعنوان فیلمنامهنویس هالیوود فعالیت کرد و هشت فیلمنامة سینمایی با عنوان «سنت» و چندین فیلم دیگر نوشت. او از 1928 حدود پنجاه رمان و مجموعه داستان درباره «سنت» منتشر کرد که تاکنون به حداقل پانزده زبان ترجمه شدهاند.
(ت. حدود 1385، بایو، نورماندی، فرانسه- و.حدود 1433، آوینیون، پرووانس؟) شاعر و نویسنده سیاسی فرانسه که سبک تعلیمی، خوشساخت و لاتینی او را نسلهای بعدی شاعران و نویسندگان بهمثابه یک الگو میپنداشتند. شارتیه، که در دانشگاه پاریس درس خواند، وارد بخش سلطنتی شد و بهعنوان منشی و سردفتر شارل ششم و پسر ارشد پادشاه، شارل هفتم بعدی، خدمت کرد. اولین شعر معروف او، «کتاب چهار بانو» (Livredes quatre dames, 1415 or 1416)، گفتوگویی میان چهار زن است که معشوقههایشان را در نبرد آژَنکور از دست دادهاند. همین فن گفتگو در اثر منثور «گفتوگوی دشنامآمیز چهار جانبه» (Quadrilogueinvectif, 1422) بهکار میرود. شعرهای شارتیه «بانوی زیبای سنگدل» (La BelleDame sans merci)، «شعر تمثیلی صلح» (Le lay depaix)، و «کتاب مقدس انسانهای شریف» (Bréviairedes nobles) هستند که اولین آنها، که داستان عشقی نافرجام است، بسیار معروف است و در قرن پانزدهم به زبان انگلیسی ترجمه شد.
نام مستعار او آلن (ت. 13 مارس 1868، مورتانی، فرانسه- و. 2 ژوئن 1951، لو وزینه، نزدیک پاریس) فیلسوف فرانسوی که آثارش چند نسل از خوانندگان را عمیقاً تحت تأثیر قرار دارد. شارتیه در حین تدریس در روئان، نوشتن مقاله برای روزنامهای تحت عنوان Propos d’un Normand را آغاز کرد. چیزی نگذشت که کیفیت ادبی این مقالات مورد توجه قرار گرفت. مجموعۀ اول از سری مجموعه مقالات او در 1908 منتشر شد. در جنگ جهانی اول به خدمت سربازی رفت و چند کتاب، از جمله «مریخ؛ یا حقیقتیدربارۀ جنگ» (Mars, ou la guerre jugée, 1921)، در خط مقدم یا سنگرها نوشت.«ایدهها و عصرها» (LesIdées et les ages, 1927)، «مذاکرات در کنار دریا» (Entretiens au bord de la mer, 1931)، «ایدهها» (Idées, 1932)، «خدایان» (Les Dieux)، «داستان افکار من» (Histoire de mes pensées, 1936)، و «ماجرای قلب» (Les Aventures de coeur) مهمترین آثار شارتیه پس از جنگ هستند. او در 1951 نخستین دریافتکنندۀ جایزه بزرگ ملّی ادبیات شد.
(ت. 24 فوریه 1887، بلو هیل، مِین، ایالات متحده- و. 28 جولای 1973، نورتمپتن، مَساچوستس) دانشمند و نویسنده امریکایی که در رمانهایش به ساحل مین و ساکنان آن میپردازد.سه اثر خودزندگینامهای دوران کودکی چیس را در مین توصیف میکنند: «ارثیه کلان» (A Goodly Heritag, 1932)، «دوستی جذاب» (A GoodlyFellowship, 1939)، و «در سفید: ماجراهایی در تخیل یک کودک» (The White Gate: Adventures in the Imagination of a Child, 1954). او مدرک دکترایش را در انگلیس از دانشگاه مینهسوتا اخذ کرد و در انگلستان نیز درس خواند که در کتاب مقالاتش، «این انگلستان» (This England, 1936)، دربارة این دوره نوشته است.او کار نوشتن را با خلق آثاری برای کودکان همچون «دختری از کشور شاخی بزرگ» (The Girl from theBig Horn Country, 1916) و «کریسمس مری» (Mary Christmas, 1926) آغاز کرد. پس از اولین رمانش، «ارتفاعات» (Uplands, 1927)، دو رمان قدرتمند با نام «مری پیترز» (Mary Peters, 1934) و «سایلس کراکت» (Silas Crockett, 1935) منتشر کرد. «سپیده دم در لایونیز» (Dawn in Lyoness, 1938) بازگویی داستان تریستان و ایزولده است. او نقد ادبی، مطالعات انجیلی و مقاله نیز مینوشت.
اثری ادبی یا بخشی از آن که به لحاظ محتوا در مقایسه با اثری که بعد از آن آمده یا بخشی که همراه آن است ضعیف است یا جدیت کمتری دارد. این استعاره ممکن است از روال نوشیدن یک نوشیدنی معمولی یا خوردن غذا بعد از صرف یک نوشیدنی الکلی قوی ناشی شده باشد.
Chastellain or Chastelain \shas-tə-'len, shat-'len\
(ت. حدود. 1405 یا حدود. 1415، آلست، برابانت [اکنون در بلژیک]- و. 1475، والانسیئن، انو بورگونت [اکنون در فرانسه]) وقایعنگار بورگونتی و یکی از مهمترین شاعران درباری.شاستلن بهعنوان سرباز به فیلیپِ معظم، دوک بورگونت، خدمت کرد و بعدها جزء خانوادة فیلیپ شد. او در 1455 به سمت تاریخنگار بورگونت منصوب شد. تنها یک سوم از اثرِ «گاهشمار وقایع بورگونت» (Chronique des ducs de Bourgogne)باقی مانده است. این تاریخ، وقایع سالهای 1419 تا 1474 را به همراه وقفههایی شامل میشود. ویژگیهای برجستة این اثر در توصیفات و اطلاعات دقیق آن و نیز ارزیابی زیرکانة آن از شخصیتها و موضوعات روزگارش است. دیگر آثار شاستلن شامل قطعات سیاسی، اشعار رسمی، قصاید، آثاری که برای نویسندگان همتای خود نوشته است، آثار آموزشی، و چند نمایشنامه است.
[واژهای روسی، مشتق شده از واژه chastyĭ به معنای مکرر، در توالی سریع؛ شاید در اصل اشاره به بند ترجیع (برگردان) یک تصنیف] قطعة عامیانة مقفایی که معمولاً از چهار بیت تشکیل شده است. چیستوشکا قالبی سنتی دارد، اما اغلب محتوایی سیاسی یا در مورد موضوعی خاص دارد.
(ت. 4 سپتامبر 1768، سن مالو، فرانسه- و. 4 جولای 1848، پاریس) نویسنده و سیاستمدار فرانسوی، یکی از اولین نویسندگان سبک رمانتیسم فرانسه. او برجستهترین شخصیت ادبی فرانسه در زمان خودش محسوب میشد که تأثیر شگرفی بر نسل جوان آن روز داشت.شاتوبریان، که به هنگام آغاز انقلاب فرانسه افسر سوارهنظام بود، از پیوستن به سلطنتطلبها خودداری کرده، به ایالات متحده رفت و در آنجا در سفرهایی که به همراه تجار خز انجام داد اطلاعات و دانش دست اولی از زندگی سرخپوستان بهدست آورده و شخصاً با زندگی آنان آشنا شد. شاتوبریان پس از اطلاع از فرار لوئی شانزدهم از کشور در ژوئن 1791، به فرانسه بازگشت و به ارتش سلطنتی پیوست. به دلیل آنکه در محاصره تیونویل زخمی شد، از خدمت ارتش مرخص گشت. در 1793 به انگلستان مهاجرت کرد و در 1797 «درآمدی بر تاریخ انقلاب ما» (Essai Sur les révolutions, 1797)، را نوشت که روایتی پراحساس از تاریخ انقلابهای بشر است که در آن انقلابهای قدیم و جدید را به منظور یافتن شباهتها با هم مقایسه میکند.شاتوبریان در 1800 به پاریس برگشت و به کار روزنامهنگاری مستقل پرداخت. در 1801 گزیدهای از یک شعر حماسی ناتمام سرخپوستی را در اثری با عنوان «آتالا» (Atala) به چاپ رساند که بهسرعت مورد استقبال عموم واقع شد. رسالهای که وی با عنوان «نبوغمسیحیت»(Le Génie du christianisme) در تمجید از مسیحیت نوشت هم از سوی سلطنتطلبها و هم از سوی ناپلئون، که در آن زمان سرگرم احیای کاتولیک رمی بهعنوان مذهب رسمی کشور بود، مورد استقبال قرار گرفت.شاتوبریان بین سالهای 1803 و 1804 دبیر اول سفارت فرانسه در رم بود. سالهای پس از آن را صرف خلق آثار ادبی از جمله رمان «رنه»(René, 1805) و نیز عشقبازیهای فراوان نمود. در 1811 به عضویت فرهنگستان فرانسه برگزیده شد و در 1815 به دریافت لقب اشرافی ویکونت نایل شد و به عضویت مجلس اعیان فرانسه درآمد. کتاب «خاطرات شاتوبریان»(Mémoires d'outre- tombe, 1849-50) را، که بهمنظور انتشار پس از مرگ خویش نوشت، شاید بتوان از ماندگارترین یادگاریهای وی بهحساب آورد.
مجموعه شعری از ویکتور هوگو، که در 1853 منتشر و در 1870 افزایش یافت. این کتاب به هفت بخش تقسیم میشود و دربردارندة بیش از یکصد قصیده، ترانه عامهپسند، شعر روایی و سرود است که هوگو در آنها بیعدالتی و استبداد را محکوم میکند و علیه لوئی- ناپلئون (ناپلئون سوم) و سوءاستفادههای امپراتوری دوم موضع میگیرد. این اثر، که در خلال اولین سال تبعید خودخواسته هوگو از فرانسه در بروکسل و جرزی سروده شده است، مملو از ترس و برآشفتگی اوست، اما با تعهد او به پیشرفت و صلح و اعتقادش به آزادی و برادری پایان مییابد.
نام خانوادگی اصلی او چتوپاتیئی (ت. 27/26 ژوئن 1838، نزدیک نایهاتی بنگال، هند- و. 8 آوریل 1894، کلکته) نویسندهای که او را بزرگترین رماننویس ادبیات بنگالی میدانند.چترجی از دانشگاه کلکته فارغالتحصیل شد و سالهای زیادی بهعنوان کارمند دولتی هند در مقام نماینده قاضی دادگاه بخش خدمت کرد. در 1858، یک جلد از اشعارش را با عنوان «لالیتا اُماناس» (Lalita OManas) منتشر کرد. او مدت کوتاهی به انگلیسی نوشت و رمانش به نام «زن راجموهان» (Rajmohan’s Wife)در 1864 بهطور مسلسل در Indian Field منتشر شد. اولین اثر در خور توجه بنگالی وی به نام «دختر رئیس قلعه» (Durgeśnandint, 1865) بود که با آن رمان بنگالی بهوجود آمد. چترچی آن را با «کپالکوندلا» (Kapālkundalā, 1866) و «مرنالینی» (rnālinī, 1869) ادامه داد. انتشار روزنامة تاریخساز چترجی، śan، در 1872 آغاز شد و تعدادی از رمانهای متأخرش بهصورت پاورقی در آن منتشر شد. در میان رمانهای بعدی او «درخت سمی» (Bisabrksa, 1873)؛ «دو حلقه» (gurīya, 1874)؛ «راجانی» (Rajani, 1877)؛ «وصیتنامه کریشنکاتا» (Krsnakānter 1878)، که نویسنده آن را بزرگترین رمان خودش میداند؛ «راجسیمها» (Rājsimha 1881)؛ «دیر خوشبختی» (Ānandamath, 1882) و «سیتارام» (Sitārām, 1887) وجود دارند. گرچه رمانهای چترجی به لحاظ ساختاری ناقص است، بااینحال صدای او برای معاصرینش پیامبرگونه بود و قهرمانان شجاع هندی وی میهنپرستی و افتخار نژاد را برمیانگیزند. سرود «سلام بر تو، مادر» (Bande Mātaram)، که از رمان دیر خوشبختی او اخذ شده بود، بعداً «سرود مذهبی» (mantro) و شعار هندوهای هند در تلاش برای استقلال شد.
نمایشنامة منثور فرانسوی در سه پرده اثر آلفرد د وینیی، که در 1835 اجرا و منتشر شد. این نمایشنامه، که شاهکار وینیی محسوب میشود، بخشی خیالی را در زندگی تامس چترتن، شاعر انگلیسی قرن هجدهم، توصیف میکند. این نمایشنامه رنج با افتخار هنرمندی درک نشده را ارج مینهد و جامعة ماتریالیستی را، که در آن جایی برای هنر و هنرمندان «غیرمولد» وجود ندارد، محکوم و سرزنش میکند.
(ت. 20 نوامبر 1752، بریستول، گلاسترشر، انگلستان- و. 24 آگوست 1770، لندن) شاعر مهم احیاء ادبیات «گوتیک» قرن هجدهم و پیشاهنگ نهضت رمانتیک. چترتن در یازده سالگی روی پوست کهنه، قطعه شعری شبانی و کوتاه به نام «الینور و جاگا» (Elinoure and Juga)، که ظاهراً متعلق به قرن پانزدهم بود، نوشت که خوانندهاش را فریب میداد. بعد از آن، اشعاری از این نوع نوشت که علیالظاهر اثر راهب قرن پانزدهم به نام تامس راولی بود؛ ولی این فرد شخصیتی جعلی، ساختة خود چترتن بود. این اشعار با تمام نقایصاش، بر نبوغ او بهعنوان یک شاعر و نیز پیشرو در مکتب رمانتیک دلالت میکرد.چترتن در 1767، شاگرد یک وکیل دعاوی در بریستول شد، اما بیشتر وقتش را برای نوشتههایش صرف میکرد. تهدید نمایشی به خودکشی و نوشتن «آخرین وصیت من، تامس چترتن از بریستول» (The Last Will and Testament of me, Thomas Chatterton of Bristol) کارفرمایش را مجبور کرد تا وی را از تعهداتش معاف کند. او سپس رهسپار لندن شد. یک اپرای شاد به نام «انتقام» (The Revenge) درآمدی برایش به همراه آورد؛ اما مرگ حامی احتمالیاش در آینده، تمام امیدهای چترتن را نابود کرد. با وجود گرسنگی شدید، از پذیرفتن غذای دوستانش امتناع کرد و همان شب، 24 آگوست 1770، در اتاق زیرشیروانیاش در هولبرن با خوردن آرسنیک خودکشی کرد. به دنبال این حادثه، نامش بر سر زبانها افتاد. سیموئل تیلر کولریج، ویلیام وُردزوُرت، جان کیتز و لرد بایرن او را ستودهاند.
نام کامل اوچارلز بروس چتوین (ت. 13 می1940، شفیلد، یورکشر، انگلستان- و. 18 ژوئن1989، نیس، فرانسه) نویسنده بریتانیایی که بهدلیل نوشتن کتابهایی براساس زندگی چادرنشینی خود مورد تحسین بینالمللی قرار گرفت. چتوین در دانشگاه ادینبرو باستانشناسی خواند. او مدتی بهعنوان خبرنگار سیار برای مجله The Sunday Times (لندن) کار کرد. کتاب «در پاتاگونیا» (In Patagonia, 1977) براساس سفرهایش، در بریتانیا و ایالات متحده برنده جایزه شد. «نایبالسلطنه اوئیدا» (The Viceroy ofOuidah, 1980/ که فیلم آن با عنوان «دماغة وردۀ کبری»Cobra Verde, 1987)) زندگینامه داستانی یک تاجر بردهفروش برزیلی است. اولین رمان او، «بر روی تپه سیاه» (/On the Black Hill, 1982 فیلم، 1988) جایزه ادبی ویتبِرِد را کسب کرد. «خطوط نغمهخوانی» (TheSonglines, 1987)، موفقترین اثر تجاری چتوین، به بررسی خلق اسطورههای بومیان استرالیایی و تخیلات فلسفی راجع به طبیعت چادرنشینان میپردازد. آخرین رمان او «اوتز» (Utz,1988) بود. «من در اینجا چهمیکنم؟» (What Am I Doing Here$1) مجموعه مقالاتی بود که پس از مرگ وی منتشر شد.
(ت.حدود 43/1342، لندن؟، انگلیس- و. 25 اکتبر 1400، لندن) شاعر برجستة انگلیسی قبل از ویلیام شکسپیر که «قصههای کنتربری» (TheCanterbury Tales) او یکی از بزرگترین آثار منظوم انگلیسی است. چاسر در خانوادهای متوسط به دنیا آمد. از تحصیلات او اطلاعات کمی داریم، اما آثارش آگاهی همهجانبة او را از کتب مهم عصرش و نیز عهد قدیم نشان میدهد. علاوه بر انگلیسی، مسلماً به فرانسوی مسلط بوده و با لاتین و ایتالیایی نیز آشنایی داشته است. چاسر در 1357 در خدمت کنتسِ آلستر و از 1359 در ارتش فرانسه همراه با ادوارد سوم بود. چاسر در محاصرة رنس اسیر و با دادن فدیه آزاد شد. در 1367، به یک سمت درباری منصوب شد و در بیشتر سالهای عمرش سمتهای دولتی و سیاسی داشت. اولین شعر مهم چاسر، «کتاب دوشس» (Book ofDuchesse, 1369/70)، مرثیهای در قالب مشاهداتی در عوالم رویا برای بلانچ، دوشس لنچستر و اولین همسر جانِ اهل گانت بود، که در اثر طاعون فوت کرده بود. در دهه بعد، چاسر برای مأموریتهای سیاسی به رفلاندرز، فرانسه و ایتالیا سفر کرد و سپس بهعنوان مدیر امور مالی گمرک منصوب شد. مهمترین اثر چاسر در دهه بعد، شعر روایی «خانة شهرت» (House of Fame) در قالب رویابینی بود. او در طول سالهای 1390-1380، آثار سطح بالایی از قبیل شعر عاشقانه رویابینی «مجلس مرغان» (The Parlement of Foules)؛ ترجمة منثور «تسلی فلسفی» (Consolation of Philosopny) اثر بوئتیوس؛ اولین اثر بزرگ و پختهاش، رمانس «ترویلوس وکریسید» (Troilus and Criseyde)؛ و آخرین شعر رویابینیاش «افسانة زنان نیک» (Legend of GoodWomen) نوشت. چاسر در طول دهة 1390 رابطة نزدیکی را با جان اهل گانت، پسر ارلِ دربی، که بعداً هنری چهارم پادشاه انگلستان شد، برقرار کرد. در همین دوره مشهورترین اثرش را، که ناتمام ماند، به نام قصههای کنتربری شروع کرد. در دسامبر 1399، یک خانه در باغ کلیسای وستمینستر اََبی، اجاره کرد. او یک سال بعد درگذشت و در همان کلیسا دفن شد. در آن زمان این کار، افتخار چشمگیری برای یک غیراشرافزاده بهشمار میرفت.
نام اصلی او سیدنی چایفسکی (ت. 29 ژانویه 1923، نیویورک، ایالت متحده- و. اول آگوست 1981، شهر نیویورک) نمایشنامهنویس و فیلمنامهنویس امریکایی.چایفسکی بهعنوان شاگرد چاپخانه کار کرد و سپس نوشتن برداشتهای رادیویی و نمایشنامههای اسرارآمیز برای تلویزیون را آغاز کرد. اولین نمایشنامه تلویزیونی کامل او «آواز تعطیلات» (Holiday Song, 1952) بود. چایفسکی بزرگترین موفقیت را با «مارتی» Marty, 1953/ فیلم، 1955) کسب کرد. دو نمایشنامه تلویزیونی موفق دیگر او، که بهصورت فیلم سینمایی ساخته شدند، «میهمانی مجردی» (The Bachelor Party, 1954/ فیلم، 1957) و «جنجال تهیه غذا» (The Catered Affair, 1955 / فیلم، 1956) نام داشتند. نمایشنامه تلویزیونی «نیمهشب» (The Middle of the Night, 1954) اولین نمایشی بود که بر روی صحنه رفت. (1956). «دهمین مرد» (The Tenth Man, 1959)، «گیدئون» (Gideon, 1961)، «شور و عشق جوزف دی» (The Passion of Josef D, 1964)، و «ناهمجنسخواه بالقوه» (The Latent Heterosexual / در 1967 منتشر و در 1968 اجرا شد) از دیگر نمایشهایی هستند که به روی صحنه رفتند. او فیلمنامه و سناریو نیز نوشت.
(ت. 27 می 1912، کوئینسی، مساچوستس، ایالات متحده- و. 18 ژوئن 1982، آسینینگ، نیویورک) نویسنده داستانهای کوتاه و رماننویس امریکایی که آثارش، اغلب با استفاده از کمدیِ تخیل و طعنه و طنز، زندگی، اسلوب و اخلاقیات طبقه متوسط شهری امریکا را توصیف میکند. چیور بهدلیل نثر شفاف و ظریف و شیوه دقیق بیان وقایع و سرگذشتها معروف است.چیور، که استاد داستان کوتاه بود، از «حوادث منقطع»، که آنها را منبع اولیه داستانهای کوتاه میدانست، کار خود را شروع کرد. اولین داستان او در 1930 در مجله The New Republicچاپ شد. آثار او در The NewYorker، Collier's، Story، و Atlantic نیز منتشر میشد. اولین مجموعه داستان کوتاه چیور «شیوه زندگی برخی افراد» (The Way Some People Live, 1943) بود که به دنبال آن مجموعههای دیگری ازجمله «رادیوی عظیم و داستانهای دیگر» (The Enormous Radio and OtherStories, 1953) و «سرتیپ و بیوه گلف» (The Brigadier and the Golf Widow, 1964) منتشر شدند. «شناگر» (TheSwimmer)، که در بسیاری از گلچینهای ادبی آمده، در مجموعۀ سرتیپ و بیوه گلف نیز آمده است. «داستانهای جان چیور» (The Stories ofJohn Cheever, 1978) برنده جایزه پولیتزر شد. او با اولین رمان خود، «سرگذشت وپشات» (WapshotChronicle, 1957)، جایزه کتاب ملی را کسب کرد. دیگر رمانهای او «رسوایی وپشات» (The Wapshot Scandal, 1944)، «قوشباز» (Falconer, 1977)، و «اوه، چه بهشتی بهنظر میرسد» (Oh What a Paradise It Seems, 1982) نام دارند. «نامههای جان چیور» (The Letters of John Cheever)، که پسرش بنجمین چیور آنها را ویرایش کرد، در 1988 و «یادداشتهای جان چیور» (The Journals of John Cheever) در 1991 منتشر شد.
(ت. 17 ژانویه [29 ژانویه به سبک جدید] 1860، تگانروگ، روسیه- و. 1 یا 2 جولای [14 یا 15 جولای] 1904، بادنوایلر، آلمان) نمایشنامهنویس روسی و استاد داستان کوتاه مدرن.چخوف در 1884 از دانشکده پزشکی دانشگاه مسکو فارغالتحصیل شد. با درآمدش از راه روزنامهنگاری مستقل و نوشتن قطعات کوتاه طنز، که خود مبدع آن بود و با نام مستعار آنها را مینوشت، بهلحاظ اقتصادی خانوادهاش را تأمین میکرد. در 1888 داستان بلند «استپ» (The Steppe) برای اولینبار در مجله معتبر ادبی Severny vestnik منتشر شد. چخوف چندین تحقیق تراژیک عمیق نیز در همین زمان داشت که برجستهترین آنها «داستان ملالآور» (Skuchnaya istoriya, 1889)، بررسی موشکافانهای از ذهن یک استاد پزشکی مسن در بستر مرگ بود. در اوایل 1890، چخوف به جزیره دوردست، ساخالین، محل یک زندان روسیه سلطنتی سفر کرد. در بازگشت از آنجا، «جزیره ساخالین» (Ostrov Sakhalin, 1893-94) را منتشر کرد که تا به امروز یک اثر کلاسیک کیفرشناسی باقیمانده است. در طول سالها قبل و بعد از سفر به ساخالین، چخوف بهکار خود در کسوت نمایشنامهنویس ادامه داد. اثر «شیطان چوبی» (Leshy, 1889) او نمایشی چهارپردهای است که عمدتاً با حذف قسمتهایی، نام آن را به «عمو وانیا» (DyadyaVanya, 1897) تغییر داد که به یکی از بزرگترین شاهکارهای تئاتری او تبدیل شد. دیگر نمایشنامههای او در این دوره چندین نمایش خندهدار تکپردهای معروف به وود ویلز (vaudevilles) است، که از میان آنها میتوان «خرس» (Medved, 1888)، «خواستگاری» (Predlozheniye, 1889)، «عروسی» (Svadba, 1889)و «سالگرد ازدواج» (Yubiley, 1891) را نام برد.چخوف در 1892 در دهکده ملیخوفو املاک و مستغلاتی خرید. او هنگام اقامت در ملیخوفو، تأثیرگذارترین داستانهای کوتاه خود را نوشت که «همسایگان» (Sosedi, 1892)، «راهب سیاهپوست»(Chorny monakh, 1894)، «قتل» (Ubiystvo, 1895) و «آریادنه» (Ariadna, 1895) از آن جملهاند. «رعیت» (Muzhiki 1897) قطعات سلسلهوار کوتاه و جذابی است که بیش از هر اثر منفرد دیگر چخوف بر مردم روسیه تأثیر گذارد؛ علت آن تا حدودی منوط به دید غیراحساسی او به طبقة رعیت در روسیه بود. اگرچه او مجذوب اصول تولستوی همچون زندگی ساده و عدم مقاومت در برابر گناه شده بود ولی این آموزهها را رد کرد. او این تغییر نظر را در چندین داستان از جمله «بخش شماره شش» (PalataNo.6,1892) به تصویر کشید. «مرغ دریایی»(Chayka, 1897 / ویرایش با اصلاح، 1904) تنها نمایشنامه چخوف است که یقیناً در دوره ملیخوفو نوشته شده است. دو نمایشنامه آخر او یعنی «سه خواهر»(Tri sestry, 1910) و «باغ آلبالو» (Vishnyovy sad, 1904) برای تئاتر هنری مسکو نوشته شد. اگرچه چخوف هنگام مرگش برای جامعه ادبی روسیه شخصیتی شهیر بود، ولی تا سالها پس از جنگ جهانی اول، در دنیا شناختهشده نبود که در این زمان آثار ترجمه شدة وی به انگلیسی مورد توجه قرار گرفت.
داستانی کوتاه اثر ماکسیم گورکی، که در 1895 در مجله Russkoye bogatstvo («ثروت روسیه») در سنپترزبورگ به چاپ رسید. این اثر همچون بسیاری از آثار گورکی شرح حالِ ولگردی بیدل و دماغ- در اینجا یک دزد خشن و گستاخ- است که در بندر اُدسا در ساحل دریای سیاه پرسه میزند. ماهیت او از طریق روابط پیچیدهاش با پسر روستایی حریص و بیعرضهای به نام گاوریلا، که از او بهعنوان شریک جرم و همدست در دزدیها استفاده میکند، آشکار میشود.
(ت. 28 آوریل 1764، قسطنطنیه [اکنون استانبول، ترکیه]- و. 10 ژانویه 1811، پاریس، فرانسه) شاعر، نمایشنامهنویس، سیاستمدار و طرفدار انقلاب فرانسه از همان روزهای نخستین شروع آن.ماری- ژوزف، که برادر آندره دو شنیۀ شاعر بود، در کالج ناوار تحصیل کرد و بعد به مدت دو سال به تیپ مونمورانسی پیوست. او، که عضوی از مجمع و شورای پانصد بود، ترانهها و سرودههای میهنپرستانهای همچون «سرود عزیمت» (Chantdudépart) «نیایشی برای آزادی» (Hymne à la liberté) سرود.تراژدیهای او، که براساس موضوعات تاریخی بود، بهمثابه محملهایی برای آرمانهای سیاسیاش کارکرد داشت. «شارل نهم» (Charles IX, 1789) و «آنری هشتم» (Henri VIII, 1791) از آن جملهاند. پس از آنکه مخالفتش را با سلطه وحشت در «کایوس گراسوس» (Caius Gracchus, 1792) و «فنلون» (Fénelon, 1793) ابراز کرد، تراژدیهایش ممیزی شدند. او در 1803 عضو فرهنگستان فرانسه شد.
رمانی اثر کولت، که در 1920 منتشر شد و دربارۀ رابطهای عشقی است میان لئا، زنی مجلسی، 49 ساله و هنوز زیبا، و شیری، جوانی خوشسیما اما خودخواه که سی سال کوچکتر است. این اثر تحلیل ظریفی از عشق پیر و جوان و همچنین سن و جنسیت دارد. کولت همچنین دنبالهای برای این اثر به نام «آخرین شِیری» (La Fin de Chéri, 1926) نوشت.
نمایشنامهای در چهار پرده اثر آنتون چخوف که با نام Vishnyovysad منتشر شد. این اثر، که آخرین نمایش چخوف بود، برای اولینبار در 1904 اجرا و منتشر شد. اگرچه چخوف اصرار داشت که این نمایشنامه «یک کمدی و در بعضی جاها حتی یک دلقکبازی» بود، تئاتردوستان و خوانندگان اغلب وجود اندکی تراژدی را در آن در زوال و سقوط خانواده جذاب رانفسکایا احساس میکنند.مادام رانفسکایا، که مدت پنج سال را در پاریس گذرانده است تا از غم مرگ پسر جوانش رهایی یابد، با بدهی زیاد به روسیه برمیگردد. او مجبور میشود تا درباره استفاده از ملک خانوادگیاش با آن باغ آلبالو زیبا و معروف، تصمیمگیری کند. ارمولای لاپاخین، تاجر بینزاکت اما ثروتمند، پیشنهاد میکند مادام رانفسکایا زمینی را که در آن باغ قرار دارد توسعه دهد. سرانجام لاپاخین ملک را میخرد و طرح خود را برای گسترش خانهسازی دنبال میکند. هنگامیکه خانوادة رانفسکایا با غم و اندوه ملک را ترک میکنند، صدای ارهها را میتوان در باغ شنید.
شخصیت داستانی، گربهای که بهعلت پوزخندهای بزرگش و تواناییاش در ناپدید شدن و مجدداً ظاهر شدن در رمان «ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب» اثر لوئیس کرول شناخته شده است. عبارت «پوزخندی همچون گربه چشر» قبل از داستان کرول استفاده میشده و منشأ آن بهصورت یک راز باقی مانده است.
(ت. 31 مارس 1823، پِلِزنت هیل، ایالات کارولینای جنوبی، امریکا- و. 22 نوامبر 1886، کَمدِن، ایالت کارولینای جنوبی) نویسنده «دفتر خاطرات دیکسی» (A Diary form Dixie)، که دیدگاهی عمیق از نحوه زندگی و رهبری جامعه در ایالات جنوبی امریکا در طول جنگ داخلی دارد.او، که دختر رهبر سیاسی برجسته کارولینای جنوبی بود، در 1840 با جیمز چسنات جونیور ازدواج کرد؛ جیمز چسنات بعداً در کسوت سنارتور امریکایی اهل کارولینای جنوبی خدمت کرد تا اینکه استعفا داد تا نقش مهمی را در جنبش جدایی و اتحاد جنوب ایفا کند. مری که همسرش را، که افسر ستاد بود، در مأموریتهای نظامی در طول جنگ داخلی همراهی میکرد، شروع به ثبت نظرها و مشاهداتش در 15 فوریه 1861 کرد و خاطراتش را در 2 آگوست 1865 به پایان رساند. دفتر خاطرات دیکسی تا 1905 مدتی طولانی پس از مرگش منتشر نشد. اگرچه این خاطرات بهصورت روزانه نوشته نشده است، اما بهعلت دیدگاههایی عمیق از رهبران نظامی و سیاسی اتحاد جنوب و غور در جامعه جنوبی در طول جنگ داخلی، نزد مورخان از جایگاه والایی برخوردار است.
(ت. 20 ژوئن 1858، کلیولند، اوهایو، امریکا- و. 15 نوامبر 1932، کلیولند) اولین رماننویس سیاهپوست امریکایی مشهور.چسنات فرزند سیاهان آزادی بود که زادگاهشان کارولینای شمالی را پیش از جنگ داخلی امریکا ترک کرده بود. پس از جنگ، والدین او به کارولینای شمالی بازگشتند. چسنات در 25 سالگی ازدواج کرد و تا آن زمان مدیر موفقی در مدرسه بود، اما آنقدر در مورد نحوه برخورد با سیاهپوستان در جنوب آزردهخاطر بود که همسر و فرزندانش را به کلیولند برد.چسنات در فاصله سالهای 1885 تا 1905 بیش از پنجاه قصه، داستان کوتاه، مقاله و همچنین دو مجموعه داستان کوتاه، زندگینامه رهبر مخالف بردگی، فردریک داگلاس، و سه رمان منتشر کرد. «تاکستان گوفِرد» (The Goophered Grapevine) اولین کار یک سیاهپوست بود که مجله The Atlantic Monthly (آگوست 1887) پذیرفت آن را چاپ کند؛ این اثر بهدلیل رد نگاه نویسندگانی همچون تامس نلسون پیج یعنی نگاه رمانتیکِ زندگی کشاورزی، چنان دقیق و موشکافانه بود که اغلب خوانندگان از درک طنز آن عاجز ماندند. این اثر به همراه داستانهای مشابه رئالیستی و از منظر روانشناختی اصیل از زندگی عوام، در میان سیاهپوستان کارولینای شمالی در مجموعۀ «زن افسونگر» (The Conjure Woman, 1899) به چاپ رسید. «همسر جوانی او و دیگر داستانهای مانع نژادی» ( The Wife of His Youth and Other Stories of the Color Line, 1899) تعصب نژادی را در میان سیاهپوستان و همچنین نژادهایی که یادآور جورج و. کیبل است، بررسی میکند. «رویای سرهنگ» (The Colonel's Dream, 1905) بهگونهای قاطع به مشکلات بردهای آزاد شده میپردازد.
(ت. 22 سپتامبر 1694، لندن، انگلستان- و. 24 مارس 1773، لندن) سیاستمدار، دیپلمات و اندیشمند بریتانیایی که عمدتاً از وی بهعنوان نویسندة «نامههایی به پسرش» (Letters to His Son) و «نامههایی به پسرخواندهاش» (Letters to His Godson)- که راهنمایی برای رفتارها، هنر بشاش بودن و هنر موفقیت جهانی است- یاد میشود.چسترفیلد در 1726 به مقام ارل رسید و در 1728 سفیر انگلیس در هلند شد. در 1732 به انگلستان بازگشت و دهة بعد را در مجلس خدمت کرد. سپس مدت کوتاهی نمایندة پادشاه در ایرلند بود و قبل از اینکه بهدلیل تشدید ناشنوایی، بهتدریج از زندگی سیاسی کنارهگیری کند، مدتی در سمت منشی ایالت خدمت کرد. چسترفیلد حامی بسیاری از نویسندگان مبارز بود، اما روابط ناموفقی با یکی از آنان به نام سمیوئل جانسون داشت؛ چراکه جانسون در نامة معروفش (1755) او را با حمله به حامیان وی محکوم کرد. بعدها جانسون «نامهها» (Letters) را به آموزش «اخلاقیات یک روسپی، و رفتارهای یک استاد رقص» توصیف کرد و به شهرت چسترفیلد لطمه بیشتری زد. سپس چارلز دیکنز کاریکاتور او را بهعنوان سر جان چستر در «بارنابی راج» (Barnaby Rudge, 1814) کشید. بزرگترین حمله به فلسفة وی آن است که این فلسفه مادیگرایانه است. اما در این حدود، نصیحت وی به فرزندانش با زیرکی بوده و با ذکاوت و ظرافت ارائه شده است.
مجموعهای از 25 عنوان نمایشنامه مبتنی بر متون مقدس یا سبک اسرارآمیز قرن چهاردهم که در شهر پررونق چستر در شمال انگلستان در طول قرون وسطا اجرا میشد. براساس عقیده سنتی تاریخ شروع آنها را 1325 ثبت کردهاند، اما به 1375 نیز نسبت داده شدهاند. این نمایشنامهها در سه روز متوالی در عید پیکر مسیح، عید مذهبی که در تابستان است، اجرا میشدند، در اولین روز قسمت 1 تا 9 آن (از سقوط شیطان تا وقایع مهم در انجیل عهد عتیق تا تولد عیسی و تسبیح مردان روحانی)؛ در دومین روز قسمت 10 تا 18 (شامل عزیمت به مصر، صدرات عیسی، مصائب و بر صلیب آویختن عیسی، فرود به جهنم و ورود به بهشت پرهیزگارانی که قبل از اینکه به رستگاری برسند، درگذشتند)؛ و سرانجام در سومین روز قسمتهای 25 تا 19 آن (شامل رستاخیز، عروج عیسی، فرود روحالقدس، آمدن مسیحی دروغین و روز قیامت) اجرا شد. نمایشنامههای چستر به لحاظ مفهومی غنی هستند، بااینوجود داستان عظیم رستگاری انسان را بسیار آسانتر از دیگر مجموعههای موجود یورک، ویکفیلد و «ان-تاون» بیان میکند. انجمن متون انگلیسی آغازین (1916-1892) مجموعه چستر را منتشر کرد.
نام کامل او گیلبرت کیت (ت. 29 می 1874، لندن، انگلستان- و. 14 ژوئن 1936، بیکنزفیلد، باکینگمشر) منتقد، شاعر، مقالهنگار، رماننویس و نویسنده داستانهای کوتاه که بهسبب شخصیت پرشور و اندام فربهاش مشهور است.نوشتههای چسترتن تا 1910 سه گونه بودند. اولین گونه، نقدهای اجتماعی او، عمدتاً نوشتههای مفصل روزنامهای بود که در «متهم» (The Defendant, 1910)، «دوازده گونه» (Twelve Types, 1902)، و «بدعتگزار» (Heretics, 1905)جمعآوری شد. نوع دوم دلمشغولیهای او، نقد ادبی بود. «رابرت براونینگ» (Robert Browning, 1903)، «چارلز دیکنز» (Charles Dickens, 1906)، و «بررسی و نقد آثار چارلز دیکنز» (Appreciations and Criticisms of the Works of Charles Dickens, 1911)، که مجموعهای از پیشگفتارهای رمانهای مختلف بودند، ازجمله بهترین نقدهای او محسوب میشود. «جورج برنارد شاو» (George Bernard Shaw, 1909) و «دوره دیکتوریایی در ادبیات» (The Victorian Age in Literature, 1913) همراه با «ویلیام بلیک» (William Blake, 1910)و رسالات بعدیاش یعنی «ویلیام کابت» (William Cobbet, 1925) و «رابرت لوئیس استیونسن» (Robert Louis Stevenson, 1927)صرافت طبعی دارند که جایگاه آنها را فراتر از آثار بسیاری از نقادان آکادمیک قرار میدهد.سومین دلمشغولی مهم چسترتن، مباحث مذهبی و الهیاتی بود. او در 1922 از کلیسای آنگلیکان به کاتولیک رمی روی آورد و بعد از آن چند اثر دربارة الهیات نوشت.چسترتن در شعر استاد ترانه بود، چنانکه در اثر تکاندهنده «لپنتو» (Lepanto, 1911) این مهارت را نشان داده است. در شادترین حالتش در مقالاتی با عنوان «دویدن پشت سر کلاه خود» (On Running After One's Hat, 1908) و «دفاع از مهمل» (A Defence of Nonsense, 1901)دیده میشود که در اینها میگوید که مهمل و ایمان، دو شکل از عالیترین اشکال بیان حقیقت هستند.بسیاری از خوانندگان، داستانهای چسترتن را در جایگاهی والا ارج مینهند. بهدنبالِ «ناپلئون از ناتینگ هیل» (Napoleon of Notting Hill, 1904)، که رمانسی درباره جنگ داخلی در اطراف لندن است، با مجموعه داستان نهچندان منسجم «کانون مشاغل عجیب» (The Club of Queer Trades, 1905) و رمان تمثیلی پرطرفدارش یعنی «مردی که پنجشنبه بود» (The Man Who Was Thursday, 1908) ادامه یافت. اما موفقترین شکل ارتباط داستان با قضاوت اجتماعی در سلسله داستانهایی دربارۀ کشیش مفتشی به نام «پدربراون»(FatherBrown) دیده میشود: «بیگناهی پدر براون» (The Innocence of Father Brown, 1911)، که با «خِرد ...» (Wisdom…, 1914)، «بیاعتقادی...» (The Incredulity…, 1926)، «راز...» (The Secret…, 1927)، و «رسوایی پدر براون» (The Scandal of Father Brown, 1935) ادامه یافت. «زندگینامه خودنگاشت» (Autobiography) چسترتن در 1936 منتشر شد.
(ت.حدود1560- و. حدود1607) نمایشنامهنویس انگلیسی، نمونة بارز نویسندگان همهفنحریف و معروف دوره الیزابت.چتل فعالیتش را با کار در چاپخانه شروع کرد. او اثری با عنوان «کلهپوکِ گرین» (Greenes Groats-Worth of Witte, 1592) برای انتشار پس از مرگ آماده کرد که در آن با لقب «کلاغ غمگین» برای شکسپیر به وی حمله میکند و همزمان در اثری طنز در قالب حکایت با عنوان «رؤیای قلب پاک» (Kind- Harts Dreame, 1592) با ارائه شاخه زیتونی به شکسپیر از در صلح و آشتی درمیآید. «والدین هفت ساله کاوشگران دشت» (Piers Plainnes Seaven Yeres Prentiship, 1595) رمانسی مقامهوار است. چتل بین سالهای 1598 و 1603 دستی در 49 نمایشنامه داشت. از این تعداد تنها پنج نمایشنامه منتشر شد: «انحطاط رابرت: اِرلِ هانتینگتن» (The Downfall of Robert, Earle of Huntington, 1601)، نمایشنامهای که در اصل نوشته انتونی ماندی بود و چتل آن را بازنویسی کرده بود؛ «کمدی خوشایند گریزیل صبور» (The Pleasant Comodie of Patient Grissill, 1603) با همکاری تامس دِکر و ویلیام هوتون؛ اثر منتشرة پس از مرگش یعنی «گدای نابینای بدنال گرین» (The Blind–Beggar of Bednal-Green, 1659)، به همراه جان دی؛ و نمایشنامه انتقام «تراژدی هافمن» (Tragedy of Hoffman, 1631)، که تنها نمایشنامة موجود است که به خودِ چتل نسبت داده میشود.
(ت. 18 ژوئن 1552، ساوُنا [ایتالیا]- و. 14 اکتبر 1638، ساوُنا) شاعری که وزن شعری جدید و سبک هلنی را به شعر ایتالیایی عرضه کرد. داشتن سمتهای سیاسی و شهری و محافظت از چندین پادشاه، اوقات فراغتی را در اختیار کابررا گذاشت تا اشعار بسیار زیادی را به شکلهای مختلف اشعار غنایی، داستانسراییها، شعرهای شبانی، مرثیهسراییها، اشعار حماسی، سوگنمایشها و طنزنامهها بنویسد. اشعار او (اشعار غنایی از شعر پرونسال اقتباس شده است) نشاندهندة ابداعات سبکی هستند. با وجود این، بهترین آثارش تصنیفهای آهنگین و موزون اوست. این اثر قطعات شادی هستند که احتمالاً از اشعار پلیاد فرانسوی در قرن شانزدهم تاثیر پذیرفتهاند؛ بهطوریکه او از ابیات 4، 5، 6، 8 و 9 هجایی (به جای ابیات 7 و 11 هجایی آثار قبلی) و تعداد زیادی از تکیههای هجایی استفاده کرده است. شاعران آرکادی ایتالیایی قرن هجدهم از آثار کیابررا تقلید کرده و ویلیام وردزوُرت، شاعر رمانتیک قرن نوزدهم که برخی از مرثیهسراییهای او را ترجمه کرده، از او ستایش و تمجید کرده است.
[یونانی آن chiasmós، معنای تحتاللفظی آن عمل قرار دادن بهصورت صلیب، مشتقی از chiázein بهمعنی با علامت X نشانهگذاری کردن، بهصورت صلیب گذاشتن] رابطه معکوس میان عناصری نحوی از عبارات مشابه (بهعنوان مثال درto stop too fearful, and too faint to go) در اثر آلیور گولدسمیت.
شعری از کارل سندبرگ، که اولینبار در مارس 1914 در مجله شعرPoetry و سپس در کتاب «اشعار شیکاگو» (Chicago Poems, 1916) چاپ شد. «شیکاگو»، که قصیدهای در مورد شهر محل زندگی سندبرگ است، بیگمان شناختهشدهترین شعر اوست. این شعر، که یادآور اشعار والت ویتمن است، زندگی معمولی را بهشدت مورد ستایش قرار میدهد.سندبرگ در «شیکاگو» از ویرگول بالا استفاده میکند تا شهر را، بهویژه در القاب موجز ابیات آغازین و پایانی شعر، توصیف کند؛ جاییکه شهر با ویژگیهای صنایع پیشرو آن نمایش داده میشود.
Hog Butcher for the World,
Tool Maker, Stacker of Wheat,
Player with Railroads and the Nation's Freight Handler;
Stormy, husky, brawling,
City of the Big Shoulders
مکتب شیکاگو نیز نامیده میشود. گروهی از منتقدان ادبی کثرتگرا و صورتگرای امریکایی- ازجمله ریچارد مکیئن، الدر اولسن، آر. اس. کرین و نورمن مکلین- که در گسترش نقد نوین امریکا تأثیر چشمگیری داشتند. این گروه، که از دهه 1940 در دانشگاه شیکاگو شروع به فعالیت کرد، اغلب «ارسطویی» یا به شکل صحیحتر «ارسطوگرایی نوین» نامیده میشدند و این بهدلیل ارتباط آنها با قالب و گونه ادبی بود. رویکرد آنها بر ارزیابی راهحلهای نویسنده برای مشکلات خاص در ساختار متن تأکید میکرد.یکی از کاملترین مباحث منتقدان شیکاگو در «منتقدان و نقد: باستان و جدید» (Critics and Criticism: Ancient and Modern, 1952) وجود دارد که کرین آن را ویرایش نمود. شرح مفصل و کامل اساس نظری روش گروه در مطالعه کرین با نام «زبانهای نقد و ساختار شعر» (The Languages of Criticism and the Structure of Poetry, 1953) وجود دارد. وین سی. بوت، یکی از منتقدان جوانتر شیکاگو است که اصول گروه را در داستان «بلاغت داستان»(The Rhetoric of fiction, 1961) بهکار گرفت و فرضیههای آن را در آثار اخیر بسط و گسترش داد.
Chicago literary renaissance \shi-'käg-ō,- 'kog-\
شکوفایی فعالیت ادبی در شیکاگو در طول دورهای تقریباً از 1912 تا 1925. نویسندگان برجستۀ این نوزایی- تئودور درایسر، شروود اندرسن، ادگار لی ماسترز و کارل سندبرگ- به شکلی واقعگرایانه محیط شهری معاصر را به تصویر کشیده، فقدان ارزشهای روستایی سنتی در جامعه امریکایی صنعتیشده و طرفدار اصالت ماده را محکوم میکنند. آنها بر از بین رفتن این وعده رمانتیک که سختکوشی بهطور ناخودآگاه پاداشهای مادی و معنوی را دربر خواهد داشت، تأسف میخورند. اغلب این نویسندگان در اصل از شهرهای کوچک ایالتهای میانی امریکا بودند و عمیقاً تحت تأثیر آثار منطقهای دهة 1890 قرار داشتند. نوزایی همچنین احیاء روزنامهنگاری را بهعنوان یک واسط ادبی دربر داشت. نویسندگانی همچون فلوید دِل، اندرسن، درایسر و سندبرگ همه در یک زمان به روزنامههای شیکاگو پیوستند. تئاتر کوچک، که موریس براون آن را در 1912 بنیان نهاد، مقر و محل خروج مهمی برای استعدادهای خلاق نمایشنامهنویسان جوان شد. گروه ادبی اتاق کوچک، که شامل هنرمندان و حامیان هنر بود، فعالیت ادبی را ترغیب نمودند. مجله TheDial، که در 1880 تأسیس شد، توسعه یافت و به یک ارگان ادبی مورد احترام تبدیل شد. هنری بلیک فولر و رابرت هِریک، که به سنت اصیل و نجیبی تعلق دارند، چندین رمان نوشتند که از رمانهای واقعگرای بعدی درایسر و اندرسن حکایت داشتند. هملین گارلند، که قبلاً بهدلیل نوشتن رمانهایی در زمینة وضع مأیوسکنندة زندگی روستایی در میدوست معروف بود، برای مدت کوتاهی با اتاق کوچک همکاری داشت.پیدایش رمان طبیعتگرایانه درایسر با نام «خواهر کری» Sister Carrie, 1900))، مجموعه مرثیههای شعری ماسترز با عنوان «گلچین ادبی اسپون ریور» (Spoon River Anthology 1915)، «اشعار شیکاگو» (Chicago Poems, 1916)اثر سندبرگو «واینزبرگ، اوهایو» (Winesburg, ohio, 1919) اثر اندرسن نشان اوج نوزایی شیکاگو بودند. دو مجله ادبی شیکاگو- Poetry: A Magazine of Verse، که هرییت مونرو آن را در 1912 منتشر کرد، و TheLittleReview(29-1914)، که مارگرت اندرسن آن را بنیان نهاد- اشعار جدید جالبی را از شاعران محلی همچون ویچل لیندزی، ماسترز و سندبرگ منتشر نمودند. دل، روزنامهنگاری که باFriday Literary Review (11-1909)، پیوست ادبی هفتگی مجله Chicago Evening Post همکاری میکرد، کانون چرخة ادبی مهمی بهشمار میرفت که افرادی همچون درایسر، شروود اندرسن، مارگرت اندرسن و مونرو را دربر میگرفت.
(ت. 23 دسامبر 1876، گائویانگ، استان حِبِی، چین- و. 18 مارس 1962، تایوان) نمایشنامهنویس و محققی که گرایش به نمایشنامة سنتی چین را احیا کرد.چی روشان آموزش چینی کلاسیک خود را به اتمام رساند و تئاتر چینی سنتی را نیز از دوران کودکی مطالعه کرد و در عنفوان جوانی، زبانهای اروپایی را آموخت. در فاصله سالهای 1908 و 1913، چندینبار به پاریس سفر کرد و با تعداد زیادی از نمایشنامههای اروپایی آشنا شد و این امر، برای وی انگیزهای شد تا تئاتر سنتی چین را به جایگاه مهم قبلی آن بازگرداند.چی روشان در بازگشت به چین، می لانفانگ را، که بعدها یکی از بزرگترین هنرپیشگان چینی شد، ملاقات کرد. این دو، استعداد خود را بهکار گرفته و نمایشنامة جدید چی روشان را، که بر پایۀ منابع تاریخی و افسانهای بنا شده بود، اجرا کردند. در 1903 هنگامیکه چی روشان، می لانفانگ را در سفری به ایالات متحده همراهی کرد، مشارکت بسیار موفقیتآمیز میان آنها به اوج خود رسید. از 1931 تا 1948 چی روشان بیشتر وقت خود را صرف تحقیق مادامالعمر خود در زمینة نمایشنامة چین کرد. او با همکاری دوستانش انجمن تئاتر سنتی چین را بنیاد نهاد که مجهز به یک مدرسه و یک موزه بود که اکثر نوشتههای چی روشان را چاپ نمود.چی روشان در 1948 بهدلیل وضعیت سیاسی چین، مجبور شد به تایوان برود و در آنجا تا هنگام مرگ، به تحقیقاتش در زمینة تئاتر ادامه داد.
، نام اصلی او سوگیموری نوبوموری (ت. 1653. اچیزن [اکنون در فوکوی پِرِفکچر]، ژاپن- و. 6 ژانویه 1725، اُساکا) نمایشنامهنویس ژاپنی که بزرگترین درامنویس ژاپنی محسوب میشود. بیش از یکصد نمایشنامه را به او نسبت میدهند که اکثر آنها برای بونراکو (نمایش خیمهشببازی) نوشته شدهاند. او اولین نویسندة نمایشنامههای بونراکو بود که آثاری را نوشت که علاوه بر اینکه برای گردانندة عروسک فرصتی را ایجاد کرد تا مهارتش را به نمایش بگذارد، از شایستگیهای ادبی چشمگیری نیز برخوردار بودند. آثار چیکاماتسو تا اواخر قرن بیستم شهرت داشتند.نمایشنامة «وارث سوگا» (Yotsugi Soga, 1683) قطعاً اولین اثری است که به چیکاماتسو نسبت داده میشود. سال بعد او نمایشنامه «کابوکی» (kabuki) را نوشت و تا 1693 نمایشنامههایی را فقط برای تئاتر زنده نوشت. او در 1703 مجدداً با سرایندة بونراکو، تاکهموتو گیدایو تماس برقرار کرد، و در 1705 از کیوتو به اُساکا رفت تا به تئاتر عروسکی گیدایو، تاکهموتوزا نزدیکتر باشد. او تا زمان مرگش نویسندة تاکهموتوزا بود.چیکاماتسو بیشتر داستانهای تاریخی و تراژدیهای خانوادگی نوشت. بخش اعظمی از تراژدیهای خانوادگی او براساس اتفاقهای واقعی همچون گرایش عمومی در آن زمان به خودکشی عاشقانه به همراه معشوق بود. معروفترین اثر چیکاماتسو «نبردهای کوکوسینا» (Kokusenya kassen, 1715) بود، ملودرامی تاریخی که تا حدودی براساس حوادث زندگی ماجراجویان چینی-ژاپنی نوشته شده بود که سعی داشتند خاندان مینگ در چین را به قدرت برگردانند. دیگر اثر مشهور او «خودکشی دو نفره در آمیجیما»(Shinjū ten no Amijima, 1720) است که هنوز هم بهکرات اجرا میشود.
(بهطور کامل کتابهای چیلام بالام) دستهای از اسناد و مدارک که به زبان یوکاتِک مایا (با حروف اسپانیایی) در طول قرنهای هفدهم و هجدهم نوشته شده است. این کتب منبع اصلی اطلاعات در مورد سنتهای اقوام باستانی مایای از جمله اسطورهها، طالعبینی، آیندهنگری، دانش پزشکی، اطلاعات تقویمی و وقایع تاریخی است. اگرچه در اصل احتمالاً اسناد بسیار زیادی وجود داشته، اما تنها تعدادی از آنها باقی مانده است. اسناد شهرهای چومایل، تیزیمین و مانی (شهرهایی که این اسناد در آنجا نوشته شدهاند) بهویژه برای تاریخ اقوام مایا حائز اهمیت است. چیلام بالام به معنای «سخنگوی شجاع» است.
نام کامل او جیمز (ت. 1 فوریه 1825، بوستون، مساچوستس، امریکا- و. 11 سپتامبر 1896، بوستون) ادیب و مدرس امریکایی که قطعات موسیقی عامیانه را مطالعه، گردآوری و فهرستبندی کرد. چایلد در1846 از دانشگاه هاروارد فارغالتحصیل شد. او پس از تحصیل در اروپا، به تدریس بدیع، فن بیان شیوه سخنوری و انگلیسی در هاروارد پرداخت. چایلد درام انگلیسی و فقهاللغه آلمانی را در برلین و گوتینگن آموخت و سرپرستی ویرایش کلی مجموعه بزرگ شعر بریتانیا را برعهده گرفت. او آثار شعری ادموند اسپنسر را در پنج مجلد در (1885) ویرایش کرد، و رساله مهمی را در باب جفری چاسر با عنوان «خاطرات آکادمی هنر و علوم امریکا» (Memoirs of the American Academy of Arts and Sciences) در 1863 منتشر کرد. بزرگترین مسئولیت چایلد مجموعه اولیه «انگلیسی و قطعات موسیقی اسکاتلندی» (English and Scottish Ballads) در هشت مجلد (58-1857) بود. او در کتابخانه هاروارد، یکی از بزرگترین مجموعههای فرهنگ عامه موجود را جمعآوری، نسخ دستنویس را به جای نسخههای چاپی قطعات موسیقی باستانی مطالعه و در زمینه آوازها و داستانهای زبانهای دیگر مرتبط با قطعات موسیقی انگلیسی و اسکاتلندی تحقیق کرد. آخرین مجموعه او با عنوان «قطعات موسیقی مشهور اسکاتلندی و انگلیسی» (The English and Scottish Popular Ballads) را ابتدا در ده بخش (98-1882) و سپس در پنج جلد با قطع رحلی مشتمل بر 305 قطعه موسیقی منتشر کرد. مجموعه چایلد گنجینه موثق و معتبری محسوب میشود.
(ت. 11 فوریه 1802، مدفورد، مساچوستس، امریکا- و. 20 اکتبر 1880، وِیلَند، مساچوستس) نویسندة امریکایی، خالق آثار تأثیرگذار ضدبردگی.چایلد در دهة 1820 تدریس کرد، رمانهای تاریخی نوشت و نشریهای ادواری را برای کودکان با عنوان Juvenile Miscellany (1826) راهاندازی کرد. پس از ملاقات با ویلیام لوید گریسون، شخصیتی ضدبردهداری، در 1831، زندگی خود را به آرمانهایش اختصاص داد. شناختهشدهترین اثر چایلد، «درخواستی از سوی آن طبقه از امریکاییهایی که افریقایی نامیده میشوند» (An Appeal in Favor of That Class of Americans Called Africans, 1833)، به شرح تاریخچة بردگی میپردازد و عدم برابری آموزش و بهکارگیری سیاهپوستان را تقبیح میکند. این، اولین اثر در این زمینه است که به شکل کتاب منتشر شد. اگرچه چایلد به لحاظ اجتماعی محروم و طرد شد و مجلهاش در 1834 با شکست مواجه شد، ولی در جذب افراد بسیاری به جنبش طرفدار الغای بردگی توفیق یافت. سردبیری نشریۀ National Anti-Slavery Standard (43-1841) و نوشتن خاطرات بردگانی که آزاد شده بودنداز جمله تلاشهای بعدی چایلد در طرفدارای از الغای بردگی بود. بهعلاوه، خانه او بخشی از راهآهن زیرزمینی بود که مکانی برای کمک به فرار بردهها بود.مجموعههای عامهپسند اندرزی برای زنان همچون «کدبانوی کمخرج» (The Frugal Housewilfe, 1829)و کتابهایی به سود سرخپوستان امریکا از دیگر آثار چایلد هستند.
منسوخ، جوانی نجیبزاده یا جوانی که آموزش داده میشود تا شوالیه شود. در ادبیات، این کلمه اغلب بهعنوان لقب استفاده میشود؛ همچون شخصیت چایلد رولند در شعر «چایلد رولند به برج سیاه آمد» (Childe Roland to the Dark Tower Came) اثر رابرت براونینگ و «سفر زیارتیچایلد هرولد» (PilgrimageChild Harold’s )اثر لرد بایرون.
شعر خودزندگینامهای در چهار بند، اثر لُرد بایرون. بندهای یک و دو در 1812، بند سوم در 1816 و بند چهارم در 1818 منتشر شدند. بایرون با انتشار دو بند اول، اولین شهرت شعری خود را کسب کرد.«چایلد» لقبی از دوران قرون وسطی است که به نجیبزادة جوانی اطلاق میشود که هنوز شوالیه نشده است. چایلد هرولد که در زندگی بیهدف خود فقط در طلب لذت میباشد، دچار سرخوردگی شده، سعی میکند با مسافرتهای زیارتی انفرادی به سرزمینهای بیگانه، این زندگی را فراموش کند. بایرون در هر بخش سفر، از افراد و وقایع تاریخی، همچون ژان ژاک روسو فیلسوف و ناپلئون قبل از نبرد واترلو یاد میکند. در بند چهارم، زائر خیالی جایگزین خود شاعر میشود و بهصورت اول شخص راجع به ونیز، فرارا، فلورانس و رُم و هنرمندان و قهرمانان این شهرها سخن میگوید.برای جامعة ادبی بایرون، این اثر سفرنامهای منظوم از سفر به سرزمینهای دیدنی ارائه داده و حالتهای مالیخولیایی و سرخوردگی وی را آشکار میکند. چایلد هرولد خسته از دنیا شکل گرفت تا به قهرمان بهاصطلاح بایرونی شخصیت ببخشد. این اثر همچنین نابرابری و تمایز میان ایدهآلهای رمانتیک و واقعیتهای دنیا را با صراحت بیان بیسابقه در ادبیات آن زمان، بیان میکند.
(یونانی آن Hērakleidai). نمایشنامه سیاسی نه چندان برجسته، اثر ائوریپیدس که در 430 ق.م. اجرا شد. موضوع این نمایشنامه دفاع آتنیها از کودکان هراکلسِ مرده، در مقابل ائوروستیوسِ قاتل، پادشاه آرگوس، است. اساساً این نمایشنامه تمجید سادهای از شهر آتن است.
گروه پسران نیز نامیده میشود. هر یک از گروههای بازیگران پسر که اجرای آنها سبب کسب محبوبیت زیادی در انگلیسِ دوران الیزابت شد. هنرپیشههای جوان اساساً از دستة همسرایان مدرسه انتخاب شده و به کلیساهای کوچک و بزرگ زیادی راه یافتند و در آنجا آموزش موسیقی دیده، به آنها یاد داده میشد تا در نمایشنامههای مذهبی و نمایشنامههای لاتین کلاسیک ایفای نقش کنند. در زمان هنری هشتم، گروههایی همچون کودکان کلیسای کوچک و کودکان پولس مقدس غالباً فراخوانده میشدند تا نمایش، بازی کنند و در مراسم و نمایشهای مجلل دربار شرکت کنند. در طول سلطنت ملکه الیزابت اول، این گروهها به شکل گروههای حرفهای خیلی بزرگ درآمدند که معمولاً 8 تا 10 پسر را، که خارج از دربار اجراهای عمومی داشتند، دربر میگرفتند.در اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم این گروهها آنقدر معروف شدند که تهدیدی جدی برای گروههای مردان حرفهای محسوب میشدند. کودکان در اولین تئاتر سائلان سیاهپوست (حدود 80- 1576) و در 1600 سندیکای نمایندة کودکان کلیسای کوچک در دومین تئاتر سائلان سیاهپوست توانستند برای پسران نمایشنامههای بسیار مهمی همچون جان مارستون و بن جانسون را اجرا کنند و موفق شدند قرارداد اجارهای را برای دومین نمایش امضاء کنند. در 1610 به میزان زیادی از محبوبیت گروههای
نمایشنامهای در سه پرده در مورد پیامدهای غمانگیز شایعهپراکنی آسیبزنندة دختری دانشآموز، اثر لیلیان هلمن، که در 1934 اجرا و منتشر شد. هلمن داستان را براساس یک ماجرای واقعی در ادینبرای قرن نوزدهم طراحی کرد که در مقالة «درهای بسته یا پروندة درامشق بزرگ» (Close Doors, or The Great Drumsheugh Case, 1931) در «همنشینان بد» (Bad Companions, 1931) اثر ویلیام رافد، بهتفصیل بیان شده است. داستان دربارة مری تیلفورد، دانشآموز مدرسهای شبانهروزی در نیوانگلند، است که سعی دارد به مادربزرگ ثروتمند و مهربان خود توضیح دهد که چرا از مدرسه فرار کرده است. مری درحالیکه از مشاجره و دعوای جزئی با کارن رایت و مارتا دوبی، زنانی که مالک و مدیر مدرسه هستند، عصبانی است، میگوید که میداند این زنان همجنسباز هستند و او با موفقیت از دانشآموزی دیگر حقالسکوت میگیرد تا تهمتش را تأیید کند. دکتر جو کاردین، نامزد کارن، مری را دروغگو پنداشته، اما مدرسه به اجبار بسته میشود. پس از اینکه کارن و مارتا در دادخواهی تهمت و افترا شکست میخورند، کارن متوجه میشود که اعتماد کاردین نسبت به او سلب شده و روابط آنها خاتمه مییابد. مارتا به شک خود نسبت به کارن اعتراف کرده و خودکشی میکند.
مجموعهای از آثار مکتوب و تصویرهای همراه که برای سرگرمی یا آموزش نوجوانان تهیه شده است. این گونة ادبی دربرگیرندة طیف وسیعی از آثار است از جمله آثار کلاسیک شناخته شدة ادبیات جهان، کتابهای تصویری و داستانهای ساده و بیتکلفی که بهطور خاص برای کودکان نوشته شدهاند، داستانهای جن و پری، لالاییها، افسانهها، ترانههای محلی و دیگر موضوعاتی که اساساً بهصورت شفاهی منتقل شدهاند. ادبیات کودکان به شکل مستقل و مجزا فقط در نیمة دوم قرن هجدهم تکوین یافت. تأخیر در رشد آن ممکن است بهدلیل میزان پایین سواد، هزینههای گزاف نشر کتاب و برداشت کلی از کودکان بهعنوان افراد بزرگسال در ابعاد کوچک یا مینیاتوری باشد. یکی از اولین آثار منتشر شدة ادبیات کودکان «دنیای قابل رویت در قالب تصاویر» (Orbis Sensualium Pictus, 1658) اثر معلم چکی، جان آموس کومنیوس بود، ابزار تدریسی که اولین کتاب تصویری کودکان نیز محسوب میشد. این کتاب اولین اثری بود که اذعان میکند کودکان از جهات بسیاری با بزرگسالان تفاوت دارند. «سرگذشت دو کفش خوب کوچک» (The History of Little Goody Two Shoes, 1765) را اولین رمانی میدانند که بهطور اختصاصی برای کودکان نوشته شده است. یکی از اولین و ماندنیترین آثار کلاسیک ادبیات کودکان مجموعه شعرهای کودکانه با عنوان «غاز مادر» (Mother Goose)است که اولین چاپ آن به زبان انگلیسی در 1781 بود. ادبیات کودکان در قرن نوزدهم مخصوصاً در انگلستان و ایالت متحده به گونة ادبی غنی و پیچیدهای تبدیل شد. در قرن بیستم بهعنوان گونة ادبی اصلی در کشورهای آلمانیزبان و رومیاییزبانِ اروپا و همچنین اتحاد شوروی پدیدار شد. قصههای عامیانه، اسطورهها و افسانهها که بهطور خاص برای کودکان تهیه شدهاند در اغلب فرهنگهای دیگر، بخش عمدة داستانهای کودکان را تشکیل میدهد.
(ت. 12 اکتبر 1916، چارلزتن، ایالت کارولینای جنوبی، ایالات متحده- و. 14 آگوست 1994، نیویورک) نمایشنامهنویس، رماننویس و هنرپیشۀافریقایی- امریکایی که بهدلیل نوشتن داستانهای واقعگرایانهاش در مورد خوشبینی پایدار امریکاییهای سیاهپوست معروف است.چیلدرس در هارلم، شهر نیویورک، پرورش یافت و در آنجا نمایشنامه را با تئاتر سیاهپوستی امریکایی در دهة 1940 مطالعه کرد. در آنجا اولین نمایشنامه خود با نام «فلورنس» (Florence/ در 1949 اجرا شد) را، که راجع به زنی سیاهپوست است که پس از ملاقات با هنرپیشهای سفیدپوست و بیعاطفه در ایستگاه راهآهن به این نتیجه میرسد به تلاشهای دخترش برای دنبال کردن هنرپیشگی احترام گذارد، نوشت، کارگردانی و بازیگری کرد. «آشفتگی ذهنی» (Trouble in Mind/ در 1955 اجرا، در 1971 تجدیدنظر و منتشر شد)، «ارکستر عروسی» (Wedding Band/ در1966 اجرا شد)، «ریسمان» (String/ در 1966 اجرا شد)، و «شراب در بیابان» (Wine in the Wilderness/ در 1969 اجرا شد) همگی به موضوعات نژادی و اجتماعی میپردازند. از جمله نمایشنامههای موزیکال چیلدرس میتوان به «فقط کمی ساده» (Just a Little Simple/ اجرا شده در 1950، براساس «بهسادگی فکرش را میتوان خواند» (Simple Speaks His Mind) اثر لنگستون هیوز))، «طلا در میان درختان» (Gold Through the Trees/ در 1952 اجرا شد)، «باغ افریقایی» (The African Garden/ در 1971اجرا شد)، «گولا» (Gulla/ در 1984، براساس نمایشنامه 1977 خود او با نام «آواز جزیره دریا» (Sea Island Song))، و «مامز» (Moms/ اجرا شده در 1987، راجع به زندگی هنرپیشه کمدی، جکی «مامز» مبلی) اشاره کرد.چیلدرس نویسندة موفقی نیز در حوزۀ ادبیات کودکان بود. رمان «قهرمان چیزی جز یک ساندویچ نیست» (A Hero Ain't Nothing But A Sandwich, 1973) رمانی برای نوجوانان و دربارۀ اعتیاد نوجوانی به مواد مخدر است. رمان «جوردن رنگینکمانی» (Rainbow Jordan, 1981)نیز به چالشهای جوانان شهری سیاهپوست فقیر میپردازد. دیگر رمانهای او «پیادهروی کوتاه» (A Short Walk, 1979)، «گنجههای بسیار» (Many Closets,1987)، و «آن آدمهای دیگر» (Those other People, 1989 ) نام دارند.
، خاطره منثور از دیلن تامس، که پس از مرگ وی در 1955 منتشر شد.کریسمس کودک در ویلز یادآور خاطرات بسیار دقیق و شعر بزمی فصل کریسمس است که از دید یک کودک شاد بیان میشود. این اثر همة جنبههای فصل: آبوهوا، فعالیتهای روستایی، روستائیان، مناظر و صداها، خرید و باز کردن هدیهها، و تهیه کردن و لذت بردن از غذاها و نوشیدنیهای مخصوص تعطیلات را به تصویر میکشد.
مجموعهای از 64 شعر برای کودکان، اثر رابرت لوئیس استیونسون، که در 1885 منتشر شد. این مجموعه، یکی از تأثیرگذارترین آثار کودکان در قرن نوزدهم است و از اشعار آن به میزان وسیعی الگوبرداری شده است.اشعار، که در اصل برای کتابی با عنوان «نیلبک» (Penny Whistles) تهیه شده بود، از کتاب کودکانی منتشره در 1880 الهام گرفته بود. اشعار، که موقعیت مکانیشان محیط ویکتوریایی باغهای احاطه شده و اتاقهای جداگانهای برای کودکان، جدای از خانواده و بزرگسالان است، به لحاظ جذابیت محدود به زمان خاصی نیستند.
[یونانی آن chimaira به معنی، بز ماده جوان، وهم] در اساطیر یونان، موجود عجیبالخلقه ماده که نفسش از آتش است، از قسمت جلو شبیه شیر، در وسط، بز و از عقب، شبیه اژدها یا ماری بزرگ است. او دو شهر کاریا و لیسیا را نابود کرد تا اینکه بِلروفون او را کشت. لغت chimeraامروزه بهطورکلی برای توهم، خیال، یا رویای غیرقابل تحقق بهکار میرود.
جان مانهیگان یا ایندین جان نیز نامیدهمیشود. شخصیت افسانهای، سردسته موهیکانها در چهار رمان جیمز فنیمور کوپر با عنوان «قصههای جوراب چرمی» (The Leather-Stocking Tales) چینگاچگوک دوست مادامالعمر نتی بامپو، مرزنشین سفیدپوست و قهرمان این افسانه بود چینگاچگوک و پسرش آنکَس (که آخرین موهیکان است) مکرراً به ساکنان در دفاع علیه حملات خشونتآمیز دیگر قبایل بومی و فرانسوی کمک میکردند.
شخصیت داستانی، معلم انگلیسی ملایم و مهربان در رمان «خداحافظ آقای چیپس» (Goodbye, Mr. Chips) اثر جیمز هیلتون. آقای چیپس لقبی بود که دانشآموزانِ آرتور چیپینگ به او داده بودند.
(خِیرون)، در اساطیر یونان، یکی از حیوانهای افسانهای (قنطورس)، پسر کرونوس، یکی از خدایان، و فیلیرا، پری دریایی. کایران در پای کوه پلیون در تسالی زندگی میکرد و بهدلیل داشتن حکمت و دانش طب معروف بود. بسیاری از قهرمانان یونانی از جمله هراکلس، آخیلس، یاسون و آسکلپیوس از وی آموزش دیدند. او بهطور اتفاقی با رها شدن تیر سمی هراکلس، مجروح شد، بهخاطر پرومتئوس جاودانگی خود را تکذیب کرد و بهعنوان صورت فلکی قوس در میان ستارگان قرار گرفت.
(ت. 14 می 1875، لیما، پرو- و. 13 دسامبر 1934، سانتیاگو، شیلی) شاعر پرویی که بهدلیل تلاش برای ترکیب و ادغام تاریخ و فرهنگ امریکای لاتین در شعر مشهور است.چوکانو قبل از رسیدن به بیستسالگی، بهدلیل اعتقادات سیاسیاش زندانی شد. این تجربه محملی شد تا مخالفانش را در اثر «خشم مقدس» (Iras santas, 1895) شدیداً مورد حمله قرار دهد. چوکانو به نیروهای شورشی مکزیک، پانچو بیا، پیوست و در تمام طول عمرش یک انقلابی فعال باقی ماند. مأموریتهای سیاسی و توطئههای او بیشتر در کشورهای امریکای مرکزی و جنوبی بود. هنگامی که در تبعید در سانتیاگوی شیلی زندگی میکرد، توسط دوستش، که اختلال ذهنی داشت، به قتل رسید.اگرچه چوکانو از سبکهای شعری مختلفی از جمله نوگرایی استفاده میکرد، شعرش اساساً حاکی از عشق به طبیعت و بیانگر عشق عمیق او نسبت به چشماندازها و فرهنگ امریکای لاتین بود. مهمترین آثار او «روح امریکایی» (Alma América, 1906)، «بگذار در آنجا نوری باشد» (Fiat lux, 1908)، و «اولین طلای هند» (Primicias de oro de las Indias, 1934) نام دارند.
(خوئریلوس)، (شکوفایی، حدود 510 ق.م. آتن، [یونان]) یکی از اولین شاعران تراژیک آتنی، که از وی فقط یک اثر و بخشی از اثری که به او نسبت میدهند، باقیمانده است. گفته میشود کیریلیوس اولین نمایشنامهاش را در حدود 523 ق.م. اجرا کرده که رقابتی در برابر آیسخولوس، نویسندة تراژدی در حدود 498 بهشمار میرفته است. برخی منابع، سیزده نمایشنامة موفق با ابداعات خاص در نقابها و لباسهای خاص نمایش را به وی نسبت دادهاند.
(خوئریلوس)، (شکوفایی، قرن پنجم ق.م. ساموس، ایونیا، [یونان]) شاعر حماسی یونانی جزیره ساموس دریای اژه، نویسنده «پرسیکا» (Persica)، داستان منظوم گمشده که احتمالاً در ارتباط با داستان جنگهای پارس است که هرودوتوسِ مورخ بهصورت نثر آن را بازگو کرده است. براساس نظر پلوتارکِ زندگینامهنویس، بعداً ژنرالِ اسپارت لوساندر از کیریلیوس برای تجلیل و بزرگداشت فتوحات خود استفاده کرد. بخشهای اندک باقیمانده اثر او دربرگیرنده مویههایی است که وی برای افول سنت حماسی، که او خود را آخرین معرف آن میدانست، سروده است.
[ژاپنی]، نوعی از واکا (شعر درباری ژاپنی در قرن ششم تا چهاردهم) شامل ابیات متناوبی از پنج تا هفت سیلاب که با یک بیت اضافی هفت سیلابی پایان مییابد. طول شعر نامشخص است. نیز نکWAKA.
choliamb \'kō-lē-'am, -'amb\ or choliambus \'kō-lē-'am-am-bəs\
(جمع آن کولیئمس یا کولیئمبی) [یونانی آن از chōliamboschōlós (لنگ) +íambos(ایامب)]، اسکازون (scazon) نیز نامیده میشود. در عروض کلاسیک، شعر سهپایهای ایامب، دربرگیرندة شش پایه یا سه وزن شعری است که در آخرین پایه، دو هجای بلند دارد. میتوان آن را بهصورت زیر نشان داد:È - È - / È - È- / È - - -
نام اصلی او، کترین اوفِلَهرتی (ت. 8 فوریه 1851، سنت لوئیس، ایالت میسوری، امریکا- و. 22 آگوست 1904، سنت لوئیس) نویسنده و رنگرز محلی امریکایی که او را صدای فرهنگ نیواورلئان میدانند. در اواخر قرن بیستم آثار شوپن مجدداً مورد توجه قرار گرفت؛ زیرا دلمشغولیهای او در مورد آزادی زنان مقدمهای برای مضامین ادبی فمینیستی بعدی بود. شوپن پس از ازدواج (1870) با اسکار شوپن، در لوئیزیانا زندگی کرد؛ پس از مرگ همسرش، راجعبه مشاهدات خود از مردم کریول و کاجون در جنوب مطالبی نوشت. اولین رمان او، «گناهکار» (At Fault, 1890)، از اهمیت ادبی بالایی برخوردار نبود، اما او بعداً بهدلیل نوشتن داستانهای کوتاه هنرمندانه که بیش از صد مورد بود، معروف شد. دو داستان از این داستانها با عنوان «بچة طلبشده»(Désirée's Baby) و «طلاق مادام سلستن» (Madame Celestin's Divorce) همچنان در کتابهای گلچین داستانی آورده میشود.شوپن در 1899 رمان «بیداری» (The Awakening) را منتشر کرد که اثری واقعگرایانهای بود راجع به جنسیت و بیداری هنرمندانة یک مادر جوان که خانوادهاش را ترک کرده و سرانجام خودکشی میکند. بعدها این اثر، که در زمان خودش مورد نکوهش قرار گرفت، بهدلیل زیبایی نگارش و ظرافت طبع نوگرایش از سوی منتقدان تأیید شد.داستانهای او در مجموعة «قوم بایو» (Bayou Folk, 1984) و «شبی در آکادیا» (A Night in Acadia, 1897) گردآوری شدند.
(ت. 22 آوریل 1905، منچستر، نیوهمپشر، ایالات متحد) نویسندة فرانسوی- کانادایی متولد امریکا که آثارش، انقلابی ادبی تلقی شده و بر همة شاعران نسل جوان تأثیر گذاشت.شوکت در سن هشت سالگی به مونرئال رفت. اولین مجموعة شعر او، «از میان بادها» (A travers les vents, 1925)، بهدلیل نادیده گرفتن دستور زبان و آزادی بیانش سبب شهرت او شد. «موزة مرکزی» (Metropolitan Museum, 1930)، «تفنگدار دریایی» (Suite marine, 1953)، «آثار منظوم» (Oeuvres poétiques, 1956)، و «اشعار منتخب» (Poémes choisis, 1970) از دیگر کتابهای شعر او هستند.اولین رمان چاپ شده شوکت، «پانسیون لوبلان»(La Pension Leblanc, 1928) بنیانی را بنا نهاد که سریالهای آتی تلویزیون و رادیو براساس آن تهیه شدند. گروهی از شخصیتهای قابل شناسایی از رمانهای «کشیش دهکده» (Le Curé de village, 1936)و «خانوادة ولدر» (Les Velder, 1941) شخصیتهای سریالی رادیویی بودند که کشیش دهکده نام داشت. دو سریال دیگر یعنی «پانسیون ولدر» (La Pension Velder) و «کلانشهر» (Métropole) پس از آن تهیه شدند. شوکت همچنین مجموعهای از قطعات منثور، «لافونتن قصهگو در مونرئال» (Le Fabuliste La Fontaine à Montréal)، «زبان و مذهب» (Language and Religion, 1975)،«من، پتروشکا» (Moi, Pétrouchka, 1980)، و همچنین مجموعهای از نظم و نثر با عنوان «انتخاب رابرت شوکت از آثار شوکت» (Le Choix de Robert Choquette dans l'oeuvre de Robert Choquette, 1981) را خلق کرد. شوکت به عضویت فرهنگستان کانادایی- فرانسوی و فرهنگستان رونسار (پاریس) برگزیده شد و در کسوت سرکنسول کانادا در بندر بوردو فرانسه (68-1965) و سفیر کانادا در آرژانتین، اوروگوئه و پاراگوئه (70-1968) خدمت کرد.
[یونانی آن choreîos از choreîos (صفت) chorus به معنی همسرایان]، در عروض کلاسیک، وزن دو هجایی (È-). در اصل، این اصطلاح بهویژه برای شعر با وزن دو هجایی یا دو هجایی ضربانجام بهکار برده شده است، هنگامی که شعر به سه هجای کوتاه (رکن آهنگین با سه هجای کوتاه) تبدیل شد.
choriamb \'kor-ē-'am, -'amb\ or choriambus \'kor-ē-'am-bəs\
جمع آن کوریئمبای یا کوریئمبوسس [یونانی آن choríambos، برگرفته از choreîosبه معنی خوریوس+ íambos به معنی ایامب] در عروض، واحد وزنی چهارهجایی. شاعران یونانی، سافو و آلکایوس، و شاعر لاتین، هوراس، مکرراً از کوریئمب استفاده کردهاند. در عروض کلاسیک، تقطیع کوریئمب را میتوان بهصورت- ÈÈ- نشان داد؛ گاهیاوقات برای شکل دادن به یک مجموعه کامل بهتنهایی بهکار برده میشود، اما اغلب بهعنوان هسته یک بند شعر همچون یک گلایکانیک یا الگوی ایالیک دیگر یافت میشود. الگوی مکاتبهای وزن در عروض تکیهای بهصورت ׳ÈÈ׳ نشان داده میشود. استفاده از آن بهعنوان یک الگوی مستحکم و پایدار در شعر جدید نادر است، اما نمونههایی را میتوان یافت، بهعنوان مثال در «پاندورا» (Pandora) اثر ی. و. فون گوته (که بهصورت شعر دوپایهای کوریئمبی نوشته شده است) و در «کوریئمبیکس» (Choriambics) اثر الجرنن چارلز سوئینبرن.
ت. 22 ژوئن 1904، یلیزاوتگراد، امپراتوری روسیه [کیرووهراد کنونی، اوکراین]- و. 24 می 1972، ورشو، لهستان) رماننویس و نمایشنامهنویس لهستانی که به کنه روان انسان نفوذ کرد.اگرچه خوروماینسکی والدینی لهستانی داشت، اما در اتحاد شوروی تحصیل کرد و هنگامیکه در 1924 به لهستان بازگشت، فعالیت ادبی خود را در کسوت مترجم آثار شاعران لهستانی به زبان روسی آغاز کرد. اولین موفقیت او در کسوت رماننویس لهستانی «حسادت و طبابت» (Zazdrość i medycyna, 1932)بود که بهدلیل تجزیه و تحلیل بالینی حسادت و میل جنسی توسط کسانی که عشق سهجانبه را تجربه کردهاند، اثری برجسته محسوب میشد. دیگر مطالعة روانشناختی او مجموعه مقالات و داستانهای کوتاهش با نام «زن و مرد» (Kobieta i mẹżczyzna, 1959) بود. قصههای خوروماینسکی علاقه شدید وی را به توصیف وضعیتهای روانآسیبشناختی همچون میل شدید جنسی و شعف حاصل از مواد مخدر نشان میدهد که آنها را بهشیوة ترسناک و طعنهآمیزی بیان میکند. آثار بعدی او «طبقة بالا، طبقة پایین» (Schodami w góre, schodami w dól, 1967)، «به کنه موضوع پی بردن» (W rzecz wstąpić, 1968) و «اسلوواتسکیِ جزایر گرمسیری» (Slowacki wysp tropikalnych, 1969) نام دارند.
، [یونانی آن chorós به معنی رقص، مکان رقصیدن، گروهی از رقاصان و آوازخوانان] در نمایشنامههای کلاسیک یونانی، گروهی از هنرپیشگان که وقایع اصلی یک نمایشنامه را با آواز، رقص و از حفظخوانی توصیف و تفسیر میکردند. تراژدی یونانی خاص با اجراهای همسرایی شروع میشد بهطوریکه گروهی شامل پنجاه مرد میرقصیدند و سرودهایی غنایی در ستایش الهه دیونوس میخواندند. اجراهای همسرایی در نمایشنامههای اولیه تا زمان آیسخولوس (قرن چهارم و پنجم ق. م.) شکل غالب نمایشنامهها بود و آیسخولوس هنرپیشه دومی را به آن افزود و تعداد گروه همسرایان را از پنجاه به دوازده اجراکننده کاهش داد. سوفوکلس هنرپیشه سومی را نیز به آن اضافه کرد و تعداد همسرایان را به پانزده افزایش داد، اما از آن در نقش مفسر در اغلب نمایشنامههایش استفاده کرد. کورس در کمدی یونانی 24 شرکتکننده داشت و عملکرد آن جایگزین آوازهای پراکنده شد. تمایز میان انفعال کورس و فعالیت هنرپیشگان، لازمه ذاتی و هنری تراژدیهای یونانی است. به همان میزان که بر اهمیت هنرپیشگان افزوده شد، از تعداد شعرهای غنایی کاسته شد و در طرح داستان اهمیت کمتری یافتند تا اینکه سرانجام صرفاً جنبه نمایشهای کوتاهی را پیدا کردند که میان دو بخش نمایشنامه ارائه میشد. در طول دوران نوزایی، نقش کورس احیا شد. بهعنوان مثال در دوران الیزابت، نام کورس به فردی، اغلب سخنگوی مقدمه و پسگفتار اطلاق میشود همچون «دکتر فائوستوس» اثر کریستوفر مارلو. استفاده از کورس گروهی در تعدادی از نمایشنامههای جدید همچون «سوگواری زیبنده ایلکترا است» (Mourning Becomes Electra, 1931) اثر یوجین اونیل و «قتل در کلیسای اعظم» (Murder in the Cathedral, 1935) اثر تی. اس. الیوت مجدداً رواج یافت.
[فرانسوی آن chosisme، مشتق از choseبه معنی چیز] سبکی ادبی که مستلزم توصیف دقیق چیزهاست که بهویژه نویسندگان فرانسوی همچون میشل بوتور و آلن روب گریه و افراد دیگری که در رمان جدید (nouveau roman) دخیل بودهاند، از آن استفاده کردهاند.
(ت. 15 جولای 1926، مازاگان [الجدیده فعلی]، مراکش) رماننویس، نمایشنامهنویس، مفسر رادیو و تهیهکننده مراکشی.اولین رمان شرایبی، «گذشته ساده»(Le Passée simple, 1945)، مدت کوتاهی قبل از بروز خصومتها در الجزایر چاپ شد که فریاد شورش طعنهآمیز تلخ و قدرتمندی علیه سنتگرایی آزاردهنده است. «بزهای نر» (Les Boucs, 1955) انگشت اتهام نویسنده را متوجه شرایط آزاردهنده بسیاری از ساکنان شمال افریقا میکند که در فرانسه زندگی میکنند. شرایبی سپس به بیان سیاسی تمثیلیتری در «الاغ» (L'Âne, 1956) و «ازدحام» (La Foule, 1961) میپردازد. او در اثر «دوستی به دیدنما میآید» (Un Ami viendra vous voir, 1966) موضوعات جنون، خشونت و ظلم به زنان را با یکدیگر تلفیق میکند. در «وارث گذشته» (Succession ouverte, 1962)، که دنبالۀ رمان اول او با نام «تمدن مادر من» (La Civilisation ma mere!, 1972) است، به حقوق زنان، در اروپا درست مثل شمال افریقا، اشاراتی شده است. «مرگ در کانادا» (Mort au Canada, 1975) بررسی عشق آتشین است. آثار دیگر وی «سوتهای مرگ» (Une Enquête au pays, 1981)، «مادر بهار» (La mère du printemps, 1982)، «تولد در سپیدهدم» (Naissance à l′aube, 1986)، و «علی بازرس»(L' Inspecteur Ali, 1991) نام دارند.
(ت. 26 ژانویه 1541، اورلئان، فرانسه- و. 3 اکتبر 1596، واندوم) طنزنویس فرانسوی و شاعر لاتین، که او را بهدلیل ترجمههایش از متون یونانی و لاتینی و نیز در قامت یکی از نویسندگان «طنزمنیپه» (Satire Ménippée, 1593)، که جزوة طنزی راجع به اتحادیة مقدس- انجمن کاتولیکهای رومی در طول جنگهای مذهبی فرانسه- بود، میشناسند. او که پسر گیوم کرستیان، پزشک برجسته و نویسندة مطالب فیزیولوژی بود، در سنین کودکی شاگرد آنری استیینِ، یونانشناس بود. او سپس معلم خصوصی آنری اهل ناوار شد، که بعدها آنری چهارم فرانسه شد و کرستیان را کتابدار خود کرد. کرستیان ترجمههای بسیار خوبی از شعر یونانیها به شعر لاتین و برعکس ارائه داد که از میان آنها میتوان نسخة «هرو و لاندر» (Hero and Leander) منسوب به موسایوس و بسیاری از قطعات هجو «گلچین ادبی» (Anthology) قرن دوم پس از میلاد را نام برد. ترجمههای او به فرانسه به این اندازه موفق نبودند.
[یونانی آن chrēstomátheia، از chrēstós به معنی مفید + matheia-، مشتقی از matheîn، mantháneinبه معنی یاد گرفتن] مجلدی از داستانها یا متنهای منتخب یک نویسنده.
(شکوفایی 80-1165) شاعر فرانسوی که بهدلیل نگارش پنج عاشقانه آرتوری به نامهای «اِرک» (Erec)، «کلیژه» (Cligès)، «لانسلو یا شهسوار ارابهسوار» (Lancelot, ou Le Chevalier de la charretter)، «ایون یاشهسوار شیرگیر» (Yvain, ou Le Chevalier au Lion) و «پرسیوال یا افسانه جام مقدس» (Perceval, ou Le Conte du Graal) معروف است. ممکن است قصة غیرآرتوری «گیّوم آنگلتر» (Guillaume d'Angleterre) براساس افسانه سنت یوستیس را نیز کرتین نوشته باشد.راجعبه زندگی وی اطلاعات اندکی وجود دارد. قصههای وی به زبان بومی نوشته شده است، اما پس از ترجمه او از اثر جفری مانمت با عنوان «تاریخچة دولت بریتانیا» (Historia regum Britanniae)، افسانة آرتوری و بریتانیایی به بقیة اروپا معرفی شد. رمانهای عاشقانه کرتین تقریباً بلافاصله توسط دیگر شاعران فرانسوی الگوبرداری و مورد تقلید قرار گرفت و مکرراً بهعنوان عاشقانهها ترجمه و اقتباس شد و بهعنوان یک قالب روایی، بسط و توسعه یافت. بهعنوان مثال، ارک برخی از مطالب شعر قرن چهاردهم «سِر گاواین و شوالیه گِرن» (Sir Gawayne and the Grene Knight) را تشکیل میدهد.عاشقانههای کرتین ماجراهای جداگانه و مجزایی را بهشکل داستانی خوشبافت (conjointure) در هم میآمیزد. ارک قصه زنی مطیع است که با نافرمانی از دستورات همسرش، عشقش را به او اثبات میکند. کلیژه در ارتباط با داستان قربانی ازدواجی اجباری است که خود را به مردن میزند و زندگی جدید و شادی را با عاشقش از سر میگیرد. لانسلو اقدام مبالغهآمیز اما شاید مضحک عاشقی را نشان میدهد که بردة خدای عشق و بانوی پرعتاب و خطاب، گوئینیویر، همسر شاه آرتور است. کرتین در ایون، که نمایش پرزرقوبرق باشکوهی است، موضوعات ازدواج شتابزده بیوهای را با قاتل همسرش و ازسویی خیانت همسر جدید و سرانجام مورد لطف قرار گرفتن او را با یکدیگر ترکیب میکند. پرسیوال، که کرتین آن را ناتمام باقی گذاشت، موضوع مذهبی جام حضرت عیسی را با ماجرای تخیلی در هم میآمیزد. نیز نکARTHURIAN LEGEND.
تصنیف عاشقانة ناتمام، اثر سمیوئل تیلر کولریج، که اولینبار با عنوان «کریستبل؛ کوبلاخان، یک بینش، دردهای خواب»(Christabel; Kubla Khan, A Vision; The Pains of Sleep, 1816)چاپ شد. اولین بخش شعر در 1797 و دومین بخش در 1800 به رشته تحریر درآمده است. هدف کولریج این است که نشان دهد چگونه ممکن است انرژی محض از طریق تماس با روح یک عشق معصوم بازیابی شود. کریستبل دختر معصوم و پاکدامن سر لیولاین است. او درحالیکه شبهنگام در جنگل برای نامزد خود دعا میکند، جرالدین، دختر مضطربی را پیدا میکند و او را به خانهای در قلعة پدرش میبرد. جرالدین میگوید دختر لُرد رولند دُ ووکس است که زمانی دوست سر لیولاین بوده، قبل از آنکه آن دو با یکدیگر دعوا و اختلاف پیدا کنند. او ادعا میکند که ربوده شده است. بااینوجود، او در حقیقت یک موجود فوق طبیعی شیطانی است که مبدل به فردی به نام جرالدین شده است. کریستبل متوجه فریب او میشود، اما در اثر جادو ساکت میشود. سرانجام وقتی که به حرف میآید، سر لیولاین خواهش و التماس او را نمیپذیرد و داستان با فرستادن پیامی از سوی سر لیولاین که به لُرد رولند میگوید دخترش سالم است و پیشنهاد آشتی کردن میدهد، خاتمه مییابد.
(ت. 12 دسامبر 1943، سنت تامس، جزایر ویرجین ایالات متحده) استاد دانشگاه با اصلیت کارائیبی- امریکایی و منتقدی با گرایش طرفداری از حقوق زنان که تلاش کرد تعریفی از فلسفة افریقایی- امریکایی طرفداری از حقوق زنان ارائه دهد. کریسچن در دانشگاههای مارکت (لیسانس، 1963) و کلمبیا (فوقلیسانس، 1964؛ دکترا، 1970) تحصیل و در دانشکدة سیتی دانشگاه سیتیِ نیویورک (72-1965) و در بخش مطالعات افریقاییـ امریکایی در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی (از 1971) تدریس کرد.آثار منتشر شدة او «نقد طرفداری از حقوق زنانسیاهپوست: دورنمایی از نویسندگان زن سیاهپوست» (Black Feminist Criticism: Perspectives on BlackWomen Writers, 1985)، اثری که بر تحلیل ادبی متنی داستانهای زنان سیاهپوست تأکید دارد؛ «رماننویسان زن سیاهپوست: گسترش یک سنت» (Black WomenNovelists: The Development of a Tradition, 1980)؛ و «کتاب راهنمای آموزش همراهی کردن مادربزرگهای سیاهپوست» (Teaching Guide to Accompany BlackForemothers, 1980) نام دارند. او در نوشتن کتاب «اصطلاحات سیاهپوستان» (BlackExpression/که توسط ادیسون گیل ویرایش شد) و مجلات TheBlackScholar و TheJournalofEthnicStudies مشارکت داشت.
شخصیت داستانی، ملوان یاغی در رمان «شورش در کشتی باونتی» (MutinyonTheBounty) اثر جیمز اِن. هُل و چارلز بی. نوردهاف. فلچر کریسچن که بهسبب ظلم و استبداد کاپیتان بلای به ستوه آمده، شورش میکند و موفق میشود کنترل کشتی باونتی را پس از رها کردن کاپیتان در قایقی کوچک در دست گیرد.
نام کامل او دیم اَگتا مری کلاریسا کریستی (ت. 15 سپتامبر 1890، تورکی، دوون، انگلستان- و. 12 ژانویه 1976، والینگ فورد، آکسفوردشر) رماننویس و نمایشنامهنویس کارآگاهی انگلیسی که کتابهایش در بیش از یکصد میلیون نسخه به فروش رفتهاند. کریستی درحالیکه بهعنوان پرستار در طول جنگ جهانی اول کار میکرد، نوشتن داستانهای کارآگاهی را شروع کرد. اولین رمان او با نام «قضیة اسرارآمیز استایلز» (The Mysterious Affair at Styles, 1920)، اِرکول پوارو، یک کارآگاه بلژیکی عجیبوغریب و خودبین را معرفی کرد، که در بیستوپنج رمان و تعداد زیادی از داستانهای کوتاه او قبل از برگشت به استایلز ظاهر میشود و درنهایت «پرده» (Curtain, 1975) میمیرد. پیردختری به نام جین مارپل، از دیگر شخصیتهای کارآگاهی اصلی اوست که اولینبار در «قتل در خانه کشیش» (Murder at the Vicarage, 1930) ظاهر میشود. کریستی اولینبار با نوشتن «قتل راجر اکروید» (The Murder of Roger Ackroyd, 1926) به شهرت رسید. پس از آن هفتادوپنج رمان نوشت که معمولاً در فهرست پرفروشترین کتابها قرار داشتند و در مجلات معروفی در انگلستان و ایالات متحده بهصورت داستانهای دنبالهدار چاپ شدند. علاوه بر این کتابهای او به یکصد زبان ترجمه شدهاند. «تلهموش» (Mousetrap, 1952)، که بهدلیل اینکه سالیان متمادی در یک تماشاخانه به اجرا درآمد و از این حیث یک رکورد جهانی را به خود اختصاص داد (8862 اجرا و بیش از 21 سال در تئاتر اَمبَسَدر لندن) و سپس در تماشاخانه دیگری به اجرا درآمد و «شاهدی برای تعقیب» (Witness for the Prosecution, 1953)، که به فیلم موفقی نیز تبدیل شد (1958)، از جمله نمایش نامههای او هستند. «قتل در قطار سریعالسیر شرق» (Murder on the Orient Express, 1933/ فیلم، 1974) و «مرگ روی نیل» (Death on the Nile,1937/ فیلم، 1978) از دیگر آثار کریستی است که به فیلم تبدیل شدند. کریستی رمانهای عاشقانهای نیز همچون «غایب در بهار» (Absent in the Spring, 1944) را با نام مستعار مری وستمکوت نوشت. «زندگینامه خودنگاشت» (Autobiography, 1977) او پس از مرگش منتشر شد. او در 1971 نشان بانوی امپراتوری بریتانیا را دریافت کرد.
Christine de Pisan or de Pizan \krēs-'tēn-də-pē-'zän\
(ت. حدود 1365 ونیز [ایتالیا]- و. حدود 1431) شاعر و نویسندة فرانسوی همهفنحریف و پرکار که نوشتههای متنوع او حاوی اشعار زیادی در زمینة عشقهای درباری و چندین اثر است که در آن زنان را ستایش میکند.پدر ایتالیایی کریستین، منجم شارل پنجم بود و کودکی خود را در دربار فرانسه سپری کرد. در سن پانزده سالگی با اتیین دو کاستل، که منشی دربار شد، ازدواج کرد. او که پس از گذشت ده سال از ازدواجش بیوه شده بود، برای تأمین خود و سه فرزند خردسالش شروع به نوشتن کرد. اولین اشعارش ترانههایی از عشق ازدسترفته بود که به یاد همسرش نوشت. این اشعار موفق بودند و کریستین به نوشتن این ترانهها، ترانههای ترجیعبنددار، شعرهای کوتاه داستانی و شکوایهها ادامه داد و بدین طریق احساسات خود را با ظرافت و صمیمیت بیان میکرد، رویهمرفته او ده جلد کتاب شعر نوشت؛«نامهای به خدای عشقها» (L' Épistre au Dieu d' amours/ نوشته شده در 1399)، که در آن از زنان در مقابل طنز ژان دو مون در شعر «عاشقانه گل رز»(Roman de La Rose) دفاع کرد، از جمله این کتابها است.«کتاب شهر بانوان»(Le Livre de la cité des dames, 1405)، که راجع به زنانی است که به دلیری و پاکدامنی معروف بودند و کتاب متعاقب آن با عنوان «کتاب سه فضیلت»(Le Livre des trois vertus, 1405) که به طبقهبندی نقش زنان در جامعة قرون وسطا و مجموعهای از آموزشهای اخلاقی زنان در گسترههای اجتماعی مختلف میپردازد، از جمله آثار منثور کریستین هستند. داستان تمثیلگونۀ زندگی او با نام «ظهور جذاب کریستین» (L' Avision de Christine, 1405)پاسخی به منتقدینش بود. کریستین به درخواست نایبالسطلنه، فیلیپ دلیرمرد بورگاندی، زندگی پادشاه مرحوم را با عنوان «کتاب اعمال و اخلاقیات نیک پادشاه فرزانه، شارل پنجم» (Le Livre des fais et bonnes meurs du sage roy Charles V, 1404) نوشت که تصویر دست اولی از پادشاه و دربارش است. هشت اثر منثور دیگر او وسعت دانش چشمگیر او را نشان میدهند.آخرین اثر کریستین با نام «منظومة ژاندارک»(Le Ditié de Jehanne d' Arc, 1429)، غلیان مسرتبخش و پراحساسی است که از پیروزیهای اولیه ژاندارک الهام میگیرد؛ این تنها اثر فرانسویزبان از این نوع است که در زمان حیات ژاندارک نوشته شده است.
(نام کامل آن یک سرود کریسمس، به نثر: داستان ارواحی کریسمس) رمان کوتاهی از چارلز دیکنز، که ابتدا در 1843 منتشر شد. این داستان، که بهطور ناگهانی در چند هفته در فکر پرورانده و نوشته شده، شاید یکی از برجستهترین افسانههای کریسمس در ادبیات مدرن باشد.
[انگلیسی میانه آن cronicle، برگرفته از انگلیسی و فرانسوی، تغییر واژۀ فرانسه باستان chronique، برگرفته از واژه لاتین جدید chronica، از واژۀ یونانیchroniká، به معنی سالنامه، رویدادنگاری، از جمع خنثی chronikós زمان، مشتق شده از chrónos به معنی زمان] شرحی از حوادث تاریخی معمولاً پیوسته که بهترتیب زمانی و بدون تحلیل یا تفسیری مرتب میشوند. نمونههایی از چنین شرحهایی به زمان یونان و روم برمیگردد. اما بهترین نمونهها در اعصار میانه و نوزایی نوشته یا گردآوری شدهاند. رویدادنامه انلگوساکسون، «تاریخ پادشاهان بریتانیا»(Historia regum Britanniae) اثر جفری اهل مانمت، و «رویدادنامه اصلی» (Orygynale Cronykil)اثر اندرو اهل وینتن از نمونههای رویدادنامه هستند.
نمایش تاریخی نیز نامیده میشود. نمایشنامهای با موضوعی تاریخی که معمولاً از بخشهایی غیرمرتبط تشکیل شده و در یک ترتیب زمانی بهدنبال یکدیگر قرار گرفتهاند. نمایشنامههای روزشمار اغلب از گذشته بهعنوان درسی برای حال الهام میگیرد.فرض اصلی در این نمایشها ایجاد آگاهی ملی در مخاطب است و این نمایشها در دورانی که احساس ملیگرایانه شدیدی خصوصاً در انگلستان از دهه 1580 تا دهه 1630 وجود داشت، شکوفا شدند. اولین نمایشنامههای روزشمار، عناوینی همچون «فتوحات معروف هنری پنجم» (The Famous Victories of Henry the Fifth)، «زندگی و مرگ جک استراو» (The Life and Death of Jacke Straw)، «پادشاهی پر دردسرجان پادشاه انگلستان» (The Troublesome Raigne of John King of England) و «تراژدی واقعی ریچارد سوم» (The True Tragedie of Richard III)داشتند. این نوع ادبی با «ادوارد دوم» (Edward II) اثر کریستوفر مارلو و بهویژه «هنری ششم»، (Henry VI/ بخشهای 2 و 3) اثر ویلیام شکسپیر به بلوغ خود رسید.نمایشنامهنویسان الیزابتی، موضوعات نمایش خود را بیشتر از نمایشنامههای روزشمار، که در آن عصر احیاء شده بود، برگرفتند؛ معروفترین آنها «اتحاد دو خانواده برجسته و نامدار لنکستر و یورک» (The Union of the Two Noble and Illustrate Famelies of Lancastre and York) اثر ادوارد هول و «رویدادهای انگلستان، اسکاتلند و ایرلند» (Chronicles of England, Scotlande and Irelande) اثر رفئل هالینشد بودند. این نوع نمایش، بسط طبیعی «نمایشنامه اخلاقی» تعلیمی قرون وسطا بود. در مقدمه نمایش روزشمار «پادشاه جان» (Kynge Johan) اثر جان بِیل، همه شخصیتها بهجز خود پادشاه مجازی بوده و نامهایی همچون انگلیس بیوه، آشوب و ثروت خصوصی دارند.
مجموعه هفت کتاب کودکان اثر سی. اس. لوئیس، که شامل «شیر جادوگر و کمد لباس» (TheLion, the Witch, and the Wardrobe, 1950)، «شاهزاده کاسپین» (Prince Caspian, 1951)، «سفر کشتی سپیدهپیما» (The Voyage of the DawnTreader, 1952)، «صندلی نقرهای» (The Silver Chair, 1953)، «اسب و پسرش» (The Horse and His Boy, 1954)، «خواهرزاده جادوگر» (The Magician′sNephew, 1955)، و «آخرین نبرد» (The Last Battle, 1956) میشود. لوئیس آثاری برای دخترخواندهاش لوسی پِوِنسی به رشته تحریر درآورد، که- به همراه خواهر و برادرهایش سوزان، ادموند، و پیتر- شخصیتِ این مجموعه بود. در جلد نخست، لوسی ابتدا نارنیا را به هنگام جستوجوی یک گنجه قدیمی پیدا میکند؛ چیزی نمیگذرد که او و سه شخصیت دیگر به سرزمین شگفتانگیزی راه پیدا میکنند که اَسلَنِ شیر خالق آن است. اولین سالهای پادشاهی در کتاب خواهرزاده جادوگر بیان شده است. در سراسر این مجموعه نارنیا در کشمکش و تضاد میان خوبی و پلیدی است؛ پلیدی بهطرز جالبی در قالب شخصیت ملکه سفید (که هر سال زمستان را با خود میآورد) و جنگجویان وحسی سرزمین همسایه، تلمار، نشان داده میشود. این مجموعه بهعنوان یک اثر کلاسیک در ادبیات تخیلی شناخته میشود.
(ت. حدود 1353، قسطنطنیه [استانبول کنونی، ترکیه]- و. 15 آوریل 1415، کونستانتسن [آلمان]) ادیب یونانی که در بازشناساندن ادبیات یونان به غرب پیشگام بود.امپراتور بیزانس، مانوئل دوم پِالایولوگوس، خریسولوراس را به ایتالیا فرستاد تا کمکهایی را در برابر تهاجم ترکهای عثمانی طلب کند. از 1394 به بعد خریسولوراس به اروپا سفر کرد و با آغاز 1396 او مانوئل دوم را در سفرش به کشورهای اروپایی همراهی کرد. به هنگام بازگشت امپراتور به استانبول در 1403، خریسولوراس در غرب ماند. او در فلورانس، یونانی تدریس کرد و بهعنوان مترجم هومر و افلاطون معروف شد؛ او همچنین در زمینه ساماندهی شورای مشترک برای کلیساهای لاتین و یونان تلاش کرد. او در حال رفتن به انجمن کونستاندس بود- که در آن به سمت مسئول کلیسای یونان انتخاب شده بود- که فوت کرد. از او کتاب «سئوالات» (Erotemata)، کتابی در زمینة دستور یونانی براساس روش پرسش و پاسخ (سقراطی)؛ تعدادی نامه؛ مقایسه روم جدید و قدیم با نام «مقایسه» (Syncrisis)؛ و ترجمه لاتین کتاب «جمهور» (Republic) افلاطون باقی مانده است.
[یونانی آنchthón به معنی زمین] 1- الهه یا روحی که در جهان زیرزمینی زندگی یا حکمرانی میکند؛ و مربوط به دوزخ 2- مرتبط با ارواح یا ربالنوعهای عالم سفلی؛ شبحمانند.
[چینی آن، chuánqí] شکلی از نمایشنامه پررونق اپرایی سنتی چین که از نانکسی در اواخر قرن چهاردهم گرفته شده است. چوانچی تا قرن شانزدهم جایگزین زاژو بهعنوان قالب اصلی نمایشنامه درام چین محسوب میشد تا اینکه کونکو، سبک خاصی از چوانچی، شکل غالب درام چینی شد.30 تا50 تغییر صحنه؛ تغییر آزاد و مکرر قافیههای پایانی در تکخوانیها؛ بخشهای آوازخوانی که احتمالاً نسبت به زاژو ضعیفتر بوده و تعداد زیادی از هنرپیشگان آن را اجرا میکردند (نه فقط قهرمان زن یا مرد)؛ و طرحهایی که اغلب برگرفته از وقایع معروف شخصیتهای تاریخی یا زندگی معاصر بودند از مشخصههای شکل معمول چوانچی بودند.
(ت. 15 آگوست 1916، بوشهر، ایران) نویسنده داستان کوتاه، نمایشنامه و رمان، یکی از نویسندگان پیشگام ایرانی در قرن بیستم. پیچیدگی و ظرافت، اختصار در بیان جزئیات و تمرکز بر روی موضوع از جمله ویژگیهای داستانهای کوتاه اوست که این امر سبب شده برخی این داستانها را با نقاشیهای مینیاتوری ایرانی مقایسه کنند. چوبک در شیراز بزرگ شد و از کالج امریکایی تهران [البرز] در 1937 فارغالتحصیل گردید. شناختهشدهترین آثار وی «خیمهشب بازی» (1945)، مجموعه داستان کوتاهی که به یازده بخش تقسیم شده و هریک از آنها جنبهای از زندگی روزمره را به تصویر میکشد؛ «عنتری که لوطیاش مرده بود» (1949)؛ نمایشنامه طنز «توپ لاستیکی» (1962)؛ و دو رمان «تنگسیر» (1963) و «سنگ صبور» (1967) هستند. چوبک همچنین آثار زیادی را از انگلیسی به فارسی ترجمه کرد که «ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب» (Alice's Adventures in Wonderland) و «از میان آینه» (Through the Looking-Glass)اثر لوئیس کرول از آن جملهاند.
نام مستعار نیکالای واسیلییویچ کورنیچوکوف (ت. 19 مارس [31 مارس، تقدیم گرگوریان] 1882، سنت پیترزبورگ، امپراتوری روسیه- و. 28 اکتبر 1969، مسکو، روسیه) منتقد ادبی، نظریهپرداز زبان، مترجم و نویسنده کتابهای کودکان روسی که اغلب از وی با عنوان اولین نویسنده مدرن ادبیات کودکان در روسیه یاد میشود.چوکوفسکی حرفة روزنامهنگاری را دنبال کرد و برای روزنامه اودسا از 1901 تا 1905 نویسندگی کرد. او سپس (1908-1905) سردبیر مجلة طنز Signal شد و کار خود را با کتابی دربارۀ لیانیت آندریف، مجموعهای از خاطرات و تحلیلهایی که زندگی ادبی روسیه را در سه نسل بهتفصیل بیان میکند، شروع کرد. او آثاری از نویسندگان انگلیسی و امریکایی ازجمله چارلز دیکنز، مارک توئین و والت ویتمن ترجمه کرد.درحالیکه ترجمهها و نقدهای وی، خصوصاً مطالعات مادامالعمرش در مورد شاعر قرن نوزدهم، نیکالای نیکراسف، کاملاً ارزشمند بودند، عمده شهرت چوکوفسکی بهعلت نوشتههایش برای و راجعبه کودکان بود. بسیاری از قصههای شعرگونهاش ازجمله «کروکودیل» (Korkodil, 1917)، «آنها را تمیز بشور» (Moydodyr, 1923) و «سوسک غولپیکر» (Tarakanishche, 1923) آثاری کلاسیک در قالب محسوب میشوند؛ اوزان دقیق و منظم و هوای شیطنت و بازی در این آثار، خستگی یکنواخت و ملالآوری را که در اشعار اولیه کودکان وجود داشت، از بین برد. اقتباس از این قصهها برای تئاتر، سینما و حتی اپرا و باله سیرگئی پراکوفیئف آثار باله زیادی را از آنها برگرفت) در سراسر قرن بیستم محبوبیت خود را حفظ کرد.
(«بهار و پاییز [سالنامه]») اولین تاریخ وقایعنگارانه چینی، گفته میشود تاریخ سنتی لو است که کنفوسیوس آن را بازنویسی کرده است. چونچیو یکی از پنج اثر کلاسیک (Wu Jing) اصول و عقاید کنفوسیوس است. نام آن، در واقع مخفف «بهار، تابستان، پاییز، زمستان» است که از سنت قدیم تاریخگذاری حوادث بهوسیله فصل و همچنین سال اقتباس شده است. این اثر شرح کامل ماه به ماه- اگرچه فوقالعاده مختصر است- حوادث مهم دوازده دوره حاکمان لو، ایالت بومی کنفوسیوس، است. شرح وقایع از 722 قبل از میلاد آغاز میشود و کمی قبل از مرگ کنفوسیوس (479 ق.م.) خاتمه مییابد. گفته میشود که کتاب بهگونهای ظریف و موشکافانه حوادث را از جنبه اخلاقی مورد قضاوت قرار میدهد. مانند موردی که کنفوسیوس عمداً عنوان فرمانروای فاسدی را حذف میکند.شهرت چونچیو عمدتاً بهدلیل «زو ژوان» (Zuo zhoan) است، تفسیری (zhuan) بهوسیلة محققی به نام زو (Zuo) که تاریخ و هویت او حتی از نامش نامشخصتر است (احتمالاً زوکیو مینگ یا زو کیومینگ). دو تفسیر دیگر راجع به چونچیو به شهرت آن افزودند. همچون زو ژوان، «گونگیانگ ژوان» (Gongyangzhuan) و «گولیانگ ژوان» (Guliang zhuan) به نام نویسندگان خود هستند. هر سه تفسیر در میان فهرستهای جایگزین برای آثار کلاسیک نه، دوازده و سیزده کنفوسیوسی قرار دارند.
(ت. 3 سپتامبر 1938، لندن، انگلیس) نمایشنامهنویس بریتانیایی که آثارش در ارتباط با موضوعات طرفداری از حقوق زنان، سوء استفاده از قدرت، و سیاستهای جنسی است.چرچیل وقتی که ده ساله بود، به همراه خانوادهاش به کانادا مهاجرت کرد. او به دانشگاه آکسفورد رفت و پس از دریافت مدرک لیسانس در 1960، در انگلیس ماند. سه نمایشنامه اول او بهوسیلة گروه هنرپیشگانی تئاتر آکسفورد اجرا شد. در طول دهههای 1960 و 1970 نمایشنامههای رادیویی و سپس نمایشنامههای تلویزیونی نوشت. «مالکان» (Owners, 1973)، نمایشنامهای راجع به وسواس فکری قدرت، اولین قطعه تئاتری مهم او بود. چرچیل در طول تصدیاش بهعنوان نمایشنامهنویس مقیم در تئاتر دربار سلطنتی لندن، با دیوید هئر و گروه تئاتری مشترکِ مکس استفورد- کلارک، و با مانستِرِس رِجیمِنت، گروه طرفداران حقوق زنان، مرتبط شد. «شاد و خرم» (Cloud Nine, 1979) نمایشی کمدی راجع به سیاستهای جنسی بود که در ایالات متحده و همچنین در بریتانیا کاملاً موفق بود و جایزه تماشاخانه شهر نیویورک را در 1982 به نشانة بهترین نمایشنامه خارج از برودوی کسب کرد. «دختران سرآمد» (Top Girls, 1982) در مورد زن شاغلی در دهة 80 است که با زنان زیادی از دورههای تاریخی دیگر سر میز شام است و بیان میکند که یک زن برای کسب قدرت در محیطی که مردان بر آن حاکم هستند، چه بهایی را باید بپردازد. این اثر همچنین جایزه تماشاخانه شهر نیویورک را کسب کرد. «پلیسهای ملایم» (Softcops, 1984)، «پول هنگفت» (Serious Money, 1987)، «بستنی» (Icecream, 1989)، «جنگل دیوانه» (1990Mad Forest,)، و «اسکریکر» (Skriker/ در 1994 روی صحنه رفت) از جمله نمایشنامههای بعدی او هستند.
(ت. فوریه 1731، لندن، انگلستان- و. 4 نوامبر 1764، بولونی، فرانسه) شاعری که بهعلت هجوها و طنزهای مجادلهایاش، که در قالب شعرهای دوبیتی هم قافیه نوشته شده، معروف است.چرچیل در 1761 با «روسیاد» (The Rosciad)، طنزی راجع به تئاتر لندن که علیه همه هنرپیشههای برجسته آن زمان، بهاستثنای دیوید گریک سخن میگفت، شهرت پیدا کرد. موفقیت چشمگیر و سریع این شعر برای چرچیل ورشکسته، شهرت و پول به همراه داشت. وی در لندن شروع به خوشگذرانی و ولخرجی کرد.او در 1763 «پیشگویی خشکسالی» (The Prophecy of Famine) را منتشر کرد؛ این اثر اولین طنز از چندین طنز سیاسی که به دولت حمله میکرد. مشاجرهای با هاگرت هنرمند سبب تهیه «مرقومهای برای ویلیام هاگرت» (Epistle to William Hogarth) در ژوئن 1763 شد. در 1764 هنگامی که دوستش جان ویلکس (مدافع آزادی مطبوعات) مجرم شناخته شد، چرچیل در فرانسه با «دوئلکننده» (The Duellist) از وی دفاع کرد. او به بولونی سفر کرد تا به ویلکس بپیوندد، اما در اثر بیماری و عیاشی ضعیف شد، در بستر بیماری افتاد و در آنجا درگذشت.
(ت. 10 نوامبر 1871، سن لوئیس، میزوری، امریکا- و. 12 مارس 1947، وینتر پارک، فلوریدا) نویسنده امریکایی رمانهای تاریخی با شهرت و محبوبیت گسترده. چرچیل از آکادمی نیروی دریایی امریکا در 1894 فارغالتحصیل شد و بهعلت برخوردار بودن از منابع مالی شخصی خیلی زود مشغول نوشتن شد. اولین رمان او، «افراد سرشناس» (The Celebrity)، در 1898 چاپ شد. رمان بعدی او «ریچارد کاروِل» (Richard Carvel, 1899)، که در ارتباط با ایالت مریلند در انقلاب استقلال امریکا بود که قهرمان آن در سمت افسر نیروی دریایی زیر نظر جان پل جونز کار کرد و تقریباً به میزان یک میلیون نسخه به فروش رسید. او سپس موفقیت بزرگ دیگری را با رمانهای «بحران» (The Crisis, 1901)، دربارۀ جنگ داخلی امریکا که قهرمان آن از نوادگان ریچارد کارول است، و رمان «گذرگاه» (The Crossing, 1904)، که در مورد پیشگامان کنتاکی در طول انقلاب امریکا مطالبی را بیان میکند، کسب کرد. آثار اخیر او عمدتاً شامل رمانهایی دربارة مشکلات اجتماعی، مذهبی و سیاسی هستند.
(ت.حدود1520، شروزبری، شراپشر، انگلستان- و. 1604، لندن) نویسنده انگلیسی که بهعلت پارهای از سرودههای شعری، کتابچههایی در زمینه تجربیات دوران جنگ، نمایشهایی برای ملکه الیزابت اول، و آثار تاریخی و باستانی- که همه منعکسکننده جنبههایی از عمر پرمشغله اوست- شهرت مختصری کسب کرد. اولین اثر چرچارد، «آینهای برای بشر» (A Myrrour for Man/ حدود 1552)، منعکسکننده وضعیت بشر بود. از جمله آثار فراوان او میتوان به معروفترین شعرش «افسانه زن ساحل» (The Legend of Shore's Wife) و اثر منثور و منظومِ «ارزش ویلز» (The Worthiness of Wales, 1587) اشاره کرد.چرچارد پس از خدمت برای خانواده هنری هاوئرد، ارلِ ساری، بهعنوان سرباز مزدور تقریباً در همه جنگها و مبارزات اسکاتلند، ایرلند، سرزمینهای سفلی و فرانسه زیر پرچمهای مختلف شرکت کرده و به مدت سی سال جنگید؛ سپس در دربار، نمایشهای مجللی را برای کشورگشاییهای ملکه الیزابت به بریستول (1574) و نورویچ (1578) ساخت، اما هنگامیکه قطعهای در نمایش «تمرین کلی جنگها» (Generall rehearsal of warres, 1579) الیزابت را آزرده کرد، به اسکاتلند گریخت. در 1584 وی مجدداً مورد لطف و عنایت قرار گرفت.
در اساطیر هندو، یکی از حوادث اصلی در کشمکش همیشگی میان دِواس (خدایان) و آسوراس (ارواح پلید یا غولها). دواس، که در نتیجه نفرین ضعیف شده بود، از آسوراس میخواهد تا در بازیابی اکسیر جاودانگی، از اعماق اقیانوس هستی به او کمک کند.کوه ماندرا سر بیرون میآورد تا بهصورت نوعی چوبدستی برای هم زدن از آن، استفاده شود و بهوسیلة ویشنو در ته اقیانوس به شکل لاکپشت کورما ثابت باقی میماند. آسوراس سر ناگا (مار) واسوکی را، که وظیفهاش تکان دادن طناب است، و دواس دم او را نگه میدارد. هنگامی که سر واسوکی به صخرهها برخورد میکند، او چهار سم را در حالت استفراغ بالا میآورد که تهدیدی بر افتادن و سقوط او به اقیانوس و آلوده کردن اکسیر است. سیوا سم را برمیدارد و آن را در گلوی خود نگه میدارد، این کار گلوی او را آبیرنگ میکند. در هم زدن اقیانوس، بسیاری از اندوختههای شگفتانگیزی که پیشنمونههایی از همتاهای زمینی و آسمانی هستند، از اعماق به سطح آورده میشوند. از جمله آنها کاندرا، ماه؛ ایراواتا، کوه ایندرا؛ کامادنو، گاو نعمت؛ مادیرا، الهه شراب؛ الهه لاکسمی، که همسر ویشنو شد؛ و دَن وانتاری، پزشک خدایان که از آبهایی که در دستان خود دارد، عالیترین اندوخته، اکسیر، را بالا و به سطح میآورد.دواس پس از تلاش و تقلای زیاد، اکسیر را مصرف کرده و قدرت به او برگردانده میشود.
(نام کامل آن، کانادئون چوشینگگورا؛ «دفتر خطِ گنجینۀ خدمتکارهای خانهزادِ سلطنتی» (Copybook of Treasury of Loyal Retainers)، مجموعه نمایش کلاسیک تئاتر کابوکی ژاپنی. نمایشنامه کابوکی، که از نوشتهای اصلی در حدود 1748 در زمینه تئاتر عروسکی بانراکو نوشتهشده، بهوسیلة تاکِدا ایزومو با همکاری نامیکی سوسوکه (سِنریو) و میوشی شوراکو اقتباس شده است. این نمایشنامه در یازده پرده وقایعی را که از 1701 تا 1703 به وقوع پیوست به تصویر میکشد، هنگامی که 47 رونین (سامورایی بیارباب) دو سال صبر کردند قبل از اینکه از مردی که ارباب آنها را مجبور به خودکشی کرده بود، انتقامجویی کنند. این مجموعه پایه و مبنایی برای چندین فیلم معروف بوده است. ترجمه انگلیسی این نمایشنامه عروسکی توسط دانلد کین (چوشینگگورا) در 1971 منتشر شد.
[چینی آن (لهجه پکنی) cí] در شعر چینی قالب آهنگی که سطرهایی با طول نابرابر، با ترتیب قافیههای مشخص و الگوهای نواختی دارد که هرکدام نام یکی از آهنگهای موسیقیایی داراست. تغییر طول سطرها با وزن طبیعی کلام، همخوانی دارد و بنابراین بهآسانی به هنگام آواز خواندن، درک میشود؛ در ابتدا بهوسیلة مردم معمولی خوانده میشد و بعداًً با خواندن آوازخوانان زن حرفهای معروف شد و توجه شاعران را در دوره سلسله تانگ (907-618) به خود جلب کرد. چِه ابزار اصلی برای شعرهای سلسلۀ سانگ (1279-960) محسوب میشد.بااینحال، دوره انتقالی پنج سلسله (690-907)، دورۀ تفرقه و کشمکش، بود که چِه ابزار اصلی بیان شعر بزمی بود. از جمله شاعران چِه در این دوره لی یو، آخرین شاه سلسله نان تانگ (تانگ جنوبی)، بود.
(ت. 24 ژوئن 1916، بوستون، مساچوستس، ایالت متحده- و. 30 مارس 1986، ادیسون، نیوجرزی) شاعر، منتقد و مترجم امریکایی که در انتشار اشعار قابل درک برای بزرگسالان و کودکان تأثیرگذار بود.چاردی در دانشکده بِیتس (لوئیستون، ایالت مین)، دانشگاه تافتس (کارشناسی، 1938) و دانشگاه میشیگان (کارشناسی ارشد، 1939) تحصیل کرد. او در نیروی هوایی ارتش امریکا (45-1942) خدمت کرد و سپس تا 1961 در دانشگاهها تدریس نمود. در کسوت سردبیر شعر مجلة Saturday Review، از 1956 تا 1972 کار کرد. بر این عقیده بود که تعامل میان مخاطب و نویسنده بسیار مهم است و مباحثههای پیوسته را در نقدهای خود دنبال میکرد.اولین کتاب شعر چاردی با نام «بهسوی زادگاه، امریکا» (Homeward to America) در 1940 منتشر شد. کتاب «شعر به چه معناست؟» (How Does a Poem M/ چاپ تجدیدنظر شده به همراه میلر ویلیامز، 1975) بهعنوان کتاب درسی شعری، در دبیرستانها و دانشگاهها کاربرد وسیعی داشت. «فرد به فرد» (Person to Person, 1964)، «کوچولویی که همه چیز است» (The Little That Is All,1974)، و «بهعنوان مثال» (For Instance, 1979) از دیگر کتابهای شعر او هستند. او همچنین کتابهای نثر و نظم بسیاری را برای کودکان نوشت.ترجمة او از کتاب «کمدی الهی» (Divine Comedy) اثر دانته، بسیار مورد تحسین قرار گرفت. چاردی بهجای دنبال کردن ترتیب قافیههای شعر دانته، تلاش کرد تا احساس اصلی و اولیه او را بهصورت اصطلاحات نظم جدید موجز و خلاصهشده منعکس کند.دو کتاب از آثار آیزاک آسیموف با عناوین «مخمّس فکاهی غامض» (Limericks, Too Gross, 1978) و «عدم ظرافت مخمّس فکاهی» (A Grossery ofLimericks, 1981) از جمله آثار بعدی اوست. چاردی همچنین «فرهنگ لغت مرورگر و راهنمای بومی زبانامریکایی ناشناخته» (A Browser's Dictionary andNative's Guide to the Unknown American Languag, 1980) و «دومین فرهنگ لغت مرورگر وراهنمای بومی زبان ناشناخته امریکایی» (A SecondBrowser's Dictionary and Native's Guide to the Unknown American language, 1983) را نوشت.
(ت. 6 نوامبر 1671، لندن، انگلستان- و. 11 دسامبر 1757، لندن) بازیگر، مدیر تئاتر، نمایشنامهنویس و دارای لقب ملکالشعرایی انگلستان که نمایشنامة «آخرین حقه عشقیااحمق شیکپوش» (Love’s Last Shift; or, The Fool in Fashion, 1696) او عموماً بهعنوان یکی از نخستین کمدیهای احساسگرا، یعنی قالبی در نمایش که حدود یک قرن بر تئاتر انگلستان غلبه داشت، بهشمار میآید. زندگینامه خودنگاشت او با عنوان «چیزی به اسم زندگی آقای کالی سیبر» (AnApology for the Life of Mr. Colley Cibber, 1740) بهترین ارزیابی از تئاتر زمان او را دربر دارد و مطالعه با ارزشی در هنر بازیگری، بهصورتیکه در زمان او انجام میشد، محسوب میشود. سیبر کار بازیگری را در 1690 در تئاتر دروری لینِ لندن آغاز کرد. او نمایشنامه آخرین حقه عشق را برای این نوشت که برای خود در بازیگری نقشی تدارک کند؛ و این نمایش شهرت او را هم بهعنوان بازیگر و هم نمایشنامهنویس تثبیت کرد. سر جان ونبرو، نمایشنامهنویس معروف، نمایشنامه سیبر را با تکلمهای با عنوان «عودت یا تقوای متزلزل» (The Relapses; or, Virtue in Danger, 1696) جلوهای دیگر داد. سیبر در 1700 نمایشنامه «ریچارد سوم» (RichardIII) ویلیام شکسپیر را با اقتباس خود روی صحنه برد و این تنظیم برای حدود 150 سال، به قرائت رایج از این نمایشنامه در عرصه اجرا تبدیل شد. سیبر نمایشنامههای دیگری از نوع کمدی آداب مثل «او میخواهد، او نمیخواهد» (She wou’d, and She wou’d not, 1702) و «همسر ولنگار» (The Careless Husband, 1704) نوشت.در 1710 سیبر یکی از اعضاء «گروه سه نفره» معروفی بود که در کسوت بازیگر- مدیر موجب شهرت بیحد تئاتر دروری لین شدند. بعد از مرگملکه انوارد عرصة سیاسی شد و به نوشتن و اجرای نمایشنامههایی پرداخت (بهویژه اقتباسی از «تارتوف» اثر مولیئر با عنوان «نامنصف» در 1717) که در طرفداری از حزب ویگ بود و این کار او با چنان انرژی و مهارتی همراه بود که در 1730 او را به ملکالشعرایی رساند. در 1728، سیبر نمایشنامه «شوهر عصبانی» (The Provok’d Husband) نوشتة ونبرورا، که با مرگ او در 1726 ناتمام مانده بود، تکمیل کرد. آخرین حضور سیبر بر صحنه تئاتر 15 فوریه 1745 در نمایشنامه «شاه جان» (King John) شکسپیر بود که خودش آن را تنظیم کرده بود.
(ت. 26 نوامبر 1703- و. 1758، در دریا) نمایشنامهنویس و بازیگر، شخصیت بدنام معروفی در تئاتر انگلیس.او، که پسر کالی سیبر بود، اولینبار در 1721 بر روی صحنه ظاهر شد. او بازیگر توانمندی بود، اما نمایشنامههایی که مینوشت بیارزش بودند. احتمالاً مرجع معاصری وجود ندارد که از سیبر بهعنوان یک آدم پست یاد نکند. او با نام پدر خود، به معاملات فریبکارانهای دست میزد و برای کسب پول به اخاذی، سرقت ادبی بیشرمانه و شکایتهای حقوقی رسواییآور روی آورد. او درحالیکه در مسیری برای رفتن و بازی در دابلین بود، در حادثة غرق کشتی درگذشت.
لقب انگلیسی او تالی (ت. 106 ق.م. آرپینوم، لاتیوم [آرپینو فعلی، ایتالیا]- و. 7 دسامبر 43 ق.م.، فورمیا، لاتیوم [فورمیای کنونی]) دولتمرد، وکیل، محقق و نویسنده رومی که بیهوده تلاش کرد تا اصول جمهوریخواه را در جنگهای داخلی نهایی که جمهوری روم را از بین برد، مورد حمایت قرار دهد. کتابهای بدیع، خطابه، رسالههای فلسفی و سیاسی و نامهها از جمله نوشتههای او هستند. از او بهمثابه بزرگترین خطابهسرای رومی در عصر جدید و مبدع آنچه که بدیع سیسرونی نام دارد، یاد میشود. سیسرو پسر خانواده ثروتمندی بود و در روم و یونان تحصیل کرد. او بهسرعت در جایگاه وکیلی برجسته شهرت پیدا کرد. سیسرو از 75 ق.م. زندگی حرفهای خود را شروع کرد و در 63 به سمت کنسولی انتخاب شد. او در آبهای خطرناک سیاستبازیهای روم، که مملو از توطئه و جناحبندی بود، غوطهور شد. از قدرت سخنوری او بهطور موفقیتآمیزی در برابر توطئه کاتیلین در 63 بهکار گرفته شد، اما در 58 تبعید شد. سیسرو که مجبور به حمایت از اتحاد جولیوس سزار، کراسوس و پامپی بود، به زندگی اجتماعی خود در 56 خاتمه داد.در سالهای بعد، رسالههای «دربارة خطیب» (De oratore, 55) و «درباره جمهوری» (De republica, 52) را تکمیل و «دربارة قوانین» (De legibus, 52) را آغاز کرد. در 51، او متقاعد شده بود که روم را بهمنظور اداره استان سیلیسیا در آسیای صغیر جنوبی، بهمدت یکسال ترک کند. هنگامی که به روم بازگشت، پامپی و سزار بر سر قدرتِ کامل در نزاع بودند. او در این دوره «بروتوس و خطیب» (Brutus and Orator, 46)؛ «غایت خیر و شر» (De finibus bonorum et malorum, 45)؛ و «بحثهایی در توسکولام» (Tusculanae disputationes)، «در طبیعت خدایان» (De natura deorum)، و «تکالیف» (De officiis) که پس از قتل سزار در 44 تمام شدند، را نوشت.خطابههای چهاردهگانۀ فیلیپی سیسرو (به تقلید از خطابههای دموستنس علیه فیلیپ دوم مقدونی) در تلاش برای اعمال فشار بر سنا به منظور اعلام جنگ علیه آنتومی در جنجال و آشوبِ پس از مرگ سزار ایراد شد. سیسرو دشمن پسرخوانده سزار، اوکتاویان، بود و هنگامی که گروه سه نفره اوکتاویان، آنتونی و لپیدوس در پایان اکتبر 43 شکل گرفت، سیسرو اعدام شد.از میان مکاتبات سیسرو در بین سالهای 67 و جولای 43 ق.م. بیش از 900 نامه باقی مانده است؛ این نامهها منبع تاریخی اولیهای هستند که در هیچ بخش از دنیای باستان وجود ندارد. سیسرو گرچه خیلی معروف نبود، اما بههیچوجه نمیتوان شخصیت او را در تاریخ شعر لاتین نادیده گرفت. شعر او، که فقط بخشهایی از آن باقی مانده است، بهلحاظ فنی حائز اهمیت است. او بحر شش رکنی را تلخیص کرد و ابزارهای بلاغت را در شعر بهکار گرفت.سیسرو بیشتر بهعنوان خطیب در سیاست و در دادگاههای قضایی شهرت داشت. مکانهایی که او بهمنظور دفاع از فرد متهم در آنجا حضور پیدا میکرد و معمولاً بهعلت توانایی تحریک احساسات افراد بهعنوان آخرین فرد صحبت میکرد. بدیع او ترکیب پیچیدهای از هنر بود و گوشهای مستمعین مشتاقانه از این تأثیرات لذت میبرد. از سخنان او، 58 سخنرانی باقی مانده که برخی از آنها کامل نیستند.
اولین عصر بزرگ ادبیات لاتین تقریباً از 70 تا 43 ق.م.، که همراه با عصر اوگستن، عصر طلایی ادبیات لاتین را شکل میدهد. صحنه ادبی و سیاسی تحت تسلط سیسرو، سیاستمدار، سخنور، شاعر، منتقد و فیلسوف است که زبان لاتین را بهصورت واسطی ادبی کامل کرد و افکار انتزاعی و پیچیده را بهوضوح بیان نمود و وزن نثریِ کمّی مهمی را خلق کرد. تأثیر سیسرو بر روی نثر لاتین آنقدر زیاد بود که نثر بعدی، نه فقط در لاتین، بلکه در زبانهای بومی دیگر تا قرن نوزدهم، واکنشی در برابر و یا بازگشتی به سبک او بود. دیگر شخصیتهای برجسته دوران سیسرونی عبارتانداز: جولیوس سزار، که بهعلت فن سخنوری سیاسی و نظامی معروف است؛ مارکوس ترنتیوس وارو، که در زمینه موضوعات متنوعی همچون کشاورزی و زبان لاتین مطالبی نوشت؛ و سالوست، که با سبک سیسرو مخالفت کرد و بعداً اشخاصی همچون سِنِکا، تاسیتوس و جوونال از آن پیروی و حمایت کردند. از میان شاعران سیسرونی میتوان کاتولوس، اولین استاد نغمههای عاشقانه لاتین، و کولریتوس، نویسنده شعرهای پندآموز طولانی با عنوان «درباره ماهیت چیزها» (De rerum natura) را نام برد.
سوگنمایش منظوم در پنج پرده راجعبه قهرمان ملی اسپانیا، اثر پیئر کورنی، که در 1637 اجرا و منتشر شد. سید در حکم اولین سوگنمایش کلاسیک تئاتر فرانسه و یکی از بهترین نمایشنامههای کورنی محسوب میشود.سید، که در ابتدا بهمثابة سوگنمایش کمدی مطرح شد، با استقبال عمومی گستردهای روبهرو شد. با وجود این، جنجالی ادبی را برانگیخت و فرهنگستان فرانسه رأیی را صادر کرد که زیباییهای نمایش را پذیرفته بود، اما آن را بهلحاظ نمایشی، نامعقول و از جنبه اخلاقی، ضعیف تلقی کرد و مورد نقد قرار داد. کاردینال دو ریشلیو قضاوت و رأی فرهنگستان را بهانهای برای متوقف کردن اجرای عمومی نمایش دانست. درواقع کورنی وحدت نمایشنامهای را در سید مراعات نکرده بود. او همچنین پرداختن منطقی به موضوع نمایش را آنچنانکه در منبع اسپانیایی آمده بود، کنار گذاشت و بهجای آن بر تضاد میان عشق آتشین و آبرو و وفاداری خانوادگی تمرکز و بنابراین سوگنمایش بهاصطلاح خالص ژان راسین را پیشبینی میکند.
اسپانیایی آن ال سید، ال کامپیادور (قهرمان) نیز نامیده میشود، لقب رودریگو یا روئی، دیاس د. بیبار (ت.حدود 1043 ق.م.، بیبار، نزدیک بورگوس، کاستیل [اسپانیا]- و. 10 جولای 1099، والنسیا) رهبر نظامی و قهرمان ملی کاستیلی. او در سراسر طول زندگیاش، به ال سید (از عربی اسپانیایی السید، «آقا») مشهور بود.
قالب شعری مرتبط با ادبیات گوچو، شامل یک رباعی هشتهجایی که به زبان محاورهای نوشته شده و در ابیات دوم و چهارم قافیه دارد. بارتولومه ایدالگو، شاعر اروگوئهای، به جهت داشتن اشعار در این قالب کاملاً معروف بود. این قالب شعری نام خود را از استفاده مکرر از لغت cielito (اسپانیایی: «عزیز»، معنای تحتاللفظی آن «بهشت کوچک») در برگردانها گرفته است.
قدیمترین شعر حماسی تامیل در سه جلد که ایلانکو آتیکال در قرن پنجم و ششم نوشته است. پیرنگ آن برگرفته از داستانی معروف است. ترجمه انگلیسی آن با همین نام چاپ شده است.خلخال مرّصع روایتگر سرگذشت ازدواج تاجری جوان به نام کووالان، با زنی پاکدامن به نام کاناکی، و عشق کووالان به زنی روسپی به نام ماتاوی و متعاقب آن فلاکت و تبعید وی به ماتورای است که در آنجا بهناحق اعدام میشود چرا که سعی دارد خلخال همسرش را به زرگر شروری بفروشد که خلخالی مشابه متعلق به ملکه را دزدیده بوده و کووالان را به آن دزدی متهم میکند. کاناکیِ بیوه به ماتورای میآید، بیگناهی کووالان را اثبات میکند، سپس یک پستان خود را کنده و بهسوی بارگاه پادشاه ماتورای پرتاب میکند که شعلهور میشود. این نمونهای از قدرت یک زن وفادار است. کتاب سوم به سفر پادشاه برای بهدست آوردن سنگی از هیمالیا در ازای تصویری از کاناکی، که اکنون الهه نجابت و پاکدامنی است، میپردازد.خلخال مرّصع تلفیقی عالی از شعر خلقوخو در سنت کانکام تامیل باستان و سنت بلاغت شعر سانسکریت است و دربرگیرنده گفتوگوهای کالیتوکای (اشعاری درباره عشقهای ناکام و نابرابر)، همسراییهای محلی، توصیف شهر و روستا، بررسیهای فنی و دوستداشتنی رقص و موسیقی و صحنههای پراحساس و دراماتیک عشق و مرگ حزنانگیز است. این کتاب یکی از بزرگترین موفقیتهای نبوغ تامیل بوده و شعری است دقیق و شاهدی است بر فرهنگ تامیل، مذاهب متعدد آن، برنامههای شهری و انواع شهر، درهم آمیختن یونانیها، اعراب و تامیلیها و هنرهای رقص و موسیقی. تکملۀ ناکامل مانیمکالای (نام قهرمان، به معنی «کمربندی از جواهرات») اثر کاتانار، داستان دختر ماتاوی و نبرد وی برای غلبه بر آتش عشق شاهزاده و جستجوی وی برای یافتن کامیابی معنوی است.
قهرمان داستان عامیانه اروپایی، که موضوع آن در بسیاری از داستانها در سراسر جهان بهچشم میخورد. بیش از پانصد روایت از داستان، فقط در اروپا گزارش شده است. از ویژگیهای اصلی آن دختر جوانی است که نامادری حسود و خواهر ناتنیهای بزرگتر یا پدر سنگدلش با او بدرفتاری میکنند؛ با میانجیگری یک کمککننده فوقطبیعی و وارونگی بخت و شانس، شاهزادهای، عاشق او میشود و با وی ازدواج میکند. یکی از قدیمترین ترجمههای ادبی شناختهشده از این موضوع، روایت چینی آن در قرن نهم است.نسخه انگلیسی شناختهشده آن، ترجمهای از «سندریلون» (Cinderillon) اثر شارل پرو است که در مجموعه مهم او از داستانهای پریان با عنوان «قصههای غاز مادر» (Contes de ma mère l'oye, 1697) چاپ شده است. شناخت و تشخیص قهرمان اصلی داستان بهوسیله شاهزاده با داشتن نمونهای از دمپایی شیشهای فقط منحصر به نسخه پرو است.
(نام کامل آن سینا، یا بخشایش آوگوستوس) نمایشنامهای در پنج پرده اثر پیئر کورنی، که در 1641 اجرا و در 1643 منتشر شد. این تراژدی نوکلاسیک، که عنوانِ فرعی «بخشایش آوگستوس» را دارد و بر اساس متنی در «بخشایندگی» (De clementia) اثر سنکای جوانتر نوشته شده است، ماجرای ترور امپراتور، آوگوستوس، را بازگو میکند و گذشت او از فتنهجویان و بخشش آنها را پس از دستگیری نشان میدهد. این نمایشنامه بهدلیل برخورداری از زبانی فخیم و شخصیتپردازیهای قدرتمند معروف است.
(شکوفایی، قرن اول ق.م.) شاعر رومی که شعر حماسی اسطورهای «ازمیر» (Smyrna)را نوشت. با نوشتن شعری برای مشایعت دوستش آسینیوس یولیو با عنوان Propempticon Pollionisبه سینا نسبت داده میشود. بهنظر میرسد مدل او در هر شعر، که آنقدر مبهم است که نیاز به تفسیرهای ویژه دارند، از شاعر و معلم یونانی ویرژیل، پارتنیوس اهل نایسیئسا، الگوبرداری شده است.
نام اصلی او چینو دِی سیگیبولدی (ت. حدود 12700، پیستویا نزدیک فلورانس [ایتالیا]- و. 37- 1336، پیستویا) حقوقدان، شاعر و نثرنویس ایتالیایی که شعرش به «سبک دلنشین جدید» (dolce stil nuovo) نوشته شده که دانته آن را ستوده و تأثیر بسیاری نیز بر پترارک داشته است. با تکمیل کتاب تفسیر لاتینش، «تحقیقاتی در زمینه قانون» (Lectura in Codicem)، که بسیار مورد تمجید واقع شده است، درجه دکترایش را در حقوق دریافت کرد و سپس حقوق را در چند دانشگاه تدریس کرد. در 1334 او به پیستویا بازگشت و بقیه عمرش را در آنجا گذراند. چینو یکی از پرکارترین شاعران «سبک دلنشین» جدید است؛ معمولاً علیرغم این حقیقت که دانته در «در باب سخنپردازی عامیانه» (De vulgari eloquentia) او را بهترین شاعر عشقی ایتالیایی نامیده است، نسبت به سایر شعرای این مکتب سطح پایینتری دارد. بعضی از اشعار وی شرححالی است مثلاً شعر بزمی وی به دانته در مورد مرگ بئاتریچه. اکثر اشعار وی، بیشتر بهخاطر گیرایی تا مضمون یا عمق عاطفی و احساسی آن ستایش شده است. پترارک چینو را استاد خود میدانست و شعری در غم مرگ وی برایش سرود که از موضوعات و مضامین شعر چینو بهعنوان مضامین شروع شعر خودش استفاده کرده است.
رمان آلفرد دو وینیی، در دو جلد که در 1826 با نام «سنک مارس یا توطئهای در زمان لوئی سیزدهم» (Cinq-Mars; ou, une conjuration sous Louis XIII) منتشر شد. این اثر اولین رمان تاریخی مهم به زبان فرانسه است. این رمان توطئه ناموفق مارکی دو سنمار را علیه کاردینال ریشلیو بازآفرینی میکند. سنمار، فرد مورد علاقه لوئی سیزدهم، و دوست اشرافی همدستش، فرانسوا دو تو، با خنثی شدن نقشهشان، از سوی ریشلیو، گردن زده شدند؛ منظور آنها از این دسیسه بدنام کردن وی بود. این اثر قدرت رو به زوال اشرافیت قرن هفدهم و براندازی ریشلیو از سیستم و نظام فئودالی فرانسه را، که حکایت از سقوط اجتنابناپذیر حکومت سلطنتی میکند، شرح میدهد.
[فرانسه میانه، از cinq به معنی پنج + ain- پسوندی که از اعداد اسم میسازد] یک قطعه پنج سطری. ادلید کِرَپسی، شاعره امریکایی (1914-1878) این اصطلاح را بهطور ویژه برای قالب شعری پنج سطری با وزن خاصی که خود او آن را ابداع کرده بود، بهکار برد. سینگ کِین همچون قالبهای شعری ژاپنی هایکو و تانکا، متشکل از بند پنجخطی است که خطهای اول و آخر هرکدام دو هجا و خطهای دوم، سوم و چهارم بهترتیب از چهار، شش و هشت هجا تشکیل شده است و بهطورکلی وزن ایامبیک دارد. نمونهای از آن شعر «شب نوامبر» (November Night) او است. گوش کنبا ناله خشک و بیطنینهمچون صدای پای ارواح سرگردانبرگ خزانزده از شاخه درخت جدا میشودو بر خاک میافتد.
در افسانههای یونانی، زن جادوگر، دختر هلیوس (خدای خورشید) و پرسه، پری اقیانوس. او میتوانست با استفاده از داروها و وردخوانی، انسانها را به گرگ، شیر و خوک تبدیل کند. ادیسه، قهرمان یونانی، به همراه دوستانش از جزیرة او، ایا، دیدن کرد و سرسی آنها را به خوک تبدیل کرد. اما ادیسه که با گیاه مولی هدیهای از سوی هرمس محافظت میشد، او را مجبور کرد که آنها را به شکل اولیهشان بازگرداند. ادیسه به مدت یکسال پیش از آنکه سفرش را از سر بگیرد در کنار او ماند.
[لغت لاتین circum به معنی پرپیچ و خم + لغت انگلیسی bend + لغت لاتینی ibus-، شناسه جمع ازی] مسیر غیرمستقیم یا پرپیچ و خم، بهویژه درصورتیکه در نوشتار و یا گفتار بهکار رفته شود.
[لاتین آن circumlocution، از circum به معنی اطراف + locutio به معنی سخن، بیان؛ ترجمه قرضی از واژۀ یونانی periphrasis] 1- درازگویی (اطناب) (Periphrasis) نیز نامیده میشود. استفاده از تعداد زیادی از کلمات غیرضروری برای بیان اندیشه 2- طفره رفتن در سخن.
(ت. 20 دسامبر 1954، شیکاگو، ایلینویز، امریکا) شاعر و نویسندۀ داستان کوتاه که بهدلیل یادآوری و احیای شیوه زندگی امریکایی- مکزیکی در شیکاگو معروف است.سیسنروس، پس از فارغالتحصیل شدن از دانشگاه لویولا (لیسانس، 1976)، به کارگاه آموزشی نویسندگان در دانشگاه آیوا (فوقلیسانس هنرهای زیبا، 1978) رفت. او در آنجا آنچه را که درونمایۀ اصلی نوشتههای او را شکل میداد و تجربیات منحصربهفردش را بهعنوان یک زن اسپانیولیزبان در فرهنگی کاملاً بیگانه بسط و گسترش داد.اولین کتاب داستانی سیسنروس، «خانهای در خیابان مانگو» (The House on Mango Street, 1983)، مجموعهای از نثر- نظمهای شبهزندگینامهای بود که روایتگر دوران زندگی دختری است که تلاش دارد در محیطی نامساعد، نویسندهای خلاق شود. «زن آوازهخوانرودخانه و سایر داستانها» (Woman Hollering Creek and Other Stories, 1991) روایتگر حکایات زنان و دختران مستأصل و عاجزی است که با این همه، احساس میکنند بر سرنوشت خود تسلط دارند. کتابهای شعر سیسنروس «پسرهای بد» (Bad Boys, 1980) و «اشعار رودریگو» (Rodrigo Poems, 1985)نام دارند. کتاب «خصلتهای شرور و خبیث من» (My Wicked, Wicked Ways, 1987) مجموعهای از شصت شعر با موضوعاتی همچون زادگاه او شیکاگو، سفرهای اروپایی و گناه جنسی است.
شکلی از نمایشنامه که در اوایل قرن هفدهم در انگلستان به روی صحنه میرفت. پیرنگ چنین کمدیهایی در لندن ریخته میشد و زندگی روزمرۀ طبقۀ متوسط را به تصویر میکشید. «بازار مکاره بارتالومیو» (Bartholomew Fair, 1614) اثر بن جانسون و «دختر پاکدامن در چیپ ساید» (A Chaste Mayd in Cheape-side, 1630)، اثر تامس میدلتون نمونههایی از این دست آثار هستند.
رسالهای فلسفی که به دفاع از مسیحیت میپردازد و توسط فیلسوف قرون وسطا، سنت آگوستین، با نام De civitate Dei در حدود 413 تا 426 نوشته شده است. شهر خدا، که شاهکار فرهنگ غربی است، در پاسخ به مشرکینی نوشته شده است که ادعا میکردند غارت و چپاول روم توسط بربرها (غیررومیها) در 410 یکی از عواقب سرکوب بتپرستان بهوسیله امپراتورهای مسیحی است. سنت آگوستین تأکید کرد که برعکس، مسیحیت شهر را از نابودی کامل نجات داد و سقوط روم حاصل فساد اخلاقی ساکنان است. او همچنین به ارائه دیدگاه خود درباره دو نوع جامعه پرداخت: (شهر خدا) جامعه مقربین خدا و (شهر انسان) جامعه ملعون و جهنمی. این شهرها در واقع تجسم نمادینی از دو قدرت معنوی ایمان و بیاعتقادی هستند که از زمان هبوط آدم و حوا، با یکدیگر در مبارزهاند. همچنین سنت آگوستین تفسیر الهی خود را از تاریخچه بشریت دارای سیر خطی و از قبل تعیین شده میداند که با آفرینش آغاز شده است و با بازگشت مسیح خاتمه مییابد. شهر خدا یکی از نافذترین آثار قرون وسطا است. فرضیه معروف سنت آگوستین که مردم بهواسطه گناهکاری به دولت نیاز دارند الگویی برای روابط دولت- کلیسا در قرون وسطا محسوب میشود.
عنوان جنبش ادبی روسی در قرن نوزدهم است که طرفداران آن معتقدند شعر باید اهداف اجتماعی و ارزشی داشته باشد و شاعران باید بهعنوان اعضای لاینفک جامعه محسوب شوند. این جنبش، توسط نیکالای آلیکسییویچ نیکراسف رهبری شد و بسیاری از هواداران او بهدلیل طنزهای تند و نیشدارشان علیه دولت، معروف هستند. بسیاری از این شاعران، مطالبی را برای مجلات لیبرال خصوصاً مجلهSovremennik(«معاصر») تحت سردبیری نیکراسف در 66-1846 نوشتند. شاعران ارزشی، که اکثر آنها از طبقات پائینتر اجتماع بودند، بر نقش سیاسی شعر صحه گذاشته و فرهنگ عوام جامعه را به شعر ملی تسری دادند. یکی از مهمترین شاعران ارزشی، دسمبریست کاندراتی فیودورویچ ریلیف بود که تنفر و انزجار خود از ظلم تزار و مرگ با عزت در جنگ با آن را دستمایه اشعار خود کرد. نیکالای دوبرولیوبوف، ایوان نیکیتین و ایوان آکساکف دیگر شاعران برجسته ارزشی بود.
مقالهای اثر هنری دیوید تورو، که در ابتدا بهعنوان یک سخنرانی در سازمان فرهنگی کانکورد، در ژانویه- فوریه 1848 ایراد شد و در تنها شمارۀ مجلهAesthetic Papersدر می 1849، تحت عنوان «مقاومت در برابر دولت مدنی» (Resistance to Civil Government) به چاپ رسید و با عنوان جدید «نافرمانی مدنی» (Civil Disobedience) در مجموعۀ «یکامریکایی در کانادا، با مقالات ضدبردگی و اصلاحات» (A Yankee in Canada, with Anti-Slavery andReform Papers, 1866)، پس از مرگ نویسنده به چاپ رسید.این مقاله، دفاعی از نگرشهای شخصی و فردی در برابر مصلحتاندیشی اکثریت و همچنین دربرگیرنده نظرات آنارشیستی قاطعانه تورو، درباره دولت و حاکمیت است. از نظر تورو، قانون اخلاقی نسبت به قانون مدنی برتری دارد، حتی اگر تاوانی بهدنبال داشته باشد، چرا که «تحت لوای دولتی که هر کسی را به ناحق به حبس محکوم میکند، مکان واقعی هر عدالتطلب نیز زندان است.» این مقاله رسالۀ مهمی در زمینه فردگرایی امریکایی محسوب میشود.
(ت. 5 ژوئن 1937، اوران، الجزایر) منتقد آثار فمینیستی، رماننویس و نمایشنامهنویس فرانسوی.زبان اصلی سیزو آلمانی بود. او در افریقای شمالی پرورش یافت؛ جایی که به گفته وی تمایل همیشگی را در وی ایجاد کرده بود که با سرکشیهای ناشی از شهوت قدرت در روح انسان به مبارزه برخیزد. در طول دهه 1960 در دانشگاه بوردو و نیز سوربن فرانسه تدریس کرد. در 1968 در تأسیس دانشگاه جدید پاریس، وَنسِن هشتم همکاری کرد و استادی ادبیات انگلیسی را در آنجا برعهده گرفت. در 1969، سالی که اولین رمان او با نام «درون» (Dedans) چاپ شد، او به بنیاد نهادن نشریه Poetique کمک کرد. در طی سالهای 72-1970، سهگانۀ «سومین پیکر» (Le Troisieème Corps)، «آغازها» (Les Commencements) و «خنثی» (Neutre) را منتشر کرد.در مجموعه مقالاتش با نام «نام هیچکس» (Prénoms de personne, 1974) و نیز در «زن تازه متولد شده» (La Jeune Née, 1975)، که با همکاری کاترین کلمان نوشته شد، سیزو راجع به اختلاف جنسی و تجربه زنانه در نوشتار مطالبی را نوشت. او در کتابهایی همچون «کتاب پرومیتی» (Le Livre de Promethea, 1983) افسانهها و اسطورههای گذشته را مجدداً تفسیر کرد و تصویر زنان در فرهنگ غرب را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. «تصویر دورا» (Portrait de Dora, 1976) اولین نمایشنامه او بود که بر روی صحنه رفت. نمایشنامۀ «هند رویاهایشان» (L'Indiade, ou, l'Inde de leurs rêves, 1987)، مجموعهای از مقالات و سخنرانیها، و رمانهای «خواندن با کلاریس لیسپکتور» (L'heure de Clarice Lispector, 1989) و «راز فرشته» (L' Ange au secret, 1991) آثار بعدی او هستند.
(آندره یوزف) (ت. 24 اکتبر 1885، زیخم، بلژیک- و. 2 سپتامبر 1968، اوکل) نویسنده معروف فنلاندی داستانِ کوتاه و رمان، که گاه به زبان آلمانی مینوشت. اثری که او را معروف کرد «سفیدپوست» (De Witte, 1920) بود که رمانی منطقهای دربارة پسربچه بازیگوش و شیطانی است.نوشتههای کلاس موضوعات متفاوتی دارد. حیوانات و کودکان در آثاری همچون «هرمان کونه» (HermanCoene,1925-30)، «کیکی» (Kiki, 1925)، و «فلوئره، راسوی وحشی» (Floere het fluwijn, 1950) مورد بررسی قرار گرفتند. جنگ جهانی اول موضوع «اسم 1914» (Namen 1914, 1916) بود. «معرکة دوستان سینت یانس» (De fanfare De Sint-Jans-vrienden, 1924) و «زندگی و مرگ ویکتالیس فون ژیله» (Het leven en de dood van Victalis van Gille, 1951) زندگی روستایی و مردم روستایی را توصیف میکند. لحن او گاه داورانه بود، همانطور که در آثار «تاریخ ننگین شارکله دوپ» (De vulgaire geschiedenis van Charelke Dop, 1924)، داستانِ تلخ یک سودجوی جنگ و «کلمانتین»Clementine, 1940))، داستان یک دختر کلفت فریبکار، اینگونه است.
(ت. 15 ژوئن 1920، نیوپراویدنس، آیوا، ایالات متحده- و. 10 دسامبر 1994، لنوکس، مساچوستس) شاعر امریکایی که اثرش بهدلیل یادآوری طبیعت، با تحسین منتقدان مواجه شد.کلمپیت، پس از فارغالتحصیلی از دانشکده گرینل، در سمت کتابدار بخش کتب مرجع و همچنین مصحح فعالیت کرد و اولین کتاب شعر خود را با عنوان «کثرت، کثرت» (Multitudes, Multitudes, 1973) با هزینه شخصی به چاپ رساند. اولین مجموعه کامل او «مرغ ماهیخوار» (Kingfisher, 1983) بود؛ این مجموعه بهدلیل استخدام نحو و واژگان دقیق، بسیار معروف است. «آنچه نور بدان میماند» (What the Light Was Like, 1985) نیز مورد تحسین زیادی قرار گرفت و حاوی چندین شعر راجع به مرگ است، از جمله، دو مرثیه برای برادرش، که در 1981 فوت کرد و این اثر را به او تقدیم کرده است. منتقدان ادبی به سهولت و قطعیت که کلمپیت در بهکارگیری تلمیحات ادبی و همچنین ارجاعات وی به طبیعت و استفاده او از سبکی نامتعارف و فخیم، خرده میگرفتند. مجموعههای بعدی او «شخصیت فراموششده» (Archaic Figure, 1987)، «بهسوی باختر» (Westward, 1990)، و «شکستن سکوت» (Silence Opens, 1994)نام دارند.
(شکوفایی حدود 1400) شاعر و درباری انگلیسی، نویسنده مشهور «فاخته و بلبل» (The Cuckoo and the Nightingale) که مدتها به جفری چاسر نسبت داده میشد. این شعر گفتوگوی سنتی میان دو پرنده راجع به قدرت عشق است و دارای توصیفهای ظریف و جذاب از فصل بهار است. این اثر سبک نظمگونهای دارد و اگرچه گهگاه اغلاطی نیز در آن مشاهده میشود، اما از سبک ادبی چاسر الهام گرفته است. فاخته و بلبل، که در برخی نسخههای خطی از آن با عنوان «کتاب کیوپید، خدای عشق» (The Book of Cupid, God of Love) یاد میشود، اولینبار در تصحیح ویلیام تین از آثار چاسر در 1532 منتشر شد ولی به هنگام ویرایش آثار چاسر توسط دابلیو. دابلیو. اسکیت در 97-1894 بود که این شعر به کلنوو نسبت داده شد و از آن پس نام وی روی برجستهترین نسخ خطی تا امروز بر جای مانده است.
(ت. 13 ژوئن 1793، هلپستن، نزدیک پیتربرا، نورتمپتنشر، انگلستان- و. 20 می 1864، نورتمپتن، نورتمپتنشر) شاعر روستایی مکتب رمانتیک.کلئر در فقر شدید بزرگ شد و از 7 سالگی شروع به چوپانی کرد. هرچند دسترسی او به کتاب کم بود، اما استعداد شعری و حافظة عجیبی داشت که از سنین پایین آشکار شد و با تصنیفهای عامیانه خانوادهاش پرورش یافت. در آغاز کار عمدتاً تحتتأثیر شاعر اسکاتلندی، جیمز تامسن، بود.در 1820، اولین کتابش به نام «اشعار توصیفی از زندگی و چشمانداز روستایی» (Poems Descriptive of Rural Life and Scenery) چاپ شد و شور و هیجانی ایجاد کرد. کلئر به لندن رفت، جایی که در محافل روز شهرتی بهدست آورد. در همان سال، با مارتا ترنر، دختر کشاورز همسایهشان و کسی که از وی در اشعارش با عنوان PattyoftheVale یاد میکرد، ازدواج کرد. ازآنپس با بداقبالی فزاینده روبهرو شد. دومین کتاب شعرش با استقبال کمی مواجه شد. سومین مجموعة شعر او به نام «گاهشمار چوپان؛ با داستانهای دهکده و دیگر اشعار» (The Shephered's Calender; with Village Stories and Other Poems, 1827) اگرچه اشعار بهتری را دربر میگرفت، ولی به همان سرنوشت دچار شد. فقر، نداشتن حامی و نوشیدن مشروبات الکلی صدمات زیادی به سلامتیاش وارد کرد. آخرین کتابش «قریحة شاعریروستایی» (The Rural Muse, 1835) را هر چند منتقدان ستودند ولی باز فروش کمی کرد. دوباره کلئر از اوهام رنج کشید. در 1837 با وساطت ناشرش، در تیمارستانی خصوصی در های بیچِ اپینگ بستری شد و چهار سال آنجا ماند. سلامتی او افزایش یافت، ولی به غربتزدگی دچار شد و در ژوئن 1841 از آنجا گریخت. او هشتاد مایل پیاده و بیپول بهطرف نورتبرا رفت، از کنار جاده علف خورد تا سد جوع کند. او شرح رقتانگیز و منثور این سفر عجیبش را در نامههایی که خطاب به همسر خیالیاش «مری کلئر» نوشته، بر جای گذاشته است. حدود هفتماه در خانه بود، اما در پایان 1841 دیوانه شناخته شد. بیستوسه سال پایان زندگی را در تیمارستان اندروزِ نورتمپتن گذراند و با انگیزهای عجیب و سیریناپذیر بسیاری از بهترین اشعارش را سرود. «گزیدة اشعار و نثر» (Selected Poems and Prose)او را اریک رابینسون و جفری سامرفیلد در 1966 ویرایش و چاپ کردند.
شخصیت داستانی، همسر آرمانی شخصیت عنوانی «تس دوربرویل» (Tess of the Durbervilles) اثر تامس هاردی. او بهواسطه آنچه تس برای او آشکار میکند به واقعبینی میرسد، اما سرانجام به عشق تس گردن مینهد.
