دانشنامه: دانشنامه جامع علوم انسانی، دانشنامه ادبیات جهان- جلد 2
تعداد مدخل: 341
کاوالیرو، فرنان
Caballero \'kä-bäl-'yer-ō\
نام مستعارِ سسیلیا بول دو فابر (ت. 24 دسامبر 1796، مورژ، سوئیس- و. 7 آوریل 1877، سویل، اسپانیا) رماننویس اسپانیایی که بهسبب دفاع از ارزشهای سنتی اسپانیا- یعنی ارزشهای کاتولیک رومی، سلطنتی، روستایی و اخلاقی- در مقابل ظهور لیبرالیسم قرن نوزدهم مشهور است.. شناختهشدهترین اثر وی، «مرغ دریایی» (La gaviota, 1849)، طلایهدار رمان واقعگرای قرن نوزدهم اسپانیا محسوب میشود. این اثر همچنین اولین نمونه برجسته از رمان متأثر از جنبش ادبی کاستومبریزمو (costumbrismo) است که رسوم و عادات در حال تغییر روستایی اسپانیا را در متون موجز و کوتاه روایت میکرد.
زینب مشتاقی
کبلین،
caballine \'kab-ə-'līn, -lin\
(لاتین آن fons caballinus ، معنای تحتالفظی آن چشمة اسب، کُنیه هیپوکرین) از چشمهای، الهام شعری گرفتن. منشأ این اشتقاق اعتقادی قدیمی است که چشمه میوزها (الهههای هنر و دانش)، هیپوکربن (از واژة Hippos بهمعنی اسب و Krēnē به معنای چشمه)، در واقع جای سُم اسب بالدار پگاسوس است.
زینب مشتاقی
کبل، جیمز برانچ
Cabell \'kab-əl\
(ت. 14 آوریل 1879، ریچموند، امریکا- و. 5 می 1958، ریچموند) نویسندة امریکایی که عمدتاً بهسبب نگارش «یورگن» (Jurgen, 1919) معروف است. کبل کمی بعد از آغاز قرن بیستم، شروع به نوشتن کرد؛ چیزی از مناقشه بر سر رعایت اخلاقیات در رمان یورگن نگذشته بود که رمان مورد تحسین واقع شد. کبل بهسبب سنتهایی که ارتدوکسی و اعتقادات امریکایی در رمان یورگن، در داسنی که سرشار از نمادگرایی جنسی است، به مدت یک دهه یا بیشتر به شکلی افراطی مورد تحسین واقع شد. در دهه 1930، سبک تصنعی او و نگاهش به زندگی و هنر نظر مساعد خوانندگان را جلب نکرد. علاوهبر یورگن، کتاب 18 جلدی «آثار» (Works) 18 او شامل «گزیدة شوخی» (The Cream of the Jest, 1917)، «زندگی ماورا» (Beyond Life, 1919)، «چهرههای زمین» (Figures of Earth, 1921)، و «مقام بالا» (The High Place, 1923) است. بسیاری از آثارش تمثیلهایی بودند که صحنه وقوع داستانی در استان خیالی فرانسوی پواکتسم جریان دارد و کبل از این طریق درباره زندگی امریکایی اظهارنظر میکند و دید شکاک خود از تجارب انسانی را در آن نشان میدهد. در دهه 1940 آرمان و مجموعه مقالاتی دربارة ویرجینیا با نام «بگذار دروغ بگویم» (Let Me Lie, 1947) را منتشر کرد. یک جلد مقالات زندگینامهای او به نام «لطفاً، ساکت» (Quiet Please) در 1952 منتشر شد.
زینب مشتاقی
کبیری
Cabiri or Cabeiri \kə-'bī-rī,-rē\
گروهی از خدایان کهن یونانی، احتمالاً از نسل فریژیهها یا شاید خِتانیکها (یعنی اهریمنهای برزخی) که در بیشتر نقاط آسیای صغیر و در جزایر نزدیک و در مقدونیه و یونان شمالی و مرکزی پرستش میشدند. خدایان کبیری حامیان حاصلخیزی و پشتیبانان ملاحان بودند. خدایان کبیری اغلب با خدایان بزرگ ساموتراکی یکسان دانسته میشوند و آنجا که اسرار (راز دینی آیین) توجه بسیاری را به خود جلب میکنند، این خدایان حفاظ عمومی در مقابل بدشانسی و بدبیاری تلقی میشدند. آیین رمزآلود طبقه ساموتراکی (پرستش خدایان اصلی) از نظر شهرت در مرتبه دوم پس از آیین رمزآلود اُلوسینیان است. در دوره بعد از مرگ اسکندر کبیر (322 ق.م) آیین آنها به بالاترین مرحله محبوبیت خود رسید.
زینب مشتاقی
کِیبل، جورج واشنگتن
Cable \'kā-bəl\
(ت. 12 اکتبر 1844، نیواورلینز، امریکا- و. 31 ژانویه 1925، سنتپیترزبورگ، فلوریدا) نویسنده و اصلاحگر امریکایی. اولین کتابهایش- مجموعه داستان «روزگار قدیم بومیان» (Old Creole Days, 1879) و رمان «زندگی بومی قهرمان» (The Grandissimes, 1880)- نیواورلینز اروپایینژاد را بهعنوان قلمرو ادبی خود معرفی کرد و بهطور گسترده مورد استقبال قرار گرفت. او در این آثار رئالیسمی را به خدمت میگیرد که برای ادبیات داستانی جنوب جدید است. اگرچه کِیبل فرزند یک بردهدار بود و در سوارهنظام ایالات متحدة جنوب میجنگید، اما معتقد بود که بردهداری و اقدام برای محروم کردن بردگان آزادشده از همة حقوق عمومی از نظر اخلاقی نوعی بیعدالتی است. بدینترتیب استفاده از نظام طبقاتی و تعدّی مجازشمردهشده در اولین داستانهایش، رگههایی از نکوهش اخلاقی را دربر داشت. در خصوص بیعدالتی شدید در مطبوعات جنوبی، از ظرفیت مقالات و سخنرانیهای عمومی در تأکید بر منافع و حقوق سیاهان استفاده کرد و دو مجموعه از مقالات اجتماعیاش را با عناوین «جنوب خاموش» (The Silent South, 1885) و «مسئله سیاهان» (The Negro Question, 1888) منتشر کرد. در 1885 در نورتمپتنِ مساچوستس اقامت کرد. او رمانهایی نوشت که موقعیت مکانی تعدادی از آنها در جنوب بود تا اینکه به 70 سالگی رسید. رمانهای آخر او گرچه بهتر نوشته شده بودند، اما شادابی و جذابیت نداشتند و از نیروی ایمان راسخ اخلاقی، که از ویژگیهای نخستین کتابهایش بود، بیبهره بودند
زینب مشتاقی
کبرو دی ملو نتو، ژوئاون
Cabral de Melo Neto \ka-'brau-dē-'mel-ü-net-ü\
(ت. 6 ژانویه 1920، رسیفی، برزیل) شاعر و دیپلمات برجسته برزیلی که برجستهترین شاعر نسل خویش است. کبرو بهعنوان عضو خدمات خارج از کشور از 1945 در مقام کنسول در اسپانیا، انگلستان، فرانسه و سوئیس خدمت کرد. او کار ادبی خود را در 1942 با انتشار مجموعه اشعارش به نام «سنگِ خواب» (Pedra do sono) شروع کرد. با انتشار «مهندس» (O engenheiro) در 1945 به ارائه الگوی نسل 1945 برای شاعران و دیگر نویسندگان این دوره پرداخت که جدیّت فزایندهای را در سبک شعری برزیل ایجاد کرد. کبرو همچنین «سگ بدون پر» (O cão sem plumas, 1950)، «دو دریا» (Duas águas, 1955 / شامل مشهورترین تألیف منفرد شاعر یعنی «مورته اویدا سویرنا» (Morte e vida severina))، «چاقوی تمام تیغه» (Uma faca só lâmina, 1956)، «آموزش با سنگ» (A educação pela pedra, 1966)، «مدرسه چاقوها» (A escola das facas, 1980)، «راهب» (Auto do frade, 1983)، و «بیادب و گستاخ» (Agrestes, 1985) را منتشر کرد. «مجموعه آثار» (Obra completa) و «گزیده اشعار، 1937-1990» در 1944 منتشر شدند. نخستین اشعار او ویژگی سوررئالیستی و کوبیسمی دارند که بعدها آن را بهسبب ایجاد وضوح و روشنی در اشعار خود ترک کرد که ناشی از تصورات بیهوده و بیروح الهام گرفته از خشکسالی شمال شرقی برزیل بود. کبرو دی ملو نتو در 1968 برای عضویت در فرهنگستان ادبیات برزیل انتخاب شد.
زینب مشتاقی
کابررا، لیدیا
Cabrera \kä- 'brā-rä\
(ت. 20 می 1900، هاوانا، کوبا- و. 19 سپتامبر 1991، میامی، فلوریدا، امریکا) قومشناس کوبایی و نویسنده داستانهای کوتاه که بهواسطة انتشار مجموعههای فرهنگ عامیانة افریقایی- کوبایی معروف است. زمانیکه وی کوچک بود، دایه سیاهپوست و خدمتکارانش برای او افسانههای عامیانة افریقایی را تعریف میکردند. در 1927 برای تحصیل در مدرسه لوور به پاریس رفت. آنجا «قصههای سیاهان کوبا» (Cuentos negro de Cuba) را نوشت که در 1936 ترجمه آن به فرانسه چاپ شد. این مجموعه، که عمدتاً شامل 22 قصه عامیانه به زبان یوروبایی است، بهمثابة اثری کلاسیک مورد توجه واقع شده است. کابررا بعد از بازگشت به کوبا در 1938، مجموعه 28 قصه عامیانه با عنوان «چرا؟» (Por Qué, 1948) را نوشت که از طریق بردگان پیشین و دیگران جمعآوری کرده بود. این قصهها مملو از حیوانات و اشیا، موجودات فوق طبیعی، جادویی و خدایان شرور و خوب یوروبا به شکل انسان است که بهطور مشخص در شرایط جغرافیایی و طبیعی و حال و هوای کوبا بهکار گرفته شدهاند. قصه چرا؟ و قصههای سیاهان کوبا با یکدیگر بهعنوان طلایهدار سبکی ادبی به نام رئالیسم جادویی مورد توجه واقع شده است. «بیشه» (El monte, 1954) مطالعه و بررسی مشهور او از سانتریا، یک دین افریقایی- کارائیبی است. «آناگو: فرهنگ واژگان لوکومی» (Anagó: Vocabulario lucumί, 1957) مطالعة زبانِ لوکومی و سازگاری آن با اسپانیایی کوبایی است. کابررا، طی انقلاب 1959 مجبور شد از کوبا فرار کند. بعد از آن او در اسپانیا و امریکا زندگی کرد.
زینب مشتاقی
کابررا اینفانته، گیلیرمو
Cabrera Infante \kä- 'brā-rä-ēn-'fän-tā\
(ت. 22 آوریل 1929، خیوارا، کوبا) نویسنده و منتقد کوبایی که بهسبب نگارش رمان برجسته «سه ببر در دام» (Tres tristes tigres, 1997)مشهور است. کابررا اینفانته در 1947 همکاریاش را با مجلة پرطرفدار کوبایی Bohemia آغاز کرد. سال بعد، مجلة Nueva Generación را سردبیری کرد و سپس سردبیر ادبی Bohemia شد. در 1954، با نام مستعار، نوشتن نقد فیلم را برای مجلة Carteles آغاز کرد. از نیروهای انقلابی فیدل کاسترو حمایت کرد و بعد از انقلاب، مدیر ادارة فرهنگ کوبا شد. اولین اثر مهم او مجموعة داستان کوتاهی به نام «در صلح همچون جنگ» (Asί en la paz como en la guerra, 1960) بود. کابررا، چندی بعد از انقلاب قطع امید کرد و عاقبت در لندن مقیم و تبعه بریتانیا شد. سه ببر در دام پر از جناس، بازی با کلمات و واژههای خندهدار است. زمان وقوع داستان، تابستان 1958 میباشد. این داستان، پایان دورة آشفتة فولخنسیو باتیستا را شرح میدهد. «دیدن سپیده در استوا» (Vista del amanecer en el trópico, 1974) خلاصهای از تاریخ کوباست. کابررا در 1975 مجموعة مقالاتش با نام «اُُ»(O) را منتشر کرد که در آن وجوه متنوع زندگی روزگار خود را با کنایه و هجو مورد بررسی قرار میدهد. «رهایی از سبک» یا حذف (l)، «از تابستان» (Exorcismos de esti(l)o, 1976) یک سلسله داستان کوتاه، شعر و کلمات قصار است. «شبهای آرکادیا» (Arcadia todas las noches, 1978) مجموعه نوشتههای انتقادی کابررا دربارة فیلمهای سینمایی است. در 1979 او هجوی به نام «جهنم اینفانته» (Habana para un infante difunto) را منتشر کرد. «دود مقدس» (Holy Smoke)، اولین کتابی که به انگلیسی نوشت، در 1985 منتشر شد.
فرشته آهنگری
کاتچا
caccia \'kät- chä\
[ایتالیایی، در معنی لغوی تعقیب شکار، شکار] قالب شعری و موسیقیایی ایتالیایی که بیشتر در اواسط قرن چهاردهم تا اواسط قرن پانزدهم مورد اقبال عامه بود. متون کاتچا مشتمل بر غزلوارههای آزاد و کوتاهی که صحنههای زندة واقعگرایانهای نظیر شکار یا مراکز دادوستد را توصیف میکردند و دربردارندة صدای شیپورها، آوازِ پرندهها، فریادها و گفتوگویی بودند که اغلب به موسیقی روح و جان میبخشید. اشعار بسیار کمی از این نوع باقی مانده است. موسیقی بهکار گرفته شده در این سبک شامل دو صدای کانونیشده (با فرکانس یکسان) بود که به لحاظ طنین و اکتاو نظیر هم بودند که به همراه آنها و در پسزمینه این دو صدا، صدایی غیرکانونی (با فرکانسی متفاوت) مشتمل بر نُتهای کشیدهتر بهکار گرفته میشد و پس از آن نیز از یک ریتورنلو (آهنگی که در فواصل معین بهصورت کُد تکرار میشود) استفاده به عمل میآمد. کلمة کاتچا به گونة فرانسوی آن در قرن چهاردهم، یعنی متن با کانون سه قسمتی، مرتبط است. نوع انگلیسی آن احتمالاً نام خود را از کاتچا گرفته است.
وحید قهرمان
کَکودیمُن
cacodaemon or cacodemon \'kak-ə-'dē-mən\
[یونانی آن kakodaímōn، از kakós به معنای بد + daímōnt به معنای روح] روح و نفس شیطانی، شیطان، یا ابلیس. مکمل و قرینهاش روح و نفس خوب است که یودیمُن(Eudaemon) خوانده میشود.
زینب مشتاقی
تنافر آوایی (ککافونی)
acophony \kə-'käf-ə-nē, -'k f-, -'kaf-\
[یونانی آن kakōphanίa یونانی، از kakós به معنای بد + ́phōnē به معنای صوت، صدا] صدای خشن و گوشخراش؛ بهخصوص، خشونت و زمختی در صدای کلمات یا عبارات. تنافر آوایی در معنی، با خوشآوایی (Euphony) در تضاد است. تنافر آوایی معمولاً با ترکیب کلماتی ایجاد میشود که به یک استاکاتو، طرز بیان شدید و تند، نیاز دارند. تنافر آوایی عمدی، که با مهارت بهکار برده میشود، میتواند مضمون صور خیال را احیا کند و نیرو ببخشد. سه سطر از «وقتکشی عقابها» (The Dalliance of the Eagles) اثر والت ویتمن تنافر آوایی را نشان میدهد: The clinching interlocking claws, a living, fierce, gyrating wheel, Four beating wings, two beaks, a swirling mass tight grappling, In tumbling turning clustering loops, straight downward falling.
زینب مشتاقی
کادالسو ئی باسکس، خوسه د
Cadalso y Vázquez or Cadahlso y Vázquez \kä-'thäl-sō-ē-'bäth-kāth\
(ت. 8 اکتبر 1741، کادیس، اسپانیا- و. 27 فوریه 1782، خیورالتار) نویسندة اسپانیایی که بهسبب نگارش «ادبیات مراکشی» (Cartas marruecas, 1793)، که در آن یک مسافر مغربی در اسپانیا انتقادات زیرکانهای از زندگی اسپانیایی میکند، معروف شد. خوزه، که در مادرید درس خواند، بسیار سفر کرد و با اینکه از جنگ نفرت داشت، اما طی جنگ هفت ساله وارد ارتش شد. نثر هجوآمیز او یعنی «مردان با تدبیر بدون دانش» (Los eruditos a la violeta, 1772)، که در آن دانشمند دروغین را هدف قرار داد، مشهورترین اثر او بود. کادالسو گرچه متأثر از کلاسیکها است، همانطورکه در نمایش نوکلاسیکش با نام «سانچو گارسیا» (Sancho Garcia, 1771) و شعر آناکرئونیاش در «سرگرمیهای جوانی من» (Ocios de mi juventud, 1773) دیده میشود، اما او را بهدلیل «شبهای غمگین»اش (Noches lúgubres, 1789-90)، که زندگینامه خودنگاشت منثوری ملهم از مرگ محبوبش، ماریا ایگناسیا ایوانیسِ بازیگر طلایهدار رمانتیسم اسپانیایی میدانند.
زینب مشتاقی
کِید، جک
Cade \'kād\
لقب جان کید (ت. ایرلند- و. 12 جولای 1450، هیتفیلد، ساسکس، انگلستان) رهبر شورش بزرگ (1450) ضد دولت هنری ششم، شاه انگلستان. هرچند که شورش سرکوب شد، ولی به آشفتگی و ضعف اقتدار سلطنت، که منجر به جنگ رزها (1455- 1458) بین خانوادههای یورک و لنکستر شد، انجامید. «هنری ششم، قسمت دوم» (Henry VI, Part 2) اثر ویلیام شکسپیر، داستان کید را بهصورت نمایش درآورده است؛ پرده چهارم، صحنة دوم از این نمایشنامه منبع نقلی است که به اشتباه به کید نسبت دادهاند: «اولین چیزی که ما انجام میدهیم، آن است که اجازه دهید همه وکلا را بکشیم» (این گفته درواقع بهوسیلة دیک قصاب به کید گفته شده است).
فرهاد دیناری
فراز و فرود،
Cadence \'kā-dəns\
[لاتین میانه آن cadentia، معنای تحتاللفظی آن، حرکت افتان] 1. ترتیبی منظم یا جریان صداها در زبان؛ مخصوصاً، توالی آهنگین خاصی که از نویسندهای خاص یا در یک سرایش ادبی متمایز است. 2. نظمی خیزان یا افتان از هجاهای قوی، بلند یا تکیهدار و هجاهای ضعیف، کوتاه یا بدون تکیه. قس: آرسیس؛ ایونیایی؛ وزن. 3. ترتیبی ناموزون و غیرمنظم از هجاهای تکیهدار یا بدون تکیه در نثر یا شعر آزاد که بر دستههای تکیه طبیعی مبتنی است.
فرهاد دیناری
کادموس
Cadmus \'kad-məs\
در اساطیر یونان، پسر فوئنیکس یا آگنور (شاه فوئنیسیا) و برادر ائوروپه. زئوس ائوروپه را ربود و کادموس برای یافتن او فرستاده شد. او بهطور ناموفق به معبد دلفی مراجعه کرد، ولی کاهن معبد دلفی از او درخواست کرد تا خواستهاش را اجابت کند، گاوی را دنبال کند و شهری در نقطهای بنا کند که گاو در آنجا توقف میکند. گاو او را به بوئئوتیا (سرزمین گاو) راهنمایی کرد، جاییکه او شهر تبس را بنا نهاد. بعدها، کادموس دندانهای اژدهایی را که خود کشته بود در زمین کاشت. از این بذرها نژادی وحشی پدید آمد، انسانهایی مسلح که اسپارتی یا اسپارتوئی (به معنی «انسان کاشته شده») نامیده شدند. پنج نفر از آنها او را در ساخت کادمئا، یا دژ تبس یاری کردند و مؤسسان خانوادههای اشراف شهر شدند. کادموس بعدها هارمونیا را به زنی گرفت، که از او پنج بچه داشت. طبق روایات، کادموس الفبا را برای یونانیان به ارمغان آورد.
فرهاد دیناری
سِسیلیوس، استِیشیوس
Caecilius \sə-'sil-ē-əs, 'sil-yəs\
(ت. حدود 219 ق.م- و. 166 ق.م، رم) شاعر فکاهی رومی که وُلکاتیوس سدیگیتوس نقاد او را در رأس همه نویسندگان کمدی رومی قرار داده است. اطلاعات بسیار کمی وجود دارد که گفتههایی از این دست را تأیید کند جز اینکه او نویسندهای با اخلاقیات بسیار عالی بود (ستایشی که هوراسِ شاعر بهعمل آورد) و اینکه از نمایشنامهنویس یونانی، مناندر، تبعیت کرده و او را تحسین نموده و سرمشق خود قرار داده بود، و اینکه آثار او نشاط کمتری نسبت به سلف او، پلائوتوس، داشت و کمتر از ترنس، جوان معاصر او، آراسته بود. هرچند که بعضی نویسندگان اشارههایی به او داشتهاند، اما اطلاعات دقیق بسیار کمی در مورد او در دست است. از میان کمدیهای او تنها 42 عنوان (بسیاری از آنها عیناً عناوین نمایشنامههای مناندر هستند) و 280 بیت یا قسمتهایی از ابیات باقی مانده است.
فرهاد دیناری
کدمون
Caedmon \'kad-mən\
(شکوفایی 658-680) اولین شاعر مسیحی به زبان انگلیسی قدیم که سرود مذهبی قطعهقطعة وی در زمینة آفرینش بهعنوان نماد اقتباس از سنت شعری حماسی- اشرافی انگلوساکسون برای موضوعات مسیحیت باقی مانده است. داستان زندگی او از کتاب «تاریخ مذهبی مردم انگلستان» (Ecclesiastical History of the English People) نوشته بید مشهور است. به نقل از این کتاب، کدمون، که چوپانی بیسواد بود، شبی از جمع دوستانش با شرمساری به بستر رفت، زیرا نتوانسته بود از عهده درخواست میهمانان مجلس برای آواز خواندن برآید. آن شب غریبهای به خوابش آمد و به او امر کرد آوازی در باب «داستان آفرینش» بخواند. چوپان در عالم رؤیا متوجه شد اشعاری را بر زبان میآورد که هرگز آنها را نشنیده بود. وقتی از خواب بیدار شد، خوابش را برای ناظر مزرعهای که برایش کار میکرد، بازگو کرد. از سوی وی به صومعهای در استریناشالچ (امروز ویتبی نامیده میشود) معرفی شد. سنت هیلدا، سرپرست صومعه، بر این باور بود که به کدمون الهام الهی شده است. برای آزمودن تواناییهای او پیشنهاد کرد که او بایستی بخشی از تاریخ مقدس را که راهبان شرح میدادند، به شعر در آورد. تا صبح روز بعد، کدمون این کار را انجام داده بود. به تقاضای رئیس صومعه او ساکن آنجا شد. بقیه عمر، برادران فاضلترش کتاب مقدس را به تفصیل برایش شرح میدادند و او همه آنچه را که میشنید، به زبان محلی به شعر بازگو میکرد. علیرغم همه برگردانهای شعری که تصور میشود کدمون انجام داده باشد، تنها سرود مذهبی برگرفته از اولین رؤیای او، که شامل نه خط است، را میتوان با اطمینان به او نسبت داد. این قطعه به لحاظ شعری الهامبخش نیست، ولی از جنبه تاریخی ارزشمند است. این سرود مذهبی تقریباً بنیادگذار الگویی برای تمام هنر شعر مذهبی انگلوساکسون بود.
وحید قهرمان
نسخه خطی کدمون یا نسخه خطی جونیوس
Caedmon manuscript or Junius manuscript \'jü-nē- əs\
مجموعهای از بازگفتههای شاعرانه به زبان انگلیسی قدیم مبتنیبر مضامین کتاب مقدس که حدود 1000 م. استنساخ شد. تاریخ آن تا پیش از 1651، یعنی زمانیکه اسقف اعظم، جیمز آشر، از آرما این اثر را به فرانسیسکوس جونیوسِ ادیب تقدیم کرد، نامعلوم است؛ این نسخه هماکنون در کتابخانه بادلیئنِ دانشگاه آکسفورد نگهداری میشود. این مجموعه اولینبار (با عنوان «بازگفتة کدمون») در 1655 منتشر شد. نسخة 5019 بیتی کدمون شامل اشعار «سفر پیدایش»، «سفر خروج»، «دانیال نبی» و «مسیح و شیطان» است که در اصل به کدمون نسبت داده میشد، زیرا این موضوعات تقریباً با مفاهیم بیان شده در «تاریخ مذهبی مردم انگلستان» اثر بید (731) همخوانی دارد. بید مدعی است این موضوعات را کدمون به شعر بومی ترجمه کرده است. مطالعات بعدی، این نسخه را با تردید به کدمون نسبت میدهد، زیرا بهنظر میآید اشعار موجود در آن در دورههای مختلف و بهوسیله چند مؤلف گفته شده باشد.
فرهاد دیناری
سینوس
Caeneus \'sē-nüs\
در اساطیر یونان، پسر الاتوس، یک لاپیت. در ازدواج پیریتوس، شاه لاپیتها، قنطورسها (مخلوقاتی نیمهانسان و نیمهاسب)، که مهمان بودند، به عروس و دیگر زنها حمله کردند. سینوس در نبردی که متعاقب آن پیش آمد شرکت میکند و بهعلت بدن آسیبناپذیرش، پنج قنطورس را میکشد. دیگر قنطورسها در حالت درماندگی علیه او متحد میشوند و درختان پوسیده را روی او جمع میکنند تا اینکه بار انباشتهشده، او را به زیر زمین میراند، طوریکه دوباره هرگز ظاهر نمیشود. این حمله به سینوس در هنر یونان به موضوعی جذاب تبدیل شد.
فرهاد دیناری
سزار، ژولیوس
Caesar \'sē-zər\
نام کامل او گایوس ژولیوس سزار (ت. 12/13 جولای 100؟ ق.م، رُم [ایتالیا]- و. 15 مارس 44 ق.م، رُم) ژنرال و سیاستمدار معروف رومی، فاتح گول (50 -58 ق.م)، فاتح جنگ داخلی 45-49 ق.م روم، و دیکتاتور (44-46 ق.م)، که در حال انجام یک دوره اصلاحات سیاسی و اجتماعی بود که گروهی از اشراف در مجلس سنا در ایدس مارس او را کشتند. سزار، که از آغاز اشرافزاده بود، تعدادی از مشاغل مهم سیاسی را بهطور روزافزون تجربه کرد. او به همراه پومپی و کراسوس در سال 60 اولین گروه سه نفره را تشکیل داد و در 59 به کنسولی برگزیده شد. سزار بین 58 و 50 در سلسله عملیاتی، گول را فتح کرد. در 49، بعد از آنکه از طرف سنا به او دستور داده شد که سپاهش را آماده کند، او با روبیکون مخالفت کرد، که اعلام آغاز جنگ داخلی روم بود. او در چندین جبهه دست به نبرد زد، در 49 به کلئوپاترای مصر کمک کرد و عنوان دیکتاتور را بهدست آورد. گروهی از سناتورهای توطئهگر به رهبری گایوس کاسیوس لونگینوس و مارکوس جونیوس بروتوس، او را به قتل رساندند. «تفاسیر جنگ گول» (Commentarii de bello Gallico, 52-51 BC)، در مورد جنگ گُلها، و «تفاسیر جنگ داخلی» (Commentarii de bello civili, 45-51 BC)، در مورد جنگ داخلی از مکتوبات سزار هستند. اما او احتمالاً بیشتر بهعنوان منبع الهام تعدادی از آثار مشهور ادبیات غرب، از جمله «مرگ سزار» (La Morte de César) اثر ژاک گرون، «ژولیوس سزار» (Julius Caesar) اثر ویلیام شکسپیر، «مرگ سزار» (La Morte de César) اثر ولتر و «سزار و کلئوپاترای» (Caesar and Cleopatra) اثر جورج برنارد شاو شناخته میشود.
فرهاد دیناری
سزار و کلئوپاترا
Caesar and Cleopatra \'sē-zər… 'klē-ə-'pat-rə, pät-\
نمایشنامه چهار پردهای اثر جورج برنارد شاو، که در 1898 نوشته، در 1901 منتشر و اولینبار در 1906 اجرا شد. سزار و کلئوپاترا، که اولین نمایشنامه مهم شاو محسوب میشود، از آنجا شروع میشود که سپاهیان سزار برای تصرف سرزمین باستانی مصر وارد آنجا میشوند که آن سرزمین را به روم ملحق کنند. سزار کلئوپاترای جوان را، که از اسکندریه فرار کرده بود، شبهنگام درحالیکه بین چنگالهای مجسمه ابوالهول مخفی شده میبیند. او کلئوپاترا را به قصر برمیگرداند، خود را معرفی میکند و وی را مجبور میسازد که رفتار کودکانهاش را ترک کرده و در کسوت ملکه بهعنوان حاکم مشترک مصر (به همراه برادرش، پتولمی دیونیسوس) خدمت کند. سزار و کلئوپاترا موفقیت فوقالعادة سزار و کلئوپاترا بیشتر بهسبب استعداد شاو در خلق شخصیتها بود.
فرهاد دیناری
وقفه
caesura or cesura \si-'zyur-ə,-'zhur-ə\
صورت جمع آن caesuras یا caesurae [لاتین جدید، معنای تحتاللفظی آن، عمل تدوین و برش؛ گرتهبرداری از یونانی tome به معنای تحتاللفظیِ تدوین] 1. در عروض یونانی و لاتین ایجاد وقفهای در جریان صدا در درون یک شعر با توقف تلفظ لحظهای واژهای قبل از پایان رکن شعر (arma vi/ rumque ca/ no || Tro/ jae qui/ primus ab/oris). وقفه در تقطیع با علامت || مشخص میشود. وقفه معمولاً با ترما، که در آن توقف تلفظ واژه با انتهای رکن منطبق است، متفاوت میباشد. در عروض سنتی، وقفه عنصری موزون است، نه عنصر بیان. 2. در عروض جدید، مکثی درون بند شعر که نظم الگوی وزن را بر هم میزند. وقفه گاهیاوقات جهت تأکید بر ساختار موزون شعر استفاده میشود، اما اغلب تغییر وزن ضرباهنگ سخن به وزن شعری را باعث میشود و عبارتبندی سخن به آرایش موزون شعری را ایجاد میکند. محل ایجاد وقفه ممکن است با نشانههای نقطهگذاری معمول در خط شعر منطبق باشد، اما لزوماً اینگونه نیست. در شعر تناوبی آلمانی و انگلیسی کهن، وقفه علامتی منظم بود که هر بیت را از وسط به دو نیمبیت (مصرع) تقسیم میکرد. در شعر عاشقانه و نئوکلاسیک، وقفه در بیشتر موارد در وسط بیت (وقفه میانی) قرار میگرفت، اما در شعر جدید جای آن متغیر است. ممکن است درون یک بیت چندین وقفه وجود داشته باشد. انواع وقفهها که در عروض جدید متفاوتند، اینگونه است: وقفة مذکر وقفهای که پس از هجای تکیهای یا بلند میآید، و وقفه مؤنث که پس از هجای غیرتکیهای یا کوتاه میآید. وقفه مؤنث نیز به وقفه حماسی و وقفه تغزلی تقسیم شده است. وقفه حماسی وقفهای مؤنث است که پس از هجایی غیرتکیهای میآید که در انتهای یک رکن ایامب بهصورت زاید وارد شده است. یک وقفه حماسی در این ابیات از «مکبث» اثر شکسپیر وجود دارد: «but how of Cawdor$1 || The Thane of Cawdor lives».وقفة تغزلی، وقفهای مؤنث است که پس از هجای غیرتکیهای میآید که بهصورت طبیعی وزن شعر بدان نیاز دارد. این وقفه را میتوان در بیت: «they cease not fighting || east and west» متعلق به ای. ایی. هاوسمن دید.
فرهاد دیناری
کاهان، ایبرهم
Cahan \kə- 'hän, 'kän\
(ت. 7 جولای 1860، ویلنا، امپراتوری روسیه [هماکنون ویلنیوس، لیتوانی]- و. 31 آگوست 1951، نیویورک، ایالات متحده) روزنامهنگار، اصلاحطلب و رماننویسی که بیش از 40 سال سردبیر روزنامه ییدیش زبانِ Forverts نیویورک بود؛ این روزنامه در زبان انگلیسی با عنوانJewish Daily Forward شناخته میشود. کاهان، که مهاجر بود، در 1882 به ایالات متحده رسید. درحالیکه در یک کارخانه دخانیات کار میکرد، به مدت شش سال توانست انگلیسی را بدان حد فرا گیرد که بتواند به انگلیسی بنویسد و سخنرانی کند. در 1897 Forverts را راهاندازی کرد و خود به عضویت آن درآمد. او به ارتقاء این نشریه در جایگاه یکی از مهمترین ابزارهای حمایت ازمنافع مهاجران همت گماشت و موجب شد نشریه، صراحت سیاسی بیشتری پیدا کند. کاهان با فعالیتهای شدید و سخت سیاسی و ضدکمونیستی در تشکیل اتحادیههای تجاری، مخصوصاً، در صنایع پوشاک فعالیت میکرد. کاهان در کسوت رماننویس چندان توفیقی نیافت و فقط بهسبب «ظهور دیوید لوینسکی» (The Rise of David Levinsky, 1917)، که یکی از نخستین کتابها در مورد تجربه مهاجران یهودی بود، بیش از حد معمول مورد استقبال واقع شد. منتقدان عقیده دارند که ارزش تاریخی این کتاب بیش از ارزش ادبی آن است؛ قدرت آن اساساً در بازآفرینی زندة حیات در قسمت جنوب شرق نیویورکسیتی است. کاهان بیشتر در کسوت مربی پرنفوذ بود تا در قامت یک مؤلف؛ و مصداق این نفوذ این بود که تریبون آزاد زبان ییدیش را در اختیار نویسندگان جوان قرار میداد.
فرهاد دیناری
قابیل،
Cain \'kān\
(بهطور کامل کین: نوعی معما) تراژدی رمانیک در سه پرده اثر لرد بایرون، که در 1821 منتشر شد. این نمایشنامه اقتباسی از داستان مذهبی هابیل و قابیل است. تلقی و برداشت همدلانة بایرون از برادرکشی قابیل با هجمهای از انتقاد مواجه شد. بخشی از این انتقاد به این دلیل بود که مؤلف آشکارا قابیل را بر برادر پرهیزگارش ترجیح میدهد و بخشی دیگر بهسبب اینکه شیطان یا لوسیفر بهعنوان شخصیتی دوستداشتنی زیرکی ظاهر میشود. قابیل قهرمان ایدهآل بایرونی بود، در ضعفهای او و ظلمهایی که دیگران به او روا میداشتند مستحیل شد و به دنبال حقیقت و هویت بود.
فرهاد دیناری
قابیل
Cain \'kān\
در عهد عتیق، پسر ارشد آدم و حوا، که برادرش هابیل (پیدایش 16-1: 4) را به قتل رساند. قابیل، که یک کشاورز بود، زمانیکه خدا هدیه برادرش هابیل را، که چوپان بود، پذیرفت، عصبانی شد و وی را به قتل رساند. وقتی از جای هابیل سؤال شد، پاسخ قابیل (بسیار نقل شده است) این بود که «من نمیدانم؛ مگر من محافظ برادرم هستم؟» در نتیجة این گناه، خدا قابیل را تبعید کرد ولی بهسبب اینکه میترسید در تبعید توسط کسان دیگری کشته شود، خداوند برای حمایت او داغی را بر پیشانی وی نهاد که به «مُهرِ کین» معروف است، و خداوند قسم یاد کرد که اگر او کشته شود، انتقال او را هفت برابر بگیرد. دانته، ویلیام شکسپیر، هرمان ملویل (در بیلی باد)، لرد بایرون، ایچ. جی. ولز، جوزف کنراد، هرمان هسه و جان استاینبک نویسندگانی هستند که به مضامین داستان قابیل پرداختهاند.
فرهاد دیناری
کین، جیمز ام.
Cain \'kān\
نام کامل او ملاهان (ت. اول جولای 1892، آناپولیس، ایالت مریلند، امریکا- و. 27 اکتبر 1977، یونیورسیتی پارک، مریلند) رماننویسی که داستانهای ملودرام خشونتآمیز، وسواسگونه از نظر جنسی، و بهشدت پویایش نمونهای اعلا از داستان غیراحساساتی بود که در سالهای سیوچهل در امریکا رواج یافته بود. سه رمان او- «پستچی همیشه دوبار زنگ میزند» (The Postman Always Rings Twice, 1934)،«خسارت مضاعف» (Double Indemnity, 1936)، و «میلدرد پییرس»(Mildred Pierce, 1941)- نیز به کلاسیکهای سینمای امریکا تبدیل شدند. اولین رمان کین، پستچی همیشه دو بار زنگ میزند، موفقیتی خارقالعاده بود. تصویر محیط اجتماعی نکبتبار، شخصیتهایی که تلاش میکنند تا با خشونت به هدفشان برسند و نثر پویا و پرشتاب این کتاب، الگویی برای سایر آثار او شد. «عاشقانه» (Serenade, 1937) بهسبب عرضة قهرمانی دوجنسیتی، در دورة خود اثری جسورانه بود. «سه تا از یک نوع» (Three of a Kind, 1943) شامل رمانهای کوتاه «زن گناهکار» (Sinful Woman)، «خسارت مضاعف» (Double Indemnity)، و «مختلس» (Embezzler) بود. انتشار کتابهای کین پس از جنگ جهانی دوم ادامه یافت؛ «پروانه» (Butterfly, 1947)، «بید» (The Moth, 1948)، «ریشة تبهکاری او»(The Root of His Evil, 1954)، «همسر جادوگر» (The Magician's Wife, 1965)، و «پایان رنگینکمان» (Rainbow's End, 1975) از آن جملهاند، اما هیچیک از آنها به موفقیت آثار اولیهاش دست نیافتند.
فرشته آهنگری
کین، سر هال
Caine \'kān\
نام کامل او سر تامس هنری هال (ت. 14 می 1853، رانکرن، چشر، انگلستان- و. 31 آگوست 1931، آیل آو من) نویسنده بریتانیایی که بهسبب رمانهای عامهپسندش که ترکیبی از احساس، شور درونی، فضای محلی و شخصیتپردازی قوی هستند معروف است. کین از 1881 تا مرگ روزتی در 1882، منشی دانته گابریل روزتی بود. اولین رمان او، «سایة گناه» (The Shadow of a Crime)، در 1885 منتشر شد. به دنبال این رمان چند اثر دیگر نوشت که «قاضیالقضات» (The Deemster, 1887)، «منکسمن» (Manxman, 1894)، «شهر بیگانه» (The External City, 1901)، «زنی که به من معرفی کردی» (The Woman Thou Gavest Me, 1913)، و «زن شکستخورده» (The Woman of Knockaloe, 1923)از آن جملهاند. کین در جزیرة آیل آو من ساکن شد و از 1901 تا 1908 در مجلس نمایندگان، مجلس قانونگذاری، عضو بود. او در 1908 بهعلت خدمت در کسوت مبلّغ متفقین در ایالات متحده، درجه شوالیه را دریافت کرد.
فرهاد دیناری
شورش کین
Caine Mutiny, The \'kān\
رمانی اثر هرمان ووک، که در 1951 منتشر شد. این رمان در 1952 جایزه پولیتزر را دریافت کرد. شورش کین از تجربیات ووک در یک کشتی- ناوشکن مینروب در جنگ جهانی دوم در اقیانوس آرام سرچشمه گرفته است. شخصیت اصلی این رمان ویلی کیت، نیویورکی ثروتمندی، است که به فرماندهی ناوشکن یواساس کین منصوب میشود و بهتدریج در جریان داستان به بلوغ و پختگی میرسید. اما شهرت این اثر بهسبب تصویری است که از ناخدا کوئیگِ روانرنجور ترسیم میکند. او دلمشغولِ تخلفات جزییای میشود که هزینههایی را به امنیت کشتی و خدمه تحمیل میکنند. تام کیفر، ناوبان باهوش و بدبین، استیو مریک، ناوبان درستکار و وفادار، را قانع میکند که رفتار عجیبوغریب کوئیگ کشتی را به خطر میاندازد؛ مریک با بیمیلی کوئیگ را از فرماندهی برکنار میکند. بیشتر کتاب، دادگاه نظامی مریک و پیامد آن را توصیف میکند. درنهایت، تزلزل کوئیگ به شکست روانی کامل خود او منجر میشود.
فرهاد دیناری
کیکها و آبجو
Cakes and Ale
(نام کامل آن کیکها و آبجو؛ یا اسکلت در گنجه) رمانی فکاهی اثر ویلیام سامرست موام، که در 1930 منتشر شد. داستان را ویلی اَشِندن، که قبلاً در مجموعه داستان کوتاه «اشندنِ» (Ashenden) موام حضور داشت، روایت میکند. آلروی کیئرِ جاهطلب و خودخواه، که مأموریت دارد زندگینامهای رسمی از رماننویسِ مشهور ادوارد دریفیلد بنویسد، اشندنِ رماننویس را در این کار همراهی میکند. کیئر معتقد است که به منظور فروش بهتر آثار، باید جنبههای غیراشرافی زندگی شخصیتهای آثارش را نادیده بگیرد. اولین همسر دریفیلد، روزی- با نشاط، مهربان، بخشنده، اما بسیار ناتوان برای درک محدود کیئر از رفتار انسان- اسکلت گنجة عنوان فرعی است. او با همسر دوم و ریاکار دریفیلد مقایسه میشود و دریفیلد بیاحساس نیز با شوهر دومِ مهربان و با نزاکت روزی سنجیده میشود. این داستان محافل ادبی لندن را هجو میکند. این رمان را در سطح وسیعی رمان رمزی (roman à clef) با موام در هیئت اشندن، تامس هاردی در هیئت دریفیلد و هیو والپول در هیئت کیئر میدانند.
فرهاد دیناری
کَلئیس و زیتیز
Calais and Zetes \'kal-ā- is… 'zē-tēz\
در اساطیر یونان، پسرانِ دوقلویِ بالدار بورئاسو اورئیتیا. آنها از جمله آرگوناتها هستند که در حفاظت پشم طلایی، به جیسون کمک کردند. آنها در هنگام ورودشان به همراه آرگوناتها به سالمیدسوس در تراکیا، خواهرشان کلئوپاترا را که بهدست شوهرش، فینئوس، شاه کشور، زندانی شده بود، آزاد کردند. طبق روایت دیگری، آنها امکان ایجاد مزاحمت از سوی فینئوس را، هنگامی که پیر و ناتوان شده بود، با کمک هارپیها از بین بردند. هراکلیوس آنها را نزدیک جزیره تنوس به قتل رساند. طبق سنت، کلئیس کالس را در کامپانیا بنیاد نهاد.
فرهاد دیناری
کالاسّو، روبرتو
Calasso \kä-'läs-sō\
(ت. 1941، فلورانس، ایتالیا) سردبیر، ناشر و نویسنده ایتالیایی که کتابش با نام «پیوند کادموس و آرمونی» (Le nozze di Cadamo e Armonia, 1988) تحسین جهانی منتقدان و عامه مردم برایش به ارمغان آورد. کالاسّو زمانیکه دانشجوی دانشگاه رم بود و آنجا مدرکی در رشته ادبیات انگلیسی اخذ کرد، کار برای آدلفی اِتسیونی، ناشر ادبیات کلاسیک و جدید، را آغاز کرد. او با فلور یگیِ رماننویس ازدواج کرد و مدیر مسؤل و سردبیر آدلفی شد. اولین رمان او، «مجنون زشت» (L'impuro folle, 1974)، نمایشی عاطفی از جنون است که در سبکهای تغزلی از فکاهی به حماسی و از اسرارآمیز به عامهپسند نوشته شده است. رمان دوم او «خرابههای کاسک» (La rovina di Kasch) نام داشت، متنی آشفته که براساس افسانه افریقایی باستان درباره پادشاهی کاسک و سقوطش پس از آنکه از آیین سنتی قربانی کردن برای شاه دست کشید، بنا نهاده شده است. پیوند کادموس و آرمونی، که معروفترین اثر او است، اسطورههای سنتی یونان را در تلاش برای احیای معانی اولیهای که آنها روزگاری بیان میکردند- یعنی قدرت مطلق و استبدادی طبیعت و هستی همانطور که در قلب خدایان ریخته میشد- بازگو میکند.
فرهاد دیناری
کلکس
Calchas \kal-kes\
(کالخاس) در اساطیر یونان، پسر تستور (یکی از کشیشان معبد آپولو) و مشهورترین غیبگو در میان یونانیها در زمان جنگ تروجان. او مدت محاصره، درخواست قربانی شدن ایفیژنی، دختر آگاممنون (پادشاه موکنای) را پیشگویی کرد و ساخت اسب چوبیای را پیشنهاد داد که یونانیها به کمک آن توانستند تراوا را فتح کنند. پیشبینی شده بود زمانیکه او برتر از خودش را در پیشگویی ملاقات کند، خواهد مرد؛ با شکست خوردن در سه پیشگویی مقابل موپسوس، کلکسی از ناراحتی مرد یا خودکشی کرد.
زینب مشتاقی
نشان کالدِکات
Caldecott Medal \'kal-də'kät, commonly 'käl-\
(کَلدِکات) جایزه سالانهای که به «هنرمند برجستهترین کتاب تصویری کودک در امریکا» اعطا میشود. این جایزه را فردریک جی. ملچر، رئیس هیئت مدیره شرکت انتشارات آر. آر. بوکر در 1938 بنیان نهاد و به نام رندولف کالدکات، گرافیستِ انگلیسیِ قرن نوزدهم، نامگذاری شد. این جایزه در مجمع سالانه انجمنکتابخانة امریکا همراه با نشان نیوبری برای ادبیات کودک اهدا میشود
فرهاد دیناری
کالدرون د لا بارکا، پدرو
Calderόn de la Barca \'käl-dā-'rōn-dā-lä-'bär-kä\
(ت. 17 ژانویه 1600، مادرید، اسپانیا- و. 25 می 1681، مادرید) نمایشنامهنویس و شاعری که در جایگاه نمایشنامهنویس پیشتاز اسپانیایی در دوره طلایی جانشین لوپه دِ وِگا شد. زندگی خانوادگی پرتنش، ظاهراً، تأثیر عمیقی روی کالدرون جوان گذاشت؛ چرا که چندین مورد از نمایشنامههایش تمایل شدید به تأثیرات روانشناختی و اخلاقی زندگی خانوادگی را نشان میدهد. کالدرون، که برای فعالیت در کلیسا در نظر گرفته شده بود، در دانشگاههای آلکالا و سالامانکا تحصیل کرد. او کارهای مربوط به کلیسا را رها و در 1623 نوشتن نمایشنامه برای دربار را آغاز کرد و بهزودی عضو برجسته گروه کوچکی از شاعران دراماتیک شد که شاه فیلیپ چهارم دور خود جمع کرده بود. کالدرون پس از وقفهای نزدیک به سی سال، به حرفه مذهبیاش بازگشت. او در 1651 به رتبه کشیشی منصوب شد؛ هرچند که او اعلام کرد دیگر چیزی برای اجرا نمینویسد، ولی شاه اصرار کرد که او به نوشتن برای تئاتر دربار ادامه دهد. نمایشنامههای «نقاش رسوایی او» (El pintor de su deshonra, 1645) و «گسست جامعه انگلستان» (La cisma de Inglaterra, 1627) نمونههایی استادانه از تکنیک ماهرانه کالدرون هستند که در آنها تخیل شاعرانه، شخصیتها و حادثه، با دقت بهوسیله نمادهای برجستهای به هم متصل شدهاند که اهمیت موضوع را روشن میکند. معروفترین نمایشنامههای غیرمذهبی او «طبیب آبروی خویش» (El médico de su honra, 1635)، «زندگی رؤیاست» (La vida es sueño,1635)، «شهردار دزالامئا» (El alcalde de Zalamea, 1640)، و «دختر هوا» (La hija del aire, 1653)، که گاهی شاهکار او محسوب میشود، نام دارند. «اکو و نرگس» (Eco y Narciso, 1661)، «پیکره پرومتئوس» (La estatua de prometeo, 1669)، و «جانوران وحشی باعشق رام میشوند» (Fieras afemina amor, 1669) نمایشنامههایی هستند که در آنها مضامین غالباً اسطورهای به روشی کموبیش تمثیلی بیان شده است. افزونبراین، کالدرون کارهای زیادی در موضوعات مذهبی انجام داد. مهمترین نمونههای این دسته از آثار او داستانهای تغییر دین و شهادتاند، که معمولاً درباره قدیسان نخستین کلیسا هستند. یکی از جذابترین این داستانها «شاهزاده ثابتقدم» (El principe constante, 1629) است که در آن شهادت شاهزاده فردیناند پرتغالی به نمایش درآمده است. «جادوگر خارقالعاده» (El mágico prodigioso, 1637) یک نمایشنامة مذهبی پیچیده است؛ و «دو دلداده جهان بالا» (Los dos amantes del cielo, 1636) و «ژوزف مؤنث» (El José de las mujeres, 1640) بسیار ماهرانه و متصنع هستند. هفتادوچهار «نمایشنامه اخلاقی» (autos sacramentales)، که برای اجرای خیابانی در عید پیکر مسیح نوشته شدهاند، نیز از او بر جای ماندهاند. کالدرون در نمایشنامهها اصول و سنتهای نمایشنامه اخلاقی قرون وسطا را بنا نهاده است. بزرگترین دستاورد او در این نوع نمایشنامهها را باید در میان آثاری که مربوط به دوران کهولت اوست، جستوجو کرد که اصول جزمی سقوط و رستگاری را به نمایش در میآورد و مهمترین آنها «تاکستانِ ارباب» (La vina del senor, 1674)، «کشتی بازرگان» (La nave del mercader, 1674)، «پناهگاه جدید فقیر» (El nuevo hospicio de pobres, 1675)، «بزرگترین روزِِِِ روزگار» (El dia mayor de los dias, 1678) و «چوپان وفادار» (El pastor fido, 1678) نام دارند.
فرهاد دیناری
کالدول، ارسکین
Caldwell \'käld-wel\
(ت. 17 دسامبر 1903، کوویتا کاونتی، ایالت جورجیا، امریکا- و. 11 آوریل 1987، پارادایز ولی، ایالت اریزونا) نویسندة امریکایی که در رمانها و داستانهای سادهاش دربارة فقیران روستایی جنوب امریکا، خشونت و روابط جنسی را در تراژدیـ کمدیهای عجیبوغریب به هم آمیخته است. پدر کالدول مبلّغ مذهبی بود که مکرراً از کلیسایی به کلیسای دیگر میرفت و بدینسبب، کالدول آگاهی عمیقی از کشاورزان فقیری بهدست آورد که پدرش در خدمت آنها بود. او به کالج ارسکین، دیو وست، اس.سی.، و دانشگاه ویرجینیا رفت، اما فارغالتحصیل نشد. او با «جادة تنباکو» (Tobacco Road, 1932) به شهرت رسید؛ رمانی جنجالی که روایتی از فقر و انحطاط روستایی بود. نمایش جادة تنباکو هفت سال و نیم در طی سالهای 1930 تا اوایل 1940 در تئاتر نیویورک اجرا شد. شهرت کالدول در کسوت یک رماننویس تا حد زیادی بر دو رمان جادة تنباکو و «صحن کوچک کلیسا» (God's Little Acre, 1933) مبتنی است؛ این رمان پرفروش نیز وضع سفیدپوستان فقیر و فاسد را در نواحی روستایی جنوب نشان میدهد. از جمله آثار دیگر کالدول «غوغای ژوئیه» (Trouble in July, 1940)؛ روایت اپیزودیک «پسر جورجیا» (Georgia Boy, 1943)، که داستانی با بیان زیبا از دوران کودکی است؛ زندگینامه خودنگاشت «صدا بزن تجربه را» (Call It Experince, 1951)؛ و «در جستوجوی بیسکو» (In Search of Bisco, 1967) هستند. کالدول متن و مارگرت برکوایت (که بعدها به همسری وی درآمد)، عکسهایی برای یک کتاب مستند و مستدل درباره روستاییان جنوب با عنوان «تو چهرههایشان را دیدهای» (You Have Seen Their Faces, 1937) تهیه کردند. کالدول و وایت، برای دو کتاب مصّور دیگر، یکی دربارة چکسلواکی و دیگری دربارة اتحاد شوروی نیز همکاری داشتند.
فرشته آهنگری
کلیبن
Caliban \'kal-ə-'ban\
شخصیت داستانی، موجودی وحشی، عبوس و معیوب در نمایشنامه «توفان» (The Tempest) اثر ویلیام شکسپیر. کلیبن پسر جادوگری بهنام سیکوراکس است که بهتنهایی در جزیرهاش زندگی میکند (بهاستثنای اَریئلِ زندانی)، تا اینکه پراسپرو همراه میراندا، فرزند دخترش، در ساحل انداخته شدند. پراسپرو کلیبن را خدمتکار خود میکند و پس از چند سال به او صحبت کردن میآموزد. کلیبن در آثار شکسپیر چهره منفی بشری است و از نظر دیگران نمونه بومیان رنجبری است که تحت ستم امپریالیسم هستند.