(نام کاملآن کلاریسا؛ یا سرگذشت خانم جوان)، رمانی در قالب نامه و مکاتبه که سمیوئل ریچاردسون آن را در 48- 1747 منتشر کرد.ریچاردسون ابتدا قهرمان داستان یعنی، کلاریسا هارلو را وقتی معرفی میکند که دارد به انگیزههای پنهان خانوادهاش پی میبرد. او میفهمد که خانوادهاش برای بهبود بخشیدن به وضعیت خود، میخواهند او را به اجبار به ازدواجی بدون عشق وادار کنند. زمانیکه لاولیس، فرد رمانتیکی که اصول و فضیلتهای خانوادة هارلو را مورد تحقیر قرار میدهد، حمایت از کلاریسا را پیشنهاد میکند، کلاریسا همراه با وی از خانوادهاش جدا میشود. کلاریسا اگرچه واقعاً در عشق با لاولیس نیست لیکن ظاهراً مجذوب او شده است، اما وقتی میفهمد لاولیس او را فقط با شرایط خودش میخواهد، ازدواج با وی را رد میکند. ریچاردسون در نامههای لاولیس به دوستش بلفورد نشان میدهد که آنچه لاولیس را به تصاحب و در نهایت تجاوز به عنف تحریک کرده در واقع کینهاش از اهانتهای خانوادة کلاریسا و احساس وی از فضیلت و برتری اخلاقی کلاریسا است. از سوی دیگر برای کلاریسا قبول ازدواج بهتر از قبول اصول اخلاقی فرصتطلبانة خانوادهاش نیست. وقتی رمان به پایان فرسایشی خود میرسد، او از دنیای خانوادة هارلو و خانواده لاولیس جدا میشود و در حالی میمیرد که تا آخرین لحظه دست از اعتقاداتش برنمیدارد.
نام مستعار او جی. پی. کلارک بِکدِرِمو (ت. 6 آوریل 1935، کیاگبودو، نیجریه) شاعر نیجریهای که مجموعة «نِیای در مَد» (A Reed in the Tide, 1965) وی، اولین مجموعه اشعار از یک افریقایی سیاهپوست بود که بهصورت بینالمللی منتشر شد. او همچنین در کسوت روزنامهنگار، نمایشنامهنویس، منتقد و محققی که تحقیقاتی را در زمینه افسانهها و اسطورههای سنتی آیجو انجام داد و مقالاتی را دربارة شعر افریقایی نوشت، شهرت دارد.کلارک در 1960 در رشته زبان انگلیسی از دانشگاه ایبادان با درجه ممتاز فارغالتحصیل شد. یک سال تحصیل وی در دانشگاه پرینستون منجر به نوشتن اثر «امریکا، امریکای آنها» (America, Their America, 1964) گردید که در آن وی به ارزشهای طبقه متوسط امریکایی از نظام سرمایهداری گرفته تا سبک زندگی امریکاییان سیاهپوست حمله میکند. او بعدها استاد زبان انگلیسی در دانشگاه لاگوس و سردبیر دوم مجله ادبی برجسته Black Orpheus شد.در «اشعار» (Poems, 1962)و نِیای در مد، هر شعر حاصل یک هیجان لحظهای است که غالباً از لحظهای خاص در گذشته الهام گرفته است. اثر «تلفات: اشعار68-1966» (Casulties: Poems, 1966-68, 1970) بیشتر به موضوع جنگ داخلی نیجریه میپردازد. دیگر مجموعههای شعر او «یک دهه شعار» (A Decade of Tongues, 1981)، و «اتحاد» (State of the Union, 1985/ که آن با نام مستعار جی. پی. کلارک بکدرمو منتشر کرد) نام دارند.از نمایشنامههای او، سه نمایش اول (که در یک مجلد با عنوان «سه نمایشنامه» (Three Plays) در 1964 منتشر شد) تراژدیهایی هستند که در آن افراد نمیتوانند از سرنوشتی که قانون تغییرناپذیر طبیعت یا جامعه تعیین کرده است، فرار کنند. «صدای یک بز» (Song of a Goat) و «بالماسکه» (Masquerade) تراژدیهای خانوادگی هستند و «زورق» (The Raft) عالیترین نمایشنامه او محسوب میشود. وضعیت چهار مردی که بر زورقی روی رودخانه نیجر سرگردان هستند، نشاندهنده مخمصههای انسان و وضعیت دشوار نیجریه در دنیای جدید است. «اُزیدی» (Ozidi, 1966) اثری تجربیتر و نسخه اجرایی از نمایشنامه آئینی- سنتی آیجو است که اجرای آن در دهکدههای محلی هفت روز طول میکشید. این اثر همچون اپرای عامیانه یوروبا مشحون از موسیقی، رقص، تقلید، ادابازی و مضحکه بود. کلارک همچنین فیلم «ازیدی از آتازی» (The Ozidi of Atazi, 1972/ با هنرمندی فرنسیس اسپید) و نیز ترجمهای انگلیسی از این حماسه آیجو را تهیه کرد.
(ت. 3 آگوست 1909، اورلند شرقی، ایالت مین، ایالات متحده- و. 10 نوامبر 1971، رینو، نوادا) رماننویس و نویسندة امریکایی داستان کوتاه که آثارش، با پسزمینههایی از غرب امریکا و بهکارگیری موضوعات آشنای محلی گاوچرانان و فضای آزاد یا قصههای مرزی بهمنزلة نقطة شروع داستان، به کنکاش در موضوعات عمیق فلسفی میپردازند. کلارک در رینو پرورش یافت و همین زمینهای برای شکلگیری رمانش با نام «شهر برگهای لرزان» (The City of Trembling Leaves, 1945) شد، که داستان رشد پسر نوجوان حساسی بود. بهترین اثر کلارک، «ماجرای حلقه یوغ» (The Ox-Bow Incident, 1940) است. این اثر، که داستان مجازات سه مرد بیگناه است، در 1885 بینش قوی و شگرفی دربارة روانشناسی عامة مردم ارائه میدهد. «رد پای گربه» (The Track of the Cat, 1949)، که قصة شکار یک پلنگ سیاه در بوران است، نیز حکایتی اخلاقی است. «خدایان هشیار» (The Watchful Gods, 1950) مجموعه داستان کوتاه است.
نام کامل او چارلز (ت. 16 دسامبر 1917، ماینهد، سامرست، انگلستان) نویسندة داستانهای علمی- تخیلی، که برخی از تصوراتش شباهتهای فراوانی به زندگی واقعی خود او داشته است، خصوصاً در ایجاد ارتباطات ماهوارهای. کلارک از کودکی به علم علاقه داشت. در جوانی با کمک تلسکوپ دستساز محدود خودش نقشة ماه را ترسیم کرد. نداشتن پول کافی برای تحصیلات عالیه او را واداشت تا به حسابرسی دولتی مشغول شود. از 1941 تا 1946 در نیروی هوایی سلطنتی خدمت کرد و مربی و تکنسین رادار شد. در زمان خدمتش، اولین داستانهای علمی- تخیلیاش را منتشر کرد. کلارک بعد از جنگ، با درجة ممتاز در رشتههای فیزیک و ریاضی از کینگز کالج لندن فارغالتحصیل شد (لیسانس علوم در 1948) و سپس، نویسندة پرکار داستانهای علمی- تخیلی شد که بالاخص با رمانهای «پایان کودکی» (Childhood's End, 1953)، «نور زمین» (Earthlight, 1955)، «ریزش غبار ماه» (A Fall of Moondust, 1961)، «قرار ملاقات با راما» (Rendezvous with Rama, 1973)، و «چشمههای بهشت» (The Fountains of Paradise, 1979) مشهور شد. مجموعة مقالات و سخنرانیهایش شامل: «صداهایی از آسمان» (Voices from the Sky, 1965)، «چشماندازی از سرندیب» (The View from Serendip, 1977)، «صعود به مدار: زندگینامة خودنگاشت علمی» (Ascent to Orbit: A Scientific Autobiography, 1984) و «روزهای حیرتانگیز: زندگینامه خودنگاشت علمی– تخیلی» (Astounding Days: A Science Fictional Autobiography, 1989) است. در دهة 1950، در کلارک علاقهای به اکتشاف زیر دریا بهوجود آمد و به سیلان (اکنون، سریلانکا) رفت. او خطرهای زیر آب را در مجموعه کتابهایی گزارش کرده که اولین آنها، «ساحل مرجانی» (The Coast of Coral, 1956) است. در دهة 1960، با استنلی کوبریک، کارگردان سینما، در ساختن فیلم علمی- تخیلی خلاقانه «2001: ادیسة فضایی» (2001: A Space Odyssey, 1968)، که براساس داستان کوتاه کلارک به نام «نگهبان» (The Sentinel) بود، همکاری کرد. بعداً همان موضوع را به رمانی بسط داد. از رمان تکمله «2010: ادیسه فضایی 2» (2001: Odyssey Two, 1982) در 1984 فیلم ساخته شد. رمان دیگر از این سری داستانها «2061: ادیسه 3» (2061: Odyssey Three, 1987) بود.
نامخانوادگی اصلی او نوولو (بهترتیب ت. 15 دسامبر 1787، انفیلد، میدلسکس انگلستان- و. 13 مارس 1877، جنوا، ایتالیا؛ ت. 22 ژوئن 1809، لندن، انگلستان- و. 12 ژانویه 1898، جنوا) ویراستاران و منتقدان انگلیسی که بهدلیل کار روی آثار ویلیام شکسپیر معروف هستند.چارلز کلارک با الفرد نوولو در کار انتشار موسیقی شریک شد و در 1828 با خواهر وی، مری، ازدواج کرد. شش سال بعد، کلارک سخنرانیهای عمومی خود را در مورد شکسپیر و دیگر نمایشنامهنویسان و شاعران آغاز کرد. «شخصیتهای شکسپیر، بهویژه آنهایی که دونپایه هستند» (Shakespeare Characters; Chiefly Those Subordinate, 1863) و «شخصیتهای مولیئر» (Molière Characters, 1865) آثاری هستند که منتشر کردند. او اشعار جورج هربرت را در 1863 تصحیح کرد و چهارده سال بعد، ویراستهای جدیدی از آثار تقریباً همة شاعران انگلیسی تهیه کرد.پس از اینکه مری «فهرست واژههای شکسپیر» (Shakespeare Concordance, 1845) را گردآوری کرد، این زوج در اثری دربارة شکسپیر با عنوان «کلید شکسپیر: باز کردن خزائن سبک او» (The Shakespeare Key: Unlocking the Treasures of His Style, 1879) با یکدیگر همکاری کردند (در 1868 کامل شد). آنها اساساً به مطالعه دربارة شخصیت علاقهمند بودند و کتاب «دوران دختری شخصیتهای زن در آثار شکسپیر» (Girlhood of Shakespear's Heroines) از مری در 52- 1851 چاپ شد.
(ت. 24 آوریل 1846، لندن، انگلستان- و. 2 اگوست 1881، ملبورن، ایالت ویکتوریا، استرالیا) نویسندة استرالیایی متولد انگلیس که شهرت وی بهواسطه رمان «زندگی طبیعیاش» (His Natural Life, 1874/ که عبارت «در طول» بدون هیچگونه اجازه پس از مرگش به آن عنوان، اضافه شد) است؛ این رمان را اولین رمان کلاسیک استرالیایی میدانند.کلارک در هفده سالگی انگلستان را به مقصد استرالیا، جایی که عمویش در آن قاضی دادگاه محلی بود، ترک کرد. با وجود این در 1867 داستانهایی را برای Australian Magazine مینوشت و بهعنوان منتقد تئاتر در روزنامة Melbourne Argus کار میکرد. کلارک در مأموریتی که از سوی Australian Journal برای نوشتن داستانهای دنبالهدار راجع به زندگی یک مجرم به او داده شد، شاهکار خود یعنی زندگی طبیعیاش را خلق کرد که داستان روفوس دوز است، مردی که به اشتباه محکوم به جرمی شده و در سراشیب سقوط در دنیای غیراخلاقی مجرمانه قرار گرفته است. این اثر بهصورت نمایش ملودرام، تقریباً به سبک واقعنگری جلف و زنندهای نوشته شد. رمانها و قصههای متعدد کلارک، در مجموعة «چاپ استرالیایی آثار منتخب مارکوس کلارک» (The Austral Edition of the Selected Works of Marcus Clarke, 1890) گردآوری شدهاند.
[فرانسوی آن classique، از واژه لاتین classicus، به معنی تعلق داشتن به بالاترین طبقه از طبقات پنجگانة شهروندان رومی] 1- اثر ادبی روم یا یونان باستان. 2- اثر عالی جاودانه یا نویسندة چندین اثر.
1- اصول، سنت تاریخی، نگرشهای زیباییشناختی یا سبک ادبیات یونان و روم در عهد باستان. در بافت سنت، کلاسیسیسم به اثر خلق شده در عهد باستان و یا به آثار متأخر ملهم از آثار عهد باستان اشاره دارد. نوکلاسیسیسم اغلب به هنر خلق شدة متأخر، اما الهام گرفته از عهد باستان اشاره دارد. گاهی این دو واژه به یک معنی بهکار میروند. 2- دانش مربوط به یونان و روم باستان. 3- طرفداری یا تمرین فضایلی که گمان میرود ویژگی کلاسیسیسم یا بهطورکلی و ماندگار باشد (مثل ظرافت و صحّت رسمی، سادگی، شکوه، خویشتنداری، نظم، تناسب). این واژه اغلب متضاد رمانتیسم است.ادوار کلاسیسیسم در ادبیات معمولاً با ادوار کلاسیک در هنرهای تجسمی، مصادف شدهاند. برای مثال، در ادبیات، اولین شکوفایی دوبارة کلاسیسیسم در دورة نوزایی رخ داد، بهویژه زمانی که نثر سیسرو مورد تقلید قرار گرفت. فرانسه در قرن هفدهم، کلاسیسیسم غنی و متنوعی را بسط داد. نمایشنامهنویسانی همچون پیئر کورنی و ژان راسین به همراه فیلسوفانی چون بلز پاسکال و رونه دکارت نقش مهمی در این زمینه داشتند. در انگلستان، کلاسیسیسم در ادبیات، بعد از فرانسه پا گرفت و در نوشتههای قرن هجدهم جان درایدن و الگزاندر پوپ به اوج خود رسید. قسعصر اوگستن. جی. ایی. لسینگ، ی. و. فون گوته و فردریش شیلر چهرههای اصلی مکتب ادبی کلاسیک آلمان بودند. در اوایل قرن بیستم، تی. اس. الیوت و مدافعان نقد جدید گاهی بهدلیل آنکه به محدودیت ارزش میدادند و بر قالب و نظم تأکید میکردند، پیرو سبک کلاسیک خوانده میشدند.
(- لوئی- شارل- ماری) (ت. 6 آگوست 1868، ویلنوو سور- فِر، فرانسه- و. 23 فوریه 1955، پاریس) شاعر، نمایشنامه و مقالهنویس، یکی از چهرههای شاخص ادبیات فرانسه در نیمة اول قرن بیستم که آثارش الهام غنایی، فراگیری و یکدستی، و لحن پیشگویانهشان را از اعتقاد او به خدا حاصل میکردند.کلودل در خانوادهای کشاورز و زمیندار به دنیا آمد. او، که در امور اقتصادی خُبره شده بود، در 1890 به شغلی طولانی و مهم در سرویس خارجی مشغول شد. در سفرهایش به نقاط مختلف جهان، آرامآرام روی مفهوم خدامحوری جهان کار کرد و رسالتش را، که همانا الهام از رهگذر شعر غنایی و دراماتیک طرح بینظیر خلقت بود، در سر پروراند. این ایده تقریباً با نوگروی کلودل به مذهب کاتولیک در 18 سالگی به ذهنش خطور کرد.کلودل از رهگذر نمایشنامههای سمبولیستیاش مخاطبان زیادی برای خود دست و پا کرد؛ آثاری که قدرتمندانه همة عناصر تئاتری را تلفیق میکردند تا حالت، فضا و مضمون مکرر واحدی را پدید بیاورند. قهرمانانش مردان عملی هستند- ژنرالها و جهانگشایانی که خداوندگار زمین متولد میشوند و غرور، حسد، جاهطلبی، خشونت و عشق را به نمایش میگذارند. اما کلودل مسیری مشخص را بهسوی رستگاری ارائه میکند.کلودل در اوایل دهه 1900 با زن لهستانی متأهلی دیدار کرد که چهار سال با هم رابطه داشتند (که هر دو بعدها آن را انکار کردند). گرچه او در 1906 با زنی فرانسوی به نام رن سن ماری پرن ازدواج کرد، این عشق نامشروع پیشین وی عنصر خیالی اصلی آثار بعدی او شد که با اثر خودزندگینامهای «تقسیم نیمروز» (Partage de midi, 1906) آغاز شد. «نوید به مریم عذرا» (L'Annonce faite à Marie, 1912) اثری با حال و هوای معماگونة قرون وسطا است که کلودل در آن، جایگاه زن را در نظام آفرینش خدا شرح میدهد. زن هم دختر حواست، که افسونگر و سرچشمه شر است، و هم فرزند مریم و آغازگر جستوجو برای رستگاری است: شبیه شخصیت دونیا پروهیز در شاهکار کلودل یعنی «کفش اطلسی» (Le Soulier de satin, 1929). جهان کاتولیک اسپانیایی در دورة نوزایی صحنة جستوجویی است که در آن دونیا پروهیز دستنیافتنی (چون ازدواج کرده) ازسوی رودریگ ماجراجوی باتجربه، پرشور و شکارچی جستوجو میشود.دیگر آثار نمایشی کلودل، نمایش سهگانة «گروگان» (L’Otage, 1911)، «نان بیات» (Le Pain dur, 1918)، و «پدر شرمسار» (Le Père humilié, 1920) است. او همچنین متن اُپرای «کتاب کریستف کلمب» (Le Livre de Christophe Colomb, 1933)، با موسیقی داریوس میو و اوراتوریوی «ژاندارک در معرض خطر» (Jeanne d'arc au bûcher, 1939) با موسیقی آرتور اونگر را نوشت.معروفترین و تأثیرگذارترین آثار غنایی او، اعترافنامة جاهطلبانه «پنج چکامة بلند» (Cinq grandes odes, 1910) هستند. او خیلی زود مصراع بلند، تقطیع نشده و معمولاً غیرمقفّا را انتخاب کرد؛ این شیوه که به verset claudélienمعروف است، افزودة متمایز کلودل به علم عروض فرانسه است.
نام کاملاو کلاودیوس کلاودیانوس (ت.حدود 370، اسکندریه [مصر]- و. حدود 404، رم، [ایتالیا]) آخرین شاعر بزرگ سنت کلاسیک.کلودیئن تبحرش در زبان لاتین را در شعری که مقام کنسولی (395) پروبینوس و اولوبریوس را مورد ستایش قرار میدهد، نشان داد. طنزی با عنوان «ستایش هادریانوم» (Deprecatio ad Hadrianum) دربارة مافوقش، هادریانوس یونانی، جایگاه او را در طبقه اجتماعیاش بهخطر انداخت؛ اما او با ستایش مکرر استیلیکو، وزیر امپراتور غربی فلاویوس هونوریوس، و محکوم کردن رقبای او در دربار فلاویوس آرکادیوس، به مرتبة بالایی دست یافت.همراه با نامهها، طنزها و چوپانیها، شعرهای استیلیکو، بخشی از آثار معتبر او را در دو کتاب با عنوان «بهترینهای کلودیانوس»Claudianus major)) تشکیل میدهد. همچنین از وی آثار دیگری همچون اهانتهایی علیه وزیر آرکادیوس، دو شعر خطاب به سرنا (همسر استیلیکو)، دو اِپیتالامیوم (شعرهای مربوط به ازدواج)، و نیز «پیرمرد وِرُنا» (De sene Veronensi) و «جنگ غولها» (Gigantomachia) برجای مانده است. «آثار فرعی کلودیانوس»Claudianus minor)) مشتمل بر حماسة اساطیری «تجاوز به پروزرپین»(Raptus Proserpinae)است که شهرت قرون وسطایی کلودیئن تا حد زیادی مدیون این اثر است.کلودیئن، که در اروپا در قرون وسطا همطراز استاتیوس و لوکان بهشمار میرفت، از سوی منتقدان معاصر بهسبب بهکارگیری زبان فخیم برای روایت موضوعات بیارزش مورد انتقاد قرار گرفته است، اما آثارش در حکم منابع تاریخی ارزشمندی بهشمار میروند.
شخصیت داستانی، قهرمان زنِ سلسله رمانهایی نوشته کولت، که در ابتدا، با عنوان اثری از همسر آن زمانش- آنری گوتیه- ویلار («ویلی») منتشر میشدند. این آثار «کلودین در مدرسه» (Claudine à l'école, 1900)، «کلودین در پاریس» (Claudine à Paris, 1901)، «همسر اهلِ گذشت» (Claudine en ménage, 1902/ در 1902 با عنوانClaudine amoureuse مجدداً منتشر و به «همسر اهل گذشت» ترجمه شد)، و «همسر بیگناه» (Claudine s'en va: Journal d' Annie, 1903) نام دارند. کولت جوان از تجربیات شخصیاش در قامت دختری شهرستانی و زن جوانی متأهل با شوهری زنباره کمک میگیرد تا صحنههایی را از زندگی دختر سادة جوانی خلق کند. هم کلودین و هم اَنیِ تسلیم و اهل زندگی، که چهارمین کتاب کلودین را روایت میکنند، بار دیگر در اثر «عقبنشینی از عشق» (La Retraite sentimentale, 1907) کولت، که با نام کولت ویلی منتشر شده است، حضور دارند.
نام کاملاو تیبریوس کلاودیوس سزار آوگوستوس جرمانیکوس، نام اصلی (تا 41 م) تیبریوس کلاودیوس نِِرو جرمانیکوس (ت. 1 آگوست 10 ق.م، لوگدونوم، گول [هماکنون لیون، فرانسه]- و. 13 اکتبر 54 م، رم [ایتالیا]) امپراتور رم (54-41 م)، که قلمرو امپراتوری دوم را در افریقای شمالی گسترش داد و بریتانیا را به تصرف روم درآورد. او تواریخ اِتروسکان و کارتاژها را (به زبان یونانی)، و نیز یک زندگینامه شخصی و رسالهای تاریخی دربارة الفبای رومی نوشت، اما هیچیک از آثار مکتوبش به جا نمانده است.زندگی کلاودیوس موضوع دو رمان «من، کلاودیوس» (I, Claudius, 1934) و «کلادیوس، خدا و همسرش مسالینا» (Claudius, the God and His Wife Messalina, 1935) نوشتة رابرت گریوز بوده است.
(ت. 15 آگوست 1740، راینفلد، هولشتاین [آلمان]- و. 21 ژانویه 1815، هامبورگ) شاعر آلمانی که عمده شهرتش بهسبب نگارش کتابِ «ماه بالا آمده است» (Der Mond ist aufgegangen) و سردبیری نشریة تأثیرگذار Der Wandsbecker Bote است. این نشریه با سردبیری کلاودیوس (75-1771) نه تنها در میان عامة مردم- که در اصل با هدف روشنگری برای آنها طراحی شده بود- بلکه در میان مهمترین چهرههای ادبی آن روز مشهور بود. در میان همکاران نشریه، یوهان گوتفریت فون هِردرِ فیلسوف، فردریش کلوپشتوکِ شاعر و گوتهولت افرائیم لسینگِ منتقد و نمایشنامهنویس دیده میشدند. این سه به همراه کلاودیوس با تشکیل حلقهای، به مخالفت با روح غالب خردگرایی و کلاسیک برخاستند و در پی حفظ حالوهوای طبیعتگرا و مسیحی در ادبیات بودند. شعرهای کلاودیوس از سادگی، بیآلایشی و مسیحیت صادقانهای برخوردار است.
(ت. 12 سپتامبر 1865، هِلِتوفده، جزیره لانگلان، دانمارک- و. 11 آوریل 1931، گِنتوفده، نزدیک کپنهاگ) شاعر نورمانتیک دهه 1890 دانمارک که از سمبولیستهای فرانسوی تأثیر گرفته بود و شاعران نوپرداز دهههای 1940، 50 و 60 دانمارک را بهشدت تحت تأثیر قرار داد.علیرغم ارتباط نزدیک کلاوسن با فضای ادبی فرانسه، برداشت رمانتیک و فکاهی او از افسانههای مربوط به هستی انسان در قالب آثاری چون: «بچههای طبیعت» (Naturbørn, 1887) و«شاخههای درخت بید» (Pilefløjter, 1899)، در سنت ادبی دانمارک باقی میماند. اثر بعدی او تاریکتر و جدیتر میشود، همانگونه که از عنوان مجموعه «شیطانپرستی» (Djævlerier, 1904) چنین استنباط میشود. احساسات ضدّ مادیگرایانة کلاوسن، در آخرین مجموعة مهمش یعنی «هرویکا» (Heroica, 1925) به اوج بیان میرسد.کلاوسن چندین کتاب سفرنامه و داستانهای منثور غنایی از زندگی در شهرهای کوچک دانمارک نوشت. او همچنین آثاری را از شاعران مورد علاقهاش همچون پرسی بیش شِلی، هاینریش هاینه و شارل بودلر ترجمه کرد.
جمع آنclausulae [لاتین، به معنی پایان، انتهای یک دورة بلاغی، گرفته شده از claudere به معنی پایان دادن] در فن بلاغت لاتینی و یونانی به پایان موزون یک جمله یا یک عبارت و یا به آهنگ پایانی گفته میشود. کلاژولا بهطور اخص در ضرباهنگ نثر لاتین باستان و سدههای میانی مهم است؛ برای نمونه بیشتر کلاژولاهای موجو در سخنرانیهای سیسرو از الگوی خاصی پیروی میکند و مشخصاً از گونههایی خاص از پایانهای آهنگین احتراز میکند. کلمات آخر یک خطابه، عنصر مهم تأثیرگذاری آن خطابه بود.
(ت. 10 اکتبر 1924، سیدنی، نیوساوت ویلز، استرالیا- و. 6 سپتامبر 1994، وُوِه، سوئیس) نویسندة رمانهای معروف حادثهای که در آنها فرهنگهای آسیایی را به تصویر میکشد. کلاول، که در ابتدا فیلمنامه مینوشت، اولین رمانش با نام «شاه موش» (King Rat, 1962) را براساس تجربیاتش در قامت اسیرِ ژاپنی در جنگ جهانی دوم به نگارش درآورد. قدرت و ثروت بهعنوان عامل نزاع شرق و غرب و در مرتبة دوم، موضوعات جنسی و عشق بهعنوان عامل کشمکش میان زن و مرد، درونمایه آثار داستانی او را تشکیل میدهند. «تایپهای» (Taipan, 1966) و «خانة باشکوه» (Noble House, 1981)، که حوادث آن در هنگکنگ تاریخی و مدرن میگذرد؛ «شوگان» (Shōgun, 1975)، که حوادث آن در ژاپن قرن هفدهم میگذرد؛ «گردباد» (Whirlwind, 1986)، که به ایران و انقلاب 1979 آن میپردازد؛ و «گایجین» (Gai-Jin, 1993)، که به ژاپن قرن نوزدهم میپردازد، از دیگر رمانهای کلاول هستند.
(ت. 1730، لانساروته، اسپانیا- و. 1806، مادرید) طبیعتگرا و ادیب اسپانیایی که بهخاطر مبارزه و فعالیت در مخالفت با اجرای عمومی «درباره آئینهای مقدس» (auto sacramentales) در عید پیکر مسیح شناخته شده است؛ نمایشی تکپردهای در هوای باز که رمز و راز عشای ربّانی را به تصویر میکشد. کلاویخو در جایگاه سردبیر مجلة ادواری ادبی El pensador در مخالفت با اجرای این نمایشنامهها، که تبدیل به نمایشهای عمومی عامهپسند شده بودند، بهطور مداوم انتقاد میکرد. بهخاطر فعالیتهای او «درباره آئینهای مقدس» در 1765 ممنوع شد. رابطة عشقی او با لوئیز، خواهر پی. ای. کارون دو بومارشه نمایشنامهنویس فرانسوی را ی. و. فون گوته تبدیل به نمایشنامه تراژدی به نام «کلاویگو» (Clavigo) کرد.او، که پیشتر تحصیلاتش را در فرانسه گذرانده بود، آثاری از راسین، ولتر و کنت دو بوفون، طبیعتگرای فرانسوی، را ترجمه کرد.
رمانهای سهگانة شبهخودزندگینامهای اثر آرنلد بِنت. اولین و مشهورترین رمان از این سهگانه «کلیهنگر» (Clayhanger, 1910) و دو اثر بعدی «هیلدا لِسوِیز» (Hilda Lessways, 1911) و «این دو» (These Twain, 1915) است. این آثار همزمان در 1925 منتشر شدند. ماجرای رمان کلیهنگر، که در اواخر قرن نوزدهم در شهر بیروح سفالگری در میدلندز صنعتی میگذرد، داستان زندگی ادوین کلیهنگر را روایت میکند که در تلاش است کنترل زندگیاش را از چنگ پدر خودرأی و عملگرای خویش بیرون آورد. او، که سرخورده و خجالتی است، عاشق هیلدا لِسویز میشود؛ زن جوان روراستی که علیرغم شیفتگیاش به ادوین، با مرد دیگری ازدواج میکند. او سالها بعد هیلدا را درحالیکه زندگیاش از هم فروپاشیده و تهیدست است، پیدا میکند، شوهرش بهسبب داشتن زن دیگری زندانی شده و بدینترتیب بچهاش نامشروع شناخته میشود. با همة این اوصاف، کلیهنگر هنوز هیلدا را دوست دارد. هیلدا لسویز، که از زاویه دید هیلدا روایت میشود، وقایع دوران کودکی و جوانی او را بهترتیب زمان شرح میدهد. در کتاب این دو، دیگر کلیهنگر و هیلدا با هم ازدواج کردهاند. کلیهنگر پسر هیلدا را به فرزندی قبول میکند و این زوج تلاش میکنند خلقوخویهای متفاوت و اختلاف سلیقههایشان را با هم تطبیق دهند.
داستان کوتاهی از ارنست همینگوی که در گزینه آثار ادبی متعددی گنجانده شده است. این اثر ابتدا در مارس 1933 در نشریة Scribner’sMagazine و سپس در همان سال، در مجموعة «برنده هیچ نمیبرد» (Winner Take Nothing) منتشر شد. اواخر شبی، دو گارسن در کافهای منتظرند آخرین مشتریشان- پیرمردی که بهتازگی دست به خودکشی زده- آنجا را ترک کند. گارسن جوانتر که میخواهد به خانه، نزد همسرش برود، پیرمرد را از کافه به بیرون هدایت میکند، اما گارسن بزرگتر که به نیاز انسان به یک گوشه پاک و روشن، به چراغی در تاریکی واقف بوده، با پیرمرد همدردی میکند.داستان بیانات هستیشناختی قدرتمندی است دربارة نارسایی مذهب بهمثابة منبع آرامش و در جای جای آن دعای معروف مسیح را تکرار کرده، امّا کلمة اسپانیایی nada («هیچ چیز») را جانشین اکثر اسمهای موجود در دعا میکند.
(تعمیدشده در 24 سپتامبر 1710، کینگِستُن نزدیک تِمز، ساری، انگلستان- و. 23 ژانویه 1789، لندن) رماننویس انگلیسی و نویسندة اثر مفتضح «فَنی هیل» (Fanny Hill, 1748,49).کللند بعد از خدمت در کسوت کنسول در اسمرنا و بعد در کسوت نماینده شرکت انگلیسی هند شرقی در بمبئی، آوارهای تهیدست شد. او در این شرایط تنگدستی، در ازای دریافت 20 گینی، فَنی هیل را نوشت. هرزهنگاریای زیبا و ادیبانه، که کارهای فاحشهای لندنی را توصیف میکند. این رمان، در جایگاه اثری کلاسیک در ادبیات اروتیک، بیش از دو قرن از محبوبیت زیادی برخوردار بوده است. در ابتدای چاپ، فوراً توقیف شد (اتفاقی که بعدها نیز تکرار میشود) و کللند به هیئت مشاورین سلطنتی فراخوانده شد. او فقر زیادش را بهانه کرد و محکوم نشد. در عوض، لُرد گرنویل که فکر میکند او آدم با استعدادی است، سالانه حقوقی به ارزش 100 پوند به او میدهد تا او از این استعداد در راههای بهتری استفاده کند. از آن پس، او روزنامهنگار، نمایشنامهنویس و زبانشناس آماتوری شد.
نام اصلی او رجینالد جان کلمو (ت. 11 مارس 1916، سنت اوستل، کورنوال، انگلیس- و. 25 جولای 1994، ویمت، دورسِت) شاعر انگلیسی که بیماریهای جسمیاش- او در حدود 1936 ناشنوا شد و در 1955 بیناییاش را بهطور کامل از دست داد- شعرش را بهشدت تحتتأثیر قرار داد.کلمو، که فرزند کارگر سفالگری از اهالی کورنیش بود، در اولین اثرش علاقه خود را به دشت پر چاله چولهای که در آن زندگی میکرد، آشکار میسازد؛ همان زمین زراعیای که جای خود را به کارگاه چینیسازی داده بود. سپس او دربارة نگاه شخصی به نوگروی مذهبی خویش (تغییر دین) مینویسد. او در 1968 با معلم هنر اهلِ وستمورلند ازدواج کرد که منبع الهام اثر بعدیاش شد؛ اثری که در آن درونمایة تجدید حیات در طبیعتِ به ظاهر مرده، بهطور چشمگیری آشکار است.مهمترین مجموعه شعرهای کلمو «تپههای رُسی» (Clay Verge, 1951)، «نقشة سفالگری» (Map of Clay, 1961)، «کاکتوس بر روی کارمل» (Cactus on Carmel, 1967)، «پیشنهاد تکراری» (The Echoing Tip, 1971)، «پاییز بلند» (Broad Autumn, 1975)، «اشعار منتخب» (Selected Poems, 1988)، «اشعار برجسته» (Banner Poems, 1989)، و «رسیدن به مورانو» (Approach to Murano, 1993) نام دارند. کلمو چند رمان از جمله «آزمندی حیوانی» (Wilding Graft, 1948) و «بستر مرموز» (Shadowed Bed, 1986) و نیز چند اثر غیرداستانی هم نوشته است.
نام کاملاو کلئوپاترا هفتم تئا فیلوپاتور («الهة دوستدار پدر») (ت. 69 ق. م- و. 30 آگوست 30 ق.م، اسکندریه) ملکه مصریِ مشهور در تاریخ و نمایش، عاشق جولیوس سزار و بعدها همسر مارک آنتونی. او با مرگ پدرش، پتولمی دوازدهم، در51 ق.م. ملکه شد و بهترتیب با دو برادرش پتولمی سیزدهم (47-51) و پتولمی چهاردهم (44-47) و پسرش پتولمی پانزدهم سزار (30-44) در قدرت شریک شد. پس از آنکه سپاهیان رومی اوکتاویان، (امپراتور آینده آوگوستوس) نیروهای متحد آنها را شکست داد، آنتونی و کلئوپاترا خودکشی کردند و مصر تحتسلطه رومیها قرار گرفت. جاهطلبی کلئوپاترا که چیزی از زیبایی او کم نداشت، بهطور جدی سیاست روم را در مقطعی حساس تحتتأثیر قرار داد، و او- برخلاف دیگر زنهای دوران باستان- مظهر نمونه نخستین زن افسونگر دوران رمانتیسم است.ادبیات کهن دربارة کلئوپاترا فراوان و عمدتاً خصمانه است. بعدها نویسندگان، سازگاری بیشتری نسبت به او نشان دادند. ویلیام شکسپیر اولین کسی بود که کلئوپاترا را در نقشِ «یک نجیبزاده عاشق» (grande amoureuse)، که توصیف شکوهمندی از اوست، عرضه میکند. جان درایدن در «همه برای عشق: یا جهان از دست رفته» (All For Love; or The World Well Lost, 1977) و جرج برنارد شاو در «سزار و کلئوپاترا» (Caesar and Cleopatra, 1901) از دیگر نویسندگانی هستند که از زندگی کلئوپاترا الهام گرفتهاند.
نظم چهارپاره فکاهی در خطوطی متفاوت از نظر طولی، و مقفّا و معمولاً درباره شخصی است که در قافیه اول از او نام برده میشود.این نوع قالب منظوم و کمدی برای زندگینامه خودنگاشت را ادمند کلریهیو بنتلی ابداع کرد که آن را در «زندگینامه برای مبتدیها» (Biography for Beginners, 1950) آغاز و در «زندگینامه بیشتر» (MoreBiography, 1929) و «زندگینامة بیاساس» (Baseless Biography, 1939) ادامه داد. طنز این قالب در نواقص عمدی موجود در ارکان آن قرار دارد. مَتَل بهصورت نظم چهارپاره در چهار سطر و با دو جفت قافیه نوشته میشود که اولین مصراع آن بدون استثنا به نام موضوع نظم ختم میشود:بعد از خوردن شام، اراسموسبه کلت گفت نباش چاپلوسکه کلت با کمی خشم و اصراراز او خواست که کند تکرارتعداد تکیهها در هر مصراع نامنظم است و معمولاً یک مصراع کشیده میشود تا گوش را بنوازد. از دیگر ضروریات یک متل موفق، قافیه نامناسب است. برای مثال در «سروانتس» (Cervantes) اثر بنتلی:مردم اسپانیا فکر میکنند سروانتسبرابر است با نیم دوجین دانتسعقیدهای که بدشان میآید عمدتاًاز آن مردم ایتالیا.سر فرانسیس منل، دابلیو. ایچ. اُدن و کلیفتن فدیمن تعدادی از مهمترین متلها را نوشتهاند.
یکی از 24 داستانِ مجموعة «قصههای کنتربری» (Canterbury Tales) نوشتة جفری چاسر.چاسر داستانِ گریزلدای صبور را از ترجمه لاتینِ پترارک از «دکامرون» (Decameron) جوّوانی بوکاتچو وام گرفت. مردی نجیبزاده از طبقه مارکیها (درجهای میان دوک و بارون) با گریزلدة (گریزلدا) زیبا و بیاصل و نسب ازدواج میکند. بعد از آنکه این دختر میپذیرد به همه هوسهای مرد تمکین کند، مرد نجیبزاده او را در معرض ستمهایی قرار میدهد، تا عشقش را بسنجد. بچههایشان را میدزد و به گریزلده میگوید آنها باید بمیرند. سالها بعد، از وی میخواهد که او را ترک کند و بعد، از او میخواهد برگردد تا محل زندگی وی را برای ورود همسر جدیدش آماده و تزئین کند. گریزلده با خوشرویی میپذیرد، همانطور که صبورانه همة تحقیرهای قبلی را تحمل کرده بود. سرانجام مارکی کوتاه میآید و عشقش را به گریزلده آشکار میکند. زن جوانی که بهجای همسر جدید مارکی میآید، دختر بزرگشدة گریزلده است و این دختر، به همراه برادرش بهمنزلة پاداش وفاداری، به مادرشان برگردانده میشوند.
(ت. 16 ژوئن 1613، لافبرا، لسترشر، انگلیس- و. 29 آوریل 1658، لندن) مشهورترین شاعر انگلیسی در زمان خود و طنزپرداز قدرتمندی که بعدها شاعر متافیزیکیای شد که بهوفور مورد سوءاستفاده قرار گرفت.کلیولند در کیمبریج تحصیل کرد و قبل از پیوستن به ارتش سلطنتی در آکسفورد در 1643، در آن دانشگاه دستیار آموزشی شد. او در 46-1645 در نیوارک دادرس نظامی پادگان بود تا اینکه سرانجام آن پادگان تسلیم قوای پارلمانی شد. وقتی چارلز اول خودش را تسلیم ارتش اسکاتلند نمود و آنها او را تحویل نیروهای پارلمانی دادند، کلیولند در هجونامهای اسکاتلندیها را بهسختی مورد انتقاد قرار داد که آنان هرگز این هجونامه را از خاطر نبردند.شعرهای او ابتدا در «شخصیت یک لندنی روزگرد» (The Character of a London Diurnal, 1647) و بعد در 20 مجموعه در ربع قرن بعدی منتشر شدند. از زمان انتقاد معترضانه جان درایدن به شاعران متافیزیکی، کلیولند سپر بلایی برای آنها بوده است، چون تا حد زیادی استعارههایش به جای آنکه مکمل افکارش باشد، سطحی است.
، [فرانسوی، از نظر لغوی، کلیشه (در چاپ)] 1- عبارت یا اصطلاحی پیشپاافتاده یا قالبی. 2- اندیشهای که در یک قالب عادی بیان میشود. 3- مضمون، پیرنگ یا موقعیتی تکراری در داستان یا نمایشنامه.
نام کامل او تِلما لیوسیل سِیلز کلیفتون (ت. 27 ژوئن 1936، دپیو، نیویورک، ایالات متحده) شاعر امریکایی که زبان بومی سیاهان را در تحقیقاتش دربارة زندگی و روابط خانوادگی در محلههای فقیرنشین شهری بهکار برد.آثار کلیفتون نشانگر افتخار وی به زن بودن، افریقایی- امریکایی بودن و شاعر بودن است. از میان اشعار وی میتوان به کتابهایی با عنوان طنزآمیز «اوقات خوب» (Good Times, 1969)، «خبرهایی خوب درباره زمین» (Good News About the Earth, 1972)، و «یک زن معمولی» (An Ordinary Woman, 1974) اشاره کرد. «نسلها: یک خاطره» (Generation: A Memoir, 1979) قطعهای منثور است که در آن اصل و نسب خویش را مورد ستایش قرار میدهد و در کتاب «زن خوب: شعرها و یک خاطره: 1980-1969» (Good Woman: Poems and a Memoir, 1969-1980, 1987) اشعار منتشرة قبلیاش گردآوری شده است.کتابهایی که کلیفتون برای کودکان نوشت، با در نظر گرفتن مخاطبان خردسال افریقایی- امریکایی نگاشته شدهاند، که «همة ما از آب میگذریم» (All Us Come Cross the Wather, 1973) و «دوستم جیکب» (My Friend Jacob, 1980) از آن جمله است. همچنین او مجموعه کتابهای دیگری را نوشت که سرگذشت روزانة پسر سیاهپوست جوانی را بهصورت گزارش روزانه ماجراهای وی روایت میکرد.
[یونانیِ آن klîmax، معنای تحتاللفظی آن نردبان] 1- یک صنعت بیانی که در آن چند عبارت و یا جمله بهترتیب صعودی استحکام بلاغی در کنار هم چیده میشوند. متن زیر از کتاب «موبی دیک» (Moby Dick) اثر هرمان ملویل نمونهای از نقطه اوج میباشد:همة آن چیزهایی که دیوانه میکنند و رنج میدهند؛ همه چیزهایی که ته و توی چیزها را به هم میزنند؛ همه حقیقت یا خبثی که در آن است؛ همه چیزهایی که عضلات را میشکنند و مغز را خشک میکنند؛ همه شیطانپرستیهای ماهرانه زندگی و اندیشه؛ در موبیدیک به همه بدیها، از نظر اِیهب دیوانه، آشکارا تجسم انسانی داده شده و عملاً آسیبپذیر شدهاند.2- آخرین و بالاترین بخش یک نقطه اوج بلاغی. 3- لحظهای که کشمکش دراماتیک به بالاترین حد خودش میرسد، یا نقطه عطف اصلی در جریان نمایشنامه، داستان و یا دیگر آثار ادبی. در ساختار یک نمایشنامه، نقطه اوج یا بحران، لحظه مهم یا نقطه عطفی است که در آن عمل فرازی نمایشنامه در سراشیبی قرار میگیرد. در طرح هرمی قدرتمند ساختار دراماتیک پنج پردهای که نمایشنامهنویس آلمانی- گوستاف فرایتاک در «فن نمایش» (Die Technik des Dramas) آن را ارتقا میبخشد، نقطه اوج در مفهوم بحران، نزدیک به پایان پرده سوم اتفاق میافتد. با پایان قرن نوزدهم، که نمایشنامههای کلاسیک پنج پردهای جای خود را به نمایشنامههای سه پردهای داد، هم بحران و هم نقطه اوج احساسی نزدیک به پایان نمایشنامه قرار گرفت.
شخصیت داستانی و جوان ساده و فقیری که در رمانِ نامهوار «هامفری کلینکر» (Humphry Clinker) نوشته توبایس اسمالیت با شخصیتی به نام متیو برمبل دستوپنجه نرم میکند.
مرتبط با توطئه و عمل یک گونة رمانتیک و ملودرام، که شخصیتهایش معمولاً در یک موقعیت تاریخی پرجنبوجوش حضور دارند و موضوعاتی چون جاسوسی، دوئل، تعقیب و گریز را شامل میشود.
[ترجمة اسپانیایی capa y espada(comedia de) به معنی کمدی ردا و شمشیر] مرتبط با رومانس تخیلی یا نیمهتخیلی و سرگذشت اشرافزادگی در دورهای که شمشیربازی و لباسهای پرزرق و برق رنگارنگ رایج بود.این عبارت بهطور خاص به نوعی نمایشنامه آداب و دسیسه طبقة بالاتر از متوسط اسپانیا در قرن هفدهم اشاره دارد. این نوع نمایشنامه اولبار در آثار بارتولومه دِ تورّس نائارو معرفی شد، اما اعتبار آن با نمایشنامههای بدیع لوپه دِ وِگا و تیرسو دِ مولینا تثبیت گردید. پیرنگهای پیچیده این نوع نمایش به موضوع شکست یک عاشق آرمانگرا در مقابل یک اشرافزاده معمولی اسپانیایی میپردازد. روابط بانو و پهلوانش در اعمال خدمتکاران منعکس شده و مورد هجو قرار میگیرد. پیشخدمت مخصوص قهرمان (gracioso) نیز شرحی معقول بر رفتارهای اربابش ارائه میکند. پس از سوءتفاهمها، دوئلها، چشمپوشیها و ترسهای بیاساس دربارة آبرو، نمایشنامهها معمولاً به خوشی و با چندین وصلت به پایان میرسند.
رمانی نوشته انتونی برجس، که در 1962 منتشر شد. حالوهوای داستان، که در فضای نکبتبار شهر بَدان میگذرد، روایت اول شخص جوانی بزهکار است که بهدلیل رفتار نابهنجارش از سوی دولت تحت توانبخشی ذهنی قرار میگیرد. رمان نظامهای سیاسی افراطی را، که بر پایه نمونههای متضاد کمالپذیری و ناگزیری انسانیت بنا میشوند، هجو میکند. این اثر، که بدیعترین و معروفترین اثر برجس است، با کلمات خاص آیندهنگرانه و ابداعی او و در بخشهایی با اقتباس از واژههای روسی نوشته شده است.اَلِکس، قهرمان داستان، به موسیقی کلاسیک علاقهمند است، اما عضو یک باند تبهکار نوجوان است که اعمال وحشیانه پراکندهای را انجام میدهند. او دستگیر و زندانی میشود و از رهگذر روش شرطی کردن به شهروندی بهنجار تبدیل میشود، اما مطیع شدنش او را بیدفاع میکند. آخرین فصل نسخه اصلی انگلیسی، که در آن الکس کارهای غیراخلاقی گذشتهاش را ترک میکند، هنگام چاپ اول رمان در ایالات متحده حذف شد.
(شکوفایی، قرن اول ق.م.) زن زیبا و بیحیای رومی و خواهر پوبلیوس کلودیوس پولکرِ عوامفریب. او در 63 ق.م. با کوئینتوس متلوس سلر ازدواج کرد و بهعنوان مسئول مرگ او در 59 ق.م.، مورد ظن قرار گرفت. او معشوقة کاتولوس شاعر بود که از او بهعنوان لسبیا تجلیل میکرد و تأثیر زیادی در زندگی این شاعر داشت. سیسرو از عاشقش، مارکوس کایلیوس روفوس، در برابر اتهام تلاش برای مسموم کردن کلودیا دفاع کرد و تصویر گویایی از کلودیا، بهمثابة یک زن زیبای خطرناک، ترسیم کرد.
نام کامل او اِدوارد فئرلی استیوئرت گریم کلوتی (ت. 23 جولای 1897، پاریس، فرانسه- و. 19 مارس 1976، کیپ تاون، افریقای جنوبی) رماننویس، مقالهنویس و داستان کوتاهنویس افریقای جنوبی که بهدلیل روایتهای پرشور و شخصیتپردازی در محیطهای افریقایی شهره است.اولین رمان کلوتی، «گردونهها» (Turning Wheels, 1937)، دیدگاهی منفی از زندگی بور را بیان میکند و به روابط عشقی میاننژادی میپردازد. این اثر، که به بحثهای زیادی دامن زد، در خلال جشن صدسالگی تِرِک بزرگ (ترکِ میهنِ دستهجمعی افریقاییها از مهاجرنشین کیپ که بهمنزلة رخداد مهمی در تاریخشان تلقی میشود) منتشر شد. آثار دیگر او «لباسکهنههای افتخار» (Rags of Glory, 1963) و «آدمرباها» (The Abductors, 1966) هستند. او اشعاری هم سروده است که در مجموعهای با نام «جوانان و پیران» (The Young Men and the Old, 1941) جمعآوری شده است. او همچنین مجموعهای از زندگینامهها را با نام «پرترههای افریقایی» (African Portraits, 1946) منتشر کرد. زندگینامة خودنگاشت او با نام «پسر ویکتوریایی» (A Victorian Son) در 1972 به زیور طبع آراسته شد.
رمان تاریخی مقامهوار اثر چارلز رید، که در 1861 منتشر شد. این اثر، که تحسین منتقدان را بهمنزلة یکی از برجستهترین رمانهای تاریخی به زبان انگلیسی داراست، بازآفرینی دقیقی از زندگی اروپایی در قرن پانزدهم میلادی است. در میان شخصیتهای پویای ارائه شده در این اثر، بسیاری از شخصیتهای برجستة تاریخی وجود دارند. طرح داستان دربارة خرارت ایلیاسن، هنرمند جوان هلندی، است که وقتی عاشق مارگریت برانت میشود،فکر کشیش شدن را از سر بیرون میکند. پدر خرارت با نامزدی آنها مخالفت میکند و ترتیبی میدهد تا فرزندش را بدزدند. عشاق جوان همدیگر را پیدا میکنند، اما خرارت خیلی زود مجبور به فرار میشود. وقتی از هم دور میافتند، مارگریت پسری به دنیا میآورد که خرارت از وجودش بیخبر است. در واقع، دشمنانش به او خبر میدهند که مارگریت مرده است. سرانجام، او از غم زیاد به رهبانیت رو میآورد.بعدها، عشاق دوباره به هم میپیوندند و خرارت پسرش را میبیند. خرارت که به سوگندهایش مبنی بر بیهمسری وفادار است، نزدیک مارگریت زندگی میکند و هر دو، زندگی پرهیزگارانه و خیرخواهانهای را میگذرانند. سرانجام مارگریت بهسبب طاعون میمیرد و خرارت نیز اندکی بعد به او میپیوندد. گفته میشود پسرشان همان اراسموس، عالم الهیات و دانشمند بلندآوازه، است.
نمایشنامهای که عمدتاً بهمنظور خوانده شدن و نه به قصد اجرا نوشته میشود.تراژدی منظوم «سامسون آگونیستس» (Samson Agonistes, 1671) اثر جان میلتن و «سرسلسلهها» (The Dynasts, 1903-08) اثر تامس هاردی از نمونههای این نوع ادبی بهشمار میروند. نمایش مکتوب را نباید با تئاتر خوانندگان، که در آن بازیگران بدون دکور و صحنه در مقابل یک مخاطب مطلبی را میخوانند، اشتباه گرفت.
(بهطور کامل کلوتل؛ یا دختر رئیسجمهور: روایتی از زندگی بردگی در ایالات متحده) رمانی نوشته ویلیام ولز براون، که اولینبار در 1853 در انگلستان منتشر شد. براون این اثر را برای انتشار در ایالات متحده- بهصورت پاورقی یا در قالب کتاب- سه بار ویراست کرد و هر بار طرح، عنوان و نام شخصیتها را تغییر داد. کتاب ابتدا در 1864 به نام «کلوتله: داستان ایالتهای جنوبی» (Clotelle: A Tale of Southern States) در ایالات متحده منتشر شد. هر چند این، اولین رمانی است که نویسندهای افریقایی- امریکایی در ایالات متحده مینویسد، اما تاریخ انتشار آن بعد از انتشار کتاب «کاکا سیاه ما» (Our Nig) نوشته هریئت ویلسن است. این اثر داستان ملودرام سه نسل از زنان سیاهپوست است که با محدودیتهای بردگی، آمیزش نژادها و ازدواج موقت دستوپنجه نرم میکنند. این رمان گرچه بهدلیل روایت آشفته و شخصیتهای خشکش مورد انتقاد قرار گرفت، اما به شناخت فرهنگ بردگی پیش از جنگ داخلی امریکا کمک شایانی میکند.
یونانی آنNephelokokkygia، در کمدی«پرندگان» (Birds) اثر آریستوفانس به شهری آرمانی گفته میشود که میان زمین و آسمان معلق است. این واژه با گسترة مصداق به معنی رفتار موهوم یا شیطنتآمیز یا احمقانه بهکار میرود.
(یونانیآنNephelai) نمایشنامهای از آریستوفانس، که در 423 ق.م روی صحنه آورده شد. این نمایش اصول اخلاقی و تعلیم و تربیت مدرن را، که از سوی روشنفکران تندرو- ملقب به سوفسطایی- گفته و آموزش داده میشد، مورد انتقاد قرار میدهد. قربانی اصلی نمایش، سقراط- معلم و متفکر برجسته آتنی- است که بهعمد (و بهناحق) بسیاری از ویژگیهای متعارف سوفسطاییان به او نسبت داده میشود. در این نمایش، پیرمردی رذل به نام استرپسیادس («توئیسترسن») که قصد دارد از پرداخت بدهیهایش شانه خالی کند، برای مشورت به سقراط مراجعه میکند. آموزشها در آکادمی سقراط، فرونتیستریون («اتاق فکر»)، که به تبدیل مباحث غلط به صحیح میپردازد، پسر استرپسیادس را قادر میسازد تا از تنبیه پدر خودش دفاع کند. در پایان نمایشنامه، فرونتیستریون به آتش کشیده میشود.
(ت. 1 ژانویه 1819، لیورپول، انگلستان- و. 13 نوامبر 1861، فلورانس، ایتالیا) شاعری که آثارش تردید دینی میانة قرن نوزدهم در انگلستان را نشان میدهد. او دوست متیو آرنلد و موضوع مرثیه یادبود او «ترسیس» (Thyrsis) بود.او وقتی در آکسفورد بود، تصمیم گرفت کشیش بشود، اما تردید فزایندة مذهبیاش باعث شد دانشگاه را رها کند. او در 1849 رئیس دانشگاه هال لندن شد و در 1802 به دعوت رالف والدو امرسن چند ماهی را برای سخنرانی در مساچوستس گذراند. او در سفرش به ایتالیا به بیماری مالاریا مبتلا شد و در سن 42 سالگی درگذشت.نگرش بهشدت انتقادی و پرسشگر کلاف باعث شده بود نسبت به تواناییهای خود مردد باشد؛ همانگونه که به روح حاکم زمانش نیز به دیده تردید مینگریست. او تأثیر وعدة محققنشدهای را بر معاصرانش گذاشت خاصه از زمانیکه بخش اصلی اشعارش را منتشرنشده رها کرد. بااینهمه، انتشار کتاب «اشعار» (Poems, 1862) آنقدر مورد توجه قرار گرفت که ظرف مدت 40 سال از مرگش 16 بار تجدید چاپ شد. در میان آثارشBothie of Tober-na-Vuolich (1848) و «او سفر را دوست دارد» (Amours de voyage, 1858)دیده میشوند، اشعاری که بهصورت مسدّس سروده شدهاند و به عشق رمانتیک، تردید و تعارفهای اجتماعی میپردازند. شعر بلند و ناتمام «دیپسیکوس» (Dipsychus) تردیدهای کلاف را دربارة پیشرفتهای اجتماعی و معنوی روزگارش بیان میکند.«اشعار آرتور هیو کلاف» (The Poems of Arthur Hugh Clough, 1974) ویراستة اف. ال. مالهاسر چاپ استانداردِ آثار کلاف است.
،[پیشتر به «روستایی، آدم بیتربیت» گفته میشد، احتمالاً از ریشة آلمانی سفلی باشد] شخصیت معروف و بامزة پانتومیم و سیرک که بهسبب لباس و آرایش متمایز و رفتار عجیبوغریب مضحکش شناخته میشود و هدفش خنداندن مخاطب از ته دل است. دلقک برخلاف تلخک دربار سنتی، معمولاً مجموعه کارهای یکنواختی را به اجرا درمیآورد که شوخیهای بیپرده و خالی از ظرافت، موقعیتهای مضحک و فعالیت پرشور فیزیکی از مشخصههای آن است.قدیمیترین شکل دلقک، در یونان باستان شکوفا شد؛ لودههای کچل و چاقی که در نمایشهای فکاهی و پانتومیمها، در قامت بدل ایفای نقش میکردند. دلقک در اواخر قرون وسطا در قامت یک بازیگر کمدی حرفهای ظاهر شد؛ آن هنگام که بازیگران دورهگرد در پی تقلید از تلخکهای دربار و اعضای انجمنهای شیرینکاران آماتور نظیر انفنتس سن سوچی بودند که در اجرای نمایش کمدی، در جشنها و اعیاد متخصص بودند. گروههای دورهگرد کمدیا دلارته، در نیمه دوم قرن شانزدهم یکی از مشهورترین و ماندگارترین دلقکهای همة دوران– آرلچینو یا آرلکن را شکوفا کردند. دلقک انگلیسی از نسل وایس، از شخصیتهای نمایشهای انجیلی قرون وسطا بود؛ آدم لوده و کلکبازی که حتی گاهی میتوانست شیطان را فریب دهد.
رمانی از هاینریش بول، که در 1963 با نام Ansichten eines Clowns منتشر شد. مکان داستان در آلمان غربی و موقعیت زمانی آن، دوران بازسازی پس از جنگ جهانی دوم است. رمان ریاکاری جامعه آن زمان آلمان را روایت میکند که به منظور تمرکز بر بازسازی کشور، خاطره گذشته تاریخیشان را سرکوب میکنند. در این اثر، شخصیت یک دلقک (راوی کتاب، هانس اشنیر)، نماینده وجدان اجتماعی جامعه است. بول از رهگذر گفتوگوهای دلقک با اعضای خانواده خویش و دیگرانی که نماینده بخشهای مختلف جامعه هستند، انتقادش را به جهان فعلی، خصوصاً نهادهایی مانند کلیسا و صنعت بیان میکند.
انجمن ادبی نیز نامیده میشود. گروهی از مردان که اولبار در 1764 بهطور منظم، برای صرف شام و گفتوگو با هم دیدار میکردند. انجمن (به پیشنهاد جاشوا رنلدز) تأسیس شد و اغلب تحت ریاست و نظارت سمیوئل جانسن اداره میشد. علاوهبر رنلدز و جانسن، افرادی نظیر ادموند بِرک، تاپم بیوکِلِرک، بنیت لَنگتن و الیور گلدسمیت از دیگر اعضای اصلی این انجمن بودند. بعدها جیمز بزول، ادوارد گیبن، ادم اسمیت و دیوید گریک به این انجمن ملحق شدند. انجمن سالها تشکیل جلسه داد و سر والتر اسکات، الفرد لرد تنیسن از اعضای بعدی انجمن بودند.
(ت. 18 سپتامبر 1901، نیویورک، ایالات متحده- و. 9 سپتامبر 1980، نیویورک سیتی) کارگردان متنفذ تئاتر و منتقد نمایشنامه امریکایی.کِلرمن در دانشگاه کلمبیا در نیویورک سیتی و بعد در دانشگاه پاریس درس خواند و در 1923 در رشته ادبیات مدرک گرفت. سال بعد، اولین کار نمایشیاش را در قالب یک سیاهیلشگر در تئاتر گرینویچ ویلج در نیویورک سیتی اجرا کرد. در 1931 یکی از اعضای مؤسس تئاتر گروه شد؛ گروهی تجربی که او برای آنها چند نمایش را کارگردانی کرد که معروفترین آنها «بیدار شو و بخوان!» (Awake andSing!, 1935) نوشته کلیفورد اودتسبود. موفقیتهای کلرمن در کسوت کارگردانی شامل انواع متفاوتی از نمایشنامه میشود که برخی از آنها «عضوی از عروسی» (A Member of the Wedding, 1950) اثر کارسن مَکالرز، نمایشنامة اندیشهای ژان ژیرودو با نام «ببر پشت دروازهها»(Tiger at the Gates, 1955) و نمایش فکاهی ژان آنوئی با نام «والس گاوبازان» (Waltz of the Toreadors, 1957) هستند. او همچنین «سبک شاعر» (Touch of the Poet, 1957) از یوجین اونیل و «حادثه در ویچی» (Incidentat Vichy, 1965) از آرتور میلر را کارگردانی کرد. کلرمن «سفر دراز در شب» (Long Day’s Journey into Night ,1965) و «مرد یخی میآید»(The Iceman Cometh, 1968) از اونیل را در گروه تئاتر کُمو ژاپن کارگردانی کرد.او منتقد نمایشنامه هم بود و در 52-1948 نقدهایی برای نشریه The New Republicو بعد از 1953 تا هنگام مرگش، برای نشریة The Nationمینوشت. همچنین او دو مقاله در موضوع تئاتر، با نامهای «درباره کارگردانی» (On Directing, 1972) و «سرگرمی الهی» (The Divine Pastime,1974) و خاطراتش را با نام «همه مردم مشهورند» (All People Are Famous,1974) نوشت.
در اساطیر یونانی، دختر لیدا و تینداریوس و همسر آگاممنون، فرمانده نیروهای یونانی در جنگ تروا. او وقتی آگاممنون در جنگ بود، آیگیستوس را بهعنوان معشوقه خود برگزید. با بازگشت آگاممنون از جنگ، کلایتمنسترا و آیگیستوس، آگاممنون را به قتل میرسانند. بعد پسرش اورستس با همکاری خواهرش الکترا مادرشان را به خونخواهی پدر میکشند.در نمایشنامه «آگاممنون» (Agamemnon) اثر آیسخولوس، که بخشی از سهگانه اورستیاست، کلایتمنسترا با این انگیزه به قتل آگاممنون اقدام میکند که هم انتقام مرگ دخترش ایفیجنیا را بگیرد که آگاممنون او را برای موفقیت در جنگ قربانی کرده بود و هم عشق ناپاکش را به آیگیستوس نشان بدهد و از دیگر سو عاملی باشد برای نفرین خانواده آگاممنون- خاندان آترئوس. داستان کلایتمنسترا همچنین در نمایشنامههای سوفولکس و ائوریپیدس بازگو شده است.
(ت. 23 ژوئن 1876، پادیوکا، کنتاکی، ایالات متحده- و. 10 مارس 1944، نیویورک) روزنامهنگار و فکاههنویس امریکایی.کاب در نیویورک سیتی، عضو تحریریة EveningWorldو Sunday World بود. او ابتدا با انتشار همزمان مقاله در روزنامهها و بعدها در مجلهها و بهسبب نگارش مقالاتی چون «حرف زدن دربارة عملیاتها» ( Speaking of Operation)- که در قالب کتاب در پانصدهزار نسخه به فروش رفت- و نیز نوشتن داستانهای کوتاه به شهرت رسید.نگارش داستانهایی درباره کشیش جاج مهربان و زیرک، نام او را بر سر زبانها انداخت. بعضی از این داستانها، در «بازگشت به خانه» (Back Home, 1912) و «کشیش جاج پیر» (Old Judge Priest,1916) گردآوری شدهاند. او کتابها و ستونهای زیادی برای مطبوعات و نیز نمایشنامهها و فیلمنامههای متعددی برای تهیه و اجرا نوشت.
[انگلیسی میانة آن Cokaygne است و از واژه فرانسوی باستان Cocagne گرفته شده است] به سرزمینی خیالی گفته میشود که رفاه و راحتی بیش از اندازهای در آن حکمفرمااست و لذایذ و اسباب راحتی مادی همواره در دسترس است.ارجاعات به کاکین عمدتاً در افسانههای عامه اروپایی قرون وسطا بارز و چشمگیر است. این افسانهها توصیفکنندة رودهای شراب، خانههای ساختهشده از کیک و نبات، خیابانهای فرششده از نان شیرینی و مغازههایی که اجناسشان را مجانی عرضه میکنند، هستند. غازهای بریان پرسه میزنند و آدمها را دعوت میکنند تا آنها را بخورند. چکاوکهای سرخ شده در کره، از آسمان بر زمین میبارد.ریشه کلمة کاکین بسیار مورد بحث بوده است، اما قاطبة برداشتها آن را مأخوذ از کلمهای به معنی «کیک» میدانند. نسخه اولیه و استثنایی ایرلندی این افسانه «رﺅیای مکانگلین» (Aislinge Meic Conglinne) است؛ نقیضهای از نظرگاه قدیس سنتی که در آن پادشاهی که اسیر دیو شکمبارگی شده است، با دیدن سرزمین کاکین معالجه میشود. افسانهای فرانسوی از قرن سیزدهم با عنوان «کاکین»Cacagne)) قصد آن داشت که اندیشة آوالون اسطورهای، جزیرة متبرک، را مورد استهزا قرار دهد. شعری انگلیسی با نام «سرزمین کاکین» (The Land of Cockaygne)،که درباره همان دوره است، زندگی راهبانه را هجو میکند. در قرن هفدهم نام لابرلند جایگزین کاکین شد. کوه بزرگ آبنبات نعنایی در فرهنگ عامة کولیهای امریکایی همین اندیشه را بیان میکند.
[واژه فرانسوی باستان آن cocatris به معنای راسوی مصری، تمساح، کاکتریس] در اساطیر روم و یونان، به خزندهای کوچک با نگاهی مرگزا گفته میشود که از خوابیدن خزندهای که روی تخم خروس بر بالای تلی از فضولات گاو بهوجود میآید و سر و بال و پاهای یک خروس و دُمی شبیه دُم مارمولک دارد. تنها خزها، که سمی مرگبار برای کاکتریس دارند، از تیغ نگاه او دراماناند. تا اوایل قرن هفدهم باوری وجود داشت که خروس دشمن این موجودات است، چه آنها بلافاصله پس از شنیدن بانگ خروس میمردند. این افسانه باعث شد مسافرین رهگذر از مناطق مختلف، که علیالظاهر مورد هجوم این خزنده قرار میگرفتند، در سفر خروسهایی به همراه داشته باشند. قسBASILIK
، نوشته یا ویژگیهای نوشتاری نویسندگان انگلیسی قرن نوزدهم: جان کیتس، پِرسی بیش شِلی، ویلیام هزلیت و لِی هانت. این اصطلاح را برخی از معاصرین، خصوصاً منتقد اسکاتلندی، جان لاکهارت، بهطور تحقیرآمیزی برای اشاره به این حقیقت بهکار بردهاند که نویسندگان مذکور، ساکن و یا بومی لندن بودهاند؛ چرا که معمولاً واژه «کاکنی» (cockney) واژهای تحقیرآمیز در خطاب کردن لندنیها بود.
نمایشنامه منظوم در سه پرده نوشته تی. اس. الیوت، که در 1949 روی صحنه رفت و در 1950 بهصورت کتاب منتشر شد. این اثر، که براساس کتاب «السستیس» (Alcestis) اثر ائوریپیدس نوشته شده، نمایشی اخلاقی است که در قالب یک کمدی آداب و رسوم ارائه شده است. این نمایشنامه، که از نظر تجاری موفقترین نمایشنامه الیوت است، در قیاس با آثار نمایشی پیشین او بیشتر سنتگرا و کمتر شاعرانه است. مشکلات زناشویی ادوارد و لاوینیا چیمبرلین توجه مهمانی ناشناس را در مهمانی ملالآور عصرانهشان جلب میکند. این مهمان، که بعدها هویتش مشخص میشود، سر هنری هارکرت رایلی، روانپزشک آیندهنگری است که کمک میکند اختلاف آنها پایان بیابد. او همچنین به سیلیا کاپلستن معلم، معشوقه ادوارد و شخصیت اخلاقی اصلی نمایش، مشاوره میدهد تا راه نجات زندگی خویش را کشف کند.
(ت. 5 جولای 1889، مزون- لافیت، نزدیک پاریس، فرانسه- و. 11 اکتبر 1963، میلی-لا-فورت، نزدیک پاریس) نویسنده و هنرمند فرانسوی که بهدلیل فعالیت در حوزههای مختلف ادبی- هنری همچون شعر، داستان، باله، فیلم و نقاشی معروف است.کوکتو در 19 سالگی اولین کتاب شعرش «چراغ علاءالدین» (La Lampe d' Aladin) را منتشر کرد. در جنگ جهانی اول، در کسوت رانندة آمبولانس در جبهة بلژیک خدمت کرد که این جبهه بعدها موقعیت مکانی حوادث رمان او با نام «تومای شیاد» (Thomas l' imposteur, 1923) شد. «دماغة امیدنیک»(Le Cap de Bonne-Espérance, 1919) مجموعه شعری از او بود که از تجربه پرواز وی الهام گرفته بود.اندکی پس از جنگ، ماکس ژاکوب نویسنده، او را به شاعر و رماننویس آینده- رمون رادیگه- معرفی کرد. رادیگة 16 ساله، که نابغه بهنظر میرسید، طرفدار اصول زیباییشناسی سادگی و وضوح کلاسیک، یعنی ویژگیهایی که کوکتو بعدها در آثارش از آنها بهره گرفت، بود. اعتیاد او به افیون بهدلیل غم ناشی از مرگ رادیگه در 1923، دورهای از بازپروری را برایش ایجاب کرد و منجر به بازگشت کوتاه وی به شعائر مذهبی شد. در این دوره بود که تعدادی از مهمترین آثارش را خلق کرد.او در شعر بلندش با نام «فرشته اورتبیز» (L'Ange Heurtebise, 1925) درگیر مبارزهای خشونتبار با فرشتهای میشود که بهطور مکرر در آثارش ظاهر میشود. نمایشنامهاش با نام «اورفئوس» (Orphée)، که در 1926 برای اولینبار اجرا شد، نقش مهمی در احیا تراژدی در تئاتر معاصر داشت. رمان «بچههای اصلاحناپذیر» (Les Enfants terribles, 1929)روایت تخطیناپذیری شخصیت یک برادر و خواهر است.کوکتو در 1930 اولین فیلمش را با نام «خون یک شاعر»(Le Sang d'un poète)، که تفسیری بر تجربیات شخصی خودش است، ساخت. در 1934، «ماشین جهنمی» (La Machine infernale) را نوشت که بهزعم خودش بهترین نمایشنامهاش بود. او در دهة 1940 به فیلمسازی بازگشت: ابتدا در کسوت سناریونویس و بعد بهعنوان کارگردان فیلمهای «دیو و دلبر»(Le Belle et La bête, 1946) و«اورفئوس»(Orphée).
جمع آنcodices [لاتین آن caudex، codex به معنی تنه درخت، کتابی که در اصل از الواح چوبی ساخته شده است] کتابی دستنویس خصوصاً کتاب مقدس، ادبیات قدیم یا سالنامههای تاریخی یا اساطیری باستان.اولین نمونههای نسخ خطی در شکل کتابهای امروزی (یعنی مجموعهای از اوراق که از یک طرف به هم دوخته میشوند)، نسخة خطی را جایگزین رولهای پاپیروس و الواح مومی کرد. نسخ خطی امتیازات بیشتری بر کاغذهای رولی یا طومار داشتند. آنها را بهسهولت باز میکردند و سریع به مطلب مورد نظر میرسیدند، امکان نوشتن روی دو طرف کاغذ وجود داشت و متنهای طولانی را در خود جای میدادند. قدیمیترین نسخه خطی یونانی موجود که ظاهراً به قرن چهارم برمیگردد، نسخه خطی سینایتیکوس است که نسخهای انجیلی به زبان یونانی است. دیگر نسخه خطی مهم، نسخة آلکساندریوس است که متن یونانی کتاب مقدس است و احتمالاً در قرن پنجم نوشته شده و هماکنون در کتابخانه بریتانیا در لندن نگهداری میشود. واژه نسخه خطی اورئوس، کتابی را توصیف میکند که شامل حروف طلایی نوشته شده روی کاغذهایی است که با رنگی ارغوانی به نام مورکس، رنگ شدهاند. نمونههای موجود از نسخ خطی اورئوس، به قرن هشتم و نهم برمیگردد.در رخدادی کاملاً متفاوت، ساکنان امریکای مرکزی قبل از کریستف کلمب در حدود سال 1000 نسخههای خطیای را به وجود آوردهاند. این کتابها بهجای خطوط نوشته شده، دربردارنده نقشنگارها و نمادها هستند. این کتابها به موضوعاتی نظیر تقویم عبادی، غیبگویی، مناسک و گمانهزنیها دربارة خدایان و جهان میپردازند. در میان این نسخ خطی، نسخة ویئنا، درسدن، کلمبینو و فیرواری مایر دیده میشوند که ظاهراً همگی آنها متعلق به دوران قبل از تصرف منطقه توسط اسپانیاییها هستند. به مجموعههای ویژهای از قوانین و موازین نیز نسخ خطی گفته میشود؛ برای مثال میتوان به نسخه خطی تغذیهای و «نسخه خطی داروسازی بریتانیا» اشاره کرد.
نسخه خطی نروژی که بخش اعظم اِدّای سَموندر (Sæmundar Edda) را دربر میگیرد که عموماً از سوی متخصصین «ادّای شاعرانه» یا «ادّای بزرگتر» نامیده میشود. این نسخه خطی به نیمة دوم قرن سیزدهم برمیگردد و احتمالاً رونوشتی از نسخه اصلی است. این نسخه در جستوجوهای اسقف برینیالفور اسوینسان در قرن هفدهم بهدست آمد و هم او بود که بهاشتباه اثر را به سموندر فاضل نسبت داد و در 1622 این نسخه را برای فردریک سوم، پادشاه دانمارک، ارسال کرد. گرچه صفحاتی از این نسخه خطی گم شده، اما تعدادی از اشعار مفقودشده بهصورت منثور در «ساگای وکلسونگا» (V£qlsunga saga) باقی مانده است.
نام کامل او جان مایکل (ت. 9 فوریه 1940، کیپ تاون، افریقای جنوبی) رماننویس، منتقد و مترجم اهل افریقای جنوبی که بهسبب نگارش رمانهایی دربارة تأثیرات آپارتاید معروف است.کوتسی در دانشگاههای کیپ تاون و تگزاس درس خواند. او در دانشگاه کیپ تاون انگلیسی تدریس و آثاری از زبان هلندی ترجمه کرد و نقدهای ادبی نوشت.اولین کتابش، «سرزمینهای تاریک» (Dusklands, 1974)، دربردارندة دو رمان کوتاه به نامهای «پروژة ویتنام» (The Vietnam Project) و «روایت جاکوبس کوتسی» (The Narrative of Jacobus Coetzee) است. «در دل این سرزمین» (In the Heart of theCountry, 1977/ عنوان امریکایی آن «از قلب این سرزمین») روایت جریان سیالِ ذهن زن دیوانة بوئری (هلندی نژادان افریقای جنوبی- م.) است و «در انتظار برای بربرها» (Waiting for the Barbarians, 1980) حکایتی تمثیلی از افریقای جنوبی است. «زندگی و زمانة مایکل کی» (Life and Times of Michael K , 1983)، که جایزة بوکر را از آن خود میکند، وضعیت دشوار مردی با بهرة هوشی اندک را بیان میکند که در خلال جنگ داخلی در کشوری ناشناخته در وضعیتی قرار میگیرد که نه میتواند آن را درک و نه کنترل کند. رمانهای بعدی او «دشمن» (Foe, 1986) و «عصر آهن»(Age of Iron, 1974) نام دارند.
جایی که قهوه به همراه نوشیدنیهای دیگر فروخته میشود. در انگلستان قرن هفدهم و هجدهم، قهوهخانهها مراکز تأثیرگذار سیاسی، اجتماعی، ادبی و سرانجام تجاری شدند. وین نیز کافههای تئاتری و ادبی شناختهشدهای داشت که در آن هنرمندان و شخصیتهای ادبی مورد استقبال هواداران خود قرار میگرفتند. توصیف ممتازی از اهمیت قهوهخانهها در زندگی ادبی و سیاسی انگلیسیها را میتوان در کتاب «تاریخ انگلستان» (History of England) نوشته تامس ببینگتن مکولی مشاهده کرد.
(ت. 18 مارس 1892، برانزویک، مین، ایالات متحده- و. 20 ژانویه 1955، پورتلند، مین) شاعر امریکایی که جانمایة آثارش براساس زندگی دریایی و کشاورزی ایالت نیوانگلند بنا شده است.کافین شعر را بهمثابة کارکردی عمومی میدانست که باید بهگونهای مناسب، از زندگی حرف بزند که مردم بتوانند از آن الهام بگیرند. کتاب «قداست عجیب» (Strange Holiness, 1935) او در 1936 جایزة شعر پولیتزر را کسب کرد؛ «مزرعة آب شور» (Saltwater Farm, 1937) مجموعه شعری دربارة شهر مین است.او سخنرانیهای زیادی ایراد و در بسیاری از کارگاههای شعر شرکت میکرد. او در کالج ولز در اورورای نیویورک و کالج بودن در برانزویکِ مین تدریس کرد و سردبیر بخش کتاب و شعر مجله Yankee بود. او همچنین رمانی با نام «آسمان سرخ در صبح» (Red Sky in the Morning, 1935)؛ «کنیبک» (Kennebec, 1937)، که بخشی از مجموعهای تاریخی درباره رودخانههای امریکاست؛ و «کارهای مین» (Maine Doings, 1950)، که مقالاتی غیررسمی درباره زندگی در ایالت نیوانگلند است، نوشت.
مجموعهای از متون باستانی مصری مربوط به کفن و دفن مردگان که از اوراد یا عبارات سحرآمیزی تشکیل شده بود که بر روی تابوتهای مراسم خاکسپاری کشیده میشدند و تقریباً به 2100 ق.م. برمیگردد. متون تابوت و پیشتر از آن متون هرم (Pyramid Texts)، که از آنها سرچشمه گرفتهاند، منابع اولیة «کتاب مردگان» (The Book of the Dead/ ترجمه تحتاللفظی آن «کتابِ با روز پیش رفتن») بودند. این سه مجموعه بخش وسیعی از ادبیات دینی مصری را، که در دسترس متخصصین معاصر قرار دارد، باز مینمایاند. نیز نک BOOK OF THE DEAD ؛PYRAMID TEXT
(ت. 16 آگوست 1895، کورفو، یونان- و. 17 اکتبر 1981، ژنو، سوئیس) رماننویس، روزنامهنگار و دیپلمات سوئیسیـ یهودی متولد یونان که بهخاطر نگارشِ سهگانهای که به رمان «معشوقه سالار» (Belle du Seigneur, 1968) ختم میشود، معروف است.کوئن در ژنو درس حقوق خواند، شهروند سوئیس شد و در کسوت نویسنده و کارمند دولت آغاز بهکار کرد. در 1921 «گفتار یهودی» (Paroles juives) را، که بررسی دین یهود است، نوشت. او در اولین رمانش «سولال» (Solal, 1930)، که برگرفته از نام شخصیت داستان است، تلاش میکند پرورش یهودی خود را با نقشش در قامت دیپلماتی بینالمللی تلفیق کند. داستان او در «مانژکلو» (Mangeclous, 1938) و معشوقه سالار ادامه مییابد. در میان دیگر آثار کوئن نمایشنامة یکپردهای «ازیکیئل» (Ézéchiel, 1956) و خاطره «کتاب مادرم» (Le Livre de ma mère, 1954)، «ای شما، انسانهای برادر» (Ôvous, frères humains, 1972)، «دفترچه یادداشتها» (Carnets 1978, 1979) بهچشم میخورد. عمدة آثار او در مجموعة «گلچین» (Oeuvres, 1993)، که پس از مرگش منتشر شد، دیده میشود.
(ت. 21 سپتامبر 1934، مانتریال، کبِک، کانادا) رماننویس و شاعر غنایی کانادایی که بهسبب خواندن ترانههای اصلی خودش، خوانندهای معروف شد.کوئن در دانشگاه مگیل و کلمبیا درس خواند. دومین و سومین مجموعه شعر او با نامهای «قوطی ادویة زمین» (The Spice- Box of Earth, 1961) و «گلهایی برای هیتلر» (Flowers for Hitler, 1964) اعتبار او را در کسوت شاعری غنایی و نیز نویسندة صور خیال سوررئال تثبیت کرد. در اولین رمان خودزندگینامهایاش با نام «بازی مورد علاقه» (1963The Favorite Game,)، جوانی آزادی جنسی و استعدادش را در شعر کشف میکند. دومین رمان او «بازندههای زیبا» (Beautiful Losers, 1966) بود. آثار بعدی او مجموعه شعرهای «مرگ یک مرد جذاب» (1977Death of a Lady's Man,)، «کتاب گذشت» (Book of Mercy, 1984) و «موسیقی غریبه» (Stranger Music, 1993) بودند. پس از آنکه خوانندههای دیگری ترانههایی از کوئن را ضبط کرده بودند، او خود نیز در 1968 بهکار ضبط اهتمام ورزید.
(ت. 10 فوریه 1865، واشینگتن دی. سی.، ایالات متحده- و. 3 مارس 1925، نیویورک) سرویراستار دانشنامه و مقالهنویس امریکایی.کولبی در شروع کارش در کالج اَمرست (مساچوستس) دانشگاه کلمبیا و دانشگاه نیویورک تاریخ و اقتصاد درس میداد. در 1898 ویراستار «کتاب سال جهانی» (International Year Book / بعدها «کتاب سال جدید جهانی») شد. به همراه دنیل کولت گیلمن و هری ترستن پک، سرویراستار «دانشنامه جدید جهانی» (New International Encyclopedia,1900-03) شد و در چاپ دوم آن در کسوت سرپرست کمک کرد.کولبی با مجلات مختلفی از جمله Bookman، The New Republic و Vanity Fairهمکاری داشت و مقالات شوخطبعانهاش بسیار مورد استقبال خوانندگان قرار میگرفت. بعد از مرگش با انتشار «مقالات کولبی» (The Colby Essays,1926) ویراستة کلرنس دی جونیور اشتهار او دو چندان شد.
رمان کمدی اثر استلا گیبنز، که در 1932 منتشر شد. این اثر نقیضة موفقی از ادبیات داستانی روستایی و منطقهای است که نویسندگان انگلیسی اوایل قرن بیستم همچون مری وب و دی. ایچ. لارنس آن را پیگیری میکردند. این کتاب، که اثری معروف و هوشمندانه است، در 1933 جایزة فمینا وی اورو را دریافت کرد.هنگامی که فلورا پوسته در ساسکس به دیدن اقوامش میرود، با مجموعهای از آدمهای عجیبوغریب روستایی مواجه میشود که در شبکهای از احساسات شدید، ناامیدی و توطئهگری گرفتار شدهاند. او موفق میشود اوضاع را سروسامان دهد.
نام خانوادگی شوهرش بریگز (ت. 10 سپتامبر 1931، لینکنشر، انگلستان) نویسندة انگلیسی و خالق رمانهایی دربارة زندگی طبقات بالای انگلیسی در قرن بیستم. اولین رمان کولگیت «باج بگیر» (The Blackmailer, 1958) بود. در میان رمانهای بعدی او «مرد قدرتمند» (A Man of Power, 1960)، اثر شبهخودزندگینامهای «حادثه بزرگ» (Great Occasion, 1962) و «مجسمههایی در یک باغ» (Statues in a Garden, 1964) بهچشم میخورد. «سهگانة اورلندو» (The Orlando Trilogy, 1984) شامل «اورلندو شاه» (Orland King, 1968)، «اورلندو در آستانه بیشرمی» (Orlando at the Brazen Threshold, 1971) و «اَگتا» (Agatha, 1973) بازگویی جدیدی از افسانه اُُُئدیپوس و آنتیگونه است. «میهمانی شکار» (The Shooting Party, 1980 / در قالب فیلم، 1985) دربارة تعدادی نجیبزاده و خدمتکارانشان است که برای شکار آخر هفتة قرقاول گرد هم میآیند. کولگیت آثار دیگری نیز با نامهای «اخباری از شهر خورشید» (News from the City of the Sun, 1979)، «نگاهی به شکوه سیون» (A Glimpse of Sion's Glory, 1985)، «فریبهای زمان» (Deceits of Time, 1988) و «تابستان ملاقات سلطنتی» (The Summer of the Royal Visit, 1991) نوشته است.
(ت. 21 اکتبر 1772، آتری سنمری، دوِنشر، انگلستان- و. 25 جولای 1834، هایگیت، نزدیک لندن) شاعر غنایی منتقد و فیلسوف انگلیسی که کتاب «بالادهای غنایی» (Lyrical Ballads, 1798) وی، که آن را با همکاری ویلیام وردزورت سرود، منادی مکتب رمانتیک انگلیس بود. کولریج در دانشکده جیزس کیمبریج درس خواند. آنجا به همراه رابرت ساودیِ شاعر ایجاد جامعهای آرمانی را در سواحل رودخانه ساسکوئیهنا در پنسیلوانیا طرحریزی کردند. او با این هدف، کیمبریج را ترک کرد و با ساودی در کسوت استاد دانشگاه ساکن بریستول شد. کولریج در 1795 به اصرار ساودی با سارا فریکر- دختر یک خانم معلم محلی- ازدواج کرد. اندک زمانی بعد، ساودی از طرح مشترک با کولریج انصراف داد، و او را با همسری تنها گذاشت که واقعاً عاشقش نبود. زندگی او هرگز بهطور کامل از این شوک به وضع عادی برنگشت. در همان سال کولریج با وردزورت آشنا شد؛ آن دو با هم یکی از مؤثرترین و خلاقانهترین دوران ادبی انگلستان را آغاز کردند. کولریج بر سبکی جدید و غیررسمی در شعر همت گمارد که در آن برای یکدست کردن اثر، از لحن و ریتم محاورهای استفاده کرد. چندین نمونه از این رویکرد از جمله «یخبندان در نیمهشب» (Frost at Midnight) و «شعر دریانورد پیر» (The Rime of the AncientMariner) در 1798 در بالادهای غنایی منتشر شد. «کریستبل» (Christabel) و قطعه شعر «قوبلای خان» (Kubla Khan)، که هر دو در همین دوران سروده شدند، تا 1816 منتشر نشدند.فشارهای روحی حاصل از ازدواج کولریج موقعی به وضعیت بحرانی رسیده بود که او اواخر 1799 عاشق خواهرِ همسرِ آیندة وردزورت- سارا هاچینسون- میشود. سلامتیاش بدتر شد و به شدت به تریاک وابسته شد. در 1802 ناخشنودی خانوادگی کولریج باعث سرایش قصیدهای به نام «افسردگی: یک قصیده» (Dejection: An Ode) و سرانجام جدایی از همسرش شد. هاچینسون در 1810 به ویلز فرار کرد. دوران بعد از این حادثه تاریکترین دوران زندگی کولریج بود. آثار بهجا مانده از این دوران پر از غم و غصّه است. وقتی سخنرانیهایش در یکی از دروس درباره ویلیام شکسپیر مخاطبان زیادی را جذب کرد، باعث شد او سلامتش را در زمستان 12-1811 بازیابد. برداشتهای روانشناسانهاش از شخصیتها برای معاصرانش بدیع و جذاب بود.سرانجام او آرامش را در بازگشت به کلیسای آنگلیکن یافت. ثباتی که از رهگذر این وابستگی بهدست آورد، او را قادر ساخت تا دوباره آثار بزرگی خلق کند. او مجموعهای از شعرهایش (که در 1817 با نام «برگهای غیبی» منتشر شد) را گردآوری میکند و «بیوگرافیا لیتراریا» (Biographia Literaira, 1817)، اثری تأثیرگذار، که در آن خلاصهای از تحول اندیشهاش و نقد مفصلی از شعرهای وردزورت را بهدست میدهد، مینویسد. «زاپولیا» (Zapolya)، که قطعة نمایشی جدیدی از او است، در 1817 منتشر شده است. او در 1824 بهعنوان عضو انجمن سلطنتی ادبیات انتخاب شد.
(ت. 22 دسامبر 1802، کزیک، کامبرلند، انگلستان- و. 3 می 1852، لندن) مترجم انگلیسی و سرایندة اشعار برای کودکان که عمدتاًً بهعلت ویرایش آثار پدرش- سمیوئل تیلر کولریج- معروف است.او در 1829 با پسرعمویش، هنری نِلسن کولریج ازدواج کرد. او برای بچههایش «داستانهایی زیبا به شعر برای بچههای خوب» (Pretty Lesson in Verse for Good Children, 1834) و «فَنتزمیون» (Phantasmion, 1837)- افسانة پریان با اشعاری شاد- را نوشت. وقتی همسرش در 1843 فوت کرد، کار نیمهتمام ویرایش آثار پدرش را برعهده گرفت و مشارکتهای زیادی در تحقیقات مرتبط با کولریج داشت. کاری برجسته در این همکاریها «مقالهای دربارة خردگرایی» بود که ضمیمه چاپ پنجم «کمکهایی به تفکر» (Aids to Reflection, 1843) شد و ضمیمه و یادداشتهایی مبسوط در چاپ دوم «بیوگرافیا لیتراریا» (Biographia Literaria, 1847) بود.
نام اصلی او لوئیز رِوال (ت. 5 آگوست 1810، اکسان پرووانس، فرانسه- و. 9 مارس 1876، پاریس) شاعر و رماننویس فرانسوی که علاوه بر داشتن اشتهار بهسبب آثارش، بهعلت دوستی با تعدادی از نویسندگان برجسته مشهور است.او در 1834 با موسیقیدانی به نام ایپولیت کوله ازدواج کرد. انجمن او در پاریس، محفل چهرههای درخشان ادبی بود. یکی از این چهرهها گوستاو فلوبر بود که کوله با او رابطة نامشروع هشت سالهای داشت. جدایی آن دو نگارش رمان غمانگیز «او» (Lui, 1859) را در پی داشت. آلفرد دو موسه و آلفرد دوینیی شاعر و ویکتور کوزَن فیلسوف، از دیگر دوستان صمیمی او بودند. رمانهای دیگر او «جوانی میرابو» (La Jeunesse de Mirabeau, 1841) و «قلبهای شکسته» (Les Coeurs brisés, 1843) نام دارند. «پنسِروسا» (Penserosa, 1840)، «در دلهای زنان» (Ce qui est dans le coeur des femmes, 1852)، «آنچه کسی در عشق میبیند»(Ce qu'on rêve en aimant, 1854) و «شعر زن» (Le Poème de la femme) از جمله آثار منظوم کوله هستند.
نام کامل او سیدونی- گابرئیل کولت (ت. 28 ژانویه 1873، سن- سوْر- ان- پوئیزای، برگوندی، فرانسه- و. 3 آگوست 1954، پاریس) نویسنده برجستة نیمة اول قرن بیستم فرانسه که رمانهایش، بیشتر به لذات و آلام عشق میپردازند و بهعلت فراخوانی حسی دقیق صداها، رایحهها و مزهها، ترکیبها و رنگها برجسته هستند.کولت در 20 سالگی با آنری گوتیهـ ویلارِ نویسنده و منتقد ازدواج کرد. او کولت را با کارهای ناشایست طبقه زنان عیاش پاریسی آشنا کرد. او استعداد کولت را در نوشتن کشف کرد و چهار رمان کلودین (1903-1900) را، که خاطرات زن جوان و بیخیالی است، با نام مستعار ویلی منتشر کرد. کولت با کنار گذاشتن ماجراهای شبهزندگینامهنویسیِ دختر سادة بیبندوبار، با دقت تمام به نگارش دربارة حیوانات پرداخت. او احساس میکرد بر ضد دنیای ناامیدکننده مردان قرابت شیطنتآمیزی با حیوانات دارد.او بعد از متارکهاش در 1906 بازیگر تماشاخانه شد. در طی این دوره چند سالی با ماکی دو بِلبوف (ماتیلد دِ مورنی) مراوده پیدا کرد. تلاشهای او برای نیل به استقلال منجر به نگارش «آواره» (La Vagabonde, 1910) و «اطلاعات جنبی تماشاخانه» (L'Envers du music-hall, 1913) شد. او همچنین با نگارش وقایعنامههای تئاتر و داستانهای کوتاه، با نشریه Le Matinهمکاری داشت.همة این آثار متعلق به دورانی است که کولت آن را سالهای نوآموزیاش («نوآموزیهای من» (Mes Apprentissages, 1936)) خوانده است. بعد از 1920، دهة انتشار شاهکارهای او بود؛ گروه اول این شاهکار بر محورِ جوان اندک فاسدشدة دوران بعد از جنگ جهانی اول میچرخد؛ مانند قهرمانِ فاسدِ «عزیز» (Chèri, 1920) و «آخرین شری» ( La Fin de Chéri, 1926)- با معشوقه مسنتر و زن جوانش- و نوجوانان «گندم نارس» (Le Blé en herbe, 1923)، که داستانش به از دست رفتن معصومیت میپردازد؛ در گروه دوم آثار برجستهاش، او به طبیعت دوران کودکی شادمانش برمیگردد؛ مثلاً در «خانة مادرم» (La M'aison de Claudine, 1922) و «سیدو» (Sido, 1430)، که مکاشفههایی شاعرانه درباره دوران کودکیاش هستند. کولت در 1935 با موریس گودتکه ازدواج کرد که خاطراتش را از زندگی مشترکشان در قالب کتاب «نزدیک کولت» (Près de Colette, 1955) منتشر کرد، آثار بعدی او مضامین متفاوتی داشتند. در «آن خوشیها» (Ces Plaisir, 1932)، که بعداً با نام «سره و ناسره» (Le Pur et L'impur, 1941) منتشر شد، او ابعاد امیال جنسی زنها را مورد بررسی قرار میدهد. «گربه» (La Chatte, 1993) و «زوج» (Duo, 1934) برداشتهایی از حسادت است. از کتاب «ژیژی» (Gigi, 1944)، داستان دختری که دو خواهر پا به سن گذاشته او را بزرگ میکنند تا روسپیِ درباری شود، هم برای نمایش تئاتر و هم فیلم اقتباس شده است. کولت عضو فرهنگستان سلطنتی بلژیک (1935)، فرهنگستان گونکور فرانسه (1945) و مقام بلندپایة لژیون دونور شد.
(شکوفایی در قرن سیزدهم) شاعر و نوازندة دوره گرد فرانسوی، نوازندة حرفهای ویل (vielle/ سازی شبیه ویلون- م.) و قصهگو و هنرمندی که هنرش را در کاخهای ییلاقی درة مارن علیا بین لانگر و ژوئانویل اجرا میکرد. کولن بومی لورِن بود. اشعارش، که استادانه سروده شده بود، سرخوشیهای شراب و زندگی خوب را تحسین میکردند. او شعر عاشقانه درباری هم میسرود و گاهی بر آن نقیضه مینوشت.
[لاتین آن collatioبه معنی کنار هم قرار دادن، مقایسه] 1- مقایسة نسخههای دستنویس یا چاپهای یک متن بهمنظور تعیین نسخة اصلی اثر و یا جایگاه یا سندیّت یک نسخة خاص. 2- توصیف کتابشناختی کتابی که در قالبی بیان میشود که در آن اطلاعاتی دربارة اندازه، سبکهای ویژه و شمارهگذاری صفحات همراه با نمادها ارائه میشود.
کتابی حاوی زندگینامة تعدادی از افراد. مشهورترین نمونة کلاسیک زندگینامه جمعی، «زندگیهای موازی» (Bioi parallēloi) پلوتارک است که شخصیت و عملکرد بسیاری از چهرههای شاخص رم و یونان را توصیف میکند. نمونة امروزی زندگینامة جمعی، «زندگینامههای همزمان» (Parallel Lives) اثر فیلیس روز است که به بررسی و مطالعة چندین زوج ویکتوریایی میپردازد. نیز نکBIOGRAPHY.
شکلی از ضمیر ناخودآگاه (آن بخش از ذهن که دربردارندة خاطرات و انگیزههای ناگهانیای است که شخص از آن ناآگاه است) که بهطور کلی در انسانها مرسوم است و ریشه در ساختمان ارثی مغز دارد. این واژه در زبان آلمانی ازسوی کارل یونگِ روانپزشک collektive unbewusstes نامیده شد. او ضمیر ناخودآگاه جمعی را از ضمیر ناخودآگاه فردی، که از تجربة فرد ناشی میشود، متمایز کرد. براساس نظر یونگ، ضمیر ناخودآگاه جمعی دربردارندة کهنالگوها یا تصاویر و اندیشههای اولیه عمومی است. بنابراین، نقد کهنالگویی، بهطور منظم قدرت ادبی را با حضور مضامین خاصی که در افسانهها و باورهای همة فرهنگها جریان دارد، شناسایی میکند. نیز نک.ARCHETYPE
نام اصلی او یاکوبین کامیلا وُرگلان (ت. 23 ژانویه 1813، کریستیانسان، نروژ- و. 6 مارس 1895، کریستیانا [اکنون واقع در اسلو]) رماننویس و حامی پرشور حقوق زنان که اولین رمان نروژی را با نگاهی انتقادی به موقعیت زنان نوشت. او تأثیر زیادی بر نویسندگان بعد از خود همچون هنریک ایبسن، بیورنستیئرن بیورنسون، یوناس لی و آلکساندر خلان داشت.او، که خواهر هنریک وُرگلان شاعر ملی محبوبِ نروژ بود، با پِتر یوناس کولت ازدواج کرد. او بعد از مرگ کولت، رمانی نوشت که بیشتر با آن شناخته میشود؛ رمانی با عنوان «دختر فرماندار» (Amtmandens dtter, 1854-55)، که در آن از نابرابری جنسی آن زمان بهشدت انتقاد میکند. دومین رمان او «در شبهای دراز» (I de lange nætter, 1862) به یادآوری دوران کودکیاش میپردازد. بقیة آثار او وقف موضوع آزادی زنان شده است.
(ت. 23 سپتامبر 1650، استو نزدیک کوئای، کیمبریجشر، انگلستان- و. 26 آوریل 1726، لندن) اسقف انگلیسی از زمرة ناسوگندخورا (روحانیای که در 1689 از سوگند وفاداری به ویلیام سوم و مری دوم خودداری کرد) و مؤلف حملهای مشهور به جنبة غیراخلاقی هنرپیشگی.کالییر در کالج کِیِس کیمبریج درس خواند و در 1677 لباس کشیشی بر تن کرد. در 1685 بهعنوان سخنران مهمانخانة گری منصوب شد، اما در انقلاب 1688 استعفا داد. دوبار بهعلت وفاداری به جیمز دوم زندانی شد و مدتی به جرم یاغیگری در زندان بود.کالییر در اثر جنجال برانگیزش «نگاهی کوتاه به جنبة غیراخلاقی و غیردینی تئاتر انگلیسی» (A Short View of the Immorality and Profaneness of the English Stage) ویلیام ویچرلی، جان درایدن، ویلیام کانگریو، سر جان ونبرا و تامس درفی را مورد حمله قرار میدهد. انتشار جزواتی در پاسخ متقابل از هر دو طرف هر چند وقت یکبار تا 1726 ادامه داشت.
نام کامل او ویلیام ویلکی کالینز (ت. 8 ژانویه 1824، لندن، انگلستان- و. 23 سپتامبر 1889، لندن) اولین سلطان داستانهای معمایی و نخستین رماننویس انگلیسی که در این نوعِ ادبی قلم زد.کالینز بعد از تحصیل در رشتة حقوق در موسسة لینکلن، در 1851 به مقام وکالت رسید، اما نشان داد استعداد کمی برای کارهای حقوقی دارد. در عوض، او به نوشتن رمان تاریخی روی آورد. اولین اثر منتشر شدة او «خاطرات زندگی ویلیام کالینز، آقا، آر. ای.» (Memoirs of the Life of William Collins, Esq., R.A., 1848) بود، خاطرهای دربارة پدرش که نقاش منظره بود. اندکی پس از آن آثار داستانیاش را آغاز کرد: «آنتونینا؛ یا سقوط روم» (Antonina; or, The Fall of Rome) و «بزیل» (Basil, 1852)، حکایتی رنگارنگ از فریب و انتقام در قالب طبقة متوسط معاصر و قطعاتی از رئالیسم انعطافناپذیر بود. در 1851 با چارلز دیکنز ارتباط برقرار کرد، ارتباطی که تأثیر سازندهای بر کار او گذاشت. کالینز با نوشتن پاورقی در نشریة ادواری دیکنز با نام Household Words همکاری کرد و نخستین اثر مهم وی یعنی «بانوی سفیدپوش» (The Woman in White, 1860 ) در کتاب «سرتاسرِ سال» (All the Year Round) دیکنز منتشر شد. «بدون نام» (No Name, 1862)، «آرماداله» (Armadale, 1866) و «سنگ ماه» (The Moonston, 1868) ازجمله موفقترین آثار بعدی او هستند.
(ت. 25 دسامبر 1721، چیچستر، ساسکس، انگلستان- و. 12 ژوئن 1759، چیچستر) شاعر دورة پیش از رمانتیک که او را یکی از بهترین شاعران غنایی انگلستان در قرن هجدهم میدانند.کالینز در کالجهای وینچستر و مگدالنِ آکسفورد درس خواند. وقتی تنها 17 سالش بود، چهار «گفتوگوی شبانان فارسی» (Persion Eclogues/ چاپ دوم با نام «گفتوگوی شبانان شرقی» در 1757) را خلق کرد. در 1744 او اثر منظومش را با نام «نامه: خطاب به سر تامس هنمر در باب ویرایش آثار شکسپیر» (Epistle: Address to Sir Thomas Hanmer on his Edition of Shakespeare's) منتشر کرد که دربردارندة «مرثیة استادانة او از سیمبلین» (Dirge from Cymbeline) بود. او در انتشار یک جلد کتاب قصیده با دوست شاعرش، تامس وارتون، همکاری کرد که این کتاب در 1746 بهصورت جداگانه منتشر شد. از مجموعة وارتون استقبال خوبی شد، اما «قصاید کالینز درباره چندین موضوع توصیفی و تمثیلی» (Odes on Several Descriptive and Allegorical Subjects) مورد توجه چندانی قرار نگرفت. گرچه مأیوس بود، اما تکامل این سبک را، که در «قصیده بهسمت سادگی» (Ode to Simplicity) آزموده بود، ادامه داد. در 1749 «قصیدهای دربارة خرافات رایج مناطق کوهستانی اسکاتلند» (Ode on the Popular Superstitions of the Highlands of Scotland) نوشت که بر بسیاری از نگرشها و علایق شاعرانه رمانتیک را پیشبینی میکند.
نام مستعارِ کارلو لورنتسینی (ت. 24 نوامبر 1826، فلورانس [ایتالیا]- و. 26 اکتبر 1890، فلورانس) نویسنده و روزنامهنگار ایتالیایی، خالق «پینوکیو» (Pinocchio)، آدمک بچهسانی که ماجراهایش بچههای سراسر دنیا را خوشحال کرده است. کولّودی در جوانی به یک مدرسة علوم مذهبی پیوست. ریسورجیمنتو، نهضت اتحاد ملی ایتالیا، او را مسحور خود کرد، بااینحال در حمایت از ایتالیا در مبارزه با اتریش به روزنامهنگاری روی آورد. با برپایی حکومت پادشاهی ایتالیا در 1861، از فعالیتهای روزنامهنگاری و نظامیاش دست کشید و به نوشتن برای بچهها روی آورد.اولین فصل کتاب پینوکیو در 1881 در Giornale dei bambini («مجلة کودکان») منتشر شد و با استقبال زیادی مواجه شد. تمام آثار کولّودی، تصویری از بچهها در دنیایی واقعی بهدست میدهند، آنها را سرشار از رفتار شیطنتآمیزی نشان میدهند که نوجوانان بهراحتی با آن همذاتپنداری میکنند.
ایرلندی آنAgallamh na Seanórach، مکالمه یا گفتوگوی پیشینیان نیز نامیده میشود. در ادبیات سلتی، به شاخصترین داستان مجموعه داستانهای پهلوانی فنیان گفته میشود. «پیردمردها» آشین (آشیئن) شاعران فنییان هستند و کائولیت، که در جنگ گبهرا همرزمانشان را از دست دادهاند، از سرزمین جاودانیِ جوانی (Tir na nÓg) به ایرلند برمیگردند و درمییابند که 300 سال از عمرشان گذشته است. آنها سن پاتریک را میبینند، از آنها دربارة اعمال فین مکولِ افسانهای و قهرمانان گذشته سؤال میکند. کائولیت به همراه سن پاتریک به سراسر ایرلند سفر میکند؛ افسانهها، تاریخ و اسطورههای مرتبط با هر منطقهای را که از آن بازدید میکنند، شرح میدهد؛ این در حالی است که بروگن- کاتب سن پاتریک- داستانها را ثبت میکند. این چهارچوب، Dindshenchas (افسانههای مکانها)یِ کلاسیک ایرلندی را با افسانهها و فرهنگ عامة پهلوانی ممزوج میکند. کتاب گفتوگو احتمالاً از منابع قدیمیتر و سنت شفاهی بهدست مؤلفی در حدود 1200 گردآوری شده باشد. این اثر، که در نسخة دستنویس قرن شانزدهم «کتاب اسقف اعظم لیزمور» (The Book of the Dean of Lismore) نگهداری میشود، همراه با قطعاتی منظوم به نثر نوشته میشود که به بالادهای آشینی پروبال میدهد. نیز نکFENIAN CYCLE.
اهل لوکوپلیس (شکوفایی حدود 500) شاعر حماسهسرای یونانی که هماکنون با تنها شعر موجودش یعنی «تعرض به هلن» (The Rape of Helen) شناخته میشود. این شعر، که در کالابریای ایتالیا پیدا شد، تقلیدی از هومر و نونوس است و داستانِ پاریس و هلن را از عروسی پِلئوس و تِتیس تا رسیدن هلن به تروی بازگو میکند. برطبق لغتنامة «سودا» (یا سوئیداس)، کولوتوس مؤلف «کالودونیاکا» (Calydoniaca/ احتمالاً روایتی از شکار گراز نرِ کالودونیان)، «پرسیکا» (Persica/ روایتی از جنگهای ایران و یونان) و «اِنکومیا» (Encomia/ شعرهای مدحآمیز حماسی) نیز بوده است.
(ت. آوریل 1732، فلورانس [ایتالیا]- و. 14 آگوست 1794، لندن، انگلستان) نمایشنامهنویس برجسته انگلیسی در روزگار خود که در ژانر کمدی قلم میزد. او گرداننده تئاتر مهمی بود که قصد داشت شور نمایش الیزابتی را با اقتباس از نمایشنامههای بن جانسون و گروه فرانسیس بومانت و جان فلچر احیا کند.کولمن از کار حقوقی بهخاطر علاقه به ادبیات و تئاتر کنارهگیری کرد و اولین نمایشنامهاش، «لانه زنبوری پولی» (Polly Honeycombe, 1760)، علاقه شدید امروزیها را به رمانهای عاشقانه هجو میکند. نمایشنامه بعدی او یعنی «زن حسود» (The Jealous Wife, 1761)، که اقتباسی از رمان «تام جونزِ» (Tom Jones) هنری فیلدینگ است، یکی از بهترین کمدیهای آن زمان بود و نزدیک به یک قرن جایگاهش را در گنجینة متون نمایشی موجود حفظ کرد. کولمن در «ازدواج مخفیانه» (The Clandestine Marriage) با دیوید گریک، هنرپیشه و گردانندة تئاتر، همکاری کرد. در این نمایش شور و احساس با طنز ترکیب شده و هنوز هم ارزش اجرا بر روی صحنه را دارد. کولمن در 1767، یکچهارم سهم تماشاخانه کاونت گاردن لندن را خریداری و هفت سال آن را اداره کرد؛ در این مدت بهطور قابل ملاحظهای سطح بازیگری و نمایشنامه را ارتقا بخشید. او در 1776 تماشاخانه لیتل در هِی، هِیمارکتِ لندن را خریداری کرد؛ این تماشاخانه تابستانی در دوره مدیریت او به اوج شهرت رسید.
(ت. 21 اکتبر 1762، لندن، انگلستان- و. 17 اکتبر 1836، لندن) نمایشنامهنویس انگلیسی، نویسنده اشعار طنز توهینآمیز و مدیر برجسته تئاتر.دکتر پَنگلاس، آدم ملانقطیِ پا به سن گذاشته، در «وارث قانونی» (The Heir at Law/ اولینبار در 1797 اجرا شد) تنها آفرینشِ خندهدار و شاخص او است. اما اپرای کمدیِ «دو به یک» (Two to One, 1789)، اولین نمایش موفق وی؛ ملودرامهای «جنگ هِکسم» (The Battle of Hexham, 1789) و «صندوق آهنی» (The Iron Chest, 1796)، که دومی را براساس رمان «کیلب ویلیامز» (Caleb Williams, 1794) اثر ویلیام گادوین نوشته بود؛ و «جان بول» (John Bull, 1803)، که معروفترین کمدی او بود، مدتهای مدید جایگاه خود را در لیست نمایشهای تماشاخانهای کوچک در هیِ لندن حفظ کردند؛ تماشاخانهای که در مدیریت آن بر جای پدرش تکیه زده بود. وقتی پدرش در 1794 مرد، او تماشاخانه را خرید؛ گرچه بدهی زیاد او را مجبور کرد بخشی از سهمش را در 1805 و بقیه را در 1820 بفروشد. کولمن از 1824 تا هنگام مرگش در کسوت بازرس (یا مأمور سانسور) نمایشها، بهعلت سختگیری و خودکامگی تنگنظرانهاش، انزجار بسیاری از هنرمندان را برانگیخت.
[واژة یونانی قرون وسطای آن kōlometría، از kôlon یونانی به معنی بخشی از یک قطعه +-metria برگرفته از métron به معنی اندازهگیری] اندازهگیری یا بخشبندی (مثلاً نسخة خطی) با استفاده از دو نقطهها (واحدهای آهنگین).
جمع آنcolonsیاcola [یونانی آن kôlon به معنی اعضا، بخشی از یک قطعه، بندی از جمله] 1- بخش آهنگینِ یک سخن؛ خصوصاً در شعر یونانی یا لاتینی به بحر آهنگین وزن شعر غنایی («شعر غنایی» در مفهوم شعری که نغمهسرایی میشود؛ نه اینکه از حفظ یا با آواز خوانده شود) با الگویی مکرر و قابل تشخیص گفته میشود؛ همچنین بخشهای مختلفی که یک اسینارتتون را میسازند- شعری که از دو یا چند واحد موزون تشکیل شده که بدون هیچ مکثی در پی هم میآیند، اما با وقفهای- پایان درخواستی یا توصیه شدة یک کلمه بین دو وزن یا رکن- از هم جدا میشوند. 2-در نثر، به تقسیمبندی (مفهومی یا وزنی) سخنی گفته میشود که از جمله کوچکتر و کمتر مستقل است و از عبارات بزرگتر و کمتر وابسته است.
(ت. 1492، مارینو، نزدیک رم [ایتالیا]- و. 25 فوریه 1547، رم) شاعر ایتالیایی که بیش از آنکه بهدلیل شعرش معروف باشد بهسبب شخصیتش و ارتباطاتش با چهرههای شاخص همعصرش خصوصاً میکلآنژ معروف است.ویتّوریا کولونا، که از خانوادة اصیلی بود، در 1509 با فردیناندو فرانچسکو داوالوس، مارکزه دی پسکارا، ازدواج کرد. وقتی شوهرش در 1525 مرد، به سرودن شعرهایی به یاد او همت گماشت که بهترین چاپ جدید آن «به یاد ایتالیا: یک قرن غزل از اشعار ویتوریا کولونا» (Spirituali Rime, 1882) است. او همچنین تعداد زیادی اشعار مذهبی نوشت، اما زندگیاش بیشتر از آثارش جذابیت داشته است.ویتوریا، که فردی عالم و متفکر بود و شخصیتی عاطفی و مذهبی داشت، بسیار مورد احترام لودوویکو آریوستوِ شاعر بود و دوست نزدیک دیگر چهرههای ادبی بهشمار میرفت که از آن جمله میتوان به یاکوپو سانادزاروِ شاعر، پییترو بمبو انسانگرا، نویسندة کتابچه «آیین رفتار» با عنوان «درباری» (Il cortegiano)، بالداساره کاستیلیونه و نیز چندین اصلاحگر دینی معاصر اشاره کرد. با وجود این پاکترین رابطة دوستی او با میکلآنژ بود که در 1538 با او در رم دیدار کرد و نامهها و غزلهای فلسفی زیادی با او رد و بدل کرد.
[یونانی آن kolophón به معنی قله، نهایت کار] نوشتهای که در انتهای کتاب یا نسخة خطی قرار میگیرد و معمولاً حاوی حقایقی دربارة تولید آن اثر است؛ این جزئیات شامل نام چاپچی و تاریخ و مکان چاپ است. کالوفونها در نسخ خطی و کتبی به قدمت قرن ششم یافت میشوند. در نسخ قرون وسطا و نوزایی یک کالوفون هرازگاهی از سوی کاتب اضافه میشد و دربردارندة حقایقی مانند نام کاتب و تاریخ و مکان تکمیل اثر بود و گاهی نیز با عبارت سپاسگزاری پرهیزکارانه بهسبب پایان وظیفه همراه میشد.کالوفون چاپچی از این عمل رشد پیدا کرد؛ اغلب اطلاعاتی همچون عنوان کتاب، تاریخ و محل چاپ، نام و نشان چاپچی و اندکی تبلیغ برای کار خود را شامل میشد. اولین کالوفون چاپی از این دست در 1457 در ماینتس پسالتر نوشتة یوهان فوست و پِتر شوفر دیده شد.البته کالوفونهای چاپی خیلی زود مفصلتر شد و بهتدریج به ابزاری تبدیل شدند که چاپچی بهوسیله آن کتاب را بهتفصیل مورد تمجید قرار میداد یا حتی مقالات کوتاهی درباره محاسن کتاب اضافه میکرد. تا اینکه تا حدود 1480 بخشی از محتوای کالوفون به بخش سفید جلد در ابتدای کتاب منتقل شد.در بیشتر کشورها کالوفون در صفحة روبهروی صفحة عنوان میآید و از عبارتی تکجملهای تشکیل شده که کتاب در چاپخانهای معین و مکانی معین منتشر شده است. چاپهای نفیس اغلب شیوه قبلی را حفظ کردهاند از جمله کالوفونهایی که قلم چاپی، کاغذ و دیگر جزئیات نشر را در صفحه آخر ذکر میکنند. قس EXPLICIT.
رمانی نوشته اَلیس واکر، که در 1982 منتشر شد. این اثر در 1983 برنده جایزه پولیتزر شد. بنفشرنگ رمانی فمینیستی دربارة تلاشِ زن سیاهپوست بیسواد و مورد سوء استفاده قرار گرفتهای است برای قدرتمند شدن؛ رمانی که به جهت عمق شخصیتهای زن و کاربرد فصیح زبان بومی انگلیسی سیاهان در آن، مورد تحسین قرار گرفت.
(ت. 8 دسامبر 1881، لانگفورد، کانتی لانگفورد، ایرلند- و. 11 ژانویه 1972، انفیلد، کانتیکات، ایالات متحده) شاعر امریکایی متولد ایرلند که شعرهایش سنتها و فرهنگ عامة مناطق روستایی ایرلند را دربر دارد.او، که در آستانة قرن بیستم در دابلین تحت تأثیر فعالیتهای ادبی شکوفایی دوباره زبان سلتی قرار گرفته بود، مجموعه شعری با نام «زمین وحشی» (Wild Earth, 1907) منتشر کرد. او در راهاندازی The Irish Review در 1911 همکاری داشت و سه سال بعد برای همیشه ساکن ایالات متحده شد. آثار ادبی گوناگون او شامل مجموعه شعرهایی همچون «افسانههای دراماتیک» (Dramatic Legends, 1922) و «مخلوقات» (Creatures, 1927)؛ نمایشنامههایی همچون «زمین خرد شده» (Broken Soil/ که اولینبار در 1903 اجرا شد)؛ چند رمان؛ گلچینهایی از ادبیات فولکلور؛ و چند کتاب کودک میشود. خاطرة «دوست ما جیمز جویس» (Our Friend James Joyce, 1959) را با همکاری همسرش مری (1957- 1887؟)، که منتقد ادبی مشهوری بود، نوشت.
[در زبان جدید لاتینی columbia به معنی ایالات متحده + ad- انگلیسی (مثل مشابهاش در Iliad، Dunciad)] به هر نوع خاصی از حماسه گفته میشود که استقرار و رشد اروپاییها در ایالات متحده را شرح میدهد. این واژه احتمال دارد از شعرِLa Colombiade, ou la foi portée au nouveau monde سرودة شاعر فرانسوی ماری آن فیکه دو بوکاژ اخذ شده باشد. نمونة نسبتاً معروف آن «کولومبیاد» (The Columbiad, 1807/ نسخه تجدیدنظر شدة «تصویر کلمب»، 1787) نوشته جوئل بارلو است.
Columbine \'käl-əm-'bīn\ or Colombina \'kō-lom-'bē-nə\
شخصیت تئاتری قالبی که در حدود 1530 در کمدیا دلارته ایتالیا در قامت ندیمه بیادب و زرنگ خلق شد؛ نام ایتالیاییاش به معنی «کبوتر کوچک» است. در تئاتر فرانسه این شخصیت، خدمتکار و توطئهگری میشود که نقشهای متفاوتی در برابر پنتالون، آرلکن و پییرو برعهده میگیرد. در کمدیهای انگلیسی او معمولاً دختر یا فرد تحت قیمومیت پنتالون و عاشق آرلکن است. ندیمة کمدیِ موزیکال قرن بیستم نمونهای از شخصیت کالمباین است.
(ت. 1741، بریستل، گلاسترشِر، انگلستان- و. 19 ژوئن 1823، لندن) نویسندة پرکار انگلیسیِ آثار مختلفِ نثر و نظم طنزآمیز که شعرِ «سفر دکتر سینتکس در جستوجوی زیباییها»ی او (The Tour of Dr. Syntax in Search of the Picturesque, 1812) یکی از معروفترین آثار اوایل قرن نوزدهم انگلستان است.کوم در کالج ایتن تحصیل کرد. از یک تاجر ثروتمند لندنی به نام ویلیام الگزاندر ارثیهای به او رسید و او با آن به سفرهای گستردهای رفت و مانند شاهزادهها زندگی کرد، بدهی سنگینی بهبار آورد و بعد از انجام کارهای مختلفی ازجمله سرباز صفر، گارسن، معلم و سرآشپز، در حدود 1771 به لندن بازگشت و از آن پس در کسوت نویسندگی امرار معاش کرد. دکتر سینتکس در 1809 در The Poetical Magazine معرفی شد. اولین کتاب دکتر سینتکس و جانشینانش، «دومین سفر سینتکس در جستوجوی آرامش» (The Second Tour of Dr. Syntax in Search of Consolation, 1820) و «سومین سفر ... در جستوجوی یک همسر» (The Third Tour … in Search of a Wife, 1821) بسیاری از نویسندگان قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم را مورد تمسخر قرار میدهد که «تورها»، «گشتوگذارها» و «سفرها»یشان ابزاری برای موعظه کردنهای اندرزگویانه، شور و شعف بیروح و روایتهای احساسی از ماجراهای عاشقانه بود. کوم بخش مهمی از شهرتش را مدیون تصویرسازیهای تامس رولندسن است. این دو همچنین در خلقِ «رقص مرگ انگلیسی» (The English Dance of Death, 1815)، که دربردارندة تعدادی از بهترین اشعار کوم است، و «رقص زندگی» (The Dance of Life, 1816-17) همکاری داشتند.
نمایشنامهای در دو پرده نوشته ویلیام اینگ، که در 1949 منتشر و در 1950 برای اولینبار اجرا شد. این نمایش پیرامون زندگی بیحاصل داک و لولا است. داک، که درگیر زندگی 20 سالة بدون فرزندی شده، سرخوردگیاش را با الکل تسکین میدهد و درباره مری- مستأجر پانسیونشان- خیالپردازی میکند. لولا دردش را بهسبب این زندگی پوچ در دلتنگی برای شیبا، سگ گمشدهاش، بازگو میکند. هنگامیکه داک بهدلیل مستی عصبانی میشود، خانهاش را به هم میریزد و چیزی نمانده که لولا را هم بکشد، آن زوج وادار میشوند بهوضوح به زندگیشان نگاه کنند و متوجه عمق وابستگی دوجانبهشان شوند.
[اسپانیایی، کمدی] به نمایشنامه یا کمدی اسپانیایی گفته میشود که دارای اسلوب شعری است. اشکال خاص آن شاملِ comedia de capa y espada،یعنی کمدی ردا و شمشیرِ عشق و توطئه و comedia de figurón، قالبی که در آن تأکید بر روی شخصیتی خاص قرار میگیرد که این شخصیت بهمثابه مظهر مبالغهآمیز رذیلت اخلاقی یا نقصان نشان داده میشود. نیز نکCOMEDY.
رمانی نوشته گراهام گرین، منتشرشده در 1966 که دربارة لزوم داشتن شجاعت در مواجهه با پلیدی است.داستان در هائیتی در نیمة دهة 1960، در زمان حکومت دیکتاتور فرانسوا دووالیه میگذرد. رمان از زبان براون روایت میشود- آدم بیکارهای که وارث هتل ناموفقی در نزدیکی پورتوپرنسِ پایتخت میشود؛ او بعد از تلاش ناموفقی در فرار از یک رابطة عاشقانة محتوم به هتل برمیگردد.کمدینها در اصل رمان شخصیت است. هر یک از شخصیتهای مهم آن وجه جدیدی از شخصیت خود را بروز میدهند: احمق سادهلوحی که یکبار کاندیدای حزب گیاهخوار برای ریاست جمهوری ایالات متحده بوده، ثابت میکند که شجاع و دلسوز است؛ قاچاقچی اسلحة ترسو و دروغگویی که مانند یک قهرمان میمیرد؛ یک آزادیخواه سابق از لیبرالیسم سادهاش فراتر میرود تا وقتی با یک پلیس مخفی وحشی روبهرو میشود، جان براون را حفظ کند.
رسماًLe Théâtre- Français، La Maison de Molièreنیز نامیده میشود. تئاتر ملی فرانسه و قدیمترین تئاتر ملی دنیا. این تئاتر عمدتاً با نمایشنامههای مولیئر پیوند داشته است.بعد از مرگ مولیئر در 1673، گروه بازیگران او با گروه دیگری که در تئاتر دو ماره نمایش اجرا میکنند، متحد میشوند و گروه جدید تحت عنوان تئاتر گِنِگو شناخته میشود. در1680 گروهی که با عنوان کمدی- فرانسز باقی مانده است، در آن زمان که گروه گنگو با آن در اتل دْ بورگونی ادغام میشود، پایهریزی میشود تا به تنها گروه حرفهای فرانسوی تبدیل شود که در آن زمان در پاریس نمایش اجرا میکرد.بعد از انقلاب فرانسه در 1791، گروهی از دِل همین گروه مراکز جداگانة دیگری را در محل فعلی کمدی- فرانسز، که حالا Place de Théâtre- Françaisاست، بر پا کرد، درحالیکه گروه محافظهکارتر در محل اصلی با عنوان Théâtre de la Nationباقی ماند. در 1803 کمدی- فرانسز دوباره در زمان حکومت ناپلئون بازسازی شد. فرمان صادرة او درحالیکه در 1812 در مسکو بود، قوانینی را که کمدی- فرانسز براساس آن میبایست به فعالیت بپردازد، پایهریزی کرد.کمدی- فرانسواز در طول تاریخ طولانیاش تأثیر دیرپایی بر پیشرفت تئاتر، هنر، و ادبیات فرانسه گذاشته است. گرچه این مرکز در اصل در قامت تئاتری که ریشه در سنتهای گذشته دارد باقی مانده، اما بعد از انتصاب پییر دوکس به ریاست آن در 1970، کمدی فرانسز به معرفی آثار نمایشنامهنویسان، کارگردانان و طراحان صحنة جدید نیز پرداخته است.
گروهی از بازیگران ایتالیاییِ کمدیا دلارته ایتالیا که در پاریس مستقر بودند. کمدی- ایتالیئن با کمک ملوکانة لویی چهاردهم در 1680 پایهریزی میشود و به این علت به این نام خوانده میشود تا میان نمایشهای هنرمندان ایتالیایی با نمایشهایی که از سوی هنرمندان کمدی- فرانسز، گروه تئاتر ملی فرانسه، اجرا میشد تمایز قائل شود. گروههای کمدیا دلارتة ایتالیا از قرن شانزدهم در فرانسه بر روی صحنه ظاهر شده بودند. در 1697 کمدی- ایتالیئنها شاه را با هجو همسر دومش دلخور کردند؛ آنها تا 1716، بعد از مرگ لویی، از فرانسه اخراج شدند. آنها قبل از اخراج، بهطور گستردهای واژهها و عبارات فرانسوی و گاهی تمام صحنهها را در تولیداتشان جای داده بودند. بعد از اینکه لویی چهاردهم رسماً گروه را مجاز به استفاده از زبان فرانسوی کرد، کمدی- ایتالیئن به بازار جدیدی برای نمایشنامهنویسان فرانسوی تبدیل شد. وقتی در 1716 به آنها اجازه داده شد به فرانسه بازگردند، بازیگران ایتالیایی بیش از پیش، آثار فرانسویِ نمایشنامهنویسان فرانسوی خصوصاً پیئر ماریوو را اجرا کردند، و از آن زمان تنها بخشی از روح کمدیا دلارته- حال و هوای خارجی و لودگی، دلقکبازیها، پانتومیم و همچنین تعدادی از شخصیتها- باقیماند. بازیگران فرانسوی جای ایتالیاییها را گرفتند. با تغییر ذائقهها، تولیدات کمدی- ایتالیئن به سمت opèra bouffe (اپرای کمدی) متمایل شد. در 1081، گروه با رقیب قبلیاش تئاتر فدو (Théâtre Feydeau) ادغام شد تا Opéra-Comique را تشکیل دهد و بهاینترتیب کمدی ایتالیئن منحل شد.
[واژهای فرانسوی که در لغت به معنی کمدی اشکآلود است] گونهای از نمایشِ احساساتی فرانسوی قرن هجدهم که پلی میان سنت رو به زوالِ تراژدی نوکلاسیک اشرافی و ظهور نمایش بورژوای جدی ایجاد کرد. این کمدیها دعویِ سرگرمکننده بودن نداشتند؛ شخصیتهای بافضلیت در معرض بحرانهای مصیبتبار داخلی قرار میگرفتند و گرچه نمایش غمانگیز به پایان میرسید، اما خوبی پاداش داده میشد.بهترین نمونة این قالب در چهل و اندی از نمایشنامههای منظوم پیئر- کلود نیول دلا شاسه مانند «جانبداری مرسوم» (Le Préjugé à la mode, 1735) دیده میشود. تأثیر کمدی لارمویانت نامشخص کردن تمایزات میان کمدی و تراژدی، حذف هر دوی آنها از تئاتر فرانسه و تشکیل مبانی برای کمدی واقعگرایانة معاصرِ درام بورژوا بود؛ دنیس دیدرو با نمایش «پسر طبیعی دوروال یا امتحان تقوی» (Le Fils naturel, 1757)، پیشقراول آن بود.
، [واژة یونانی آن kōmōidía، گرفته شده از kōmōidós به معنی آوازخوان یک جشن، از kômosبه معنی گروهی خوشگذران، خوشگذرانی + ōidos، مشتقی از aeídein به معنی آواز خواندن] گونهای از ادبیات نمایشی که به سَبُک و سرگرمکننده و یا به روشی سَبُک، آشنا یا هجوآمیز به مسائل جدی و عمیق میپردازد. قستراژدی.سابقة کمدی بهمثابه گونهای ادبی به قرن پنجم ق.م. برمیگردد، وقتی که در اصل با جشنهایی پیوند داشت که بخشی از پرستش دیونوسوس- ربالنوع یونانی- بود. اولین دوره از کمدی یونان باستان، که کمدی قدیم نامیده میشود، با نمایشهای آریستوفانس معرفی شد که اکثر آنها مقامات دولتی و وقایع عمومی را هجو میکرد. در ادامه دورة انتقالی آمد. کمدی جدید که در حدود 320 ق.م رواج یافته بود، تمرکزش را بر مردمان عادی، که بهمثابه شخصیتهای معمولی تصویر میشدند، معطوف کرد. پیرنگها نیز از قاعدهای پیروی میکردند، معمولاً داستانی از عشق جوانی که در آثارِ مناندر دیده میشد. این آثار را بعدها رومَنس تِرِنس و پلاوتوس مورد اقتباس قرار دادند که خود این آثار نیز تنها نمونههای دیگر کمدی در ادبیات کلاسیک را خلق کردند. اواخر قرون وسطا بود که کمدی مجدداً در قالبهای ماندگاری در ادبیات پدیدار شد.معنای قرون وسطایی واژة Comedy داستانی با پایان خوش بود. بههمیندلیل است که تعدادی از قصههای جفری چاسر کمدی خوانده میشود و دانته از واژه کمدی با مفهوم داستانی با پایان خوش در عنوان شعرش کمدی الهی (La divina commedia)استفاده کرد. کاربرد امروزی این واژه همین مفهوم را با مفهومی ترکیب میکند که محققان دورة نوزایی برای کمدیهای باستان بهکار میبردند.توجه به قالب همانگونه که وجود دارد بر این مسئله اشارت دارد که انواع گوناگون کمدی اساساً ناشی از تفاوت در نگرش نویسندگان در قبال مضامین است. وقتی قصد نویسندهای استهزاء کردن باشد، کمدی هجومآمیز شکل میگیرد؛ وقتی استهزاء دربارة اشخاص صورت میگیرد، نتیجه کمدی شخصیت خواهد بود؛ هجو قراردادهای اجتماعی و درونِ این قراردادها، کمدی آداب و رسومها را پدید میآورد؛ کمدی اجتماعی تنها به ساختار جامعه میپردازد؛ و هجو اندیشیدنِ متعارف، کمدی اندیشهها را پدیدار میسازد. رسیدن از مصائب عشق به وصال معشوق، کمدی رمانتیک را خلق میکند. کمدی دسیسه از قصدی آشکار برای سرگرم ساختن و به هیجان آوردن و نیز پیرنگ ظریفی از وارونگیها به همراه شرایط ساختگی ناشی میشود. مشابه این کمدی، کمدی اسپانیا است و در آثار نمایشنامهنویسانی همچون لوپه د وگا و تیرسو د مولینا دیده میشود. جاییکه نویسنده میخواهد از مسائل جدی تنها بهلحاظ عاطفی- بیآنکه به جنبههای غمناک مسئله نزدیک شود یا مفهوم نهفته آن را مورد بررسی قرار دهد- بهرهبرداری کند، کمدی احساسی حاصل میشود. تراژدی و کمدی (یا گاهیاوقات کمدی- تراژدی) عناصر تراژدی و کمدی را با هم ترکیب میکند. در قرن بیستم، شکلی گزنده از شوخطبعی، مصطلح به شوخطبعی سیاه (کمدی سیاه)، و پوچگرایی بازتابندة دغدغههای اگزیستانسیالیستی بود. کمدی موسیقایی، که در آن کمدی حقیقی اغلب تابعی از نمایش فکاهی خالی از ظرافت و تأثیرات چشمگیر هست، از اواخر قرن نوزدهم در بریتانیای کبیر و ایالات متحده رواج داشته است.
کمدی پنج پردهای نوشته ویلیام شکسپیر، که برای اولینبار در 93-1592 اجرا و اولینبار در نخستین کتاب قطع رحلی 1623 منتشر شد. این نمایشنامه، که کوتاهترین نمایشنامه شکسپیر است، براساس «منایخموسها» (Menaechmi) پلاوتوس نوشته شده است.اگئون، بازرگان سیراکیوس، در افِسوس دستگیر میشود و بهعلت ناتوانی در پرداخت خراج محلی، به مرگ محکوم میشود. او داستان غمانگیزش را برای دوک سولینوس تعریف میکند: سالها پیش او و همسرش به همراه دو پسر بچة دوقلوی یکسان و دو غلامشان، که آن دو هم کودک و دوقلوی یکسان بودند، در دریا دچار سانحه میشوند و کشتی آنها غرق میشود. آن دو هر یک، با یک پسر و یک غلام نجات پیدا میکنند، اما برای همیشه از هم جدا میشوند. آنتیفولوسِ سیراکیوسی- پسری که اگئون او را بزرگ میکند- به مدت پنج سال در جستوجوی مادر و برادرش بوده است و اگئون در جستوجوی او. دوک سولینوس با شنیدن داستان اگئون به او یک روز مهلت میدهد تا پول خراج را بهدست بیاورد.درهمیناثنا، آنتیفولوس سیراکیوسی و غلامش درومیو به افسوس رسیدهاند و نمیدانند که برادرش آنتیفولوسِ افسوسی و غلامش که نام او هم درومیو است، هنوز آنجا هستند. بعد از آن در چند مورد آنها را بهجای هم اشتباه میگیرند. آنتیفولوسِ سیراکیوسی از سوی همسر برادرش، مورد پذیرایی قرار میگیرد و به خواهر او اظهار عشق میکند؛ و بهعلت عدم پرداخت، تحت تعقیب طلافروش قرار میگیرد. او و غلامش در صومعهای پنهان میشوند و در آنجا اگئون را میبینند که برای اعدام برده میشود و متوجه میشوند مادر روحانیِ صومعه، مادرشان- آیمیلیا- است. دو خانوادة جدا از هم دوباره به هم میپیوندند و آنتیفولوس افسوسی خراج پدرش را میپردازد.
گونهای نمایشی که از اواخر قرن شانزدهم پیوند بسیار نزدیکی با نمایشنامهنویس انگلیسی، بن جانسون، دارد. این کلمه از واژة لاتین humor (صحیحتر آن umor) به معنی آبگون گرفته شده است. نظریات طبی دورة وسطا و نوزایی بر این اساس بودند که بدن انسان، توازنی از چهار آبگون یا خلقوخویِ خون، بلغم، صفرا و سودا داشته است. آمیزش گوناگون این خلقیات تعیینکنندة «مزاج» یا طبع، ویژگیهای جسمی و فکری و خلقوخوی شخص است. هر یک از این مزاجها- دموی، بلغمی، صفرایی و سودایی- ویژگی خاصی داشتند؛ بنابراین این کلمات اهمیت بیشتری داشتند که از آن به بعد، از دست دادهاند؛ برای مثال مردی صفرایی نه تنها سریع عصبانی میشود بلکه زردیروی، لاغر، پُرمو، مغرور، جاهطلب، کینهتوز و زیرک است.جانسن در نمایشنامهاش «هر کس جدا از حال خود» (Every Man Out of his Humour, 1600) توضیح میدهد که تقسیمبندی مزاجی که بر بدن انسان فرمان میرانند، ممکن است با استعاره در منش کلی بهکار برده شوند؛ بنابراین ویژگی خاصِ یک نفر ممکن است به اقداماتی خاص منجر شود. شخصیتهای جانسن که معمولاً خلقوخوی نامتعادلی را نشان میدهند، در اصل کاریکاتور هستند.
نوعی کمدی موقعیت که در آن دسیسهها و نیرنگهای پیچیده بر پیرنگ غالب هستند.پیرنگهای اصلی و فرعی کمدیهای دسیسه، اغلب بر مبنای موقعیتهای خندهدار و زمینهسازی شده با مقدار زیادی شوخی نمایشی استوار میشود. کمدی دسیسه در دست استادی همچون مولیئر، غالباً به کمدی آداب و رسومها تبدیل میشود. بنابراین «دکتر علیرغم میل باطنی خودش» (Le Médecin malgré lui, 1666)، که بهمثابه نوعی نمایش فکاهی براساس شوخی سادة عوضی گرفتن ازگانارِل- هیزمشکن بیخاصیت- بهجای یک دکتر پیریزی شده، بهتدریج هجوی بر رفتار متظاهرانة قشر تحصیلکرده و سادگی بورژواها میشود؛ همانطور که ازگانارِل نقشش را در کسوت دکتر با موفقیت انجام میدهد.
شکل بامزه و متفکرانه نمایش که رفتارها و رسوم طبقه یا گروه خاص اجتماعی را هجو میکند.کمدی آداب و رسومها در ارتباط با بهکارگیری اجتماعی و توانایی (یا ناتوانی) شخصیتهایی خاص برای عمل به معیارهای اجتماعی است. غالباً معیار حاکم بر اجتماع از نظر اخلاقی بیاهمیت اما خشک و دقیق است. پیرنگ چنین کمدیای که معمولاً پرداختن به امور عشقی نامشروع و موارد مفتضح مشابه است، تابع فضای شکننده، زبان فکاهی و تفسیر تند و تیز نقاط ضعف انسان است.کمدی آداب و رسومها که معمولاً بهوسیلة نویسندگان برجسته برای اعضای محفل یا طبقه اجتماعی خودشان نوشته میشد، از نظر تاریخی در دورهها و جوامعی شکوفا میشد که موفقیت مادی و آزادی اخلاق را به هم پیوند میدادند. در یونان باستان، هم وضع به همین شکل بود؛ وقتی مِناندر (حدود 292- 342 ق.م.) کمدی جدید را، که پیشدرآمد کمدی آداب و رسومها بود، آغاز کرد. سبک زیبا، پیرنگهای پیچیده و شخصیتهای معمولی مناندر را شاعران رومی همچون پلاوتوس (184- 254 ق.م.) و تِرِنس (159- 195 ق.م.) تقلید کردند که کمدیهای آنها در دوره نوزایی بهطرز گستردهای معروف بود و از آن کپیبرداری میشد.یکی از بزرگترین متخصصان کمدی آداب و رسومها مولیئر بود که ریاکاری و رفتار متظاهرانة جامعة فرانسوی قرن هفدهم را در نمایشنامههایی همچون «مکتب زنان» (L’ École des femmes, 1663) و «مردمگریز» (Le Misanthtrope, 1667) هجو کرد.کمدی آداب و رسومها در انگلستان بزرگترین روزهایش را در دوران بازگشت سپری کرده است. نمایشنامهنویسان خود را مخالف شوخطبعی ساختگی و بلاهتهای اکتسابی اعلام کردند و این ویژگیها را در شخصیتهای کاریکاتوری با نامهای برچسبگونهای همچون سِر فوپلینگ فلاتر در «مرد امروزیِ» (The Man of Mode, 1676) سِر جُرج اتریج، و تَتل در «پیرپسر» (The Old Bachelour, 1693) ویلیام کانگریو مورد هجو قرار میدهد. شاهکارهای این ژانر، نمایشنامههای کنایهآمیز، نیشدار و طنزآلودِ ویلیام ویچرلی «زن روستایی» (The Country-Wife, 1675) و کانگریو «راه و رسم دنیا» (The Way of the World, 1700) بودند. در اواخر قرن هجدهم آلیور گلدسمیت «او به پیروزی تن میدهد» (She Stoops to Conquer, 1773) و ریچارد برینزلی شِریدان «رقیبان» (The Rivals, 1775)، «مکتب رسوائی» (The School for Scandal, 1777) این قالب را احیا کردند.اسکار وایلد، نمایشنامهنویس ایرلندی، انگلیسی در دو اثر «بادبزن بانو ویندرمیر» (Lady Windermere's Fan, 1893) و «اهمیت جدی بودن» (The Importance of Being Earnest, 1899) به این سنت پرداخت. در قرن بیستم کمدی آداب و رسومها در نمایشنامههای مهمانخانهای فکاهی پیچیدة نمایشنامهنویسان انگلیسی و امریکایی- نوئل کاوئرد و دابلیو سامرست موام، فیلیپ بُری امریکایی و اِس. اِن. برمن- دوباره ظاهر شد.
هر یک از دو گروه کمدیا دلارته ایتالیا که در گسترش شهرت این نوع نمایش فیالبداهه در سرتاسر اروپا شرکت داشتند. اولین گروه که در فرانسه، اسپانیا و ایتالیا نمایش اجرا میکرد، در حدود 1574 شکل گرفت؛ در اوایل قرن هفدهم با افول گلوسی- گروه کمدی برتر- کمیچی کانفیدنتی مورد علاقه دربار مانتوئان قرار گرفت.دومین گروه عمدتاً در ایتالیا سفر میکرد و بعد از انحلال آن (1621 ق. م.)، تعدادی از بازیگرانش با کمیچی کانفیدنتی در پاریس مرتبط شدند.
تخلیه فشارهای روحی یا احساسی که از موضوع یا حادثهای خندهدار که در میان بخشهای جدی یا تراژیک (مثلاً در نمایشنامه) قرار میگیرد، ناشی میشود؛ و یا چیزی که باعث چنین تسکینی میشود.
(ت. 13 اکتبر 1895، ترِویزو، ایتالیا- و. 21 ژانویه 1969، ترویزو) نویسنده ایتالیایی نامهها، اشعار تغزلی و رمانهای خودزندگینامهای.کومیسو با گابرئیله دانونتسیو در فیومة ایتالیا (هماکنون ریجکادر کروواسی) زندگی کرد و یک کتابفروشی در میلان و یک نمایندگی هنری در پاریس به راه انداخت. او، که برای چندین روزنامة ایتالیایی معتبر کار میکرد، مدام در ایتالیا و به خارج از آن کشور مسافرت میکرد. او سپس نامههایش را جمعآوری و در مجموعههایی منتشر کرد: نامههایش از پاریس را در «این پاریس است» (Questa è Parigi, 1931)، نامههایش از آسیای شرقی را در «عشقهای شرق» (Amori d'Oriente)، «ژاپن» (Giappone, 1954) و «زنان مهربان» ( Donne gentili, 1959)؛ نامههایش از ایتالیا را در «یک ایتالیایی در ایتالیا میگردد» (L'italiano errante per l'Italia, 1937) و «سیسیل» (Sicilia, 1953)؛ و نامههایش از اروپا را در «سفرهای خوش» (Viaggi felici, 1949) و «پیاده شدن در یونان» (Approdo in Grecia, 1954). او چندین رمان از جمله «هوسهای ایتالیایی» (Capricci italiani, 1952) و «گربهای در حال عبور از خیابان» (Un gatto attraversa la strada, 1954)، که جایزه معتبر استرگا را از آن خود کرد، نیز نوشت.
[واژهای لاتینی، از kómma یونانی به معنی بند، از نظر لغوی یعنی چیزی که قطع شده، برگرفته از kóptein به معنی قطع کردن] 1- در علم عروض و فن بلاغت یونانی و لاتینی به عبارتی کوتاه، یا گروهی از کلمات که کوچکتر از یک کالن (Colon) باشد، گفته میشود؛ بخشی از تعدادی واژه یا رکن موزون. 2- کهنه یک بند یا بخش کوتاهی از یک رساله یا مباحثه.
[واژهای ایتالیایی به معنی کمدی هنرمندان] قالب تئاتری ایتالیایی که از قرن شانزدهم تا قرن هجدهم، در سرتاسر اروپا شکوفا شد. این قالب در خارج از ایتالیا بزرگترین موفقیتش را در فرانسه داشت که آنجا کمدی- ایتالیئن شد. در انگلستان، عناصر خاصی از کمدیا دلارته، در قسمت آرلکن در پانتومیم و نمایش پانچ و جودی- نمایشی عروسکی که شخصیت پانچ برگرفته از کمدیا دلارته یکی از نقشهای آن بود.کمدیا دلارته بر بازی گروهی تأکید داشت؛ بدیههگویی آن در چارچوب ثابتی از نقابها و شرایط کلیشهای و پیرنگهای آن، اغلب از سنت ادبی کلاسیک کمدیا ارودیتا یا نمایشنامة ادبی وام گرفته میشود.گروههای حرفهای بازیگران در قرن شانزدهم پدیدار شدند؛ آنها قالبهایی را که با ذائقه مردم همخوانی داشت، آزمایش کردند: لهجههای بومی، حرکات کمدی به حد وفور و شخصیتهایی قابل شناخت که از اغراق یا هجوِ انواع شخصیتهای کلیشهای یا منطقهای گرفته میشدند.اولین تاریخی که یقیناً با گروه ایتالیایی کمدیا دلارته مرتبط باشد، سال 1545 است. مشهورترین گروه اولیه آن گِلوسی بود؛ بقیه شامل دِسیوسی (در 1595 شکل گرفت)، کمیچی کانفیدنتی (1621- 1574) و یونیتی (اولینبار در 1574 نامی از آن برده شد) بودند. هر گروه کمدیا دلارته مجموعهای از سناریوها، کتابهای حدیث نفس و مشاعرههای بامزه و حدود 12 بازیگر داشت. اکثر بازیگرها نقابهایشان را خودشان درست میکردند تا شخصیتهای شناختهشدهای را که بازی میکردند، نشان دهند، یا نقابهایی را که قبلاً تثبیت شده بودند، میساختند. برای درک کمدیا دلارته نقاب مهمتر از بازیگر است.یک سناریوی معمول در مورد عشقِ زوج جوانی بود که از سوی پدر و مادرشان با مانع روبهرو میشد. سناریو از دو شخصیت قرینه استفاده میکرد: دو مرد مسن، دو عاشق، دو تِسانی (خدمتکار بیپروا)، یک کُلفَت، یک سرباز و سیاهیلشکرها. عشاق که بدون نقاب بازی میکرد، بهندرت شخصیتهای حقیقی کمدیا دلارته بودند. شخصیت دیگر بدون نقاب کالمباین- دختر خدمتکار بیادب- بود. پنتالون تاجری ونیزی بود: جدی بود، بهندرت بهصورت آگاهانه رفتاری خندهدار داشت و مایل به ایراد خطابههای نکوهشآمیز و نصایح خوب بود. دوتوره در اصل وکیلی اهل بولونیا بود؛ او که فردی سادهلوح و شهوتران است، متکلفانه و با مخلوطی از زبان لاتینی و ایتالیایی حرف میزند. نیز نککاپیتانو، آرلکن، پیئرو و اسکاراموش.کمدیا دلارته از زمانی که طنز غنی کلامیِ لهجههای منطقهای نزد مخاطبان خارجی کمرنگ شد، رو به افول نهاد؛ کمدی فیزیکی آرامآرام بر اجرا تفوق یافت و با یکنواخت شدن هنر کمدی این نوع اجرا اعتبارش را از دست داد. شخصیتها ثابت شدند و دیگر شرایط زندگی واقعی را منعکس نکردند؛ بنابراین یک عنصر مهم کمدی را از دست دادند. تلاشهای نمایشنامهنویسانی همچون کارلو گولدونی برای اصلاح نمایش ایتالیایی، فرجام کمدیا دلارتة رو به زوال را قطعی کرد. گولدونی از سبک قدیمیتر وام گرفت تا قالبی جدید و واقعیتر از کمدی ایتالیایی را خلق کند و مخاطبان با شوق از این کمدی جدید استقبال کردند.
[واژهای ایتالیایی، از نظر لغوی یعنی کمدی عالمانه] کمدی قرن شانزدهم ایتالیا از متنی مکتوب به زبان لاتین یا ایتالیایی اجرا میشد و بر پایة آثار عالمانة نسل اول نویسندگان ایتالیایی و نویسندگان روم باستان بود. قس کمدیا دلارته.بهعلت آنکه زبان بهکار رفته در کمدیا ارودیتا برای مردم عادی بهراحتی قابل فهم نبود، این نمایشها معمولاً بهوسیلة بازیگران غیرحرفهای (dilettanti) برای اشرافزادگان اجرا میشد. منابعِ کمدیا ارودیتا، کمدیهای نمایشنامهنویسهای رومی پلاوتوس و ترنس و آثار انساندوست ایتالیایی قرن چهاردهم جووانی بوکاتچو بودند. نمایشنامههای دیگری از سوی لودوویکو آریوستو، که بهترین نویسندة کمدی بومیِ نسل اول نویسندگان ایتالیایی و چهره اصلی تثبیت این قالب ادبی بود، ارائه شد؛ نمایشنامهنویسِ فیلسوف جامباتّیستا دلاپورتا نویسندة چند هجو گزنده و نیکولو ماکیاولی که اثرش«مِهر گیاه» (La mandragola/ اولین انتشار آن به سال 1524 بود) یکی از برجستهترین کمدیهای آن قرن بود، نیز از این دست نمایشنامهها نوشتند.
[لاتین آن commentarius، commentarium به معنی دفترچه، شرح] 1- معمولاً بهصورت جمع یک رساله توضیحی. 2- معمولاً بهصورت جمع گزارش یا مجموعهای از اتفاقات که معمولاً به قلم شرکتکنندهای در آن حادثه نوشته میشود و نسبت به تاریخچه، از زبان رسمی و طول و تفصیل کمتری برخوردار است. 3- مجموعة نظاممندی از توضیحات یا برداشتها از یک متن.
(شکوفایی در فاصلة قرن سوم و پنجم بعد از میلاد) شاعر مسیحی لاتین که احتمالاً اصلیت او افریقایی است. «ترانه با روایت» (Carmen apologeticum) او مکتب مسیحیت را شرح میدهد و به خلقت، تجلی خدا، ضدمسیح و پایان دنیا میپردازد. همه اشعار به جز دو مورد از تعالیمش- 80 شعر در دو کتاب- در قالب توشیح هستند که بیتردید به این دلیل بود که این تکنیک روش یادآورندة مفیدی بهشمار میرفت. اشعار او ارزش شعری ندارند و عمدتاً بهدلیل کاربرد اصطلاحات عامیانة لاتینی در دورهای که زبانهای رمانس از دلِ زبان لاتینی زاده میشدند، جذابیت دارد.
کوتاه شدة آنC.M.است، که پاره شعر سرود نیز نامیده میشود. بحری در بالادهای انگلیسی که معادل وزن بالاد است؛ گرچه وزن بالاد اغلب نسبت به چهارپاره از موزونیت کمتر و لحن محاورهای بیشتری برخوردار است. برخلاف وزن بالاد، که معمولاً از هجاهای گوناگون بدون لهجه برخوردار است، چهارپاره از مصراعهای دوهجایی موزون با تعداد برابرِ هجاهای با تکیه یا بدون تکیه تشکیل شده است. ترانة «زیبایی شگفتآورِ» (Amazing Grace) اثر جان نیوتن نمونهای از چهارپاره است که در بند زیر دیده میشود:
Amazing grace! how sweet the sound.
That saved a wretch like me!
I once was lost, but now am found,
Was blind, but now I see.
نیز نکBALLAD METER.
common particular meter or common particular measure
نوعی از وزن بالاد که در آن مصراعهای چهارتکیهای دوبرابر میشوند تا در ترتیب قافیه پایانی پاره شعری از شش مصراع (یعنی با مستزادهای کوتاه) ایجاد شود. بنابراین شمارة تکیهها در مصراعها 4، 4، 3، 4، 4، 3 است.
[ترجمة واژة لاتینی locus communis به معنی قطعهای از یک گفتار که مستقیماً به موضوع موردنظر مرتبط نیست، مشاهدة کلی، ترجمة واژة یونانیِ koinòs tópos]. 1- منسوخ، قطعهای معمولی که میتواند در موضوعات خاصی بهکار برده شود. 2- منسوخ درونمایه، موضوع یا متن اصلی یک گفتمان. 3- کهنه، قطعهای جذاب یا بسیار قابل ملاحظه، که معمولاً چنین قطعهای در یک کتاب معمولی آورده میشود. 4- منسوخ، یک کتاب معمولی.
مجموعه مقالات ویرجینیا وولف، که در دو مجموعه منتشر شد؛ اولی در 1925 و دومی در 1932. عنوان اثر، عزم نویسنده را برای خوانده شدن مقالاتش توسط «خوانندة معمولیِ» تحصیلکرده اما غیرمتخصص که تنها برای لذت شخصی کتاب میخواند، آشکار میکند.وولف، خطوط اصلی فلسفه ادبیاش را در مقالة اول اولین مجموعه- «خوانندة معمولی»- و در مقالة آخر دومین مجموعه- «چگونه باید کتاب خواند؟»- ترسیم میکند. اولین مجموعه دربردارندة مقالاتی دربارة جفری چاسر، میشل دْ مونتنی، جین اوستن، جرج الیوت و جوزیف کانرد و نیز مباحثی دربارة زبان یونانی و مقالة مدرن است. مجموعة دوم شامل مقالاتی دربارة جان دان، دنیل دفو، داروتی آزبرن، مری وولستنکرافت و تامس هاردی، و افراد دیگری است.
اولین رمان مری مکارتی. این رمان، که در اصل بهصورت شش داستان کوتاه مستقل منتشر شده بود، در 1942 در دسترس خوانندگان قرار گرفت.شخصیت اصلی داستان، مارگرت سارجنت، که دانشجویی جوان در یک کالج زنان- «شاهزادهای در میان ترولها»- است، براساسِ داستان زندگی خود مؤلف بنا شده است. داستانها به زندگی نویسنده بسیار نزدیکاند و با دقت روایتهای شخصی نویسنده را در قامت یک نیویورکی جوان عرضه میکنند و شکست یک ازدواج، روابط عشقی گاه و بیگاه و دلربایی موقتی با تروتسکیسم را توصیف میکنند. جستوجوی مارگرت برای هویت شخصی و نیازش به صداقت و تمیز دادن ظاهر از واقعیت، درونمایههای اصلی این داستان هستند.
شکوی نیز نامیده میشود. به شعری گفته میشود که بر عشق نافرجام تأسف میخورد یا از آن گله میکند و یا بدشانسی، بدبختی و بیعدالتی انسانها را منعکس میکند. این نوع شعر در قدیم بسیار کاربرد داشته است. شکوائیه را میتوان در «شکوائیه رتبوف» (La Complainte Rutebeuf) اثر رتبوف (آخر قرن سیزدهم) و «شکوائیه علیه ثروت» (Complaint contre fortune, 1559) اثر پیئر دْ رونسار مشاهده کرد.
(عنوان کامل آن ماهیگیر تمامعیار؛ یا احیای مرد اندیشمند) رسالهای روستایی دربارة لذات ماهیگیری نوشته آیزاک والتن، که اولینبار در 1653 منتشر شد. نسخة بسیار مفصلتر آن در 1655 و آخرین چاپ آن، زیر نظر نویسنده در 1676 منتشر شد که مطالب افزودهشدة چارلز کاتن را هم دربر داشت. نسخة کامل کتاب با اضافات کاتن در میان آثاری از ادبیات انگلیسی قرار دارد که بیشترین چاپ مجدد را داشتهاند.کتاب در اولین روز ماه می آغاز میشود؛ هنگامی که سه ورزشکار- اُوسپسِ شکارچی پرنده، وِناتورِ شکارچی و پیسکاتورِ ماهیگیر- در خلال سفر خود به طبیعت در امتداد رودخانة لی، سرگرمیهای مورد علاقه خود را با هم مقایسه میکنند. بیش از 40 ترانه و شعر، فرهنگ عامه، دستور طبخ غذا، حکایت، ژرفاندیشی اخلاقی، نقلقول از انجیل و ادبیات کلاسیک و داستانهایی دربارة ماهیگیری و آبراههها به این اثر طراوت بخشیدهاند.بخشی از ماهیگیر تمامعیار بر پایة کتابهای راهنمای ماهیگیریِ قرنهای پانزدهم و شانزدهم و بخشهایی براساس ماهیگیری با طعمة حشره و ساختن از حشرات مصنوعی نوشتة کاتن، استوار است.
شخصیتهای خیالیِ رمانهای ویلیام فاکنر نزدیک ناحیة یوکناپاتاوفای میسیسیپی از جمله «ابشالوم ابشالوم!» (Absalom, Absalom!)، «شهر» (The Town) و «عمارت» (The Mansion). کامپسونها بهطور اخص از شخصیتهای اصلی رمان «خشم و هیاهو» (The Sound and the Fury) هستند و فاکنر در دهه 1940 تاریخچة خانواده را به آن رمان اضافه کرد.کوئنتین مک لاکلن کامپسون در قرن هجدهم از اسکاتلند به امریکا آمد. نوة کوئنتین، جیسون لوکورگوس کامپسون، سرزمین میسیسیپی را بهدست آورد که در اطراف آن شهر جفرسون پدیدار شده بود. نسلهای بعدی کوئنتین دوم- یک فرماندار ایالتی- و جیسون دوم- یک ژنرال ایالات متحدة جنوب- به دنیا میآورد. اُفول خانوادة کامپسون با جیسون سوم که وکیلی الکلی و بدبین است، آشکار میشود. همسر او، کارولین، احساس میکند با ازدواج با یک کامپسون و بچه به دنیا آوردن برای خانوادهای از وصلههای ناجور، باید تقاص گناهی وحشتناک را پس دهد. بچههای آنها عبارتانداز: کوئنتین سوم که خودکشی میکند؛ جیسون چهارم که مرد مجرد مردمستیز و تبانیکنندهای است؛ بنجی که یک «احمق» است؛ و کَدی که دختری بیقید و بند است. کوئنتین، دختر نامشروع کَدی، آخرین فرد خانوادة کامپسون است. اعضای این خانواده نمایانگر فروپاشی فرهنگ سنتی جنوب هستند.
دیم آیوی (ت. 5 ژوئن 1884، پینر، میدلسکس، انگلستان- و. 27 آگوست 1969، لندن) نویسندهای انگلیسی که قالب متفاوتی از رمان را عرضه کرد؛ آثار او، که تقریباً بهطور کامل بهشیوه گفتوگو بیان میشود، روابط شخصی را در خاندان طبقه متوسط دورة ادوارد مورد تحلیل قرار میدهد.«کشیشان و اربابان» (Pastors and Masters, 1925)، دومین رمان کامپتون- برنت، 14 سال بعد از اولین رمان او منتشر شد و معرف سبکی بود که برای او اسم و رسمی به هم زد. در این کتاب، جنگ قدرت، که بسیاری از شخصیتهای او را به خود مشغول کرده، از رهگذر گفتوگوهای صریح و دقیق در معرض دید قرار میگیرد. او شهرت کامل خود را با «برادران و خواهران» (Brothers and Sisters, 1929)، که دربارة زنی لجوج بود که ناخواسته با برادر ناتنیاش ازدواج میکند، بهدست آورد. «مردان و زنان» (Men and Wives, 1931) در هستة مرکزی خود، زن مصمم دیگری را دارد که خودکامگی او باعث میشود پسرش کمر به قتل او ببندد. قتل دوباره در «زنان بیش از مردان» (More Women Than Men, 1933) ظاهر میشود. حاکم ستمگر در «خانهای و سرورش» (A House and Its Head, 1935) پدر است. دامنة شخصیتپردازی برنت چشمگیر است. سرخدمتکار بولیوانت بهیادماندنیترین نقشِ «خادم و خادمه» (Manservant and Maidservant, 1947/ عنوان امریکایی آن «بولیوانت و آدمهای سر به زیر» (Bullivant and the Lambs)) است درحالیکه بچهها در «دو دنیا و شیوههایش» (Two Worlds and Their Ways, 1949) به گویاترین نحو تصویر میشوند. در 1967 لقب دیم امپراتوری بریتانیا به کامپتون- برنت اعطاء شد.
نمایش نقابی نوشته جان میلتن، که روز 29 سپتامبر 1634 در حضور جان اجرتون، کنتِ بریجواتر، در قصر لادلو در شرابشر به اجرا درآمد و در 1637 بدون ذکر نام نویسنده منتشر شد. میلتون این متن را به پیشنهاد هنری لوز به احترام رسیدن کنت به منصب «لرد پرزیدنت»ی ویلز و مارچ نوشت و موسیقی آن را نیز لوز سرود. کوموس نقابی علیه «نقاب» است، که رشادت فردی در پاکدامنی و پرهیزگاری را با مجالس درباری عیاشی و خوشگذرانی مقایسه میکند. این اولین اثر میلتون بود که در آن درونمایة اصلیاش یعنی تقابل خیر و شر، را به نمایش درمیآورد.این داستان تمثیلگونه حول محور بانوی پاکدامنی میچرخد که هنگام عبور از جنگلی از دو برادرش جدا میافتد. این بانو با کوموس جادوگر شریر- پسر باکوس و کیرکه- روبهرو میشود که با جادو او را در کاخش زندانی میکند. بانو در گفتوگو با او فلسفه لذتگرایانه کوموس را رد میکند و از پاکدامنی و خویشتنداری دفاع میکند. سرانجام دو برادرش با کمک روح حمایتکننده و سابرینا نیمف رودخانه، او را آزاد میکنند.
قهرمان خیالی رمانهای بازاری، کتابهای مصور و فیلمهایی که ماجراهای خیالیاش در گذشتهای ماقبل تاریخ رخ میدهد. کونن جنگجوی ماجراجویی اهل سیمریاست که در عصر هیبوری زندگی میکند؛ عصری که گویا بعد از ناپدید شدن قارة خیالی آتلانتیس است. رابرت ائی. هاوئرد، نویسنده امریکایی، کونن را خلق میکند و اولینبار در داستانهای کوتاهی که در اوایل دهة 1930 در مجلة Weird Tales منتشر میشود، ظهور مییابد. داستان ادامهدار کونن نوشته هاوئرد که بهصورت پاورقی (1935- 1936) با نام «ساعت گرگ» منتشر میشود، بعد از مرگ او در قالب اولین رمان کونن یعنی «کوننِ فاتح» (Conan Conquerer, 1950) منتشر میشود. دیگر داستانهایی که بهصورت پاورقی درآمده بوده و یا بخشهایی از آنها منتشر نشده بود، از سوی افراد مختلفی ویرایش میشود و با نامهای «شمشیر کونن» (The Sword of Conan, 1952)، «آمدن کونن» (The Coming of Conan, 1953)، «کونن شاه» (King Conan, 1953)، «کونن وحشی» (Conan the Barbarian, 1954) و «داستانهای کونن» (Tales of Conan, 1955) منتشر میشود.
استعارهای مطنطن یا تصنعی. این معنی کلمة conceit، که در اصل به معنای «اندیشه» یا «مفهوم» است، تحت تأثیر concetto ایتالیایی قرار گرفت که از معنای اصلیاش «مفهوم» به دلالت بر استعارهای نامتعارف منجر شد. استعارة غریبِ پترارکی، که بهخصوص مورد توجه غزلسرایان دورة نوزایی بود، مقایسة مبالغهآمیز عاشقی رنجکشیده از قیاس معشوق زیبا و بیرحمش با بعضی اشیاء فیزیکی مثل مقبره، اقیانوس و خورشید است. استعارة غریب متافیزیکی که به شعرای متافیزیکی قرن هفدهم پیوند داشت، ابزار پیچیدهتر و عقلانیتری است. این استعاره، در جهان فیزیکی که تمام ساختار شعر را کنترل میکند، معمولاً میان ویژگیهای روحانی یک شیء و شیء دیگری مقایسه میکند. بهعنوان مثال جان دان، در پاره شعری از «یک خداحافظی: سوگواری ترسناک» (A Valediction: Forbidding Mourning) روح دو عاشق را با قطبنمای یک نقشهکش مقایسه میکند.
If they be two, they are two so
As stiffe twin compasses are two,
Thy soule the fixt foot, makes no show
To move, but doth, if the, other doe.