زینب مشتاقی
کلیبن پیشاپیش سِتِباس
Caliban Upon Setebos \'kal-ə-'ban…'set-ə-'bäs\
تکگویی نمایشی اثر رابرت براونینگ، منتشره در «شخصیتهای نمایشی» (Dramatis personae) در 1864، که جستوجویی را در ماهیت روابط انسان با خدا و دیگر انسانها بنا مینهد. کلیبن، خدمتکار فاقدِ شعور و نه کاملاً انسانِ پراسپرو در نمایشنامة «توفان» (The Tempest) اثر ویلیام شکسپیر است، روی شخصیتِ خدای خود، ستباس، تأمل میکند و میاندیشد که هدف ستباس از خلقت جهان چه چیزی میتوانسته باشد. از جمله نتیجهگیریهای کلیبن است که خدای او موجودی بسیار شبیهِ خودِ اوست و اینکه جهان را بهخاطر لذت و تفریحِ خود خلق کرده است.
فرهاد دیناری
کالیگیولا
Caligula \kə-'lig-y -lə\
، لقب گایوس سزار، شکل کامل آن گایوس سزار ژرمانیکوس (ت. 31 آگوست 12 ق.م، آنتیوم، لاتیوم [اکنون آنتسیو، ایتالیا] -و.24 ژوئن 41، روم) امپراتور روم از 37 تا 41 و جانشین تیبریوس. گزارشهای تاریخنگاران قدیم از دوران حکومت او بهخاطر تعصب و دشمنی با او بهگونهای است که تقریباً نمیتوان حقیقت را در موردش ثابت کرد. او هفت ماه پس از رسیدن به سلطنت، بهشدت مریض شد؛ از آن پس با حسی مستبدانه محاکمه خیانتکاران را احیا کرد، بیرحمی شدیدی از خود نشان داد، و مشغول وحشیگری شد. در 38 نایویوس سوتوریوس ماکرو، فرمانده گارد کنسولی که بهواسطه حمایت او به سلطنت رسیده بود، را اعدام کرد. خود را خدا میدانست و علاقة مفرطی به خواهرانش داشت، مخصوصاً به دروسیلا که پس از مرگ (سال 38) تبدیل به دیوا دروسیلای مقدس، نخستین زن در روم که بسیار مورد احترام بود، شد. برخی نویسندگان تصور کردهاند که او بعد از مریضیاش دیوانه شد، اما بسیاری از این مدارک مشکوکاند و برخی- از جمله اینکه او به اسب خود لقب کنسول داد- نادرست هستند. او از بیماری صرع رنج میبرد. کالیگیولا موضوع داستانهای آوگاست استریندبری با نام «مینیاتور تاریخی» (Historika miniatyrer, 1905) و آلبر کامو با نام «کالیگیولا» (Caligula, 1944) قرار گرفته است.
فرهاد دیناری
کلیشر، هورتنس
Calisher \'kal-ish-ər\
(ت. 20 دسامبر 1911، نیویورک، ایالت نیویورک، ایالات متحده) نویسندة امریکایی رمان، داستان بلند و داستان کوتاه که بهخاطر سبکِ عالی و پردازش خردمندانه شخصیتها در داستانهای کوتاهش، که بسیاری از آنها ابتدا در The New Yorkerچاپ شد، مشهور است. کلیشر، که پدرش مهاجری آلمانی و مادرش جنوبی آوارهای بود، از خانوادهای از قشر متوسط در شهر نیویورک پرورش یافت. او در 1932 از کالج باردنر فارغالتحصیل شد و بعدها در آنجا تدریس کرد. مجموعه داستانهای او «در غیبت فرشتگان» (In the Absence of Angels, 1951)و «مجموعه داستانهای هورتنس کلیشر» (The Collected Stories of Hortense Calisher, 1975)، که گردآوریهایی از مجموعههای قبلی او بودند، دربردارندة داستانهایی است که نقش اصلی را به همزاد کلیشر، هستِر الکینز، میدهد که بچهای یهودی است که به همراه خانوادة قومی خود در نیویورک زندگی میکند. کلیشر، که چهار جایزة داستان کوتاه اُ هنری را دریافت کرده بود، در نوشتن داستان کوتاه با پیرنگِ خوب و ادراک روانشناختی، که شخصیتهایی خوشطرح دارد، بیرقیب است. داستانهای گردآوری شدة او «قصهای برای آینه: یک داستان بلند و دیگر داستانها» (Tale of Mirror: A Novella and Other Stories, 1962)، «نهایت جادو: یک داستان بلند و دیگر داستانها» (Extreme Magic: ANovella and Other Stories, 1964)، و «سراتوگا، مرد پرشور» (Hot Saratoga, 1985) نام دارند. اولین رمان او، «ورودغیرقانونی» (False Entry, 1961)، دارای شخصیتهایی است که در رمانی با موقعیت مکانی و زمانی کاملاً متفاوت با نام «نیویورکیها» (The New Yorkers)، که در آن دختری دوازده ساله همسرِ خیانتکار پدرش را میکشد، دوباره بهکار میروند. دیگر رمانهای او «ملکه» (Queenie, 1971)، «در مراقبت زنان» (On KeepingWomen, 1977)، «در آیین رهبری» (Mysteries of Motion, 1983)، «عصر» (Age, 1987)، و «در دربارِ پادشاه سینما» (In the Palace of the MovieKing, 1933) نام دارند.
فرهاد دیناری
کلاگان، مورلی (ادوارد)
Callaghan \'kal-ə-han\
(ت. 22 سپتامبر 1903، تُرانتو، آنتریو، کانادا- و. 25 آگوست 1990، تُرانتو) نویسندة رمان و داستان کوتاه کانادایی. کلاگان به دانشگاه ترانتو (لیسانس در 1925) و دانشکده حقوق آزگود هال (لیسانس حقوق در 1928) رفت. وی هرگز در رشته حقوق کار نکرد، اما در 1928 نویسندة تماموقت شد و برای داستانهای کوتاهش در مجموعه «یک بومی آرگوسی» (A Native Argosy, 1929) تحسین منتقدان را برانگیخت. مجموعه داستانهای بعدی او شامل «داستانهای مورلی کلاگان» (Morely Callaghan’s Storiess, 1959) و «بانوی آزاد و مرد فاسق» (No Man's Meat and the Enchanted Pimp, 1978) است. «فراری مرموز» (Strange Fugitive, 1928)، اولین رمان از بیش از ده رمان وی، نابودی یک وصلة ناجور اجتماعی را توصیف میکند؛ تیپی که در داستان کلاگان تکرار میشود. دومین عنصر مشخص در آثار بعدی وی تأکید بر عشق مسیحیان بهمثابه پاسخی به بیعدالتی اجتماعی است؛ این عنصر در «محبوب من اینگونه» (Such Is My Beloved, 1934)، «آنها زمین را به ارث خواهند برد» (They Shall Inherit the Earth, 1935)، «محبوبهها و کمشدهها» (The Loved and the Lost, 1951)، «عشقی در رُم» (A Passion in Rome, 1961) دیده میشود. وی در 1940 آثار کمی منتشر کرد، به نمایشنامهنویسی گرایش پیدا کرد و با کمپانی تلویزیونی کانادا کار کرد. «آن تابستان در پاریس» (That Summer in Paris, 1963)، که روایتگر خاطرة روزهای کلاگان در پاریس در 1929 و دوستیاش با اف. اسکات فیتسجرالد و ارنست همینگوی است، و «یک میدان قشنگ و دنج» (A Fine and Private Place, 1975)، که داستان نویسندهای است که میخواهد در کشور خودش شهرت هنری داشته باشد، چشمگیرترین آثار در میان آثار متأخر کلاگان هستند.
زینب مشتاقی
کالیگرام
Calligrammes \ka-lē -'gram\
، مجموعة شعری اثر گیّوم آپولینر، که در 1918 در فرانسه چاپ شد. اشعار این مجموعه تجارب سربازی آپولینر در طول جنگ جهانی اول و نیز پیوند او با دنیای هنری پاریس را منعکس میکند. این مجموعه بهطور خاص بهدلیل قالب منظومی که در آن کلمات بهگونهای در شعر بهکار میروند که بتوانند الگویی را ایجاد کنند که مضمون و موضوع شعر را نشان دهد، مورد توجه قرار گرفت.
فرهاد دیناری
کالیماخوس
Callimachus \kə-'lim-ə-kəs\
(ت.حدود 305 ق.م، کورنه، افریقای شمالی- و.حدود 240 ق.م) شاعر و ادیب یونانی، شاعری که معرّفی تمامعیار از مکتب عالمانه و پیشرفتة اسکندریه بود. کالیماخوس به اسکندریه مهاجرت کرد؛ جاییکه شاه پتولمی دوم فیلادلفوس مصر، کاری را در کتابخانة اسکندریه، که در دنیای یونان باستان بسیار مهم بود، به او واگذار کرد. از نوشتههای پرحجم کالیماخوس، تنها قطعاتی از آنها باقی مانده است که تعدادی از آنها در قرن بیستم کشف شد. مشهورترین اثر شعری او «ریشهها» (Aitia) احتمالاً حدود 270 ق.م. تألیف شده است. این اثر مرثیهای روایی در چهار جلد، شامل گزیدهای از حکایتهای مبهم از اساطیر و تاریخ یونان است، که در آنها مؤلف به دنبال شرح منشأ اسطورهای رسوم، جشنها و نامهای مبهم است. از میان مرثیههای او برای مناسبتهای ویژه، «موی برنیچه» (Lock of Berenice)، مشهورترین است؛ قطعهای لطیف از شعری درباری که بعدها کاتولوس آن را بهصورت آزاد به لاتین ترجمه کرد. دیگر آثار کالیماخوس عبارتانداز «یامبی» (Iambi)، سیزده شعر کوتاه در موضوعات مناسبتی؛ «هکال» (Hecale)، یک شعر حماسی کوچک، یا اپیلیون، که سبک شعری جدیدی را برای شرح مجمل و کوتاه ایجاد کرد؛ و «لکلک» (Ibis)، شعری جدلی که علیه شاگرد سابق آپولونیوسِ رودسی سروده شده، که حماسة بزرگش یعنی «آرگوناییها» (Argonautica) نشانگر شورشی علیه معیار ذوق استادش بود. کالیماخوس در «سرودهای مذهبی» (Hymns)قالب مذهبی سنتی سرودهای هومری را برای استفادة ادبی صرف بهکار برد. «لطیفهها» (Epigrams)، که 60 مورد از آن باقی مانده، تنوع موضوعات شخصی را با هنرمندی تمام تصویر میکند. از میان آثار منثور متعدد او، «الواح» (Pinakes)در 120 جلد از همة مشهورتر است. این کتاب از فهرست دقیق مؤلفان آثار موجود در کتابخانة اسکندریه تشکیل شده است.
فرهاد دیناری
کلاینوس (کالینوس)
Callinus \kə-'lī-nəs\
(شکوفایی اواسط قرن هفتم ق.م، اِفِسوس، ایونیا، آسیای صغیر) شاعر مرثیهسرای یونان، اندک اشعار باقیمانده از آثار او دورة ناآرام آسیای صغیر را نشان میدهد، زمانی که سیمیریان، قومی که در اصل از جایی که بعدها جنوب روسیه شد، به آنجا هجوم آورده بودند. بلندترین این اشعار، تقاضایی از مردانی جوان است که ترس بزدلانة آنها را از بین ببرد و آنها را به جنگ و دفاع از کشورشان تشویق کند؛ حتی اگر لزوماً به مرگ منتهی شود. درحالیکه واژگان و تخیل شعر هومرگونه است، جملهبندی آن گاهی جدید و بدیع مینماید.
فرهاد دیناری
کلایوپی (کالیوپه)
Calliope or Kalliope \kə'lī-ə-pē\
در اساطیر یونان، سرشناسترین الهه از میان میوزها (9 الهه دانش)، حامی شعر حماسی. به فرمان زئوس، او در خصوص نزاع بین خدایان آفرودیته و پرسیفونه بر سر آدونیس قضاوت میکند. در بسیاری از آثار، او و شاه اُوئیگروس تراسی والدین اورفئوس، قهرمان چنگنواز، بودند؛ او همچنین مورد علاقه فراوان خدایگان آپولو بود و از او دو پسر، هایمن و ایالموس، داشت. برخی آثار نیز او را مادر رئوسوس، شاه تراس و قربانی جنگ تروجان، و یا مادر لینوسِ نوازنده، که مخترع ملودی و وزن بود، میشناسند.
فرهاد دیناری
این را خوابیدن بنامید
Call It Sleep
رمانی از هنری رات، که در 1934 منتشر شد. این رمان روایتگر شخصیت و احساسات پسری جوان، فرزند مهاجران یهودی ییدیشزبان در محله یهودینشین در نیویورک است. رات تکنیکهای جریان سیال ذهن را برای روایت رشد روانی پسر و نیز جهت کندوکاو احساسات او در خصوص خانوادهاش و دنیای بزرگتر اطراف بهکار میبرد. کتاب بهطرزی قدرتمندانه، ترسها و نگرانیهای تجربی بچه در روابط اضطرابآور با پدرش را زنده میکند و بهطرز واقعنمایانهای محیط نکبتبار شهری را، که خانواده در آن زندگی میکند، توصیف میکند. این رمان در اواخر دهة 1950 و اوایل دهة 1960 دوباره کشف شد و بهعنوان رمان کارگری مهم دهة 1930 و اثری کلاسیک از ادبیات یهودی- امریکایی مجدداً مورد توجه قرار گرفت.
فرهاد دیناری
آوای وحش
Call of the Wild, The
رمانی از جک لندن، که در 1903 منتشر شد و اغلب آن را شاهکار او محسوب میکنند. نوع کلاسیک داستان ماجرایی لندن بهخاطر استفاده از سگی بهعنوان قهرمان داستان، باعث شده است که گاهی این رمان را به اشتباه رمانی کودکانه تلقی کنند. باک، که برای تربیت بهصورت سگ سورتمه با کشتی به کلاندایک فرستاده میشود، در نهایت به اصل خویش یعنی گرگمَنشی باز میگردد. او سپس با رها کردن زندگی آرام در دنیای انسانها برای رویارویی با خطر، حادثه و تخیّل سفری تقریباً اسطورهایی پیش میگیرد. وقتی که او به «شبح سگ» افسانهای کلاندایک تغییر مییابد، قهرمانی واقعی میشود.
فرهاد دیناری
کَلوِری، جُلجتا
Calvary \'kal-və-rē\
(گالگوتا یا گالگاتا) نیز نامیده میشود تپهای جمجمهشکل در اورشلیم، مکان به صلیب کشیده شدن عیسی.
فرهاد دیناری
کالوینو، ایتالو
Calvino \käl-'vē-nō\
(ت. 15 اکتبر 1923، سانتیاگو د لاس وگاس، کوبا- و. 19 سپتامبر 1985، سیئنا، ایتالیا) خبرنگار، نویسندة داستان کوتاه و رماننویس ایتالیایی، که حکایتهای شگفت و خیالیاش او را به یکی از مهمترین داستاننویسان ایتالیایی قرن بیستم بدل ساخت. کالوینو در جوانی، کوبا را به قصد ایتالیا ترک کرد. در طی جنگ جهانی دوم، به مقاومت ایتالیا پیوست و بعد از جنگ در تورین اقامت گزید و زمانیکه با فصلنامة کمونیستی L’Unitá و با بنگاه انتشاراتی ائینائودی همکاری میکرد، از دانشگاه تورین مدرک ادبیاتش را گرفت. از 1959 تا 1966 با همکاری الیو ویتورینی مجلة چپگرای Il Menabòdi letteraturaرا سردبیری کرد. کار کالوینو در مقاومت الهامبخشِ دو تا از آثار داستانی او شد: رمان نورئالیستی «راه باریک آشیانه عنکبوتها» (Il sentiero dei nidi di ragno, 1947) و مجموعه داستان «آدم، یک بعدازظهر و داستانهای دیگر» (Ultimo viene il corvo, 1949). کالوینو در دهه1950 بهطور جدی به خیالپردازی و کنایه گرایش پیدا کرد و سه قصة خیالی با نامهای «ویکنت دونیم شده» (Il visconte dimezzato, 1952)، «بارون در درختان» (Il barone rampante, 1957)، و «شهسوار یافتنشدنی» (Il cavaliere inesistente, 1959) نوشت که برای او شهرت بینالمللی و جهانی به ارمغان آورد. «قصههای عامیانة ایتالیایی» (Faibe italiane, 1956) وی مجموعهای از قصههای سنتی به گویشهای منطقهای را گرد هم آورده است. در میان آثار فانتزی بعدی وی «کیهان فکاهیه» (Le cosmicomiche, 1965)، مجموعهای جذاب و دلنشین از روایتهای جریان سیال ذهن که به خلق و تحول دنیا میپردازد، دیده میشود. کالوینو در رمانهای بعدیاش یعنی «شهرهای نامرئی» (Le città invisibili, 1972)، «قصر سرنوشتهای متقاطع» (Il castello dei destini incrociati, 1973)، «اگر شبی از شبهای زمستان مسافری» (Se una notte d'inverno un viaggiatore, 1976) از ساختارهای ابتکاری و دیدگاههای متغیر مطایبهآمیز استفاده کرد. «فواید ادبیات» (Una pietra sopra: Discorsi di letteratura e societá, 1980)مجموعة مقالاتی است که برای Il Menabó نوشت.
زینب مشتاقی
کلووس، گایوس لیسینیوس ماسر
Calvus \'kal-vəs\
(ت. 82 ق.م- و. حدود 47 ق.م) شاعر و خطیب رومی که، در قامت یک شاعر، در سبک و انتخاب موضوعات شعری از دوستش کاتولوس پیروی میکرد. کلووس پسر لیسینیوس ماسرِ وقایعنگار بود. او در کسوتِ یک خطیب، رهبر گروهی از شاعران بود که با مکتب متکلف شرقی مخالفت میکردند و سبک سادة سخنوران آتنی را بهمثابة الگوی خود برمیگزیدند. از خطبههای او 21 مورد شایان ذکرند که مشهورترین آنها، مواردی است که بر ضد کرسی پابلیوس واتینیوس ایراد شد. تنها بیست قطعة ناقص از اشعار او باقی مانده است.
فرهاد دیناری
کالیپسو
Calypso \kə-'lip-sō\
در اساطیر یونان، دختر تیتان اطلس (یا اُکیانوس یا نِرِئوس)، یک پری دریایی از جزیرة اسطورهای اوگیگیا. مدت هفت سال اودیسئوس، قهرمان یونان، را گرامی داشت، اما حتی با وعدة جاودانگی نیز نتوانست بر اشتیاق او برای بازگشت به خانه فائق آید. در نهایت زئوس الهة هرمس را فرستاد تا از او بخواهد اودیسئوس را آزاد کند. برطبق داستانهای متأخر، او از اودیسئوس صاحب پسری به نام آئوسون و دوقلوهایی به نامهای نائوسیتوس و نائوسینوس شد.
فرهاد دیناری
نقادان کیمبریج
Cambridge critics \'kām-brij\
گروهی نقادان که در مطالعات ادبی انگلیسی از اواسط دهة 1920 بسیار تأثیرگذار بودند؛ این گروه مکتبی به لحاظ عقلی باریکبین از معیارهای نقد در عرصة ادبیات ایجاد کردند. رهبران این گروه آی. ای. ریچاردز و اف. آر. لیویس از دانشگاه کیمبریج و ویلیام امپسن، شاگرد ریچاردز، بودند. سی. کی. آگدن، نویسنده و زبانشناس، در مطالعات زبانشناسی «معنای معنا» (1923) در کیمبریج با ریچاردز در ارتباط بودند. طرز تلقی این نقادان از ادبیات مبتنی بر معاینه دقیق متن ادبی، چنانکه در دو کتاب اصلی ریچاردز نشان داده شده است، یعنی «اصول نقد ادبی» (Principles of Literary Criticism, 1924) و «نقد عملی» (Practical Criticism, 1929) و نیز مبتنی بر اعتقاد آنها به رابطة نزدیک ادبیات با مسائل اجتماعی بود. این نگاه قسمتی از نقدی بزرگتر از زندگی بود که لیویس در آثاری چون «فرهنگ و محیط» (Culture and Environment, 1933) و «سنت بزرگ» (The Great Tradition, 1948)، که در مورد رمان انگلیسی است، مورد بحث قرار داده است. فصلنامة لیویس با نام Scrutiny (53-1932) به هر دو جنبه اختصاص داده شد و یادداشتنویسانِ آن- از جمله ال. سی. نایتس، دنیس تامپسن و همسر لیویس، کیو. دی. لیویس، («قصه و مطالعة عمومی» (Fiction and the Reading Public, 1932))- کمک شایانی به حوزة نقد کردند. کتابهای «هفت نوع ابهام» (Seven Types of Ambiguity, 1930) و «ساختار واژگان پیچیده» (The Structure of Complex Words, 1951) اثر ویلیام امپسن گسترة نقد را که ریشه در تحلیل زبانشناسی دارد، شرح داد. نقد کیمبریج از نوع خاصی پیروی نمیکرد، اما چارچوب تحلیلی، بسته بودن و دوریاش از نوشتار مبتنی بر قدردانی اخلاقی از آموزش سخت و گرایشهای پدیدآورندگانش به فلسفه، زبانشناسی و روانشناسی و علوم اجتماعی و نیز از غور زیاد در ادبیات آشکار میشد. نیز نکنقد جدید.
فرهاد دیناری
کَمِلات
Camelot \'kam-ə-'lät\
در افسانة آرتوری، محل دربارِ شاه آرتور است. این قلعه در ویلز به کارلیئن در مانمتشر نسبت داده میشد و در انگلستان موقعیت مکانی آن به نقاط مختلفی از جمله این موارد نسبت داده میشود: کوئین کمل در سامرست؛ شهر کوچک کملفرد در کورنوال؛ وینچستر در همشر؛ و قلعة کدبری در کدبری جنوبی واقع در سامرست.
فرهاد دیناری
کمیئو
Cameo \'kam-ē-ō\
قطعة معمولاً کوتاه ادبی یا نمایشی که با زمختی یا ظرافت ویژگی شخص، مکان یا حادثهای را روایت میکند.
فرهاد دیناری
کامیلا
Camilla \'kə-'mil-ə\
در اساطیر رومی، دوشیزة افسانهای ولسکایی که رزمآور و محبوب دیانای خدا میشود. به گفتة ویرژیل، شاعر رومی، پدر او، متابوس، با او که کودک بود از دست دشمنان فرار میکرده که به رودخانه آمیسنوس میرسد. او کودک را به نیزهای میبندد، او را به دیانا هدیه میدهد و از روی رودخانه پرتاب میکند. وی سپس به سمت ساحل مقابل شنا میکند و دوباره به کامیلا میپیوندد. کامیلا با زندگی در میان شبانان در جنگل، شکارچی ماهری میشود و با کمک و سرپرستی پدرش جنگاوری بااراده و در همة هنرهای دهقانی توانا میشود. او رهبر گروه جنگجویان میگردد و در نبردی بر ضد آینئاس، قهرمان رومی، میجنگد. کامیلا درحالیکه مشغول تعقیب سربازی فراری است، به دست یک اتروسکانی به نام آرونز کشته میشود.
فرهاد دیناری
کامی
Camille \ka-'mēy\
نام بدلی شخصیت داستانی مارگریت گوتیه، قهرمان نمایشنامة «لا دام اُ کاملیا» (La Dame aux camélias, 1848/ اجرا 1852) اثر الکساندر دومای پسر. کامی راه زندگی روسپیگری را برگزید و لقب او به کاملیاس اشاره دارد که نشانهای از سهلالوصول بودن او بهشمار میرود. کامی بعد از اینکه عاشق مرد جوانی میشود، زندگی و راه سابق خود را ترک میکند، اما فداکارانه به آن زندگی روسپیگری برمیگردد (حتی با دانستن اینکه تا حد زیادی به خطر میافتد و اینکه این عشق آخرین شانس او برای خوشبختی است) تا اینکه زندگیاش را با رابطه با او به نابودی میکشد. صحنة طولانی مرگ او بارها تقلید شده است. این داستان همچنان زنده است و جوزپه وردی آن را بنای اپرای «لا تراویاتا» (La traviata, 1853) قرار داده و گرتا گاربو از آن برای توصیف شخصیت فیلم به یادماندنی «کامی» (Camille, 1936) استفاده کرده است.
فرهاد دیناری
کامیلو، دون
Camillo, Don \'dōn-kä-'mēl-lō\
شخصیت داستانی، کشیش روستایی جنگاور ایتالیایی که تقابل او با دشمن متخاصم همردهاش، یعنی پپونه شهردار محلی کمونیست، مبنایی برای سلسله داستانهای مشهور و طنز جووانی گوئارسکی، ادیب ایتالیایی، شد. این شخصیت همچنین در مجموعة فیلم موفقی به زبان فرانسوی (دهههای 1950 و 1960) با درخشش فرناندل، بازیگر طنز فرانسوی، حضور دارد. شاهکارهای دون کامیلو ابتدا در اواخر دهة 1940 در مجلة ایتالیایی Candido منتشر شد. مجموعههایی از این داستانهای کوتاه «دنیای کوچک دون کامیلو» (Mondo Piccolo Don Camillo, 1948)، «دون کامیلو و اغنامش» (Mondo piccolo: Don Camillo e il suo gregge, 1953)، «دون کامیلو دیو را از دُم میگیرد» (عنوان انگلیسی)/ «دون کامیلو و دیو» (عنوان امریکایی) (Don Camillo prende il diavolo per la coda, 1965)، «دون کامیلوی رفیق» (Il compagno Don Camillo, 1963)، و «دون کامیلو باهیپیها دیدار میکند» (Don Camillo e i giovani d’oggi, 1969)نام دارند.
فرهاد دیناری
کاموئینش، لوئیش (واز) دِ
Camões or Camoëns \ka-'möinnsh\
نامخانوادگی او کاموئنس نیز تلفظ میشود (ت.حدود 1524/1525، لیسبون، پرتغال- و. 10 ژوئن 1580، لیسبون) شاعر بزرگ ملی پرتغال و سرایندة شعر حماسی «لوسیتانیاییها» (Os Lusiadas, 1572)، که کشف مسیر دریا به سمت هندوستان بهوسیلة واسکو دو گاما را توصیف میکند. کاموئینش تأثیری دائمی، یکسان و منحصربهفرد بر ادبیات پرتغال و برزیل داشت. اطلاعات زندگینامهای در مورد کاموئینش اندک است. تحقیقات نشان داده است که او یکی از اشرافزادگانی بوده که فقیر شدهاند. مدرکی وجود ندارد که کاموئینش تحصیلات منظمی را گذرانده باشد، اما هیچیک از دیگر شاعران اروپایی آن دوران چنین اطلاعات وسیعی در مورد فرهنگ کلاسیک و معاصر و نیز فلسفه بهدست نیاوردهاند. اینگونه تصور میشود که او در جوانی در سرزمینهای تحت سلطة پرتغال در مراکش حضور داشته است. او همچنین 17 سال را در هندوستان میگذراند. کاموئینش در 1570 به پرتغال بازگشت و اثرش لوسیتانیاییها در اوایل 1572 در لیسبون منتشر شد. در جولای همان سال، شاید به پاس خدمات او در هندوستان و نیز سرودن لوسیتانیاییها مقرری سلطنتی دریافت کرد. اولین چاپ «ریماس» (Rimas) در 1595 منتشر شد. فرناون رودریگیش لووو سوروپیتا، ویراستار این اثر، با اینکه در جمعآوری اشعار از نسخ خطی آوازنامهها دقت زیادی به خرج داد، اما نتوانست از تداخل برخی اشعار تحریفشده در این اثر جلوگیری کند. بااینحال، اشعار موثق کافی برای تعیین و تأیید جایگاه کاموئینش بهمثابة بهترین شاعر غنایی پرتغال وجود دارد. او براساس تجربیاتش در دوران طولانی دوری از پرتغال، با صمیمیت عمیق و احساسی ناب از حسِ «مالامال از تنهایی» (saudade-soledade) نوشت. این امر کیفیت منحصربهفرد جدید و چشمگیری در ادبیات پرتغال بود. کاموئینش در آثار نمایشیاش، سعی کرد گرایشهای ملیگرایانه و سنتی را با هم ترکیب کند. او در کمدی «دو آمفیتروئون» (Anfitriões)، که اقتباسی از آمفیتروئون (Amphitryon) اثر پلائوتوس است، جنبة طنز اسطورة آمفیتریون را برجسته کرده است؛ در کمدی «شاه سلئوکاس» (El-rei Seleuco) موقعیت ایجادشده در پلوتارک (که در آن پسر سلئوکاس نامادریاش را از پدرش میرباید) را بهصورت سطحی تقلید میکند؛ در «فیلومدو» (Filodemo) خود (auto)، نوعی نمایشنامة اخلاقی، را توسعه میدهد که گیل ویسنته قبلاً آن را ابداع کرده بود. ویراستهای آثار کاموئینش در زبان پرتغالی و دیگر زبانها به صدها مورد میرسد و کتابشناسی او بسیار زیاد است.
فرهاد دیناری
کامپانا، دینو
Campana \käm-'pä-nä\
(ت. 20 آگوست 1885، مارّادی، ایتالیا- و. 1 مارس 1932، فلورانس) شاعر غنایی نوآور ایتالیا که تقریباً به همان اندازة نوشتههای بحثانگیز، بهسبب داشتن شخصیتی متظاهر و غمانگیز مشهور است.کامپانا در اوایل دوران جوانی نشانههایی از بیثباتی ذهنی و روانی را نشان داده بود؛ گرچه بهطور متناوب و نامنظم، در دانشگاه بولونیا شیمی خواند، اما موفق به فارغالتحصیلی نشد. بعد از آن، زندگی خانهبهدوشی و آوارگی را شروع و به اروپا و امریکای لاتین سفر کرد. کارهای گوناگونی را تجربه کرد و بیشتر اوقات یا مدت کوتاهی زندانی میشد و یا مدتهای طولانی به مؤسسات روانی فرستاده میشد. تنها مجموعه شعرش به نام «آوازهای اُرفیک»(Canti orfici, 1914)بهدلیل شور و هیجانات احساسیاش معروف است. گرایش به نیهیلیسم در سرتاسر نگرشها و آرای متضاد اشعار پراکندهاش وجود دارد، که بهطور نامنظم در توهم و واقعیت، عشق و ترس، مسیحیت و عقاید شرکآلود و در بیان فوقالعاده روشن به تناوب میآیند. «نامهها» (Lettere, 1958)، که در سالهای 1916-18 نوشته شده است، سقوط وی در دیوانگی و مالیخولیا را نشان میدهد. او در 1918 به مؤسسة روانی فرستاده شد و بقیة عمرش را در آنجا گذراند.
زینب مشتاقی
کمبل (کمِل)، جان دابلیو.
Campbell \'kam-bəl, US also-'kam-əl\
نام کامل او جان وود کمبل، پسر(ت. 8 ژوئن 1910، نیوئرک، نیوجرسی، ایالات متحده- و. 11 جولای 1971، ماونتینساید، نیوجرسی) نویسندة داستان علمی- تخیلی امریکایی، که پدر داستان علمی- تخیلی نو محسوب میشود. کمبل نوشتن داستان علمی- تخیلی را در دانشگاه شروع کرد. اولین داستان منتشرشدة او، «وقتی اتمها شکافته شدند» (When The Atoms Failed, 1930)، یکی از نخستین توصیفات از رایانه در داستان علمی- تخیلی را شامل میشد. کمبل در سراسر دهة 1930، داستانهای فضایی نوشت، اما نوشتن نوع متفاوتی از داستانهای علمی- تخیلی را با تخلص «دون ای. استوارت» (مشتق از نام همسرش، دونا استوارت) نیز شروع کرد. در این داستانها، فنّاوری تحتالشعاع شخصیتپردازی و حس داستان بود. یکی از اینگونه داستانها «گرگومیش» (Twilight, 1934) است که در آن ماشینها دائماً در حال کارند، حتی تا زمانی بسیار طولانیتر از آنکه انسانها رفتهاند. این آثار عامهپسند تقلیدهای بسیاری را برانگیخت. زمانیکه در 1937 توجهاش را معطوف به سردبیری Astounding Stories- که بعدها Astouading Science Fiction و Analog نامیده شد- کرد، تأثیرش بر دیگر نویسندگان داستانهای علمی- تخیلی ادامه یافت. این نویسندگان نشریات از جمله آیزاک آسیموف و رابرت ای. هینلین، این نوع ادبی را در اواسط قرن بیستم تحت سیطرة خود قرار دادند.
فرهاد دیناری
کمبل (کمِل)، جوزف
Campbell \'kam-bəl, US also 'kam-əl\
(ت. 26 مارس 1904، نیویورک، ایالات متحده- و. 31 اکتبر 1987، هونولولو) نویسنده و ویراستار پرکار امریکایی که آثارش در مورد اسطورهشناسی تطبیقی کاربردهای جهانی اسطورهشناسی در فرهنگهای انسانی مختلف را مورد بازبینی قرار میدهد و شخصیت اسطورهای را در گسترة وسیعی از ادبیاتها بررسی میکند.کمبل، که در کودکی به مطالعة فرهنگ بومی سرخپوستان امریکا پرداخته بود، بعدها زمانی که برای کسب درجة استادی ادبیات انگلیسی تلاش میکرد، علاقة خود به این کار را احیا کرد. او با کشف اینکه تعدادی از موضوعات در اساطیر آرتوری دارای بنمایههای اساسی در فرهنگ بومی سرخپوستان امریکا هستند، مشکل کهنالگوهای اسطورهای را دنبال کرد. در مقالهاش «قهرمان»، در «کجا آن دو به سراغ پدرشان آمدند» (Where the Two Came to Their Father, 1969)، مفهوم قهرمان را در اسطورهشناسی سرخپوستان امریکا با همان مفهوم در اسطورهشناسی دیگر ملل مقایسه کرد. «قهرمانی با صور مختلف» (The Hero with a Thousand Faces, 1949) دیگر کار تحقیقی او در مورد کهنالگوی قهرمان است. اثر اصلی کمبل مطالعهای وسیع در مورد اسطورههای جهان با نام «صورتهای خدا» (The Masks o God, 1959-1967)در چهار جلد است. مجموعه مقالات «پرواز غاز وحشی» (Flight of the Wild Gander, 1969)؛ «افسانههایی برای گذران زندگی» (Myths to Live by, 1972)؛ «پندار اساطیری» (The Mythic Image, 1975)/به همراه ام. جی. آبادیا)؛ و اطلس تاریخی اساطیر جهان با نام «روش قدرتهای حیوانات» (The Way of the Animal Powers, 1983)جلد اول از دیگر آثار کمبل هستند. او کتاب «افسانهها، رویاها و مذهب» (Myths, Dreams, and Religion, 1971) را ویرایش کرد.
فرهاد دیناری
کمبل (کمِل)، روی
Campbell \'kam-bəl, US also 'kam-əl\
نام کامل او ایگناتیوس روی داناکی کمبل (ت. 2 اکتبر 1901، دربن (دوربان)، افریقای جنوبی- و. 22 آوریل 1957، نزدیک ستووال، پرتغال) شاعری که شعر پرشور برونگرایانهاش با جستوجوی خویشتن ناآرام معروفترین شاعران انگلیسی دهة 1930، که از نظر اجتماعی آگاه بودند، مغایرت داشت. کمبل زندگی پرماجرایی داشت که بیشتر آن در فرانسه، اسپانیا و پرتغال گذشت. او همچنین مشاغل مختلفی از جمله گاوبازی را تجربه کرده بود. کمبل در جنگ داخلی اسپانیا با ناسیونالیستها به مبارزه پرداخت و در جنگ جهانی دوم در شرق و شمال افریقا خدمت کرد تا اینکه معلول شد. او پنج سال قبل از اینکه در یک سانحة رانندگی جان خود را از دست بدهد در پرتغال اقامت گزید. اولین شعر بلند کمبل، «لاکپشت پرشور» (The Flaming Terrapin, 1924)، که او را بهسرعت معروف کرد، نیروی حیاتی غریزیای را تعالی میبخشد که موجب تلاش هوشمندانه انسان از دل بیتفاوتی و ناامیدی میشود. «ویزگوس» (Wayzgoogse, 1928) هجوی درباره روشنفکران افریقای جنوبی است؛ و «جورجیاد» (Georgiad, 1931) حمله سختی بر گروه بلومزبری است. آثار غنایی کمبل «آداماستور» (Adamastor, 1930)، «نیهای پرگل» (Flowering Reeds, 1933)، و «اسب وحشی سخنگو» (Talking Bronco, 1946) هستند. کمبل از تعدادی از نویسندگان اسپانیایی، پرتغالی و فرانوسی ترجمههای درخشانی انجام داد و دو کتاب خودزندگینامهای به نامهای «خاطرة شکسته» (Broken Record, 1934)و «نوری بر اسب تیره» (Light on a Dark Horse, 1951) نوشت.
مسعود امیرخانی
کمپیون، تامس
Campion or Campian \'kam-pēən\
(ت. 12 فوریه 1567، لندن، انگلستان- و. 1 مارس1620، لندن؟)شاعر،آهنگساز، نظریهپرداز موسیقی و ادبیات، و پزشک انگلیسی، یکی از برجستهترین تصنیفسازان مکتب درخشان لوتنوازیِ اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهمِ انگلستان.اولین اثر منتشره کمپیون پنج مجموعه شعر بود که بدون ذکر نام در کتاب غیرمجاز «استروفل و استلا» (Astrophel and stella) اثر فیلیپ سیدنی در 1591 دیده شد. در 1595 «لطیفههای لاتینی» (Poemata)و به دنبال آن در 1601 «کتاب آیر» (A Book of Ayres / نوشته شده با همکاری فیلیپ راستر)، که بیشتر شعرها و همراهیهای موسیقیایی آن از کمپیون بود. او در 1607 یک نمایش منظوم نوشت و در 1613، سالی که احتمالاً «دو کتاب آیر» (TwoBookes of Ayres) او منتشر شد، سه تای دیگر نوشت. «کتابهای سوم و چهارم آیر» (The Third and Fourth Booke of Ayres)در 1617 منتشر شد و احتمالاً به دنبال آن هم رسالهای (بدون تاریخ مشخص) دربارة کنترپوان منتشر کرد.ترانهها و شعرهای غنایی کمپیون برای اجرا با عود آثاری هستند که گیرایی بیشتری دارند. او در «مشاهداتی در هنر شعر انگلیسی» (Observations in the Art of English Poesie, 1602) کاربرد اوزان مقفّا و مؤکد را مورد انتقاد قرار میدهد و در عوض بر این نکته پافشاری میکند که استمرار آوا و زمانبندی، عناصر اصلی در ساختمان شعر هستند.اصالت کمپیون در مقام شاعری غنایی در برخورد نامتعارفش با موضوعات عرفی دوره الیزابت نهفته است. او به جای کاربرد صور خیال بصری، خوشیهای دنیای طبیعی را در چارچوب آوا، موسیقی، جابهجایی یا تغییر بیان میکند. این رویکرد و اوزان کلامی روان امّا نامنظم کمپیون به موضوعات پیشپاافتاده تازگی میدهد و حتی بهنظر میرسد تجربه شخصی بیواسطهای از معمولیترین احساسات را ارائه میکند. «ترانههای منتخب» (The Selected Songs) ویراستة دابلیو. ایچ. اُدن در 1972 منتشر شد.
مسعود امیرخانی
کمپیون، آلبرت
Campion, Albert \'al-bert-'kam-pēən\
شخصیت داستانی، کارآگاه انگلیسی، متعلق به طبقه بالای جامعه و شخصیت اصلی یک سلسله رمانهای جنایی نوشته مارجری اَلینگم که با «جنایت در دادلی سیاه» (The Black Dudly Murder, 1929/ عنوان امریکایی آن، «قتل دادلی سیاه») آغاز میشود.
مسعود امیرخانی
کامپو، استانیزلائو دل
Campo \'käm-pō\
(ت. 7 فوریه 1834، بوئنوس آیرس، آرژانتین- و. 6 نوامبر 1880، بوئنوس آیرس) شاعر و روزنامهنگار آرژانتینی که شعر «فاستو»ی (Fausto) او یکی از مهمترین آثار شعر گاچو است.کامپو از خانوادهای اشرافزاده بود و در دفاع از بوئنوس آیرس در برابر نیروهای ژنرال ژوستو ژوزه دو اورکیا جنگید. به روزنامهنگاری روی آورد و در دفاع از آرمانهای لیبرال با طنزی گزنده مطلب مینوشت. در 1855 سرودن اشعار عاشقانه را آغاز کرد. دو سال بعد شعری گاچو به نام «دَهها» (Decimas) را، که به سبک ایلاریو آسکاسوبی بود، منتشر کرد که از نام فرعی آنیستوی خروس برای آن استفاده کرد. مهمترین اثر کامپو، که 1278 مصراع داشت، «فاست: تأثیرات گاچوی آناستاسیو ملقب به مرغ بر اجرای این اپرا؛ فاوست» (Fausto: Impresiones del gaucho Anastasio el Pollo en la representación de ésta ópera, 1866) نام داشت.کامپو ترغیب شد داستان فاستِ چارلز گونو را به زبان صیقلنخورده گاچو، که آن را آناستاسیوی مرغ نامید، دوباره به نظم بکشد و به شیوة تازهای بیان کند. هجو، تفسیر شخصیتهای اپرا، توصیفات زندگی گاچو و توصیف طبیعت، عناصر شعر کامپو را تشکیل میدهند. حاصل آن خلق طنز روستایی بیظرافتی است که هزینه آن از سوی مخاطبان فرهیختة شهری اپرا پرداخت میشود.
مسعود امیرخانی
کامپوئامور ئی کامپوئوسوریو، رامون دِ
Campoamor y Campoosorio \'käm-pō-ä-'mor-ē-'käm-pō-ō-'sōr-yō\
(ت. 24 سپتامبر1817، ناویا، اسپانیا- و. 12 فوریه 1909، مادرید) شاعر اسپانیایی که اهمیت او بهسبب بیان نگرشهای اجتماعی معاصر او است.کامپوئامور، بعد از تحصیل زبان لاتین و فلسفه، در 1838 به مادرید رفت تا در رشته پزشکی ادامه تحصیل دهد، امّا به ادبیات تغییر رشته داد. گرچه دو کتاب اولش، «مهربانیها و گلها» (Ternezas y floras, 1840) و«گریههای روح» (Ayes del alma, 1842)، تأثیرگذاری شاعر رمانتیک اسپانیایی، خوسه سورّیا ئی مورال، را بر او نشان میدهد، امّا او با کتاب «دُلُوراس» (Doloras,1845) از رمانتیسم فاصله گرفت؛ ادعا میشد این کتاب، که شعرهایی ساده درباره خردمندی دنیوی و بیشتر شبیه ضربالمثل بود، خبر از موفقیتی در قالبهای جدید شعری داده است. کامپوئامور کار بر روی این قالبها را ادامه داد و «شعرهای کوچک» (Pequeños Poemas, 1871) و «لطیفههای بامزه»(Humoradas, 1886)را منتشر کرد. از آن پس در عمده اشعار او اندکی بیش از فلسفه احساسی مستتر در یک نثر مسجع از سادگی تصنعی دیده میشد.
مسعود امیرخانی
کامپوش، هارلدو دِ و آگستو دِ
Campos \'känmpüsh\
(بهترتیب ت. 19 آگوست 1929، ساون پاولو، برزیل-ت. 1931،ساون پاولو) شاعران و منتقدان ادبی که بهسبب پیشگامیشان در مکتب شعر عینی برزیل در دهه 1950 شناخته میشوند.برادران کامپوش به همراه دسیو پیگناتاری و فرّئیرا گولار اولین شرح شعر عینی را در 1956 تحریر کردند و مجلههای پیشگام هنر و شعرNoigandres و Invencão را منتشر نمودند. برادران کامپوش و پیگناتاری «نظریه شعر عینی» (Teoria da poesia concreta, 1965) را در 1965 منتشر کردند. هارلدو و آگستو همچنین آثاری از ازرا پاوند (1960)، ئی. ئی. کامینگز(1960)، جیمز جویس (1962)، استفان مالارمه (1970) و ولادیمیر مایاکوفسکی (1967) را به زبان پرتغالی ترجمه کردند.هارلدو د کامپوش تعدادی از مقالاتش را در «فرازبان» (Metalinguagem, 1967) و «هنرِ افق دید کاندیدا» (A arte no horizonte do provável, 1969) منتشر کرد. دیگر آثار نقد هارلدو کتابهای «نماد» (Ideograma, 1977) و «خدا و شیطان در فاوست گوته» (Deus o Diabo no Fausto de Gothe, 1981) و چندین مقاله دربارة آثار اوزوالد اندراده، شاعر قدیمی برزیل، است. هارلدو شعر هم میگفت که کتاب شعر منثور «کهکشانها»(Galáxias, 1984)از جمله آثار اوست. تعدادی از اشعار او در «مهمترین شعرهای هارلدو د کامپوش» (Os melhores poemas de Haroldo de Campos, 1992) گردآوری شد. مجموعه شعرهای آگوستو «سفر زبان» (Linguaviagem, 1967)، (Poemóbiles, 1974)، «جعبه سیاه» (Caixa preta, 1975)و «اشعار» (Ex poemas, 1985) هستند.
مسعود امیرخانی
رمان دانشگاهی
campus novel
رمانی که در محیط دانشگاه اتفاق میافتد و معمولاً به دست کسی نوشته میشود که در دانشگاه حضور دارد یا داشته است. برخی نمونههای این نوع رمان «جیم خوشاقبال» (Lucky Jim, 1954) اثر کینگزلی ایمیس، «جایلز بچه بُز» (Giles Goatboy, 1966) اثر جان بارت و «فرشتگان شورشی» (The Rebel Angels, 1981) اثر رابرتسون دیویس هستند.
فرهاد دیناری
کامو، آلبر
Camus \ka'm\
(ت. 7 نوامبر 1913،موندووی،الجزایر مستعمرة فرانسه [اکنون درین، الجزایر]- و. 4 ژانویه 1960، نزدیک سانس، فرانسه) رماننویس، مقالهنویس و نمایشنامهنویس فرانسوی که به تنهایی فرد در دنیایی بیگانه، بیگانگی فرد نسبت به خودش، مسئله شر و حتمیت اجتنابناپذیر مرگ، که فقدان ارزشهای اخلاقی در روشنفکرِ بعد از جنگ را منعکس میکند، پرداخت. او در 1957 برنده جایزه ادبی نوبل شد.کامو در یک منطقة کارگری در الجزیره پرورش یافت. در 1923 بورسِ دبیرستان الجزیره شد. دورة بیداری روشنفکری بود و شوق زیادی به ورزش وجود داشت؛ با وجود این در 1930 اولین حملههای سخت بیماری سل را تجربه کرد. او، که با انجام کارهای مختلف روزگار میگذراند، بهعنوان دانشجوی فلسفه در دانشگاه الجزیره نامنویسی کرد. کامو در این دانشگاه مرتبه علمی گرفت، امّا بهدلیل حملة مجدد بیماری سل نتوانست به تدریس بپردازد.در دهه 1930، چهرهای برجسته در میان روشنفکران جوانِ چپِ الجزیره بود. کامو در یک گروه تئاتری، که تلاش خود را مصروف اجرای نمایشهای فوقالعاده برای مخاطبان طبقه کارگری کرده بود، نمایشنامه مینوشت، روی صحنه میبرد، متن اقتباس میکرد و نقش بازی میکرد. عجیب آنکه در میان آثار او نمایشنامههایش کمتر مورد تحسین قرار گرفتهاند. گرچه «سوءتفاهم» (LeMalentendu, 1944) و «کالیگیولا» (Caligula, 1944) نقاط عطفی در تئاتر پوچی بودند. دیگر نمایشنامههای او «شهر بندان» (L’État de siege, 1948) و «راستان» (LesJustes, 1950) نام داشتند. دو مورد از نوشتههای ماندگار او اقتباسهایی از «طلب آمرزش برای راهبه» (pour une nonne, 1956Requiem)اثر ویلیام فاکنر و «جنزده» (LesPossédés, 1959)اثر فیودر داستایفسکی بود.اولین مجموعه مقالات کامو «پشتورو» (L’Envers et L’endroit, 1937) بود که محیط طبیعی دوران نوجوانیاش را توصیف میکرد و تصاویری از مادر، مادربزرگ و داییاش بهدست میداد. دومین مجموعه مقاله او، «ازدواج» (Noces, 1938)،دربردارندة تأملاتی غِنایی دربارة طبیعت الجزایر است و زیبایی طبیعی را بهمثابة نوعی ثروت، که حتی فقیرترین افراد هم میتوانند از آن برخوردار باشند، ارائه میداد. بعضی از این مقالات به زبان انگلیسی در «غناییها و انتقادیها» (Lyrical and Critical, 1967/ که به نام «مقالات غنایی و انتقادی» (Lyrical and Critical Essays) نیز به چاپ رسید) منتشر شد.کامو در دو سال قبل از شروع جنگ جهانی دوم، در کسوت روزنامهنگار با Alger-Républicainکار کرد. او تعدادی از آثار ادبی اولیه ژان پل سارتر را نقد کرد و یک سلسله مقاله نوشت و در آنها شرایط اجتماعی مسلمانانِ منطقه کبیلیه را تحلیل کرد. تلخیص شده این مقالات، که در «مسائل کنونی 3» (Actuelles Ш, 1958/ مجموعههای قبلی آن با نامهای «مسائل کنونی1» و «مسائل کنونی2» در 1950 و1953 چاپ شد) مجدداً منتشر شد، توجهها را به بیعدالتیهایی جلب کرد که به شروع جنگ استقلال الجزایر در 1954 منجر شد.کامو در خلال سالهای واپسین اشغال فرانسه توسط آلمان و دوران پس از جنگ، سردبیر روزنامه پاریسی Combat- جایگزین خبرنامه مقاومتی که او در آورده بود- شد. او بر اساس اندیشههایش درباره عدالت و حقیقت و اعتقاد به اینکه تمامی اقدامات سیاسی باید پایه اخلاقی محکمی داشته باشد، موضع مستقل خود را حفظ کرد. بعدها که مأیوس شد ارتباطش را با Combatقطع کرد.«بیگانه» ((L’Etranger اولین رمان درخشان او، که نگارش آن قبل از جنگ آغاز و در 1942 منتشر شد، بررسی بیگانهشدگی قرن بیستم بود. همان سال مقاله تاثیرگذار فلسفی او به نام «افسانه سیزیف» (Le Mythe de Sisyphe, 1942) منتشر شد که در آن با همدردی قابل توجهی پوچگرایی معاصر و مفهوم پوچی را مورد تحلیل قرار داد. دومین رمان او، «طاعون» (LaPeste, 1947)،با ترسیم عزت و صمیمیت انسان در برابر یک همهگیری،همین موضوع را دستمایه کارش قرار میدهد.مفهوم پوچی کامو به ایده «طغیانِ» اخلاقی و متافیزیکی بسط یافت. او این آرمان دوم را با انقلاب سیاسی-تاریخی در مقالهای بلند به نام «یاغی» (L’Homme revolté, 1951) مقایسه کرد.دیگر آثار ادبی مهم او رمان روشمند و موفق «سقوط» (LaChute, 1956) و مجموعه داستانی کوتاه به نام «برهوت و ملکوت» (L’Exil et le royaume, 1957) هستند.
مسعود امیرخانی
کنعان
Canaan \'kā-nən\
ناحیهای که در ادبیات تاریخی و توراتی، به اشکال گوناگون تعریف شده است، امّا همیشه در مرکز فلسطین قرار داشته است. فرزندان اسرائیل فلسطین یا کنعان را بعد از هزارة دوم قبل از میلاد یا شاید پیش از آن به اشغال درآوردند؛ و تورات این اشغال را با بیان اینکه، کنعان همان سرزمین موعود، ناحیهای که خداوند به بنیاسرائیل وعده داده، توجیه میکند.در تعدادی از منابع متأخر (از جمله روایات بردگی و سرودهای اولیة مسیحی)، کنعان جایگاهی زمینی ندارد؛بهعلاوه این سرزمین خانهای آرمانی، سرزمینی موعود، یا سرزمینی دلنشین برای آرامش است.
فرهاد دیناری
بخش سرطان
Cancer Ward
رمانی اثر آلیکساندر سولژنیتسین. هرچند که این اثر در اتحادِ شوروی توقیف شد، در 1968 ناشران ایتالیایی و دیگر اروپاییها، آن را به زبان روسی و با عنوان Rakovy korpusچاپ کردند. ترجمه انگلیسی این اثر نیز در 1986 نیز منتشر شد. سولژنیتسین بخش سرطان را براساس بستری شدنش در بیمارستان و معالجة موفقیتآمیزِ سرطان لاعلاجِ فرضیاش در دوران تبعید اجباری به قزاقستان، در اواسط دهة 1950 قرار داد. شخصیت اصلی انقلابی رمان آلک کُستوگلوتوف است، که همانند مؤلف از همبندان اخیراً آزادشده از اردوگاههای وحشیانة کار اجباری است. همتختیهای او در بیمارستان ایالتی شهر، نمونة کوچکی از اتحاد شوروی هستند.