And though it in the center sit
Yet when the other far doth rome,
It leanes, and hearkens after it,
And growes erect, as that comes home
استعارههای غریب اغلب آنقدر تصنعی بودند که بیمعنی میشدند و تا حد تزئینی تصنعی نزول پیدا میکردند. آنها با پیدایش رمانتیسم در کنار دیگر مهارتهای شعری مورد بیتوجهی قرار گرفتند. در اواخر قرن نوزدهم سمبولیستهای فرانسوی آنها را احیا کردند و هرچند بهصورت مختصر و فشرده، در آثار شاعرانی همچون امیلی دیکنسون، تی. اس. الیوت و ازرا پاوند دیده میشوند.
conceptismo \'kōn-thep-'tēz-mō,-sep-\ or conceptism \'kän-'sep-'tiz-əm\
[واژهای اسپانیایی، مشتق از concepto به معنای مفهوم، استعارة غریب، و عبارت بدیع] در ادبیات اسپانیایی به سبک کنایی مبهمی گفته میشود که مقالهنویسها خصوصاً طنزنویسها در قرن هفدهم آن را پرورش دادند. ویژگی کونسپتیزمو، کاربرد استعارههای جذاب بود که یا بهصورت موجز و طنزآمیز بیان میشد و یا در استعارههای غریب مطوّل بسط مییافت.کونسپتیزمو، که در وهلة اول به تهیکردن از نمودها به شیوهای شوخطبعانه میپرداخت، بهترین بیان خود را در مقالات طنزآمیز مییافت. نمایندگان اصلی آن عبارت بودند از: فرانسیسکو گومس دکِوِدو، که در اثری با عنوان «رویاها» (Sueños, 1627) بهترین طنزپرداز عصر خود محسوب میشد و بالتاسار گراسیان، نظریهپرداز کونسپتیزمو که قواعد سبکیاش را در «ظرافت و هنر نبوغ» (Agudeza y arte de ingenio, 1642/ چاپ دوم، 1648). قسCULTERANISMO.
جمع آن concetti [واژهای ایتالیایی به معنی نظر، اندیشه، و استعارة غریب ادبی، از واژة لاتین جدید conceptusبه معنی فکر، و مفهوم] استعارهای غریب، خصوصاً در سبک ادبی.
[لاتین آن concinnitas، مشتق از concinnus به معنای خوشساخت، و آراسته] هماهنگی یا تناسب در تطبیق بخشها با مجموعهای واحد یا با یکدیگر. این اصطلاح غالباً به مفهوم آراستگی آگاهانة طراحی یا تنظیم بهکار برده میشود و بهطور خاص در سبک ادبی استفاده میشود.
[واژه لاتینی قرون وسطایی آن concordantiae نمایهای که دربردارندة موارد رخداد همعرض یک کلمه یا قطعه در کتاب مقدس است، جمعِ concordantia به معنای موافقت و هماهنگی] نمایهای الفبایی از لغات اصلی یک کتاب یا آثار یک نویسنده به همراه متون زمینة آنها.
[ترجمة واژه پرتغالی poesia concreta یا واژه آلمانی konkrete Dichtung] شعری که در آن منظور شاعر، بهجای آنکه با معنای واژهها در ترتیب متعارف منتقل شود، با الگوهای گرافیکی حروف، واژهها و یا نمادها انتقال مییابد. نویسندة شعر عینی بهگونهای از حروف و دیگر عناصر حروفچینی استفاده میکند که واحدهای انتخابی- بخشهایی از حروف، علائم نقطهگذاری، حروف، تکواژهها (هر واحد معنادار زبانی)، هجاها یا واژگان- و فضاهای گرافیکی، تصویری خاطرهانگیز را تشکیل میدهند. خاستگاه شعر عینی با خاستگاه musique concrete، که فن آزمایشیِ تصنیف موسیقایی است، تقریباً همزمان میباشد.ماکس بیل و اویگن گومرینگر از اولین شعرای شعر عینی بودند. گروه ویئنای هانس کارل آرتمان، گرهارت روم و کونرات بایر همچون ارنست یاندل و فردریک مایروکر به ارتقای شعر عینی کمک کردند. این مکتب از مکتب دادا، سوررئالیسم و دیگر مکاتب ابتدای قرن بیستم الهام گرفت. شعر عینی گرایش بصری شدیدی دارد و در این شیوه معمولاً از شعر شکلدار (Pattern Poetry) تمیز داده میشود. شعر عینی تلاش دارد از مفهوم صرفاً کلامی شعر به آنچه طرفدارانش «بیان کلامی تصویری» مینامند، یعنی گنجاندن عناصر هندسی و گرافیکی در عمل یا فرایند شعری، حرکت کند. شعر عینی را اغلب نمیتوان بهصورت تأثیرگذاری بلندخوانی کرد و جوهرة آن در نمودش بر روی صفحه و نه واژگان یا واحدهای چاپی که آن را تشکیل میدهند، قرار میگیرد. شعر عینی هنوز هم در بسیاری از کشورها سروده میشود. هرولد د کامپوس و آئوگوستو د کامپوس از معروفترین شاعران عینی معاصر هستند.
نامخانوادگی اصلی او بوکولون (ت. 11 فوریه 1937، پوئنتاپیتر، گوئادلوپ) نویسنده گوئادلوپی داستانهای تاریخی حماسی که عمدة آثارش در افریقا رخ میدهند.کُنده نوشتن را خیلی زود آغاز کرد و زمانی که والدینش او را برای تحصیل در 1953 به فرانسه فرستادند، او یک رمان نوشته بود. در آنجا با جنبش ضداستعماری سیاهپوستگرایی آشنا شد و دلبستگی آرمانگرایانه و عاشقانهای به افریقا پیدا کرد. در دهة 1960 در گینه و بعدها در غنا و سنگال تدریس کرد.تجربیات او از زندگی در خارج از کشور دستمایه رمان او با نام «ارِماخونون» (Hérémakhonon, 1976) را فراهم کرد؛ رمان دربارة زن سیاهپوست اهل جزایر هند غربی است که در جستوجوی آبا و اجدادش است. وقایع و رمان «فصلی در ریهاتا» (Une Saison à Rihata, 1981) نیز در سرزمینی افریقایی در اواخر قرن بیستم رخ میدهد. اثر مهم او، رمان دو جلدی و پرفروش «سگو» (Ségou, 1984) و «بچههای سگو» (Ségou II, 1985) است. این رمان، که در شهر تاریخی سگو (هماکنون بخشی از کشور مالی) میگذرد، تأثیرات شدید تجارت برده، اسلام، مسیحیت و استعمار سفید را بر خانوادهای سلطنتی از اواخر قرن هجدهم تا نیمه قرن نوزدهم به تصویر میکشد. «من، تیتوبا، جادوگر سیاه سلیم» (Moi, Tituba, sorcière noire de Salem, 1986) براساس داستان بردهای امریکایی است که به جرم جادوگری در سلیم مساچوستس در قرن هفدهم محاکمه شد. کُنده در 1986 برای زندگی به گوئادلوپ بازگشت، جایی که موقعیت مکانی رمان «درخت زندگی» (La Vie scélérate, 1978) است؛ او همچنین رمان «مستعمرة دنیای جدید» (La Colonie du nouveau monde, 1993)، چندین نمایشنامه، کتاب کودک و مقالاتی بحثبرانگیز دربارة ادبیات و سیاست نوشت.
(و. دسامبر 1627، لندن، انگلستان) هنرپیشة تئاتر انگلیسی که ظاهراً یکی پیشنهاددهندههای اصلیِ حمایت و آمادهسازی اولین کتاب قطع رحلی شکسپیر در 1623 بود. او و جان همینگ مشترکاً نامهای برای حامیانی از طبقة اشراف و «طیف وسیعی از خوانندگان» ارسال کردند که اسامی آنها در مقدمة کتاب آمده است.کاندل در 1598 در «هر مردی با خلقوخوی خاص خود» (Every Man in His Humor) اثر بن جانسون ایفای نقش کرد. بعد از آن، بهطور منظم، در همراهی با شرکت تئاتر ویلیام شکسپیر (مردان چیمبرلین؛ بعد از 1603، مردان شاه) بود و حدود 1623 بازنشسته شد. نام او و همینگ به مدت 30 با نام شکسپیر گره خورده بود: آنها شراکت مالی داشتند و هنرپیشههای همکار در تئاترهای بلکفرایرز و گلوب بودند.
اثری هنری یا ادبی که تصنعی بودن و کمبود صداقت، ویژگی بارز آن است؛ اثری که از عناصری نامتناسب و ناهماهنگ تشکیل شده که بدون وحدت واقعی و حس هدفمندی در کنار هم قرار گرفتهاند.
شاعران انگلیسیزبان کاناداییِ قرن نوزدهم که آثارشان خودآگاهی ملّی ملهم از اتحادیه 1867 را بیان میکرد. نگاه متعالی و عاشقانه آنها به چشمانداز کانادایی تا قرن بیستم بر شعر کانادا حاکم بود. گروه اتحادیه بهعلت عشقی که مشخصاً ویژگی بارز چشمانداز کانادایی برای آن به نمایش درمیآید، مکتب درخت افرا نیز نامیده میشود. این گروه را چهار شاعر تشکیل میدادند: چارلز جی. دی. رابرتس که «اوریون و دیگر شعرهای» (Orion, and Other Poems, 1880) او طلایهدار این نهضت بود؛ بلیس کارمن که شعرهایی غنایی دربارة طبیعت، عشق و جادة باز سرود؛ آرچیبالد لمپمن که بهدلیل توصیفات شفافش از طبیعت مشهور بود؛ و دانکن کمبل اسکات که بالادها و نمایشنامههایی دربارة طبیعت بکر آنتریوی شمالی نوشت.
(کانفسیو آمانتیس)، شعری از جان گاوئر مربوط به اواخر قرن چهاردهم. کانفشیو (که حدود 1386 آغاز شد) به 33000 بیت هشت هجایی میرسد و در قالب مجموعه حکایات برجستهای از عشق بیان میشود که این عشق در چارچوب اعتراف یک عاشق به کشیش الهة ونوس قرار میگیرد. کشیش- جینیوس- به شاعر- آمانسس- هنر عشق مادی و معنوی را تعلیم میدهد. حکایتها عمدتاً از منابع کلاسیک و قرون وسطایی اخذ شده و با ظرافت و هنر روایی سنجیدهای بیان شدهاند که امروزه اصلیترین جاذبة کار گاوئر را تشکیل میدهد. بسیاری از افسانههای کلاسیک (خصوصاً آنها که از «دگردیسیهای» (Metamorphoses) اُوید گرفته شده) اولین حضور متعددشان را در ادبیات انگلیسی در کانفشیو نشان میدهند.
در ادبیات، خودزندگینامهای واقعی یا خیالی که نویسنده در آن مسائل شخصی و پنهان زندگی خود را ابراز میکند.اولین نمونة ممتاز این ژانر، در حدود 400 «اعترافات» (Confessions) نوشتة سنت آگوستین بود که در آن نویسنده زندگی خود را از مرحله ترک هرزگی جوانی تا تغییر مذهبش به مسیحیت و تسلط روح بر جسم، موشکافی کرده است. دو نمونة قابل ذکر دیگر عبارتانداز «اعترافات یک تریاکی انگلیسی» (Confessions of an English Opium-Eater, 1822) اثر تامس د کوئینسی، که در آن سالهای نخست زندگی و اعتیاد تدریجیاش به مواد مخدر را شرح میدهد، و خودزندگینامة شخصیِ ژان ژاک روسو به نام «اعترافات» (Confessions, 1782-89). آندره ژید در آثار خود، مانند «اگر بمیرد...» ( 1920 و 1924Si le grain ne meurt) بهصورت بسیار مؤثری از این نوع نوشتار بهره گرفت؛ در اثر فوق، وی زندگی خود از تولد تا ازدواج را شرح میدهد.شاعرانی از قرن بیستم مانند جان بِریمن، رابرت لوئل، سیلویا پلات و اَن سکستن اشعار خود را با ابراز ادراکات و احساساتی عمیقاً شخصی و اغلب دردناک، به سبک اعترافی مینوشتند.
مکاشفات روحانی سنت آگوستین، که آن را در 400 میلادی به زبان لاتین با عنوان Confessiones نوشت. در این کتاب، آگوستین از جوانیِ بیآرام و قرار خود میگوید و سفر روحانی پرالتهابی را شرح میدهد که 12 سال قبل از تحریرش در مأمن کلیسای کاتولیک، آن را پشت سرگذاشته بود. این اثر، در واقع، از آن نوع خودزندگینامهها نیست بلکه بیشتر تأملی بر رشد اندیشه و احساس روح انسانی است. آگوستین با اعترافات خود باب جدیدی را پیش روی خودزندگینامهنویسان گشود؛ بهطوریکه امروزه ژانر خودزندگینامه، بسیاری از خصوصیات خود را مدیون آن قدیس مسیحی است.
داستان خودزندگینامهای، اثر نویسندة انگلیسی تامس د کوئینسی، که نخستینبار در 1821 در دو بخش در نشریه The London Magazine و سپس در 1822 بهصورت کتاب، به همراه ضمیمهای به چاپ رسید.نخستین چاپ اعترافات، که مقصود از آن، طبق اذعان نویسنده، هشدار به خوانندگان در مورد خطرهای تریاک بوده، تلفیقی است از جذبة داستان افشاگرانة ژورنالیستی از زبان یک معتاد دربارة آفت اجتماعی اعتیاد، با تصویری وسوسهانگیز (تقریباً متضاد با اولی) از شعف حاصل از اعتیاد به مواد مخدر. نثر بسیار شاعرانه و تخیلی اعترافات آن را تبدیل به یکی از شاهکارهای سبکی ماندگار در ادبیات انگلیسی کرده است.اگرچه د کوئینسی روایتش را جایی به پایان میرساند که دست از مواد مخدر برداشته است، اما تا آخر عمرش معتاد به تریاک بود. او در 1856 اعترافات را بازنویسی کرد و توصیفاتی از رؤیاهای ملهم از تریاک بر آن افزود که قبلاً در حدود 1845 نیز، تحت عنوان «آههایی از ته دل» (Suspiria de Profundis) در نشریهBlackwood's Magazine منتشر شده بود. با وجود این، سبک ادبی موجود در نسخة بازنویسیشده، تا اندازهای مشکل، پیچیده و حتی دارای اطناب است و از تأثیر هنری متن اولیه بهسبب اضافهها و انحراف از موضوع کاسته شده است.
رمانی از ویلیام استایرون، که در 1967 منتشر و در 1968 موفق به دریافت جایزة پولیتزر در ادبیات داستانی شد. این رمان گزارشی داستانی از اعتراضات بردگان ویرجینیایی در 1831 است که از زبان رهبر شورش نقل میشود. اعترافات نت ترنر براساس کتابچهای با همین نام نوشته شد که چندی پس از اعتراضات در ویرجینیا منتشر شده بود؛ هرچند استایرون برای بسطدادن شخصیت ترنر مطالبی را نیز از خود اضافه کرد. ترنر در کتاب استایرون بهمنزلة مردی با معنویت عمیق و دوراندیش و درعینحال فردی ناراحت، تارک نفس و با امیال جنسی سرکوبشده، که قادر نیست به آزادی جسمی و روحی دست بیابد، معرفی شده است. این کتاب چنانکه دور از انتظار نبود منجر به بحث و جدل بهویژه از جانب منتقدان سیاهپوستی شد که نسبت به حرفهای نویسندهای سفیدپوست از جایگاه بردهای سیاهپوست معترض بودند. همچنین، منتقدان مذکور، استایرون را متهم به تحریف واقعیتهای تاریخی و ارائه تصویر نادرست از خود ترنر کردند. مجموعهای از مقالات به نام «نت ترنر: پاسخ ده نویسنده سیاهپوست به ویلیام استایرون» (William Styron's Nat Turner: Ten Black Writers Respond) در 1968 منتشر شد. استایرون نیز در جوابیهای از خود دفاع کرد و از سوی چندین تاریخدان سرشناس مورد حمایت قرار گرفت.
(نام کامل آن مرد قویدل: بالماسکهاش) داستان تمثیلی طنزگونه، اثر هرمان ملویل، که در 1857 منتشر شد. این رمان، که آخرین رمان چاپ شده از ملویل در زمان حیات اوست، دیدگاه بدبینانة وی را نسبت به امریکا نشان میدهد؛ کشوری که بر اثر طمع، خودبزرگبینی و فقدان نوعدوستی به ابتذال رسیده است.فضای داستان، یک کشتی بخار مسافری روی رودخانة میسیسیپی است و داستان، یک رشته حوادث کوتاه و پراکنده است که برای مسافران متفاوتی (که برخی حقهبازاند و برخی دیگر فریب خورده) اتفاق میافتد. جمع مسافران نمایانگر یک اجتماع سادهلوح امریکایی هستند که فریب افراد شیاد و وسوسه پول بیزحمت را میخورند.
نامچینی آن کونگفو تزی یا کونگتزو، ناماصلی او کونگچیو، نام ادبیاو ژونگنی (ت. 551 ق.م.، کوفو، ایالت لو [در استان شاندونگ کنونی، چین]- و. 479 ق م، لو) عالم، فیلسوف و نظریهپرداز سیاسی بسیار مشهور چین که عقایدش بر همة تمدنهای آسیای شرقی تأثیر گذاشت. اگرچه منابع موثق دربارة دوران کودکی کنفوسیوس اندک است، احتمال میرود که خانوادة وی از اشراف ورشکسته آن دوره بوده باشد. پدر و مادرش را در کودکی از دست داد و با تنگدستی بزرگ شد. او، که اصولاً تحت آموزش هیچ استادی قرار نگرفت، تبدیل به دانشمندترین مرد دوران خود شد. بااینهمه، علاقة اصلی کنفوسیوس آموختن علم نبود. وی از شرایط سیاسی و اجتماعی آن دوران شدیداً رنج میکشید. از آنجا که نمیتوانست به یک مقام حکومتی، برای پیادهسازی نظریات اصلاحاتی خود دست یابد، بیشتر عمرش را در تعلیم گروهی از پیروان صرف کرد. وی یک رهبر مذهبی به معنای عام نبود و آموزههایش اساساً در زمینة اخلاق اجتماعی بود. اگرچه کنفوسیوس بیش از کتاب و نوشتن، به اصلاحات اجتماعی گرایش داشته است، بسیاری از آثار کلاسیک باستان را به وی نسبت دادهاند. این مکتوبات و تفسیرهای کنفوسیوسی آنها بیش از 2000 سال، محتوای اصلی تعلیمات چینی بوده است.
(ت. 24 ژانویه 1670، باردزی، نزدیک لیدز، یورکشر، انگلستان- و. 19 ژانویه، 1729، لندن) نمایشنامهنویس نوکلاسیک انگلیسی که با دیالوگهای خندهدار هوشمندانه، تصویری هجوآمیز از طبقة اشراف و موشکافی کنایهآمیزی از سبک کمدی آدابورسوم و ظاهرسازیهای عصرش ارائه کرد.پدر او افسر ارتش مأمور در ایرلند بود. در آوریل 1686 به ترینیتی کالج در دابلین راه یافت (فوقلیسانس 1696). در 1691 در رشتة حقوق دانشگاه میدلتمپل ثبتنام کرد، ولی هرگز مطالعة حقوق را جدی نگرفت. در 1692، با نام مستعار کلئوفیل رمانی هجوآمیز از عشقهای رایج با نام «زن ناشناس یا آشتی، عشق و وظیفه» (Incognita: or, Love and Duty Reconcil) نوشت. در اندک زمانی بین اهل ادب مشهور شد، در همان سال شعری را در گلچینی از آثار شعرا منتشر کرد و تحت حمایت جان درایدن قرار گرفت.در مارس 1693، کانگریو با روی صحنه رفتن نمایشش با عنوان «پیرپسر» (The Old Bachelour) پرآوازه شد. این نمایش به مدت بیسابقة دو هفته روی صحنه بود. البته نمایش بعدی او «خائن» (Double-Dealer/ اجرا در 1693) گرچه بسیار بهتر از قبلی ارزیابی میشود، اما به آن اندازه موفق نبود. «عشق برای عشق» (Love for Love)، که بهترین نمایش اجراشدة او بود، تقریباً به اندازة نمایش اول مورد استقبال قرار گرفت. این اولین نمایش او بود که در تئاتر لینکلنز این فیلدز روی صحنه رفت. کانگریو یکی از مدیران این تئاتر شد و قول داد سالی یک نمایشنامه روی صحنه ببرد. در 1695، نوشتن اشعاری مردمیتر، به مناسبتهای خاص را آغاز کرد. از آن جمله مرثیة شبانیاش در مرگ ملکه مری دوم بود. هرچند موفق نشد به قولش در مورد سالی یک نمایشنامه عمل کند، حسن نیتش را با نمایش «عروس سیاهپوش» (The Mourning Bride) نشان داد. این تراژدی در اوایل 1697 روی صحنه رفت که شهرت او را دو چندان کرد و محبوبترین نمایشنامه او شد. تا مارس 1700، نمایشنامه دیگری اجرا نشد. در این سال شاهکار کانگریو یعنی «راه و رسم دنیا» (The Way of the World) با بازیگرانی برجسته در تئاتر لینکلنز این فیلدز روی صحنه رفت. هرچند این نمایش مرتب اجرا میشد، در آن زمان از آن استقبال نشد. این آخرین اثر وی در نمایشنامهنویسی بود، البته او تئاتر را رها نکرد و برای دو اپرا متن نوشت. در 1704، در ترجمة «آقای پورسانیاک» (Monsieur de Pourceaugnac) اثر مولیئر همکاری کرد. او همچنان به سرودن شعرهای زیادی ادامه داد، بعضی از آنها از انواع اشعار اجتماعی ساده و برخی ترجمههای عالمانه و دقیق از اشعار هومر، جوونال، اُوید و هوراس و همچنین تعدادی از قصاید پینداری بودند. این مجلد، که دربردارندة قصاید او است، «گفتمان درباره قصیده پینداری» (Discourse on the Pindarique Ode) را نیز در خود جای داده است.
(نام کامل آن کانینگزبی، یا نسل جدید) رمان سیاسی بنجمین دیزریلی، که در 1844 منتشر شد. نخستین رمان از سهگانة دیزریلی است که دوتای دیگر آن «سیبیل» (Sybil, 1845) و «تانکرد» (Tancred, 1847) بود. کانینگزبی سرنوشت هری کانینگزبی، نوة یتیم مارکیِ شهر مانمت، را بازگو و در کنار آن از افول ویگها و توریها در بریتانیا و ظهور حزب محافظهکار در این کشور حکایت میکند. از همه مهمتر، این داستان نمادی است برای قدردانی از گروه سیاسیِ «انگلستان جوان» که در تلاش برای ایجاد همبستگی میان اشرافیت و مردم عادی بودند.
اولین مجموعة داستان از چارلز دابلیو. چسنات. چسنات از 1887 شروع به چاپ داستانهای این کتاب در مجلات کرد، تا 1899 که توانست هر هفت داستان را برای اولینبار در یک مجموعه گردآوری کند.راویِ زن افسونگر، یک مرد سفیدپوست شمالی است که در جنوب ایالات متحده زندگی میکند و داستانهایی از زبان جولیئس مکادو، بردة آزاد شده، برای او نقل میشود. داستانها، برخلاف عرف قصههای محلی آن دوره، تصویری واقعگرایانه از امریکای جنوبیِ قبل از جنگ، بهویژه از اربابان بخیل و بیرحم آن ارائه میدهند. بردگان به کمک جادوی خاصی- که توسط جادوگران هودو صورت میگیرد- بر سختیها فائق میشوند؛ بهاینترتیب در جریان داستانها طلسمهایی خوانده میشود که افراد را تبدیل به پرنده و حیوان میکنند.روابط میان راویِ اربابمآب، زن او که گاهی از معنای ژرف داستانها خوشهای میچیند و عمو جولیئسِ نیرنگباز و گاهی با اعمال نفوذ- که شخصیت هر کدام بهتفصیل توضیح داده شده است- کمکم در طول کتاب شکل میگیرد.
Connecticut Yankee in King Arthur's Court, A \kə-'net-i-kət\
رمان طنزآمیز مارک توئین، که در 1889 منتشر شد. این رمان داستانِ یک یانکی دارای عقل سلیم را، که به بریتانیای سدههای تیره برگشته است، حکایت میکند و به ستایش نبوغ ساده و ارزشهای دموکراتیک در مقابل ناکارایی خرافهای پادشاهیهای فئودال آن دوره میپردازد. توئین این اثر را پس از خواندن «مرگ آرتور» (Le Morte Darthur)، اثر سر تامس ملوری نوشت.هنک مورگن، که در یک کارخانة اسلحهسازی مکانیک است، با ضربهای که به سرش میخورد بیهوش و در انگلستان سال 528 دوباره بیدار میشود. او را دستگیر میکنند و به قصر کاملوت میبرند تا در آنجا در حضور دلاوران میزگرد شاه آرتور محاکمه شود. او که به مرگ محکوم شده است، بهیاد میآورد قبلاً دربارة رخداد یک خورشیدگرفتگی مطالبی خوانده است و زمان آن مصادف با روز اعدام او است؛ پس با پیشگویی آن، دربار را شگفتزده میکند. بعد از اینکه به جادوگر بودن او همانند مرلین رأی میدهند، او را به وزارت پادشاه بیکفایتشان منصوب میکنند. هنک در تلاش برای رواج اصول دموکراتیک و دانش مکانیک در قلمرو پادشاهی به کشیدن خطوط تلفن، تأسیس مدارس و آموزش علم مکانیک و روزنامهنگاری میپردازد. او همچنین شیفتة دختری میشود و با او ازدواج میکند.بااینهمه، وقتی که هنک سعی میکند وضعیت زندگی دهقانان را بهبود ببخشد، از سوی اقشار گوناگون با مخالفت مواجه میشود. او و آرتور با لباس مبدل به زندگی مردم عوام و مستضعف سر میزنند و اسیر میشوند. در آخرین لحظهای که قرار است بهعنوان برده فروخته شوند، 500 شوالیه دوچرخهسوار میآیند و آنها را نجات میدهند. هنک همراه خانوادهاش برای استراحتی کوتاه همراه خانوادهاش به نواحی ساحلی میرود. هنگام بازگشت درمییابد که پادشاهی درگیر جنگ داخلی است. با کشته شدن آرتور همه ابداعات او نیز کنار گذاشته میشود. هنک زخمی میشود و مرلین که تظاهر به پرستاری از او میکند، با طلسم او را به خوابی میبرد که تا قرن نوزدهم طول میکشد.
اون اس.، پسر، نام کامل او اون شلبی (ت. 17 آگوست 1924، کانزاس سیتی، میزوری، ایالات متحده) نویسندهای که آثارش ابعاد فلسفی و فرهنگی زندگی مردم امریکا را باز مینماید.نخستین کار منتشرشدة کانل یعنی «درس آناتومی و داستانهای دیگر» (The Anatomy Lesson and Other Stories, 1957)، که با تحسین منتقدان مواجه شد، شامل داستانهایی است که فضای رویداد آنها نواحی مختلف ایالات متحده است و موضوعشان طیفی از مباحث تقریباً اسطورهای تا مباحث معمول دنیوی را دربر میگیرد. «خانم بریج» (Mrs. Bridge, 1959)، نخستین رمان وی، تبدیل به مبنای سنجشی برای کارهای بعدی او شد. این رمان زندگی بانویی سنتی اهل کانزاس سیتی و از قشر بالای طبقة متوسط را موشکافی میکند که بدون هیچ هدفی و تنها برای برآوردن کورکورانة انتظارات اطرافیان زندگی میکند. ده سال بعد «آقای بریج» (Mr. Bridge, 1969) منتشر شد که در ارتباط با خانم بریج و از منظر شوهر او نوشته شده بود. کتاب «پسرستارة صبح: کاسترو لیتل بیگهورن» (Son of the Morning Star: Custer and the Little Bighorn, 1984)، که برخورد بین شخصیتها و فرهنگها را بهشکلی افسانهای توصیف میکند، با استقبال منتقدان و همچنین عموم مواجه شد. از دیگر آثار کانل رمانهای «دفترچه خاطرات یک متجاوز جنسی» (The Diary of a Rapist, 1966)، «هنرشناس» (The Connoisseur, 1974) و «یادداشتهای یک کیمیاگر» (The Alchymist's Journal, 1991) و کتاب شعر بلند «یادداشتهای داخل یک بطری پیدا شده در ساحل کارمل» (Notes from a Bottle Found on the Beach at Carmel, 1963) هستند.
لقبِ مارکوس کوک کانلی (ت. 13 دسامبر 1890، مکیزپورت، ایالت پنسیلوانیا، ایالات متحده- و. 21 دسامبر 1980، نیویورک، ایالت نیویورک) نمایشنامهنویس، روزنامهنگار، مدرس، بازیگر و کارگردان امریکایی که اغلب او را بهسبب «مراتع سبز»اش (Green Pastures) (نسخهای عامیانه از عهد عتیق که صورت نمایشی آن در فضای زندگی سیاهان جنوب امریکا پیاده شد) و بهسبب کمدیهایی میشناسند که به همراهی جورج اس کوفمن نوشت.کانلی تا 1917 بهعنوان گزارشگر در شهر پیتسبرگ کار میکرد. سپس به نیویورک رفت و بهکار نوشتن اخبار نمایشی برای روزنامة Morning Telegraph مشغول شد. از آن به بعد همکاریاش با کوفمن شروع شد. آنها اولین نمایشنامة موفق خود یعنی «دالسی» (Dulcy, 1921) را با هدف هنرنمایی لین فانتنِ بازیگر نوشتند و پس از آن نیز «خطاب به بانوان» (To the Ladies, 1922) محملی برای هنرنمایی هلن هیز شد. «گدای اسبسوار» (Beggar on Horseback, 1924)، که نمایشی در سبک اکسپرسیونیست آلمانی است، به ترسیم خطراتی میپردازد که از سوی جوامع تحت سلطة ارزشهای بورژوازی، هنر را تهدید میکند.کانلی و کوفمن، همزمان با عضویتشان در میزگرد آلگانکوئین، طنز «مترون بازیگر» (Merton of the Movies, 1922) را دربارة هالیوود و دو فیلمنامة موزیکال دیگر به نامهای «هلن تروا، نیویورک» (Helen of Troy, New York, 1923) و «خودت باش» (Be Yourself, 1924) را نوشتند. کانلی آن زمان خاص را در «صداهای پشت پرده: کتاب شرح حال» (Voices offstage: A Book of Memoirs, 1968) توصیف کرد.مراتع سبز براساس کتاب «آدام پیر و بچههایش» (Ol Man Adam an' His Chillun) اثر دورک بردفرد نوشته شد و در 1930 به صحنه آمد که هم در آنجا و هم در نسخة سینماییاش (1936) با استقبال فراوان مواجه شد؛ هرچند، تجدیدش در 1951 انتقادی را مبنی بر تداوم بخشیدن کلیشههای نامطلوبی از سیاهان در پی داشت. آخرین دستاورد کانلی در برودوِی، کمدی «کشاورز زن میگیرد» (The Farmer Take a Wife, 1934/ فیلم، 1935) دربارة زندگی مردم در امتداد کانال ایِری در قرن نوزدهم بود، که با همکاری فرنگ السر نوشته شد. از 1946 تا 1950 در دانشگاه ییل نمایشنامهنویسی تدریس کرد. رمان «سوغاتی از قَم» (A Souvenir from Qam) را در 1965 به چاپ رساند.
(ورنن) (ت. 10 سپتامبر 1903، در کاونتری، ایالت واریکشر، انگلستان- و. 26 نوامبر 1974، لندن) منتقد، رماننویس و نویسندة انگلیسی و مؤسس و سردبیر Horizon، مجلة ادبیات معاصر که در زمان خودش تأثیر بسیاری در بریتانیا داشت. شیوة او در قامت یک منتقد، بیشتر فردی و التقاطی بود تا نظاممند، اما دیدگاههای غیرمتعارفش هوشمندانه بود و با ظرافت و لطافت بیان میشد.وی در 1927، فعالیت ژورنالیستی ادبی را با نویسندگی برای نشریات New Statesman، The Sunday Times، The Observer و دیگر نشریات ادواری شروع کرد. تنها رمانش، «حوضچة سنگی» (The Rock Poll, 1936)، دربارة انحطاط شدید یک مرد انگلیسی است که ساکن دهکده ساحلی ریوییرا است؛ جایی که هنرمندان زیادی به آن روی آوردهاند. کتابهای مشهور او را دو مجموعة مقالات به نامهای «مخالفان وعده» (Enemies of Promise, 1938)، که بخشی از سرگذشت او را نیز دربر دارد و «زمین بازی محکومین» (The Condemned Playground, 1945) و مجموعهای از یادداشتهای دروننگرانه به نام «گور ناآرام» (The Unquiet Grave, 1944)، تشکیل میدهند. «عقاید قبلی: گزیدة نوشتههای یک دهه» (Previous Convictions: Selected Writings of a Decade) در 1936 و مجموعه مقالات «بازار شبانه» (The Evening Colonnade) در 1975 منتشر شد.
، نام مستعارِ چارلز ویلیام گوردن (ت. 13 سپتامبر 1860، اراضی سرخپوستان، بخش گلنگری، آنتریو، کانادا- و. 31 اکتبر 1937، وینیپگ، منیتوبا) کشیش کلیسای پرزبیتاری و مؤلف چندین رمان مشهور که در آنها پیامهای مذهبی، عواطف سالم و ماجراهای مهیج در کنار هم میآیند.وی در 1890 به کشیشی منصوب و برای تبلیغ دینی عازم اردوگاههای معدن و چوببری در کوههای راکی کانادا شد. این تجربه بعدها، در کنار خاطرات کودکیاش در گلنگری، زیربنای اصلی داستانهای او قرار گرفت. «سنگ سیاه» (Black Rock, 1898)، و دنبالة آن «پیشوای معنوی» (The Sky Pilot, 1899)، که ماجراهای یک مبلغ دین را بازگو میکنند، با موفقیت فوقالعادهای روبهرو شدند. برترین دستاوردهای ادبی کانر، دو کتابِ «مرد گلنگری» (The Man from Glengarry, 1901) و «ایام مدرسه در گلنگری» (Glengarry School Days, 1902) بهشمار میروند که در ارتباط با آدابورسوم مهاجرین اولیة دوران کودکیاش در آنتریو نوشته شدهاند.
کانوئر یا کانکووئر نیز نامیده میشود، نام کامل آن کانکووئر مکنسا، شاه حماسی آلستر (در شمال ایرلند) در عصر حماسی خود. چنانچه گفتهاند، در قرن یکم ق.م. به دنیا آمده و در حدود 33 درگذشته است. بهسبب اسطورهها و قصههای متناقضِ موجود، هویت پدرش نامعلوم مانده است، اما مادر او نسا، همسر شاه فرگس مک رویک است که کانر قدرت را از او گرفت. کانر قهرمانی عاقل، شجاع و قوی است که در مجموعه «افسانههای آلستر» (Ulster Cycle) بهعنوان عموی کو کلن، بزرگترین قهرمان آلستر، ظاهر میشود. عشق او به دیردرا، زن قهرمان، موضوع مجموعة دیگری از افسانههای ایرلند است.
نام اصلی او تیادور کونرات کوژنیوفسکی (ت. 3 دسامبر 1857، بردیچف، ایالت اکراین، امپراتوری روسیه [اکنون بردیچیف اکراین]- و. 3 آگوست 1924، کنتربری، ایالت کنت، انگلستان) نویسندة داستان کوتاه و رماننویس انگلیسی لهستانیالاصل که بهخاطر غنای نثرش و توصیفاتی از زندگی پرمخاطره در دریا و مناطق غریب مشهور است. همچنانکه شهرت اولیه او بهعنوان داستانگویی چیرهدست از ماجراهای مهیج دریایی بیشتر میشد، دیدگاه بسیار بدبینانهاش از بغرنجی تقلای انسان آشکار میگردید. پدر کنراد شاعر و وطنپرست پرشور لهستانی بود که در اواخر 1861 دستگیر و به روسیه شمالی تبعید شد. همسر و پسر چهارسالهاش نیز به آنجا رفتند. تا 1869 پدر و مادر او در اثر سل فوت کرده بودند. پسر تحت سرپرستی داییاش قرار گرفت. در 1874 به قصد کار روی کشتی به بندر مارسی رفت. در آنجا بهعنوان ملوان کارآموز به ناوگان تجاری فرانسه پیوست و در اولین سفرش عازم جزایر هند غربی شد. شخصیتها و حوادث این تجربیات و تمام سفرهای بعدیاش در رمانهای او دیده میشوند. در 1878، کنراد بهعنوان جاشو در یک کشتی باری بریتانیایی، که عازم قسطنطنیه (استانبول کنونی) بود، استخدام شد و این آغاز شانزده سال کار در ناوگان تجاری بریتانیا بود. او برای اولینبار در 1881 با کشتی به شرق دور رفت. اولینبار بعد از سیزدهونیم ساعت سفر دریایی در قایقی روباز در جزیرهای دور از ساحل سوماترا پا به خشکی گذاشت. در جریان سفر کشتی آتش گرفته بود و او و همراهانش مجبور به ترک آن شده بودند. او در 1898، ماجرای این تجربهاش را با اندکی تغییرات در قالب داستانی کوتاه تحت عنوان «جوانی» (Youth) منتشر کرد. این داستان فوقالعاده، دربارة افسر جوانی بود که اولینبار فرمان میراند. سپس او با کشتی به هند سفر کرد. این سفر دریایی، مطالبی را برای رمانش به نام «کاکاسیاهی در کشتی نارسیس» (The Nigger of the Narcissus) فراهم کرد که داستان وخامت حال و مرگ ملاح سیاهی در داخل کشتی است. در 1886، کنراد، تبعه بریتانیا شد و جواز ناخدایی کشتی بازرگانی را گرفت. سفر دریایی به جاوه، الگویی را برای شخصیت ناخدای دلیر و واقعگرا در کشتی تجاری نن شان در داستان «توفان» (Typhoon, 1902) فراهم کرد. اولین تجربة ناخدایی کنراد بر اُتاگو بود که از بانکوک حرکت کرده بود؛ تجربهای که کاملاً در داستانهای «خط سایه» (The Shadow-Line) و «فالک» (Falk) آمده است. در بازگشت به لندن در تابستان 1889، او به نوشتن «حماقت آلمایر» (Almayer's Folly) پرداخت. این کار با انتصابش برای مأموریتی چهارماهه در یک کشتی تجاری روی رودخانة کنگو دچار وقفه شد. او در طول اقامت ناخوشایندش در کنگو آنچه دید و فهمید و احساس کرد تا حد زیادی در «قلب تاریکی» (Heart of Darkness, 1902) ثبت کرده است که شاید مشهورترین ولی اسرارآمیزترین داستانش باشد. نیز نکمارلوکنراد به سفرهای دریایی بسیار دیگری نیز رفت، اما تا 1894 همه این سفرها پایان یافت. حماقت آلمایر (1895) را با نامی که مشهور است منتشر کرد و در 1896 «رانده از جزایر» (An Outcast of the Islands) را چاپ کرد. تا 1910 او بهترین رمانهایش را نوشت از جمله «ارباب جیم» (Lord Jim, 1900)، «نوسترومو» (Nostromo, 1904)، «مامور مخفی» (The Secret Agent, 1907) و «زیر چشمهای مغربیان» (Under Western Eyes, 1911) و اینگونه موقعیت مالی کنراد نسبتاً استوار شد. رمان «بخت» (Chance) را بهصورت پاورقی در روزنامة New York Herald در 1912 منتشر کرد رمان «پیروزی» (Victory) در 1915 چاپ شد. اگرچه بیماری رماتیسم دست و پای او را بسته بود، اما کنراد برای بقیة سالهای زندگیاش به نوشتن ادامه داد. او در 1924 از پذیرش لقب سر امتناع ورزید.
(ت. 1603، پاریس، فرانسه- و. 23 سپتامبر 1675، پاریس) ادیب و صاحبنظر در دستور زبان و شیوة نگارش که او را بهخاطر نقش تعیینکنندهاش در پایهگذاری فرهنگستان زبان فرانسوی، آغازگر مکتب کلاسیک در ادبیات فرانسه میدانند.کونرار در یک جامعة خشکمذهب و بدون اینکه بتواند زبان لاتینی یا یونانی بیاموزد بزرگ شد و بااینحال، توانست به محض رهایی از قیومیت پدرش زبان ایتالیایی و اسپانیایی را بیاموزد. پس از آن، در 1627 موفق به احراز منصب مشاور و منشی شاه شد و در پی آشناییاش با جامعة ادبی، شروع به پایهگذاری کتابخانة عظیمی کرد.از حدود 1629، هر هفته نویسندگان مختلف به خانة کونرار میآمدند. این نویسندگان، پس از تشکیل فرهنگستان زبان فرانسوی و در فاصله بین 1634 تا 1635، هستة اصلی آن را تشکیل داده، دبیر دائمی را به کونرار، که مستحق آن نیز بود، محول کردند. وی از آن پس چون خود را «حاکم» بلامنازع در حوزه زبان فرانسوی یافت، به نظارت بر آثار بسیاری از نویسندگان که در خلاقیت و نبوغ نویسندگی بسیار فراتر از او بودند مشغول شد و نسخههای دستنوشته و چاپی آنان را از لحاظ املا، دستور و ترتیب واژگان تصحیح نمود.از آثار خود کونرار تنها دو کار او، ثبت وقایع فراند (اعترافات علیه حاکمیت کاردینال مازارن) در پاریس و تعداد یادداشت مبسوط دربارة شخصیتهای تاریخی و ادبی، هنوز اهمیت خود را حفظ کردهاند.
، لقبِ جان وِسلی کانروی، نام مستعارِ تیم برِنن یا جان نورکروس (ت. 5 دسامبر 1899، حوالی موبرلی، میزوری، ایالات متحده- و. 28 فوریه 1990، موبرلی) نویسندة امریکایی چپگرا که عمده شهرتش مرهون سهمی بود که در موفقیت «ادبیات کارگری»، یعنی و ادبیات داستانی و غیرداستانی دربارة زندگی کارگران امریکاییِ دهههای نخست قرن بیستم، داشت.در دهة 1920، کانروی یک کارگر مهاجر بود. نخستینبار در 1933 با رمان تحسینبرانگیز «بیمیراثها» (The Disinherited) به شهرت رسید. این کتاب، که در قالب خودزندگینامهای نوشته شده، بزرگ شدن پسر یک خانوادة معدنچی زغالسنگ را در دورة رکود اقتصادی بزرگ به تصویر میکشد. کانروی در فاصلة 1931 تا 1941 سردبیری مجلات Rebel Poet، Anvil و New Anvilرا، یکی بعد از دیگری، عهدهدار بود و در آنها آثاری از ارسکین کالدوِل، لَنگستون هیوز و ویلیام کارلوس ویلیامز بهچشم میخورد. وی بعدها مجموعهای از آثار فوق را به همکاری کِرت کانسن و با عنوان «نویسندگان زمان شورش: گلچینِ انویل» (Writers in Revolt: The Anvil Anthology, 1973) تألیف کرد. در 1938 در طرح نویسندگان فدرال، که جزئی از برنامة مدیریت توسعة مشاغل (WPA) بود، شروع به فعالیت کرد. کتاب کودکانة «سونر، سگ تندرو» (The Fast-Sooner Hound, 1942) و «به دنبال شهری میگردند» (They Seek a City, 1945) را، که تاریخچهای از مهاجرت و اسکان سیاهان به همراه اطلاعاتی دربارة زندگی سیاهپوستان سرشناس بود، با همکاری آرنه بانتام نوشت. کتاب اخیر در یک نسخة بازنگری و بسط داده شده با عنوان «هرکجا غیر از اینجا» (Any Place But Here, 1966) فضایی از حوادث معاصر مانند آشوبهای ناحیة واتس را در خود اضافه داشت. مجموعة دیگری تحت عنوان «گزیدة آثار جک کانروی» (The Jack Conroy Reader) در 1980 به چاپ رسید.
(ت. 3 دسامبر 1812، اَنتورِپ، بلژیک- و. 10 سپتامبر 1883، بروکسل) رماننویسِ رمانتیک بلژیکی که اهمیت و تفوق او در پیدایش و پیشرفت رمان فلاندری، منجر به این عقید شد که «به مردم کشورش خواندن آموخته است».وی پس از مرگ مادرش در 1820، همراه پدر به خارج از دیوارهای شهر نقل مکان کرد و در آنجا، به کشف طبیعت پرداخت و از آن، بهمثابة تسلی خاطری همیشگی، در نوشتن اثر برجستهاش «صفحاتی اندک از کتاب طبیعت» (Enige bladzijden uit het boek der natuur, 1846) الهام گرفت. پس از چند سال تدریس، در سمت کمکمعلم، در 1831 در ارتش نامنویسی کرد. در همین زمان با مکتب رمانتیسم فرانسه آشنا شد و ازآنجاکه زبان فلاندری برای انتقال مفاهیم ادبی بیش از حد عامیانه بهنظر میآمد، دست بهکار نوشتن نظم به فرانسوی شد. با ترخیص از جنگ در 1836، وارد حیات ادبی و هنری اَنتورپ شد. درحالیکه مجذوب گذشتة کشورش شده بود، «در سال معجزات» (In't wonderjaar, 1837) را در قالب مجموعهای از اتفاقات تاریخی قرن ششم، به زبان فلاندری نوشت. وی با نوشتن «شیر فلاندر» (De leeuw van Vlaanderen, 1838) نه تنها خالق رمان فلاندری شد، بلکه در جایگاه نویسندة یکی از بزرگترین رمانهای تاریخی رمانتیسم اروپا قرار گرفت.کونسیانس از 1840 به بعد، به رئالیسم روستایی روی آورد و رمانها و داستانهایی دربارة زندگی در شهر و روستا نوشت، که «رنجی که مادرها میکشند» (Wat een moeder lijden kan, 1844)، «کلارای موقر» (Houten Clara, 1850) و «آقای فقیر» (De arme edelman, 1851)، و سه غزل روستایی به نامهای «رُزای کور» (Blinde Rosa, 1850)، «سرباز اجباری» (De Loteling, 1850) و «ریکه- تیکه- تاک» (نخستین چاپ به شکل قسمتوار، 1845؛ به شکل کتاب، 1851؛ Rikke- tikke- tak) از آن جملهاند. وی در همین حین مشغول انتشار رمانهای تاریخیای چون «یاکوب وان آرِتوِلده» (Jacob van Artevelde, 1849) نیز بود. در اواسط قرن نهم آثار کونسیانس، که اکنون در اوج نبوغ خود بهسر میبرد، از طریق ترجمه بسیار معروف شدند. بااینحال، ولخرجی وی در زندگی و بار سنگین مخارج خانواده، او را به سمت زیادهنویسی کشاند، که گاهی به ضرر سبک معروفش تمام میشد. از میان کتابهای زیادی که در اواخر نوشت «سرزمین طلا» (Het Goudland, 1862)، نخستین رمان ماجراجویانه به زبان فلاندری و رمان تاریخی «پسران فلاندر» (Kerels van Vlaanderen, 1871) هستند. انتشار صدمین کتاب وی در 1881 موجب ابراز احساسات بیسابقة مردم در بروکسل و نصب مجسمه افتخار او در 1883 در انتورپ شد.
[در زبان لاتین consonantia به معنی مطابقت، هماهنگی] سجع صامت نیز نامیده میشود. بازآیی یا بازگویی صامتهای یکسان یا همانند؛ بهویژه تطابق مابین صامتهای پایانی یا میانجی (بدون اتفاق همزمان تطابقی همسان در مصوتها) که در انتهای حداقل 2 واحد نگارشی چون کلمهها و بخشها قرار دارند.جناس صامت بهعنوان یک صنعت شعری اغلب با جناس مصوت (تکرار یک مصوت در کلماتی که صامت پایانی آنها متفاوت است) و جناس محرّف (تکرار صامتهای آغازین) اتفاق میافتد. با وجود اینکه این نوع جناس گاهیاوقات به منظور قافیهگریزی (تسجیع پراکنده) بهکار میرود، غالباً در حکم نوعی جلوة آوایی درون مصراعی عمل میکند؛ مثلاً در مصرع The ousel cock so black of hue از ویلیام شکسپیر یا در The curfew tolls the knell of parting day که مصرعی است از شعر «مرثیهای سروده در حیاط کلیسا» اثر تامس گرِی. قسجناس محرف؛ جناس مصوت.
نام کامل او آنری- بنژامن کونستان د ربِک (ت. 25 اکتبر 1767، لوزان، سوئیس- و. 8 دسامبر 1830، پاریس، فرانسه) رماننویس و نویسندة فرانسوی- سوئیسی، مؤلف «آدولف» (Adolphe, 1816) و از پیشگامان رمان روانشناسی نوین.وی از 1794 رابطهای را با مادام ژرمن د استال شروع کرد و تحت تأثیر همین رابطة پرشور و عاشقانه، که تا 1806 طول کشید، از حامیان انقلاب فرانسه شد. پس از کودتای هجدهم برومة 1799، بیدرنگ راه دوست خود خانم د استال را پیش گرفت و تبدیل به یک مخالف نظام بناپارتیست شد و در 1803 نیز به همراه او تبعید شد. کونستان همچنین با برادران فون اشلگل، فریدریش و آوگوست، که رمانتیسم آلمانی را پایهگذاری کرده بودند، در ارتباط بود. این سه نفر کسانی بودند که خانم د استال ایدة کتاب «دربارة آلمان» (De l'Allemagne) خود را از آنان گرفت. «دربارة دین از لحاظ سرچشمه، صور و تطور آن» (De la religion considérée dans sa source, ses formes et ses développements, 1824-31) در پنج جلد، تجزیه و تحلیلی تاریخی از یک نگرش مذهبی بود که کونستان آن را در طول دورة تبعیدش نوشت. کونستان در این اثر و همینطور در یادداشتهای شخصیاش و آدولف (توصیف تقریباً بیپردة قطع رابطهاش با مادام د استال) به بیان درونیات خود پرداخته است. در حدود 150 سال پس از انتشار آدولف رمان خودزندگینامهای دیگری از وی به نام «سسیل» (Cécile) یافت شد که از حوادث میان 1793 تا 1808 سخن میگفت. در 1952 با چاپ جامع «یادداشتهای خصوصیِ» (Journaux intimes) کونستان، اثر دیگری به خودزندگینامة وی افزوده شد، که طرح اولیة آن را خود کونستان قبلاً در «دفتر یادداشت سرخ» (Cahier rouge, 1907) آغاز کرده بود.وی در 1808 بهصورت مخفیانه با شارلوته فون هاردنبرک ازدواج کرد؛ بااینحال، به ارتباط علمی خود با مادام د استال و انجمن او خاتمه نداد. وی پس از یک دورة کوتاهمدت تبعید، وقتی که به فرانسه بازگشت، به حلقة رهبران روزنامهنگاری لیبرال پیوست. در 1819 به عضویت مجلس ملی فرانسه انتخاب شد و پس از انقلاب، در ژوئن 1830 ریاست شورای حکومتی را برعهد گرفت، اما در همان سال از دنیا رفت.آثار کامل کونستان در 1957 و نخستین نسخه از سسیل در 1951 منتشر شد.
مجلة ادبی، که در 1920 توسط نویسندة امریکایی رابرت مک اَلمن و به کمک شاعر امریکایی ویلیام کارلوس ویلیامز شروع بهکار کرد. این مجله که اختصاص به تألیفات نویسندگان پیشتاز آن دوره داشت، در نهایت به کانتکت ادیشنز، مؤسسة بزرگ نشر کتابِ مک المن ختم شد.کانتکت در ابتدا بهوسیلة دستگاه استنسیل در نیویورک تکثیر میشد و پس از آن در 1921، بعد از ازدواج مک المن با نویسندة انگلیسی برایر (انی وینیفرید الرمن)، به پاریس تغییر مکان داد. چهار شمارة اول این مجله بین سالهای 1920 تا 1921 و شمارة پنجم آن در 1923 منتشر شد. از جملة نویسندگان آن کی بویل، ایچ. دی. (هیلدا دولیتل)، مرئین مور، اِزرا پاوند، والیس استیونز و گلنوی وِسکت بودند. مک المن، در همین اثنا، در 1922 مجموعة داستان کوتاهش با نام «بستة عجولانه» (Hasty Bunch) را نیز به چاپ رساند. ارتباط با دیگر نویسندگان هموطن خود در فرانسه و هدیة مالی کلانی که از پدر زنش دریافت کرد وی را بر آن داشت تا در کار نشر کتاب سرمایهگذاری کند. شرکت انتشاراتی کانتکت ادیشنز در 1923 شروع به چاپ کتاب کرد و طی سالها آثاری از خود مک المن، از برایر، «بهار و غیره» (Spring and All) اثر ویلیامز، کتاب اول ارنست همینگوی، «خلقت امریکاییها» (Making of Americans) اثر گرترود استاین، و گلچین ادبی «مجموعة نویسندگان معاصر کانتکت» (Contact Collection of Contemporary Writers) حاوی آثار نویسندگانی چون جیمز جویس و فورد مدوکس فورد، را به طبع رساند. رمان «زندگی خیالی بالسو اسنل» (TheDream Life of Balso Snell, 1931) از ناتنیئل وِست، آخرین کتاب منتشره شرکت کانتکت بود. ویلیامز و وست در 1932، بار دیگر مجلة Contactرا با چاپ سه شمارة دیگر از آن احیا کردند و متونی از سیدنی جوزیف پرلمن، جیمز تامس فرل و مک المن و همچنین اشعاری از ادوارد استلین کامینگز و لوئیس زوکفسکی را در آن به طبع رساندند.
نوعی آمیختگی در فرهنگ نسخ خطی که در آن دستنوشتهای واحد حاوی مطالب و مفاهیمی است که به نسخههای متفاوتی تعلق دارند. در ادبیات، به آمیختگی اسطورهها یا داستانهایی گفته میشود که حاصل آن، ساختاری جدید از حوادث و یا تغییراتی در پیرنگ داستان است.
جمع آنcontes[واژهای فرانسوی، مشتق از conter به معنی روایت کردن] 1- قصهای کوتاه، بهویژه از نوع ماجراجویانه. قس SHORT STORY2- حکایتی که تاحدودی از رمان متوسط کوتاهتر و از داستان کوتاه بلندتر باشد.
(نام کامل آن نیروهای مقابل: رمانی عاشقانه نمودار زندگی سیاهان شمال و جنوب) رمان پولین هاپکینز، که در 1900 منتشر شد.طرح داستانی پیچیدة نیروهای مقابل زندگی خانوادة دورگهای را از زمان بردهداری اوایل قرن نوزدهم در وست ایندیز و جنوب ایالات متحده تا مساچوستس قرن بیستم نشان میدهد. محوریت داستان بر روی ویل و خواهر او دورا است که در تلاشاند وضعیت اجتماعی و سیاسی پیش روی امریکاییهای افریقاییتبار را بهبود بخشند. این خواهر و برادر، با افرادی از طبقة ایدئولوژیکی کاملاً متفاوت در داستان ازدواج میکنند و بدینوسیله، نویسنده امیدوار است بتواند دو فلسفه متضاد بوکر تی. واشنگتن و ویلیام ادوارد بی. دوبویس را به هم پیوند دهد. هاپکینز از طریق شخصیتهای دیگر داستانش، مفاسدی چون تجاوز به عنف، اعدام بیمحاکمه در ازدحام و تبعیض نژادی و جنسی را به تصویر میکشد. نیروهای مقابل، بهویژه، بهعنوان یکی از قدیمیترین رمانهایی که یک زن امریکایی افریقاییتبار نوشته، قابل توجه است.
[لاتین آن contextus به معنی پیوستگی و ساختار، در اصل به عمل بافتن گفته میشود و خود مشتقی است از فعل contexere به معنی به هم بافتن] 1- کهنه متن مکتوب 2- بخشهایی از گفتمان که در جنب یک کلمه یا متن خاصی قرار دارند و معنای آن را واضحتر میسازند.
نام یکی از اولین شخصیتهای کارآگاهیِ داستانهای جنایی خشن که در بسیاری از داستانهای دَشیل هَمت، دهة 1920، نقش راوی را بهعهده دارد. این مأمور مخفی نامی ندارد و تنها با کلمات «چاقِ چهلساله» شناخته میشود، او برای سازمان اطلاعات قاره در سن فرانسیسکو کار میکند. این مأمور مخفی در داستانهای چاپشده در مجلة Black Mask(اواسط دهة 1920)، در داستانهای دو مجموعة «برخورد بزرگ» (Big Knockover, 1966) و «مأمور مخفی قاره» (The Continental Op, 1974)، که پس از مرگ نویسنده انتشار یافتند، و در رمانهای «خرمن سرخ» (Red Harvest, 1929) و «نفرین دِین» (The Dain Curse, 1929) بهچشم میخورد.
1- کتابی که توسط یک نویسنده شروع میشود و توسط نویسندهای دیگر ادامه مییابد؛ و همچنین آن بخشی از کتاب که در امتداد بخش نخستین نوشته شده باشد. 2- اثری مکتوب (مانند گاهنامهها یا رسالههای غیرجامع) که در شمارهها یا قسمتهای پیاپی ارائه شود؛ و همچنین، یکی از قسمتهای چنین اثری.
در عروض کلاسیک، جایگزینیِ دو هجای کوتاه توسط یک هجای بلند، مانند وقتی که یک رکن دو هجایی (-- ) بهعنوان شکل کوتاه شدة رکنی سه هجایی (ÈÈ- ) و بهجای آن عمل میکند. این واژه از لحاظ معنایی متضاد با تفکیک است. نیز نکPROSODY؛ SCANSION.
فن، مهارت یا صنعتی که از قدیم در ادبیات یا تئاتر وجود داشته است. از جمله سنتهای موجود در تئاتر تعلیق عمدی مخاطب در ناباوری و استفاده از شخصیتهای کلیشهای و تکگویی است.
نوشتهای (مانند نمایشنامه) که تأثیرگذاری آن، اصولاً، حاصل ظرافت و ویژگیهای متمایز گفتمان آن است. علاوه بر این، اصطلاح فوق برای اشعاری بهکار میرود که علیرغم موضوع جدیشان دارای لحنی غیرجدی و محاورهای هستند. برای مثال، میتوان به «بلبلِ» (The Nightingale) اثر سمیوئل تیلور کولریج، «صومعة تینترن» (Tintern Abbey) اثر ویلیام وردزورت و «اول سپتامبر 1939» (September 1, 1939) اثر ویستن هیو اُدن اشاره کرد.
(ت. 17 مارس 1832، بخش استفورد، ویرجینیا، ایالات متحده- و. 15 نوامبر 1907، پاریس، فرانسه) روحانی و نویسنده امریکایی که بهشدت طرفدار الغای بردهداری بود. کانوی در خانوادهای بردهدار به دنیا آمد. با اینکه در ابتدا در مقام کشیش مشغول به خدمت به کلیسای متدیست بود، به مذهب یونیتاری گروید- در 1856، بهخاطر صراحتش در بیان دیدگاههای ضدبردهداری، از نخستین مقام روحانیت یونیتاریاش در واشنگنتن برکنار شد. پس از آن به سینسیناتی اوهایو رفت و در آنجا به فعالیتهای ضدبردهداریاش ادامه داد و حتی مجمع بردگان فراری را در یِلو اسپرینگزِ اوهایو تأسیس کرد. در 1862، کمک سردبیر روزنامة ضدبردهداری Commonwealth در بوستون شد. در زمان جنگ داخلی، برای ایراد خطابه در جانبداری از جبهة شمال به انگلستان رفت. وی در انگلستان و ایالات متحده برای نشریات مطلب مینوشت و بیش از هفتاد کتاب و جزوه دربارة موضوعات گوناگون به تألیف رساند. از جمله آثار عالمانة وی کتاب دو جلدی «زندگی تامس پِین» (Life of Thomas Paine, 1892) و کتاب چهارجلدی «نوشتههای تامس پین» (The Writings of Thomas Paine, 1894-96) هستند. «خودزندگینامه» (Autobiography, 1904) وی بهخاطر توصیفات مختصری که دربارة مشاهیر قرن نوزدهم ارائه داده، دارای ارزش است.
(ت. 7 اکتبر 1873، دونپورت، آیووا، ایالات متحده- و. 14 ژانویه 1924، دلفی، یونان) رماننویس، شاعر و نمایشنامهنویس امریکایی که با زنش سوزان گلَسپل گروه غیرتجاری پراوینستاون پلیرز را بنا نهادند.کوک پس از اتمام دورة تحصیلش در دانشگاه هاروارد، در دانشگاههای هایدلبرگ و جینیوا ادامة تحصیل داد. وی در دانشگاههای آیووا و استنفورد به تدریس پرداخت و پس از آن در یک مزرعة کوچک بهکار کشاورزی مشغول شد.تأثیر فریدریش نیچه را میتوان در نخستین رمان کوک با نام «رادریک تالیافرو» (Roderick Taliaferro, 1903)، که عشقنامهای تاریخی در فضای مکزیک عصر امپراتور ماکسیمیلیان است، بهوضوح دید. یکی از کارگران کوک به نام فلوید دل، که بعداً رماننویس شد، موجب گرایش او به سوسیالیسم شد (کوک در رمان دل با نام «کندذهن» (Moon-Calf, 1920) در قالب شخصیت تام آلدن ظاهر میشود). قهرمان اصلیِ رمان «شکاف» (The Chasm, 1911) میان خودگرایی اشرافی نیچه و عقاید سوسیالیست به دوگانگی افتاده است، که در نهایت، عقاید سوسیالیست بر دیگری فائق میشود.کوک، همکار دل در Chicago Evening Post بود و بعد از اینکه با سوزان گلسپل رماننویس و نمایشنامهنویس ازدواج کرد، گروه پراوینستاون پلیرز را در 1915 با همکاری همسرش در شهر پراوینستاون مساچوستس به راه انداخت. گروه فوق در ابتدا برای اجرای نمایشنامة تکپردهای مشترکشان با نام «امیال سرکوبشده» (Suppressed Desires, 1915 / انتشار، 1920)، که طنزی بر روانکاوی فروید بود، بهوجود آمد. کوک با به اجرا در آوردن نمایشنامههای مؤلفان امریکایی در ناحیة گرینیچ ویلج شهر نیویورک (بهعنوان تئاتر نمایشنامهنویسان) کارش را در گروه ادامه داد. وی باقی عمر خود را، از 1921 به بعد، در یونان گذراند؛ تجربهای که اشعار «سکههای یونانی» (Greek Coins, 1925) و نمایشنامة «زنان آتنی» (The Athenian Women, 1926) او متأثر از آن بود.
نام کامل او اَلفرد اَلیستر کوک (ت. 20 نوامبر 1908، منچستر، انگلستان) خبرنویس و تحلیلگر انگلیسی- امریکایی که اغلب او را از تفسیرهای روشنگرانهاش دربارة تاریخ و فرهنگ امریکا میشناسند.کوک پس از اینکه از جیزس کالج در دانشگاه کیمبریج فارغالتحصیل شد، موفق به دریافت بورس تحصیلی برای رشتة تئاتر در ایالات متحده شد. وی دورة کوتاهی را در هالیوود فیلمنامهنویسی کرد و بعد از بازگشتش به انگلستان در بیبیسی منتقد فیلم شد. پس از مدتی خبرنگار شرکت امریکایی سخنپراکنی ملی (اِن بی سی) در لندن شد. از اواخر دهة 1930، کار گزارشگری و تحلیل خبرهای امریکایی را برای رادیو بیبیسی و چند روزنامه مطرح بریتانیایی آغاز کرد. در 1941 شهروند امریکا شد و از 1946 برنامة رادیوییاش به نام «نامهای از امریکا»، به مدت 30 سال، هر هفته پخش میشد. دو کتاب «امریکای یک مرد» (One Man's America, 1952) و «صحبت دربارة امریکا» (Talk about America, 1968) مجموعة متون برگرفته از این برنامه است. تحلیلهای کوک از فضای امریکا در مجموعه تلویزیونی «امریکا» (1972-1973) تولیدشده در بیبیسی، به اوج خود رسید. کتاب «امریکای الیستر کوک» (Alistair Cooke's America)، که براساس این برنامة تجلیلشده نوشته شده، یکی از پرفروشترین کتابهای ایالات متحده شد. وی چند کتاب دیگر نیز تألیف کرد و به مدت تقریباً دو دهه مجری برنامة هنری تلویزیونی «شاهکار تئاتر» در بیبیسی بود.
داستانی ناتمام در «قصههای کنتربری» (The Canterbury Tales)، اثر جفری چاسر.این نسخة 58 خطی که قطعهای است از یک حکایت که شاعرش آن را با عنوان «فاحشهگری» معرفی میکند، از یک شاگرد آشپزِ زنباز و قمارباز میگوید که از کار اخراج شده است. این آشپز، پس از اخراج، با یک عیاش مانند خود و زن او، که مغازهدار روز است و روسپی شب، همخانه میشود. اینکه چاسر قصد داشته داستان را چگونه تمام کند بر کسی روشن نیست و در برخی از نسخههای دستنویس «قصههای کنتربری»، همین 58 خط نیز کاملاً حذف شده است.
(ت. 15 سپتامبر 1789، برلینگتون ایالت نیوجرسی، امریکا- و. 14 سپتامبر 1851، کوپرزتاون، ایالت نیویورک) اولین رماننویس مهم امریکایی، نویسندة رمانهای ماجراهای مرزنشینان که به «داستانهای جورابچرمی» (The Leather-Stocking Tales) معروف است. وقتی پدرش- که طرفدار دولت فدرال و نماینده کنگره بود- خانوادهاش را به شهرکی مرزی (کوپرزتاون کنونی) منتقل کرد که در شمال نیویورک بنا شده بود، کوپر یکساله بود. او به دانشگاه ییل رفت و در سال سوم، بهعلت شیطنت اخراج شد. سپس به نیروی دریایی ملحق شد، اما بعد از مرگ پدرش در 1809 بهلحاظ مالی استقلال یافت. برای ده سال، زندگی تفننی داشت. اولین رمانش به نام «احتیاط» (Precaution, 1820) ظاهراً بر مبنای یک شرطبندی با همسرش نوشته شده که تقلید کسلکنندهای از رمانهای جین اوستن دربارة راه و رسم ثروتمندان انگلیسی بود. رمان دومش، «جاسوس» (The Spy, 1821) را براساس رمانهای سر والتر اسکات نوشت. امّا کوپر، در داستان خودش از پیشزمینة جنگهای انقلاب در امریکا استفاده کرد و چندین تیپ شخصیتی کاملاً امریکایی ارائه نمود. این کتاب بهزودی برایش شهرت بینالمللی و مقداری ثروت به همراه آورد. دومی، بسیار خوشایند و در واقع ضروری بود؛ زیرا اموال پدرش آنچنان که همه فکر میکردند زیاد نبود و با مرگ برادران بزرگترش، او بهناچار مسئولیت همه اعضای خانوادهاش را عهدهدار شده بود.«پیشآهنگان» (The Pioneers, 1823)، که اولین رمان از سری رمانهای معروف به داستانهای جورابچرمی بود، به فرمول موفق رمان جاسوسی وفادار ماند. هیچگونه الگوی شخصیتی شناختهشدهای برای نتی بامپو با نام مستعار جورابچرمی وجود ندارد. استقبال چشمگیر مردم از این شخصیت، کوپر را ترغیب کرد تا مجموعهای از داستانهای بعدی را، که تمامی جوانب زندگی این مهاجر مرزنشین را شرح میداد، بنویسد. پیشآهنگان با «آخرین بازماندة موهیکانها» (The Last of Mohicans, 1826)، «چمنزار» (The Prairie, 1827)، «راهیاب» (The Pathfinder, 1840) و «کشنده گوزن» (The Deerslayer) ادامه یافت. چهارمین رمان کوپر با عنوان «سکاندار» (The Pilot, 1823) سرآغاز مجموعهای از رمانهای معروف و تأثیرگذار بود؛ بهخصوص «دزد دریایی» (The Red Rover, 1827)، «شیران دریایی» (The Ses Lions, 1849). این سبک رماننویسی به گونهای که کوپر آن را پایهگذاری کرده بود، ابزاری قدرتمند برای کنکاشهای معنوی و اخلاقی شد. همچنین، کوپر تحقیق بسیار مستند و خواندنی به نام «تاریخ نیروی دریایی ایالات متحده امریکا» (History of the Navy of the United States of America, 1839) را نوشت.
(ت. 20 مارس 1805، لِستر، لسترشر، انگلستان- و. 15 ژوئیه 1892، لینکلن، لینکلنشر) نویسندة انگلیسی که حماسة سیاسی او به نام «اعراف خودکشتگان» (The Purgatory of Suicides, 1845) توانست اصول جنبش چارتیسم را، که اولین جنبش منحصراً کارگری ملی بریتانیا بود، در قالبی شعرگونه به همگان بنمایاند. کوپر در 1827 معلم مدرسه و پس از آن در 1829 خطبهپرداز متدیست برای عوام شد. وی برای روزنامة Leicestershire Mercury، تا وقتی که بهخاطر حمایتش از چارتیسم در 1841 اخراج نشده بود، مطلب مینوشت و پس از آن سردبیر چندین هفتهنامة چارتیست شد. در 1842 در کارخانههای سفالگری میگشت و کارگران را به حمایت از اعتصاب عمومی ترغیب میکرد. در 1843 به اتهام فتنهانگیزی به زندان افتاد و حماسة منظومش را در همین مدت دوسالة زندانی بودنش نوشت. بعد از 1856، در پی مجادلهای که با یکی رهبران چارتیست به نام فرگِس اوکانِر داشت، شور سیاسی او کمرنگ شد و به نوشتن در دفاع از مسیحیت روی آورد.
(ت. 1522، آمستردام، [هلند]- و. 29 اکتبر 1590، خوئودا) شاعر، مترجم و نمایشنامهنویس هلندی که برای اولینبار ارزشهای اومانیستی را به زبان بومی نوشت. نثر صریح و بیتکلف او در مقابل سبک بلاغیونِ (Rederijkers) همعصرش قرار داشت و بعدها الگویی شد برای نویسندگان بزرگ هلند در قرن هفتم. کتاب «آوازها» (Leideknes) نشان میدهد که چگونه وی به اولویتِ محتوا بر صورت و نه صورت بر محتوا، پایبند است.کورنهرت آثار سیسرو، سنکا و بوئتیوس را به زبان هلندی ترجمه کرد. ترجمة وی از اودیسة هومر، با نام «سرگردانیهای اولیس» (De dolinghe van Ulysse, 1561)، نخستین اثر برجسته به زبان هلندی در اوایل دورة نوزایی است. در این اثر میتوان قدرت صور خیال و توصیفات احساس برانگیز مترجم را بهوضوح دید، عناصری که در تألیفات خود شاعر بهچشم نمیخورد. نمایشنامههای کورنهرت، تمثیلی و تعلیمی هستند؛ از آن جمله است «کمدی اسرائیل» (Comedie van Israël, 1575)، که هلند در بند مادیات و متظاهر آن زمان را مورد انتقاد قرار میدهد. کورنهرت در مشهورترین اثر منثورش، رسالة اخلاقیِ «هنر فرهیخته» (De wellevenskunste, 1586)، عشق معنوی را تنها راه رسیدن به حقیقت میداند.
(ت. 4 فوریه 1932، چارلز سیتی، آیووا، ایالات متحده) نویسندة آوانگارد در زمینه داستان، نمایشنامه، شعر و مقاله که با صور و فنون کاملاً نوین خود وهم و واقعیت را به هم میآمیزد. کوور در دانشگاههای سادرن ایلینویز، ایندیانا و شیکاگو درس خواند. وی در دانشگاههای متعددی نیز تدریس کرد که مهمترین آنها دانشگاه براون در شهر پراویدنس ایالت رود آیلند است. نخستین رمان او، که سنتیترین سبک داستاننویسی را در میان دیگر آثارش دارد، رمان «منشاء برونیستها» (The Origin of Brunists, 1966) است که داستان ظهور و ازهمپاشی نهایی یک فرقة مذهبی است. قهرمان داستان «مجمع جهانی بیسبال» (The Universal Baseball Association, 1968) بیسبالی خیالی را میآفریند که در آن بازیکنان خیالی مسئولیت زندگی خویش را برعهده میگیرند. «جادوی کلام» موجود در داستانهای «پریک سانگها و دسکانتها» (Pricksongs & Descants, 1969) تحسین منتقدین را برانگیخت. کوور «آدم سوزان در ملأعام» (The Public Burning, 1976) خود را «گزارشی داستانی» از محاکمه و اعدام جولیوس و اتل روزنبرگ نامید. وی در این داستان با بهرهگیری از ریچارد نیکسون بهمنزله راوی، به هجو جوّ ملی در دهة 1950 پرداخت. «بر سر گاس افسرده از تیم شیکاگو بِِِرز چه آمد؟» (Whatever Happened to Gloomy Gus of the Chicago Bears, 1987) و «پینوکیو در ونیز» (Pinocchio in Venice, 1991) دو اثر دیگر او بهشمار میروند. دو مورد از چندین داستان کوتاه این نویسنده، که بهصورت نمایش به اجرا درآمدند، «پرستار بچه» (The Baby Sitter) و «کتک زدن مستخدمه الکنت» (Spanking the Maid) نام دارند.
لقبِ رابرت ناکس کوپ (ت. 3 ژوئن 1913، موئی ریور، ناتال، افریقای جنوبی) نویسندة اهل افریقای جنوبی که غالباً وی را از داستانهای کوتاه و رمانهای شفافاش در رابطه با زندگی در افریقای جنوبی میشناسند.کوپ قبل از آنکه در افریقای جنوبی بهکار داستاننویسی بپردازد، در دوربان و سپس در لندن خبرنگار بوده است. «خانه خوبِ» (The Fair House, 1955) وی، حکایت سرگذشت یک خانواده با محوریت شورش 1902 زولوها میباشد و نخستین رمان از مجموعه رمانهای او بود. برخی از رمانهای دیگر وی «سار طلایی» (The Golden Oriole, 1958)، «بهسوی ایستربرگ» (The Road to Ysterberg, 1959)، «زال» (Albino, 1964)، «سپیده دوبار میدمد» (The Dawn Comes Twice, 1969 / بعداً در اواخر دهة 1970 ممنوعالانتشار شد)، «مرید اوِستا» (The Student of Zend, 1972) و «پسرم مکس» (My Son Max, 1977) نام دارند. از جمله مجموعههای داستان کوتاه وی میتوان به «ورزای رام» (The Tame Ox, 1960)، «مرد شکاک» (The Man Who Doubted, 1967) و «گربه خیابانی» (Alley Cat, 1973) اشاره کرد. او «داستانهای برگزیده» (Selected Stories) خود را در 1986 منتشر کرد.با خواندن آثار کوپ میتوان به اصالت دیدگاه وی دربارة طبقات و نژادهای اجتماعی و افراد موجود در داستانهایش پی برد. وی نشریه انگلیسی- افریکانز Contrast را تأسیس کرد و سالهای زیادی سردبیر آن بود و آثار بسیاری از نویسندگان دیگر را نیز ویرایش و ترجمه کرد. در 1982، «دشمنان داخلی: افریکانزنویسان مخالف» (The Adversary Within: Dissident Writers in Afirkaans) از وی منتشر شد.
نام کامل او الفرِد ادگار (ت. 4 ژانویه 1878، فولکستون، کِنت، انگلستان- و. 13 ژانویه 1957، لندن) نویسندهای که با داستانهای کوتاهش در توصیف مناظر و شخصیتهای روستاییِ انگلستان شهرت یافت.علاقة وافر کاپرد به ادبیات، نقاشی و موسیقی باعث شد که شغل دولتیاش را بهخاطر زندگی در کلبهای روستایی رها کند. نخستین کتاب داستانهای کوتاهش با نام «آدم و حوا و مرا نیشگون بگیر» (Adam and Eve and Pinch Me) را در 43 سالگی منتشر کرد که نبوغش را در نویسندگی به همگان نشان داد. بدینترتیب، نوشتنِ مجموعههای داستان خود را که از جمله آنها «ماهیفروش متقلب» (Fishmonger's Fiddle, 1925) بود، ادامه داد؛ «واسطهگر» (The Higgler)، که شاید بهترین داستان وی باشد، در مجموعة داستان فوق قرار داشت. زیبایی داستانهای او حاصل شور شاعرانهاش نسبت به مناطق روستایی و تصویرهای جذاب و نمایشواری بود که از شخصیت اینگونه مناطق بهدست میداد. از آثار دیگر کاپرد چند کتاب شعر و یک خودزندگینامه مختصر به نام «خدایا، این من هستم» (It's Me, O Lord) است که پس از مرگش به چاپ رسید.
(ت. 26 ژانویه 1842، پاریس، فرانسه- و. 23 می 1908، پاریس) شاعر پارناسی فرانسه، که بهسبب طرز برخورد تا حدی عاطفیاش با زندگی فقرا مشهور است.کوپه، که در وزارتخانه جنگ بهعنوان دبیر ثبت خدمت میکرد، در 1869 توانست با چاپ نمایشنامه «رهگذر» (Le Passant) به موفقیت دست یابد. معروفترین و خاصترین مجموعة نظم او «فرودستان» (Le Humbles, 1872) نام دارد. در 1884 وی را به عضویت فرهنگستان فرانسه انتخاب نمودند. در 1898، بعد از پشت سر نهادن بیماری سختی به آئین کاتولیک بازگروید و بر پایه همین سرگذشت، رمان «رنج نیکو» (La Bonne Souffrance) را در آن سال منتشر کرد.فعالیت کوپه در سیاستهای ملیگرا و نژادپرست موجب کاهش محبوبیت او شد. وی از فعالان محاکمه علیه آلفرد دریفوس بود؛ افسری یهودی که جریان دادگاه او به اتهام وطنفروشی، فرانسه را به دو دستة مخالف و موافق تقسیم کرد. کوپه از جملة آن افرادی بود که در بنا نهادن حزب «سرزمین پدری فرانسه» (Ligue de la Patrie Française)، که ضدیهود بود، دست داشتند.
[فرانسوی] جانوری خیالی که آن را مظهر پوچی مطلق میدانند. فرانسوا رابله در داستان «گارگانتوا» (Gargantua) تعبیر در پدید آمدن کاکسیگروها (á la venue des cocquecigrues) را به معنای «هرگز» بهکار میبرد. چارلز کینگزلی در «کودکان آب» (The Water Babies) از زبان یک پری به نام «آنچه کردهای باز مییابی»، هفت چیز را ممنوعالقول میخواند، تا «زمانی که کاکسیگروها پدیدار شوند».
نام مستعارِ ادوار ژواشن کوربیر (ت. 18 ژوئن 1845، کوت-کونگار، حوالی مورله، فرانسه- و. یک مارس 1875، مورله) شاعر فرانسوی که بهسبب تصاویر واقعگرایانهاش از زندگی بر روی دریا و شیوه نویناش در کاربرد کنایه، زبان عوام و ضربآهنگ گفتاری مورد توجه قرار گرفت؛ شیوة او تضاد آشکاری با غناییگری فاخر رایج در مکتب رمانتیک فرانسه داشت، که دائماً بر آن نقیضه مینوشت.کوربیر، به غیر از سه سالی که در پاریس بود، بقیه عمرش را در شهر روسکوف گذراند و در همانجا بود که قسمت اعظم تنها دفتر شعر خود، «عشقهای ناگزیر» (Les Amours jaunes, 1873)، را به نگارش درآورد. درونمایههای اصلی آثار او عشق، پاریس، دریا و استان محل تولدش است. وی به هیچ مکتب ادبی تعلق نداشت و تا زمانی که پل ورلن او را در «شاعران نفرینشده» (Les Poétes maudits, 1884/ چاپ تجدیدنظر شده، 1888) معرفی کرد، تقریباً ناشناخته مانده بود. تأثیر کار او را میتوان بهوضوح در اشعار همعصرش ژول لافورگ و در نخستین کارهای ازرا پاوند و تی. اس الیوت مشاهده کرد.
شخصیت داستانی، دختر کوچک شاه در تراژدی «شاه لیر» (King Lear) اثر ویلیام شکسپیر. کوردیلیا، با وجود اینکه مانند خواهرانش گونریل و ریگن، بهصورت اغراقآمیزی به عشق و سرسپردگی نسبت به پدرش تظاهر نکرد، تنها کسی بود که واقعاً او را دوست میداشت.
نام مستعارِ مری مکای (ت. 1855، لندن، انگلستان- و. 21 آوریل 1924، شهر استرتفورد- اپون- ایون، واریک) مؤلف انگلیسیِ 28 رمان عاشقانة ملودراماتیک که در میان مردم از محبوبیت فراوانی برخوردار شدند.نخستین کتاب او، «عشقنامة دو جهان» (A Romance of Two Worlds, 1886)، در رابطه با تجارب فراروانی نوشته شد و این تجارب درونمایة بسیاری از رمانهای دیگر وی نیز قرار گرفت. اولین موفقیتش رمان «باراباس: رویایی از یک مصیبت جهانی» (Barabbas: A Dream of the World’s Tragedy, 1893) بود که در آن، رویکرد او نسبت به تصلیب، مطابق طبع عامه نوشته شده بود. «غصههای شیطان» (The Sorrows of Satan, 1895) نیز، که مانند رمان پیشین وی حاوی رویکردی ملودراماتیک نسبت به یک درونمایة مذهبی بود، مقبولیت بالایی را در میان عموم کسب کرد. کورلی با «قتل دلیسیا» (The Murder of Delicia, 1896) به اوج کار نویسندگی خود رسید.از آن زمان به بعد، خوانندگان نکتهسنجتر، او را بهسبب احساساتی بودن و بدذوقی مورد انتقاد قرار دادند.
قهرمان افسانهای که نام منطقة کورنوال در انگلستان برگرفته از نام اوست. براساس «تاریخ پادشاهان بریتانیا» (Historia regum Britanniae, 1135-39) اثر جفریِ مانمت، کورینوس جنجگویی تروایی بود که همراه بروتوسِ تروا، پایهگذار افسانهای بریتانیا، به انگلستان رفت. کورینوس گاگمِیگاک یا گومیگات (یأجوج مأجوج) را که بزرگترین هیولای ساکن کورنوال بود، از صخرهای به پایین پرتاب کرد و کشت. در نزدیکی شهر توتنس، در دِوون انگلستان، صخرهای وجود دارد که هنوز آن را پرتگاه هیولا مینامند.
(شکوفایی حدود 500 ق. م) شاعر غنایی یونانی اهل تاناگرا در بوئتیا؛ عموماً وی را همعصر و همتای پیندار میدانستند، که او نیز اشعار غنایی میسروده است. البته برخی محققان تاریخ حیات کورینا را مؤخرتر و حدود 200 ق.م ثبتکردهاند. اشعار بازمانده از کورینا به زبان بوئتیایی نوشته شده و از جملة آنها مشاعرهای است که در آن، دو خدای کوه، کیتایرون و هلیکون، با یکدیگر به رقابت میپردازند. اشعار غنایی او که به سبک سادهای نوشته شدهاند، اغلب دربارة اسطورههای بوئتیایی هستند.
آراسته و مزین از لحاظ سبک و رفتار، بهویژه در مورد سبکهای ادبی. منظور از این اصطلاح، تلویحاً، آراستگیهایی است که تصور میشود در آثار هنری شهر کورینت باستان وجود داشته است.
آخرین نمایشنامه از تراژدیهای اصطلاحاً سیاسی ویلیام شکسپیر، که آن را در 8-1607 نوشت و در کتاب اول خود در 1623 منتشر کرد. این نمایشنامة پنج پردهای براساس زندگی قهرمان اسطورهای اواخر قرن ششم و اوایل قرن پنجم ق.م، گنایوس مارکیوس کوریولانوس، نوشته شد و در اصل گونة بسط یافتهای از زندگینامهنویسی به سبک پلوتارک است. این تراژدی، علیرغم آنکه در چارچوب خاص ادبیات الیزابتی نوشته شده، دارای لحن کاملاً کلاسیک است.داستان این نمایش شخصیت کایوس مارکیوس (بعداً کایوس مارکیوس کوریولانوس) را با پیگیری چندین مرحله از زندگی او شرح میدهد. او بهصورت یک جوان اشرافزادة خودرأی در زمان صلح نشان داده میشود، در عین اینکه در جنگ مقابل شهر کوریوس، جنگجویی خونریز و دلیر و فاتحی متواضع و برای عضویت در هیأت کنسول روم کاندیدایی فروتن بود. هنگامی که با ناچیز انگاشتن شهروندان رومی، از تملقگویی آنان و نشان دادن زخمهای خود برای کسب آرایشان امتناع میورزد، بر علیه او جبهه میگیرند و تبعیدش میکنند. وی در پی ناراحتیاش از این موضوع، با دشمنِ ولسکیایی خود، تولوس آوفیدیوس، علیه روم متحد میشود. کرویولانوس، که نیروی دشمن را تا نزدیک شهر هدایت کرده، عاقبت به اصرار مادرش با روم صلح میکند و کشته میشود.کوریولانوس از جنبههای متعدد با نمایشنامههای دیگر شکسپیر متفاوت است: سیر روایی واحد، تصاویری که با بیانی مختصر و بسیار تأثیرگذار ارائه میشوند و کمنمایی و سکوت که ویژگی مهمترین لحظات آن را تشکیل میدهند.
(شکوفایی قرن ششم) حماسهسرا و مدیحهسرای برجستة لاتین. کوریپوس اصالتاً افریقایی بوده که به قسطنطنیه (استانبول کنونی، ترکیه) مهاجرت کرده است. وی در شعر حماسی شش دفتریاش با نام «یوهانیس» (Johannis) به شرح حملاتی میپردازد که جان تروگلیتا، فرماندة بیزانسی، علیه شورشیان موریتانی صورت داد و امروزه، منبع اصلی آگاهی دربارة وقایع آن جنگ، همین شعر کوریپوس است. شعر یوهانیس، که در حدود 550 نوشته شد، پایایی سنتهای اصیل را در افریقا و رونق دوباره و مستدام شعر را تحت حکومت واندال نشان میدهد. وی شعر «در مدح یوستینی» (In laudum Justini) را در چهار دفتر و زمانی نوشت که به قسطنطنیه آمده بود و در آن به ستایش یوستین دوم، جانشین یوستینیان اول، پرداخت. این شعر از این نظر که ماجرای مرگ یوستینیان و به تختنشینی جانشین او و همچنین ماجرای سفرای آوار را توصیف میکند، جالب توجه است.
نام کامل او الفرد دویت کورن سوم (ت. 14 آگوست 1943، بیِنبریج، جورجیا، ایالات متحده) شاعر امریکایی که پیچیدگی وافر غزلهایش را با ملاحت و ژرفنگری آنها جبران کرد.وی در دانشگاههای اِموری و کلمبیا تحصیل و بعداً در چندین دانشگاه تدریس کرد. کتاب منظوم او به نام«همة جادهها به یکبار» (All Roads at Once, 1976) با تحسین منتقدین روبرو شد. اشعار کتاب «یک تماس از وسط جمعیت» (A Call in the Midst of the Crowd, 1978)، خصوصاً شعر همنام با عنوان آن، همگی دربارة شهر نیویورک هستند. یکی از بهترین کارهای کورن، شعر بلند و نیمهخودزندگینامهای او«یادداشتهای کودکی اهل بهشت» (Notes from a Child of Paradise, 1984) است که به سیاق بهشت در «کمدی الهی» (La divina commedia) دانته سروده شده است. دیگر مجموعههای منظوم کورن «نور متغیر» (The Various Light, 1980)، «جنایت در زمان کریسمس» (An Xmas Murder, 1987)، «دروازة غربی» (The West Door, 1988)، «خودزندگینامهها» (Autobiographies, 1992) نام دارند. کتاب «کلاه آفتابی» (The Pith Helmet, 1992) مجموعهای از سخنان موجز است.
(ت. 6 ژوئن 1606، روتان، فرانسه- و. یک اکتبر 1684، پاریس) شاعر و نمایشنامهنویس فرانسوی که او را مبدع تراژدی کلاسیک فرانسه میدانند.کورنی نخستین نمایشنامة خود، «ملیت» (Mélite)، را قبل از بیست سالگی نوشت. این نمایشنامه در 1630 در پاریس به اجرا درآمد. نمایشنامههای بعدی او تراژدی- کمدی «کلیتاندر» (Clitandre/ اجرا در 1631) و کمدیهایی چون «بیوه زن» (La Veuve/ اجرا در 1632)، «ندیمه» (La Suivante/ اجرا در 1634) و «میدان سلطنتی» (La Place royale/ اجرا در 1634) بودند.در آن دوره، بهتازگی رویکرد جدیدی پا گرفته بود مبنی بر اینکه «قاعدهمندی» تراژدی را باید با رعایت اصولی موسوم به انسجامات کلاسیک حفظ کرد. کورنی با نوشتن «مده» (Médée/ اجرا در 1635) در یک قالب تراژیک نوین، به این رویکرد واکنش نشان داد. اثر بعدی او تراژدی- کمدی «سید» (Le Cid, 1637) بود که امروزه اغلب، آن را برجستهترین نمایشنامه تاریخ نمایش فرانسه برمیشمارند.کورنی، پس از شاهکار فوق، «هوراس» (Horace, 1641) را نوشت که تراژدی رومی بود و پس از آن «سینا» (Cinna) را نیز در 1643 به انتشار رساند. سید، هوراس، سینا و «پولیوکت» (Polyeucte, 1643) جمعاً در گروهی، با نام چهارگانة کلاسیک کورنی شناخته میشوند و شاید بتوان گفت در کنار یکدیگر، زیباترین مجموعة نمایشی او را تشکیل میدهند. مباحثات موجود در این آثار به زیبایی، بدیعانه و در سبکی فاخر سروده شدهاند و لحن آنها از ابتدا تا انتهای هر اثر غرا و استوار باقی میماند. نظم الکساندرین صنعتی است که کورنی آن را با انعطافپذیری فوقالعاده بهکار گرفته است.وی پس از نمایشنامههای رومیاش چند تراژدی دیگر نوشت: «نابودی پمپی» (La Mort de Pompée/ اجرا در 1644)، «رودوگونه» (Rodogune/ اجرا در 1645)، که یکی از بزرگترین موفقیتهای او بود؛ «تئودور» (Théodore/ اجرا در 1646)، که با آن نخستینبار، شکست را تجربه کرد؛ و «هراکلیوس» (Héraclius/ اجرا در 1647). «دروغگو» (Le Menteur) شروع موفقیتآمیزی بود که کورنی در 1644 برای خود در کمدی رقم زد؛ این کمدی تا قبل از انتشار نمایشنامههای مولیئر سرآمد کمدیهای فرانسوی بهشمار میآمد.کورنی در 1647 به همراه خانواده، به پاریس نقل مکان کرد و عاقبت توانست، پس از دوبار عدم پذیرش (بهعلت غیرمقیم پایتخت بودن) به فرهنگستان زبان فرانسوی راه بیابد. وی بین سالهای 1648 تا 1653، که دورة دگرگونیهای سیاسی و جنگ داخلی فروند بود، چند نمایشنامه نوشت: کمدی قهرمانی «دون سانچو، شاه آراگوس» (/Don Sanche d'Aragon اجرا در 1650)؛ تراژدی «اندرومد» (Andromède/ اجرا در 1650)، یک تراژدی تماشایی که وجه عمده آن استفاده از ابزار ماشینی در صحنهپردازی بود؛ و تراژدی «نیکومد» (Nicomède/ اجرا در 1651). بهنظر میرسد که در 1652 کمدی «پرتاریت» (Pertharite) او مورد بیمهری قرار گرفته است و همین امر باعث توقف کار کورنی در زمینة تئاتر به مدت هشت سال شده است. در 1659 «اودیپ» (Oedipe) از او به چاپ رسید و از آن پس، تا 14 سال تقریباً هر سال نمایشنامهای به قلم او نوشته شد که تراژدیهای «سرتوریوس» (Sertorius/ اجرا در 1662) و «آتیلا» (Attila/ اجرا در 1667)، که هر دو دارای حوادث خشن و شگفتآورند. از دیگر آثار مؤخر او تراژدیهای «پشم زرین» (La Toison d'or/ اجرا در 1660)، «اوتون» (/Othon اجرا در 1664)، «آگسیلائوس» (Agésilas/ اجرا در 1666) و «پولشری» (Pulchérie/ اجرا در 1672) هستند. وی از یاریگران مولیئر و فیلیپ کینو در نگارش کمدی موسیقیایی- بالهای «پسیشه» (Psyché, 1671) است. یک سال قبل از این نیز تراژدی «تیتوس و برنیس» (Tite et Bérénice) را مخصوصاً بهمنظور رقابت با نمایشنامهای در همین زمینه، از ژان راسین، به انتشار درآورده بود. شکست این تراژدی نشاندهنده ارجحیت روزافزون نمایشنامهنویس جوانتر در دیدگاه عموم بود.آخرین نمایشنامه کورنی، تراژدی «سورِنا» (Suréna/ اجرا در 1674)، سرشار از ظرافتهای نامنتظر کلاسی و جذابیتهای عاطفی است و بعد از آن تنها چند شعر معدود (1676) برای سپاسگزاری از شاه لوئی چهاردهم سرود که قبلاً دستور احیای نمایشنامههای او را داده بود.
(ت. 20 آگوست 1625، روئان، فرانسه- و. 8 دسامبر 1709، لِزاندلی) نمایشنامهنویس فرانسوی، برادر کوچک نمایشنامهنویس بزرگ و کلاسیک فرانسه (پیئر کورنی) که در جای خود شاعر شورانگیز بسیار موفقی بود و با نوشتههایش به اثبات تئاتر کلاسیک فرانسه بهعنوان یک ژانر ادبی کمک کرد.کورنی از 1656 تا 1678 بیش از شانزده تراژدی نوشت. نخستین آنها، «تیموکرات» (1656Timocrate,)، از جمله نمایشهای موفق قرن بود. بهترین نمایشنامه او تراژدی «هزارتو» (Ariane, 1672) است. علاوه بر اینها، کورنی در زمینة اپرا و نمایش غنایی و همینطور در زمینة کمدی سبک اسپانیایی «زندانبان خود» (Le Geôloer de soi- même, 1655)، که در آن زمان محبوبیت یافت، دست به نوآوری زد. کورنی در وقتشناسی شامهای قوی داشت و در اعمال ماهرانة جلوههای نمایشی صاحب ذوق بود. وی با استفادة وسیع از ابزار ماشینی در صحنههای آثار مؤخرش سعی در افزایش قابلیتهای تراژدی داشت و بدینترتیب نقش عمدهای در پیشرفت نمایش ایفا کرد. کورنی در 1685 عضو فرهنگستان زبان فرانسوی شد و به جمع دستاندرکاران گردآوری یک فرهنگ دانشنامهای پیوست.
نام خانوادگی اصلی او داروین (ت. 30 مارس 1886، کیمبریج، کیمبریجشر، انگلستان- و. 19 آگوست 1960، کیمبریج) شاعری که شاید شناخت اصلی و نامنصفانه عموم از او برمیگردد به شعر فکاهی غمگیناش «برای بانوی چاق آنسوی پنجره قطار» (To a Fat Lady Seen from a Train) («ای زن سفید چاق که کسی دوستت ندارد/ چرا دستکش پوشیدهای و در مراتع میگردی...»).او، که نوة چارلز داروین بود، تحصیلاتش را در خانه گذراند. نخستین کتاب شعر داروین در 1910 منتشر شد که «بانوی چاق» نیز از جمله اشعار همین کتاب بود. از آثار بعدی او میتوان به «صبح بهاری» (Spring Morning, 1915)، «نیمهشب پاییزی» (Autumn Midnight, 1923)، «روزهای مختلف» (Different Days, 1928)، «کوهها و خاکریزهای موشِ کور» (Mountains and Molehills, 1934) و «خانه سیار» (Travelling Home, 1948) اشاره کرد. وی «مجموعه اشعار» (Collected Poems) خود را در 1954 منتشر و در 1959 جایزة کوئینز مدالِ شعر را دریافت کرد. بسیاری از شعرهایش، که اغلب هم کوتاهاند، بیانگر عشق عمیق او نسبت به کیمبریج و فرهنگ و رسوم آن است.
نشریه ادبی بریتانیایی که چاپ آن تا مدتها ادامه داشت (1975-1860) و خاصه رمانهای دنبالهدار را منتشر میکرد. پایهگذار و همینطور نخستین سردبیر این مجله، که همة محتویات آن در سطح بالای ادبی جای داشت، ویلیام میکپیس تَکری بود. Cornhill Magazine نخستین مجلة ادبی بود که شمارگان آن به 000,100 نسخه رسید. انتشار این مجله در بحبوحة جنگ جهانی دوم، بین سالهای 1940 تا 1943 متوقف و در ژانویه 1944 از سرگرفته شد.از رماننویسان، شاعران و منتقدین سرشناسی که آثارشان در این نشریه به چاپ رسید، میتوان به جورج الیوت، تامس هاردی، اَلفرد لُرد تنیسن، رابرت براونین، اَلجرنن سوئینبرن، جان راسکین و لسلی استفن، که 1871 تا 1882 سردبیری مجله را نیز عهدهدار بود، اشاره کرد.
[به زبان گِیلیک اسکاتلندی corronach و به زبان ایرلندی coránach] در فرهنگ اسکاتلند و ایرلند، رثا یا زاری دستهجمعی در غم از دست رفته؛ و همچنین، ترانه خاکسپاری که زنان میخوانند یا زمزمه میکنند. اگرچه شاهدانی متناوباً شنیدن چنین ترانههایی را در ایرلند و بلندیهای اسکاتلند گزارش کردهاند، اما تاکنون نمونهای از آن به ثبت نرسیده است. تصور میشود بالاد مرزی اسکاتلندی «اِرل شاداب ماری« بر قاعده سوگآهنگ سروده شده است. بالاد فوق اینگونه شروع میشود:
ای سرزمینهای بلند و ای سرزمینهای کمارتفاع (اسکاتلند) آه تاکنون کجا بودهاید؟ آنها اِرل ماری را کشتند، و در سبزهزاران رها کردند
جمع آن corpora[واژه لاتینی به معنای بدن] تمامی و یا کلیت حجم نوشتههایی که از نوع خاص و یا دربارة موضوع خاصی هستند (مثلاً همه نوشتههای یک نویسنده [قسOEUVRE] یا تمامی پیشینة موجود دربارة یک موضوع).
[لاتینی آن correptio به معنی کوتاهسازی مصوت یا هجا، از مشتقات کلمة corripereبه معنی کوتاه تلفظ کردن هجا و در اصل به معنی کاستن و تقلیل دادن] در عروض سنتی، کوتاه ساختن مصوتهای بلند یا مصوتهای مرکب پایانی، زمانیکه آوای آغازین کلمة بعد یک مصوت باشد. هومر در اغلب شعرهای خود از این صنعت بهره برده است.
(نانزیو) (ت. 26 مارس 1930، در نیویورک، ایالات متحده) شاعر امریکایی و عضو اصلی جنبش بیت در میانه سالهای 1950. در هفدهسالگی، بهسبب سرقت به سه سال حبس در زندان کلینتون در دنیمورا محکوم شد. در آنجا با ادبیات آشنا گشت. در 1950 با الن گینزبرگ در دهکده گرینویچ ملاقات کرد و اولین جلد اشعارش را در 1955 با نام «بانوی وستال در برتَل» (The Vestal Lady on Brattle) منتشر کرد. او در 1956 به سن فرانسیسکو رفت؛ جاییکه گینزبرگ ساکن بود و جنبش بیت در آنجا گسترش یافته بود. اشعار کرسو در مجموعة «بنزین» (Gasoline, 1958) سبک افسونگرانه و آهنگین او را بیان میکند. در «تولد مرگ مبارک» (The Happy Birthday of Death, 1960) او به لحن آسانتر محاورهای برمیگردد. «زندهباد انسان» (Long Live Man, 1962)، «گزیدة اشعار» (Selected Poems, 1962)، «دگرگونی روح» (The Mutation of the Spirt, 1964)، «عواطف سوگآمیز یک امریکایی» (Elegiac Feelings American, 1970)، «منادی روح اولیه» (Herald of the Autochthonic Spirit, 1981)، «عرصة ذهن» (Mindfield, 1989) و چند اثر شعری دیگر را سروده است. او همچنین چند نمایشنامه و یک رمان نوشت.
نام مستعارِ خولیو دنیس (ت. 26 آگوست 1914، بروکسل، بلژیک- و. 12 فوریه 1984، پاریس، فرانسه) نویسندة آرژانتینی رمان و داستان کوتاه که در آثار خود سؤالات ماهوی را با فنون نویسندگی تجربی تلفیق کرد.کورتاسار در آرژانتین درس خواند و در همانجا به شغل معلمی و مترجمی پرداخت. نخستین مجموعة داستان کوتاه او، «جانورنامه» (Bestiario, 1951)، وقتی منتشر شد که تازه در پاریس سکنی گزیده بود. وی در 1981 تبعة کشور فرانسه شد و درعینحال تابیعت آرژانتینی خود را نیز حفظ کرد. دیگر مجموعه داستان کوتاه کورتاسار «پایان بازی» (Final del juego, 1956) بود و بعد از آن داستان «سلاحهای پنهان» (Las armas secretas, 1958) از او منتشر شد. برخی از داستانهای وی تحت نام «پایان بازی و دیگر داستانها» (End of the Game, and Other Stories, 1961) به زبان انگلیسی ترجمه شد. در «جوینده» (El perseguidor)، که یکی از داستانهای مجموعه سلاحهای پنهان است، شخصیت اصلی داستان معرف بسیاری از خلقیات شخصیتهای بعدی کورتاسار است. قهرمانهای کورتاسار کسانیاند که در راه دستیابی به کمال هنری و در مقابله با گذر زمان ناچار به تحمل رنجهای فراطبیعی میشوند؛ این عامل در کنار مردود شمردن ارزشهای قرن بیستم از سوی کورتاسار، ذهنیت اصلی او را در داستانهایش تشکیل میدهد.شاهکار نویسنده، «لیلی» (Rayuela, 1963)، رمانی است با طرح ناتمام؛ به این معنا که خواننده میتواند بخشهای مختلف داستان را مطابق طرح تجویزشده از سوی مؤلف بازچینش کند. کورتاسار داستانهای شوخطبعانه و فکاهی خود را، که میان سالهای 1952 و 1959 نوشته بود، در اثری به نام «داستانهای کرونوپیوها و فاماها» (Historias de cronopios y de Famas, 1962) گرد آورد. از دیگر آثار وی «همة شکلهای در گذشتة آتش» (Todos los fuegos el fuego, 1966) و «کتابچهای برای مانوئل» (Libro de Manuel, 1973) هستند.
(ت. 10 می 1936، آریزونا، ایالات متحده) شاعر افریقایی- امریکایی که عمدتاً از آنجا مورد توجه قرار گرفت که اشعارش را خود اغلب به همراه موسیقی جاز آوازخوانی میکرد.وی از سال 1964 تا 1970 به کارگردانی نمایش در شرکت واتس رپرتوری مشغول بود. اولین دفتر اشعار کورتز به نام «پلههای پیشاب گرفته و وسایل مرد میمونی» (Pissstained Stairs and the Monkey Man’s Wares, 1969) بود. موضوعاتی چون عشق ناقص و رابطه جنسی غیرعاشقانه، و بزرگان موسیقی جاز از بسی اسمیت تا اورنت کولمن، شوهر سابق کورتز، در آن آمده بود. کورتز با دفتر شعر «فستیوالها و خاکسپاریها» (Festivals and Funerals, 1971) به مسائل اجتماعی فراگیرتر مانند جایگاه هنرمند در سیاست انقلابی رو آورد. «جای نیشتر» (Scarifications, 1973) انتقادی تند بر جنگ ویتنام است و با استفاده از رمانتیسمی نو درباره سفری به افریقا نوشته شده است.تصاویر مداوم توأم با خشونت و تلفیقِ خیرهکنندة آنها بهوسیله کورتز، غالباً منجر به ایجاد تخیلات سوررئالیستی در خواننده میشود که خود، در کنار فراز و فرود هماهنگ مصراعها، تأثیر خواندن شعر او را بیشتر میکند؛ این موضوع را میتوان با گوش دادن به «جشنها و تنهاییها» (Celebrations and Solitudes, 1975)، که نخستین از چندین اجرای صوتی او است، بهراحتی فهمید. برخی از آثار بعدی این شاعر «خونلختهها: شعرهای جدید و منتخب» (Coagulations: New and Selected Poems, 1984)، «طبلهای فراگیر» (Everywhere Drums, 1990) و «گیرایی شاعرانه» (Poetic Magnetic) نام دارند.
جمع آنCorybantsیاCorybantes [یونانی آن Korybant، Korýbas] ملازمان آشفتهخو و نیمهشیطانی مادرِ بزرگ خدایان (الهة باستانی شرق و یونان- روم) که نقل شده است او را با رقص و موسیقی وحشیانه همراهی میکردهاند. معمولاً کوریبانتها را با کورِتهای (ملازمان زئوس) کریتی به اشتباه میگرفتهاند و تنها نکتة تمییزشان منشأ آسیایی و ماهیت شدیداً پرشور و اُرژیوار مراسم کوریبانتها است. نوشتههای مختلفالقولی دربارة منشأ داستانی این رقاصان وجود دارد که بسته به مرجع موردنظر، نام و تعداد متفاوتی از آنها ارائه میدهند. آنها ظاهراً فرقهای مرموز داشتند که ویژگی برجسته آن رقصهای وحشیانهای بوده که، به قولی، شفابخشی آشفتگیهای روحی بوده است.
شخصیت قالبی نمایش، جوان روستایی یا دلباخته. این نام بهویژه در «شعر شبانان» (Eclogues) ویرژیل زیاد بهچشم میخورد؛ وی اثر فوق را که مجموعهای است از ده شعر روستایی جداگانه، بین سالهای 42 و 47 ق.م تدوین کرد. در شعر دوم این کتاب، کوریدون چوپان دربارة عشق یکطرفهاش نسبت به پسری به نام آلکسیس درد دل میکند. در شعر هفتم کوریدون و تیرسیس، دو گلهران آرکادیانی، مسابقه آوازخوانی میدهد. آندره ژید، نویسنده فرانسوی، نیز از این کلمه برای عنوان مکالمهای سقراطی، که در دفاع از همجنسگرایی نوشت، استفاده کرد.
(ت. 29 دسامبر 1921، ولیکا درِنووا، صربستان) رماننویس، مقالهنویس و سیاستمدار صرب که رمانهای تاریخی دربارة مصیبتهای مردم صرب نوشته است.چوسیچ پس از تحصیل در مدرسه کشاورزی در جنگ جهانی دوم، در جبهة کمونیستهای یوگسلاو، مشهور به پارتیزانها، جنگید و از آن موقع به بعد، به عضویت هستة مرکزی حزب کمونیست درآمد. در 1968، وی را بهخاطر ناسیونالیسم شدید صربیاش از حزب اخراج کردند. وی در دهة 1990 و در پی جدایی کروواسی و اسلوونی از یوگسلاوی مجدداً و علناً وارد سیاست شد و ریاست جمهوری کشورش را برعهده گرفت.در رمانهایی مانند «خورشید دور است» (Daleko je sunce, 1951) و «تقسیمها»، (Deobe, 1961) در سه جلد، به تحلیل جنبش مقاومت و بسیاری از دیگر جنبههای حضور صربها در جنگ جهانی دوم میپردازد. در داستان «ریشهها» (Koreni, 1954) دربارة مراحل استقلال یافتن صربها از امپراتوری عثمانی در قرن نوزدهم سخن میگوید. از دیگر رمانهای نخستین او «حکایت» (Bajka, 1966) است. در حماسة چهارجلدی «زمان مرگ» (Vremi smrti, 1972-79) شخصیتهای داستان ریشهها مجدداً و اینبار در موقعیت داستانی جنگ جهانی اول ظاهر میشوند. چوسیچ در سهگانة خود به نام «زمان بدی» (Vreme zla, 1990-91) اتفاقات صربستان را در فضای کلی قرن بیستم بازگو میکند؛ این کتاب حاوی سه داستان به نامهای «گناهکار» (Grešnik, 1985)، «مرتد» (Otpadnik, 1986) و «مؤمن» (Vernik, 1990) است.
(ت. 14 ژانویه 1798، آمستردام، هلند- و. 28 آوریل 1860، آمستردام) نویسنده و شاعر هلندی و چهرة شاخص و پیشتاز در گروه سیاسی- ادبیِ کالوینیست و محافظهکار به نام جنبش ریویل.با وجود اینکه انتشار اشعار لاتینی د کوستا قبل از اشعار هلندیاش صورت گرفت، این نخستین شعر هلندی وی با نام «تمجید شعر» (De lof der dichtkunst, 1813) بود که توجه شاعر تأثیرگذار آن زمان ویلم بیلدردایک را جلب کرد. د کوستا که اصالتاً پرتغالی- یهودی بود، تحت تأثیر بیلدردایک، به کالوینیزم گروید و از آن پس، زندگیاش را صرف سرکوب تفکرات آزاداندیشانه و انقلابی کرد.چندی بعد، با کتاب «اعتراض به روح زمانه» (Bezwaren tegen den geest der eeuw, 1823) فضای اخلاقی حاکم را، که نمونهای از آن در مبانی اصولی انقلاب فرانسه مشهود بود، به باد انتقاد گرفت. وی، که اکنون در آمستردام سکونت گزیده بود، اقدام به سخنرانیهایی در مورد خداشناسی و موضوعات دیگر کرد. د کوستا از 1834 تا 1840 سردبیری نشریه Nederlandsche stemmen را بهعهده گرفت. غالب تألیفات این نویسنده، مباحث مذهبی و سیاسی است. سالهای پایانی عمر د کوستا در نوشتن زندگینامه بیلدردایک و ویرایش 15 مجلد شعر او سپری شد.
کایتانو د (ت. 26 آوریل 1864، ساون تومه، مستعمرات افریقایی پرتغال [واقع در ساون تومه و پرینسیپة کنونی]- و. 18 آوریل 1890، آلکوواسا، پرتغال) شاعر افریقایی که به زبان پرتغالی درباره سیاهپوست بودن شعر مینوشت.کوشتا آلگره در خانوادهای کریولنژاد متولد شد؛ در 1882 به پرتغال رفت و در آنجا، در مدرسه پزشکی شهر لیسبون آغاز به تحصیل کرد. وی در 26 سالگی و قبل از به اتمام رساندن تحصیلاتش، بهعلت بیماری سل درگذشت. اشعار او را دوست روزنامهنگارش کروش ماگالیِئیس در 1916، پس از مرگش، گردآوری و با عنوان «ورسو»(Versos) منتشر کرد.موضوع اصلی نوشتههای این شاعر، رنگ پوست آدمهاست. وی، که در عشقش به زنی پرتغالی با پاسخ منفی روبهرو شده بود، از سیاهپوستی خود متأثر بود، اما بااینحال، زنان سیاهپوست را بسیار میستود. در یکی از شعرهای معروفش، دربارة رنگ سیاه خود چنین میگوید: «رنگ پوست من سیاه است این یعنی شیون، یعنی غم». کوشتا در اشعارش دلش برای جزیزة زادگاهش و میراث افریقاییاش تنگ میشود. مرتباً دربارة بیگانگی نژادی در میان اطرافیان و رنجهای خود سخن میراند؛ البته این کار را گاهی با ریشخند به خویش به حالت طعنهآمیزی انجام میدهد. ویژگیهای خاص اشعار کوشتا آلگره ریشه در سبکهای رمانتیک رایج در نظمنویسی قرن نوزدهم پرتغال دارد. قالب غزل را برای شعرهایی مانند «ارورا» (Aurora) و «لونگ» (Long) بهکار میبرد و بین سبک شخصی اعترافی او و فرهنگ شعر شفاهی افریقا، شباهت خاصی دیده نمیشود.
(ت. 8 می 1885، برنتفورد، آنتریو، کانادا- و. 8 اکتبر 1965، نیویورک، ایالت نیویورک، ایالات متحده) رماننویس تاریخی کاناداییتبار امریکا.کاستین سالها خبرنگار روزنامههای کانادایی و از 1920 تا 1934 سردبیر Saturday Evening Postبود. در 57 سالگی نخستین رمان عاشقانهاش، «برای حماقت بزرگ خودم» (For My Great Folly, 1942)، را در ارتباط با رقابت میان انگلستان و اسپانیا در قرن هفدهم منتشر کرد. پس از این رمان عاشقانه و موفقیت بلافاصلة آن، تقریباً سالی یک داستان در رابطه با ماجراهای تاریخی از وی به چاپ میرسید که از معروفترین آنها این دو رمان هستند: «رز سیاه» (The Black Rose, 1945)، که قهرمان انگلیسی قرون وسطای آن تا چین عصر قوبیلای خان را سفر میکند، و «جام نقره» (The Silver Chalice)، که درباره نخستین مسیحیان روم نوشته شده است.
نام کامل او شارل- تئودور- هنری د کوستر (ت. 20 آگوست 1872، مونیخ، باواریا [آلمان]- و. 17 می 1879، بروکسل، بلژیک) رماننویس بلژیکیِ فرانسوینویس که خودآگاهی ملی را در بلژیک ترغیب و زمینه را برای ادبیات اصیل بومی فراهم کرد.غالب ایام زندگی د کوستر در فقر و گمنامی گذشت و ده سال طول کشید تا توانست شاهکار خود «ماجراهای باشکوه تیل اولنشپیگل» (La Légende et les aventures héroïques, joyeuses et glorieuses d'Ulenspiegel et de Lamme Goedzak au pays de Flandres et ailleurs, 1867) را به اتمام برساند. داستان فوق با اقتباس آزادانه از ماجراهای دو قهرمان افسانهای تیل اولنشپیگل و لام، در فضای قرن شانزدهم و اوج تفتیش عقاید آن زمان روایت شده است؛ پدر اولنشپیگل را به جرم الحاد سوزاندند و او، که قهرمان اصلی داستان است، سوگند خورد انتقام پدرش را خواهد گرفت. شخصیتهای این داستان خصوصیات قهرمانانه را در کنار رئالیسم خاص بلژیکی، با یکدیگر، دارا هستند. سبک ادبی بسیار کهنهگرا و پررنگ و لعاب او برگرفته از سبک نوشتن فرانسوا رابله و میشل د مونتِنی و وقایعنگاران تاریخی قرن شانزدهم است. درونمایه این کتاب را مقاومت علیه خفقان تشکیل میدهد و به این علت، به آن نام «انجیل فلاندرز» و «دعانامه آزادی» دادهاند. اختلافی که میان «حماسة» (La Légende) د کوستر و رمانهای سنتی بلژیک در آن زمان وجود دارد عمیق و چشمگیر است.
[واژه اسپانیایی، مشتق از costumbreرسم، شیوه] جنبشی در ادبیات اسپانیایی که بر توصیف رسوم و آداب روزمرة مردم در جامعه یا منطقهای تأکید میورزید. این جنبش، که شروع آن به دورة طلایی ادبیات اسپانیا در قرون شانزدهم و هفدهم میلادی برمیگردد، در نیمه نخست قرن نوزدهم بود که به یک جریان اصلی، ابتدا در نظم و سپس در قالبهای نثر، تبدیل شد. در قالبهای اخیر، که اصطلاحاً به آنها «توصیفهایی از رسوم» (cuadros de costumbres) میگفتند، نویسنده عناصر اصلی و بارز در منطقه موردنظر را تعیین و با هدفی اغلب فلسفی و طنزآمیز آنها را توصیف میکرد.از نخستین فعالان مکتب کوستومبریزمو میتوان به ماریانو خوسه د لارا اشاره کرد که دربارة شهر مادرید قلم میزد و سرافن استوانس کالدرون که دربارة اندلس مینوشت. فرنان کاوالیرو، پدرو آنتونیو د آلارکون و خوسه مادیا د پردا از دیگر کوستومبریزمونویسان مطرح در نیمة اول قرن نوزدهم هستند.آنچه این مکتب را دارای اهمیتی ماندگار در اسپانیا و امریکای لاتین کرده، تاثیری است که در پدیدآمدن رمان بومی این نواحی داشته است.
(ت. 28 آوریل 1630، برسفرد هال، استفوردشر، انگلستان- و. 16 فوریه 1687، لندن) شاعر و ملاّک انگلیسی که عمده معروفیت وی از نقشی است که در نوشتن یک بخش از کتاب «ماهیگیر قهار» (The Compleat Angler) اثر آیزاک والتن ایفا کرده است. کاتن ترجمههایی از زبان فرانسوی به انگلیسی انجام داد که از جملة آنها کتاب بارها تجدید چاپشدة «مقالههای میشل سینور د مونتنی» (Essays of Michael Seigneur de Montaigne, 1685)، «هوراس» (Horace, 1671) اثر پیئر کورنی و چند اثر تاریخی و فلسفی دیگر بود. وی به تقلید از سبک آن روز فرانسه، نظیرهای خام و نسنجیده به نام «اسکارونیدها» (Scarronides, 1664/1665) بر «انهئید» (Aeneid) ویرژیل (دفتر اول و چهارم) و همینطور نظیرهای دیگر به نام «نظیره بر نظیره... برخی مکالمات لوکیان در هیئت عبارات مطنطن انگلیسی» (Burlesque upon Burlesque … Being some of Lucians Dialogues newly put into Enlgish fustian, 1675) نوشت. نام کاتن اغلب در کنار بخش فوقالذکر از کتاب ماهیگیر قهار (1676) بهچشم میخورد که وی آن را به پیشنهاد والتن دربارة ماهیگیری با قلاب مگسک به کتاب افزود. از آثار خود کاتن میتوان به «قمارباز» (The Compleat Gamester, 1674) و «کتابچه مزرعهدار» (The Planter’s Manual, 1675) اشاره کرد.
الهة تراکیایی که طی مراسمی ارژیگون، بهویژه شبهنگام، پرستش میشد. چنین بهنظر میرسد که آیینهای پرستش این الهه را در کورنیت (حدود 425 ق.م) بهصورت همگانی اجرا میکردهاند و تقریباً در آتن همان زمان این آیینها فقط بهوسیلة گروههای خاص از مردم برگزار میشده است؛ بعدها مراسم قربانی نیز به آن افزوده شد. قبلاً در ادبیات کوتیس را معادل مادربزرگ خدایان (سیبل) برمیشمردند.
رمانی اثر آندره ژید، که در 1926 با نام فرانسوی Les Faux-Monnayeurs منتشر شد. این رمان، که نسبت به آثار کوتاه داستانی قبلی ژید دامنه وسیعی از اشخاص و حوادث را دربر میگیرد، پرحادثهترین و پیچیدهترین اثر وی بهشمار میرود. رمان جاعلان، که رمان دیگری را نیز نهفته در خود دارد، از بستگان و معلمان گروهی پسر مدرسهای حرف میزند که در داخل و خارج مدرسه با خطر فساد اخلاقی مواجه هستند. نویسندة این رمان، در خلال صحنهها و حوادث نامرتبط بهتدریج حالت زندگی معمولی به داستانش میبخشد. دانشآموزانی که به مدرسه پانسیون آزایس میروند، از لحاظ سن و خصوصیات فردیشان با یکدیگر متفاوتاند. بعضی از آنها مظنون به پخش سکههای تقلبی هستند. ادوئار، نویسندة رمانی به همین نام (جاعلان)، متوجه میشود که اصل تصور کردن سکه تقلبی، موجب ارزشمند بودن آن میشود و تقلبی دانستن آن موجب ارزشاش. بنابراین، او نتیجه میگیرد که مسئله ارزش برای اشیاء مسئلهای کاملاً شخصی و ادراکی است و ربطی به واقعیت ندارد. بدینترتیب، جاعلان نمونهای هستند از کسانی که از طریق خودفریبی ناآگاهانه یا از طریق همشکلی ریایی آگاهانهشان با جامعه، بر شخصیت واقعی خود لباس مبدل میپوشند.
الگو یا صنعت هنری که در آن از تقابل و کنش میان چند عنصر مشخص بهصورت تأثیرگذاری استفاده میشود؛ بهویژه درمورد رقص، وقتی که حرکات و آهنگ آن در تقابل با موسیقی یا دیگر رقاصان قرار بگیرد و یا حرکت یک عضو از بدن در رقص متضاد با حرکت اعضای دیگر باشد. این اصطلاح را بعدها منتقدین ادبی به معنای نوسان در وزن شعر بهکار بردهاند.
ضربآهنگی که در آن وارونگی در وزن رخ میدهد، آنقدر که گاهیاوقات آهنگ اصلیِ صدا رنگ میبازد و از ترکیب این آهنگ اصلی با وارونگی آن، وزن پیچیدة جدیدی ظاهر میشود. این اصطلاح را نخستینبار، جرارد منلی هاپکینز بهطور اخص برای آثار جان میلتن بهکار برد. وی آوازهای جمعی موجود در «سامسون آگونیسته» (Samson Agonistes) اثر میلتون را نمونة کاملی از این نوع ضربآهنگ برمیشمرد. نیز نکINVERSION؛ SUBSTITUTION.
نمایشنامه منظوم ویلیام باتلر ییتس، که در 1892 منتشر شد و در 1899 بر روی صحنه رفت.ییتس نمایشنامه فوق را، به مانند بسیاری از دیگر نمایشنامههایش، با الهام از فرهنگ عامیانه مردم ایرلند نوشت. در طول یک دوره قحطسالی، شیطان سربازان خبیث خود را برای خریدن نفوس مردم گرسنه به ایرلند میفرستد. کتلین مومن به منظور تغذیه دهقانان، از دارایی و ثروت وسیع خود چشم میپوشد؛ بااینحال هر بار با ممانعت نیروهای خبیث روبهرو میشود؛ در نهایت، کتلین برای نجات فقرا، روح خود را فدا میکند.
رمان اونوره د بالزاک، که در 1833 با نام Le Médicin de campagne به انتشار رسید. این رمان بهعنوان بخشی از اثر ارزشمند او، «کمدی انسانی» (La Comédie humaine)، نوشته شد.دکتر بُناسی در این داستان، پزشک دلسوز و باوجدانی است که تصمیم به طبابت در روستا گرفته و علاوه بر مشکلات جسمی روستاییان، برای رفع نیازهای روحی و روانی آنان نیز تلاش میکند. مردم روستا، که زمانی در فقر بهسر میبردهاند، با کمک پزشکشان صاحب شهری سالم و در حال پیشرفت میشوند و اکنون او را به سمت شهردار برگزیدهاند. دکتر بناسی داستان تغییر و تحولاتی را که در روستا انجام داده برای ژُنستا، که در پادگانی در همان حوالی سرباز است، بازگو میکند، و بعدها اسرار زندگی گذشته خود را نیز برای او فاش میسازد. ژنستا از دکتر میخواهد تا بیماری پسرخوانده 16 سالهاش را درمان کند. در آخر، ژنستا به نشانه قدردانی بهخاطر درمان پسرش سوگند میخورد که همیشه مقیم روستا خواهد ماند و کارهای خیرخواهانه دکتر را ادامه خواهد داد.
سه رمان نوشته اِدنا اوبراین که نویسنده، زندگی دو دوست به نامهای کِیت و بابه را از دوران مدرسه و پرورش خشک کاتولیکشان در فضای روستایی ایرلند تا سرخوردگی در بزرگسالی و ازدواج ناموفقشان به تصویر میکشد. این سهگانه مشتمل بر «دختران روستا» (The Country Girls, 1960)، «دختر تنها» (The Lonely Girl, 1962) و «دختران در شادکامی ازدواج» (Girls in Their Married Bliss, 1964) است. در 1986 بود که هر سه رمان به همراه مؤخرهای در مجلدی واحد، با عنوان رمانسهگانة دختران روستا و مؤخره به چاپ رسید. این سهگانه از زنانی سخن میگوید که در محدوده جنیست خود گرفتار شدهاند و در نتیجة وابستگیای که به مردان دارند، تقریباً همه قابلیتهای آنان از بین رفته است. بهعلت محتوای جنسی مشروح در این رمانها و برخورد بیپرده آنها با نگرش زنان به جنیست، هر سه، به علاوه شش تا از آثار بعدی مؤلف، در ایرلند ممنوعالانتشار شدند.
کتابی از سارا اورن جوئت، که زندگی در روستایی خیالی در سواحل ایالت مِین را با ارائه مجموعهای از توصیفات کوتاه به نمایش میگذارد. این اثر، که در 1896 به چاپ رسیده، نمونه تحسینبرانگیزی از داستانهای با موقعیت و جلوه محلی است. این کتاب، که بهخاطر توصیف جذاب ولی غیراحساساتیاش از شهر دانِت لَندینگ و اهالی آن توجه بسیاری را به خود جلب کرد، شامل داستان زندگی تعدادی از مردم این منطقه است و از زبان مسافر تابستانی گمنامی روایت میشود که داستان زندگی شهروندان را به هم مرتبط میکند و دربرگیرنده اصطلاحات زبانی، آداب و رسوم، خلقیات و بذلهگوییهای خاص ایالت مین است. از جمله برخی از این اشخاص عبارتانداز: صاحبخانه راوی، خانه المیرا تاد که بیوهای است با قدرت درونی بالا؛ دریانوردی بازنشسته به نام کاپیتان لیتلِپیج که مخالف سبک زندگی مدرن است؛ خانم بلکت که مادر مهربان خانم تاد است؛ ویلیام، برادر خانم تاد؛ و پیرمردی تنها به نام ایلایجا تیلی که قبلاً ماهیگیر بوده است. کتاب فوق حس انزوا و روح جمعی این شهر کوچک رو به زوال را در ذهن برمیانگیزد، جایی که هدف اصلی همة اهالی یادآوری و زنده نگهداشتن مصرانه ارزشها و خاطرات گذشته است.
نمایشنامهای در سبک کمدی آداب و رسومها که ویلیام ویچرلی، نمایشنامهنویس دوره بازگشت در انگلستان، در پنج پرده نوشته و در 1675 اجرا و منتشر شد. این نمایش که فریبکاری جنسی رایج در میان اشرافزادگان عصر چارلز دوم را مورد طنز و انتقاد قرار میدهد و بهخاطر شخصیتهای پویا و کنایههای جنسی موجود در جملاتش محبوبیت یافته بود، گاهی از سوی کسانی به افترا، غیراخلاقی خوانده میشد.طرح اصلی داستان متمرکز بر کارهای زن روستایی پرشوری به نام مارجری است که شوهر حسودش، آقای پینچوایف، از ترس اینکه مبادا به او بیوفایی کند، وی را خانهنشین کرده است. پس از مدتی، روزی مارجری به همراه شوهر خود به تماشای تئاتر میرود و در آنجا آقای هورنر، هوسباز معروف شهر او را میبیند، از آن پس، هورنر برای جلب اعتماد شوهرهای شکاک، شروع به پخش شایعهای مبنی بر خواجگی خود میکند. در ادامه، مارجری نیز خیلی زود به فن فریبکاری واقف میشود و دروغ میگوید و تظاهر میکند و در نهایت، خیانت سراسر داستان را فرا میگیرد.
رمان عاشقانه آلکساندر دومایپدر، که در 45-1844 با نام فرانسوی Le Comte de Monte- Cristo انتشار یافت. قهرمان داستان ملوانی جوان به نام ادمون دانته است که بهناحق، به یاری ناپلئون تبعیدی متهم شده و بدینترتیب به حبس ابد در قلعة جزیرهای فرانسوی محکوم میشود. دانته پس از 14 سال، یک روز با قرار دادن خود در جای همزندانی مردهاش، دست به فراری متهورانه میزند؛ او را در درون کفنی میگذارند، و آن را میدوزند و به دریا میاندازند. وی که قبلاً از طریق دوست همزندانی خود از محل گنج بزرگی در جزیرة مونته کریستو با خبر شده است، خود را به آنجا میرساند و گنج را کشف و تصاحب میکند. دانته لقب کنتِ مونته کریستو را برای خود برمیگزیند و از آن پس تبدیل به شخصی قدرتمند و اسرارآمیز میشود، که عاقبت انتقام خود را از کسانی که به او ظلم کردند میگیرد.
[جمع آنcoups de theatre، فرانسوی آن coup de théâtre، در لغت به معنی حرکت ناگهانی تئاتر است] 1- تغییر هیجانانگیز و غیرمنتظره در نمایش؛ همچنین، جلوه نمایشی ناگهانی یا تغییر سیر وقایع. 2- یک تئاتر موفق، یک نمایش موفق.
(ت. 10 ژوئن 1863، لاهه، هلند- و. 16 ژوئن 1923، د استک) یکی از رماننویسان بزرگ هلندی در دورة نوزایی ادبی در دهه 1880.کوپروس دوران خردسالیاش را در مستعمره ایست ایندیزِ هلند (اندونزی کنونی) گذراند، در ایتالیا زندگی کرد و بعدها با سفر به افریقا و آسیای شرقی، گزارشهای سفرش را در چند قسمت به سبک امپرسیونیستی در روزنامه منتشر کرد. رمانهای کوپروس تنوع کمنظیری از سبک و ژانر را به نمایش میگذارند: از رئالیسم متاثر از ادبیات فرانسه در نخستین و شناختهشدهترین اثر او یعنی «الینه وِره» (Eline Vere, 1889)، که در رابطه با زندگی در لاهه آن زمان است، گرفته تا سبک خاص اواخر قرن نوزدهم او درباره قهقرای تجملاتی جامعه در آن دوره در «سرخوشی» (Extaze, 1892) و «کوه نور» (De berg van licht, 1906). وی به علوم غیرطبیعی و به نگرشهای شرقی در باب سرنوشت علاقهمند شد و درونمایه چند رمان بعدی او، بهویژه «پیران و چیزهایی که میگذرند»(Van oude menschen, de dingen, die voorbijgaan, 1906) را از این علایق جدید خود برگرفت.
[واژهای متعلق به فرانسوی میانه، برگرفته از couple به معنی جفت] دو سطر شعری (مصراع) نزدیک به یکدیگر که معمولاً هموزن، همقافیه و یا با هم حاوی مفهوم کاملی هستند. در عروض قدیم، اغلب واژه distich به جای couplet و هممعنی آن، بهکار میرفت. بیتی که معنای آن تقریباً مستقل فهمیده شود «بیت بسته» (Closed Couplet) و بیتی که معنایی وابسته دارد، «بیت باز» (Open Couplet) نام دارد. هریک از مصراعهای یک بیت بسته، میتواند بهتنهایی حاوی مفهومی واحد و بحری خودایستا باشد (به عبارتی، میتواند در خوانش خود، منتهی به وقفه بشود) و یا اینکه معنی مصراع اول منوط به معنی مصراع دوم (موقوفالمعانی نامیده میشود) باشد.بیتها بهمثابة یک واحد نگارشی، اغلب در اشعار بلند بهکار میروند؛ اما از آنجا که معنایی قوی و متناسب با عبارتهای قصار دارند، بیشتر بهمنزله شعری واحد و یا بهصورت جزئی از ساختار منظوم دیگر نوشته میشوند. ویلیام شکسپیر سوناتهای خود را با بیت به پایان میرساند. در اشعار روایی و نمایش فرانسه، وزن غالب بیتها الکساندرین مقفا (12 هجا در هر سطر شعری) است و تأثیر این وزن را در نظم آلمانی و هلندی قرنهای هفدهم و هجدهم نیز میتوان مشاهده کرد. اصطلاح couplet همچنین در نظم فرانسوی بهجای کلمه stanza (که در انگلیسی به معنای «بند» است) بهکار میرود، مثلاً «بند منظم» (square couplet) بندی هشت سطری است که هر سطر آن شامل هشت هجاست. در انگلیسی، «بیت حماسی» (heroic couplet)، که از اهمیت بالایی برخوردار است، مشتمل بر دو مصراع همقافیة پنجضربی با وزن ایامب است که معمولاً در وسط هر کدام یک سیزورا (مکث شعری) واقع میشود. بیتها را در نمایشهای دوره الیزابتی و ژاکوبی در قالب شعر بیقافیه (سپید) میریختند و برای افزایش هیجان در پایان سخنرانیای طولانی یا در طول متن تکرارشونده بهکار میبردند؛ مانند دوسطری زیر از «ریچارد دوم» (Richard II) اثر شکسپیر:Think what you will, we seize into our handsHis plate, his goods, his money, and his landsبیندیش هرگونه خواهی، میآوریم ما به دستظروف و اموالش، پول و املاکش، هر چه هست
نام مستعارِ ژرژ- ویکتور- مارسل موئانو (ت. 25 ژوئن 1858، تور، فرانسه- و. 25 ژوئن 1929، پاریس) نویسنده و نمایشنامهنویس فرانسوی که با آثار کمدی خود، به واکاوی اجتماعی استادانه زندگی اقشار متوسط و پایین در قرن نوزدهم میلادی میپردازد. کورتلین خدمت سربازیاش را انجام داد و بهکار دولتی مشغول شد و در همان حین قطعههای طنز و داستانهای کوتاهی را منتشر کرد. نمایشنامههای فکاهی او از 1891 به تئاترهای اصلی پاریس راه یافت و از 1894 به بعد بود که وی توانست همة همّ خود را متمرکز بر ادبیات کند. برخی از رمانها و داستانهای کوتاه این نویسنده «خوشحالی اسکادران» (Les Gaités de l'escadron, 1886/ بهصورت نمایشنامه، 1895)، «قطار 47 : 8» (Le Train de 8 h 47, 1888) و «دیوان سالارها» (Messieurs les ronds-de-cuir, 1893) نام دارند. وی نمایشنامههای زیادی روی صحنه برد که برای نمونه میتوان به فکاهیهای «صخره بوبو» (Boubouroche, 1893)، «آرامش در آنجا» (La Paix chez soi, 1903) و «آلسست و تغییر مذهب» (La Conversion d'Alceste, 1905) اشاره کرد. کورتلین در آثار خود، زندگی مردم آن زمان را بهصورت زنده و بهنحوی هوشمندانه به تصویر کشیده است؛ زندگی در سربازخانهها و ادارات دولتی و زندگی روزمرة طبقه متوسط جامعه. وی همه اینها را با کمال دقت و زیرکی توصیف میکنند گرچه اغلب غمی در پرده بذلهگوییهای قویاش نهفته است.
ادبیاتی که شامل کتب آداب معاشرت و آثار مشابهی در این زمینه است. اگرچه کتابهای معاشرت در اصل در مورد اصول آدابدانی نوشته میشدند، اما اثر ادبی معاشرت چیزی بسیار فراتر از راهنمای رفتاری صرف بود. هدف آن، در واقع، نهادینهسازیِ فلسفه زندگی و مجموعهای از اصول و رفتارهای اخلاقی بود که با آن بتوان زندگی کرد.نخستینبار، این نوع ادبیات در زبان ایتالیایی و آلمانی قرن سیزدهم رخ نمود. تا اواخر قرن هفدهم، بخش زیادی از آن به ادبیات آداب صحیح اجتماعی تبدیل شد و بهجای آموزش جامع فردی، ظاهری از مدنیّت بر تن افراد پوشاند.
فرانسوی آنamour courtois. مجموعهای از اصول در باب رفتار و احساسات مناسب شأن بانوان و عشاق آنها، متداول در اواخر قرون وسطا. اصول مذکور درونمایه حجم وسیعی از آثار ادبی درباری را در قرون وسطا تشکیل داد. نخستینِ این آثار، اشعار تروبادوری بود که نزدیک به اواخر قرن یازدهم در شهرهای آکیتن و پرووانس، در جنوب فرانسه، سروده میشد. عاشق درباری زنده بود تا به بانوی خویش خدمت کند. عشق این شخص همیشه نامشروع بود چرا که در آن زمان ازدواج در سطوح بالای جامعه، اکثراً بهعلل اقتصادی و یا به منظور ایجاد اتحاد بین قدرتها صورت میگرفت. چنین عاشقی در نهایت خود را بندة خدای قدرتمند عشق و پرستشگر قدیسه او مییافت. بیوفایی در اینجا گناهی نابخشودنی بهشمار میرفت.بیتردید سنت عشق درباری و گسترش مفهوم آن الهام گرفته از اووید شاعر رومی است. عشق به سبک اووید عملی حسابشده بود که تا وصال جسمانی حاصل شود، اما عاشق درباری هرچند که همان رفتار ظاهری را دارد معمولاً عشق را از دور میستاید.مفهوم عشق درباری بهسرعت در اروپا گسترش یافت و تأثیر جدی بر این گسترش، از جانب الینر آکیتنی- زن لوئی پنجم فرانسه و پس از آن زن هنری دوم انگلستان- بود که منبع الهام بهترین شعرهای برنارد وانتادور، یکی از آخرین و بهترین تروبادورسراها قرار گرفت. کرِتیَن د تروئا انگیزه نوشتن عشقنامه درباری خود یعنی «لانسلو، یا شوالیه کالسکهسوار» (Lancelot, ou Le Chevalier de la charrette) را از ماریِ شامپانیهای برگرفت. اندک زمانی بعد، آندره لو شاپلن مبانی این نوع عشق را در رسالهای سه جلدی تدوین کرد. در قرن سیزدهم، شعر بلند و تمثیلآمیز «رمان رز» (Roman de la rose) درباره عاشقی سروده شد که میان شادی و نومیدی درمانده است.طولی نکشید که مضمون عشق درباری در ادبیات سراسر اروپا نمایان شد. شاهد این مدعا را میتوان در شعرهای غنایی شاعران مینهسنگر آلمان و در حماسههای درباری آن کشور، مانند «تریستان و ایزولده» (Tristan and Isolde) اثر گوتفریتِ اشتراسبورکی جستوجو کرد. اصول ایدهآل عشقورزی درباری خیلی زود (قرن دوازدهم) در شعر ایتالیایی ظاهر شد و با سوناتهایی که پترارک برای معشوق خود لورا نوشت (قرن چهاردهم) به اوج خود رسید. بااینحال نمیتوان از نظر دور داشت که دانته قبل از پترارک عشق درباری را با دیدگاه عرفانی پیوند داده بود؛ بئاتریس، که در واقعیت معشوقة زمینی دانته بود، در «کمدی الهی» (La divina commedia) راهبر او در سفر به بهشت شد. این عشق ادبی خاص بر غالب ادبیات قرون وسطی انگلستان نیز بهنوعی تأثیر فراوان گذاشت؛ با این تفاوت که در اینجا بهمنزلة بخشی از آداب پیش از ازدواج پذیرفته و به آن نگریسته شد.
به محلهایی گفته میشود که بهصورت موقت یا دائم به اجرای نمایش اختصاص یافته باشند. چنین تئاترهایی در فضای بیرونی محصور بارها (در انگلستان) و در خانهها یا محل زندگی حیوانات (گاودانیهای اسپانیا) برگزار میشود. اصطلاح فوق، نخستینبار در آثار مربوط به اواسط قرن شانزدهم میلادی ذکر شده است. اندازه و شکل صحنه در این تئاتر متفاوت است و در اغلب آنها تماشاچیان، جایی برای نشستن نداشتهاند. نمایش را از آنجا که فضا سرباز بود همیشه بعدازظهرها اجرا میکردند و اجرای آن دائماً بهعلت هوای نامساعد متوقف میشد.
رمانی نوشته اونوره د بالزاک، که در 1846 با عنوان La Cousine Betteمنتشر شد. این رمان، که بخشی از مجموعه حماسی بالزاک یعنی «کمدی انسانی» (La Comèdie humaine) است، جزو دو شاهکار پایانی او بهحساب میآید. دخترعمو بت، که حاوی درونمایهای دال بر کینهورزیهای زنانه است، داستان زن روستایی مجرد و ناراضی به نام لیسبت فیشر را باز میگوید که حسادت و تنفرش را با نقابی از مهربانی پوشانده و سعی در تخریب خانوادة اولو دارد. اگرچه این زن تا حدودی به هدف خود میرسد، اما در نهایت اعضای خانواده میتوانند آسایش گذشته خود را از طریق درایت و با ایجاد چند رابطة کاری و وصلت خانوادگی خوشیمن باز بیابند. در پایان بت میماند که در یاس تلخ خود مریض میشود و میمیرد.
رمانی از اونوره د بالزاک، که در 1847 آن را با عنوان Le Cousin Ponsمنتشر کرد. این رمان از جمله رمانهای مجموعه «کمدی انسانی» (La Comédie humaine) بالزاک است و غالباً به همراه رمان دیگر وی یعنی «دخترعمو بِت» و در کتاب واحدی با عنوان «بستگان فقیر» (Les Parents pauvres) عرضه میشود. این اثر یکی از آخرین و برترین رمانهای بالزاک دربارة جامعة شهری فرانسه است و داستان نوازنده فقیری به نام سیلوَن پونس را نقل میکند که بهوسیلة بستگان ثروتمندش فریفته شده و مجموعه هنری و عتیقهجات باارزش خود را از دست میدهد. شخصیت پسرعمو پونس در این داستان، برخلاف شخصیت دخترعمو بت در داستان نظیرش، دست به انتقامجویی (از کسانی که تحقیرش کردند) نمیزند، مظلومانه از تحلیل رفتن سلامت خود رنج میبرد و در نهایت میمیرد. بالزاک در اینجا نشان میدهد که ای بسا ضعیفانی که در جامعهای که تنها به مادیات بها میدهند پایمال خودخواهی دیگران میشوند.
(ت. 24 ژوئن 1912، یونین هیل، نیوجرسی، ایالات متحده- و. 30 نوامبر 1990، لسآنجلس، کالیفرنیا) مقالهنویس و سردبیر امریکایی که نام او مدتها با مجله Saturday Review عجین بود.کازنز از 1934 وارد حرفه روزنامهنگاری شد و از 1942 تا 1972 سردبیری مجلة Saturday Review را بهعهده داشت؛ مقالههای او ادبیات را برای اولینبار با وقایع روز پیوند داد. وی قویاً معتقد بود که در امریکا زمینة پیشرفت منحصربهفردی وجود دارد و این را در کتاب «میراث خوب: فرصت دموکراتیک» (The Good Inheritance: The Democratic Chance, 1942) خود به قلم آورد. کازنز دربارة موضوعات متنوعی کتاب نوشت؛ زندگینامه آلبرت شوایتسر و کتاب «بشر مدرن بلااستفاده شده است» (Modern Man Is Obsolete, 1945)، که دربارة انسان در عصر اتم نوشته شده، از جمله آثار او هستند. کتاب «موشکافی یک بیماری» (Anatomy of an Illness) او در 1979 چاپ شد. این کتاب، که براساس تجربه شخصی کازنز در جدال با بیماری مرگآوری نوشته شده، از قدرت درمانگری ذهن بشر پرده برمیدارد. از نوشتههای دیگر او «گزینههای بشر» (Human Options, 1981)، «پزشک در ادبیات» (The Physician in Literature, 1982) و «آسیبشناسی قدرت» (The Pathology of Power, 1987) هستند.
(ت. 5 مارس 1911، سالوادور، برزیل) روزنامهنگار، مقالهنویس و منتقد ادبی که قویاً معتقد بود برای نقد متون ادبی، باید «خوانش دقیق» آنها صورت بگیرد. وی در معرفی نقد جدید به ادبیات برزیل نقش عمدهای ایفا کرد.علاوهبر موارد فوق، کوتینیو غالب زندگی خود را صرف تدریس ادبیات بهصورت جدی به دانشآموزان و دانشجویان سطوح مختلف کرد. وی سردبیر نسخه پرتغالیزبان Reader's Digest و نشریه ادبی Cadernos brasileiros بود. معروفترین آثار انتقادی او «فلسفه ماشادو دی آسیس» (A filosofia de Machado de Assis, 1940)، که به بررسی تأثیر پاسکال بر این ابرشهر ادبی قرن نوزدهمِ برزیل میپردازد؛ «ابعاد ادبیات باروک» (Aspectos da literatura barroca, 1951)؛ «بهسوی نقد زیباشناسانه» (Por uma critica estética, 1957)؛ «دربارة نقد ادبی و نقد جدید ادبی» (Da critica e da nova critica, 1957) و «مفهوم ادبیات برزیلی» (Conceito de literatura brasileira, 1960) نام دارند. وی همچنین مدیریت و ویراستاری دورة چهار جلدی «ادبیات در برزیل» (A literatura no Brasil, 1955-59) و «دایرةالمعارف ادبیات برزیل» (Enciclopédia, 1990) را عهدهدار بود.
شخصیت داستانی، ساخته جوزف اَدیسن. این شخصیت در نشریة پرنفوذ اَدیسن و ریچارد استیل، به نام The Spectator، در نقش نویسنده صوری مقالات و نوشتهها ظاهر میشد. ادیسن آقای راجر را نمونهای از ملاک نجیبزاده روستایی و بارونتِ وسترشر معرفی کرده بود. علاوهبراین، وی یکی از اعضای انجمن اسپکتتر بهشمار میرفت. نوشتههای منسوب به د کاورلی، تصاویر جالبی از زندگی انگلیسی قرن هجدهم ارائه میکرد که غالباً آن را بهترین ویژگی The Spectator'sمیدانستند.
نام کامل او سر نوئل پیرس کاوئرد (ت. 16 دسامبر 1899، تدینگتون، حوالی لندن، انگلستان- و. 26 مارس 1973، سنماری، جامائیکا) نمایشنامهنویس، بازیگر و آهنگساز بریتانیایی که شهرت عمدهاش از کمدیهای طنز اجتماعیِ بسیار قوی او است.کاوئرد سرخوردگی و آسیبپذیری نسل بعد از جنگ جهانی اول را بهخوبی در آثار خود نمایش میداد. علاوه بر آن از سبک احساسی و درعینحال مؤثرِ نمایشی در موزیکالهای عاشقانهاش، که رویکرد سنتی داشتند، و در نمایشنامههای حولِ میهنپرستی (و از این دست مضامین اصولی)اش بهره میجست. او در تئاتر، تقریباً همهکاره بود: تهیهکننده، کارگردان، رقاص، آوازخوان و در سینما نیز بازیگری، نویسندگی و کارگردانی میکرد. کاوئرد در 12 سالگی بهصورت حرفهای به بازیگری پرداخت. وی در خلال بازیگریاش، کمدیهای شادی چون «به عهدة خودت میگذارماش» (I' ll Leave It to You, 1920) و «اندیشة نوپا» (The Young Idea, 1923) را نوشت، اما شهرت واقعی او در کسوت نمایشنامهنویس با نوشتن «ورطه» (The Vortex, 1924) حاصل شد؛ نمایشنامهای که موفقیت چشمگیری را برای او در لندن به ارمغان آورد. «تب یونجه» (Hay Fever) اولین نمایش از کمدیهای ماندگار او بود که در 1925 در نیویورک و سال بعد از آن، در لندن به اجرا درآمد. دهه 1920 را کاوئرد با محبوبترین نمایشنامه موزیکال خود به نام «شیرینی تلخ» (Bitter Sweet, 1929) به پایان رساند.یکی دیگر از کمدیهای کلاسیک این نمایشنامهنویس، «زندگیهای خصوصی» (Private Lives, 1930) است که بارها به روی صحنه آمد و در آن، مانند «نقشهای برای زندگی» (Design For Living, 1933) محیطی پیشرفته به همراه شخصیتهایی نمایش داده میشود که اهمیت فراوانی برای حضور یا عدم حضور دیگران در اطرافشان قائلاند. نمایش فضای باز «کاروان» (Cavalcade, 1931) درباره تاریخ بریتانیا و زندگی خانوادهای انگلیسی نوشته شد که دوره جنگ بوئر تا پایان جنگ جهانی را تجربه میکنند. موفقیت دیگر کاوئرد در «امشب ساعت 30: 8» (Tonight at 8:30, 1936) رقم خورد که مجموعهای بود از چند نمایشِ تکپردهای که او و همبازی تقریباً همیشگیاش گرترود لارنس، آن را اجرا کردند. وی یکی از نمایشهای کوتاه خود به نام «زندگی آرام» (Still Life) را بازنویسی کرد و در قالب فیلمنامهای با نام «رویارویی کوتاه» (Brief Encounter, 1946) ریخت. کمدیهای «خندة حال» (Present Laughter, 1939) و «روح فارغالبال» (Blithe Spirit, 1941/ فیلم، 1945؛ نسخه موزیکال آن با نام «ارواح سرخوش»، 1964) را جزو برترینهای او میدانند.«مجموعه داستانهای کوتاه» (Collected Short Stories) کاوئرد در 1962، و چند سال بعد، منتخب آثار او با عنوان «سفر بخیر» (Bon Voyage) در 1967 انتشار یافت؛ همچنین از وی رمانی شاد به نام «تجمل و شکوه» (Pomp and Circumstance, 1960) و منظومهای با عنوان «وقت آن نرسیده، احمق» (Not Yet the Dodo, 1967) به چاپ رسید. وی در خودزندگینامهاش با عنوان «نشانه حاضر» (Present Indicative, 1937) از تولد تا 1931 را به رشته تحریر درآورد و ادامه آن را، که مربوط به دوران جنگ میشد، در «آیندة مبهم» (Future Indefinite, 1954) قلم زد؛ «گذشته مشروط» (Past Conditional) عنوان جلد سوم این خودزندگینامه بود که با مرگ وی ناتمام ماند. از جمله آهنگهای مطرح کاوئرد اینها هستند: «سگهای دیوانه و مردان انگلیسی»، «دوباره میبینمت»، «روزی مییابمت»، «بیچاره دختربچه ثروتمند»، «شیفته آن پسر» و «مهمانی شگفتانگیز».کاوئرد در 1970 به کسب مقام شوالیهگی و عنوان سر نائل شد. وی سالهای آخر عمر را اغلب در سوئیس و دریای کارائیب بهسر برد.
نام اصلی او گرِیس بِیلی (ت. 14 دسامبر 1883، بوستون، مساچوستس، ایالات متحده- و. 23 ژوئن 1950، سنتا مانیکا، کالیفرنیا) نمایشنامهنویس و بازیگر بسیار موفق امریکایی.آغاز کار بازیگری کاول با «کیتی بلرز جذاب» (Sweet Kitty Belairs) بود که در 1903 و در تئاتر مربیاش، دیوید بلَسکو، در شهر نیویورک انجام گرفت. از جمله موفقیتهای او در بازیگری، ایفای نقش ژانَن در «زمانه یاس»(Lilac Time, 1917) و دو نقش مونیِن کلر و کتلین دانگنون در «لبخند زدن» (Smilin' Through, 1919-22) بود که شمار اجرای نمایش دوم به 1170 بار رسید؛ نویسنده هر دو نمایش، اَلن لَنگدن مارتین (نام مستعاری که برای کاول و جین مورفین، که بیشترین همکاری را با او داشت، بهکار میبردند) و سازنده آنها ادالف کلوبر، شوهر کاول و منتقد نمایش در مجله New York Times بود. برخی از دیگر نمایشنامههای موفق او «سپیدهدم» (Daybreak, 1917) و «لطفاً اطلاعات بدهید» (Information Please, 1918)، با همکاری مورفین؛ «ماه حسود» (The Jealous Moon, 1928) با همکاری تیودور چارلز؛ و «خانة هروی» (Hervey House, 1935)، با همکاری رجینلد لارنس نام دارند.
(ت. 1618، لندن، انگلستان- و. 28 جولای 1667، چرتسی) شاعر و رسالهنویس انگلیسی که اشعارش ماهیتی آراسته و تخیلی داشت. او همچنین قصیدة پینداری را با نظم انگلیسی سازگار کرد. کاولی از مدرسة وست مینستر و دانشگاه کیمبریج فارغالتحصیل شد. در 1645 درباریان ملکه را همراهی کرد و تا زمان بازگشتش به انگلستان در 1656، مأموریتهای سلطنتی مختلفی را انجام داد. در 1660 به چرتسی رفت و به نوشتن مقالات جدی تعمقی روی آورد، که یادآور مونتنی بود. کاولی، بسیار از سبک مطنطن و زبان شعر خودآگاه استفاده میکرد که بهجای بیان احساسش آن را آراسته میکرد. در «معشوقه» (The Mistress, 1647, 1656) او دربارة «هوش فلسفی» جان دان اغراق کرد- قریحة خوانندگان با مقایسة ناگهانی چیزهای کاملاً مختلف تکان میخورد- بهصورتیکه قرایح بعدی آن را مهملات شعری تخیلی در نظر گرفتند.کاولی یک حماسه ناتمام به نام «دیویدیز» (Davideis, 1656) را نیز نوشت. نمایش کمدیاش به نام «گوئاردیان» (The Guardian, 1641/ بازبینی شده در 1661) مردی ضعیف و قرتی را عرضه میکند که موضوع کمدی دوران بازگشت بریتانیا شد. کاولی اغلب یک چهرة بینابین شاعران فلسفی و شعرای نوکلاسیک قرن هجدهم محسوب میشود. شاید مؤثرترین شعرش مرثیهای برایدربارة مرگ ریچارد کراشو باشد.
(ت. 24 آگوست 1898، بلسانو، ایالت پنسیلوانیا، امریکا- و. 27 مارس 1989، نیومیلفرد، ایالت کانتیکات) منتقد ادبی و تاریخنگار اجتماعی امریکایی که نویسندگان نسل بعد از جنگ جهانی اول در دهة 1920 و جانشینان آنها را بهترتیب زمان ثبت کرد. از 1929 تا 1944 با مجله The New Republicدر کسوت سردبیر ادبی با رویکردی چپگرا در موضوعات فرهنگی، همکاری داشت. او نقش مهمی در بسیاری از مبارزات سیاسی و ادبی سالهای رکود اقتصادی ایفا کرد. کاولی در دانشگاه هاروارد امریکا و نیز در دانشگاه مونپلیه فرانسه تحصیل کرد. او در پاریس به انتشار مجلات کوچک Broom, Secession کمک کرد. «برگشت تبعیدی: گزارش عقاید» (Exil's Return: A Narrative of Ideas, 1934/ در ویرایش دوم 1951 با عنوان «برگشت تبعیدی: ادیسة ادبی دهة 1920») تاریخ ادبی و اجتماعی مهم نویسندگان تبعیدی امریکایی در آن دوره است. کاولی شهرت ادبی ویلیام فاکنر را با ویرایش گلچین آثار او به نام «فاکنر جیبی» (The Portable Faulkner, 1946) احیا کرد. از جمله دیگر آثار کاولی «اوضاع ادبی» (The Literary Situation, 1954)، که بررسی نقش نویسندة امریکایی در جامعه بود، و مجموعههای نقد و تفسیر «یاد ما کن» (Think Back on Us, 1967) و «خانة پرپنجره» (A Many- Windowed House, 1970) است. نامههایی که او با فاکنر رد و بدل کرده در 1966 در مجموعة «بایگانی فاکنر- کاولی: نامهها و خاطرات، 1944- 1962» (The Faulkner- Cowley File: Letters and Memories, 1944-1962) چاپ شده است. از جمله کتابهای زیادی که او ویرایش کرده «سنت فرهنگی نویسندگان امریکایی از 1910» (After the Genteel Tradition: American Writers Since 1910, 1937/ چاپ مجدد 1964) و «کتابهایی که افکار ما را تغییر داد» (Books That Changed Our Minds, 1939) هستند. «و من در پیشة نویسنده کار کردم» (And I Worked at the Writer's Trade, 1976) کتابی است که کاولی در آن تاریخ ادبی و زندگینامة شخصی را با هم ترکیب کرده است.
(ت. 26 نوامبر 1731، گریت برکمپستد، ایالت هرتفردشر، انگلستان- و. 25 آوریل 1800، ایست درم، ایالت نورفک) یکی از پرخوانندهترین شاعران انگلیسی روزگارش، که شاخصترین اثرش مثل آنچه در «تکلیف» (The Task) یا شعر غنایی کوتاه و خوشآهنگ «درختان سپیدار» (The Poplar Trees) دیده میشود، صراحت لهجه جدیدی را برای شعر طبیعت قرن هجدهم به همراه آورد.کوپر پسر کشیش کلیسای انگلیکان بود و در مدرسة وست مینستر لندن، حقوق خواند. در 1754 به مقام وکالت رسید و در طول این دوره، نشان دادن علائم تزتزل ذهنی را، که در تمام زندگیاش وی را کلافه کرده بود، آغاز کرد. پدرش در 1756 فوت کرد و اندکی ثروت و ارث از خود بهجای گذاشت. خانوادة کوپر از نفوذش در بهدست آوردن دو مقام اجرایی برای او در خانة لردها استفاده کرد که امتحانی رسمی را در پی داشت. این فکر آنقدر او را مضطرب کرد که دست به خودکشی زد و هجده ماه در بیمارستان بستری شد، درحالیکه تردیدها و ترسهای مذهبی او را آزار میداد. با وجود این، مذهب، آرامش دورة نقاهت کوپر را فراهم کرد؛ بهاینترتیب که کشیش مورلی آنوین، مسکنی اجارهای در هانتینگتون فراهم کرد و کوپر با همسرش مری و خانوادة کوچکش این ایام را در آنجا سپری کردند. در 1767، مورلی آنوین در یک حادثة رانندگی کشته شد و خانوادهاش با کوپر، منزلی را در اُلنی در باکینگمشر گرفتند. معاون کشیش آنجا، جان نیوتن، با کوپر در سرودن کتاب اشعار مذهبی او، که سرانجام با عنوان «سرودهای مذهبی اُلنی»(Olney Hymns, 1779) منتشر شد، همکاری کرد. در 1773، خیالات ازدواج با ماری آنوین بهسبب عود جنون کوپر به پایان رسید. او پس از یک سال دوباره سلامتیاش را بهدست آورد و در این دوره، شش هجویه اخلاقی با عنوان «رشد خطا» (The Progress of Error) و شعرهای «گفتوگو» (Conversation) و «بازنشستگی» (Retirement) را پدید آورد. سرود «سفر جان گیلپین» (The Journey of John Gilpin) پس از انتشار در 1783، در سراسر لندن خوانده میشد. شعر بلند و پرمطلب تکلیف، که با هدف «توصیه برای آرامش و فراغ روستایی» سروده شد، با انتشار در 1758 یک موفقیت زودهنگام بود. کوپر ترجمة آثار هومر را شروع کرد، اما سلامتیاش زیر فشار جسمی و روحی آسیب دید و گاهگاه دورههای بیماری روانی داشت. در 1795 با مری آنوین برای زندگی در نورفک نقل مکان کرد. وقتی در دسامبر 1796 مری فوت کرد، کوپر غرق در ناامیدی شد و هرگز آن بیرون نیامد. رابرت ساوتی از 1835 تا 1837 نوشتههای کوپر را ویرایش کرد. کوپر یکی از بهترین نامهنگاران انگلستان محسوب میشود و بعضی از سرودههای مذهبیاش مثل «خدا در راه اسرارآمیز حرکت میکند» (God Moves in a Mysterious Way) و «با خدا نزدیکتر قدم بزن» (Oh! For a Closer Walk with God) بخشی از میراث عامیانه پروتستان انگلستان شدهاند. «نامه و نگارشهای منثور» (The Letters and Prose Writing) او در دو جلد در 80-1979 منتشر شده است.
جانور اصلی مربوط به زمان جانوران قبل از پیدایش انسان در اسطورهها و فولکلور سرخپوستان امریکای شمالی، ساکن ایالت دشتهای مرکزی، ایالت کالیفرنیا و ایالات جنوب غرب. در حوزه وسیع قصههای شفاهی، این موجود را در جایگاه خالق، قهرمان فرهنگی، عاشق، جادوگر و نیرنگباز قرار دادهاند. در اعتقادات قبایل ایالات غربی، اصولاً آفریننده (نیروی خلاقة مستقل) و یا کسی بود که تصمیمهای سرنوشتساز میگرفت، اما سرخپوستان دشتهای مرکزی غالباً او را قهرمانی فرهنگی میدانستند که از ملزومات بشری چون آتش و روشنایی روز محافظت میکرد یا منشأ هنرهای انسانی بود.هرچند تقریباً همه این سرخپوستان، کایوت را صاحب نیروی تغییر اشیا و پدیدهها میدانستند، اما با وجود این، خصوصیات منفی خاصی را نیز به شخصیت او نسبت میدادند. در قصههای فکاهی، او را بهصورت موجودی نیرنگباز معرفی میکردند که علیرغم زرنگیاش، همیشه بودند کسانی که از طمع و مکر خودش بهره گیرند و مغلوبش کنند.در عقاید سرخپوستان شرق قارة امریکای شمالی، همتای کایوت خرگوش بزرگ (یا رئیس خرگوش) بود که از ماجراهای آن، بهصورت منبعی برای تکمیل قصههای برادر خرگوش (از داستانهای عامیانة سیاهان جنوب امریکا) استفاده شد.
(ت. 19 آگوست 1903، شیکاگو، ایلینویز، ایالات متحده- و. 9 آگوست 1978، استیوئرت، فلوریدا) رماننویس امریکایی که داستانهایش را در رابطه با زندگی قشر متوسط جامعه امریکا مینوشت.کازنز کودکیاش را در جزیرة استیتنِ ایالت نیویورک گذراند، از مدرسة کنت (در ایالت کنِتیکت) فارغالتحصیل شد و پس از آن، در دانشگاه هاروارد به تحصیل پرداخت. به مدت یک سال در کشور کوبا مشغول تدریس شد و در همان موقع مطالب مورد نیازش را برای نوشتن رمانهای کوتاه «کابین اصلی» (Cockpit, 1928) و «پسر مکافات» (The Son of Perdition, 1929) گرد آورد. در 1931، با رمان کوتاه «کشتی سن پدرو» (S.S. San Pedro) توجه منتقدین را به خود جلب کرد. بعد از آن رمانهایی با پیچیدگی فزاینده نوشت که شخصیتهایش افراد حرفهای بودند. «آخرین آدم» (The Last Adam, 1933)، که قهرمان اصلی آن یک پزشک است؛ «مردان و رفقا» (Men and Brethren, 1936)، که زندگی کشیشِ اپیسکوپالی را به تصویر میکشد؛ دو رمان «حق و ناحق» (The Just and the Unjust, 1942) و «مسحور عشق» (By Love Possessed, 1957)، که دربارة وکیلها است؛ و «گروه تشریفات» (Guard of Honor, 1948)، که در ارتباط با افسران و کادر نیروی هوایی بود. «فردا از من بپرسید» (Ask Me Tomorrow, 1940) یک رمان خودزندگینامهای و «بچهها و دیگران» (Children and Others, 1964) یک مجموعة داستان کوتاه است.در آثار کازنز نوعی دیدگاه محافظهکارانة سیاسی- اجتماعی جریان دارد. وی در 1924 موفق به دریافت جایزه پولیتزر برای داستان گروه تشریفات شد و در 1960 مدال هاوئلز را برای بزرگترین و محبوبترین اثرش مسحور عشق از فرهنگستان هنر و ادبیات امریکا دریافت کرد. سبک و قالب داستانهای بعدی وی به پیچیدگی گرایید.
(ت. 24 دسامبر 1754، آلدبرا، سافک، انگلستان- و. 3 فوریه 1832، تروبریج، ویلتشر) نویسنده انگلیسی که داستانهای منظوم او بهخاطر جزئیات واقعگرایانهای که از زندگانی روزمرة مردم بهدست میداد، در ذهنها جای گرفت. او را آخرین شاعر اوگاستسی قلمداد میکنند؛ چرا که در بهکارگیری ادبیات قهرمانی، از سبک جان درایدن، الگزاندر پوپ و سمیوئل جانسون پیروی میکرد. کرب کودکیاش را در روستای ساحلی و بدون امکانات آلدبرا پشت سر گذاشت. در 1780 عازم لندن شد و در آنجا توانست با شعر «دهکده» (The Village, 1783) خودش را در مقام شاعری توانا مطرح کند. شعر فوق، که بهمنزلة اعتراضی به شعر بیش از حد احساسی و خیالبرانگیز (به زعم کرب) آلیور گولدسمیت با نام «روستای متروک» (Deserted Village, 1770) نوشته شد، تلاش موفقیتآمیزی بود برای افشای بدبختی و تباهی ناشی از فقر روستا. دومین اثر کرب «روزنامه» (The Newspaper, 1785) بود که بعد از آن تا 22 سال چیزی از وی به چاپ نرسید. وی در 1807 اشعار پیشین خود را به همراه «آمار دهکده» (The Parish Register) منتشر کرد که در این شعر جدید زندگی جامعهای روستایی را با دادن اطلاعات ثبتی مرگ و میر و ازدواج آنها، دلسوزانه به تصویر میکشد. از دیگر داستانهای این نظمسرا «شهرک» (The Borough, 1810)، «داستانهای منظوم» (Tales in Verse, 1812) و داستانهای تالار (Tales of the Hall, 1918) است.