[پرتغالی آن cancioneiro، از واژة اسپانیایی cancionero، مشتقی از canción به معنی ترانه] مجموعهای اسپانیایییا پرتغالی از ترانهها و اشعار که معمولاً اثر سرایندگان متعدد است. اولین نمونههای شعرِ گالیسین- پرتغالی، که در قرن دوازدهم تا چهاردهم سروده شدهاند، در طول قرن پانزدهم در سه نسخة کتابِ آواز جمعآوری شد:«کتاب سرود راهنما» (Cancioneiro da Ajuda)، «کتاب سرود واتیکان» (Cancioneiro da Vaticana)، و «کتاب سرود کولوچی- برانکوتی» (Cancioneiro de Colocci-Brancuti/ یا «نقش کتابخانة ملّی لیسبون»). 2000 شعر موجود در این کتابها را میتوان براساس سه موضوع اصلی طبقهبندی کرد: (1) «ترانههای دوست» (cantigas de amigo)، مرثیههایی از زنان برای عاشقانشان، که با ناراحتی فراق، غم و بردباری در ارتباط است و شامل توصیفاتی از طبیعت است که لحنی از(saudade) (ویژگی لحن مالیخولیایی شعر پرتغالی)بر آن سایه افکنده است؛ (2) «ترانههای عشق» (cantigas de amor)، که در آن عاشقِ غمگین یک مرد است؛ و (3) «ترانههای اِستهزاو تهمت» (cantigas de escárnio e maldizer)، هجوهایی هرزه در مورد موضوعات معاصر. این مجموعهها همچنین شامل سرودهای مناسبتی مذهبی در ستایش معجزاتِ مریم عذرا نیز میشوند. «کتاب سرود عمومی» (Cancioneiro Geral, 1516) بعدی، که بهوسیله گارسیا دِ رزنده گردآوری شد، شامل حدود 1000 «ترانه» پرتغالی و کاستیلیایی است. این شعرها، که با موضوعات عشق و هجو در ارتباطاند، پیچیدهتر و ظریفتر از اشعاری هستند که در مجموعههای قبل بودند، و نشانههایی از قدرت زبان اسپانیایی و ایتالیایی را نشان میدهند. نمونههای برجستة اسپانیایی ِاین نوع عبارتانداز: «کتاب سرود بائنا» (Cancionero de Baena, 1445)، مجموعهای از 583 شعرِ سرودة خوئان آلفونسو بائنا که تأثیر غزل پرتغالی را، که البته روشنفکرانهتر است، با استفاده از سمبل، تمثیل و تلمیح ِکلاسیک در رفع مسائل اخلاقی، فلسفی یا مفهوم سیاسی بغرنج نشان میدهند، و «کتاب سرود همگانی» (Cancionero general, 1511)، مجموعهای از ترانههای قرون وسطایی متأخر اثر هرناندو دِل کاستیلیو.
فرهاد دیناری
کاندیدا
Candida \'kan-did-ә\
نمایشنامهای در سه پرده اثر جورج برنارد شاو، که در 1897 اجرا و سال ِبعد منتشر شد. کاندیدا، قهرمان زن داستان، باید بین دو مرد- جیمز مورل، شوهر روحانی معروفش، و یوجین مارچبنکس، شاعر با ذوق هجده سالهای که عاشق اوست، یکی را انتخاب کند. سرانجام او انتخاب میکند که با مردی که بیشتر به او نیاز دارد، یعنی شوهرش بماند. مورل، که ظاهراً فردی مطمئن و مورد اعتماد است، در واقع ضعیفتر از مارچبنکس است که بعدها مورل درمییابد دارای بینشی هنری و توان صرف نظر کردن از خوشبختی خود برای دستاوردی خلاقانه در آینده است.
فرهاد دیناری
چندیداس یا چندیداش
Candīdās or Chandidas \'chәn-dē-'däs,-'däsh\
(شکوفایی، اواخر قرن چهاردهم تا اوایل قرن پانزدهم میلادی، بنگال، هند)شاعر بنگالی که ترانههای عاشقانة او، که برای رامی زنِ رختشو سروده شدهاند، در دورة میانه مشهور بود. این ترانهها منبعِ الهامِ نهضتهای مذهبی ویشناوا و ساهاجیایا بودند که تشابهات بین عشق انسانی و عشق الهی را مورد کندوکاو قرار میداد.شهرت ترانههای چندیداس باعث تقلیدهای زیادی شد که تشخیص هویت واقعی شاعر را مشکل کرد. این اشعار خود نشان میدهند که سراینده، برهمن و روحانیای روستایی است که با ابراز آشکار علاقهاش به رامی، که از طبقة پایینِ اجتماع است، از چارچوبی که در آن بهصورت سنتی حضور دارد فرار میکند. عشاق روابط خود را مقدس، نزدیکترین شباهتِ ممکن به یگانگی معنوی عشاق الهی راجا و کریشنا، میدانند.چندیداس علیرغم ناراحتی خانوادهاش حاضر نشد به کارهای معبد بازگردد یا عشقش به رامی را انکار کند. جشنی برای بازگشت آرامش به روستا ترتیب داده میشود، اما با ورود غیرمنتظرة رامی به اغتشاش کشیده میشود.آنچه از این پس اتفاق میافتد با افسانه آمیخته شده است.طبق یکی از روایات، چندیداس به هیئت ویشنو تغییر ماهیت میدهد.نسخة دیگری ادعا میکند که او از مقام روحانیت برکنار و در اعتراض با روزه گرفتن مرگ خود را باعث میشود، اما وقتی جسد او برای سوزاندن روی تل هیزم قرار داده میشود، دوباره به زندگی بازمیگردد. نسخة سوم (بر اساس اشعاری که ظاهراً برای رامی سروده شدهاند)خاطر نشان میکند که او بهخاطر آنکه توجه زنی از طبقة بالا را جذب میکند، به پشت فیلی بسته میشود و تا حد مرگ شلاق میخورد.شعر چندیداس تأثیر زیادی روی هنر، ادبیات و اندیشة مذهبی متأخر بنگالی داشت. در نهضت «ساهاجیایا» (Sahajiyā/ در زبان سانسکریت به معنی «فطری») فرقة ساهاجیایای قرنِ شانزدهم، تجربةدینی از طریق حواس دنبال شد و عشق مرد به همسرِ دیگرییا به زنی از طبقة نامتناسبِ پایینِ جامعه، بهسبب هیجان موجود در برخورد با نارضایتی اجتماعی، مورد ستایش قرار گرفت.
فرهاد دیناری
کاندید (کندید)
Candide \kän-'dēd, Angl kan-\
رمانی هزلآمیز که در 1759 منتشر شد و معروفترین اثر وُلتر است. این رمان نوعی هجو خشنی از خوشبینی نسبت به دنیای ماورالطبیعی است که آشکارکنندة جهانی آکنده از حماقت و وحشت است- آنگونه که فیلسوف آلمانی گوتفریت ویلهلم لایبنیتس اعتقاد داشت.در این رؤیای فلسفی، کاندیدِ سادهلوح چنان بیچارگیهایی را بهخود میبیند و تحمل میکند که سرانجام فلسفة استادش، دکتر پانگلوس، را که ادعا میکند: «همه چیز در این بهترین دنیای ممکن، برای بهترین افراد است» رد میکند. کاندید و همراهانش-پانگلوس، محبوبش کونگونده و خدمتکارش کاکامبو-استعدادی برای زنده ماندن به نمایش میگذارند که در یک موقعیت جدی دیگر برای آنها امیدآفرین است.وقتی همة آنها برای زندگی ساده در یک مزرعة کوچک اقدام میکنند، در مییابند راز خوشبختی «کاشتن مزرعه خویش» است، فلسفهای عملی که مانع ایدئالسیم افراطی و ماوراءالطبیعة نامعلوم میشود.
فرهاد دیناری
نِی
Cane \'kān\
رمانی تجربی از جین تومر، که در 1923 چاپ و در 1967 چاپِ مجدد شد؛ این اثر که در مورد سرگذشت سیاهپوستان در ایالات متحده است. این رمان سمبلیک و شاعرانه، شامل اشکال متنوع ادبی از جمله اشعار و داستانهای کوتاه است و عناصری از فرهنگ بومی سیاهان جنوب و فرهنگ پیشگام معاصر سفیدپوستان به آن ضمیمه شده است. برخی نقادان ادبی عنوان این رمان را با شخصیت عهدِ عتیقِ قابیل، پسرِ تبعیدی حضرت آدم، مرتبط دانستهاند.نِی به سه بخش تقسیم میشود: بخش اول روی گذشتة زندگی در مناطق جنوبی و مسائل جنسی متمرکز میشود. شخصیتها در این بخش قادر به رسیدن به موفقیت نیستند و دائماً بهواسطة آنچه سرنوشت برای آنها پیش میآورد ناامید میشوند. بخش دوم به مهاجرت مردم از اراضی کشاورزی جنوب به ناحیة شهرنشین شمال و نیز سرگردانی روحی کسانی میپردازد که ریشههای روستایی خود را به امید یافتن زندگی بهتر رها کردهاند. بخش آخر، «کبنیس»، اثری منثور است که در واقع نتیجهگیری از دو بخش قبلی داستان است. کبنیس معلم و نویسندهای سیاهپوست است که با محدودیت نژادی، با احساساتِ دوگانهاش در مورد میراث افریقایی و آسیبهای دوران بردگی در جنوب و نیز با مشکلاتش در تبدیل شدن به هنرمندی خلّاق دستوپنجه نرم میکند.
فرهاد دیناری
کانتی
Canetti \kä-'net-tē\
در دانشگاه زوریخ سوئیس، فرانکفورت آلمان و وین تحصیل کرد. علاقهاش به مردم در دهه 1920 شکل گرفت پس از آنکه در فرانکفورت، شاهد شورش خیابانی مردم بر سر تورم قیمتها بود. طرح قصهای متشکل از هشت رمان دربارة حماقت انسانهای دوروبرش، به رمان «کتاب سوزان یا برج بابل» (Die Blendung, 1935) تقلیل یافت. کمی قبل از جنگ جهانی دوم، کانتی به انگلستان مهاجرت کرد و بیشتر وقتش را به تحقیق دربارة آسیبشناسی روانی قدرت اختصاص داد. «توده و قدرت» (Masse und Macht,1960) و نیز سه نمایشنامة «ازدواج» (Hochzeit, 1932)، «کمدی تکبر» (Komödie der Eitelkeit, 1950)، و «زندگیـ شرایط» (Die Befris-teten, 1964) محصول این دلبستگی اوست. این نمایشنامهها در 1964 با نام «قلمرو انسان» (Die Provinz des Menschen, 1973)، «قلب پنهان ساعت» (Das Geheimherz der Uhr: Aufzeichnugen 1973-1985, 1987)، که هر دو منتخب یادداشتهایش هستند؛ «گوش شاهد: پنجاه شخصیت» (Der Ohrenzeuge: Fünfzig Charaktere, 1974)؛ و سه جلد زندگینامه خودنگاشت از دیگر آثار اوست.
فرشته آهنگری
کنفیلد، داروتی
Canfield, Dorothy
نام مستعارِ داروتی کنفیلد فیشر.
فرهاد دیناری
کانیتس، فردریک رودولف
Canitz \kän-its\
بارون (فرایهر) فون (ت. 27نوامبر 1654، برلین [آلمان]- و. 11آگوست 1699، برلین)یکی از اعضای گروه شاعران دربار آلمان که راهی را برای نظریات جدید روشنگری باز کرد. طنزهای او«اشعار گونان حاشیة درس» (Nebenstunden unterschiedener Gedichte, 1700) به ایجاد معیارهای کلاسیکِ ذوق و سبک در ادبیات آلمان کمک کرد. او در 1697 فردریکِ سوم، عضو کالج سلطنتی، از سوی عضو شورای خبرگان شد؛ امپراتور لئوپولت اول، او را بارونِ سلطنت کرد.
فرهاد دیناری
ادبیات چانگام
cankam literature \'chäη-gäm\
چانگام، شانگام نیز تلفظ میشود. اولین مکتوبات در تامیل، تصور میشود که در سه چانگام یا، آکادمیهای ادبی، در مادورای هند، از قرن اول تا قرن چهارم میلادی، بهوجود آمده باشد. تالکاپیام (Tolkā ppiyam)، که کتابی در گرامر و بدیع است،با هشت گلچین (اتوتوکای) از شعر غیردینی: کورونتاکائی، نارینائی، اکانانورو، اینکورونورو، کالیتاکائی، پورنانورو، پاتیروپاتو و پاریپاتال فراهم آمده است. این اشعار احتمالاً در ادبیات اولیه هند بینظیر هستند، که بهشکلی دیگر تقریباً کاملاً مذهبی هستند. دو موضوع، یعنی عشق و ستایش شاهان و اعمال آنها، در این اشعار برجسته است. تعداد زیادی از شعرها، مخصوصاً اشعاری که در مورد اعمالِ اشراف سروده شدهاند، شادابی و حرارت زیادی را به نمایش میگذارند و کاملاً از استعارات دور از ذهن پیچیدة ادبی ِبسیاری از دیگر آثار ادبی اولیه و میانة هند، دور هستند. همچون بسیاری از آثار غیردینی، آنها نیز از تأثرات اساطیری پیچیده، که ویژگی بسیاری از فرمهای هنری ِهند است، خالی هستند. از میان نمونههای کمیابِ آثار مذهبی در نوشتههای چانگام، پاتوپاتو («ده شعر بلند») دربردارندة نخستین شعر هندی در مورد ایمان به یک خدا، و پاریپاتال دربردارندة اشعاری در مورد ویشنو، شیوا و موروگان هستند.
فرهاد دیناری
تسانکار، ایوان
Cankar \tsaη-kar\
(ت. 10 می 1876، ورنیکا، کارنیولا، اتریش- مجارستان [اکنون در اسلوونی]- و. 11 دسامبر 1918، لبوبلیانا، اسلوونی) نویسنده و میهنپرست اسلوونیایی. تسانکار بعد از اینکه دوران کودکی را در فقر گذراند، به وین رفت و خیلی زود، با نوشتن کسب درآمد کرد. نوشتههایش حملاتی انتقادی علیه کسانی بود که از ستمدیدگان بهرهکشی میکردند. او در 1907 به اسلوونی بازگشت. تسانکار نویسندة پرکاری بود و داستان کوتاه، رمان، مقاله، نمایشنامه و شعر مینوشت؛ وی همچنین سخنرانی سیاسی بود که بهسبب انتقادهایش از رژیم اتریش زندانی شد. با وجود اینکه به حمایت از محرومان شهرت داشت، اما آثارش سبکی نو و بکر، رسا، ظریف و آهنگین را نشان میدهد. کلّ آثار او در یک مجموعة بیست جلدی (1936- 1925) جمعآوری شده است.
زینب مشتاقی
کوچة ساردین
Cannery Row
رمانی از جان اشتاینبک، که در 1945 منتشر شد. کوچة ساردین نیز همانند بسیاری از آثار بعد از جنگ اشتاینبک، دارای لحنی عاطفی است، درحالیکه ضامن نقد اجتماعی خاصِ نویسنده است. این رمان مقامهوار، که آن را خانهبهدوشان خوشقلب کلیشهای و تنفروشان دلسوزِ ساکن حاشیههای مونتری کالیفرنیا قرق کردهاند، زندگیهای سطح پایین را، که فقیر و درعینحال خوشبخت هستند، ستایش میکند.
فرهاد دیناری
آدمخورها و میسیونرها
Cannibals and Missionaries
رمان عقاید اثر مری مکارتی، منتشر شده در 1979، که روانشناسی تروریسم را بررسی میکند. ماجرای رمان زمانی شروع میشود که هواپیمایی که در حال انتقال گروهی امریکایی به ایران است، بهوسیلة تروریستها ربوده میشود. بعضی از مسافران، مجموعهداران هنری ثروتمند هستند؛ عدهای دیگر سیاستمدارن و فعالان سیاسی هستند که برای برنامهریزی برای تحقیق در مورد این اتهامات که ساواک، پلیس مخفی شاه، از شکنجه علیه مخالفان سیاسی استفاده میکند، به ایران سفر میکنند. در ابتدا تروریستها قصد دارند که از سیاستمداران و فعالان بهعنوان گروگان استفاده کنند، اما آنها بهزودی در مییابند که شاهکارهای هنری، بیش از هر انسانی ارزش دارند و تصمیم میگیرند مجموعهداران هنری را با آثار هنریشان مبادله کنند.
فرهاد دیناری
قانون
canon \'kan-ən\
[یونانی آن kan¥ṓn، به معنی چوب قانون، میله سنجش، عرف، معیار] 1. فهرستی معتبر از کتابهایی که آثار مقدس محسوب میشوند. 2. آثار معتبرِ یک نویسنده. 3. گروه یا دستهای تأییدشده یا مورد قبول از آثار مرتبط.
فرهاد دیناری
تقدس
Canonization‚The
شعری از جان دان، که در دهة 1590 سروده شده و اصلاً در 1633 در چاپ اول«ترانهها و غزلها»(Songs and Sonnets) منتشر شد.گویندة شعر واژههای مقدس را برای کوشش در جهت اثبات این موضوع بهکار میگیرد که رابطة عاشقانة نامشروع وی بهدلیل پیوند عمیق عاطفی، درواقع تعهدی والا است که به پرهیزگاری و قداست نزدیک میشود.پنج بندِ شعر- که طرح قافیةabbacccaaرا بهکار گرفته است- از نظر مضمون، با مراحل رسیدن به قداست مسیحی، مطابق است. گوینده، دفاع ِخود را با واژگان «بهخاطر خدا زبان خود را نگه دارید و به من اجازه دهید عشق بورزم.» آغاز میکند. او سپس به توجیه موضوع عشق نامشروع ِخود ادامه میدهد، با امید به اینکه رابطة پرهیزکارانة او الگویی برای دیگران باشد.
فرهاد دیناری
قصة خدمتگزار قانون شرع
Canon’s Yeoman’s Tale, The
این قصه، که توصیفی فکاهی از کاهن و کیمیاگری موذی، آنگونه که دستیارش روایت میکند است، هم کیمیاگری و هم کاهنیت را به تمسخر میگیرد. بعد از توصیف جزئی از کیمیاگری و فرایندهای دروغین آن، خدمتگزار قانون شرع قصة کاهنی را بازگو میکند که با فروش پودرهای خود برای تبدیل کردن جیوه به نقره، کشیشی را فریب میدهد. کاهن ناپدید میشود و هرگز گیر نمیافتد.
فرهاد دیناری
کانتار
cantar \kän-'tär\
[اسپانیایی، به معنی ترانه، شعری که با موسیقی اجرا شود، اسمی مشتق از Cantar به معنی آوازخوانی] در ادبیات اسپانیایی، در اصل، به غزلهای یک آواز اطلاق میشود. این واژه بعدها برای تعدادی از فرمهای مختلف شعری بهکار گرفته شد. در دوران جدید، این واژه مخصوصاً برای دوبیتی هشتهجایی، که همگونی مصوتهای آن در مصرعهای زوج میآید و مصرعهای فرد آن بدون وزن بوده و به هجایی با تکیه ختم میشوند، استفاده شده است. کانتار د ژستا شعر حماسی روایی قرون وسطایی است که شبیه شانسون دُ ژست فرانسوی است؛ هرچند که با ابیات تا حدودی بلندتر، در قطعات نامنظم مرتب شده است، که هر کدام از آنها براساس قافیه مکرر مفرد استواراند. کانتار د میو سید مشهورترین نمونه است. کانتار د پاندرو ترانة محلی گالیسیاست که در قطعات سهبیتی فراهم شده است.
فرهاد دیناری
کانتار د میو سید
Cantar de mio Cid \kän-'tär-thā-'mē-ō-'thēth\
(«سرود سید من») پوئما دی میو سیدنیزنامیده میشود، شعر حماسی اسپانیایی که در میانة قرن دوازدهم تا اواخر قرن سیزدهم سروده شده است. این شعر قدیمیترین اثر باقیمانده از ادبیات اسپانیایی است و عموماً یکی از اشعار حماسی بزرگ قرون وسطایی و یکی از شاهکارهای ادبیات اسپانیایی محسوب میشود.کانتار د میو سیدقسمتی از داستان رودریگو دیاس دِ بیوار، قهرمان کاستیلی و رهبر نظامی قرن یازدهم (حدود 1099-1043م)، را بازگو میکند که ملقب به سید بوده و تبدیل به قهرمان ملی اسپانیا شده است. نسخة اصلی این اثر موجود نیست و قدیمترین نمونه موجود، کهپوئما دل سید نامیده میشود، تاریخ 1307 را دارد. مضامین این شعر، با برخی تغییرات و اصلاحات، الهامبخش نویسندگان متعددی در اسپانیا و دیگر جاها بوده است و به درک شخصیت اسپانیاییها کمک کرد. یکی از آثار شناختهشدهتر اسپانیایی، که زندگی سید را توصیف میکند، «نوجوانی سید»(Las mocedades del Cid) اثر گیلین دِ کاسترو ای بلویس است. اما شاید معروفترین توصیف از سید، تراژدی منظوم «سید» (Le Cid, 1637) اثر پیئر کورنیه باشد که نقطة تحول نمایشنامة نئوکلاسیکی فرانسوی است. نیز نکTHE CID.
فرهاد دیناری
کانتمیر نک KANTEMIR
Cantemir
قصة کنتربری
canterbury tale or canterbury story \'kan-tər-'ber-ē,-bə-rē\
1- داستان آسمان ریسمان، یک داستان افسانهآمیز، یا یک داستان تمثیلی از زبان حیوانات. 2- قصهای بلند و ملالآور. هر دوی این مصداقها از «قصههای کنتربری» اثر جفری چاسر مشتق شدهاند.
فرهاد دیناری
قصههای کنتربری
Canterbury Tales, The \'kan-tər-'ber-ē-bə-rē\
داستانی قالبی اثر جفری چاسر، که از 1387 تا 1400 به زبان انگلیسی میانه نوشته شده است.عامل شکلگیری این مجموعه، سفری به معبد تامسبکت در کنتربریِ کنت است. سی زائری که پیمان مسافرت بستهاند در مسافرخانه تابارد در ساوتورک جمع میشوند. آنها موافقت میکنند که در طول سفر مسابقه داستانگویی برگزار کنند و هری بِیلی، صاحب مسافرخانه تابارد، برگزارکننده مراسم مسابقه میشود. بسیاری از زائرین با توصیفات مختصری در «پیشگفتار» کتاب معرفی شدهاند. در بین این بیستوچهار قصه، قطعات محاورهای کوتاه و پراهمیتی (که نقطههای اتصال نامیده شدهاند) قرار دارند که بین صاحب مسافرخانه و یک یا چند تن از زائران ردوبدل میشود. چاسر طرح کتابش را کامل نکرد و در آن بعضی از زائران قصهای نگفتند و کتاب شامل ماجرای سفر بازگشت نیست. استفاده از سفر زیارتی برای شکلگیری کتاب، این امکان را به چاسر داد که افرادی از بخشهای گوناگون جامعه را در کنار هم قرار دهد. گوناگونی سنخهای اجتماعی و نیز بهکارگیری مسابقه داستانگویی امکان ارائه مجموعه بسیار متنوعی از انواع ادبی را فراهم کرده است: افسانه مذهبی، رمانس درباری، افسانه موزون، زندگی قدیس، قصه رمزی، داستان حیوانات، خطابه قرون وسطایی، قصه کیمیاگری و گاهیاوقات ترکیبی از این انواع. این سفر زیارتی، که هدف مذهبی را با سفری در تعطیلات بهار ترکیب میکند، بررسی کاملِ رابطه بین لذات و گناهان در این دنیا و اشتیاق روحانی و معنوی به آینده را ممکن میسازد.قصههای کنتربری شامل یک پیشگفتار، قصه شهسوار، قصه آسیابان، قصه حاکم، قصه آشپز، قصه صاحب مقام قضایی، قصه زن اهل بات، قصه راهب، قصه پیشخدمت دادگاه، قصه کارمند، قصه تاجر، قصه فرنکلین قصه پزشک، قصه آمرزش فروش، قصه دریانورد، قصه راهبه سرپرست دیر، قصه سرتوپاس، قصه ملیبه (به نثر)، قصه راهب بندیکتی، قصه کشیش، قصه دومین راهبه، قصه خدمتگزار کاهن قانونی، قصه ناظر خرج مدرسه، قصه کشیشِ بخش (به نثر) است و با «استغفار چاسر» پایان مییابد. همهقصهها کامل نیستند و تعدادی از قصهها تنها شامل مقدمه یا خاتمه هستند.چاسر احتمالاً با الهام از سرایش شعر در زبان فرانسه که مبتنی بر شمارش تعداد هجاهاست، خط شعری ده هجایی را با تکیه تناوبی و با قافیه منظم پایانی که پیش ماده دو بیتی قهرمانی است، برای قصههای کنتربری ابداع کرد.
فرهاد دیناری
کانت، مینا
Canth \'kant\
نام کامل او اولریکا ویلهلمینا کانت، نام خانوادگی اصلی او یونسون (ت. 19 مارس 1844، تامپره، فنلاند روسی- و. 12 می 1897، اکوئوپیو) رماننویس، نمایشنامهنویس و رهبر احیا و رواج مجدد زبان بومی فنلاند و جنبش رئالیستی قرن نوزدهم.کانت در نخستین داستانهای کوتاهش به نام «داستانهای بلند و داستانهای کوتاه» (Novelleja ja kertomuksia, 1878) توصیفات آرمانگرایانهای از زندگی سرزمین و کشورش نوشت، امّا در رمانها و نمایشنامههای بعدی، مثل «همسر یک کارگر» (Työmiehen vaimo, 1885) و «سیلوی» (Sylvi, 1893) به برداشتی واقعگرا از اجتماعی شهری بازگشت. در میان بهترین آثارش میتوان از داستان کوتاه «کاوپالوپو» (Kauppa- Lopo, 1889) و نمایشنامه «آنا لیسا» (Annaa Liisa, 1895) نام برد. او در کسوت نمایشنامهنویس، تا مدتها پس از بنیانگذار نمایشنامه فنلاند، الکسیس کیوی، دومین نمایشنامهنویس مشهور فنلاند محسوب میشد. از نظر شخصی او در بین مشهورترین زنان فنلاندی قرار میگرفت.
زینب مشتاقی
سرود
canto \'kan-tō\
،[ایتالیایی،عمل آواز خواندن،ترانه،شعر،بخشی از یک شعر] یکی از اصلیترین بخشهای یک شعر حماسی یا دیگر شعرهای روایی بلند. همانطور که از ریشهشناسی آن برمیآید، این واژه به احتمال به بخشی از یک شعر اشاره داشته که یک شاعر میتوانسته در یک جلسه به آواز بخواند. گرچه حماسههای شفاهی اولیه، همچون حماسه هومر، به بخشهای مجزا تقسیم میشوند، اولینبار اتخاذِ نام سرود برای این بخشها از سوی شعرای ایتالیایی مانند دانته، ماتّئو ماریا بویاردو، و لودوویکو آریوستو صورت گرفت. اولین شعر بلند انگلیسی که به سرودهایی تقسیم شد، «ملکه کوچک» (The Faerie Queene, 1590-1609) اثر ادموند اسپنسر بود.