رسالة اف. اسکات فیتسجرالد، که در چند قسمت متوالی در مجلة Esquire در 1936 و پس از مرگ او در کتابی به نام «فتور: با مقالات گردآوری نشده، یادداشتها و نامههای چاپنشده» (The Crack-Up: With Other Uncollected Pieces Note-Books, and Unpublished Letters, 1945) منتشر شد. با خواندن این مقالة اعترافگون میتوان به تحلیل رفتنِ تدریجی سلامت روحی و جسمی نویسنده را در میانة دهة 1930 دریافت.
نام مستعارِ مری نوئای مرفری (ت. 24 ژانویه 1850، حوالی مرفریزبرو، تنِسی، ایالات متحده- و. 31 ژوئن 1922، مرفریزبرو) نویسنده امریکایی که در داستانهای کوتاهش به توصیف زندگی اهالی کوهستانهای تنسی میپرداخت. وی را در حکم یک رنگپرداز محلی برمیشمارند؛ یعنی کسی که دربارة جوانب و ویژگیهای یک ناحیه و ساکنان آن نویسندگی میکند.وی داستانهای خود را در دو نشریةAppleton's Journal و The Atlantic Monthly با نام دوم چارلز اگبرت کردوک به چاپ رساند و تا زمان انتشار مجلد اول داستانهای کوتاهش، «در کوههای تنسی» (In The Tennessee Mountains, 1884) هویت او پنهان ماند. غالب داستانهای کوتاه او وصف زندگی محدود و خشن کوهنشینانی است که از قافله تمدن مدرن عقب افتادهاند.
نوعی بازی با کلمات که در آن، یکی از طرفین مصراع یا کلمهای میگوید و طرف مقابل پاسخی همقافیه با آن میدهد. واژه crambo صورتی از واژه قدیمیتر crambe است و ظاهراً اشاره به عبارت مثلی لاتین crambe repetita به معنی تکرار بیمعنی؛ با ترجمه تحتاللفظی گلکلم ترشی شده دارد. قس BOUTS-RIMÉS.
نام کامل او هرولد هارت کرین (ت. 21 جولای 1899، گرتسویل، ایالت اهایو، امریکا- و. 27 آوریل 1932، دریای کارائیب) شاعر امریکایی که غنای زندگی را در اشعار تغزلی دارای جلوههای دیداری زیاد مورد ستایش قرار داد. مشهورترین اثر او، «پل» (The Bridge, 1930)، اقدامی برای آفرینش اسطورة حماسی از تجربة امریکایی بود. این اثر بهمثابه یک حماسة منسجم چندان موفق نبود، اما بسیاری از تکشعرهای موجود در آن را بهترین اشعار قرن بیستم دانستهاند.کرین در مشاغل متعددی در نیویورک و کلیولند کار کرد و بهتدریج اشعارش در مجلات ادبی چاپ شدند تا عاقبت در 1923 در نیویورک مقیم شد. اولین کتابش «ساختمانهای سفید» (White Buildings, 1926) بود. شعر بلند «ازدواج فائوستوس و هلن» (For the Marriage of Faustus and Helen) در این مجموعه قرار داشت که جوابی بود به آنچه بدبینی فرهنگی در «سرزمین بایر» (The Waste Land) اثر تی. اس. الیوت محسوب میکرد. پل در 1930 انتشار یافت. او در این اثر تا حدی از پل بروکلین الهام گرفته بود که نمایانگر قدرت خلاق انسان در اتصال حال و گذشته بود. این شعر شامل 15 بخش است که با ساختاری مشابه سمفونی به هم پیوسته است. مؤسسه گوگنهایم به کرین بورسیهای را اعطا کرد و او به مکزیکوسیتی رفت. آنجا «برج شکسته» (The Broken Tower, 1932) را سرود. افسرده از فشارهای روحی زندگی، در راه برگشت به امریکا، از کشتی خود را به دریای کارائیب پرت کرد و غرق شد. «مجموعه اشعار» (Collected Poems) کرین در 1933 انتشار یافت و در 1966، «کلیات اشعار و گزیدة نامهها و نثر» (The Complete Poems and Selected Letters and Prose) او منتشر شد، که برخی از نوشتههای پراکندة پیشین او را دربر داشت.
نام کامل او رانِلد سلمن کرین (ت. 5 ژانویه 1886، تیکامسی، میشیگان، ایالات متحده- و. 12 ژوئن 1967، شیکاگو، ایلینویز) منتقد ادبی امریکا و چهرة شاخص مکتب نوارسطویی شیکاگو. کتاب بلندپایة او به نام «زبان نقد و ساختار شعر» (The Languages of Criticism and the Structure of Poetry, 1953) مبانی نظری مکتب نوارسطویی را تشکیل میداد. با اینکه کرین بهصورت علنی مخالف نقد جدید بود، اما به تکثرگرایی، با رویکرد بها دادن به مکاتب مختلف و حتی متباین کنار هم، اعتقاد داشت.وی در دانشگاه میشیگان و دانشگاه پنسیلوانیا تحصیل کرد و پس از آن، مدرس دانشگاه نورتوسترن در شهر اونستون ایلینویز و دانشگاه شیکاگو شد. از تألیفات او، علاوه بر انتشار مقالات متعددی در نشریات، ویرایش کتاب تأثیرگذار «منتقدان و نقد: دیروز و امروز» (Critics and Criticism: Ancient and Modern, 1952) بود. بیشتر نوشتههایش در «اندیشه علوم انسانی و چند مقاله انتقادی و تاریخی» (The Idea of the Humanities and Other Essays Critical and Historical, 1967) و «اصول انتقادی و تاریخی در تاریخ ادبیات» (Critical and Historical Principles of Literary History, 1971) گردآوری شدند. نیز نکCHICAGO CRITICS.
(ت. اول نوامبر 1871، نیوئرک، ایالت نیوجرسی، ایالات متحده- و. 5 ژوئن 1900، بادنوایلر، ایالت بادن، آلمان) نویسندة امریکایی که اولین رمانش نقطة عطفی در پرورش رئالیسم ادبی بود. او بعدها به نویسندهای ماهر در نگارش داستان کوتاه تبدیل شد.کرین، قبل از نقل مکان به نیویورک، فقط یکسال از کالج را گذرانده بود. در آنجا اولین کتابش را به نام «مگی، دختر خیابانی» (Maggie: A Girl of the Streets, 1893) نوشت. این کتاب مطالعة کاملاً واقعی و دلسوزانة دختری از یک محلة فقیرنشین بود که به خودفروشی و بعد خودکشی میرسد. در آن زمان، موضوع این داستان تکاندهنده بود و کرین آن را با اسم مستعار و با هزینة شخصی چاپ کرد. او در کسوت یک روزنامهنگار آزاد ناشناس و فقیر مبارزه میکرد، تا اینکه با هملین گارلند و منتقد مطرح ویلیام دین هاوئلز آشنا شد. در 1895، انتشار «نشان سرخ دلیری» (The Red Badge of Courage)، که بررسی امپرسیونیستی و ماهرانة وضع یک سرباز جوان بود، و اولین کتاب شعرش با نام «سواران سیاه» (The Black Riders) برای او شهرت بینالمللی به همراه آورد. کرین به یونان و سپس در کسوت خبرنگار جنگی به کوبا سفر کرد. اولین اقدامش در 1897، گزارشی دربارة شورش کوبا بود که با یک فاجعه تمام شد. کشتیای که با آن سفر میکرد غرق شد و کرین غرقشدن کشتی را گزارش کرد. سرانجام، با یک قایق بادی به همراه ناخدا، آشپز و گریسکار تا ساحل پارو زدند. نتیجة این حادثه، نگارش یکی از برجستهترین داستانهای کوتاه جهان شد: «کشتی باز» (The Open Boat).او سپس برای تهیة گزارش جنگ یونان و ترکیه، برای مجلة Journal نیویورک به یونان سفر کرد و بعد برای گزارش جنگ امریکا- اسپانیا به کوبا رفت؛ یک بار برایWorld نیویورک و سپس برای Journal پس از آن، در ساسکس انگلستان اقامت کرد. از عواقب مالاریایی که در کوبا گرفته بود، حالش وخیمتر شد و بالاخره از بیماری سل فوت کرد.استادی کرین در داستان کوتاه قابل توجه بود. او از تجربیات جوانیاش از زندگی در شهری کوچک در داستانهای «هیولا و داستانهای دیگر» (The Monster and Other Stories, 1899) و «داستانهای ویلومویل» (Whilomville Stories, 1900)؛ از تجربیات بوئری در «مادر جرج» (George's Mother, 1896)؛ از تجربیات یک سفری زودهنگام به جنوب غرب و مکزیکو در «هتل آبی» (The Blue Hotel) و «عروس به آسمان زرد میآید» (The Bride Comes to Yellow Sky)؛ دو بار از تجربههایش از جنگ داخلی در «لشکر کوچک» (The Little Regiment, 1896)؛ و از تجربیاتش در کسوت خبرنگار جنگی در کشتی باز و «آسیبها در باران» (Wounds in the Rain, 1900) استفاده کرد. آخرین اشعارش در یک مجلد به نام «جنگ، خوب است» (War Is Kind, 1899) گردآوری شده است.
شخصیت داستانی، معلم درازقد و بدقیافهای که قهرمان اصلی داستان کوتاه«افسانه درة خواب» (The Legend Of Sleepy Hollow) اثر واشینگتن اروینگ است. او شخصی کاملاً فقیر است که خیلی دوست دارد پیشرفت کند و در جهت رسیدن به این هدف، سعی میکند از طریق آموختههایش تحسین دخترانی از خانوادههای متمول را برانگیزد. با همة اینها، ایکاباد کرین آدمی تأثیرپذیر است که در نهایت اعتقادش به روح و پدیدههای فراطبیعی دیگر، مایة شکست او میشود.
رمانی از الیزابت کِلِگهورن گَسکل، که ابتدا از 1851 تا 1853، در چند قسمت در مجلة Household Words متعلق به چارلز دیکنز، و پس از آن در 1853 بهصورت کتاب منتشر شد.رمان فوق که نویسندهاش آن را براساس موطن خود (کرنفورد) نوشته، تصویری کمدی از زندگی و فرهنگ این روستا در سالهای 1830 انگلستان ارائه میدهد. راوی داستان (زن جوانی که گهگاه به روستا سر میزند) جزئیات ماجراهای کوچک دو خواهر میانسال را شرح میدهد که ثروت پیشین خود را از دست داده و نهایت تلاش خود را معطوف به رعایت آداب و نزاکت، و حفظ وجهة اجتماعی و مهربانی کردهاند. گسکل با لحنی دوستانه، که هرگز احساساتی نمیشود، از رسوم قدیمی و طبقهبندی اجتماعی پیچیده روستا و فقر فاخر ساکنان آن سخن میراند. این رمان خیلی زود به یکی از دوستداشتنیترین آثار گسکل تبدیل شد.
(ت.حدود 1613، لندن، انگلستان- و. 21 آگوست 1649، لورتو، [ایتالیا]) شاعر انگلیسی که بهسبب سرایش اشعار مذهبی با آرایشهای سبکی پرشور و ظرافت چشمگیر مشهور است.او، که پسر یک کشیش پیوریتان بود، از کیمبریج فارغالتحصیل شد. در 1634، «کتاب قطعات مقدس» (Epigrammatum Sacrorum Liber)، را که مجموعهای از اشعار ایتالیایی دربارة موضوعات کتاب مقدس بود، منتشر کرد. در 1644 به فرانسه رفت و از پیروان کلیسای کاتولیک رم شد. سپس به رم رفت؛ جایی که عاقبت بهعنوان کشیش کلیسای جامع سانتا کاسا در لورتو منصوب شد. کرشو اولین ویرایش «پلههای معبد: اشعار مقدس، با دیگر خوشیهای الهههای هنر» (Steps to the Temple: Sacred Poems, with Other Delights of the Muses) را در 1646 منتشر کرد. اشعار مذهبی انگلیسیاش با عنوان «سرود برای پروردگارمان» (Carmen Deo Nostro, 1652) در پاریس دوباره انتشار یافت که شامل بعضی از زیباترین اشعار اوست که به آنها شعر «قلب سوزان» (The Flaming Heart) که دربارة سنت ترسای آویلا است، ضمیمه شده است.
جمع آنcrases[واژه یونانی آن krāsis، معنای تحتاللفظی آن مخلوط کردن، درهم آمیختن] در یونانی باستان، اختصاری دو مصوت (ساده و مرکب) را میگفتند که یکی در انتهای یک واژه و دیگری در ابتدای واژه بعد قرار دارد؛ مانند kán که برآیند عبارت دو واژهánوkaìیا houmós برآیند ho emós است. این فرایند بهویژه در اشعار تغزلی و کمدیهای باستان رایج بوده است. گاهیاوقات، منظور اختصارِ درونکلمهای نیز است؛ که برای مثال در زبان یونانی، nīl از nihil مشتق میشود.
شخصیتهای داستان «سرود کریسمس» (A Chrismas Carol) اثر چارلز دیکنز که خانوادهای مستمند، سختکوش و خونگرم را تشکیل میدهند. اعضای این خانواده عبارتانداز: باب کرچیت، زن او و شش فرزندشان به نامهای: مارتا، بِلیندا، پیتر، یک پسر و یک دختر که نامشان ذکر نمیشود و تیم کوچولوی معلول اما همیشه شادمان.
(شکوفایی حدود 449 تا حدود 424 ق.م، آتن) بازیگر و نویسنده نمایشنامههای کمدی، کسی که بنیادگذار کمدی تمام و کمال یونانی قلمداد شده است. برطبق کتاب «فن شعر» (Poetics) ارسطو، کریتیز کمدی سنتی دشنام را رها کرد و داستانهای کلیتر و عمومیتر و طبیعت غیرفردی را با پیرنگهای منجسمتر مطرح کرد. گفته میشود در نشان دادن دائمالخمر روی صحنه اولین بوده است. او قبل از اینکه به نمایشنامهنویسی بپردازد در نمایشهای کراتینوس، نویسنده مشهور کمدی قدیم آتن، بازی میکرد.
اهل مالوس، کریتز اهل پرگاموم نیز نامیده میشود (شکوفایی اوایل قرن دوم ق.م) فیلسوف رواقی اهل مالوس در سیلیسیا که اساساً نحوی شناخته میشود. اثر مهم وی تفسیر و شرح هومر بود. کریتیز رهبر مکتب ادبی و رئیس کتابخانه پرگاموم بود. وی بهعنوان نماینده اصلی نظریه تمثیلگونه تفسیر، بر این عقیده بود که هومر قصد داشته حقایق عملی یا فلسفی را در قالب شعر بیان کند. حدود 170 ق.م او در سمت سفیر ائومنس دوم، پادشاه پرگاموم، به رم رفت؛ سخنرانیهایی که وی در آنجا ایراد کرد اولین تمایل به مطالعه و بررسی دستور زبان و نقد را در میان مردم رم ایجاد کرد.
(و.حدود 420 ق.م) شاعر یونانی، که در دوران باستان او را به همراه ائوپولیس و آریستوفانس، یکی از سه نویسنده بزرگ کمدی قدیم جدی و هجو آتن میدانند.فقط حدود 460 قسمت از 27 نمایش معروف کراتینوس موجود است؛ اولین نمایش، کمی بعد از 450 ق.م نوشته شد. به نظر میرسد کمدیهای وی مانند کمدیهای آریستوفانس، آمیزهای از اسطورهشناسی هجو شده و کنایههایی در عنوان نمایشنامه بوده است. پریکلس، جنگسالار آتنی، هدف همیشگی بود. در «بطری» (Putine)، که در رقابت با «ابرها» (Clouds) اثر آریستوفانس جایزه اولِ آثار نمایشی آتن در 423 برنده شد، کراتینوس از مشروبخوری خودش بهشیوهای طنزآمیز بهره گرفت (سال قبل در «شهسواران» (Knights) اثر آریستوفانس آن را به طنز در آورده بود).
نام مستعار ژوزه گ. وترینیا (ت. 28 می 1922، لورنسو مارکیش، افریقای شرقی پرتغالی- و. 6 فوریه 2003 [اکنون ماپوتو، موزامبیک]) روزنامهنگار، داستاننویس و شاعر موزامبیکی.کراویرینیا طی جنگهای استعماری، حامی پرشور گروه ضدپرتغالی فرلیمو بود و در 1966 زندانی شد. او در موزامبیک طلایهدار شعر نگریتو د (سیاهپوستان) بود؛ شعری که به بررسی و مطالعه آداب و سنن گذشته افریقا و تأکید قاطع و مجدد ارزشهای افریقایی تکیه میکرد.شعر «شهر سیاه» (Grito Negro) وی فریاد اعتراض علیه استعمارگرایی است که حسی از اوزان و ضربآهنگهای افریقایی را با اصوات خیشومی زبان پرتغالی در هم میآمیزد. آثار ادبی کراویرینیا در جنگهای گوناگون و در مجموعههایی نظیر «چیگوبو» (Chigubo, 1964)، «سرود مذهبی تقدیم به خدای کاترین» (Cantico a un dio di Catrane, 1966)، «روزی روزگاری» (Karingana ua karingana, 1974)، «سلول یک» (Cela I, 1980) و «ماریا» (Maria, 1988) چاپ شد. او همچنین برای نشریات گوناگون مطالبی نوشت.
نام کامل او فرانسیس ماریون کروفرد (ت. 2 آگوست 1854، بانیی دلوکا، قلمرو دوک بزرگِ توسکانی [ایتالیا]- و. 9 آوریل 1909، سورّنتو، ایتالیا) رماننویس ایتالیایی- امریکایی که بهخاطر روشنی شخصیتپردازیها و زمینة داستانهایش مورد توجه قرار گرفته است. کروفرد در جوانی در ایتالیا و امریکا زندگی کرد. پس از آن زندگی در ایتالیا را انتخاب کرد، اما شهروند امریکا باقی ماند. اقامت در هند «آقای اسحاق» (Mr. Isaacs, 1882) را الهام بخشید که قصه تاجر الماسی است که فروش الماس منحصربهفردی از طرف وی موجب اعتراض بریتانیا میشود. این رمان نشاندهنده آغاز حرفه داستاننویسی کروفرد بود. زمینة بهترین آثارش در ایتالیای محبوبش است. آثارش شامل «ساراسینکا» (Saracinesca, 1887)، «سنت ایلاریو» (Sant' Ilario, 1889) و «دون اُرسینو» (Don Orsino, 1892) میشود که بخشی از مجموعهای درباره تأثیر تحول اجتماعی در اواخر دهه 1800 بر روی خانوادههای ایتالیایی است.
(ت. 25 دسامبر 1850، دابلین، ایرلند- و. 12 فوریه 1887، ترانتو، آنتریو، کانادا) شاعر مهم قرن نوزدهم کانادا. او بهطور خاص برای توصیفهای روشنش از مناظر کانادا مورد توجه قرار گرفته است.کروفرد دختر پزشکی بود که در 1858 به کانادا مهاجرت کرده بود. او بیشتر دوران نوجوانی و جوانیاش را در منطقة دریاچههای کاوارتای آنتریو گذراند. از 1875 تا زمان مرگش، او و مادرش در تورنتو زندگی میکردند. وی با فروش داستانها و اشعارش به روزنامهها و مجلات، بهسختی زندگی میکرد. تنها کتابی که در حیاتش (با هزینه خودش) چاپ شد، «عبور ارواح قدیمی، کیتی ملکم و اشعار دیگر» (Old Spookses' Pass, Malcolm's Katie and Other Poems, 1884) بود. مجموعه دیگری از اشعار وی در 1905 چاپ و در 1972 تجدید چاپ شد. اثر کروفرد در دهه 1970 مجدداً مورد توجه قرار گرفت. در میان آثاری که از آن زمان چاپ شدهاند «داستانهای برگزیدة ایزابلا والنسی کروفرد» (Selected Stories of Isabella Valancy Crawford, 1975)، «قصههای پریان ایزابلا والنسی کروفرد» (Fairy Tales of Isabella Valancy Crawford, 1977)، «هیو و آیون» (Hugh and Ion, 1977/ یک شعر روایی ناتمام)، «پسران هلتون» (The Halton Boys, 1979) و «کیتی ملکم: یک داستانی عشقی» (Malcolm's Katie: A Love Story, 1987) هستند.
شخصیت داستانی. قهرمان سرزندة «چشمانش خدا را نگاه میکردند» (Their Eyes Were Watching God) اثر زورا نیل هرستون. داستان جینی جستوجوی وی برای یافتن هویت در چند خیابان محدودی است که در دهههای 1920 و 1930 بر روی زنان سیاهپوست باز هستند. او سرانجام با سومین شوهرش، که سرانجام غمانگیزی دارد، به کامیابی میرسد.
[اسپانیایی، مشتق از creaciónبه معنی آفرینش] جنبش ادبی تجربی کوتاهی که حدود 1916 در پاریس بهوسیلة شاعر اهل شیلی، ویسنته اوئیدوورو بهوجود آمد. برای پیروان کریاسیونیزمو، وظیفه شاعر بیشتر خلق دنیایی مستقل، بسیار شخصی و خیالی است تا توصیف عالم طبیعت. شاعران خلاقیتگرا با بیباکی تصویرها و استعارهها را کنار یکدیگر میگذاشتند و اغلب واژههای بدیع بهکار میبرند و مکرر کلمات را بهطور غیرمتعارف و غیرمنطقی ترکیب میکردند. این جنبش تأثیر زیادی بر نسل پیشرو شاعران در فرانسه، اسپانیا و امریکای لاتین بهخصوص شعرای اسپانیایی خراردو دییگو و خوان لارّآ در طول دورة آنی بعد از جنگ جهانی اول گذاشت.
رمانی از جیمز برانچ کبل، که در 1917 چاپ و در 1920 تصحیح و اصلاح شد. این رمان شانزدهمین کتاب از سری 18 جلدی «آثار جیمز برانچ کبل» (The Works of James Branch Cabell, 1927-30) است که همچنین به نام «زندگینامة حیات منیوئل»(The Biogrphy of the Life of Manuel) نیز معروف است. این رمان کمدی آمیزهای از رئالیسم معاصر و رمانس تاریخی است.
creation myth \krē-'ā- shən\ or cosmgonic myth \'käz-mə'gän-ik\
روایتی نمادین از آغاز دنیا آنطور که از دید جامعه یا سنت خاصی درک میشود. بسیاری از این مراسم را میتوان به نمایش در آوردن اسطوره خلقت در نظر گرفت. علاوهبراین، حالتهای بیان فرهنگی در یک جامعه، الگوی خود و معانی آنها را در اسطوره خلقت مییابند. برخی از این حالتها عبارتانداز: حرکات بدن، رقص آیینی و تصویرهای هنرهای کلامی و بصری. اسطورههای تکوینشناسی مهم شامل اسطورههایی هستند که خدای خالق متعال را تصویر میکند، دستهای که پیدایش جهان را در مراحل گوناگون توسعه توصیف میکند، و اسطورههایی که دنیا را بهمثابة ثمره و فرزند والدین آغازین درنظر میگیرند.
چینی آن چوانگزائو شه. انجمن ادبی چینی که در 1921 توسط ژانگ زیپینگ، گوئو مورو و شماری از نویسندگان چینی دیگر، که در ژاپن تحصیل میکردند، بنیان گذاشته شد. این گروه ابتدا از نظریه «هنر برای هنر» حمایت میکرد. آثار تولیدشده بهوسیلة اعضای آن بهخصوص گوئو، تیان هان و یو دافو تحت تأثیر رمانتیسم غرب و فوقالعاده فردی و شخصی بودند. با وجود این، گوئو، چهره مهم این گروه، در 1924 به مارکسیسم روی آورد. در نتیجه انجمن آفرینش به اولین انجمن ادبی مارکسیست چین تبدیل شد و شروع به حمایت از ادبیات کارگری کرد. نیز نکLITERARY RESEARCH ASSOCIATION.
معروف به کربیون پسر (ت. 14 فوریه 1707، پاریس، فرانسه- و. 12 آوریل 1777، پاریس) رماننویس فرانسوی که آثارش دیدگاهی شاد، بیقیدوبند و طنزآمیز از جامعه سطح بالای قرن هجدهم فرانسه ارائه میدهد.کربیون، که پسرِ نمایشنامهنویس مشهور- پروسپر ژولیو دُ کربیون- بود، سراسر عمرش را بهاستثنای دو دوره، که بهخاطر کنایههای هزلآمیز در رمانهایش، بهصورت تبعید در شهرستان گذراند، در پاریس زندگی کرد. معروفترین این رمانها «کفگیر» (L'Écumoire, 1735)، «قلب و روح خود» (Les Égarements du coeur et de l'esprit, 1736)و «سوفا، حکایتی اخلاقی» (Le Sopha, conte moral, 1742)هستند. کربیون همچنین در 1729 یکی از بنیانگذاران انجمن کاوو (Société du Caveau) بود، کافهای که او و دوستانش آنجا غذا میخوردند. کربیون در آنجا در جایگاه بذلهگو و قصهگو به شهرت رسید.
معروف به کربیون پدر (ت. 13 ژانویه 1674، دیژون، فرانسه- و. 17 ژوئن 1762 پاریس) نمایشنامهنویس با مهارت و خلاقیت فرانسوی که او را در زمان خودش رقیب ولتر میدانستند.شاهکار کربیون یعنی تراژدی «رادامیست و زنوبی» (Rhadamiste et Zénobie/ اجرا شده در 1711) دورهای از ناکامی را به دنبال داشت و او در 1721 از زندگی ادبی کناره گرفت. بااینحال در 1726 با «پیرهوس» (Pyrrhus)، که اثری موفق بود، به زندگی ادبی بازگشت و بیست سال دیگر به نوشتن ادامه داد. وی در 1731 برای عضویت در آکادمی فرانسه برگزیده شد. تراژدیهای کربّیون، پیرو الگوی سنکا، تراژدینویس رمی، بودند و مانند آنها به ملودرام شباهت داشتند. او در ایجاد دلهره تبحر داشت: براساس مقدمهاش بر«اتره و تیست» (Atrée et Thyeste, 1707)، او قصد داشت که بیننده را از طریق وحشت، به دلسوزی و شفقت برساند.
(ت. 21 می 1926، آرلینگتون، مساچوستس، امریکا) شاعر و بنیانگذار گروه شاعران بلک ماونتن (Black Mountain Poets)، گروه آزادی که طی دهة 1910 با کالج بلک ماونتین در کالیفرنیای شمالی همکاری میکردند.او به دانشگاه هاروارد رفت و یکسال را در برمه و هند گذراند و سپس در مزرعهای در نیوهمپشر زندگی کرد. او ابتدا شروع به نشر اشعارش در مجلات کوچک کرد. در اوایل دهة 1950 در اروپا زندگی کرد و در مایورکای اسپانیا نشر دایورز پرس را تأسیس کرد. در 1955، پس از فارغالتحصیل شدن از کالج بلک ماونتین به کادر آموزشی آنجا پیوست. در سه سال اول، سردبیر Black Mountain Review شد. این مجله اشعار کریلی و آثار اعضای دانشکده و دیگر شاعران را چاپ میکرد. در اثری به نام «برای عشق» (For Love,1962)، کریلی تبحرش را بر تکنیکهای شعری نشان داد. به دنبال آن، دیگر کتابهای شعرش را، که برجستهترین آنها «قطعات» (Pieces, 1968) است، خلق کرد. کریلی در چندین دانشگاه از جمله دانشگاه ایالتی نیویورک در بوفالو، شعر تدریس کرد. «اشعار برگزیده» (Selected Poems)وی در 1976 چاپ شد. مجموعههای بعدی وی شامل «زمانی دیگر» (Later, 1979)، «مجموعة اشعار رابرت کریلی، 1975-1945» (The Collected Poems of Robert Creeley, 1945-1975,1982)، «باغ خاطرهها» (Memory Gardens, 1986) و «پنجرهها» (Windows, 1990) هستند.
بالادی از رابرت سرویس، که در 1907 در کانادا در اثر «آوازهای اولین مهاجر» (Songs of a Sourdough/ عنوان امریکایی آن «تلفظ یوکان و دیگر شعرها» (The Spell of the Yukon, and Other Verses)) چاپ شد. به محض اینکه چاپ شد، با استقبال عمومی روبهرو شد. این قصة عامیانه مبالغهآمیز دربارة دو معدنچی معدن طلای یوکان است که در سال اول انتشار 15 بار تجدید چاپ شد. در این بالاد، که حوادث آن در مناطق دورافتاده بسیار سرد کانادای شمال غربی رخ میدهد، سم مگی بعد از اینکه از قصهگو میخواهد که بدنش را بهجای دفن کردن بسوزاند، میمیرد؛ قصهگو بعد از قرار دادن جسد در کوره مشتعل، آخرین نگاه را به آتش میاندازد و میشنود که مگی او را ترغیب میکند در را، قبل از اینکه حرارت خارج شود، ببندد. این بالاد بهخاطر قافیههای درونی، اوزان پرتوان و مؤثر و طنز ترسناک، قطعهای محبوب برای زمزمه کردن، باقی مانده است.
لقب کلود- ژوزف- اُولیویه کرمازی (ت. 16 آوریل 1827، کبک، [کانادا]- و. 16 ژانویه 1879، لوآور، فرانسه) شاعر و پدر شعر فرانسوی- کانادایی، مشخصة آثارش عشق وطنپرستانه به کانادا و منظرههای آن است. کرمازی در 1860 در بنیاد گذاشتن اولین مدرسه ادبی کبک، کمک کرد و در 1861 انتشار مجله Les Soirées canadiennes را برای حفظ و نگهداری فرهنگ عامیانه کانادای فرانسوی شروع کرد. او از 1854 اشعارش را در Journal de Québec منتشر کرد.او در 1862 کانادا را به قصد فرانسه ترک کرد؛ جایی که زندگیاش را در فقر بسیار با نام مستعار ژول فونتن گذراند. در این دوران، شعر بدبینانهای به نام «گردش سه مرده» (Promenade des troismorts)، که ناتمام باقی ماند، و خاطرات «محاصره پاریس» (Siêge de Paris)، که مشاهدات عینی او از محاصرة 1870 است، را نوشت. معروفترین اشعار میهنپرستانهاش «سرباز پیر کانادایی» (Le Vieux Soldat canadien, 1855) و «پرچم کاریون» (Le Drapeau de Carillon, 1858) است که در اولی، کشتی دریانوردی فرانسوی را که از کبک دیدن میکرد، ستوده است و دومی سرود ملی کانادا شد. «آثار کامل» (Oeuvres Complétes) در 1882 منتشر شد.
[ایتالیایی، مشتق از crepuscolare سپیدهدم، بعد از poeti crepuscolari یا i crepuscolari، به معنی اعضای گروه، معنای تحتاللفظی آن شاعران سپیدهدم] نهضت شاعران ایتالیایی اوایل قرن بیستم که آثار آنان با یأس و سرخوردگی، حسرت گذشته، علاقه به چیزهای ساده و سبکی بیواسطه و بدون پیرایه مشخص شده است. مانند فوتوریسم (آیندهگرایی)، که یکی از جنبشهای معاصر است، کرپوسکولاریزمو تأثیر انحطاط اروپایی را منعکس میساخت و عکسالعملی در مقابل زبان متکلف و تزیینی گابریل دانّونتسیو بود. این نهضت، در انفعال و بیتفاوتیاش، با نهضت خشن و ستیزهجوی فوتوریسم فرق میکند، اما هر دو نهضت همین روحیة ناامیدی و حزن را بیان میکردند و تعدادی از این گروه، بعداً فوتوریست شدند. جوزپّه بورجسة منتقد، در اصل 1910، این نهضت را «شعر کرپوسکولا» نامیده است. او در شعر آنها سپیدهدم روز دانّونتسیو را دید. شاعران رسمی، که با آن همکاری میکردند، عبارتانداز: گوئیدو گونزانو، فائوستو ماریا مارتینی، سرجو کوراتسینی، مارینو مورتّی و آلدو پالاتِسسکی که دو نویسندة آخر، نویسندگانی مطرح در حوزه داستان شدند. اگرچه این نهضت در دهة دوم قرن بیستم از بین رفت، اما در بازگشت شعر ایتالیایی به زبان ساده، و موضوعات ساده تأثیر مهمی داشت.
چینی آن شینیوشه. انجمن ادبی چینی که طی دهه 1920 اثرگذار بود. این گروه از شاعران چینی، که شعبهای از انجمن آفرینش پیشین بود، را شو ژیمو، تحصیلکردة انگلیس، و وِن ییدو، تحصیلکردة امریکا، رهبری میکردند که هر دو، قالبهای نویی براساس الگوهای غربی خلق کردند.
CriseydeیاCriseideنیز نامیده میشود. در اساطیر یونان، دختر کلکِس پیشگو و اهل تروا که به یونان پناهنده شد و عاشق ترویلوس بود. نیز نکTROILUS AND CRESSIDA.
[یونانی آن krētikós از krētikós (صفت) به معنی اهل کِرِت] در علم عروض، رکن سههجایی مبتنی بر بیتِ کمّی یک هجای کوتاه بین دو هجای بلند (-U-) یا در بیت مؤکدِ هجای بدون تکیه بین دو هجای تکیهدار (′U′) است. نمونة آن کلمة twenty-two است. عکس این وزن آمفیبراک است.
(ت. 1 می 1731، آنجالا، فنلاند سوئدی- و. 30 اکتبر 1785، استکهلم، سوئد) شاعر سوئدی که شعر ظریف و زیبای وی، روحیة حاکم روکوکو و فلسفة اپیکوری زمان خودش را بیان میکرد.آثار ادبی کمی از کرویتس منتشر شد و او اساساً بهسبب دو شعر- اولین شعرش با نام «آواز تابستان» (Sommar-qväde, 1756) و شعر تا حدی اروتیک «دافنه» (Daphne, 1762)- و بهسبب داستان روستاییاش با نام «آتیس اوچ کامیلا» (Atis och Camilla, 1762) در یادها مانده است. کرویتس بعد از فوت هَدویک شارلوتا نوردنفلیشت، شاعر معروفی که با او همکاری نزدیکی داشت، در 1763، اثر درخور توجهی منتشر نکرد.
سن ژان دو کِرِوْکُر یا (بهخصوص در امریکا) جِی. هکتور سنت جان نیز نامیده میشود (ت. 31 ژانویه 1735، کان، فرانسه- و. 12 نوامبر 1813، سارسل) نویسنده و طبیعتگرا فرانسوی- امریکایی که آثارش تصویری تمام و کمال از زندگی در امریکا بهدست میدهد.کروکر بعد از تحصیل در مدارس ژزوئیتها (یسوعیها) و گذراندن 4 سال بهعنوان افسر و نقشهکش در کانادا، در 1759 تصمیم گرفت در امریکا بماند. او در منطقة دریاچههای بزرگ گشت، در 1765 در نیویورک اوراق شهروندی گرفت، در آرنج کاونتی کشاورز شد و در 1769 ازدواج کرد. کروکر از هر دو جناح درگیر در انقلاب امریکا صدمه دید. او قبل از سفر دریایی به اروپا در 1780، همراه یکی از پسرهایش ماهها در زندان ارتش انگلیس در نیویورکسیتی رنج برد و زندگی سختی را گذراند. او در لندن 12 مقاله را با عنوان«نامههایی از یک کشاورز امریکایی» (Letters from an American Farmer, 1782) به چاپ رساند.ظرف مدت دو سال این کتاب، که دارای نثری جذاب، خوشبینانه و مناسب زمان بود، به چندین چاپ رسید. او مدت سه سال کنسول فرانسه در ایالات امریکا شد. کروکر قبل از قبول مسئولیتهای کنسولی در 1784، به دوازده مقاله اول، هم مطالبی اضافه کرد، هم آن را با نام Letters d'un cultivateur américain (1784) در دو جلد ترجمه کرد. کروکر هنگامیکه به امریکا بازگشت، دریافت خانهاش در آتشسوزی از بین رفته، همسرش فوت کرده و افرادی غریبه در بوستون سرپرست فرزندانش هستند. او دوباره به فرزندانش پیوست و سرویسی پستی بین امریکا و فرانسه ایجاد کرد. طی یک مرخصی دو ساله در اروپا، چاپ دوّم نامهها را در 3 جلد به فرانسه (1790) منتشر کرد. مأموریتش در کنسولگری فرانسه در 1790 لغو شد و در امریکا کتاب دیگری به نام «سفر به پنسیلوانیای علیا و نیویورک» (Voyage dans la haute Pennsylvanie et dans l'État de New york, 1801) در سه جلد نوشت. او تا زمان مرگش در فرانسه و آلمان زندگی آرامی داشت.کروکر مدتی از پرخوانندهترین مفسّرین در مورد امریکا بهشمار میآمد و شهرت وی در دهة 1920 بیشتر شد. در این زمان مجموعهای از مقالات انگلیسی منتشرنشدة وی در اتاقی زیرشیروانی در فرانسه پیدا شد. این مقالات با عنوان «شمای کلی از امریکای قرن هجدهم یا نامههای دیگری از کشاورزان امریکایی» (Sketches of Eighteenth Century America, or More Letters from an American Farmer, 1925) منتشر شد.
نام کامل او کمبل (ت. 20 فوریه 1933، فیلادلفیا، پنسیلوانیا، امریکا) منتقد ادبی امریکایی که بهسبب استفادهاش از اصول تحلیل روانی مشهور است.کروز به دانشگاههای ییل و پرینستون رفت و از 1958 در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی تدریس کرد. او ابتدا در محافل دانشگاهی با کتاب بحثانگیز نقد خود به نام «گناهان پدران: موضوعات روانشناسی هوتورن» (The Sins of the Fathers: Hawthorne's Psychological Themes, 1966) مورد توجه قرار گرفت. او در این کتاب ادعا کرد که کار ناتنیئل هوتورن، ارزش کمی دارد مگر اینکه با تحلیل فرویدی تفسیر شود. شاید کروز بهسبب نگارش تقلید طنزآمیزش از نقد ادبی به نام «مسئله بغرنج: پروندة یک دانشآموز سال اول دبیرستان» (The Pooh Perplex: A Freshman Casebook, 1963)، که نقیضههایی از مقالات علمی را دربر دارد، مشهورترین باشد. کروز در «خارج از سیستم: روانکاوی، ایدئولوژی و روش انتقادی» (Out of My System: Psychoanalysis, Ideology and Critical Method, 1975) دفاعی شوخطبعانه از روش روانکاوانه ارائه کرد درحالیکه به عیبهای آن اقرار میکرد. کروز همچنین چند اثر از جمله «فرهنگ رندوم هاوس» (The Random House Handbook, 1974/ چاپ ششم، 1992)، که کتابی در مورد بلاغت و گرامر است، را ویرایش کرد. او همچنین دو اثر به نامهای «دلمشغولیهای تکثانیه» (Skeptical Ehgagements, 1986) و «منتقدین آن را حذف میکنند: داستان امریکایی و فرهنگستان» (The Critics Bear It Away: American Fiction and the Academy, 1992) نوشت.
[در انگلیسی به زبان صنفی به معنای به قلاب انداختن] در ادبیات، کلیدی برای فهم اثر ادبی، بهخصوص توضیح اثر که سطر به سطر یا صفحه به صفحه در پی متن میآید. قس EXPLICATION DE TEXTE.
شخصیت داستانی در کتاب «زنان عاشق» (Women in Love) نوشته دی. اچ. لارنس، معدنداری موفق که بهلحاظ روابط عاطفی ویرانگر است. رابطة عشقی بدفرجام کرایچ با گودران برنگون در مقایسه با رابطة عمیق و ثمربخش روپرت بیرکین و اورسلا برنگون در تضاد است. کرایچ بیروحِ سلطهجو تصویر میشود و مرگ او را احاطه کرده است. وی در 30 سالگی، معدن پدرش را به ارث میبرد و شروع به مدرن ساختن آن، با مدلی پرسود و کارا میکند. هرچند که دوستیاش با بیرکین و رابطهاش با گودران، ناکام میماند. در پایان، او ناامید در برف، گم میشود و میمیرد.
(ت. آگوست 1560، الیوک هاوس، دامفریس، اسکاتلند- و. جولای 1582، مانتوآ، مانتوآ [ایتالیا]) سخنران، زبانشناس، اهل بحث، اهل ادب و محققی که معمولاً کرایتن «قابل تحسین» نامیده میشود. بعضی او را الگوی آدم با فرهنگ و محترم اسکاتلندی میدانند.کرایتن پس از فارغالتحصیل شدن از دانشگاه سنت اندروز، به پاریس رفت؛ بهنظر میرسد آنجا خودش را در کالج ناوار از بقیه متمایز کرده است. اولین فعالیت شناختهشدة او در اروپا، سخنرانی جولای 1579 در قصر دوکنشین در جنووا بود. سال بعد، او خود را به چاپچی ونیزی آلدوس مانیوتیوس یانگر معرفی کرد که از طریق وی با اومانیستهای مهم محلی آشنا شد.کرایتن در 1581 در پادوا در دو بحث بر شهرت خود میافزاید و مانیوتیوس بهسبب موفقیتهای او در تقدیرنامهاش در کتاب «پارادوکسا» (Paradoxa, 1581) نوشتة سیسرو از او یاد میکند. سال بعد کرایتن به خدمت دوک مانتوا درآمد، امّا بعد به تحریک و احتمالاً به دست پرنس جوان، وینچنتسو گونزاگا، که در اثر حسادت تحریک شده بود، کشته شد.علیرغم کسب موفقیت در زندگی کوتاهش، تصویری که سر تامس اورکوهارت در کتاب «کشف بینقصترین و زیباترین جواهر» (The Discovery of a Most Exquisite Jewel, 1962) از کرایتن ارائه داده، احتمالاً اغراق شده باشد. نامههای منتشر شده، اینگونه القا میکند که بدهکاری مستمر یکی از ضعفهای متعدد کرایتن بود. واژة «قابل ستایش» اولینبار برای او در 1603 در «قهرمان اسکاتلندی» (Heroes Scotici) اثر جان جانستون استفاده شد؛ این بهسبب دانش او در فلسفه، حافظه، مهارتش در زبانشناسی و استعداد و توانایی او در مناظره بود.
(نام کامل آن جیرجیرک روی شومینه: قصه پریان خانه)، قصهای کوتاه که چارلز دیکنز آن را بهمنزله کتاب کریسمس در 1845 نوشت، اما در 1846 چاپ شد.جیرجیرک این داستان نقش فشارسنجی را دارد که نشانگر کیفیت زندگی در خانة جان پیریبینگل و همسر بسیار جوانترش، دات، است. وقتی همهچیز خوب پیش میرود، جیرجیرک روی شومینه جیرجیر میکند؛ وقتی غم و غصه هست، جیرجیرک ساکت است. تکلتون، پیرمرد حسود، فکر جان را در مورد دات خراب میکند، اما جیرجیرک از طریق قدرتهای مافوق طبیعیاش اطمینان جان را حفظ میکند و همهچیز بهخوبی و خوشی پایان میپذیرد.
رمان فیودور داستایفسکی، که در 1866 با نام Prestupleniye i nakazaniyeچاپ شد. این رمان، که اولین شاهکار داستایفسکی است، تحلیل روانشناسانة دانشجوی فقیری به نام راسکولنیکوف است که نظریهاش مبنی بر توجیه اعمال شرورانه با اهداف انساندوستانه، او را به کشتن فردی گروبردار از سنپترزبورگ سوق میدهد. این عمل احساس گناه کابوسداری را در راسکولنیکوف ایجاد میکند.داستانپردازی مهیج و لحن گیرا و جالب، تحولات و تغییرات احساسات راسکولنیکوف را دنبال میکند و درگیری و کشمکش وی را با وجدانش و احساس وحشت فزایندة وی را، همانطور که در خیابانهای گرم و شلوغ شهر پرسه میزند، شرح میدهد. راسکولنیکوف در زندان این معنا را میپذیرد که نمیتوان با برنامة منطقی و معقول زندگی به شادی رسید بلکه باید از طریق رنج بردن، آن را بهدست آورد. رتبه و منزلت رمان بهعنوان یک شاهکار، اساساً نتیجة شور و حرارت حکایت و توصیف تکاندهندة روند بهبود روح بیمار یک انسان است.
زیرمجموعة ژانر رمان کارآگاهی که در آن، داستان بر محور محیط و روانشناسی مجرم متمرکز است. نویسندگان برجستة این ژانر جان وینرایت، کالین واتسون، نیکلاس فریلینگ، روت رندل، جسیکا مَن، میکی اسپیلین و پاتریشیا هایسمیت هستند. رمانهای جنایی با داستانهای مبتنی بر روشهای پلیسی متفاوتاند؛ زیرا مورد اخیر از دید کارآگاه جنایی نوشته میشود.
نمایشی در سه پرده اثر بت هنلی، که در 1979 اجرا و در 1982 چاپ شد. این نمایش در 1981 برندة جایزة پولیتزر شد.این نمایش، که در شهری کوچک در میسیسیپی رخ میدهد، زندگی سه خواهر با رفتارهای خاص را بررسی میکند که در خانة جوانترین آنها دور هم جمع شدهاند. در جریان داستان، خواهرها کینههای قدیمیشان را بروز میدهند، از هم انتقاد میکنند، گذشتة خانوادهشان را بهیاد میآورند و تلاش میکنند خودکشی مادرشان را در سالهای قبل درک کنند.
، [اسپانیایی، مشتق از criollo به معنی شخص بومی در کشورهای قاره امریکا] در ادبیات و هنرهای امریکای لاتین توجه بسیار زیاد به صحنهها و تیپهای بومی، بهویژه توجه بسیار زیاد به چنین موضوعاتی در قالب ملیگرایی. ادبیات گاچو آرژانتین شکلی از کریوییزمو بود. نویسندگان مرتبط با این نهضت ادبی توماس کارّاسکیا، روفینو بلانکو فومبونا، بنیتو لینچ و ریکاردو گوئیرالدس بودند.
صیغة جمع آن crisesیا crisises [یونانی آن krísis به معنی تصمیم، اتفاق، نقطه عطف] لحظة سرنوشتساز در جریان نمایش یا دیگر آثار مخیل. قسRESOLUTION ؛ CLIMAX.
(نام کامل آن کرایسِس: گزارشی از نژادهای تیره) ماهنامهای که انجمن ملی پیشرفت جمعیت رنگینپوست (NAACP) آن را منتشر میکرد. این مجله در 1910 تأسیس شد و 24 سال اول بهوسیلة دبلیو. ایی. بی. دوبویس سردبیری میشد. تا پایان دهه اول، تیراژ ماهانه مجله به 100.000 نسخه رسید. در صفحات آن، دوبویس تحول افکارش را از تأکید قبلی و امیدبخش وی بر عدالت نژادی به دعوت ناامیدانه به جداییطلبی سیاهان نشان داد.The Crisisابزار مهمی برای نویسندگان جوان سیاهپوست دوره نوزایی هارلم، بهخصوص از 1916 تا 1926، زمانی که جسی ردموند فوست سردبیر ادبی آن بود، بهشمار میرفت. از میان نویسندگانی که او یافت یا تشویق کرد میتوان به شاعرانی همچون آرنا بونتان، لنگستون هیدز و کانتی کالن و جین تومِرِ شاعرـ رماننویس اشاره کرد. بعد از جدا شدن فوست، The Crisis قادر به حفظ استانداردهای عالی ادبی خود نبود.
مجلة ادبی انگلیسی، که در اصل از 1922 تا 1939 بهعنوان فصلنامه منتشر میشد. تی. اس. الیوت بنیانگذار این مجله بود که شعر «زمین بیحاصل»اش (The Waste Land) در اولین شماره آن به چاپ رسید.برای مدت کوتاهی، مجله با عناوین The Criterion، The New Criterion و The Monthly Criterion منتشر شد، اما از سپتامبر 1928 تا ژانویه 1939، زمانی که نشر آن متوقف شد، به نام اصلی و اولیهاش و به برنامة انتشار بهصورت فصلنامه بازگشت.The Criterion، که از دید بعضی منتقدین منعکسکنندة گرایشات فاشیستی بود، شعر، داستان کوتاه، رساله و نقد و بررسی منتشر میکرد. در بین همکاران آن، دبلیو. ایچ. اُدن، ازرا پاوند و استیون اسپندر بودند. آثار نویسندگان اروپایی، نظیر مارسل پروست و ژان کوکتو، نخستینبار در The Criterion منتشر شدند.
[لاتین آن، criticus، از واژة یونانی kritikós، از kritikós (صفت) به معنی بصیر و نکتهسنج، نقاد، مشتق از kritós، صفت فعلی krínein، به معنی تشخیص و تمیز دادن، قضاوت کردن] کسی که رأی و نظری منطقی و مستدل در مورد موضوعی بهخصوص، متضمن قضاوت در مورد ارزش، حقیقت، درستکاری، زیبایی یا تکنیک اظهار میکند. همچنین کسی که اغلب بهطور حرفهای، درگیر تحلیل، ارزشیابی یا ارزیابی آثار هنری میشود. نیز نکCRITICISM.
(نام کامل آن منتقد یا تمرین یک تراژدی) نمایش سُخریه اثر ریچارد برینزلی شریدان در سه پرده که در 1779 اجرا و در 1781 منتشر شد.منتقد، که هزلی جذاب در مورد قواعد صحنة نمایش است، همیشه بهنظر میرسید مفرحتر و خندهدارتر از مدلش یعنی «تمرین» (The Rehearsal, 1671) اثر جرج ویلیرز باشد. این نمایش داستان زندگی پاف، ادیبی با وجهه عمومی، است که ملودرام تاریخی مضحکی نوشته است که بدترین ویژگیهای نمایشهای منظوم متداول و رایج را شامل احساسات پرنخوت، پیرنگهای ریخته و پرداخته شده و صحنههای جنون بیمعنی تصویر کرده است. منتقدین این عنوان شامل شاعر یاوهگوی پرمدعا، سر فرتفول پلاگیاری و منتقدین ملالغتی و بداندیش، اسنیر و دنگل هستند.
بررسی و توصیف نظاممند کتابها بهعنوان موضوعات عینی.رشته کتابشناسی انتقادی بیشتر از رهگذر مطالعة کتب چاپی قدیمی (کتابهای چاپ شده در 50 سال اول اختراع چاپ، یعنی قبل از 1501) بسط یافت. اولین کتابهای چاپ شده سبکهای فردی آنها را با ویژگیهایی نظیر حروف بهکار برده شده، حروفچینی و صفحهآرایی صفحات نشان میدهد. اینها برای استنباط شیوة خاص کتابها در تولید کل چاپخانه و بنابراین تاریخهای تقریبی آنها استفاده شده است. برای کتابهای فاقد مُهر چاپخانه، اینها همان انواع سبک بودند که اغلب برای نسبت دادن یک کتاب به چاپخانهای خاص موجود بود.دو مورد از مهمترین مطالعات در توسعه کتابشناسی انتقادی «حیات و فن چاپ ویلیام کاکستون» (The Life and Typography of William Caxton, 1861-1863) اثر ویلیام بلیدز است که در آن از جزئیات چاپ برای مرتب کردن انتشارات اولین چاپخانه انگلستان بهترتیب زمان و بررسی ویژة هنری بردشو از کتابهای چاپ شدة قرن پانزدهم در هلند استفاده شده است.رابرت پراکتور روش بردشو را بسیار زیاد بهکار برده است. بردشو کتب چاپی قدیمی را در کتابخانه موزه بریتانیا (در حال حاضر بخشی از کتابخانة بریتانیا) و کتابخانة بادلیئن در آکسفورد برای مناطق و شهرهای مبدأ و چاپخانههای خاص مقرر کرد. پراکتر با دقت تمام ویژگیهای یک کتاب را مثل کاغذ، حروف، صفحهبندی، تزئین، دوختن، صحافی، یادداشتهای دستنویس و نشانههای مالکیت مورد بررسی قرار داد و با انتشار توصیفاتش از این کتابها، قاطعانه این روش مطالعه و بررسی را ایجاد کرد که بعدها نویسندگان انگلیسی قرن شانزدهم و هفدهم، آن را در کتابها بهکار بردند. در یکی از اولین نمونههای این روش در عمل، مسئله تفوق میان نسخة 1609 از «ترویلیوس و کرسیدا» (Troilus and Cressida) اثر ویلیام شکسپیر حل شد.
1- هنر ارزشیابی یا تحلیل آثار هنری یا ادبیات. نک نقد ادبی. 2- مطالعه و بررسی علمی اسناد ادبی (نظیر انجیل) در ارزیابی اطلاعاتی نظیر منشاء، متن، ساختار یا تاریخچه.
[واژهای فرانسوی] عمل نقد و انتقاد کردن، بهخصوص بررسی موشکافانه و نقادانه یا ارزیابی موضوع یا موقعیت و شرایط (یک اثر هنری یا ادبی) با دیدگاهی برای تعیین ویژگیها و نقاط ضعف یا سازگاریش با استانداردها.
لقب دیوید کراکت (ت. 17 آگوست 1786، تنسی شرقی، امریکا- و. 6 مارس 1836، سنآنتونیو، تگزاس) مرزنشین و سیاستمدار امریکایی که چهرهای افسانهای شد. تصویر وی بهعنوان قانونگذار خشن و روستایی، تصویری مردمی از وی در طی زندگیاش ثبت کرد، و بعد از مرگش نیز همچنان ادامه داشت.کراکت تحصیلات رسمی نداشت. او در جوانی، با جنگیدن در جنگ کریک از 1813 تا 1814 برای خود نامی کسب کرد. او در 1821 برای قانونگذاری تنسی انتخاب شده و با سخنرانیهای مبارزاتی مملو از قصهها و استعارههای ساده، محبوبیت بهدست آورد. به دنبال دور دوم قانونگذاری در 1823، وی در 1827، 1829 و 1833، در مجلس نمایندگان امریکا رأی آورد. او سپس به تگزاس رفت و به نیروهای امریکایی پیوست و به همراه افراد دیگری در الامو کشته شد.برخلاف تصویرش بهعنوان آدمی عجیبوغریب و درعینحال شکارچی زیرک خرس و مرزنشین درگیر با سرخپوستها، کراکت فعالیتهای تجاری زیادی داشت و سخنرانیهایش را به انگلیسی متداول ایراد میکرد. مجموعهای از سالنامههای کراکت، که از 1835 تا 1856 منتشر شد، از وی شخصیتی افسانهای مشابه حماسههای عامیانه دنیای قدیم خلق کرد. کتاب «روایت» (Narrative)وی یک زندگینامه خودنگاشت است که با همکاری تامس چیلتون در 1834 نوشته شد و سبک جدیدی از نوشتار شامخ را در ادبیات امریکایی مطرح کرد.
(ت. 24 سپتامبر 1859، لیتل دوچره، نزدیک نیوگلووِی، کرکوبریشر، اسکاتلند- و. 16 آوریل 1914، تاراسکون، نزدیک آوینیون، فرانسه) رماننویس اسکاتلندی و رهبر نویسندگان مکتب کِیلیارد که زندگی روستایی اسکاتلندی را به شیوهای احساسی توصیف میکردند. کراکت بعد از فارغالتحصیلشدن از دانشگاه ادینبرا و تحصیل برای خدمت مذهبی در نیوکالیِ ادینبرا، کشیش شد. پس از موفقیت رمانهایش «کشیش استیکیت» (The Stickit Minister, 1893) و «کلاه آفتابگیر بنفش روشن» (The Lilac Sunbonnet, 1894)، او فعالیتهای مذهبی را برای نوشتن رها نمود؛ این کار وی در پی اقبال عمومی به رمانهایی با لهجه اسکاتلندی بود که جیمز ام. بری پایهگذار آن بود. کراکت بیش از 40 کتاب، که عمدة آنها رمان بودند، منتشر کرد.
(ت. ژوئن 1879، دابلین، ایرلند- و. 11 آوریل 1957، ورتینگ، ساسکس، انگلستان) نویسندة ایرلندی داستانهای پلیسی با محبوبیت جهانی که پیرنگهای منسجم و توجه دقیق و موشکافانهاش به جزئیات، استانداردها و معیارهای جدیدی را در طرح داستانهای پلیسی بهوجود آورد.کرافتس در بلفاست تحصیل کرد. وی از 1899 تا 1929 مهندس راهآهن در ایرلند شمالی بود. طی یک دورة نقاهت طولانی، او اولین رمانش به نام «بشکه» (The Cask, 1920) را نوشت. این رمان، که اثری کلاسیک در ژانر پلیسی کلاسیک محسوب میشود، به دنبال بیش از 30 رمان پلیسی نوشته شد که در بیشتر آنها بازرس فرنچ از اسکاتلندیارد، بهعنوان شخصیت اصلی، ایفای نقش میکند.
(ت. 20 دسامبر 1780، گالوی، ایرلند- و. 10 آگوست 1857، همپتون، میدلسکس، انگلستان) سیاستمدار و نویسندة انگلیسی که از او بهسبب اصول خشکش در پیروی از حزب محافظهکار یاد میشود.بعد از فارغالتحصیل شدن از کالج ترینیتیِ دابلین و تحصیل حقوق در انستیتوی لینکُلن در لندن، در 1802 به عضویت کانون وکلای ایرلند پذیرفته شد. وی در 1807 وارد مجلس شد و از 1810 تا 1830 کارمند عالیرتبة فرماندهی نیروی دریایی، طی سلطة طولانی حزب محافظهکار بود. کروکر با قدرت با لایحه اصلاحات 1832 مخالفت کرد و زمانیکه از مجلس گذشت، از مجلس کناره گرفت (اگرچه پس از آن، وی به ارتباطهای نزدیک و صمیمیاش با رهبران حزب محافظهکار ادامه داد). تقریباً از این دوره، دشمنی و خصومت طولانی مدت میان کروکر و لرد مکولی، مدافع اصلی لایحة اصلاحات و حزب ویگ، شروع شد.کروکر از 1831 تا 1854 یکی از نویسندگان مهم مجله The Quarterly Review بود که در حدود 270 مقاله در زمینههای مختلف در آن منتشر کرد. گرایشات ادبی وی عمدتاً گرایشات قرن هجدهم بود که این امر، از نقد جدی وی از «اندیمیون» (Endymion) اثر کیتز، و «اشعار» (Poems, 1832) اثر آلفرد لرد تنیسُن و دو جلد اول «تاریخ انگلستان» (History of England, 1849) اثر مکولی دیده میشود. او نامههای جمعآوری شده یا خاطرات چهرههای گوناگون قرن هجدهم را ویرایش کرده است.
(ت. 15 ژانویه 1798، کورک، ایرلند- و. 8 آگوست 1854، لندن، انگلستان) عتیقهشناس ایرلندی که مجموعههای آواز و افسانههایش منبعی را برای نویسندگان نوزایی ادبی ایرلند بهوجود آورد.کروکر به آن صورت تحصیل رسمی نداشت، اما بسیار مطالعه میکرد. او طی گشتوگذارهایش در ایرلند جنوبی از 1812 تا 1816، افسانهها، آوازهای عامیانه و نوحهها (مرثیه برای مردهها) را جمعآوری کرد. او تعدادی از آنها را برای تامس مور شاعر فرستاد که در «ملودیهای ایرلندی» (Irish Melodies) خود را مدیون کروکر دانسته و از او قدردانی کرده است. این مجموعه، اساس «افسانههای پریان و آداب و رسوم جنوب ایرلند» (Fairy Legends and Traditions of the South of Ireland, 1825-28) را میسازد که برادران گریم آن را به آلمانی ترجمه کردهاند. کروکر بعد از 1818 در انگلستان زندگی کرد و تا 1850 در کسوت دفتردار در فرماندهی نیروی دریایی کار کرد. از جمله آثار بعدی او میتوان به «آوازهای عامیانه ایرلندی» (Popular Songs of Ireland, 1839) اشاره کرد
(ت. 23 ژانویه 1869، نیویورک، امریکا- و. 17 می 1930، نیویورکسیتی) نویسنده، سردبیر و فیلسوف سیاسی امریکایی، بنیانگذار مجلة The New Republic. کرولی، که فرزند روزنامهنگاران بسیار مشهوری بود، در دانشگاه هاروارد تحصیل کرد و سالهای نخست جوانی را به سردبیری یا همکاری با مجلات معماری گذراند. در 1914 هفتهنامه لیبرال The New Republic، «نشریهای در باب آرا و عقاید»، را بنا نهاد. کرولی در صفحات این مجله به چیزی که حس ازخودراضی بودن امریکایی تلقی میکند، حمله و استدلال میکند که مؤسسات و نهادهای دموکراتیک برای اینکه مناسب تغییر شرایط باشند، باید بهطور مستمر مورد بررسی مجدد و اصلاح قرار گیرند. مهمترین اثر او اولین کتابش با نام «نوید زندگی امریکایی» (The Promise of American Life, 1909) بود که به مسائل اجتماعی و سیاسی میپرداخت. این کتاب دو رئیسجمهور، تئودور روزولت و وودرو ویلسون را تحت تأثیر قرار داد. کرولی در سالهای آخر، توجهاش عمدتاً به مسائل فلسفی و مذهبی معطوف شد.
اولین رمان آلدس هاکسلی، که در 1921 منتشر شد. کتاب هجو اجتماعی ادبای انگلیسی در دوره پس از جنگ جهانی اول است.کروم یلو پیرامون ماجرای عشق نافرجام دنیس استون، شاعر حساس و اَن ویمبوش است. عموی اَن، هنری ویمبوش، در ملک ییلاقی خود کروم یلو، مهمانیای برپا میکند که گروهی مضحک از شخصیتها را گرد هم میآورد.
(ت. 19 نوامبر 1885، بروکسل، بلژیک- و. 17 مارس 1970، سن- ژرمین- آن- له، فرانسه) نمایشنامهنویس بلژیکی که بهسبب کمدیهای هجوآمیزش، که در آنها ضعفهای عادی و پیش پا افتاده بهصورت وسواسهای بزرگ بسط داده شده است، معروف شد. کروملینک آموزش بازیگری دید. کمی پس از موفقیتهای اولیه در بلژیک، از جمله در «ما دیگر به جنگل نمیرویم» (Nous n'irons plus au bois, 1906)، با نمایشنامة «قلتبان شگفتانگیز» (Le Cocu magnifique) به افتخارات بینالمللی دست یافت. این اثر در 1920 در پاریس روی پرده رفت و در 1921 فیلمی از آن ساخته شد. این نمایشنامه بارها اجرا شده و همچنان برای مخاطبان جذاب بوده است. این اثر بررسی دقیق و نافذی از حسادت جنسی شوهر جوانی است که به وفاداری همسرش سوءظنهایی دارد و از فرونشاندن این سوءظنها بهطور کامل ناتوان است. سرانجام این حس بیاعتمادی باعث میشود همسرش به او خیانت کند. از میان نمایشهای بعدی وی «دل و روده طلایی» (Tripes d'or, 1926) بسیار قابل توجه است. درست مثل قلتبان شگفتانگیز، کروملینک در برداشت و تعبیر تازهاش از موضوع خساست کمدی هجوآمیز را با جدّیت بسیار در هم آمیخته است. در این نمایش آدم خسیس هرگز نمیتواند خود را وادار کند تا بهطور درخوری به دختر توجه کند و بگوید او را دوست دارد. او در نمایش «زنی با قلبی بسیار کوچک» (Une Femme qui a le coeur trop petit, 1934) همسری کامل را ترسیم میکند که پرهیزکاری و کارآمدی بیش از حدش، همة عشق را از بین میبرد. کروملینک با نمایش «گرم و سرد» (Chaud et froid, 1934) به موضوع وفاداری زناشویی برمیگردد.
نام کامل او آرچیبالد جوزف کرونن (ت. 19 جولای 1896، کاردروس، دامبارتنشر، اسکاتلند- و. 6 ژانویه 1981، مونترو، سوئیس) رماننویس و پزشک اسکاتلندی که در آثارش واقعگرایی را با نقد اجتماعی در هم آمیخت.کرونین در دانشگاه گلاسگو تحصیل کرد و در زمان جنگ جهانی اول، در سمت جراح در نیروی دریایی سلطنتی خدمت کرد. او در ویلز جنوبی به طبابت پرداخت و سپس بهعنوان بازرس پزشکی معادن کار کرد و در مورد بیماریهای حرفهای در صنعت زغالسنگ تحقیق و مطالعه کرد. وی در 1926 در لندن مطب زد، اما بهسبب بیماری دست از کار کشید و از اوقات فراغت خود برای نوشتن اولین رمانش «قلعه کلاهدوز» (Hatter's Castle, 1931/ فیلم آن در 1941) استفاده کرد. این رمان ماجرای کلاهدوزی اسکاتلندی است که با این فکر که از خانوادههای با اصل و نسب است ذهن خود را مشغول کرده است. کتاب بهسرعت در انگلستان به موفقیت رسید.چهارمین رمان کرونین «ستارهها پایین را نگاه میکنند» (The Stars Look Down, 1935/ فیلم آن در 1939) است که شرح وقایع مرتبط با بیعدالتیهای گوناگون اجتماعی در میان جمعیت معدنکاران شمال انگلستان است. این رمان اثری کلاسیک در ادبیات داستانی قرن بیستم انگلستان بهشمار میرود. به دنبال آن، «دژ» (The Citadel, 1937/ فیلم آن در 1928) را منتشر میکند که نشان میدهد چگونه حرص و طمع پزشکان خصوصی، میتواند طبابت خوب را بد جلوه دهد. «کلیدهای پادشاهی» (The Keys of the Kingdom, 1942/ فیلم آن در 1944)، که درباره مبلّغی کاتولیک در چین است، یکی از پرطرفداراترین کتابهای وی بود. رمانهای بعدی وی «سالهای سبز» (The Green Years, 1944/ فیلم آن در 1946)، «راه شانون» (Shannon's Way, 1948)، «درخت یهودا» (The Judas Tree, 1961)، و «آواز شش پنی» (A Song of Sixpence, 1946) نام دارند. یکی از جالبترین آثار آخرش «مسئله زیبایی» (A Thing of Beauty, 1965) است، که مطالعه درباره نقاشی جوان و با استعداد است که باید برای ظهور استعدادهای ذاتیاش از قیدوبندهای طبقة متوسط آزاد شود.
در اساطیر یونان باستان، ربالنوعی مذکر که ساکنان قبل از دوره هلن یونان آن را پرستش میکردند، اما احتمالاً خود یونانیها خیلی آن را پرستش نمیکردند. او بعدها با سَتِرن، خدای رومی، یکی دانسته شده است. کارها و نقشهای کرونوس مربوط به کشاورزی است.در اساطیر یونان، کرونوس پسر اورانوس (آسمان) و گائه (زمین) است که در بین دوازده تایتان، جوانترین است. او به توصیه مادرش، پدرش را عقیم کرد و بدینترتیب آسمان از زمان جدا شد. سپس پادشاه تایتانها شد و خواهرش دئا را به همسری برگزید که هستیا، دمتر، هرا، هیدس و پوسئیدون را به دنیا آورد. همه اینها را کرونوس بلعید زیرا والدین خودش به او اخطار کرده بودند که بهوسیله فرزند خودش سرنگون میشود. اگرچه زمانی که فرزندش زئوس متولد شد، رئا زئوس را در کرت پنهان کرد و کرونوس را فریب داد تا بهجای زئوس سنگی را ببلعد. زئوس بزرگ شد، کرونوس را وادار کرد که برادران و خواهرانش را برگرداند، سپس جنگ با کرونوس را آغاز کرد و بر او چیره شد.
، لقب هری گرو کروزبی (ت. 4 ژوئن 1898، بوستن، مساچوستس، امریکا- و. 10 دسامبر 1929، نیویورک، نیویورک) شاعر امریکایی، که بهعنوان امریکایی مقیم پاریس در دهة 1920، انتشارات بلک سان را تأسیس کرد.کروزبی بهسبب رفتار عجیبوغریبش معروف بود. بعد از اینکه در جنگ جهانی اول به سختی از چنگال مرگ گریخت، غیرعادی و یاغی شد. در اوایل دهة 1920 در پاریس ساکن شد و بعد از مدت کوتاهی به محفل ادبی مهاجرین پیوست. در 1927 او و همسرش، کَرِس کروزبی (1892-1970)، شروع به چاپ شعر خود در انتشارات نارسیس و سپس بلک سان کردند. سال بعد، آنها چاپ کتابهای نویسندگان دیگر، از جمله آرچیبالد مکلیش، دی. ایچ. لارنس و جیمز جویس را شروع کردند که از این جهت انتشارات بلک سان در تاریخ ادبی بهیاد مانده است.کروزبی در شعرش- که ارزش ادبی کمی داشت- ناآگاهانه سنّت ادبی رمانتیسم قرن نوزدهم را در «غزلوارههایی برای کرس» (Sonnets for Caresse, 1925)، و در نوشتههای بدون تفکر و خودکار، «در آغوش هم» (Sleeping Together, 1929)، در توصیف رؤیاهایش دنبال میکند. آثار وی شامل شعرهایی مانند «گردونة خورشید» (Chariot of the Sun, 1928)، یادداشت روزانه «سایههای خورشید» (Shadows of the Sun, 1928-30) و همکاریهایی با مجلة پیشگام transition است که این موارد بیانگر شدت خورشیدپرستی عرفانی او است. کروزبی در 1929 به زندگی خود خاتمه داد.
شعری از والت ویتمن، که با عنوان «شعر غروب آفتاب» (Sun- Down Poem)، در چاپ دوم «برگهای علف» (Leaves of Grass) در 1856 چاپ شد و در چاپهای بعدی با تغییر عنوان و محتوا منتشر شد. این شعر شرحی با احساس و مفصل از افکار و مشاهدات شاعر دربارة پیوستگی با طبیعت و برادری هنگام سفر با قایق مسافری بین بروکلین و منهتن است. توصیف گستردة او از بندر شامل تصاویری باشکوه از نور خورشید در آب، پرواز مرغهای نوروزی و تجارت کشتیهاست. ویتمن با استفاده از تکرار، علامت تعجب و آپوستروف، باور مسرتانگیزش را در وحدت و یکپارچگی دنیا به خواننده انتقال میدهد.
شعری کوتاه از آلفرد لرد تنیسُن، که آن را سه سال قبل از مرگش سرود و در مجموعة «دمتر و اشعار دیگر» (Demeter and Other Poems, 1889) چاپ شد. این شعر، که توصیف سفری با قایق مسافری به جزیره وایت است، به مرگ قریبالوقوع وی و امیدهایش برای زندگی پس از مرگ میپردازد. تنیسون درخواست کرد که این شعر بهعنوان آخرین اثرش در تمام کتابهای شعرش چاپ شود.
(ت. 12 دسامبر 1878، بلومینگتون، ایلینویز، امریکا- و. 5 جولای 1958، دنبری، کانتیکات) نمایشنامهنویس امریکایی که آثارش موقعیت زنان جامعة امریکا را دقیقتر از سایر نمایشنامهنویسان زمان او منعکس کرد.کراترز از دانشکده عادی دولتی ایلینویز (اکنون دانشگاه دولتی ایلینویز) در 1892 فارغالتحصیل شد و سپس هنرهای نمایشی را در بوستن و نیویورک سیتی خواند و در نیویورکسیتی روی صحنه رفت. کارش را بهعنوان یک نمایشنامهنویس در 1906 و با موفقیت اولین نمایش کاملش با عنوان «ما سه نفر» (The Three of Us) شروع کرد. در طول سه دهه بعد، برودوی هر سال بهطور متوسط یک نمایش جدید از کراترز روی پرده میبرد که این تا 1937 با نمایش «سوزان و خدا» (Susan and God, 1937) ادامه داشت. بخش اعظم نمایشها با اقبال عمومی و تحسین منتقدین مواجه شد که این موفقیتی بینظیر در بین سایر نمایشنامهنویسان زن امریکایی بود.کراترز گاهی بهطور جدی و بیشتر با شوخطبعی، خیلی از مسائل روز جامعه را وقایعنگاری میکند؛ مثلاً قانون تبعیضی را در «دنیای یک مرد» (A Man's World, 1909)، ازدواج آزمایشی را در «عقل جوان» (Young Wisdom 1914)، مسائل نسل جوانتر را در «نجیبزادگان» (Nice People, 1921)، فرویدگرایی را در «توصیف آلت»(Expressing Willie, 1922)، و طلاق را در «مثل شوهران برو» (As Hsband Go, 1931) و «وقتی بانوان یکدیگر را میبینند» (When Ladies Meet, 1932). مشخصه این موفقیتها و موفقیتهای دیگر در سادگی پیرنگ، پایانهای شاد، و گفتوگوی قوی است، که آموزش ترکیبی هوشمندانه و سرگرمی را برجسته میکنند. کمدیهای او همواره خردمندی و میانهروی را دنبال میکنند.کراترز مسئولیت کامل تمام بخشهای اجرای نمایشنامههایش، تعیین نقش بازیگران و کارگردانی بسیاری از ستارگان مطرح تئاتر معاصر را برعهده داشت. بهترین و آموزندهترین نظریة نمایشی وی در مقالة «ساختار نمایش» (The Construction of a Play)، که در کتاب «هنر نمایشنامهنویسی» (The Art of Playwriting)جمعآوری شده است، یافت میشود.
شخصیت داستانی، قهرمان سهگانة «شمشیر افتخار» (Sword of Honour) اثر اِولین وو. کروچبک از دین کاتولیک، روابط شخصیاش و بهطورکلی دنیای جدید جدا شده است. او معتقد است که خدمت نظامش در دوران جنگ، وظیفه و کاری شریف است. ادامه یأس و سرخوردگی وی و افتخاری که او در خودش کشف میکند، موضوع این اثر سهگانه است.
نمایشی در چهار پرده، اثر آرتور میلر، که در 1953 اجرا و منتشر شد. داستان، که در 1692 در زمان محاکمات متهمین به جادوگری در سیلم شروع میشود، بررسی حوادث معاصر در صحنة سیاسی امریکا در دوران ترس و وحشت و تمایل به یکسانسازی عقاید است که در راستای ادعاهای جنجالی سناتور جوزف مکارتی در زمینه خرابکاری کمونیستها در سطوح بالای دولتی اتفاق میافتد.
(ت. 12 اکتبر 1939، تری ریورز، تکزاس، امریکا) نویسندة امریکایی رمانهای اسرارآمیز خشن که کاراکترهای سرزنده و پرشور و زمینههای ناخوشایند و نکبتبار را برجسته میکنند.کراملی در انستیتو تکنولوژی جورجیا، دانشگاه صنایع و هنر تگزاس و کارگاه نویسندگان دانشگاه آیوا حضور یافت. تجربیاتش طی خدمت در ارتش امریکا (1958-1961) در رمان «یک گام تا شمارش کادانس» (One to Count Cadence, 1969) با مضمون جنگ ویتنام منعکس شده است. بعد از 1969 بهجز نوشتههای پراکنده در مطبوعات و داستانهای کوتاه جمعآوری شده در «چنگال گلآلود و چیزهای دیگر» (The Muddy Fork and Other Things, 1991)، او فقط رمانهای پلیسی نوشت.کارآگاهان مفلس و آسوپاس وی، میلودراگوویچ و سی. دابیلو. ساگرو و تعدادی از شخصیتهای برجستة دیگر در شهر کوهستانی و تخیلی مریودرِ مونتانا خدمت میکنند. اولین رمان پلیسی کراملی، «دعوی غلط» (The Wrong Case, 1975)، میلودراگوویچ را تصویر میکند. ساگرو و نویسندهای که بخت نوشتنش بسته شده در سفرشان به غرب بیشتر وقتشان را صرف میخارگی میکنند درحالیکه هنرپیشه زن هرزة گمشدهای را در «آخرین بوسه عالی» (The Last Good Kiss, 1978) دنبال میکنند، و میلودراگوویچ در «رقص خرس» (Dancing Bear, 1983) توطئه و نقشة فردی ضدطرفدار محیط زیست را نقش بر آب میکند؛ و ساگرو مادر یک فروشندة بداخلاق و بهخصوص خشن مواد مخدر را در «درخت مرغابی مکزیکی» (The Mexican Tree Duck, 1993) دنبال میکند. درحالیکه پیرنگ رمانهای کراملی معمولی هستند، کیفیت نوشتههایش، کمدی تکراری وی و تأکیدش بر نقاط اوج فاجعهآمیز ممتاز هستند.
(آکادمیا دلا کروسکا؛ «آکادمی پوسته») آکادمی ادبی ایتالیا که به منظور پیراستن توسکان، زبان ادبی دوره نوزایی ایتالیا، در 1582 در فلورانس ایجاد شد. گویش توسکان، تا حدودی بهسبب تلاشهای اعضای آن، بهخصوص با استفاده از پترارک و بوکاتچو، مدلی برای ادبیات ایتالیا در قرنهای شانزدهم و هفدهم شد.پنج نفر از اعضای آکادمی فلورانس، با هدف غربال کردن زبان ناسره (crusca، معنای تحتاللفظی آن سبوس یا پوست، پوسته) از سره، آکادمی کروسکا بنیاد گذاشتند. این آکادمی بهسرعت خودش را بهعنوان صاحب اختیار و داور ادبیات زمان تثبیت کرد. اعضای آکادمی بهعنوان محافظهکاران زبانشناسی معروف شدند و در 1612، انتشار فرهنگ لغت رسمی خودشان «فرهنگ لغت آکادمی کروسکا» (Vocabolario degli Accademici della Crusa) را آغاز کردند که هنوز هم منتشر میشود. اگرچه آکادمی در اواخر قرن هجدهم توقیف شد، ناپلئون در 1808 آن را بازگشایی کرد و در 1811 استقلال یافت.در اوایل قرن بیستم، حکومت ایتالیا با قانونگذاری، آکادمی را به انتشار آثار نویسندگان کلاسیک و اسناد زبانشناسی و نشریههای دورهای محدود کرد.
یکی از شخصیتهای معروف در ادبیات جهان، دریانورد خیالی انگلیسی که کشتی وی غرق شد و مدت 28 سال در جزیرهای ماند. او، که قهرمان نامدهندة رمان «رابینسون کروزوئه» (Robinson Crusoe) اثر دنیئل دفو است، مردی متکی به خود و پرهیزگار است که از هوش عملی و تدبیر خود برای زنده ماندن استفاده میکند.
نام اصلی او خوئانا اینس دِ آزواخه (ت. 12 نوامبر 1651، سان میگل نپانتلا، مکزیک- و. 17 آوریل 1695، مکزیکوسیتی) شاعر، محقق و راهبه، که در دورهای که مکزیک تحت استعمار بود، شاعر غنایی برجستهای بود.او متفکری نابغه بود که در هشت سالگی یک لوئا (شعر کوتاه دراماتیک) در رسای مراسم عشای ربانی سرود. در نه سالگی برای زندگی در مکزیکوسیتی، زادگاهش را ترک کرد. او در مکزیکوسیتی زبان لاتین را فقط در بیست جلسه آموخت.در 1669 وارد دیر سان ژرونیمو شد. او میخواست زندگیاش را وقف آموختن کند. آنجا کتابخانهای با حدود 4000 جلد کتاب ایجاد کرد، در علوم آزمایشهایی را انجام داد و اشعار و نمایشهای دینی و غیردینی نوشت. اسقف پوئولا، که با نام مستعار سور فیلوتیا قلم میزد، برای فعالیتهای متفکرانه و غیرمذهبیاش به او هشدار داد. در کتاب «پاسخ به خواهر فیلوتیا» (Respuesta a Sor Filotea)، که در اول مارس 1691 نوشته شد، کروس از آرزویش برای دستیابی به دانشی گسترده دفاع کرد. او بهسبب شعر «مردان احمقی که (زنان را) مقصر میدانند» (Hombres necios que acussés) مشهور شد. دو سال بعد، همة ارتباطاتش را با دنیا برید و وقت خود را منحصراً وقف وظایف دینی و مذهبی نمود.سه جلد از آثارش در اسپانیا منتشر شد: «سیبلابی از چشمههای اندیشه» (Inundación castálida, 1689)، «دومین جلد از آثار خواهر خوئانا اینس دلا کروس» (Segundo volumen de las obras de Sóror Juana Inés de la Cruz, 1692) و «آوازه و آثار پس از مرگ ققنوس مکزیکی و دهمین الهه» (Fama y obras pósthumas de Fénix de México y Dézima Musa, 1700).
(ت. 24 نوامبر 1861، دیشترو، برزیل- و. 19 مارس 1898، سیتیو) شاعری که چهره مهم جنبش سمبلیسم در برزیل بود. کروس ایی سوزا فرزند بردههای آزاد شده بود. اولین شعرش در 1877 چاپ شد. اما زمانیکه با محفل ادبی ریو دو ژانیرو تماس پیدا کرد، کمی بعد از 1890 موفقیتهای قابلتوجهی در حرفه ادبی بهدست آورد. سه مجموعه شعر معروف وی در دهه 1890 منتشر شد: «سپرها» (Broquéis, 1893)، «کتاب دعا» (Missal, 1893/ نثر منظوم) و «چراغهای دریایی» (Faróis, 1900).معاصرینش او را «قوی سیاه» (Cisne Negro) مینامیدند. او مهمترین شاعر و چهرة تابناک جنبش سمبلیسم بود. شعرش اصول فنی سمبلیسم فرانسه را به مضامین گرفته شده از علایق اجتماعی (عمدتاً لغو بردهداری) و رنجهای شخصی خودش پیوند میزند. شاعران جوانتر کشورش و آنهایی که درگیر جنبش مدرنیسم در امریکای لاتین بودهاند، او را بسیار تحسین کرده و از او سرمشق گرفتهاند.
رمانی از الن پیتن، که در 1948 منتشر شد.رمان داستان آبسالوم کومالو، سیاهپوست افریقای جنوبی، را تعریف میکند که مرد سفیدپوستی را کشته است. این موقعیت پایه و اساس پیتن برای بررسی وجوه و جنبههای جرم، هم جرم فردی کومالو و هم مسئولیت و گناه جمعی جامعهای است که چنین نابرابری و اختلافی را در شرایط زندگی بهوجود میآورد.
(ت. 17 نوامبر 1773، دبرتسن، مجارستان- و. 28 ژانویه 1805، دبرتسن) شاعر برجستة دورة روشنگری مجارستان.زندگی چوکونوی در پی واکنشها به حمله ناپلئون به اروپا و همدردیهای اولیة او با گرایشهای انقلابی، سخت شد. او بعد از فعالیتی کوتاه در کسوت استادیار کالجِ کالوینیست در دبرتسن، شاعری دورهگرد شد. پوکونوی بهخاطر دختری ثروتمند («لیلا»ی شعرهایش)، تلاش کرد شغلی ثابت برای خود دستوپا کند، اما پیش از آنکه چنین شغلی در شهر کوچکی پیدا کند، آن دختر ازدواج کرده بود. او فقیر و بیمار، به دبرتسن بازگشت و پیش از آنکه انتشار شعرهایش را ببیند، وفات کرد.علاقه اصلی چوکونوی قالبهای شعری بود. او یکی از اولین نظریهپردازان مجاری علم عروض بود و علم عروض مقفای اروپای غربی را با موفقیت با قالبهای شعری مجاری سازگار کرد. اشعار او روح دورة روشنگری را میپراکنند؛ او نمایشنامه نیز مینوشت و مؤلف اولین حماسة کمدی مجاری با نام «دروتیا» (Dorottya, 1799) بود که از قضا معروفترین کارش هم شد.
(ت. 3 فوریه 1930، زامولی، مجارستان) شاعر، رسالهنویس، فیلمنامهنویس مجار که یکی از بهترین شاعران نسل خودش محسوب میشده است.او، که در خانوادهای کشاورز به دنیا آمد، با بچههای کشاورز دیگر برای استفاده از تحصیلات رایگان انتخاب شد. در دهة 1940 همکاری با روزنامههایی در بوداپست را شروع کرد و مدت کمی در انستیتو لنین شرکت نمود. در ابتدا اشعارش سیاسی بود، بعد در دهة 1960 بیشتر فردی و سوررئال شد که با «فرار از تنهایی» (Menekülés a magányból, 1962) شروع شد. مجموعههای بعدی او شامل، «تولد دوم من» (Második születésem, 1967)، «خاطرات گردشگر» (A látogató emlékei, 1977) و «یک شاخة سبز در دست من» (Kezemben zöld ág, 1985) است.از جمله مجموعه رسالههای سیاسی- اجتماعیاش در مورد اروپای شرقی «گزارش از برج» (Tudósitás a toronyból)، «آمادگی برای مکافات» (Készülödés a számadásra, 1987) و «ماه در سپیدهدم» (Nappali hold, 1991) است. او نمایشنامه و فیلمنامه نیز نوشت. مجلدات انگلیسی اشعار وی شامل «بالهایی از خنجر و ناخن» (Wings of Knives and Nails, 1981)، و «خاطرات برف» (Memory of Snow, 1983)، «دعای یک وحشی بیفرهنگ» (Barbarian Prayer, 1989) و «اشعار برگزیدة شاندور چوری» (Selected Poems of Sándor Csoóri, 1992).
(کیوبیزم) [فرانسوی آن cubisme مشتق از cube به معنی مکعب] سبک هنری که به ساختار انتزاعی بهصورت تصویری (یا در نوشتن، روایت) اهمیت میدهد. تلاشهای نوشتاری برای ایجاد میکند تأثیرات کوبیستی از ارتباطها و تفکیکهای بیمنطق در تصویرپردازی، تجسمهای همزمان چندین دیدگاه نسبت به مواد و دیگر طرحها استفاده کردند. یکی از عاملین مشهور کوبیسم ادبی گرترود استینِ نویسنده است که دوست خوبش، پابلو پیکاسو، در اختراع سبک کوبیست به او کمک کرده بود. تجربیات استین در «غنچههای لطیف»(Tender Buttons, 1914) درحالیکه مبهم و عملاً برای رمزگشایی غیرممکن است، گفتن گاه و بیگاه یا جمله خاطرهبرانگیز را ارائه میدهد.
با اسامیCuchulain، Cuchulinn، یاCuchullinنیز آمده است. شخصیت اصلی مجموعة آلستر در ادبیات قرون وسطای ایرلند. او بزرگترین شوالیه رد بِرَنچ، جنگجویان وفادار به کانر (کانکوئر مکنسا)، پادشاه مشهور اُلِدی شمال شرقی ایرلند حدود آغاز قرن اول ق.م بود. کو کلن اندام درشتی داشت و از زیبایی مردانه برخوردار بود و بهسبب دلاوریهایش، هنگامی که هنوز کودک بود، برتری یافت. مهارت و توانایی وی با موهبت خدادادی هفت انگشت در هر دست، هفت انگشت در هر پا و هفت مردمک در هر چشم افزایش یافت. با حمایت و لطف خدایان و به دور از نفرین ضعف و سستی دورهای، که دامنگیر مردان آلستر بود، دلاوریهای فوق انسانی و کارهای مشابه آشیل، قهرمان یونانی، انجام داد. او هنگام خشم خصوصیات افراد عصبانی اسکاندیناوی را میگرفت و چهره هولناکی پیدا میکرد و غیرقابل کنترل میشد. اثر حماسی «حمله کولی» (The Catle Raid of Cooley) دفاع یکتنة وی را از آلستر در سن هفده سالگی در مقابل نیروهای مِیو، ملکه کونات، شرح میدهد. مطابق افسانههای معروف، دشمنانش او را در جنگی غیرمنصفانه فریب دادند و در بیستوهفت سالگی کشتند.
شخصیت داستانی، و کارآگاه در رمان «سنگ ماه» (The Moonstone) اثر ویلکی کالینز. شخصیت گروهبان کاف مانند بازرس باکت در «خانة ماتمزده» (Bleak House) اثر چارلز دیکنز، مبتنی بر بازرس جاناتان ویچر، کارآگاه اسکاتلندیار، بود. روال کار دقیق کاف- شامل بازسازی سرقت جواهر و جمع کردن افراد مشکوک برای تبیین راهحل- بهعنوان الگوهایی برای بسیاری از داستانهای پلیسی بعدی استفاده شد.
Kulhwchنیز نوشته میشود. عنوان ویلزی آن Culhweh as Olwen. رمانس منثور ویلزی (حدود 1100)، یکی از اولین آثار معروف که مطالب مربوط به شاه آرتور را مطرح میکند. این رمانس قصهای شاد است که با مهارت مضامینی از اساطیر، ادبیات عامیانه و تاریخ را در هم میآمیزد. قدیمیترین شکل این داستان، دستنویسی باقیمانده از اوایل قرن چهاردهم به نام «کتاب سفید ریدرک» (The White Book of Rhydderch) است و اولین ترجمة داستان به انگلیسی مدرن را لیدی شارلوت گست از «کتاب قرمز هرگست» (The Red Book of Hergest, 1375-1425) انجام داده و در ترجمهاش از «مابینوجیون» (Mabinogion) گنجانده شد. داستان از فرمول عامیانة تلاش نامادری برای ممانعت از پیشرفت پسرخواندهاش استفاده میکند. نامادری کیلهوک، بعد از اینکه ازدواج با دخترش را رد میکند، به او میگوید تا وقتی که موفق به جلب محبت اُلون، دختر غول بدجنس یسپادادن پنکاور نشود، هرگز ازدواج نخواهد کرد. ازآنجاکه پیشگویی گفته بود اگر اُلون با کیلهوک ازدواج کند، غول خواهد مرد، پدر اُلون ابتدا تلاش کرد کیلهوک را بکشد، اما بعد با ازدواج آنها به این شرط موافقت میکند که کیلهوک چند کار برجستة پرخطر انجام دهد و سیزده گنج را که آرزو میکند برایش بیاورد. آرتور پسرعموی کیلهوک و تعدادی از مردان او از جمله کی (سر کی) و گوالچمی (سر گوین) در بسیاری از ماجراها به او یاری میرسانند. کیلهوک با انجام بخشی از هدف خود نزد یسپادادن برمیگردد، او را میکشد و با اُلون ازدواج میکند.
(ت. 30 می 1903، لوئیسویل، کنتاکی، امریکا- و. 9 ژانویه 1946، نیویورک، نیویورک) شاعر امریکایی، یکی از بهترین شاعران نوزایی هارلم.او را زنی که احتمالاً مادر پدرش بود بزرگ کرد. پدر روحانی اف. ای. کالن، کشیش کلیسای سیلم ام. ایی.، یکی از بزرگترین مجامع هارلم، او را در 15 سالگی بهطور غیررسمی به فرزندی پذیرفت. طی تحصیل، کالنِ جوان افتخارات آکادمیک را بهراحتی کسب کرد. محصل بود که برندة مسابقه عمومی شعر در سطح شهر شد و قطعاتی که برندة جایزه شده بودند، بلافاصله بهطور گسترده چاپ شدند. او در دانشگاه نیویورک همچنان مورد توجه منتقدین ادبی بود. مجلات ادبی مهم امریکا اشعار وی را بهطور مرتب میپذیرفتند و اولین مجموعة اشعارش با عنوان «رنگ» (Color, 1925)- که شامل شعر قوی «هنوز هم میتوانم تعجب کنم» (Yet Do I Marvel) است- قبل از اتمام دانشکده منتشر شد و تحسین منتقدان را به همراه داشت. کالن به دانشگاه هاروارد رفت و دستیار سردبیر مجلة Opportunity شد. بعد از انتشار «مسیح سیاهپوست و اشعار دیگر» (The Black Christ and Other Poems, 1929) شهرت وی بهعنوان یک شاعر بهتدریج کم شد. وی از 1934 تا پایان عمرش در مدارس دولتی نیویورک سیتی تدریس کرد.قابلتوجهترین آثار در میان دیگر آثار کالن «خورشید مسی» (Copper Sun, 1927)، «چکامه دختر گندمگون» (The Ballad of the Brown Girl, 1928) و «مدآ و تعدادی شعر» (The Medea and Some Poems, 1935) هستند.
[اسپانیایی] در ادبیات اسپانیایی، سبک غامض نوشتن که تلاش میکند زبان و موضوعات شعری را با دوباره لاتینی کردن آنها، استفاده از کنایههای کلاسیک، واژگان، ساختار و نظم کلمه ارتقا دهد. از نظر پیروان این سبک، عنوان culterano مشتقی از culto («پیروان») است که شاید با آمیزهای از نگاهی شوخطبعانه و تحقیرآمیز از کلمه luterano («پیرو مارتین لوتر») گرفته شده باشد.کولترانیزمو بهعنوان یک نظریه، از سوی لوئیس کاریو ئی سوتومایور در 1611 در «کتاب دانش شعری» (Libro de la erudición poética) اعلام شد و در قرن هفدهم با شعر لوئیس د گونگورا به اوج خود رسید. تصویرپردازی پیچیده، ساختارهای گرامری غیرمعمول و کنایههای اسطورهای مبهم گونگورا در کتاب شعر «تنهاییها» (Soledades, 1613) به چنان درجاتی رسید که gongorismo پیروی از سبک گونگورا در زبان بهعنوان مترداف برای تصنع ادبی قرار گرفت. شاعران با توانایی کمتر از گونگورا، ابهام را بهطور سنجیده و حساب شده در آثار خود پروراندند، بنابراین هدف اصلی این سبک، که برای خلق شعری بود که بتواند همیشه در همه حال و در همهجا جذاب باشد، تحتالشعاع قرار گرفت.بعد از 300 سال استهزا تقریباً همگانی، کولترانیزمو را شاعران پیشرو اوائل قرن بیستم در اسپانیا بهمثابه روشی ثمربخش برای بیان شعری دوباره مورد توجه قرار دادند. و آثار خود گونگورا بهعنوان یکی از بزرگترین شاعران اسپانیا توسط منتقدین مدرن جایگاهی دوباره یافت.
کتاب مهم نقد اثر متیو آرنولد، که در 1869 منتشر شد. در این کتاب، آرنولد فرهنگ را، که «مطالعه کمال» میداند، با هرجومرج، یعنی روحیه غالب دموکراسی جدید آن زمان انگلستان، که فاقد معیارها و مفهومی از جهت است، مقایسه میکند. آرنولد جامعه انگلیسی را به سه گروه بربرها (با روحیه مغرور، آرامش و رفتارهای مشخص و عدم دسترسی آنها به ایدهها و نظرات)، بیفرهنگها (پایگاه و مأمن ناهمخوانی دینی، با وفور انرژی و اخلاق اما فاقد «گشادهرویی و روشنگری» کافی) و عوام (هنوز خام و بیهدف) طبقهبندی میکند. او کلید فرهنگ را در دسته دوم میبیند؛ آنها را تأثیرگذارترین بخش جامعه میداند؛ قدرت آنها قدرت ملت و عقبافتادگی آنها را عدم پیشرفت ملت محسوب میکند؛ بنابراین تربیت و انسان کردن بیفرهنگها لازم میداند. از نظر آرنولد فقط در «دولت» و نه هیچ طبقه دیگری از جامعه، بهصورت مجزا میتوان ساختار واقعی و جمع گزیدهترین افراد ملت را مشاهده کرد. اگرچه هیچ خلاصهای نمیتواند عدالت را نسبت به فرهنگ و هرج و مرج انجام دهد، این اثر با توازن و طمانینه درونی، با بیتعصبی و آرام و با القا شوخطبعی ظریفی نوشته شده است که آن را به شاهکار تمسخر بلکه تجربه و تحلیل دقیق جامعه ویکتوریایی تبدیل کرد. همین مضمون در تکملة این کتاب یعنی «تاج گل دوستی» (Friendship's Garland, 1871) دنبال میشود.
(ت. 1921، فلورینا، یونان) نویسنده و مترجم ترک که سهم قابل توجهای در ادبیات زادگاهش شامل شعر، داستان کوتاه، رساله و نمایش دارد. او یکی از معروفترین نویسندگان قرن بیستم ترکیه است. جومالی در هجده سالگی شروع به چاپ شعر کرد. بعد از فارغالتحصیل شدن از دانشگاه آنکارا، شغلهای گوناگونی داشت. در 1959 نویسندهای حرفهای شد. اولین کتاب شعر جومالی «جادة قزلوشولو» (Kizilçullu yolu, 1943) بود و او قبل از شروع به چاپ داستان، چندین مجلد شعر دیگر نیز نوشت. مجموعة اشعار وی تحت عنوان «خورشید گرسنه» (Aç güneş,1980) چاپ و بعدها با اضافاتی به نام «قبل از توفان» (Tufandan önce, 1983) منتشر شد. اولین اثر داستانی چاپشدهاش مجموعه داستانی کوتاه به نام «زن تنها» (Yalniz kadin, 1955) و اولین نمایش وی «گهواره خالی» (Boş Beşik, 1949/ فیلم آن در 1952) بود که بازگویی قصهای قدیمی دربارة بچة گمشدة خانوادهای چادرنشین است.مشغولات ذهنی جومالی گسترده بود؛ او از سختیها و مشکلات زندگی روستایی، از تاریخ ترکیه و سنتهای فرهنگی، و زندگی شهری مینوشت. یکی از معروفترین داستانهایش «تابستان خشک» (Susuz yaz, 1962/ با این نام در «نمایشنامة مدرن ترکی» (Modern Turkish Drama)، فیلم آن در 1963) منتشر شد. این اثر، تراژدی یک همسر خیانتکار، شوهرش و برادر دغلبازش است. نمایشهای بعدی وی «نعلینها» (Nalinlar, 1962) و «دریای سرخ» (Derya Gülü, 1963) نام دارند. جومالی همچنین اشعاری از گیوم آپولینر و لنگستون هیوز را ترجمه کرد.
(ت. 19 فوریه 1732، کیمبریج، کیمبریجشر، انگلستان- و. 7 می 1811، لندن) نمایشنامهنویس و خالق نمایشهای احساسی انگلیسی که شاید امروز بیشتر بهعنوان مدلی برای شخصیت سر فرتفول پلاگیاری در «منتقد، یا تمرین یک تراژدی» (The Critic; or a Tragedy Rehearsed ) اثر ریچارد برنیزلی شریدان مشهور باشد.کامبرلند بعد از بیرون آمدن از کالج ترینیتیِ کیمبریج، چند پست دولتی بهدست آورد. اولین موفقیتش در کسوت نمایشنامهنویس با «برادران» (The Brothers, 1769) بهدست آمد. این نمایش یک کمدی عاطفی است که داستان آن، یادآور رمان «تام جونز» (Tom Jones) اثر هنری فیلدینگ است. او پرکار به نوشتن ادامه داد. «اهل وست ایندی» (The West Indian, 1771) در طول سالهای باقیمانده از قرن هجدهم روی صحنه بود. کمدی احساسی دیگر او «عاشق فرصتطلب» (The Fashionable Lover) در 1772 به موفقیت رسید.بااینحال، کامبرلند در آرزوی سبک کامل بود. او یکی از تراژدیهای اولش را با نام «تیبریوس در کاپرئا» (Tiberius in Capreae) شاهکار خود بهشمار میآورد، اما نتوانست مدیریت تئاتر را برای تولید آن متقاعد کند. مجموعه آثار او عمدتاً ناموفق بود. کامبرلند با بسیاری از معاصران معروف خود بهخصوص شریدان و آلیور گلدسمیت، که هر دو با احساساتگرایی در نمایش مخالف بودند، مشاجره داشت.
نام مستعار او ویلهلم نرو پیلیت باربلیون (ت. 7 سپتامبر 1889، بارنستپل، دون، انگلستان- و. 22 اکتبر 1919، جراردز کراس، باکینگمشر) نویسندة انگلیسی «خاطرات یک مرد دلشکسته» (The Journal of a Disappointed Man, 1919)، که حاصل یادداشتهای روزانهای است که بین 1903 تا 1917 مینوشت. چند ماهی قبل از مرگش بهمثابه کشف اندوهباری از معنای شکست و بلافاصله پس از انتشار مورد تحسین قرار گرفت و بلندپروازیهای یک مرد حساس را نقش بر آب کرد.کامینگز، که برای بهدست آوردن شغل طبیعیدان مصمم بود، کاری در موزة تاریخ طبیعی بریتانیا بهدست آورد که سبب شد کار روزنامهنگاریاش را رها کند؛ کاری که برای او ناخوشایند بود. «لذت بردن از زندگی و دیگر کتابهای بادکردة ادبی» (Enjoying Life and Other Literary Remains, 1919) و «آخرین یادداشت روزانه» (A Last Diary, 1920) دو کتابی هستند که پس از مرگش منتشر شدند.
نام کامل او ادوارد استلین کامینگز (ت. 14 اکتبر 1894، کیمبریج، مساچوستس، امریکا- و. 3 سپتامبر 1962، نورت کانوِی، نیو همپشر) شاعر و نقاش امریکایی که ابتدا بهسبب نقطهگذاری و جملهبندی غیرمعمول، آن هم در روزگاری که ادبیات تجربی رواج داشت، جلب توجه کرد. شعر کامینگز، که شکل زبان محاورهای امریکایی شهری را دارد، براساس این زیرساختارها بنا شده است: روحیة اعتراضی خاص ایالت نیوانگلند و خوداتکایی به سبک امرسون. این نظر عمومی که کامینگز بهصورت قانونی املای اسمش را به حروف کوچک تغییر داده است تنها یک باور غلط است.کامینگز از هاروارد فارغالتحصیل شد. طی جنگ جهانی اول، او با واحد آمبولانس در فرانسه خدمت کرد. در آنجا مدتی بهسبب دوستیاش با یک امریکایی، که نامههایی به زادگاهش نوشته بود که سانسورچیهای فرانسوی فکر کرده بودند نقدهایی بر حاصل کار جنگ است، بازداشت شد. این تجربه، بیاعتمادی وی به مقامات را تشدید کرد و اساسی برای اولین کتابش به نام «اتاق عظیم» (The Enormous Room, 1922) بود.او در دهة 1920 و 1930 وقتش را میان پاریس، جایی که در رشتة هنر تحصیل کرد، و نیویورکسیتی تقسیم کرد. اولین کتاب شعر وی «لالهها و دودکشها» (Tulips and Chimneys, 1923) بود که به دنبال آن «شعرهای ایکس ال آی» (XLI Poems, 1925) بود.در 1927 نمایشش به نام «او» (him)توسط بازیگران پراوینستاون در نیویورکسیتی اجرا شد. طی این سالها وی نقاشیها و طرحهایش را در معرض دید قرار داد، اما آنها به اندازة نوشتههایش نظر منتقدان را جلب نکردند. اثر منثور تجربی وی «ایمی» (Eimi, 1933) دیدارش از اتحاد جماهیر شوروی را گزارش میدهد که تنفر و بیزاریاش از نظام اشتراکی را تأئید میکند. او بحثهایش را بهعنوان چارلز الیوت نورتون مدرس شعر در دانشگاه هاروارد، تحت عنوان «من شش غیبت در درس» (i: six nonlectures, 1953) منتشر کرد.کامینگز در کل دوازده جلد کتاب شعر نوشت که در یک دو جلدی به نام «اشعار کامل» (Complete Poems, 1968) گردآوری شده است. خلقوخوی وی در این اشعار، گاهی هجوی و خشن و گاهی لطیف و رویایی هستند. اشعار اروتیک و غزلهای عشقی وی سادگی و تازگی کودکانهای دارند.
(ت. 20 ژانویه 1866، سانتا ریتا دو ریو نگرو، برزیل- و. 15 آگوست 1909، ریو دو ژانیرو) نویسنده برزیلیِ روایت تاریخیِ کلاسیک «شورش در مناطق دورافتاده» (Os sertōes, 1902)، که اولین نوشته اعتراضی به نمایندگی از ساکنین فراموش شده مناطق مرزی برزیل بود. کونیا، که در اصل مهندس نظامی بود، ارتش را رها کرد تا مهندس عمران و بعدتر روزنامهنگار شود. او بهعنوان گزارشگر همراه ارتش به کانودوس، روستایی در منطقهای دورافتاده از ایالت باهیا رفت؛ جایی که آنتونیو کونسلیئیرو ناجی (ملقب به «مشاور») و پیروانش قدرت محلی خودشان را تثبیت کرده بودند. دولت برای سرکوب شورشیان، که تا آخرین نفر جنگیدند، مجبور شد پنج بار پیاپی نیروی نظامی به آنجا اعزام کند. گزارش عینی کونیا از ماجرای شورش و انتقام، وضوح و صراحت یک رمان را دارد. کونیا نه فقط حادثهای ویژه بلکه همچنین اهمیت کلیتر سرزمینهای دورافتاده با شرایط نامناسب زندگی و سکنة گستاخ آن را برای کل ملت درک کرد. او بیتوجه به باور شبهعلمی متداول قرن نوزدهم به موقعیت پستتر نژادهای مختلط (موضوعی که در ادبیات برزیل مرتب ظاهر میشود)، گزارشش را با درخواستی صریح و محکم برای اختلاط نژادی پایان میدهد.
(ت. 7 دسامبر 1784، کِر، دامفریشر، اسکاتلند- و. 30 اکتبر 1842، لندن، انگلستان) شاعر اسکاتلندی، عضو برجسته انجمن همکاران مجله London Magazine در دوران شکوفایی آن در اوایل دهه 1820.کانینگم آثار سر والتر اسکات را خواند و با تشویقِ رابرت بِرنز (پدر دوستش)، خودش شروع به نوشتن کرد. بعد از چاپ تعدادی از اشعار، که ظاهراً در غالب بالادهای قدیمی در «باقیمانده آوازهای نیتسدال و گالُوِی» (Remains of Nithsdale and Galloway Songs, 1810) بودند، او به لندن رفت و در آنجا در حین کار در کسوت دستیار مجسمهساز و ویراستار به نوشتن ادامه داد. او بالادها و داستانهای قدیمی را جمعآوری و ویرایش کرد و با عنوان «قصههای قدیمی دهقانان انگلیسی و اسکاتلندی» (Traditional Tales of the English and Scottish Peasantry, 1822) و «آوازهای قدیمی دوران اسکاتلند» (The Songs of Scotland, Ancient and Modern, 1852) منتشر کرد. اشعار عاشقانه وی، گرچه از خلاء ناخودآگاهی بالاد واقعی رنج میبرد، اما بهسبب ریتم و فصاحت کلامیشان در یادها مانده است. او همچنین «زندگی بلندآوازهترین نقاشان، مجسمهسازان و معماران بریتانیایی» (The Lives of the Most Eminent British Painters, Sculptors, and Architects, 1829- 1833) را در 6 جلد نوشت و «آثار رابرت برنز» (The Works of Robert Burns, 1834) را ویرایش کرد و در مقدمه آن بیوگرافی برنز را آورده که حاوی اطلاعات جدید بسیار ارزشمندی است.
نام کامل او جیمز وینسنت (ت. 23 آگوست 1911، کامبرلند، مریلند امریکا- و. 30 مارس 1985، والتم، مساچوستس) شاعر و منتقد ادبی آنتیمدرنیست امریکایی که شعر موجز و نیشدار وی مملو از حزن و بذلهگویی است.کانینگم شعر را نزد ایور وینترز در دانشگاه استنفورد آموخت. وی قبل از تدریس ثابت در دانشگاه براندیس در 1953، در چندین دانشگاه تدریس کرد. «سکاندار» (The Helmsman, 1942) و «قاضی عصبانی است» (The Judge Is Fury, 1947) آمیختهای از اشعار اولیه و اشعار پخته و سنجیدهاش را ارائه میدهد. «در جستوجوی اُپال: تفسیری درباره سکاندار»(In The Quest of the Opal: A Commentary on "The Helmsman") توضیح میدهد چرا مدرنیسمِ شعرهای اولیهاش را رها کرده است.کانینگم در دهه 1950 دو جلد شعر کوتاه طنز نوشت: «دکتر درینک» (Doctor Drink, 1950) و «بیاهمیت، مبتذل و بلندمرتبه» (Trivial, Vulgar and Exalted, 1957). «به چه غریبههایی با چه خوشآمدی» (To What Strangers, What Welcome, 1964) سلسلهای از اشعار کوتاه دربارة سفرهایش به ایالات غربی امریکا است. در میان مجموعه شعرهای دیگر کانینگم «طرد قافیه»(The Exclusions of a Rhyme, 1960)، «مقداری نمک» (Some Salt, 1967)، و «مجموعة اشعار و طنزهای جی. وی. کانینگم» (The Collected Poems and Epigrams of J.V Cunningham, 1971) دیده میشود. او همچنین «مجموعه مقالههای جی. وی. کانینگم» (The Collected Essays of J.V. Cunningham, 1976)را منتشر کرد.
(کوپیدون) خدای عشق در رُم باستان به اشکال مختلف، مشابه اِروس الهه یونانی و معادل آمور در شعر لاتین. مطابق با اسطوره، کیوپید پسر ونوس، الهه عشق، بود. کیوپید معمولاً مانند کودکی بالدار حامل کمان و تیردانی از تیرها ظاهر میشد که زخم تیرش عشق و محبت در قربانیانش ایجاد میکرد. او بیشتر وقتها با پوششی از جوشن تصویر شده است که شاید برای القا تشابه کنایهآمیز میان نبرد و عشق بود یا نمادی برای شکستناپذیری عشق.او اگرچه در بعضی از موارد بیعاطفه و بیمبالات تصویر شده، امّا معمولاً بخشنده تلقی شده است، زیرا شادی را هم به زوجهای فانی و هم به زوجهای غیرفانی میبخشد. در بدترین شرایط او در وساطتش شیطنتآمیز محسوب شده است؛ این شرارت اغلب با هدایت مادرش بود. در قصهای، توطئههای ونوس نتیجه عکس میدهد. ونوس قصد دارد از سایکی فانی انتقام بگیرد، اما کیوپید عاشق او میشود و او را همسر جاودانیاش میکند. نیز نکPSYCHE.
(ت. 10 ژوئن 1854، مس، فرانسه- و. 26 آوریل 1928، پاریس) نمایشنامهنویس و رماننویس فرانسوی، یکی از تابناکترین چهرههای تئاتر- لیبر مشهور آندره آنتوان، که بهعنوان محل اجتماعاتی برای هنر اصیل نمایش بنیان گذاشته شده بود. کورل بهخاطر نمایشنامههای سادهاش مشهور است؛ این آثار حل کشمکشها و اختلافهای اجتماعی، اخلاقی، یا روانشناسی را نشان میدهند: ویرانگری یک زن عصبانی و بدخلق در «یک زن مقدس دروغین» (L'Envers d'une sainte, 1892)؛ سقوط یک خانواده نجیب در «متحجرین» (Les Fossiles, 1892)؛ تمایلات عشق و انتقام در «مهمان (زن)» (L'Invitée, 1893)؛ روابط سرمایه و نیروی کار در «غذای شیر» (Le Repas du lion, 1893)؛ و پرستش علم به بهای ارزش انسانی در «بت جدید» (La Nouvelle Idole, 1895). برخلاف «نمایشهای نظریه» عامیانة زمان خویش، که به انتزاعات اهمیت میداد، نمایشهای کورل بر هیجانات و اعمال شخصیتهای داستان تکیه میکرد. بعد از 1906 کورل برای مدت زیادی نوشتن را رها کرد. زمانی که دوباره کار را شروع کرد، آثارش از نظر لحن، کمیک و طنزآلود بود. «روح دیوانه» (L'Âme en folie, 1919)، تنها موفقیت مورد پسند عامة او، کمدیای بود که احساسات انسانی و حیوانی را مقایسه میکند. وی در 1916 برای عضویت در فرهنگستان فرانسه انتخاب شد.
(ت. 1675، انگلستان- و. 11 دسامبر 1747، لندن) کتابفروش لندنی که بهخاطر جر و بحثهایش با الگزندر پوپ در خاطرهها مانده است.کرل در 1705 کتابفروش شد و تا 1708 در پیشه خود فرد موفقی شده بود. در 1716 «اشعار درباری» (Court Poems)را منتشر و القا کرد که پوپ یکی از شعرای سراینده این مجموعه بوده است. پوپ در تلاش برای جلوگیری از این انتشار، کرل را در یک میخانه ملاقات کرد و او را دست انداخت و کتابی طنز با عنوان «شرح کامل و واقعی انتقام وحشتناک بیرحمانه با سم از پیکر آقای ادموند کرلِ کتابفروش» (A Full and True Account of a Horrid and Barbarous Revenge by Poison on the Body of Mr. Edmund Curll, Bookseller, 1716)را نوشت. پوپ همچنین کرل را در کتاب «دانسیاد» (The Dunciad, 1728) مسخره کرد. کرل در 1716 و 1721 در محکمه مجلس عوام بهخاطر مطالب منتشرهاش در مورد اعضای آن توبیخ و مؤاخذه و در 1725 محکوم شد و در 1728 بهعلت انتشار مطالب مستهجن جریمه شد. در واقع سوء شهرت وی، اصطلاح «کرلیسیسم» (Curlicism) را مترادفی برای ابتذال و وقاحت ادبی ساخت.زمانی که کرل چاپ «نامهنگاری ادبی آقای پوپ» (Mr. Pope's Literary Correspondence, 1735)را اعلام کرد، پوپ باعث شد همه کتابها توقیف شوند. اما کتاب برای کرل مسترد شده بود و این ثابت کرد که پوپ انتشار نامههای کرل را موذیانه شروع کرده تا اینکه بهانهای برای چاپ کتاب خودش (1737) فراهم آورد. کتابهای زیادی توسط کرل چاپ شدند که شامل تعداد زیادی آثار زندگینامه، تاریخ، آثار فردی و جمعی ادبی معتبر و کتابهای نقد هستند.
نام کاملاو تامس الن مانرو کرنو (ت. 17 ژوئن 1911، تیمارو، نیوزلند) یکی از شاعران مهم و مدرن نیوزیلند.کرنو در دانشگاه نیوزلند الهیات خواند. در 1933 اولین کتاب شعرش به نام «دره تصمیم» (Valley of Decision) منتشر شد. طی دهههای 1930 و 1940 کرنو در کسوت روزنامهنگار کار کرد و از 1951 تا 1976 در دانشگاه اوکلند انگلیسی درس داد.الهامبخش بعضی از اولین اشعار کرنو بحرانهای دینی و شخصی است. دیگر اشعار اولیه وی به سمت هجو سیاسی و اجتماعی گرایش دارند. از آثار سنجیده کرنو اشعاری است که بیشتر با مرکزیت نیوزیلند و بهخصوص تاریخ آن سروده شده است؛ او در اتفاقات شخصی و تاریخی در جستوجوی معنای گستردهتر استعارهای جهانی و همگانی بود.مجموعههای شعر بعدی کرنو شامل «اتاقی کوچک با پنجرههای بزرگ» (A Small Room with Large Windows, 1962)، «درختان، آدمکها، اشیاء متحرک» (Trees, Effigies, Moving Objects, 1972)، «تو وقتی به آنجا برسی خواهی دانست: اشعار 81-1979» (You Will Know When You Get There: Poems 1979-81, 1982) و «اشعار منتخب، 1989-1940» (Selected Poems, 1940-1989, 1990) است. او همچنین چند نمایشنامه نوشت و دو کتاب شعر نویسندگان نیوزیلندی را ویرایش کرد: «کتاب شعر نیوزیلند 45-1923» (A Book of New Zealand Verse 1923-45, 1945) و «کتاب پنگوئن در زمینة شعر نیوزیلند» (The Penguin Book of New Zealand Verse, 1960).
غزلوارهای کوتاهشده و یا مختصر؛ بهخصوص غزلوارة 11 سطری با قافیه abcabc dcbdc یا abcabc dbcdc با آخرین سطر در انتها، یا نیمسطر. این واژه را جرارد منلی هاپکینز برای توصیف فرمی بهکار برد که در اشعاری مانند «زیبایی رنگارنگ» (Pied Beauty) و «صلح» (Peac) استفاده کرده بود. کرتال هماکنون واژهای کهنه به معنی «کوتاه شده» است.
(ت. 24 فوریه 1824، پراویدنس، رود آیلند، ایالات متحده- و. 31 آگوست 1892، استیتن، آیلند، نیویورک) نویسنده امریکایی، سردبیر و رهبر اصلاح دستگاه اداری.کرتیس در اوایل زندگی دو سال عمرش را در جمعیت بروک فارم و مدرسه گذراند. سپس به اروپا، مصر و فلسطین سفر کرد. وی در 1850 به New York Tribune پیوست. بهخاطر سفرهایش سخنران مشهوری شد و «یادداشتهای نیل یک حواجی» (Nile Notes of a Howadji, 1851)و «حواجی در سوریه» (The Howadji in Syria, 1852)را منتشر کرد. در کسوت دستیار سردبیر Putnam's Monthly Magazine و نویسنده ستون «صندلی راحتی» (The Lounger) در Harper's Weeklyو ستون «صندلی راحت» (The Easy Chair) در Harper's Magazine، نویسندة پرکاری بود. تعدادی از مقالات وی بهخصوص در «مقالات پوتیفار» (The Potiphar Papers, 1853)، که هجوی در مورد جامعه اهل مد بود، و «پرو و من» (Prue and I, 1856) جمعآوری شدهاند.
رمان آداب معاشرت اثر ایدیت وارتون، که در 1913 منتشر شد.رسم معمول سرزمین داستان آنداین اسپرگ، زن جوانی با آرزوهای اجتماعی است که والدین ثروتمندش را متقاعد میکند منطقة میدوست امریکا را ترک کنند و ساکن نیویورک شوند. در نیویورک او توجه مرد جوانی از طبقه بالای جامعة نیویورک را جلب و با او ازدواج میکند. این ارتباط و همة ارتباطات بعدی او، عمدتاً بهخاطر طمع و جاهطلبی بسیار وی، منجر به نارضایتی میشود.
لقب مری یا مال فریت (ت. 1584، لندن، انگلستان- و. 26 جولای 1659، لندن) بدنامترین عضو مؤنث دنیای جنایتکاران قرن هفدهم انگلستان.او در لندن به دنیا آمد و حرفهاش بهعنوان جیببر یا کیفزن شروع کرد، اما بعد از چهار بار دستگیر شدن، خود را به شکل مرد درآورد و به راهزنی روی آورد. تا اینکه دستگیر و مدت کوتاهی در نیوگیت زندانی شد. او سپس با بازکردن مغازهای در فلیت استریت، شغل امنتر و پرسودتری در دنیای جنایتکاران بهدست آورد. او در این فروشگاه چندین سال اشیای دزدی را میخرید و میفروخت. اجناس را از دزدها میگرفت و برای ثروتمندان اجناس لازم را تهیه میکرد تا وقتی که در 74 سالگی در اثر آب آوردن به مرگ طبیعی از دنیا رفت.کاتپرس موضوع نمایش «دختر جنجالی» (The Roaring Girle/ اجرا در 1604؛ چاپ در 1611) اثر تامس میدلتون و تامس دِکِر بود.
ژانر فرعی علمی-تخیلی مرکب از آثاری که مشخصهشان ضدقهرمانهای ضدفرهنگ اسیر در آیندهای مدرن و فاقد صفات انسانی است.واژه سایبرپانک را بروس بتک وضع کرده است. او داستانی با این عنوان در 1982 نوشت. وی این واژه را از کلمات سایبرنتیکز (cybernetics)، علم جایگزینی کارها و اعمال بشری با کارهای کامپیوتری شده، و پانک (punk)، موسیقی گوشخراش و احساس پوچگرایی که در فرهنگ جوان طی دهه 1970 و 1980 توسعه یافته است، میگیرد.ریشههای سایبرپانک از داستان بتک عبور میکند و به داستان تکنولوژیکی دهه 40 و 50؛ به نوشتههای سمیوئل آر. دیلینی و نویسندگان دیگر، که مضامین ازخودبیگانگی (مسخ) در آینده مدرن را پی گرفتند؛ و به نقد بروس استرلینگ، که در دهه 1970 پیشنهاد کرد ادبیات علمی- تخیلی به نگرانیهای اجتماعی و علمی روز بپردازد، میرسد. گرچه تا انتشار رمان «نورومانسر» (Neuromancer) اثر 1984 ویلیام گیبسن، سایبرپانک بهعنوان یک حرکت و جنبش، در چارچوب ژانر شکل نگرفت. اعضای دیگر مکتب سایبرپانک استرلینگ، جان شرلی و رودی راکر هستند.
[یونانی آن kýklos، معنای تحتاللفظی آن حلقه، دایره] 1- گروه یا دستههایی از آثار (نظیر اشعار، نمایشها، رمانها یا آوازها) که موضوعی مشابه را مطرح میکنند. 2- مجموعههای کامل شعری یا داستانهای منثور (معمولاً از نویسنده مختلف) که معمولاً به کارهای قهرمانی و بزرگ قهرمانان زن و مرد افسانهای و همردیفان آنها میپردازد.واژه اشعار دورهای اولینبار در اواخر دورة کلاسیک برای ارجاع به اشعار مستقلی که بعد از هومر منتشر شد، بهکار رفت؛ این اشعار برای تکمیل گزارش هومر از جنگ تروا و بازگشت قهرمانان به وطنشان بود. دورة کلاسیک دیگر یونان گروه «تبان» (Theban) است که به اُئدیپوس و فرزندان وی میپردازد.رمانس قرون وسطا در سه دوره مهم و اصلی طبقهبندی شده است: موضوع رُم کبیر، موضوع فرانسه و موضوع بریتانیا. موضوع رُم، که یک نامگذاری غلط است، به همه قصههای مشتق از ادبیات کلاسیک لاتین ارجاع میدهد. موضوع فرانسه شامل داستانهایی از شارلمانی و 12 نجیبزاده همدم اوست. موضوع بریتانیا به قصههای شاه آرتور و شوالیههایش، قصههای تریسترم، و قصههای مستقلی که زمینهای انگلیسی دارند نظیر «مردی از واریک» (Guy of Warwick) مربوط میشود. گروهی از نمایشهای اسرارآمیز که بهطور مرتب در شهرهای گوناگون در انگلستان اجرا شدهاند، نیز به مجموعه معروف هستند (نکCHESTER PLAYS؛N-TOWN PLAYS؛ WAKEFIELD PLAYA؛ YORK PLAYS). کلمه cycle همچنین برای مجموعههایی از شعر، نمایش یا رمان استفاده شده که در موضوع با هم مرتبطاند مانند «خانوادة روگون ماکار» (Rougon Macquart)اثر امیل زولا، که مجموعهای از بیست رمان (93-1871) که سرگذشت خانوادهای را ترسیم میکند.
نام کامل او، خوئان د لا کوئوا د گاروسا (ت. حدود 1550، سویل [اسپانیا]- و. 1610، سویل) نمایشنامهنویس و شاعر اسپانیایی، یکی از اولین نویسندگان اسپانیایی که از قالبهای کلاسیک جدا شد و از موضوعات ملی و تاریخی استفاده کرد. کوئوا با چاپ نمایشهایش و بنابراین انتقال نمونههای بکر ولو معمولی نمایش اسپانیایی به آیندگان، با معاصرینش تفاوت دارد. نمایشهای کوئوا در مجموعة «اولین قسمت کمدیها و تراژدیها» (Primera parte de las comedias y tragedias, 1583) شامل آثاری نظیر «تراژدی آژاکس تلامون» (Tragedia de Ayax Telamón) و «تراژدی مرگ ویرجینیا» (Tragedia de la muerte de Virginia) از موضوعات یونانی- رُمی کمک گرفت. کوئوا بهخصوص در اقتباس از افسانههای اسپانیایی قرون وسطا و ترانههای عامیانه مهارت داشت. «تراژدی هفت شاهزاده از لارا» (Tragedia de los siete infantes de Lara, 1588) و «مرگ پادشاه دون سانچو» (La muerte del rey don Sancho, 1588) را بعدها لوپه د وگا و رماننویسهای رمانتیک استفاده کردند و رسالهاش در باب شعر با نام «نمونه شاعرانه» (Ejemplar poético, 1606) پیشینة مهمی برای «هنر جدید نوشتن آثار کمدی» (Arte nuevo de hacer comedias)اثر وگا بود. نمایشهای مهم دیگر کوئوا شامل کمدیهای هجوآمیز اسطورهای «تاراج رُم و مرگ دوک بوربون» (El saco de Roma y muerte de Borbón) و «سخنچین» (El infamador, 1581) است.
(نام کامل آن دایرةالمعارف یا فرهنگ عمومی هنرها و علوم)، دایرةالمعارف دوجلدی که بهصورت الفبایی مرتب شده است. افریئم چیمبرز آن را تألیف و ویرایش کرد و در 1728 منتشر شد. این اثر در زمینه هنرها و علوم است و نام اعلام و اماکن را شامل نمیشود. در پی مرگ چیمبرز و بعد از کار مجدد جان لوئیس اسکات و سپس جان هیل فالوینگ مطالب هفت کتاب اضافی و متمم در دو جلد کتاب رحلی در 1753 با نام «مکمل» (Supplement) منتشر شد.اگرچه چیمبرز دعوت به چاپ دایرةالمعارف را به فرانسه نپذیرفت، ترجمه فرانسه آن نقطه شروع «دایرةالمعارف» (L'Encyclopédie)، دایرةالمعارف بزرگ قرن هجدهم فرانسه، شد که دنی دیدرو فیلسوف و مترجم فرانسوی و ژان دالامبر ریاضیدان فرانسوی آن را منتشر کردند.
جمع آنCyclopes، [یونانی آن kýklōps، از kýklos به معنی حلقه، دایره، چرخ +ōps به معنی چشم، چهره] در اساطیر یونان، نژادی از غولها با یک چشم در وسط پیشانی. در اثر هومر، سایکلاپسها آدمخوار بودند و زندگی روستایی و ابتدایی در سرزمینی دور (بهطور سنتی سیسیلی) داشتند؛ اودیسه دارای ماجرای معروفی است که در آن اُدیسئوس با کور کردن سایکلاپس پولیفموس از مرگ میگریزد. در هسیود، سایکلپسها سه پسر اورانوس و گائه- آرگس، برونتس و استروپس- (تابان، تندرساز، رعدساز)، که صاعقههای زئوس را برایش میساختند، بودند.
(یونانی آن kyklōps) نمایش طنزآلود اثر ائوریپیدس، تنها نمایش کامل این نوع که موجود است. تاریخ اولین اجرای آن نامعلوم است. ساتیرهای (موجودی افسانهای نیمهبز و نیمهانسان) ترسو و تنبل این نمایش به همراه پدر پیرِ شرمآورشان سیلنوس، بردگان سایکلاپس پولیفموس، آدمخوارِ یکچشم، در سیسیلی هستند. ادیسئوس در آبوهوای نامساعد به سیسیلی میرود و سرانجام او (مانند روایت هومر از اودیسه) موفق میشود سایکلاپس را کور کند و به اسیران امکان فرار دهد.
کمدی پنج پردهای اثر ویلیام شکسپیر، یکی از نمایشهای دورة آخر وی که اولینبار در 10ـ 1609 اجرا و در 1623 در قطع رحلی منتشر شد.سیمبلین، که در عالم پیش از مسیحیت جریان دارد، موضوع اصلی خودش را، که شرطبندی شوهری روی وفاداری همسرش است، از «دکامرون» (Decameron) اثر جووانی بوکاتچو میگیرد. در این نمایش سیمبلین، پادشاه انگلستان، تکلیف میکند که دخترش ایموگن باید با پسرخواندهاش ازدواج کند. اگرچه ایموگن پنهانی با پوستموس ازدواج کرده است. وقتی سیمبلین به این راز پی میبرد، پوستموس را تبعید میکند. پوستموس به رم میرود. در آنجا یاچیمو را ملاقات میکند و روی عفت و پاکدامنی ایموگن شرطبندی میکند. با کلک و حقه یاچیمو از ایموگن علامتی و نشانهای میگیرد که او برای متقاعد کردن پوستموس از بیوفایی ایموگن استفاده میکند. پوستموس خدمتکاری را برای ایموگن میفرستد، اما خدمتکار بهجای انکار او را از نقشه آگاه میکند و او خودش را به شکل پسری جوان درمیآورد و به سمت رم به راه میافتد. ایموگن در ویلز راه خودش را گم میکند و با لرد بلاریوس و دو برادرش، که او فکر میکرد مردهاند، برخورد میکند (بلاریوس پسران سیمبلین را به تلافی تبعید ناحقاش ربوده بود). پوستموس (که رم را ترک کرده است)، ایموگن و برادرانش درگیر پیشروی ارتش رم میشوند که برای جمعآوری خراجی روانه شده بودند که سیمبلین پرداخت آن به رم را رد کرده بود. نیروهای درگیر و ارتش سیمبلین بیشتر بهخاطر شجاعت پوستموس و ایموگن دوباره به هم میپیوندند و سیمبلین با آنها و بلاریوس آشتی میکند.
Cynddelw Brydydd Mawr \'kən-'thel-'ü, 'brə-'dith-'ma r\
(«کنتلو شاعر بزرگ») (شکوفایی. 1200- 1155) شاعر برجستة ویلز در قرن دوازدهم، شاعر دربار مادگ آپ ماردود، شاهزادة پوویس (و. 1160) و پس از آن دشمن مادگ اووین گوئینِد، شاهزادة گوئیند (و. 1170). تقریباً 50 شاعر باقیماندة منتسب به وی، به سنت شاعرانة کهنهگرای سنجیدة ویلز تألیف شدهاند و حاوی اشعار دینی اندک و تعداد زیادی مرثیه برای مهتر شاهزادگان در سراسر ویلز است. بنابراین بهنظر میرسد کاندلو استاد شعر همه ویلز بوده است.
Cynewulf or Cynwulf or Kynewulf \'kin-ə-'wulf, 'kin-'wulf\
(شکوفایی قرن هشتم یا نهم نورتامبریا یا مرسیا [اکنون در انگلستان]) نویسندة چهار شعر انگلیسی قدیم که دستنویسهای اواخر قرن دهم آن حفظ شده است. «هلنا» (Elene) روایت پیدا کردن صلیب واقعی توسط سنت هلنا و «سرنوشت حواریون» (The Fates of the Apostles) در کتاب ورسلی موجود است. «معراج» (The Ascension)(«مسیح دوم» (Christ II) نیز نامیده میشود) نسخه تغزلی از موعظهای اثر پاپ گرگوری اول است که بخش دوم «مسیح» (Christ)، سهگانهای از نویسندگان گوناگون، را تشکیل میدهد. معراج و «ژولیانا» (Juliana)هر دو بازگویی زندگی سنت ژولیانا به نثر لاتین در کتاب اکستر است. مؤخره هر شعر، دعا برای نویسنده، دارای ویژگیهای معرف حروف f، l ، u ، w ، (e)، n ، y ، c است، که گمان میرود نام وی را هجی میکند. قطعه قافیهداری در هلنا ثابت میکند که نویسنده اهل نورتامبریا یا مرسیا بوده است. از او هیچ اطلاعی به جز اشعارش نداریم. حقیقت این است که همه اشعار وی براساس منابع لاتین هستند و حکایت از این دارد که وی احتمالاً یک روحانی فاضل بوده است.اگرچه این اشعار توان و نوآوری چندانی ندارند، اما بیشتر از بازگوییهای ساده صرف هستند. تصویرپردازی از زندگی روزمره قدیمی انگلیس و از سنت حماسی آلمانی، به توصیف مبارزات و سفرهای دریایی حیات میبخشد. در چنین زمانی، شاعر، یک صنعتگر دقیق و ماهر، آگاهانه وضوح مطلب اصول معانی و بیان لاتین را برای رسیدن به وضوح مطالب و پیش رفتن داستان به شکلی منظم بهکار میبرد که برخلاف آشفتگی و اطناب کلام، کاملاً سبک بومی انگلیسی است. چندین شعر، که اثر کینوولف نیست، بهسبب موضوع آنها به او نسبت داده شده است. این اشعار شامل دو زندگینامه سنت گوتلاک (St. Guthlac) و «اندرئاس» (Andreas) است. همچنین در «گروه کینوولف» (Cynewulf group) چند شعر، که موضوعشان مسیح است، وجود دارد که مهمترین آنها «رویای مسیح مصلوب» (The Dream of the Rood) است.
جمع آنcynganeddion[ویلزی، ترجمه لغوی آن همخوانی غیرمصوتها، هماهنگی] در شعر ویلزی، سیستم دقیق و دشوار در همگونی آوایی و قافیه درونی که در اوزان دقیق 24 شعر باردیک (شاعرانه) ویلزی اجباری است. کنگهانت، بهوسیلة صناعت علم عروض شاعران دورهگرد اولیة قرن سیزدهم توسعه یافته بود و در کِرویس آیستدفود (انجمن شاعران دورهگرد) 1524 بهطور رسمی تدوین شد. بدینترتیب صناعت، زینت اجباری اشعار در اوزان (فنون شعری کلاسیک) شد. چهار نوع کنگهانت اساسی وجود دارد، اما در داخل آنها تعدادی اصلاح و تغییر وجود دارد. ویژگی و مشخصه همه بهغیر از سادهترین قالبها، اصل همگونی آوایی مکرر است که ایجاب میکند غیرمصوتهای مشابه در نظمی مشابه در رابطه با تکیه اصلی روی هر نیمسطر بهکار رود، مثل آنچه در دوبیتی ذیل مشاهده میشود:Dwyn ei géiniog/ dangẃynawdngndngnRhoi angen ún / rhewng y ńawRhngnrhngn(«او پنی خودش را در میان شکوه و شکایتها به خانه میبرد و نیاز یک نفر را در نه نفر برطرف میکند.»)
Cyrano de Bergerac \'sir-ə-nō-də-'bər-zhə-'rak, French sē-ra-nō-de-ber-zhə-
نمایشنامه منظوم در پنج پرده اثر ادمون روستان، که در 1897 به نمایش درآمد و سال بعد چاپ شد.داستان در پاریس قرن هفدهم جریان دارد. حادثه بر محور مسائل عاطفی سیرانو، نجیبزاده و ماجراجویی، میچرخد که علیرغم استعدادهای خدادادی بسیار، احساس میکند بهسبب بینی بسیار بزرگش هیچوقت زنی نمیتواند او را دوست داشته باشد. سیرانو، که عاشق رُکسان زیباروی است، مخفیانه قبول میکند به کریستیان، رقیب خود که قدرت بیان ندارد، کمک کند. کریستیان با دادن اشعار عاشقانه، سخنرانیها و نامههای سیرانو بهعنوان کارهای خودش، قلب رُکسان را بهدست میآورد. سرانجام کریستیان درمییابد که رکسان او را بهسبب خصوصیات سیرانو دوست دارد نه برای خودش و او از سیرانو میخواهد که هویت خودش را برای رکسان فاش کند. سپس کریستیان به جبهه جنگ اعزام میشود و جانش را از دست میدهد. سیرانو در مورد نقش خودش در جلب نظر رکسان ساکت میماند. سالها بعد سیرانو در آخرین روزهای زندگی، رُکسان را میبیند و یکی از نامههای عاشقانه را از حفظ میخواند. رکسان میفهمد که این سیرانو است که او را دوست دارد و سیرانو شادمان میمیرد.سیرانو دو برژراک فقط براساس نام نجیبزادهای با همین نام در قرن هفدم است که بهسبب ماجراهای متهورانه و بینی بزرگش معروف بوده است.
(ت. 6 مارس 1619، پاریس، فرانسه- و. 28 جولای 1655، پاریس) هجونویس و نمایشنامهنویس فرانسوی که آثارش آمیزهای از هجو سیاسی و علمی- تخیلی است و الهامبخش برخی از نویسندگان بعدی بود. آثار او اساس بسیاری از افسانههای رمانتیک ولی غیرتاریخی بودهاند.سیرانو وقتی جوان بود، به جوخة سربازان نگهبان پیوست و در 1640 در محاصرة آراس زخمی شد. او در سالهای بعد بهدلیل تحصیل نزد پیئر گاسندیِ فیلسوف و ریاضیدان، از شغل نظامیاش دست کشید. سیرانو تحت تأثیر نظریههای علمی و فلسفه غیرمعمول گاسندی، دو اثر معروفش را به نامهای «تاریخ کمیک حکومتها و امپراتوری ماه» (Histoire comique des états et empires de la lune) و «تاریخ کمیک و امپراتوریها خورشید» (Histoire comique des états et empires du soleil)را نوشت. این داستانهای سفر خیالی به ماه و خورشید، که بعد از مرگش در 1656 و 1666 چاپ شدند، عقاید دینی و ستارهشناسی قرن هفدهم را، که بشریت و زمین را بهعنوان مرکز خلقت میدید، هجو میکنند. تراژدی «مرگ اگریپین» (La Mort d’Agrippine, 1654)، که مظنون به کفرگویی بود، و کمدی «دانشمند قلابی» (Le Pédant joué, 1654) نمایشنامههای سیرانو هستند. تا زمانیکه نمایشهای کلاسیک سلیقه حاکم بودند، نمایشنامة فکاهی دانشمند قلابی به دیدة تحقیر نگریسته میشد. اما گیراییهای آن برای خوانندگان امروزی جالب است. مولیئر نیز جذب این اثر شد و دو صحنه از نمایش «حیلهگریهای اسکپین» (Les Fourberies de Scapin) را براساس آن نوشت. «نامهها»ی(Lettres) سیرانو، که ویژگی برجستة آنها استعارههای متهورانه و بدیع است، بر این دلالت دارند که وی استاد نثر باروک است. معاصرین وی نامهها را بهصورت مسخرهای تصنعی میدانند، اما آنها در قرن بیستم بهعنوان نمونههایی از سبک باروک با ارزش شمرده شدند.
در اساطیر یونان، یک الهه، دختر هوپسئوس (پادشاه لاپیتس) و خلیدانوپ (الهه آبهای روان). یک روز سایرینی شیری را که به گلههای پدرش حمله کرده بود، به خاک میافکند. آپولو که تماشا میکرد، عاشق او شد و او را از مونت پلیون در تسالی به لیبی برد. در آنجا او شهر سایرینی را بنا گذارد و او را ملکة آنجا کرد. سایرینی و آپولو مادر و پدر آریستئوس و ایدمونِ پیشگو هستند.
جمع آنcywyddau [واژهای ویلزی] یک قالب شعر ویلزی، قصیده کوتاهی با وزن مزدوج (یا گاهی سهتایی) که از استفاده کِنگهانت (نظام پیچیده همگونی آوایی و قافیه درونی) استفاده میکند. بهخصوص شعری که مبتنی بر مزدوجهای سطرهای 7 سیلابی با کنگهانت گوناگون و قافیههای پایانی که بهطور متناوب برسیلابهای تکیهدار یا بدون تکیه میافتد.کویت را داوید اپ گوئیلیم در قرن چهاردهم در ویلز شمالی گسترش داد. کویت قرابت و شباهتش را با قالبهای استفادهشدة «آوازخوانهای دورهگرد گروه جنگ [پادشاه]»، دومین رتبه در نظام شعری ویلزی، و با دو گروه آوازخوانهای دورهگرد فرانسه ترووِر و ژانگلور نشان میدهد. کویت قالب مهم شعر ویلزی از قرن چهاردهم تا اوایل قرن هفدهم بود. این قالب و قالبهای شاعرانه دیگر را مکتب کلاسیک شاعران ویلزی در نیمه قرن هجدهم و دوباره در قرن نوزدهم احیا کردند. آن دسته از شاعران مدرن ویلزی که به قالبهای خشک (یعنی کلاسیک) تمایل بیشتری نشان میدهند تا به اوزان آزادی که از آوازهای عامیانة ویلزی و از شعر انگلیسی مشتق میشوند، باعث میشوند این قالب همچنان مورد استفاده قرار بگیرد.
(ت. 15 مارس 1903، لوبلین، لهستان، امپراتوری روسیه- و. 9 سپتامبر 1939، لوبلین) شاعر لهستانی که بهسبب تلفیق تکنیکهای پیشگام و سبک غنایی سنتی و وزنهای عامیانه معروف است.چکوویچ، که فرزند خانوادهای فقیر بود، که در مدرسه عالی معلمان تحصیل کرد. سبک وی بهطور متظاهرانهای مدرن و بهعلت استفاده صحیح کلمه، به عبارتی با کمترین واژه بیشترین معنا را رساندن، فوقالعاده است، اما اشعار وی بهخاطر استفاده گستردهاش از استعاره عاطفی باقی میماند. اولین مجموعه شعرش با نام «سنگ» (Kamień, 1927)، «یک روز مثل روزهای دیگر» (Dzień jak codzień, 1930)، «بالادی از آن سو» (Ballada z tamtej strony, 1932)، «در نور» (W blyskawicy, 1934)، «دیگر هیچ چیز» (Nic wiecej, 1936) و «نغمه انسانی» (Nuta czlfowiecza) منتشر شد. لحنی مهربان، که دلواپسی شالودة آن را شکل میدهد، مشخصه این آثار هستند و رویاها و اسطورهها سرشارند.آثار وی از «فاجعه هراسی» نیز آکنده است؛ یعنی هراس از یک آتشسوزی سراسری و هراس از مرگ خودش. چکوویچ، که از 1930 در ورشو زندگی کرده بود، بعد از یورش آلمان در 1939 به زادگاهش لوبلین، بهسرعت ورشو را ترک کرد، اما در بمباران نیروی هوایی آلمان در آنجا کشته شد. او در بعضی موارد با آوانگاردا کراکوفسکا، جنبش پیشرو ادبی لهستان بنیان نهاده شده در کراکوف، مرتبط شمرده میشود.
نام اصلی او ماریا شومسکا (ت. 6 اکتبر 1889، روسوف، نزدیک کالیش، لهستان امپراتوری روس- و. 19 می 1965، ورشو، لهستان) نویسنده و منتقد ادبی لهستانی که بهطور خاص بهسبب روایت حماسی چهارجلدیاش یعنی «شبها و روزها» (Noce i dnie, 1932-34)، که در میان مردم و منقدان یکی از بهترین آثار نثر لهستانی بهشمار میرود، شناخته شده است.دومبروفسکا در لهستان و بلژیک و در دانشگاه لوزان سوئیس تحصیل کرد و پیش از جنگ جهانی دوم در فرانسه و بریتانیا زندگی کرد. در 1909 نوشتن مقالههایی را برای روزنامههای لهستانی در موضوع اصلاحات سیاسی و اقتصادی و جنبش تعاونی آغاز کرد. نخستین داستان کوتاه او «یانِک» (Janek) در 1914 منتشر شد. او طی دهة 1920 سه مجموعه داستان کوتاه را منتشر کرد که یکیشان «مردم آنجا: مجموعهای از قصهها» (Ludzie stamtąd: Cykl opowieści, 1926) بود که از همدردی همیشگی او با طبقة رعایا نشأت میگرفت. دیگر مجلد داستانی او، «ستارة صبح» (Gwiazda zaranna, 1955)، که داستان برگزیده «عروسی روستایی» (Na wsi wesele) را دربر داشت، در 1957 در انگلستان با همین نام منتشر شد.دومبروفسکا در 1932 نخستین جلد از رمان کلاسیک چهارجلدیاش با نام شبها و روزها را خلق کرد. این اثر، که اغلب با دیگر داستانهای بلند خانوادگی همچون «بودنبروکها» (Buddenbrooks) اثر توماس مان قیاس شده است، سرگذشت بوگومیل و باربارا از رابطة عاشقانه و سپس ازدواج و تولد فرزندانشان تا سن پیری و سرانجام مرگ بوگومیل (از 1863 تا 1914) را دربر میگیرد. مضمون ظرفیت انسان برای پیشرفت در شرایط نامشخص در آثار دومبروفسکا زیرکانه و ژرفکاوانه ساخته و پرداخته شده است.دومبروفسکا علاوه بر شاهکارش و داستانهای کوتاهش، دو نمایشنامة تاریخی و چند مقاله نیز نوشت که مجموعه مقالات انتقادی دربارة جوزف کنراد، نویسندة انگلیسی لهستانزاده، با عنوان «مقالات دربارة کنراد» (Szkice o Konradzie, 1959) از آن جمله است. او همچنین آثار خارجیزبان زیادی به لهستانی ترجمه کرد که یادداشتهای ساموئل پپیس انگلیسی قرن هفدهمی از نمونههای برجسته آن بود.او در طول زندگیاش به فعالیت در موضوعات سیاسی و اجتماعی ادامه داد و پس از مرگش با تشریفات رسمی به خاک سپرده شد. «ماجراهای یک متفکر» (przygody człowieka myślącego) رمانی بود که با مرگش ناتمام ماند و در 1970 منتشر شد.
(ت. 29 جولای 1605، مِمل، پروس شرقی [اکنون در لیتوانی]- و. 15 آوریل 1659، کونیشسبرگ [کالینینگرات کنونی، روسیه]) شاعر پروسی که بهعنوان رهبر گروه شاعران طبقه متوسط کونیشسبرگ قرن هفدهم مشهور بود. گروه کونیشسبرگ بهسبب اینکه فشار روحی و آشفتگی دورة «جنگ سیساله» را انعکاس میداده در اوایل ادبیات باروک از اهمیت برخوردار بوده است.داخ در 1639 به مقام استادی شعر در دانشگاه کونیشسبرگ نائل آمد. مشخصة شعر خاص او، که ولادتها، مرگها و ازدواجهای طبقة متوسط کونیشسبرگ را زنده نگاه میداشت، نوعی سادگی دلنشین و قابلیت موسیقیایی است. با وجود این، او در شعرهای حاوی عناصر ترانههای عامیانه و در شعرهای مذهبی از این شیوة مرسوم پای فراتر نهاد.
(ت. 6 آوریل 1651، کاستر، فرانسه- و. 18 سپتامبر 1722، پاریس) دانشمند و مترجم ادبیات کلاسیک که با همسرش، آن، قسمتی از مجموعه ویرایشهای مشهور دِلفَن بر آثار لاتینی را بهعهده داشت.داسیه در سومور نزد تانگی لوفِور، اومانیست مشهور، تحصیل کرد و در 1683 با دختر او به نام آن ازدواج کرد. وی در 1695به ریاست کتابخانة لوور منصوب و عضو فرهنگستان زبان فرانسه شد و در 1713 رئیس دائمی فرهنگستان شد.آثار متکلف و تاحدی بیروح او شامل ترجمه هوراس، «شاعرانهها»ی (poetics) ارسطو، همپرسههای افلاطون، «ادیپوس» (Oedipus) و «الِکترا» (Electra) سوفوکلِس و «زندگیهای مشابه» (Parallel Lives) پلوتارک میشوند. وی آثاری از فِستوس و فلاکوس را برای انتشار در مجموعة دلفن ترجمه کرد.
نام خانوادگی اصلی او لوفِور (ت. 1654، پرویلی- سور- کلِز، فرانسه- و. 17 آگوست 1720، پاریس) مفسر، مترجم و ویراستار ادبیات کلاسیک که بهسبب ترجمهای که از «ایلیاد» (Iliad) و «اودیسه»(Odyssey) انجام داده است و بهواسطة کاری که بههمراه همسرش آندره داسیه در مجموعه ویرایشهای مشهور دِلفَن بر آثار کلاسیک لاتینی ارائه داده است در سراسر اروپا معروف است. آن داسیه دختر تانگی لوفِور انسانگرای فرانسوی بود، که او را به حوزة مطالعات کلاسیک وارد کرد و به او آموزش داد. آن در 1683 با آندرِه داسیه، یکی از دانشجویان پدرش (که او نیز به مطالعات و ترجمههای کلاسیک اشتغال داشت)، ازدواج کرد. داسیه پیش از ازدواجش ترجمههای برجستهای ارائه داده بود و بعداً ترجمههای منثور او از ایلیاد (1699) و اودیسه (1708) در سراسر اروپا برایش شهرت به ارمغان آورد. تا اندازهای بهسبب این ترجمهها بود که منازعة ادبی در مورد برتری نویسندگان کلاسیک نسبت به نویسندگان مدرن تحت عنوان منازعة قدیمیها و جدیدیها پا گرفت. یکی از مهمترین آثار او در این موضوع «دلایل افول ذوق» (Des causes de la corruption de goût, 1714) بود.
[یونانیِ آن dáktylos، در لفظ به معنی انگشت؛ بنا بر این حقیقت که هجاهای رکن موزون از نظر تعداد سه تا هستند مانند بندهای انگشت] در عروض، یک رکنِ موزون سههجایی که هجای نخستین آن تکیهدار است و دو هجای دیگرش بیتکیه (همچنانکه در «take her up tenderly»). داکتل بهعنوان یک وزن فرودی، در عروض سنتی بهصورت -ÈÈ (بلند، کوتاه، کوتاه) و در عروض انگلیسی بهصورت ′ÈÈ (تکیهدار، بیتکیه، بیتکیه) تقطیع شده است. این تقطیع ممکن است بهصورت óoo نیز نوشته شود. قسANAPEST.احتمالاً قدیمیترین و معمولترین وزن در شعر کلاسیک مصرعِ ششرکنی ضربآغاز است؛ وزن «ایلیاد» (Iliad) و «اودیسه» (Odyssey) هومر و دیگر حماسههای باستانی. وزنهای ضربآغاز در شعر انگلیسی نسبتاً نادر هستند و یکی از مشکلاتِ آنها این است که استفادة بلندمدت از ضربآغاز معمولاً تکیة واژة معمولی را غیرعادی جلوه میدهد و موجب تغییر منقطع در بیتها میشود. این وزنها تنها پس از آنکه شاعرانی همچون رابرت براونینگ و الجرنن چارلز سوئینبِرن بهطور موفقیتآمیزی آنها را در قرن نوزدهم بهکار بردند بهطور منظم منتشر شدند. ریتم ضربآغاز حرکت موزونی را ایجاد میکند؛ چنانکه در نمونة زیر از «نامزد آبیدوس» (Birde of Abydos) اثر لرد بایرون:′ÈÈ′ÈÈ′ÈÈ′ÈKnow ye the | land where the\ cypress and \ myrtle
در اینجا صورت متداول حذف یک هجای بیتکیه در پایان یک مصراع نیز دیده میشود.
در عروض سنتی، ترکیب موزونی که بهطور ویژه با شعرهای پیندار و باخولیدوس پیوند یافته است. شامل ترکیبهای متنوعی از هِمیاِیپز (-ÈÈ|-ÈÈ|-) و (-È-) است که اغلب با یک هجای آزاد به هم متصل شدهاند.
[واژهای فرانسوی، از dada، واژهای که کودکان به اسب میگویند] نهضت نیهلیستی در هنر که عمدتاً در فرانسه، سوئیس و آلمان از 1916 تا 1920 شکوفا شد و بر مبنای اصول ناعقلانیت تعمدی، بینظمی و بدبینی و انکار قوانین زیبایی و سازماندهی اجتماعی نهاده شده بود.در مورد چگونگی نامگذاری این نهضت پذیرفتهترین نظر این است که در طی جلسهای که در 1916 در کافة وُلتر متعلق به هوگو بال در زوریخ برگزار شد، یک کاغذ به درون فرهنگ لغتی فرانسوی- آلمانی نهادند که روی واژة dada قرار گرفت و سپس این واژه از جانب گروه، که آن را برای آثار ضدزیباییشناسی و فعالیتهای معارضهجویانه خود در نفرت از ارزشهای بورژوایی و یأسِ ناشی از جنگ جهانی اول مناسب میدیدند، برگزیده شد.مرکزیت این نهضت در ایالات متحده امریکا را گالری «291» اَلفرِد استیگلیتس و استودیوی والتِر آرِنزبِرگ در نیویورک داشتند. فعالیت شبهدادایی در امریکا، که علیرغم استقلالش همسو با زوریخ بود، ازسوی هنرمندان هنرهای بصری مانند مَن رِی و فرانسیس پیکابیا دنبال میشد. هنرمندان هم از طریق هنرشان و هم از طریق نشریاتی مانند The Blind Man و Rangwrong و New york dadaمیکوشیدند تا معیارهای زیباییشناسی معاصر را دگرگون کنند. پیکابیا با مسافرت بین ایالات متحده امریکا و اروپا مانند حلقة اتصال میان گروههای دادا در شهر نیویورک، زوریخ و پاریس عمل میکرد و نشریة ادواری 291او دربارة دادا در سالهای 1917-1924 در بارسلونا، شهر نیویورک، زوریخ و پاریس منتشر میشد.نهضت دادا در 1917 به برلین انتقال یافت و در آنجا ماهیت سیاسیتر به خود گرفت. هنرمندان برلینی نیز نشریات داداییای درآوردند: Club Dada ، Der Dada ، Jedermann Sein Eigner Fussball ، و Dada Almanach.در پاریس، دادا تحت نفوذ یکی از بنیادگذاران خود تریستان تسارای شاعر شکل ادبی گرفت. برجستهترینِ جزوات و مجلات دادایی Littérature (منتشر شده در 1919-1924) بود که شامل نوشتههایی از آندره برِتون، لویی آراگون، فیلیپ سوپو و پُل الوتار میشد.پس از 1922 دادا رو به ضعف نهاد و بسیاری از دادائیستها به سوررئالیسم علاقهمند شدند.
شعری از سیلویا پلات، که پس از مرگ او، در 1965 در مجموعهای به نام «اریئل» (Ariel) منتشر شد. «بابا»، که یکی از مشهورترین شعرهای پلات است، در دورة پرکاری او پیش از خودکشیاش در فوریه 1963 کامل شده است. شعر، در تصاویری که از حالات عادی بهسوی حالات شیطانی سیر میکند، باز نمون احساسات متعارض زنی در مقابل مرگ پدرش است که او را در کودکی از دست داده است.
(ت. 1916، آسینی، ساحل عاج) شاعر، نمایشنامهنویس، رماننویس و دولتمرد اهل ساحل عاج که آثارش هم از مضامین سنتی افریقای گذشته نشأت گرفته است و هم از نیاز به بیان تمایلات افریقای مدرن در زمینة مساوات، کرامت و آزادی. دادیه تحصیلات عالیه خود را در سنگال کسب کرد و در آنجا تعلق خاطر به یک جریان فرهنگ عامه و نمایشنامه او را به نوشتن نمایشنامهها ترغیب کرد. این علاقه زمانیکه او در 1947 به ساحل عاج بازگشت نیز ادامه یافت و به خدمت او تحت عنوان معلم، نویسنده، بنیانگذار «کارگاه هنری نمایشنامة ملی» و سرانجام وزیر فرهنگ (از 1961) برای ساحل عاج منجر شد.نخستین اثر منتشر شدة او مجموعة شعر «بیداری افریقا» (Afrique debout, 1950) بود که در پی آن دو مجلد داستان، «افسانههای افریقایی» (Légends africaines, 1954) و «لباس سیاه» (Le Pague noir, 1955) به چاپ رسید. علاقة دادیه به سنتهای شفاهی افریقا موجب شد که به جمعآوری و انتشار چندین مجلد از افسانهها، حکایتها، داستانهای عامیانه و امثال و حکمی بپردازد که احساس میکرد رکن اخلاقی جامعة افریقایی بهحساب میآیند. رمان خودزندگینامهای «کلمبیه» (Climbié, 1956) محیط اجتماعی ساحل عاج مستعمرهنشین را بازآفرینی میکند. «یک سیاه در پاریس» (Un Nègre à Paris, 1959) بررسیهای او دربارة جامعة پاریسی است و در قالب مکاتبهای ارائه شده است. دو رمان بعدی او «ارباب نیویورک» (Patron de New York, 1964) و «شهر بدون مرگ» (La Ville où nul ne meurt, 1968) زندگی و جامعة امریکایی و رومی را هجو میکند. او در فاصلة میان 1967 و 1970 یک مجموعه شعر دیگر و چندین نمایشنامه از جمله «آقای توگوجنی» (Monsieur Thôgô-gnini, 1970) منتشر کرد. از آثار اخیر او رمان «فرمانده تائورکالت و زن سیاهپوستش» (Commandant Taurcault et ses nègres, 1980) و مجموعه داستان کوتاه «داستانهای کوتوآس سامالا» (Les Contes de Koutou-As-Samala, 1982) هستند.
(«ماهرانه ساخته») در اساطیر یونان، معمار و مجسمهسازی که گفته میشود علاوه بر چیزهای دیگر، لابیرنت برای مینوس پادشاه کرت ساخت. وی بعدها از چشم مینوس افتاد و زندانی شد. دیدالوس بالهایی از موم و پر برای خود و پسرش ایکاروس ساخت و به سیسیل گریختند. ایکاروس تا نزدیکی خورشید پرواز کرد و هنگامی که دو بالش ذوب شد به دریا افتاد و غرق شد. جزیرهای که جسد او در آنجا ساحل گرفت، پس از آن ایکاریا نامیده شد.یونانیان باستان ساختمانها و مجسمههایی، که اصل آنها مفقود شده بود، را به دیدالوس نسبت میدادند. مرحلهای آغازین در هنر یونانی به نام پیکرتراشی دیدالی از او نام گرفته است.
(شکوفایی حدود 1497-1450) شاعری که مقتدرانه 24 وزن شعر وِیلزی را طبقهبندی و مشخص کرد و این وزنها در جشنوارة هنری کارماردِن یا گردهمایی شاعران در 1451 اعلام شدند. او، که در قالبهای شعری استاد بود، عاشقانههای غنایی، مدحها و مرثیههای فاخر و بهلحاظ تکنیکی کاملی سروده است. آثار او در مجموعهای به نام «کارِ داوید آب ادموند» (Gwaith Dafydd ab Edmwnd) گردآوری شده که تامِس رابِرتس آن را ویرایش کرده است.
(ت. حدود 1320، احتمالاً در بروگنین، کاردیگنشر، وِیلز- و.حدود 1380، استراتا فلوریدا، کاردیگنشر) شاعری که عموماً او را یکی از بزرگترین چهرههای ادبیات ویلز میدانند. او در سنت شعری فرمالیستی، نوعی اصالت، تازگی و بیپیرایگی، که تا آن زمان ناشناخته بود، رواج داد.از زندگی داوید اطلاع اندکی در دست است جز اینکه از خانوادهای اشرافی از ویلز جنوبی بوده و به اَنگِلسی و کارناروِنشر سفر کرده است. آدلها (قصاید) و کیویدها (ابیات مقفا)ی او نشان میدهد که در محیط هنری و شاعرانة ویلز تربیت شده و نیز سابقة ارتباط با محیط محلی «شاعران دربار شاهزادگان» داشته است. استفادة او از بعضی سنتهای شاعرانه و همچنین بهرهگیریاش از ساختارها و واژگان آزاد شعری، تأثیر خنیاگرها و استادان دورهگرد بر او را منعکس میکند. اشعار برجستة او توصیف استادانهای از زیباییهای طبیعت و عشق است.
(ت. قبل از 1440، نانمور، مریانِت وِیلز- و.حدود 1480، ویتلَند، کاماردنشِر) شاعر ویلزی و استاد قالب کیوید (Cywydd) که ویژگی اصلی آن ابیات مقفّا است. اشعار داوید مبیّن عقاید او دربارة سنّت و اشرافسالاری است. بیشتر اشعار او در حمایت از آرمانهای سیاسی سلسلة تودورها و بقیه عاشقانههای ساده و صمیمیاند. «گیسوان لیو» (Llio’s Hair) و «مرثیة دوشیزه» ( Maiden’s Elegy) بهترین کیویدهای وی محسوب میشوند. «اشعار داوید نانمور» (The Poetical Works of Dafydd Nanmor) را تامِس رابِرتس و آیوِر ویلیامز ویرایش کردهاند که در 1923 منتشر شده است.
(ت. 5 اکتبر 1923، اِلوْکارلِبو، سوئد- و. 4 نوامبر 1954، انِبوبَری، نزدیک استکهلم) نویسندة داستان کوتاه، رمان و نمایشنامه اهل سوئد که آثارش بیانگر حس تشویش مربوط به هستی، رایج در سالهای پس از جنگ جهانی دوم، بود.داگرمان در سمت ویراستار یک روزنامة طرفدار سندیکالیسم مشغول بهکار شد. همچنین با دو مجلة ادبی 40-tal (1947- 1948) و Prisma (1948-1950) همکاری میکرد. با نمایشنامة «محکوم به مرگ» (Den dödsdömde, 1948) به یک موفقیت مهم دست یافت. این نمایشنامه همچون رمانهای «مار» (Ormen, 1945) و «جزیرة محکومان» (De dömdas ö,1946) به ترور و نیاز به مقابلة مستقیم با آن به منظور رسیدن به پیروزی میپردازد. هر سة این آثار در سبکی بهشدت اکسپرسیونیستی به نگارش درآمدهاند. رمان او تحت عنوان «کودک مشتعل» (Bränt barn, 1948) مطالعهای روانشناختی است بر روی ارتباط مردی جوان با پدرش و معشوقة او. نوشتههای دیگر داگرمان شامل مجموعه داستانی است با نام «بازیهای شبانه» (Nattens lekar, 1947) و «خزان آلمانی» (Tysk höst, 1947) که یک اثر غیرداستانی دربارة آلمان پس از جنگ است و یک نمایشنامه با عنوان «در سایة مارت» (I Skuggan av Mart, 1949). آخرین کتاب او اثر منثوری است با عنوان «هزار سال با خدا» (Tusen år hos Gud, 1954) که پس از خودکشیاش منتشر شد.
(ت. 13 سپتامبر 1916، لَندَف، ویلز- و. 23 نوامبر 1990، آکسفورد، انگلستان) نویسندة انگلیسی که بهسبب نگارش کتابهای نبوغآسا و گستاخانه برای کودکان و داستانهای ترسناک برای بزرگسالان معروف است.دال از تحصیل دانشگاهی اجتناب کرد و به هیئت اعزامی به نیوفندلَند کانادا پیوست. پس از آنکه از 1937 تا 1939 در دارالسلام تانگانیکا در (تانزانیای امروزی) خدمت کرد، زمانیکه جنگ درگرفت در نیروی هوایی سلطنتی مشغول خدمت شد. پیش از آنکه بهعنوان معاون وابستة نظامی نیروی هوایی از 1942 تا 1943 در واشنگتن مأموریت یابد، با گردانش در یونان و سپس در سوریه خدمت کرد. در آنجا سی. اس. فارِستِر رماننویس او را ترغیب کرد تا دربارة مهیجترین تجارب خود در نیروی هوایی سلطنتی بنویسد، که این نوشتههایش در Saturday Evening Post منتشر شد. زندگی دال مملو از مصیبت بود: پدر و خواهرش، زمانیکه او سه سال داشت، فوت کردند، در مدرسه از رفتارهای بیرحمانه آسیب دید، یکی از فرزندانش از بیماری سرخک فوت کرد و فرزند دیگرش زمانیکه نوزاد بود آسیب مادامالعمر دید، همسر اولش پاتریشیا نیلِ بازیگر از مجموعهای از سکتههای فرساینده رنج برد.نخستین کتاب دال، «خانوادة گرملین» (The Gremlins, 1943)، برای شرکت والت دیزنی نوشته شد و بعدها به فیلم محبوبی تبدیل شد. او با کتاب «کسی مثل تو» (Someone Like You, 1953/ تجدید چاپ در 1961)، که مجموعه داستانی برای بزرگسالان بود، موفق شد عنوان پرفروشترین کتاب را از آن خود کند. این اثر با مجموعة «ببوس، ببوس» (Kiss, Kiss, 1959) دنبال شد. در میان کتابهای کودکان او، «جیمز و هلوی غولپیکر» (James and the Giant Peach, 1961) همچون «چارلی و کارخانة شکلاتسازی» (Charlie and the Chocolate Factory, 1964)، که براساس آن فیلم «ویلی وانکا و کارخانة شکلاتسازی» (Willy Wonka and the Chocolate Factory, 1971) ساخته شد، برای او موفقیت عمومی بهشمار میرفت. دال چندین فیلمنامه نیز نوشت که از میان آنها میتوان به «فقط دوبار زندگی میکنی» (You Only Live Twice, 1967) و «چیتی چیتی، بنگ بنگ» (Chitty Chitty Bang Bang, 1968) اشاره کرد.
رمانی که هنری جِیمز آن را نوشت و در 1878 در Cornhill Magazine و در 1879 بهصورت کتاب چاپ شد.شخصیت محوری این اثر (دیزی) زن امریکایی جوانی است که به همراه مادرش به اروپا سفر میکند. در آنجا یک امریکایی مقیم خارج به نام فرِدریک فورسایت وینتِربرن عاشق وی میشود. دیزی بهخاطر دوستیاش با یک ایتالیایی بدنام میشود. رفتار او وینتربرن و امریکاییهای دیگری را که در ایتالیا زندگی میکنند دچار حیرت میکند و آنها او را از خود میرانند. بعد از فوت دیزی، وینتربرن در مییابد که کارهای او بهخاطر طبیعت خودجوش، اصیل و بیتکلّفش بوده و شک وی نسبت به دیزی غیرموجه بوده. دیزی میلر همانند دیگر آثار جیمز، مقایسة سادگی امریکاییان و پیچیدگی اروپاییان بهمثابة ابزار قدرتمندی برای بررسی آداب اجتماعی است.
(ت. 29 آگوست 1708، وبنبَری، سوئد- و. 12 آگوست 1763، استکهلم) نویسنده و مورخی که اولین آثار مردمی و خوشخوان سوئدی را نوشت.دالین در دانشگاه لوند درس خواند. هنگامیکه محافل ادبی سوئد فهمیدند که او نویسندة اولین مجلة ادواری ادبی سوئدی است، مرکز توجه آنها شد. این مجله با عنوان Then swänska Argus(1732-1734) فوقالعاده محبوب بود و از دو مجلة TatlerوSpectator متعلق به جوزِف اَدیسون الگوبرداری شده بود. این مجلة ادواری در عرضة نظرهای عصر روشنگری در سوئد نقش داشت، اما زبان و سبک ادبی آن اهمیت دوچندانی داشتند چنانکه آن را راهنمای عصر جدید نثر سوئدی تلقی میکنند. هیچیک از دو آثار نمایشی دالین و شعر حماسی جاهطلبانه «آزادی سوئدی» (Swenska friheten, 1742) موفقیت بسیاری کسب نکرد. بهترین و محبوبترین اثر وی تمثیل و حکایت «قصهای دربارة اسب» (Sagan om hästen, 1740) است که در آن اسب معرف مردم سوئد و اربابانِ اسب معرف پادشاهان گوناگون سوئدی هستند. از ترانههای محلی وی، که غیرمستقیم مقاصد و نظرات سیاسیاش را نشان میدهند، معروفترینشان «ترانة کلاه» (Hattvisan) است. بیشترین علاقة وی به تاریخ بود و سه جلد از «تاریخ پادشاهی سوئد» (Svea rikes historia, 1747-1762) را نوشت.
(شکوفایی اواخر قرن ششم) شاعر برتر ایرلندی در زمان خود و احتمالاً نویسندة «مرثیة کلمبای مقدس» (Amra Choluim Chille) که یکی از قدیمیترین شعرهای ایرلندی صرفنظر از کوتاه یا بلند بودن است.اطلاعات قطعیای از زندگی دالان فورگایلی بهدست نیامده است. براساس مقدمة مرثیة کلمبای مقدس او با کلمبا در 575 در انجمن دادرسی کشیشان، جاییکه کلمبا از شاعران دورهگرد (فیلی) در مقابل پرداخت مالیات سنگین دفاع موفقیتآمیزی ارائه داد، دیدار کرد. شعر مزبور پس از مرگ کلمبا در 597، در فرم شعری کلمات همآوا و تکیهدار و در بندهایی با طول نامرتب، سروده شده است. این شعر در زبان آثار مابعد خود باقی ماند؛ دو تا از قدیمیترین نسخههای آن در «کتاب دُن کاو» (The Book of the Dun Cow, 1100) و در «کتاب اشعار» (Liber hymnorum)، که مجموعهای از شعرهای ایرلندی و لاتین (شروع نوشتن آن 860) است، باقی مانده است. متن مبهم کتاب به همراه تأویلها و تفسیرهای مفصل تدوین شده است.
نام کامل او جان اوگاستین دیلی (ت. 20 جولای 1838، پلیمت، کارولینای شمالی، ایالات متحده- و. 7 ژوئن 1899، پاریس، فرانسه) نمایشنامه نویس و مدیر تئاتر امریکایی که شرکتهای او نقش اصلی را در تئاترهای نیویورک و لندن داشتند. کار او در 1859 و با نقدهای نمایش که برای چندین روزنامه نیویورک مینوشت آغاز شد. «لیه تنها» (Leah the Forsaken)، که در 1862 از نمایشنامهای آلمانی اقتباسش کرد، نخستین موفقیت او در نمایشنامهنویسی بود. نخستین نمایشنامة مهمی که اصلاً از خودش بود، «زیر چراغ گاز» (Under the Gaslight, 1867)، به مدت چندین سال محبوب ماند. در 1869 نخستین شرکت خود را ایجاد کرد و پس از آن بازیگران زن برجستهای چون فَنی دَوِنپورت و مُود اَدِمز را پرورش داد. بهترین نمایشنامة دیلی به نام «افق» (Horizon, 1871) شخصیتهای نوعاً امریکایی در آثار برِت هارته را به تصویر میکشید و محرکی برای توسعة نمایش بر مبنای موضوعات و شخصیتهای امریکایی بهجای الگوهای اروپایی شد. «طلاق» (Divorce, 1871) یکی دیگر از نمایشنامههای برتر اوست که 200 بار اجرا شد. وی پس از افتتاح تئاتر دیلی در نیویورک در 1879 به همراه شرکتی به سرپرستی جان درو و اِیدا ریان، فعالیت خود را به اقتباس و اجرای نمایشنامهها و مدیریت محدود کرد؛ در 1893 تئاتر دیلی را در لندن افتتاح کرد.
(شکوفایی قرن چهارم پیش از میلاد) از درباریان دیونوسیوسِ اول حاکم شهر سیراکیوس در سیسیل (حکومت از 405 تا 376 قبل از میلاد). در تاریخ، او را با افسانة «شمشیر داموکلس» میشناسند. مطابق افسانه، هنگامی که داموکلس با عبارات مبالغهآمیزی از خوشبختی فرمانروای خود سخن گفت، دیونوسیوس وی را به ضیافت باشکوهی دعوت کرد و او را در زیر شمشیر آختهای نشاند که فقط با یک بند از سقف آویخته شده بود. شاه خودکامه با این کار به وی نشان داد که بخت قدرتمندان همچون مخمصة خطرناکی که مهمان خود را در آن قرار داده ناپایدار است. این افسانه در «مجادلات توسکولانها»ی (Tusculanae disputationes) سیسرو آمده است.
در اساطیر یونان، دو دوست بلندآوازه که بهصورت نمادِ ازخودگذشتگی برای دوست درآمدهاند. نسخههای این قصه متفاوت هستند، اما در مشهورترینِ آنها دامون، که یک سیسیلی است، زندگیاش را برای دوستش پوتئاس که ازسوی دیونوسیوسِ سیراکیوسی به مرگ محکوم شده است گرو میگذارد. دیونوسیوس چنان تحت تأثیر این عمل بزرگ قرار میگیرد که هر دو مرد را آزاد میکند.
(ت. اول آگوست 1815، کِیمبریج، مساچوسِتس، ایالات متحده- و. 6 ژانویه 1882، رم، ایتالیا) حقوقدان امریکایی و نویسندة روایت خودزندگینامهای معروف «دو سال پیش از سکان» (Two Years Before the Mast).دینا بعد از آنکه بیماری سرخک بیناییاش را تضعیف کرد، از دانشکده هاروارد انصراف داد و برای بازیافتن سلامتیاش، در آگوست 1834 بهعنوان ملوان با کشتی به کالیفرنیا رفت. پس از سفر کردن در بندرهای کالیفرنیا، دماغه شاخ را دور زد و در 1836 به خانه بازگشت و مجدداً وارد هاروارد شد.در 1840، یعنی سال ورودش به کانون وکلا، دو سال پیش از سکان را منتشر کرد که روایتی شخصی است و «زندگی یک ملوان معمولی در دریا آنگونه که هست» را بیان میکند و بدرفتاریهایی را که همقطاران ملوانش تحمل میکردند تصویر میکند. در 1841 «دوستِ ملوان» (The Seaman's Friend/ در بریتانیا با عنوان «راهنمای ملوان» (The Seaman’s Manual)) را منتشر کرد که بهعنوان یک راهنمای معتبر برای حقوق و وظایف قانونی ملوانان مشهور شد. دینا به رغم مخالفتهای شدید در بوستون، به سیاهانی که تحت قانون فرار بردگان دستگیر میشدند، خدمات وکالت رایگان میداد. در 1863، که بهعنوان وکیل دعاوی ایالات متحده در مساچوستس خدمت میکرد، در دعوای معروف به ارتش وارویک در دیوان عالی ایالت متحد برنده شد و بدینترتیب حق نیروهای ایالتی برای محاصرة بندرهای جنوب را، بدون آنکه به دولت فدرال بهعنوان طرف جنگ جایگاه بینالمللی بدهد، تضمین کرد.ویرایش محققانة او از «عناصر حقوق بینالملل» (Elements of International Law, 1866) اثر هنری ویتون موجب آن شد که ویراستار قدیمیتر در دادگاه طرح دعوی کند. اتهام سرقت ادبی، که به دنبال این دعوی مطرح شد، دامن زد به اینکه دینا در انتخابات 1868 کنگره شکست بخورد و مجلس سنا گزینش 1876 او بهعنوان وزیر مختار ایالات متحده در بریتانیا از جانب رییسجمهور یولیسیز گرانت را تأیید نکند. از جمله آثار دیگر دینا «رفتن به کوبا و بازگشتن» (To Cuba and Back, 1859) و «گفتارهایی دربارة زمانهای هیجانآور» (Speeches in Stirring Times, 1910) و «خلاصة زندگینامة شخصی» (An Autobiographical Sketch, 1953) هستند که دوتای اخیر پس از مرگ او منتشر شدهاند.
در افسانههای یونان، پسر بلوس پادشاه مصر و برادر دوقلوی آیگوپتوس. دانائوس، که برادرش او را از مصر بیرون کرد، به همراه پنجاه دخترش (دانائیدها) به آرگوس گریخت و در آنجا پادشاه شد. طولی نکشید که پنجاه پسر آیگوپتوس به آرگوس رفتند و دانائوس مجبور شد به ازدواج آنها با دخترانش رضایت بدهد. با وجود این، او به هر یک از دخترانش فرمان داد که در شب ازدواج، همسرانشان را به قتل برسانند. همة آنها پذیرفتند جز هیپرمسترا که از کشتن لونکئوس صرفنظر کرد. دانائیدها به مجازات جرمی که مرتکب شده بودند محکوم شدند به اینکه یک سطل بدون ته را از آب پر کنند. (طبق داستان دیگر، لونکئوس دانائوس و دخترانش را به قتل رساند و تاج و تخت آرگوس را بهدست آورد). گفته میشود که قتل پسران آیگوپتوس توسط همسرانشان، بازنمونی از خشک شدن رودخانهها و چشمههای آرگوس در فصل تابستان است.
نیز موسوم به رقص ترسناک یا رقص اسکلت. مفهوم تمثیلی قرون وسطایی از قدرت همهگیر و برابرکنندة مرگ که در نمایشنامه، شعر، موسیقی و هنرهای بصریِ اروپای غربی بهویژه در سالهای پایانی قرون وسطا بیان شده است. به بیان دقیقتر، تصویر ادبی یا مصوّر از مراسم یا رقص شخصیتهای مرده و زنده است که در آن زندگان برحسب مرتبهشان از پاپ و امپراتور تا کودک و روحانی و عزلتی قرار گرفتهاند و مردگان آنها را بهطرف گور راهنمایی میکنند. رقص مرگ ریشه در اشعار پایان قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم دارد که نظرهایی چون حتمی بودن و بیطرف بودن مرگ را با هم میآمیختند. رونق این مفهوم در پایان قرون وسطا احتمالاً نتیجة اشتغال ذهنیای بوده که با گسترش طاعون سیاه در میانة قرن چهاردهم و با ویرانیهای جنگ صدسالة انگلستان و فرانسه (1337-1453) بهوجود آمده بوده است.قدیمترین نمونة رشد رقص مرگ در مجموعهای از نقاشیهای همراه با توضیحات منظوم (1424-1425) بود که بر روی دیوارهای ساختمانی در گورستان بیگناهان در پاریس کشیده شده بود. این اثر در 1699 تخریب شد، اما نسخهای از آن بر روی گراوری چوبی در چاپخانة گای مارچانت پاریس (1485) دیده میشود و توضیحات منظوم آن در ترجمهای از جان لیدگیت، شاعر انگلیسی، باقی مانده است.از نمونههای ادبی فراوان رقص مرگ، شاهکار اسپانیایی قرن پانزدهم یعنی شعر «رقص سراسری مرگ» (La danza general de la muerte) بوده که از اشعار گورستان بیگناهان و چند شعر آلمانی الهام گرفته است. با وجود اینکه تصویر رقص مرگ پس از قرن شانزدهم کمتر شد، ادبیات سالهای پس از آن از جمله آثار میگل دِ سروانتس، ی. و. فون گوته، رابرت براونینگ، تامِس بدوز، هوگو فون هوفمانستال، آوگاست استریندبَری، فدِریکو گارسیا لورکا و دابلیو. ایچ. اُدن ارجاعاتی به آن را دربر دارند.
مجموعة رمانهای دوازدهگانه از آنتونی پاول، که از 1951 تا 1975 منتشر شد و مشتمل بر «یک مسئلة تربیتی» (A Question of Upbringing, 1951)، «دادوستد خریدار» (A Buyer's Market, 1952)، «دنیای توافق» (The Acceptance World, 1955)، «در خانة لِیدی مولی» (At Lady Molly's, 1957)، «رستوران چینی کازانووا» (Casanova's Chinese Restaurant, 1960)، «انسانهای رئوف» (The Kindly Ones, 1962)، «درة استخوان» (The Valley of Bones, 1964)، «هنر سرباز» (The Soldier's Art, 1966)، «فیلسوفان نظامی» (The Military Philosophers, 1968)، «کتابها برای پر کردن اتاق کافی است» (Books Do Furnish a Room, 1971)، «پادشاهان موقت» (Temporary kings, 1973) و «گوش به زنگ هماهنگیهای پنهان» (Hearing Secret Harmonies, 1975) است. حوادث این کتابها ریشه در زندگی تعدادی از شخصیتهای بریتانیایی- افراد طبقات بالا و کولیها- دارد و زندگی آنها را از جوانی در دهة 1920 تا سالخوردگی در دهة 1970 دنبال میکند.پاول عنوان و قالب اثر خود را از نقاشی نیکولا پوسَن با عنوان «رقص به آهنگ زمان» گرفت که رقص چهار فصل با موسیقی پدر زمان را به تصویر میکشد. این رمانها روی رفتار اجتماعی متمرکز شدهاند و به شخصیتها بهصورت عینی پرداختهاند بهطوریکه برای بینندگان خارجی قابل لمس هستند. شخصیتپردازی و انگیزش از طریق تحلیلهای ظریف اتفاقات نامرتبط آشکار میشود. نیکولِس جِنکیز در جایگاه آدمی بیرون از گود و مطمئن به ارزشهای خود به روایت کنش آدمهای مفتونِ قدرت، سبک، خلاقیت و وجهة عمومی میپردازد.
(ت. 1 نوامبر 1661، فونتِنبلو، فرانسه- و. 7 دسامبر 1725، کورسِل- لو- روئا، در حوالی اورلِئان) هنرپیشه و نمایشنامهنویسی که کمدی آداب و رسوم را در تئاتر فرانسه ابداع کرد.دانکور در 1680 با هنرپیشهای به نام ترِز د لا توریلیه ازدواج کرد و آنها اولین کار خود را با کمدی فرانسه در 1685 شروع کردند و این آغاز همکاری آنها بود و شکوفاییشان 33 سال ادامه یافت. مهارت دانکور در جایگاه هنرپیشه و نمایشنامهنویس کمدی، وی را محبوب لویی چهاردهم و وارث هنر مولیئر کرد.دانکور همانند مولیئر در نشان دادن شخصیتهای اجتماعی متخصص بود و کمدیهای او انحطاط دورة خویش و خودنماییهای اجتماعی در آن را به استهزا میگرفت. این کمدیهای منثور مملو از شخصیتهایی است که فساد و تباهی آنان بهوسیلة کلمات ظریف و سادة دانکور و قدرت او در ساختن موقعیتهای کمدی خندهدار شده است. بهترین اثر او «شوالیة مُدپرست» (LeChevalier à la mode, 1687) دربارة شکارچی خوشاقبالی است که همزمان با سه زن عشقبازی میکند. دیگر آثار او عبارتانداز: «بورژوا بانوی مُدپرست» (Les Bourgeoises à La mode, 1692) و «بورژوا بانوان نجیبزاده» (Les Bourgeoises de qualité , 1700)، که در هر دوی آنها زنان طبقة متوسط ادای طبقة اشراف را درمیآورند؛ و «خانه وطن» (LaMaison de campagne, 1688)، که در آن منش خام ایالتنشینها موضوع خنده قرار گرفته است.بیش از 50 نمایشنامة منتشر شده به نام دانکور با همکاری نویسندگان دیگر نوشته شده است.
(شکوفایی اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم، هند) نویسندة هندی که رمانسهای منثور به زبان سانسکریت مینوشت و شارح اشعار بود. دانشپژوهان دو اثر را بهطور قطعی به وی نسبت دادهاند: «وقایع ده پادشاه» (Daśakumāracarita) که در 1927 با عنوان (The Adventures of Ten Princes) به انگلیسی ترجمه شده است و «آینة شعر» (Kāvyādarśa).وقایع ده پادشاه فرازونشیب زندگی ده پادشاه را در جستوجوی عشق و قدرت بیان میکند. این اثر هم از تصاویر واقعگرای فساد بشری و هم از جادو آکنده است و نقش نیروهای ماوراءبشری در امور بشری را مینمایاند. آینة شعر سبک و احساس ایدهآل برای هر کاویا (نوعی حماسة درباری) را توضیح میدهد.
رمانی از پیئر دِ لاکلو، که نخستینبار در 1872 با عنوان Les Liaisons dangereuses منتشر شد. این اثر، که به «آشنایی خطرناک» (Dangerous Acquaintances) نیز ترجمه شده است، یکی از نخستین نمونههای رمان روانشناسانه محسوب میشود.روابط خطرناک، که نخستین رمان لاکلو بود، فیالفور هیجان عامه را برانگیخت. این رمان در قالب نامه نوشته شده و دربارة والمونِ اغواگر و همدست او مادام د مارتیول است که دومی در انحطاط و شرارت از اولی پیشی میگیرد. هر دوی آنها از عذاب قربانی خود به شیوهای موذیانه لذت میبردند و لذتشان متناسب با دشواری پیروزیِ بهدست آمده است. مادام د مارتیول بهعلت طرد نخستینش از جانب والمون، پنهانی سعی میکند از وی انتقام بگیرد و برای این منظور نقشه میریزد که بهدست عاشق خویش او را به کشتن دهد. اما در نهایت خود وی تباه میشود: بهعلت دسیسهچینیاش طرد میشود، بهخاطر آبلهرو شدن بدشکل میشود، در فقر مالی گرفتار میماند.
شخصیت کتاب مقدس، یهودی فرزانه و پرهیزگاری که در قرن ششم پیش از میلاد و طی دورة اسارت یهودیان در بابل در دربار نبوکَدنصَّر دوم زندگی میکرد. الهامات او در کتاب عهد عتیق دانیال ثبت شده است.دانیال رؤیای شاه در مورد تکهتکه شدن مجسمة ساختهشده از چهار فلز بهوسیلة سنگی که به صورتی خارقالعاده بدان اصابت کرده بود و در مورد درختی که به کنده تقلیل یافته بود را با استعانت الهی تفسیر کرد. دانیال برای بلشصّر نوشتة آرامی «منا، منا، ثقیل، فرسین» روی دیوار را بهعنوان گواه عزم خداوند برای نابود ساختن شهر تفسیر کرد. در جای دیگر، شاه با افکندن دانیال در لانة شیرهای گرسنه میخواست به رشک افراد نسبت به او پاسخ دهد. براساس روایت متداول، دانیال در روز هفتم بدون اینکه صدمهای دیده باشد از لانه بیرون آمد.
(ت. 1562؟، تانتِن، سامرسِت، انگلستان- و. 1619، بکینگتون) شاعر متفکر انگلیسی که بهسبب درک فیلسوفمنشانهاش از تاریخ در هر دو زمینة شعر و نثر شاخص بود.دنیل در 1581 وارد آکسفورد شد. پس از انتشار ترجمهای در 1585 برای نخستین حامیاش سِر ادوارد دیموک، نزد سفیر کبیر انگلیس در پاریس مقامی بهدست آورد. سپس به ایتالیا سفر کرد. پس از 1592 به خدمت دیموک بازگشت و بعدها معلم سرخانه شد. در 1604 ملکه اَن او را برای نوشتن نمایشی منظوم تحت عنوان «دیدار دوازده الهه» (The Vision of the Twelve Goddesses)، که در آن رقصی را اجرا میکرد، برگزید. ملکه ان حق جوازدهی بازیگری پسرها در تماشاخانة بلکفرایرِز و مقام ملازمت و بعداً عضویت دفتر خاصة خود را به او اعطا کرد.ادمُند اسپِنسر او را بهسبب نخستین کتاب اشعارش «دیلیا» (Delia)، که با یک رمانس تحت عنوان «شکوة روزاموند» (The Complaint of Rosamond) در 1592 منتشر شد، مورد ستایش قرار داد. دنیل پنجاه غزل را در این کتاب منتشر کرد و در چاپ بعدی، تعداد بیشتری بر آن افزوده شد. «جنگهای داخلی» (The Civile Warres, 1595-1609) تاریخچه منظومی دربارة جنگهای گلها است که الهامبخش «ریچارد دوم» (Richard II) و «هنری چهارم» (Henry IV) دو اثر ویلیام شکسپیر بوده است.زیباترین شعر دنیل احتمالاً «موسوفیلوس:حاوی یک دفاع کلی از دانش» (Musophilus: Containing a Generall Defence of Learning) است که آن را به فولک گرِویل تقدیم کرده است. «دفاع از وزن» (Defence of Ryme) او، که مقالهای انتقادی در پاسخ به «اظهارنظر دربارة هنر شعر انگلیسی» (Observations in the Art of English Poesie) اثر تامِس کمپیون است، در 1603 منتشر شد. شهرت و افتخار موضوع دو اثر او «اولیس و سیرن» (Ulisses and Syren, 1605) و «شعری در رثای ارل دِوِنشر» (A Funerall Poeme uppon the Earle of Devonshire, 1606) است. دنیل در مقابل اتهام همدردی با کنتِ اسِکس، در اثری به نام «تراژدی فیلوتاس» (The Tragedie of Philotas, 1605) از خودش دفاع کرد. «ملکههای آرکادیا» (The Queenes Arcadia, 1606)، یک تراژدی- کمدی شبانی به شیوة ایتالیایی، و «جشن تدی» (Tethys’ Festival, 1610) از دیگر نمایشنامههای منظوم او هستند. آخرین اثر شبانی دنیل «سرود نیایش پیروزی» (Hymens Triumph, 1615) بود. او همچنین «مجموعهای از تاریخ انگلستان» (The Collection of the Historie of England, 1612-18) تا حکومت ادوارد سوم را نوشت.
نام مستعاراو نیکالای آرژاک (ت. 15 نوامبر 1925، مسکو، جمهوری فدراتیو روسیه، اتحاد جماهیر شوروی- و. 30 دسامبر 1988، مسکو) شاعر و داستان کوتاهنویس روسی که به جرم مخالفت علیه شوروی در محاکمة جنجالی 1966، که نشانة آغاز دور جدیدی از سرکوب ادبی در اتحاد شوروی گشت، محکوم شد.دنیل از 1943 تا 1944 در ارتش روسیه خدمت کرد که در آن بهشدت مجروح شد. در 1951 از دانشکدة ایالتی تربیت معلم مسکو فارغالتحصیل شد. از 1951 تا 1957 ادبیات روسی تدریس میکرد و با کار ترجمه تلاش میکرد تا از زبان ملیتهای مختلف شوروی پیکرة ادبی واحدی ایجاد کند. در طی این مدت چند داستان کوتاه ضداستالینی را پنهانی به پاریس فرستاد که تحت نام مستعار نیکالای آرژاک با عنوان «صدای مسکو» (Govorit Moskva, 1962) منتشر شدند. در این کتاب در داستان همعنوان با آن، دولت شوروی جنایت را در «روز جنایت عمومی» مجاز اعلام میکند، اما این روز بدون حادثه میگذرد که تأکیدی بر بیتوجهی شهروندان روسی است. محاکمة چهار روزة غیرعلنی مشترک دنیل و آندره سیناوسکی، که طی آن هیچ گواهی از جانب آنها پذیرفته نشد، اعتراض دهها تن از نویسندگان روسی و غربی را برانگیخت.دنیل پس از اینکه پنج سال محکومیت کار اجباری (1966-1970) را گذراند در کالوگا و مسکو بهعنوان مترجم کار کرد و مجموعة دوزبانهای با عنوان «سرودههای زندان» (Tyuremnyye sitkhi/ Prison Poems) را منتشر کرد. تعدادی از اشعارش در 1988 برای نخستینبار در اتحاد شوروی منتشر شد.
زائر، دنیلِ کیِفی نیز نامیده میشود (شکوفایی قرن دوازدهم) قدیمیترین نویسندة روسی سفرنامه، که گزارش سفر زیارتی او به سرزمین مقدس کهنترین اثر سفرنامهای روسی است.دنیل راهب بزرگ دیری در روسیه بود و احتمالاً بین سالهای 1106 و 1108 از فلسطین بازدید کرد. توصیفات سفر او از قسطنطنیه آغاز میشود و از آنجا با سفر در طول حاشیههای غربی و جنوبی آسیای صغیر به قبرس و سرزمین مقدس میرود.به رغم زودباوریها و خطاهایی که در موقعیتنگاری و اندازهگیری میکند، توصیفش از اورشلیم که بیش از یک سال در آنجا زندگی کرده مشروح و دقیق است. شرح او از مراسم مذهبی عید پاک نکاتی را در باب تشریفات مذهبی و مراسم عبادی آن زمان روشن میکند. دنیل سه بازدید از بحرالمیت، هبران و دمشق داشته است و به ادعای خودش بالدوین اوّل، پادشاه مبارزه اورشلیم را در این سفرها همراهی میکرده است. 76 نسخة دستنویس از سفرنامة او باقی مانده که فقط پنج نسخه از آنها مربوط به تاریخ پیش از 1500 است.
رمانی از جرج الیوت، که در 1876 آن را در هشت بخش منتشر کرد. این اثر بهعلت افشای عقاید ضدیهودی دورة ویکتوریا مورد توجه است. جانمایة رمان مقایسة شخصیت یک دختر فقیر یهودی به نام میراه کوئن و دختری از طبقة اعیان به نام گوئندولین هارلت است که دومی بهخاطر پول ازدواج میکند و سپس از آن کار پشیمان میشود. دانیل، قهرمانی که در آغاز داستان هنوز شخصیتش شکل نگرفته است، وقتی که از یهودی بودن خود مطلع میشود با میراه ازدواج میکند و بهسوی فلسطین عزیمت میکند تا برای مردم خود کانونی وطنی بسازد. تصویر گرم و صمیمانة خانوادة کوئن در این رمان تحسین فراوان خوانندگان یهودی را برانگیخت، اما بهترین قسمت آن تحلیل عمیق شخصیت گوئندولین است که از نظر بیشتر منتقدان، اوج موفقیت جرج الیوت بهشمار میرود.
(ت. 12 مارس 1863، پسکارا، ایتالیا- و. 1 مارس 1938، گاردونه ریویئرا، در ساحل دریاچة گاردا) شاعر، نویسندة رمان و داستانکوتاه و نمایش، روزنامهنگار، قهرمان جنگ و رهبر سیاسی که نویسندة پیشروی ایتالیا در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بود.دانونتسیو در دانشگاه رم تحصیل کرد. هنگامی که 16 ساله بود، نخستین اشعارش با عنوان «در آغاز بهار» (Primo vere, 1879) منتشر شد. اشعار آمده در «آواز نو» (Canto novo, 1882) وی از خاصیِ بیشتری برخوردار بودند و مملو از نشاط و توصیفات پرشور و احساسی بودند. در رمان خودزندگینامهای «لذت» (Il piacere, 1889)، نخستین از چندین قهرمان ابرانسان نیچهای خود را معرفی کرد و یکی دیگر از این قهرمانها را در «بیگناه» (Ľinnocente, 1892) آورد. دانونتسیو پیش از انتشار شناختهترین رمانش «پیروزی مرگ» (Il trionfo della morte, 1894) به اندازه کافی مشهور شده بود. این رمان و رمان برجستة بعدی او «باکرههای صخرهها» (Le vergini delle rocce, 1896) خودخواهیهای شرورانه و بیاخلاقی کامل قهرمانان نیچهای را توصیف میکنند.وی خلق اعجابانگیز ادبیاش را تا جنگ جهانی اول ادامه داد. مهمترین اثر شعری او مجموعة غنایی «مدح آسمان و دریا و زمین و قهرمانان» (Laudi del cielo del mare della terra e degli eroi, 1899) است. سومین مجلد مجموعه فوق «آلکوئون» (Alcyone, 1904) بازآفرینی بوها، مزهها، صداها و تجارب یک تابستانگذرانی در توسکانا است و بسیاری آن را بزرگترین اثر شعری وی محسوب کردهاند.دانونتسیو در 1894 رابطهای طولانی را با بازیگری به نام الئونورا دوزه شروع کرد و چندین نمایشنامه برای وی نوشت که بهویژه تراژدیهای «فرانچسکا دا ریمینی» (Francesca da Rimini, 1901/ اجرا 1901) و «ژوکوندا» (La Gioconda, 1899/ اجرا 1899) از آن جمله است. وی در نهایت دوستی خود با دوزه را خاتمه داد و در رمان شهوانی «آتش» (Il fuoco, 1900) روابط نزدیکشان را تصویر کرد. بزرگترین نمایشنامة او «دختر یوریو» (La figlia di Iorio/ اجرا 1904) بود که نمایش منظوم قویای از ترس و خرافات دهقانان آبروتسی است. چند نمایشنامه جدید و یک رمان کارهای بعدی او بودند، اما این کارها نتوانستند مخارج زندگی تجملگرایانهاش را برآورده کنند و بدهکاری مجبورش کرد تا در 1910 به فرانسه بگریزد. هنگامیکه جنگ جهانی اول آغاز شد، به ایتالیا بازگشت تا با شدت بر ورود کشورش به جنگ تأکید کند و پس از اعلان جنگ ازسوی ایتالیا، خود را درگیر آن کرد.در 1919 دانونتسیو و حدود 300 تن از حامیان وی در مقابله با معاهدة ورسای، لنگرگاه دالماتسیایی فیومه (ریِکا در کرواسی امروزی)، که دانونتسیو معتقد بود حقاً از آن ایتالیا است، را به تصرف در آوردند. دانونتسیو تا دسامبر 1920 در جایگاه فرمانروایی مستبد بر فیومه حکمرانی کرد و در آن زمان قوای ارتش ایتالیا او را مجبور به کنارهگیری از حکومت کردند. در 1924 لنگرگاه فیومه متعلق به ایتالیا شد. پس از آن دانونتسیو فاشیستی پرحرارت شد، اما نتوانست تأثیر چندانی بر سیاست ایتالیا بگذارد.زندگی پرهیجان دانونتسیو او را به چشمگیرترین شخصیت روزگار خود تبدیل کرد. مشخصه آثار ادبی او نگرش خودمحوری، سبک فصیح و خوشآهنگ، و تأکید فوقالعاده بر خشنودی دنیوی است.
نام کامل او دانته آلیگیئری (ت.حدود 15 می تا 15 ژوئن 1265، فلورانس [ایتالیا]- و. 13 یا 14 سپتامبر 1321، راوِنّا) بزرگترین شاعر ایتالیایی و یکی از شخصیتهای طراز اول در ادبیات اروپای غربی. او بهسبب شعر حماسی جاودان «کمدی» (Commedia)، که بعدها «کمدی الهی» (La divina commedia, 1310-14) نامیده شد و حاوی نگرش عمیق مسیحی به سرنوشت دنیوی و اخروی انسان است، معروف شد.اکثر دانستهها دربارة زندگی دانته از گفتههای خود اوست. در یک خانوادة با اصلونسب فلورانسی متولد شد و در فلورانس پرورش یافت. آنگونه که خودش در «زندگی نو» (La Vita Nuova, 1293) میگوید، پیش از آنکه به سن هجده برسد، هنر شعر را از بر خود آموخته است. او یکی از غزلهای نخستش را برای معروفترین شاعران زمان ارسال کرد. برخی از آنها پاسخ دادند، که برجستهترینشان گوئیدو کاوالکانتی بود و این آغاز دوستی عمیق آنها شد.دانته حدوداً در 1285 با گِمّا دوناتی، که از 1277 نامزدش بود، ازدواج کرد، اما زندگی او از عشق روحانیاش به بئاتریس پورتیناری (درگذشته 1290)، که نخستینبار او را در کودکی (زمانیکه خود دانته نه سال داشت) دیده بود، جهت میگرفت. بئاتریس بهعنوان بانوی آرمانی او همواره الهامبخش اشعارش و پارسایی مسیحیاش باقی ماند.زندگی نو نخستین مجموعه از دو مجموعه شعر او بود و دومین آن مجموعه «ضیافت» (Il convivio, 1304-07) بود. هر یک از آنها یک پروزیمِتروم هستند که به اثر مرکب از نظم و نثر گفته میشود. در هر دو مورد، نثر چارچوبی از روی تمهید برای ایجاد پیوند بین اشعاری است که در بیشتر از حدود ده سال تصنیف شدهاند. دانته در 1295 عضو انجمن پزشکان و داروسازان (که فیلسوفها هم میتوانستند در آن عضو باشند) شد. این انجمن راه او را برای رسیدن به شغل دولتی باز کرد، اما او در خطرناکترین زمان وارد عرصة کار دولتی شد. شهر به دو دستة حزب سیاهان، که کورسو دوناتی رهبری آن را برعهده داشت، و حزب سفیدها، که دانته جزو آنها بهشمار میرفت، تقسیم شد. زمانیکه حوادث به برتری نهایی حزب سیاهان، که پاپ از آنها حمایت میکرد، منجر شد، دانته و همکارانش تبعید شدند. دانته پس از 1302 دیگر هرگز فلورانس را ندید. بعد از مدتی که شهرهای دیگر ایتالیا و شاهزادگان به او پناه دادند سرانجام منزلش را در راونا بنا نهاد.سالهای تبعید دانته سخت اما پربار بود. در طی این سالها «دربارة بلاغت زبان بومی» (De vulgari eloquentia, 1304-07)، که نخستین بحث و تعریف نظری از زبان ادبی ایتالیایی بهشمار میرفت، را نوشت. دو اثر دیگرش در این دوره عبارتانداز «ضیافت» (Il convivio) و رسالة لاتینی «دربارة سلطنت» (De monarchia, 1313)، که رسالهای مهم دربارة فلسفة سیاسی قرون وسطایی است و نظریة جامعه سیاسی مسیحی او را مطرح میکند. او همچنین بهطور مداوم کار بر روی کمدی الهی را ادامه میداد. احتمالاً خلق این اثر پیش از 1308 آغاز شده و تنها اندکی پیش از مرگ او در 1321 پایان یافته است.کمدی الهی داستان سفر انسان به دوزخ، برزخ و بهشت است. او در این سفر دو راهنما دارد: ویرژیل که او را در دوزخ و برزخ راهنمایی میکند و بئاتریس که او را با بهشت آشنا میکند. شهرت و افتخار این اثر دیر بهدست نیامد و در 1400 دستکم دوازده تفسیر ارائه شده بود که صرف توضیحات مفصل از معنی این اثر شده بود. جووانی بوکاتچو زندگینامة شاعر را نوشت و سپس در 1373-1374 نخستین سخنرانی عمومی دربارة کمدی الهی را ایراد کرد. دانته بهعنوان «شاعر الهی» معروف شد و زمانیکه شعر بینظیرش با یک ویرایش عالی در 1555 در ونیز منتشر شد، صفت «الهی» برای عنوان شعرش نیز بهکار گرفته شد. بنابراین اثری که دانته آن را صرفاً کمدی نامیده بود، به کمدی الهی تغییر نام یافت.
شخصیت داستانی و قهرمان رمان کنت مونته کریستو از آلکساندر دومای پدر. دانته، که ملوان جوانی است، بهعلت خیانت چهار تن از آشنایان خود زندانی میشود و بقیة عمر خود را به نقشه کشیدن و سپس اجرای نقشههایش برای انتقام از خائنان میگذراند.
نام اصلی او یان دانتیشِک یان فلاکسبیندر نیز نامیده میشود (ت. 31 اکتبر 1485، دانتسیش [اکنون گدانِسک، لهستان]- و. 27 اکتبر 1548، لیدزبارک وارمینیسکی) نویسندة لهستانی قطعات منظوم، اشعار عاشقانه و مدیحه (سخنان منظوم مدحی) برای مناسبتی. وی به زبان لاتین مینوشت و از نخستین نویسندگان انسانگرای دورة نوزایی در لهستان بود. او ملازم زیگیسموندِ اول پادشاه لهستان بود و وی را در سفر به وین در 1515 همراهی کرد. وی در آخر عمر به کلیسای کاتولیک پیوست و در 1530 اسقفِ خِلمنو و در 1537 اسقف اعظم وارمینیسکی شد.
(به معنی «کلاسیک در آیین قدرت») اثر کلاسیک ادبیات فلسفی چین. این نام ابتدا در دوران سلسلة هان (206 پیش از میلاد- 220 پس از میلاد) مورد استفاده قرار گرفت. این اثر قبلاً لائوتزی نامیده میشد چون گمان میشد که آن را لائوتزو نوشته است، اما مسئلة نویسندة حقیقی آن هنوز لاینحل مانده است. علاوه بر این، دائو دِ جینگ حاوی ارجاعات به نوشتهها، اشخاص، حوادث یا مکانهای دیگر نیست که بتوان سرنخی از تاریخ نگارش آن بهدست آورد. بنابراین حدس دانشوران در مورد تاریخ نگارش آن میان قرنهای هشتم و سوم پیش از میلاد در نوسان است.دائو دِ جینگ راهی برای زندگی نشان میدهد که سازگاری و آرامش را به پادشاهیای که آشوبهای وسیع آن را از هم پاشیده است بازمیگرداند. این اثر به پوچی مهارنشدنی فرمانروایان منفعتطلب انتقاد دارد و از کنشگری اجتماعیای که بر پایة اخلاقگرایی انتزاعی و آداب ماشینی نظام اخلاقی کنفوسیوسی بنا شده است اظهار نفرت میکند. دربارة واژة دائو (در زبان چینی به معنی راه) در کتاب دائو دِ جینگ تفسیرهای بسیار متعددی ارائه شده است که ناشی از مبهم بودن و فحواهای رمزآمیز آن است؛ این واژه به مفهومی اساسی در هر دو زمینة فلسفه و مذهب بدل شده است. در اصل، این واژه متضمن «بیعملی» (wuwei) است که به معنای عدم انجام عمل غیرطبیعی و نه به معنای رخوت تمامعیار تعبیر میشود. معنای ضمنی دائو خودجوشی، عدم مداخله و گذاشتن اوضاع به حال خود است: «هیچ کاری نکن همهچیز انجام خواهد شد». هرجومرج از میان میرود، جنگها تمام میشود و دشمنیهای خودبینانه ناپدید میشود زیرا دائو بدون اینکه زحمت از جانب دیگران یا برای آنها داشته باشد جریان یافته است.محبوبیت دائو دِ جینگ در تفسیرهای متعددی که دربارة آن نوشته شده است منعکس شده است: بیشتر از 350 مورد در چین و حدود 250 مورد در ژاپن، باقی مانده است. از 1900 بیشتر از 40 ترجمة انگلیسی از آن منتشر شده است.
در اساطیر یونان، مظهر درخت برگ بو (در یونانی: دافنه)، درختی که برگهای تاجکردة آن بهطور خاص با آپولو پیوند دارد. بهطور سنتی، نقش مخصوص درخت برگ بو مرتبط با عشق آپولو به دافنه دختر زیبای ایزد رود (احتمالاً لادُن) شناخته میشود. دافنه همة عاشقان خود از جمله آپولو را رد میکرد. وقتی که آپولو او را دنبال میکند، از زمین یا از پدرش میخواهد تا او را نجات دهند که به این ترتیب به درخت برگ بو تغییر شکل مییابد. آپولو درخت برگ بو را به شاعران اختصاص داده که در روم مختص به پیروزمندان است. لئوکیپوس نیز که عاشق دافنه بود بهسبب حسادت آپولو کشته شد.
قهرمان افسانهای چوپانهای سیسیل و مبدع مشهور شعر چوپانی. طبق عقیدة رایج، دافنیس پسر هرمس و یک ایزددخت سیسیلی بود و چوپانها او را در بیشة برگ بو (به یونانی: دافنه) یافتند. او بعدها علاقة یک ایزددخت را بهدست آورد، اما با اثبات بیوفایی دافنیس ایزددخت او را کور کرد. دافنیس سعی کرد با نواختن فلوت و خواندن ترانههای چوپانها خودش را تسلی دهد، اما خیلی زود درگذشت یا هرمس او را به آسمان برد. مطابق تحریر تئوکریتوس از این داستان، او اروس و آفرودیته را رنجاند و در عوض با عشق ناکام نیست و نابود شد. دافنیس درگذشت، اگرچه آفرودتیه از روی دلسوزی و بهطور ناموفقی برای نجات دادن او تلاش کرد.
اثری که لونگوس در قرن دوم یا سوم میلادی نوشت و نخستین رمانس منثور شبانی بهشمار میرود. این اثر داستان دو بچة سرراهی را بیان میکند که چوپانها آنها را تربیت میکنند و در کودکی عاشق هم میشوند. چندی نمیگذرد که آنها را میربایند و از هم جدا میافتند، اما پس از حوادث متعدد دوباره به هم میپیوندند. این رمان الهامبخش چندین اثر ادبی بعد از خود شد؛ از جمله رمانسهای چوپانی مربوط به دورة الیزابت همچون «آرکادیا» (Arcadia, 1590) اثر سِر فیلیپ سیدنی و «روزالیند» (Rosalynde, 1590) اثر تامِس لاج که دومی کتاب مأخذ برای «هر طور بخواهید» (As You Like It) اثر ویلیام شکسپیر گردید.
نام اصلی او امانوئله کونِلیانو (ت. 10 مارس 1749، چنِدا، ترِویزو، ونِتو [ایتالیا]- و. 17 آگوست 1838، نیویورک، ایالت نیویورک، ایالات متحده) شاعر اُپرانویس ایتالیایی که عمدتاً بهسبب همکاریاش با ولفگانگ آمادئوس موتسارت معروف شده است.او در یک خانوادة یهودی متولد شد، در 1763 تعمید داده شد و بعدها کشیش شد؛ بااینحال عیاشی و آزاداندیشی دوران جوانیاش منجر به تبعید او از ایالت ونتو در 1779 شد. با اقامت گزیدن در وین، شاعر رسمی دربار امپراطور یوزف دوم شد و در آن مقام، اپرانامههای موفقی برای بسیاری از موسیقیدانها نوشت. در آنجا در 1783 بود که با موتسارت آشنا شد و عالیترین دورة فعالیت ادبیاش را آغاز کرد. در یک توالی سریع، سه شاهکار او ظاهر شد: «ازدواج فیگارو» (La nozze di Figaro, 1786)، «دون جووانّی» (Don Giovanni, 1787)، «این آنچه میکنند» (Così fan tutte,1790). توانایی اصلی دا پونته در حیات تازه دمیدن به مضامین اقتباسی و درآمیختن عناصر کمدی و تراژدی بود.با مرگ یوزف دوم، آوارگیهای دا پونته از سر گرفته شد. او پس از سپری کردن دورهای در لندن (1792-1805) به ایالات متحده مهاجرت کرده سرانجام در نیویورک ساکن شد و در آن شهر در کالج کلمبیا به تدریس زبان و ادبیات ایتالیایی پرداخت. کتاب چهار جلدی «خاطرات» (Memoire, 1823-27) او اگرچه اغلب به تصویری از مؤلف بهعنوان قربانی سرنوشت و دشمنان پرداخته است، بهسبب آنکه امریکای اوایل قرن نوزدهم را تصویر میکند ارزشمند است.
نام کامل او ابومنصور محمدبن احمد دقیقی (و.حدود 976-981، توس، ایران) شاعر ایرانی که یکی از مهمترین شخصیتهای ادبیات فارسی قدیم است.اطلاع اندکی از زندگی دقیقی در دست است. او مدیحهسرایی است که اشعاری در مدح امیران سامانی و چندین شعر غنایی سروده است، اما شهرت وی بیشتر بهسبب حماسة ناتمامی است که در آن به آیین زرتشتی و جنگها و دلاوریهای قهرمانان اساطیری ایران باستان پرداخته است. وی راه را برای فردوسی بزرگ هموار کرد و فردوسی اشعار او را در شاهنامه خود آورده است. گرچه نمیتوان دقیقی را آفرینندة وزن و سبک حماسی، که بعدها به جریان مسلطی در ادبیات ایران تبدیل شد، بهشمار آورد، اما به آفرینش آن کمک زیادی کرد.
شخصیت داستانی، خواستگار متکبرِ الیزابت بنِت در رمان «غرور و تعصب» (Pride and Prejudice) از جِین آستین. الیزابت ابتدا دارسی را بهعلت غرور فراوان او از خود طرد میکند، اما وقتی هر دو به خوبی یکدیگر را شناختند، تکبر دارسی از بین میرود و شخصیت حقیقی او آشکار میشود.
در اساطیر یونان، بنیانگذار شهر داردانیا در ساحل هلِّسپونت. او جَد داردانیهای ترود و از طریق اینیاس جد رومیها بود.مطابق روایات، داردانوس پسر زئوس و پلیئاد الکترا بود. او پس از آنکه برادر خود ایازیون را به قتل رساند، از آرکادیا از طریق دریا به جریزه ساموتراس گریخت. وقتی که جزیره را آب درنوردید، به ترود، منطقهای که تروا را در آسیای میانه احاطه کرده، سفر کرد. در آنجا تیوسر (فرمانروای فریگیه) با گرمی از او استقبال کرد. او با باتیا دختر تیوسر ازدواج کرد و در نهایت بنیانگذار خاندان سلطنتی تروا شد.
کاهن ترواییِ ایزد هفائستوس که در جایگاه یکی از شخصیتهای ایلیاد هومر ظاهر شده و معروف است که یکی از «شاهدان عینی» واقعة جنگ تروا و مؤلف گزارشی از آن جنگ پیش از هومر بوده است. کتاب «تاریخ ویرانی تروا» (de Excidio Trojae historia) اثری به لاتین است که ترجمة گزارش فرجیوس بهشمار میآید و احتمالاً در قرن پنجم بعد از میلاد نوشته شده است. تأثیر این اثرِ هواخواه تروا در غرب لاتینیزبان در دورهای که از افول امپراتوری روم تا نوزایی ادامه مییابد یعنی دورهای که آثار هومر بهصورت افواهی رایج بوده، بسیار زیاد بوده است. گزارش دارز فریجیوس از جنگ تروا به همراه گزارش داستانی دیکتوس کریتینس، از منابع پراستفاده نویسندگان قرون وسطا بوده است. نیز نکTROY.
نام مستعارِ فلیکس روون گارسیا سارمیئنتو (ت. 18 ژانویه 1867، متاپا، نیکاراگوئه- و. 6 فوریه 1916، لئون) شاعر، روزنامهنگار و دیپلمات تأثیرگذار نیکاراگوئه. او در جایگاه رهبر جنبش ادبی مدرنیزمو، که در امریکای لاتین در پایان قرن نوزدهم شکوفا شد، شعر اسپانیایی را احیا و تجدید کرد.او فردی استثنایی و پرکار بود و از 14 سالگی در ذیل اشعار و داستانهایش نام مستعار روون داریو را مینهاد. در 1886 نیکاراگوئه را ترک کرد و مدتی در شیلی ساکن شد. در شیلی در 1888 اولین اثر بزرگش به نام «آسمان» (Azul) را منتشر کرد. این اثر مجموعهای از داستانهای کوتاه، قطعات توصیفی و شعر است که نویسندهاش تلاش کرده اصول شعر پارناسی فرانسه را در نوشتار اسپانیایی بهکار بندد. بعد از بازگشت به امریکای مرکزی، سمت کنسول کلمبیا در بوئنوس آیرِس آرژانتین را پذیرفت. نویسندگان جوان او را رهبر ادبی خود دانستند و جنبش مدرنیزمو بر محور او بهوجود آمد. در مجموعه شعر بعدی خود «نثرهای کفرآمیز و اشعار دیگر» (Prosas profanês y otros poemas, 1896) جلوههای غیربومی و شخصیتها را با روشی متأثر از شاعران سمبلیست معاصر در فرانسه بهکار گرفت. داریو در 1898 بهعنوان خبرنگار مجله La naciόn به اروپا رفت. در این زمان حوادث جهان و مسنتر شدن خود وی تغییر عمیقی را در نگرشش به زندگی بهوجود آورده بود. او درگیر چندین موضوع سیاسی شد که عبارت بودند از تهدید امپریالیسم امریکای شمالی، آیندة امریکاییان اسپانیاییتبار پس از شکست اسپانیا در جنگ 1898 اسپانیا- امریکا و انسجام و یکپارچگی مردمان اسپانیایی زبان. مجموعه «سرودهای زندگی و امید» (Cantos de vida y esperanza, 1905)، که عموماً شاهکار وی محسوب میشود، همین موضوعات را منعکس میکند و اوج نوآوری شعری و تبحر هنریاش است.با بروز جنگ جهانی اول در 1914 درحالیکه از نظر جسمی بیمار و از نظر مالی در آستانة فقر بود، اروپا را ترک کرد. در امریکای شمالی به سفرهای سخنرانی رفت ولی در نیویورک بیماری ذاتالریهاش وخیم شد و مدت کمی پس از بازگشت به وطن درگذشت.علاوه بر سه مجموعه بزرگ که بیشترین شهرت را برای او به ارمغان آورد و علاوهبر آثار رونامهنگاریاش، تقریباً 100 داستان کوتاه و قصه و چندین مجلد شعر دیگر و نقدهای ادبیای هوشمندانه نوشت.
یکی از دو شخصیتی (دیگری مرد جوانی با نام «جوان خوشرو») که موضوع اصلی غزلوارههای شکسپیر هستند. در غزلوارة 144 شاعر بهوضوح به «زنی با سیمای بیمارگونه» اشاره کرده است و محققان بعداً او را «بانوی تاریکی» نامیدهاند. بیشتر غزلوارههای پایانی شکسپیر (از غزل 127 تا 154) به روابط او با بانوی تاریکی مربوط میشود. اشعار مبیّن این نکته هستند که این زن «انسان شریر» معشوقة مشترک خود شاعر و مرد جوان اشعار وی بوده است. هویت واقعی بانوی تاریکی، که هنوز ناشناخته مانده، مباحثات جدّی و ادامهدار علمی را موجب شده است.
رمانی از آرتور کستلر، که در 1940 منتشر شد. داستان آن در دادگاه پاکسازی استالین در دهة1930 رخ میدهد و به روایت سرگذشت نیکولاس روباشو، محافظ قدیمی بلشویک، میپردازد که در ابتدا جرمهایی که مرتکب نشده را انکار میکند ولی سپس به آنها اقرار میکند. این رمان بازتاب یأس و سرخوردگی کستلر از نظام کمونیستی است و پیرنگ آن دغدغههای انقلابی سالخوردهای را طرح میکند که دیگر نمیتواند از افراطکاری رژیمی که خود به بنیاد نهادن آن کمک کرده چشمپوشی کند. این اثر نقدی جدی است به خطر اخلاقی مستتر در نظامی سیاسی که حاضر است هر اقدامی برای دست یافتن به هدف خویش بکند.
(ت. 1795، دابلین، ایرلند- و. 23 نوامبر 1846، لندن، انگلستان) شاعر و منتقدی که نویسندگان قرن بیستم وی را بهسبب رؤیاپردازی بینظیرش در تجسم جهانی خیالی در حماسة غنایی ناتمامش «نپنته» (Nepenthe, 1835) تحسین کردهاند. این حماسه برای مدتی طولانی غیر قابل خواندن تلقی میشد، اما در قرن بیستم بهعلت صور خیال رؤیایی آن و کاربرد نمادگرایی برای توصیف خودآگاهی درونی انسان و غرابت وزن بهکار رفته در آن مورد تحسین واقع شد.دارلی در 1821 در لندن نویسندهای مستقل شد. او، که منتقدی تیزهوش بود، برای مجلة ادبی London Magazine و مجلات دیگر مطالب مینوشت و همزمان به انتشار آثاری از خویش اقدام کرد که با شکست روبهرو شدند. مهمترین موفقیت دارلی در روزگار خویش نگارش کتب درسی ریاضی بود.
شخصیت داستانی،یکی از قهرمانهای «داستان دو شهر» (A Tale of Two Cities) اثر چارلز دیکنز. دارنی یکی از اشرافزادههای جوان و بااخلاق فرانسه است (نام اصلی او شارل سن اورِمون) که در حوادث منجر به انقلاب فرانسه گرفتار میشود، اما سیدنی کارتون او را از اعدام نجات میدهد.
قهرمان رمان «سه تفنگدار» (The Three Musketeers) از الکساندر دومای پدر. این شخصیت بر مبنای شخصیت واقعی فرماندة تفنگداران لوئی چهاردهم ساخته شده است، اما پردازش دوما از او که جوان، حساس و ماجراجو است را باید مبتنی بر خیال دانست.
شخصیتهای اصلی رمان «احساس و عقل» (Sense and Sensibility) از جِِین آستین. خانم دشوود و دخترانش الینور و ماریانه با مرگ آقای دشوود و سپس خودخواهی و بیتوجهی وارث او، که پسر همسر اولش است، به ورطة فقر میافتند. خواهران دشوود در مواجهه با این امر خلقوخوی متضادی از خود نشان میدهند: الینور، خواهر بزرگتر، باشعور و عاقل است و توانایی خویشتنداری دارد، اما ماریانه، که خلقوخوی مادر را به ارث برده است، احساساتی و بیاراده است.
(ت. 1647، نور هروی، نزدیک آلستاگ، نروژ- و. 1707، آلستاگ) شاعر نروژی که در عصر فضلفروشی و فریب، بهعلت نوآوری واضح و زبان روزمره و جذبة عمومی موجود در آثارش سرآمد معاصران خود بود.وی پسر تاجری اسکاتلندی ساکن بَرگن بود و در کپنهاگ تحصیل کرد. در 1677 به درجه کشیشی رسید و سمت کشیش آلستاگ در شمال نروژ را بهدست آورد و بقیة زندگیاش را نیز در آنجا گذرانید. اشعار داس در قالب نسخههای خطی دست بهدست میگشت و کشاورزان، چوپانان و ماهیگیرانی که اهل منطقة کشیشنشین او بودند آنها را در حافظه داشتند. تنها شعر «آوازهای نروژی» (Den Nordske dale-viise, 1683) از او در زمان حیاتش منتشر شد. اشعار مذهبی او پس از مرگش گردآوری شده است اما اشتهار وی به «ترومپت نورلان» (Nordlands trompet، نوشتهشده در فاصله 1678-1700 و انتشار یافته در 1739) برمیگردد که توصیفی مقفی از مناظر طبیعی، اهالی و مشاغل نورلان در شمال نروژ است.
نام خانوادگی وی دات نیز نوشته میشود (ت. 25 ژانویه 1824، ساگارداری، بنگال، هند [اکنون در بنگلادش]- و. 29 ژوئن 1873، کلکته، هند) شاعر و نمایشنامهنویس و نخستین شاعر بزرگ ادبیات مدرن بنگالی.داتا در دانشکدة هندو در کلکته، که خانة فرهنگی بنگالیهای طبقه متوسط تحصیلکردة غرب تلقی میشد، درس خواند. نخستین تألیفات او به زبان انگلیسی بود، اما بهعلت ناموفق بودن آنها به نوشتن به زبان بنگالی روی آورد؛ هرچند در آغاز از این موضوع چندان خشنود نبود. مهمترین آثار او، که بیشتر در فاصلة سالهای 1858 و 1862 نوشته شدهاند شامل نمایشنامههای منثور، اشعار توصیفی بلند و ترانههای عاشقانه است. نخستین نمایشنامة او «سرمیشا» (Sarmistha, 1858)، که اقتباسی از بخشی از حماسة سانسکریتی باستان مهابهاراتا (Mahābhārata) بود، با استقبال زیاد روبهرو شد. آثار شعری او عبارتانداز: «تیلوتاماسماباهاب» (Tilottamasambhab, 1860)، که شعری رویایی برمبنای داستان سوندا و آپسوند است؛ «مگهاناببده» (Meghnadbadh, 1861)، که مهمترین تألیف او و حماسهای با موضوع رامایانا است؛ «براجانگانا» (Brajangana, 1861)، که مجموعهای از اشعار عاشقانه با موضوع رادها-کراسنا است؛ و «بیرنگانا» (Birangana, 1862)، که متشکل از 21 شعرِ نامهای الگو گرفته از «هیروئیدز» (Heroides) اثر اُوید است.داتا بیوقفه واژگان و قالبهای شعری را دستکاری میکرد و او بود که سبک آمیتراکسار (قالب شعر سپید با ابیات بلند و وقفهای گوناگون) و سانِت بنگالی (انواع دوگانة روایت شکسپیر و تیرارکان) و بسیاری قطعة عاشقانة اصیل عرضه کرد.
(ت. 17 آگوست 1876، تریئسته، امپراتوری اتریش- مجار [امروزه بخشی از ایتالیا]- و. 14 ژوئن 1934، زانکت بلازین، آلمان) شاعر آلمانی که شور فوقالعاده، بینش شاعرانه و خوشبینی موجود در آثارش با یأس منعکسشده در آثار نویسندگان معاصرش کاملاً در تقابل است.دویبلر شغل و درآمد ثابتی نداشت و ازاینرو خانهبهدوش بود. او سفرهای زیادی به اروپا، خاور میانه و مصر کرد و از منابع الهام گوناگونی سیراب شد. شعر وی تا حد زیادی وامدار زیباشناسی کلاسیک و همچنین رمانتیک است. هرچند، بیشترین تأثیرگذاری شعر او برگرفته از شور و شوق اولیهاش نسبت به اکسپرسیونیسم است و این در دو مقالهاش «دیدگاهی جدید» (Der neue Standpunkt, 1916) و «پیوستن به صف نبرد در جبهة هنر نو» (Im Kampf um die moderne Kunst, 1918) بیان شده است اثر بزرگ وی «سپیدة شمالی» (Das Nordlicht, 1910/ چاپ با اصلاحات 1921) شعری حماسی با بیش از سی هزار سطر است که اسطورة جهانی اصیلی بهشمار میرود. اگرچه سبک وی غالباً تا حدی فشرده و آشفته محسوب میشود، دو اثر شعریاش «فرزند ستارهها» (Das Sternen Kind, 1916) و «پلکانی به سپیده شمالی» (Die Treppe zum Nordicht, 1920) بهطرز چشمگیری به دور از این گرایش هستند. آثار مشهور دیگر وی «جاده پرستاره» (Der sternhelle Weg, 1915) و «پاآنها و دیترامبها» (Päand und Dithyrambos, 1924) و «غزلهای یونانی» (Attische Sonette, 1924) هستند. او تعدادی داستان و دو رمان نیز منتشر کرد.
(ت. 13 می 1840، نیم، فرانسه- و. 16 دسامبر 1897، پاریس؟) داستان کوتاهنویس و رماننویس فرانسوی، که عمده شهرتش بهسبب شوخطبعی و احساساتی است که در توصیف زندگی و خصلتهای مردم جنوب فرانسه بهکار میبرد.دوده نخستین شعرها و نخستین رمانش را در سن چهاردهسالگی نوشت. در 1857 خانوادهاش همة داراییشان را از دست دادند و او قادر به ادامة تحصیل نشد. در پایان همان سال، در پاریس به برادر بزرگترش ارنِست پیوست. با یک مانکن به نام ماری ریو رابطه برقرار کرد و تنها اثر شعریاش «زنان عاشق» (Les Amoureuses, 1858) را به وی تقدیم کرد. این ارتباط بلندمدت و پر فرازونشیب خیلی بعدتر دستمایة نگارش رمان «سافو» (Sapho, 1884) شد. دوده همچنین در نوشتن مقاله برای روزنامهها، بهویژه Figaro همکاری داشت. در 1860 با فرِدریک میسترال، که پیشرو احیای زبان و ادبیات پرووانسی بود، آشنا شد و این آشنایی شور و ذوق او را برای نوشتن دربارة زندگی جنوب فرانسه بیدار کرد. در همان سال، مقام منشیگریِ دوک دِ مورنی آینده را بهدست آورد.سلامتی او با فقر و بیماری مقاربتی، که دومی سرانجام به قیمت زندگیاش تمام شد، تحلیل میرفت و این باعث شد تا زمستان 1861-1862 را در الجزایر سپری کند. یکی از ثمرات این دوره «شاپاتین شکارچی شیر» (Chapatin le tueur de lions, 1863) بود، که قهرمان شکارچی شیر آن را میتوان الگوی اولیة شخصیت تارتارن در اثر آیندة نویسنده دانست. اولین نمایشنامة دوده «آخرین بت» (La Dernière Idole) زمانیکه در 1862 در پاریس به روی صحنه رفت، با استقبال فراوانی روبهرو شد. زندگی اجتماعی پربار او طی سالهای 1863-1865 (تا زمان مرگ مورنی) اطلاعاتی در اختیارش قرار داد که در «نوّاب» (Le Nabab, 1877) بهطور بیرحمانهای آنها را تحلیل کرده است. در ژانویة 1867 با ژولیا آلار، که خود نویسندهای با استعداد بود، ازدواج کرد و ژولیا وی را در نوشتن آثار بعدیاش بسیار یاری کرد.دوده طی جنگ فرانسه- پروس در ارتش نامنویسی کرد، اما از ترورهای انجمن محلی پاریس در 1871 جان به در برد. این تجربه تأثیر عمیقی روی نوشتههای او داشت چنانکه میتوان از مجلد دوم داستانهای کوتاه او «قصههای دوشنبه» (Les Contes du lundi, 1873) تشخیص داد. «ماجراهای عجیبوغریب تارتارنِ تاراسکونی» (Les Aventures prodigieuses de Tartarin de Tarascon, 1872) او با استقبال روبهرو نشد. نمایشنامة او با عنوان «آرلزین» (ĽArlésienne) نیز یک ناکامی بود (اگرچه اجرای جدید آن در 1885، مورد تحسین واقع شد). رمان دیگر او «فرومون جوان و ریسلر ارشد» (Fromont jeune et Risler aîné, 1874)، که برندة جایزهای از فرهنگستان فرانسه شد، یک موفقیت بهشمار میرفت و او به مدت چند سال از موفقیت و شهرت حاصل از آن لذت برد.دوده در سالهای پایان عمرش از بیماری نخاعی ناشی از عفونت مقاربتی رنج میبرد. «رنجها» (La Dolou، تا 1931 منتشر نشد) نشاندهندة تلاش او است برای آرام کردن دردش از طریق تحقیق برای شناخت آن. «سی سال از پاریس» (Trente ans de Paris, 1888) و «خاطرات یک مرد ادبی» (Souvenirs ďun homme de lettres, 1888) خاطرات او را دربر دارند.
نام کامل او آلفونس- ماری- لئون دوده (ت. 16 نوامبر 1867، پاریس، فرانسه- و. 1 جولای 1942، سن- رمی- دِ- پرووانس) روزنامهنگار و رماننویس فرانسوی، قاطعترین و بیباکترین مجادلهگر در نسل خویش که شهرت او ناشی از کار روزنامهنگاری و خاطرات پرشورش است.لئون فرزند آلفونس دوده، رماننویس مشهور، بود و قبل از پرداختن به روزنامهنگاری و همکاری با مجلههای Le Figaro و Le Gaulois، در رشتة پزشکی تحصیل کرد. نخستین رمان او «سیارة سیاه» (L’Astre noir, 1893) بود و پس از آن «مورتیکولها» (Les Morticoles, 1894) را منتشر کرد که حملهای انتقادی به حرفة پزشکی است. رمانِ «سفر شکسپیر» (Le Voyage de Shakespeare, 1896) از بسیاری از آثار بعدی وی توفیق بیشتری بهدست آورد. دوده و شارل مورا در 1908 نشریة L’Action Française را به روزنامهای آشکارا تهاجمی، ملیگرا و سلطنتطلب تبدیل کردند. دوده در 1901 هجوی ضدجمهوریت منتشر کرد و مقـالاتی که در Ľ Action Française منتشر میکرد نیز حالوهوای طنزآمیز و مشابه آثار رابله داشتند.از میان دیگر آثار وی، مهمترینشان «پیش از جنگ» (L’Avant-Guerre, 1913)؛ «دنیای تصاویر» (Le Monde des images, 1919)، که اثری کاملاً ضدفرویدی دربارة روانشناسی است؛ و «قرن جنونآور نوزدهم» (Le Stupid XIXe Siècle, 1922) نام دارند. شش جلد خاطرات دوده با عنوان «خاطرات حلقههای ادبی، سیاسی، هنری و پزشکی» (Souvenirs des milieux littéaries, politiques, artistiques et médicaux, 1914-21) آموزنده، صریح و تعصبآمیز است.
(ت. 1606، آکسفورد، انگلیس- و. 7 آوریل 1668، لندن) شاعر، نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر انگلیسی، که بهواسطه موفقیتهایی نظیر کمدی «هوشها» (The Witts, 1634)، سه نمایش منظوم «معبد عشق» (The Temple of Love)، «بریتانیای پیروز» (Britannia Triumphans) و «لومینالیا» (Luminalia)، و دفتر شعر «ماداگاسکار» (Madagascar، منتشرشده در 1638) به مقام ملکالشعرایی رسید.ظاهراً نمایشنامهنویس معروف، ویلیام شکسپیر، پدر تعمیدی دویننت بوده و این شایعه وجود دارد که حتی ممکن است پدر واقعی او بوده باشد. دویننت در 1622 در لندن شغل گماشتگی را بهدست آورد و بعدها به خدمت شاعر مشهور دربار به نام فولک گرِویل، لرد بروک، درآمد. همزمان به نوشتن تراژدیهای انتقام نظیر «آلبووین» (Albovine/ اجرا حدود 1629) و تراژدی- کمدیهایی نظیر «سرهنگ» (The Colonel) نیز مشغول بود. شخصیت بیپروا و گیرای او و نمایشنامهها و شعرهای مناسبتیاش، پشتیبانی ملکه هنریِتا ماریا را جلب کرد. دویننت در 1638، یک سال پس از درگذشت بن جانسون، به مقام ملکالشعرایی منصوب شد.در 1641 دویننت در توطئه نافرجام ارتش جانِ خود را به خطر انداخت و آغاز مرحلة نخست جنگهای داخلی انگلیس در 1642 مجوز سلطنتیای که برای تأسیس تماشاخانه بهدست آورده بود را باطل ساخت. وی یکی از حامیان شاه چارلز اول بود و در 1643 به پاس حمل تدارکات از عرض کانال انگلیس ازسوی شاه به او رتبة شوالیهگری داده شد. بعدها به دربار استوارتِ مغلوب و تبعیدی در پاریس پیوست و سرودن شعر حماسی ناتمامش «گاندیبرت» (Gondibert, 1651)، که قصة شوالیهگری در 1700 دوبیتی بود، را آغاز کرد. پس از اعدام چارلز اول، ملکة وی دویننت را برای یاری رساندن به جنبش طرفداران سلطنت در امریکا به آنجا فرستاد، اما کشتی او در کانال انگلیس توقیف شد و خودش تا 1654 در برج لندن زندانی شد.دویننت با نمایش «نخستین روز میهمانی» (The First Day’s Entertainment)، که تحت عنوان مبدَّل «دکلمهها و موسیقی» (Declamation and Musick) در 1656 اجرا شد، نخستین تلاش برای احیای نمایش انگلیسی را، که در زمان آلیوِر کراموِل توقیف شده بود، صورت داد. در 1660 پس از دوران بازگشت، جواز سلطنتی برای تأسیس مؤسسههای جدید بازنگری دریافت کرد و «نمایشخانة دوکِ یورک» را در «میدان میخانة لینکُلن» بنیاد نهاد. او در سمت سرپرست، کارگردان و نمایشنامهنویس به تولید، نوشتن و تنظیم نمایشنامهها ادامه داد.
نام کامل او گای ماتیسن دونپورت پسر (ت. 23 نوامبر 1927، اَندِرسن، کَرولاینای جنوبی، ایالات متحده) نویسنده و دانشمند امریکایی که با نوشتن داستانهای کوتاه تجربی مشهور شد. وی تصویرگر کتاب، مقالهنویس، مترجم و منتقد نیز بود. نخستین و محبوبترین مجموعه داستان کوتاه او «تاتلین!» (Tatlin!, 1974) است که بهشدت تحت تأثیر آثار اِزرا پاوند شاعر بود. مجموعههای «دوچرخة داوینچی» (Da Vinci's Bicycle, 1979)، «اکلوگیوس» (Eclogues, 1981)، «سیبها و گلابیها» (Apples and Pears, 1984) و «داستان مزرعة سبز» (A Table of Green Field, 1993) از دیگر آثار دونپورت هستند. این آثار و دیگر آثار او تبحر زیاد نویسنده را نشان میدهند و مشحون از اشارههای تاریخی، کلاسیک و ادبیای هستند که نویسنده با روشهای مختلف آونگارد به خواننده منتقل میکند.مقالات و سرمقالات او، که نخستینبار در نشریات مختلف منتشر شده بودند و مجدداً در کتاب «جغرافیای خیال» (The Geography of the Imagination, 1981) منتشر شدند، موضوعات متنوعی را دربر میگیرند. «شهرها بر بالای تپّهها: نگاهی انتقادی به بیستونهمین کانتو از ازرا پاوند» (Cities on Hills: A Study of IXXX of Ezra Pound's Cantos, 1983) و «دفترچة بالتوس» (A Balthus Notebook, 1989) از دیگر آثار انتقادی او هستند. دونپورت ترجمههای زیادی دارد که سه تای آنها «سافو: آوازها و قطعات ادبی» (Sappho: Songs and Fragments, 1965)، «آرکیلوکوس، سایفو، آلکمن» (Archilochos, Sappho, Alkman, 1980) و «قطعات باقیمانده از آناکرئون» (Anakreon: The Extant Fragments, 1991) هستند. او همچنین کتابهای متعددی را تصویرگری کرد که از آن جمله «کمدینهای صبور» (The Stoic Comedians) از هیو کنِر و سیبها و گلابیها از خودش است.
(ت. بیتلحم، یهودا- و.حدود 962 پیش از میلاد، اورشلیم) دومین پادشاه اسرائیل که از تقریباً 1000 پیش از میلاد تا زمان مرگش حکومت کرد و سلطنت یکپارچهای با مرکزیت اورشلیم پایهگذاری کرد. او موسیقیدان و شاعر ماهری نیز بود. بنا به اعتقاد یهودی، او به پادشاه ایدهآل و مؤسس سلسلة ماندگاری که انتظار نجات قوم بنیاسرائیل در حول آن شکل میگرفت و برآورده میشد تبدیل شد. چون او نماد وفای عهد در آینده بود، نویسندگان عهد جدید تأکید کردهاند که حضرت مسیح از اعقاب داوود است. او همچنین در سنت اسلامی محترم شمرده شده است.داوود کار خود را با سمت دستیار در دربار شائول، نخستین پادشاه اسرائیل، آغاز کرد و دوست صمیمیِ پسر و وارث شائول به نام یوناتان و شوهر دختر او میکال شد. او سرانجام پادشاهی بر یهودا و خیلی زود بر همة اسرائیل یافت. اورشلیم را تصرف کرد و آن را پایتخت قلمرو یکپارچة خود قرار داد. از میان فرزندان او آبشالوم برجسته بود، که در مقابل پدر دست به شورش زد و فرماندة جنگِ داوود او را کشت. از جمله دیگر حوادث دوران زندگی داوود رابطة نامشروع با بتشبع و قتل شوهرش اوریا بود.عشق داوود و یوناتان، رابطة میان داوود و بتشبع و اندوه بزرگ داوود بهسبب مرگ پسرش آبشالوم موضوع بسیاری از آثار ادبی بعدی قرار گرفت.
(نام کامل آن شرح حال شخصی دیوید کاپرفیلد) رمانی نوشتة چارلز دیکنز، که در 1849 تا 1850 بهصورت دنبالهدار و در 1850 در قالب کتاب منتشر شد. براساس نظر ادمند ویلسون، منتقد ادبی، شاید لحن دیکنز در فصلهای مربوط به دوران کودکی- «لحنی مسحورکننده که او هرگز در گذشته تجربه نکرده بود و در آینده نیز تجربه نکرد»- سبب برجستگی این کتاب باشد. این اثر بیشتر به این دلیل و نیز بهخاطر حالت سرگذشتگونهاش همواره در زمرة معروفترین رمانهای دیکنز و «بچة عزیزکرده» خود او بوده است. کتاب دربردارندة اطلاعاتی از خودزندگینامة دیکنز است که پیشتر نگارش آن را آغاز ولی بلافاصله رها کرده بوده است و با زاویة دید اول شخص، که روش جدیدی برای نویسنده بهشمار میرفت، نوشته شده است. گرچه شخصیت کاپرفیلد از جهات مختلف با خالقش فرق دارد، اما دیکنز بسیاری از تجربههای مهم دوران کودکی خود مانند کار در کارخانه در زمان حبس پدر، تحصیل در مدرسه، علاقه به ماریا بیدنل (زنی با مشابهت زیاد به دورا اسپنلو) و (از همه بهاجمالتر) تغییر حرفه از گزارشنویسی پارلمانی به رماننویسی موفق را در این اثر مورد استفاده قرار میدهد.
(ت. 1888، بخارست، رومانی- و. 1954) شاعر و رماننویس رومانیایی که تأثیر شارل بودلر در نخستین مجموعه شعرش با عنوان «حکاکیها» (Inscripţii, 1916) آشکار است. از میان آثار منثور او رمان «پری در اعماق دریاچه» (Zâna din Fundul lacului, 1912) تمرینی در سمبولیسم و «ویولن ساکت» (Viora mută, 1928) در موضوع روانشناسی اجتماعی بود. در «حماسة آواز یک مرد» (Cântecul omului, 1928-37) هدف وی بازآفرینی تاریخ جهان است. دو مجموعة نقد ادبی او «قواعد و دستورالعملهای ادبی» (Aspecte şi direçtii literare, 1975) و «شعر، نمایشنامه و نثر» (Poezi, teatru, proză, 1977) پس از مرگش چاپ شدند.
(گرِیدی) (ت. 18 آگوست 1893، کمبِلزویل، تنِسی، ایالت متحده- و. 25 آوریل 1968، نَشویل تنسی) شاعر، مقالهنویس و مدرس امریکایی که نسبت به فنّاوری بهمثابة پنجرة ورود بینظمی روحانی مدرن هشدار داد و در مقابل به زندگی کشاورزی جنوب و سنتهای آن رنگی آرمانی بخشید.دیویدسن زمانیکه در دانشگاه وَندربیلت تحصیل میکرد (1917 کارشناسی و 1922 کارشناسی ارشد علوم انسانی گرفت)، به عضویت گروه فراریها درآمد که گروهی از نویسندگان جنوب امریکا بودند که سعی میکردند ادبیات متمایز و اقتصاد روستایی جنوب را حفظ کنند. آنها مجلة Fugitive را از 1922 تا 1925 منتشر کردند و مقالاتی برای کتاب «جای خود را خواهم گرفت» (I'll Take My Stand, 1930) نوشتند. اعضای گروه فراریها از جمله رابرت پن وارِن، اَلن تِیت و جان کرو رنسم به مرور در عقاید خود تجدیدنظر کردند ولی دیویدسن، که چندین سال در وندربیلت تدریس کرده بود، با شور و حرارت تمام بر سر عقاید اولیهاش باقی ماند. دیویدسن در مجموعههای نظم خود همچون «مرد قدبلند» (The Tall Man, 1927)، «لی درکوهساران و اشعار دیگر» (Lee in the Mountains, and Other Poems, 1938) و «اشعار 1922-1961» (Poems, 1922-1961, 1966) و در آثار منثور خود همچون «هجوم به لویاتان (غول): دینگرایی و ناسیونالیسم در ایالات متحده» (The Attack on Leviathan: Regionalism and Nationalism in the United States, 1938)، «چرا جنوب مدرن ادبیات عظیمی دارد» (Why the Modern South Has a Great Literature, 1951) و «هنوز یاغی، هنوز یانکی و مقالات دیگر» (Still Rebels, Still Yankees, and Other Essays, 1957) زبان به تحسین قهرمانان تاریخی جنوب امریکا گشود و از تفکیک نژادی دفاع کرد و نسبت به آسیبهای صنعتی شدن، که آن را دشمن ارزشهای اخلاقی میدانست، هشدار داد. اثر دوجلدی او با عنوان «تنسی» (Tennessee, 1946, 1948) تاریخی از رودخانه تنسی و درة آن است.
(ت. 11 آوریل 1857، بارهِد، رنفروشایر، اسکاتلند- و. 23 مارس 1909، پنزَنس، کورنوال، انگلستان) شاعر و نمایشنامهنویس اسکاتلندی و استاد بالاد غنایی روایی.دیویدسن چند نمایشنامة متشکل از شعر سپید نوشت که با موفقیت مواجه نشد. در 1890 به لندن رفت و در آنجا روزنامهنگاری پیشه کرد و رمانها و داستانهای کوتاه برای گذرانِ زندگی نوشت. سرانجام خود را با «گفتوگوهای شبانی فلت استریت» (Fleet Street Eclogues, 1893)، «بالادها و آوازها» (Ballads and Songs, 1894) و دومین مجموعه از گفتوگوهای شبانی به جامعه شناساند. سلسله «وصایای» او، که آنها را در اواخر عمرش نوشت، نمایشنامههای منظومی هستند که به زبان علمی نوشته شدهاند. این آثار مبین نظرهای شخصی وی بودند که مادیگرایی علمی و نگاه رمانتیک در آنها تلفیق شده بود و شواهدی از این دست در آثار نویسندگانی چون تامِس کارلایل و فریدریش نیچه نیز وجود دارد.دیویدسن خسته از تلاشِ مدام برای تأمین خانواده و اقوام وابسته و ناکام از عدم اقبال عموم به آثارش، در 1908 به کورنوال نقل مکان کرد. وی یک سال پس از آن خودکشی کرد.شعر دیویدسن طیفی وسیع از لحن و فن بیان در خود دارد. «قصر بلورین» (The Crystal Palace) و «زنبور» (TheWasp) و «برف» (Snow) از لطیفترین اشعار او بهشمار میروند.
(اَلفرد) (ت. 17 جولای 1922، بارنزلی، یورکشِر، انگلستان) شاعر، منتقد و معلم بریتانیایی که شیوة ضدرمانتیسم او تحت تأثیر سر ویلیام امپسن بوده است. دیوی از دانشگاه کِیمبریج فارغالتحصیل شد. از 1950 تا 1957 در ترینیتی کالج دابلین، از 1957 تا 1958 در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی و از 1958 تا 1964 در کیمبریج تدریس کرد. از 1965 تا زمانیکه در 1968 استاد انگلیسی دانشگاه استَنفورد در پالو آلتوی کالیفرنیا شد قائم مقام و معاون رئیس دانشگاه اسِکس بود.ویژگی شعر او نوآگوستینی بودن، سادگی و موزونی است. بعد از «عروسان منطقی» (Brides of Reason, 1955)، که اثر نخست او بود، «شش مکتوب به اِوا هس» (Six Epistles to Eva Hesse, 1970)، «مجموعة اشعار 1950-1970» (Collected Poems 1950-1970, 1972)، «در قطارِ متوقف شده» (In the Stopping Train, 1977) و «برای سوختن یا منجمد شدن: اشعاری دربارة مذهب» (To Scorch or freeze: Poems About the Sacred, 1988) را به چاپ رساند. از جمله آثار نقد او «خلوص سبک در شعر انگلیسی» (Purity of Diction in English Verse, 1952)، «ازرا پاوند: شاعری همچون یک مجسمهساز» (Ezra Pound: Poet as Sculptor, 1965)، مجموعة مقالات «شاعر در تماشاگه خیال» (The Poet in the Imaginary Museum) و «زسلوو میلوسز و نقصان ادبیات غنایی» (Czesław Miłosz and the Insufficiency of Lyric, 1986) هستند.
(ت. آوریل 1569، تیزبری، ویلشتر، انگلستان- و. 8 دسامبر 1626) شاعر و حقوقدان انگلیسی که «ارکستر یا شعر رقص» (Orchestra, or a Poem of Dancing) او بیانگر اصالت لذت بیان دورة الیزابت است که آن را در رابطه میان نظم طبیعی و فعالیت بشری تصویر میکند.دیویس در آکسفورد تحصیل کرد و در 1595 وکیل شد. بهعنوان وکیل دعاوی به ایرلند فرستاده شد و در 1606 بهسمت حاکم شرع آنجا منصوب شد. نقش مهمی در منطقه پروتستاننشین آلستر یافت. نماینده و سخنگوی مجلس ایرلند شد و با بازگشت به انگلستان، در 1621 نمایندة مجلس آن کشور شد. در 1626 به سمت لرد دیوانِ عالی منصوب شد ولی قبل از تصدی این مقام فوت کرد.بسیاری از نخستین اشعار دیویس مشتمل بر لطیفهها بودند. «لطیفهها و مرثیههای جِی دی و سی ام» (Epigrammes and Elegies by J.D. and C.M., 1590) دربردارندة آثار او و آثار منتشر نشدة کریستوفر مارلو بود. این اثر یکی از کتبی بود که به دستور اسقف اعظم کنتِربری در 1599 سوزانده شد. «ارکستر» (Orchestra, 1596) شعری است که در مدح رقص سروده شده است و در تقابل با تفکر جهانبینی دوره الیزابتی و نظریه هماهنگی میان اجرام آسمانی است. وی در «شناخت خود» (Nosce teipsum, 1599) گزارش روشنی از فلسفة خود دربارة طبیعت و جاوید بودن روح میدهد. در 1599 «سرودههایی از آسترا در شعر آکروستیک» (Hymnes of Astraea in Acrosticke verse) را منتشر کرد که مجموعه اشعاری است که از ترکیب حرف اول از سطرهای اول شعرهای آن عبارتِ Elisabetha Regina (الیزابت رجینا) بهدست میآید. یک مجلّد از مجموعه اشعار او در 1622 منتشر شده است.
نام کامل او ویلیام رابرتسن دیویس، نام مستعار او سمیوئل مارچبنکس (ت. 28 آگوست 1913، تمزویل، آنتریو، کانادا) نمایشنامهنویس و رماننویسی که عموماً با «سهگانة دتفرد» (Deptford Trilogy) معروف شده است؛ سهگانة دتفرد سه رمان به نامهای «پنجمین شغل» (Fifth Business, 1970)، «مانتیکور» (The Manticore, 1972) و «دنیای شگفتیها» (World of Wonders, 1975) را شامل میشود که در آنها زندگی جالب سه مرد از شهر کوچک دتفرد در کانادا روایت میشود. دیویس، که تحصیلاتش را در آکسفورد انگلستان گذراند، تجاربی در زمینة هنرپیشگی، کارگردانی و مدیریت صحنه را در شرکت نمایش اُلد ویک کسب کرد. وی همچنین از 1942 تا 1963 سردبیر نشریة Examiner در پیتربرو بود و از 1960 تا 1981 در دانشگاه ترانتو انگلیسی تدریس کرد و پس از آن با درجة استادی بازنشسته شد. دیویس قبل از آنکه شاهکار ادبی خویش را منتشر کند، چهار نمایشنامة «اروس در صبحانه» (Eros at Breakfast, 1949)، «در وسط قلب من» (At My Heart's Core, 1950)، «رقص برای کولی» (A Jig for the Gypsy, 1954) و «نمایش منظوم آقای پانچ» (A Masque of Mr. Punch, 1963) و سه اثر غیر داستانی «دفتر خاطرات سمیوئل مارچبنکس» (The Diary of Samuel Marchbanks, 1947)، «صدایی از خانة زیرشیروانی» (A Voice from the Attic, 1960) و «سالنمای سمیوئل مارکبنکس» (Samuel Marchbank's Almanack, 1967) را نوشت. او، که قصهگویی سنتی (غیرتجربی) شناخته میشود، استاد نوشتار تخیلی و مطایبات شیطنتآمیز است. «سهگانة سالترتن» (Salterton Trilogy) متشکل از «تمپست تاست» (Tempest-Tost, 1951)، «خمیرمایة خبث» (Leaven of Malice, 1954) و «اختلاط لغزشها» (A Mixture of Frailties, 1958)؛ «فرشتگان شورشی» (The Rebel Angels, 1981)؛ «چه در استخوان است» (What's Bred in the Bone)؛ و «چنگ ارفئیس» (The Lyre of Orpheus, 1988) برخی از دیگر آثار بارز داستانی او هستند. اثر دیگر او به نام «مارتر و روحهای قدمزن» (Murther & Walking Spirits)، که داستانی از زاویه دید یک مرده است، در 1991 منتشر شده است. از آخرین آثار غیرداستانی او «آینة طبیعت» (The Mirror of Nature, 1983) است.
(ت. 3 جولای 1871، نیوپورت، مانمتشر، وِیلز- و. 26 سپتامبر 1940، نیلزورث، گلوسترشر، انگلستان) شاعر انگلیسی که استحکام و غرابت عاشقانههای او بیشتر از سایر اشعار دورة جرج است.دیویس ابتدا شاگرد یک سازنده عکس بود و پس از آن ماجراهای زیادی را پشت سر گذاشت. وی ایالات متحده را با پای پیاده پیمود، چندینبار از اقیانوس اطلس با قایق دام تردد کرد، هنگامی که سعی داشت قاچاقی سوار قطاری عازم به منطقة کلاندایک در کانادا شود مچ پای خود را از دست داد، و در انگلستان به دستفروشی و آوازخوانی در خیابانها پرداخت.پس از گذراندن دوران چندسالة آوارگی، نخستین دفتر اشعار خود با عنوان «ویرانگر روح و اشعار دیگر» (The Soul's Destroyer, and Other Poems, 1905) را زمانی منتشر کرد که در لندن زندگی میکرد. «زندگینامة خودنگاشت یک خانهبهدوش» (TheAutobiography of a Super-Tramp, 1907)، که مشهورترین اثر منثور وی است، با مقدمة جرج برنارد شاو منتشر شد. آثار شعری او «اشعار طبیعت و غیره» (Nature Poems and Others, 1908)، «چهل شعر جدید» (Forty New Poems, 1918)، «اشعار 1930-1931» (Poems 1930-1931, 1932) و «تنهاترین کوه» (The Loneliest Mountain, 1939) نام دارند. نخستین مجموعة اشعار او در 1916 منتشر شد. باوجود اینکه آثار وی محبوبیت زیادی کسب کرد، خود در انزوا میزیست. «مجموعة اشعار» (Collected Poems) او در 1942 منتشر شد.
(ت.حدود 1565 هرفورد، هرفوردشر، انگلستان- و. جولای 1618، لندن) شاعر و استاد نویسندگی که اثر مهمش «عوالم صغیر» (Microcosmos, 1603) رسالهای مذهبی تعلیمی است. طنزهای موجود در «شلاق حماقت» (Scourge of Folly, 1611) او یادداشتهایی از مشاهیر معاصر وی نظیر بن جانسن و ویلیام شکسپیر را دربر دارد.وی در آکسفورد مقیم شد و علاوه بر چندین رسالة منظوم مذهبی که نوشت «زائران هوشمند ...» (Wittes Pilgrimge, 1610)، که مشتمل بر سانتهای عاشقانه است؛ «بهشت طنزآلود روی زمین؛ با جنگهای داخلی مرگ و بخت» (Humours Heav’n on Earth; With the Civile Warres of Death, 1609)، که توصیفی از طاعون است؛ و «استاد درس انشا» (The Writing School-Master/ چاپ شانزدهم 1609)، که کتاب آموزش فن نگارش است، را نیز به نوشتة تحریر درآورد.
نام کامل او هرولد لنوا (ت. 18 اکتبر1896، یونکالا، آریگان، ایالت متحده- و. 31 اکتبر 1960، سان آنتونیو، تکزاس) شاعر و رماننویس امریکایی که بهصورت واقعی دربارة غرب مینوشت و شخصیت کلیشهای کابوی قهرمان را رد میکرد.دیویس قبل از اینکه بهعنوان نویسنده به شهرت برسد در مشاغلی همچون گاوچرانی، حروفچینی و نقشهبرداری کار میکرد. وی در ابتدا بهواسطه اشعاری که به تقلید از دتلِف فون لیلیینکرون، شاعر آلمانی قرن نوزدهم، سرود به شهرت رسید. بعداً منتقدی به نام ه.ل. منکین وی را تشویق به نوشتن نثر کرد که در نتیجه «امریکن مرکوری» (American Mercury) را منتشر کرد. دیویس در 1932 با دریافت بورس تحصیلی از انجمن گوگنهایم به مکزیک رفت و در آنجا «عسل در شاخه» (Honey in Horn, 1935) را نوشت که در 1936 برندة جایزة پولیتز شد.دیویس با این رمان شهرت خود را در مقام رماننویس غرب بهدست آورد؛ کسی که آثارش به لحاظ سرعت رخداد حوادث کند هستند ولی به توصیف طبیعت مناطق غرب امریکا با رویکرد واقعی پرداخته و معضلات پیش روی زنان و مردان مرزنشین ناحیه غربی را شرح میدهد. آخرین آثار او «سرزمین بیلاه» (Beulah Land, 1949) و «موسیقی مبهم» (The Distant Music, 1957) نام دارند.
(ت. 8 آوریل 1864، فیلادلفیا، پنسیلوانیا، ایالت متحده- و. 11 آوریل 1916، مانت کیسکو، ایالت نیویورک) نویسندة امریکایی رمانهای رمانتیک و داستانهای کوتاه که بهترین گزارشگر نسل خود نیز بود.دیویس در دانشگاههای لیهای و جان هاپکینز تحصیل کرد. پس از آن در روزنامههای متعدد در فیلادلفیا و نیویورک کار کرد و داستانهای کوتاهی نوشت. در 1890 مدیر مسئول Harper's Weekly شد. در اثنای مأموریتهای کاری که برای Harper’sانجام میداد به نقاط مختلف جهان سفر کرد و دریافتهای خود از غرب امریکا، اروپا و امریکای جنوبی را در مجموعه کتابهایی آورد که از 1892 تا 1896 منتشر شدند. همچنین بهعنوان خبرنگار جنگی کار میکرد و گزارشهایی از جنگ یونان- ترکیه در 1897 گرفته تا جنگ جهانی اول تهیه کرد. نخستین مجموعههای داستانی او، بهویژه «گالگر و داستانهای دیگر» (Gallegher and Other Stories, 1891)، «وان بیبر و داستانهای دیگر» (Van Bibber and Others, 1892) و «حماقت رانسن» (Ranson's Folly, 1902) با موفقیت زودهنگام روبهرو شد. چارلز دِینا گیبسن بسیاری از آثار منتشر شدة وی را تصویرگری کرده است. وی در فاصله سالهای 1897 تا 1909 هفت رمان محبوب نوشت. چندتا از 25 نمایشنامة وی نیز، بهویژه «حماقت رانسن» (Ranson's Folly, 1904/ بر مبنای اثر قبلی وی با همین نام نوشته شد)، «دیکتاتور» (The Dictator, 1904) و «خانم تمدن» (Miss Civilization, 1906) موفق بودهاند.
(ت. 14 اکتبر 1814، ملُو، کانتی کورک، ایرلند- و. 16 سپتامبر 1845، دابلین) نویسنده و سیاستمدار ایرلندی که سازماندهنده اصلی و شاعر نهضت ملیگرایی ایرلند جوان بود.دیویس یک پروتستانی بود که از تلفیقِ معمول ملیت ایرلندی با مضامین کلیسای کاتولیک میآزرد و بنابراین نظریة وحدت همة عقاید و مکاتب در قالب یک نهضت ملی نیرومند را هنگامیکه در دانشکدة ترینیتی دابلین بود مطرح کرد. وی در 1842 هفتهنامة Nation را پایهگذاری کرد که از تحریکات دنیِل اوکانل برای احیای مجلس ایرلند حمایت میکرد و به جریدة ویژة نویسندگان موسوم به ایرلندیهای جوان تبدیل شد.دیویس اشعار وطنپرستانهای مانند «ملت بار دیگر» (A Nation Once Again) و «نبرد فانتنوی» (The Battle of Fontenoy) دارد. بیشتر نوشتههای او به مرامنامة نهضت سن فین تبدیل شد. «مقالات و اشعار، به همراه خاطرات صدساله از 1845-1945» (Essays and Poems, with a Centenary Memoir, 1845-1945) در 1945 منتشر شد.
جانپنداری روح دریا، معمولاً به حالت یک شبح بدخواه دریانوردان تصویر میشود. «صندوق دیوی جونز» عبارت متداولی است که برای ژرفای اقیانوس بهکار میرود؛ جاییکه کسانی که در دریا میمیرند میآرمند.
(«دانش عظیم») متن موجز چینی که عموماً به کنفوسیوس حکیم باستان (551-479 پیش از میلاد) و مریدش زنگزی نسبت داده میشود. قرنها این متن تنها بهعنوان یک فصل از کتاب «مجموعه آیین پرستش»(Li ji)، که یکی از پنج اثر کلاسیک (Wu jing) دورة کنفوسیوسی است، شناخته میشد. زمانیکه ژو کسی، فیلسوف قرن دوازدهم، آن را جداگانه بهعنوان یکی از «چهار کتاب» (Si shu) منتشر کرد، این اثر شهرت و ماندگاری کسب کرد.ژو کسی در مقدمة دا خو شرح داده است که این اثر وسیلهای برای تزکیه نفس است. او میگوید هر شخصی باید احسان، پرهیزگاری، ادب و حکمت را در خویشتن پرورش دهد و بااینحال فضایل اخلاقی به میزان برابر برای همگان حاصل نخواهد شد.در خود متن تأکید شده که صلح جهانی قابل حصول نیست مگر اینکه حکمران ابتدا کشور خودش را سروسامان دهد و هیچ حکمران نمیتواند چنین کند بدون اینکه به خانوادة خود نظم دهد و نظم دادن به خانواده نیز بهنوبة خویش مستلزم آن است که حکمران ابتدا زندگی شخصیاش را با تزکیة قلب و کسب صداقت سروسامان دهد. این فضایل پیامد طبیعی کسب حکمت واسعه از طریق کنکاش در پدیدههاست. بنابراین در دا خو حکومت خوب و صلح جهانی بهصورت تفکیکناپذیری محصول خرد شخصی حکمران تلقی میشود.
(شپارد) (ت. 18 نوامبر 1874، نیویورک، ایالت نیویورک، ایالات متحده- و. 28 دسامبر 1935، نیویورک سیتی) نویسندة امریکایی که بزرگترین توفیق ادبی او زندگینامه خودنگاشت «زندگی با پدر» (Life with Father) بود.وی در مدرسة عالی سنت پل واقع در کانکوردِ نیو همپشِر و در دانشگاه ییل تحصیل کرد و در 1896 مدرک کارشناسی گرفت و سپس شریک پدرش در شرکت حقالعملکاری او شد. یک سال پس از آن وارد خدمت نیروی دریایی امریکا شد، اما ابتلای سخت به آرتروز او را زمینگیر کرد.در 1920 نخستین کتاب خود با عنوان «این جهان میمونها» (This Simian World)، که مجموعهای از مقالات و تصاویر فکاهی بود، را منتشر کرد. پس از آن «آشیانة کلاغها» (1921The Crow's Nest,) و «اندیشههای بدون کلام» (Thoughts Without Words, 1928) را منتشر کرد. وی با «خدا و پدرم» (God and My Father, 1932)، «زندگی با پدر» (Life with Father, 1935) و «زندگی با مادر» (Life with Mother, 1938) به موفقیت زیادی رسید. در این سه اثر، که درونمایه از تجارب خانوادگی وی داشتند، تصاویری طنزآمیز از یک خانوادة اواخر دورة ویکتوریا با پدری خشن و متعصب و مادری صمیمی و جذاب ارائه شده است. دی مقالهنویس ثابت مجلة The New Yorker نیز بود. هاوئرد لینزی و راسِل کراوس در 1939 زندگی با پدر را بهصورت نمایش درآوردند.
(ت. 1574، کوستن، نورفک، انگلستان- و. 1640؟) نمایشنامهنویس غیربرجسته دورة الیزابت که تمثیل منظوم «مجلس زنبوران» (The Parliament of Bees) ابتکار شگفتانگیز و لطافت تخیل او را نشان میدهد. دی در حدود 1598 نمایشنامهنویسِ فیلیپ هنزلُو- مدیر و صاحب تئاتر- شد. نخستین نمایش او، که هنوز موجود است، «گدای کور بدنال گرین» (The Blind-Beggar of Bednal- Green, 1600) نام داشت که با همکاری هنری چتل در 1600 نوشته و در 1659 منتشر شد. نمایشنامههای «جزیرة گل» (The Ile of Guls, 1606) و «طنز از نفس افتاده» (Humour out of Breath, 1608) از دیگر آثار ویاند. شهرت عمدة دی به مجلس زنبوران برمیگردد که گفته میشود در 1607 نوشته شده است، اگرچه نسخهای از آن که مال قبل از 1641 باشد در دست نیست. این نمایش منظوم مجموعه گفتوگوهایی دربارة افعال، تولدها، جنگها و عشقهای زنبورهاست. زنبورها مجلسی زیر نظر پرورِکس، که لقب «رئیس زنبورها» را دارد، تشکیل میدهند و در آن شکایاتی را علیه زنبورهای عسل مودار، زنبورها، زنبورهای بیعسل، زنبور عسل نر و حشرات دیگر طرح میکنند که نویسنده از آنها بهعنوان نماد برای انواع مختلف آدمها استفاده کرده است. این تمثیل طنزآمیز با صفآرایی زنبورها مقابل اوبرون، شاهِ پریان، پایان میپذیرد که در خصوص شکایات طرح شده اقدام به صدور رأی عادلانه میکند.
نام کامل او سیسیل دی- لوئیس (ت. 27 آوریل 1904، بالینتوبرت، بخش لیش، ایرلند- و. 22 می 1972، هَدلی وود، هرتفوردشر، انگلستان) یکی از شاعران تأثیرگذار بریتانیا در دهة 1930 که از شاعری با روحیة چپ سیاسی در سالهای اولیه به رویکرد تغزلی و فردی با بهکارگیری قالبهای سنتیتر تغییر مسیر داد.دی- لوئیس پسر یک روحانی مذهبی بود و در دانشگاه آکسفورد تحصیل کرد و تا 1935 معلم مدرسه بود. در آن ایام «شعر بینابینی» (Transitional Poem, 1929) وی مورد توجه بود و در دهة 1930 با دابلیو. ایچ. اُدن که بر سبک او تأثیر نهاد و دیگر شاعرانی که جناح چپ سیاسی را راه حل مشکلات روز میدانستند رابطة نزدیک داشت. نمونة بارز دیدگاههای وی در آن موقع را میتوان در شعر بلند «کوه مغناطیسی» (The Magnetic Mountain, 1933) و رسالة انتقادی «امیدواری برای شعر و شاعری» (A Hope for Poetry, 1934) دید.دی- لوئیس در 1946 سخنران ادبیات دانشگاه کیمبریج بود و مجموعه سخنانش با عنوان «تصویر شعری» (The Poetic Image, 1947) بعداً به چاپ رسید. در 1952 ترجمة منظومی از «انهئید» (Aeneid) اثر ویرژیل به سفارش شرکت بیبیسی منتشر کرد. او «زراعیات» (Georgics, 1940) و «اشعار شبانی» (Eclogues, 1963)، که هر دو از ویرژیل بودند، را نیز ترجمه کرد. از 1951 تا 1956 استاد شعر در آکسفورد بود. «روزگار از دست رفته» (The Buried Day, 1960) زندگینامة خودنگاشت اوست که اقبال به کمونیسم و سپس طرد آن ازسوی وی را تشریح میکند. «مجموعه شعرها»ی (Collected Poems) او در 1954 منتشر شد. دفاتر اشعار متأخر وی شامل «اتاق و دیگر شعرها» (The Room and Other Poems, 1965) و «نجوا کردن ریشهها» (The Whispering Roots, 1970) است. «شعرهای کامل س. دی- لوئیس» (The Complete Poems of C. Day-Lewis) در 1992 منتشر شد.در زمان مرگش جایگاه ملکالشعرا را داشت که در 1968 جانشین جان مِیسفیلد شده بود. او با نام مستعار نیکولِس بلِیک، رمانهای کارآگاهی نیز نوشته که «جزئیات نقشه قتل» (Minute for Murder, 1948) و «نجوا در تاریکی» (Whisperin the Gloom, 1954) از آن جملهاند.
رمانی اثر ناتَنیِل وست، دربارة وحشیگری پنهان در قفای رؤیای هالیوود. این رمانِ منتشر شده در 1939 یکی از جالبترین نمونههای «رمان هالیوودی» در ادبیات داستانی امریکا است.تاد هَکت، که طراح مجموعه است، به زندگی چند شخص که نزدیکیشان با دنیای ساختگی هالیوود بر آنها تأثیر منفی گذاشته است وارد میشود. تکمیل نقاشی «سوختن لسآنجلس» هکت، با فروپاشیدن رؤیاهای محقق نشدة دیگر شخصیتها در آتش آشوب و کشتار مصادف میشود.
نام مستعارِ تسوشیما شوئیجی (ت. 19 ژوئن 1909، کاناگی، استان آئوموری، ژاپن- و. 13 ژوئن 1948، توکیو) رماننویس ژاپنی که در پایان جنگ جهانی دوم در کسوت نمایندة ادبیات زمانه ظاهر شد. لحن طنزآمیز و مأیوسکنندة او آشفتگی ژاپن پس از جنگ، که ارزشهای سنتی در آن بیاعتبار شده بود، را بهدرستی نشان میداد. دازای که در شمال ژاپن متولد شده و پسر ششم خانوادهای زمیندار و اهل سیاست بود اغلب پیشینة خود را دستمایه داستانهایش میکرد. هر چند حالوهوای بسیاری از آثار او حزنانگیز است، اما وی به نوعی شوخطبعی نیز اشتهار دارد که برخی اوقات با فکاهی برابری میکند. در نخستین مجموعه از داستانهای کوتاهش «سالهای شفق» (Bannen, 1936) سبکها و موضوعهای زیادی را آزمود ولی بیشتر مجذوب رمان نوع اول یا شیشوستسو بود و از آن پس حضور شخصیت خود نویسنده در بیشتر شخصیتهای آثارش دیده میشد. دازای شاید تنها نویسندة ژاپنی است که آثاری کاملاً ادبی را طی سالهای جنگ (1941-1945) عرضه کرده است. «قصههای پریان» (Otogi zōshi, 1945) او روایت جدیدی از داستانهای سنتی است که نویسنده در آن، توفیق سبک و هوش خود را نشان داده است. «تسوگارو» (Tsugaru, 1944)، که شاید بهترین اثرش باشد، بیانگر احساسات عمیق وی نسبت به محل تولدش است. لحن موجود در آثار پس از جنگ او یعنی «غروب خورشید» (Shayō, 1947)، «همسر ویلُن» (Biyon no tsuma, 1947) و «دیگر انسان نه» (Ningen shikkaku, 1948) بهطور فزایندهای نومیدانه است و بحران احساساتش را منعکس میکند. دازای در 1948 خودکشی کرد و رمان ناتمامی با عنوان شومِ «خداحافظ» (Goodbye) از خود بهجای گذاشت. دانِلد کین بعدها بیشتر آثار وی را به انگلیسی ترجمه کرد.
داستان کوتاهی اثر جِیمز جویس، که در 1914 در مجموعة «دوبلینیها»ی (Dubliners) وی منتشر شد. این اثر بهترین داستان کوتاه وی و شاهکار داستاننویسی جدید بهشمار میرود.داستان در قبل و همزمان و بعد از مهمانیای در عصر کریسمس با حضور گِیبریِل و گرِتا کونرای و دوستان و خویشاوندانشان روی میدهد. روند داستان در ادامة شب گیبریل را به دریافت حقایق مخفی زندگی و ازدواج خویش هدایت میکند و شروع این دریافت زمانی است که یک آواز دلپذیر گرتا را به یاد پسری میاندازد که از عشق وی مرده است.
مجموعه اشعار امیری باراکا، که در 1914 با نام دیگر او لوروی جونز منتشر شد. این مجموعه جدایی باراکا از سبک و مکتب ادبی نویسندگان بیت که قبلاً به آنها تعلق داشت را مشخص میکند. در شعر «ریتم و بلوز» (Rhythm & Blues)، وی از موسیقیهای جاز و بلوز برای خلق نوایی جدید و کاملاً افریقایی- امریکایی استفاده میکند. شعرهایی نظیر «بلک دادا نهلیسموس» (Black Dada Nihilismus) و «رنج کنونی» (An Agony. As Now.) خشم و نومیدی مرد سیاهپوستی را روایت میکنند که در یک جامعة طبقة متوسط سفیدپوست گرفتار آمده است. این مجموعه بهسبب صور خیال قوی و پرداختن غنایی به موضوع خشونت مورد توجه قرار گرفته است.
رمانی از نیکالای گوگول، که در 1842 به زبان روسی با عنوان Myortvye dushiمنتشر شد. این رمان مقامهوار، که یکی از بهترین آثار طنز جهان محسوب میشود، وقایع اجتماعی مربوط به ترقی پاوِل ایوانویچ چیچکوف- کارمند اخراجشدهای که در جستوجوی اقبال خود است- را روایت میکند. این اثر نه فقط بهسبب دربر داشتن تصاویر کمدی بلکه بهواسطة دارا بودن اهداف اخلاقی مورد تحسین قرار گرفته است.در روسیة توصیفشده در رمان، اربابان باید مالیات رعیّت مرده را تا زمان آمارگیری و خارج کردن نام او از فهرست مالیاتی پرداخت بکنند. چیچکوف شروع به خریدن رعیتهای مرده میکند که اینگونه بار مالیات را از دوش اربابان آنها برمیدارد و سپس آنها را گرو میگذارد تا پولی بهدست آورد و ملکی برای خود بخرد. او با لطایفالحیل راه ورود به خانة چندین زمیندار متنفذ را برای خود باز میکند و ضمن ارائه پیشنهاد به آنها از بیان هدف واقعی طرح خود خودداری میکند. گوگول از انواع گوناگون شخصیتهای روسی برای به تصویر کشیدن اربابان داستان خود استفاده کرده و این توصیفات کمدی بهترین صحنهها را در رمان بهوجود آورده است.سرانجام شایعات دربارة چیچکوف زیاد و راز او کشف میشود و وی را بازداشت میکنند. وکیل حیلهگر او با مرتبط کردن تمامی فسادها و ناکارآمدیهای محل زندگی موکل خود به عملکرد وی، از وی دفاع میکند و مقامات رسمی با شرمندگی ابراز میکنند که بهشرطی که چیچکوف شهر را ترک کند پرونده را مختومه خواهند کرد و وی با شادمانی چنین میکند.
داستانی کوتاه اثر فرَنک ناریس، که در ابتدا بهصورت جزو جزو در 1902 و سپس در کتاب «معاملة گندم و داستانهای دیگر دربارة غرب جدید و قدیم» (A Deal in Wheat and Other Stories of the New and Old West) پس از مرگ نویسنده در 1903 منتشر شد. این داستان پنجبخشی، با بهکارگیری فنون ناتورالیسم، دردسر سرمایهگذاری در تجارت گندم را در هیئت بازرگانی شیکاگو در آغاز قرن بیستم بررسی میکند. ناریس همزمان با این داستان بر روی سهگانة «حماسة گندم» (The Epic of Wheat) که فقط دو مجلدِ آن «اختاپوس» (The Octopus, 1901) و «محل بورس» (The Pit, 1903) نوشته شده است کار میکرد.نخستین قسمتِ «معاملة گندم» سَم لوئیستون را تصویر میکند که مزرعة کانزاساش را در نتیجة قیمت پایین گندم از دست میدهد. سه قسمت میانی داستان روایتگر جنگ اقتصادی میان دو بورسباز ثروتمند، آقای هورننگ سلفکار و آقای تراسلو پیشفروشکننده است. در پنجمین قسمت داستان لوئیستون بهسبب قیمت بالای گندم از دریافت نان رایگان در شیکاگو محروم میشود.
(ت. 31 اکتبر 1846، اونلیا، پادشاهی ساردِنیا [اکنون قسمتی از ایتالیا]- و. 11 مارس 1908، بوردیگِرا، ایتالیا) نویسندة ایتالیایی که با سفرنامههای عامهپسند و داستانهای کودکان معروف شده است. د آمیچیس در دانشکدة افسری مودنا تحصیل کرد و افسر توپخانه شد. وی مقالات زیادی دربارة زندگی نظامی برای مجلة ارتش Ľ Italia militare نوشت و خود در 1867 سردبیر آن مجله شد. داستانهای او در مجموعة «زندگی نظامی در ایتالیا» (La vita militare, 1868) جمعآوری شد و پس از آن کتاب پرطرفدار «داستانهای کوتاه» (Novelle, 1872) را منتشر کرد. اشعار او در «مجموعة اشعار» (Poesie, 1880) گردآوری شد. مهمترین اثر او داستان کودکانة پراحساس «شیردل» (Cuore, 1886) است که آن را در قالب دفتر خاطرات یک بچهمدرسهای نوشته است.
غزلی اثر جان دان، یکی از نوزده «غزل مقدس» (Holy Sonnets) یا «تفکر الهی» (Divine Meditations)، که در 1633 در نخستین چاپ «ترانهها و غزلها» (Songs and Sonnets) منتشر شد. این شعر تغزلی اعتقادی بهطور مستقیم به مرگ پرداخته و خشم شاعر در مقابل حضور مغرورانه آن در زندگی را نشان میدهد. درونمایة این شعر، که در تمام اشعار دان بهچشم میخورد، آن است که مرگ در نابود کردن روحِ فناناپذیر، ناتوان است.شاعر در بند آغازین شعر، این عقیده که مرگ یک فاتح است را پوچ میشمارد و ادعا میکند که مرگ نمیتواند او را بکشد بلکه صرفاً میتواند جسم خستة او را به آرامش برساند و روح او را برای پرواز به عالم روحانی آزاد کند. در بند پایانی غزل، شاعر حالت مغرور مرگ را به باد انتقاد میگیرد و میگوید که مرگ نمیتواند قربانیاش را انتخاب کند بلکه فقط میتواند به وهمانگیزی سرنوشت و تصمیم انسان امیدوار باشد.
رمانی اثر ویلا کَدر، که در 1927 منتشر شد. این رمان براساس زندگی اسقف ژان باتیست لامی و کشیش او پدر ژوزف ماشبیوت بنا شده است و تصور میشود که روایتگر دغدغههای روحانی و اخلاقی نویسنده است.مرگ بهدنبال اسقف اعظم میآید دوستی و ماجراجوییهای اسقف ژان لاتور و کشیش پدر ژوزف وایان را که دارند اسقفنشین کاتولیک جدید در نیومکزیکو ایجاد کنند روایت میکند. لاتور شخصی نجیبزاده، روشنفکر و درونگراست و وایان اهل عمل، اجتماعی و خوشبین است. این دو روحانی، که دوستان زمان کودکی یکدیگر در فرانسه بودهاند، در برابر کشیشهای فاسد اسپانیایی، بلایای طبیعی، و بیتوجهی قبایل هوپی و ناواجو موفق به بنا نهادن جماعت خویش و ساختن کلیسایی جامع در سرزمین نامتمدن میشوند.این رمان در اصل مطالعهای دربارة شخصیت است و کشمکشهای درونی لاتور و ارتباط او با سرزمین که خود بهواسطة توصیف قدرتمند نویسنده تبدیل به شخصیت باابهتی شده است را مورد بررسی قرار میدهد.
رمانی از جِیمز ایجی که واکنشهای یک خانواده را در مقابل مرگ غیرمنتظرة پدر روایت میکند. این اثر، که در 1957 منتشر شد، بهعنوان نمونة عالی داستان خودزندگینامهای امریکایی ستوده شده و در 1958 جایزة پولیتزر را کسب کرده است.
رمانی کوتاه اثر توماس مان، که در 1912 با عنوان Der Tod in Venedig به زبان آلمانی منتشر شد. این اثر مشهورترین رمان کوتاه مان است و داستانی مشحون از نمادها با رویکرد به اصالت زیبایی و لذت است و نگاه و علاقه نویسنده نسبت به نوشتههای زیگموند فروید در خصوص ناخودآگاه را روایت میکند.در این داستان، گوستاف فون آشِنباخ نویسندهای درخور تحسین است که کارش به نظم و کمال ظاهری اشتهار دارد. او در هتلش در ونیز با نوجوان بسیار زیبایی به نام تادزیو روبهرو میشود. گیرایی این پسر آشنباخ را آشفته میکند و هر چند او را زیر نظر میگیرد جرئت نمیکند با او وارد گفتوگو شود. با وجود هشدارهای پزشکی مبنی بر فراگیر شدن وبا، آشنباخ در ونیز میماند و اعتبار و سلامتش را برای تجربة مستقیم زیباییای که تادزیو مظهر آن است به خطر میاندازد. آشنباخ، پس از تبادل نگاهی پرمعنی با تادزیو در روز سفر برنامهریزیشدة او، از بیماری وبا میمیرد.مان در این کتاب به مانند دیگر آثار مهمش به بررسی نقش هنرمند در جامعه میپردازد. آشنباخِ متفکر در کار ادبی خود با شکیب و نظم عمل میکند، اما در آخر تمایلات شخصیاش بر او غلبه میکنند.
رمانی از کارلوس فوئنتِس، که در 1962 به زبان اسپانیایی با عنوان La muerte de Artemio Cruz منتشر شد. این اثر توصیفی خلاق از شخصیتی غیراخلاقی است و همزمان به انتقاد از جامعة مکزیک بهویژه موضوع سوءاستفاده از قدرت که موضوع در همة آثار فوئنتس است میپردازد.در آغاز رمان، آرتمیو کروس، سرمایهدار انقلابی پیشین، در بستر مرگ افتاده است. وی مکرراً در وضعیت هشیاری و بیهوشی قرار میگیرد و زمانیکه در وضعیت هشیاری است ذهنش بین گذشته و حال حرکت میکند. داستان برملا میسازد که کروس از راه خیانت، رشوهخواری، فساد و شقاوت ثروتمند شده است. وی در جوانی آرمانهای انقلابی زیادی داشته است، اما فعالیتهایی که برای صیانت از نفس خویش انجام میداده است به روشی برای زندگی وی تبدیل شده که بر مبنای منفعتطلبی استوار است. کروس نمادی از جامعه مکزیک است که برای بهدست آوردن ثروت به انحطاط اخلاقی تن در میدهد.
نمایشی در «دو پرده همراه با رکوئیم (نوعی موسیقی)» که آرتور میلر آن را در 1948 نوشت و در 1949 بر روی صحنه رفت. میلر با این اثر جایزة پولتیزر را بهدست آورد و خود او آن را تراژدی مردی میدانست که زندگیاش را در طلب «رؤیای امریکایی» بخشیده یا فروخته است.در این نمایش، ویلی لومن فروشندة دورهگردی است که پس از سالها دورهگردی درمییابد که پدر و همسر موفقی نبوده است. هپی و بیف، فرزندان او نیز موفق نیستند و مورد علاقه کسی نبوده خصوصیات خوبی ندارند. ویلی همگام با زوال تدریجی حرفهاش به خاطرات گذشتة آرمانی خود روی میآورد. در صحنة اوج نمایش، بیف آمادة ترک خانه میشود و به مشاجره با ویلی میپردازد و اقرار میکند که سه ماه در زندان بوده است و شعار پدرش «لبخند و کفش واکسزده» را به باد تمسخر میگیرد. ویلی، که شکستخورده و دردمند است، از توهم خارج شده مرتکب خودکشی میشود.
رمانی کوتاه اثر لئو تولستوی، که در 1886 به زبان روسی با عنوانSmert Ivana Ilycha منتشر شد و شاهکار رئالیسم روانشناختی بهشمار میرود. بحران زندگی ایوان ایلیچ بهطور چشمگیری به بحران زندگی خود تولستوی که در «اعتراف من» (Ispoved, 1882) شرح داده است شبیه است.بخش نخستِ داستان همکاران و خانوادة ایوان ایلیچ را بعد از مرگ او نشان میدهد، درحالیکه اهمیت مرگ او را بر زندگانی و شغل خویش ارزیابی میکنند. در بخش دوم، تولستوی زندگی مردی را که مرگ او بیاهمیت بهنظر میرسد توصیف میکند: «زندگی ایوان ایلیچ بسیار ساده و بسیار معمولی و بنابراین بسیار هولناک بوده است». ایوان ایلیچِ مقرراتی، به نظم زندگی شخصی و حرفهایاش بسیار بها میدهد. زمانیکه از بیماری علاجناپذیر خود آگاه میشود، ابتدا حقیقت را انکار میکند، اما وقتی که میبیند گیراسیم نوکر وی بهراحتی با بیماری او کنار آمده است خود نیز به این باور نوکرش که مرگ امری طبیعی و نه شرمآور است اعتقاد پیدا میکند. او خود را با خاطرات خوش دوران کودکی تسلّی میدهد و بهتدریج پی میبرد که در تلاش برای انجام آنچه از او انتظار میرفته است تمام تمایلات درونی خویش را نادیده گرفته است. ایوان ایلیچ در پایان داستان به آرامش میرسد.
رمانی از الیزابت بوئن، که در 1938 منتشر شد و یکی از مشهورترین آثار او است. این اثر تأثیرپذیری بوئن از هنری جِیمز را در نگاه دقیق به جزئیات و در درونمایة معصومیتی که بهواسطة تجربه از دست میرود نشان میدهد. این رمان بهعلت توصیف جامعالأطرافِ درون پرآشوب یک نوجوان مورد توجه قرار گرفته است. سه بخش آن با عنوان «دنیا»، «جسم» و «شیطان» به مراسم تعمید در «کتاب جامع دعا» ی کلیسای آنگلیکان تلمیح دارد.زمینة رمان لندن در دورة بین دو جنگ جهانی است. پورتیا کوئین دختر یتیم 16 سالهای است که برای زندگی به پیش برادر ناتنیاش تامِس و همسر او اَنا میرود که هر دو مبادی آداب و ناشاد هستند. پورتیای تنها و رنجور عاشقِ ادی، یکی از دوستان انا، میشود ولی ادی پاسخ عشق او را نمیدهد. چند هفته بعد پورتیا مطلع میشود که انا دفتر خاطراتش را خوانده است. پورتیا، که احساس حقارت میکند، به یکی از دوستان محترم خانواده پیشنهاد ازدواج میدهد که او رد میکند و تشویقش میکند که به نزد توماس و انا بازگردد. در پایان، انا و پورتیا با هم کنار میآیند و سرانجام انا به «اشتیاق جنونآمیز پورتیا به مورد محبت قرار گرفتن» با مهر پاسخ میدهد.
شعری روایی از رابِرت فراست، که در 1914 در مجلة North of Boston منتشر شد. این شعر، که در قالب سپید سروده شده، گفتوگوی کشاورزی به نام وارِن و همسرش مری دربارة کارگر پیشین مزرعهشان پیرمردی به نام سیلاس است که برای مردن به مزرعه که آن را «خانه»ی خویش میداند بازگشته است.در این شعر گرفتاریهای سیلاس با لحن تأثربار توصیف گردیده است و از خانه بهعنوان «جایی که وقتی مجبور به رفتن به آنجایی، ساکنانش مجبور به پذیرفتن تو اند» و «چیزی که انگار مجبور به شایستن برای آن نیستی» یاد شده است، که هر دو به یادماندنی شدهاند.
رمانی از هرمان بروخ، که در 1945 همزمان به زبان آلمانی با عنوان Der Tod desVergil و انگلیسی منتشر شد. این کتاب معروفترین اثر بروخ و خیالپردازی او در خصوص 18 ساعت پایانی زندگی ویرژیلِ شاعر درحالیکه به بروندیسیوم آورده میشود است. بروخ، که یهودی اتریشی بود و در دوران سلطة هیتلر مجبور به ترک اروپا شده بود، دلمشغولیاش در این اثر و سایر آثارش حفظ جایگاه ادبیات در فرهنگِ دچار بحران است.این رمان با زبان ادبی غنی و جملات آهنگین نوشته شده است و چهار بخش «سمفونیک» دارد: در بخش اول، شاعر که به ستایش شکوه روم پرداخته بوده با واقعیت زندگی زشت خیابانی در آن مواجه میشود. در بخش دوم، با درک اینکه نوشتارش که جلوههای زشت را دربر نگرفته است عاری از صداقت و بیمعناست تصمیم میگیرد «انهئید» (Aeneid) را آتش بزند. در بخش سوم، امپراتور آوگوستوس او را متقاعد میکند که دستنوشتهها را بهازای آزادی بردگان برای نگهداری در جای امن تسلیم کند. بخش چهارم سه بخش آغازین را کامل میکند چرا که شاعر در حال احتضار تصمیم میگیرد تا میان موارد متضاد مرگ و زندگی و زیبایی و زشتی، آشتی ایجاد کند. در قسمتی از متن، که یکی از برجستههای ادبیات مدرن تلقی میشود، ویرژیل درحالیکه دارد میمیرد خود را در یک سفر زیبای دریایی خیال میکند.
دفتر شعری اثر دیلن تامِس، که در 1946 منتشر شد. این اثر هماهنگی مثبت و عمیق میان تامس و طبیعت ویلز را نشان میدهد. شاعر با بهرهگیری از تصویرپردازی از طبایع متضاد و مفاهیم مذهبی، همدردیاش را با تأثیرات جنگ جهانی دوم و بهویژه بمباران لندن بیان میکند. این دفتر بهسبب جریان تغزلی اشعارش مورد توجه قرار گرفتهو بهعلت استفادة موزون از مصراعهای هجایی مرکب با طولهای متغیر، شاخص است. دو شعر این مجموعه با نامهای «تپة فرن» (Fern Hill) و «شعری در اکتبر» (Poem in October)، که در گزینه آثار ادبی متعددی گنجانده شدهاند، قصایدی پرمعنی، ژرف و عرفانی هستند که در مدحت معصومیت و کودکی آنگونه که یک بزرگسال آنها را بهخاطر میآورد سروده شدهاند. شعرهای دیگر «گفتوشنودهای دعا» (The Conversation of Prayer)، «داستان زمستان» (A Winter's Tale)، «جشن پس از هجوم آتش» (Ceremony After a Fire Raid)، «وحی و دعا» (Vision and Prayer)، و «خودداری از عزاداری برای کودکی که در اثر آتشسوزی در لندن مرده است» (A Refusal to Mourn the Death, by Fire, of a child in London) نام دارند.
[واژة فرانسوی، در لغت به معنی بحث و گفتوگو] 1- گونهای در آثار ادبیات بهخصوص در قرون وسطا است که در آن دو یا چند شخصیت تمثیلی دربارة سؤالی در خصوص موضوعاتی مانند عشق، اخلاق یا سیاست مناظره میکنند و سپس آن سؤال را به قضاوت یک داور میسپارند. قسTENSON. 2- بحث، مناظره یا گفتوگوی فلسفی طولانی میان دو شخصیت در یک اثر ادبی. جرج برنارد شاو چنین مناظراتی را در متن چندین نمایشنامه خود گنجانده است که «سرگرد باربارا» (Major Barbara) از آن جمله است.
شخصیتی از کتاب مقدس، نخستین قاضی برجستة قبایل متحد اسرائیل. دبورا، که در اصل پیشگو، شاعر و خوابگزار بود، بهواسطة جذبهاش در نقش رهبر شهرت یافت؛ اتحاد رهبری او با کیاست نظامی فرماندهاش، باراق، الهامبخش قوم اسرائیل در غلبه بر کنعانیان بود. دو روایت موجود از شجاعتهای وی، یکی گزارشی منثور در فصل چهارم از «قضاوتها» و دیگری شعر نظامی با عنوان «تغزلات دبورا» در فصل پنجم از قضاوتها است. کنعانیان به سرپرستی یابین، پادشاه خاندان نوتأسیس حاصور و ژنرال وی سیسرا بنیاسرائیل مرتد را تحت سلطه خود داشتند. دبورا به همة قبایل پیغام میفرستد که علیه کنعانیان متحد شوند ولی فقط نصف قبایل به او پاسخ مثبت میدهند. بنیاسرائیل و کنعانیان در جنگ مغلوبهای در دره جزریل در نزدیکی رود قیشون با هم روبهرو میشوند. بهناگهان ابرهای بارانزا پدیدار میشوند و باعث طغیان رودخانه شده و قدرت مانور ارابههای کنعانیان را از آنها سلب میکنند. سیسرا، که قوای خویش را شکستخورده میبیند، به چادر زنی قینی به نام یاعیل پناهنده میشود. یاعیل، که حامی بنیاسرائیل است، مقداری شیر مسموم به او میخوراند و وی از فرط خستگی بهخواب میرود و یاعیل وی را میکشد؛ بهاینترتیب تهدید کنعانیان بهطور کامل به پایان میرسد. سرود پیروزی دبورا در فصل پنجم یکی از کهنترین بخشهای ادبی عهد عتیق است. در این سرود، قالبهای ادبی اعتراف به ایمان، تقدیس یهوه و خدایی او، حماسه، نفرین، نعمت و سرود پیروزی در هم میآمیزد.
دورهای از انحطاط یا تیرگی اوضاع در هنر و ادبیات که در پی دورهای از موفقیت فراوان و شکوفایی میآید. نمونههای آن عبارتانداز: دورة نقرهای (سفید) ادبیات لاتین که از حدود سال هجده میلادی و در پی پایان عصر طلایی آن شروع شد و نهضت افول (فترت) در پایان قرن نوزدهم در فرانسه و انگلستان.
[به فرانسوی décadent، معنای تحتالفظی آن شخصی که در دوران فترت زندگی میکند] هر یک از شاعران پایان قرن نوزدهم، شامل شاعران سمبولیست فرانسوی بهویژه و معاصرانشان در انگلستان که آخرین نسلِ نهضت زیباییشناسی بودند. هر دو گروه سمبولیستها و زیباییشناسان خواهان آزاد کردن ادبیات و هنر از تمام قیدهای تأثیرگذار بودند. آنها بر عقیدة هنر برای هنر تأکید میکردند و هنر را آزاد و مخالف طبیعت و همچنین مخالف مشغولیات ماتریالیستی جامعة صنعتی میدانستند. ازاینرو، آنها عناصر نامأنوس و نامتجانس و ساختگی را در آثارشان و در زندگی شخصیشان بهکار میگرفتند که در هر دو مورد، بیپروایی و رهایی برخی از افراد از برخی اصول اخلاقی به برجسته شدن معنای ضمنی واژة انحطاط که اغلب معادل پایان قرن است انجامید.انحطاط در وهلة اول با شاعری مرتبط بود، اما ریشة روانشناختی آن در رمان «وارونه» (À rebours, 1884) اثر ژوریس- کارل هویسمانس و در سهگانة «کولته دو موا» (Le Culte du moi, 1888-91) اثر موریس بارس بهخوبی مشهود است. انگیزه گرایش به فترت در شاعری، تا حدودی در پی خواندن آثار شارل بودلِر و تا حدودی از آثار استفان مالارمه و پل ورلن ایجاد شد.در آثار ورلن، دو عقیدة غالب دیده میشود: تنها خود شخص مهم است؛ کارکرد شعر حفظ لحظات شور و هیجان و بیان منحصربهفرد آن است. این خصایص شعری به همراه تجربهورزی در زمینه فرم بود که نسل شاعران جوانتر در دهة 1880 بهکار گرفتند. این نهضت شاعری دوران اوج خود را با ژول لافورگ تجربه کرد. نشریه Le Décadent، که عنوان خود را از لقبی میگرفت که در اصل نقادان غیرمنصف وضع کرده بودند، در 1886 راهاندازی شد.شاعران دوران فترت در انگلستان شاعران دهة 1890 آرتور سایمون، اسکار وایلد، ارنست داوسون و لایونل جانسون بودند، که از اعضای کلوپ ریمرز بوده و یا در مجلة پیشرو The Yellow Book مطلب مینوشتند. قسAESTHETICISM؛ SYMBOLIST MOVEMENT.
[ایتالیایی، مشتق از واژة فرانسوی décadentisme و از اصل decadent] جنبش هنری ایتالیا که نام ولی نه همه ویژگیهای خود را از فترتیهای انگلیس و فرانسه، که در ده سال آخر قرن نوزدهم به اوج شهرت رسیدند، به عاریه گرفت. نویسندگان جنبش ایتالیا، که پیوستگی رایج در سبک دکادنتیسم را رعایت نمیکردند، واکنشی منفی نسبت به اصول مثبتاندیشی نشان داده و در مقابل منطقگرایی علمی و اهمیت عمومی جامعه جبهه گرفتند. آنها در عوض به مفاهیمی نظیر غریزه، بیمنطقی، ضمیر ناخودآگاه و فردیت اهمیت وافر میدادند.نویسندگان این جنبش- آنتونیو فوگاتسارو، جووانّی پاسکولی، گابریئله دانّونتسیو، ایتالو ازوِوو و لوئیجی پیراندلّو- از نظر سبک و رویکرد فلسفی به ادبیات با یکدیگر تفاوت فاحشی داشتند. ولی همه آنها روایات و تصاویری کاملاً شخصی و جانبدارانه دربارة جامعه و جهان ارائه کردند.
مجموعه داستان اثر جووانّی بوکّاتچو، که احتمالاً در فاصله 1349 و 1353 آن را تصنیف کرده است. این اثر بهعنوان شاهکار نثر کلاسیک ایتالیایی در نظر گرفته شده است. با وجود آنکه در لحن و فرم رمانتیک است، از اندیشههای قرون وسطایی بهسبب پافشاریاش بر توانایی انسان برای کسب و حتی بهره جستن از بخت فاصله میگیرد.دکامرون گروهی از داستانها را شامل میشود که در یک قالب داستانی به هم پیوستهاند. در آغاز قالب داستان، ده جوان (هفت زن و سه مرد) از فلورانس طاعونزده به خانة ویلایی زیبایی در نزدیکی فیئزوله میگریزند. هرکدام از آنها برای یک روز رئیس است و اوست که تعیین میکند چه قواعدی باید برای روایت قصههای آن روز رعایت شوند. حاصل داستانهایی که هر ده نفر روایت میکنند مجموعهای است مشتمل بر صد داستان. هر روز با یک ترانه پایان مییابد، که برخی از آنها نمایانگر طبع لطیف بوکاتچو درزمینة شعر هستند. هر یک از مجموعه داستانهای روزانه لحن و موضوع متفاوتی دارد. داستانهای روز اول شامل بحث عاقلانه درخصوص گناهان انسان است. در روز دوم بخت و اقبال بر بازیچههای انسانیاش غالب میشود، اما در روز سوم ارادة انسان آن را شکست میدهد. روز چهارم لبریز از داستانهای عاشقانة تراژیک است. روز پنجم پایان خوشی را برای عشقهایی رقم میزند که در ابتدا پرتلاطم بودهاند. شوخطبعی و نشاط دوباره در روز ششم حاکم میشوند. حیلهگری، فریبکاری و یاوهگویی در روزهای هفتم، هشتم و نهم اتفاق میافتد. در روز دهم، موضوعات روزهای قبل به اوج داستانی رسانده میشوند. داستان اقتباسی «گریزلدای بیمار» (The Patient Griselda) به چرخة داستانهای این اثر پایان میدهد.بهطورکلی تصدیق میشود که بوکاتچو بسیاری از داستانهایش را از فولکلور و افسانه اقتباس کرده است، اما نوشتار عالی و ساختار ماهرانة اثر آشکار میسازد که نویسندهاش جُنگنگارِ صرف نبوده است. نثر او بسیاری از نویسندگان دورة نوزایی را تحت تأثیر قرار داد و خود داستانها برای قرنها مورد اقتباس قرار گرفته است.
De claris mulieribus \dā-'klä-rēs-'mü-lē-'ā-rē-bus\
عنوان اثری که جووانّی بوکّاتچو آن را حدود 1374-1360 نوشته است. این اثر یکی از چندین اثر لاتینی است که نویسنده پس از آشنایی با پترارک خلق کرده است و دربردارندة زندگینامة بیشتر از یکصد زن برجسته است. بوکاتچو در این اثر رسم رایج فرستادن زنهای بدون همسر و فرزند به صومعهها را تقبیح کرد. او بر آن بود که با این کتاب، الگوی زندگی زنانی که زندگی پرباری داشتند را در اختیار خوانندگان زن قرار دهد.
نخستین رمان اِولین وو، که در 1928 منتشر شد و طنزی اجتماعی بود که برمبنای تجارب شخصیاش در شغل معلمی نوشت.پل پنیفدر، قهرمان داستان، آنچه برایش پیش میآید را با انفعال میپذیرد. او بهسبب رفتار شرمآورش از دانشکدة اسکون آکسفورد اخراج میشود و شغل معلمی را برمیگزیند. هنگامیکه با مارگو، زنی خوشگذران، آشنا میشود سلسلهای از ماجراهای غیرمتعارف را تجربه میکند. پل بهعلت درگیر بودن مارگو به تجارت بردگان سفید، به زندان میافتد و زندان را با شکیبایی تحمل میکند.پس از اینکه مارگو نقشة فرار او را از زندان طراحی میکند، وی به دانشکدة اسکون برمیگردد و وانمود میکند که نامش پل پنیفدر و خویشاوند دور مرد بدنامِِ با همان نام است. وی در آنجا به تحصیل در رشتة الهیات مشغول میشود.
(نام کاملآن تاریخ زوال و سقوط امپراتوری روم) اثری تاریخی از ادوارد گیبن که در شش جلد در فاصلة سالهای 1776 و 1788 منتشر شد. این اثر روایتی مستمر از حوادث تاریخی قرن دوم بعد از میلاد تا سقوط قسطنطنیه در 1453 است که با ویژگیهایی چون عمق علمی، نگاه تاریخی و سبک ادبی بینظیرش از سایر آثار متمایز شده است.زوال و سقوط امپراطوری روم به دو بخش تقسیم شده که از نظر حجم، مساوی اما از نظر روش پرداختن به محتوا متفاوت هستند. بخش اول 300 سال پایانی امپراتوری روم غربی را تا حدود 480 پس از میلاد دربر میگیرد و در بخش دوم، حوادث حدود 1000 سال امپراتوری روم شرقی بهطور فشرده عرضه شده است. گیبن امپراتوریهای روم غربی و شرقی را یک امپراتوری واحد میداند که از ایدهآلهای آزادیِ سیاسی و اندیشهای که در ادبیات کلاسیک روم توصیف شده بهطور پیوسته فاصله میگرفته است. از نظر گیبن انقراض فیزیکی و مادی امپراتوری روم محصول انحطاط اخلاقی آن بود.
روشی در نقد ادبی که در آن، فرض بر این است که زبان فقط به خود زبان ارجاع دارد نه به واقعیتی خارج از متن و تفسیرهای متضاد چندگانه از یک متن را عرضه کرده و آنها را برمبنای معانی فلسفی، سیاسی یا اجتماعی مستتر در کارکرد زبان متن استوار میکند و نه برمبنای منظور نویسنده.واسازی را نخستینبار منتقد فرانسوی، ژاک دریدا، در سلسله کتابهایی مطرح کرد که آغاز آن از اواخر دهة 1960 بود و نقدی اصولی به متافیزیک سنتی رایج در جهان غرب را شامل میشد. او واژههایی مانند déconstruire (واساختن) و déconstruction (واسازی) را در اثر خود «دبیرهشناسی» (De la grammatologie, 1967) معرفی کرد.بههمان ترتیبی که نظرات روانشناختی زیگموند فروید و نظرات سیاسی کارل مارکس نهایتاً به مکتب تبدیل شدند، نظریة واسازی ژاک دریدا، که امتداد نظریة قراردادی بودن رابطة صورت و معنا در زبان عرضه شده ازسوی فردینان دو سوسور بود، نیز درنهایت جایگاه خود را بهعنوان بخش مهمی از پسامدرنیسم تثبیت کرد که آن را میتوان بهویژه در نظریة ادبی پساساختاری و نظریة تحلیل متن مشاهده کرد.واسازی فلسفه (متن) ازطریق به چالش کشیدن تضادهای مشهود در لایههای مختلف متن همچون روابط علت و معلول، حضور یا غیبت (عناصری خاص در متن)، نوع کلام و نوع نگارش برای عریان ساختن غرضورزیهای مستتر در متن است که متافیزیک غربی بر آنها بنا شده است. واسازی به عریان کردن منطق زبانی، که نویسندگان برای بیان مدعیات خود بهکار گرفتهاند، میپردازد و این فرایند واسازی نشان میدهد که چگونه هر متن، خود را از آنچه باید باشد تقلیل میدهد، زیرا هر متن «رد پاها»ی نامرئیای در خود دارد که منتقد را به سمت دیدگاههایی هدایت میکند که در تضاد کامل با دیدگاههایی است که متن مدعی بیان آنهاست. واسازی «کلاممحوری» را تضعیف میکند که در لفظ به معنی تمرکز بر روی یک واژه، اصالت آن واژه و محصول آن است که در ارتباط با آن، مفاهیم دیگری مانند حقیقت، ماهیت و قطعیت را بتوان تفسیر کرد، اما عموماً به مفهوم اعتقاد به منطق و عقلانیت است، بدان معنی که مفاهیم در جهان واقع حضور مستقل دارند و حیات آنها وابسته به تلاش افراد برای ابراز آنها در واژگان نیست. در نتیجة چنین دیدگاهی، «معنیِ» متن فقط ارتباط تصادفی با قصد آگاهانة نویسنده پیدا میکند. یکی از نتایج نقد واسازانه، رهاسازی زبان از مفاهیم و ارجاعات است.از نظر بسیاری از محققان امریکایی، واسازی (بهواسطه تأکید فراوانی که بر متن دارد) گامی منطقی به ماورای قلمرو نقد نو (New Criticism) بهشمار میرفت و بههمین واسطه بلافاصله در دانشگاه ییل پذیرفته شد و طرفدارانی چون پاول دِ مان و ج. هیلیس میلر باعث بسط و رشد آن شدند. نکPOSTSTRUCTURALISM
[در لاتینی (ترجمة سیسرو از واژة یونانی prépon)، شکل خنثای کلمة decorus به معنی متناسب و مناسب و مقبول] از خصیصههای ادبی و نمایشی که بهطور خاص توسط نوکلاسیکها طراحی و بهکار گرفته شد. مفهوم تناسب ادبی در مراحل آغازین شکلگیریاش ازسوی ارسطو عنوان و ابداع شد. در نقد سنتی متعاقب آن، هوراس عنوان کرد که هر اثر هنری اگر بخواهد یکپارچگی خود را حفظ کند باید از تمامی جنبهها استوار باشد: موضوع یا مضمون اثر باید با واژگان و وزن و فرم و لحن متناسب به نگارش درآید. بهطور مثال، شخصیتها باید به روشی سخن بگویند که متناسب با جایگاه اجتماعی آنها باشد.
شخصیت داستانی، قهرمان رمان خودزندگینامهای جیمز جویس با عنوان «چهرة هنرمند در جوانی» (A Portrait of the Artist as a Young Man) و نیز شخصیت محوری رمان دیگر جویس با عنوان «اولیس» (Ulysses). جویس اسم ددالوس را برای قهرمان داستان خود از روی نام صنعتگر اسطورهای دایدالوس انتخاب کرد.در چهرة هنرمند در جوانی، که زمینة آن شهر دابلین در اواخر قرن نوزدهم است، ددالوس به طغیان علیه چیزی برمیخیزد که از نظر وی قدرت فراگیر و سرکوبگر کلیسای کاتولیک از یک سو و تنگنظری و کوتهفکری خانواده خویش و کل جامعه ایرلند ازسوی دیگر است. او ایرلند را به مقصد فرانسه ترک میکند تا در آنجا استعداد هنری خویش را، که در نام وی به ودیعه گذاشته شده است، به شکوفایی برساند.ددالوس در اولیس بار دیگر در نقش یک جستوجوگر ظاهر میشود، اما این بار جستوجوگر معنا. او سمبل تلماک پسر شخصیت اسطورهای اولیس (ادیسه) است که در اینجا نقش وی به لئوپلد بلوم، مرد جهانی، سپرده شده است.
نام و اغلب پیامی که در آغاز اثر ادبی، موسیقیایی یا هنری گذاشته میشود. در گذشته، اهداییه نوعی گواهی قدردانی هنرمند از حامی خود بود و اغلب تأیید میکرد که اثر به توصیة حامی تهیه شده است. اهداییههای امروزی معمولاً به ستایش از افراد یا نیات آنها و ابراز عشق نسبت به آنها میپردازند.
شخصیت داستانی در رمان «خانة ماتمزده» (Bleak House) از چارلز دیکنز، زن زیبایی که رازی را پنهان میکند و آن اینکه قبل از ازدواج با اشرافزادهای ثروتمند، دختر نامشروعی بهدنیا آورده است. انتظارات این بانو از زندگی با والامقامی و ثروت برآورده نمیشود و وقتیکه میفهمد گذشتهاش در معرض افشا است، با شرم و ناامیدی ترک خانه میکند.
نخستین و بهترین رمان هریئت مارتینو، که در 1839 منتشر شد. پیرنگ رمان بر محور خواهران ایبوتسن- هسترِ زیباروی و خودشیفته و مارگرت احساساتی و منفعتجو- است. آنها برای جلب عشق ادوارد هوپ، پزشک دهکده، رقابت دارند که نهایتاً هوپ تحت فشارهای اجتماعی هستر را انتخاب میکند. هم ازدواج و هم کار هوپ با غیبتها و شایعهپراکنیها تضعیف میشود.شخصیت دیگر رمان، ماریا یانگ، معلم سرخانهای است که نیروی جسمی او همانند خود نویسندة اثر تحلیل رفته و ضعیف شده است. جامعه انتخابهای محدودی پیش روی او قرار داده است و او در این رمان دورة ویکتوریا نماد زنی تنها است که با فقرِ آبرومندانه دستوپنجه نرم میکند.
(نام کامل آن کشندة گوزن یا نخستین مسیر جنگ) پنجمین از مجموعة پنج رمان «داستانهای لدر-استاکینگ» (The Leather-Stocking Tales) اثر جیمز فنیمور کوپر، که در 1841 در دو جلد منتشر شد. کوپر در کشندة گوزن دوران جوانی نَتی بامپو در دریاچة آزویگو در نیویورک (در رمان، گیلمرگلَس نامیده شده است) در دهة 1740، زمان جنگ فرانسه و سرخپوستان را روایت میکند. بامپوی جوان، که ازسوی سرخپوستان دِلاوِر که در جمعشان زندگی میکند به «کشندةگوزن» ملقب شده است، به همراه هاری هَری قویهیکل به تامِس هاتر دامگذار برای پایداری در مقابل هجوم ایروکوئویها که با فرانسه متحد شدهاند، کمک میکنند. ایروکوئویها هاتر و هاری هری را اسیر میکنند. بامپو و دوستش چینگاچگوک که رئیس قبیلة موهیکان است، به آن دو کمک میکنند تا از قید اسارت فرار کنند، اما بامپو بههنگام تلاش برای فرار دادن تازهعروس چینگاچگوک، خود اسیر میشود. هاتر کشته میشود و دختر وی جودیت به عشق نسبت به بامپو اقرار میکند و ترتیبی میدهد که اعدام وی به تأخیر افتد تا اینکه چینگاچگوک با گروهی از سربازان انگلیسی برای رهانیدن وی بازمیگردد.
(نام کامل آن دفاع گوینویر و اشعار دیگر) مجموعه اشعاری از ویلیام ماریس، که در 1858 منتشر شد. اشعار این مجموعه، که بیشترشان تکگویی دراماتیک هستند، به سه گروه تقسیم میشوند: گروه اول شامل چهار شعر از گنجینه (هرگز کامل نگردیده) اشعاری است که به موضوع اسطورة شاه آرتور و دربار او میپردازد. ملکه گوینویر، که به زنا که مجازاتش مرگ است متهم شده، دفاعیة خود را در شعری عرضه میکند که عنوان اثر از نام آن گرفته شده است. زمینة باستانی این اشعار به ماریس اجازه داده از عشق و میل جنسی با صراحتی صحبت کند که در ادبیات دورة ویکتوریا معمول نبود. گروه دوم، که بر مبنای «وقایعنامهها»ی (Chroniques) قرن چهاردهم ژان فرواسار سروده شده، افول انگلستان در پایان جنگهای یکصد ساله را روایت میکند. اشعار گروه سوم بسیار خیالانگیزند، اما معانی آنها مبهم (غیرقابل بیان) است.
نقد ادبی از سر فیلیپ سیدنی، که حدود 1582 نوشته شد و پس از مرگ نویسنده در 1595 منتشر شد. ویرایش دیگری از اثر در همان سال با عنوان «معذرتخواهی از شعر» (An Apologie for Poetrie) منتشر شد.این رسالة زیبا، که مهمترین اثر نقد ادبی در دورة الیزابت محسوب میشود، بیان میکند که ادبیات معلم بهتری از تاریخ و فلسفه است و توضیحات استادانة آن نظر افلاطون در کتاب «جمهوریت» (Republic) را، که شاعران را از ورود به مدینة فاضله منع کرده بود، رد میکند.سیدنی دفاع فصیح خود از ادبیات خلاق را در مقابل اتهاماتی چون وقتگذرانی، طفرهروی و تشویق به شرارت نوشت. او در دورة قبل از عصر طلایی شعر و نمایشنامه در انگلیس قلم میزد و در نتیجه ادبیات انگلیس را بهصورت تأسفباری محتاج میبیند. البته او آثاری مانند «ترویلوس و کریسید» (Troilus and Criseyde) از جفری چاسر، جُنگ «انعکاس دادگاهها» (The Mirror of Magistrates)، و «گاهنامة شبانان» (The Shepheardes Calender) از ادموند اسپنسر را تحسین میکند. هرچند عقاید سیدنی را بدون اصالت کامل میدانند، این اثر توانست تفکر انتقادی نظریهپردازان نوزایی اروپایی را به انگلستان معرفی کند.
(ت. 1697، شاتوِ شانرون، بورگونی، فرانسه- و. 23 سپتامبر 1780، پاریس) زن ادیب و شخصیت مهم و پیشتاز در جامعة فرانسه.ماری دِ ویشی شانرون در خانوادهای اصیل متولد شد، در صومعهای در پاریس تحصیل کرد و در 21 سالگی با خویشاوندش ژان- باتیست دِ لالانده، که مارکی دو دفاند بود، ازدواج کرد و در 1722 از او جدا شد. سپس معشوقة فیلیپ دوم، دوک دِاورلئان شد و مکرراً در ناحیة سو دیده میشد، جاییکه دوشس دو مِن محفل ادبی باشکوه برگزار میکرد که از مهمانان آن فونتنِل، مارکیز دِ لامبِر، وُلتر و ژان- فرانسوا اِنو، رئیس مجلس پاریس، را میتوان نام برد.مادام دو دفان محفل ادبی خود را تأسیس کرد، اما از 1754 بیناییاش را از دست داد و ژولی د لسپیناس را برای کمک در برگزاری آن به خدمت گرفت. این محفل در پی برکناری مادمازل د لسپیناس، که بسیاری از حامیان محفل را او با خود میآورد، در 1764 منحل شد. دوستیهای عمدة مادام دو دفان در سالهای بعدی با دوشس دِ شوئازول و هاریس والپول بود. نامههای او به دوشس سرشار از روح زندگی است و از جذابیت زیادی برخوردار است. نامههایش به ولتر، که در طول 43 سال نوشته شده است، هوشمندیهای فراوانی در خود دارد. از جملة بهترین نامههای او نامههایی به والپول بود که 20 سال از او کوچکتر بود و دفان به او عشق میورزید. نثر او کیفیت سبک و فصاحتی یافت که نوشتههای پیشینش امید اندکی به آن میداد و کتاب خاطرات او از ماجراهایش در محفل ادبی و در خانه، مستندی باارزش و جذاب بهحساب میآیند.
بسیار قدرتمند، موثق و کامل. این واژه در ارجاع به پژوهش، ثقة علمی، یا نقد بهخصوص در حوزة مطالعات زندگینامهای یا تاریخی یا در حوزة متن و ویرایشی از یک اثر ادبی یا نویسنده بهکار میرود.
نام اصلی او فو (ت. 1660، لندن، انگلستان- و. 24 آوریل 1731، لندن) رماننویس، نویسندة رسائل سیاسی و ادبی، روزنامهنگار و نویسندة «رابینسون کروزوئه» (Robinson Crusoe, 1719) و «مول فلاندرز» (Moll Flanders, 1722). باوجود اینکه پدر متعصبش قصد داشت او را به جرگة کشیشان وارد کند، تا 1683 تاجری جاافتاده شده بود. سفرهای بسیاری کرد و در اقتصاد نظریهپرداز هوشمندی شد. او ثابت کرد که حامی وفادار و تبلیغاتچی مهمی برای ویلیامِ آرینجی است. در 1701 دفو در پاسخ حملات به شاه «بیگانه»، شعر فصیح و نغز «انگلیسی اصیل» (The Trueborn Englishman) را منتشر کرد. شاید مشهورترین و ماهرانهترین رسالهاش «کوتاهترین راه برای پایان غائله ناسازگاران» (The Shortest-Way With The Dissenters, 1702) را برای رسواکردن کشیشان عالیمقام به رشتة تحریر درآورد. این رساله گویی از زاویة دید آن کشیشان نوشته شده بود، اما مدعیات آنها را به یاوهسرایی تبدیل میکرد. رساله به فروش بالایی رسید، اما ناسازگاران با مذهب و کشیشان عالیمقام همگی آن را جدی گرفته و هنگامیکه فریبکاری کلیسا برملا شد، بهشدت عصبانی شدند. دفو در می 1703 بازداشت شد و برای نوشتة فتنهجویانهاش تحت محاکمه قرار گرفت. اگرچه نگران مجازات خود بود، شهامتش برای نوشتن «سرودی برای استهزا» (Hymn To The Pillory) کافی بود و این اثر موقعیت وی را به نوعی پیروزی تبدیل کرد.دفو به زندان نیوگیت بازگردانده و در آنجا محبوس شد و بهمرور کسبوکارش از دست رفت. از رابرت هارلی، اولین ارل آکسفورد، درخواست یاری کرد و او عاقبت آزادی دفو را در ازای خدمت بهعنوان وقایعنگار و جاسوس میسر کرد. دفو چندینبار از اسکاتلند دیدن کرد و هارلی را در جریان افکار عمومی قرار داد. همچنین، این سفرها محتوای سه جلد کتاب شگفتانگیز و آموزندهاش به نام «سیری در سراسر جزایر بریتانیای کبیر» (Tour Through the Whole Island of Great Britain, 1724-26) را فراهم کرد. شاید قابل توجهترین دستاورد دفو در دوران سلطنت ملکه اَن نشریة ادواری Review بود. او این نشریة جدی و قوی را در عمل بهتنهایی از 1704 تا 1713 منتشر کرد. هرچند این نشریه عملاً تعلق به حکومت داشت، اما دفو دربارة سایر موضوعات نیز در آن مطلب مینوشت.با بهقدرت رسیدن جورج اول در 1744، توریها که ازجملهشان هارلی بود از قدرت خارج شدند. دفو در ادامة وقایعنگاری برای دولت ویگ، کار اطلاعاتی نیز انجام میداد. در طی همین دوره، مشهورترین و مقبولترین اثر تعلیمی خود با عنوان «آموزگار خانواده» (The Family Instructor, 1715) را نوشت. در 1719 هنگامیکه استعداهایش را بر تألیف اثر منثور بلند داستانیرابینسون کروزوئه (با وامگیری از خاطرات سیاحان و کشتیشکستگانی چون الگزاندر سلکِرک) متمرکز کرد، به جاودانگی در عرصه ادبیات دست یافت. دفو در اثر فوق (همچون آثارش در 1722 مشتمل بر مول فلاندرز، «یادداشتهای روزانه سال طاعون» [A Journal of The Plague Year] و «سرهنگ جک» [Colonel Jack]) والاترین استعدادش در رماننویسی را نشان میدهد که همان بصیرتش دربارة طبیعت انسان است. هرچند مردان و زنانی که دفو دربارة آنها نوشته همه در زمینههای داستانی غیرمتعارف بهسر میبرند و هر کدام به طریقی انسانهایی تنها هستند، دفو آنها را به گونة انسانهای معمولی ترسیم میکند. دفو همیشه با بهکارگیری زاویة دید اول شخص به ذهن این شخصیتها وارد شده و به تحلیل انگیزههای آنها میپردازد. در 1724 آخرین اثر داستانی مهمش به نام «رکسانا» (Roxana) را منتشر کرد و بهرغم افول سلامت جسمی، تا پایان عمر همچنان بهعنوان یک نویسندة بلندپرواز و فعال بهکار ادامه داد.
(ت. 31 می 1826، هامفریزویل ، کانتیکات، ایالات متحده- و. 17 جولای 1906، نیو هیوِن، کانتیکات) نویسندة امریکایی داستانهای رئالیستی و رمان مشهور جنگ داخلی امریکا با عنوان «گروشِ خانم راونل از جدایی تا وفاداری» (Miss Ravenel's Conversion from Secession to Loyalty, 1867).دفارِست از 1848 تا 1849 در خاورمیانه به سیروسیاحت پرداخت. وی سپس به خانه بازگشت و تاریخ سرخپوستان در کانتیکات (History of Indians in Connecticut, 1851) را، قبل از عزیمت برای زندگی از 1851 تا 1854 در اروپا، به رشته تحریر درآورد. وی دو سفرنامه از روی تجارب این سفرهای خارجی منتشر کرد که از «آشنایی شرقی» (Oriental Acquaintance, 1856) و «آشنایی اروپایی» (European Acquaintance, 1858) نام دارند.وقتی که در امریکا جنگ داخلی درگرفت، دفارست گروهان داوطلبان نیو هیون را سازماندهی کرد و با درجة سروانی در چندین عملیات ارتش اتحادیه خدمت کرد. پس از جنگ، از 1866 تا 1867 فرماندة ناحیهایِ دایرة آزادشدگان در گرینویل در کرولاینای جنوبی بود. تجارب وی از جنگ و پیامدهای آن در اثری با عنوان «سرگذشت یک سرباز داوطلب» (A Volunteer's Adventures, 1946) و اثر دیگری با عنوان «افسری ارتش اتحادیه در بازسازی» (A Union Officer in Reconstruction, 1948) پس از مرگش منتشر شد.دفارست علاوه بر گروش خانم راونل، «کاته بومان» (Kate Beaumont,1872)، که زندگی اجتماعی در کرولاینای جنوبی پیش از جنگ را به تصویر میکشد، و «چاه خونین» (The Bloody Chasm, 1881)، که توصیف زندگی اجتماعی پس از جنگ در همان جاست، را نوشت. دو رمان دیگر وی «جان وین شرافتمند» (Honest John Vane, 1875) و «بازی شرارت» (Playing the Mischief, 1875) به فساد در دولت رئیسجمهور یولیسیزاس. گرانت میپردازد. آخرین اثر او «طغیان عشق» (A Lover's Revolt, 1898) رمانسی دربارة انقلاب امریکاست.
(ت. 18 نوامبر 1863، وندیش- هرمسدورف براندنبورک، پروس [آلمان])- و. 8 فوریه 1920، بلانکنِزه نزدیک هامبورک) شاعر آلمانی که از طریق نوآوریهایش در قالب و در مضمون تأثیر بسزایی بر ادبیات منظوم گذاشت.دمل در آثار اولیهاش موضوعات اجتماعی طبیعتگرایانه را انتخاب کرد. او یکی از اولین شعرای بزرگی بود که در مورد فقر طبقات کارگر مطلب نوشت. وی، که متأثر از آراء فریدریش نیچه بود، فردگرایی و زندگی تحت حاکمیت غرایز و امیال محدودنشدة طبیعی را تحسین میکرد، اما درعینحال مجذوب ایثار و پایبند به توازن اخلاقی بود. اولین مجموعة اشعارش با عنوان «رستگاری» (Erlösungen, 1891) به تضاد میان شهوتپرستی افسارگسیخته و خویشتنداری زاهدانه پرداخته است.دمل اعتقاد داشت کلید رشد و تکامل شخصیت فردی و کلید دستیابی به حیات انسانی متعالی در روابط عاطفی میان زن و مرد است و همین را موضوع شعر حماسی «دو انسان» (Zwei Menschen, 1903) کرده است. خصیصة بارز شعر فوق و دیگر آثار او بلاغتی پرشور و سکرآور است که در لطیفترین حالت احساسی است و در بدترین حالت شهوانی است. نحوة برخورد دمل با موضوعات جنسی نه تنها احساسی بود بلکه برای آن عصر بسیار بیپرده بود. دمل برای خدمت در جنگ جهانی اول داوطلب شد، اما بصیرتیابی خویش را در آخرین اثرش، که خاطرات جنگ و به نام «میان مردم و انسانیت» (Zwischen Volk und Menschheit, 1919) بود، تشریح کرد. آثار دیگرش شامل «زن و دنیا» (Weib und Welt, 1896) و «دگرگونیهای ونوس» (Die Verwandlungen der Venus, 1907) و «دنیای وحشی زیبا» (Schöne wilde Welt, 1913) است.
نام کامل او لنارد سیریل دیتون (ت. 18 فوریه 1929، مریبون، لندن، انگلستان) نویسندة انگلیسی که با داستانهای سرگرمکننده و فکاهه جاسوسی به شهرت رسید. ظرافت طبع او و توجه دقیقش به جزئیات، سبک او را از سایر نویسندگان متمایز میکند.دیتون در مدرسة عالی هنر سنت مارتین لندن و در کالج سلطنتی هنر تحصیل کرد. نخستین رمانهای جاسوسیاش «پروندة اپکرس» (Ipcress File, 1962) و «تشییع جنازه در برلین» (Funeral in Berhin, 1964) شهرت او را تضمین کردند. وی فیلمنامة مشهوری برای فیلم «آه! چه جنگ دوست داشتنیای» (Oh! What a Lovely War, 1969) نوشت. همچنین هر هفته کُمیک استریپی را دربارة آشپزی در نشریة Observer منتشر میکرد. در آغاز دهة 1980 بلندپروازانهترین رمانهای جاسوسی خود یعنی سهگانة «بازی برلین» (Berlin Game, 1983)، «ست مکزیک» (Mexico Set, 1985) و «مسابقة لندن» (London Match, 1985) را منتشر کرد. «شهر طلا» (City of Gold) در 1992 و «بخش خشن» (Violent Ward) در 1993 منتشر شد. همچنین دیتون کتابهایی در زمینة آشپزی و تاریخ نظامیگری و رمانهایی تاریخی نوشته است.
شعر خودزندگینامهای از سمیوئل تیلِر کولریج، که در 1802 در روزنامة لندنی Morning Post منتشر شد.کولریج در زمان سرودن آن معتاد به تریاک بود و از ازدواج خود رضایت نداشت و عاشق سارا هاچینسن شده بود. شعر، که در اصل نامهای منظوم به سارا (که بهصورت مقلوب «اسرا» خطاب شده) است، شکوهها و بیمهای شاعر را با حدّت احساسات نشان میدهد. شاعر متأسف است از اینکه دارد توان سرودن را از دست میدهد و دیگر نمیتواند مثل سابق لطافت طبیعت را درک کند. وی فروپاشی ازدواج خود و تأثیرات زیانبار افیون را توصیف میکند.
کنیة آگاتا دکن (ت. 10 دسامبر 1741، آمستلوِن، هلند- و. 14 نوامبر 1804، لاهه) نویسنده و همکار بتیه وولف در نخستین رمان هلندی با عنوان «سرگذشت دوشیزه سارا بورگرهارت» (De historie van mejuffrouw Sara Burgerhart, 1782) در دو جلد.دکن تا به هنگام آشنایی بتیه وولف در 1776 یک دفتر شعر مذهبی نه چندان معروف به رشته تحریر درآورده بود. سال بعد، در پی وفات شوهر وولف، آنها همخانه شدند و با همکاری یکدیگر به داستاننویسی پرداختند. با سارا بورگرهارت، که سومین اثرشان بود، مسیر داستاننویسی در هلند را تغییر دادند. آنها سبک منشآت را، که سمیوئل ریچاردسن در انگلستان ابداع کرده بود، گسترش دادند و رمانی رئالیستی نوشتند که از انگیزههای احساسی و غیرطبیعی عاری بود. عمدهترین کمک دکن به پیرنگ این اثر تجربیات کودکیاش در یک یتیمخانه و در زمینه خدمات اجتماعی بود. این دو نویسنده همکاریهای دیگری نیز در زمینة خلق آثار به سبک منشآت داشتند که کمتر معروف شدهاند و از آن میان میتوان «سرگذشت ویلیام لیوند» (De historie van den heer Willem Leevend, 1784-85) در 8 جلد و «سرگذشت ملکه کورنلیا ویلدزکات» (De historie van mejuffrouw Cornelia Wildschut, 1793-94) در 6 جلد را نام برد. در زمان تجاوز پروسیها به هلند در 1788، دکن و وولف به ترِوو در فرانسه نقل مکان کرده و ده سال در آنجا زندگی کردند. در کتاب «گشتوگذار در بورگونی» (Wandelingen door Bourgogne ) نظریههای خود را دربارة نواحی روستایی فرانسه بیان میکنند. با اینکه دکن بهتنهایی نیز چهار مجموعه شعر تعلیمی سروده است، وی را بیشتر بهخاطر همکاری با وولف میشناسند.