مسعود امیرخانی
سرود همگانی
Canto general \'kän-tō-'kā-nā-'räl\
شعر حماسی امریکای لاتین سرودة پابلو نرودا، که در 1950 در دو جلد منتشر شد. نرودا با ترکیب کمونیسم با غرور ملیگرایانه، تاریخ امریکای لاتین را بهمثابة مبارزهای بزرگ و مداوم علیه ظلم و ستم به تصویر میکشد.سرود همگانی،که بیش از300 شعر دارد، در 150 بخش یا بند ترتیب مییابد که ادوار پیدرپی تاریخی را وقایعنگاری و نقاط ضعف امپراتورها، کاوشگران، مستبدان و آزادیخواهان مشهور را دنبال میکند. نخستین شعر، «امریکا، عشق من» (Amor América) قصیدهای تغرلی برای این قاره در هنگامی است که پیش از رسیدن اسپانیاییها وجود داشته و بهسبب جنگهای اقوام سرخپوست به دردسر میافتاده است. از دیگر اشعار برجسته و ویژه در این حماسه شعر ویتمنیِ «ارتفاعات ماچو پیچو» (Alturas de Macchu Picchu) و شعروطنپرستانه «سرود همگانی شیلی» (Canto General de Chile) است.
مسعود امیرخانی
سرودها
Cantos, The
مجموعه شعری از ازرا پاوند، که با سرودن آن رویاهای شیرین فلسفیاش را در 1915آغاز کرد. اولین شعرها در 1917در مجلهPoetry منتشر شد؛ سالهای متمادی، نوشتن سرود به فعالیت اصلی شعری پاوند تبدیل شد. آخرین آنها در 1968 منتشر گردید. چاپ کامل سرودها (Cantos, 1970)صدوهفده بند دارد.پاوند در اولین سرودهایش واکنشهای شخصی و تعزلی به نویسندگانی همچون هومر، اُوید، دانته و رِمی دو گورمون و نیز سیاستمداران و اقتصاددانان مختلف نشان داد. آثار منظوم اولیه شامل خاطراتی از سفرهای دوران نوجوانیاش به اروپاست. «سرودهای پیزایی»(The Pisan Cantos, 1948) که در زمان اسارت پاوند نوشته شده است- او ابتدا در اردوگاه اسرای جنایتکاران جنگی و بعد در بیمارستانی به بهانه اینکه از لحاظ کیفری دیوانه است محبوس بود- تحسین برانگیزترین بندهای شعر او هستند؛ این اشعار در 1949جایزه بالینجن را برایاو به ارمغان آوردند.
مسعود امیرخانی
بوم
canvas or canvass \'kan-vəs\
پسزمینه، محل وقوع، یا گسترة یک شرح یا روایت خیالی یا تاریخی. بهنظر میرسد این استعاره، که از نقاشی گرفته شده است، ریشه در قرن هجدهم داشته باشد.
مسعود امیرخانی
میتوانی او را ببخشی؟
Can You Forgive Her?
رمانی نوشته اَنتونی ترالپ، که در 65-1864 بهصورت پاورقی و نیز در دو مجلد در همین سالها منتشر شد. این اثر اولین رمان از مجموعه رمانهای پالیسر او بود، که برای شخصیت پلَنتَجینت پالیسر نامیده شد که در این رمان معرفی میشود. رمان داستان درهمتنیدة دو زن، اَلیس وَواسر و بانو گِلِنکورا مکلاسکی، را بیان میکند که تلاش میکنند با گزینههای پیش رویشان دربارة ازدواج کنار بیایند.
مسعود امیرخانی
کنزونی (کانتسونه)، یا کانتسونا
canzoe \kan-'zō-nē,-känt-'sō-nā\ or canzona\-nä\
کانتسونا[ایتالیایی، از واژة لاتین cantio به معنی ترانه] 1-شعر غنایی ایتالیایی میانه یا پرونسال در قالبی قطعهای. استادان این نوع عبارتانداز: پترارک، دانته، تورکوئاتو تاسو و گوئیدو کاوالکانتی. 2- ترانهای دارای ساخت ماهرانه که برای اجرای موسیقایی مناسب بود.
فرهاد دیناری
چائویو یا تسائو یو
Cao Yu or Ts'ao Yü \'cha -'yÙ\
نام مستعارِ وان جیابائو (ت. 24 سپتامبر1910، تیانجین، ایالات هابئی، چین) نمایشنامهنویس چینی که پیشگام «هُواجو» (نمایشنامه گفتاری) بود. این نوع نمایشنامه بیشتر ازآنکه تحت تأثیر نمایش سنتی چین (که آواز معمولی بود) باشد تحت تأثیر تئاتر غربی قرار داشت.چائو یو از دانشگاه نانکای در تیانجین و دانشگاه کوینگهوا در پکن فارغالتحصیل شد. در آنجا ادبیات معاصر چینی و نمایشنامه غربی را خواند. چائو یو در بائودینگ و تیانجین و در مؤسسه ملی هنرهای نمایشی در نانجینگ تدریس کرد. در 1934 اولین نمایشنامه او با نام «تندر» (Leiyu/ اقتباس برای فیلم [1938] و نمایشنامه رقص [1981]) منتشر شد. «طلوع آفتاب» (Richu, 1936 / اُپرا [1982] و 1938 و فیلم [1985 و 1938]) و «بیابان» (Yuanye, 1997/ تجدید چاپ همراه با تجدیدنظر 1982)، داستانی از عشق و کینه که آشکارا تحت تأثیر نمایشنامهنویس امریکایی یوجین اونیل بود، از آثار بعدی چائو یو بودند.چائو یو پس از آغاز جنگ علیه ژاپن، به همراه گروه نمایش به چونگکین و بعدها به جیانگآن رفت. در آنجا اثر میهنپرستانۀ «مسخ» (Tuibian, 1940) و «مرد پکن» (Beijingren, 1941/ تجدید چاپ همراه با تجدیدنظر 1947) را، که به نظر برخی شاهکار نمایشنامۀ نوین چینی است، نوشت. علاوه بر این او یک فیلمنامه و چند نمایشنامه تاریخی نیز نوشته است.
فرهاد دیناری
کائو ژان یا تسائو ژان
Cao Zhan or Ts'ao Chan \'tsa 'jän\
کائو شیوچین نیز نامیده میشود (ت. احتمالاً 1715،جیانگنینگ،چین- و. 12 فوریه 1763،پکن) مؤلفِ «Hong lou meng»(قسمتی از آن با عنوان رؤیای مجلس کمونیست ترجمه شد)، که عموماً بزرگترین رمان چینی محسوب میشود. اثری تقریباً زندگینامهای که به زبان بومی نوشته شده است و افول خانواده قدرتمند جیا و عشقِ بدفرجام میان بائویو و لین دایو را به شکل مبسوط توصیف میکند.کائو ژان، پسر ارشد کائو یین، یکی از برجستهترین و ثروتمندترین افراد زمان خود است. بااینحال در 1728 خانوادة او، که بهطور موروثی سرپرستی اداره قماش سلطنتی را در نانجینگ در دست داشت، اولین سری از شکستها را تجربه و به پکن نقل مکان کرد. تا 1742 معاصرانِ کائو (به دربار) گزارش دادند که وی در شرایط ناخوشایندی زندگی میکند و مشغول کاری است که چیزی غیر از «رؤیا» (Dream) نیست. مؤلف قبل از مرگش حداقل هشتاد فصل از رمان را تمام کرده بود. این اثر توسط گائو ای، که دربارة او اطلاعات کمی در دست است، کامل شد.
فرهاد دیناری
کائو ژی یا تسائو چی، چِن سی وانگ
Cao Zhi or Ts'ao Chih \'tsa 'chi,'chē\
یا شاهزادهسی از چن نیز نامیده میشود (ت. 192، چین- و. 232، چین) یکی از بزرگترین شاعرانِ غناییِ چین.کائو ژی در زمان حیات پدرش، کائو کائو، متولد شد؛ پدر او فرمانروایی یک سوم شمالیِ چین را، که بعدها به پادشاهی وِی شهرت یافت، برعهده داشت. استعدادهای کائو ژی در خانوادهای اهل شعر- اشعار کائو کائو و کائو پی (برادر بزرگتر و رقیبِ خشنِ کائو ژی) نیز شهرت زیادی داشتند- بهسرعت از پدر و برادرش پیشی گرفت. در واقع، کائو کائو بهقدری تحت تأثیر مهارت شعری کائو ژی قرار داشت که زمانی او را به جای کائو پی، برای جانشینی سلطنت در نظر داشت. افزون بر این، دلیل دیگر آزردگی کائو پی از کائو ژی آن بود که کائوژیِ نوجوان با بانو ژِِن، که بعدها همسرِ برادرِ بزرگترش شد، رابطه داشت. بنابراین وقتی که کائو پی در220 بهعنوان امپراتور وِن از وِی بر تخت شاهی نشست، اقدام به آزار و اذیت برادر کوچکترش کرد تا زندگی را تا آنجا که ممکن است برایش سخت کند.
فرهاد دیناری
چاپک، کارل
Čapek \'ch -pek\
(ت. 9 ژانویه 1890، ماله اسواتونویچ، بوهمیا، اتریش- مجارستان [اکنون در جمهوری چک]- و. 25 دسامبر 1938، پراگ، چک) رماننویس، داستانکوتاهنویس، نمایشنامهنویس و مقالهنویس اهل چک و مشهور در عرصة بینالمللی.چاپک در پراگ، برلین و پاریس در رشته فلسفه تحصیل کرد و در 1917 در سمت نویسنده و روزنامهنگار، در پراگ مقیم شد. او از 1907 تا بخش زیادی از دهه 1920 بسیاری از آثارش را با برادرش یوزف، که نقاش و تصویرگر بود، نوشت. نخستین داستانهای کوتاه او «افکار درخشان» (Zářivé hlubiny, 1916/ همراه با یوزف)، «باغ کراکونوش» (Krakonošova zahrada, 1918/ همراه با یوزف)، و «ثروت و دیگر داستانها» (Trapné povídky, 1921) نام دارند. «آرمانشهرهای سیاه» چاپک، آثاری که خطر پیشرفت فنّاوری را نشان میدهد، شامل نمایشنامة «آر یو آر» (R. U. R,1920)، رمان «خودکامة بیهدف» (Továrna na absolutno, 1922)، «یک فانتزی تجزیهناپذیر» (Krakatit, 1924)، و «نبرد با سمندرهای آبی» (Válka s mloky, 1936) میشود.در سبکی دیگر، فانتزی کمدی چابک با عنوان «سرگرمی انسان بیاهمیت» (Ze života hmyzu, 1921/ همراه با یوزف) طمع انسان را مورد هجو قرار میدهد. عدالتجویی الهامبخش بیشتر داستانهای او در دو اثر «قصههایی از یک جیب» (Povídky z jedné kapsy, 1929)و «قصههایی از دو جیب» (Povídky z druhé kapsy, 1929) (این دو اثر تحت عنوان «داستانهایی ازدوجیب» منتشر شد) بودند.پختهترین اثر وی رمانهای سهگانهای به نامهای «هوردوبال» (Hordubal, 1933)، «شهاب» (Provĕtroň, 1934)، و «یک زندگی معمولی» (Obyčejnýživot, 1934) است که با هم سه جنبه از آگاهی و دانش را ارائه میکنند. رمان رئالیستی «اولین گروه نجات» (Prvni parta, 1937)بر نیاز به انسجام تأکید میکند. آخرین نمایشنامههای او «قدرت و افتخار» (Bílá nemoc, 1937) و «مادر» (Matka, 1938) بودند.
مریم علینژاد
کاپلا، مارتیانوس مینئوس فلیکس
Capella \kə-'pel-ə\
(شکوفایی اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم میلادی) بومی شمال افریقا و مبلّغ در کارتاژ، که مقدمة او بر هنرهای آزاد به نثر و نظم، تأثیرات بزرگ فرهنگی را تا اواخر قرون وسطا به همراه داشت. اثر اصلی کاپلا احتمالاً در حدود 400 و قطعاً قبل از 439 نوشته شده است. عنوانِ کلیِ آن مشخص نیست. در نسخههای خطی، دو جلدِ اول آن عنوان «پیوند فصاحتو بلاغت» (De nuptiis Philologiae et Mercurii) را دارند و عنوان هفت کتاب باقیمانده «دستور هنر» (Dearte grammatical)، «دیالکتیک هنر» (De artedialectica)، «بلاغت هنر» (De arte rhetorica)، «هندسه» (De geometrica)، «حساب» (De arithematica)، «ستارهشناسی» (Deastrologia)و «هارمونی» (De harmonia) است.
فرهاد دیناری
کپگریو، جان
Capgrave \'kap-'gräv\
(ت. 21 آوریل 1393، لین، نورفک، انگلستان- و. 12 آگوست1464،لین) تاریخنگار، عالمِ الهیات و مدخلنامهنویس انگلیسی که «زندگی قدیس کاترین»(Life of St. Katharine) او از نظر قالب شعری محکم و از نظر مباحث مطرحشده بسیار نیرومند است.کپگریو به کسوت کشیشی درآمد، در مورد الهیات در دانشگاه آکسفورد تدریس کرد و بعدها به فرقة معتکفان پیوست. او حداقل یک مسافرت به رُم انجام داد، که در «تسکین زائران» (Solace of Pilgrims,1911 ) به آن پرداخته است. بهنظر میرسد بسیاری از آثار الهیاتیِ او از دیگر مؤلفان اقتباس شده، یا ترجمة آزاد باشد و از تفاسیر کتاب مقدس، سخنرانیها،موعظهها،رسالهها و حیات قدیسان تشکیل شده باشد. اثر ناتمامِ او تحت عنوان «گاهشمارانگلستان» (Chronicle of England) نسبتاً جالب است و او چندین زندگینامه از قدیسان در انگلستان نوشت.
فرهاد دیناری
کاپیتانو
Capitano \käp-ē-'tä-nō\
شخصیت کلیشهای قالب تئاتری ایتالیایی معروف به کمدیا دلارته.او الگوی مرد نظامی متظاهر و درعینحال ترسو بود. او بهعنوان شخصیتی بیعاطفه، در اصل تقلیدی از مزدوران فرانسوی و اسپانیایی بود که ایتالیای قرن شانزدهم را در نوردیدهاند. ادعاهای بزرگِ او در مورد ثروت و نظامیگری و موفقیتهای آماتوری، اغلب توسط جملات موذیانة ارباب و نوکران او تکذیب میشدند.شخصیت کاپیتانو، بهعلت آنکه چندین بازیگر مختلف آن را اجرا کردهاند، چندین نام متفاوت دارد. در اواخر قرن شانزدهم او کاپیتانو ماتاموروس («فرماندة مرگ در شکارگاهها») و بعدها کاپیتانو اسپاونتو دلّا واله اینفرنو («فرمانده مخوف چاه ویل») نامیده میشد. نامهای دیگرِ او اسکاراموشه، کاپیتانو کوکودریلو و کاپیتانو رودومانته است.
فرهاد دیناری
کاپوتی، ترومن
Capote \kə-'pō-tē\
نام اصلی او ترومن استرکفوس پِرسِنز (ت. 30 سپتامبر 1924، نیو اورلینز،لوئیزیانا، ایالات متحده- و. 25 آگوست 1984، لسآنجلس، کالیفرنیا) رماننویس، نویسندة داستان کوتاه و نمایشنامهنویس امریکایی که نوشتههای آغازین ِاو، سنت گوتیک جنوبی را توسعه داد. او بعدها روش ژورنالیستیتری را، بهویژه، با اثر «در کمال خونسردی» (In Cold Blood, 1966/ کپیرایت 1965)، بسط داد که شرحی از یک قتل زنجیرهای است که از سوی دو فرد ضداجتماع انجام میشود، که او آن را «رمان ِغیرداستانی» مینامد. اولین رمان کاپوتی، «صداهای دیگر، اتاقهای دیگر» (Other Voices, Other Rooms, 1948)، از جستوجوی پسری پانزده ساله برای یافتن پدر و درک هویت خود سخن میگوید. دو سال پیش از آن، او بهسبب نگارش داستان «در آخر را ببند» (Shut a final Door) جایزة اُ هنری را بهدست آورده بود. این داستان و دیگر قصههای او در مجموعۀ«درختی از شب» (A Tree of Night, 1949)گردآوری شدند. «ساز چمن» (The Grass Harp, 1951) داستانی از آدمهای معصوم ناهمخوانی است که موقتاً زندگی در یک خانة درختی را پیشه میکنند. در 1954 کاپوتی با کمک هرلد آرلن ِآهنگساز، «خانۀگلها» (The House of Flowers) را، که مجموعهای موزیکال به سبک بوردلوی سرخپوستان غرب امریکا است، نوشت. علاوه بر این، او چندین فیلمنامه نیز نوشت. «رنگ محلی» (Local Color, 1950) مجموعهای از سفرنامهها است. سفرهای کاپوتی با تور گردشگری «پورگی و بِس» در اتحاد شوروی به نگارش «ذوق قابل شناختاست» (The Muses Are Heard, 1956) انجامید. «صبحانه درتیفانی» (Breakfast at Tiffany's, 1954/ فیلم، 1961) داستانی بلند دربارة جوانی عجیب و فاحشه در منهتن است. دلمشغولیهای روزافزون او با روزنامهنگاری- و نیز با افراد سرشناس- در «مشاهدات» (Observations, 1959/عکسها توسط ریچارد ایودُن) منعکس شد. «پارسِ سگها» (The Dogs Bark, 1973) شامل مقالات و شرححالهای گردآوری شده است، درحالیکه «موسیقی برای آفتابپرستها» (Music for Chameleons, 1980) هم داستانی و هم غیرداستانی است. رمان ِ«دعاهایمستجاب شده» (Answered Prayers/ بعد از مرگ او در 1986 منتشر شد) با مرگِ او ناتمام ماند.
فرهاد دیناری
کاپرونی، جورجو
Caproni \kä-'prōnē\
(ت. 7 ژانویه 1912،لیوورنو، ایتالیا- و. 22 ژانویه 1990، رُم)شاعر ایتالیایی که بیشتر آثار او در «همة اشعار» (Tutti le poesie, 1983)گردآوری شده است. کاپرونی در جنگ جهانی دوم جنگید، که تجربه آن در کتاب «روزهای روشن» (Giorni aperti, 1942) ثبت شده است. سه کتاب اول شعر او «مثل یک تمثیل» (Come un' allegoria, 1936)، «رقص در فونتانیگوردا» (Ballo a Fontanigorda, 1938)، و «داستانها» (Finzioni, 1941)بودند. در 1956 او «سفر آینئاس»(Il passaggio di Enea) را،که نگاهی مادی به تبعات جنگ است، منتشر کرد. «بذرِ اشکها» (Il seme del piangere, 1959) کتاب شعری غمبار در مورد مادرش بود. مهمترین کتابهای شعر بعدی او «عزیمت مسافر تشریفاتی»(Congedo del viaggiatore cerimonioso, 1965)، «دیوار زمین»(Il muro della terra, 1975)، «تکتیرانداز بیپروا»(Il franco cacciatore, 1982) و «شیء گمشده» (Res amissa, 1991) هستند.
فرهاد دیناری
فرماندهان دلیر
Captains Courageous
(بهطور کامل فرماندهان دلیر، داستانی از سواحل بزرگ) رمانِ حادثة دریایی، اثرِ رادیارد کیپلینگ، که در 1896 به شکل پاورقی در نشریة McClure's و بهصورت کتاب در 1897 منتشر شد.ماجرای این رمان «ما اینجاییم» (We're Here)، قایقِ ماهیگیری کوچکی، اتفاق میافتد که گروه خدمة آن، قهرمان داستان، هاروی چِین، را هنگامیکه از یک کشتی به دریا افتاده است، نجات میدهند. فرمانده از بازگردان او به بندرگاه خودداری میکند و در عوض هاروی را به عضویت گروه خدمه در میآورد. بقیه داستان بر رویِ تحولِ شخصیتِ هاروی از پسرِ لوسِ و مغرورِ یک میلیونر به مردِ جوانِ قابل ستایش متمرکز است که ارزشهای کار سخت، زندگی ساده و مستقل را آموخته است.
فرهاد دیناری
کاپوئانا، لوئیجی
Capuana \kä-'pwä-nä\
(ت. 28 می 1839،مینئو، سیسیل [ایتالیا]- و. 29 نوامبر 1915،کاتانیا)نقاد و نویسندهای که یکی از نخستین مدافعان ایتالیایی ِرئالیسم بود.کاپوئانا در کسوت منتقد نمایشنامه برای نشریهLa Nazioneکار کرد و مدتی نیز در رُم و در دانشگاه کاتانیا به تدریس پرداخت. او به جنبش ادبی موسوم به وریسمو (verismo) پیوست، و هم در نقدها و هم در داستانهای خود تقدم بر ناتورالیسم و عینیتگرایی را نشان داد. در 1877 اولین جلد از پانزده کتاب داستان کوتاهِ او و در 1879 اولین رمانِ او،«جاچینتا»(Giacinta)، که بررسی روانشناختی زنی گناهکار است، منتشر شد. دیگر رمان مهم ِاو، «مارکی اهلروکاوردینا» (Il marchese di Roccaverdina, 1901)، بررسی بزهکاریاست. بهترین آثار نقادانۀ او مقالاتی در مورد بالزاک، ادمون و ژول گونکور، امیل زولا و جووّانی ورگار با نام«پژوهش در ادبیات معاصر» (Studi sulla letteratura contemporanea,1880, 1882) و «ایسمهای معاصر»(Gli''ismi'' contemporanei, 1898) هستند.
فرهاد دیناری
خانوادههای کپولِت و مانتگیو
Capulet and Montague Families \'kap-yu-let, 'kap-ə-lət…'män-tə-'gyü,'mən-\
دو خانوادة ورونِسه که پدرکشتگی آنها مرگِ شخصیتهای عنوان در «رومئو و ژولیتِ» (Romeo and Juliet) ویلیام شکسپیر، هنگامیکه ژولیت (دختر کپولت) و رومئو (پسرِ مانتگیو) عاشق هم میشوند، پدید میآورد.
فرهاد دیناری
کاراجیاله، یان لوکا
Caragiale \'kä-rä-'jyä-lā\
(ت. 30 ژانویه1852، هایماناله، والاکیا، امپراتوری عثمانی [اکنون در رومانی]- و. 10 ژوئن 1912، برلین، آلمان) نمایشنامهنویس و نثرنویسی که کمدیهایش اثرگذاری بر روی جامعه شهریِ رومانیایی را در ورودِ شتابزدة یک شیوۀ زندگی مدرن نشان میدهد. «آقای لئونیدا» (Conul Leonida, 1879)، «شبی توفانی» (O noapte furtunoasǎ, 1880)، و «نامة گمشده»(O scrisoare pierdutǎ, 1884) از جمله مشهورترین نمایشنامههای او هستند. او با «تهمت» (Nǎpasta, 1890)، آنچه را که لازم بود برای اینکه اثری بهعنوان نمایشنامة روستایی شناخته شود، به وجود آورد. داستانهای کوتاه او، «مشعل عید پاک» (O fǎclie de Paste, 1889)، «گناه» (Pǎcat, 1892)، و «کیر یانولئا» (K'ir Ianulea, 1909)، جزء بهترین آثار منثور در ادبیات رومانیایی محسوب میشوند.
فرهاد دیناری
کاردارلّی، وینچنسو
Cardarelli \'kär-dä-'rel-lē\
نام اصلی نازارنو کاردارلّی (ت. 1 می 1887، تارکوئینیا، ایتالیا- و. 15 ژوئن 1959، رُم) شاعر، مقالهنویس، منتقد ادبی و روزنامهنگار ایتالیایی.کاردارلّی در رم و فلورانس برای نشریات ادواری ادبی از جمله LaVoce ، IlMarzocco، LaLirica ، و Avanti کار کرد. او در 1919 به تأسیس نشریة ادبی La Ronda (23-1919)، که بهجای جنبشهای پیشروِ فوتوریسم و هِرمتیسیسم از کلاسیسیسم دفاع میکرد، کمک کرد.کاردارلّی بهسبب نخستین شعرهایش- که در «اشعار» (Poesie, 1936/ در 1942 و 1948 با افزودههایی چاپ شد) گردآوری شدند- مورد توجه قرار گرفت که توجه حسرتبار به طبیعت، غم و وطن از مشخصههای آنها است. معروفترین آثار منثور او «زیر آفتاب» (Il sole a picco, 1929)، «آسمانِ فراز شهرها» (Il cielo sulle città, 1939)، «نامههایی که هرگز فرستاده نشد» (Lettere non spedite, 1946)، «ویلا تارانتولا» (Villa Tarantola, 1948)، و «سفر یک شاعر در روسیه» (Viaggio d' un poeta in Russia, 1954) نام دارند.
فرهاد دیناری
کاردنال، ارنستو
Cardenal \'kär-thā-'näl\
نام خانوادگی کامل او کاردنال مارتینس (ت. 20 ژانویه 1925، گرانادا، نیکاراگوئه) کشیش کاتولیک که یکی از مهمترین شاعران نیکاراگوئه محسوب میشود.کاردنال در دانشگاه مکزیکو و دانشگاه کولومبیا تحصیل کرد. در خلال دهة 1950 درحالیکه در سیاستهای انقلابی در نیکاراگوئه فعالیت میکرد، شاهکاری از شعرِ اعتراض به نام «ساعت شروع و دیگر اشعار مستند» (La hora O, 1960) و ترانههای عشقی طنزآمیز و اشعار سیاسیِ «لطایف» (Epigramas, 1961) را منتشر کرد.کاردنال پس از تحصیل به همراه تامس مرتونِ شاعر، در 1965 کشیش شد. کشمکشِ بین شورِ سیاسی انقلابی و اعتقاد مذهبی در اشعار او در «مزامیرِ مبارزه و آزادی» (Salmos, 1964) و «مریلین مونرو و دیگر اشعار» (Oración por Marilyn Monroe y otros poemas, 1965) ظهور یافته است. پس از سقوطِ دیکتاتوری نیکاراگوئه در 1979، کاردنال بهعنوان وزیر فرهنگ در دولتِ ساندینیستا خدمت کرد. آثار شعریِ بعدیِ او «گلچین شعر جدید» (Nueva Antologíapoética, 1978)، «مسیرهای پیروزی» (Vuelos de victoria, 1985)، و «مزامیرِجهانی» (Cántico cósmico, 1989) نام دارند.