(ت.حدود 1572، لندن، انگلستان- و.حدود 1632) انگلیسی نمایشنامهنویس و نویسنده رسائل ادبی که بهواسطه توصیف زیبایی که از زندگی در لندن عرضه کرده به شهرت رسیده است.از زندگی دکر اطلاعات موثق اندکی در دست است. اولبار در 1598 از وی بهعنوان نمایشنامهنویس نام برده شده است که در آن زمان بهخاطر گذران زندگی قلمفرسایی کرده و در خلق حداقل 42 نمایشنامه نقش داشته است. توانمندی دکر در خلق جریان نمایش چندان بارز نبوده است. دکر در مشاجراتی که به «جنگ شاعران» یا «جنگ نمایشنامهها» معروف است ازسوی بن جانسن در نمایشنامه «پوِتستر» (Poetaster/ در 1601 به روی صحنه رفت) مورد طعن و هجو واقع شد. این موضوع باعث شد که در نمایشنامة «ساتیرو ماستیکس» (Satiro-mastix/ در 1601 به روی صحنه رفت) به جانسن حمله کند. دکر در یازده نمایشنامة به جای مانده دیگر به همکاری با شخصیتهایی مانند تامس میدلتون، جان وبستر، فیلیپ مَسینجر، جان فورد و ویلیام راولی داشته است.از میان پنج نمایشنامهای که دکر تنها پدیدآورندة آنها است شاید بهترینهایشان «جشن کفاشان» (TheShomakers Holiday, 1600) و «فاحشة روراست، قسمت دوم» (The Honest Whore, Part 2, 1630) هستند. این دو نمایشنامه نمونه بارز کار او هستند چنانکه در آنها از درونمایه اخلاقی نمایشنامههای قدیم، حرکت تند جریان نثر، شلوغی، زبان محاورهای و همراه ساختن جزئیات حقیقی با پیرنگ رمانتیک استفاده شده است.در رسائل منثور وی نیز میتوان همین قوت را دریافت که «سال بینظیر» (Wonderfull Yeare, 1603) دربارة طاعون، «بلمنِ لندنی» (The Belman of London, 1608) در مورد بیتربیتی و جنایت و «کتاب گال هورن» (The Guls Hornebook, 1609) در خصوص نمایشهای لندن از آن جملهاند.
(ت. 25 آوریل 1873، چارلتن، کنت، انگلستان- و. 22 ژوئن 1956، توئیکنم، میدلسکس) شاعر و رماننویس بریتانیایی دارای قدرت شگفتانگیز برای خلق لحظات هراسناک گذرا در زندگی. دِ لا مر در دانشکدة سنت پُل لندن تحصیل و از 1890 تا 1908 در دفتر یک شرکت نفتی کار کرد. بااینحال از 1902، که «سرودهای دوران کودکی» (Songs of Childhood) را با نام مستعار والتر رامل منتشر کرد، خود را بیشتر وقف نویسندگی کرد. نخستین رمانش با عنوان «هنری بروکن» (Henry Brocken) در 1904 و «اشعار» (Poems) وی در 1906 منتشر شد. او در گونههای شعر و داستان کوتاه؛ رمان که از میانشان «خاطرات یک کوتوله» (Memoirs of a Midget, 1921) بیشترین تخیل شعری را داراست؛ نمایشنامة پریان به نام «عبور» (Crossings, 1921)؛ و مقالات و تحقیقات ادبی قلم زده است. جُنگ «بیا اینجا» (Come Hither, 1932) از بهترین و اصیلترین آثار در بهکارگیری زبان محسوب میشود.«کلیات شعر» (Collected Poems) در 1920، 1935 و 1942 و «مجموعة قافیهها و مصرعها» (Collected Rhymes and Verses) در 1944 و «مجموعة قصه برای کودکان» (Collected Stories for Children) در 1947 منتشر شد. آخرین آثار شعری وی «شیشة سوزان» (The Burning Glass, 1945)، «سیاح» (The Traveller, 1946)، «یار باطنی» (Inward Companion, 1950) و «آه انگلستان دوستداشتنی» (O Lovely England, 1953) نام دارند.
تخلصِ مارگارتا وِید دیلند، نام خانوداگیاصلی او کمبِل یا کمِل (ت. 23 فوریه 1857، الیگِنی، پنسیلوانیا، ایالات متحده- و. 13 ژانویه 1945، بوستون، مساچوسِتس) نویسندة امریکایی که در آثارش به زندگی در شهرهای کوچک میپرداخت.دیلند در 1886 مجموعة شعر «باغ کهن» (The Old Garden) را منتشر کرد. نخستین رمان وی «جان وارد خطیب» (John Ward, Preacher, 1888) به سؤالات اجتماعی و مذهبی به سبکی میپرداخت که خانم هامفری، نویسندة بریتانیایی آن را بدعت گذاشت. محبوبترین آثار وی مجموعه داستانهای نوستالژیکی بودند که زمینة آنها شهر کوچک اُلد چستر است (این شهر خیالی را نویسنده به تقلید از شهر منچستر در پنسیلوانیا که محل بزرگشدناش بوده ساخته است). داستانهای مزبور در چهار مجلد «داستانهای اُلد چستر» (Old Chester Tales, 1898)، «قبیلة دکتر لاوندر» (Lavendar's People, 1903)، «در اطراف اُلد چستر» (Around Old Chester, 1915) و «دوستان تازه در اُلد چستر» (New Friends in Old Chester, 1924) نوشته شدهاند. سایر آثار وی مشتمل بر چند رمان مسئلهمحور است که در آنها به مسائلی همچون طلاق، فمینیسم و زنا میپردازد. این آثار «بیداری هلنا رایس» (The Awakening of HelenaRichie, 1906)، «زن آهنی» (The Iron Woman, 1911)، «جزر و مدّ پیشرونده» (The Rising Tide, 1916) و «شعلة پرخروش» (The Vehement Flame, 1922) نام دارند. وی همچنین مجلدی از خاطرات کودکی با عنوان «اگر این منم، آنگونه که میانگارم باشد» (If This Be I As I Suppose It Be, 1935) و خودزندگینامهای با عنوان «دیروزهای طلایی» (Golden Yesterdays, 1941) نوشته است.
(ت. 25 نوامبر 1939، سالفرد، لنکاشر، انگلستان) نمایشنامهنویس بریتانیایی که در 19 سالگی با نخستین نمایشنامهاش «طعم عسل» (A Taste of Honey, 1958/ فیلم آن در 1961) تحسین منتقدان و توفیق در نظر عموم را کسب کرد.حوادث این نمایشنامه در ناحیة صنعتی بیروح زادگاه دیلینی رخ میدهد و با تشریح زندة حاملگی نامشروع، خوشی و غم را با هم میآمیزد. دومین نمایشنامة او «شجاعت در عشق» (The Lion in Love, 1961) توفیق کمتری بهدست آورد. دیلنی پس از آن، یک مجلد داستانهای کوتاه با عنوان «آوازهای دلنشین یک الاغ» (Sweetly Sings the Donkey, 1963) منتشر کرد. در 1968 از فیلمنامه «چارلی بابلس» (Charlie Bubbles) وی استقبال فراوانی شد. سومین نمایشنامة او «خانهای که جک ساخت» (The House that Jack Built, 1977) نخستینبار برای نمایش در تلویزیون تولید شد. در سالهای دهة1970 و 1980 عمدتاً برای رادیو و تلویزیون مینوشت و در آن میان در 1985 فیلمنامة موفق «رقص با غریبه» (Dance With a Stranger, 1985) را نیز نوشت.
کامل آن رابینسن (ت. 6 می 1812، چارلز تاون، ویرجینیا [امروزه ویرجینیای غربی]، ایالات متحده- و. 24 ژانویه 1885، زینیا، اُهایو) نویسنده مبارز افریقایی- امریکایی که خود را وقف هدف ناسیونالیسم سیاهان در دورة قبل از جنگ داخلی کرد و همین امر او را اندیشمند پیشرو زمان خود ساخت.او پسر والدینی غیربرده بود و زمانیکه مطابق قانون، سیاهان از تحصیل منع شده بودند غیرقانونی تحصیل کرد. در فیلادلفیا تحصیل در رشتة پزشکی را آغاز کرد و همانجا اندیشة اتحاد افریقا را برای نخستینبار مطرح کرد که این اندیشه ذهن بسیاری از معاصران او و دوستان سیاهپوستش را میآشفت و آنها را خشمگین میکرد. از 1847 تا 1849 در روزنامة ضدبردهداری North Star کمک سردبیر فردریک داگلاس بود.پس از تصویب قانون بردگان فراری در 1850، که طی آن دولتِ فدرال کمک به جستوجو و بازگرداندن بردگان فراری را بهعهده گرفت، دیلینی مهمترین اثرش با عنوان «وضعیت، بهبود، مهاجرت و سرنوشت رنگینپوستان ایالات متحده» (The Condition, Elevation, Emigration and Destiny of the Colored People of United States, 1852) را نوشت. وی سیاهپوستان را واداشت تا در هر دو بعد اقتصادی و عقلی متکی به خود باشند. «بلیک یا کلبههای امریکا» (Blake; or The Huts of America/ انتشار بخشی 1859 و انتشار کامل 1862-1861) تنها رمان او و یکی از نخستین رمانهایی است که امریکایی سیاهپوستی در ایالات متحده منتشر کرده است. این اثر تحقیق دقیقی دربارة بردهداری و پیامدهای فراوان آن است و با اینکه در زمان انتشار توجه انتقادی اندکی به آن شد، در دهة 1960 دوباره مورد توجه واقع شد و از آن همچون الگوی اولیة بیداری و مبارزه افریقایی- امریکایی استقبال شد.
(ت. 1 آوریل 1942، نیویورک، ایالت نیویورک، ایالات متحده) رماننویس علمی- تخیلی افریقایی- امریکایی و منتقدی که آثار خیالانگیزش به موضوعات نژادی و اجتماعی، جستوجوهای قهرمانی و ماهیت زبان میپردازد.اولین رمان او «جواهرات اپتور» (The Jewels of Aptor) در 1962 منتشر شد. «بابل-17» (Babel-17, 1966)، که شهرت او را محقق کرد، هنرمندی را در کسوت قهرمان اصلی بهکار میگیرد و به غور در زمینة ماهیت زبان و توانایی آن در ساختاربخشی به تجربه میپردازد. همچنین «فصل مشترک آینشتاین» (The Einstein Intersection, 1967) دربارة هنرمندی غریبه است و به موضوعات رشد فرهنگی و هویت جنسی میپردازد. «دالگرن» (Dhalgren, 1975)، که جنجالیترین رمان او محسوب میشود، داستان یک مرد جوان دوجنسی است که هویت خویش را در یک شهر پر از فساد جستوجو میکند. شخصیت اصلی «تریتون» (Triton, 1976) به یک عمل جراحی تغییر جنسیت تن میدهد و نویسنده در این رمان، تبعیض علیه زنان و همجنسگرایان را بررسی میکند.مجموعه نوِریونی او، که شامل «حکایات نوریون» (Tales of Nèverÿon, 1979)، «نوریانا؛ یا، داستان نشانهها و شهرها» (Neveryóna; or ,The Tale of Signs and Cities, 1983) «پرواز از نوریون» (Flight from Nèverÿon, 1985) و «پلِ عشق گمشده» (The Bridge of Lost Desire, 1987) است، در دنیای افسانهای گذشته و شروع مدنیت رخ میدهد. مجموعة «ستارهها در جیبم شبیه دانههای شن هستند» (Stars in My Pocket Like Grains of Sand, 1984) از حیث سبکشناسی یک موفقیت تازه برای نویسنده قلمداد میشود. او همچنین رمان کوتاه «زمان، مارپیچی از سنگهای زینتی است» (Time Considered as a Helix of Semi-Precious Stones, 1969) و نقد «دهان پر جواهر: یادداشتهایی دربارة زبان داستانهای تحلیلی» (The Jewel-Hinged Jaw: Notes on the Language of Science Fiction, 1977) را نوشت. دیلینی متنهایی را برای فیلم و رادیو و کتاب فکاهی «زن عجیب» (Wonder Woman) را نیز نوشته است.
(ت. 15 ژانویه 1879، نیومارکت، آنتریو، کانادا- و. 12 جولای 1961، ترانتو) نویسندة کانادایی که مجموعه رمانهای او دربارة خانوادة وایتاُوک ساکن جالنا (مستغلات آنها در آنتریو) او را یکی از مشهورترین رماننویسان زمان خودش در زمینة «داستان بلند خانوادگی» (family saga) کرد. اولین اثر موفق د لا روش «جالنا» (Jalna, 1927) بود که ختم به صدمین سالگرد تولد مادربزرگ اَدلین وایتاوک میشود؛ شخصیت سرحالی که بعدها زینت نمایش پردوام «وایتاوکها» (Whiteoaks, 1936) و فیلم «جالنا» (Jalna, 1935) شد. داستان بلند جالنا به همراه 15 کتاب دیگر، که در دنبالة آن نوشته شد، صد سال از تاریخ خانوادة وایتاوک را روایت میکنند؛ هرچند، ترتیب نوشتن کتابها مطابق با تاریخ وقایع آنها نبود. داستانهای کودکان، سفرنامه، نمایشنامهها و خودزندگینامة «ایجاد تغییر» (Ringing the Changes, 1957) از دیگر آثار د لا روش هستند.
(آکسِل هَرمان) (ت. 26 می 1931، اسوان ریوِر، منیتوبا، کانادا- و. دسامبر 1992، اوپسالا، سوئد) رماننویس سوئدی که بهواسطه بهکارگیری راوی فضولباشی و گنجاندن عناصر گروتسک و بینشی و اساطیری در آثارش به شهرت رسیده است.دلبلانک تا اوایل دهة 1970 در دانشگاه اوپسالا به تدریس پرداخت و پس از آن، نویسندهای تماموقت شد. نخستین رمان او «خرچنگ گوشهنشین» (Eremitkräftan, 1962) پژوهشی تمثیلی دربارة نقش آزادی، عشق و تصوف در هستی بشری است. این تمها در رمان «قبا» (Prästkappan, 1963)، که زمینة آن آلمان اواخر قرن هجدهم است، و «بیاعتباری» (Kastrater, 1975)، که زمینة آن فلورانس قرن نوزدهم است، نیز وجود دارد. زمینة رمانهای چهارگانة پرطرفدار او «یادبود» (Åminne, 1970)، «پرندة سنگی» (Stenfåġel, 1973)، «پناهگاه زمستانی» (Vinteride, 1974) و «دروازة شهر» (Stadsporten, 1976) در مناطق طبیعی سوئد دهة 1930 است. سلسله تکملههای او در دهة 1980 و قبل از انتشار رمانهای چهارگانه نوشته شدهاند و عناصر زندگینامهای زیادی را در خود دارند.دلبلانک علاوه بر داستان، مقالات و نمایشنامههایی نوشته و دو جلد کتاب خاطره به نامهای «نکات زندگی» (Livets ax, 1991) و «آشغال» (Agnar, 1992) منتشر کرده است.
(ت. 27 سپتامبر 1871، نوئورو، ساردینیا، ایتالیا- و. 15 آگوست 1936، رم) رماننویسی که تحت تأثیر مکتب وریزمو (واقعگرایی) در ادبیات ایتالیا بود. وی در 1926 جایزة نوبل ادبیات را دریافت کرد.دلدا با وجود تحصیلات رسمی اندکی که داشت نخستین داستانهایش را در 17 سالگی نوشت که در آنها برخوردی احساسی با ادبیات فولکلور از خود نشان داد. او در «پیرمرد کوهی» (Il vecchio della montagna, 1900) اقدام به نگارش در خصوص تأثیرات تراژیک وسوسه و گناه در بین انسانهای اولیه کرد.برخی از آثار شاخص او «پس از طلاق» (Dopo il divorzio, 1902)، «الیاس پرتولو» (Elias Portolu, 1903)، «خاکسترها» (Cenere, 1904) و «مادر» (La Madre, 1920) هستند. در اینها و بقیة رمانهای 40 گانة خود، دلدا اغلب از مناظر ساردینیا بهمثابة نمادی برای اشاره به مشکلات زندگی شخصیتهایش استفاده میکند. عادتهای کهن ساردینیا اغلب در تعارض با اخلاقیات جدید قرار میگیرند و شخصیتهای آثار او مجبورند راهحلهایی برای سؤالهای اخلاقی پیدا کنند. «کازیما» (Cosima)، که رمانی خودزندگینامهای است، پس از مرگش در 1937 منتشر شد.
نمایشی در سه پرده اثر ادوارد آلبی، که در 1966 منتشر شد و به روی صحنه رفت. این نمایش، که برندة جایزه پولیتزر در 1967 شد، به تقلای زن و شوهری میانسال برای بازگرداندن «تعادلِ» زندگیشان پس از آنکه دخالتهای دوستان آن را بر هم زده است میپردازد و بیانگر نگرانیهای نویسنده در خصوص تهدیدهای مخفی در زندگی روزمره است.زمینة آن اتاق نشیمن یک خانة متعلق به خانوادهای از طبقة متوسط در حومة شهر است. آلبی با استفاده از داستانِ نسبتاً سادة زوج هراسانی که به دوستانشان پناه میبرند موضوعات توهم و از دست دادن را در خانوادههای امریکایی بررسی میکند. اگرچه این نمایشنامه بهسبب تکرار ساختار و تِم اثر دیگر آلبی با عنوان «چه کسی از ویرجینیا وولف میترسد» (Who's Afraid of Virginia woolf) مورد انتقاد قرار گرفت، توانست بهعنوان یک کمدی سیاه، که تصویرگر نگرانیهای مدرن است، معتبر بماند.
لقب او آبه دُلیل (ت. 22 ژوئن 1738، آگوپرس، فرانسه- و. 1 می 1813، پاریس) شاعر و متخصص ادبیات که در زمان خویش به لقب ویرژیل فرانسه مشتهر بود.دُلیل دانشجویی برجسته و مدرس شعر لاتین در کالج فرانسه بود. او با ترجمة منظوم «زراعیات» (Georgics, 1770) اثر ویرژیل شهرت کسب کرد. در سیوشش سالگی به عضویت فرهنگستان فرانسه درآمد و «انهئید» (Aeneid) را در 1804 و «بهشت گمشده» (Paradise Lost) جان میلتن را در 1805 ترجمه کرد. اشعار وی نسبتاً تصنعی بوده و به بزرگداشت طبیعت و منحصر به موضوع طبیعت سروده شدهاند. شهرت او پس از مرگ چندان ادامه نیافت.
(ت. 20 نوامبر 1936، نیویورک، ایالت نیویورک، امریکا) رماننویسی که آثار پسامدرنیستی او هنجارگسیختگی جامعه امریکا را، که در مادیگری غرق شده و بهواسطه فرهنگ تودهها و سیاست حاکم به ورطه حماقت افتاده است، به تصویر میکشد.نخستین رمان دلیلو «امریکانا» (Americana, 1971) داستان مدیر یک شبکة تلویزیونی است که در جستوجوی امریکای «حقیقی» است. وی سپس «منطقة پایانی» (End Zone, 1972) و «خیابان گریت جونز» (Great Jones Street, 1973) را به رشته تحریر درآورد. «ستارة راتنر» (Ratner's Star, 1976) با داشتن روح کمدی باروک و زبان روان، توجه منتقدان را جلب کرد.از «بازیگران» (Players, 1977) به بعد دیدگاه دلیلو منفیتر و شخصیتهای آثار وی در خرابکاری و جهل مصرتر میشوند. منتقدان در قهرمانهای رمان فوق ویژگیهای جذاب چندانی نیافته، اما نثر موجز نویسنده را شایستة تحسین دانستهاند. او سپس دو داستان ترسناک «سگ دونده» (RunningDog, 1978) و «نامها» (The Names, 1982) را منتشر کرد. «پارازیت» (White Noise, 1985)، که جایزة کتاب امریکا در زمینه داستان را از آن خود کرد، داستان زندگی یک استاد هیتلرشناسی است که در معرض یک مسمومیت قابل انتقال از طریق هوا قرار میگیرد. وی درمییابد که زنش بهطور مخفیانه اقدام به مصرف دارویی تجربی کرده است که ادعا میشود ترس از مرگ را سرکوب میکند و قسم میخورد که خود نیز باید به هر قیمتی که شده است آن دارو را بهدست آورد. در «کتاب» (Libra, 1988)، دلیلو به ارائه تصویری داستانی از لی هاروی آزوِلد، قاتل رئیسجمهور جان اف. کندی میپردازد. «مائو دوم» (Mao II, 1991) داستانی است که با روایت یک مراسم ازدواج دستهجمعی به دستور رهبر فرقهای سون میونگ مون آغاز میگردد. این داستان روایتگر سرگذشت یک نویسنده منزوی است که ناخواسته درگیر خشونتهای سیاسی میشود.
(ت. 28 ژوئن 1887، بَری، ایلینویز، ایالات متحده- و. 23 جولای 1969، بِتزدا، مریلند) رماننویس و روزنامهنگار تندرو که داستانهایش تغییر آداب جنسی و سیاسی در میان کولیهای امریکایی در قبل و بعد از جنگ جهانی اول را بررسی میکرد.دل در 1908 به شیکاگو نقل مکان کرد و به کار روزنامهنگاری پرداخت و خیلی زود رهبر نهضت ادبی آن شهر شد. از 1909 سردبیر نشریة Friday Literary Review، که ویژهنامهای متعلق به روزنامة Evening Post بود، شد و آن را به یکی از مشهورترین ضمیمههای ادبی امریکا تبدیل کرد. در مقام منتقد، به بهبود کار شِروود اندرسون و تیودور درایزر کمک کرد. او، که از دوران جوانی سوسیالیست بود، در 1914 به نیویورک مهاجرت کرد و تا 1917 در انتشار مجلة جناح چپ The Masses همکاری کرد و از 1918 تا 1924 نیز جزو پرسنل مجلة The Liberator، که جایگزین مجلة فوق بود، شد.اولین و معروفترین رمان دل، که بیشتر به خودزندگینامه میماند و «چرم ماه» (Moon-Calf) نام دارد، در 1920 منتشر شد و تکملهاش «بوتة خار» (The Briary-Bush,) در 1921 به انتشار رسید. دیگر رمانهای او درباره زندگیهای غیرمتعارف «جنِت مارچ» (Janet March, 1923)، «فراری» (Runaway, 1925)، و «عشق در روستای گرینویچ» (Love in Greenwich Village, 1926) نام دارند. «آیا شما هرگز کودک بودهاید؟» (Were You Ever a Child$1, 1919)، که در زمینة پرورش کودک بود؛ زندگینامة «آپتون سینکلر: مطالعهای دربارة اعتراض اجتماعی» (Upton Sinclair: A Study in Social Protest, 1927)؛ «عشق در عصر ماشین» (Love in the Machine Age, 1930)، که دیدگاههای وی دربارة مسائل جنسی را ارائه میکند؛ و خودزندگینامة «بازگشت به خانه» (Homecoming, 1933) از جمله آثار غیرداستانی او هستند.
1- متعلق و مربوط به مجمع ایتالیایی آکادمیا دلاّ کروسکا، که در 1582 بهمنظور توسعة زبان و ادبیات ایتالیایی پایهگذاری شد، یا سبک ادبیای که آن مجمع اشاعه داد. 2- متعلق و مربوط به مکتب نویسندگان انگلیسی شعر متکلف و متصنع و از نظر بلاغی پرطمطراق در اواخر قرن هجدهم. این مکتب بر حول رابرت مری، که عضو مجمع ایتالیایی فوق بود، شکل یافت و ویلیام گیفورد در «باویاد» (The Baviad, 1791) و «ماویاد» (The Maeviad, 1795) آن را هجو کرد. 3- دقیق متصنعانه. این معنی در مورد نوشتهها یا سبک ادبی مورد استفاده قرار میگیرد.
(ت. حدود 1560، آستی، پیِمون [ایتالیا]- و. 1628، میلان) نمایشنامهنویس و شاعر ایتالیایی که در قرن بیستم بهعنوان چهرة ادبی مهم شناخته شد. از زندگی او در دربار ساوئا در تورین و میلان، که در آنجا در 1628 سه تراژدی خود را منتشر کرده است، اطلاع اندکی وجود دارد. تراژدی بهشدت غنایی او با عنوان «ملکة اسکاتلند» (La reina di Scozia)، که در 1591 نوشته شده است، به آخرین ساعات زندگی مری استوارت میپردازد که بهرغم آرزوی دیدار دوبارة وطنش اسکاتلند، به شهادت تن میدهد. در فضای وحشتناک و فاسد دربارها و در دنیایی که رستگاری فقط در بهشت خدا هست، قهرمانان زنِ دو تراژدی «یودیت» (Judit) و «استر» (Ester)، که برگرفته از شخصیتهای کتاب مقدساند، برای عقیدة خود قاطعانه میجنگند. این دیدگاه تراژیک دلا واله زمینة تراژدی- کمدی «ادلوند اهل فریجیه» (Adelonda di Frigia, 1595)، که آرمانهای قهرمانان زن آن با واقعیت خشن در تقابل است، نیز قرار میگیرد.
(ت.حدود 1543؟، نورویچ؟، انگلستان- و. 1600) نویسندة ترانهها، رسایل و داستانهای منثوری که از اولین داستانهای مردمپسند انگلیسی بودند.دلونی در رسایلش وارد مشاجرات مذهبی شد و به این سبب نوشتههایش در لندن به اتهام فتنهانگیزی ممنوع اعلام شد. دلونی بهعنوان بافندة دورهگرد ابریشم و عرضهکنندة ترانههای باب روز، موضوعاتی را از جاهای مختلف برای داستانهایش فراهم کرد. «بسیاری آوازهای خوشایند و اشعار زیبا برای ترانههای جدید» او با عنوان«حلقة گل اشتیاق» (The Garland of Good Will, 1593) منتشر شد. «جک از نیوبری» (Jacke of Newberie, 1597)، «حرفه شریف»، بخش اول و دوم، و «تامس خواندنی» (Thomas of Reading, 1599$1) طرحهایی برای نمایشنامهنویسانی چون تامس دکِر فراهم کرد. حرفه شریف مجموعة داستانهایی است که هریک به حرفة خاصی مانند پارچهبافی، کفاشی و بافندگی اختصاص دارد.دلونی با وجود پرخواننده بودن آثارش، فقط بهعنوان ترانهساز و قصهپرداز رمانسهای عامیانه شمرده میشد و شایستگی ادبیاش تا قرن بیستم ناشناخته مانده بود.
مکان مهمترین معبد و وحیگاه آپولو در یونان باستان. دلفی در سرزمین فوسیس در سراشیبی دامنة کوه پارناسوس قرار داشت. این معبد از نظر یونانیان باستان، مرکز عالم محسوب میشد.آوازة وحیگاه دلفی در حدود 580 قبل از میلاد در اوج بود. در آن زمان، این وحیگاه در امور خصوصی و مملکتی طرف مشورت بود و پیغامهای آن اغلب بر مشی همة مردم تأثیر داشت. با گسترش مسیحیت، این معبد غیردینی کهن رو به زوال گذاشت. نیز نکORACLE.
متعلق یا مربوط به آثار کلاسیک دلفن، که ویرایشی از آثار کلاسیک لاتین بودند و در زمان پادشاهی لوئی چهاردهم فرانسه تهیه شدند. این نام از عبارت لاتینی in usum serenissimi Delphini (برای استفادة عالی مقام دوفَن) که در صفحه عنوان کتابها حک شده بود، اقتباس شده است.
رمانی از یودورا ولتی، که در 1946 منتشر شد. این اثر نخستین رمان بلند ولتی است و تصویر کامل و روشنی از یک خانوادة کشاورز جنوبی در 1923 نشان میدهد.داستان، که در فضای عروسی یکی از دختران خانوادة فِیرچایلد اتفاق میافتد، روابط بین اعضای آن خانواده را، که بیشترشان از هر تماسی با دنیای خارج از دلتای میسیسیپی محروماند، بازمینماید. با وجود اینکه آنها در بین خود کشمکش و دعوا دارند، در مقابل هر خطری که به موقعیت خانوادهشان آسیب بزند، متحد میشوند و خانواده را همچون یک وجود تغییرناپذیر و مقدّس محترم میشمارند. فقط اِلـِن فیرچایلد، که عروس خانواده است، دیدگاهی جهانیتر دارد و نگاه روشنبینانهاش به او امکان میدهد تا در جهت هماهنگی خانواده حرکت کند بیآنکه کشمکشها او را از میدان بهدر کند.
(ت. 6 دسامبر 1919، آنتورپ، بلژیک- و. 21 دسامبر 1983، نیو هِیون، کانتیکات، ایالات متحده) منتقد ادبی و یکی از پشتیبانان اصلی نظریة نقد موسوم به واسازی.دِ مان در 1942 از دانشگاه بروکسل فارغالتحصیل شد و در 1947 به ایالات متحده مهاجرت کرد. پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه هاروارد، در دانشگاههای هاروارد، کورنِل و جان هاپکینز به تدریس پرداخت. در 1970 به دانشکدهای در دانشگاه یِیل پیوست و تا پایان عمر در آنجا ماند.د مان در ییل کتاب بدیع «کوری و بینایی: مقالاتی دربارة بلاغت نقد معاصر» (Blindness and Insight: Essays in the Rhetoric of Contemporary Criticism, 1971) را نوشت. مقالات موجود در این کتاب، قرائت واساختی دِ مان و همچنین تحلیل او از شرحهایی چون «تفاسیر هایدگر از هولدرلین» را، که دیگر فلاسفه بر ادبیات نوشتهاند، دربر دارند. با انتشار کتاب فوق، دانشگاه ییل مرکز نقد ادبی واساختی در ایالات متحده شد. از آثار متأخر د مان «تمثیلهای خوانش: زبان استعاری روسو، نیچه، ریکله و پروست» (Allegories of Reading: Figural Language in Rousseau, Nietzche, Rilke and Proust, 1979) و «بلاغت رمانتیسیسم» (The Rhetoric of Romanticism, 1984) هستند. دیگر آثار او در موضوع نظریة واساختی «مقاومت در برابر تئوری»The Resistance to Theory, 1986)، که آن را با همکاری هرولد بلوم، ژاک دریدا، جفری هارتمن و ج. هیلیس میلر نوشته است، و «ایدئولوژی زیباییشناسی» (Aesthetic Ideology, 1988) نام دارند.همکاری سالهای 1940 تا 1942 دِ مان با Le Soir، که یک روزنامة بلژیکی طرفدار نازی بود، در اواخر دهة 1980 آشکار شد. نوشتههای او در این روزنامه، که از جملة آنها یک مقالة علناً ضدّیهودی تحت عنوان «روزنامهنگاری در جنگ از 1939 تا 1943» (Wartime Journalism, 1939-1943, 1988) بود، منتشر شده است.
در آیین یونانی، دختر خدایان کرونوس و رئا، خواهر و همسر زئوس و الهة کشاورزی. نام او ممکن است به هر یک از دو معنی «مادر غله» و «زمین مادر» باشد. هومر بهندرت از دمیتر یاد کرده است و او را از جمله خدایان اُلمپی نیز بهشمار نیاوردهاند، اما احتمالاً ریشههای افسانهاش قدیمی است. افسانة دمیتر بر داستان دخترش پرسفون متمرکز است که هادس، فرمانروای عالم مردگان، او را ربود. دمیتر به جستوجوی پرسفون رفت و در طی این سفر آیینهای محرمانهاش را برای مردم الئوسیس، که مهماننوازانه از او پذیرایی کرده بودند، فاش کرد. (نیز نک ELEUSINIAN MYSTERIES). گفته شده است که اندوه ناپدید شدن دخترش توجه او را از خرمن منحرف کرد و قحطی به بار آورد. علاوه بر زئوس، دمیتر همسر ایازیون نیز شد و پلوتوس (خدای فراوانی و توانگری) را برای او زایید. دمیتر، عموماً بهعنوان الهة حاصلخیزی ظاهر میشد، اما بهعنوان الهة سلامتی، تولد و ازدواج و خدای دنیای مردگان نیز پدیدار میشد. نشانهای او از قبیل خوشههای ذرت و سبد رمزآمیز که با گلها، ذرت و میوهها از هر نوع پُر است عمدتاً با شخصیتش بهعنوان الهة کشاورزی و سبزیکاری ارتباط دارد. حیوان محبوب او خوک بود و بهعنوان خدایی که ساکن زیر زمین است با یک مار، ملازم بود. رومیها دمیتر را با کِرِس یکی میدانستند.
[ترجمة واژة لاتینِ semideus] موجود اسطورهای خدایی یا نیمهخدایی (مثل فرزند یک خدا و یک موجود فانی) که تصور میشود قدرتی کمتر از خدایان دارد. یکی از نیمهخدایان پرسئوس است. قسHERO.
(ت. 23 آگوست 1836، سنت جان، نیو برونزویک، کانادا- و. 28 ژانویه 1880، هلیفَکس، نووا اسکوشا) نویسندة کانادایی بیش از 30 رمان پرطرفدار که مخصوصاً بهخاطر شوخطبعی و هزلگوییاش معروف است.د میل هنگامیکه دانشجوی دانشکدة آکادیا بود سفرهای زیادی به اروپا کرد و مناظری از ایتالیا پیرنگ بسیاری از رمانهای او شد. پس از تجربة ناموفق کتابفروشی، در دانشکدة آکادیا و دانشگاه دلهاوزی به تدریس پرداخت. داستانهای او برای بزرگسالان شامل داستانهای پلیسی مانند «رمزنوشته» (Cryptogram, 1841)؛ ماجراهای کمدی مانند «کانون حیله یا ایتالیا در 1859» (The Dodge Club; or, Italy in 1859, 1860) و رمانسهای تاریخی مانند «قصة رم در قرن اول» (A Tale of Rome in the First Contury) میشود. با سلسله کتابهای «برادران صلیب سفید» (Brethren of White Cross)، که نخستین داستانهای ماجرایی پسران در کانادا بودند، توجه خوانندگان جوان را جلب کرد. تخیلیترین اثر د میل «دستنوشتة عجیب بازیافته در استوانة مسی» (A Strange Manuscript Founda in a Copper Cylinder, 1888) است که حوادث آن در آیندهای که بشرِ خالی از اندیشههای الهامبخش، خداوند را در کارهایش رد میکند و به همشکلی اجتماعی فرومیغلطد اتفاق میافتد.
کتابچة منثور اثر والت ویتمن، که در 1871 منتشر شد. این اثر شامل سه مقاله است که خطوط کلی عقاید نویسنده را دربارة نقش دموکراسی در پایهریزی زیربنای فرهنگی جدید برای امریکا ترسیم میکنند.ویتمن در این اثر، که آن را چند سال پس از جنگ داخلی امریکا نوشت، اظهار کرده که مفهوم شجاعت و شرافت نزد امریکاییها از میان رفته است. او بهویژه مادیگرایی و شیفتگی بهکار و کسب را که در جامعه مشاهده میکرد مورد انتقاد قرار داده است. از نظر او پادزهر این آفت، بازگشت به دموکراسی جفِرسونی و جکسونی و پرورش روحیة برادری است. این کتابچه، که اغلب بهسبب عقاید خوشبینانهاش دربارة پیشرفت و بیتوجهی به تاریخ بهعنوان عاملی در پیشرفت انسان مورد انتقاد قرار گرفته است، همچنان بهعنوان ضمیمهای مهم بر شعر ویتمن و نمونهای از تئوری حکومت او حائز اعتبار است.
(ت. 16 دسامبر 1862، بروکسل، بلژیک- و. 8 اکتبر 1919، اسون، فرانسه) رماننویس و داستاننویس بلژیکی و یکی از اعضای جنبش نوزایی ادبی «بلژیک جوان» در اواخر قرن نوزدهم که به فرانسوی مینوشت.دمولدر برای حرفة وکالت تربیت شد و خاطراتش «زیر ردا» (Sous la robe, 1897) گزارشی است از زندگی حرفهای و فرهنگی طبقهای که جلودار اصلاحات ادبی در بلژیک بوده است. رمانهای او، که بهسبب تجسم فضایشان مشهور شدهاند، ممکن است بیشتر بهعنوان توالی چشماندازها تلقی شوند تا روایتهای بههمپیوسته. دمولدر در آثار اولیهاش نظیر «افسانة اوپردامه» (La Légende d’Yperdamme, 1891) داستانهای انجیل را در فضای فلامانهای قرون وسطا، که صحنههای آن با نقاشیهای پیتر بروگل مقایسه شده است، ارائه کرد. در «جادة زمرد» (La Route ďemeraude, 1899) تصاویر دقیق زندهای از زندگی یک نقاش مفروض در هلندِ قرن هفدهم برساخت. دیگر رمان مهم او «باغبان مادام پامپادور» (Le Jardinier de la Pompadour, 1904) در فضای فرانسه ارائه شده است. «سفر به اسپانیا با اتومبیل»(L’Espain by Auto, 1906) یکی از روایتهای اولیه از سفر با اتومبیل است.
[به یونانی daímōn] 1- روح شر. سرچشمه یا عامل شرارت، آزار، آشفتگی یا بدبختی. 2- در اساطیر یونان، موجودی فراطبیعی که ویژگیهای او مابین ویژگیهای خدا و انسان است. همچنین به معنای خدای دونپایه نیز بهکار رفته است.
پالودن متن مکتوب از ترکیباب اسطورهای و کشف معانی نهفته در آن ترکیبات. همچنین، جدا کردن معنای یک نوشته از صورتهای اسطورهای که بهوسیلة آنها بیان شده است. این اصطلاح به معنای تفسیر عناصر اسطورهای یک اثر برای کشف معنای آن اثر نیز بهکار میرود.
(ت. 1615، دابلین، ایرلند- و. 10 مارس 1669، لندن، انگلستان) شاعری که شعر مناظر طبیعی را بهعنوان یک نوع ادبی جدید در انگلیسی بنیادگذاری کرد؛ چنین شعری فارغ از تأملات سنگین است و چشماندازهای خاص را توصیف میکند. دنم پس از آنکه در دانشگاه آکسفورد تحصیل کرد شش کتاب از «انهئید» (Aneid) را ترجمه کرد که بخشهایی از آن بعدها چاپ شد. وی شهرت خود را با تراژدی تاریخی «سوفی» (The Sophy)، که در قالب شعر سپید بود و در 1641 اجرا شد، و با شعر «تپة کوپر» (Cooper's Hill)، که در 1642 منتشر کرد، بهدست آورد. او، که در خلال جنگهای داخلی انگلستان از طرفداران چارلز دوم بود، پس از بازگشت سلطنت در 1660، شوالیة کنتنشین بات شد و به عضویت انجمن سلطنتی درآمد. وی نمایندة مجلس نیز بود و در کلیسای وستمینستِر مدفون است.شعر دنم اساساً تعلیمی است. قدرت وی در تفکر، بهویژه در بیان ظریفِ بدیهیات اخلاقی است. منتقدان وی را بهخاطر توسعة شعر پنجرکنی مقفّی ستودهاند. دنم مقبولیت آن سبک را با شعر تپة کوپر بسیار افزایش داد. شعر فوق نوع جدیدی از شعر توصیف مناظر بود و شاعران انگلیسی طی 100 سال بعد از آن تقلید کردند.
(ت. 30 آگوست 1768، بوستون، مساچوسِتس، ایالات متحده- و. 7 ژانویه 1812، فیلادلفیا، پنسیلوانیا) مقالهنویس و سردبیر که چهرة ادبی شناختهشدهای در امریکای آغاز قرن نوزدهم بود. دنی از دانشگاه هاروارد فارغالتحصیل شد و بههمراه رویال تایلِر یک شراکت ادبی تشکیل داد. آن دو با نام مستعار کولون و اسپوندی آغاز به نوشتن قطعات طنز برای روزنامههای محلی کردند. دنی در فاصلة سالهای 1972 تا 1802 مقالات خود با عنوان «فاراگو» (Farrago) را در مجلات ادواری متعدد چاپ کرد. از 1796 تا 1798 سردبیر Farmer's Weekly Museum بود و مجموعه مقالات زیبا و اخلاقی خود با عنوان «واعظ عامی» (Lay Preacher) را نوشت که باعث شهرت ادبیاش شد.مواضع فدرالگرایی دنی باعث شد تا مقام منشیگری شخصی تیمِتی پیکِرینگ، وزیر امور خارجه کشورش، را در 1800-1799 بهدست آورد. در 1801 بههمراه ازبِری دیکینز نشریة ادواری سیاسی- ادبی The Port Folio را پایهگذاری کرد که مهمترین نشریة ادبی هفتگی آن زمان در امریکا شد. در این نشریه، مقالات واعظ عامی را چاپ کرد و همچنین آثار نویسندگان مهم را منتشر کرد. در مقام بنیادگذار «مجمع سهشنبهها» محور حلقة ادبیات اشرافی در فیلادلفیا شد و برای مدتی از داوران اصلی ادبیات کشور بود. وی دهاتیگری امریکاییها و عدم ظرافت آنها را مسخره میکرد و ادبیات، رسوم و ظرافت انگلیسی را میستود. او همچنین از استانداردهای نقد منطقی حمایت کرد و نویسندگان بااستعداد و جوانی چون واشینگتن اروینگ را مورد تشویق قرار داد.
(ت. 1657، لندن، انگلستان- و. 6 ژانویه 1734، لندن) منتقد و نمایشنامهنویس انگلیسی که بر اهمیت شور در شعر تأکید داشت و با الگزاندر پوپ مجادلة طولانی در این باره داشت.دنیس در ابتدا چکامه و نمایشنامه مینوشت و اگرچه نمایشنامههای زیادی داشت، اما در این کار هیچگاه موفقیت زیادی نیافت. مهمترین آثار انتقادی وی «فایدة تئاتر» (The Usefulness of Stage, 1698)، «ارتقا و اصلاح شعر نو» (The Advancement and Reformation of Modern Poetry, 1701)، «زمینههای نقد شعر» (The Grounds of Criticism in Poetry, 1704) و «جستاری در نبوغ و نوشتار شکسپیر» (An Essay on the Genius and Writings of Shakespear, 1712) هستند. نظریة اصلی وی این بود که نقش ادبیات و بهویژه نمایش بهمثابة وسیلهای برای به جنبش درآوردن ذهن بهوسیله عواطف، با نقش مذهب قابل مقایسه است. آنچه که وی در ابتدا در اثر هنری جستوجو میکرد شور و تعالی بود و نه تناسب و آراستگی. وی از میان شاعران انگلیسی، جان میلتن را میستود.پوپ، که آثار دنیس را پرطمطراق میدانست، در «مقاله در باب نقد» (An Essay on Criticism) اشاراتی خصمانه نسبت به او کرد. دنیس در «تأملات نقد و طنز» (Reflections Critical and Satyrical, 1711) نقد اشعار پوپ را با نظرات شخصی بدگویانه دربارة خود او همراه کرد. جدال گاه و بیگاه آنها تا زمان مرگ دنیس ادامه داشت.
(فوربیس) (ت. 16 ژانویه 1912، بلتچینگلی، ساری، انگلستان- و. 19 جولای 1989، هرتسفردشر) نویسنده و منتقد انگلیسی که از طرحهای پوچیگرایی و لطیفهگوییهای شوخطبعانه برای ریشخند روانکاوی، مذهب و رفتار اجتماعی استفاده میکرد و این شیوه اغلب در رمان «کارتهای شناسایی» (Cards of Identity, 1955) او مشهود است. دنیس در 1934 به ایالات متحده رفت و از 1935 تا 1936 در هیئت ملی نظارت بر تصاویر متحرک فعالیت کرد و پس از آن دستیار سردبیر و منتقد نشریة The New Republic شد. از 1940 تا 1958 در سمت مسئول نقد و بررسی کتاب در مجلة Time استخدام شد. پس از بازگشت به لندن در 1949، نقدهایی برای مجلة Encounter نوشت (63-1960) و بعداً از 1967 تا 1970 یکی از سردبیران آن مجله شد. نقدهای وی بر کتابها بهطور مرتب در Sunday Telegraph نیز منتشر میشد (82-1961).در نخستین رمان خود با عنوانِ «دختران و پسران برای بازی بیرون بیایید» (Boys and Girls Come Out to Play, 1949/ عنوان در امریکا «گردشی در دریا» (A Sea Change))، به اکتشاف نظریة آدلر مبنی بر انطباق شخصیت افراد با زمینة اجتماعی میپردازد. دو رمان کارتهای شناسایی و «خانة بسامان» (A House in Order, 1966) بعضی از نگرانیهای او درخصوص جهان مدرن بیاصالت را دربر دارند. «تقلید صدای گاو» (The Making of Moo/ اجراشده در 1957) نمایشنامة طنزآمیزی دربارة قدرت روانشناختی شوق مذهبی است که همراه نسخة تئاتری کارتهای شناسایی در یک مجلد با عنوان «دو نمایشنامه و پیشگفتار» (Two Plays and a Preface, 1958) منتشر شد. دانش روزنامهنگاری او طنز نمایشنامة «ماه آگوست برای مردم» (August for the People, 1961) را برّاتر کرده است. این نمایشنامه، که مورد تحسین بسیاری از مردم قرار گرفت، دربارة قدرت مطبوعات است. ازجمله آثار غیرداستانی او زندگینامة انتقادیای دربارة جاناتان سوئیفت است.
[به فرانسوی dènouementبا معنی لغوی گره گشودن] حوادثی که به دنبال نقطة اوج داستان میآید. پیآمد، نتیجه یا حل نهایی پیچیدگی اصلی در نمایشنامه یا هر اثر ادبی دیگر.
(ت. 29 دسامبر 1873، فگراش، رومانی- و. 9 ژوئن 1938، بخارست) فولکلورشناس، لغتشناس و شاعری که گرایشهای مدرنیسم اروپایی را به ادبیات رومانی رواج داد.او در یاشی و پس از آن در برلین و پاریس تحصیل کرد و در دانشگاه بخارست به تدریس پرداخت. وی بهشدت تحت تأثیر سمبولیسم (نمادگرایی) بود و در رومانی با مکتب نگارش روستایی که بعداً همگانی شد مخالفت کرد. در 1905 مجلة انتقادی Viaţa nouă را پایهگذاری کرد که انتشار آن 20 سال تداوم یافت. «تاریخ زبان رومانیایی» (Histoire de la langue roumaine 1901-14) را به فرانسوی نوشت. «لغتنامه عمومی زبان رومانیایی» (Dicţionary general al limbii române, 1909)، «گلچینی از ترانههای مردم» (Flori alese din cântecele poporului, 1920)، مجموعة اشعار «نور خورشید بر روی سنگفرشها» (Raze pe lespezi, 1920) و «ادبیات جدید رومانی» (Literatura română modernă, 1920-23) آثار وی به زبان رومانیایی هستند. او اشعار خود را با تخلص اروین منتشر کرده است.
شعر قهرمانی 42 مصراعیبه زبان انگلیسی قدیم که در کتاب اکستِر، یکی از دو شعر موجود به زبان انگلیسی قدیم که دارای ترجیعبند هستند، باقی مانده است (دیگری تکه شعر «وُلف و ادواسر» (Wulf and Eadwacer) است). دئور، که با عنوان «مرثیة دائور» نیز شناخته شده است، شکوة یک خنیاگر به نام دئور است که آوازخوانِ دیگر جای او را در قصر گرفته و او از سرزمین خویش و الطاف اربابش محروم شده است. دئور در این شعر، در بندهای نامنظم، پنج مورد از مصیبتهای شخصیتهای گوناگون از افسانههای آلمانی را بهیاد میآورد. هر بند از شعر با این ترجیعبند ختم میشود که «آن بلا گذشت، این نیز بگذرد». اگرچه برخی از محققین معتقدند که شکوة شعر صرفاً بهانهای مرسوم برای مطرح کردن افسانههای قهرمانی است، اما احساس آن عمیقاً شخصی بهنظر میرسد. نک.EXETER BOOK
De Profundis \'dē-prō-'fən-dis, in classical Latin pronounciation dā-prō-fun-dēs\
نامهای که اسکار وایلد از زندان نوشته است. این نامه در 1905، پس از مرگ نویسنده، ویرایش شد و با عنوان De Profundis به چاپ رسید. عنوان آن، که دو واژة نخست مزمور 130، بخشی از مراسم تدفین در آیین کاتالویک است، را رابرت راس، دوست و قیّم ادبی وایلد، تدارک دید.وایلد از 1895 تا 1897 به جرم اعمال همجنسگرایانه در زندان رِدینگ حبس بود و از همانجا نامة پرشور به معشوقش لرد اَلفرد داگلاس نوشت. وایلد در بخش نخست نامه، ارتباطش با داگلاس را همراه با جزئیات وحشتناک گزارش میدهد. او از خودخواهی و گزافهگویی معشوقش شکایت میکند، او را متهم میکند به اینکه عامل تباهیاش است و از رفتار بد خود با خونسردی میگذرد. همچنان که وایلد به مسئولیت خود در قبال سرنوشتش اذعان میکند لحن نامه از تندی به تسلیم تغییر میکند و پیشنهاد دوستی مجدد و متینتر جای گله و شکایت را میگیرد.
رمانهای سهگانة رابرتسن دِیویس، که «پنجمین شغل» (Fifth Business, 1970)، «مانتیکور» (The Manticore, 1972) و «دنیای شگفتیها» (World of Wonders, 1975) نام دارند. دیویس با این سهگانه دغدغههای اخلاقی و تکههای دانش نهانی را به هم پیوند میزند.رمانها زندگی سه مرد از شهر کوچک دتفرد در آنتریو را دنبال میکند که با یک حادثة دوران کودکی به هم مربوط میشوند؛ پِرسی «بوی» استونتن گلولهای برفی را، که درون آن سنگی است، به دانستبِل (بعداً دانستن) رَمزی پرتاب میکند و او جا خالی میدهد و گلولة برفی به مری دمپستِر میخورد که بهطور نارس پسرش پل را به دنیا میآورد و دچار اختلال مشاعر میشود.پنجمین شغل یک نامة خودزندگینامهای است که دانستن در دوران بازنشستگی از مدیریت یک مدرسة پسرانه مینویسد. او در تمام زندگی از گناهانی که مرتکب شده عذاب میکشیده است. بوی استونتن در آغاز داستان مانتیکور در اعماق دریاچة آنتریو قرار گرفته و سنگی که حدود 60 سال پیش به خانم دمپستر زده است در دهان او پیدا میشود. قسمت عمدة این اثر تحلیل یونگیای است که از زبان دیوید پسر بوی بیان میشود. دنیای شگفتیها داستان پل دمپستر را بیان میکند. او، که در کودکی توسط یک جادوگر دزدیده شده است، حرفة جادوگری میآموزد و سرانجام به آیزِنگریم بزرگ، یکی از موفقترین بازیگران اروپا تبدیل میشود.
(ت. 15 آگوست 1785، منچِستر، لَنکاشر، انگلستان- و. 8 دسامبر 1859، ادینبرو، اسکاتلند) مقالهنگار و منتقد انگلیسی که بیشتر بهواسطة «اعترافات یک تریاکی انگلیسی» (Confessions of an English Opium-Eater, 1822) مشهور است. د کوئینسی در 17 سالگی به وِیلز گریخت و سپس با هویت جعلی در لندن زندگی کرد. در 1803 با خانوادهاش آشتی کرد و وارد کالج ووستِر در آکسفورد شد و آنجا بود که در 1804 اولینبار برای کاهش درد اعصاب صورتش تریاک مصرف کرد. در 1813 یک معتاد تریاک شده بود که ظرف تنتور تریاک را در دستش میگرفت و پیوسته مقدار آن را افزایش میداد. او بقیة عمرش، معتاد زندگی کرد.در 1807 بهعلت علاقهاش به «بالادهای غنانی» (Lyrical Ballads)، از همکاران صمیمی مؤلفان آن، ویلیام وردزورت و سمیوئل تِیلر کولریج شد. هرچند زیاد مینوشت، اما تقریباً چیزی منتشر نکرد. اوضاع مالیاش بهعنوان سرپرست خانوادهای بزرگ روزبهروز بدتر میشد تا اینکه اعترافات در 1821 در London Magazine منتشر شد و به شهرتش رساند. در میان دیگر نوشتههای خودزندگینامهاش، نوشتة معروف به «خاطرات دریاچهای» (Lake Reminiscences)، که اولینبار در Tait’s Magazine (1834-40 18) چاپ شد و بهشدت وردزورت و دیگر شاعران دریاچهای را آزرد، اثری است که همچنان علاقة زیادی را به خود جلب میکند. اگرچه بیاندازه درونگرایانه است و خالی از خبث نیست و از حیث جزئیات قابل اطمینان نیست. بهعنوان منتقد ادبی، شهرتش بهخاطر مقالة «درباره در زدن در مکبث» (On the Knocking at the Gate in Macbeth) است که اولینبار در London Magazine در اکتبر 1823 چاپ شد و نوشتهای عالی با بینش روانشناسانه و یک نقد کلاسیک شکسپیری است.
نام کامل او هلِنا آنتونیا ماریا الیزابت درموت- اینگِرمان (ت. 15 ژوئن 1888، پکالونگان، جاوه، هند شرقیِ هلند [اندونزی کنونی]- و. 27 ژوئن 1962، نورتوایک، هلند) رمان و داستان کوتاهنویس هلندی که با توصیفات ظریف و خاطرهانگیزش از زندگی مستعمرهنشین هند شرقی هلند معروف است.درموت، که از فرزندان کارمندان شرکت هند شرقی هلند بود، بیشتر عمر خود را در جزایر هند شرقی سپری کرد. تا 60 سالگی اثری از وی منتشر نشد. نخستین رمانهای او یعنی «دیروز» (Nog pas gisteren, 1951) و «دهها چیز» (Die tienduizend dingen, 1955) وقایع جوانی وی را بهصورت داستان دربر دارند. این دو رمان باوجود اینکه به سبک موجز نوشته شدهاند مملوّ از جزئیات زندگی در جزایر و تجارب استعمارگران و مردم محلّی است. از دیگر آثار درموت، سه مجموعه داستان کوتاه به نامهای «شانة جواهرنشان» (De juwelen haarkam, 1956)، «آژیرها» (De sirenen, 1963) و «جعبه چوبی: گزارشی منحصربهفرد» (De kist; en enige verhalen, 1958) و یک مجلد از پارهنوشتهها به نام «بازی تیفاگنگ» (Spel van Tifagongs, 1954) هستند.
(ت. 15 جولای 1930، الأبیار، الجزایر) فیلسوف فرانسوی که نقد او از فلسفة غرب شامل ادبیات، زبانشناسی و روانکاوی میشود.دریدا در دانشسرای عالی پاریس تحصیل کرد و بعدها در همانجا به تدریس تاریخ فلسفه نیز پرداخت. از 1960 تا 1964 به تدریس در دانشگاه سوربون مشغول بود. در 1967 سه اثر مهم منتشر کرد: «صدا و پدیدار» (La Voix et le phénomène)، که مطالعهای در کارهای اتمونت هوسِرل است و دو مجموعه مقاله با عنـاوین «نوشـتار و تفاوت» (Ľ Écriture et la différence) و «دبیرهشناسی» (De La grammatologie). آثارِ «حاشیهنویسی بر فلسفه» (Marges de La philosophie)، «آرا و عقاید» (Positions) و «انتشارات» (LaDissémination) هر سه در 1972 منتشر شدند.تفکر دریدا از انتقاد جستوجوی نوعی حقیقت غایی متافیزیکی، که وجه غالب فلسفه غرب را میسازد، نشأت میگیرد. او در آثارِ خود روشی را برای مطالعة متون فلسفی عرضه کرده است که واسازی نامیده میشود. این روش به او امکان میدهد تا پیشفرضها و بدیهیپنداریهای متافیزیکی، که حتی فلاسفة عمیقاً منتقد متافیزیک نیز در متونشان بهکار میبرند، را آشکار سازد. دریدا منکر داشتن هرگونه آموزة فلسفی بود و بهجای آن میخواست به تحلیل زبانی بپردازد تا چشمانداز جایگزینی را ارائه دهد که بهواسطة آن مفاهیم پایهای فرضیههای فلسفی زیر سؤال برود. آثار بعدی او «جرس» (Glas, 1974)، «حقیقت در نقاشی» (La Vérité en peinture, 1978)، «کارت پستال» (La Carte postale, 1980)، «گوشی دیگری» (The L’Oreille de l’autre, 1982)، «روح، ابداعات دیگری» (Psyche: Inventions de l’autre) نام دارند.
(ت. 3 جولای [14 جولای، به تقویم جدید] 1743، ایالت کازان، روسیه- و. 8 جولای [20 جولای] 1816، زوانکا، ایالت نوفگرِت، روسیه) شاعر بزرگ و خلّاق قرن هجدهم روسیه که عامل اصلی موفقیتهای او عاشقانهها و قصایدش هستند.دیرژاوین در 1762 در کسوت سربازی عادی به ارتش پیوست و در 1772 افسر و در 1777 کارمند کشوری شد. در «قصیدهای برای فالسیا» (Oda k Felitse, 1782)، که خطاب به کاترین کبیر نوشت، نظر او را جلب کرد و برای زمانی منشی خصوصی او شد و سرانجام تمایلات سیاسی لیبرالش در 1803 موجب خاتمة این کار شد.دیرژاوین شکوه و عظمت معمول قصاید کلاسیک روسی را حفظ ولی محدودیت آن را کمتر کرد و از حیث لحن و موضوع، وجوه غنایی و شخصی آن را گسترش داد. وی در انواع ادبی دیگر نیز آثاری دارد که بیانگر اخلاقگرایی تعالیجویانه و ایدآلیستی و نگاهِ بهشدت احساسی وی به زندگی هستند. عاشقانهها و قصاید او «در رثای پرنس میشچرسکی» و (Na smert knyazya Meshcherkskogo, 1779) و «خدا» (Bog, 1784) و «آبشار» (Vodopad, 1794) نام دارند.
نام خانوادگی اصلی او مازومدار (ت. 24 ژوئن 1937، موسوری، هندوستان) رماننویس هندی انگلیسیزبان و نویسندة کتابهای کودک، که نخستین نویسندة ایماژیست هندی بهشمار میرود. او در مجسم کردن شخصیت و حالت بهواسطة تصویرهای دیداری از حوزة هواشناسی تا گیاهشناسی ممتاز بود.دسای، که دختر مادری آلمانی-یهودی و پدری بنگالی بود، در اولین رمانش «گریه کن طاووس» (Cry, the Peacock, 1963) و در «امسال تابستان کجا باید برویم؟» (Where Shall We Go This Summer$1, 1975) به موضوع ستم و سرکوب زنان هندی پرداخت. «آتش در کوه» (Fire on the Mountain, 1977) بهدلیل تکیة بیشازحد بر تصویرگری به بهای طرح و شخصیتپردازی مورد انتقاد قرار گرفته است، اما بهسبب نمادگرایی شاعرانه و بهرهگیری از صداها تحسین شده است. «روز روشن آفتابی» (Clear Light of Day, 1980)، که موفقترین اثر او بهشمار میرود، تصویر بسیار تکاندهندهای از دو خواهر گرفتار در رخوت زندگی هندی است. این رمان، همچون بسیاری از آثار او، دیدگاه اساساً تراژیکش را نسبت به زندگی منعکس میکند. «بمبئی باومگارتنر» (Baumgartner's Bombay, 1988) هویت آلمانی و یهودی را در شرایط هند آشفتة آن موقع بررسی میکند. دسای برای مجلهها داستان کوتاه و چند کتاب کودک از جمله اثر مشهور «روستای کنار دریا» (The Village by the Sea, 1982) را نیز نوشت.
(ت. 28 مارس 1817، مورا ایرپینا، پادشاهی ناپل [اکنون در ایتالیا]- و. 29 دسامبر 1883، ناپل) منتقد ادبی ایتالیایی که آثار او برای درک فرهنگ و ادبیات ایتالیایی بسیار حائز اهمیت است.د سانکتیس کار اصلاحات آموزشی را در پیش گرفت و در 1861-1862 وزیر آموزشوپرورش شد و در 1871 سمت استادی ادبیات تطبیقی در دانشگاه ناپل را برعهده گرفت.د سانکتیس، بهعنوان محقق ادبیات و تاریخ، دانش فلسفه بهویژه زیباییشناسی هگلی را در نقد خود بهکار گرفت. دو مقالة او دربارة شاعران ایتالیایی با عناوین «مقالات انتقادی» (Saggi critici, 1866) و «مقالات انتقادی جدید» (Nuovi saggi critici, 1873) به ارتباط این شاعران با جامعة زمانشان میپردازد. شاهکار او، «تاریخ ادبیات ایتالیا» (Storia della letteratura italiana, 1870-71)، گزارشی روشنگر نه تنها از ادبیات ایتالیایی بلکه از توسعة جامعة ایتالیا از قرن سیزدهم تا نوزدهم است.
(ت. 30 ژوئن 1786، دوئه، فرانسه- و. 23 جولای 1859، پاریس) شاعر فرانسوی و بانوی فاضل ادبیات دورة رمانتیک.دبورد- والمور ابتدا در اپرای کمیک و تماشاخانة اودئون هنرپیشه بود و هنگامیکه صدایش در معرض آسیب قرار گرفت به نوشتن روی آورد.اشعار او با عنوان «گلهای فقر» (Pauvres Fleurs, 1839) و «گریهها» (Les Pleurs, 1833) و «دستهگلها و نیایشها» (Bouquets et prières, 1843) حزنانگیز و رثاییاند و موضوعات مذهبی، غم، مرگ، دلبستگی شاعر به دخترانش و زادگاهش دوئه میپردازند. اثر منثور «در کارگاه نقاش» (L’Atelier ďun peintre, 1833) خودزندگینامةوی است. شارل بودلرِ شاعر نوشتار وی را تحسین کرد و پُل ورلین وامداریاش را نسبت به او اعلام کرد به این صورت که در ویرایش جدید «شاعران نفرینشده یا (بداندیش)» (les Poètes maudits, 1888) جایی به وی اختصاص داد.
نام خانوادگی کامل او دشان رد سَنتامان (ت. 20 فوریه 1791، بورژ، فرانسه- و. 23 آوریل 1871، ورسای) شاعر فرانسوی که در رشد رمانتیسیسم نقش برجستهای داشت.آغاز کار ادبی دشان در 1818 و زمانی بود که به اتفاق آنری د لاتوش دو نمایشنامه اجرا کرد. پنج سال بعد به اتفاق ویکتور هوگو La Muse françaiseرا، که نشریة نهضت ادبی رمانتیک بود، بنیاد گذاشت. دیباچة کتاب «مطالعات فرانسوی و خارجی» (Études françaises et étrangères, 1828) او بیانیة نهضت مزبور بود و دو ترجمهاش از ویلیام شکسپیر «رومئو و ژولیت» (Romeo and Juliet, 1839) و «مکبث» (Macbeth, 1844) نیز هرچند که هیچوقت به روی صحنه نرفتند حائز اهمیت بودند. او چند اپرانامه نوشت که مهمترین آنها برای «رومئو و ژولیت» (Roméo et Juliette) ساختة اِکتور برلیوز بود. ازجمله کارهای او در نثر «کنتس فیزیولوژیک» (Contes physiologiques, 1854) و «واقعیت خیالانگیز» (Réalités fantastiques,1854) هستند.
لقب او مورِل (ت.حدود 1346، ورتوس، فرانسه- و.حدود 1406) شاعر و نویسندة «هنر بیان» (L'Art de dictier, 1392) که نخستین رساله دربارة فن شعر فرانسوی است.دشان در رَنس زیر نظر شاعر گیّوم د ماشو تحصیل کرد که تأثیر ماندگاری بر وی داشت. پس از تحصیل حقوق در اورلئان، مشاغل سیاسی و اجراییای در دوران حکومت دو شارل پنجم و ششم بهعهده گرفت. اوقات فراغت خود را با سرودن شعر میگذرانید و آثار متعدد فکاهی، اشعار عاشقانه و طنز بهویژه طنزی با موضوع زنان تولید کرد.اشعار متأخر دشان همدردی وی با مصائب مردم در خلال جنگ صدساله و عشق او به وطن را نشان میدهند. وی بر جفری چاسر شاعر انگلیسی تأثیر گذاشت و ترانهای خطاب به وی سرود.
[در زبان فرانسوی قدیم و زبان پرووانسی قدیم، به معنای تحتاللفظی مشاجره و نزاع] 1- مترادفی برای له (Lai) شعری تغزلی به زبان پرووانسی میانه که بندهای آن شبیه به هم نیستند. 2- شعری در ادبیات پرووانسی میانه، با بندهایی به زبانهای متفاوت.
descriptive bibliography or enumerative bibliography
کتابشناسیای که هدف اساسی آن سازماندهی مورد به مورد اطلاعات تفصیلیای است که از انبوه مواد کتابخانهای به روش نظاممند گلچین شدهاند تا دیگران بتوانند بهره ببرند.در کتابشناسیهای نخستین، اصولِ سازماندهی ساده و به این ترتیب بوده است که همة آثار یک نویسنده را نام میبردهاند که یا براساس فهرست خود نویسنده از آثارش (خودکتابشناسی) یا براساس فهرستهای زندگینامهنویسان از آثار او صورت میگرفته است. نخستین خودکتابشناسیهای غرب را جالینوس پزشک یونانی و کشیش بید مقدس نوشتهاند. با اختراع چاپ در قرن پانزدهم، کتابها زیاد شدند و سازماندهی اطلاعات دربارة آنها ضروریتر و واقعیتر شد. در حدود 1545 فکر نگارش یک کتابشناسی جهانی باعث شد که کونرات گسنِر، نویسندة سوئیسی آلمانی، کتاب «کتابخانه جهانی» (Bibliotheca universalis) را دربارة همة نویسندگان گذشته و حال بنویسد. قسمتی از این طرح در 1555 تکمیل شد که مداخل آن برحسب طبقهبندی دانش مرتب شده بود. اقدامات او بهلحاظ دو مؤلفة جهانی بودن و ردهبندی باعث شد تا لقب «پدر کتابشناسی» بگیرد.ردهبندی دهدهی دیویی، ردهبندی کتابخانة کنگره و ردهبندی دهدهی جهانی از جدیدترین روشهای ردهبندی هستند. در ربع پایانی قرن بیستم، استفادة رو به گسترش از رایانهها در پردازش و سازماندهیِ اطلاعات ایجاد کتابشناسی جهانی را قوت بخشید و مقالات نشریات ادواری را نیز در آن گنجاند.
شخصیت داستانی، همسر اُتِللو و موضوع حسادت غیرموجه او در نمایش تراژدی «اتللو» (Othello) اثر ویلیام شکسپیر. دِزدِمونا دختر یک سناتور ونیزی است و اُتللو، که سردار مغربی صاحبنام و قهرمان در ارتش ونیز است، او را بسیار دوست میدارد.
مرثیة شبانی از آلیوِر گولدسمیت، که در 1770 منتشر شد. گولدسمیت در این شعر، که یکی از مهمترین اشعار او دانسته میشود، شیوه زندگی روستایی را که طمع مالکان، تغییرات سیاسی و اقتصادی و مهاجرت روستاییان کشاورز باعث ویرانی آن شده است بهصورت آرمانی توصیف میکند. جُرج کرَب در پاسخ به این شعر پراحساس، در شعر «دهکده» (The Village, 1783) تصویری سیاه از روستاییان فقیر خلق کرده است.
شخصیت داستانی، زیباییشناس عزلتنشین در رمانِ «جدال با طبیعت» (Against the Grain) از ژوریس- کارل هویسمانس. دز استنت، که آخرین فرد از اشرفزادگانِ رو به انقراض است، ثروتمندی ضعیف است که انزوا توان از او گرفته است. او در 30 سالگی زندگی در اجتماع را رها میکند تا به زندگی همراه با لذتجویی تجربی بپردازد.
(ت. 1 ژانویه 1638، پاریس، فرانسه- و. 17 فوریه 1694، پاریس) شاعرة فرانسوی که از 1672 تا زمان مرگش ادارة سالنی را که محل ملاقات شخصیتهای برجستة ادبی زمان بود برعهده داشت. او همچنین یکی از اعضای پیشرو انجمنی بود که بر «فِدر» (Phèdre) اثر ژان راسین حملة انتقادی کرد.اشعار دزولیئر، که نخستین آنها در 1672 در Mercure galantمنتشر شد، در سراسر قرن هجدهم مورد تقدیر قرار گرفت و قصیدههای کوتاه و سرودهای چوپانی او محبوبیت ویژه یافت. شعرهای آغازین وی لذتهای سادة طبیعت را مورد ستایش قرار میدهد و به حوادث کوچک و بزرگ در زندگی خاندان سلطنتی فرانسه توجه میکند. شعرهای متأخر وی اندوهش را از پیری، سرطان و تنگدستی توصیف میکند. دزولئیر علاوه بر شعرها اپرایی به نام «زرتشت» (Zoroastre, 1680) و دو تراژدی با عنوان «ژول آنتوان» (Jules-Antoine, 1680) و «گنسریک» (Genséric, 1680) نیز نوشت.
کمدی در سه پرده اثر نوئل کاوئرد، که در 1933 به روی صحنه رفت و منتشر شد. این اثر اغلب با «زندگیهای شخصی» (Private Lives) کاوئرد مقایسه میشود و داستان مادیگرایانة آن، که شامل یک نقاش، یک نمایشنامهنویس و زنی که هر دو به او عشق میورزند میشود، به این سبب قابل توجه است که شخصیتهایی را تصویر میکند که با هیچیک از قوانین اخلاقی مرسوم، قادر به زندگی نیستند و بهواسطة آزمون و خطا زندگی متفاوتی که با آنها سازگار باشد را طرحریزی میکنند.نمایش در حالتی که سه شخصیت به قهقهه میخندند پایان مییابد و این حالت را نقّادان به شیوههای متنوعی تفسیر کردهاند. مضمون «نسبیتگرایی اخلاقی» نمایش و سه شخصیت اصلی شوخطبع و ناامید آن تهیهکنندگان لندن را هراسان کرد بهطوریکه ابتدا از به روی صحنه آوردن آن امتناع کردند. سبک ظریف و گفتوگوهای قاطع آن دقیقاً روح اروپای پس از جنگ جهانی اول را نشان میداد. افزون بر اَلفرِد لانت و لین فانتَن، کاوئرد خودش در نمایش، زمانیکه در تماشاخانة برودوِی اجرای آن آغاز شد، ایفای نقش کرد.
(نام کامل آن شرکت دِزیوزی) یکی از دستههای بازیگری ایتالیایی که کمدیا دلّارته (کمدی فیالبداهه عامیانه) در اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم اجرا میکردند.
داستانی کوتاه اثر کِیت شوپن، که در 1897 در مجموعة «یک شب در آکادی» (A Night in Acadie) او منتشر شد. وقایع این داستان، که مورد استقبال گسترده قرار گرفته و در گزینه آثار ادبی متعددی گنجانده شده است، مربوط به سالهای پیش از جنگ داخلی امریکا در نیو اورلیئنز است و به بردگی، نظام اجتماعی جنوب، فرهنگ نژادهای مختلط و ابهام هویت نژادی میپردازد.دزیره و شوهرش آرمند با شادی ازدواج میکنند. اما هنگامیکه دزیره کودکی را به دنیا میآورد که آشکارا از نژادی مختلط است آرمند او و کودک را مجبور به جلای وطن و دچار پایان غمانگیز میکند و نسبت به بردگان خود بسیار درندهخو میشود. وقتی که دیگر خیلی دیر شده آرمند پی میبرد که خود او سهمی از سیاهپوستی دارد نه دزیره.
تراژدی در سه پرده اثر یوجین اُنیل، که در 1924 اجرا و در 1925 چاپ شد. این نمایشنامه آخرینِ نمایشنامههای ناتورالیستی اُنیل و نخستین نمایشنامهای است که در آن خشونتِ تراژدی یونانی را احیا کرده است. این اثر از «هیپولیتوس» (Hippolytus) ائوریپیدس و از «فِدر» (Phèdre) اثر ژان راسین اقتباس دارد که هر دوی آنها پدری را تصویر میکند که با همسری جدید به خانه برمیگردد که گرفتار عشق ناپسریاش میشود.در این نمایشنامه، ایفریئم کَبوت مزرعه و سه پسرش را که از او بیزارند رها میکند. اِبـِن، کوچکترین پسر، سهم برادرانش را که به کالیفرنیا مهاجرت میکنند میخرد. اندکی پس از آن، ایفریئم با همسر جدید جوانش اَبی باز میگردد. اَبی از ابن باردار میشود و ایفریئم را به حال خود میگذارد تا فکر کند که این فرزند از اوست، اما بعدها نوزاد را مانعی میان خودش و ابن میبیند و او را میکشد. ابن عصبانی میشود و اَبی را به کلانتر تحویل میدهد، اما درست پس از این کار در مییابد که عاشق او است و به همدستی خود اعتراف میکند.شهوت زیر درختان نارون یکی از شگفتانگیزترین آثار اُنیل است و اختلافات خانوادگی خود نمایشنامهنویس و برداشت فرویدی از مضامین جنسی را بروز میدهد. اگرچه این نمایشنامه درحالحاضر نمایشنامة کلاسیک امریکای قرن بیستم بهشمار میرود، برخی از مخاطبان آن زمان را بهسبب مسایلی چون کودککشی، اعتیاد به الکل، انتقام و زنای با نزدیکان بهتزده کرد. نخستین اجرای آن در لسآنجلس بهسبب نمایش اعمال موهن توقیف شد.
Des Knaben Wunderhorn \des-'knäb-ən-'v n-dər-'həorn\
گلچینی از ترانههای عامیانة آلمان با عنوان فرعی «ترانههای کهن آلمان» (Alte deutsche Lieder)که شاعری به نام کلمِنس برِنتانو و عتیقهشناسی به نام آخیم فون آرنیم آنها را گردآوری و در 1808-1805 منتشر کردهاند. این مجموعه موجب شد تهیهکنندگانش بهخاطر احیای علاقة عموم به سنت Volkslied (ترانههای عامیانه و دهقانی) در شعر غنایی آلمان، بهعنوان رهبران نهضت رمانتیک معرفی شوند. بسیاری از ترانههای عامیانة این مجموعه، که آنها را اصیل و باسابقة قرون وسطا میدانند، در حقیقت یا حاصل تدوین بیامضای شاعران قرن هفدهمی چون زیمون داخ و هانس یاکوپ گریمِلسهاوزن بودهاند یا اینکه خود برنانتو و آرنیم آنها را برای اصلاح آنچه آرنیم «تغایرات اصالتاً تاریخی» مینامید بازنویسی کردند. بااینحال این اثر بهعلت حفظ زبان و اوزان ترانههای عامیانة آلمان قدیم تحسین شده است.
Desmarets de Saint-Sorlin \dā-'m -rā-də-san-sor-'lan\
(ت. 1595، پاریس، فرانسه- و. 28 اکتبر 1676، پاریس) نویسندة فرانسوی، جدلیِ مسیحی و شخصیت سیاسی که شدیداً در پیکار ادبی طولانی که از آن زمان به «نبرد سنت و مدرنیته» معروف شده است درگیر بود. دِماره پیش از انتشار رمانس مشهورش «آریان» (Ariane, 1632)، که سرانجام راه ورود وی به محافل ادبی پاریس را هموار کرد، آثاری چند خلق کرده بود. شیوه تملّق، مساعدت کاردینال د ریشِلیو را برای او بههمراه آورد و تحت حمایتهای او بود که دِماره بهطور پیاپی مقامهای مهم دولتی بهدست آورد و تعدادی تراژدی و تراژدی-کمدی نوشت که بهترین آنها «خیالپرستان» (Les visionnaires, 1637) بود.دِماره، در مقام مدافعِ باحمّیت مسیحیت، شعرش را نیز بیشتر بر مضامین عمدة مسیحیت بنا نهاد تا اساطیر سنتی. استدلالش این بود که الگوهای حقیقی برای ادبیات جدید فرانسه، افسانههای رمانس و کتاب مقدس است تا نویسندگان کلاسیک رومی و یونانی. چندین اثر او این دیدگاه را منعکس میکنند بهویژه «مقایسه زبان و شعر فرانسه با یونان و روم» (La Comparison de la langue et de la poésie française avec la grecque et la latine, 1670) و «دفاع از شعر و زبان فرانسه» (Défense de la poésie et de la langue française, 1675). دِماره یکی از اعضای اصلی و نخستین رئیس فرهنگستان زبان فرانسه بود. نیز نکANCIENTS AND MODERNS.
(ت. 4 جولای 1900، پاریس، فرانسه- و. 8 ژوئن 1945، بازداشتگاه زندانیان سیاسی ترزین اِستد [اکنون در تِرزین، جمهوری چک]) شاعر فرانسوی که در آغاز نهضت سوررئالیست به آندره برِتون پیوست.دسنوس بهسبب تواناییاش در رفتن به حالت خلسة هیپنوتیزم، که او را قادر میساخت رؤیاهایش را روایت کند، بنویسد و نقاشی کند، بهسرعت به یکی از بهترین ادیبان سوررئالیست تبدیل شد. آثار ارزشمند او از دورة شروع فعالیت ادبیاش، در نشریه انتقادی سوررئالیستی Littérature و در کتابش «آزادی یا عشق» (La Liberté ou ľamour!, 1927) منتشر شد. شوخطبعی، عشقبازی و شهوتپرستی آثارش را مشحون کرده است و شیوههای کلامی آکروباتیک آثار او هرگز از خودانگیختگی الهام در آنها نکاسته است. رؤیا و واقعیت در تصویرهای بهظاهر غیرمرتبط در «جانی و مالی» (Corps et biens, 1930) با یکدیگر ادغام شدهاند. او در 1930 از سوررئالیسم خشک و مقرراتی برتون جدا شد و برای یک دهه، فیلمنامة سینمایی و متون رادیویی نوشت که اثر بسیار موفق «سوگواری فانتوماس» (Complainte de Fantomas, 1933) از آن جمله است. بعدها سرودن شعرهای سوررئالیستی را برای روی آوردن به فرمهای سنتیتر شعر، که بیان همدردیهای بشردوستانة او را آسانتر میساخت، کنار گذاشت. آثار مربوط به این دورة او «سرنوشتها» (Fortunes, 1942)، «شبنشینی» (État de veille, 1943) و «سرزمین» (Contreé, 1944) نام دارند. وی بهسبب فعالیت در نهضت مقاومت دستگیر شد و به تبعید فرستاده شد و چند روز پس از آنکه ترزیناِستد از اشغال درآمد از بیماری تیفوس درگذشت. «قلمرو عام» (Domaine public)، که مجموعهای شامل شعرهای آغازین سوررئالیستی و آثار متأخر وی است، در 1953 منتشر شد. «گزینه شعرهای روبر دسنوس» (The Selected Poems of Robert Desnos) در 1991 منتشر شد.
(ت.حدود 1500، آرنی لِداک، فرانسه؟- و.حدود 1544، لیون) داستانپرداز و انسانگرای فرانسوی که در بیپروایی اندیشه، انگشتنما شد.د پریه در تهیة نسخة زبان فرانسوی از عهد عتیق با پیئر- روبر اولیوِتان و ژاک لوفِور دِتاپل و در تهیة «تفسیر زبان لاتین» (Commentarii linguae Latinae) با اتیئن دوله همکاری کرد. مارگرتِ آنگولمی، ملکة ناوار، در 1536 او را ملازم اقامتگاه خود قرار داد. وی در سمت منشیِ ملکه خدمت کرد و قصههای «هفتروزه» (Heptaméron) او را کتابت کرد. برخی معتقدند که در حقیقت وی خود آنها را نوشته است. «کومبالوم موندی» (Cymbalum Mundi, 1538) نقد درخشان و شدید او علیه مسیحیت است. فرم تمثیلیِ چهار گفتوگوی این اثر، که به پیروی از کولیان، عالم یونانی بلاغت، نوشته شدهاند، هدف واقعی آن را پنهان نمیکند. این اثر در حدود 1538 توقیف شد و دشمنان سرسخت بسیاری برای د پریه خلق کرد. مجموعه آثار وی، که در 1544 منتشر شد، شامل اشعار وی و «رسالهای در چهار فضیلت اصلی پس از سنکا» (Traité des quatre vertus cordinales aprés Sénèque) و ترجمهای از «لوسیس» (Lysis) افلاطون است. «آینة شادی و غرور دلپذیر، یا سرگرمیهای نو و گفتوگوهای شادیآور» (Nouvelles Récréations et joyeux devis, 1558) قابل توجهترین مجموعة او است و شامل داستانها و حکایتهایی است که نمونة روایت ساده و مستقیم هستند که در زبان فرانسة قوی و ظریف و زیبای قرن شانزدهم استفاده میشده است.
(ت. 1546، شارتر، فرانسه- و. 5 اکتبر 1606، کنیسه بونپورت) شاعر درباری فرانسه که شعر آزاد و روان او راه را برای سلیقة جدید قرن هفدهم در فرانسه هموار کرد و غزلهای او الگویی برای شاعران اواخر دورة الیزابت شد. دِپورت سبک شعریاش را بر پایة سبک شاعران ایتالیایی بهویژه پترارک، لودوویکو آریوستو، و پیئترو بمبو قرار داد.حدود 1567 جانشین پیئر دِ رونسار شاعر سوگلی آنری، دوکِ آنژو، شد و زمانیکه آنری بهعنوان شاه لهستان در 1573 منصوب شد، وی را به کراکوف همراهی کرد. د پورت با انتشار «نخستین آثار» (Premières Oeuvres) در 1573، به رقیب رونسار بدل شد. با مرگ شارل نهم در 1574، به همراه آنری به فرانسه بازگشت. برای شاه آنری سوم و دیگران، غزلها و مرثیههای دوازده هجایی دلپذیری نوشت تا به معشوقههاشان پیشکش کنند. در 1583 صاحب عایدات کنیسههای تیرون و یوسافات شد.«آخرین عشقها» (Dernières amours, 1583)، که با عنوان کلیونیس (Clèonice) نیز شناخته شده است، نشانة وداع او با شعر غیرمذهبی است. ترجمههای او از مزامیر داوود (1591، 1598، 1603) ازسوی فرانسوا دِ مالِرب مورد حمله قرار گرفتند، اما ماتورَن رِنیة شاعر، پسر خواهر دِپورت، قدرتمندانه از آنها دفاع کرد. سبک روشن و موزون دِپورت ازسوی بسیاری از شاعران انگلیسی بهسرعت مورد پذیرش قرار گرفت.
(ت. 11 آوریل 1896، برتیه، کبِک، کانادا- و. 20 آوریل 1967، مونرئال) نویسندة فرانسوی- کانادایی، که عمده شهرت وی بهسبب رمانهای تاریخی اوست.دروزیه، علاوه بر نویسندگی، در سمت روزنامهنگار، سردبیر و کتابدار نیز فعالیت کرد. زمینة مجموعه داستان «انسان و چشمانداز» (Âmes et paysages, 1922) و نیز نخستین رمانش «نورد- ساد» (Nord-Sad, 1931) مناطق روستایی ایالت کبک است. «سرگذشت نیکلاس مونتور» (Les Engagés du Grand Portag, 1938) تلاش شرکتهای تولید خز رقیب در حذف همدیگر در اوایل قرن نوزدهم را نشان میدهد. «شیشة طلایی» (ĽAmpoule ďor, 1951) بهسبب زبان و تصویرپردازی شاعرانهاش شاهکاری کوچک بهشمار میرود. آثار فلسفی سهگانهاش «شما که میگذری» و «خشم و شکنجه» و «فریاد بر قله» (Vous qui passez, 1958-1960 و Les Angoisses et les tourments و Rafales sur les cimes موفقیت کمتری داشتند.
(ت. 9 آوریل 1680، تور، فرانسه- و. 4 جولای 1754، فورتوزوا) نمایشنامهنویسی که سنّت کمدی کلاسیک فرانسه را با اقتباسهایی که از تئاتر دوران بازگشت انگلستان میکرد تحت تأثیر قرار داد.وی بعد از مطالعات یونانی رومیاش که در تور و پاریس داشت، به خدمت دیپلماتیک درآمد و مأمور بهکار در سوئیس شد و سپس در 1717 به لندن فرستاده شد. در لندن با آثار نویسندگان انگلیسی آشنا شد و علاقة خود را به نمایش دوران بازگشت شکل داد. پس از برگشتن به پاریس با کمدی «فیلسوف متأهل» (Le Philosophe marié, 1727) موفقیت کسب کرد اگرچه نمایشنامههای وی برای معاصرانش بیش از حد اخلاقی جلوه میکرد. شاهکار وی «متکبر» (Le Glorieux, 1732) تضاد بین نجیبزادگی و بورژوازی را نشان میدهد.
نوعی از ادبیات عامهپسند که به روایت سیر بررسی و حل گامبهگام جرم، که اغلب قتل است، میپردازد.عناصر سنتی داستان کارآگاهی عبارتانداز: 1) جنایت بهظاهر بدون ردّپا؛ 2) مظنونی که به اشتباه متهم شده و مدارک و شواهد علیه اوست؛ 3) خرابکاری پلیس احمق؛ 4) توان مشاهدهگری قوی و تفکر عالی کارآگاه؛ 5) پایان قابل توجه و غیرمنتظره که در آن کارآگاه نشان میدهد که چگونه به هویت مجرم واقعی پی برده است. داستانهای کارآگاهی اغلب بر این اصل استوار است که مدارکِ ظاهراً جدی هیچ ارتباطی با جنایت ندارند.نخستین داستان کارآگاهی «قتلهای رو مورگ» (The Murders in the Rue Morgue) اثر ادگار اَلن پو بود که در آوریل 1841 منتشر شد. طولی نکشید که داستانهای کارآگاهی به اندازة رمان بسط پیدا کردند. شرلوک هولمز، بزرگترین کارآگاه داستانی، اولین ظهورش در رمان «لکة سرخ» (A Study in Scarlet, 1887) اثر سر آرتور کونن دویل بود و در قرن بیستم ادامه یافت.در سالهای آغازین قرن بیستم، تعدادی رمان کارآگاهی برجسته تألیف شد که «پلکان دورانی» (The Circular Staircase, 1908) اثر مری رابِرتس راینهارتس و «پاکدامنی پدر براون» (The Innocence of Father Brown, 1911) اثر جی. کی. چستِرتن از آن جمله است. از 1920 به بعد نام تعدادی از کارآگاهان داستانی به درون خانوادهها راه پیدا کرد که هرکول پوآرو و خانم مارپل (اثر آگاتا کریستی)، لُرد پیتر ویمسی (اثر داروتی ال. سِیرز)، فیلو وانس (اثر اس. اس. وَن دین) و الِری کوئین (اثر فردریک دَنِی و منفرِد ب. لی) از آن جمله است.دهة 1930 عصر طلایی رمان کارآگاهی بود؛ بهویژه چنان که در آثار دشیل هَمت دیده میشود. شخصیت کارآگاه در آثار همت بهاندازهای مهم میشود که روند استدلال منطقی داستان پیش از آن دارای اهمیت بوده است. رِیموند چاندلر، راس مکدانِلد و میکی اسپیلِین جانشینان هَمت بودند.در اواخر دهة 1930 عرضة انبوه کتاب با جلد شُمیز داستانهای کارآگاهی را برای عموم مردم بهسهولت دستیافتنی کرد. از جمله نویسندگانی که در این بازار جدید سرمایهگذاری کردند ارل استَنلی گاردنِر، رکس استاوت، و فرانسیس و ریچارد لاکریج بودند. در فرانسه ژُرژ سیمنون بازرس ژول مگره را، که یکی از مشهورترین کارآگاهان از زمان شرلوک هولمز به بعد بود، خلق کرد. دیگر نویسندگان داستانهای کارآگاهی نیکولِس بلِیک (اسم مستعارِ س. دی-لوئیس)، مایکل اینیس، نایو مارش، جوزیفین تِی و جان دیکسون کار بودند. در دهة 1980 و 1990 زنان نویسندة زیادی، بهویژه سارا پارِتسکی و سو گرَفتون، ظهور کردند که زنان کارآگاه نقش اصلی را در آثار آنها بهعهده داشتند.نویسندگان داستانهای معمایی در امریکا انجمنی تخصصی برای ارتقای سطح کیفی آثار معمایی و کارآگاهی است که در 1945 تأسیس شده و از طریق اعطای جوایز سالانة ادگار اَلن پو برای برترینها تأثیر مهمی در پیشبرد این نوع داستان داشته است. نیزنکMYSTERY STORY؛ HARD-BOILED FICTION.
در اساطیر یونان، پسر پرومتئوس (خالق نسل انسان)، پادشاه فتیا در تسالی، و شوهر پیرّا؛ همچنین پدر هلِن که جد اسطورهای نسل هلنیها است.زمانیکه زئوس تصمیم گرفت همة انسانها را بهوسیلة طوفان نابود کند، دئوکالیون کشتیای ساخت که براساس یکی از روایتها او و همسرش با آن از طوفان عبور کردند و بر کوه پارناسوس فرود آمدند. آنها قربانیای پیشکش کردند و دربارة اینکه چگونه میتوان نسل انسان را تجدید کرد از خدایان سؤال کردند. به آنها دستور داده شد که استخوانهای مادرشان را به پشت سر خویش پرتاب کنند. این زوج دقیقاً فهمیدند که باید سنگهای دامنة تپه (استعاره برای مادر زمین) را پرتاب کنند و چنین نیز کردند. سنگهایی که دئوکالیون به پشت سر پرتاب کرد، تبدیل به مرد شدند و سنگهایی که پیرا پرتاب کرد، زن شدند. قسNOAH.
نام کامل او ژواون دِ دئوش نوگئیرا راموش (ت. 8 مارس 1830، ساون بارتولومئو د مسین، آلگاروه، پرتغال- و. 11 ژانویه 1896، لیسبون) شاعر غنایی که زبان ساده، صریح و معنیداری را مرسوم کرد که روح تازهای به شعر رمانتیک پرتغال بخشید. وی تأثیر بسزایی در ادبیات پرتغال اوایل قرن بیستم داشت.دئوش چهرة متنفّذی در میان شاعران جوان بود که مصمم به فاصله گرفتن از فرمالیسم ادبی دورة خود بودند. اگرچه از نخستین مجموعه اشعارش با عنوان «گلهای وحشی» (Flores do Campo, 1868) استقبال زیادی شد، اما وی پیوسته مشکلات مالی داشت. دوستانش موفق شدند مردم را ترغیب کنند که وی را در 1869 برای نمایندگی مجلس انتخاب کنند، اما او این منصب را بهواسطه موضوعی اصولی ترک کرد که موجب محبوبیت وی شد، اما رفاه چندانی برایش به همراه نداشت. دئوش پس از ازدواج، برای گذران زندگی مجبور شد شعر به سفارش تجار بسراید و به انجام کارهای پست بپردازد. در همین دوران، خود را وقف ابداع روش جدیدی برای تدریس خواندن کرد. دومین مجموعة شعرش «برگهای رها» (Fôlhas sôltas) و کتاب «مادرانه» (Cartilha maternal) اش هر دو در 1876 منتشر شدند. در 1888 روش خواندناش به رسمیت شناخته شد و وی برای عرضة آن منصوب شد. مجموعه آثار دئوش با عنوان «دشتهای گل» (Campo de Flores) در 1893 منتشر شد و در 1895 نام او بهعنوان بزرگترین شاعر پرتغالی در نسل خود اعلام شد.
deus ex machina \'dā-əs-'eks-'mak-i-nə, 'mäk-; -mə-'shē-nə\
[لاتینی جدید، به معنی تحتاللفظی خدایی از یک ماشین، ترجمة عبارت یونانی apò mēchanês theòs (از دموستنِس) یا theòs ek mēchanês (از مناندِر)] شخصی و چیزی که بهطور ناگهانی و غیرمنتظره در یک موقعیت آشکار میشود یا معرفی میگردد و برای مسئلهای که بهظاهر لاینحل است راهحل ساختگی یا ابداعی ارائه میدهد. این اصطلاح ابتدا در نمایشنامههای یونان قدیم و روم بهکار رفت و منظور از آن هویدا شدنِ بههنگام یک ربالنوع برای روشن کردن و باز کردن گرة موجود در پیرنگ نمایش بود. ظهور ربالنوع در آسمان را دئوس اکس مکینا گفتند چون نمایشنامهنویس این کار را با بهکارگیری یک جرثقیل (به یونایی: mēchanē) انجام میداد. تاریخ این فن نمایشی به قرن پنجم پیش از میلاد باز میگردد که در «فیلوکتِتس» (Philoctetes) اثر سوفوکل و در بیشتر نمایشنامههای ائوریپیدس ربالنوعی بهمنظور حل بحران با مداخلة الهی ظاهر میشد. از آن زمان به بعد این عبارت به منجی غیرمنتظره و به حادثة عجیبی که نظم با خود میآورد (مثلاً حضور بموقع سواران برای دفع یک حادثة غمبار در فیلمهای امریکایی) نیز اطلاق شده است.
(ت. 22 سپتامبر 1895، نیویورک، ایالت نیویورک، ایالات متحده- و. 13 نوامبر 1982، نیویورک) شاعر، منتقد، مترجم و رماننویس امریکایی که دو کتاب نقد ادبی وی یعنی «شعر زمان ما» (Poetry in Our Time, 1952) و «راهنمای شعر» (Poetry Handbook, 1957) را در دانشگاههای امریکایی بهعنوان متن استاندارد انگلیسی مورد استفاده قرار میدادند. دویچ با همکاری شوهر خود آوراهام یارمولینسکی اشعاری از روسی و آلمانی ترجمه کرد که «دو قرن شعر روسیه» (Two Centuries of Russian Verse, 1966) از آن جمله است.دویچ زمانیکه دانشجوی دانشکدة بارنِرد در شهر نیویورک بود، اشعار خود را در مجلاتی مانند North American Review و New Republic منتشر کرد. توجه منتقدان را نخستینبار با مجموعة شعر «پرچمها» (Banners, 1919) جلب کرد که شعری با همین نام در آن، آغازِ انقلاب 1917 روسیه را میستود. دویچ با همکاری یارمولینسکی ترجمههای متعدد و موفقی داشت که بسیاری از آنها نخستین برگردان آثار مهم ادبیات اروپا به زبان انگلیسی محسوب میشوند. «عسل لای صخرهها» (Honey Out of the Rock, 1925)، که شعری استعاری دربارة ازدواج، مادر بودن و هنرهاست؛ «آتش برای شب» (Fire for the Night, 1930)؛ «عشق یکمرحلهای» (One Part Love, 1939)؛ «غریبه، آنهارا با خود ببر» (Take Them, Stranger, 1944)؛ و «حیوان، نبات، جماد» (Animal, Vegetable, Mineral, 1954)، که دو اثر اخیر ضدجنگاند، از مجموعه اشعار دویچ هستند. پژوهشهای انتقادی دویچ شامل مجموعه مقالاتی دربارة شعر و شعرا با عناوین «طلای مشروب» (Potable Gold, 1929)، «قهرمانان کاوالا، ساگایی از فنلاند» (Heroes of the Kalevala, Finland's Saga, 1940)، «والت ویتمن، مؤسس امریکا» (Walt Whitman, Builder for America, 1941) و «شکسپیر از دید خوانندگان آثارش» (The Reader's Shakespeare, 1946) هستند. شبهخودزندگینامة «بهشت لطیف» (Brittle Heaven, 1926)؛ «در چنان شبی» (In Such a Night, 1927)؛ «نقاب سلینیوس» (Mask of Silenus, 1933)، که رمانی دربارة سقراط فیلسوف است؛ و «ارثیة شوم» (Rogue's Legacy, 1942)، که دربارة فرانسوا ویّون شاعر است؛ از جمله رمانهای او هستند.
[در سانسکریت deva¤h به معنی ربالنوع] در اساطیر هند، گروهی از قدرتهای الهی که بهطورکلی بر پایة همذاتپنداریشان با نیروهای طبیعی بهعنوان خدایان آسمان، هوا و زمین (از جمله، وِرونا، ایندرا، سوما) نامگذاری شدهاند. آنها تابع خداوندی برتر تلقی شدهاند. در طول دورة ودایی، خدایان به دو گروه تقسیم شدند: دِواها و آسوراها. در هندوستان دواها قدرتمندتر از آسوراها گردیدند و سرانجام واژة اخیر در معنی اهریمن بهکار رفت. در ایران عکس آن اتفاق افتاد و زرتشت دئیواها (معادل ریشهشناختی دِوا در زبان اوستایی) را بهعنوان اهریمنها تقبیح کرده است. دئیوا به این معنی همچنان با واژة دیوِ در ادبیات عامیانة فارسی نمودار است و بهویژه در سراسر حماسة شاهنامة فردوسی، که به قرن یازدهم میلادی نوشته شده است، بهچشم میخورد. قسASURA.
Devil and Daniel Webster, The \'dan-yəl-'web-stər\
داستان کوتاهی از استیوِن وینسِنت بنِه، منتشره به سال 1937 که بارها در گلچینهای ادبی آمده است. دو سال بعد از انتشار، بنه آن را بهصورت اپرای عامیانة یکپردهای با تصنیف داگلاس مور درآورد.جابز استون، کشاورز اهل نیو همپشِر، در ازای دادن روح خود به شیطان (آقای اسکِرَچ) ده سال رفاه مادی کامل دریافت میکند. هنگامیکه شیطان مطابق وعده برای گرفتن روح استون میآید، دنیل وبسترِ سیاستمدار و خطیب وکالت میکند و در نیمهشب در محضر هیئت منصفهای متشکل از مجرمان امریکایی از آن کشاورز دفاع میکند. افسانة فاوست، طنز ظریف موجود در ناهنجاریهای نیو انگلند، روحیة وطنپرستی و ایمان به نیات متعالی انسان عناصریاند که این حکایت ناباور را تشکیل دادهاند. سبک محاورهای و روان نثر بنه موجب موفقیت این داستان بوده است.
داستان کوتاهی از واشینگتن اروینگ، که بهصورت بخشی از مجموعة «داستانهای یک مسافر» (Tales of a Traveller) در 1824 منتشر شد. برخی این قصة ناباور تقریباً فراموششده را یکی از بهترین داستانهای کوتاه اروینگ بهشمار آوردهاند. پیرنگ این داستان، که زمینهاش در مساچوسِتس است، بازگوکنندة افسانة فاوست است که رنگی امریکایی به آن داده شده است. این داستان خاصه بهسبب مهارت اروینگ در فن روایت قابل توجه است.
فرهنگ لغت طنزآمیز از اَمبروز بیِرس، که تألیف نخستِ آن تحت عنوان «فرهنگ لاابالی» (The Cynic’s Word Book) در 1906 منتشر شد و پنج سال بعد با عنوان ترجیحی مؤلف تجدید چاپ شد. تعاریف نیشدار بیرس در هفتهنامة Wasp، که از 1881 تا 1886 با سردبیری خودش در سن فرانسیسکو منتشر میشد، این سبک کلیشهایِ قرن نوزدهم را به سطح جدیدی از خلاقیت رسانید. بیرس با بهکارگیری سبک نیشدار و خشک، عادتهای مذهبی و شغلی و اجتماعی را هجو کرد؛ برای مثال در تعریف واژههای bore (کسلکننده): «شخصی که حرف میزند زمانیکه از او توقع دارید گوش کند»، architect (معمار): «کسی که طرحی حول خانة شما تهیه میکند و حوالهای برای پول شما طرح میکند»، saint (قدیس): «گناهکار مردهای که اصلاح و ویرایش شده است». بسیاری از مدخلهای این فرهنگ شامل ارجاعاتِ «تکمیلی» از منابع علمیِ ساختگی هستند.
(ت. 11 ژانویه 1897، آگدِن، یوتا، ایالات متحده- و. 13 نوامبر 1955، نیویورک، ایالت نیویورک) رماننویس، روزنامهنگار، مورّخ و منتقد امریکایی که با آثارش دربارة ادبیات امریکا و تاریخ غرب ایالات متحده مشهور است.پس از تحصیل در دانشگاه یوتا و دانشگاه هاروارد، در دانشگاه نورثوستِرن و هاروارد به تدریس پرداخت و پس از آن سردبیر نشریة Saturday Review of Literature شد. پس از دو سال از سردبیری استعفا کرد و به شهر کِیمبریج در مساچوسِتس بازگشت و بقیة عمر خود را در آنجا گذرانید. با وجود اینکه تعدادی رمان نوشت، بیشتر خوانندگان وی کسانی بودند که مقالاتش در ستونِ «ریاست آسان» (EasyChair) در مجلة Harper's Magazine را میخواندند. وی، که خودورزی دقیق و سبک صریح و پویا را در هم میآمیخت، به یکی از پرخوانندهترین منتقدان و مورخان روزگار خود مبدل گردید.نظریات قوی و داوریهای متعصبانهاش درخصوص زندگی و فرهنگ امریکا وی را در کانون بسیاری از مباحثات انتقادی قرار داد.از میان آثار غیرداستانی د ووتو میتوان به موارد زیر اشاره کرد: «امریکای مارک توئین» (Mark Twain's America, 1932)؛ «مارک توئین در سر کار» (Mark Twain at Work, 1942)؛ «از آن سوی رودخانة میسوری» (Across the Wide Missouri, 1948)، که برندة جایزه پولیتزِر شد؛ «جهان داستان» (The World of Fiction, 1950)؛ «آن ساعت» (The Hour, 1951)؛ و «جریان امپراتوری» (The Course of Empire, 1952). وی همچنین چند کتاب ویرایش کرد که «مارک توئین در طغیان» (Mark Twain in Eruption, 1940) و «خاطرات لوئیس و کلارک» (The Journals of Lewis and Clark, 1953) از آن جملهاند رمانهای او «راه پر پیچوخم» (The Crooked Mile, 1924) و «زمان کوهستان» (Mountain Time, 1947) نام دارند.
(ت. 27 فوریه 1910، شیکاگو، ایلینویز- و. 28 سپتامبر 1993، نورووک، کانتیکات) سردبیر و رماننویس امریکایی که عمده شهرت وی بهعنوان طنزپرداز، زبانشناس و بازیگر ژرفاندیش کمدی است. د وریس پسر خانوادهای از مهاجران هلندی بود که در یک محیط کالوینیستی پرورش یافت و از کالج کالوین در گرَند رپیدزِ میشیگان فارغالتحصیل شد. پس از چند سال سردبیری برای مجلة Poetry در شیکاگو، به هیئت تحریریه مجلة New Yorker پیوست و در وستپورتِ کانتیکات اقامت گزید.نخستین رمان او «اما چه کسی شیپورچی را بیدار میکند؟» (But Who Wakes the Bugler$1, 1940) در اصل بهعلت مصور شدن توسط چارلز اَدِمزِ کاریکاتوریست مورد توجه قرار گرفت. هر چند دو رمان بعدی او تقریباً مورد توجه واقع نشدند، اما اولین مجموعه داستانهای کوتاهش با عنوان «نه اما من فیلم را تماشا کردم» (No But I Saw the Movie, 1952) تحسین منتقدان را در پی آورد و رمان بعدی او «تونل عشق» (The Tunnel of Love, 1954) یکی از پرفروشترین کتابها شد و هم بهصورت نمایشنامه و هم فیلمنامه اقتباس گردید. رمانهای د وریس، که دارای وضوح پیرنگ و کثرتِ بذله و ایهام و شوخطبعی تمسخرآمیز هستند، بهعلت لفظپردازیهای استعاری و دیدگاه کنایی مورد توجه قرار گرفتهاند. از بهترین رمانهای او «مرا با سیبها آرام کن» (Comfort Me With Apples, 1956)، «خیمههای اشرار» (The Tents of Wickedness, 1959)، «روبن، روبن» (Reuben, Reuben, 1964)، «موسیقی گوشخراشتر» (Madder Music, 1944) و «حرکت بهسوی کالامازو» (Slouching Towards Kalamazoo, 1983) هستند.
نام مستعارِ کارل یوان لودوئیک آلبردینک تئیم (ت. 22 سپتامبر 1864، آمستِردام، هلند- و. 26 ژانویه 1952، هارلِم) نویسنده و منتقد پیشتاز هلندی اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم.وی، که پسر ی. آ. آلبردینک تئیم احیاگر فرهنگ کاتولیک در هلند بود، به گروه فردگرایان لاادریای پیوست که با مجلة پیشگام De Nieuwe Gids همکاری میکردند. نوشتههای انتقادی پرشور وی با عنوان «مجموعه مقالات» (Verzamelde opstellen, 1894-1911) در یازده جلد منتشر شد. دئیسل، که تحسینگر امیل زولا بود، رمان ناتورالیستی «حادثة عشق» (Een liefde) را در 1887 منتشر کرد. وی بعداً ناتورالیسم را رها کرد و نثرهای بسیار شخصی و امپرسیونیستی و آثار «نثری- شعری» استادانه و تا حدودی متصنع نوشت. وی هنرمندی احساسمدار با بصیرت فوقالعاده بود و تأثیر فراوانی بر ادبیات هلند گذاشت.
(«زبان مکتب» یا «راه راستی») یکی از معروفترین نسخهها در میان منابع مقدس بودایی پالیزبان، گزیدهای از آموزههای اساسی بودایی (آموزههای اصلاً اخلاقی) به سبک ساده و حکیمانه. این اثر، که دومین متن «مجموعة کوتاه» (Khuddaka Nikāya) از «سبد گفتوگو» (Sutta Pitaka) است، شامل 423 بند است که در 26 بخش تنظیم شدهاند. این اثر همچنین با روایتهای دیگر به زبانهای پراکریت، سانسکریت و چینی موجود است و ترجمههایی از آن به زبانهای دیگر وجود دارد. بیش از نیمی از فقرههای آن از دیگر متون مقدس برگرفته شده و مشهورترین اندرزهای بودا هستند و بقیه از گفتارهای موجزی که در ادبیات هند فراوان بهچشم میخورد اخذ شدهاند.
رمان خودزندگینامهای از جک کرواک، که در 1958 منتشر شد. شخصیت راوی رمان به نام رِیموند اسمیت بر مبنای خود نویسنده استوار است و شخصیت دیگر، که شاعر جنگلبان بودایی به نام جفی رایدِر است، سیمای کمتغییری از شاعر گری اسنایدِر ارائه میدهد.طرح داستان در آنجا روشن میشود که اسمیت، که تحت تأثیر خلأ روحی طبقات متوسط امریکا از لحاظ روحی در عذاب است، با رایدر ملاقات میکند و بهسرعت او را الگوی خود قرار میدهد. رمان روایتگر دوستی روزافزون آنها و تلاش اسمیت برای درک خویشتن است. زمینة قسمت عمدة داستان در ساحل غربی امریکا است.
نام کامل او رولفز رجینالد ریموند (ت. 1901، سیامو، ناتال [افریقای جنوبی]- و. 1971) رماننویس، روزنامهنگار و سردبیر افریقایی که مطالب خود را به زبانهای زولو و انگلیسی مینوشت. «تراژدی افریقایی» (An Africa Tragedy, 1928) او نخستین رمان انگلیسی است که نویسندهای زولو نوشته است. دلومو مدرک معلمی را از کالج آدامز در افریقای جنوبی اخذ کرد. در طی این دوره، داستانهای اخلاقی و مطالبی را در نشریات Sjambok، Ilanga lase Natal و The Bantu World نوشت. در 1942 سردبیر The Bantu World و اندکی بعد سردبیر Ilanga lase Natal شد که در نشریة اخیر نگارش سرمقالهای اصلی به زبان انگلیسی را برعهده داشت و مقالات متعددی به زبان زولو نوشت. تراژدی افریقایی رمانی دربارة تأثیرات تلخ شهر بر یک زوج روستایی عاشق است که داستانی مسیحی در موضوع گناه و بخشش بهشمار میآید. «نومالانگا، دختر ندنگزی» (UNomalanga kaNdengezi, 1934) و «راه شرارت» (Indlela yababi, 1946)، که رمانهای اصلی او به زبان زولو هستند، تصاویری از زندگی مردم زولو را بهترتیب در ناتال و ژوهانسبورگ روایت میکنند. دیگر آثار او به زبان زولو بیشتر سرگذشت شبهزندگینامهای اعضای خاندان سلطنتی زولو هستند.
[واژه فرانسوی، به معنای تحتاللفظی شیطاننگاری، نمودهای شیطان یا شیاطین] جادوی سیاه یا برخوردهای انسان با شیطان را نشان دادن به کمک کلمات یا تصاویر. از جملة آثار ادبی، که این نوع تصویرگری در آنها وجود دارد، «یانگ گودمن براون» (Young Goodman Brown) از ناتنیئل هوتورن و «درختان بید» (Lolly Willowers) از سیلویا تاونزِند وارنِر هستند.
صیغة جمعآنdiaeresesیاdiereses [یونانی آن diaíresis، یعنی عمل تقسیم کردن، تقسیم] 1- تفکیک یک هجا به دو هجا بهویژه بهوسیلة جداسازی عناصر صوتی یک مصوت مرکب یا جداسازی دو مصوت مجاور، بهطور مثال در واژة cooperation؛ همچنین علامتی است که روی یک مصوت قرار داده میشود که نشان دهد آن مصوت میبایست بهعنوان یک هجای جداگانه تلفظ شود، مثلاً در دو واژة naïve و Brontë. 2- در عروض سنتی، وقفه در یک بیت شعر آنجاییکه اتمام یک هجای موزون با پایان یک واژه منطبق میشود. یک وقفه، پس از چهار هجا در یک شعر ششوزنی سههجایی ضربآغاز، که بهویژه در اشعار روستایی مرسوم است، وقفة روستایی یا سکوت و سکتة روستایی نامیده میشود. قسCAESURA.
فصلنامهای که از جولای 1840 تا آوریل 1844 منتشر میشد و به نهضت فراتجربی نیو انگلند منتسب بود. سردبیری آن ابتدا برعهدة مارگرِت فولر و پس از او رَلف والدو اِمرسن بود و اشعار و مقالاتی از امرسن، فولر، هنری دیوید تورو، برانسِن آلکِت و دیگران در آن به چاپ میرسید. این مجله با اینکه غالباً از ضعفِ محتوا و نبود اجماع دربارة هدف رنج میبرد، بیشک مکانی مناسب برای دیدگاههای فلسفة فراتجربی بود. نیزنکTRANSCENDENTALISM
مجلة ادبی که فرانسیس اف. براون در شیکاگو تأسیس کرد و از 1880 تا 1929 منتشر میشد. این مجله در 1918 به شهر نیویورک منتقل شد. دیال بهعنوان تریبونی آغاز بهکار کرد تا مباحث مجلة فراتجربیای به همین نام را ادامه دهد و در قرن بیستم بهعلت داشتن بهترین نوشتهها و تصاویر معروف شد. دورة شکوفایی آن با آثاری از توماس مان، تی. اس. الیوت، شروود اَندرسن، جونا بارنز، دی. اچ. لارِنس، ایی. ایی. کامینگز و دیگران همراه بود. آنری د تولوز- لوترِک، پابلو پیکاسو و مارک شاکال تصاویر و طرحهای مدادی را، که در صفحات آن دیده میشد، طراحی میکردند. سردبیران صاحبنام دیال متوالیاً کانرِد اِیکن، وَن وایک بروکس، اسکوفیلد تِیر و ماریَن مور بودند.
[یونانی آن dialektik¨ēبه معنی بحث و استدلال با گفتوگو، برگرفته از ریشة مؤنث dialektikós که صفت مشتق از diálektos به معنی بحث و مذاکره است] هر نوع استدلال و توضیح و مناظرة نظاممند، بهویژه در ادبیات که در آن افکار متضاد یا متناقض در کنار هم قرار میگیرند تا راهحلّی برای تعارضشان پیدا شود. روش پرسش و پاسخ سقراطی که در گفتوگوهای افلاطون دیده میشود نمونهای از دیالکتیک است. این اصطلاح به معنای عرضة افکار، مباحثة زیرکانه و موشکافانه و مهارت بحث نیز است.
[لاتینی آن dialogus، برگرفته از واژة یونانی diálogosبه معنی مکالمه، مشتقی از dialégesthai به معنی مکالمه کردن است] 1- اثر مکتوبی که در آن دو یا چند نفر برای مخالفت یا استدلال دربارة موضوعی مکالمه میکنند. 2- عنصر مکالمهای آثار ادبی یا دراماتیک. گفتوگو بهمثابة قالبی ادبی، اظهار دقیق و ظریفِ گرایشهای متضاد عقلانی و فلسفی به کمک مکالمة ابداعی است. قدیمیترین گفتوگوهای شناختهشده ایماهای سیسیلی هستند که سوفورنِ سیراکیوسی آنها را به نثرهای موزون در اوایل قرن پنجم پیش از میلاد نوشته بود. با وجود اینکه هیچیک از این گفتوگوها باقی نمانده، افلاطون با آنها آشنا بوده و آنها را ستوده است. قالب گفتوگوی فلسفی که خود افلاطون در حدود 400 پیش از میلاد طراحی و تکمیل کرد بهصورت خلق ادبی مستقلی درآمد. گفتوگوهای افلاطون از طریق توجه مناسب به شخصیتپردازی و موقعیتهای نمایشی که صحبتها از آنها منبعث میشود، به روشی دیالکتیکی به تبیین پایههای فلسفة افلاطونی میپردازد. لوکیان در قرن دوم میلادی، لحن و کارکرد جدیدی برای گفتوگو ایجاد کرد. از کتاب بانفوذ او، «گفتوگوهای مردگان» (Dialogues of Dead)، که لحن سرد و انتقادی دارد، تقلیدهای بیشماری در انگلستان و فرانسه طی قرون هفدهم و هجدهم صورت گرفته که از جملة آنها گفتوگوهای نویسندگان فرانسوی مانند برنارد دِ فونتنل (1683) و فرانسوا فنلُن (1712-1700) است.روی آوردن دوباره به افلاطون در طی دورة نوزایی، استقبالها و اقتباسهای متعددی از گفتوگوی افلاطونی را به همراه داشت. در اسپانیا خوان دِ بالدِس در 1533 از این نوع گفتوگو برای بحث مسائل وطنپرستی و انسانگرایی استفاده کرد و وینچنتسو کاردوتچی در 1633 آن را برای بحث نظریههای نقاشی بهکار بست. در ایتالیا تورکواتو تاسّو در 1850، جوردانو برونو در 1854 و گالیله در 1632 گفتوگوهایی به سبک افلاطونی به نگارش درآوردند.در قرن شانزدهم و هفدهم گفتوگو به کرّات قالبی برای عرضة اندیشههای بحثانگیز مذهبی، سیاسی و اقتصادی شد. «سه گفتوگو میان هیلاس و فیلونوس» (Three Dialogues Between Hylas and Philonous, 1713) از جُرج بارکلی شاید بهترین استقبال انگلیسی از افلاطون باشد. معروفترین نمونة قرن نوزدهم «گفتوگو خیالی» (Imaginary Conversations/ جلد نخست و دوم در 1824 و جلد سوم در 1828 منتشر شد و پس از آن تا 1853 بهطور پراکنده انتشار یافت) از والتر سویج لندر است که نوعی بازآفرینی احساسگرایانة شخصیتهای تاریخی همچون دانته و بئاتریس است. «تخیلات مبتنی بر مصاحبه» (Interviews imaginaries, 1943) از آندره ژید که روانشناسی شرکای خیالی را تشریح میکند، و «مکالماتی در لیمبو» (Dialogues in Limbo,1925) از جُرج سانتایانا بقایای این قالب کهن را در قرن بیستم به تصویر میکشند.
Dialogues des Carmélites \dya-'log-dā-kar-mā-'lēt\
فیلمنامهای اثر ژرژ برنانوس، که در 1949 پس از مرگ نویسنده بهصورت یک نمایشنامه به زبان فرانسه منتشر شد و با دو عنوان «قلبهای بیباک» (The Fearless Heart) و «کرملیها» (Carmélites) به انگلیسی ترجمه شده است. برنانوس مضامین دینی بیگناهی، فداکاری و مرگ را در آن بررسی کرد. این اثر برپایة رمان «آواز در پای دار» (Die Letzte am Schafott, 1931) اثر گرتروت فون لا فورت و فیلمنامهای اثر روبر پی. بروکبرگر و فیلیپ آگوستینینهاده شده است و داستان شهادت 16 راهبة کرملی از کومپیینیِ فرانسه را بیان میکند که در 17 جولای 1794 در دوران انقلاب فرانسه بهوسیله گیوتین اعدام شدهاند.
داستان کوتاه تمثیلی دربارة توهمات ازدسترفته که اف. اسکات فیتسجرالد آن را در 1922 در «قصههای عصر جاز» (Tales of the Jazz Age) منتشر کرد. جان. تی. آنگِر در مدرسة مقدماتی ممتازی در مساچوسِتس تحصیل میکند. در آنجا با همشاگردی جدیدی به نام پِرسی واشینگتن دوست میشود که مدعی است پدرش «ثروتمندترین مرد جهان» است و جان را برای گذراندن تابستان به خانهشان در منطقة کوهستانی مونتانا دعوت میکند. خانة خانوادة واشینگتن بر روی معدن الماس مخفیای بنا شده است که تک الماس بزرگی به اندازة یک مایل مکعب دارد. این معدن کاملاً پنهان است و فقط از هوا قابل رؤیت است. پس از اینکه ناوگانی از هواپیماهای دولتی معدن را شناسایی میکنند، صخرهنوردان ارتش شروع به اندازهگیری ابعاد کوه میکنند. پدر پرسی بهجای آنکه به دولت اجازه دهد امپراطوری وی را اشغال و معدن را مصادره کند، کوه الماس را منفجر میکند و خود و همسرش و پرسی و اشغالگران کشته میشوند درحالیکه جان و خواهران پرسی با ناباوری و وحشت نظارهگر هستند.
در اساطیر روم، الهة حیوانات وحشی و شکار، تقریباً غیرقابل تمیز از آرتمیس یونان. نامش همریشه با دیگر کلمات لاتین dium به معنی «آسمان» و dius به معنی «روشنای روز» است. شبیه همتای یونانیاش، او الهة حیوانات اهلی نیز بود. زنان در باروری و زایمان به او بهعنوان بت باروری و حاصلخیزی متوسل میشدند و از او کمک میگرفتند. دیانا که شاید در اصل الهة مرغزارهای بومی بوده است، از ابتدای امر با آرتمیس یکسان دانسته میشد. او سپس به مانند آرتمیس خصوصیات سلن (لونا) و هکاتی را در خود مستحیل کرد و شخصیت سهگانهای که گاه در ادبیات لاتین به آن اشاره میشود را به خود گرفت.
رمانی از جُرج مرِدیت که 26 بخش از آن به توالی در 1884 در Fortnightly Review منتشر شد و در 1885 بسیار بسط داده شد و در سه جلد منتشر شد. این رمان روایتگر ازدواج ناموفق شخصیت اصلی به نام داینا واریک است و ریشه در حوادث زندگی کرولاین نورتن (نوة ریچارد برینزلی شریدن نمایشنامهنویس) دارد که به افشای راز سیاسی مهمی، که از طریق عاشق خود از آن مطلع شده بوده، متهم بوده است. هرچند مردیت را مجبور کردند توضیحاتی به داستان الحاق کند، اما داستان او بیش از اینکه به آبروریزی سیاسی بپردازد دربارة انگیزهها و بواطن شخصیتِ محوری ا
یادداشت روزانه نیز نامیده میشود، [لاتین آن diarium، مشتق از dies به معنی روز] ثبت وقایع، فعالیتها و مشاهدات بهطور روزانه یا به فواصل مشخص؛ بهویژه ثبت روزانة فعالیتها، بازخوردها و احساسات شخصی. این نوشتهها، که ابتدائاً برای استفادة خود نویسنده نوشته میشوند، معمولاً صداقت و صمیمیتی دارند که در نوشتههای برای انتشار یافت نمیشود. پیدایش و رشد خاطرات روزانه در اواخر دورة نوزایی بود. خاطرات علاوه بر آشکار کردن شخصیت خاطرهنویس، بهعلت ثبت تاریخ اجتماعی و سیاسی اهمیت دارند. برای مثال «یادداشتهای روزانة یک سرمایهدار پاریسی» (Journal d'un bourgeois de Paris)، که آن را کشیش فرانسوی گمنامی از 1409 تا 1413 نوشته و فرد دیگری تا 1449 ادامه داده است، برای مورّخان دورة سلطنت شارل ششم و هفتم حائز اهمیت است. جان اِولین خاطرهنویس بزرگ انگلیسی بود که تنها سمیوئل پپیس توانست از او پیشی بگیرد. خاطرات روزانه پپیس از اول ژانویه 1660 تا 31 می 1669 را دربر میگیرد و تصویر صریح جذّابی از ضعفها و سستیهای او و همچنین تصویر زیبایی از زندگی در لندن را نشان میدهد. خاطرات روزانة فوقالعاده احساسی قرن هجدهم مربوط به جاناتان سوئیفت است که با عنوان «یادداشتهای روزانه به استلا» (Journal to Stella) در 1710-1713 نوشته و در 1766-1768، پس از مرگش، منتشر شد. این اثر ترکیب شگفتانگیزی از بلندپروازی، محبت، شوخطبعی و رفتار عجیب است. دیگر خاطرات روزانة برجستة انگلیسی اواخر قرن هجدهم عبارتانداز: خاطراتی که فَنی برنی رماننویس نوشت و در 1842-1846 پس از مرگش منتشر شد و اثر نسبتاً مبسوط اصیل «یادداشتهای روزانة گردشی در جزایر هبرید» (Journal of a Tour to the Hebrides, 1785) از جِیمز بازوِل که یکی از نخستین خاطرات روزانهای بوده که در زمان حیات نویسنده منتشر شده است. علاقه به نوشتن خاطرات روزانه در اوایل قرن نوزدهم گسترش یافت. برخی از خاطرات روزانهای که در آن قرن اقبال ادبی فروان یافتند و همگی پس از مرگ نویسندگان منتشر شدهاند «یادداشت روزانة» (Journal, 1890) سر والتِر اسکات، «یادداشت روزانة» (Journal, 1855) داروتی وردزوُرت و خاطرات روزانة هنری کرَب رابینسون (1869) هستند. انتشار خاطرات روزانة ماری باشکیرتسِف، هنرمند روسی، پس از مرگش در 1887 احساسات فراوانی ایجاد کرد و همینطور انتشار (1888) خاطرات روزانة برادران گنکور. یادداشت روزانة آندره ژید در زمان زندگی او در چندین مجلد منتشر شد. نمونههای برجستة دیگری از قرن بیستم، که پس از مرگ نویسنده منتشر شدند، عبارتانداز: «یادداشتهای روزانة» (Journal, 1927) کَترین منسفیلد، «یادداشتهای روزانة دختری جوانِ» (Het Achterhuis, 1947) آنه فرانک و «خاطرات روزانة ویرجینیا وولف» (Diary of Virginia Woolf, 1977-1984) در پنج جلد.
رمانی اثر ژرژ برنانوس، که در 1936 با عنوان فرانسوی Journal d’un curé de campagne منتشر شد. این داستان عمدتاً شکل دفتر خاطراتی را به خود میگیرد که کشیش محلی جوانی در طی سال پایانی زندگی مشقتبارش یادداشت میکند. او کشمکشهای روحیای که از تلاشهای بینتیجه برای بهبود زندگی اهالی فقیر و گمراه نصیبش میشود را ثبت میکند. جسم او درگیر بیماری مزمن معده است که شایعات محلی آن را ناشی از شرابخواری میداند. نقش وی در تغییر دین یک کنتس ثروتمند، که سپس بهطور ناگهانی میمیرد، سردرگمی اخلاقیاش را تشدید میکند و نکوهش ازسوی مافوقش و همچنین ازسوی خانوادة زن را باعث میشود. وضعیت معدهاش وخیمتر میشود و بسیار دیر به طلب مراقبتهای دارویی برمیخیزد. درهرحال در هنگام تشریفات آمرزش گناه در بستر مرگ، ایمان پایداری را ابراز میکند که ماورای قصور خود و اهالیاش است.
داستان کوتاهی از نیکالای گوگل، که در 1835 با عنوان Zapiski sumasshedshego منتشر شد. یادداشتهای روزانه یک دیوانه از زاویة دید اول شخص و در قالبِ خاطره روایت میشود و داستان کارمندی به نام پاپریشچین است که بهتدریج دیوانه میشود. راوی داستان در آغاز از ناکامی و حقارت خود با صراحت مینویسد و توهینهای متعددی که به شأنش میشود را توجیه میکند. امّا این حس منطقی بودن کمکم جای خود را به وهم میدهد. رویاروییهای متناوب او با سوفی دختر بشّاش مقام اداری مافوقش موجب میشود که دچار دلمشغولی جنونآمیزی شود و کمکم در توهمات خود صدای دو سگ را میشنود که دربارة ناامیدی او صحبت میکنند. با روزافزون شدن چنین توهماتی، آرامش و منطق خویش را در توهمی مییابد که بهموجب آن تصور میکند پادشاه واقعی اسپانیا است که دشمنانش توطئهای برای تبعیدش چیدهاند. در خلال داستان، بحثهای پراکندة عقلی عمق روانپریشی وی را بیشتر جلوه میدهد.
[یونانی آن diastol¨ē یعنی عمل بسط دادن یا بزرگ کردن] در علم عروض، کشیدن یک کمیت یا هجای کوتاه، برای رعایت وزن شعر. این اصطلاح، متضاد کوتاهسازی هجا (systole) است.
(ت. 21 جولای 1920، تلِمسان، الجزایر) رماننویس، شاعر و نمایشنامهنویس الجزایری که برای اثر سهگانهاش دربارة الجزایر، «خانه بزرگ» (La Grande Maison, 1952)، «آتشسوزی» (L'Incendie, 1954) و «شغل پارچهبافی» (Le Métier á tisser, 1957) معروف شد که در آن بیداری مردم الجزایر برای آگاهی از خویش و مبارزة قریبالوقوع برای استقلال را ترسیم میکند. دیب فقر کارگران و کشاورزان الجزایری را در اولین رمانهای رئالیست خود نوشت. پس از تبعید، از 1959 در فرانسه زندگی کرد. بیشتر رمانهای بعدی وی از نماد و اسطوره و تمثیل و خیال برای به تصویر کشیدن رفتار فرانسة استعمارکنندة ملت الجزایر، جستوجوی بیان درست خصایص مردم الجزایر، جنگ استقلال و تأثیرات آن، الجزایر جدید بعد از استقلال یافتن و نزاع تکنوکراتها بر سر قدرت، و بدبختی کارگران مهاجر الجزایری در فرانسه بهره میجوید. رمانهای «رقص پادشاه» (La danse du roi, 1960)، «چه کسی دریا را به خاطر میآورد» (Qui se souvient de la mer, 1962)، «دو روی ساحل وحشی» (Cours sur la rive sauvage, 1964)، «خدا در بیفرهنگی» (Dieu en barbarie, 1970)، «استاد شکار» (le Malre de chasse, 1973) و «هابیل» (Habel, 1977) مانند رمانهای پیشینش خوشبینی او را بیان میکند. دیب با وجود اینکه در ژانرهای گوناگون کار کرده، خود را اساساً شاعر میداند. مجموعههای اشعارش شامل «سایه نگهبان» (Ombre gardienne, 1961)، «دستورالعملها» (Formulaires, 1970) و «آمنروس» (Omneros, 1975) است و دو مجموعة رمان کوتاه «در کافه» (Au café) و «طلسم» (Le Talisman, 1966) نیز منتشر کرده است. او همچنین نویسندة یک فیلمنامه و چند نمایشنامه است.
(دو ضربی)، [یونانی آن díchronos، مشتق از di به معنی دو + chrónos به معنی زمان]در عروض کلاسیک، قابلیت پذیرش یکی از دو هجای کوتاه یا بلند یا هجایی که بتواند هم هجای بلند و هم کوتاه تلقی شود. نیز نکANCEPS
(ت. 16 دسامبر 1928، شیکاگو، ایالت ایلینویز، ایالات متحده- و. 2 مارس 1982، سَنتا اَنا، ایالت کالیفرنیا) نویسندة امریکایی داستانهای علمی که رمانها و داستانهای کوتاهش اغلب مبارزات روانی شخصیتهایی را ترسیم میکند که در محیطهای خیالی به دام افتادهاند. دیک قبل از آنکه در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی بهمدت یک سال تحصیل کند، مدت کوتاهی در رادیو کار کرد. با انتشار اولین داستانش به نام «آن سوی نیرنگها» (Beyond Lies the Wub) در 1952، زندگی او تماموقت به نوشتن اختصاص یافت. اولین رمانش «بختآزمایی خورشیدی» (Solar Lottery) را سه سال بعد منتشر کرد. موضوع تفاوت حقیقت با آنچه بهظاهر حقیقت انگاشته میشود یا در نظر گرفته میشود، به زودی در قلم دیک پدیدار شد و بهعنوان دلمشغولی اصلیاش باقی ماند. در رمانهایی از قبیل «زمانِ دررفته» (Time Out of Joint, 1959)، «مردی در قلعة بلند» (The Man in the High Castle, 1962/ برندة جایزه هوگو) و «سه زخم پامر الدریچ» (The Three Stigmata Of Palmer Eldritch, 1965)، قهرمان باید ماهیت حقیقی خودش را در جهان متغیر حفظ کند. ابتدا با «پیکر» (The Simulacra, 1964) و سپس با «آیا آدم ماشینی، گوسفند برقی خواب میبیند؟» (Do Androids Dream of Electric Sheep$1, 1968/ فیلم آن به نام «تیغة شمشیر» (Blade Runner) در 1982 ساخته شد) توهم موجودات مصنوعی را در دنیای واقعی آینده مرکزیت داد. از جمله مجموعه داستانهای متعدد دیک «کمی ابهام» (A Handful of Darkness, 1955)، «مرد متغیر و دیگر داستانها» (The Variable Man and Other Stories, 1957)، «ماشین محفوظ» (The Preserving Machine, 1969) و داستانِ منتشرشده پس از مرگش یعنی «من امیدوارم که بهزودی برسم» (I Hope I Shall Arrive Soon, 1985) هستند.
لقبِ ریچارد بابله، شخصیت داستانی در رمان «دیوید کاپرفیلد» اثر چارلز دیکِنز، مردی سادهلوح اما مهربان که خویشاوند دور و دوست ارزشمند بتسی تراتوود عمة دیوید است.
(جان هافم) (ت. 7 فوریه 1812، پورتسمِت،ایالت همپشِر، انگلستان- و. 9 ژوئن 1870، گَدز هیل، نزدیک چَتم، ایالت کنت) رماننویس انگلیسی که معمولاً بزرگترین ادیب دورة ویکتوریایی محسوب میشود. پدرِ دیکنز کارمند اداره حسابداری نیروی دریایی بود که درآمد خوبی داشت، اما اغلب سبب گرفتاریهای مالی یا بیآبرویی خانواده میشد. در 1824 پدر در زندان بدهکاران افتاد و به این علت چارلز مدرسه را ترک کرد و بهکار در کارخانه مجبور شد. این قابل توجه است که تصاویر زندان و کودک آشفته و ستمدیده و پریشان در بسیاری از رمانهایش تکرار شده است. دیکنز در جوانی بهعنوان یک گزارشگر در دادگاهها و مجلس و روزنامههای لندن کار میکرد. این سالها دلبستگی پایدار به روزنامهنگاری و انزجار دائمی از قانون و مجلس را برایش به جا گذاشت. دورة نویسندگی او از 1833 با تألیف داستانهای کوتاه و مقالات در نشریات ادواری شروع شد که این نوشتهها در 1836 با عنوان «طرحهایی از بوز» (Sketches by “Boz”) تجدید چاپ شد. در 1836 با کَترین هوگارت ازدواج کرد و خانوادة بزرگی را پدید آورد که 9 فرزند از آن باقی ماند.رمان طنز «اسناد پیکویک» (The Pickwick Papers, 1837) او را محبوبترین نویسندة زمان خود در انگلستان کرد. رمانهای «الیوِر توئیست» (Oliver Twist, 1838) و «نیکولِس نیکِلبی» (Nicholas Nickleby, 1839) و به دنبال آنها در 1841 «مغازة عتیقهفروشی» (The Old Curiosity Shop) و «بارنابی راج» (Barnaby Rudge) را منتشر کرد. بهعلت خستگی پنج ماه تعطیلات را در ایالات متحده گذراند؛ جاییکه بسیار تکریم شد. واکنشهایش به امریکا، که بسیاری از آنها منفی بود، در «یادداشتهای امریکایی» (American Notes, 1842) و «مارتین چازلِویت» (Martin Chuzzlewit, 1844) نمودار شد. «سرود کریسمس» (A Christmas Carol, 1843) در طول چند هفته نوشته و بلافاصله وارد اسطورهشناسی جدید شد. این کتاب اولین و بهترینِ داستانها و رمانهای سالانة او دربارة کریسمس بود که «جیرجیرک در اجاق» (The Cricketon the Hearth, 1846) نیزجزو آنها بود. در بسیاری از رمانهای دﻫﮥ 1840 او از جمله «دامبی و پسر» (Dombey and Son, 1848) نگرانیاش از ابتذال و تبهکاری با تهرنگی از خوشبینی همراه است که این خوشبینی شاید در نابترین شکل خود در شبهخودزندگینامه «دِیوید کاپِرفیلد» (David Copperfield, 1850) آشکار شده است. پس از آن اما در «خانة ماتمزده» (Bleak Hause, 1853)، «روزگار سخت» (Hard Times, 1854)، «دوریت کوچولو» (Little Dorrit, 1857)، «آرزوهای بزرگ» (Great Expections, 1861) و «دوست مشترک» (Our Mutual Friend, 1865) منظر غیرانسانی جامعة صنعتی عصر ویکتوریایی بارز است و روح طنز آنجا که بهکار رفته هجوآمیز است. رمان تاریخیاش دربارة انقلاب فرانسه «داستان دو شهر» (A Tale OfTwo Cities) در 1859 منتشر شد.آرزوهای ژورنالیستی دیکنز شکل دائمی به خود گرفت، به این صورت که داستانها، شعرها و مقالههایش را در هفتهناﻣﮥ شخصی Household Words (که از 1850 تا 1859 ادامه یافت) و سپس در جایگزین آن All the Year Round (1859 تا 1888) به چاپ میرساند. در این نشریه، چند رمان زنجیرهای و متنهای بسیاری دربارة مسائل روزمرة اجتماعی و سیاسی منتشر کرد. زندگی زناشویی دیکنز در اواسط دﻫﮥ 1850 از هم پاشید و در 1858 از همسرش جدا شد و رابطهای طولانی با هنرپیشة جوانی به نام الِن ترنن آغاز کرد. در این زمان بهسبب خوانش عمومی آثارش به شهرت عظیمی دست یافت؛ زیرا که در بیان روابط عاطفی بسیار پرشور بود. آخرین رمانش «راز ادوین درود» (The Mystery of Edwin Drood, 1870) بهسبب مرگش ناتمام باقی ماند. ویژگیهای آثار دیکنز عبارتانداز: نقد تبهکاریها و نهادهای نامناسب اجتماعی، ارجاعهای روز، دانش دایرةالمعارفی دربارة لندن، توصیفهای مخوف و رقتانگیز، شادی به هنگام کریسمس، فراگیری احسان و مهربانی، قدرت بیکران خلق شخصیت، درک از گفتار ویژة قهرمانان داستان، حرکت روایی قوی، و سبک نثری که هرچند گاهی بهطور خاص طنزآلود است اما بسیار خلاق و شخصی است.
کیفیت نوشتههای چارلز دیکِنز یا دارندة کیفیت آنها بهویژه از نظر شوخطبعی و اندوهباری در به تصویر کشیدن مسائل عجیب و انواع شخصیتهای جذّاب که معمولاً از طبقة اقتصادی پایین جامعة انگلستان قرن نوزدهم هستند.
نام کامل او جیمز لافیت دیکی (ت. 2 فوریه 1923، آتلانتا، جورجیا، ایالات متحده) شاعر، رماننویس و منتقد امریکایی که بهسبب اشعارش که ترکیبی از موضوعات عرفان طبیعی، مذهب و تاریخ است و بهسبب رمان برجستهاش «رستگاری» (Deliverance, 1970) مشهور شده است. دیکی در جنگ جهانی دوم، خلبان بمبافکن نیروی هوایی ارتش امریکا بود. پس از جنگ، مدرک لیسانس (1949) و فوقلیسانس (1950) را از دانشگاه وندِربیلت اخذ کرد. مطابق گفتة خودش، سرودن شعر را از 24 سالگی با آگاهی اندک از عروض آغاز کرد. پس از انجام تحصیلات تکمیلی خود و مدتی کار کردن در زمینة تبلیغات، در 1960 نخستین دفتر شعر خود با عنوان «در درون سنگ» (Into the Stone) را منتشر کرد. وی در تعدادی از دانشکدهها و دانشگاههای امریکا، استاد و نویسندة مدعو بود. از 1966 تا 1968 سمت مشاور ادبی کتابخانة کنگره را عهدهدار بود. دیگر مجموعههای شعری وی «غرق شدن با دیگران» (Drowning with Others, 1962)، «کلاهخودها» (Helmets, 1964)، «انتخاب باکدانسر» (Buckdancer’s Choice, 1965)، «اشعار 1957-1967» (Poems, 1957-1967, 1967)، «منطقةالبروج» (The Zodiac, 1976) و «حرکت همه» (The Whole Motion,1992/ مجموعة اشعار از 1949 تا 1992) نام دارند. از نثرهای غیرداستانی او، «از بابل به بیزانتیوم: شاعران و شعر امروز» (Babel to Byzantium: Poets & Poetry Now, 1968)، خودزندگینامة «مصاحبهها با خود» (Self-Interviews, 1970) و «جریکو: نظاره کن به جنوب» (Jericho: The South Beheld, 1974) در خور توجهاند. اشعار او بهعلت توصیفهای شاعرانه از جهانِ متضاد شکارچی با شکار، سرباز با سرباز و انسان با محیط، شایان توجه است.
(ت. 10 دسامبر 1830، امِرست، ایالت مساچوسِتس، ایالات متحده- و. 15 می 1886، امرست) شاعر غزلسرای امریکایی که برای نظم فصیح، موجز و بسیار سادهاش مشهور است. دیکینسن در آکادمی امرست و در مدرﺳﮥ زنان ماونت هولیوک تحصیل کرد. هرچند سرودن شعر را حوالی سال 1850 شروع کرد، تاریخِ تعداد اندکی از 1775 شعر او متعلق به قبل از 1858 یعنی زمانی است که آنها را در کتابچههای کوچک دستدوز جمع میکرد. در دهة 1850 دو تا از مکاتبات مهمش را دکتر جوسایا گ. هالِند و خانمش و با سمیوئل بولز آغاز کرد. دو مرد مزبور سردبیران روزنامة Springfield Republican ، روزنامهای که موضوعات جالب ادبی را دربر میگرفت، بودند. اشعاری که دیکینسن در دهة 1850 نوشته از حیث احساسات و قالب تا حدی سنتی هستند، اما حدوداً از 1860 به تجربهگری در زبان و عروض دست زد. قالب رایج شعری او رباعی با سه رکنِ دوهجایی بود، اما قالبهای دیگر شعری را هم برای ایجاد پیچیدگی حتی در سادهترین سرودههایش از طریق اصلاح مکرر تکیههای عروضی برای سازگار کردن شعر با اندیشة خویش استفاده میکرد. وی نوعآوری منحصربهفردی در کاربرد متنوع قوافی ناقص داشت. در تلاش برای دستیابی به ایجاز طنزآمیز، زبانش را از کلمات اضافی پیراست. آزادانه با نحو زبانبازی میکرد و ترجیح میداد تا کلمات عادی را در بافت کلامی غیرعادی قرار دهد. در 1862 از ادیبی به نام تامِس دنتورت هیگینسن راجع به آثارش نظرخواهی کرد. هرچند هیگینسن به امیلی توصیه کرد که اشعارش را منتشر نکند، اما از خلاقیت او در شعر قدردانی کرد و برای بقیة عمرِ امیلی آموزگار او باقی ماند. بعد از 1862 دیکینسن با همه تلاشهای دوستانش برای انتشار اشعارش مخالفت کرد و فقط هفت شعر او در طول زندگیاش منتشر شد که پنج تا از آنها در Springfield Republican بود. در 1864 و 1865 بیماری مزمن چشمی باعث شد که او چند ماه در کِیمبریج در ایالت مساچوستس بماند و تحت درمان قرار گیرد. وقتی به امرست برگشت، دیگر هیچگاه به مسافرت نرفت و از اواخر دهة 1860 حتی از محدودة اراضی خانوادگی خود خارج نشد. پس از جنگهای داخلی درصدد برآمد که زندگی خود را برمبنای اصول هنر سروسامان بخشد. نامههای وی، که برخی از آنها به لحاظ لطافت طبع با اشعار او برابری میکنند، تجارب زندگی روزمره را به سبکی هوشمندانه ترسیم میکنند. در 1870 دیگر لباسی جز به رنگ سفید نمیپوشید و بسیاری از کسانی را که برای ملاقات به محل زندگی او میآمدند به حضور نمیپذیرفت. گوشهگیری وی بهطور جدی ازسوی خواهرش لاوینیا مورد حمایت و مراقبت بود. بلافاصله پس از مرگ وی، لاوینیا تصمیم گرفت اشعار او را منتشر کند. در 1890 کتاب «اشعاری از امیلی دیکینسن» (Poems by Emily Dickinson) با تصحیح تی. دابلیو. هیگینسن و مِیبل لومیس تاد به چاپ رسید. سایر کتابهای شعر او، که به دست میبل لومیس تاد، مارتا دیکینسن بیانچی (خواهرزاده او) و میلیسِنت تاد بینگم تصحیح شدهاند، در حد فاصل سالهای 1891 تا 1957 منتشر شدند و در 1955 تامس اچ. جانسن همة اشعار موجود وی و فرمهای دیگر آنها را تصحیح کرد.
[لاتینی آن dictioبه معنی سبک سخنوری، در لغت به معنی سخن گفتن، مشتق ازdicere به معنی گفتن] انتخاب واژگان بهخصوص با نظر به درستی، وضوح یا تأثیرگذاری آنها. سبکهای چهارگانهای که پذیرفته شدهاند عبارتانداز سبک رسمی، سبک غیررسمی، سبک محاورهای و سبک عامیانه که ممکن است در متن خاصی درست باشند و در متن دیگر یا هنگامیکه با هم ترکیب میشوند نادرست محسوب شوند. برای بیان اکثر افکار، تعدادی واژه مترادف یا نزدیک به هم وجود دارد که نویسنده میتواند آنها را برای اهداف خاص انتخاب کند؛ برای مثال واژههای children(کودکان)، kids (بچهها)؛ youngsters (نوجوانان)؛ youths (جوانان) و brats (تولهها) ارزشهای برانگیزانندة متفاوتی دارند. بزرگترین حوزة سبک ادبی در سطح انتخاب واژه آشکار میشود. نویسندگانی مانند سمیوئل جانسِن که معتقدند اندیشههای بزرگ همیشه عمومی هستند و وظیفة شاعران آن نیست که به «شمارش ساقههای لاله» (کنایه از پیرایش کلام) بپردازند. واژگان عمومی، خلاصه و غیرمضمون شده بهکار میبرند. نویسندگان دیگر، واژگان عاطفی و عینی را بهکار میگیرند و از خاصیت برانگیزانندۀ اصطلاحات ادبی، لهجهای، محاورهای یا قدیمی برای رساندن منظور خود استفاده میکنند.
نویسندة اثباتنشدۀ یک رویدادناﻣﮥ ساختگی از جنگ تروا. دیکتوس تصور میرود که ایدومینیوس، رهبر کرِتی، را از کنوسوس به محاصرة تروا همراهی کرده و بعدا به توصیف جنگ تروا بهصورت واقعهای با ادبیات پیشایونانی پرداخته است. گفته میشود که نسخة کتاب او را در قرن یکم پس از میلاد کشف و از الفبای فنیقی به الفبای یونانی برگرداندهاند. احتمالاً فردی به نام لوکیوس سپتیمیوس در قرن چهارم ترجمهای از این گزارش عینی، که تصور میشود تألیف دیکتوس است، عرضه کرد (تاریخ این ترجمه به احتمال بیشتر قرن دوم یا سوم پس از میلاد بوده است). این اثر خیالی به نام «وقایعناﻣﮥ جنگتروا» (Ephemeris belli Trojani) به همراه اثر دیگری از دارِس پریگیوس، که به ستایش از تروا میپردازد، منبع اصلی بازخوانی حادﺛﮥ جنگ تروا در دوران قرون وسطا بوده است. نیز نکTROY.
didactic \dī-'dak-tik, di-\ or didactical \-ti-kəl\
[یونانی آن didactikósیعنی مستعد آموزاندن] صفت برای ادبیات یا هنرهای دیگر آنگاه که به قصد انتقال آموزش و اطلاعات باشند. این واژه اغلب به نوشتاری اطلاق میشود که بیش از حد از زبان آموزشی و واقعیتمحور استفاده میکند بهگونهای باعث از دست رفتن جزئیات زیبا و ادبی میگردد و نتیجة آن آثاری بیروح و یکنواخت است. برخی از موارد در ادبیات، مانند ضربالمثلها و شعرهای معمایی، بهطور همزمان سرگرمکننده و آموزشی هستند.
[به یونانی didaskalía به معنی تعلیم دادن و آموزش، مشتق از didáskalos به معنی آموزگار] تعلیم یا آموزش همسرایان در تئاتر یونان باستان. اسم جمع یونانی didaskaliai («تعالیم») برای دلالت بر ثبت اجراهای نمایشی، شامل نام نویسندگان و تاریخها، با تحریر اصلی آنها یا با تحریری که بعدها محققان اسکندریه منتشر کردند بهکار رفته است.
(ت. 5 اکتبر 1713، لانگر، فرانسه- و. 31 جولای 1784، پاریس) ادیب و فیلسوف فرانسوی که از 1745 تا 1772 در سمت سرویراستار «دایرﺓالمعارف» (L’Encyclopedie)، که یکی از آثار برجستة عصر روشنگری است، خدمت کرد. دیدرو نخست توسط یسوعیها تعلیم دید و در 1732 مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه پاریس اخذ کرد. در 1745 آندره لو برِتون ناشر با دید انتشار ترجمهای فرانسوی از «دایرةالمعارف» (Cyclopaedia) اثر افرییم چِیمبِرز به دیدرو نزدیک شد. دیدرو این کار را با ریاضیدان برجسته ژان لو روند د آلامبر بهعنوان همکار ویراستار برعهده گرفت و با وسعت دادن چارچوب اثر و تبدیل آن به جریدهای برای عقیدة انقلابی، در ویژگیهایش تغییر قابل توجه ایجاد کرد. دایرةالمعارف به دنبال پیشبرد دانش بود و به دنبال آن بود که اقدامی برجسته بر ضد قدرتهای مرتجع در کلیسا و حکومت انجام دهد. دیدرو درحالیکه به ویرایش دایرةالمعارف مشغول بود بسیاری از آثار مهمش را نیز تصنیف کرد. در 1751 «اثری دربارة ناشنوا و گنگ» (Lettre sur les sourds et muets) را منتشر کرد که کارکرد زبان و نکتههای مربوط به زیباییشناسی را بررسی میکند و در 1745 «اندیشههایی در تفسیر طبیعت» (Pensées sur ľinterprétation de la nature) که بهعنوان جستار فلسفی در باب قرن هجدهم مورد استقبال قرار گرفته را منتشر کرد. از میان آثار فلسفی وی به ویژه از «مفاوﺿﮥ د آلامبر و دیدرو» (l’Entretien entre ďAlembert et Diderot)، «رؤیای د آلامبر» (Le Rêve de ďAlembert) و «عناصر فیزیولوژی» (Eléments de physiologie) باید یاد کرد. رسالههای وی از جمله «تأسفی مربوط به لباس خانه من» (Regrets sur ma vieille robe de chambre)؛ و «گفتوگوی یک پدر با فرزندانش» (Entretien d`un père avec ses enfants) که برپایة تجربیات شخصی بنا شده است، ویژگیقالب و سبک داستانهای کوتاه و رمانهای او مثل «راهبه» (La Religieuse, 1796/ نوشتة 1760)، «ژاک قدَریمشرب» (Jacques le fataliste, 1796/ نوشتة 1773) و «برادرزادة رامو» (Le Neveu de Rameau) را دارند. او چند نمایشنامه نوشت و نظریههایش دربارة نمایش را در «گفتارهایی دربارة پسر حرامزاده» (Entretiens sar le fils naturel, 1757) و «سخنرانی دربارة شعر نمایشی» (Discours sur la poésie dramatique, 1758) بهتفصیل شرح داد. اگرچه تعدادی اثر در نقد ادبی نوشت، شناختگیاش بیشتر بهعنوان نخستین منتقد برجستة هنر است که انجمنها یا نمایشگاههای هنر سالانه را تحت پوشش قرار میدهد. تحلیلهای او از هنر، هنرمندان و روشهای نقاشی همراه با فرازمندی سلیقه و سبک او شهرت پس از مرگش را بهبار آورد؛ بهویژه «رسالهای دربارة نقاشی» (Essai sur la peinture, 1796/ نوشتة 1765) مورد تحسین قرار گرفت.
(ت. 5 دسامبر 1934، سکرامِنتو، کالیفرنیا، ایالات متحده) رماننویس و مقالهنویس امریکایی که با سبک روان و تصویر نافذ گسیختگیهای اجتماعی و روانشناسی مشهور شده است. دیدین در 1956 از دانشگاه کالیفرنیا در برکلی فارغالتحصیل شد و پس از آن در مجلة Vogueابتدا بهعنوان آگهینویس و سپس بهعنوان سردبیر مشغول بهکار شد. در طی این دوره، نخستین رمان خود به نام «رود روان» (Run River, 1963) را نوشت که زوال یک خانوادة کالیفرنیایی را مورد بررسی قرار میدهد. وقتی در نیویورک بود با جان گرِگوری دون نویسنده آشنا شد و با او ازدواج کرد و در 1964 به همراه هم به کالیفرنیا برگشتند. مجموعهای از مطالبِ مجلهنوشتهاش، که تحت عنوان «حرکت بهسوی بیتلحم» (Slouching Towards Bethlehem, 1968) منتشر شد، شهرت او را در جایگاه مقالهنویس تثبیت و دلمشغولیاش را به نیروهای بینظمیِ اجتماعی تقویت کرد. در مجموعة دوم به نام «آلبوم سفید» (White Album, 1979)، تحلیلهای خود را از شورشهای دهة 1960 ارائه کرد. زوال درونیِ نظامِ حاکم موضوع اصلی مقالاتی است که کتاب «بعد از هنری» (After Henry, 1992/ با عنوان «سفرهای رمانتیک» (Sentimental Journeys نیز منتشر شد) را تشکیل میدهند. آثار داستانی دیدین نیز بر محور ناآرامیهای فردی و اجتماعیاند و از جملة آنها است: سه رمان کوتاه «همان طور که هست بازی کن» (Play It as It Lays, 1970)، «کتاب نیایش عمومی» (A Book of Common Prayer, 1977)، «دموکراسی» (Democracy, 1984) و دو رسالة مفصل «سالوادر» (Salvador, 1983) و «مِیامی» (Miami, 1987).
الیسا نیز نامیده میشود. در افسانههای یونانی، بنیانگذار معروف کارتاژ، دختر موتو (یا بلوس) شاه شهر صور و همسر سوکائوس (یا آسرباس). دیدو پس از آنکه برادرش پوگمالیون همسر او را به قتل رسانید، به ساحل افریقا رفت و در آنجا از یکی از رؤسای محلی به نام یارباس قطعه زمینی خرید و بر روی آن شهر کارتاژ را بنا کرد. شهر بهسرعت رونق گرفت و یارباس از دیدو درخواست ازدواج کرد. دیدو برای فرار از این ازدواج تلّ هیزمی فراهم آورد و بر فراز آن در پیش روی مردم با خنجر خود را کشت. ویرژیل در اثرش دیدو را معاصر آینئاس، که اعقابش روم را بنا نهادند، آورده است. دیدو پس از پیاده شدن در افریقا، عاشق آینئاس میشود و ویرژیل خودکشی دیدو را به ترک او از جانب آینئاس نسبت میدهد. هویت دیدو با ویرگو کلِستیس (یعنی تانیت، الهة حافظ کارتاژ) همسان شناخته شده است.
(نام کاملآن تراژدی دیدو، ملکة کارتاژ) نمایشنامهای در پنج پرده اثر کریستوفر مارلو و تامِس نش، که در 1594 منتشر شد. این نمایشنامه برپایة داستان دیدو و آینئاس آنگونه که در کتاب چهارم «انهئید» (Aeneid) اثر ویرژیل گفته شده نهاده شده است. در نمایشنامه، دیدو، ملکة کارتاژ، عاشق آینئاس میشود که پس از سقوط تروا، به کارتاژ پناهنده شده است. اما آینئاس از ازدواج با او سر باز میزند و هنگامیکه با کشتی از کارتاژ میرود، دیدوی ناامید خودش را میکشد. این نمایشنامه شخصیت مهمی را از افسانه یونان به داستان ویرژیل میافزاید: یارباس، یکی از روسای بربرها که میخواهد دیدو را عروس خود کند.
(شکوفایی حدود 80 تا 10 پیش از میلاد، اسکندریه) محقق و متخصص دستور زبان یونانی، یکی از نقاط پیوند مهم میان اندیشهوری کلاسیکِ کهن و نو. کارش در جایگاه نویسندة مشهور 3500 عنوان کتاب، برای او کنیة خالکنتروس (امیر محتوا) را به ارمغان آورد. حاصل تلاش او شامل اثری دربارة اثر هومر، گزارشهای تفسیری دربارة بسیاری از نویسندگان یونانی و تألیفات مربوط به فرهنگنویسی است.
نامخانوادگی کامل او دیگو ساندویا (ت. 3 اکتبر 1896، سانتاندِر، اسپانیا- و. 8 جولای 1987، مادرید) جًنگپرداز، موسیقیشناس و شاعر پرکار و خلاق اسپانیایی. وی در 1920 از دانشگاه مادرید دکتری گرفت. طی دهة 1920 شعر تجربی میسرود و به جنبشهای پیشگام اولترائیسمو و جنبش کراسیونیسمو پیوست. مدتی در شهر قدیمی سُریا در شمال مرکزی اسپانیا تدریس کرد و آن مکان برایش الهامبخش اشعار «صورت خیال» (Imagen, 1922)، «سُریا» (Soria, 1923) و «ابیات انسانی» (Versos humanos, 1925) شد. دیگو در «راه صلیب» (Vía Crucis, 1931) موضوعات دینی را کشف میکند. «فرشتگان کومپوستِلا» (Angeles de Compostela, 1940/ بازویرایش، 1961)، که شامل شعر دینی است، و «چکاوک حقیقت»(Alondra de Verdad, 1941)، که دفتر خاطراتی با 42 غزلواره است، بهترین آثارش نامیده شدهاند و دو مجموعه در حالوهوای نسبتاً سنتی و کلاسیک هستند. از 1939 تا 1966 دیگو در مدرسة عالی بئاتریس گالیندو در مادرید استاد بود و در آنجا به خلق اشعار جدید با روندی شگفتانگیز پرداخت. «منظرهها همراه با چهرهها» (Paisaje con figuras, 1956) دومین جایزة ادبیات ملی او را نصیبش کرد و در 1979 با خورخه لوئیس بورخِس جایزة سروانتس را برد.
چهرة قهرمانی در افسانههای ژرمان که ظاهراً از شخصیت تئودوریک بزرگ، شاه گوتهای شرقی ایتالیا که در493 تا 526 میلادی حکومت میکرد، الگو گرفته است. قهرمانیهای دیتریش در تعدادی از سرودهای آلمان جنوبی که در «کتاب قهرمانان» (Das Heldenbuch) حفظ شدهاند- از جمله «هزیمت دیتریش» (Dietrichs Flucht)، «نبرد راونا» (Die Rabenschlacht)، «مرگ آلفارت» (Alpharts Tod) و تعدادی داستان دیگر- و بهطور کاملتر در نثر ایسلندی قرن سیزدهم «افسانه سیسریک» (Thithriks saga) روایت شده است. این افسانه با حماسة نیبلونگنلید، که از اسطورههای قرون وسطای متأخر آلمان است، نیز ارتباط دارد. اشاره به دیتریش در نوشتههای انگلو ساکسون اندک و مبهم است. دیتریش که ازسوی ارمِنریش (ارماناریک) از قلمرو پادشاهیاش در برن (وِرونا) رانده شده است، سالها در دربار اتزِل (آتّیلا) زندگی میکند تا اینکه با ارتشی متشکل از هونها برای مغلوب ساختن ارمنریش در راوِنّا بازمیگردد. دو پسر اتزل در این مبارزه از بین میروند و دیتریش برای پاسخ دربارة مرگ آنها به نزد اتزل بازمیگردد. بعدها او با کشتن ارمنریش انتقام میگیرد. ماندن طولانیمدت دیتریش با اتزل، طی شدن جوانی تئودوریک در دربار بیزانس را به ذهن میآورد. دیتریش در مقابل ارمنریشِ مستبد نمونة اعلای حکمران عاقل و منصف است. بسیاری از آنچه دربارة او گفته شده است در داستان تئودوریک وجود ندارد، اگرچه برخی از آنها میتواند به سرگذشت تئودِمیر پدر تئودوریک مرتبط باشد. شخصیتهای موجود در حلقة مرتبط با دیتریش عبارتانداز هیلدِبرانت، مربی به همراه آلفارت و ولفارت، پسران برادرش؛ ویتیش و هایم، دو ملّاک خیانتکار دیتریش؛ و بیتِرولف، شاهِ تولِدو، و پسرش دیتلیپ که در نبرد در وُرمس به دیتریش میپیوندند.
دیگنیس آکریتاس واسیلیوس نیز نامیده میشود. قهرمان حماسی بیزانسی که در قصیدههای عامیانه و در داستان حماسیای که دربارة پدر و مادر و حوادث کودکی و بزرگسالی و مرگش است ستوده شده است. این حماسه براساس یک شخصیت تاریخی، که حدود 788 از دنیا رفته بوده است، بهصورت آمیزهای از مضامین یونانی و بیزانسی و شرقی در قرن دهم درآمده و بهوسیلة خوانندگان دورهگرد محلی رایج شده است. از قرن دوازدهم تا هفدهم در چندین نسخه ثبت شده که قدیمترین آنها آمیزهای از زبان عامیانه و ادبی است. دیگنیس آکریتاس در ادبیات یونانیِ سدههای میانه، جنگجوی آرمانی و جسور روم در سرحدات فرات و فرزند یک امیر مسلمان است که پدرش توسط دختر یک سردار بیزانسی به دین مسیح درآمده بوده است. او از سن سه سالگی یک جنگجوی چیرهدست است و تمام عمرش را متهورانه در دفاع از امپراتوری بیزانس در برابر یورشگران سرحدی میگذراند. حسوحال طبیعت و عواطف خانوادگی که در سراسر این حماسه موج میزند پیشاهنگ رمانس ملی کرِت در نیمه قرن هفدهم و حماﺳﮥ «اروتوکریتوس» (Erotókritos) سرودﮤ ویتزِنتزوس کورناروس و بسیاری از اشعار مردمیِ ادبیات جدید یونانی است.
[لاتینی آن digesta به معنی ترتیب اصولی قوانین، از صیغة جمع خنثای digestus که صفت مفعولی از digerere به معنی پراکندن و آراستن و سازمان دادن است] 1- چکیده یا خلاصه از یک سلسله اطلاعات دربارة موضوعی خاص؛ نظیر نشریهای ادواری که به چکیدهای از آثار منتشرشدة پیشین اختصاص دارد. 2- محصول کار خلاصه کردن؛ نظیر یک چکیده یا تلخیص ادبی.
[لاتینی آن digressio، مشتق از digredi به معنی خارج شدن، منحرف شدن] 1- عمل خارج شدن یا دور شدن از موضوع اصلی مورد توجه، در سخنرانی یا دیگر آثار ادبی که بهطور معمول از نظم شناخته شدهای پیروی میکند. نویسندگانی همچون لارِنس استِرن و جاناتان سوئیفت بهویژه بهسبب استفاده از این روش مشهور بودند. 2- بخشی از گفتار که در آن چنین تغییری صورت میگیرد.
قصة قضاوت نیز نامیده میشود. شکل بارز داستان کوتاه افریقایی که از نظر اخلاقی پایان ابهامانگیزی دارد و بنابراین به خواننده اجازة تفسیر یا تأمل کردن بر روی راهحل مناسب مسئلة مطرحشده در داستان را میدهد. از جمله مسائلی که مطرح میشود تقابل علایق، ضرورت انتخاب راه درست برای یک موقعیت دشوار و پرسش در مورد اینکه مقصر واقعی در موقعیتی که چند طرف مختلف تقصیرکار شمرده میشوند چه کسی است. نمونة آن داستان پسر جوانی است که در زمان بحران، باید میان وفاداری به پدرش که انسانی ظالم و بیانصاف است و وفاداری به ناپدری مهربان که او را پرورانده است انتخاب کند. داستان دیگر دربارة مردی است که در موقع شکار یک گاو نر برای غذای سه همسرش میمیرد. همسر اول بهوسیلة رؤیا از آنچه برای او رخ داده است مطلع میشود، دومی هووهای خود را به مکانی که او مرده است راهنمایی میکند و سومی او را به زندگی باز میگرداند. مخاطب باید تصمیم بگیرد که کدامیک از این سه نفر بیشتر سزاوار تحسین است. نمونة آخر یک داستانِ ولُفی دربارة سه برادر است که با یک دختر ازدواج میکنند و به سرزمینی ناشناخته سفر میکنند. یک شب راهزنی دختر را به قتل میرساند و برادر بزرگتر، که آن شب با او خوابیده است، متهم و به مرگ محکوم میشود. او درخواست میکند پیش از مرگ به دیدار پدر برود و زمانیکه در بازگشت تأخیر میکند، برادر دوم پیشنهاد میکند بهجای او کشته شود. هنگامیکه نزدیک است برادر دوم اعدام شود، برادر سوم پا پیش میگذارد و «اعتراف میکند» که قاتل است. در همان لحظه، برادر بزرگتر سوار بر اسب وارد میشود و در آخرین لحظه، برای پذیرش مرگ آماده میشود. از شنوندگان سؤال میشود که کدامیک از برادرها درستکارتر است.همانگونه که در این نمونهها نشان داده شد، کارکرد قصههای معماگونه هم آموزش و هم سرگرمی است و به شکلدهی هنجارهای اجتماعی برای مخاطب کمک میکنند.
نام خانوادگیاصلی او دُوک (ت. 30 آوریل 1945، پیتسبِرگ، پنسلوانیا، ایالات متحده) نویسندة امریکایی که با مقالات متفکرانهاش دربارة دنیای طبیعت مشهور شده است. دیلرد در دانشکدة هالینز در ویرجینیا تحصیل کرد. از 1975 تا 1978 در دانشگاه واشینگتن غربی در بلینگهَم و از 1979 تا 1981 در دانشکدة وسلین در میدلتاونِ کانِتیکات پژوهشگر مقیم بود. نخستین اثر منتشرشدة دیلرد مجموعة شعر «بلیطهایی برای ماشیننیایش» (Tickets for a Prayer Wheel, 1974) بود. توجه منتقدان و عموم به او در اصل بهخاطر مقالهنگاریاش بود. وی در مجموعة «زائری در تینکر کریک» (Pilgrim at Tinker Creek, 1974)، که برندةجایزة پولیتزِر شد، رازهای اساسی عرفان مذهبی را از طریق علاقه و مشاهدة دقیق محل زندگی خویش کشف کرد. منتقدان این مجموعه را اثری اصالتاً امریکایی همچون «والدن» (Walden) هنری دیوید تورو دانسته و تکریم کردهاند. «مقدس و قاطع» (Holy the Firm, 1977) و «آموزش گفتار به سنگ» (Teaching a Stone to Talk, 1982) هر دو موضوع مشابهی را بررسی میکنند. «زندگی با داستان» (Living by Fiction, 1982)، «ارتباط با نویسندگان چینی» (Encounters with Chinese Writers, 1984) و «زندگی نویسنده» (The Writing Life, 1989) به تشریح دیدگاههای وی در مورد تولید ادبیات و نقش نویسنده در جامعه میپردازند. وی یک روایت خودزندگینامهای با عنوان «کودکی امریکایی» (An American Childhood) در 1987 انتشار داد. زمانیکه در 1992 اولین رمانش، «زندگی» (The Living)، منتشر شد، منتقدین در توصیفات داستان از فرهنگ چوببرهای ابتدای قرن در منطقة شمال غربی مجاور اقیانوس آرام، همان نگاه رئالیستی را مشاهده کردند که آثار غیرداستانی او را نیز از سایر نویسندگان متمایز میکرد.