فرهاد دیناری
کاردوتچی، جوزوئه
Carducci \kär-'düt-chē\
(ت. 27 جولای 1835، وال دی کاستلو، نزدیک لوکا، دوکنشین لوکا [ایتالیا]- و. 16 فوریه 1907، بولونیا، ایتالیا) شاعر ایتالیایی، برندة جایزة ادبی نوبل در 1906، و یکی از تأثیرگذارترین چهرههای ادبی عصر خودش.کاردوتچی در دانشگاه پیزا تحصیل کرد و استاد ادبیات ایتالیایی در دانشگاه بولونیا شد. او در سال 1890 به مقام سناتور مادامالعمر دست یافت.کاردوچی در جوانی رهبر گروهی از مردان جوان بود که مصمم بودند مکتب رمانتیسم حاکم را براندازند و به الگوهای کلاسیک ادبی بازگردند. اولین کتابهای شعر او «قافیه» (Rime, 1857/ بعدها در «آثار دورۀ جوانی» (Juvenilia) گردآوری شد) و «اشعار سرگرمکننده و اشعار جدی» (Levia gravia, 1868) بودند. شدت حس جمهوریخواهانه و ضدیت وی با کشیشها در «سرودمذهبی برای شیطان» (Inno a Satana, 1863) و «اشعار ایامبیک و اپود» (Giambi ed epodi, 1867-69) نمایان است. «اشعار تغزلی جدید» (Rime nuove) و «اشعاربزمی بربری» (Odi barbare)، که در دهة 1880 منتشر شدند، حاوی بهترین اشعار کاردوتچی است. او عروض لاتین را برای شعر ایتالیایی تنظیم کرد و اشعار بزمی بربری او در وزنهای تقلیدی هوراس و ویرژیل نوشته شده است. کاردوتچی همچنین برای آثار نثرش در ادبیات ایتالیا مورد توجه قرار گرفته است.
زینب مشتاقی
نگهبان
Caretaker, The
نمایشنامهای سهپردهای اثر هرولد پینتر، که در 1960 چاپ و برای اولینبار اجرا شد. این اثر، که دومین نمایشنامة بلندِ پینتر است، به توازن دقیق میان اعتماد و خیانت در روابط خانوادگی میپردازد.ماجرای نمایشنامه در آپارتمانِ دو برادرِ به نامهای استن و میک رخ میدهد. استن، که کُندذهن است، با کلّاش و هرزهای پرحرف به نام دیویس دوست میشود. وقتی دیویس در آپارتمان برادران ظاهر میشود، میک، که از برادرش زیرکتر و متزلزلتر است، برای دوستی با دیویس رقابت میکند. هر دو برادر بهطور جداگانه دیویس را در سمت نگهبان بهکار میگیرند. سرانجام برادران با تشخیص اینکه آرامشی که قبل از آن برای خود ایجاد کرده بودند در خطر است، دیویس را اخراج میکنند و او آنجا را ترک میکند.
فرهاد دیناری
کئری (کرو)، ریچارد
Carew \'kar-ē, commonly kə-'rü\
(ت. 17 جولای 1555، انتونی شرقی، کورنوال، انگلستان- و. 6 نوامبر 1620) ادیب و دیرینشناسِ انگلیسی که بهویژه بهسبب تاریخ کورنوال مشهور است.کئری بعد از ورود به کرایست چرچِ آکسفورد، در یازده سالگی، سه سال را صرف تحصیل حقوق کرد و متعاقب آن به سفر خارج از کشور رفت. او در 1584 وارد پارلمان شد، در 1586 کلانتر اعظم کورنوال شد و در سمت خزانهدار، زیر نظر نایبِ لُرد، خدمت کرد.او در 1589 «سیاحت کورنوال» (Survey of Cornwall, 1602 / ویراست جدید، 1953) را آغاز کرد. او پنج بندِ اولِ «رهایی اورشلیم» (Gerusalemme liberata) اثر تورکوئاتو تاسّو را با عنوانِ «خدایِ بابل، یا کشفِ اورشلیم» (Godfrey of Bulloigne, or theRecouverie of Hierusalem, 1594) ترجمه کرد. آخرین اثر او «برتریِ زبانِ انگلیسی» (The Excellencie of the English Tongue, 1614) است.
فرهاد دیناری
کئری (کرو)، تامس
Carew \'kar-ē, commonly kə-'rü\
(ت. 95-1594، وست ویکم، کنت، انگلستان- و. 22 مارس 40-1639، لندن) شاعر انگلیسی و از اولین سرایندگان ترانة شوالیهای.کئری در دانشگاه آکسفورد و در میدل تمپلِ لندن تحصیل و در چندین سفارتخانه خدمت کرد و مقامی درباری بهدست آورد. محفل دوستان مهم او شامل بن جانسونِ نمایشنامهنویس بود.تنها نمایشنامۀ منظومِ کئری، «آسمان بریتانیا» (CoelumBritannicum)، در 1634 توسط شاه و اشرافِ او اجرا و در همان سال چاپ شد. اشعارِ او، که بهصورت دستنویس منتشر میشدند، غزلیاتی عشقی یا اشعاری بودند که برای اعضای مجمع دربار سروده شدهاند. مرثیة او در مورد جان دان، که اشعارش را بسیار میستود، قطعهای عالی از نقد شعرِ آن دوره است. علاوهبراین، کئری تعدادی از مزامیر داوود را ترجمه کرد. ویراستِ نهایی اشعار او «اشعار تامس کئری به همراه نمایشنامة منظومِ او ’آسمان بریتانیا‘» (The Poems of Thomas Carew, with His Masque ‘Coleum Britannicum’, 1949) است.
فرهاد دیناری
کئری، هنری
Carey \'kar-ē\
(ت.حدود 1687، انگلستان- و. 4 اکتبر 1743، لندن) شاعر، نمایشنامهنویس و موسیقیدان انگلیسی که بیشتر بهسبب ترانههایش شناخته شد، بهویژه «سَلی در کوچة ما» (SallyinOurAlley)، که در مجموعهای از بهترین اشعارش با عنوان «قرنموزیکال» (The Musical Century, 1737) که با موسیقی اجرا شد، منتشر گردید. کئری مدتی قبل از 1713، زمانیکه اولین کتاب اشعارش چاپ شد، (احتمالاً از یورکشر) به لندن رفت. او موسیقی را آموخت و فعالیت تئاتری خود را آغاز کرد، اغلب هم کلام و هم موسیقی را برای تعدادی از نمایشهای مضحک، نمایشهای هزل، اپراهایِ ترانه و میانپردهها تدارک میکرد. از میان کارهای تئاتری او، احتمالاً«مرد شریف یورکشری» (The Honest Yorkshire-Man, 1735) بهترین است.
فرهاد دیناری
کئری، پیتر (فیلیپ)
Carey \'kar-ē\
(ت. 7 می 1943، باکوس مارش، ویکتوریا، استرالیا) نویسنده استرالیایی که بهعلت استفاده از سوررئال در داستانهایش مشهور است.کئری تا 1988، زمانیکه یک نویسنده تماموقت شد، در کسوت آگهینویس تبلیغاتی و دیگر شغلهای مختلف در استرالیا و انگلستان کار کرد. مجموعه داستانهای او، «مردی بزرگ در تاریخ» (Fat Man in History, 1974The/ عنوان آن در انگلستان، «لذات نامتعارف») و «جنایات جنگ» (War Crimes, 1979)، تعدادی از عناصر مضحکو هولناک را به نمایش گذاشته است. رمانهای او «لذت» (Bliss, 1981)، «ایلیواکر»(Illywhacker, 1985)و «آسکر و لیوسیندا»(Oscar and Lucinda, 1988) واقعگرایانهتر بودند، هرچند که کئری در سراسر آنها از طنز تلخ استفاده کرده است. رمانهایبعدیِ او در مورد تاریخ استرالیا، مخصوصاً تأسیس و روزگاران گذشته آن بودند. کئری جایزه بوکر 1988 را بهسبب «آسکر و لیوسیندا» دریافت کرد.
فرهاد دیناری
کئری، فیلیپ
Carey‚ Philip \'fil-ip-'kare- ē\
شخصیت داستانی، دانشجوی جوانِ معلول رشته پزشکی که قهرمان رمانِ «بردگی بشر» (Of Human Bondage) اثر ویلیام سامرست موام است.
[ایتالیایی آن caricaturaبه معنی مبالغۀ، کاریکاتورمعنای تحتاللفظی آن، عمل پُر کردن، مشتقی از caricareبه معنی پُر کردن، روی هم تلنبار کردن، افزایش دادن] نمایشی که مشخصهاش مبالغه است. این تأثیر معمولاً بهوسیلة سادهسازی عمدی و اغلب تحریف مضحکِ شخصیتها ایجاد میشود.
فرهاد دیناری
کارلتون، ویلیام
Carleton \'kärl-tən\
(ت. 20 فوریه 1794،پریلیسک، کاونتی تیرون، ایرلند- و. 30 ژانویه 1869، دابلین) نویسندة پرکاری که زندگیِ روستایی ایرلندی را به شیوة رئالیستی توصیف کرده است.کارلتون کوچکترین بچه از چهارده بچهای بود که در مزرعهای کوچک متولد شدند. او، که در آغاز معلم روستایی بود، مجموعه داستانی دو جلدی با نام «ویژگیهاو داستانهایی از رعایای ایرلندی»(Traits andStories of the Irish Peasantry, 1830) منتشر کرد. نوشتههایی که در پی این اثر منتشر شد از جمله «قصههای ایرلند» (Tales of Ireland, 1834) و «فاردوروگایِخسیس» (Fardorougha the Miser, 1839) با مسائل روستایی همچون مسئلة زمین (تقسیم اراضی کشاورزی)، مجامعِ مخفی وطنپرستی و کمبود سیبزمینیِ دهۀ 1840 در ارتباط است. داستانهای او گیراییِ زیادی داشت و به فرانسه، آلمانی و ایتالیایی ترجمه شدند.
فرهاد دیناری
کارلایل، تامس
Carlyle \kär-'līl, commonly 'kär-'līl\
(ت. 4 دسامبر 1795، اِکلفکن دامفریشّر،اسکاتلند- و.5 فوریه 1881، لندن، انگلستان) مورخ و مقالهنویس اسکاتلندی که یکی از چهرههای برجسته دورة ویکتوریا بود.کارلایل، که پسر یک بنا و کشاورز کمبضاعت بود، در خانوادۀ کالوینیست متعصبی پرورش یافت. او در دانشگاه ادینبرا درس خواند. ادبیات آلمانی خصوصاً ی. و. فون گوته خواند و در 1824 «سالهایکارآموزی ویلهیلممایستر» (Wilhelm Meister's Apprenticeship) را، که ترجمهای از بیلدانگزرُمان گوته بود، منتشر کرد.کارلایل در 1826 با جین وِلش ازدواج کرد. در سالهای اول ازدواجشان بیشتر در اسکاتلند زندگی کردند. کارلایل در آنجا با نشریه The Edinburgh Reviewهمکاری و بر روی «سارتر رسارتوس» (SartorResartus, 1836)، کهجُنگ فوقالعادهای از زندگینامه و فلسفه آلمانی بود، کار کرد.در 1834 به همراه همسرش به لندن رفتند و در آنجا نگارش اثر تاریخی بلندپروازانهاش یعنی «انقلابفرانسه» (TheFrenchRevolution, 1837) را در سه جلد، آغاز کرد. این اثر بلافاصله مورد استقبال و تحسین عامه مردم و منتقدان قرار گرفت.کارلایل در «اصول جنبش» (Chartism, 1840) در قامت مخالف سرسخت نظریه سنتی اقتصادی، ظاهر شد. کتاب «دربارة قهرمانان، قهرمانپرستی و قهرمانی در تاریخ» (OnHeroes, Heroworship, andtheHeroicinHistory, 1841)، احترام او را به قدرت نشان داد خصوصاً وقتی با اعتقاد به رسالت خدادادی ترکیب شد. او با انتخاب آلیور کرامولِ بهعنوان بزرگترین مرد انگلیسی آرمانیاش، «نامهها و سخنرانیهای آلیور کرامول؛ با شرح» (Oliver Cromwell's Letters and Speeches; With Elucidations, 1845) را نوشت. مهمترین کار بعدی او «جزواتامروزی» (Latter-Day Pamphlets, 1850) بود. او در 1857 به مطالعة گستردهای درباره دیگر قهرمانانش همت گمارد و «تاریخ فردریکدوم پروس مشهور به فردریک کبیر» (The History of Friedrich II of Prussia, Called Frederick the Great) را بین 1858 و 1865 منتشر کرد.سخنرانی او در مراسم انتصابش به ریاست دانشگاه ادینبرا در آوریل 1866، موفقیتی فوری برای او به ارمغان آورد. این سخنرانی در 1866 با نام «پیرامون انتخاب کتابها» (On the Choice of Books) منتشر شد. بلافاصله بعد از آن، همسرش بهطور ناگهانی در لندن درگذشت. کارلایل هیچگاه بهطورکامل از بارِ غم مرگ او بیرون نیامد و در سالهای آخر عمرش آثار کمی نوشت. «یادهایاو» (Reminiscence) در 1881 و ویرایش نامههای همسرش در 1883 منتشر شدند.
مسعود امیرخانی
کارمن، بلیس
Carman \'kär-mən\
نام کامل او ویلیام بلیس کارمن (ت.15آوریل 1861، فردریکتون، برانزویک جدید [کانادا]-و. 8ژوئن 1929، نیوکانان، کانتیکت، ایالات متحده) شاعر کاناداییالاصلِ نواحی ساحلی و منطقة نیوانگلند ایالات متحده.کارمن ابتدا در کالجِ فردریکتون و در دانشگاه برانزویک جدید در فردریکتون تحصیل کرد. در 1890به نیویورک رفت و مدت دو دهه، زندگی خود را با کار در تحریریه نشریات گوناگون گذراند. بین 1893و 1905حدود بیست کتاب شعر منتشر کرد، که «جزر در گرند پری» (Low Tide on Grand Pré, 1893)؛ سه دوره از «ترانههایولگردان»(Songs from Vagabondia, 1894, 1896, 1901)، که با همکاری ریچارد هاوی، شاعری که در هاروارد با او دیدار کرده بود، سروده شد؛ و «سافو» (Sapho, 1904)، از آن جملهاند. او همچنین چندین کتاب منثور در مورد طبیعت، هنر و شخصیت انسان نوشت.
فرهاد دیناری
کارمن
carman \'kär-mən\
صورت جمع آنcarmina [لاتین، به معنی ورد، ترانه، شعر] نوعی ترانه، شعر یا ورد. نکPOEM؛ INCANTATION.
فرهاد دیناری
کارمِن
Carmen \'kär-mən\
داستان بلندی در مورد زندگی کولیهای اسپانیایی اثر پروسپر مریمه، نویسندة فرانسوی، که ابتدا بهطور دنبالهدار در 1845 منتشر شد. اُپرای «کارمن» اثر ژُرژ بیزه براساس این داستان تهیه شده است. دون خوسه، در کسوت سرجوخۀ جوان پرشوری در سوارهنظام اسپانیا در نزدیکی سویا، مأمور بازداشت کارمن، زن جوانِ کولی عشوهگری بهعلت حمله به همکارش میشود. خوسه، که شدیداً شیفتة او شده، به او اجازه میدهد فرار کند. خوسه از ارتش فرار میکند، بهخاطر کارمن دو مرد را میکُشد و در کسوت راهزن و قاچاقچی به زندگی ادامه میدهد. او دیوانهوار به کارمن، که به او وفادار نیست، غیرت میورزد و زمانیکه کارمن حاضر نمیشود بهخاطر او تغییر کند، او را میکشد و خود را به مراجع قانونی تسلیم میکند.
فرهاد دیناری
کارمن فیگیورتوم
carmen figuratum
نکPATTERN POETRY
کارمینا بورانا
Carmina Burana \'kär-mə-nə-b -'rän-ə, kär-'mē-nə\
(آلمانی آنLieder aus Beuern) نسخة خطی قرنِ سیزدهم که ترانهها (صحیحترکارمینا بورانا) و شش نمایشنامة مذهبی را دربر میگیرد. مضامین این نسخه خطی به گولیاردها، دانشمندان و محققانِ سیّاد اروپای غربی در طول قرون دهم تا سیزدهم نسبت داده میشود، که بهخاطر ترانهها و اشعارشان در ستایش شادی شناخته میشدند. این مجموعه، نسخة خطی بندیکتبویرن نیز نامیده میشود، زیرا (در 1803) در صومعة بنیدیکتین، در بندیکتبویرنِ (که بورانا از آن گرفته شده) باواریا پیدا شد. این ترانهها، که اساساً غزلهایی موزون به لاتین و مقدار کمی نیز به آلمانی است، در موضوع و سبک، مختلف هستند: در میان آنها ترانههای شرابخواری، ترانههای عاشقانه، اشعار مذهبی، غزلهای شبانی و هجوهایی وجود دارد. برخی از این شعرها را کارل اورف در کانتاتش با نام «کارمینا بورانا» (Carmina Barana, 1937) با موسیقی اجرا کرد. نمایشنامههای لاتین تنها شامل دو متن کامل باقیماندة مشهور از تعزیههای قرون وسطا میشود. این دو عبارتانداز: «نمایشنامهای در مورد اصلِ عشق» (Ludus breviter de Passion)، که درآمدی بر نمایشنامة تجدید حیات است، و متنی بلندتر، که احتمالاً از نمایشنامهای در مورد زندگیِ مریم مجدلیه و زنده کردن ایلعازر، شرح و بسط داده شده است. نیز نکGOLIARD.
فرهاد دیناری
کارو، آنّیباله
Caro \'kä-rō\
(ت. 19 ژوئن 1507،چیویتانووامارک، ایالات پاپال [ایتالیا]- و. 21 نوامبر 1566، رم) شاعر غنایی، طنزپرداز و مترجم رومی.کارو، که ابتدا منشی یک عالیجناب و سپس یک کاردینال شد، و به موقعیتی دست یافت که او را در نوشتن آزاد گذاشت. اشعار او، در 1569 با عنوان «یخزدگی» (Rime) گردآوری شد، و طنزهایش بیاهمیت تلقی میشوند.برجستهترین آثار کارو اثر آزاد و خوشترکیب او با نام «نامههای دوستانه» (Lettere familiare, 1572-74) و ترجمهای از «انهئید» (Aeneid, 1581) اثر ویرژیل است. علاوهبراین، او یکی از مهمترین کمدیهای دوران خود، «استراتچیونی» (Straccioni/ کامل شده در 1544)، و روایتی از «دافنیس و کلوئه» (Daphnis and Chloe) لونگوس را، که «عشقهای چوپانی دافنیس و کلوئه» (Amori pastorali di Dafni e Cloe) نامیده میشد، نوشت.
فرهاد دیناری
کاروسا، هانس
Carossa \kä-'ro-sä\
(ت. 15 دسامبر 1878، تولتس، آلمان- و. 12 سپتامبر 1956، ریتستایگ، آلمان غربی) شاعر و رماننویسی که در توسعه و رشد رمان خودزندگینامهای آلمانی نقش داشت.کاروسا پزشکی بود که بیشتر زندگیاش را در باواریا گذراند. او حرفه ادبی خود را با کتابی از اشعار تغزلی با نام «ستاره عرفانی» (Stella Mystica, 1902) شروع کرد. اولین رمانش به نام «پایان دکتر بورگر» (Doktor Bürgers Ende, 1913/ در 1930 با نام «سرنوشت دکتر بورگر» (Die Schicksale Doktor Bürgers) اصلاح و تجدید چاپ شد) زندگی دکتر جوانی را به تصویر میکشد که با گرفتاری و درد و رنج اطرافش به ناامیدی میرسد. «خاطرات فرد رومانیایی» (Rumänisches Tagebuch, 1924/ در 1934 با عنوان «خاطرات جنگ» (Tagebuch im Kriege) تجدید چاپ شد) براساس مشاهدات نویسنده بهعنوان پزشک، در طول جنگ جهانی اول است؛ و اولین اثر اوست که در خارج از آلمان با استقبال روبهرو شد.«یک کودکی» (Eine Kindheit, 1992)، «سالِ خیالات شیرین» (Das Jahr der schönen Täuschungen einer Jugend, 1941)، «دوران کودکی و جوانی» (Verwandlungen einer Jugend, 1928 )، و «دنیاهای گوناگون» (Ungleiche Welten, 1951) آثاری هستند که بیشتر جنبه زندگینامه خودنگاشت دارند. آخرین اثر وی، که ناتمام ماند، «روز دکتر جوان» (Der Tag des jungen Arztes, 1955) بود.
زینب مشتاقی
کارپه دیاِم، عبارتی لاتینی
carpe diem \'kär-pā-'dē-'em, -pē,'dī,-əm\
(معنی لغوی: «چیدن روز») که توسط هوراس شاعر رومی برای بیان این عقیده که هر شخص زمانی که میتواند باید از زندگی لذت ببرد، بهکار رفت. این معنی در نوشتههای مختلف، بهخصوص در شعر انگلیسی قرون شانزدهم و هفدهم بهکار رفته است. دو مورد از معروفترین کاربردهای آن در دو شعر «به دوشیزگان: دم را غنیمت شمارید» (To the Virgins, to Make Much of Time) از رابرت هریک و «برای معشوقه شرمگین او» (To His Coy Mistress) از اندرو ماروِل است.
فرهاد دیناری
کارپنتر، ادوارد
Carpenter \'kär-pən-tər\
(ت. 29 آگوست 1844،برایتون، ساسکس انگلستان- و. 28 ژوئن 1929،گیلفورد، ساری) نویسندۀ انگلیسی که با اصلاحطلبیِ اجتماعی و نهضت هنرها و صنایعِ در اواخر قرن نوزدهم شناخته میشد. کارپنتر در کیمبریج تحصیل کرد و در 1869 به مقام کشیشی رسید. او برای نهضت تازهتأسیس گسترش دانشگاه، استادی ترددی شد. شعر بدون قافیه و بلندِ او با نام «بهسویِ دموکراسیِ» (Towards Democracy, 1883/ آن را در 1905 بسط داد) تأثیرپذیری از والت ویتمن را، که در دیدارش از ایالات متحده با او ملاقات کرده بود، نشان میدهد. تحقیقاتِ او در موضوعات اجتماعی («ایدهآل انگلستان» (England’s Ideal, 1887)؛ «تمدن: منشأ و علاجِ آن» (Civilization: Its Cause and Cure, 1887 / در1921بسط یافت))، بهطور وسیع ترجمه شد، همانطور که آثار بعدیِ او دربارۀ رابطۀ هنر و زندگی مثل («بالهای فرشتگان»، (Angels’ Wings, 1898)و «هنر نوآوری» (The Art of Creation, 1904)) و در مورد روابط میان جنسیتها مانند («فرا رسیدن سنِ بلوغ» (Love’s Coming-of-Age, 1896)؛ «روابط جنسی بینابین» (The Intermediate Sex, 1908)) ترجمه شد علاوهبراین، کارپنتر ترانۀ کار مشهور «خیزش انگلستان» (EnglandArise) را سرود.
فرهاد دیناری
کارپنتیئر، آلخو
Carpentier \'kär-pen-'tyār\
نام خانوادگیاش بهطور کامل کارپنتیئر ای والمونت (ت. 26 دسامبر 1904، هاوانا، کوبا- و. 24 آوریل 1980، پاریس، فرانسه) رماننویس پیشگام کوبایی نسل خود که تأثیر عظیمی بر ادبیات امریکای لاتین داشت.کارپنتیئر قبل از اینکه خبرنگار شود در دانشگاه هاوانا تحصیل کرد. در 1928 بهدلیل مخالفتش با رژیم خراردو ماچادو و برای اینکه زندانی نشود، کوبا را به قصد فرانسه ترک کرد. او همکار دائمی مجله Révolution surréaliste شد، اما بعدها سوررئالیسم را رد کرد. در 1933 رمان مستند خود را به نام «اکوئه یامبائو» (iEcué-Yamba-ō!) را، که شرحی از زندگی و فرهنگ افریقایی- کوبایی بود، منتشر کرد. کارپنتیئر بعد از بازگشت به کوبا، رمان«پادشاهی این دنیا» (El reino de este mundo, 1949) را، که خاطرهای تخیلی از زندگی رهبر هائیتی، هانری کریستف، در اوایل قرن نوزدهم است، منتشر کرد.شاهکار وی را «پلههای گمشده» (Los pasos perdidos, 1953) میدانند که واقعیت امریکای لاتین را بهمثابه همزیستی میان افسانههای نخستین و تمدن تحمیلی اسپانیایی تعریف میکند. «جنگ زمان» (Guerra del tiempo, 1958)؛ «انفجار در کلیسای جامع» (El siglo de las luces, 1962)؛ «اعمال احساس و تفاوتها» (Tientos y diferencias, 1964)، که مجموعهای از مقالات در موضوع فرهنگی و ادبی است؛ «دلایل حکومت» (El recurso del método, 1974)، درباره دوران ماچادو؛ «کنسرتوی باروک» (Concierto barroco, 1974)، دربارة تاریخ موسیقی کوبا؛ و اپرانامه چندین اپرا از دیگر آثار او هستند.
زینب مشتاقی
کار، امیلی
Carr \'kär\
(ت. 13 دسامبر 1871، ویکتوریا، بریتیش کلمبیا، کانادا- و. 2 مارس 1945، ویکتوریا) نقاش و نویسندهای که بهسبب نقاشیهایش از سرخپوستان و مناظر ساحلی غرب، او را هنرمند برجسته کانادا میدانند. کار، درحالیکه در ونکوورِ بریتیش کلمبیا مشغول تدریس هنر بود، مسافرتهای متعددی به روستاهای سرخپوستنشین بریتیش کلمبیا به منظور نقاشی انجام داد. بعد از آنکه بهواسطه بیماری نتوانست به مسافرتهایِ خود برای نقاشی کردن ادامه دهد، به نوشتن روی آورد و شش کتاب خودزندگینامهای تألیف کرد که مطالعات درباره شخصیتپردازی طنز به آنها روح تازهای بخشیده بود. در میان این آثار «کلی ویک» (Klee Wyck, 1941)، درباره سرخپوستان؛ «خانه همه جانوران» (The House of All Sorts, 1944)، در توصیف تجربیات او بهعنوان مالک خانه شبانهروزی و پرورشدهنده سگ در ویکتوریا؛ «دردهای فزاینده» (Growings Pain, 1946)، یک زندگینامه خودنگاشت؛ و «درنگ: کتاب خطوط کلی» (Pause: A Sketch Book, 1953)، که از توقفش در آسایشگاه معلولین میگوید، دیده میشوند.
فرهاد دیناری
کار، جان دیکسن
Carr \'kär\
تخلصهایش کار دیکسن، کارتر دیکسن، راجر فربان (ت. 30 نوامبر 1906، یونینتاون، پنسیلوانیا، ایالات متحده- و.27 فوریه 1977، گرینویل، کارولینایِ جنوبی) نویسنده امریکایی داستانهای پلیسی که آثارش در این نوع ادبی بهترین محسوب میشود. نخستین رمان کار با عنوان «شبگرد» (It Walks by Night, 1930) بسیار موفق بود و این موفقیت پایدار ماند حتی تا زمانیکه کار اقدام به نگارش پیچیده مبتنی بر تحقیق دقیق در تاریخ انگلستان کرد. «افسون جزر: ملودرامیِ ادواردی» (The Witch of the Low-Tide: An Edwardian Melodrama, 1961)؛ «سیاهیِ ماه» (Dark of the Moon, 1967)، و «گوبلین گرسنه»(The Hungry Goblin, 1972) از جمله آثار بعدی هستند. در پنجاه مورد از معماهای او یکی از سه کارآگاه- هنری بنکُلین، دکتر گیدیئن فل و سر هنری مریوال ایفای نقش میکند. دیگر آثار موفق کار «زندگی سر آرتور کونن دویل» (The Life of Sir Arthur Conan Doyle, 1949) و «ماجراهایِ شرلاک هولمز»(The Exploits of Sherlock Holmes, 1954)، که روایتگر کارهای دیگر کارآگاه مشهورِ دویل است که آن را کار و جوانترین پسرِ دویل، ایدرئین، به نگارش درآوردند، دیگر آثار موفق کار هستند.