نوعی رمان ارزانقیمت، معمولاً جلد شمیز و حاوی حوادث رمانتیک که بین سالهای 1860 و 1915 در ایالات متحده امریکا رایج بود. این نوع رمان اغلب موضوعات وسترن را ترسیم میکرد. یکی از مشهورترین نویسندگان آن ایی. زد. سی. جادسِن بود که داستانهایش، که بعضاً برپایة وقایع شخصی بودند، را با نام مستعار ند بانتلین نوشته است. رمانهای دهسنتی سرانجام جای خود را به مجلههای بازاری دادند. قس PENNY DREADFUL.
شخصیت داستانی، یک کشیش گرفتار به عذاب وجدان در «حرفسرخ» (The Scarlet Letter) نوشتة ناتَنیِل هوتورن. دیمزدیل مجرد اما پدرِ فرزند نامشروعِ هستِر پرین است و بین تمنای اعتراف که زدایندة گناه است و تعصب پاکدینی، که ناشی از گناه پنهانش است، سرگردان است.
(«افسانهها دربارﮤ مکانها») پژوهشهایی در نثر و شعر گالی (زبان سلتی ایرلندی) مربوط به ریشهشناسی و تاریخ مکاننامها در ایرلند؛ مکانهایی چون رودخانهها، تلّها، پناهگاههای طبیعی متعلق به شاهان قدیمی ایرلند و صخرهها. این نامها به شکلهای مختلف در نسخههای محفوظ در دیرهای مربوط به قرن دوازدهم حفظ شدهاند. این داستانهای فولکولوریکِ مربوط به مکانها دربردارندة اسطورههای ماقبل مسیحی بهویژه داستانهای ایزدان و پریان هستند. مشهورترین مجموعة این داستانها دینهنکس نام دارد و منسوب به امهاریگن مک امهالگیث، شاعر دربار دیارمید، در قرن ششم است. این اثر نامهای بیش از 200 مکان را دربر دارد و منبع مهمی برای شاعران ایرلندی بوده که انتظار میرفته با قصههای هر یک از این مناطق آشنا باشند.
نام مستعارِ کارِن کریستِنس دینسن، بارونِس بلیکسِن- فینیک (ت. 17 آوریل 1885، رانگستد، دانمارک- و. 7 سپتامبر 1962، رانگستد) نویسندة دانمارکی که داستانهای چیرهدستانة او با وقایع مربوط به گذشته و با فضای مشحون از ماورای طبیعی، موضوعات جنسی و رؤیایی را با یکدیگر میآمیزد. وی ابتدا در دانشکدة هنرهای زیبای کپنهاگ تحصیل کرد و در 1914 با پسرعموی خود بارون برور بلیکسن- فینیک ازدواج کرد و با او به افریقا رفت. آنها در کنیا صاحب یک مزرعه قهوه شدند و آن را اداره میکردند و به شکار حیوانات بزرگ میپرداختند. او کار مزرعه را تا ده سال پس از جدایی از همسرش در 1921 ادامه داد، اما سوء مدیریت، خشکسالی و کاهش قیمت قهوه وی را وادار کرد تا به دانمارک باز گردد. مطالب مربوط به سالهای اقامت وی در کنیا در کتاب غیرداستانی «خارج ازافریقا» (Den afrikanske, 1937) آمده است. این خاطراتِ پرطرفدار از سالهای اقامت او در کنیا، عشق عارفانهاش را به افریقا و مردمانش نشان میدهد. در 1944 تنها رمانش، «انتقام آسمانی» (Gengældelsens veje)، را با نام مستعار پیِر آندرِزل منتشر کرد. این کتاب قصة ملودرام بیگناهانی است که اسیرکنندگان ظاهراً خیرخواه اما در واقع شیطانصفتِ خود را شکست میدهند، اما خوانندگان دانمارکی در این قصه، طنز تلخ دانمارک اشغالشده توسط نازیها را که با مهارت تصویر شده بود میدیدند. دینسن ابتدا آثارش را به زبان انگلیسی مینوشت و سپس آنها را به دانمارکی بازنویسی میکرد، اما آخرین آثارش اغلب همزمان به هر دو زبان منتشر شدند. نوشتههای شاخص دینسن بیشتر در قالب قصّه و با روایتی پرداختشده به سبک رمانتیک بودند. مجموعههای وی «هفت قصة گوتیک» (Syv fantastiske fortællinger, 1934)، «قصههای زمستان» (Vintereventyr, 1942) و «آخرین قصهها» (Sidste fortællinger, 1957) نام دارند. «کارناوال: سرگرمیها و قصههای پس از مرگ» (Carnival: Entertainments and Posthumous Tales, 1977) شامل داستانهای گردآوری نشده یا تا آن زمان منتشر نشده است. آثار دیگر او، که پس از مرگش چاپ شدهاند، «عکسهای لوحی و سایر نوشتارها» (Daguerreotypes, and Other Essays, 1979) و «نامههایی از افریقا 1914-1931» (Letters from Africa1914-31, 1981) نام دارند.
(ت. 30 ژوئن 1814، هالسدورف، هسه- کاسل [آلمان]- و. 15 می 1881، وین، امپراتوری اتریش- مجارستان) شاعر، نمایشنامهنویس و خالق تئاتر که برای هجوهای سیاسی گزندهاش معروف شد. دینگلشتت عضو جنبش لیبرال آلمان جوان بود و هجوهای علیه شاهزادههای آلمانی بهویژه «آرگنوتهای جدید» (Die Neuen Argonauten, 1839) و مجموعة اشعار هجو «آوازهای نگهبان شب شهری» (Lieder eines Kosmopolitischen Nachtwächters, 1841) را نوشت که انتشار کتاب اخیر موجب شد که کار معلمی را در 1841 از دست بدهد. بین 1841 و 1843 در پاریس و لندن گزارشگر بود و رویکرد سیاسیاش را تغییر داد که نقطه شروع زندگی شغلی او در جایگاه یک دولتمرد بود. وی مدیر انتصابی تئاتر دربار در مونیخ و وایمار و بعداً مدیر اپرا و تئاتر هوفبورگ در وین شد. از جمله فعالیتهای وی بازتولید تحسینانگیز آثار کلاسیک آلمانی و نمایشهای ویلیام شکسپیر بود. او همچنین بنیادگذار انجمن آلمانی شکسپیر بود و بسیاری از نمایشهای شکسپیر را ترجمه کرد. وی چند رمان از جمله «آمازون» (Die Amazone, 1869) و یک زندگینامة خودنگاشت مختصر به نام «تصویر مونیخ» (MünchenerBilderbogen, 1879) نوشت.
، نام مستعارِ جانگ وِیجر (ت. 1904، چانگد، ایالت هونان، چین- و. 4 مارس 1986، پکن) نویسندﮤ چینی که بهخاطر موفقیت بسیارِ داستانهای کوتاهش در مورد زنان جوان چینی که زندگی غیرمتعارفی دارند شهرت دارد. وی در خانوادة اشرافی رو به افولی به دنیا آمد. تحصیلاتش را در مدارس ایالتی هونان به پایان رساند و سپس در 1921 به شانگهای و نانجینگ سفر کرد. بعد از دورة کوتاهی در دانشگاه شانگهای به پکن رفت و در آنجا در 1925 شیفتة شاعر چپگرای آینده هو یپین شد. دینگ لینگ تحت تأثیر «مادام بواری» (Madame Bovary) اثر گوستاو فلوبر و رمانهای دیگر اروپایی نوشتن داستانهای کوتاهی را شروع کرد که تا اندازهای خودزندگینامه بودند و در آنها نوع جدیدی از قهرمان زن چینی را خلق کرد؛ قهرمان بیباک، مستقل و پرشور که درعینحال در جستوجویش برای معنای زندگی حیران و به لحاظ عاطفی ناخرسند است. این وقایعنامههای زنان غیرسنتی چینی موفقیتی سریع برایش به همراه داشت. تا 1930 وی سه مجموعه از داستانهای کوتاه و یک رمان کوتاه را منتشر کرده بود. در این بین هو یپین، که پیشرفت کمی در حرفة ادبیاش کرده بود، توجهش به مسائل سیاسی معطوف شده و عضو دسته نویسندگان چپگرا شده بود. وی سپس عضو حزب کمونیست چین شد و به دست مقامات ناسیونالیست بازداشت و در 1931 اعدام شد. دینگ لینگ خودش در همان سال عضو حزب کمونیست شد و روزنامههای گروه نویسندگان چپگرا را ویرایش میکرد. تغییر عقیدة دینگ لینگ به مارکسیسم منجر به نوشتن «سیل» (Shui, 1931) با گرایش کارگری شد که بهعنوان الگوی داستان سوسیالیستی رئالیستی در چین مورد تحسین قرار گرفته است. وی در 1933 بهوسیله عوامل حزب ناسیونالیست ربوده شد و تا 1936، که با لباس سربازی فرار کرد و به کمونیستها در ینان پیوست، زندانی بود. در آنجا با مائو زدونگ دوست شد ولی بهطور کامل نسبت به جنبش کمونیست فاقد دید نقادانه نبود و نارضایتیهایش را آشکارا در داستانها و مقالات روزنامه بیان میکرد که در نتیجه مائو او را به کنار گذاشت. دینگ لینگ به انتقادش از حزب، بهخصوص در مورد حقوق زنان، ادامه داد. آثارش بهطور رسمی سانسور شد و بهعنوان فردی راستگرا در 1957 از حزب اخراج شد. به مدت پنج سال طی انقلاب فرهنگی زندانی شد. در 1975 آزاد شد و عضویتش در حزب کمونیست در 1979 دوباره به او داده شد. آثار منتشرشدة متأخر وی شامل تعدادی مقالة انتقادی، داستانهای کوتاه و نثرهای داستانی بلند است که بعضی از آنها در «من خودم یک زن هستم» (I Myself Am a Woman, 1989) چاپ شد.
نام مستعارِ ژوئاکین گیلیِرمه گومیش کوئلیو (ت. 14 نوامبر 1839، پورتو، پرتغال- و. 12 سپتامبر 1871، پورتو) شاعر، نمایشنامهنویس و رماننویس پرتغالی که نخستین رماننویس بزرگ طبقة متوسط مدرن پرتغال است. دینیش به بیماری سل مبتلا بود و همین امر وی را مجبور کرد که از استاد جانشینی دانشکدة طب پورتو استعفا کند. قبلاً چندین قصه از زندگی روستایی در Jornal do Porto منتشر کرده بود. برای بازیابی سلامت خود در شهر ساحلی اوار اقامت گزید و رمانی به نام «شاگردان سنهور ریتور» (As pupilas do Senhor Reitor, 1867) نوشت کهبیشترین معروفیتش از آن است و زندگی و منظرة روستا را به سبک ساده و خوشایندی توصیف میکند. این داستان براساس وضعیت خانوادگی وی (انگلیسی بودن مادرش) نوشته شده و تأثیر فرهنگ انگلیسی را بر فرهنگ پرتغالی تشریح کرده است. وی بهعلت موفقیت سریع این کتاب، «یک خانوادة انگلیسی» (Uma Família inglesa, 1868) را نوشت که رمانی در توصیف جامعة انگلیسی در پورتو بود. اشعار و نمایشنامههای دینیش پس از مرگش منتشر شد، اما او بیشتر با رمانهایش معروف شده است.
در افسانههای یونانی، فرمانده 80 کشتی آرگوسی و یکی از معتبرترین فرماندهان جنگ تروا. کارهای بزرگ او زخمیکردن آفرودیته، کشتن رسوس و سربازان تراسی او، و تصرف تندیس پالادیومِ تروا، که شمایلی از الهة پالاس آتنا حافظ تروا بود، را شامل میشدند. او پس از جنگ تروا به خانه بازگشت و پی برد که همسرش بیوفایی کرده است (مجازات آفرودیته) و اینکه دعوی او نسبت به تخت سلطنت آرگوس مورد انکار قرار گرفته است. دیومدس برای نجات جانش از طریق دریا به ایتالیا رفت و آرگیرَیپا (بعدها آرپی) را در آپولیا بنیان نهاد و سرانجام با ترواییها صلح کرد. او بهمثابة قهرمان در آرگوس و متاپونتوم پرستش میشد. مطابق منابع رومی، آفرودیته همراهان او را تبدیل به پرنده کرد و آنها که جز با یونانیان با همه دشمن بودند در جزایر دیومدس حوالی آپولیا زندگی میکردند.
خروسوستوم، دیون خروسوستوموس، دیو خروسوستوموس، دیو پروسائوس یا دیو کوکّیانوس نیز نامیده میشود (ت. حدود 40 پس از میلاد، پروسا، بیتونیا-و. حدود 112) خطیب و فیلسوف یونانی که بهسبب نوشتهها و سخنرانیهایش در روم و سراسر امپراتوری آن مشهور شد. نام خروسوستوم به معنای «دهانطلا» است. دیون بهعلل سیاسی در 82 پس از میلاد از بیتونیا و ایتالیا تبعید شد و 14 سال در سرزمینهای اطراف دریای سیاه سرگردان بود و با زندگی تهیدستانه که کلبیون تبلیغ میکردند سر کرد. با مرگ امپراتور دومیتیانوس، تبعید او پایان یافت و دورة جدیدی از زندگی خود را آغاز کرد. مجموعة 80 «خطابه» به همراه قسمتهایی از خطابههای دیگر از وی بهجا مانده است، اگرچه برخی از آنها گفتوگو یا مقالة اخلاقیاند و دوتاشان نیز به غلط به وی نسبت داده شدهاند. چهار تای آنها نطق خطاب به ترایانوساند. در «المپیکوس» (Olympicus)، فیدیاسِ پیکرتراش اصولی را که در مجسمة مشهور زئوس از آنها پیروی کرده، توضیح میدهد و برخی گمان کردهاند که گوتهولت لسینگ، نمایشنامهنویس آلمانی، از همین قطعه متن در «لائوکوئون» (Laokoon) الهام گرفته است. دیون در «دربارﮤ آیسخلوس، سوفوکلس و ائوریپیدس» (On Aeschylus, Sophocles and Euripides) نگرش به داستان فیلوکتتِس از جانب سه تراژدینویس را با هم مقایسه میکند. معروفترینِ خطابهها «اویبکس» (Euboicus)است که زندگی روستایی را در جزیرة ائوبویا توصیف میکند و سند مهمی در تاریخ اجتماعی و اقتصادی است. دیون بهعنوان یونانی وطنپرستی که حکومت روم را پذیرفت نمایندة دورة احیای اعتماد به نفس یونانی در تحت امپراتوری روم بود؛ دورهای که خود آغازة نهضت جدید یا دومین نهضت سوفسطایی در قرن دوم پس از میلاد شد.
در اساطیر یونان، معشوقة زئوس و، در منطقهای دورافتاده، شریک در پرستش زئوس. چون معشوقه و همسر زئوس معمولاً الهه هرا ذکر شده است، گمان میرود که دیونه چهرة قدیمیتری از هرا باشد. دیونه بهصورتهای مختلفی توصیف میشده است. در «ایلیاد» (Iliad) مادر الهه آفرودیته از پشت زئوس معرفی شده، اما در «تولد خدایان» (Theogony) اثر هزیودوس فقط دختر اوشیانوس ذکر شده است.
ویژگی ایزد دیونوسوس یا مذهب پرستش دیونوسوس؛ بهویژه، آنِ کسی که هوسباز شوریده و عیاش است. فریدریش نیچة فیلسوف دو اصطلاح دیونوسوسی و آپولونی را در اثر خود «زایش تراژدی» (Birth of Tragedy) برای تحلیل و توصیف مشخصة تراژدی یونان بهکار برد. مطابق سخنِ او، تراژدی یونان نتیجة آمیزش عناصر دیونوسوسی و آپولونی است و عناصرآپولونی نمایشگر عقل، شکیبایی و انسجامند. نیز نکAPOLLONIAN.
Dionysius or Dionysios \'dī-ə-'nish-ē-əs, -sē-əs, -shəs; -'nī-sē-əs;-'niz-ē-əs\
(شکوفایی حدود 20 پیش از میلاد؛ ت. هالیکارناسوس، کاریا، آسیای صغیر) مورخ و بلاغی یونانی که تاریخ روم وی، که از آغاز تا نخستین جنگ میان روم و کارتاژ (246-241ق. م) را دربر میگیرد، به همراه اثر لیوی ارزشمندترین منابع تاریخ روم کهن هستند. دیونوسیوس در 30 قبل از میلاد به رم مهاجرت کرد و تاریخ خود، که در آن در پی اثبات رومیان برای یونانیان بود، را در 7 قبل از میلاد آغاز به نوشتن کرد. از 20 جلد آن فقط نه جلد اول و بخشهایی از جلد 10 و 11 در دست است. نظریههای ادبی و بلاغی وی در چند رسالة موجود زیر مطرح شده است: «دربارة تقلید» (On Imitation) که مشتمل بر نقد نویسندگان است؛ «تفسیرهایی دربارة خطیبان باستان» (Commentaries on the Ancient Orators)، و «دربارة نظم واژگان» (On the Arrangement of Words) که تنها پژوهش باقیماندة باستانی دربارة قواعد نظم واژگان و جناس مصوت است.
باکوس نیز نامیده میشود. در اساطیر یونان و روم، خدای طبیعت که مسئول حاصلخیزی و گیاهان است و بهخصوص بهعنوان خدای شراب و سرمستی شناخته شده است. دیونوسوس طبق رایجترین روایت پسر زئوس و سمله، دختر کادموس (پادشاه تبِس)، اما در اصل الهة فریگیهای زمین بود. هرا، که همسر حسود زئوس بود، سمله را متقاعد کرد که برای اثبات الوهیت دوستدار خود، از زئوس بخواهد بهصورت شخصی واقعی ظاهر شود. زئوس این خواست او را پذیرفت، اما قدرت وی برای سملة فانی که با صاعقه از پا درآمد بسیار زیاد بود. بااینوجود زئوس پسر سمله را به درون ران خود دوخت و او را نجات داد و تا زمان بلوغ حفظش کرد؛ بدینترتیب او دو بار متولد شد. سپس دیونوسوس توسط هرمس به محلی موهوم به نام نیسا انتقال داده شد تا بهوسیلة باکانتها (منادها یا تیادها) پرورش داده شود. بهعلت اینکه دیونوسوس آشکارا نمایشگر شیره، عصاره یا عنصر مایة حیات در طبیعت بود، جشنهای میگساری بیحدوحصر به افتخار او بهطور گسترده نهادینه شد. این جشنها، که بهعنوان جشنهای دیونوسوس (یا باکانالیا) شناخته شدهاند، بهسرعت در میان زنان در دوران بعد از تمدن موکنای پیروانی پیدا کرد، اما مردان دشمن این رویدادها بودند. نیز نک BACCHANTE.
(ت. 11 دسامبر 1906، داکار، افریقای غربی فرانسه [درحالحاضر سنگال]- و. 25 نوامبر 1989، داکار) سنگالی شاعر و ثبت و ضبطکنندة قصههای عامیانه و افسانههای سنتی مردم ولوف. دیوپ تحصیلاتش را در دو شهر داکار و سن- لوئیِ سنگال گذراند و سپس در رشتة دامپزشکی تا 1933 در دانشگاه تولوزِ فرانسه درس خواند. به دنبال آن بهعنوان جراح دامپزشک دولتی سفرهایی به سودان و بورکینا فاسو و موریتانی و ساحل عاج کرد. از 1961 تا 1965 سفیر سنگالِ تازهاستقلالیافته در تونس بود. او برای سرودن اشعار تغزلیاش مشهور است که تعداد کمی دارند ولی به زیبایی سروده شدهاند. با هموطنش لئوپُلد سدار سانگور در دهة 1930 در جنبش سیاهان، که خواهان بازگشت به ارزشهای فرهنگی افریقایی بود، نقش فعالی داشتند. در «دامها و کورسوها» (Leurres et lueurs)، که گزیدهای از اشعار او سرودهشده بین سالهای 1925 و 1960 است، به بررسی و تحقیق در مورد راز و رمز زندگی افریقایی میپردازد. دیوپ در 1964 بهخاطر «قصههای آمادو کومبا» (Les Contes d’Amadou Koumba, 1947) و «قصههای تازةآمادو کومبا»(Les Nouveaux Contes d’Amadou Koumba, 1958 )، که هر دو در دهة 1960 تجدید چاپ شدند، و «قصهها و تفسیرها» (Contes et lavanes, 1963) برندة جوایزی ادبی شد. این کتابها شامل قصههایی بودند که اولینبار بهوسیله قصهگوی خانوادهاش (قصهگویی که وظیفهاش حفظ و سنن شفاهی قبیله است) برای او گفته شده بود. مهارت دیوپ در ارائة ظرایف گویش و ایما و اشاره به شهرت کتابهایش افزود که برگزیدهای از آنها در 1967 در قالب متون درسی دوباره چاپ شد. «قصههای آوا» (Les Contes d’Awa) را در 1978 منتشر کرد. خودزندگینامة وی به نام «قلم ترمیمشده» (La Plume rabouteé) نیز در 1978 منتشر شد.
(ت. 9 جولای 1927، بوردو، فرانسه- و. 1960. داکار، سنگال) یکی از بااستعدادترینها در میان شاعران جوان افریقای غربی فرانسه در دهه 1950 که مرگ غمانگیز او در سانحة سقوط هواپیما آیندة درخشان کارش را از بین برد. نوشتههای دیوپ در «کوبش دسته هاون» (Coups de pilon, 1956)، که تنها مجموعة باقیمانده از او است، اشعاری تند علیه ارزشهای فرهنگی اروپا است. این اشعار رنجهای افریقاییان را در تحت تجارت برده و در یوغ حکومت استعماری یکی یکی ذکر میکند و برای رسیدن به آیندة شکوهمند برای افریقا دعوت به انقلاب میکند. او جزو نویسندگان سیاهپوست رادیکال بود و هرگونه حاصل مثبت از تجارب استعمار را رد میکند و اظهار میداشت که آزادی سیاسی مقدم بر احیای فرهنگی و اقتصادی است. او در فرانسه بزرگ شده و بیشتر عمرش را در آنجا گذرانده بود، اما فرهنگ اروپایی را رد میکرد و اندک سالهای آخر عمرش را در افریقا گذرانده، ابتدا در مدرسهای در سنگال و سپس در گینه تدریس کرد. امه سزِر، شاعر اهل جزیرة مارتینیک، تأثیر آشکاری بر اشعار او داشت؛ اشعاری که اولینبار در مجلة Présence Africaine و در «گزیده شعر نوسیاهپوست وماداگاسکار» (Anthologie de lanouvelle poésie nēgre et malgache) اثر لئوپُلد سدار سانگور منتشر شد.
(در روم) کاستِر و پولاکس یا (در یونان) کاستر و پولیدیوس نیز نامیده میشود. در اساطیر یونان و روم، خدایان توأمانی که به ملاحان کشتیشکسته کمک میکردند و مردم برای بادهای مساعد به درگاه آنها قربانی میکردند. آنها فرزندان لِدا و از پشتِ زئوس یا تیندارئوس (دومی شوهر لدا) بودند. براساس برخی نسخهها، کاستر پسر تیندارئوس و بنابراین فناپذیر بود درحالیکه پولاکس پسر زئوس بود.
(ت. سینوپ [اکنون در ترکیه]؛ شکوفایی اواخر قرن چهارم پیش از میلاد، آتن- و. اسمیرنا؟ [ازمیر کنونی، ترکیه]) شاعر یونانی تابع مکتب غیرسیاسی و رئالیستی آتن به نام کمدی جدید که شکل قدیمیتر آداب و رسوم بود. دیفیلوس در آتن کار و زندگی میکرد و معاصر مسنتر مناندِر نمایشنویس بود. آثار وی، که حدود 60 تای آنها شناخته شده است، بخشی در پارهنوشتهای یونانی باقیاند و بخشی به دست دو استاد نمایش کلاسیک رُم، پلاوتوس (در دو اثر «کاسینا» [Casina] و «طناب»Rudens]]) و ترنتیوس (در «آدلفی» [Adelphi]) به لاتینی اقتباس شدهاند. دیفیلوس در صحنههای اکشن و نمایشی بینظیر گشت و سبکش بهخصوص با تخیل و تصویرپردازی زنده شاخص است.
[یونانی آن diplásios یعنی دوگانه، دوبرابر] درعروض سنتی 1- نسبت دو به یک، به عبارت دیگر، ضربی که دو برابر طول یک هجای کوتاه است. 2- دارای تکرار یک الگوی وزنی.
نسخهبرداری دقیق، چنانکه گفته میشود نسخة دیپلماتیک یک متن. در ابتدا واژة دیپلماتیک به معنی «مربوط به نسخههای اصلی از مدارک رسمی» بوده و دیپلم به هر مدرک رسمی گفته میشده است. قسPARADIPLOMATIC.
[یونانی آن dipodía مشتق از dípous به معنی دوپا، متشکل از di- به معنی دو + pod- و poús به معنی پا] در عروض سنتی، جفت پایة موزون که یک واحد در نظر گرفته میشود. شعر مرکب از دو هجای بلند و کوتاه، شعر دوهجایی ضربانجام و سههجایی ضربانجام همه بهوسیلة دوپایهها سنجیده میشوند. در آنها یک یکوزنی شامل یک دوپایه، یک مصراع چهارپایهای، یک مصراع سهوتدی ششپایهای، و یک مصراع چهاروتدی هشتپایهای است. زمانیکه شعر مرکب از دو هجای بلند و کوتاه و شعر دوهجایی ضربانجام بهوسیلة پایة واحدی سنجیده میشود، سهپایه، چهارپایه، ششپایه نامیده میشود.
(ت. 6 آگوست 1934، نیویورک، ایالت نیویورک، ایالات متحده) شاعر امریکایی، یکی از معدود زنان جنبش بیت که به والایی رسید. دی پریما پس از حضور یافتن در کالج اسوارتمور، به روستای گرینویچِ شهر نیویورک رفت و با سبک زندگی بوهمی (کولیوار) که معرف جنبش بیت بود زندگی گذراند. نخستین کتاب شعر او «نوعی از پرنده که وارونه پرواز میکند» (This Kind of Bird Flies Backward) در 1958 منتشر شد. در 1961با لیروی جُونز (اکنون امیری باراکا) ماهنامة شعریFloating Bear را راه انداختند که شعرهای خودشان و دیگر نویسندگان برجستة بیت همچون جک کرواک و ویلیام باروز را منعکس میکرد. دی پریما دو مرکز نشر با عنوان Poets Press و Eidolon Editions نیز تأسیس کرد که مخصوص چاپ آثار شاعران آوانگارد بودند. از 1974 در مؤسسة ناروپا در بولدر، کولورادو، مدرس بود. آثار دی پریما اگرچه ناآرامیهای سیاسی و اجتماعی ایالات متحده طی دهههای 1960 و 1970 را منعکس کردهاند، بیشتر شخصی بودهاند و شعرهای او دربارة روابطش، فرزندانش و تجربیات روزمرة زندگی نمود بارز دارند. بسیاری از نوشتههای اخیر دی پریما نشاندهندة دلبستگی وی به مذاهب شرق، کیمیاگری و کهنالگوهای زنانه است. مجموعههای شعری اخیر او «راهنمای جدید بهشت» (The New Handbook of Heaven, 1963)، «اشعاری برای فرِدی» (Poems for Freddie, 1966/ بعدها با عنوان «اشعار فرِدی» (Freddie Poems) منتشر شد)، «آواز زمین: شعرها 59-1957» (Earthsong: Poems 1957-59, 1968)، «کتاب زمان» (The Book of Hours, 1970) «لوبا، قطعات 1-8» (Loba, Parts 1-8, 1978) و «قطعات یک آواز» (Pieces of a Song, 1990) نام دارند. همچنین او کتابی شامل داستانهای کوتاه با عنوان «ضیافتها و کابوسها» (Dinners and Night mares, 1961/ ویرایش مجدد 1974) زندگینامهای خودنگاشت تحت عنوان «خاطرات یک بیتی» (Memoirs of a Beatnik, 1969) و تعدادی نمایشنامه، که در مجموعهای با عنوان «کدپستی» (ZipCode, 1992) جمعآوری شدهاند، دارد.
صیغة جمع آنdipsades [یونانی آن dipsás، مشتق از dípsa به معنی عطش] ماری بزرگ با نیشی که گفته میشود عطش شدید ایجاد میکند. این مار موضوع داستانی است که چندین نویسندة یونانی از جمله سوفوکلس آن را بیان کردهاند. براساس اسطوره، زئوس سپاسگزار کسانی بود که هویت خداوند دزدندﮤ آتش را برایش فاش کردند. او به این خبردهندگان پادزهری برای سالخوردگی داد و آنها پادزهر را بر پشت الاغی که میبایست خود بهتنهایی طی مسیر کند بار کردند. الاغ بسیار تشنه شد و کنار چشمهای که بهوسیلة ماری محافظت میشد، توقف کرد. مار نخست الاغ را از خوردن آب بازداشت، اما وقتی به چیستی بار او پی برد پیشنهاد معامله کرد. مار پس از دست یافتن به محتویاتِ بار، پوست انداخت و الاغ تشنگیاش را فرو نشاند.
[در انگلیسی میانه dirige، dergeاز واژﮤ لاتینی dirige (صیغة امر مفرد از dirigere به معنی راه نمودن)، نخستین کلمه از یک سرود تهلیلی مربوط به مراسم کفن و دفن، برگرفته از مزامیر (مزمور9 : 5 در نسخة وولگات)]1- آهنگ یا سرود مذهبی در ماتم یا سوگواری بهویژه آنکه برای مراسم یا یادبودهای خاکسپاری تنظیم شده است. 2- قطعهای مکتوب که شبیه مرثیه و در بیان احساس یا غم سنگین و عمیق فقدان یک شخص است؛ بهخصوص شعر از این نوع. قسELEGY.
[یونانی آن dísēmos دارای دو ضرب یا دو هجای کوتاه، مرکب از diبه معنی دو + sêma به معنی نشانه] در عروض سنتی، هجای بلند که بهعنوان دو هجای کوتاه بهحساب میآید. وقتی یک هجای معمولاً بلند به دو هجای کوتاه تجزیه میشود این را میتوان ÈÈ تقطیع کرد و وقتی دو هجای معمولاً کوتاه به یک هجای بلند تبدیل میشوند، میتوان در ادغام آن را بهصورت ÈÈ تقطیع کرد.
(ت. 21 دسامبر 1804، لندن، انگلستان- و. 19 آوریل 1881، لندن) سیاستمدار و رماننویس بریتانیایی که نخستوزیر انگلستان در 1868 و در 1880-1874 بود. او، که از تبار یهودیهای ایتالیایی بود، بهعنوان یک مسیحی تعمید داده شد و این تصمیم پدرش بود که بعدها به او امکان داد تا وارد مجلس شود. در 17 سالگی برای یک موسسة وکلا کار میکرد، اما سرمایهگذاری در طرح پولسازِ مشکوکی او را در بدهی گرفتار کرد. چون افشا شد که نویسندة رمان «ویوین گری» (Vivian Grey, 1826-27) است، شهرتش بیشتر آسیب دید زیرا که در این رمان ابعاد دیگری از اوضاع مالیاش را نوشته بود. این رمان با همه خطاهایش یک الگو شد که در آن، تخیل دیزریلی با نیکبختیهای خصوصی و سیاسیاش در هم تنیده شده بود. برای چهار سال بعد دیزریلی اندکی توفیق یافت، اما در 1831 رمان عجیبوغریب دیگری به نام «دوک جوان» (The Young Duke) نوشت. در 1830 یک سفر 16 ماهه به کشورهای مدیترانه و خاورمیانه داشت. پس از بازگشت به انگلستان، چهرة جذابی را که چندان هم مردمپسند نبود به نمایش گذاشت. رمان «کونتارینی فلمینگ» (Contarini Fleming, 1832)، که دربارﮤ سفر اخیرش بوده است، زندگینامه خودنگاشت جالبی محسوب میشود. در اوایل دهه 1830 چندین بار برای ورود به مجلس اقدام کرد، اما شهرت غیرقابل اعتمادش تا 1837 مانع از آن شد. دیزریلی خیلیزود مهارتش را درمقام سخنران و استاد سیاستهای مجلس ثابت کرد. رفتار افراطی او و نیز رابطة آشکار با یک زن متأهل (اصلِ قهرمان زن موجود در رمانش «هنریئتا تمپل» (Henrietta Temple, 1837)) به بدنامیاش افزود. وقتیکه رهبر حزب محافظهکار، سر رابرت پیل، او را از کابینهاش بیرون انداخت، دیزریلی با رمان «کانینگزبی» (Coningsby, 1844) عکسالعمل نشان داد که در آن محافظهکاران ملالآور و پراگماتیست طبقه متوسط با حامیان دیزریلی، که یک گروه اشرافی، نوستالژیک، و رمانتیک از توریهای جوان با لقب انگلستان جوان بودند، مقایسه شده بودند. این رمان اولین از سهگاﻧﮥ او، که بهعلاوه شامل «سیبیل» (Sybil, 1845) و «تانکرد» (Tancred, 1847) میشد، بود. دیزریلی رهبری حزب محافظهکار را به دنبال سقوط پیل در دست گرفت و بدینترتیب در 1868 نخستوزیر گردید. ویلیام ایی. گلَدستون از حزب لیبرال رودرروی او قرار داشت و در بین دو دورة نخستوزیریِ دیزریلی وزارت را گرفت. در 1870 دیزریلی رمان سهجلدی کمدی سیاسی «لوتر» (Lothair) را منتشر کرد که بهسبب وقاحتش سرزنش شد. در 1874 در 70 سالگی، دیزریلی دورة دوم نخستوزیریاش را شروع کرد. با از دست دادن سلامتیاش، مقام نجیبزادگی را پذیرفت و به لقب ارلِ بیکنزفیلد رسید و مقامش به ریاست مجلس اعیان تنزل یافت. پس از آن، اقبالش کمرنگ شد و حزب محافظهکار در انتخابات 1880 به شدت شکست خورد. او رهبری حزب را ادامه داد و رمان استوار و پر از خاطرات سیاسی «اندیمیون» (Endymion, 1880) را در 3 جلد، که دورة نخست زندگانی او را بهخاطر میآورد، به پایان رساند.
عبارتی که تی. اس. الیوت در مقالة «شاعران ماوراءالطبیعی» (The Metaphysical Poets, 1921) برای شرح تغییری بهکار برد که در شعر انگلیسی پس از دوران اوج شاعران ماوراءالطبیعی رخ داد. براساس نظر الیوت، گسست قریحه نتیجة تحول طبیعی شعر پس از شاعران ماوراءالطبیعی بود که احساس میکردند «اندیشهشان به اندازة رایحة گل سرخ، بیواسطه است». این پدیده، یعنی «درک حسی مستقیم اندیشه» یا آمیزش اندیشه و احساس، که الیوت آن را نظام قریحه مینامد، ازسوی شاعران متأخر به فراموشی سپرده شد. الیوت گسست قریحه را در زبانهای فخیم و عواطف خام شاعران متأخر نشان داد.
رمانی تجربی اثر کارلوس فوئنتِس،که در 1980 با عنوان Una familia lejana منتشر شد و به موضوع واقعیات جایگزین و در حال تغییر میپردازد. بخش عمدة رمان را اشرافی بسیار فرهیخته، کُنت دِ برانلی فرانسوی، در یک بعدازظهر برای راوی بازگو میکند. برانلی میگوید که هنگام بازدید از ویرانههای تولتِک در مکزیک با باستانشناسی به نام اوگو اردیا و پسرش ویکتور طرح دوستی ریخته است. ماهها بعد هنگامیکه برانلی به پاریس بازمیگردد، با مرد فرانسوی دیگری به نام ویکتور اردیا ملاقات میکند. ویکتور اخیر در قالب روح ظاهر شده و روح پسرش آندره در پسر اوگو اردیا حلول کرده است. در پایان رمان مشخص میشود که راوی همسانة کارلوس فوئنتس است درحالیکه زندگی دیگری را دارد.
[یونانی آن dístichon، از اسم خنثای dístichos یعنی دارای دو ردیف و حاوی دو شعر، از di به معنی دو + stíchos به معنی ردیف، مصراع، شعر] نوعی استروفه متشکل از دو مصراع.
[فرانسوی قدیم به معنی کلمه، عبارت،برگرفته از اسم مفعولِ فعل dire به معنی گفتن] شعر کوتاهِ معمولاً آموزنده و گاهی انتقادی در ادبیات فرانسة قرون وسطا که اغلب به موضوعات ساده میپرداخته است.
[یونانی آن dithýrambos] شعر، آواز یا سرود مذهبی کُر در یونان باستان که نقالان در فستیوالی که برای تکریم الهه دیونوسوس برگزار میشد میخواندند. این قالب در حدود قرن هفتم قبل از میلاد بهوجود آمد و در آوازهای جشنهای تحت رهبری مردی که به گفتة آرخیلوخوس به «صاعقة عقلزدای شراب» دچار شده بود بهکار میرفت. این قالب شعری در تقابل با شعر پئین نامخموری بود که در ستایش آپولو بهکار میرفت. دیتیرم دوران شناسایی و رشد ادبی خود را در حدود 600 قبل از میلاد و هنگامی آغاز کرد که آریونِ شاعر آثاری را به این سبک سرود و آنها را نامگذاری کرد و بهصورت رسمی در مسابقات آیینی دیونوسیا در کورنث عرضه کرد. در پایان قرن ششم پیش از میلاد، دیتیرم یکی از انواع ادبی شناختهشده محسوب میشد. یکی از مشهورترین متخصصان آن لاسوسِ هرمیونی (تولد حدود 548 ق. م) بود که گفته میشود از معلمان پیندار بوده است. دوران طلاییِ دیتیرم دوران طلایی شعر غنایی کُر یونان نیز بوده است. سیمونیدسِ کئوسی،پیندار و باخولیدس از جمله شاعرانی بودند که دیتیرم میسرودند. قصیدة هجدهم باخولیدس، بدانجهت غیرمعمول است که گفتوگوی میان گروه کُر و یک تکخوان را دربر دارد. این نوع کوششها برای افزایش جذابیت دراماتیک روایات شاید توضیح دهد که چرا دیتیرم کلاسیک جای خود را به شیوههای جدیدتر عرضه تراژدی داد. از حدود 450 قبل از میلاد، شاعرانِ دیتیرمی عناصر شگفتانگیزتری از زبان و موسیقی را بهکار گرفتند تا حدی که برای منتقدان ادبیِ قدیم واژة «دیتیرمی» حاوی معانی «مغلق» و «پرطمطراق» شد. دیتیرم در شعر مدرن نادر است، با وجود این گفته میشود که «بزم اسکندر» (Alexander's Feast, 1697) از جان درایدن شباهتی اتفاقی به قالب دیتیرم دارد. دیتیرم همچنین ممکن است به شعری اطلاق شود که نظام طبیعی آن بهسوی تصنّع گرایش دارد یا به قطعهای نوشته که با سبک پرهیجان و معمولاً در تمجید از موضوع خاصّی سروده شده است.
Diver, Dick and Nicole \'dik-'dī-vər. . . ni-'kōl\
شخصیتهای داستانی، یک زوج امریکایی بدفرجام در اروپا در «شبلطیف است» (Tender Is the Night) از اف. اسکات فیتسجرالد. دیک روانپزشکی جوان و جذاب است که با بیمار اسکیزوفرنی ثروتمندی به نام نیکل وارِن ازدواج میکند. شخصیت دیک برگرفته از خود فیتسجرالد و دوستش جرالد مرفی است و نیکُل از روی همسر فیتسجرالد، زلدا، شخصیتپردازی شده است که او نیز مبتلا به آشفتگی روانی و اضطراب بوده است.
شعر بلند روایی با عنوان اولیه «کمدی» (Commedia/ منتشرشده در حدود 1555 با عنوان «کمدی الهی» (la divina commedia)) که حدود 1310-1314 بهوسیلة دانته به نگارش درآمده است. این اثر به سه بخش اصلی دوزخ (Inferno)، برزخ (Purgatorio) و بهشت (Paradiso) تقسیم شده است که سفر انسانی را از ظلمات و گناه بهسوی مکاشفة نور الهی، که به لقای فرخندة خداوند میانجامد، تشریح میکند. این اثر اغلب بهمثابة یکی از بزرگترین آثار ادبی جهان قلمداد شده است. طرح کمدی الهی ساده است: مردی بهطور شگفتانگیزی موفق به دیدار ارواح در جهنم، برزخ و بهشت میشود. او دو راهنما دارد: ویرژیل که در سراسر دوزخ و برزخ وی را هدایت میکند و بئاتریس که او را در بهشت راهنمایی میکند. در طی رویاروییهای داستانیای که از عصر دلانگیز جمعه در 1300 تا یکشنبة عید پاک اتفاق میافتد، دانته شخصیت اصلی داستان آگاهی مییابد که اخراج در انتظار اوست (تبعیدی واقعی که پیش از زمان نوشتن داستان برای او اتفاق افتاده بوده است). این طرح به دانته امکان داد که نه تنها تبعید خویش را به داستانی شیرین تبدیل کند بلکه نشان بدهد که چگونه توانسته است بر گرفتاریهای شخصیاش فائق بیاید و نیز پیشنهادهایی برای حل گرفتاریهای ایتالیا ارائه کند. بنابراین داستان دانته از لحاظ تاریخی هم دقیق است و هم برجسته. تبعید او بهصورت نمونة کوچکی از مشکلات یک کشور عمل میکند و همچنین نشاندهندة سقوط انسان است. سازندة اصلی ساختار کمدی الهی بند (کانتو) است. شعر شامل صد بند است که در سه کانتیکل یا سرود اصلی جمع آمدهاند. بهلحاظ فنی در هر سرود آن 33 بند وجود دارد و یک بند اضافی در دوزخ دیده میشود که در حکم دیباچه برای کل اثر بهکار رفته است. بیشتر بندها از 136 تا 151 مصراع را شامل شده است. طرح وزنیِ شعر ترزا ریما (aba، bcb، cdc، الخ) است. بنابراین عدد مقدس 3 در بخش بخش اثر دیده میشود.دانته کهنالگوی ادبی بازدید از سرزمین مردگان را بهکار میگیرد، اما با آغاز سفرش از آنجا، آن را با جهانبینی مسیحی تلفیق میکند. دوزخ آغاز نادرستی را ترسیم میکند که در طی آن دانته، شخصیت داستان، باید از ارزشهای مضرّی که بهطریقی مانع عروج او بر جهان بالا میشود تطهیر شود. علیرغم طبیعت قهقرایی دوزخ، دیدارهای دانته با دوزخیان در زمرة بهیادماندنیترین لحظات شعر است: بیطرفان، کافران پرهیزکار، فرانچِسکا دِ ریمینی، فیلیپو آرجِنتی، فاریناتا دگلی اُبِرتی، پیِرو دِل وین، برونتّو لاتینی، پاپهای دلالمذهب، اولیس و اوگولینو همگی با قدرت شگرفی خودشان را بر تخیل خواننده تحمیل میکنند. با این حال، سفر در دوزخ عمدتاً فرایند جدایی را نشان میدهد و بنابراین فقط نخستین گام در پیشرفتی کاملتر بهشمار میرود. در برزخ نوسازی روحانیِ قهرمان داستان آغاز میشود. دانته در اینجا بر شخصیت خود غلبه میکند که بتواند بدان وسیله قادر به صعود به عالم بالا شود. او تصویر مسیحی اساسی از زندگی بهعنوان سفر زیارتی را میپذیرد و در مسیر زندگی به دیگر توبهکاران میپیوندد. در انتهای برزخ یعنی جاییکه گناهکاران نادم گناهانشان پاک شده است، ویرژیل که تا جاییکه انسان قادر به درک است- تا آستانة بهشت- دانته را هدایت کرده است، از او جدا میشود. بئاتریس، که آگاهی از اسرار الهیِ ارزانی شده با فیض الهی را مجسم میکند، هدایت سفر دانته را ادامه میدهد.در بهشت احساس خرسندی قهرمانانه بهدست میآید. در اینجا شعر دانته شخصیتهایی را مجدداً زنده میکند که بهنظر میرسد مرگ را نادیده گرفتهاند و در پیروانشان احساس ستایش و تمایل به همذاتی را میانگیزانند. بنابراین بهشت شعر خرسندی و کمال است.
(ت. 11 ژانویه 1864، شلبی، کرولاینای شمالی، ایالات متحده- و. 3 آوریل 1964، رالی، کرولاینای شمالی) رماننویس، نمایشنامهنویس و قانونگذار امریکایی که با قدرت، اندیشة برتری سفیدپوستان را اشاعه داد. وی عمدتاً با رمان «همعشیره» (The Clansman, 1905) شناخته شده که تصویری دلسوزانه از کو کلاکس کان نشان داده است. د. و. گریفیت، دوست دیکسن، این رمان را مبنایی برای ساخت فیلم حماسی «تولد یک ملت» (The Birth of a Nation, 1915) قرار داد. وی در 1886 به عضویت کانون وکلا درآمد. یکسال عضو مجمع قانونگذاری کرولاینای شمالی بود ولی این منصب را ترک کرد تا بتواند بهعنوان مُبلغ مسیحی (1889-1899) باپتیستها در رالی، بوستون و شهر نیویورک خدمت کند. نخستین رمان او «خالهای پلنگ» (Leopard's Spots, 1902) بود که بههمراه همعشیره و «خائن» (The Traitor, 1907) سهگانهای را دربارة جنوب دورة بازسازی تشکیل میدهد. وی رمانهای دیگر و تعدادی نمایشنامه هم نوشت و در حدود 1939 حادثة داستانی دیگری با نام «شمشیر آتشین» (The Flaming Sword) دربارة روابط سیاهپوستان و سفیدپوستان در ایالات متحده به رشتة تحریر درآورد. از وی آثار غیر داستانی نیز بهجای مانده است.
نام اصلیاو فاطمهزهره ایمالایان (ت. 4 آگوست 1936، شرشال، الجزایر) یکی از هوشمندترین و پرکارترین نویسندگان معاصر زن در الجزایر. کار جبار در مقام رماننویس از 1957 با انتشار نخستین رمانش به نام «شیطان» (La Soif) شروع شد. پس از آن «بیقراران» (Les Impatients, 1958) را منتشر کرد که این نیز دربارة محیط بورژوای مستعمرهنشین الجزایر بود.دو رمان بعدی او «بچههای دنیای نو» (Les Enfants du nouveau monde, 1962) و دنبالة آن «چکاوکهای معصوم» (Les Alouettes naïves, 1967) نقل سیر بیداری جمعی زنان الجزایر و توصیف مشارکت آنان در جنگ برای مستقل شدن از فرانسه است که از 1954 تا 1962 ادامه داشت. جبار با همسرش ولید جرن در نگارش نمایشنامة «پگاه خونین است» (Rouge l’aube) همکاری کرد و این اثر در مجلة نقد و بررسی Promesses در 1969 منتشر شد. مجموعه اشعار وی با عنوان «اشعاری برای الجزایر شاد» (Poémes pour l’Algérie heureuse) نیز در همان سال منتشر شد.جبار بیشتر سالهای جنگ را در خارج از الجزایر گذرانید ولی پس از جنگ، در دانشگاه الجزیره به تدریس تاریخ پرداخت و مدیر گروه فرانسة دانشگاه شد و برای شبکه تلویزیون ملّی فیلم میساخت. در 1978 در فیلم خود با عنوان «خوشی زنان کوهستان شنوه» (Nouba des femmes du mont Chenoua) به تحلیل اوضاع زنان الجزایر ادامه داد. این فیلم داستان زندگی یک زنِ مهندسِ الجزایری است که پس از تبعید طولانی در غرب به وطن خویش برگشته است. «زنان الجزایری در آپارتمانشان» (Femmes ďAlger dans leur appartement, 1980/ به همراه داستانها، مقالات و کتابشناسی) مجموعهای از رمانهای کوتاه است که پژوهشهای دیگر وی از دنیای زنان را ارائه میدهد. آثار متأخر او «عشق، خیالی خوش» (L’Amour, la fatasia, 1985)، «سلطانه خانم و سایهاش» (Ombre Sultane, 1987) و «دختران اسماعیل دور از مدینه» (Loin de Médine: Filles d’Ismäel, 1991) نام دارند.
(ت. 5 آوریل 1824، کرَنبروک، کنت، انگلستان- و. 22آگوست 1874، نیلسورث، گلاستِرشر) نویسندة انگلیسی اشعار بینظم که ویژگی اصلی آنها بینظمی، آشفتگی خیال و اغراق در هیجان است؛ یکی از شاعرانی که چارلز کینگزلی آنها را شاعران مکتب آشفتگی نامید. شعر دراماتیک بلند دوبل با عنوان «رومی» (The Roman, 1850) ازسوی منتقدان تمجید شد و زمینة آشنایی نویسنده را با بسیاری از شخصیتهای سیاسی آزاداندیش و ادبا فراهم کرد. شعر رومی در ستایش سال انقلاب 1848 (سالی که طغیانهای عمومی علیه پادشاهان اروپایی صورت گرفت) است. شعر بلند دیگر وی «بالدر» (Balder) (که قرار بود بخشی از یک سـهگانه باشد) موفق از آب درنیامد و در «تراژدی بینظم فریمیلیام» (Firmiliam:…a Spasmodic Tragedy) اثر دابلیو. ایی. اِیتون به تمسخر گرفته شد. وی در تعدادی از مقالات خود، که در 1876 در مجموعهای با نام «اندیشههایی در هنر، فلسفه و دین» (Thoughts on Art, Philosophy and Religion) چاپ شد، مکتب آشفتگی را تشریح کرده است. دوبل ترانههای عاشقانهای نیز سروده و به همراه الِگزاندر اسمیت سانِتِ دنبالهداری دربارة جنگ کریمه نوشته است.
(ت. 10 آگوست 1878، اشتِتین، آلمان- و. 26 ژوئن 1957، امِندینگِن، نزدیک فرایبورک ایم برایسگاو، آلمان غربی) رماننویس و رسالهنویس آلمانی، خوش ذوقترین نویسندة جنبش اکسپرسیونیست آلمان.دوبلین در دانشگاههای برلین و فرایبورک در رشتة پزشکی تحصیل کرد و طبیب شد و در ناحیة کارگرنشین آلِکساندرپلاتس در برلین به روانپزشکی پرداخت. بعد از سلطة نازیها در 1933، یهودی بودن اجدادش و دیدگاههای سوسیالیستیاش او را مجبور به ترک آلمان و رفتن به فرانسه کرد. او در 1940 به ایالات متحده گریخت و در 1941 در آنجا کاتولیک شد. در اوایل دهة 1950 در پاریس سکنا گزید. اگرچه تکنیک و سبک دوبلین تغییر میکرد، اما اشتیاق او به نشان دادن بیارزشیِ آن تمدن که بهسوی ویرانی خویش میرود و شوق نیمهمذهبیاش برای ایجاد وسیلة نجات انسان از رنج دو دلمشغولی همیشگی وی بودند. اولین داستان موفق او «سه جهش وانگ- لون» (Die drei Sprünge des Wang-lun, 1915) در چین جریان دارد و شورشی را توصیف میکند که با قدرت ظالمانة دولت خرد شده است. «والنشتاین» (Wallenstein, 1920) رمانی تاریخی است و «کوهها، دریاها و غولها» (Berge, Meere, und Giganten, 1924/ که با عنوان «غولها» در 1923 دوباره چاپ شد) هجوی شدید علیه آرمانگرایی است. او در معروفترین و اکسپرسیونیستترین رمانش «آلکساندرپلاتسِ برلین» (Berlin Alexanderplatz, 1929) با قدرت، شرایط بشری را در نظم متلاشیکنندة اجتماعی تجسم میبخشد. کتابهای بعدی دوبلین شامل این عناوین هستند:«سفر به بابل» (Babylonische Wandrung, 1934)، که گاه بهمثابة آخرین شاهکار سوررئالیست آلمان توصیف شده؛ «مردان بیرحم» (Pardon wird nicht gegeben, 1935)؛ و دو سهگانه ناموفق متشکل از رمانهای تاریخی. او همچنین رسالههایی دربارة موضوعات سیاسی و ادبی نوشت و «سفر کوتاهی به لهستان»اش (Reise in Polen, 1926) گزارشی مهیج و جالب از سفر به لهستان است. دوبلین پروازش به فرانسه در 1940 و مشاهداتش از آلمان پس از جنگ را در کتاب «سفر سرنوشت» (Schicksalsreise, 1949) شرح داده است.
(ت. 24 ژانویه [5 فوریه در تقویم جدید]1836، نیژنی نوفگرت، روسیه- و. 17 نوامبر [29 نوامبر]1861، سن پترزبورگ) منتقد فایدهگرای افراطی روس که ادبیات سنتی و رمانتیک را رد میکرد. دابرالیوبف فرزند یک کشیش بود و در مدرسهای مذهبی و مؤسسهای آموزشی تحصیل کرد. وی در جوانی، سنتگرایی را طرد کرد و کمال مطلوب خود را در پیشرفتی که علوم غربی عرضه میکرد یافت. در 1856 شروع به نوشتن در نشریة ادواری آزاد و پرتأثیر Sovremennik («معاصر») کرد و از 1857 تا زمان مرگ، منتقد اصلی و در خدمت آن بود. وی تأثیرگذارترین منتقد بعد از ویساریون بلنیسکی در طی دورة روشنفکری بود. شاید مشهورترین اثر وی مقالة «آبلومفیسم چیست» (What is Oblomovism, 1859-60) باشد. این مقاله دربارة پدیدهای است که شخصیتی به نام آبلومف در رمانی به همین نام از ایوان گنچاروف، آن را نمایندگی میکند. این مقاله واژة آبلومفیسم را، که به فردی اطلاق میشود که بسیار اغراق میکند، در زندگی و ادبیات روس پی افکند.
نام کامل او هنری آستین دابسن (ت. 18 ژانویه 1840، پلیمِت، دِوِنشر، انگلستان- و. 2 سپتامبر 1921، لندن) شاعر، منتقد و زندگینامهنویس انگلیسی که عشق و دانش او از قرن هجدهم، به شعرش جلا بخشید و تحقیقات انتقادیاش را تحت تأثیر قرار داد. دابسن در 1856 به بورد بازرگانی پیوست و تا زمان بازنشستگی در 1901 در آنجا کار کرد. نخستین مجموعة اشعارش «نقش و نگار در صورتهای منظوم» (Vignettes in Rhyme, 1873) بود که متعاقب آن «ضربالمثلها در پروسلین» (Proverbs in Porcelain, 1877) منتشر شد. وی در این آثار و همچنین در «با آواز چنگ» (At the Sign of the Lyre, 1885) جلوة درخشان و شوخطبعی و کیفیّات غمبار را نشان میدهد که آثار وی را با اقبال گسترده مواجه ساخته است. آزادی و بیپرواییای که او در بهکارگیری قالبهای فرانسوی از جمله بالاد، سهگانه و روندو نشان داد، موجب احیای استفاده از آنها در ادبیات انگلیسی شد. دابسن بعد از 1885 خود را بیشتر وقف نگارش آثار زندگینامهای و انتقادی کرد. آثاری که دربارة هنری فیلدینگ، تامِس بیوئیک، سر ریچارد استیل، آلیوِر گُلدسمیت، هاریس والپُل، ویلیام هوگارت، سمیوئل ریچاردسن و فَنی برنی تحریر کرد پژوهش دقیق دربارة زندگی در قرن هجدهم و عشق به آن را نشان میدهند. سه قسمت مجموعة «توصیفات قرن هجدهم» (Eighteenth Century Vignettes, 1892-96) و نیز «انساندوستی» (A Paladin of Philanthropy, 1899 and 1901)، مظهر سبک لطیف او در نثر هستند.
(ت. 19 فوریه 1941، آرینج، نیو جرسی، ایالات متحده) شاعر و رماننویس امریکایی که ویژگی آثار او رئالیسم خشک بههمراه شوخطبعی گزنده است. دابینز در دانشکدة شایمر در ماونت کَرولِ ایلینویز تحصیل کرد و از دانشگاه ایالتی وِین و دانشگاه آیووا فارغالتحصیل شد. وی قبل از آنکه در 1969 خبرنگار Detroit News شود، یکسال انگلیسی تدریس کرد. از 1973 همزمان با نگارش داستان و شعر، در مقام استاد مدعوّ و مدرّس در دانشکدهها و دانشگاههای متعددی در امریکا خدمت کرد.نخستین مجموعه شعر دابینز «حیوانات همعقیده» (Concurring Beasts) در 1971 منتشر شد. یک سال پس از آن رمان «مرد کمی شرور» (A Man of Little Evils) را منتشر کرد و از آن پس بهطور متناوب به نگارش شعر و رمانهای جنایی پرداخت و تقریباً هر سال یک کتاب منتشر کرد.مجلدات شعر او بهترتیب زمانی «گریفون» (Griffon, 1976)، «مرگ پرهیجان» (Heat Death, 1980)، «سگ سیاه، سگ سرخ» (Black Dog, Red Dog, 1984)، «شبهای گورستان» (Cemetery Nights, 1987) و «اشعار نو و منتخب 1966-1992» (Velocities New and Selected Poems 1966-1992, 1994) نام دارند. از دیگر رمانهای او «ساراتوگا لانگشات» (Saratoga Longshot, 1976)، «رقاص یکپا» (Dancer with One Leg, 1983)، «سوپ سرد سگ» (Cold Dog Soup, 1985)، «دو مرگ سنورا پاسینی» (The Two Deaths of Señora Puccini, 1988)، «نجات پس از شوک» (After Shocks-Near Escapes, 1991) و «بررسی رستلرز ستمکار» (The Wrestler's Cruel Study, 1993) هستند.
صیغة جمعآن dochmii [یونانی آن dóchmios، از dochmós، dóchmios به معنی جانبدارانه، غیرمستقیم] در عروض سنتی، یک رکن متشکل از پنج هجا که اصولاً هجاهای اول و چهارم آن کوتاه و مابقی بلند هستند (È- -È-). شعر داکمیاک براساس این الگو پایهگذاری شده و عمدتاً در نمایشنامههای یونانی کاربرد داشته است.
(نام کاملآن داستان غمانگیز دکتر فاوستوس) تراژدیای در پنج پرده از کریستوفر مارلُو، که در 1604 منتشر شد، اما یک دهه یا کمی زودتر از آن اجرا شده بود. این اثرِ مارلو بر افسانهای قرون وسطایی استوار است که تنها چند سال پیشتر نخستینبار به زبان انگلیسی ترجمه شده بود. مارلو در دکتر فاوستوس داستان دکتر فاوست را میآورد که احضار ارواح میکند. دکتر فاوست با شیطان پیمانی میبندد تا به موجب آن دانش و قدرت بهدست آورد. هم دکتر فاوستوس و هم مفیستوفلیس که واسطة شیاطین در این تراژدی است با ظرافت و قدرت ادبی توصیف شدهاند. مارلو جاهطلبیهای روشنفکرانه و بزرگ فاوستوس را روایت میکند و آنها را پوچ، خودویرانگر و بیهوده نشان میدهد. نیز نکMEPHISTOPHELES, FAUST
رمانی اثر توماس مان، که با عنوان Doktor Faustus در 1947 به آلمانی منتشر شد. این رمان داستان زندگی آدریان لِوِرکون، آهنگساز آلمانی (1885-1940)، را بیان میکند که ده سال پایانی زندگیاش را در اوج انزوا میگذراند. او، که شخصیتی منزوی و درمانده است، از تجربههای زمان خویش در ساختن موسیقیهایش «میگوید». داستانِ تصنیفات لِوِرکون نمایندﮤ فرهنگ آلمان در دو دهه پیش از 1930- فروپاشی انسانگرایی سنتی و غلبة آمیزهای از پوچگرایی سوفسطایی و توحش بربری که آن را تحلیل برده بود- است. نمود این تحولات در روش موسیقیایی جدید و مضامین تصنیفات لِوِرکون دیده میشود و تا بخش پایانی ادامه مییابد که زمینهای است برای عرضة مرثیة دکتر فاوستوس (در نسخة قرن شانزدهم افسانة فاوست) که در امیدواری با شیطان عهدی بسته بود، اما در پایان سرنوشت او به ناامیدی تنزّل یافت. مان میان تراژدی شخصی لِوِرکون (و تراژدی فاوست) با تراژدی تکبر، انزوا و تباهی آلمان در جنگ جهانی دوم آلمان ارتباط برقرار کرد.
صورت کامل ادگار لارنس (ت. 6 ژانویه 1931، ایالت نیویورک، ایالات متحده) رماننویس امریکایی که با استفادة بهجایش از انواع ادبی سنتی مشهور شده است. داکترو از دانشکدة کنیون فارغالتحصیل شد و پس از آن در دانشگاه کالیفرنیا تحصیل کرد. در 1959 عضو هیئت کتابداران کتابخانة جدید امریکا شد و پنج سال بعد آن کار را رها کرد و سردبیر انتشارات دیال پرس شد. وی در دانشکدهها و دانشگاههای متعددی تدریس کرد که دانشکدة سارا لارنس و دانشگاه نیویورک از آن جمله است. نخستین رمان داکترو «به زمانهای سخت خوش آمدی» (Welcome to Hard Times, 1960) رمانی فلسفی و تغییری در انواع ادبی غرب محسوب میشود. وی در کتاب بعدی خود «بزرگ به اندازة زندگی» (Big as Life, 1966) داستان علمی- تخیلی را برای تشریح عکسالعمل انسان به بحران بهکار برده است. «کتاب دانیل» (The Book of Daniel, 1971) نگاهی داستانی به محاکمه و اعدام جولیِس و اتِل روزِنبرگ به جرم جاسوسی در 1953 است. در «رگتایم» (Ragtime, 1975/ فیلم آن در 1981 ساخته شد)، که موفقترین اثر وی از لحاظ تجاری است، وی از شخصیتهای واقعی امریکای قرن بیستم استفاده میکند که دیدگاه خود را با مهاجران انگلیسی، یهودی و افریقایی امریکاییتبار تبادل میکنند. سه رمان بعدی او «دریاچة لون» (Loon Lake, 1980)، «خوبی جهان» (World's Fair, 1985) و «بیلی باتگِیت» (Billy Bathgate, 1989/ فیلم آن در 1991 ساخته شد) شرایط دورﮤ بحران بزرگ و عواقب آن را بررسی میکنند و «آبنماها» (Waterworks, 1994) به زندگی قرن نوزدهم نیویورک میپردازد. داکترو نمایشنامهای نیز نوشت و «زندگی شاعران» (Lives of the Poets, 1984) را منتشر کرد که یک مجموعه داستان کوتاه است.
نمایشنامهای در چهار پرده و یک مؤخّره از جرج برنارد شاو، که در 1906 اجرا و در 1911 منتشر شد. نمایشنامه حرفة پزشکی را به تمسخر میگیرد و به اظهارنظر مبهمی درخصوص ناتوانی عموم مردم در تمیز رفتار هنرمندان از موفقیت آنان میپردازد.سؤالی دربارة اخلاق پزشکی محور اصلی نمایشنامه پزشک بر دوراهی است. دکتر کولِنزو ریجن باید تصمیم بگیرد که آیا به نجات جان لوئیس دوبدات، هنرمند جذّاب و خوشقریحهای، بپردازد که پول قرض کرده قصد بازپرداخت ندارد و همچنین همسر فداکار خود جنیفر را فریب داده است و یا جان پزشکی را نجات دهد که در عین فقر خویش بیماران تهیدست را معالجه میکند. سردرگمی اخلاقی دکتر وقتی بغرنجتر میگردد که عاشق جنیفر میشود.
رمانی از اَنتونی ترالُپ، که در سه جلد در 1858 منتشر شد. این اثر سومین کتاب از مجموعه «رمانهای بارستشر» (Barsetshire Novels) است که در آن، ترالپ دهکدة خیالی بارسِت را سیاحت میکند.
رمانی اثر باریس پستیرناک (پاسترناک)، که در 1957 در ایتالیا منتشر شد. این داستان حماسی، که دربارة تأثیرات انقلاب روسیه و عواقب آن در خانوادهای بورژوا است، تا 1987 در اتحاد جماهیر شوروی منتشر نشد. یکی از نتایج انتشار این اثر در غرب، طرد کامل پستیرناک ازسوی مقامات شوروی بود؛ زمانیکه او برندة جایزة نوبل ادبی در 1958 شد، مجبور به رد آن شد. این کتاب بهسرعت به یکی از پرفروشترین کتابها در جهان تبدیل شد.دکتر یوری ژیواگو، همزاد پستیرناک یک شاعر و فیلسوف و پزشک است که جنگ و عشق او به لارا که همسر یک انقلابی است زندگیاش را از هم گسیخته است. طبع هنریاش او را نسبت به بیرحمی و خشونت بلشویکها آسیبپذیر میکند. سرگردانی در سراسر روسیه موجب میشود که نتواند کنترل سرنوشتش را بهدست بگیرد و در تنگدستی مطلق میمیرد. شعرهایی که از او باقی میماند از زیباترین بخشهای این رمان محسوب میشوند.
داستانی که تا حد زیادی از مطالب مستند نظیر گزارشهای روزنامهها، صورتجلسات محاکمهها و گزارشهای حقوقی استفاده میکند. از نمونههای آن آثار تیودور درایزِر است.
(ت. 6 سپتامبر 1896، وایدلینگا، حوالی وین، اتریش- مجارستان- و. 23 دسامبر 1966، وین) رماننویس اطریشی که با رمان «شیاطین» (Die Dämonen,1956)، که در آن جامعه و فضای ویندر 1927-1926 را بازگو میکند به موفقیت جهانی دست یافت.دودِرر با درجة افسری به ارتش امپراتوری اطریش در جنگ جهانی اول خدمت کرد و روسها او را به اسارت گرفتند. وی سالهای چندی را در سیبری با کار چوببری گذرانید و در 1920 به وطن بازگشت. در 1925 از دانشگاه وین درجة دکترای تاریخ گرفت. داستان پرهیجان و پیچیدة «قتلی که هر کس مرتکب میشود» (Ein Mord, den jeder begeht, 1938) و چند رمان بعدی او مورد اقبال چندانی واقع نشد. او در دهة 1930 برای مدتی عضو گروهِ بعدا مطرود سوسیالیست ملیگرای اتریش شد و این مسئله را در کتاب خاطراتش با عنوان «خط مماس» (Tangenten, 1964) توصیف کرده است. او در جنگ جهانی دوم، سروان لوفتوافه بود. «پلکان اشترودلهوف» (Die Strudlhofstiege, 1951)، که تاریخ وین 1910-1911 و 1923-1925 را دربر میگیرد، برای نوشتن رمان شیاطین که رمانی موفق شد و شهرت دودرر را بههمراه آورد مبنا گشت. «آبشار اسلانگ» (Die Wasserfälle von Slunj, 1963) نخستین رمان از یک چهارگانه بود که آن چهارگانه با نام «رمان شماره هفت» (Roman Nr. 7) میخواست به شرح زندگی در وین از 1880 تا 1960 بپردازد. دومین رمان این چهارگانه «جنگل مرزی» (Der Grenzwald) بود که ناتمام ماند و پس از مرگ نویسنده در 1967 منتشر شد.
ناماصلی او مری الیزابت میپس (ت. 26 ژانویه 1831، نیویورک، ایالت نیویورک، ایالت متحده- و. 21 آگوست 1905، اونتهاورا پارک، ایالت نیویورک) نویسندة امریکایی کتابهای کودکان و اولین سردبیر مجلة St. Nicholas. مری میپس در 20 سالگی با ویلیام داج وکیل ازدواج کرد و آنها صاحب دو پسر شدند. هفت سال پس از آن همسرش را بهطور ناگهانی از دست داد و برای حفظ استقلال مالی خود، شروع به نگارش داستانهای کودکان کرد. نخستین مجموعة وی «داستانهای ایروینگتون» (Irvington Stories, 1864) به موضوع خانوادة مستعمراتی امریکایی میپرداخت. یک سال بعد اثر کلاسیک محبوب «هنس برینکر» (Hans Brinker) را انتشار داد. در 1873، در میانة بحران اقتصادی، مجلّة St. Nicholas از داج درخواست کرد سردبیری این نشریة جدید کودکان را بپذیرد. از آن پس موفقیت آن مجلّه ناشی از ضوابط ادبی و اخلاقی قوی داج بود. سردبیری عالی او موجب شد St. Nicholas بتواند همکاری نویسندگان مشهور معاصری چون مارک توئین، برِت هارت، لوکریشیا پیبادی هال، لوئیزا می آلکِت، رابرت لوئیس استیوِنسن و رادیارد کیپلینگ را بهدست آورد.
محراب قدیمی زئوس در اپیروس (یونان). از دودونا نخستینبار در «ایلیاد» (Iliad) نام برده شده و روحانیانش Selloi (یا Helloi) نامیده شدهاند و از آنها بهعنوان «ناشسته پاهای خوابیده بر زمین» یاد شده است. این توصیف اشاره میکند به پرستندگان و بندگان الهة زمین یا برخی قدرتهای جهان مردگان (زیرین) که پیوسته روز و شب با معبود خویش در تماس بودهاند. هومر در «اودیسه» (Odyssey) نیز برای نخستینبار از پیشگوی الهی دودونا یاد میکند. معروف بوده که درخت یا درختانی احتمالاً از طریق خشخش برگها و صداهای دیگر که منتشر میکردهاند الهامات الهیرا میرساندهاند. هرودوت (و نه هیچ نویسندﮤ دیگر پیش از وی) از بانوان روحانیای یاد میکند و آنها را گویندﮤ وحیای توصیف میکند که بدون شک، تحت تأثیر برخی از انواع الهام ازسوی خدایگان است. ویژگی دیگر دودونا «برنز» بوده است و آن زنگوﻟﮥ بزرگی بوده که در هر وزش باد، بهوسیلة تازیانهای که در دست مجسمهای ایستاده بر فراز آن قرار داشته به صدا درمیآمده است. این صدای زنگِ مداوم به یک ضربالمثل یونانی- «پول خرد برنجی دودونا» (Khalkos Dodones)- بدل شده است که دلالت بر شخصی دارد که بدون داشتن هیچ حرفی برای گفتن مدام وراجی میکند.
(ت. 1703، حوالی منسفیلد، ناتینگِمشر، انگلستان- و. 23 سپتامبر 1764، دارِم، استان دارم) نویسندة بریتانیایی، کتابفروش در لندن، ناشر، نمایشنامهنویس و سردبیر که در ادبیات انگلستان میانة قرن هجدهم تأثیرگذار بود. وی در انتشار آثار سمیوئل جانسن، الگزاندر پوپ، تامِس گرِی و آلیوِر گُلدسمیت با آنها همکاری میکرد. در مدتی که سرباز پیاده بود، شعر «بندگی» (Servitude, 1729) را منتشر کرد که بعدها با عنوان «شعر در بندگی، جُنگ شعر سربازی پیاده» (The Muse in Livery; or The Footman's Miscellany, 1732) بازچاپ شد. با حمایت مالی دوستانش از جمله الگزاندر پوپ در 1735 انتشاراتی تأسیس کرد و شعر جانسن با عنوان «لندن» (London, 1738) را منتشر کرد و «فرهنگ زبان انگلیسی» (Dictionary of the English Language) جانسن را برای چاپ، پیشنهاد و از آن حمایت کرد. دادزلی چند نشریه ادواری ادبی پایهگذاری کرد که از جملة آنها The Annual Register(1758) با سردبیری فیلسوف سیاستمدار ادمند بِرک بود. دادزلی دو مجموعة بزرگ را سرویراستاری کرد: «مجموعة برگزیدة نمایشنامههای کهن انگلیسی» (A Select Collection of Old English Plays, 1744) و «مجموعة اشعار به قلم نویسندگان مختلف» (A Collection of Poems, By Several Hands, 1748). در 1758 اجرای طولانیمدت تراژدی «کلئون»اش (Cleone) در نمایشخانة کاوِنت گاردنِ لندن آغاز شد.
(ت. 28 نوامبر 1914، بروکلین، ایالت نیویورک، ایالات متحده- و. 21 ژوئن 1983، نیویورک، ایالت نیویورک) شاعر، معلم، کارگردان و نمایشنامهنویس افریقایی- امریکایی و شخصیتی برجسته در تئاتر سیاهان.دادسن، که پسر یک روزنامهنگار بود، در آن هنگام که در کالج بِیتس و دانشگاه یِیل تحصیل میکرد، نوشتن شعر و کارگردانی نمایش را آغاز کرد. در جنگ جهانی دوم، که به خدمت نیروی دریایی امریکا درآمد، نمایشنامههای تاریخی نیروی دریایی برای دریانوردان سیاهپوست و شعر کُر «سرود دوری میلر» (The Ballad of Dorie Miller, 1943) دربارة یک قهرمان افریقایی- امریکایی نیروی دریایی و شعر «مادر سیاه در تابستان 1943 درخواست میکند» (Black Mother Praying in the Summer of 1943)، که درخواستی بهمنظور تلفیق نژادی است، را نوشت. نمایش فضای باز او دربارﮤ تاریخ سیاهان با عنوان «دنیای جدید آینده» (New World A-Coming) در باغ میدان مَدیسون نیویورک در 1944 اجرا شد. نخستین مجموعه شعرش، «نردبان بلند مستحکم» (Powerful Long Ladder)، در 1946 منتشر شد و بهطور گسترده مورد تمجید قرار گرفت. او سال بعد تدریس در دانشگاه هاوئرد را آغاز کرد و به مدت 23 سال در آنجا ماند. دادسِن رمانهای «پسر کنار پنجره» (Boy at the Window, 1951) و «کودک، زود به خانه بیا» (Come Home Early, Child, 1977) و بیشتر از 35 نمایشنامه و متن اُپرا نوشت. نمایشنامههای منظوم وی «کمدی الهی» (Divine Comedy/ تولید 1938) و «افسانة نهر» (Bayou Legend/ تولید 1948) بهطور ویژه برجسته هستند. خودِ دادسن «اعتراف سنگ» (Confession Stone, 1970)، که مجموعه تصنیفهایی نوشته شده از زبان مریم مقدس دربارة زندگی مسیح است و اغلب بهعنوان نمایش مذهبی در عید پاک اجرا میشود، را شاهکار خود میداند.
رمانی از سینکلِر لوئیس، که در 1929 منتشر شد. شخصیت محوری این اثر، سَم دادزورت، یک کارخانهدار اتومبیل امریکایی است که شرکت خود را میفروشد و برای تعطیلات طولانی با همسرش فرن به اروپا میرود. دادزورت واکنشهای این زوج در ارتباط با اروپاییها و ارزشهای اروپایی، روابط متعدد آنها با سایرین، غربتزدگی آنها و سرانجام خویشیابیشان را روایت میکند.
doggerel or doggerel \'dog-ə-rəl, 'dog-rəl, 'däg\
[در انگلیسی میانه (rym) doggerel، شاید اشتقاقی از dogge به معنی سگ] شعری با بافت سست و غالباً قافیه در هم (این اصطلاح را گاهی بهعنوان صفت برای شعرهای مبتذل و ناشایست بهکار میبرند). شعرهای سخیف در بیشتر جوامع و ادبیاتهای جهان بهعنوان قالبی برای لطیفه و ریشخند دیده میشود. این نوع شعر از گذشتههای دور تاکنون مشخصة شعرهای بازی و لالایی کودکان بوده است. یکی از نخستین موارد که از این واژه استفاده شده است در قرن چهاردهم در آثار جفری چاسر است. چاسر اصطلاح «شعر سخیف» را در اثرش برای اشاره به «قصة سِر توپاس»، که یک برلسک از رمانسهای بلند قرون وسطایی است، بهکار برده است. جان اسکلتون، که بین دورﮤ پیشین خود یعنی زبان قرون وسطایی چاسر و دورﮤ پسین یعنی نوزایی انگلیسی وامانده بود، اشعار بلندی نوشت که بنابراین دیگران آنها را شعر سخیف برشمردند. او در «کولن کلو» (Colin Clout) از خود دفاع میکند:
هر قدر شعرم ژنده باشد، ریش ریش و پاره پوره باشد، کثیف و باران خورده باشد، کهنهقبایی بیدزده باشد، اگر خوبش نگاه کنی، مغزی در آن پیدا کنی.
از شعر سخیف در اشعار کمیکِ شاعرانی چون سمیوئل باتلِر، جاناتان سوئیفت و آگدِن نَش استفاده شده است و بهطور معمول در شعرهای فکاهی، متلها، ترانههای عامیانه و جلنگ جیلینگ تبلیغات تجاری با آنها روبهرو میشویم. در زبان آلمانی شعر سخیف را Knüttelvers مینامند که معنای تحتالفظی آن «شعر چماق» است. در دورﮤ نوزایی این نوع شعر در آلمان رایج بود و بعد از آن شاعرانی چون ی. و. فون گوته و فریدریش فون شیلر برای حالوهوای کمیک از آن استفاده کردند.
dolce stil nuovo \'dōl-chā-stēl-'nwō-vō\ or dolce stil novo \'nō-vō\
[در زبان ایتالیایی، به معنای تحتالفظی سبک نو لطیف] سبکی در اشعار گروهی از شاعران قرنهای سیزدهم و چهاردهم ایتالیا که بیشتر اهل فلورانس بودند و غزلوارهها، ترجیعبندها و ترانههای به زبان ایتالیایی آنها نگاه آرمانی و عارفانه به عشق و زن داشت و این روششان واجد صمیمیت، لطافت و موسیقیایی شمرده میشد. گوئیدو گوئینیتسِلّی، شاعر اهل بولُنیا، از پیشروان این سبک شمرده میشود و درخشانترین چهرههای آن گوئیدو کاوالکانتی و دانته (در آثار غناییاش) هستند.عوامل چندی راه را برای رشد «سبک شیرین نو» هموار کردند: شعر شاعران دورهگرد پرووانس که از عشق ساده روستایی سخن میگفتند و از قالبهایی استفاده میکردند که به غزلواره و ترجیعبند ایتالیایی تحول پیدا کرد؛ سادگی و عرفان فرانسیسِ قدیس و پیروانش؛ مکتب شاعران قرن سیزدهم سیسیل که غزلواره و ترجیعبند را از قالبهای پرووانسی ساختند و نخستین شاعران ایتالیا بودند که به زبان ایتالیایی سراییدند؛ آموزههای فلسفی توماس آکوئیناس، ارسطو و افلاطون که همة سرایندگان سبک نو با آنها آشنا بودند. سهمی که گوئینیتسلی در این رشد داشت، سبک لطیفش در شعر و نگاه بلندش به زن و عشق بود.کاوالکانتی، که شاعرِ پیچیدگیهای عشق است، برخی از برجستهترین نمونههای سبک شیرین نو را سرود،مانند غزلِ با مطلع «کیست او که میآید، آنکه همه نگاهها بهسوی اوست». کاوالکانتی همچنین سرایندﮤ ترجیعبند مشهور دشواری است با عنوان «بانویی مرا فریفته میکند» (Donna mi Prega) که در آن سرشت عشق را تجزیه و تحلیل کرده است.نفوذ سبک شیرین نو قرنها ماندگار ماند؛ تأثیر آن را میتوان در شعر پترارک و لورِنتسو دو مدیچی (که دانسته از آن تقلید میکرد) و همچنین میکلآنژ، پیِترو بمبو، تورکوآتو تاسّو، دانته گِیبریِل راسِتی روزتی و اِزرا پاوند مشاهده کرد.
شخصیت داستانی و قهرمان مجموعة کتابهای کودکان اثر هیوُ لافتینگ.دکتر دُلیتل دامپزشکی عجیب و غریب است که از طوطی خود پولنسیا یاد میگیرد که چگونه با زبان حیوانات صحبت کند تا بتواند به درمان مؤثرتر بیماریهای آنها بپردازد.لافتینگ این شخصیت را در طی جنگ جهانی اول در نامههایی که از میدان جنگ به بچههایش میفرستاد، خلق کرد. دکتر دُلیتل ابتدا در اثری به نام «داستان دکتر دلیتل، تاریخ زندگی خصوصی دکتر دلیتل در خانه و حوادث عجیب مناطق خارجی» (The Story of Doctor Dolittle, Being the History of His Peculiar Life at Home and Astonishing Adventures in Foreign Parts, 1920) معرفی شد. لافتینگ از 1922 تا 1928 سالانه یک کتاب دربارة دُلیتل منتشر کرد. آخرین مجموعة او «دکتر دلیتل و دریاچة اسرارآمیز» (Doctor Dolittle and the Secret Lake) پس از مرگش و در 1948 منتشر شد. در نسخههای اصلی این کتابها، لافتینگ تصویرگری نیز کرده است.
نمایشنامهای در سه پرده اثر هنریک ایبسِن، که به زبان نروژی با عنوان Et dukkehjem در 1879 منتشر و در همانسال اجرا شد. این نمایشنامه بر محور خانوادهای معمولی متشکل از توروالد هلمِر که مشاور حقوقی بانک است و همسرش نورا و سه فرزندشان میچرخد. توروالد خودش را عضو با اخلاق خانواده میانگارد و همسرش برای تملق شوهر به نقش زن کوچولوی خوشگل و بیمسئولیت تظاهر میکند. به این طرح نمایشی چند بیگانة خشکمغز وارد میشوند که یکی از آنها نورا را به افشای خلافی که کرده بوده است تهدید میکند و این خلاف را نورا بهمنظور گرفتن وامی که برای نجات زندگی شوهرش نیاز بوده، بدون آگاهی او کرده بوده است. وقتی این عمل نورا آشکار میشود، توروالد با خشونت واکنش نشان میدهد و برای حفظ موقعیت خویش وی را طرد میکند. نورا کاملاً ناامید از شوهرش شده و دیگر او را به چشم شیاد پوچ و توخالی میبیند و بنابراین عدم وابستگیاش به او و فرزندان را اعلام کرده درحالیکه درِ خانه را محکم پشت سر خویش میکوبد آنها را ترک میکند.
اعترافنامهای منظوم از رابِرت لوئل، که در 1973 منتشر شده است. این اثر در 1974 برندة جایزة پولیتزر شد. اشعار آن به ازدواج سوم شاعر و به پسرش که حاصل آن است و به واکنش همسر قبلیاش که بیست سال با هم بودهاند میپردازد. این اشعار، که سانتهای بیقافیه هستند، از لحاظ موضوع و محتوای رواییشان سانتهای عاشقانة دورة ویکتوریا را به یاد میآورند.
نام کاملآن معامله با شرکت دامبی و پسر، عمدهفروشی، جزئیفروشی و صادرات) رمانی از چارلز دیکنز، که در طی 20 پیایند ماهانه در 48-1846 و بهصورت کتاب در 1848منتشر شد. این رمان یکی از مراحل رشد قطعیِ چارلز دیکنز را نشان میدهد و محصول طرحریزی همهجانبهتر و اندیشة پختهتری نسبت به پیایندهای پیشین او است.آقای دامبی، شخصیتی که نام او در عنوان رمان هست، تاجر ثروتمندی است که به بازرگانی دریایی مشغول است. همسر این تاجر هنگام زایمان دومین فرزند میمیرد و آن فرزند پسری بنام پُل است که مدتها آرزوی تولد او را بهعنوان وارث خانواده داشتهاند. فرزند بزرگتر خانواده، که فلارِنس نام دارد، بهخاطر دختر بودن از جانب پدر به فراموشی سپرده میشود. وقتی پل در اثر سختیهای مدرسة شبانهروزی سلامتش را از دست میدهد و میمیرد، آرزوهای دامبی بر باد میرود. فلارنس در جستوجوی پناهگاه عاطفی به کارمند پدرش والتِر گِی دل میبندد. دامبی که از این رابطه خشمگین است، گی را به جزایر هند غربی میفرستد که کشتی وی در آنجا دچار طوفان میشود و پنداشته میشود که غرق شده است. دامبی آنگاه همسر جدیدی- بیوﮤ فقیر اما مغرور به نام ایدیت گرِینجر- اختیار میکند و این همسر در نهایت با دستیار معتمد دامبی فرار میکند. جستوجوی دامبی برای همسرش به نتیجه نمیرسد و مستأصل و ورشکسته برمیگردد. در فاصله غیاب دامبی، والتر گی، که بهوسیلة یک کشتی بادبانی چینی نجات پیدا کرده است، باز گردیده و از فلارنس تقاضای ازدواج کرده است. آنها به شرق سفر میکنند و چند سال بعد با پسر کوچکی به نام پل برمیگردند و آقای دامبی را در آستانة خودکشی مییابند. کتاب به شیوهای که در کار دیکنز شاخص است یعنی با خوشبختی و آرامش خانواده به پایان میرسد.
نمایشنامهای که قهرمانان تراژیک آن افراد معمولی از طبقة متوسط یا پایین هستند و در مقابل تراژدی کلاسیک و نئوکلاسیک قرار میگیرد که در آن قهرمانان مقام شاهی یا اشرافی دارند و زوال آنان هم زوال حکومت و هم زوال فرد محسوب میشود. قدیمترین نمونههای تراژدی بومی سه اثر از نویسندگان ناشناس پایان دورة الیزابت هستند: «آردنِ فوِرشمی» (Arden of Feversham, 1591) که داستان قتل آقای آردن به دست همسر و معشوق همسرش و بالأخره اعدام آنهاست، «هشداری برای زنان موبور» (A Warning for Faire Women, 1599) که دربارة قتل یک بازرگان به دست همسرش است و «تراژدی یورکشر» (A Yorkshire Tragedy, 1606) که دربارة پدری است که خانوادهاش را رو به هلاک میبرد. بعد از اینها اما تراژدی بومی ادامه نیافت تا اینکه جُرج لیلُو آن را در قرن هجدهم با اثری به نام «تاجر لندنی یا داستان جرج بارنوِل» (The London Merchant; or, the History of George Barnwell, 1731) احیا کرد. محبوبیت این نمایشنامة وحشتناک، که در آن هنرآموزی اقدام به قتل دایی و حامی خود میکند، بر تراژدی بومی فرانسه و آلمان تأثیر گذاشت. تراژدی بومی در اواخر قرن نوزدهم با نمایشنامههای هنریک ایبسِن به کمال بیان خود رسید. در تراژدیهای بومی آغازین، که نمایشنامهنویسان دیگر نوشته بودند، قهرمانان گاهیاوقات شرور و گاهی تأثربرانگیز بودند، اما قهرمانان بورژوای تراژدیهای ایبسن از جمله تراژدیهای «براند» (Brand, 1866)، «روسمرشولم» (Rosmershlom, 1886)، «سولنِس بنّا» (Bygmester Solness, 1892) و «هنگامی که در میان مردگان بیدار خواهیم ماند» (När vi dode Vägner, 1899) از ویژگی محجور عظمت استثنایی قهرمانان تراژدیهای کلاسیک بهرهمندند.گئورگه بوشنِر، درامنویس آلمانی، تراژدی «وویتسک» (Woyzeck) را در 1836 با موضوع فقر و ستمدیدگان نوشت. اما وویتسک از زمان خود جلوتر بود چراکه تراژدی بومی، که محیط زندگی طبقات پایین را تصویر میکرد، هنوز مشهور نشده بود و در آغاز قرن بیستم با آثاری چون «بافندگان» (Die Weber, 1892) و «رُز بِرنت» (Rose Bernd, 1903) ازگرهارت هاوپتمان به شهرت رسید. نمونههایی از تراژدی بومی در قرن بیستم «مرگ فروشندﮤ دوره گرد» (Death of Salesman, 1949) از آرتور میلر و «سفر دراز در شب» (Long Day's Journey into Night, 1956) از یوجین اونیل هستند.
رمانی از اوژن فرومانتن، که به زبان فرانسوی در 1862 در مجلةRevue des deux mondes منتشر شد. این اثر بهعلت تحلیلهای روانشناسانه از شخصیتهایی که خودشان را به انتخابهای اشتباه در زندگی و عشق راضی میکنند مشهور است.این رمان شاعرانه داستان دومینیک را روایت میکند که عاشق مادلِن دستنیافتنی، دخترعموی متأهلِ دوست جوانش، میشود و برای این که بتواند بر ناامیدیاش غلبه کند خودش را به یک مسئولیت ادبی در پاریس مشغول میکند. اما درمییابد که شغلش پیشپا افتاده است. سرانجام این دو نفر با یکدیگر دوست میشوند و سالها بعد مادلن به عشقش اقرار میکند و بااینحال به دومینیک توصیه میکند که او را رها کند. وی این کار را میکند و به زندگی روستایی آرام و ازدواج با شخص دیگر راضی میشود.
شخصیت داستانی، پسر دانکِن پادشاه اسکاتلند که در آغاز مکبِث (Macbeth) ویلیام شکسپیر به قتل میرسد. دانِلبِین و برادرش مَلکم هر دو نگران زندگی خودند؛ دانلبین به ایرلند میرود و پس از آن دیده نمیشود.
(شکوفایی نیمة قرن چهارم میلادی) دستوردان مشهور و معلّم بلاغت در روم که ائوسبیوس هیئرونوموس- که بعدها سنت جروم نامیده شد- یکی از شاگردانِ او بود. دوناتوس دستور مفصّلی به نام Ars maior و دستور مختصری برای مدرسه به نام Ars minor نوشت. دستور اخیر برای دانشجویان جوان و به روش سؤال و جواب نوشته شده و شامل درسهای اساسی در زمینة هشت قسم کلمه است. این اثر در قرون وسطا در اروپا سراسر مورد استفاده بود و نام نویسندة آن بهصورتهای دونات و دونت حائز معنی «دستور» و هر نوع «درس» گشت. دستور مفصّل او در سه فصل به عناصر دستوری، هشت قسم کلمه، و عیوب و زیباییهای زبان میپردازد. دوناتوس ادعای اندکی در نوآوری داشت، اما نویسندگان اغلب به دستور زبان او استناد کرده و شرحهای متعدد بر آن نوشتهاند. دوناتوس شرحهایی نیز بر آثار نویسندگانی چون ترِنتیوس و ویرژیل نوشت.آیلیوس دوناتوس را نباید با تیبِریوس کلاودیوس دوناتوس اشتباه گرفت که احتمالاً در اواخر قرن چهارم میزیسته و نویسندة «تفسیر هوشیار» (Interpretationes Vergilianae)، یا شرحی بر «انهئید» (Aeneid) است.
Donelaitis \'dō-ne-'lä-ē-tis\ or Duonelaitis \'dwä-\
(ت. اول ژانویه 1714، حوالی گومبینن، پروس شرقی [گوسِف کنونی، روسیه]- و. 18 فوریه 1780، تولمینگکهمان [کیستی پرودی کنونی]) یکی از بزرگترین شاعران لیتوانیایی و نخستین شاعر آن کشور که در خارج از کشور خود هم تحسین شد.دونلایتیس در رشتة الهیات و زبانهای باستانی از 1736 تا 1740 در دانشگاه کونیشسبرک تحصیل کرد و در 1743 کشیش روستای تولمینگکهمان شد. مهمترین اثر خود با عنوان «فصلها» (Metai, 1818) را در 2997 بیت و در قالب مسدّس سرود که این قالب پیش از آن در شعر لیتوانی سابقه نداشت. این اثر واقعگرایانه است و زندگی رعایا و نواحی روستایی لیتوانیِ پروس در قرن هجدهم را با گویش خودشان بهتصویر کشیده است. این اثر نخستینبار بهصورت ناتمام به همراه ترجمة آلمانی لودویگ ریسا از آن (با عنوان «سال در چهار کانتو» [Das Jahr in Vier Gesängen]) در 1818 در کونیشسبرگ منتشر شد. از دیگر آثار ادبی دونلایتیس شش حکایت و یک قصة منظوم به نام «پریچکوس قصهای دربارة سنت عروسی در لیتوانی» (Pričkaus Pasaka apie Iietuvišk¤a Svodb¤a, 1865) هستند.
شخصیتی داستانی که نمادی از زنبارگی است. این چهره، که از افسانههای عامیانه ریشه گرفته، نخستینبار در درام تراژیک «فریبدهنده سویلا» (El burlador de Sevilla, 1630)، که به تریسو دومولینا درامنویس اسپانیایی منسوب است، شخصیت ادبی یافت. با تراژدی تریسو، دون ژوان به چهرهای جهانی و آشنا مانند دُن کیشوت، هملت و فاوست تبدیل شد. در افسانة دون ژوان داستان به این ترتیب پیش میرود که او در اوج بیبندوباریِ خود دختری از خانوادة نجیبزاده را فریب میدهد و پدر او که میخواهد انتقام بگیرد را به قتل میرساند. بعداً دون ژوان شمایلی را روی قبر پدر دختر میبیند و با بیفکری او را برای شام دعوت میکند و روح وقتی بر سر قرار میرسد حامل خبر مرگ او است. در تراژدی اولیة تریسو، خصوصیات جذابدون ژوان یعنی سرزندگی، شجاعتِ نخوتآمیز و شوخطبعی او کیفیت دراماتیک فاجعه را افزون میکند. قدرت این درام از آهنگ سریع وقایع، تراکم تنشهای داستان به هنگام زمینهچینیِ دشمنان برای نابودیِ دون ژوان و برملاشدن این واقعیت که دون ژوان حتی تحریک میشود اشباح ناشناخته را به چالش بکشد ناشی میشود. در آخر او از توبه خودداری میکند و به لعنت ابدی فرو میافتد.در قرن هفدهم نمایشگران دورهگرد ایتالیایی داستان دون ژوان را به فرانسه بردند و در قرن نوزدهم روایتهای گوناگونی از دون ژوان در کشورهای مختلف اروپایی ظاهر شد. از جمله روایتهای فرانسوی دون ژوان عبارتانداز: «ضیافت سنگی» (LeFestin de pierre, 1665) نوشتة مولیئر که مبتنی بر شیوة تنظیمات فرانسوی است؛ داستان کوتاه «ارواح برزخ» (Les Âmes du Purgatoire) نوشتة مریمه؛ و «دون ژوان دو مارانا» (Don Juan de Marana, 1836) نوشتةآلکساندر دومای پدر. روایتهای نخستین دون ژوان در انگلیسی مثلاًً «رند» (The Libertine, 1675) اثر تامِس شَدوِل کسالتبار بهشمار میآمدند، اما در روایتهای بعدی مانند شعر بلند طنز لُرد بایرون با عنوان «دون ژوان» (Don Juan, 1819-24) و نمایشناﻣﮥ جورج برناردشاو با نام «انسان و انسان برتر» (Man and Superman, 1903) این چهره با قوت تازهای بازآفرینی شد. روایتهای اسپانیایی بعدی خصوصیات جذاب این چهره را حفظ کردهاند و از منفیگرایی هوشمندانه، که در بعضی روایتهای خارجی حول این چهره رواج پیدا کرده است، بریاند.نمایشناﻣﮥ بسیار پرطرفدار «دون ژوان تِینوریو» (Don Juan Tenorio, 1844) اثر خوسه سورّیا ای مورال، که هنوز هم به شیوة معمول در اسپانیا اجرا میشود، با گشادهدستی از منابع فرانسوی وام گرفته است. نمایشناﻣﮥ سوریا، چنانکه گفته میشود افسانة دون ژوان را با ساختن چهرﮤ زنی پارسا و یک موضوع عشقی جدی و با فراهم کردن فرصت توبه و رستگاری برای دون ژوان به نمایشی احساساتی تبدیل میکند.
شعری حماسی اثر لُرد بایرون که در قطعة هشتبندی نوشته شده است. شعر، که در زمان مرگ وی ناتمام باقی ماند و بین 1819 و 1824 منتشر شد، 16 بخش و یک قطعه از بخش هفدهم را دربر دارد. روایت کمیک بایرون از ماجراهای مقامهوار که دون ژوانِ جذاب با زنان، جنگ، دزدان دریایی و سیاست دارد بررسیِ تضاد همیشگی میان طبیعت و تمدن است. برخلاف شخصیتی که در نسخههای اولیة داستان دون ژوان یافت میشود، قهرمانِ ساختة بایرون محافظهکار و عوامفریب نیست بلکه انسان «طبیعی» است که غرایز او به عشق و زندگی بهوسیلة خشونت، ریاکاری و رسوم منسوخ همواره سرکوب شده است. استفادة هنرمندانة شاعر از نوع قافیه برای بیان حالتهای مختلف و ماهیت رواییِ محض حماسه دون ژوانرا به یکی از تأثیرگذارترین آثار زبان انگلیسی تبدیل کرده است.
سومین پردة نمایش «انسان و انسان برتر» (Man and Superman) اثر جورج برنارد شاو. این پرده، که مجزا از سیر اصلی نمایش است، یک صحنة رﺅیایی غیر واقعگرایانه است. این پرده گفتوگویی بین چهار بازیگر است و یک نمایش کاملاً کلامی در اپراییترین شکل آن است و اغلب بهعنوان قطعهای مجزا به نمایش درمیآید.
نمایشنامة اسپانیایی در هفت پرده اثر خوسه سورّیا، که در 1844 به روی صحنه رفت و منتشر شد. این نمایشنامه اقتباسی از داستان سنتی دون ژوان و محبوبترین نمایشنامة قرن نوزدهم اسپانیا بود.سبک و قریحة رمانتیک سورّیا در داستان سرگرمکنندة اشرافزادة جوان به نام دون ژوان، که در شهر سویلیا شراب مینوشد، دوئل میکند و زنبارگی میکند، آشکار شده است. اینِس، نوراهبة جوان، معصومانه عاشق دون ژوان میشود و پس از آنکه دون ژوان رهایش میکند میمیرد. دون ژوان بعدها پدر اینِس، دون گونسالو را میکشد. سالها بعد، تندیس سنگی دون گونسالو- شخصیت لاینفک «مجسمة سنگی» داستانهای دون ژوان- بر دون ژوان ظاهر میشود و جلوهای از جهنم را به او نشان میدهد. اینس نیز بر او جلوه میکند و از او میخواهد که استغفار کند. او برخلاف آنچه در دیگر روایتهای این داستان آمده است، این کار را انجام میدهد، گرچه آن را تا زمان مرگ به تأخیر میاندازد.دون ژوانِ سورّیا به اندازة دیگر همتایان ادبیاش شهوتران و خودخواه است، اما بیشتر افسونگر است تا گمراهکنندهای محاسبهگر و تغییر آشکارش در آخرین لحظه نمایی اخلاقی به نمایش میدهد.
نام کاملاو جیمز پتریکر(ت. 23 آوریل 1926، بروکلین، نیویورک، امریکا) نویسندة متولد امریکا که رمان کمیک و لذتبخش «مرد تندوتیر»(The Ginger Man/ پاریس1955؛ ایالت متحده، 1958) را نوشته و در آن، ضدقهرمانی خشن به نام دِینجرفیلد را معرفی کرده است. دانلیوی با خلق شخصیتهایی داستانی مشهور شده است که به رغم دنیای دیوانه از خود رشادت بروز میدهند و برخلاف کاستیهای آن، عمیقاً به زندگی میچسبند.دانلیوی در جنگ جهانی دوم در نیروی دریایی امریکا خدمت کرد. او در دانشکدة ترینیتی دابلین در رشتة میکروبیولوژی تحصیل کرد و در 1967 تبعة ایرلند شد. «مرد عجیب» (A Singular Man, 1963)، «غمناکترین تابستان سمیوئل اس.» (The Saddest Summer of Samuel S., 1966) «خوشبختی مزخرف بالتازار بی» (The Beastly Beatitudes of Balthasar B, 1968) و آثار بعدی او سبک نثر مرد تندوتیز را بسط دادند که همگونی آوایی و برداشت اصیل از لحن، در آنها برجسته است. عمل داستانی را سوم شخص انجام میدهد، درحالیکه افکار ازسوی اول شخص است و شخصیت داستان میتواند هم بهجای مشاهدهگر هم مشاهدهشده حرف بزند. آثار بعدی او «پیازخور» (The Onion Eaters, 1971)، «قصة پریان نیویورک» (A Fairy Tale of New York, 1973)، «تقدیر وارسی دنسر نجیب» (The Destinies of Darcy Dancer, Gentleman, 1983)، «گوش میکنی ربی لو» (Are You Listening Rabbi Löw, 1987) نام دارند.
(ت. 12 اکتبر 1859، پاریس، فرانسه- و. 31 مارس 1945، پاریس) نمایشنامهنویس فرانسوی که نمایشنامههایش به عشق، زنا، مسائل اجتماعی و آداب و رسوم زمانش میپردازد. حرفة نمایشی دونه با تکگوییهایی که برای برنامة ادبی جغد سیاه نوشته، آغاز شد. او با اثری به نام «عاشقها» (Amants, 1895) در تئاتر مشهور شد. این اثر یکی از بهترین نمایشنامههای او و اولین اثر از مجموعهای به نام «تئاتر عشق» (Théâtre ď Amour) است که «زن افسرده» (La Douloureuse, 1897) و «بردة آزادهشده» (L’Affranchie, 1898)، که هر دونمایشنامههایی هستند دربارة زنانی که دروغعشقشان را تباه کرده است، را نیز دربر میگیرد. دومین مجموعه از نمایشنامهها شامل «بازگشت از اورشلیم» (Le Retour de Jérusalem, 1903) و «دختر پیشاهنگ» (Les Éclaireuses, 1913) میشود که به مسائل روز اجتماعی میپردازد؛ و مجموعة دیگر شامل «شکار آدم» (La Chasse à ľhomme, 1919) و «نوبت» (La Reprise, 1924) است که از کمدیهای رفتاری است و آداب و رسوم فرانسه پس از جنگ جهانی اول را به تصویر میکشند. از دیگر آثار دونه، چندین اثر خودزندگینامهای شامل «یادداشتهای روزانه من 30-1919» (Mon Journal,1919-30, 1953) است.
(ت. بین 24 ژانویه تا 19 ژوئن 1572، لندن،انگلستان- و. 31 مارس 1631، لندن) شاعر انگلیسی پیشرو مکتب متافیزیکی که بهسبب شعرهای عاشقانه عالی، منظومهها و رسالههای مذهبیاش و خطابههایش مشهور است.پدر و مادر دان کاتولیک بودند. او در 12 سالگی در دانشگاه آکسفورد ثبتنام کرد و پس از سه سال به دانشگاه کیمبریج منتقل شد. سپس بهعنوان دانشجوی رشتة حقوق در لندن ثبتنام کرد. تا اوایل 1598، او منشی سر تامس اجرتن، دارنده مُهر و نشان لرد، در دفتری شد که آن زمان مسیر شناختهشدهای به ملاقاتهای بالای دولتی بود.دان تا این زمان بسیاری از اشعارش را،که بیشتر تقلید از اشعار قدیمی لاتین بود، سروده بود. بااینحال الگوهای کلاسیک چنان با ظرافت و تخیل جسورانه او تغییر ماهیت مییابند که نظم او را فوقالعاده خلاق و بدیع میسازند. او همچنین در 1601 غزلیات عاشقانه بسیاری را با حسوحال متفاوت سرود،همان سالی که با اَن مور ازدواج کرد. این ازدواج بدون رضایت پدر دختر برگزار شد که بیاحترامی به قوانین شرع و عرف بود. وقتی در فوریه 1602، دان ماجرای ازدواجش را به پدر همسرش گفت، نه تنها موقعیتش را از دست داد، بلکه برای مدت کوتاهی زندانی شد و سالها با فقر دستوپنجه نرم کرد.نوشتههای این دورة او شامل چندین شعر غیرمذهبی مشهور به نامهای «ترانه» (بیا و ستاره افتاده را بگیر) (Song)؛ «وداع، سوگواری سیاه رعبانگیز» (هنگامی که مردان پارسا میمیرند) (AValediction: Forbidding Mourning)؛ «طعمهها» (بیا با من زندگی کن و عشق من باش) (The Bait)؛ «تقدیس» (تو را به خدا، زبانت را نگهدار و بیا، عشق من باش) (The Canonization)؛ «به محبوبش که به بستر رفته است» (بیا، خانم، بیا، نیروی من هر استراحتی را کنار میزند) (To His Mistress Going to Bed) و «سالگرد» (همه شاهان و همه عزیزانشان) (The Anniversary) است. در اثرِ سفسطهآمیز «بیاتاناتوس» (Biathanatos/ حدود 1608 نوشته و در 1646 منتشر شده است)، دان عللی را دربارة اینکه هر کس میتواند به شیوهای زندگی کند، ذکر مینماید. او عمیقاً درگیر یک مبارزة مذهبی شخصی بود که در اشعاری که بین 1607 تا 1613 سروده بیان کرده است. این «غزلهای مذهبی» (Holy Sonnets) او شامل «مرگ» (Death)، «مغرور مباش» (BeNot Proud) و «قلب من بتپ» (Batter My Heart) میشود.او، که سرانجام متقاعد شد کار کشیشی را قبول کند، در اوایل 1615 کشیش شد. از اکتبر 1616 در محلة لینکن سخنران (واعظ و مدیر مذهبی) بود. خیلی زود موعظههایش را با قدرت و فصاحت بسیار رونق داد. در 1621، پیشوای کلیسای جامع سنتپل در لندن شد.پس از مراسم اعطای رتبه مقدس، استعداد آفرینشگر او تقریباً یکسره به تألیف اثر منثور «دلبستگیها به موقعیتنوخاسته» (Devotions upon Emergent Occasions, 1624) معطوف بود. از جمله دلبستگیها قطعة مشهوری است که با این عبارت آغاز میشود: «هیچ انسانی، یک جزیره نیست» و با این جمله به پایان میرسد که: «و بنابراین هرگز پیامی برای آن نفرست تا بفهمد که ناقوس با چه کسی سخن میگوید، ناقوس به تو میگوید».
جمع آنdonnées [واژة فرانسوی، اسم مفعول فعل donner به شکل مؤنث به معنی دادن] مجموعهای از فرضها (مانند عقاید یا اجزای دانش عمومی) یا موضوع یا درونمایة معین (مثل وضعیتِ طرح داستان یا ویژگیهای فردیِ یک شخصیت) که یک اثر داستانی یا نمایشنامه با آن به جلو میرود.
(ت. 3 نوامبر 1831، فیلادلفیا، امریکا- و. 1 ژانویه 1901، مینیاپولیس) رماننویس، سخنران و مصلح اجتماعی امریکایی؛ یکی از مدافعان اصلی این نظریه که نویسندة نمایشنامههای ویلیام شکسپیر، فرانسیس بِیکن است.دانلی در فیلادلفیا رشد کرد و در همانجا حقوقدان شد. در 1856 با یک فیلادلفیایی دیگر به نام جان نینینگر به مینیسوتا نقل مکان کرد. جان نینینگر شهر نینینگر را بنیاد نهاد که قرار بود به مرکز فرهنگی و صنعتی مبدل شود. دانلی در آن شهر به انتشار مجلة عالمانة Emigrant Aid Journal پرداخت که برای جلب مهاجران به دو زبان انگلیسی و آلمانی منتشر میشد. طرح مذکور ابتدا موفق بود، اما ترس و رعب ناگهانی در 1857 باعث شد همة آنجا را ترک کنند و تنها دانلی در شهر، مقیم ماند.او به کارهای سیاسی نیز پرداخت و معاون حکمران مینیسوتا شد و از 1863 تا 1869 به عضویت کنگرة امریکا درآمد. نخستین و پرخوانندهترین کتاب وی «آتلانتیس» (Atlantis, 1882) بود که پیدایش تمدن را تا غرق شدن قاره افسانهای آتلانتیس پیجویی میکرد. به دنبال آن در 1883 یک کتاب نظرورزانه دیگر به نام «راگناروک: عصر آتش و شن» (Ragnarok: The Age of Fire and Gravel) منتشر کرد که برخی از انباشتههای شن و کاشی را بهعنوان نشانة برخورد زمین با یکی از ستارگان دنبالهدار بهحساب میآورد. در «رمزنوشته بزرگ» (The Great Cryptogram, 1888) و «رمز در بازیها و نوشتههای سنگ قبر» (The Cipher in the Plays and on the Tombstone, 1899)، با رمزگشایی کُدی در آثار شکسپیر، این نکته را اثبات کرد که بیکن نویسندة نمایشنامههایی است که به شکسپیر نسبت داده شده است. وی همچنین نمایشنامههای کریستوفر مارلو و مقالات میشل دِ مونتنی را به بیکن نسبت داد. رمان آرمانشهری دانلی با عنوان «برج قیصر» (Caesar's Column, 1891) است که در آن پیشرفتهایی همچون رادیو، تلویزیون و گازهای سمی را پیشگویی میکند و ایالات متحدة 1988 را به تصویر میکشد که در آن یک الیگارشی مالی بیرحم بر یک طبقة کارگر فرومایه حکومت میکند.
(ت. 5 اکتبر 1924، سانتیگو، شیلی) رماننویس و نویسندة داستانِ کوتاه اهل شیلی که در بسط رمان جدید امریکای لاتین نقش حائز اهمیتی داشته است.دونوسو در سانتیگو و دانشگاه پرینستون ایالات متحده تحصیل کرد و در 1951 مدرک کارشناسی علوم انسانی گرفت. وی طی دهة 1950 به تدریس پرداخت و مقارن پایان این دهه، شروع بهکار روزنامهنگاری کرد. شروع اقامت او در اسپانیا، پس از تدریس در دانشگاه آیووا (1956-1967) بود. او دو مجموعه داستان کوتاه منتشر کرد که «تعطیلات تابستانی و داستانهای دیگر» (Veraneo y otros cuentos, 1955) و «چارلزتن و داستانهای دیگر» (El charleston, 1960) نام دارند.نخستین رمان دونوسو، «مراسم تاجگذاری» (Coronación, 1957)، شهرت وی را تثبیت کرد. این اثر انحطاط اخلاقی خانوادهای از نجبا را نشان میدهد و حکایت از زوال پنهان ارزشهایی دارد که بر بخشهایی از جامعه تأثیر میگذارند. دومین و سومین رمان دونوسو، «این یکشنبه» (Este domingo, 1966) و «جهنم انتهایی ندارد» (El lugar sin limites, 1966)، شخصیتهایی را توصیف میکنند که در فضای افسردگی و اضطراب، بهسختی قادر به ادامة حیات هستند.شاهکار دونوسو با عنوان «بوف بیشرم» (El obsceno pajaro de la noche, 1970)، جهان توهمزا و مسخرهای را نشان میدهد که ترسها، شکستها، رویاها و وسواسهای شخصیتهایش، آن را تسخیر کرده است. آثار بعدی او شامل مجموعه رمان کوتاهی با نام «سه رمان کوتاه بورژوازی»؛ «خانوادههای مقدس: سه رمان کوتاه» (Tres novelitas burguesas, 1973) و رمانهای «خانهای در دهکده» (Casa de campo, 1978)، «ناامیدی» (حکومت نظامی) (La deseperanza, 1986)، «باغ کنارِ در» (El jardín de al lado, 1981) و «تارتوتا و زندگی بانی» (Tartuta; Naturaleza muerta con cachimba, 1990) میشود. دونوسو در 1982 برای ادامة زندگی به شیلی بازگشت.
Don Quixote \'dän-kē-'hō-tē, British 'dän-'kwiksət, Spanish 'do-kē-'kō-tā\
(تلفظ انگلیسی آن دان کوئیکسِت و تلفظ اسپانیایی آن دون کیخوته؛ دان کیهوتی)، رمانی از میگل دِ سروانتس و یکی از پرخوانندهترین آثار کلاسیک ادبیات غرب. رمان در دو بخش منتشر شده است: بخش اول با نام کامل El ingenioso hidalgo Don Quixote de la Mancha در 1605 و قسمت دوم با عنوان Segunda parte del ingenioso cavallero Don Quixote de la Manchaدر 1615 منتشر شد. رمان دُن کیشوت در اصل طنزی ریشخندآمیز است بر رمانسهای شهسواری (شوالیهگری) که در زمان سروانتس رایج بود. این رمان، اما شرح واقعگرایانهای از ماجراهای یک شوالیه پیر است که مغزش از خواندن رمانسهای رایج دچار مالیخولیا شده است و سوار بر یابوی پیرش رسینانت به اتفاق مهتر عملگرایش به نام سانچو پانزا در جستوجوی ماجرا به راه میافتد. در این حوادث او عشق خود را در زنی دهقان به نام دولسینا مییابد.این اثر بهمثابة حماسة طنزآمیز منثور تلقی شد و معاصران سروانتس این کتاب را به اندازه نسلهای بعدی جدی نگرفتند، اما در اواخر قرن هفدهم بهویژه در خارج از اسپانیا این رمان اهمیت زیادی یافت و کنایات سهمگین و جدی نویسنده در آن تحسین شد. در تاریخ رمان مدرن، دن کیشوت یکی از مؤثرترین آثار بهشمار میرود و نشانههای تأثیر آن در آثار دنیئل دفو، هنری فیلدینگ، توبایس اسمالت و لارنس استرن دیده میشود. همچنین در آثار اصلی گروه عمدهای از رماننویسان کلاسیک قرن نوزدهم از جمله سر والتر اسکات، چارلز دیکنز، گوستاو فلوبر، بنیتو پرز گالدوس، هرمان ملویل و فئودر داستایفسکی نیز مورد توجه بوده است. این مسئله [تأثیرپذیری از وی] در مورد نویسندگان پسارئالیسم قرن بیستم از جیمز جویس تا لوئیس بورخس نیز صدق میکند.
ملقب به اچ. دی. (ت. 10 سپتامبر 1886، بتلیهم، ایالت پنسیلوانیا،امریکا- و. 27 سپتامبر 1961، زوریخ، سوئیس) شاعر نوگرای امریکایی، که در آغاز بهعنوان شاعری ایماژیست معروف شد که شعرهایش کلاسیسیسم و مضامین کلاسیک را باز میتاباندند. او همچنین مترجم، رماننویس، نمایشنامهنویس و آنگونه که خودش گفته «عارف کافر» بود.دولیتل در 1911 به اروپا رفت و جز برای چند گردش کوتاه، بقیة عمرش همانجا اقامت کرد. ویلیام کارلوس ویلیامز آشنای قدیمی او بود و زمانیکه در برین مور در 1905-1906 بود، با ازرا پاوند دیداری داشت و مدت کوتاهی نیز نامزد او بود. دولیتل از 1913 تا 1938 همسر ریچارد آلدینگتون بود. از دوستان او دی. ایچ. لارنس، ماریان مور، تی. اس. الیوت، ایمی لوئل، سیتولز و برایرِ شاعر و رماننویس (انی وینفرد الرمن)- که با او مدتی طولانی همکاری داشت- را میتوان نام برد.اولین کتاب شعر دولیتل «باغ دریا» (Sea Garden ,1916) نام داشت که به دنبال آن «ایزد نکاح» (Hymen, 1921)، «هلیودورا و اشعار دیگر» (Heliodora andOther Poems, 1924)، «گلهای سرخ برای برنز» (Red Roses for Bronze, 1929) و «سهگانه» (Trilogy, 1944-46) را منتشر کرد. او یکی از اولین شاعران ایماژیست بود که واضح و بیطرفانه مینوشت و اشعارش پراحساس بود. اثر بعدی او تا حدی آزادتر و پرشورتر بود، گرچه بهعنوان اثری عالمانه و نمادین باقی ماند. «مجموعة اشعار اچ. دی.» (Collected Poems of H. D., 1925,1940)، «گزیدة اشعار اچ. دی.» (Selected Poems of H. D., 1957 ) و «مجموعة اشعار از 1944-1912» (Collected Poems 1912-1944, 1983) موقعیت او را بهعنوان شاعر مهم قرن بیستم محکم کرد. او برای ترجمههایش («همسرایان ازایفیژنی در اولیس و هیپولیتوس از اوریپید») [1919] و «ایون اوریپید» [1937])، و نیز برای آثار منثورش مانند «قصة تودرتو» (Palimpsest, 1926)، «هدیلوس» (Hedylus, 1928) و «هدیه» (The Gift, 1982) تحسین بیشتری دید. چند کتاب دیگر او در قالب زندگینامه خودنگاشت بودند که «تکریم فروید» (Tribute to Freud, 1956)، «به من بگو زندگی کنم» (Bid Me to Live, 1960) و «پایان رنج» (End to Torment, 1979) از آن جملهاند.
بارون قهرمان در اشعار حماسی قرون وسطی که به زبان فرانسه کهن سروده شدهاند. مجموعه این سرودههای حماسی که اشعاری در ستایش قهرمان شانسون دو ژست نامیده میشوند، مبنای اصلی افسانههای شارلمانی را تشکیل میدهند. داستان دون در حماسهای روایت شده است که متعلق به دورهای به نام Geste de Doon de Mayence است. داستان در مورد بارونهای شورشی شارلمانی است و شامل روایتهایی از قهرمانانی همچون گیرارت د روسیلان رائول دِ کامبرای، رناد دِ مونتوبن، و اجیر دانمارکی است که همگی بهعنوان مخالفین شارلمانی آورده شدهاند (اگرچه احتمالاً تمام امپراتور شارلمانی اغلب بهجای جانشین ضعیفتر او لوئی استفاده شده است). شعر حماسی، که در ارتباط با خود دون است، در ابتدا روایتی خیالی از دوران کودکی او دارد. نیمه دوم، که توصیف جنگهای او در منطقة ساکسونی است، ممکن است مبنایی تاریخی داشته باشد.
doppelgänger \'däp-əl-'gaŋ-ər, German 'dop-əl 'ge-ər\
[آلمانی، از doppel به معنی (دو) + gängerبه معنی (رونده)؛ ژان پاول آن را در رمان «سیبنکا» (Siebenkäs, 1796) وضع کرده است] در فرهنگ عامة آلمانی، شبح یا خیال فردی زنده، بهگونهای که از یک روح، قابل تشخیص باشد. تصور وجود یک روح همزاد، یک نسخه دوم، اما معمولاً المثنای نامرئی هر شخص، پرنده، یا جانور، عقیدهای قدیمی و شایع است. ملاقات همزاد کسی، نشانة آن است که مرگ آن شخص قریبالوقوع است. همزاد، در ادبیات وحشت قرنهای هجدهم و نوزدهم، نمادی مردمپسند شد و این مضمون، پیچیدگی چشمگیری به خود گرفت. یکی از استادان آفرینش شخصیت همزاد نویسندة آلمانی حکایتهای فانتزی ارنست تئودور آمادئوس هوفمان بود. نخستین رمان وی «اکسیر شیطان» (Die Elixiere des Teufels, 1815-16) در دو جلد، یکی از نخستین عرضههای این مضمون بود؛ دیگری، که شاید شهرت بیشتری دارد، نسخههای همزادی است که در رمان فیودر داستایفسکی با نام «همزاد» (Dvoynik, 1846) یافت میشود.مضامین دیگری که در فرهنگ عامه و ادبیات با مضمون همزاد ارتباط دارد، عبارتانداز: تصویر آینه، تصویر سایه، و شخصیت چندگانه.
تخلصاو اوراتوس (ت. 1508، لدورا، حوالی لیموژ، فرانسه- و. اول نوامبر 1588، پاریس) انسانشناس فرانسوی، یونانیمآب (هلنیست) برجسته و یکی از شاعران گروه پلئیاد و استاد بزرگ آنان طی سالهای متمادی.دورا پس از تحصیل در دانشکدة لیموژ، معلم خصوصی خانة شاگردان فرانسیس اول شد. وی معلم خصوصی ژان آنتوان دِ بائیف بود که جانشین پدرش در سمت مدیریت کالج دِ کوکره شد. علاوهبر بائیف، پیئر دِ رونسار، رمی بلو و پونتوس دِ تیار از شاگردان وی بودند. ژوئاشم دِ بِله با واسطهگری رونسار به این گروه پیوست و این پنج شاعر جوان به همراهی و سرپرستی دورا، انجمن اِصلاح زبان و ادبیات فرانسه را تشکیل دادند. آنها به همراه رماننویسی به نام اتیئن ژودل، گروه هفت نفرهای به نام پلئیاد برای رقابت با گروه هفت نفره شاعران تراژدیسرای یونانی در اسکندریه تشکیل دادند. انتخاب دورا به ریاست این گروه، نفوذ فردی وی را اثبات میکند، اما او در جایگاه شاعری فرانسوی، آخرین فرد آن گروه هفت نفره از حیث اهمیت بود.دورا دانشجویانش را به مطالعة عمیق شعر یونانی و لاتینی برمیانگیخت و خود نیز بهطور مداوم به هر دو زبان مینوشت. معروف است که وی بیش از 15000 شعر لاتین و یونانی دارد. او عالِمی است که تأثیر و شهرتش در انگلستان، ایتالیا و آلمان گسترده است. وی در 1556 به استادی ادبیات یونان در کالج سلطنتی برگزیده شد و تا زمان بازنشستگی در 1567 عهدهدار این سمت بود. وی مجموعهای از بهترین اشعار یونانی و لاتین خود را در 1586 منتشر کرد.
شخصیت داستانی، قهرمان زن جوان در «جادوگر شگفتانگیز اُز» (The Wonderful Wizard of Oz, 1900) که افسانهای بلند برای بچهها نوشتة فرانک بام است. بزرگ شدن داروتی در محیطی طبیعی و عملی بهخوبی به او در سرزمین افسانهای اُز کمک میکند. در آنجا مترسک، کندهشکن حلبی، شیر ترسو و سگ کوچکش توتو او را همراهی میکنند.
(ت. 19 دسامبر 1925، اوبرلین، تورینگیا، آلمان) نویسندة آلمانی که تجاربش در قالبهای تئاتر، ترجمه، نمایشنامه و رمان سیاسی، کار او را در این زمینه بهصورت کاری بدیع درآورده است. دورست در دانشگاه مونیخ تحصیل کرد و در آنجا به «تئاتر تخیّلی» علاقهمند شد و بهنظر میرسد نقشهای متفاوتی در این گونه تئاترها ایفا کرد. نخستین نمایشنامههای وی تجاربی در این قالبهاست. نمایشنامة «مهمانی در پاییز» (Gesellschaftim im Herbst, 1960) دربارة تاجر حقهبازی است که مالک قلعهای اجدادی را با القای این گمان که در آن قلعه گنجی است، فریب میدهد. این اثر طنزی است دربارة اشتغالات ذهنی جامعة معاصر آلمان دربارة افسانههای رمانتیک. دورست طی نیمة پایانی دهة 1960 برخی آثار خارجی را به شکل تئاتر و به زبان آلمانی عرضه یا ترجمه کرد و مضامینی را از نمایشنامههای تامس دکر، دنی دیدرو، مولیئر، شون اوکیسی و دیگران اقتباس کرد. تغییر روش دورست به نویسندگی سیاسی، با نمایشنامة «تولر» (Toller) در 1968 مقارن شد؛ این نمایشنامه که برمبنای زندگی ارنست تولرِ نویسنده است، رابطة بین ادبیات و سیاست را بیان میکند. دورست در دهة 1970 با همکاری اورسولا اهلر، مجموعهای از نمایشنامه و رمان را منتشر کرد که مهمترین آنها مجموعة مِرز بود که وقایعنامهای از زندگی خانوادة طبقات متوسط آلمان در قرن بیستم است و در قالبهای نمایشنامة صحنهای، درام رادیو- تلویزیونی و رمان نوشته شده است. وی با آثاری چون «مرلین یا زمین بایر» (Merlin oder daswüste Land, 1981)، که حماسهای از حماسههای آرتوری است، به علاقة خود به اسطوره و قصههای خیالانگیز بازگشت. از آخرین آثار دورست و اهلر «من فویر باخ» (Ich Feuerbach, 1986) است که به تقلای هنرمند برای زندگی در بحبوحة آشفتگی سیاسی میپردازد. او و اهلر در 1990 مجموعه نمایشنامههایی منتشر کردند که بر پایة قصههای پریان و اسطورهها نباشد.
(ت. 14 ژانویه 1896، شیکاگو، ایلینویز، امریکا- و. 28 سپتامبر 1970، بالتیمور، مریلند) نویسندة امریکایی و یکی از مهمترین رماننویسان «نسل از دسترفته» پس از جنگ جهانی اول که تکیة شهرتش، در جایگاه مورخی اجتماعی و منتقد تندروی سبک زندگی امریکایی بر سهگانهاش «یو. اس. ای» (U. S. A)استوار است. او پسر وکیل ثروتمندی بود و در 1916 از دانشگاه هاروارد فارغالتحصیل شد و در طول جنگ جهانی اول، رانندة آمبولانس بود. آثار اولیة پسوس، اساساً تصویر هنرمندی است که میخواهد خود را از شوک مواجهه با وحشیگری جهان باز یابد. سفرهای فراوان او در سالهای پس از جنگ در کسوت خبرنگار روزنامه، بصیرت تاریخی او را بیشتر، درک اجتماعیاش را تیزتر و احساس تعهد رادیکالی او را تقویت کرد. نوشتههای او، رئالیسم عینی گستردهتر و خشنتری را بسط داد.اعدام نیکلا ساکو و بارتولومه وانرزگی در 1927، تصویر او از مردم امریکا را بهعنوان «دو ملت»- یکی مرفه و ثروتمند و دیگری فقیر و بیپناه- تبلوری دوباره داد. این تصویر دو ملت را در رمان یو. اس. ای به رشتة تحریر درآورد.پس از این رمان، سهگانة کمتر بلندپروازانهاش به نام «بخش فدرال کلمبیا» (District ofColumbia) منتشر شد که سرخوردگیاش از جنبش کارگری، سیاست رادیکال و لیبرالیسم نیودیل را وقایعنگاری میکند.
Dostoyevsky or Dostoevsky \də-stə-'yef-skyē, Angl däs-tə-'yef-skē,-'yev-\
(ت. 30 اکتبر [11 نوامبر تقویم جدید] 1821 مسکو، روسیه- و. 28 ژانویه 1881، سنپترزبورگ) رماننویس، روزنامهنگار و نویسنده داستان کوتاه که نفوذ روانشناسانة او در تاریکترین زوایای جان انسان، تأثیری عمیق و عام در رمان قرن بیستم داشت.داستایفسکی در خانوادهای متوسط به دنیا آمد. او در رشته مهندسی نظامی تحصیل کرد، اما کار خود را در این حرفه رها کرد تا یکسره به نوشتن بپردازد. رمان «همزاد» (Dvoynik, 1846) که کمتر از رمان قبلیاش، با عنوان «فقیران» (Bednyye lyudi, 1846) مورد استقبال قرار گرفت، مفهومی از اختلال دوشخصیتی یا هویتپرستی ارائه داد که به ویژگی روانی معمول شخصیتهای رمانهای بعدی داستایفسکی تبدیل شد. بهدنبال این رمان یک سلسله طرحوارهها، داستانهای کوتاه و یک رمان کوتاه دیگر نوشته شد. در 1849 داستایفسکی بهخاطر عضویت در انجمن پتراشفسکی، متشکل از روشنفکران رادیکال پترزبورگ، به اتهام شرکت در براندازی دستگیر و به مجازات مرگ محکوم شد، اما مجازاتش به زندانی شدن در سیبری تخفیف یافت. داستایفسکی مجازاتش را بهعنوان جزای آنچه که او یک جرم سنگین میدانست، پذیرفت و چهار سال را در اردوگاه کار اجباری و چهار سال را هم بهعنوان سرباز به تحمل مجازاتش گذراند. در زندان تنها کتابی که اجازه داشت مطالعه کند، انجیل بود و این مطالعه مکرر اعتقاد او را به مسیحیت بیشتر کرد. رمان «خانه مردگان» (Zapiski iz myortvogo doma, 1861-62) تعمقی در باب این تجربه در قالب داستان است. داستایفسکی در 1854 از زندان آزاد شد و به سنپترزبورگ برگشت. در 1857 با یک بیوه ازدواج کرد؛ ازدواجی که ناموفق از آب درآمد. دوباره شروع به نوشتن کرد و داستان «دوست خانواده» (Selo Stepanchikovo i yego obitateli) را در 1859 به چاپ رساند. در 1860 او و برادرش مجله Vremyaرا تأسیس کردند که خانه مردگان و «خفتکشیدگان و آزردگان» (Unizhennyye i oskorblyonnyye, 1861) در آن بهچاپ رسید. وقتی مجله ممنوع شد، برادران داستایفسکی مجله دیگری به نام Epokhaرا تأسیس کردند که «خاطرات زیرزمینی» (Zapiski iz podpolya, 1864) در آن منتشر شد.در 1865-1864 همسر و برادر داستایفسکی مردند، مجله تعطیل شد و او زیر بار قرض سنگینی رفت. او کوشید با قمار پول بهدست بیاورد، اما بیفایده بود؛ در همین زمان وارد یک سلسله ماجراهای عشقی شد که آن هم به جایی نرسید. اما کمی بعد رمان «جنایت و مکافات» (Prestupleniye i nakazaniye, 1866) را، که نخستین رمان عمده او است، ارائه داد. سال بعد با منشی تندنویس خود ازدواج کرد که ازدواج موفقی بود. از درون طوفانهای این دورة زندگیاش، دو رمان بزرگ بیرون آمد: «ابله» (Idiot, 1868-69) و «شیاطین» (Besy, 1872).در 1873 دوستان برجسته انجمن به او کمک کردند تا سردبیری یک هفتهنامة محافظهکار به نام Grazhdanin («شهروند») را بهدست آورد، اما او یک سال بعد سردبیری این هفتهنامه را رها کرد و در 1876 در یک ماهنامه جمهوریخواه ستونی تحت عنوان «یادداشت یک نویسنده» را، که در هفتهنامه Grazhdaninداشت، بهدست آورد. او بیش از یک سال با این نشریه همکاری کرد و در 1880 و 1881 در چند شماره از شمارههای این نشریه مطلب نوشت. در این شمارهها تحلیل خود درباره حوادث مهم، یادبودهای ادبی، نقد، طرحوارهها و داستانهای کوتاهی را به چاپ رساند که دو عنوان از آنها «روح شریف» (Krotkaya, 1876) و «رؤیاییک مرد مضحک» (Son smeshnogo cheloveka, 1877) از بهترین آنها محسوب میشوند. سرانجام او آخرین اثر خود «برادرانکارامازوف» (Bratya Karamazovy, 1879-80) را، که اغلب بهعنوان شاهکار او محسوب میشود، به چاپ رساند و در کشور خود در جایگاه یکی از بزرگترین نویسندگان شناخته شد.
گراتسیانو نیز نامیدهمیشود. شخصیت کلیشهای کمدیادلارته ایتالیایی، که کاریکاتوری از دانشورزی فضلفروشانه است. دوتوره گاهیاوقات در نقش حقوقدانی است که در هر موقعی آماده نصیحت است و استدلالهای آسیبزننده و نابجای او در دادگاه، مبنای گفتوگوهای کمدی میشود؛ در زمانی دیگر، او پزشکی است که در بغل خود سرنگی بزرگ و فهرستی از معالجات نامعقول را برای هر بیمار دارد. او همچنین در نقش سخنور یا دستوردان نیز درمیآید. زمانی که دوتوره در نقش پزشک ظاهر میشود، بهشیوة دو بازیگر مشهور قرن شانزدهم در این نقش، کلاه عجیبی بر سر میگذارد و دوتره بالانزونه لمباردی خوانده میشود.سهم دوتوره در کار نمایشی اینطرف و آنطرف رفتن بیهوده و حرّافی بیپایان بود. شرح و بسطهای طولانی، جناسهای عالمانه و سخنان دستوپا شکستة او با الفاظ غریب لاتین، که با لهجة محلی ادا میشود، همراه است.
رمانی از فیودر داستایفسکی که در 1846 با نام Dvoynik به زبان روسی منتشر شد.همزاد نخستین اثر از آثار متعدد داستایفسکی است که شیفتگی او را به روانشناسی افراد و نقش آشکار میکند. حساسیت بیمارگونه و خودنمایی کارمندی به نام گولایدکین، که از آشفتگی بالینی ناشی از فشارهای اجتماعی و عشق یکسویه رنج میبرد، او را به جنون وسیع زجرآوری مبتلا کرده است. او در این زمان با مردی مواجه میشود که کاملاً شبیه او و هدایتگر توطئه علیه اوست. سرانجام او با رویارویی مکرر با این موجود روانة تیمارستان میشود؛ موجودی که مسائل گاه آشکارا انعکاس خود او در آیینه است، گاه تجسم خیالات پرخاشگرانة او است، و گاه آدمی معمولی است که از قضا نام و ظاهر او را دارد و گاه بهشیوهای ماورالطبیعی خود اوست.
جینگل جینگلی نیز نامیده میشود. یک قالب شعری سبک است که شامل هشت مصراع میشود که هر یک از دو بند در دو قطعه تنظیم شدهاند. مصراع آغازین شعر، باید ضربی باشد. اغلب با جینگل جینگلی شروع میشود. مصراع دوم باید یک نام باشد. مصراع پایانی هر بند کوتاهشده هستند و آنها باید همقافیه باشند و یک مصراع در بند دوم باید شامل واژة مجردی باشد. نمونة زیر اثر آر. مکهنری این فرم را توضیح میدهد:
Higgledy-piggledy
Emily Dickinson
Amherst had nothing more
Noble than she.
’Sconced in her house with the
Curtains pulled back just so:
Monochromatically
Serving up tea.
مجلة ادبی امریکایی که در نیواورلیئنزِ لوئیزیانا دایر شد و انتشار آن از ژانویه 1921 تا می1926 ادامه داشت. از جولای 1921 عبارت A National Magazine from the South بهصورت عنوان فرعی به آن افزوده شد.دابِل دیلر بعد از نمایش ویلیام کانگریو، به این نام خوانده شد. این مجله، که از حمایت اچ. ال. منکین و شروود اندرسن بهرهمند بود، نخستین مجلهای بود که در می 1922 داستانی از ارنست همینگوی و دومین مجلهای بود که در ژوئن 1922 شعری از ویلیام فاکنر به چاپ رساند. هارت کرین، تورنتن وایلدر، جین تومر و کنت فیرینگ نیز با این مجله همکاری میکردند. از میان دیگر نویسندگانی که آثارشان در آن مجله منتشر شد، میتوان به رابرت پن وارن، ادموند ویلسن، ایمی لوئل، جان کرو رَنسم، ریچارد آلدینگتون، هیلدا دولیتل، جوزف کمپل، مری آستین و بن هکت اشاره کرد.
(ت. 1475- و. سپتامبر 1522، لندن، انگلستان) شاعر اسکاتلندی و نخستین مترجم انگلیسی «انهئید» (Aeneid) ویرژیل. چهار اثر بازمانده که به داگلاس نسبت داده شده، جدیت اخلاقی و تسلط وی را بر وزنهای دشوار نشان میدهد. علاوهبر انهئید، این مجموعه شامل شعر بلندی بهنام «وجدان» (Conscience) و دو تمثیل اخلاقی بهنامهای «فریب غرور» (ThePalice of Honour, 1501) و «شاه هارت» (King Hart) است. فریب غرور تمثیل رؤیاگونهای است در موضوع «کجا غرور واقعی، انسان را فریب میدهد؟». شاه هارت (که با احتمال به داگلاس نسبت داده شده است) بهطور زنده و با صلابت، پیشروی روح انسانی را از بندگی لذت در دورة جوانی تا یورش ناگزیر وجدان، پیری و مرگ توصیف میکند. آخرین اثر ادبی داگلاس، نخستین ترجمه از متن اصلی انهئید به زبان انگلیسی است. داگلاس هرچند ویرژیل را روزآمد کرد و سبک کلاسیک و لحن جدّی آن را فرو گذاشت، ترجمة او بهلحاظ زبانی، مستحکم و نسبت به تفاوتهای زبانی هوشیار است. هر یک از آثار وی، مقدمة مهمی را دربردارند.پس از جنگ فلادن (1513)، که در آن جیمز پنجم، پادشاه اسکاتلند، کشته شد، داگلاس جریان ادبی را رها کرد و به فعالیتهای سیاسی روی آورد. ازدواج مارگرت تیودر، بیوة شاه و خواهر هنری هشتم، با برادرزادة داگلاس، خانوادة وی را در ردیف جناح طرفداران انگلیس در اسکاتلند قرار داد. در 1521 دشمنان سیاسی وی را مجبور کردند تا به انگلستان بگریزد. او تا زمان مرگش، که بهعلت ابتلا به طاعون اتفاق افتاد، در لندن تبعید بود.
نام مستعارِ جرج داگلاس براون (ت. 26 ژانویه 1869، اوکیلتری، ائرشر، اسکاتلند- و. 28 آگوست 1902، لندن، انگلستان) رماننویس اسکاتلندی که در نهضت رئالیستی در ادبیاتِ اوایل قرن بیستم تأثیرگذار بود. وی در دانشگاه گلاسکو و دانشکدة بِیلییل آکسفورد تحصیل کرد. او دانشجوی ممتاز بود و جوایز زیادی هم گرفت. داگلاس در 1895پس از پایان تحصیلات، به لندن سفر کرد تا نویسندة روزنامههای پایتخت شود، اما سرانجام مشاور چاپ یک انتشارات شد.رمان داگلاس با عنوان «خانهای با پنجرههای سبز کرکرهای» (The House with the Green,Shutters, 1901)، یکی از نخستین آثار ادبی بود که از رمانس یا حادثهای بودن عبور کرد، و بهعلت بررسی واقعگرایاﻧﮥ زندگی آن روز اسکاتلند مورد توجه واقع شد. رمان دیگر وی، «عشق و یک شمشیر» (Love and a Sword, 1899)، مقبولیت نیافت. وی در اوج جوانی بهطور ناگهانی درگذشت.
(ت. 20 ژانویه 1920، رویال تانبریج ولز، کنت، انگلستان.- و. 9 ژوئن 1944، نورماندی، فرانسه) شاعر بریتانیایی که بهسبب کنایات، فصاحت و زبان مستقیم و سادهای که برای بیان درد و رنج و تلفات و قربانیان جنگ دارد، مشهور شده است. تحصیلات داگلاس در دانشگاه آکسفورد، با شروع جنگ ناتمام ماند. تا 1941 در شمال افریقا فرمانده تانک بود، جاییکه برخی از بهترین اشعارش از جمله «العلمین به زم زم» (Alamein to Zem-Zem, 1946) در آنجا سروده شد. وی در 1944 برای شرکت در تهاجم نورماندی به بریتانیا بازگشت و در روز سوم نبرد کشته شد. «مجموعة اشعار» (Collected Poems, 1951) وی، که پس از مرگش چاپ شد، بر شهرت وی بهعنوان شاعر جنگ افزوده است، اما در 1964 ویرایش تد هیوز از اشعار وی با عنوان «اشعار برگزیده» (Selected Poems)، شهرت وی را در جایگاه شاعری با اعتبار عام تثبیت کرد.
نام کامل او جرج نورمن داگلاس (ت. 8 دسامبر 1868، تورینگن، اتریش- و. 9 فوریه 1952، کاپری، ایتالیا) مقالهنویس و رماننویسی که در آثارش از جنوب ایتالیا مینوشت، جاییکه سالهای متمادی زندگی کرده بود. وی در سالهای پایانی عمرش در جزیرة کاپری زندگی کرد که مکان حوادث اثر معروف او، «باد جنوب» (South Wind, 1977) آنجا بود. همة آثار وی اعم از داستان، موضعنگاری، مقاله و زندگینامه خودنگاشت، جذابیتی دارند که از بیان بیتکلف داگلاس از یک شخصیت نجیبزادة قلندر نشأت میگیرد. نثر او نمونة اعلایی از سبک گفتوگویی بهشمار میرود.داگلاس در خانوادهای از زمینداران اسکاتلندی بهدنیا آمد که با اشراف آلمانی، ازدواج خویشاوندی داشتند و ازاینرو وی دبیرستان را در کارلسروئه آلمان گذراند که در آنجا هم در زبانهای انگلیسی و آلمانی و هم در علوم طبیعی از خود نبوغ نشان داد. او در 1893 در ادارة بیگانگان بریتانیا مشغول بهکار شد و حدود سهسال در روسیه به خدمات سیاسی پرداخت و آنگاه به مسافرت طولانی به هند، ایتالیا و شمال افریقا پرداخت.نخستین اثر برجستة وی «سرزمین سیرن» (Siren Land, 1911) و محبوبترین اثرش رمان طنز «باد جنوب» بود. شاید قویترین اثر او «کالابریای پیر» (Old Calabria, 1915) و خودافشاگرترین اثر وی زندگینامة خودنگاشت غیررسمیاش«رجوع به خاطرات گذشته» (Looking Back, 1933) باشد.
نام اصلی او فردریک اوگاستس واشینگتن بیلی (ت. 7 فوریه 1817، تاکهو، امریکا- و. 20 فوریه 1895، واشینگتن دی. سی.) سیاهپوست امریکایی که زندگی خود را با بردگی آغاز کرد ولی بهواسطة درخشش ادبی و خطابة خود به صف مقدم نهضت انحلال بردگی امریکا پیوست.او از مادری برده بود (که در کودکی رهایش کرده بود) و پدرش سفیدپوستی بود که داگلاس او را هرگز نشناخت. فردریک تا 8 سالگی با مادربزرگش در مزارع مریلند زندگی کرد. وی به خدمتکاری خانه و کارگری مزرعه پرداخت، اما خواندن و نوشتن را بهخوبی یاد گرفت. او در 1838 توانست به نیویورکسیتی و پس از آن به نیوبدفورد در مساچوستس فرار کند. او با تغییر نام خود به داگلاس برای فرار از دست جویندگان برده، سه سال در آنجا به کارگری مشغول شد.در 1841 مجمع ضدبردهداری از داگلاس خواست که فیالبداهه دربارة تجربیات شخصی خود صحبت کند. اظهارات او بهحدی تأثیربرانگیز و بهطور طبیعی فصیح بود که زندگی وی را وارد مرحلة جدیدی کرد و او بهعنوان کارگزار انجمن ضدبردهداری مساچوستس شغلی بهدست آورد. داگلاس در 1845 برای پاسخگویی به کسانی که تردید داشتند او زمانی برده بوده است، زندگینامة خودنگاشت خود را نوشت و در 1882 آن را تجدیدنظر و کامل کرد و با عنوان «زندگی و زمانة فردریک داگلاس» (Life and Times of Frederick Douglas) منتشر کرد. شرححال داگلاس جزو ادبیات کلاسیک امریکا و نیز نخستین منبع دربارة بردهداری از منظر بردگان شد. داگلاس پس از دو سال گشت سخنرانی در بریتانیا و ایرلند، به فعالیت اصلی خود بازگشت تا آزادی خود را خریداری و روزنامة ضدبردهداری خود را با نام North Star (بعدهاFrederickDouglass's Paper) از 1847 تا 1860 در راچستر نیویورک منتشر کند.طی جنگ داخلی امریکا، داگلاس مشاور رئیسجمهور ایبرهم لینکلن بود. او طی دوران بازسازی (77-1865) برای حقوق مدنی مردان مبارزه کرد و با قدرت از نهضت حقوق زنان حمایت کرد. وی پس از دوران بازسازی، مشاغل دولتی چندی را بهعهده گرفت که از جملة آنها وزارت امور خارجه ایالات متحده و کنسولگری کل هائیتی از 1889 تا 1891 بود.
(ت. 28 آگوست 1952، اکرن، اُهایو) نویسنده و معلم سیاهپوست امریکایی که در 1993 ملکالشعرای ایالات متحده شد. دوو از دانشگاه میامی در اُهایو فارغالتحصیل شد و پس از آن در دانشگاه توبینگن آلمان ادامه تحصیل داد. وی در دانشگاه آیووا در رشتة نویسندگی خلاق تحصیل کرد و نخستین کتابچه از اشعار خود را در 1997 منتشر کرد. وی از 1981 تا 1989 در دانشگاه ایالتی اریزونا تدریس کرد و پس از آن، کار در آنجا را برای تدریس در دانشگاه ویرجینیا رها کرد. وی در 1982 نویسندة مقیم در تاسکیگی آلاباما بود. دوو در مجموعه اشعار خود با عنوان «خانة زرد کنار میدان» (The Yellow House on the Corner, 1980) و «موزه» (Museum, 1983) و همچنین در مجموعه داستان کوتاه «یکشنبة پنجم» (Fifth Sunday, 1985) توجه خود را بر زندگی خانوادگی و کشمکشهای فردی متمرکز کرد و بهطور غیرمستقیم به ابعاد سیاسی و اجتماعی تجارب سیاهپوستان پرداخت. جایزة پولتیزر به کتاب «تامس و بیولا» (Thomas and Beulah, 1986) وی تعلق گرفت، مجموعه شعری که زندگی اجداد مادری نویسنده را، که در آغاز قرن نوزدهم در دیپ ساوت زندگی میکردند، وقایعنگاری میکند. آثار بعدی نویسنده شامل مجموعه شعرهای «آن سوی خانه» (The Other Side of the House, 1988) و «یادداشتهای زیبا»(The Grace Notes, 1989) و رمان «از میان دماغه عاج» (Through the Ivory Gate, 1992) هستند.
شعری از متیو آرنولد، که در 1867 در «مجموعة اشعار نو» (New Poems) منتشر شد. این شعر 39 بیتی از مشهورترین آثار نویسنده است که به زوال ایمان مذهبی دنیای مدرن میپردازد و محبت را بهعنوان جانشین آن پیشنهاد میکند.
(ت. 1 می1843، کورک، کانتی کورک، ایرلند- و. 4 آوریل 1913، دابلین) منتقد، زندگینامهنویس و شاعر ایرلندی که بهسبب آثار انتقادی خود دربارة ویلیام شکسپیر معروف است.وی در دانشکدة کوئینزِ کورک و دانشکده ترینیتی دابلین تحصیل کرد. داودن در 1867 در ترینیتی استاد ادبیات انگلیسی شد و در آکسفورد (93-1890) و در کیمبریج (96-1893) تدریس کرد. کتاب او با عنوان «شکسپیر: پژوهش انتقادی بر روی ذهن و هنر» (Shakspere: A Critical Study of His Mind and Art, 1875)، در زبان انگلیسی نخستین کتابی است که ضمن عرضة تصویر کامل و یکپارچهای از پیشرفت شکسپیر در جایگاه هنرمند، دورههای متوالی زندگی وی را بررسی میکند. داودن آثار زیادی دربارة شکسپیر نوشته است که هم بهواسطة آن و هم با اثری به نام «زندگی شلی» (Life of Shelley, 1886) معروف شده است. وی همچنین از نخستین افرادی بود که والت ویتمن را تحسین کرد و از بهترین دوستان او شد.
Down and Out in Paris and London \'par-is…'lən-dən\
زندگینامه خودنگاشت اثر جرج اورول، که در 1933 منتشر شد. این نخستین اثر منتشرشدة اورول، حاوی مقالاتی است که حوادث واقعی را در قالب داستان ارائه میدهد.اورول برای تاوان گناهی که نسبت به شرایط افراد محروم از حقوق اجتماعی و طبقات پایین له شده احساس میکند، تصمیم میگیرد مانند یکی از آن افراد زندگی و کار کند. او لباس گداها را میپوشد و مشاغلی را که سر راه افراد فقیر و مطرود اروپا قرار میگیرد، انجام میدهد. او در محلاّت فقیرنشین پاریس با شغل ظرفشویی زندگی میکند. مقالة «فقیران چگونه میمیرند» (How the Poor Die) وضع بیمارستان خیریهای را در آنجا توصیف میکند. او در محلة ایست اِند لندن همانند همسایگان خود،که از گداها و فقیرترین طبقات کارگران هستند، لباس میپوشد و زندگی میکند. اورول در لباس خانهبهدوشان، همراه کارگران فصلی و کارگران مهاجر در سراسر انگلستان میگردد.
(ت. 2 آگوست 1867، لی، کنت، انگلستان- و. 23 فوریه 1900، لوئیشم، لندن) یکی از باقریحهترین شاعران انگلیسی در حلقة شاعران دهة 1890 که با عنوان منحطان شناخته میشوند.وی در 1886 در دانشکدة کوئینز آکسفورد ثبتنام کرد، ولی چون در 1888 مجبور شد در تعمیرگاه کشتی پدرش در ناحیة لایمهاوس لندن کار کند، ترک تحصیل کرد. داوسن یکی از اعضای فعّال کلوپ شاعران، گروهی از «منحطان» بود که اعضای آن ویلیام باتلر ییتس، آرتور سیمونز، و اوبری بردسلی بودند. در 1891 وی با پیشخدمت جوانی به نام آدلاید فولتینوویچ دیدار کرد و عاشق وی شد و آدلاید منبع الهام بیشتر اشعار وی شد. در همان سال بهترین شعرش را با عنوان «Non Sum Qualis Earm Bonae sub Regno Cynarae» منتشر کرد که بهسبب ترجیعبندِ «سینارا، من نسبت به تو وفادارم به شیوه خودم» در آن شعر به این نام معروف شده است. وقتی داوسن با آدلاید آشنا شد، او دوازده ساله بود و بههمینعلت پیشنهاد ازدواج را نپذیرفت، اما به شیوة خودش تا شش سال بعد، به او وفادار ماند. در 1894 پدر داوسن فوت و مادرش اقدام به خودکشی کرد و او نشانههایی از بیماری سل در خود یافت. در 1897 آدلاید با مرد دیگری ازدواج کرد، پس از آن داوسن بیشتر در فرانسه زندگی میکرد و از راه ترجمههای کمدستمزد زندگیاش را میگذراند. فلاکت، تهیدستی، اعتیاد به افسنطین و بیماری او را از پا انداخته بود که دوستی بهنام آر. اچ. شرارد او را یافت و به لندن بازگرداند و وی در خانة شرارد فوت کرد. گرچه داوسن دو رمان با همکاری آرتور مور با عناوین «کمدی ماسکها» (A Comedy of Masks, 1893) و «آدریان روم» (Adrian Rome, 1899) و کتابی حاوی تعدادی داستان کوتاه با عنوان «بر سر دو راهیها» (Dilemmas, 1895) نوشت، شهرت وی بیشتر بهسبب «اشعار» (Verses, 1896) و «آذین» (Decorations, 1899) ناشی میشود. ویژگی عاشقانههای او توجه دقیق وی به ملودی و آهنگ و دربرداشتن آرایههای ادبی است. ییتس اذعان کرده که پیشرفت فنون ادبیاش از آثار داوسن تأثیر گرفته است که تأثیرات آن در نخستین اثر روپرت بروک نیز دیده میشود.
(ت. 22 می 1859، در ادینبرااسکاتلند- و. 7 جولای 1930، کروبارو، ایالت ساسکس، انگلستان) نویسندهای که بهسبب خلق کارآگاه شرلوک هولمز مشهور شده است.کونن دویل تا 1891، بعد از آنکه از دانشگاه ادینبرا فارغالتحصیل شد، طبابت میکرد. شخصیت هولمز، که اولینبار در مطالعهای در «لکة سرخ» (A Study in Scarlet, 1887) چاپ شد، از معلمی در ادینبرا نشئت گرفت که بهخاطر استدلالهای قیاسیاش مشهور بود. داستانهای کوتاه دربارة هولمز در 1891 بهطور مرتب در نشریه Strand Magazine چاپ میشد و بعداً چند مجموعة دیگر به نامهای «ماجراجویی شرلوک هولمز» (The Adventures of Sherlock Holmes, 1892)، «خاطرات شرلوک هولمز» (The Memoirs of Sherlock Holmes, 1894)، «بازگشت شرلوک هولمز» (TheReturn of Sherlock Holmes, 1905)، و «پروندة شرلوک هولمز» (The Case-Book of Sherlock Holmes, 1927) نوشت. کونن دویل، از هولمز خسته شد و در 1893 نقشة مرگش را ریخت، اما به درخواست مردم مجبور شد تا او را به زندگی بازگرداند. دیگر رمانهای هولمز «راز کلومبر» (The Mystry of Cloomber, 1889)، «نشانة چهار» (The Sign of Four, 1890)، «کارهای رفلز هاو» (The Doings of Raffles Haw, 1892)، «سگ خانوادهبسکرویلز» (The Hound of the Baskervilles, 1902)، و «درة وحشت» (The Valley of Fear, 1915) هستند. محبوبیت مستمر شرلوک هولمز آثار دیگر این نویسنده- عمدتاً قصههای تاریخی- را تا حدی در سایه نگه داشته است.در 1902 برای فعالیتهای دویل در جنگ افریقای جنوبی (بوئر) و کار در بیمارستانی صحرایی در بلوم فونتئین لقب سِر به او اعطا شد. دویل، پس از مرگ پسرش بر اثر جراحاتی که در جنگ جهانی اول متحمل شده بود، وقتش را صرف کارهایی از نوع احضار ارواح کرد.
(ت. 5 ژوئن 1939، شفیلد، یورکشر، انگلستان) نویسندة انگلیسی رمانهایی که در آنها، مسائل بلوغ و رَسش دختران در اثر تجاربی مانند عشق، ازدواج و مادری، با مهارت توصیف شده است.پدر وی قاضی بود و او خواهر ای. اس. بایاتِ رماننویس بود. مارگرت دربل پس از ترک دانشگاه کیمبریج، شروع به نوشتن کرد. شخصیتهای اصلی رمانهای او، هرچند از حیث شخصیت و شرایط با یکدیگر متفاوت هستند، در موقعیتهایی سرشار از بحران و اضطراب تصویر میشوند که برای رشد اخلاقی آنها ضروری است. دربل با دغدغة تلاش فرد برای تعریف هویت خود سروکار دارد، اما به تحولات اجتماعی نیز علاقه و توجه نشان میدهد. وی به سبک نویسندگانی چون جرج الیوت، هنری جیمز و آرنولد بنت مینویسد. رمانهای او «قفس تابستانی» (A Summer Bird-Cage, 1962)، «سال گریک» (The Garrick Year, 1964)، «سنگ آسیاب» (The Millstone, 1965)، «سوراخ سوزن» (The Needle's Eye, 1972)، «خطة طلایی» (The Realms of Gold, 1975)، «عصر یخ» (The Ice Age, 1977)، «زمین میانی» (The Middle Ground, 1980) و سهگانهای مرکب از «راه روشن» (The Radiant Way, 1987)، «اشتیاق طبیعی» (A Natural Curiosity, 1989) و «دروازههای آیوری» (The Gates of Ivory, 1991) نام دارند.او علاوهبر رمانهایش، کتابهایی دربارة موضوعات عمومی ادبیات، مقالاتی در مطبوعات و فیلمنامه نوشته و ویرایش کرده است.
(ت. 9 اکتبر 1846،کپنهاک، دانمارک- و. 14 ژانویه 1908، هُرنباک) نویسندهای که بهخاطر اشعار تغزلیاش معروف است و همین او را جزو شاعران پیشگام قرن نوزدهم دانمارک قرار داده است.پدرش پزشک بود. او در رشته نقاشی تحصیل کرد و سپس شروع به نویسندگی کرد؛ به مسائل اجتماعی علاقهمند شد و به جنبش ادبی رادیکال جدید پیوست که آن را گئورگ براندس رهبری میکرد. «زغال و گچ» (Digte, 1872) مجموعهای از اشعاری است که نظریههای اجتماعی دراکمان را عرضه میکند.وی جایگاهش را بهمثابة بزرگترین شاعر دانمارکی جنبش جدید عصر خویش با مجموعه «آهنگهای ملایم» (Dæmpede melodier, 1875)، «آوازهای کنار دریا» (Sange ved havet, 1877)، «ونیز» (Venezia) و «علفهای هرز و گلهای رُز» (Ranker og roser, 1879) تثبیت کرد. معالوصف، در نثر «از ورای مرز» (Derovre fra grænsen, 1877) و قصه پریان «پرنسس و نصف پادشاهی» (Prinsessen og det halve kongerige, 1878) گرایش وطنپرستانه و رمانتیکش را نشان میدهد که او را به سمت تنش با گروه براندس سوق میدهد.آثار وی بسیار متنوع و شامل شعر، داستان کوتاه، رمان و نمایشنامه میشود، اما شعر تغزلی وی اهمیت بسیاری دارد. او عروض کلاسیک را برای وزن آزاد و ریتم زنده و بانشاط، که وزن و آهنگ گفتار طبیعی و عادی را منعکس میکرد، رها کرد؛ بهاستثنای عشق، موضوعات مورد علاقه وی دریا و حیات آن هستند. بهترین مجموعههای متأخرش «خدایان قدیمی و جدید» (Gamle guder og nye, 1881) و «کتاب ترانهها» (Sangenes bog, 1889) و «شعله مقدس» (Den hellige ild, 1899) هستند. رمانهای او اغلب تا حدی زندگینامه خودنگاشتاند،با شخصیتهایی که هنرمند یا نویسنده هستند؛ مثلاً در رمان دو جلدی «استمداد» (Forskrevet, 1980) که مهمترین رمان کوتاهش محسوب میشود. در میان نمایشهای فانتزی او «روزی روزگاری» (Der var engang, 1885) محبوب بود، گرچه بخش زیادی از این محبوبیت بهخاطر موسیقی پیتر لانگه- مولر بود.
(دراکانْشِس)،بلوسیوس آیمیلیوس (شکوفایی قرن پنجم) اولین شاعر لاتینیزبان مسیحی از افریقا، که در زمان شکوفایی دوبارة ادبیات، که در دورة حکام وندال در اواخر قرن پنجم رخ داد، زندگی میکرد.دراکونتیوس در کشور کارتاژ، آموزش علم بدیع را بهصورت سنتی فرا گرفته بود و در جایگاه حقوقدان فعالیت میکرد. اگرچه خانوادة او در ابتدا مورد حمایت وندال بودند، سرانجام بهعلت اینکه در شعری بهجای شاه وندال گونتاموند (496-484) مدح امپراتور را گفته بود، به زندان افتاد و اموالش مصادره شد.اشعار اولیة دراکونتیوس نظیر «رومولیا» (Romulea)، مجموعهای متشکل از نه قطعة اصلی بود که عمدتاً بنمایه اساطیری داشت. جنبة بسیار بدیع این اشعار مجدداً در مرثیة «خوشنودی» (Satisfactio)، که درخواستی برای عفو خطاب به گونتاموند در دورة زندانش سروده بود، دوباره ظاهر میشود و این جنبه دوباره در شعر بسیار مذهبی او به نام «در ستایش خدا» (De laudibus dei) مشاهده میشود. این شعر آخر، که مهمترین کار او است، از 2327 شعر شش وزنی تشکیل میشود که در سه کتاب عرضه شده است. کتاب اول به تشریح آفرینش و سقوط ادلة جاودانگی میپردازد؛ کتاب دوم کرامت خداوند را، که نشانة آن حفظ و بازآفرینی جهان است، توضیح میدهد و کتاب سوم دربارة رفتار خداوند با ابنای بشر است. موضوع آفرینش بهطور جداگانه در قرون وسطا با عنوان «کتاب آفرینش» (Hexaëmeron) انتشار یافته است. دراکونتیوس با فرهنگ غیرمذهبی لاتینی و انجیل آشنایی گستردهای داشت.
رمان گوتیک اثر برم استوکر، که در 1897 منتشر شد. دراکولا، که محبوبترین اثر ادبیای است که از افسانههای خونآشام گرفته شده است، پایه و اساس یک ژانر مستقل در ادبیات و فیلم میشود.کنت دراکولا، که جنایتکار و آدم شروری از ترنسیلوِینیا است، از قدرتهای فوق طبیعی خود برای به دام انداختن و عذاب دادن قربانیهای معصوم خود استفاده میکند. او با تغذیه از خون آنها زندگی میکند. رمان اساساً به شکل دفترچه خاطراتی نوشته شده که شخصیتهای اصلی داستان آن را نوشتهاند، شخصیتهایی نظیر جاناتان هارکر، که با خونآشام در برجخودش ترنسیلوینیا تماس میگیرد؛ کنت مینا، نامزد هارکر، که بعدها به همسری او درمیآید و لُرد او را خیلی دوست دارد؛ دکتر سیورد خیرخواه؛ و لوسی وستنرا، که قربانی است اما خودش به خونآشام تبدیل میشود. در انتهای داستان دکتر و دوستانش دراکولا را از بین میبرند آنهم با فرو کردن چوبی در قلب لوسی بهمنظور نجات دادن روح وی از عذاب.دراکولا قصههای محلی nosferatuیا undead مربوط به اروپای مرکزی را با شرحهای تاریخی از پرنس ولاد ایمپالر از قرن پانزدهم در هم میآمیزد که گفته میشود یکصد هزار قربانی را با نیزه از پای درآورد و به او لقب دراکولا داده شد (مشتق از واژﮤ رومانیایی drac یا «شیطان»). منتقدینخونآشامیِ (ومپایریسمِ) داستان را اعتلای ادبی جنسیت مرتبط با دوره ویکتوریایی میدانند.
[واژه فرانسوی قدیم آن dragun، dragon، از واژﮤ لاتین dracon، draco، به معنی مار، اژدها، از واژﮤ یونانی drákōn، برگرفته از ریشة derkesthai به معنای بهوضوح دیدن، نگاه کردن] در فرهنگ عامة غرب، جانوری افسانهای که عموماً بهصورت ماری عظیمالجثه و بالدار با بدنی پوشیده از فلس یا مارمولکی با سر تاجدار، چنگالهای غولآسا و دمی خاردار نشان داده میشود. در اساطیر چینی، اژدها جانوری فراطبیعی و سودبخش است که حضورش با باران و سیلاب همراه است.اعتقاد به این موجودات، ظاهراً بدون کوچکترین آگاهی نسبت به پیشینة خزندگان عظیمالجثه ماقبل تاریخ اژدهاگونه بهوجود آمده است. بهطورکلی، در خاورمیانه جاییکه مارها غالباً بزرگ و کشنده هستند، افعی یا اژدها نمادی از اصل شر بوده است؛ بدینترتیب خدای مصری اِپپی (Apepi) افعی بزرگ دنیای تاریکی بوده است. ولی یونانیان و رومیان، برخلاف نظر ساکنین خاورمیانه در این خصوص که افعی یا مار را نشانة نیروی بد (شر) میدانستند، در برخی مواقع معتقد بودند که دراکونتهها (drakontes)موجوداتی سودبخش بهحساب میآیند که از ساکنان تیزبین قسمتهای درونی زمین هستند. با وجود این، بهطورکلی تصویر اژدها بهعنوان نشانة پلیدی قویتر بوده و دوام بیشتری نسبت به نماد سودبخشی داشته است. مسیحیت، خدایان مارگونه را بلافاصله رد کرد و در هنر مسیحی اژدها را نماد گناه و الحاد دانسته و آن را بهصورت موجودی ذلیل زیرپای قدیسان و شهیدان نشان داده است. اژدهای چینی، لانگ (Lung)، بهوسیلة یانگ نشان داده میشود که اصل آسمان، فعالیت و مردانگی در کیهانشناسی چینی بهشمار میرود. از دوران باستان اژدها نشانة خانوادة سلطنتی بود و تا تأسیس جمهوری (1911) تصویر اژدها بر پرچم چین نقش بسته بود. اژدها با باقی فرهنگ چین به ژاپن آمد و در آنجا با نامهای ریو یا تاتسو (ryūیا tatsu) قدرت تغییر اندازه به دلخواه خودش را داشت، حتی تا حدی که بتواند نامرئی شود. اگرچه اژدهای چینی و ژاپنی، هر دو بهعنوان قدرتهای آسمانی محسوب میشدند، اغلب بدون بال هستند. اژدها در آیین تائوئیسم از نیروهای بسیار مورد احترام طبیعت بهحساب میآید.
(ت. 7 آگوست 1795، نیویورک، امریکا- و. 21 سپتامبر 1820، نیویورکسیتی) شاعر رمانتیک که با اندک عاشقانههای بهیاد ماندنی قبل از مرگ زودهنگامش، در پیریزی ادبیات ملی امریکا سهم داشت.دریک در 1816 از دانشکدة داروسازی نیویورک فارغالتحصیل شد، پس از آن با زنِ ثروتمندی ازدواج کرد و ماه عسل را در اروپا گذرانید، اما برای به راه انداختن یک داروخانه به نیویورک بازگشت. هنگامیکه دانشجو بود،با شاعری به نام فیتزگرین هلیک طرح دوستی ریخت و با همکاری او در 1819 اشعار طنز باب روز سرودند؛ نتیجه «اوراق کراکر» (Croaker Papers) بود که با نام مستعار در روزنامة Evening Post نیویورک منتشر شد. این هجوهای چهرههای سیاسی در 1860 در قالب کتاب منتشر شدند.دریک در 1820 با ابتلا به با مرض سل درگذشت. با اینکه خواسته بود همسرش اشعار منتشرنشدهاش را از بین ببرد، اما او آنها را نگه داشت و در 1835 دخترش ترتیب انتشار نوزده شعر را با عنوان «فیِ گناهکار و اشعار دیگر» (The Culprit Fay andOther Poems) داد. این عنوان که بهعنوان کلی کتاب اطلاق شده، مربوط به پری عاشق در رودخانة هادسن است. در این اثر دو شعر خوب طبیعت با عنوان «نیاگارا» (Niagara) و «برانکس» (Bronx) وجود دارد. اف. ال. پلیدوِل این شعر و اشعار دیگر وی را با عنوان «زندگی و آثار» (Life and Works, 1935) منتشر کرده است.
[واژه یونانی آن drâma به معنی عمل، کنش بر روی صحنه، بازی، مشتق از واژه drân به معنی انجام دادن] تصنیفی به شعر یا نثر که قصد تصویر زندگی یا شخصیتی را دارد و یا برای بیانِ داستانی است که معمولاً کشمکشها و احساساتی را دربر دارد که از طریق کنش و گفتوگو و عموماً برای اجرا در تئاتر طراحی شده است. نیز نک COMEDY؛ TRAGEDY
تمهیدی در زمینه طرح داستان؛ نوعی از طنز که وقتی حاصل میآید که دانش مخاطب یا خواننده دربارة حوادث یا افراد بر دانش شخصیتهای داستان پیشی میگیرد؛ بنابراین سخنان و اعمال شخصیتها برای مخاطب یا خوانندگان معنایی غیر از آنچه برای شخصیتها دارد، پیدا میکند. این امر زمانی روی میدهد که برای مثال شخصیت با روش نامناسب و احمقانهای عکسالعمل نشان میدهد و یا هنگامیکه شخصیت داستان فاقد خودآگاهی است و بر مبنای پیشفرضهایش عمل میکند.این آرایه در آثار تراژدی بهوفور یافت میشود. مثلاً در مجموعه اودیپوس، حاضران در نمایشنامه خیلی زودتر از آنکه خود اودیپوس به اشتباهش پی ببرد، به خطاهای او پی میبرند. نویسندگان معاصری که بر طنز دراماتیک تسلط دارند عبارتانداز: ویلیام شکسپیر (در اتللو)، ولتر، جاناتان سوئیفت، هنری فیلدینگ، تامس هاردی و هنری جیمز. طنز دراماتیک همچنین در داستان کوتاه «نبوغ مغ» (The Gift of the Magi) از اُ. هنری دیده میشود. در داستان «بانو با سگش» (Lady with the Gog) از آنتوان چخوف، یک دون ژوان کارکشته، درگیر یک رابطة عشقورزی خیلی عادی میشود و تنها در آخر کار خود را فریب خورده مییابد که در دام تعهد مادامالعمر زنی افتاده است که تفاوتی با زنهای دیگر ندارد.
متنهای نمایشنامهها که صرفنظر از اجرا در صحنه، میتوان آنها را جداگانه خواند.بین متن نمایشنامهها و اجرای آنها، رابطه پیچیدهای وجود دارد. در مورد نمایشپردازان یونانی در قرن پنجم پیش از میلاد، آنچه اکنون در دست ماست، انتخاب کوچکی از نمایشنامههای زیادی است که از دست رفتهاند و این بخش کوچک، با نسخهبرداریها و محافظت از نسخهها برای ما ماندهاند. پژوهندگان نمیتوانند به دقت بگویند که این نسخههای باقیمانده تا چه حد با نگارش و اجزای اصلی نوشتههای اولیه، که برای اجرا تولید شده بودند، نزدیک هستند. در اینجا مثل آنچه در دورههای بعد رخ داده است، مسئله مهم این است که از یک سو چه رابطهای بین کلام نوشتهشدهای که میبایست در صحنه گفته شود یا خوانده شود و از سوی دیگر بسیاری از دیگر عناصر نمایشی مثل حرکتها، صحنهپردازی، لباس و موزیک وجود داشته است. برخی از این مسائل را میتوان از سبک خاص نوشته دریافت، اما بسیاری از عناصر دیگر را باید از راه دیگر بررسی کرد.در نمایشهای دوره نوزایی انگلیس، نمایشنامههای کمی بود که بهصورت کار ادبی به انتشار میرسید، اما اهمیت این نوشتههای نمایشی، موجب شد که سرانجام بسیاری از نمایشنامهها بهصورت آثار ادبی منتشر شوند. در دورههای بعد، به ویژه از قرن نوزدهم به بعد، این امر بهصورت عادت درآمد که نمایشنامهها بهصورت متن نوشته نیز عرضه شوند و بهصورت مستقل به انتشار درآیند و در این متنها از جمله جزئیات صحنه، حرکتهای روی صحنه و حتی نحوه ورود شخصیتها به صحنه و وضعیت ذهنی متناسب با کلام آنها ذکر شوند.بیشتر نمایشها بهصورت نوشتههایی برای اجرای شفاهی و عملی است و این در دورهای است که نوشتههای مرتبط مخیل، یا آنچه «ادبیات» خوانده شده است و بهویژه با ادبیات چاپشده، هممرز شمرده میشد و بسیاری از عناصر آن، دستخوش بدفهمی بود. عبارت ادبیات نمایشی عناصر مشترکی با عبارت ادبیات شفاهی دارد، بهویژه در زمانهایی مانند زمان حاضر که خواندن متن چاپ شده وسیلهای عادی برای درک و مطالعه نوشتههای مخیل محسوب میشود. نامی که برای آثار دارای این شرایط انتخابشده- یعنی «ادبیات»- برای شکلهای دیگری از نوشته بهکار میرفت که در درجه اول، برای ارتباطات شفاهی در نظر گرفته شده بود. نیاز به فهم شرایط اجرای شفاهی، اکنون، بیشتر به رسمیت شناخته شده است. درهمینحال، با توجه به این شناخت جدید هنوز هم متون نمایشنامههای بزرگ اساساً بهعنوان ادبیات دراماتیک، همراه با تأکید بر جنبههای نمایشی آن خوانده میشوند.بازمانده هنر نمایش، پیش از اینکه به متن، یا ادبیات نمایشی تبدیل شود را میتوان در سنت نقالی در فرهنگ قدیم مشاهده کرد، که در آن حرکتهای بدنی و اغلب رقص و ترانه، همچنین سبک خاص هر نقال، از عناصر اصلی روایت است.
شعری که بهصورت یک گفتار برای یک شخصیت نمایشی نوشته شده است تا او بهصورت منفرد، برای مخاطبی خیالی اجرا کند؛ تکگویی بهصورت صحنة واضح، روایتی احساسی از زندگی گوینده و نگاهی روانشناختی به درون او است. شکل تکگویی گرچه بیشتر با شعرهای رابرت براونینگ پیوند دارد- کسی که در شعرهایی چون «آخرین دوشس من» (My Last Duchess)، «اسقف مقبرهاش را در کلیسای سن پرکسید سفارش میدهد» (The Bishop Orders His Tomb at St. Praxed’s Church) و «فرا لیپو لیپی» (Fra lippo lippi) آن را به درجة اعلا رشد داد- بااینحال، این شکل بازنمایش بسیار قدیمیتر است؛ برای مثال بسیاری از شعرهای سرودهشده در زبان انگلیسی قدیم، از نوع تکگویی نمایشی هستند؛ مانند «خانهبهدوش» (The Wanderer) و «دریانورد» (The Seafarer). این قالب همچنین در بالادهای محلی، سنتی که رابرت برنز آن را در شعر «نمازگذاران ویلی مقدس» (Holy Willie’s Prayer) با حالوهوای طنز بهکار برد، معمول است.سهم براونینگ در تثبیت این قالب، ظرافت در شخصیتپردازی و پیچیدگی در وضعیت نمایشی است؛ شیوهای که بهواسطه آن خواننده با اشارات جستهوگریخته در متن و از این در و آن در گفتنهای گوینده، شخصیت او و موقعیتهای نمایشی را درمییابد. موضوعی که در تکگویی، از آن سخن گفته میشود، بهطور معمول کمتر از آنچه که تکگو با گفتن آنها ناخواسته شخصیت خود را بروز میدهد، حائز اهمیت است. تکگویی نمایشی تشابه وافری با دیگر تجارب داستانی دارد که خواننده به حال خود گذاشته میشود تا ذکاوت و اعتمادپذیری راوی را وارسی کند. شاعران متأخر که با موفقیت از این قالب استفاده کردهاند عبارتانداز: ازرا پاوند (در «نامه به همسر تاجر رودخانه»)، تی. اس. الیوت (در «ترانه عاشقانه آلفرد پروفراک»)، رابرت فراست («عجوزه گدای گرفتن»). قس SOLILOQUY .
(دراماتورژ)، [آلمانی آن Dramaturg، از واژة یونانی dramatourgós، به معنی سرهمکننده (معنای تحتاللفظی آن نمایشنامهنویس) مرکب از drâma، dramat-به معنی درام، نمایش+ -ourgos به معنای سازنده] متخصص در نمایشپردازی. اصطلاحی که گاهیاوقات به معنی شخص استخدام شده در کمپانی تئاتر و گاهی به معنی مشاور در انتخاب نمایشنامهها و مفسر ارائه آنها بهکار رفته است.
[آلمانی آن Dramaturgie، برگرفته از واژه یونانی dramaturgiaبه معنی ﺗﺃلیف نمایشی، عمل نمایشنامه، مرکب از واژه dramat-، drâmaبه معنی نمایش و ourgia به معنی درست کردن] هنر یا فن تصنیف یا ارائه نمایش تئاتری. در این معنا واژه انگلیسی dramaturgy و واژه فرانسوی dramaturgie، هر دو از واژه Dramaturgie آلمانی گرفته شده است، واژهای که گوتهولت لسینگ در سلسله مقالات تأثیرگذاری با عنوان «نمایشپردازی هامبورک» (Hamburgische Dramaturgie)، که از 1767 تا 1769 منتشر شد، آن را بهکار برد.
نوعی از نمایشنامه که در فرانسة اواخر قرن هجدهم، برای دورة کوتاهی شهرت داشت. درامبورژوایی، که بر پایة نظریههای دنی دیدرو، نویسنده و دانشنامهنگار فرانسوی، دربارة طبقة متوسط و برای طبقه متوسط نوشته شده است، جایی بین کمدی و تراژدی را به خود اختصاص میداده است. درام بورژوایی تصویری از مسائل طبقة متوسط، بهخصوص رفتارهای ناشایست اجتماعی است، اما به شیوة سنتی پایانی خوش دارد. دیدرو دو درام برای توضیح نظریات خود نوشت که عبارتانداز: «دوروال یا آزمون فضیلت رشته طبیعی» (Le Fils natural, 1757) و «پدر خانواده» (Le Pére de famille, 1758) که اقتباسی از «کمدی اشکبار» (comédie larmoyante) از پیئر کلود نیول دلا شوسی است.بسیاری از نمایشنامههای مرتبط با این نوع ادبی از جمله کارهای پیروان بعدی دیدرو همچون کارهای میشل ژان سُدن و لوئی سباستیئن مرسیه، امروزه ازسوی منتقدان بهعنوان نمایشنامههایی احساساتی، بیمزه، پر از دیالوگهای پرطمطراق و موعظة متکبرانه ارزیابی میشود. درام بورژوایی به رشد نمایش فرانسوی کمک کرد. این تجارب به سبکهای طبیعیتر گفتار و ژستها و اشارات و انعکاس درستتر تاریخی سنتها و صفحهها منجر شد. دیدرو و پیروانش بهعنوان اسلاف دور نخستین نویسندگانی شمرده میشوند که درام معروف به درام مسأله را پدید آوردند.
نوعی تئاتر که در اوایل قرن بیستم معروف بود و اغلب در داخل خانه و بهطور مشخص در اتاق پذیرایی روی میداد. این کمدیها عموماً اوضاع طبقات بالای اجتماع را توصیف میکردند و در واقع، نوعی از کمدی آدابورسوم محسوب میشدند. نمایشنامههای جُرج برنارد شاو، نوئل کاوئرد و فلیپ بری، نمونههایی از این نوع هستند.
(ت. 1563، هارتسهیل، واریکشر، انگلستان- و. 1631، لندن) شاعری که اولین قصاید انگلیسی را به سبک هوراس سرود.دریتن سالهای اول زندگیاش را در خدمت به سر هنری گودر گذراند؛ کسی که دریتن تعلیماتش را به او مدیون بود و دخترش اَن را با نام آیدیا در اشعارش مورد ستایش قرار داد. اولین اثر او به نام «آهنگ کلیسا» (The Harmonie of the Church, 1591) شامل بازگویی انجیلی در سبکی منسوخ است. آثار بعدی او بیشتر با سبک معاصرش مطابقت داشت: از جمله در اشعار شبانی، با «آیدیا، چوپانان گارلند» (Idea, The Shephards Garland, 1593)؛ در غزل، با «آینه اندیشهها» (Ideas Mirrour, 1594)؛ در اشعار عشقی روستایی، با «اندیمیون و فیبی» (Endimion and Phoebe, 1595)؛ و در شعر حماسی- تاریخی، با «رابرت، دوک نورماندی» (Robert, Duke of Normandy) و نیز «مورتیمریادوس» (Mortimeriados, 1596). اثر اخیر،که بهطرز بدیعی در قالب رایم رویال سروده شده، در سبک شعری اُتاوا ریمای لودوویکو آریوستو درست مثل آنچه در «بارون وارس» رخ داده، بازسازی شد.اصلیترین اشعار این دورة دریتن، «رسایل قهرمانی انگلستان» (Englands Heroical Epistles, 1597) است که دوره نامهنگاری دوگانه (جفتی) است که میان عشاق مشهور در تاریخ انگلیس رد و بدل شده است. در اولین مجموعة شعرهایش که با عنوان «اشعار» (Poems, 1605) منتشر شد و نیز در «اشعار تعزلی و شبانی» (Poemes Lyrick and Pastorall, 1606) شیوة جدیدی را با الگوپذیری از هوراس عرضه کرد. ویرایشهای بعدی مجموعه به مهمترین کتاب شعرش «اشعار» (Poems, 1619) منتهی شد. دریتن برای این کتاب، اشعاری را برگزید که میخواست حفظ شوند و اغلب را بهطور مکرر اصلاح کرده و اشعار جدید و غزلیات نو زیادی به آن افزوده بود. اثر جاهطلبانهاش به نام «پلیاُلبیون» (Poly-Olbion, 1612-22) فهرستِ افتخارات انگلستان است. او در پیری آثار جذاب «نومفیدیا» (Nymphidia, 1627) و «الهههای هنر الیزیوم» (The Muses Elizium, 1630) را نوشت.
داستانیا نشریه ادواری کمارزش و احساساتی؛ بهویژه داستان مجرمان یا تبهکاران مانند آنچه که در دورة میانه تا اواخر دورة ویکتوریای انگلستان، معمول بود. نیز نک PENNY DREADFUL.
داستان کوتاهی از فیودر داستایفسکی، که در 1877 به زبان روسی با عنوان Son smeshnogo cheloveka منتشر شد. این اثر به سؤالاتی دربارة گناه اصلی، کمال انسانی و تلاش برای جامعة مطلوب میپردازد. ناتوانی خردگرایان در پاسخ دادن به همة سؤالات زندگی نیز از موضوعات داستان است.راوی گمنام میتواند خود را همانطور که دیگران او را مشاهده میکنند، مشاهده کند: یک مرد مضحک که دیوانه شده است. یکبار که تا حد خودکشی مستأصل شده به خواب میرود و در خواب میبیند که خود را کشته، دفن شده و از قبر بیرون آمده است و به سیارهای سفر کرده که همزاد زمین اما صاف و دستنخورده است. با وجود این حضور او به فساد و منحرف شدن منجر میشود؛ همانگونه که در زمین چنین شده بود. او به این امید که شاید قربانی شدن او سیاره را به وضعیت پیشین بازگرداند، از مردم میخواهد که او را به صلیب بکشند. آنها او را تهدید میکنند که اگر به رجزخوانی خود دربارة امکان تشکیل جامعة مطلوب ادامه دهد، او را زندانی خواهند کرد. راوی بیدار میشود درحالیکه متقاعد میشود که انسان ذاتاً اهریمنی نیست، بلکه فقط از عنایت (خداوند) محروم شده است.
فانتزی رمانتیک منثور از ویلیام موریس، که از 87-1886 بهصورت دنبالهدار در نشریة Commonweal و در 1888 به شکل کتاب منتشر شد.چهرة تاریخی، که عنوان اثر به او باز میگردد، کشیش انگلیسی قرن چهاردهم بود که موعظههای آتشینی را در حمایت از جامعه بیطبقه ایراد میکرد. او در 1381 به اتهام رهبری شورشیان کشاورز به دار آویخته شد. در رؤیای جان بالمردی متعلق به قرن نوزدهم در رؤیا میبیند که در جریان شورش در کنت انگلستان یک دانشمند است. او بال را در چهرة رهبر ازدحام کشاورزانی میبیند که فرماندار را در یک نبرد شکست میدهند و بعداً او با بال وارد یک مکالمه برای گفتوگو دربارة آینده میشود. هنگامیکه بال از زوال فئودالیسم، ظهور انقلاب صنعتی و جامعة تجاری قرن نوزدهم میشنود، در مییابد که به منظور تحقق آرزوهایش برای جامعهای مساواتطلبانه، هنوز باید انتظار بکشد. این داستان، پیشدرآمد رمان آرمانشهری موریس به نام «اخباری از ناکجا آباد» (News from Nowhere) است.
رمانی از تسائو ژان که در زبان چینی با عنوان Honglou meng نوشته شده و آن را بزرگترین رمان چینی میدانند.این اثر، که در انگلیسی با عنوان رؤیایتالار سرخ (1929) منتشر شد، نخستینبار به شکل نسخه دستنویس در پکن در دوران زندگی تسائو ژان، بیرون داده شد. در 1791 و سی سال پس از مرگ تسائو ژان، بهصورت کامل در 120 فصل بهوسیلة گائو ئه و چنگ ویوئان چاپ شد. در مورد حدود 40 فصل پایانی اثر، اطلاعات موثقی نداریم. احتمال دارد که گائو آنها را یافته و به نوشتههای تسائو ژان اضافه کرده باشد یا شاید نویسندة ناشناسی آنها را نوشته باشد. «داستان سنگ» (The Story of the Stone, 1973) ترجمة کامل پنج جلدی از این اثر به زبان انگلیسی است. این رمان ترکیبی از رئالیسم و رمانس، انگیزش روانشناختی و تقدیر، زندگی عادی و اتفاقات ماورای طبیعی است. داستان، که مجموعهای از رویدادهای گوناگون فاقد طرح مستحکم است، جزئیات زوال خانوادة ژیا را بیان میکند و شامل 30 شخصیت اصلی و بیش از 400 شخصیت فرعی میشود. محور اصلی اثر سرگذشت بائویو جوان است، وارث با قریحه اما لجوج طایفه. او، که توسط مادر و مادربزرگش لوس بار آمده است، از سوی پدرش که دارای اعتقادات کنفویسیوسی سفت و سخت است مورد مؤاخذه قرار میگیرد که با دخترعموها و خدمتکاران رابطة صمیمی دارد. خویشاوندان نزدیک عبارتانداز: دایوی مالیخولیایی، معشوقة بدفرجام بائویو و بائوچای پرشور،همسر آتی بائویو. کارها و شخصیت بائویو نوعی آفرینش خودزندگینامهای تسائو ژان است. تصویر وی از خانوادة گسترده تصویر روشنی از زندگی طبقات مرفّه را در سلسلة چینگ (12/1911-1664) نشان میدهد،درحالیکه تنوع شخصیتهای منفرد عمق بررسی روانشناسانهای را نشان میدهد که پیش از آن در ادبیات چین سابقه نداشته است.
منظومة کهن عاشقانة انگلیسی، کهنترین شعرهای مربوط به خواب و یکی از نخستین اشعار مذهبی در ادبیات انگلیسی. این منظومه زمانی به کادمون یا کینِهوولف نسبت داده شد، اما این نسبت چندان طول نکشید. شاعر در خواب، درختی زیبا، چوبه یا صلیبی را میبیند که عیسی مسیح بر روی آن مرده است. صلیب داستان خود را به شاعر میگوید. او مجبور میشود که ابزار مرگ نجاتبخش [مسیح] باشد و تعریف میکند که چگونه زخم میخ، نیزه و اهانت به مسیح را در راه انجام اراده خداوند تحمل کرده است. او،که زمانی آغشته به خون بود و وضع وحشتناکی داشت، اکنون نشانة باشکوه نجات بشر است. این شعر را ابتدا تنها بهصورت ناقص در قرن هشتم با خط رونی در راتول میشناختند و اکنون در کلیسای محلی راتول در اسکاتلند نگهداری میشود. صورتِ کامل آن در نسخة خطی معروف به کتاب ورچلّی، مربوط به قرن دهم، موجود است که این نسخه در 1822 در ایتالیای شمالی یافت شد.
نمایشنامة فانتزی در 14 صحنه اثر آوگاست استریندبَری، که در زبان سوئدی با عنوان Ett drömspel در 1902 منتشر شد و اجرای نخستین آن در 1907 بود. این اثر با ارائه بهصورت رؤیا، تصویر گویایی از ضعفهای بشری را نشان داده که با وضعیت رقتانگیزی که دارد او را شایستة ترحم میسازد.در آغاز نمایشنامه، ایندرا، دختر الهه ودایی، بهروی زمین فرود میآید تا معلوم کند آیا شکایتهای بشر درست است یا خیر. او با دستهای از شخصیتهای زجرکشیده مواجه میشود و خود در دام ازدواجی غمانگیز میافتد. بهنظر میرسد تنها شاعر، که رؤیا را خلق کرده، از گرفتاریهای بشری در امان است.
شاهکار ژان بریمن، که در 1969 بهصورت مجموعهای از آثار پیشین وی با عنوان «77سرود رؤیا» (77 Dream Songs, 1964) و «بازیچة او، رؤیای او، آسایش او» (His Toy, His Dream, His Rest, 1968) منتشر شد.
رؤیا دیدن یا سرآغاز جهان نیز نامیده میشود. در اساطیر بومیان استرالیا، زمان خلقت یعنی زمانی که محیط طبیعی با موجودات اسطورهای شکل گرفت و با عمل اسطورهای موجود انسانی به نام اجداد پیدا شدند. بسیاری از این موجودات (اسطورهای) شکل انسان یا حیوان گرفتند و برخی شکل خود را تغییر دادند. آنها با بنیادگذاری نظمهای اجتماعی و قوانین آن شناخته شدند. برخی از آنها، بهویژه مادران دارای باروری زیاد و همچنین مردان مسئول آفرینش نسل بشر (نخستین آدمیان) بودند.اصطلاح «Dreamtime» شاید ترجمة واژة altyrrenge باشد که آن هم انگلیسیشدة Alcheringa یا Alchuringa در زبان آرانداها، مردمانی از سرزمین آلیس اسپرینگز، در سرزمینهای شمال است که فرهنگ آنها در پژوهشهای سنتی (کلاسیک) بهوسیلة انسانشناسانی چون دابلیو بی. اسپنسر و اف. جی. گیلن در اوایل قرن بیستم توصیف شده است. واژگان مرتبط دیگری از نظر نحوی در دیگر زبانهای بومی استرالیایی نیز وجود دارد.موجودات اسطورهای روزگار رویا جاودانه هستند. بااینحال، در اسطورهها برخی انسانهای اولیه کشته شدهاند یا در آن سوی مرزها از بین رفتهاند که مردم آوازهایی دربارة آنها میخوانند و برخی دیگر تبدیل به چهرههای زیستنگاشتی (مانند یک برونزد سنگی یا آب چاه) یا بهصورت اشیای مقدس آیینی از چوب یا سنگ ظاهر شدهاند که ویژگی اساسی آنها، پابرجا مانده است. در معتقدات بومیان استرالیا، آنها امروز نیز همچون گذشته در عالم ارواح زندهاند و مکانهایی که موجودات اساطیری در آنها برخی از کارها را انجام دادهاند یا تغییراتی از سر گذراندهاند، تبدیل به مکانهای مقدّسی شدهاند که در آنها به شعائر میپردازند.
تمثیل رویایی نیز نامیده میشود. نوعی شعر روایی یا دارای چارچوب روایی که، بهویژه در ادبیات قرون وسطا رایج بود. علّت نامگذاری این نوع شعر آن است که شاعر خود را در حالت خواب تصّور میکند و در رؤیای خود، مجموعهای از افراد و حوادث تمثیلی را میبیند. بهرهگیری از تمهید خواب دیدن، دنیای خیالانگیز و گاه عجیب و غریب تشخص دادن به اشیا و نمادسازی از آنها را، که در تمثیلهای سدههای میانه مرسوم بود، پذیرفتنیتر میکند.مشهورترین آثار در این نوع ادبی عبارتانداز: قسمت نخستین «رُمان دلا رز» (Roman de la rose) (قرن سیزدهم)؛ «کتاب دوشس» (Book of the Duchesse, 1369-70) از جفری چاسر؛ «مروارید» (Pearl) (اواخر قرن چهاردهم)؛ «پرس پلومن» (Piers Plowman, 1362-1387) که به ویلیام لنگلند منسوب است؛ دو اثر ویلیام دانبار با نام «تریسیل و رویس» (Thriss and the Rois) و «تارژطلایی» (the Goldyn Targe) (اوایل قرن شانزدهم)؛ و «سفر زائر» (The Pilgrim's Progress) از جان بانیان.
( ت. 27 آگوست 1871،تِرههوت،ایندیانا،امریکا- و. 28 دسامبر 1945، هالیوود، کالیفرنیا) رمانویسی که پژوهندة امریکایی برجستة ناتورالیسم بود. او یک نهضت ادبی ملی را رهبری کرد که مدافع ارائه زندگی واقعی بهطور دقیق بود و این اسلوب را جانشین قواعد ذوقی ویکتوریایی کرد. درایزر در فقر به دنیا آمد و تجربیات تلخش، موضوعات اصلی رمانهایش شد. او قبل از آنکه خبرنگار روزنامه شود، یک سال به دانشگاه ایندیانا رفت. در طول این دوره به این اعتقاد رسید که انسانها در تسلط بر غرایز و فشارهای اجتماعی عاجزند.«خواهر کری» (Sister Carrie, 1900) اولین رمان درایزر بود که مربوط میشد به زندگی زن نشانده جوانی که عملش بدون مجازات میماند؛ این کتاب کمتر از 500 نسخه فروش رفت. در مدت نه سال بعد، درایزر در مقام سردبیر چندین مجلة زنان به موفقیتهای مالی رسید. او در 1910 بهعلت یک درگیری اداری،که در آن پای یک دختر دستیار به میان کشیده شد،مجبور به استعفا شد.در 1911 دومین رمان او به نام «جنی گرهارت» (Jennie Gerhardt) منتشر شد؛ پس از آن دو جلد اول رمان سهگانة او، که براساس زندگی سلطان حملونقل امریکایعنی چارلز تی. یرکیز استوار بود،به نام «سوداگر» (The Financier, 1912) و «تیتان» (The Titan, 1914) انتشار یافت. در رمان مهم بعدیاش به نام «نابغه» (The Genius, 1915)، زندگی و روابط عشقی فراوانش را در قالب وقایعنگاری شبهخودزندگینامهای وارد داستان کرد که جامعة نیویورک برای جلوگیری از فساد، آن را سانسور کرد. دیگر آثار منتشرشدة او شامل مجموعة داستان کوتاهی به نام «آزاد و قصههای دیگر» (Free and Other Stories, 1918)؛ یک کتاب شامل قصههای کوتاه طرحگونه بهنام «دوازده مرد» (Twelve Men, 1919)؛ مقالات فلسفی «آهای درام- دام- دام» (Hey-Rub-a-Dub-Dub, 1920)؛ شرح پرشوری از نیویورک با نام «رنگ شهر بزرگ» (The Color of A Great. City, 1923)؛ آثار نمایشی مثل «نمایشهای طبیعی وفوقطبیعی» (Plays of the Natural and Supernatural, 1916) و «دست کوزهگر» (The Hand of the Potter, 1918)؛ و آثار خودزندگینامهای مثل «تعطیلی هوسیئر» (A Hoosier Holiday, 1916) و «کتابی دربارة خودم» (A Book About Myself, 1922) میشود.درایزر در 1925 اولین رمانش در طول یک دهه را با نام«تراژدی امریکایی» (An American Tragedy)، که براساس یک پروندةقتل مشهوربود، منتشر کرد. این کتاب او را به پایگاه انتقادی و موفقیت تبلیغاتی رساند که قبلاً بدان دست نیافته بود و پس از آن هم بدان جایگاه نرسید. دیدگاه شدید انتقادی کتاب از نظام حقوقی امریکا، او را مدافع اصلاحطلبان اجتماعی کرد. در سالهای 1930، زندگیناﻣﮥ خودنگاشتی به نام «سپیدهدم» (Dawn, 1931) منتشر کرد که یکی از صادقترین خودافشاگریها از یک نویسندة مهم بود. او چند هفته قبل از مرگش، بخش زیادی از جلد سوم سهگانة «شکیبا» (The Stotic) را،که بسیار به تعویق افتاده بود، کامل کرد.
شخصیتی داستانی مربوط به یک کارآگاه آماتور نوجوان در مجموعهای از داستانهای پیاپی پلیسی برای کودکان، نوشتة کرولین کین (نامی مستعار که ادوارد استرتیمایر و دخترش هریئت اس. ادمز و دیگران بهکار بردند). استقلال، ابداع، شجاعت و ذکاوت ننسی او را بهمثابة الگوی محبوبی برای نسلهای متعددی از خوانندگان جوان قرار داد. به دنبال «راز ساعت قدیمی» (The Secret of the Old Clock, 1930) نوشتة میلدرِد اوگاستین ورت بنسون، چهار داستان پلیسی ننسی درو در همان سال و بیش از 100 رمان در 60 سال بعد منتشر شد. انتشار مجموعة جدید داستانهای پلیسی ننسی درو در 1986 آغاز شد. نیز نک ادوارد استرتیمایر.
(ت. 19 اکتبر 1859، مولوز، فرانسه- و. 12 جولای 1935، پاریس) افسر ارتش فرانسه که به جرم خیانت محاکمه شد و این محاکمه دوازده سال طول کشید و به مسئله دریفوس معروف شد که بر تاریخ اجتماعی و سیاسی جمهوری سوم فرانسه تأثیر زیادی گذاشت. دریفوس فرزند یهودی ثروتمندی بود که پارچه تولید میکرد. او در 1889 در ارتش فرانسه به مقام فرماندهی رسید، اما به اتهام فروش اسرار نظامی به آلمانیها، بدون مدارک کافی، در محاکمهای غیرعادی به حبس ابد محکوم شد. بهطورکلّی، افکار عمومی و فشار بر دادگاه را یک گروه ضدیهودی هدایت کرد که میخواست از این جریان بهعنوان دستاویزی برای زیر سؤال بردن وفاداری همه یهودیان فرانسه بهرهبرداری کند.محکومیت دریفوس، حمایت نویسندگانی نظیر آناتول فرانس، مارسل پروست و امیل زولا را از وی در پی داشت. نامة سرگشادة زولا با نام «من متهم میکنم» (j' accuse) در صفحة اول روزنامة L’Aurore، افکار عمومی را دربارة این موضوع برانگیخت و سرانجام منجر به محاکمة جدید و آزادی دریفوس شد.
داستانی از ناتنیئل هوتورن، که در «قصههایی که دوبار حکایت شدهاند» (Twice- Told Tales, 1837) منتشر شد.دکتر هایدگرِ پیر و چهار تن از معاصران وی در آزمایش وی بر روی سنپیری شرکت میکنند. دکتر هایدگر آبی را از چشمة جوانی به گل سرخ پژمردهای تزریق میکند و آن گل طراوت و زیبایی خود را باز مییابد. سه تن از شرکتکنندگان آزمایش پس از اینکه مقداری از آب افسانهای را مینوشند، به جوانی باز میگردند و با فرد چهارم که زن است و جوانی خود را باز یافته است، عشقورزی میکنند. پس از آنکه نیروی حیاتی آب تصادفاً زایل میشود، گل سرخ پژمرده میشود و آزمایششوندگان دوباره پیر میشوند. این آزمایش به دکتر هایدگر آموخت که از آرزوی بیمعنی جوانی صرفنظر کند، ولی چهار دوست وی عزم کردند به جستوجوی چشمة جوانی برخیزند.
(ت. 3 ژانویه 1893، پاریس، فرانسه- و. 15 مارس 1945، پاریس) نویسنده فرانسوی که زندگی و آثارش، عارضه خمودگی شایع در میان جوانان اروپایی در دوره بعد از جنگ جهانی اول را تصویر میکند. نقشه دریو برای وارد شدن به خدمات دیپلماتیک به جهت جنگ جهانی اول ناتمام ماند و او به جنگ رفت و زخمی شد. او مانند بسیاری از افراد همنسل خود، از جنگ با روحیهای سرخورده بیرون آمد. نخستین رمانهای او در این دوره از رواج سبک سوررئالیستی «مرد مورد توجه زنان» (L’Homme couvert de femmes, 1925) و «درخشش زودگذر» (Le Feu follet, 1931) نام دارند. درخشش زودگذر داستان آخرین ساعتهای یک جوان معتاد پاریسی بورژواست که به زندگی خودش پایان میدهد.یک کتاب خاطرات جنگ با عنوان «کمدی شارلروا و داستان دیگر» (La Comédie de Charleroi, 1934) ؛ «بورژوازی خیالپرست» (Rêveuse bourgeoisie,1937)؛ و شاید بهترین رمانش با عنوان «ژیل» (Gilles, 1939) از جمله آثار بعدی دریو هستند. دریو سرانجام به نهضت فاشیسم پیوست و در جنگ جهانی دوم با حکومت ویشی همکاری کرد؛ او کمی بعد از آزاد شدن فرانسه خودکشی کرد. رمانهای «سرگذشت پنهانی و نوشتههای دیگر» (Récit Secret, 1961) و «خاطرات دیرک رسپ» (Mémoires de Dirk Rasp, 1966) بعد از مرگش منتشر شد.
(ت. اول ژوئن 1882، لیتونستون، اسکس انگلستان- و. 25 مارس 1937، لندن) شاعر، نمایشنامهنویس، منتقد و چهره نمونة ادبیات عصر جورج دهههای 1910 و1920. درینکواتر از تئاتر نمایش کوتاه در انگلستان حمایت کرد و خود نمایشنامة عامهپسند گاهشمارانه نوشت. در 1907، تهیهکننده و گردانندة بازیگران دورهگرد بود که گروه بازیگران نمایش کوتاه بیرمینگم را رونق دادند. اولین اثر منظوم او «مجموعة اشعار» (The Collected Poems, 1923) در دو جلد بود. او چند پژوهش انتقادی دربارة «ویلیام ماریس» (William Morris, 1912)، «سوئینبرن» (Swinburn, 1913) و دیگران؛ چند نمایشنامة تاریخی، که یکی از آنها دربارة «ایبرهم لینکن» (Abraham Lincoln, 1918) بود و هم در لندن و هم امریکا با موفقیت روی صحنه آمد؛ و آثار خودزندگینامهای مثل «میراث» (Inheritance, 1931) در دو جلد و «اکتشاف» (Discovery, 1932) نوشت.
نمایشنامة یک پردهای از الفرد یوهری که در 1987 اجرا و منتشر شد. این نمایشنامه در 1988 برندة جایزة پولیتزر شد. این اثر، داستان دوستی 25 سالة دیزی ورتان، بیوة یهودی ساکن آتلانتا، و رانندهای دورگه به نام هوک کولبِرن است که پسرش برای او کار میکند. این نمایشنامه، که زمینهاش سالهای مبارزة سیاهپوستان برای حقوق مدنی است،بهسبب بررسی متین و غیراحساسی کاراکترهای پیرش و تصویر متوازن از تغییر تدریجی فضای حساسیت سیاسی در جنوب مورد تحسین قرار گرفت.یوهری جایزة آکادمی را برای فیلمنامة اقتباسی از «رانندة خانم دیزی»، که در 1989 تولید شد، دریافت کرد.
(نامکامل آن معمای عجیب دکتر جکیل و آقای هاید) رمان کوتاهی از رابرت لوئیس استیونسن، که در 1886 منتشر شد. این اثر بهعلت ارائه تصویری واضح از آسیبشناسی روانی یک «شخصیت دوگانه» مشهور شده است.دکتر جکیل، که آدمی آرام و محترم است، معجونی را درست میکند که به او اجاز میدهد جنبههای خیر و شر خود را جهت مطالعة علمی از یکدیگر جدا کند. در ابتدا جکیل مشکلی در رها شدن از دست شخصیت مشمئزکننده دکتر هاید، که با معجون پیدا شده است، ندارد، اما همانطور که آزمایش ادامه مییابد شخصیت شر کنترل را از دست جکیل بیرون میآورد و مرتکب قتل میشود. او از ترس لو رفتن جرم، او را میکشد؛ جسد هاید همراه با اعترافی که جکیل نوشته است پیدا میشود.عبارت «جکیل و هاید» بیانی کوتاه از رفتارهای متناقص، بهویژه در اشاره به من خصوصی و من عمومی است.
(فکاهی)، صحنة خندهدار کوتاهی از یک نمایشنامه که در میانة قرن هفدهم در انگلستان در خانههای عمومی اجرا میشد. در این زمان دولت تئاترها را تعطیل کرده بود و برای اجرای نمایشنامهها، مجوّز صادر نمیشد. درولها اغلب مرکّب از صحنههایی بودند که از نمایشنامههای بلند اقتباس میشدند؛ گاهیاوقات حاصل بداههگوییهای بازیگران نمایش بودند.
مجموعه داستان کوتاه اثر اونوره دو بالزاک، که در سه مجموعه، هرکدام با ده داستان، در 1832، 1833 و 1837، با نام Contes drolatiques منتشر شد.این داستانهای طنزآمیز، با نشاط عمیقی در پیروی از زبان قرن شانزدهم به نگارش درآمدهاند. این داستانها، همچون مجموعة استادانه نویسنده با نام «کمدی انسانی» (Comédie humaine) پرشور و هیجانانگیز است، اما آنها بهسبب هرزگی تفریحیشان و بازی با کلمات از آن مجموعه مجزا هستند.
(ت. 15 مارس 1810، آمستردام، هلند- و. 5 نوامبر 1834، آمستردام) نویسندة هلندی که رمانهای تاریخی وی مهمترین آثار نهضت رمانتیک قرن نوزدهم هلند بودند.نخستین رمان دروست «هرمینگارد گورستان تپههای بلوط» (Hermingard van de Eikenterpen, 1832) بود که تغییر کیش یک زن ژرمن را به آیین مسیحیت در قرن چهارم توصیف میکند. فضای هلند به نویسنده امکان داد اندیشههای رمانتیک و مفاهیم مذهبی موردنظر خود را مطرح کند. دروست در 24 سالگی درگذشت. اثر چاپشدة پس از مرگش، «قصههای کوتاه و داستانها» (Schetsen en verhalen, 1835-36) نام دارد که «طاعون در کاتویجک» (De pestilentie te Katwijk) مهمترین داستان این مجموعه است. دروست مجلة «الاهگان هنر» (De Muzen, 1834) را بنیادگذاری کرد که مقدمهای برای انتشار مجلة De Nieuwe Gides («راهنمای نو») بود و این مجله گام مؤثری بهسوی شکوفایی ادبی هلند در دوره متأخر محسوب میشود.
نام اصلی او آنا الیزابت فرانتسیسکا آدولفین ویلهلمینه لوئیز ماریا، فرایین فون دروسته زو هولسهوف (ت. 10 ژانویه 1797، اشلوس هولسهوف نزدیک مونستر وستفالیا، [آلمان]- و. 25 می 1848، میرسبورک، بادن) یکی از شاعران بزرگ زن آلمان، نویسنده قصههای منثوری که طلایهدار داستانهای کوتاه رئالیستی قرن نوزدهم محسوب میشود. وی بهوسیله معلمان سرخانه و خصوصی آموزش دید و بیشتر عمرش را در تنهایی و انزوا گذراند. اولین مجموعة شعرش با نام «اشعار» (Gedichte, 1838) شامل اشعاری عمیقاً مذهبی است. بین 1829 و 1839 کلیاتی از اشعار مذهبی به نام «سال نیایش» (Das geistliche Jahr, 1851) سرود که جدیترین شعر مذهبی قرن نوزدهم است. شهرتش بیشتر بهخاطر شعرهایی است که در آن به چشماندازهای زادگاهش میپردازد. تنها اثر کامل نثر وی یک رمان کوچک به نام «آلش یهودی» (Die Judenbuche, 1842) است که مطالعه روانشناسی کشاورزی اهل وستفالیا است که فردی یهودی را به قتل میرساند. در ادبیات آلمان این اثر اولین نمونه است که سرنوشت قهرمان از محیط اجتماعیاش نشئت گرفته است. این جنایت در شرایط زندگی در روستا قابل فهم میشود.
[در اسکاندیناوی باستان drōtt-kvætt، مرکب از کلمة خنثی drōttkvæthr در وزن دروت- کوت است که از drōtt به معنی همراه + kv×thiدر معنای شعر مشتق شده است] قالب شعری در اسکاندیناوی قرون وسطا که در اشعار اسکالدیک بهکار رفته است. دروت-کوت مرکب از قطعات هشت مصراعی منظم است که هر یک از آنها سه تکیه و یک هجای کوتاه در پایان دارد. این قالب، الگوی کاملی از قافیة میانی و پایانی، همگونی آوایی و بهویژه همگونی آوایی همخوانها به همراه قافیة کامل در پایان هر یک از مصراعها را دربر دارد.
[در یونانی dry¨ïdēs(مفرد) یا در لاتین druidae, druides (جمع)، از منشأ سلتی] عضو روحانیت سلتی باستان که وظایفی در زمینة غیبگویی، تعلیم و تربیت، قضاوت و سحر و جادو داشتند و از نفوذ سیاسی بسیاری برخوردار بودند. در ادبیات مذهبی ایرلندیهای باستان، drui (جمع آن druid) برای ترجمه واژه لاتین جادوگر magus («ساحر») استفاده میشد و دروییدها در قصههای قرون وسطایی ایرلندی، نقشی نظیر آنچه در مجموعة آلستر آمده است، ایفا میکردند. شخصیت مرلین در داستانهای شاه آرتور با تغییراتی چند بازنمایشی از شکل سنتی درویید است.
مجلة ادبی افریقای جنوبی که از 1951 ماهانه به زبان انگلیسی منتشر میشد و بر دغدغههای نویسندگان سیاهپوست تمرکز داشت. این مجله، که ابتدا در سوفیاتاون- منطقة سیاهپوستنشین در نزدیکی ژوهانسبورگ- منتشر شد، به نماد معارضه با قانون آپارتاید (تبعیض نژادی) در دهة 1950 تبدیل شد. در نتیجة همکاری با انتشار مجلة Trust، این مجله در میان چندین کشور افریقایی پخش میشد.Drum دورة کاری خود را با نویسندگانی چون کان تِمبا و نات ناکاسا شروع کرد و نویسندگانی مانند بلوک مادیسان، اسکایا مفاهلل، جردن ک. نگوبین و آلکس لاگوما با آن همکاری میکردند.
نام کاملاو ویلیام دراموند هوتورندنی (ت. 13 دسامبر 1585، هوتورندن، حوالی ادینبرا، اسکاتلند- و. 4 دسامبر 1649، هوتورندن) نخستین شاعر مشهور اسکاتلند که تعمداً به انگلیسی مینوشت. وی همچنین نخستین کسی بود که از شعر بزمی (کنزونی)، یک قالب موزون در شعر ایتالیایی، در شعر انگلیسی استفاده کرد. دراموند در ادینبرا و فرانسه تحصیل کرد. زمانی که پدرش- نخستین ملاک هوتورندن- در 1610 فوت کرد، وی در املاک هوتورندن مقیم شد و رشتة حقوق را برای تحصیل در ادبیات رها کرد. او زندگی خود را وقف فرهنگ کرد و چون ثروتمندی منزوی زندگی کرد. آثار وی عبارتانداز: «اشعار» (Poems, 1614, 1616)؛ «گلهای صهیون» (Flowers of Sion, 1623)؛ «چهارمین جشن» (Forth Feasting, 1617)، شعری که در تجلیل از دیدار جیمز اول از اسکاتلند در آن سال است؛ و (Polemo- Medinia inter Vitarvam et Nebernam, 1645)، که اثری آمیخته از دو زبان اسکاتلند و لاتینی است. نوشتههای منثور او شامل کتابچههایی سیاسی در دفاع از سلطنت، «تاریخ اسکاتلند از سال 1423 تا سال 1542» (The History of Scotland, from the year 1423 until the year 1542, 1655)، و «بیشهزار سرو» (A Cypresse Grove, 1623/ روایت قدیمیتر آن «تعمق خواب نیمشب» (A Midnight's Trance, 1619)، که مکاشفهای دربارة مرگ و بیثباتی دنیا است، میشود.
(ت. 13 آوریل 1854، موهیل، کانتی لیتریم، ایرلند- و. 6 آوریل 1907، کبالت، آنتریو، کانادا) سرایندة اشعار محلی هزل، حاوی تصویری ملاطفتآمیز اما احساساتی از «هبیتانها»، یا مزرعهداران کانادایی فرانسویتبار. دراموند حدود 1864 بههمراه والدینش به کانادا مهاجرت کرد. وی برای کمک به خانواده در 15 سالگی ترک تحصیل کرد، اما در 30 سالگی، مدرک پزشکی خود را از دانشکدة بیشاپ در کِبِک اخذ کرد. پس از چهار سال کار پزشکی در روستا، به مانتریال منتقل شد و در آنجا، شعرخوانیاش در محافل عمومی با استقبال مواجه شد. نخستین مجموعة اشعار وی یعنی «هبیتان» (The Habitant, 1897) با مجموعههای دیگری دنبال شد که همة آنها در مجموعهای به نام «آثار شعری ویلیام هنری دراموند» (The Poetical Works of William Henry Drummond) بهصورت یکجا منتشر شدند.
شخصیت داستانی، قهرمان انگلیسی مجموعة عامهپسند رمانهای اسرارآمیز انگلیسی (از 1920) اثر سَپر. دراموند شخصیتی دو وجهی است که اولین ظهور او در داستان کوتاهی بود که در مجلة Strand Magazine منتشر شد. این شخصیت داستانی سپس در رمان «دراموند هیوبولداگ: ماجراهای افسر بازنشستهای که بیهوده در جستوجوی آرامش بود» (Bull-dog Drummond: TheAdventures of Demobilized Officer who FoundPeace Dull) ظاهر شد. نویسنده پس از مدتی خط فاصلة میان نام مستعار خود (Bull-dog) را حذف کرد. دراموند سروان پیشین ارتش بریتانیا و عاشقِ حادثه و شور و هیجان بود. وی نمونة اصلی آن چیزی بود که نویسنده آن را «اصیل» مینامد: شخصی وطنپرست، انگلیسی قهرمان و تحصیل کرده در مدرسة دولتی که بنیهای قوی و نیرومند داشت، در بازیها و مسابقات سرآمد بود و بیاعتمادی روشنفکران را تحقیر میکرد. او همچنین بیگانهستیز بود. کتابهای دراموند بولداگ ناپخته و با طرح داستانی ضعیف نوشته شدهاند، اما دراموند در دهة 1920 و 1930 یکی از محبوبترین شخصیتهای داستانی بود.
(ت. 31 اکتبر 1902، ایتاویرا، برزیل- و. 17 آگوست 1987، ریودوژانیرو) شاعر، روزنامهنگار و نویسندة «کرونیکاس» (Crônicas) (نوعی داستان کوتاه- مقاله که در برزیل رایج است) و منتقد ادبی که یکی از بزرگترین و مؤثرترین شاعران اواسط قرن بیستم برزیل شمرده میشود. تجارب او در قالبهای شعری (ازجمله آنچه که بعدها شعر انضمامی خوانده شد) و برداشت کنایی از موضوعات رئالیستی، تمایل وی را به انعکاس کشمکش بشر برای آزادی و کرامت نشان میدهد. کرونیکاس او دلمشغولی خاص دروموند را به کودکان و فقرای شهری نشان میدهد. دروموند پس از آنکه در 1925 مدرک خود را در رشتة داروسازی گرفت، به شعر روی آورد و به گروه جدیدی از شاعران مدرنیست برزیلی پیوست که اشعاری را با زبان محاوره، نحو غیرمعمول و در قالبهای آزاد ارایه میدادند. دروموند در 1925 به بنیادگذاری مجلة ادبی A revista («مرور») کمک کرد. نخستین مجموعه اشعار وی با عنوان «چند شعر» (Alguma poesia, 1930)، شخصیت شعری قدرتمند و تمایل وی را به مدرنیسم نشان میدهد.وی پس از بازنشستگی از مشاغل دولتی در 1962، مدیر خدمات میراث هنری و تاریخ ملی برزیل شد. دروموند حدود 15 مجموعه شعر و شش مجموعه از کرونیکاس را منتشر کرد.مجموعه آثار وی به زبان انگلیسی، شامل ترجمههایی است از شاعران امریکایی، الیزابت بیشاپ و مارک استرند که با عنوان «سفر در خانواده» (Traveling in the Family, 1986) منتشر شده است.
رمان تاریخی از آرنابونتان، که در 1939 منتشر شد.حوادث این رمان در هائیتی اواخر قرن هجدهم اتفاق میافتد و اثر دربارة شورش بردگان سیاه است که در زمان انقلاب 1789 فرانسه برای رسیدن به استقلال در کشورشان تلاش کردند. مرد فرانسوی جوانی که در هائیتی زندگی میکند، نسبت به وضع اسفبار سیاهان احساس دلسوزی دارد، اما با وجود این خویی انتقامجو دارد. او با کمک دوست سیاهش توسن اورتور، با دختری که دوستش دارد، از هائیتی میگریزد.
مجموعه شعری در قالب شعر آزاد، اغلب دربارة موضوع جنگ داخلی امریکا، اثر والت ویتمن که در می 1865 منتشر شد. فضای شعری از تبوتاب به صف شدن و وارد ارتش شدن سربازان در آغاز جنگ بهسوی تحقق مشقتبار مفهوم واقعی جنگ حرکت میکند. سرخوردگی از نبرد بول ران در «بکوب، بکوب بر طبل» منعکس شده است، درحالیکه فهم عمق رنج و عذاب زخمیها، در «داستان شبزندهداری عجیبی که شبی در میدان جنگ داشتم» آمده است.«تکلمة ضربههای طبل» (Sequel to Drum-Taps)، که در پاییز 1865 (با عنوان پشت جلد 1866- 1865) منتشر شد، شامل «پیشگامان! ای پیشگامان!» (Pioneers! O Pioneers!) و شعرهای ویتمن دربارة مرگ ایبرهم لینکلن مثل «ای کاپیتان!کاپیتان من!» ((O Captain! My Captainو مرثیة «وقتی کهگلهای یاس در آستانة در باغشکوفا میشوند»، (When Lilacs Last in the Dooryard Bloom’d) میشود. هر دو اثر ضربههای طبل و تکملة ضربههای طبل، به ویرایش چهارم (1867) «برگهای علف» (Leaves ofGrass) اضافه شدند.
شعر آرتور رَمبو، که در 1871 در 16 سالگی با عنوان Le Bateau ivre سروده شده است و اغلب بهترین شعر او محسوب میشود. در سرودن این شعر از حمایت پل ورلن شاعر معروف برخوردار بود. ورلن آن را نخستینبار در 1883 در مقالهای تحقیقی راجع به رمبو در مجلة Lutèceمنتشر کرد.زورق مست به روایت اول شخص و از دیدگاه زورقی نوشته شده است که پس از کشته شدن همة مسافرانش، دستخوش امواج میشود. توصیف مسیر آشفته این زورق، هجوم طوفان به آن و پهنة وسیع اقیانوس، عذاب روح شاعر را منعکش میکند. این اثر تا حدودی در پاسخ به شعر «سفر» (Le Voyage) اثر شارل بودلر نوشته شده است، که شاعر در آن بین هنر و واقعیت تمایز قائل میشود.
، نام کامل او دکتر جونس درایزدوست، شخصیت داستانی، عتیقهشناسی که سِر والتر اسکات آن را خلق کرد؛ کسی که با نام مستعار «ویراستار» یا «عتیقهشناس» در مقدمة چندین اثر، همچون «عتیقهشناس» (The Antiquary, 1816) مطلب نوشت. درایزدوست، متخصص کند ذهن کتابهای کمیاب، دوست «ویراستار» است که با او درباره مقاصد و فایدههای تاریخ بحث میکند.
(ت. 19 آگوست 1631، آلدوینکل نورتمپتنشر، انگلستان- و. 1 می1700، لندن) شاعر، نمایشنامهنویس و منتقد ادبی انگلیسی که بهسبب نفوذ بسیار بر اوضاع ادبی روزگارش، آن دوره را عصر درایدن شناختهاند.وقتی که در 1660، چارلز دوم دوباره به سلطنت رسید، درایدن با انتشار «بازگشت الهه عدالت» (Astraea Redux) او را ستود. شعر تاجگذاریاش بهنام «اعلیحضرت» (To His Sacred Majesty, 1661) و «سال سرنوشتساز» (Annus Mirabilis, 1667) تا آن اندازه شاه را خشنود کرد که درایدن را در 1668 به ملکالشعرایی دربار منصوب نمود و دو سال بعد، او وقایعنگار سلطنتی شد.چارلز تئاترها را، که از 1642 بسته شده بود، دوباره گشود. اولین نمایشنامه درایدن به نام «دلاور وحشی» (The Wild Gallant)، که نمایشی خندهدار بود، در 1663 به روی صحنه آمد و سپس او با سِر رابرت هاوئرد در نمایش «ملکة هندی» (The Indian-Queen, 1665)، که سوگنامهای قهرمانی بود، همکاری کرد. در 1665، «امپراتور هندی» (The Indian Emperour)، تکملة ملکة هندی، موفقیتی چشمگیر برای درایدن بود. در 1667 کار موفق دیگری، که سوگنامة خندهدار بود، بهنام «عشقپنهانیا ملکه دوشیزه» (Secret Love ,or the Maiden Queen)را داشت.در 1668، «درباره شعر دراماتیک، یک مقاله» (Of Dramatick Poesie, an Essay) را منتشر کرد که اولین نوشتة مهم در نقد نمایش مدرن بود. او از نمایش انگلیسی هم در برابر مدافعان نمایشهای سنتی و هم تئاتر نئوکلاسیک فرانسوی دفاع میکرد؛ همچنین او برای روشن کردن اصول عام نقد نمایشی تلاش کرد.نمایش «عشق خودکامانه» (Tyrannick Love) در ژوئن 1669 منتشر شد. در دسامبر 1670، بخش اول «فتحگرانادا بهوسیلةاسپانیاییها» (The Conquest of Granada by the Spaniards) به روی صحنه آمد و حدود یک ماه بعد، بخش دوم آن ارائه شد. او در 1672، با جنجال و هیاهو، با اجرای نمایش خندهدار و ماهرانه «ازدواجمد روز» (Marriage a la Mode) به رضایت مردم بیاعتنایی کرد. در نوامبر 1675، درایدن هوشمندانهترین نمایش نوع قهرمانی را به نام «اورنگ زیب» (Aureng-Zebe) به صحنه برد. به همان اندازه سوگنامة «همه چیز برای عشق» (All For Love, 1677) او که براساس «آنتونی و کلئوپاترا»ی شکسپیر بود، عالی جلوه کرد.درایدن، خیلی زود از نمایشنامهنویسی رو گرداند و در مدت دو سال بعد، نامش را بهعنوان بزرگترین شاعر طنزپرداز انگلستان ثبت کرد. او با انتشار «ابسلم واکیتِفُل» (Absalom and Achitophel) در 1681و «مک فلکنو» (Mac Flecknoe) در 1682 نه تنها به تغییر جریان تاریخ کمک، بلکه نام خود را بهعنوان شاعری برجسته تثبیت کرد.در 1685، بعد از به قدرت رسیدن شاه جیمز دوم، بهنظر میرسد که نسبت به کاتولیکها مدارا شروع شد و درایدن در کلیسای کاتولیک رم پذیرفته شد. در طولانیترین شعرش به نام «گوزن و پلنگ» (The Hind and the Panther, 1687)، که داستانی نمادین از زبان حیوانات است، او علل خود را در دفاع از مذهب جدید خویش میآورد. استعفای جیمز دوم در 1688، آیندة سیاسی درایدن را نابود کرد و دشمنش تامس شَدوِل، مقام ملکالشعرایی را از آن خود کرد.درایدن در 1689، با سوگنامة «دن سباستین» (Don Sebastian) دوباره به تئاتر برگشت. هرچند این نمایشنامه، مورد استقبال قرار نگرفت، اما نمایش «آمفیتروئون» (Amphitryon, 1690)، که با موسیقی هری پرسل همراهی میشد، موفق گردید. درایدن مجدداً با پرسل در اپرای نمایشی «شاه آرتور» (King Arthur, 1691) همکاری کرد. با شکست کمدی- تراژدی «پیروزی عشق» (Love Triumphant, 1694)، درایدن از نمایشنامهنویسی دست کشید.در سالهای 1680 و 1690، درایدن بر جُنگهای شعری نظارت کرد و آثار جووِنال و پرسیوس را ترجمه کرد. اما آخرین اثر بزرگش ترجمه ویرژیل بود که در 1697 منتشر شد. آخرین کتاب منتشرشدة او «حکایتهایقدیم و جدید» (Fables Ancient and Modern) بود که عمدتاً اشعار آن از سرودههای اووید، جفری چاسر و جووانی بوکاتچو همراه با یک مقدمة انتقادی اقتباس شده بود.
شعری از تی. اس. الیوت، که نخستینبار در 1941 در قالب ضمیمهای در New English Weekly و همچنین به شکل کتابچه منتشر شد. این شعر، سومین شعر از مجموعه «رباعیهای چهارگانها» (The Four Quarters) است که با تکیة سخت وزن «محلی» سروده و به 5 بخش تقسیم شده است. نجات تلخ موضوعاتی مانند زمان و تاریخ را، که الیوت آن را در «برنت نورتون» و «ایست کوکر» مطرح کرده بود، از سر میگیرد.عنوان شعر به شکلگیری صخرههای نزدیک کِیپ اَن در مساچوستس برمیگردد که الیوت در کودکی آنها را دیده است. این شعر علاوه بر تصاویر اقیانوس اطلس، صلابت مداوم رودخانة میسیسیپی را بهمثابة خاطرة دیگری از دوران کودکی الیوت در سنت لوئیس توصیف میکند.شعر در درجه اول با تجارب و پاسخهای بشری به نظریههای مسیحیان، بهویژه تجسّد سروکار دارد. الیوت در نجات تلخ همانند سه شعر دیگر، با مسایلی کلنجار میرود که درکشان دشوار است؛ از جمله مفاهیم متناقض که فقط بخشی از آنها قابل فهم است.
But to apprehend
The point of intersection of the timeless
With time,is an occupation for the Saint.
[سلتی ایرلندی و اسکاتلندی] شعر یا آوازی در ادبیات سلتی اسکاتلند و ایرلند. این واژه را جیمز مکفرسون برای بخشهای عمدهای از شعر اُسیانیک خود بهکار برد و بههمینعلت در شعر سلتی اسکاتلند، معادل canto قرار گرفته است.
(کاشتیلیو) (ت. پرایا، ساون تیاگو، جزایر دماغه سبز- و. 1903، پرتغال) صاحبمنصب دولتی و نویسندهای که با نخستین اثرخود، که به زبان پرتغالی نوشته شده است، بهعنوان نخستین رماننویسان واقعگرای افریقایی قلمداد میشود.دوئارته تحت آموزشهای رسمی «همگونسازی» (assimilaçao) قرار گرفت که پس از 1921 بهمنظور برابرسازی سیاسی و اجتماعی افریقاییان در محیطهای متأثر از زبان پرتغالی تأسیس شده بود. وی سپس در مقام مدیر دولتی به گینة پرتغال (گینة بیسائوی فعلی) اعزام شد.دوئارته دربارة فرهنگ بومی افریقایی مطالبی نوشته است. ماجرای نخستین رمان او «آئوا: رمان سیاه» (Auá: novelanegra, 1934) در میان اقوام فولانی گینه واقع شده است. او سه رمان دیگر با نامهای «سیاه بیروح» (O Negro sem alma, 1935)، «سرگردان همچون یک تبعیدی» (Rumo ao degrêdo, 1939) و «انقلاب» (A revolta, 1945) و یک مجموعه داستان کوتاه با نام «حرکت کردن، پیروز شدن است» (Foram estes os vencidos, 1945) نوشت.
(ت. 22 فوریه 1871، حوالی ایناندان میژن استِیشن، ناتال [اکنون در افریقای جنوبی]- و. 11 فوریه 1946، ناتال) کشیش، معلم و روزنامهنگار افریقای جنوبی و نویسندة «محافظ شاه شاکا» (Insila ka Shaka)، نخستین رمانیکه به زبان زولو، به زبان محلّی او، منتشر شد.او پس از تحصیل در دانشکدة اوبرلین اوهایو (ایالات متحده) به رتبة کشیشی منصوب شد و سپس با هدف تأسیس مدرسهای نظیر مؤسسة تاسکیگی آلاباما برای همنژادان افریقایی، به ناتال بازگشت. او در دهة 1900 مؤسسة اوهلانگ را در حوالی دوربان تأسیس کرد و چندین سال بعد مدرسة دخترانهای را در همان حوالی بنیاد نهاد. دوبه بهعلت کار در این مؤسسه و کار با نشریة Ilangalase Natal(«خورشید ناتال»)، نخستین روزنامه به زبان زولو، بسیار مشهور شد. وی در 1912 به سمت نخستین دبیر کنگرة ملی بومیان افریقای جنوبی (بعدها، کنگرة ملی افریقایی) برگزیده شد.فعالیتهای سیاسی، باقی عمر او را به خود اختصاص داد. او همچنین زندگینامة عیسای پیامبر، و داستان محافظ شاه شاکا را، که رمانی تاریخی است،درباره شاکا رئیس بزرگ قوم زولو در قرن نوزدهم نوشت.
مجموعه داستان کوتاهی از جیمز جویس، که در فاصلة سالهای 1907-1904 نوشته و در 1914 منتشر شده است. جویس سه داستان را با نام مستعار استفان دِدالوس، که اساس دوبلینیهاست، منتشر کرد. دوبلینیها ساختاری روشن، همراه با نمادهایی مکرر و درهمتنیده در بافت داستان دارد. سه داستان اول از زبان اول شخص روایت میشود و کودکان را به تصویر میکشد؛ چهار داستان بعدی در توصیف جوانی است و همانند بقیة داستانها از زبان سوم شخص است و لحن و احساسات در آنها بهنحوی جابهجا میشود که عوض شدن شخصیتهای داستان را منعکس کند. چهار داستان بعدی دورة پختگی را از میانسالی به بعد تصویر میکند و سه قسمت بعدی، دربارة زندگی سیاسی، هنری و مذهبی است. قسمت پنجم و پایانی داستان «مردگان» (TheDead)، نه تنها درخشانترین قسمت مجموعه محسوب میشود، بلکه شاهکاری جهانی است.
نام کامل او ویلیام ادوارد برگهارد (ت. 23 فوریه 1868، گریت برینگتون، مساچوستس- و. 27 آگوست 1963، آکرا، غنا) جامعهشناس امریکایی، مهمترین رهبر معترضین سیاه در امریکا در نیمه اول قرن بیستم. وی در ایجاد انجمن ملی برای پیشرفت رنگینپوستان (NAACP) در 1909 کمک کرد و از 1910 تا 1934 سردبیری The Crisis، مجله این انجمن، را عهدهدار بود.دوبویس از دانشگاه فیسکِ نَشویل در تنسی فارغالتحصیل شد و از دانشگاه هاروارد دکتری گرفت. وی بیش از یک دهه وقت خود را صرف بررسی و تحقیق جامعهشناسی شرایط سیاهان امریکا کرد و 16 تکنگاری تحقیق بین 1897 و 1914 در دانشگاه آتلانتا، که استاد آنجا بود، و همچنین تکنگاری «سیاهپوستان فیلادلفیا، یک بررسی اجتماعی» (The Philadelphia Negro, ASocial Study, 1899)، اولین مورد پژوهی از جمعیت سیاه در امریکا، منتشر کرد.ناسیونالیسم سیاه دوبویس شکلهای مختلفی دارد اعتقاد به اهمیت ناسیونالیسم فرهنگی از آن جمله است. بهعنوان سردبیر مجله The Crisis از توسعه و گسترش ادبیات و هنر سیاهپوستان حمایت میکرد و خوانندگانش را به دیدن «زیبایی در سیاه» تشویق و ترغیب مینمود.او در 1934 بهخاطر اختلافات ایدئولوژیکی و اعتقادی در سازمان و بازگشت به دانشگاه آتلانتا برای آموزش و نوشتن از سردبیری و انجمن ملی برای پیشرفت رنگینپوستان کنارهگیری کرد. در 1940 مجله فیلون Phylon، مجلة دانشگاهی «مطالعه و بررسی نژاد و فرهنگ»، را بنیاد نهاد. در همین دوره همچنین دو کتاب مهم منتشر کرد: «بازسازی سیاهان» (Black Reconstruction, 1935)، شرحی مارکسیستی از دوره پس از جنگ داخلی و «شفق در سپیدهدم» (Dusk at Dawn, 1940)، که در آن حرفهاش را بهعنوان یک مورد پژوهی ایدئولوژیکی روشن کردن پیچیدگی درگیری سیاه و سفید تلقی میکرد.از 1944 تا 1948 وی به انجمن برگشت، اما به دنبال دومین کشمکش تلخ ارتباطش را قطع کرد و از آن پس بهطور پیوسته به چپ متمایل شد. او در 1961 به حزب کمونیست پیوست و به غنا بازگشت و یک سال و اندی بعد تابعیت امریکایی خود دست کشید و تابع کشور غنا شد. «زندگینامه خودنگاشت دابلیو ایی. بی. دوبویس» (The Autobiography of W. E. B. Du Bois) در 1968 منتشر شد.
(ت. 9 می1916، ناتلی، نیوجرسی، ایالات متحده- و. 5 فوریه 1993، نیس، فرانسه) نویسندة امریکایی و تصویرگر کتابهای کودکان که بهخاطر مجموعهای از کاراکترهای کمیک، مشهور بود. دوبوئا در 1948 مدال نیوبری را برای «21 بالون» (The Twenty- One Balloons, 1947) کسب کرد.دوبوئا از خانوادهای هنرمند بود و در فرانسه در رشتة هنر تحصیل کرد و از میانة دهه 1930 کتابهایی را برای کودکان منتشر کرد. او در جنگ جهانی دوم با سمت خبرنگار برای نشریة Yank و مجلاّت دیگر مشغول بود و در 1953 نخستین مدیر هنری نشریة The Paris Review شد. 21 بالون دربارة معلم ریاضی بازنشستهای است که راز سفر خیالانگیز خود را با بالون به مقصد آتشفشان کراکاتوا را تنها برای کلوپ اکتشافگران امریکایی افشا میکند.دوبوئا مجموعههای کاملنشدهای دربارة گناهان کبیره هفتگانه دارد که عبارتانداز: تنبلی در اثری به نام «تامی پامپکینهد تنبل» (Lazy Tomy Pumpkinhead, 1966)، غرور در «پگی موفیت خیلی قشنگ» (Pretty Pretty Peggy Mofitt, 1968)، پرخوری در «پروکو فون پاپباتن» (Proko von Popbutton, 1969) و حرص در «مرا باندیکوت صدایم کن» (Call Me Bandicoot, 1970). «معمای تمساح» (The Alligator Case, 1965) و «اسب در جامة شتر» (The Horse in the Camel Suit, 1967) رمانهای پلیسی به سبک ریموند چندلر را هجو میکنند. دوبوئا در چندین کتاب خرس را چهرة داستانی خود قرار داده است، مثل «مهمانی خرس» (Bear Party, 1951)، «سیرک خرس» (Bear Circus, 1971) و شبهزندگینامة خودنگاشت «خرس جنتلمن» (Gentleman Bear, 1983). سایر آثار او «لوکوموتیو پروازی» (The Flying Locomotive, 1941)، «مقبره پیتر» (Peter Graves, 1950)، «شیر» (Lion, 1956) و «جنگل ممنوعه» (The Forbidden Forest, 1978) هستند. وی همچنین تصویرگری آثاری از نویسندگان مشهور همچون ادوارد لیر، ژول ورن، آرتور کونن دویل، اسحاق باشیوس سینگر و رولد دال و مارک استرند را به انجام رساند.
شخصیتی در نمایشنامة «تراموایی به نام هوس» (Streetcar Named Desire) از تنسی ویلیامز، که برندة جایزة پولیتزر شد.بلانش زنی مبتلا به جنون جنسی است که خود را بهعنوان نمونه یک زن متشخص جلوه میدهد، اما از همان نخستین برخورد از پوشاندن شخصیت واقعی خود ناتوان است. وقتی برادر شوهر ددمنشش استنلی کوالسکی او را به زور مورد تجاوز قرار میدهد، سلامت خود را بهکلی از دست میدهد. او، که همچنان میکوشد وقار خود را حفظ کند، به یک پزشک میگوید: «من همیشه مرهون محبت بیگانهها هستم».
شارل (ت. 27 اکتبر 1882، پاریس، فرانسه- و. 5 آگوست 1939، لاسِل سن کلو) منتقد فرانسوی ادبیات آلمانی، انگلیسی و فرانسوی که آثار او دربارة نوشتههای ویلیام شکسپیر، پرسی بیش شلی، و لرد بایرون در جلب توجه فرانسویان به نویسندگان انگلیسی کمک کرد.چون مادر دوبوس انگلیسی بود، وی از سنین کودکی به ادبیات انگلیسی علاقه نشان داد. او ابتدا در دانشگاه آکسفورد به مدت یکسال (1901-1900) و سپس در آلمان تحصیل کرد. در میان کتابهای او بررسی آثار ی. و. فون گوته و از نویسندگان فرانسوی، آثار گوستاو فلوبر، پروسپر مریمه و فرانسوئا موریاک دیده میشود. مکاتبات او با دوستش آندره ژید با عنوان «گفتوگو با آندره ژید» (Le Dialogue avec André Gide, 1929/ دومین ویرایش، تجدید عنوان در 1950) منتشر شده است. توجه عمدة او به چیزی بود که آن را «روح» اثر و ﺗﺃثیر بر «روح» خواننده مینامید. هنگامی که مسنتر شد، بهطور گستردهای به مذهب روی آورد و «خاطرات زمان» (Journal intime, 1946-55) را در 6 جلد، که قسمتی از آن به انگلیسی است، نوشت. این کتاب گزارشی از انقلاب روحی اوست که وی را در 1927 به کلیسای کاتولیک روم کشاند.
(ت. 11 آگوست 1936، لیک چارلز امریکا) نویسندة امریکایی داستان کوتاه و رماننویسی که عمده شهرتش وقایعنگاری کشمکشهای امریکاییهای معاصری است که بهطرز توجیهناپذیری زندگی آنها به راه خطا رفته است.او پس از آنکه از کالج ایالتی مکنیز (اکنون دانشگاه) در لیک چارلزِ لوئیزیانا فارغالتحصیل شد، شش سال در نیروی دریایی خدمت کرد و مدرک کارشناسی ارشد هنرهای زیبا را از دانشگاه آیوا گرفت. او از 1966 تا 1984 در دانشکدة بردفورد، ادبیات و نوشتن خلاق را تدریس کرد. دوبیوس، که دربارة پیچیدگی عاطفی مردم معمولی امریکا در موقعیتهای عادی مینوشت، دریافت که فضیلتهای سنتی امریکاییان آنگونه که آنها میپندارند به خوشبختی ختم نمیشود. بیشتر شخصیتهای داستانی او مبتلا به فشار خون یا اعتیاد به سیگار، الکل، غذا، قهوه، دارو و یا حتی دچار افزایش وزن هستند. وقتی که این موارد، بهحدّ کافی آنها را به خود مشغول نمیکند، مردان اغلب گرایش به خشونت پیدا میکنند.نخستین مجموعه از داستانهای دوبیوس با نام «گریزهای جداگانه» (Separate Flights, 1975) همچون «فحشا و انتخابهای دیگر» (Adultery and Other Choices) بهسبب چیرهدستی و همآوایی با شخصیتها و تصویر با جزئیات حوادث ستوده شده است. داستان کوتاه «آندروماخه» (Andromache) از مجموعه فحشا از بهترین داستان او دربارة یگانهای دریایی است. «دختر چاق» (TheFatGirl) و «فارغالتحصیلی» (Graduation) (از فحشا و انتخابهای دیگر) و داستان بلند «اصواتی از ماه» (Voices from the Moon) در 1984 بهترین نمونه از تلاش او برای گسترش زاویه دید شخصیتهای زنانه است. وی همچنین «اوقات هرگز چندان بد نیستند» (The Times Are Never So Bad, 1983) و «ما دیگر اینجا زندگی نمیکنیم» (We Don't Live Here Anymore, 1984) را نوشته است.
(ت. 8 فوریه 1822، پاریس، فرانسه- و. 9 فوریه 1894، بادن- بادن، آلمان) نویسنده و عکاس فرانسوی که شهرتش بیشتر بهجهت روایتهای زندهاش از زندگی در قرن نوزدهم فرانسه است.دوکان در عکاسی پیشگام بود و آثاری را تقریباً در همه گونههای ادبی منتشر کرد. وی سفرهای بسیاری با دوست داستاننویسش گوستاو فلوبر (1851-1849 و 1845-1844) انجام داد و کتاب «مصر، حبشه، فلسطین و سوریه» (Égypte, Nubie, Palestine et Syrie, 1852)، که بعد از یکی از سفرهایشان توسط دوکان نوشته شد،ازجمله اولین کتابهای مصور میباشد. در طی انقلاب سال 1848 مجروح شد و پس از آن، نشان فعالیت ضدانقلابی در فرانسه را به وی اعطا کردند. وی کتابی با عنوان «اردوکشی به دو سیسیل» (Expédition des deux-Siciles, 1861) را نوشت که شرح تجارب او در کسوت داوطلب به همراه انقلابی ایتالیایی جوزپه گاریبالدی است.در 1851 دوکان مجله Revue de Paris را پایهریزی کرد که رمان بزرگ «مادام بواری» (Madame Bovary) اثر فلوبر را در آن به انتشار رساند؛ پس از نشر این رمان، مشاجراتی رخ داد که منجر به پایان دوستی آنها شد. او همچنین اشعاری با عنوان «آوازهای نوین» (Les Chantsmoderns, 1855)، نقد هنری، رمان، رسالهای در مورد دوستش تئوفیل گوتیة نویسنده، و کتاب «خاطرات ادبی» (Souvenirs littéraires, 1882-1883) را در 2 جلد، نوشت که حاوی اطلاعات افشاشدهای دربارة فلوبر و جدال او با بیماری صرع بود.
(شاهزاده خانم)، شخصیت داستانی در «ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب» (Alice's Adventures in Wonderland) اثر لوئیس کرول.پیرزن زشتی که یکی از اعضای خانواده سلطنتی واندرلند (سرزمین عجایب) است و دوبار در داستان ظاهر میشود. در مورد اول، مشغول رسیدگی به کودکی است که همراه گریه، به دفعات عطسه میکند (بهعلت آنکه آشپز از مقدار زیادی فلفل استفاده میکند که فضا را پُر میکند.) دوشس کودک را بهشدت تکان میدهد و میکوشد او را با لالاییهای بلند آرام کند:«با بچه کوچکت با درشتی صحبت کن// و هنگامی که عطسه میکند، او را کتک بزن// او این کار را فقط بهخاطر اذیت کردن انجام میدهد// زیرا او میداند که این کار ترا آزار میدهد.وقتی که کودک در آغوش آلیس قرار میگیرد، تبدیل به یک خوک میشود و میدود.دوشس بار دوم در بازی گوی و حلقه (کروکه) ظاهر میشود؛ جاییکه چوگانها فلامینگوهای زنده و گویها جوجهتیغیهای زنده هستند.
تراژدی پنجپردهای نوشته جان وبستر، نمایشنامهنویس انگلیسی، که 14/1613 به اجرا درآمد و در 1623 منتشر شد.دوشس مالفی، که بعد از تکمیل آخرین نمایش ویلیام شکسپیر نوشته شده است، آخرین نمایشنامه بزرگ عصر الیزابتی بهشمار میآید. شواهدی در دست نیست که نشان دهد وبستر نمایشی را که نمایشنامهنویس اسپانیایی لوپه دِ وگا درباره دوشس نوشته است، خوانده باشد. نمایشنامه وبستر از دوشس بهعنوان دختری پرشور سخن میگوید که عاشق آنتونیو پیشکار خود میشود. دوشس و آنتونیو بهرغم مخالفت دو برادر دوشس، فردیناند (دوک کالابریا) و برادر دیگرش کاردینال، پنهانی ازدواج میکنند. دوشس با اینکه صاحب سه فرزند میشود، اما از افشای نام پدر سه فرزند خود امتناع میکند. سرانجام جاسوسی به نام بوسولا دوشس را لو میدهد و دوشس همراه خانوادهاش، ناگزیر به فرار میشوند. اما در هنگام فرار راه آنها را میبندند و تنها آنتونیو و پسر بزرگتر دوشس میتوانند خود را نجات دهند. فردیناند به بوسولا دستور میدهد که دوشس، دو فرزند کوچک و خدمتکار او را خفه کند و سپس خود در اثر این جنایت و عذاب وجدان دیوانه میشود. به شیوه رایج در تراژدیهای انتقام، پرده آخر پرده کشتار و خونریزی است. همه بهجز پسر بزرگ دوشس و آنتونیو، که فرمانروای مالفی میشود، کشته میشوند.وبستر در این تراژدی تکاندهنده از نوع رمانتیک به فراوانی از صور خیال سمبولیک استفاده کرده است. دوشس، که قویترین شخصیت در نمایشنامه است، زنی پرشور و اصیل است که بهخاطر عشق درخواستهای برادرانش را رد میکند. او، که رفتارهای وحشیانه برادران نمیتواند شخصیتش را بکشد، دم مرگ همچنان میگوید «من هنوز دوشس فرمانروای مالفی هستم».
(ت. 22 آگوست 1733، ورسای، فرانسه- و. 31 مارس 1816، ورسای) نمایشپرداز فرانسوی که برای نخستینبار تلاش مستمری را برای به صحنه بردن تراژدیهای شکسپیر در تئاترهای فرانسه انجام داد. گرچه او این تراژدیها را به شیوهای تغییر داد که با ذائقه فرانسوی معطوف به هزل و طنز همخوانی داشته باشد و تلاش کرد آنها را با سه وحدت مورد نظر اسلوب هنری کلاسیسیسم (وحدت مکان، وحدت زمان و وحدت عمل) وفق دهد، بااینحال مورد نقد منتقدان قرار گرفت؛ ازجمله اینکه ولتر آن را بهعلت «هیستری وحشیانه» دوست نداشت. دوسیس با اقتباس خودش از این نمایشنامهها، ازجمله «هملت» (Hamlet, 1769)، «رومئو و ژولیت» (Roméo et Juliette, 1772 )، «شاهلیر» (LeRoi Lear, 1783)، «مکبث» (Macbeth, 1784) و «اتللّو» (Othello, 1792) شهرت زیادی بهدست آورد.دوسیس، که از یک خانواده بورژوا بود، در مقامش بهعنوان منشی تعدادی از درباریان رشد زیادی کرد. او با زبان انگلیسی آشنا نبود و فعالیتهای تئاتری او بهدلیل بهکارگیری ترجمههای متوسط (آثار شکسپیر) که توسط مترجمانی میانمایه به نامهای پیئر آنتوئان دلاپلاس (93-1707) و پیئرلو تورنور (88-1736) انجام شده بود، آسیب فراوانی دید. او، که از موقعیت دشوار خود بین مخاطبان باذوق فرانسه و سلسله نمایشنامههای درخشان اما هنوز ناشناخته و دارای سبک ناآشنا بهخوبی آگاه بود، کوشید در طریق مصالحه گام بردارد و با اصلاح متن و در برخی مواقع، حتی عوض کردن محتوای تراژیک نمایشنامهها، آنها را به اجرا درآورد و برای آنها مخاطب دستوپا کند.از تراژدیهای خود دوسیس نمایشنامه «ادیپ در خانه آدمتوس» (Oedipe chez Adméte, 1778) و «ابوفار» (Abufar, 1795) از بهترینها محسوب میشوند. نمایشنامه نخست برای او انتخاب به عضویت آکادمی فرانسه راه به همراه داشت که جنبه طنزآمیز آن جانشینی ولتر بود. مجموع آثار او، ازجمله نامههای زیبایش، بهوسیلة دوستش فرانسوا- ونسان کمپنون در 1818 و 1826 منتشر شد.
(ت. 6 فوریه 1918، مانتریال، کبک،کانادا) شاعر کانادایی که بهعلت حمایتش از انتشار خرده جراید کانادایی و بسط شعر بلند غیرروایی معروف است.او در دانشگاه مکگیل (که بعدها در آنجا تدریس کرد) و دانشگاه کلمبیا تحصیل کرد. دیودک ویراستار و منتقد ادبی بود. «شرق شهر» (East of the City, 1964)، اشعار عاشقانه «دریای شفاف» (The Transparent Sea, 1956) و «مزاحمهای خندهدار» (Laughing Stalks, 1958)، نوعی طنز اجتماعی که هجو شاعران و منتقدان کانادا را دربر میگیرد،از جمله آثار شعری او هستند. «مجموعة اشعار» (Collected Poems) او در 1971 منتشر شد. تأثیر ازرا پاوند در اثری به نام «اروپا» (Europe, 1954) از وی آشکار است. این اثر سفرنامهای منظوم در 99 بند است که از مشاهدة کشورهای متعددی در قارة اروپا الهام گرفته است و در دیگر آثار وی هم آمده است. مجموعة دیگر او «تصویر مقطع» (Cross- Section, 1980) است که اشعار سروده شده از 1940 تا 1980 را دربر میگیرد. آثار منثور دیودک «نظریة صور خیالدرشعر مدرن» (The Theory of the Image in Modern Poetry, 1981)، «ایدههایی برای شعر» (Ideas for Poetry, 1983) و «در دفاع از هنر» (In Defence of Art, 1988/ شامل مجموعه مقالههای انتقادی ومروری) نام دارند. آثار شعری متأخر او «صخرههای زمبلا» (Zemblaś Rocks, 1986) و «اشیای کوچک اما کامل» (Small Perfect Things, 1991) هستند.دیودک همچنین با مؤسسات انتشاراتی مانند کانتَکت پرس، دلتا کانادا و دی سی بوکس و مجلة ادبی Delta و مجموعه کتابهای شعر مکگیل همکاری کرد.
(ت. 712 چین- و. 770، هونان) شاعر چینی که بسیاری او را بزرگترین شاعر همة عصرها میدانند.دو فو تعلیمات سنتی کنفوسیوس را فرا گرفت، اما در امتحانات سلطنتی 736 موفق نشد؛ بههمینسبب بیشتر دوران جوانیاش را در سفر سپری کرد و در اثنای همین سفرها، بهعنوان یک شاعر به شهرت رسید و با شاعران دیگر عصر خودش از جمله لی بوی بزرگ آشنا شد. دو فو طی دهة 740 عضو مورد احترام گروهی از مقامات بلندپایه بود؛ گرچه دارای ثروت و مقام رسمی نبود و برای دومینبار در آزمون سلطنتی ناموفق بود. بین 751 و 755 تلاش کرد با تقدیم سلسله دستاوردهای ادبی، که در آن توصیههای سیاسی عرضه شده بود، توجه دربار را جلب کند. این توصیهها با زبان تملق و به زیبایی بیان شده بود؛ این ترفند سرانجام مقامی ظاهری در دربار را برایش به ارمغان آورد. احتمالاً در 752 ازدواج کرد و کمی زمین کشاورزی بهدست آورد، اما در آن زمان نشانههای بیماری ریوی در او نمایان شد. او طی شورش آن لوشان در 755، دشواریهای طاقتفرسای فردی را متحمل شد. بعد از مدتی، از مقامش معزول شد. و دورهای دیگر دستخوش فقر و گرسنگی شد. تا نیمه دهة 760 سرگردان و خانهبهدوش بود تا اینکه به خدمت فرماندة نظامی محلی درآمد. این موقعیت او را قادر ساخت املاک و مستغلاتی بهدست آورد و کشاورزی نجیبزاده شود. اما در 768 او دوباره سفر به جنوب را بدون هدف شروع کرد. افسانهای عامیانه، مرگ او را در اثر زیادهروی در غذا و شراب بعد از ده روز روزهداری میدانند.نخستین شعر دو فو ستایش زیباییهای عالم طبیعت و غم خوردن برای زمان است. او خیلی زود نوشتن گزنده دربارة جنگ را، درست مثل «بالاد ارابههای نظامی» (Bingqu xing)، که شعری دربارة سربازگیری است، و یا هزلی غیرآشکار مانند شعر «زن زیبا» (Liren xing)، که از تجمل فاحش دربار سخن میگوید،شروع کرد. همانطور که او فردی پخته میشد، بهویژه دوران بحران فردی و ملی سالهای 755 تا 759، شعر او آهنگی از همدردی عمیق برای انسانیت گرفتار در جنگی بیمعنا را آغاز میکند.قطعاً موقعیت بسیار مهم دوفو بهعلت سبک کلاسیک فوقالعادهاش در تاریخ ادبیات چین باقی مانده است. او بسیار فاضل بود و آشنایی و سابقه عمیقاش با سنت ادبی گذشته، فقط با تسلط کامل او در بهکارگیری قواعد علم عروض برابر و همتراز بود. زبان فشرده و متراکم وی همة معانی جزئی ضمنی یک عبارت و طنینهای بالقوه کلمه منفرد را دربر دارد، ویژگیهایی که ترجمه هرگز نمیتواند برملا سازد. او در همة سبکهای شعری معاصر زمان خود خبره و ماهر بود، اما استادی وی در لوشی (Lüshi) یا «شعر نظم یافته» به اوج خود رسید که او آن را به درجة کمال خیرهکنندهای رساند.
(ت. 12 فوریه 1923، نیویورک، ایالات متحده امریکا) شاعر امریکایی که با کنایه تحیرانگیزی دربارة موضوعات معمولی مینوشت، درعینحال که ژرفای طنزآلودی را به آنها القا میکرد. شکل کاملاً متکامل سبکش در نخستین مجموعه شعر وی، «اشعار» (Poems, 1961)، که در 1962 برندة جایزة ملی کتاب و جایزة پولتیزر شد، آشکار شد. دوگن در جنگ جهانی دوم خدمت کرد و پیش از فارغالتحصیل شدن از کالج مکزیکوسیتی، در کالج کویینز در نیویورک و کالج آلیوِت در میشیگان حضور یافت. موفقیت اشعار او را به پذیرفتن کمکهزینههایی برای سفر و ادامة انتشار سوق داد. از 1967 تا 1971 به دانشکده هنرهای زیبا در مرکز ایالت مساچوستس ملحق شد، و در کالج سارا لارنس در برانکسویل نیویورک تدریس کرد. ازجمله آثار اخیر او «اشعار 2» (Poems 2, 1963)، «اشعار 3» (Poems 3, 1967)، «اشعار 4» (Poems 4, 1974)، «دنباله» (Sequence, 1976)، و «اشعار شش» (Poems Six, 1989) را میتوان نام برد.دوگن ابتذال جنگ، وضعیت یأسآور زندگی روزمره، جهالت نوع بشر، و سرشت زیبایی و عشق را مورد بررسی قرار داد. آثار وی دارای طنز موقرانهای هستندکه از وزن و آهنگ فشرده، بیاعتنایی طنزآمیز، و سبک محاورهای او ناشی میشود. اشعار او در «کلیات اشعار» (Collected Poems, 1969)، «کلیات اشعار جدید 1983-1961» (New and Collected Poems, 1961-1983, 1983) و «ده سال شعر» (Ten Years of Poems, 1987) گردآوری شده است.
(ت. 30 ژوئن 1884، پاریس، فرانسه- و. 13 آوریل 1966، والموندوئا، حوالی پاریس) نویسندة فرانسوی که بهخاطر دو سری از رمانهایش با نامهای «زندگی و ماجراهای سالاوَن» (Vie et aventures de Salavin, 1920-32) در 5 جلد و «وقایعنامه خانوادﮤ پاسکیه» (Chronique des Pasquier, 1933-44) در 10 جلد مشهور است.دوئامل با نگارش شعر، نمایشنامه و نقد ادبی کار خود را آغاز کرد و در 1906 به اتفاق گروهی از نویسندگان و هنرمندان جمعیت کرتی- سور- مارن را، که به صومعه نیز معروف شد، بنیاد گذاشت؛ جمعیتی که عمر درازی نداشت. او در 1908 به درجة کارشناسی علوم رسید و در 1909 واجد شرایط دریافت مدرک پزشکی شد و چندی بعد، در جنگ جهانی اول، در کسوت جراح، در خط مقدم خدمت کرد. او از آسیبها و پوچیهای جنگ عمیقاً متأثر شد و تجارب زمان جنگ خود را در دو مجموعه داستان کوتاه با عناوین «زندگی شهیدان» (Vie des martyrs, 1917) و «تمدن 1914 تا 1917» (Civilisation, 1914-1917, 1918) منتشر کرد که کتاب اخیر برندة جایزة گونکور شد.دوئامل از 1920 رمانها و مقالهها و آثار متنوع و گوناگونی در موضوعات اجتماعی و اخلاقی نوشت. نوشتههای او شامل پنج جلد زندگینامة خودنگاشت تحت عنوان «روشناییهایی بر زندگی من» (Lumières sur ma vie) است. سری دوگانة رمانهای او نیز بازتاب بسیاری از تجارب شخصی او هستند. دوئامل در 1935 عضو فرهنگستان فرانسه شد.
مجموعهای از اشعار دهگانه از راینر ماریا ریلکه، که در 1923 در آلمان با عنوان Duineser Elegien منتشر شد.این اثر بهمثابة موفقترین اثر ریلکه (احتمالاً غیر از «غزلوارههایی به اورفئوس») و یکی از شاهکارهای شعری قرن است. مرثیههای دوئینو به جهت زبان روان، آزمودن وزن و قافیه و تفکّر عمیق دربارة هستی انسان تحسین شده است. محققان ذکر کردهاند که اشعار او بیشتر حالوهوای مرثیه دارد تا شکل آن.این مجموعه در دورهای دهساله سروده شدهاند، اما بهصورت یک کل در نظر گرفته شدهاند، گرچه ریلکه ابتدا دو مرثیه نخستین را سرود؛ سپس سومین مرثیه را در حال بازدید از قصر دوئینو در آدریاتیک در 1912 سرود؛ او سومین مرثیه را در 1913 در پاریس به پایان رسانید و چهارمین مرثیه را نیز کامل کرد و در 1915 پنجمین مرثیه را سرود. او، که بهسبب جنگ جهانی اول به لحاظ عاطفی زمینگیر شده بود، تا فوریه 1922 خیلی کم به سرودن پرداخت. در آستانة فوران شیدایی نوشتن، مرثیة پنجم خود را بازنویسی و پنج شعر از مجموعه اشعار خود را کامل کرد و 55 شعر سرود که «غزلوارههایی به اورفئوس» (Sonnets to Orpheus) از آن جمله است و همة این کار در سه هفتهصورت گرفت.
(ت. 10 نوامبر 1861، سن- ژروه-لا-فوره، فرانسه- و. 31 اکتبر 1949، پاریس) نویسنده و روزنامهنگار فرانسوی که بهسبب رمانش با عنوان «درختان غار را بریدهاند» (Les Lauriers sont coupés, 1888) مشهور شده است. این رمان نخستین اثری بهشمار میرود که تگگوییهای درونی را بهکار میبرد که جیمز جویس از آن تکنیک سیلان ذهنی را که در اثرش «اولیس» (Ulysses) بهره گرفته اخذ میکند.دوژاردن از همان آغاز نهضت نمادگرایی با این جریان در ارتباط بود و شعرها و نمایشنامههای سمبلیک (نمادگرایانه) خلق کرد. او همچنین چندین مجلة نقد و بررسی را بنیاد نهاد، نقد ادبی نوشت و بهعنوان کسی که دربارة یهودیت و مسیحیت اولیه مطلب نوشته و سخنرانی کرده است، معروف بوده است.
شاه و دوک نیز نامیده میشود. شخصیتهای داستانی، زوج کمدی حقهبازی که تظاهر میکنند همان افراد خاندان سلطنتی هستند که در «هاکلبری فین» (HuckleberryFinn) اثر مارک توئین، مدتها است گم شدهاند. این دو شخصیت حقهباز خود را بهعنوان دوک 30 سالة بریجواتر و شاه 70 سالة فرانسه، به هاک فین و جیم، بردة فراری، معرفی میکنند. آنها زندگی خود را با گول زدن مردم سادهلوح شهری از طریق نقشههای گوناگون اداره میکنند.
شخصیت داستانی در «رمانهایپَلیسر» (PalliserNovels) اثر انتونی ترالپ. دوک با نام پلَنتَجینت پلیسر، در نخستین اثر از این مجموعه، «آیا شما میتوانید او را ببخشید؟» (Can You Forgive Her$1)، بهنحو بسیار درخشانی چهرهپردازی شده است. او آدمی خشک اما شریف است. از نظر سیاسی جاهطلب و بههمینسبب به بانو گِلِنکورا، همسر جوان و سرزندهاش، کمتوجه است. او در نتیجة ازدواج پر دردسری، که در نهایت به سازگاری میانجامد، به پختگی عاطفی میرسد. در رمانهای بعدی پلیسر، اثر ترالپ، دوک و همسرش، در دنیای پارلمان بریتانیا با هیجانهای سیاسی و اجتماعیاش شخصیتهای مهمی هستند.
رمانی از انتونی ترالپ، که ابتدا بهصورت مجموعة دنبالهدار از 1879 تا 1880 و در 1880 بهصورت کتاب چاپ شد. این اثر، آخرین جلد از مجموعه «رمانهایپلیسر» (Palliser Novels) بود.پلنتجینت پلیسر، دوک آمنیوم و نخستوزیر پیشین انگلستان، اکنون مردی زنمرده است. او نگران این مسئله است که سه فرزندش لُرد سیلوربریج، لرد جرالد و بانو مری به ارزشهای خاندان کهن خود پایبند نباشند. گرچه سیاست آنها، حساسیت نسبت به جایگاهشان در جامعه، و انتخاب همسر از جانب آنها همه باعث اضطراب فراوان او میشود، بااینحال رمان با لحنی خوشبینانه به پایان میرسد.
دوسبِل نیز نامیده میشود. در شعر انگلیسی، اسم عامّ برای معشوقهای ایدهآل است. ریشة آن از واژة لاتین dulcis به معنای معشوقه است. دالسیبلا همانند دالسینیا، بیانکنندة زیبایی، الهام و عشق پاک است. این نام در ادبیات قرون وسطا بهکار میرفت و با بسامد زیاد در ادبیات قرن شانزدهم ظاهر شد، اما در قرن هجدهم تبدیل به واژهای مهجور شد.
نام کامل او دولسینیا دل توبوسو. شخصیت داستانی در رمان مقامهوار «دنکیشوت» (DonQuixote) اثر میگوئل دو سروانتس. زمانی که دُن کیشوت، شوالیة ماجراجوی شیفته، آلدونزا لورنتسو،دختر رعیت تنومند اسپانیایی، را بهعنوان معشوقهاش برگزید، نام او را به دولسینیا تغییر داد. در اندیشة دُن کیشوت، دولسینیا بانوی جوان موطلایی، اصیل و دارای زیبایی بینظیری است؛ برای کسی که بهعنوان پهلوان افسانهایاش، اعمال دلیرانهای را انجام خواهد داد.بهطورکلی نام دولسینیا، همچون دالسیبلا، برای معشوقه و دلدار بهکار گرفته میشود.
مشهور به دومای پسر (ت. 27 جولای 1824، پاریس، فرانسه- و. 27 نوامبر 1895، مارلی- لو- روئا) نمایشنامهنویس و رماننویس فرانسوی، یکی از بنیادگذاران «نمایش مسئله» که از نمایشهای رئالیستی مربوط به طبقة متوسط است که برخی از مشکلات معاصر را بررسی میکند و برای چارة آن پیشنهادهایی عرضه میکند.دومای پسر، پسر نامشروع آلکساندر دومای پدر، از خلاقیت ادبی پدرش بهره خوبی داشت، اما این دو بسیار با یکدیگر متفاوت بودند. نخستین موفقیت دومای جوانتر، رمان « بانوی گل کاملیا» (La Dame aux camélias, 1848) بود، اما او استعدادش را زمانی کشف کرد که داستان را به قالب نمایشنامه درآورد که در انگلیسی با نام «کامیل» (Camille) معروف شد و نخستینبار در 1852 به اجرا درآمد. جوزپّه وردی اپرایش را با عنوان La traviata، که نخستینبار در 1853 اجرا شد، بر پایة این نمایشنامه نوشت. درحالیکه دومای پدر نمایشنامهها و رمانهای تاریخی رنگارنگی را نوشته بود، دومای پسر در نمایشنامههایی متعلق به زمان حال بودند، متخصص بود. دومای پسر، که شاهد ناخوشایند تباهی ناشی از روابط عشق نامشروع پدرش بود، نمایشهایش را به موعظه دربارة قداست خانواده و ازدواج اختصاص داد؛ برای مثال «سبکسران» (Le Demi-Monde/ اجرا شده در 1855) به خطری که روسپیها برای نهاد ازدواج ایجاد میکنند، پرداخته است. او در 1875 عضو فرهنگستان فرانسه شد.دیگر نمایشنامههای او «پسر نامشروع» (Le Fils naturel, 1858) و «پدر لاابالی» (Un Père prodigue, 1859)، نمایشی حاصلِ تفسیر دوما از شخصیت پدرش، نام دارند.
مشهور به دومای پدر (ت. 24 جولای 1802، ویله- کوترت، اِن، فرانسه- و. 5 دسامبر 1870، پویی، نزدیک دیئپ) یکی از پرکارترین و مشهورترین نویسندة فرانسوی قرن نوزدهم. دوما بدون کسب هیچگونه قابلیت ادبی قطعی، موفق شد ابتدا بهعنوان یک نمایشنامهنویس و سپس بهعنوان یک نویسندة رمان تاریخی، به اعتبار بزرگی دست یابد. او پدر آلکساندر دوما، معروف به دومای پسر، نمایشنامهنویس و رماننویس، بود.پدر دوما، در 1786 نام دوما را پذیرفت و بعدها، ژنرال ارتش ناپلئون شد. خانواده به بدبختی گرفتار شد، بهویژه پس از مرگ ژنرال دوما در 1806؛ و آلکساندر جوان به منظور تلاش برای ساختن زندگی، بهعنوان یک وکیل، به پاریس رفت. او در دربار خاندان دوک دواورلئان (شاه آینده، لویی فیلیپ) مقامی بهدست آورد، اما بخت خود را در تئاتر آزمود.نمایشنامههای دوما، اگر براساس دیدگاهی مدرن قضاوت کنیم، خام، شتابزده و احساساتی است، اما آنها در زمان حیات او باشور و وجد مورد استقبال قرار گرفتند. «آنری سوم و دربارش» (Henri III et sa cour, 1829) دورة نوزایی فرانسه را با رنگهای زننده تصویر کرد؛ «ناپلئون بناپارت» (Napoléon Bonaparte, 1831) به سهم خود در افسانهای کردن امپراتور درگذشته، سهم مهمی بازی کرد. و «آنتونی» (Antony, 1831) نمایشی معاصر از فحشا و شرافت را به نمایش گذاشت.دوما اگرچه به نوشتن نمایشنامه ادامه داد، بعدها، توجهش متوجه رمان تاریخی شد که اغلب با همکارانش (بهویژه اگوست ماکه) کار میکرد.«سه تفنگدار» (Les Trois Mousquetaires, 1844)، رمانسی دربارة چهار قهرمان ماجراجو در زمان کاردینال ریشلیو؛ «پس از بیست سال» (Vingt Ans après, 1845)؛ «کنتمونتهکریستو» (Le Comte de Monte- Cristo, 1844-45)؛ «ده سال بعد یا ویکنت براژلون» (Dix Ans plus tard ou le Vicomte de Bragelonne, 1848-50)؛ و «لالة سیاه» (La Tulipe noire, 1850) مشهورترین آثار دوما هستند. خاطرات او، که با ترکیبی از صداقت و کذب و خودستایی نوشته شده است، حوادث زندگی غیرمعمول وی را شرح میدهد و همچنین بینش منحصربهفردی را در زندگی ادبی فرانسه، طی دورة رمانتیک فراهم میکند.
(ت. 20 جولای 1934، سوئیت هوم، آرکانزاس، امریکا- و. 23 می1968، نیویورک) شاعر و داستاننویس دورگة امریکایی- افریقایی که دربارة برخورد بین فرهنگهای سیاه و سفید نوشته است.دوما در آرکانزاس و محله هارلم نیویورک پرورش یافت. در نیروی هوایی امریکا (1953-1957) جوایز نوشتههای خلاّق را برای آثارش در نشریات ادواری نیروی هوایی کسب کرد. مذهب (بهویژه مسیحیت)، فرهنگ عامّه امریکایی- افریقایی، موسیقی و نهضت حقوق مدنی- که او در این موارد فعال بود- تأثیرات مهمی بر روی نوشتههای وی داشتند.آسیبپذیری اطفال سیاهپوست در میان سفیدپوستان دارای ذهنیت مجازات کردن بدون محاکمة سیاهپوستان در جنوب، مزرعهدار جوانی که با یک کارگر از هواداران حقوق مدنی سیاهان مواجه میشود و سفیدپوستانی که قدرت جادویی موسیقی سیاهان را تجربه میکنند، از موضوعاتی هستند که دوما در داستانهای کوتاه خود بررسی کرده است؛ داستانهایی که بیشتر آنها در «تابوت استخوانها» (Ark of Bones, 1970) و «طناب باد» (Rope of Wind, 1979) گردآوری شده است. طبیعت، سیاست انقلابی و موسیقی موضوعات پربسامد شعر او هستند که بهعلت وفاداری به زبان و آهنگ و مکالمه امریکاییهای سیاهپوست مشهور است. «شعر برای مردمم» (Poetry for My People, 1970/ در 1974 تحت عنوان «بازی آبنوس، بازی عاج» (Play Ebony,Play Ivory, 1979) تجدید چاپ شد)، مجموعهای از اشعار پرتأثیر او هستند. هنگامیکه دوما به قتل رسید، اثر منتشر نشدهای به نام «یونس و سنگسبز» (Jonoah and the Green Stone) از خود بهجای گذاشت که در 1976 منتشر شد.
با نام خانوادگی همسرش لیدی دافنه براونینگ (ت. 13 می 1907، لندن، انگلستان- و. 19 آوریل 1989، پَر، کورنوال) رماننویس و نمایشنامهنگار انگلیسی، دختر بازیگردان مشهور سر جرالد دوموریه و نوة کاریکاتوریست جرج دوموریه، که برای نوشتن رمان «ربکا» (Rebecca, 1938/ فیلم آن در 1940) مشهور است.اولین رمان دوموریه یعنی «روح مهربان» (The Loving Spirit, 1931)، که موفقیت بسیاری بههمراه داشت، داستانهای رمانتیکی بود که صحنههای آن در سواحل وحشی کورنوال جریان دارد، جاییکه به دنیا آمده بود. او همچنین داستان تاریخی، چند نمایشنامه، و راهنمای سفر با نام «نابودی کورنوال» (Vanishing Cornwall, 1967 ) را نوشت. دو موریه در 1969 به فرمان امپراتوری بریتانیا به لقب بانو کامَندر دست یافت. او در 1977 زندگینامه خودنگاشتی با نام «دردهای رسش» (Growing Pains)؛ مجموعة «قرار ملاقات و داستانهای دیگر» (The Rendezvous and Other Stories) در 1980؛ و یک تذکرة ادبی بهنام «یادداشتهای ربکا و خاطرات دیگر» (The Rebecca Notebook and other Memories) را در 1981 انتشار داد.
(لویی پالملابوسون) (ت. 6 مارس 1834، پاریس، فرانسه- و. 6 اکتبر 1896، لندن، انگلستان) کاریکاتوریست بریتانیایی که تصاویر او برای نشریة Punch تفاسیر محکمی از نمایشهای دورة ویکتوریایی بودند. او همچنین سه رمان موفق نوشته است.کودکی شاد دوموریه در پاسی فرانسه، در داستان «پیتر ایبتسون» (Peter Ibbetson, 1891) بازآفرینی شده است؛ زندگی دانشجویی پرنشاط و تمامعیار او در ناحیة لاتن پاریس در «کلاهشاپو» (Trilby, 1894) منعکس شده است. در «مریخی» (Martian, 1897) واقعهای غمانگیز مربوط به تجربة شخصی او در از دست دادن بینایی یک چشمش تصویر شده است. بدشانسی او را مجبور کرد که نقاشی را بهرغم علاقة زیادش به آن رها کند. او در 1860 به لندن نقل مکان کرد؛ جاییکه طرّاحی ماهرانه و شخصیت دوستداشتنیاش موجب موفقیت سریع او شد. کاریکاتورهای او با طنز ملایم عمدتاً طبقة نوکیسه و همچنین آدمهای هنردوستی را،که اسکار وایلد آنها را هدایت میکند، آماج ریشخند قرار میدهد. تصاویر کتاب او و نقاشیها و تصویرگریهای او برای مجلاتی مثل Once a Week و The Leisure Hour بهعنوان بهترین اثر او محسوب میشوند. دفنی دوموریه، نوه او، اثری به نام «جرج دو موریة جوان: منتخبی از نامههای او، 1867-1860» (The Young George du Maurier:A Selection of His Letters,1860-1867) را در 1951 ویرایش و منتشر کرد.
نمایشنامهای در یک پرده از هرلد پینتر، که در 1959 اجرا و در 1960 منتشر شد. این اثر احساس دردسرهای ناخوشایند کمدی را طرحریزی کرده که در نمایشنامههای آغازین پینتر، زیاد به چشم میخورد.بالابر غذا نمایشنامهای با دو شخصیت است که در زیرزمین خانهای قدیمی با اتاقهای اجارهای اتفاق میافتد که با یک بالابر غذا و یک آیفون، به اتاقهای طبقة بالا متّصل میشود. بن و گاس گفتوگوی کوتاهی میکنند و منتظر میمانند. معلوم میشود که آنها آدمکشهای اجیرشدهاند که منتظر قربانی خود هستند، اما هویت [قربانی] هنوز مشخص نشده است. آسانسور غذا بالا میرود و پایین میآید و یادداشتهایی برای سفارش غذا حمل میکند که دو مرد، امکان تهیة آنها را ندارند. بن و گاس نقشة قتلی را که قرار است مرتکب شوند مرور میکنند. گاس اتاق را ترک میکند. آیفون به صدا در میآید و به بن دستور داده میشود که به اولین فردی که وارد اتاق میشود، شلیک کند. او با آیفون به گاس میگوید که دستور صادر شده است. بن اسلحة خود را روبهروی در میگیرد و آماده شلیک میشود و در این لحظه، گاس وارد اتاق میشود. دو مرد با وحشت به یکدیگر خیره میشوند.
لیبرات نیز نوشته میشود و آل آبراد یا آدونینا هالِوی نیز نامیده میشود (ت. حدود 920- و. حدود 990، قرطبه) شاعر، دستوردان و جَدَلی یهودی که برای نخستینبار اوزان عربی را در شعر خود بهکار گرفت و ازاینرو شیوة جدیدی را در شعر عبری آغاز کرد. دوناش در فس (اکنون در مغرب) یا بغداد (اکنون در عراق) متولد شد. بعد از مسافرت به صورا، بابل، زیر نظر سعدیا بن یوسف، استاد معروف یهودی، تحصیل کرد. وی در آنجا نخستین اشعار خود را در اوزان عربی سرود و نوآوری وی سعدیا را متحیّر کرد. دوناش پس از مدّتی به قرطبه در اسپانیای مغرب مهاجرت کرد. در آنجا یک دوره نوزایی فرهنگ یهودی را تحت حمایت یک دولتمرد و مشاور یهودی خلیفه به نام هیسدای بن شپروت (حدود 915-975) تجربه کرد. درحالیکه در قرطبه بود، درگیر موضوعات مربوط به زبانشناسی شد. نقد او از مِناهم بن سَروق، مؤلّف نخستین فرهنگ لغت عبری، منجر به پژوهشی نو در دستور زبان عبری شد.
(ت. 25 ژوئن 1872، دیتون، اوهایو، ایالات متحده- و. 9 فوریه 1906، دیتون) نویسنده امریکایی که بهواسطه شعرها و داستانهای کوتاهش با گویش سیاهپوستان مشهور است. او نخستین نویسنده سیاهپوست امریکایی بود که کوشید با کار نوشتن، هزینه زندگیاش را تأمین کند و یکی از نخستین چهرههای مشهور ملی بود.پدر و مادر دانبار هر دو پیش از آزادی بردگان، برده بودند؛ پدرش به کانادا گریخته بود و بعداً برای جنگیدن در جنگ داخلی، به ایالات متحده برگشته بود. دانبار نخستین کتاب شعرش با عنوان «بلوط و عشقه» (Oak and Ivy, 1893) را با هزینه خودش منتشر کرد و درحالیکه بهعنوان آسانسورچی کار میکرد، نسخههای کتابش را خودش به مردم میفروخت تا هزینه چاپ را پرداخت کند. دومین کتابش با عنوان «بالادستان و پاییندستان» (Majors and Minors, 1895) نظر مساعد رماننویسان و ویلیام دین هاوئلز منتقد را جلب کرد. دین هاوئلز مقدمهای بر کتاب بعدی دانبار با عنوان«وجوه غنایی زندگی فقیرانه» (Lyrics of Lowly Life, 1896) نوشت که دربرگیرنده برخی از زیباترین اشعار دو کتاب اول شعر وی بهتر بود. شعرهای دانبار در میان مردم، مخاطبان زیادی بهدست آورد و خودش نیز شعرهایش را در ایالات متحده و در انگلستان برای مردم دکلمه میکرد. در کتابخانه کنگره در واشنگتن کاری به او در قرائتخانه دادند (98-1897). در مجموع، او پیش از مرگ زودرسش، چهار مجموعه شعر و چهار رمان منتشر کرد.دانبار، که برای خوانندگان پرشماری از سفیدپوستان مینوشت، شرایط زندگی پیش از جنگ داخلی را با لحن و گویشی روستایی به تصویر میکشید. تنها در تعداد کمی از داستانهای متأخرش، نشانههایی از غلیان تند احساسات ظاهر شد. شخصیتهای اصلی سه داستان نخستین- از جمله «ناخوانده» (TheUncalled, 1898) که مسائل روحی خودش را بازتاب میدهد- سفیدپوست بودند. آخرین رمانش، که گاهی بهترین رمان او شمرده میشود، «رقابت خدایان» (The Sport of the Gods, 1902) نام دارد؛ این رمان دربارة خانواده سیاهپوست بیخانمانی است که در جامعه شهری شمال امریکا زندگی میکند.
(ت. 65/1460، اسکاتلند- و. قبل از 1530) شاعر اسکاتلندی در دربار جیمز پنجم که چهرة اصلی یا در واقع بهمنزلة چاسر اسکاتلند در عصر طلایی شعر اسکاتلندی محسوب میشود.دانبار احتمالاً از خانوادة اشراف کوچک دانبار و مارچ بود که مدرک کارشناسی علوم انسانی خود را از سنت اندروز در 1479 دریافت کرد. اعتقاد بر این است که او فرانسیسکنی نوکیش بود که در خدمت پادشاه به انگلیس و فرانسه مسافرت کرد. او در 1501 در انگلستان بود که احتمالاً مربوط میشد به ترتیب دادن ازدواج جیمز پنجم با مارگرت تودور، که در 1503 اتفاق افتاد. در 1500 از طرف پادشاه مقرری 10 پوندی برای او تعیین شد. حوالی 1504 به مرتبة کشیشی رسید و در 1510 به نشان تقدیر دربار، مقرری 80 پوندی برایش تعیین شد. پس از مرگ پادشاه در نبرد فلادن (1513)، سرانجام دانبار چنانکه در شعرش بارها درخواست کرده بود، تیول سلطنتی گرفت و بعد از 1513 از مقرری وی مطلبی ثبت نشده است.غیر از چند استثنا، بیش از 100 شعر کوتاه به دانبار منسوب است و ملهم از حالات شخصی و حوادث درباری هستند. این قطعات از طنزهای زمخت تا سرودهای سرشار از جذبه دینی را دربر میگیرد. ازجمله آثار بلندتر او، «تارژ طلایی» (The Goldyn Targe) است که قطعات چاسری درباری نیز نامیده میشود. «خارخسک و گل سرخ» (The Thrisill and the Rois) ترانههای عروسی است که برای گرامیداشت ازدواج جیمز پنجم و مارگرت تودور سروده شده است.«رجزخوانی دانبار و کندی» (The Flything of Dunbar and Kennedie)، در سبکی کاملاً متفاوت، نمایش ماهرانهای در نکوهش رقیب حرفهای دانبار، والتر کندی، است. مشهورترین و تکاندهندهترین طنز دانبار «رسالة دو زن متأهل و یک بیوه» (Tretis of Tua Mariit Wemen and the Wedo) است که شعری از نوع همگونی آوایی است.دانبار در سرودن طنز، سرود، اخلاقیات و کمدی مستهجن، مدح، مرثیه و هجو چیرهدست بود. واژگان شعری او به چندین سطح تقسیم میشود و به ملاحظه بهرهگیری از طنز آزادانه از سطحی به سطح دیگر منتقل میشود. نوشتههای او با صراحت نامتعارف و شوخطبعی و بهکارگیری ماهرانة درونمایهها و قالبهای کهن و تخیّل و اصالت همراه است.
ناماصلی کامل او الیس روت مور (ت. 19 جولای 1875، نیواورلیئنزِ لوئیزیانا، ایالات متحده- و. 18 سپتامبر 1935، فیلادلفیا) بانوی داستاننویس، شاعرمقالهنویس و منتقدی که با دورة نخست نهضت نوزایی هارلم در دهههای 1920 و 1930 پیوند داشته است.او دختر یک مرد ملوان کریولی و یک زن سیاهپوست خیاط بود. مور در 17 سالگی دورة دوساله تربیت معلم را در دانشگاه استریت گذراند. بعد در دانشگاه کرنل، مدرسه هنر صنعت پنسیلوانیا و دانشگاه پنسیلوانیا تحصیل کرد و تا 1931 به شغل تدریس در دورة ابتدایی، متوسطه و کالج مشغول بود.نخستین مجموعه قصهها، شعرها و مقالاتش یعنی «بنفشه و سایر قصهها» (Violets,and Other Tales) در 1895 منتشر شد. بعداً به نیویورک مهاجرت کرد. در آنجا به تدریس مشغول شد و در تأسیس هیئت رُز سفید هارلم همکاری کرد. در 1898 با پل لورنس دانبار نویسنده ازدواج کرد.مجموعه داستان کوتاه او با عنوان «خوبی سنت راک و سایر داستانها» (The Goodness of St. Rocque,and Other Stories) بهعنوان تکلمهای برای اثر همسرش با عنوان «شعرهای خانه و دشت» (Poemsof Cabin and Field) در 1899 به چاپ رسید. بعد از آنکه در 1902 از شوهرش دانبار جدا شد، به دلاور مهاجرت کرد. شوهرش چهار سال بعد فوت کرد و او در 1910 با معلمی که همکارش بود ازدواج کرد؛ سال بعد از او جدا شد و در 1916 با رابرت نلسونِ روزنامهنگار ازدواج کرد.دانبار نلسون گرچه بهواسطه آثار خودش از چهرههای بزرگ نوزایی هارلم محسوب نمیشود، اما نه تنها با سبک ادبی دقیق و نافذش، بلکه با نوشتههای مربوط به نقد کتاب دربارة کارهای نویسندگانی چون لنگستون هیوز روی دیگر نویسندگان سیاهپوست تأثیر زیادی گذاشت.
ناماصلی او ادوارد هاوئرد دانکن،نام رایج او رابرت ادوارد سیمز (ت. 7 ژانویه 1919، اوکلند، کالیفرنیا، امریکا- و. 3 فوریه 1988، سن فرانسیسکو، کالیفرنیا) شاعر امریکایی و رئیس گروه شاعران بلک ماونتین در دهة 1950.دانکن از 1936 تا 1938 و 1948 تا 1950 در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی تحصیل کرد. او از 1938 تا 1940 سردبیر مجلة Experimental Review بود و پس از آن، سفرهای متعددی داشت و از دهة 1950 به تدریس شعر در ایالات متحده و کانادا پرداخت. وی در 1956 در کالج بلک ماونتین در کارولینای شمالی تدریس کرد؛ همچنین زمان طولانی در سن فرانسیسکو مقیم بود و در انجمن شعر آن شهر فعالیت داشت.اشعار دانکن پرنشاط و بسیار موزون است. او ایماژهای سرشار از تداعی و مفاهیم اسطوره را بهکار میبرد که گاهیاوقات معنای آنها مبهم است. دلمشغولیهای موضوعی اشعار وی، دربرگیرندة بیانیههای پرشور سیاسی و اجتماعی است. مجموعههای او «سالها بهمثابة صیدها، نخستین اشعار، 1946-1939» (The Years as Catches, First Poems, 1939-1946, 1966) و «ریشهها، اشعار برگزیده، 1956-1950» (Derivations, Selected Poems, 1950-56, 1968) نام دارند. «گشایش مزرعه» (The Opening of the Field, 1960)، «ریشهها و شاخهها» (Roots and Branches, 1964)، «کمانکشی» (Bending the Bow, 1968) و «کار بزرگ» (Ground Work, 1984) دربردارندة بهترین اشعار او هستند. او همچنین نمایشنامههایی نوشته است که «مِدئا در کولچیز» (Medea at Kolchis, 1965) یکی از آنها است.
(فردریک هنری) (ت. 6 آگوست 1914، سالزبری، رودزیا [اکنون هراره، زیمبابوه]- و. 3 ژوئن 1982، بارنستپل، دِوون، انگلستان) نمایشنامهنویس، شاعر و ادیب بریتانیایی که نمایشنامههای منظوم او بیانگر تعارض بین ایمان مذهبی سنتی و مادّیگری و شکگرایی عصر مدرن است. دانکن در آثار ادبی خویش، از علایق اولیه در سوسیالیسم به بیان اعتقادات مسیحی و آئین بودایی رسید. نمایشنامههای او «این راه به گور ختم میشود» (This Way to the Tomb, 1946)، «استرتون» (Stratton, 1949)، «سستی بانویِ ما» (Our Lady's Tumbler, 1951)، «دُن ژوئان» (Don Juan, 1953)، «مرگ شیطان» (The Death of Satan, 1954) و «عامل شتاب» (The Catalyst, 1958) نام دارند. «مجموعه نمایشنامهها»ی (Cllected Plays) او در 1971 منتشر شد. دانکن همچنین نمایشنامه تلویزیونی؛ شعر؛ داستان کوتاه؛ رمان؛ و آثار غیرداستانی بسیاری مثل سه جلد زندگینامة خودنگاشت با نامهای «همة مردان جزیرهای هستند» (All Men Are Islands, 1964)، «چگونه دشمن بسازیم» (How to Make Enemies, 1968) و «دلمشغولی» (Obsessed, 1975)؛ «دانشنامهجهالت» (The Encyclopaedia of Ignorance, 1977) در دو مجلد؛ و «خاطرات بنجمین بریتن» (A Memoir of Benjamin Britten, 1981) نوشت. او اُپرانامهای برای اُپرای «تباهی لوکرتیا»ی (The Rape of Lucretia, 1946) بنجمین بریتن نوشت و در 1955 مؤسسة تئاتر انگلیسی را بنیاد نهاد. وی مجلة ادبی Townsman را منتشر کرد و دبیر شعر آن مجله بود که از 1938 تا 1946 منتشر میشد.
منظومهای از الگزندر پوپ، که در 1728 بدون نام در سه کتاب منتشر شد. این شعر، که عمدتاً در قالب پنجرکنی ضربْانجام نوشته شده، شاهکاری از شعر پهلوانپنبهای است. پس از آنکه پوپ آثار ویلیام شکسپیر را مطابق ذائقه قرن هجدهم بازنویسی کرد، محققی به نام لوئیس تیوبُلد در «احیای شکسپیر» (Shakespeare Restored, 1726) کار او را نقد کرد. پوپ با نوشتن نخستین اثر از کتابهای چهارگانة دانسیاد، قهرمان ویژهای به نام تیبُلد را در آن مطرح کرد که پسر محبوب الاهة ابلهی و نماد رواج فضلفروشی است. بااینحال این اثر چیزی بیش از انتقامجویی یک آدم متعصب است، زیرا اشعار پوپ سلیس، تیزبینانه و سرشار از شور است. منظومة پوپ در 1729 با عنوان The Dunciad Variorum تجدید چاپ شد. اثر تجدید چاپ شده شامل زیرنویسهای مشتبه، ضمائم، غلطهای چاپی و پیشگفتاری بود که گویی خود نیز بهدست یک فضلفروش بیهنر افتاده است. هر دو نسخه بدون نام منتشر شد و پوپ تا 1735 به اشکالات اثر اقرار نکرد. اما اکنون او یک قربانی جدید داشت: شاعری به نام کولی سیبر، که بهعنوان قهرمان مشکوک سه کتاب نخست باززایی شد و قسمت چهارم را به آن افزود و با عنوان «دانسیاد نو» (The New Dunciad) در 1742 منتشر کرد. نسخة نهایی اثر با عنوان «دانسیاد در چهار کتاب» (The Dunciad in Four Books) در 1743 منتشر شد.
(ایگلشم) (ت. 23 اکتبر 1942، اینچینان، رنفروشر، اسکاتلند) نویسنده و منتقد اسکاتلندی، که برای آن بخش از اشعارش که زندگی طبقة کارگر بریتانیا را مطرح می کند، معروف شده است. دان در 17 سالگی ترک تحصیل کرد تا دستیار جزء کتابخانه شود. او قبل از اینکه تحصیلات عالی خود را در دانشگاه هال انگلستان تکمیل کند، در کتابخانههای بریتانیا و ایالات متحده امریکا مشغول بهکار بود. او تا 1971 بهعنوان کمک کتابدار در دانشگاه مشغول بود و پس از آن، این شغل را برای دنبال کردن نویسندگی رها کرد.نخستین کتاب شعر دان «خیابان تری» (Terry Street, 1969) است که بهعلت توصیف طبقة کارگر شهر هال، بسیار مورد تمجید قرار گرفته است. منتقدان وی را برای هزل صریح و تواناییاش در ثبت دقیق و به دور از احساسات و شرایط ناخوشایند ستودهاند. «مرداب» (Backwaters) و «شب» (Night) (هر دو 1971)، «زندگی شادمانتر» (The Happier Life, 1972)، «یا عشق یا هیچچیز» (Loveor Nothing, 1974) به میزانی که از آنها استقبال شد، خوب نبود. «بربرها» (Barbarians, 1979) اثری کاملاً سیاسی است که به حاکمیت طبقة ثروتمند و روشنفکران آکسبریج حمله میکند، درحالیکه فرهنگ طبقة کارگر (بربرها) را بهعنوان فرهنگی استوار میستاید. اگرچه بیشتر منتقدان عموماً این اثر او را تحسین کردهاند، اما آنها بیشتر «مجلس سنت کیلدا» (St. Kilda's Parliament, 1981) را ستایش کردهاند که نشانگر مهارت او در شعر سفید و برخوردش با مضامین اسکاتلندی است. «عاشق اروپا» (Europa's Lover, 1982) شعری طولانی است که بهترین ارزشهای اروپایی را تحسین کرده است. «مرثیهها»ی (Elegies, 1985) دان شامل اشعاری تأثرآمیز و قوی دربارة مرگ نخستین همسرش در 1981 است. «روشنی شمال» (Northlight, 1988)، بازگشت او به موضوعات اجتماعی را نشان میدهد. دان، علاوه بر چندین نمایشنامة رادیو- تلویزیونی، مجموعه داستان کوتاهی با عنوان «دهکدههای مرموز» (Secret Villages, 1985) منتشر و برخی گلچینهای ادبی را ویرایش کرده است.
(ت. 10 جولای 1867، شیکاگو، ایلینویز امریکا- و. 24 آوریل 1936، نیویورک) روزنامهنگار و طنزنویس امریکایی که خالق شخصیتی به نام آقای دولی، فیلسوف بیشیلهپیله، بود.دان از والدین مهاجر ایرلندی به دنیا آمد. در 1884 با گزارشهای سیاسی و نوشتار سردبیر، شروع بهکار با روزنامههای متعدد شیکاگو کرد. او در 1892 شروع به نوشتن داستان کوتاه با لهجههای ایرلندی برای مجلّة Chicago Evening Post کرد و پنج سال بعد همین کار را با مجلّة Chicago Journal ادامه داد. او در این داستانها یک میخانهدار به نام مارتین دولی را به عالم ادبیات معرفی کرد که با لهجة غلیظ ایرلندی دربارة سیاست و مسایل جامعه بحث میکند. نفوذ ریشخندآمیز دان به دغلبازی و ریاکاری، دولی را به یک نیروی برانگیزنده برای فکر روشن و تساهل در امور عمومی تبدیل کرد. بسیاری از اظهارنظرهای آقای دولی، مثل «به همه اعتماد کن، اما از ترسوها ببر»، قسمتی از دانش عامة امریکاست. دان بیش از 700 مقاله دربارة لهجهها نوشت که در 8 جلد از 1898 تا 1919 تجدید چاپ شد.
(ت. 25 می 1932، هارتفورد، کانتیکات امریکا) نویسندة امریکایی که بهسبب پرداختن به مضامین طنز اجتماعی، تحلیل شخصی و زندگی ایرلندی- امریکایی در آثارش معروف است. دان پس از فراغت از دانشگاه پرینستون، مدت کوتاهی در ارتش خدمت کرد و نویسندة ستاد ارتش در مجلة Time در نیویورکسیتی شد. وی در 1964 با جون دیدیون رماننویس ازدواج و به کالیفرنیا نقل مکان کرد و در آنجا فیلمنامههایی را نوشت و با مجلات فراوانی همکاری کرد که برخی از آنها شامل ستون مشترکی بود که با همسرش در Saturday Evening Post (69-1967) مینوشت.نخستین اثر دان «دلانو: داستان اعتصاب انگور در کالیفرنیا» (Delano: The Story of the California Grape Strike, 1967/ تجدید چاپ با ویرایش، 1961) است که موضوعات اجتماعی و کارگری را دربارة اعتصاب انگورچینان در میانة دهة 1960 تشریح میکند. «استودیو» (The Studio, 1969) توصیفی از صنعت تصویر متحرک بهدست میدهد. «وگاس: خاطرهای از فصل تاریک» (Vegas: A Memoir of Dark Season, 1979) آشفتگی عصبی راوی را در یک داستان درباره سه تن از ساکنان لاسوگاس توصیف میکند. دان در رمانهای سهگانة بیپردﮤ خود، جوامع ایرلندی- امریکایی را توصیف میکند. این رمانها «اعتراف واقعی» (True Confessions, 1977)، «داچ شی، کهتر» (Dutch Shea, Jr., 1982) و «سفید سرخ و آبی» (The Red White and Blue, 1987) نام دارند. دیگر آثار او زندگینامة خودنگاشتی با نام «چنگ» (Harp, 1988) و دو مجموعه مقالة «کوئینتانا و دوستان» (Quintana & Friends, 1978) و «لالاییها» (Crooning, 1990) هستند.
(ت. 24 جولای 1878، لندن، انگلستان- و. 25 اکتبر 1957، دابلین، ایرلند) درامنویس و قصّهگوی ایرلندی که دارای تخیلی غنی بود.دانسینی در ایتون و سَندهرست تحصیل و در جنگ افریقای جنوبی (بوئر) و جنگ جهانی اول شرکت کرد. نخستین آثار او مجموعه داستانی کوتاه با نام «خدایان پگانا» (The Gods of Pegana, 1905) و دو نمایشنامة «دروازة درخشان» (Glittering Gate/ اجرا شده در 1909) و «خدایان کوه» (The Gods of Mountain/ اجرا شده در 1911) بودند. دانسینی در این آثار، همچنانکه در بیش از 50 نمایشنامة منظوم، رمان، داستان کوتاه و خاطراتش، به اکتشاف ملکوت اسرارآمیز پریان و الاهگان در نثر متنوع و غنی خود پرداخت. او همچنین عنصر شاﺧﺻﮥ وضعیت ترسناک را ارائه داده است. زندگینامة خودنگاشت او با عنوان «تکهای از اشعة آفتاب» (Patches of Sunlight) در 1938 منتشر شده است.
[از واژﮤ لاتین duo به معنی دو + واژﮤ انگلیسی louge- (مثل دیالوگ)] 1- گفتوگوی میان دو نفر. 2- یک قطعة نمایشی یا موزون برای دو مشارکتکننده در یک گفتوگو.
شخصیت داستانی، کارآگاهی که در سه داستان از ادگار الن پو حضور دارد. دوپن الگوی اصیل یک کارآگاه در ادبیات است.دوپن، که از روی فرانسوئا-اوژن ویدوکِ شرور، مجرم سابق و بنیادگذار و رئیس کارآگاهان پلیس فرانسه (سازمان سورتی) الگوبرداری شده، یکی از جنتلمنهای مرفّه پاریس است که برای سرگرمی خود به «تجزیه و تحلیل» جنایتها میپردازد تا در کشف جنایات به پلیس کمک کند. دوپن در داستانهای کوتاه عامهپسند «قاتلان درخیابان مورگه» (The Murdersin the Rue Morgue) و «نامة سرقتشده» (The Purloined Letter)و اثر کمتر موفق «راز ماری روگه» (TheMystery of Marie Rogot) به مانند شاعری آماتور و خلوتگزیده تصویر میشود که ترجیح میدهد شب، زیر نور شمع کار کند و پیپ بکشد و این، شبکاری شرلوک هولمز را بهیاد میآورد. همانند هولمز، دوپن را نیز دستیاری کندذهن همراهی میکند، اما دستیار دوپن، برخلاف دکتر واتسن، یک راوی بینام باقی میماند.
(ت. 14 اکتبر 1793، مادرید، اسپانیا- و. 1 دسامبر 1862، مادرید) منتقد ادبی، کتابشناس، کتابدار، نویسنده و ویراستار اسپانیایی که یکی از مخالفان نئوکلاسیسیسم و نظریهپرداز اصلی رمانتیسیسم اسپانیایی بود.دوران ابتدا به حوزة (محل تربیت کشیش) در برگارا فرستاده شد، سپس در دانشگاه سویل تحصیل کرد و در والادولید به منصب وکالت رسید. او از 1821 تا 1823 منصبی را در گروه آموزشی در مادرید پذیرفت، اما بهعلت گرایشهای سیاسیاش عزل شد. در 1834 دبیر هیئت سانسور مطبوعات شد و اندکی پس از آن، به سِمتی در کتابخانة ملّی مادرید منصوب شد. وی در طی انقلاب 1840 از این مقام عزل شد و در 1843 دوباره به همان منصب منصوب شد.شاید مشهورترین قطعة انتقادی دوران، سخنرانی دانشگاهی با عنوان «دربارﮤ تأثیر نقد مدرن بر زوال تئاتر کهن اسپانیا» (Sobre el influjo que ha tenido la cŕitica moderna en la decadencia del teatro antiguo español, 1828) باشد که در آن گفته است جنبة شعری درام کلاسیک و قرون وسطایی اسپانیا، در قیاس با درام کلاسیک یونان و فرانسه، که بهخاطر تقید به قواعد ستوده شدهاند، غنیتر است. دوران در طی سالهای 1828 و 1832 دو مجموعه از بالادهای خود را تصنیف و ویرایش کرد: «مجموعة بالادهای کهن» (Colección de romances antiguos) و «مجموعه بالادهای کاستیل پیش از قرن هجدهم» (Colección de romances castellanas anteriores al siglo XVIII)، که بیشتر به «بالاد دوران» (RomancerodeDūran) یا «بالاد بهطور کلی» (Romancerogeneral) معروف است. وی همچنین در احیای درامهایی از درامنویسان اسپانیایی همچون تیرسو دِ مولینا و لوپه دِ وگا نقش داشته است.
(ت. 1722، کاتاپرتا، برزیل- و. 24 ژانویه 1784، لیسبون) شاعر حماسی برزیل که بیشتر با شعر بلند خود «کارامورو» (Caramūru)، که روایتی تخیلی از کشف منطقه باهیا (شمال شرق برزیل) است، معروف شده است. دوراون در بهکارگیری موضوع سرخپوستان جنوب امریکا بهصورت مضمونی ادبی پیشگام است.دوراون در کالج ژسوئیت در ریودوژانیر و دانشگاه کوئیمبرا در پرتغال تحصیل کرد. در 1758 به مدرسة مذهبی گراتیان از فرقة سنت آگوستین وارد شد. او بهعلت بیان صریح در حمایت از یسوعیان، در 1759 از پرتغال و همچنین برزیل اخراج و مجبور به ترک وطن شد. او پس از بازداشت در اسپانیا به جرم جاسوسی، به روم رفت و در سمت کتابدار پاپ خدمت کرد. وی در 1778 به پرتغال بازگشت و به صومعة گراتیان پیوست و رئیس آنجا شد.دوراون در 1781 در لیسبون حماسةاش «کارامورو: شعر حماسی کشف باهیا» (Caramúru: Poema épico do descubrimento da Bahia) را سرود که در 10 بند است. کارامورو («اژدهای دریا») نامی است که سرخپوستان به کاشف پرتغالی دیوگو آلواریش داده بودند. این شعر بهدلیل توصیفهایی که از چشمانداز امریکای جنوبی و زندگی سرخپوستان و همچنین عشقی که نسبت به سرزمین برزیل توصیف میکند، برجسته است. دوراون، که ناکامی آنی تلخکامش کرده بود، بیشتر آثارش را سوزاند.
ناممستعار مارگریت دونادیو (ت. 4 آوریل 1914، گیادینه، کوچینچینا [ویتنام]) داستاننویس، فیلمنامهنویس، سناریست، نمایشنامهنویس، و کارگردان فرانسوی، که شهرت جهانی او برای فیلمنامههای «هیروشیما، عشق من» (Hiroshima mon amour, 1959) و «آوای هند» (India Song/ نمایشنامه، 1973 و فیلمنامه، 1975) است. دوراس بیشتر دوران کودکی خود را در هندوچین سپری کرد، اما در 17 سالگی برای تحصیل در دانشگاه سوربون پاریس به فرانسه رفت. او نویسندگی را در 1942 آغاز کرد. «سدی بر اقیانوسآرام» (Un Barrage contre le Pacifique, 1950) سومین داستان و اولین موفقیت او بود که به یک خانوادة فقیر فرانسوی در هندوچین میپردازد. این داستان انعکاس داستانهای ارسکین کالدول و جان اشتاینبک است که در آن زمان در فرانسه محبوبیت داشتند. موفقیتهای بعدی او یعنی«ملوان جبلالطارق»، (Le Marin de Gibraltar, 1952) و «نوای نرم» (Moderato cantabile, 1958)، بیشتر شاعرانه و پیچیده بود و جای زیادی به گفتوشنود داده بود. او دیالوگهای فیلمنامه اصلی فیلم تحسینشدﮤ «هیروشیما، عشق من» اثر الن رنه را نوشت و در دهة بعد نیز چند فیلمنامه دیگر نوشت، که بعضی از آنها اقتباسی از کارهای خودش بود.آثار دوراس بهتدریج به سمت تقلیلگرایی و انتزاع رفت. داستانهای مهم او شامل «بعدازظهر آقای آندهما» (L’Après-midi de Monsieur Andesmas, 1962)، «شیفتگی لول اشتاین» (Le Ravissement de Lol V. Stein, 1964)، «آن زن میگوید ویران کن» (Détruire, ditelle, 1969)، «عشق» (L’Amour, 1971)، و «عاشق» (L’Amant, 1984/ فیلم 1992) بود. رمان بعدی او «باران تابستانی» (La Pluie d’été, 1990) بود. مجموعهای از نمایشهای او شامل «آثار نمایشیI» (Théâtre I, 1965)، «آثار نمایشی II» (Théâtre II, 1968) و «آثار نمایشی III» (Théâtre III, 1984) میشود.
شخصیت داستانی، شخصیت اصلی رمان تامس هاردی با عنوان «تس دوربرویل» (TessoftheD’Urbervilles). تس دختر جوان معصومی است که وقتی تبار اشرافی خانواده خود را کشف میکند،زندگیاش بهطرز شگفتانگیزی تغییر میکند و با همسایة خود، که نام اشرافی خانوادة آنها را دارد، وارد رابطه میشود.
(ت. 1653، اکستر، دِوون، انگلستان- و. 4 فوریه 1723، لندن) درامنویس، طنزنویس و ترانهسرای انگلیسی که نمایشنامههای او، بهسبب برخوردار بودن از طنزی ملایم، در زمان خود، بسیار مورد پسند مردم بودند. کمدیهای او با طرحهای پیچیده و گفتوگوهای زندهشان تا حدودی آغازگر مسیری هستند که کمدی احساسی اواخر قرن هجدهم طی کرد.درفی از حمایت چارلز دوم، پادشاه انگلستان، برخوردار بود و در جایگاخ بذلهگو و آوازخوان در اوقات سرگرمی او شرکت میکرد و جیمز دوم نیز تا حدودی با احتیاط بیشتر حامی او بود. او وفاداری مذهبی و سیاسی خود را برای جلب رضایت ویلیام و مری تغییر داد و ازسوی آنها نیز حمایت شد. او 32 نمایشنامه در طی سالهای 1676 و 1688 نوشت. درفی 500 ترانه سرود که هنری پرسل روی برخی از آنها موسیقی گذاشت؛ او همچنین برای اُپرای پرسل، مؤخرهای را تحت عنوان «دیدو و آینئاس» (Dido and Aeneas) سروده است.
(سانسکریت: غیرقابل دسترس) در اساطیر هندو، یک صورت از صورتهای مختلف الههای به نام شاکتی و همسر شیوا. مشهورترین شاهکار او کشتن بوفالو-اهریمن ماهیساسورا است. مطابق افسانه، او برای این هدف، از شعلههای آتشی که از دهان برهما، ویشنو، شیوا و خدایان کماهمیتتر بیرون میآمد، ساخته شده بود. او با قامتی رشدیافته و زیبا متولد شد. با وجود این به چشم دشمنانش، ترسناک و تهدیدکننده نموده میشد. او معمولاً در نقاشی و مجسمهسازی سوار بر یک شیر (یا چیزی شبیه ببر) تصویر شده است که 8 یا 10 بازو دارد و در هر دست سلاحی خاصِ یک یا چند خدای دیگر را برای نبرد با بوفالو-اهریمن حمل میکند.
(ت. 27 فوریه 1912، جُلُندُر، هند- و. 7 نوامبر 1990، در سومیئر، فرانسه) نویسندة انگلیسی که بیشتر برای رمان چهار جلدی «ربعةاسکندریه» (The Alexandria Quartet) مشهور است.دارل بیشتر زندگیاش را خارج از انگلستان سپری کرد و با ویژگی شخصیتی انگلیسیها، همداستانی نداشت. او تا 11 سالگی در هند درس خواند و در 1935 به جزیرة کورفو نقل مکان کرد. در طول جنگ جهانی دوم، در سمت رایزن مطبوعاتی سفارت بریتانیا، در قاهره و اسکندریه خدمت کرد و بعد از جنگ، روزگارش را در یوگسلاوی، رودس، قبرس و جنوب فرانسه گذراند.دارل چندین کتاب شعر و نثر به نامهای «جاستین» (Justine, 1957)، «بالتازار» (Balthazar, 1958)، «ماونتولیو» (Mountolive, 1958)، و «کلیا» (Clea, 1960) قبل از انتشار رﺑﻌﮥ اسکندریه نوشت. چهارگانة اسکندریه زندگی شهوی یک گروه نامتعارف را، که در اسکندریه زندگی میکنند، مورد مداقه قرار داده است. این کتاب پرفروش شد و ارزش انتقادی بالایی کسب کرد.داستان بعدی دارل، کمتر مورد توجه قرار گرفت. او با کتاب «سرزمین خصوصی» (A Private Country, 1943) اولینبار بهعنوان شاعر شناخته شد. شهرتش با «شهرها، دشتها و مردم» (Cities, Plains and People, 1946)، «درخت بطالت» (The Tree of Idleness, 1953) و «شمایل» (The Ikon, 1966) تثبیت شد. «مجموعة اشعارش 1974-1931» (Collected poems, 1931-74) در 1980 منتشر شد. دارل در آثار غیرداستانیاش به نامهای «سلول پراسپرو» (Prosperoś Cell, 1945)، «تأملی برونوس دریایی» (Reflectionson aMarineVenus, 1953)، و «لیموهای تلخ» (BitterLemons, 1957)، جزایر کورفو، رودس و قبرس را شرح میدهد و بیشتر منتقدان، اشعار و آثار غیرداستانی او را پایدارترین موفقیتهای او ارزیابی میکنند.
(ت. 5 ژانویه 1921، کُنولفینگن، نزدیک برن، سوئیس- و. 14 دسامبر 1990، نوشاتل) نمایشنامهنویس، رماننویس و مقالهنویس سوئیسی که نمایشهای تراژدی کمیک او بعد از جنگ جهانی دوم در احیای تئاتر آلمانیزبان مهم بودند.دورنمات، که در زوریخ و برن تحصیل کرده بود، از 1947 نویسنده تماموقت شد. ازآنجاکه دیدگاه دورنمات به دنیا اساساً پوچی بود، به نمایشهایش شوروحال کمیک میداد. «مسائل تئاتر» (Theaterprobleme, 1955) را،که دربارﮤ تئاتر مینویسد، کشمکش اصلی در تراژدی کمدیهایش را بهعنوان تلاشهای کمیک بشری برای فرار از تقدیر تراژیک ملحوظ در شرایط انسانی توصیف میکند.فضای نمایشهایش اغلب باورنکردنی و عجیب است. اولین نمایشنامهاش با عنوان «این نوشته میشود» (Es steht geschrieben, 1947) دربارة سرکوب فرقه آناباپتیست در مونستر در 36-1534 است. در این اثر، مثل «مرد نابینا» (Der Blinde, 1948) و «رومولوس کبیر» (Romulus der Grosse, 1949) آزادیهای کمیک، با حقایق تاریخی آورده شدهاند.«ازدواج آقای میسیسیپی» (Die Ehe des Herrn Mississippi, 1952/ عنوان امریکایی آن «ابلهها در حال عبور هستند» (Fools Are Passing Through))، که یک نمایش جدی در قالب یک ملودرام قدیمی است، موجب شهرت بینالمللی و جهانی وی میشود. نمایشهای دیگر او شامل «دیدار بانوی سالخورده» (Der Besuch der alten Dame, 1956)، «فیزیکدانان» (Die physiker, 1962)، نمایشنامهای درباره اخلاق مدرن در حوزه علم، که عموماً بهترین نمایشاش محسوب میشود؛ «شهاب» (Der Meteor, 1966)؛ و «پرترة سیاره» (Porträt eines Planeten, 1970) است. علاوهبر نمایشنامه، او رمان پلیسی، نمایش رادیویی و مقالات انتقادی نوشته است. آثار او، که به آلمانی نوشته شده است، به بیش از 50 زبان ترجمه شدهاند.
(ت. 13 اکتبر 1858، ویجوانو، لومباردی، امپراتوری اطریش [اکنون در ایتالیا]- و. 21 آوریل 1924، پیتسبورگ، پنسیلوانیا، امریکا) هنرپیشة ایتالیایی که در کشورهای زیادی تحسین شد و بزرگترین نقشهای اجرا شدة او در نقش قهرمانِ زن در نمایشنامههای گابریل دانونتسیو، نمایشنامهنویس ایتالیایی، و همچنین نمایشنامهنویس نروژی، هنریک ایبسن، بود.او، که از چهار سالگی نمایش بازی میکرد، در 1894 موشکاف و دنیادیده شده بود و در آن زمان عاشق شاعر جوانی به نام گابریل دانونتسیو شد. گابریل چندین نمایشنامه برای دوزه نوشت. او استعداد زیادی داشت و عشقش به زیبایی، بُعد دیگری به نمایشنامههای او بخشیده است. دانونتسیو سرانجام رابطهاش را با دوزه گسست و داستان عشق خود را در رمانی به نام «شعلة زندگی» (Il fuoco, 1900) روایت کرد.
زندگینامة خودنگاشت زورا نیل هرستون، که در 1942 منتشر شد.این اثر، که بهعلت امتناع از توضیح تأثیرات جریان نژادپرستی یا تبعیض بحثانگیز است، با بیان وقایع کودکی نویسنده در ایتونویل آغاز میشود؛ جاییکه امریکاییان افریقاییتبار برای استقلال تلاش میکردند. آنگاه این اثر با دنیای گستردة تجارب و رشد عقلانی او در دانشگاه هاوئرد ادامه مییابد، جاییکه چارلز جانسون آثار او را کشف و دو داستان وی را منتشر میکند. برجستهترین حامیان برای او عبارتبودنداز: فنی هرست، نویسندة سفیدپوستی که هرستون منشی او بود و فرانس بواس، انسانشناسی که برای او جهت پژوهش در فرهنگ عامة سیاهان بورسیه گرفت و مشوق او بود. این تحقیق، مبنای کتاب او با عنوان «قاطرها و آدمها» (Mules and Men, 1935) قرار گرفت که داستانی پرطرفدار شد.هرستون در این اثر نگرشی شاد و سرسخت را به نمایش میگذارد. خوانندگان سفیدپوست، او را بهدلیل فراغت از مسائل نژادی میپسندند، اما منتقدان سیاهپوست این امر را نامعقول میدانند و او را به بزرگ جلوه دادن سفیدپوستان متهم میکنند. در حقیقت، ویراستاران اثر، اظهارنظرهای انتقادی در مورد مناسبات نژادی و سیاست خارجی را حذف کردهاند.
نمایشناﻣﮥ تکپردهای از امیری باراکا، که در 1964 با نام قبلی نمایشنامهنویس، لیروی جونز اجرا و منتشر شد. هلندی مواجههای تصنعی ارائه میدهد که نفرت میان سیاهپوستان و سفیدپوستان بهویژه برخوردهای سیاسی و روانی پیش روی سیاهان امریکایی را در دهة 1960 به تصویر میکشد. این نمایشنامه در 1964 جایزة اُبی را بهعنوان بهترین نمایشنامة امریکایی خارج از برودوی کسب کرد و در 1967 تبدیل به فیلم شد. نمایشنامه در متروی نیویورکسیتی اتفاق میافتد و نمایش دربارة کِلِی، جوانی سیاهپوست از طبقة متوسط، است که مسافری سفیدپوست به نام لولا به شیوهای اغواگرانه با او برخورد و او را عصبانی میکند و در نهایت او را میکشد.
نام مستعار توتیوس (ت. 21 فوریه 1877، پآرل، کِیپ کلونی، افریقای جنوبی- و. 1 جولای 1953، پرتوریا، ترانسوال) شاعر، کشیش، عالم انجیلی، و مؤلف یک پسلاتر آفریکانس (1936) که در زبان افریکانس یکی از موفقترین اشعار در نوع خود محسوب میشود.دتوی در پرتوریا، روستنبرگ و دالجوسافات و مدرسة دینی بورجس دورپ تحصیل کرد. او در زمان آغاز جنگ افریقای جنوبی (بوئر) با سمت کشیش به ارتش بوئر پیوست. وی در 1900 به دانشگاه آزاد آمستردام رفت و در 1903 از آن دانشگاه مدرک دکتری الاهیات گرفت و خدمت کشیشی را آغاز کرد. وی از 1911 در دانشگاه پوتشفستروم ترنسوال تدریس کرد.دتوی مسئول ترجمة قسمت عمدهای از انجیل به زبان آفریکانس بود که در 1932 به اتمام رسید. اشعار او شامل اشعار وطنپرستانهای با عنوان «اندوه ترکرز» (Trekkerswee, 1915) و عاشقانههایی با عنوان «گلهای ساعتی» (Passieblomme, 1934) و «شفق» (Skemering, 1948) میشود.
(ت. 21 نوامبر 1876، فُسنس، یوئا آیلند، نروژ- و. 13 سپتامبر 1939، نونسبَر) رماننویسی که به همراه کِنات هامسون و سیگری اونسِت، یکی از برجستهترین داستاننویسهای نروژ در قرن بیستم است. آثار او زبان نینورسک، زبانی مبتنی بر محاوره، را به فرازمندی ادبی رساند.دون قبل از اینکه در 26 سالگی به مدرسة تربیت کشیش وارد شود، به گاوچرانی و ماهیگیری مشغول بود. وی تا 1926 به معلمی پرداخت، آنگاه از آن شغل کنارهگیری کرد و به هولمستران در اوسلو فیور رفت تا وقت خود را صرف نوشتن کند. رمانهای فراوان او ویژگیهای روحی و روانی زندگی دهقانی را تحلیل میکنند. شاهکار او مجموعه رمانهایی است که در مجموعهای تحت عنوان «مردم جوویک» (Juvikfolke, 1918-23) گردآوری شده است و به توصیف خانوادههای دهقان در شش نسل از 1814 تا 1914 میپردازد و بهطور نمادین، بررسی مردم نروژ را از مرحلة خودآگاهی اولیه تا انسانگرایی مدنی و متمدنانه دربر میگیرد. مجموعه رمانهایی که از او ترجمه شده «از ابتدا تا انتهایامواج» (Trough of the Waves, 1930)، «مرد نابینا» (The Blind Man, 1931)، «عروسی بزرگ» (The Big Wedding, 1932)، «اُدین در سرزمین پریان» (Odin in Fairyland, 1932)، «اُدین بزرگ میشود» (Odin Grows Up, 1934) و «توفان» (Storm, 1935) نام دارند.
(ت. 23 نوامبر 1816، نیویورک، امریکا- و. 13 آگوست 1878، نیویورکسیتی) زندگینامهنویس، سردبیر و منتقد امریکایی که توجه علمیاش را به نوشتههای امریکایی معطوف کرد و در قرن نوزدهم هجری با آثاری نظیر «دایرةالمعارف ادبیات امریکا» (Cyclopaedia of American Literature, 1855)، که آن را به همراه برادرش جورج تألیف کرد، به پیشرفت ادبیات یاری رساند.دایکینک پس از تحصیل دوسالة حقوق، در 1835 از کلمبیا فارغالتحصیل شد و برای وکالت پذیرفته شد ولی هرگز وکالت نکرد. او در اروپا تحصیل کرد و هنگام بازگشت به نیویورک سردبیر Arcturus: Journal of Books and Opinion شد. او و برادرش در 1848 مجلّة Literary World را خریداری کردند و سردبیری آن را با هم بهعهده گرفتند و آن را به تأثیرگذارترین مجلة هفتگی ادبی تبدیل کردند که بهرغم کیفیت بالای آن، در 1853 از لحاظ مالی با شکست مواجه شد.دایکینک قصد شناساندن نویسندگان مشهور را داشت و شرح زندگی بسیاری از آنها ازجمله هرمان ملویل را نوشت. دایکینک آثار زندگینامهای مشهوری نوشت که «زندگی و تصاویر رؤسای جمهور ایالات متحده» (Lives and Portraits of the Presidents of the United States) و «گالری تصاویر مردان و زنان مشهور اروپا و امریکا» (Partrait Gallery of Eminent Men and Women of Europe and America, 1873) در دو جلد از آن جملهاند.
در ادبیات عامه، انسانوارهای افسانهای با قامت کوتاه، و معمولاً ناقصالخلقه و بدقیافه و ماهر در یک حرفة خاص.در اساطیر و فرهنگ عامه توتونها و بهویژه اسکاندیناویاییها، اصطلاح دورف به پریان ساکن در درون کوهها و سطوح پایین غارها اشاره دارد. دورفها انواع متعدد دارند؛ همة آنها قد کوتاهی دارند، برخی از آنها بیشتر از 18 اینچ (45 سانتیمتر) نیستند و قدّ برخی از آنها بهاندازة کودک 2 ساله است. در مواردی زیبا، اما اغلب شبیه پیرمردی زشت با ریشهای دراز و در برخی موارد دارای پشتِ قوز هستند.دورفهای کوهی در دالانهای پنهانی زندگی میکنند که تصور میشود پر از طلا و سنگهای قیمتی است. آنها عمدتاً به مهارت در آهنگری و ساختن شمشیرها و انگشترهای سحرآمیز مشهورند، ولی با عقل ژرف و دانش رازآمیز نیز شناخته میشوند و قدرت پیشبینی آینده را دارند و به شکلهای دیگری نیز درمیآیند و گاه خود را نامرئی میکنند. یکی از این دورفها، آلبریک در حماسة آلمانی «ترانه نیبلونگها» (Nibelungenlied) است.
رمانی اثر پر لاگرکویست، که در 1944 با عنوان Dvärgen به زبان سوئدی منتشر شد. این رمان، که فضای آن دوران نوزایی ایتالیایی است و در قالب یادداشت روزانه طرحریزی شده است، مطالعهای دربارة روانشناسی بدی است.پیکولین راوی این اثر، که همواره به نام «کوتوله» به او اشاره میشود، مستخدم دونپایهای است در دربار شاهزادة ایتالیایی در دورة نوزایی؛ او این موقعیت را با از سر راه برداشتن شخص قبلی بهدست آورده است. او مشاهدات و عقایدش را یادداشت میکند. بهعنوان یک مشاهدهگر تلخبین، همة حوادث را از زاویة بدبینی به مردم و بهصورت تحریفشده مشاهده میکند و دشمنانش را ضایع میکند و به آنهایی که به وی اعتماد کردهاند، خیانت میکند. در آخرین صفحه کوتوله را در سیاهچالی میبینیم که بهسبب همدستی در مرگ همسر و دختر شاهزاده و معشوق وی، در آن زندانی است.
(ت. 14 می1752، نورتمپتن، مساچوستس، ایالات متحدة امریکا- و. 11 ژانویه 1817، نیوهِیون، کانتیکات) معلم، عالم الاهیات و شاعر امریکایی که تأثیر زیادی بر آموزشوپرورش زمان خود گذاشت.او ابتدا تحت تعلیم مادرش، که دختر مبلغی به نام جاناتان ادواردز بود، قرار گرفت و در 13 سالگی در دانشگاه ییل ثبتنام کرد و در 1769 فارغالتحصیل شد. پس از آن مشاغل گوناگونی را بهعهده گرفت؛ در دانشگاه ییل، استاد و رئیس دانشگاه و در مَساچوستس عضو هیئت مقننه و در امریکای شمالی، کشیش ارتش بود. دوایت در 1783 دانشکدة تأثیرگذاری را در گرینفیلد هیل کانتیکات افتتاح کرد و در همانجا کشیش کلیسای محلّی شد و شروع به سرودن شعر کرد. «گرینفیلد هیل» (Greenfield Hill, 1794)، دربارة تاریخ عمومی و تجلیل از آن روستا، و حماسههایی نظیر «تسخیر کَنن» (The Conquest of Canaan, 1785)، اثر تمثیلی مقدسی دربارة بیرون آوردن کانتیکات از دست بریتانیا که برخی منتقدان آن را نخستین حماسة منظوم امریکا دانستهاند، از جمله آثار اوست. طنز سیاسی دوایت را با لقب بذلهگوی هارتفورد متمایز کرده است. وی از 1795 تا 1817 در مقام ریاست دانشگاه ییل خدمت کرد.
نمایش اکسپرسیونیستی در چهار پرده اثر اس. آنسکی، که در 1980 با عنوان Der Dibek به زبان یدش اجرا و در سال بعد منتشر شد. این نمایشنامه، که عنوان اصلیاش «میان دو جهان» (Tsvishn Tsvey Veltn) است، برپایة مفهوم عرفانی دیبوک از فرهنگ عامه یهودیان حسیدی شکل گرفته است. دیبوک روح انسانی جداشده از جسدی است که بهسبب گناه نخستین سرگردان است تا اینکه مأمنی در جسم انسانی زنده مییابد. ترجمة این نمایشنامه به چندین زبان، موجب علاقة جهانی به دیبوک شد.طرح داستان بر روی زن جوانی به نام لی متمرکز است که در روز ازدواجش، روحش به تسخیر یک دیبوک درمیآید. این امر ثابت میکند که این روح، کسی نیست جز روح چَنون، یک محقق جوان حسیدی که لی را دوست میداشته و بعد از اطلاع از نامزدی لی با مرد دیگر، از غصه میمیرد. دیبوک، که میتواند تنها بهوسیلة جنگیری بیرون رانده شود، ابتدا از ترک کردن لی امتناع میکند، اما سرانجام به انجام این کار قانع میشود. در پایان لی میمیرد و روح او و چنون عروج میکنند، و جاودانه به هم میپیوندند.
(ت. 30 ژوئن 1798، ادینبرا، اسکاتلند- و. 15 می 1869، لندن، انگستان) مصحّح اسکاتلندی که آثار او در علاقة روزافزون [مردم] به آثار ویلیام شکسپیر و معاصرانِ وی در قرن نوزدهم، مؤثر بود. دایس زمانی که در دورة کارشناسی در دانشگاه آکسفورد تحصیل میکرد، فرهنگ لغت زبانِ شکسپیر را تصحیح کرد. وی مدتی در کورنوال و سافوک کشیش بود و پس از آن مقیم لندن شد و در همانجا «آثار دراماتیک و اشعار جیمز شرلی» (Dramatic Works and Poems of James Shirely, 1833) را تصحیح کرد و کتاب «آثار جان فورد» (Works of John Ford) خود را بازنگری و منتشر کرد. دایس آثار نمایشنامهنویسانی چون جرج پیل، جان وبستر، رابرت گرین، تامس میدلتن، فرانسیس بومانت، جان فلچر و کریستوفر مارلو را تصحیح کرد. تصحیح شش جلدی وی از آثار شکسپیر (در 1857 و باز تصحیح و ویرایش 67-1864) نقش مهمی در شکسپیرشناسی داشت. دایس همچنین بسیاری از آثار قرون هفدهم و هجدهم را تحصیح کرد و در 1843 تصحیحی از آثار جان اسکلتن عرضه کرد.
(ت. اکتبر 1543، شارپم پارک، سامرست، انگلستان- و. می 1607، لندن) ملازم دربار و شاعر انگلیسی که شهرت او از تعداد اندکی از عاشقانههای منسوب به وی، که منتقدان در آنها مهارت و زیبایی فراوانی یافتهاند، نشئت میگیرد. دایر در دانشگاه آکسفورد تحصیل کرد و تحت حمایت ارلِ لستر وارد دربار شد. او در 1584 با سمت مأمور سیاسی انگلستان در هلند و در 1589 با همان سمت در دانمارک مشغول بهکار شد و در 1596 لقبِ «سر» گرفت. وی در روزگار معاصر در مقام شاعر شهرت بسیاری دارد، اما آثار اندکی را، که بینام یا با حرف اول نام و نامخانوادگیاش منتشر شدهاند، میتوان با قطعیت به او نسبت داد. مشهورترین شعر او «میند برای من یک قلمرو پادشاهی است» (My Mynd to Me a Kingdom Is) است.
(تعمیدشده در13 آگوست 1699، ابرگِلَسنی، کارماردنشر، ویلز- و. دسامبر 1757، کانینگزبی، لینکنشر، انگلستان) شاعر بریتانیایی که عمدتاً با شعر «تپة گرونگار» (Grongar Hill, 1726) شناخته میشود. این اثر شعر توصیفی و تعمّقی کوتاهی است که منظرة درة تاوئی را از فراز تپهای توصیف میکند و آن را همچون شروعی برای تعمّق در احوال بشر بهکار میگیرد: اندکی قاعده و اندکی بیقاعدهپرتو کوچکی از آفتاب در روز زمستانیتمام سهمی است که غرور و قدرتدر درنگ میان گهواره و گور دارد.
(ت. 7 مارس 1839، نیگواسلاویک، لهستان، امپراتوری روسیه- و. 3 ژوئن 1902، گروجیسک مازوویِتسکی) یکی از نویسندگان برجستة مکتب ناتورالیسم در لهستان. دیگاشینسکی، که معلم و عاشق علم بود، حدود 50 جلد داستان کوتاه منتشر کرد که بهترین آنها به زندگی حیوانات میپردازد. شاهکارش «ضیافتزندگی» (Gody zycia, 1902)، شعر منثور تمثیلی دربارة نزاع میان پرندهای کوچک و بزرگترین گونة جغد است.
(نام کامل آن سردودمانها، نمایشنامهای دربارة جنگهای ناپلئونی، در سه بخش، 19 پرده و 130 صحنه) نمایشنامهای منظوم از تامس هاردی، که در سه بخش در 1903، 1906 و 1908 منتشر شد و در 1910 مجموعاً در یک مجلّد انتشار یافت. این اثر بزرگ، که در قالب شعر سپید سروده شده و دارای برخی صحنهها و سکانسهای ربطی توصیفی و دستورات کارگردانی صحنه به نثر است، سیر جنگهای ناپلئون بناپارت را از 1805 تا شکست او در 1815 در واترلو دربر میگیرد. این اثر بدبینی رواقیمسلکانة هاردی را تصویر میکند و بیانیهای روشن از عقیده او به «اراده درونذات» است، نیرویی کور و لایعقل که تقدیر آدمها را، چه معمولی و چه ممتاز، تعیین (و عموماً تباه) میکند.
[dys به معنی بد + utopia به معنی آرمانشهر]، ضدآرمانشهر نیز نامیده میشود. مکانی خیالی که انسانها در آنجا یک زندگی غیرانسانی و اغلب هراسناک را میگذرانند. قس UTOPIA.