فرهاد دیناری
کارّاسکیا، توماس
Carrasquilla \'kär-räs-'kē-yä,-räh-,-'kēl-\
(ت. 17 ژانویه 1858، سانتو دومینگو،آنتیوکیا، کلمبیا- و. 19 دسامبر 1940، مدیین) رماننویس و نویسندة داستان کوتاه کلمبیایی که بیشتر بهدلیل توصیف رئالیستیاش از بومیان آنتیوکیا در یادها مانده است. هنگامیکه جنگ داخلی مانع تحصیلِ او در رشته حقوق در دانشگاه آنتیوکیا شد، کارّاسکیا کار بلند ادبی خود را با انتشار «محصولات سرزمین بومیِ من» (Frutos de mi tierra, 1896) آغاز کرد؛ رمانی رئالیستی در نقد ریاکاریِ زندگی در شهری کوچک که یکباره مخاطبان وسیعی یافت. او ارتباط با مفاهیم بومی را در داستانهای کوتاه و رمانهایِ بعد خود همچون «پدر کاسافوس» (El Padre Casafūs, 1914) و «مارکیزِ یولومبو» (La Marquesa de Yolombō, 1928) ادامه داد. نابینایی در دوران بعدی زندگی، او را مجبور کرد که اثر سه جلدی «پیشینه طولانی» (Hace tiempos, 1935-36) را، که برخی منتقدان آن را بهترین اثر او میدانند، املا کند.
فرهاد دیناری
کَرَوِی، نیک
Carraway, Nick \'nik-'kar-ə-, 'wā\
شخصیت داستانی، راوی جوان دلسوزِ «گَتسبی بزرگ» (TheGreatGatsby) اثر اف. اسکات فیتسجرالد. کروی، بهعنوان همسایۀ جِی گتسبی، فرصت زیادی برای مشاهدۀ بداقبالی گتسبی، در جستوجوی تفسیرش از رؤیای امریکایی دارد.
فرهاد دیناری
کاریلیو ئی سوتومایور، لوئیس
Carrillo y Sotomayor \kä-'rēl-yō-ē-'sō-tō-mä-'yór\
(ت. احتمالاً 1583، کوردووا، اسپانیا- و. 1610، پوئرتو د ِسانتو ماریا) شاعر اسپانیایی، که او را مفسّر اصلیِ «کولترانیسمو»، (culteranismo) میدانند که از سبک بسیار متکلّف و لفّاظانه «گونگوریسمو» (gongorismo)،که خود بهوسیله لوئیسدِ گونگورا ابداع شده بود، پدید آمد. در رساله کاریلیو درباره شعر، «کتابِ آموزش شاعری» (Libro dela erudiciōn poética / ویراست جدید 1946)، او تلاش کرده است که روشهای شعری خود را توجیه نماید.هرچند که زندگیش کوتاه و آثارش اندک بود، امّا شعرهای عالیِ متعددی سرود. کتاب بلندپروازانه «داستانِآسیس ئی گالاتئا» (Fábula de Acis y Galatea) معروفترین اثر اوست. این کتاب در 1611چاپ و در 1613 ویرایش مجدد شد.
فرهاد دیناری
کارّیو دلا واندرا، آلونسو
Carrίo de la Vandera \kär'rēōthāläbän'der ä\
تخلص او کونکولورکوروو (ت. 1715، خیخون، اسپانیا- و. احتمالاً 1778) حاکم مستعمراتی اسپانیایی که شرح مسافرتهایش از بوئنوس آیرس به لیما را زمینهساز رمان اسپانیایی- امریکایی میدانند.«اِل لازاریلو: راهنمایی برای مسافران بیتجربه بین بوئنوس آیرس و لیما» (El lazarillo: de ciegos caminantes) اثر کارّیو در اصل به دون کالیستو بوستامانته، راهنمای سرخپوستِ و همراهِ سفر کارّیو، نسبت داده شد. تحقیقات ثابت کرد که کارّیو بهدلیل انتقاد از حکومت اسپانیا برای اجتناب از مجازات از اسم مستعار استفاده کرده است. منتقدان وضوح و سبک پرشور و زنده، توصیفات جزئی و لحن انتقادی کتاب را ستودهاند. مشاهدات واقعگرایانه کارّیو از زندگی و رسوم گائودریوها، کابویهای پامپاس، بهوضوح با تصویرهای بسیار خیالپردازانهای که در میان نویسندگان بعد رایج است، متفاوت است.
فرهاد دیناری
کرول، لوئیس
Carroll \'kar-əl\
نام مستعار چارلز لاتویج داجسن (ت. 27 ژانویه 1832، دازبری، ایالت چشر، انگلستان- و. 14 ژانویه 1898، گیلفرد، ایالت ساری) منطقدان، ریاضیدان و رماننویس انگلیسی که بهطور خاص برای تألیف رمان «ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب» (Alice’sAdventuresinWonderland, 1865) و دنبالة آن به نام «از میان آینه» (Through the Looking-Glass, 1871) بهیاد مانده است. شعر او به نام «شکار اسنارک» (The Hunting of the Snark, 1876) از جمله ادبیات پوچ اما به سبک عالی است.داجسن سومین فرزند خانوادهای یازده نفره بود که از پدر و مادری به نامهای فرانسیس جین لاتویج و پدر روحانی چارلز داجسن به دنیا آمد و در خانه کشیشان دازبری و کرافت در ایالت یورکشر بزرگ شد. از همان ابتدا، استعدادش را در ابداع بازیها نشان داد. او نویسندۀ اصلی «RectoryMagaziens»، تألیفهای دستنویس که کل خانواده باید در آن شرکت میکردند و بسیاری از آنها بعداً منتشر شدند. داجسن از کرایست چرچِ آکسفورد فارغالتحصیل شد. او در دروس ادبیات باستان و ریاضی بینظیر بود و پس از کسب درجه کارشناسی به سمت مدرس ریاضی منصوب شد، سمتی که او در 1881 از آن استعفا داد. هرچند که داجسن به لکنت زبان دچار بود ولی برای کودکان، طبیعی و راحت سخن میگفت. از تعداد زیادی کودک که سرگرم کرد، سرگرمی فرزندان هنری جورج لیدل، رئیس کرایست چرچ، جایگاه بالایی در دلبستگیهای او داشت. در 1862 داجسن و دوستش، بچههای لیدل را با قایق در امتداد رود تمز به گردش بردند و عصر دیروقت بازگشتند. در طول گردش، او ترغیب شد تا بهتر از معمول داستان بگوید و آلیس لیدل از او خواست تا آن را برایش بنویسد. داجسن داستان را کمابیش همانطورکه گفته بود نوشت و چندین ماجرا که در دیگر مواقع تعریف کرده بود به آن اضافه کرد و بعد آن را به آلیس داد. وقتیکه هنری کینگزلیِ رماننویس، در حین ملاقات با رئیس، بهصورت اتفاقی این کتاب را برداشت و خواند، به خانم لیدل اصرار کرد که نویسنده کتاب را به چاپ آن تشویق کند. داجسن آن را برای چاپ بازبینی کرد و به جان تنیل، کاریکاتوریست مجلةPunch، سفارش داد تا برای جزئیات داستان تصویرپردازی کند. کتاب در 1865 به نام «ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب» چاپ شد. داجسن سال بعد به تکمله داستان توجه کرد و نتیجه آن «از میان آینه» بود. مطالب طنز و اشعار او در 1869 تحت عنوان «تصویر وهمی و دیگر اشعار» (Phantasmagoria and Other Poems) و سپس با ویرایش جدید در دو بخش مجزا یکی به نام «قافیه و خرد» (Rhyme$1 and Reason$2, 1883) و دیگری با عنوان «سه غروب و دیگر اشعار» (Three Sunsets and Other Poems, 1898) پس از مرگ نویسنده چاپ شدند. کار بعدی او «سیلوی و برونو» (SylvieandBruno, 1898) و تکمله آن «سیلوی و برونو خاتمهیافت» (Sylvie and Bruno Concluded, 1893) بود که در این کتاب تلاش کرول برای بازآفرینی روح آلیس نمایان است.
فرشته آهنگری
کاروت، هیدن
Carruth \krüth\
(ت. 3 آگوست 1921، واتربری، کانتیکات، ایالات متحده) شاعر و منتقد ادبی امریکایی.کاروت در دانشگاه کرولاینای شمالی و شیکاگو تحصیل کرد. وی در سمت ویراستار، برای چندین نشریه از جمله نشریه Poetry کار کرد. بسیاری از شعرهای کاروت با عقل و جنون در ارتباط هستند. او در سال 1953، در طول دورانی که بهدلیل بیماری روانی و اعتیاد به الکل بستری بود، شعر بلندی را آغاز کرد که بعدها با عنوان «اوراقبلومینگدیل» (The Bloomingdale Papers, 1975) منتشر شد. صور خیال بهکار رفته در مجموعه اشعار «برادران، من همه شما رادوست دارم» (Brothers, I Loved You All, 1978)، که برخی نقادان آن را بهترین اثر او میدانند، از جاز اقتباس شده است. دیگر مجموعه شعرهای کاروت «زمستان شمال» (North Winter, 1964)، «به خاطر تو» (For You, 1970)، «سالنامة بهاران پرشور» (Almanach du Printemps Vivarois, 1979)، «سبکتر از هواپیما» (Lighter Than Air Craft, 1985) و «غزلیات» (Sonnets, 1989) نام دارند. «بعد از ’بیگانه‘: گفتوگوهای خیالی با کامو» (After “The Stranger”: Imaginary Dialogues with Camus, 1965)و «شاخههایی از غارهای مقدس: منتخب مقالهها وشعرها» (Effluences from the SacredCaves: More Selected Essays and Reviews, 1983) آثار او در زمینه نقد ادبی هستند.
فرهاد دیناری
کارستون، ریچارد
Carstone, Richard \'rich-rd-kär-'stō\
شخصیت داستانی، وارثِ جان جارندیک در «خانة ماتمزده» (BleakHouse) اثر چارلز دیکنز.
فرهاد دیناری
کارتر، الیزابت
Carter \kär-tr\
(ت.16 دسامبر 1717، دیل، کنت، انگلستان- و. 19 فوریه 1806، لندن) شاعر و مترجم انگلیسی و یکی از اعضای گروهِ ادبی مشهور جوراب آبیها که اطراف خانم الیزابت مانتگیو جمع شده بودند.کارتر دختر کشیشی دانشمند بود که به او لاتین، یونانی و عبری را به همراه رشتة وسیعی از دیگر موضوعات تعلیم داد. «شعرهایی در موردمناسباتِ ویژهعالی» (Poems upon Particular Occasions) در 1738 و «شعرهایی در مورد چندین مناسبت» (Poems on Several Occasions) در 1762 منتشر شد. بااینهمه، این ترجمههای او بود که شهرتش را تضمین کرد. او در 1749 ترجمة بسیار مهمش با عنوان «همةآثار موجود اپیکتتوس» (All the Works of Epictetus Which AreNow Extant) را آغاز کرد که در 1758 منتشر شد.
فرهاد دیناری
کارتر، نیک
Carter, Nick \nik-kär-tr\
شخصیت داستانی، کارآگاهی که جان راسل کوریل آن را در داستان «شاگرد کارآگاه پیر» (TheOldDetective’sPupil) خلق کرد که در 1886 در New York Weekly منتشر شد. این شخصیت در آثار فردریک ون رنسلر دی، که از 1892 («جعبهجادویی پیانو» (The Piano Box Mystery)) تا 1913 («سالن عنکبوت» (TheSpider’s Parlor)) حدود 500 داستان کوتاه به شیوۀ کارتر نوشت، نیز بهکار گرفته شد. برخی دیگر از نویسندگان از جمله جانستن مکالی (خالق شخصیت زورو) و مارتین کروز اسمیت (مؤلف «گورکیپارک» (Gorky Park)) داستانها و قصههای نیک کارتر را نوشتند که بهصورت بینام منتشر میشد. مجلههایNick Carter Detective Libraryو Nick Carter Weeklyماجراجوییهای این شخصیت را بهترتیب زمان نقل میکردند.در داستانهای قدیمیتر، کارتر شخصیتی تمام امریکایی، پرشور، ایدئالیست و استاد تغییر قیافه بود. در اواخر دهه 1960 نویسندگان داستانهای نیک کارتر، تا حد زیادی در این شخصیت تجدیدنظر کردند. کارتر بهعنوان نویسنده و نیز چهره خشن و پرخاشجویی (معروف به «آدمکش چیرهدست») در سلسله رمانهایی با جلد شُمیز شناخته شد که شامل «عروسک چین» (TheChina Doll, 1964)، «جوخة مرگ اینکا» (The IncaDeath Squad, 1972)، «جزیرةشادی» (Pleasure Island, 1981) و «کودتایکارائیب» (The Caribbean Coup, 1984) میشد.
فرهاد دیناری
کارتلند، باربرا (همیلتون)
Cartland \'kärt-lnd\
نام ازدواجیِ مکورکودیل (ت. 9 جولای 1901،اجبستون، برمینگم، انگلستان) نویسندة انگلیسی بیش از 550 کتاب، که اغلب آنها رمانهای کلیشهای عشقِ رمانتیکی هستند که در قرنِ نوزدهم اتفاق میافتند.اولین رمانِ کارتلند «معما» (Jigsaw, 1925) بود که موفقیت بزرگی محسوب میشد. او همچنین در طول سالهای 1920، نمایشهای خیریه، نمایشنامة «خون بها» (Blood Money)، و دو رمان دیگر نوشت. تألیفات او از اواسط دهه 1970، با میانگین 23 مورد در هر سال، بهطور منظم رشد کرد. در مجموع، آثار او تا 1993، در 600 میلیون نسخه به فروش رسید. آثار غیرداستانیِ او شاملِ پنج زندگینامه شخصی و آثار مشاورهای در مورد غذای سالم، ویتامینها و زیبایی میشود. علاوهبراین او از چندین مورد از رمانهایش نمایشنامههایی نوشت.
فرهاد دیناری
کارتون، سیدنی
Carton, Sydney \'sid-nē-'kärt-n\
شخصیت داستانی، یکی از قهرمانانِ «داستان دو شهر» (ATaleofTwoCities) اثر چارلز دیکنز، کهحوادث آن قبل و در طول انقلاب فرانسه، در فرانسه و انگلستان رخ میدهد.کارتون در ابتدا در هیئت شرابخواری بدبین ظاهر میشود که در سمت دستیار حقوقی، برای وکیلی لندنی کار میکند. او پنهانی عاشقِ لوسی مانه میشود، که شوهرِ مهاجر فرانسویاش، شارل دارنی، ازلحاظ ظاهرشبیه کارتون است. این شباهت، کارتون را قادر میکند که خود را به جای دارنی، که به مرگ با گیوتین محکوم شده، جا بزند. کارتون با این کار به زندگیِ بربادرفتهاش سروسامانی میدهد.
فرهاد دیناری
کارترایت، ویلیام
Cartwright \'kärt-'rīt\
(ت. سپتامبر 1611، نورتوِی، گلاسترشر، انگلستان- و. 29 نوامبر 1643، آکسفورد، آکسفوردشر) نویسندهای که در زمان خود، در قامت یک شاعر، محقق، طنزپرداز و پدیدآورندة نمایشنامههای فکاهی به سبک بن جانسون مورد تحسین زیادی قرار گرفت.کارترایت، که دانشآموختة دانشگاه آکسفورد بود، نمایشنامههایش را پیش از آنکه در 1635 دستورهای مقدس کلیسا به وی ابلاغ شود، نوشت؛ یکی از آنها با نام «عامی» (The Ordinary/ اجرا، احتمالاً 1635) پیوریتانها را بهشکل مضحکی مورد تمسخر قرار داده است. او هنگام وقوع جنگهای داخلی انگلستان در 1642، عضو شورای جنگِ چارلزِ اول (کسی که روز تشییع جنازة کارترایت، جامة سیاه پوشید) شد. هرچند که نمایشنامههای او در زمان خودش مشهور بودند، اما در مقابل آزمون زمان دوام نیاوردند.
فرهاد دیناری
کارور، ریموند
Carver \'kär-vr\
، نام کامل او ریموند کِلِوی کارور، پسر (ت. 25 می 1938، کلتسکانی، آرگان، ایالات متحده- و. 2 آگوست 1988، پورت آنجیلیس، واشنگتن) نویسندة امریکاییِ داستانهای کوتاه که بهخاطر قطعات آزادش، قصههایی بیپیرایه در مورد زندگی غمبار مردم طبقة کارگر، معروف است.کارور، که پسرِ کارگر چوببری بود، یکسال پس از پایان دورة دبیرستان ازدواج کرد و با کار سرایداری، متصدیگری پمپ بنزین و تحویلداری مخارج زندگی همسر و دو فرزندش را تأمین میکرد. او بعد از گذراندن دورۀ نویسندگی خلاق، به نویسندگی علاقهمند شد و برای ادامة تحصیل به کالج ایالتی هامبولت در آرکیتای کالیفرنیا رفت. کارور چندین سال در دانشگاههای سراسر امریکا تدریس کرد. در 1967، داستان او با عنوان «لطفاً میشود ساکت شوی» (Will You Please Be Quiet, Please)» با تحسین زیاد منتقدان بسیاری منتشر شد. بعد از اولین مجموعه داستان کوتاهش، با عنوان «خودتان را جای من بگذارید» (Put Yourself in My Shoes, 1974)، در 1976 مجموعة موفقش «لطفاً میشود ساکت شوی» (Will You Please Be Quiet, Please) منتشر شد که شهرت بسیاری را برای او به ارمغان آورد. مجموعههای بعدی او «آنچه وقتی از عشق حرف میزنیم، میگوییم» (WhatWe Talk About When We Talk About Love,1988)، «کلیسای جامع» (Cathedral, 1983) و «از کجا ندامیدهم» (Where I’m Calling From, 1988) نام دارند. کارور بهعنوان عاملی مهم در رونق داستان کوتاه، در اواخر قرن بیستم محسوب میشود.
فرهاد دیناری
کری، الیس و فیبی
Cary \kē\
(بهترتیب ت.26 آوریل1820، ماونت هِلتی، نزدیک سینسیناتی، اوهایو، ایالات متحده- و. 12 فوریه 1871، نیویورک؛ ت.4 سپتامبر 1824، ماونت هِلتی- و. 31 جولای 1871، نیوپورت، رود آیلند) خواهران نویسندة امریکایی که آثارشان هم اخلاقگرایانه و هم آرمانگرایانه بود.خواهران کری، که بهصورت خودآموز پرورش یافته بودند، هرگز ازدواج نکردند و با مصاحبت دائم در طول زندگیشان به نوشتن پرداختند. آنها پس از مهاجرت به نیویورک برای تأمین زندگی به نوشتن روی آوردند. اشعار آنها ابتدا در مجموعهای با عنوان «اشعارِ الیس و فیبیکری» (Poems of Alice and PhoebeCary, 1849) گردآوری شد. الیس، که پرکارتر بود، قصهگونههای منثور و رمانهایی نیز مینوشت، که بهترین آنها به زندگی سخت همسایگان و دوستانِ دوران کودکی او میپردازد. فیبی تنها دو کتابِ مجزا از اشعارش را با عناوین «اشعار ونقیضهها» (Poems and Parodies, 1854) و «شعرهای ایمان، امید و عشق» (Poems ofFaith, Hope, and Love, 1868) منتشر کرد. شاید شهرت او بیشتر بهسبب سرود مذهبی «خانه نزدیکتر» (Nearer Home) باشد.
فرهاد دیناری
کری، جویس
Cary \kē\
نام کامل او آرتور جویس لونل (ت. 7 دسامبر 1888، لاندندری، ایرلند- و. 29 مارس 1957، آکسفورد، انگلستان) رماننویس انگلیسی که شکلی از داستان سهگانه را بسط داد که در آن هر بخش داستان، روایت یکی از سه قهرمان است.کری در کالج ترینیتی آکسفورد تحصیل کرد. در 1914 به سرویس استعماری ملحق شد و در طول جنگ جهانی اول، در هنگ نیجریه خدمت کرد. سپس تصمیم گرفت تا نویسنده شود. ازاینرو در 1920 در آکسفورد مقیم شد. آن سال، او ده داستان کوتاه در مجله امریکایی Saturday Evening Post چاپ کرد. مطالعه چندین سال از وقت او را پر کرد، سپس در 1932 اولین رمانش را به نام «آیساینجاتیافته» (Aissa Saved) منتشر نمود. سپس درباره سالهای اقامتش در افریقا سه رمان به نامهای «بینندهامریکایی»(American Visitor, 1933An)،«ساحرة افریقایی» (The African Witch, 1936)، و «آقایجانسون» (Mister Johnson, 1939) نوشت. دوران کودکی، موضوع دو رمان «خانة کودکان» (A House of Children, 1941) و «چارلی، عزیز من» (Charley Is My Darling, 1940) بود. سهگانه کری درباره هنر با حکایت اول شخص زنی به نام سارا ماندی، در رمان «در عجب از خویشتن» (HerselfSurprised, 1941) شروع شد. این حکایت با دو مرد که در زندگی سارا حضور یافتند ادامه یافت؛ اولین مرد، حقوقدانی به نام تام ویلچر در داستان«زائربودن» (ToBeA Pilgrim, 1942) و دومین شخص، هنرپیشهای به نام گالی جیمسون در داستان «دهان اسب» (The Horse's Mouth, 1944) است. این داستان، مشهورترین رمان اوست. سپس، سهگانۀ دیگری با عناوین «زندانی عنایت» (A Prisoner of Grace, 1952)، «غیر از لرد» (Except the Lord, 1953)، و «بی هیچ افتخاری» (Not Honour More, 1955) و همچنین رمان «در بند و آزاد» (The Captive and the Free, 1959) را نوشت. داستانهای کوتاهش در مجموعهای به نام«آواز بهار» (Spring Song, 1960) گردآوری شده است.
فرشته آهنگری
کازا، جووانّی دلا
Casa \'kä-zä\
(ت. 28 ژوئن 1503، لا کازا، موجلّو، توسکانی [ایتالیا]- و. 14 نوامبر 1556، مونتپولچانو، سیئنا) اسقف، شاعر و مترجم ایتالیایی که بیشتر بهسبب رساله پرخواننده و بهکرات به زبانهای دیگر ترجمه شدهاش با عنوان «آداب نزاکت» (Galateo) بهکرّات در یادها مانده است.دلا کازا در بولونیا، فلورانس، پادوئا و رم تحصیل کرد. وی علاوهبر اشعار طنز پرشور به سبک فرانچسکو برنی، اشعاری تغزلی با سبکی پرابهت و نیز چندین اثر سیاسی ازجمله «گفتارهای سیاسی» (Orazioni politiche, 1707) دارد که در آن تأسفش از مصائب ایتالیا را بیان کرده است.بااینحال، اثری که باعث شهرت فرامرزی دلا کازا شد، اثر بخردانه و شوخطبعانه آداب نزاکت بود که بین 1550 تا 1555 سروده شد و اولینبار به همراه کتاب«نظم» (Rime) در 1558 منتشر شد و نخستینبار رابرت پترسون در 1576 آن را به انگلیسی ترجمه کرد. آداب نزاکت بیش از آنکه با آیین نزاکتدرباری سروکار داشته باشد بهتفصیل دربارة آداب رفتاردرست در جامعهای با فرهنگ سخن میگوید.
فرهاد دیناری
کاسال، خولیان دل
Casal \kä -'säl\
کاسال، خولیان دل (ت.7 نوامبر1863، هاوانا [کوبا]- و. 21 اکتبر1893، هاوانا) شاعری که یکی از مهمترین پیشگامان نهضت ادبی مدرنیسم در امریکای لاتین بود.اولین کتابِ شعرِ کاسال، «برگهایی در باد» (Hojas al viento, 1890)، تأثیرپذیری از شاعران پارناسین فرانسوی، مخصوصاً، شارل بودلر را نشان میدهد. کاسال در تمامی اشعارش برتری تقریباً ناخواستهای برای تصنع و هنر در مقابل طبیعت قائل میشود. او، که اغلب اوقات بیمار بود، در حین آمادهسازی کتاب شعر سومش، «مجسمههای نیمتنه و قافیهها» (Bustos y rimas, 1893)، که مدت کوتاهی پس از مرگش منتشر شد، بر اثر بیماری سل درگذشت.
فرهاد دیناری
کاسانوا (کسانوا)، جووانی جاکومو
Casonova \'kä-sä- 'n -vä, Angl, 'kas-ə-'nō-və, 'kaz-\
لقب او ژان ژاک، شوالیه سنگال (ت. 2 آوریل 1725، ونیز [ایتالیا]- و. 4 ژوئن 1798، دوکس، بوهمیا [اکنون دوختسوف، جمهوری چک]) کشیش، نویسنده، سرباز، جاسوس و دیپلمات، که بیشتر در قالب پرنس ماجراجویان ایتالیایی در یادها مانده است و نامش مترادف با «بیبندوبار» بود. زندگینامة خودنگاشت وی توصیف بسیار خوبی از جامعة قرن هجدهم در پایتختهای اروپاست.کاسانوا، که فرزند یک بازیگر بود، در جوانی از مدرسة علمیة سنت سیپریان بهعلت رفتار شرمآور اخراج شد و زندگی غیراخلاقی پرفراز و نشیبی را در پیش گرفت. بعد از مدتی خدمت به کاردینال کاتولیک روم، ابتدا در ونیز ویولونیست بود و بعد به فرقه فراماسونری در لیون پیوست و سپس به پاریس، درسدن، پراگ و وین سفر کرد. کاسانوا در 1755 به ونیز بازگشت و به جادوگری متهم و به پنج سال حبس در پیومبی، زندانهایی زیر سقف قصر دوگس محکوم شد. در 31 اکتبر 1756 فرار جالبی را ترتیب داد و به پاریس رفت. در 1755 در آنجا لاتاری (بختآزمایی) راه انداخت و در میان اشراف برای خود شهرتی به وجود آورد. در دهة 1760 از دست طلبکارانش در پاریس گریخت و نام شوالیه سنگاله (که بقیه عمر این لقب را نگه داشت) را برای خود اتخاد کرد و بهطور وسیعی در سرتاسر اروپا سفر کرد. در پی یک ماجرای فضاحتآمیز و دوئل بعد از آن، او مجبور به فرار از ورشو شد و سرانجام در اسپانیا در صدد یافتن پناهگاهی برآمد. بعد از اینکه بین 1774 و 1782 اجازة برگشت به ونیز را یافت، بهعنوان جاسوس برای مأموران تفتیش عقاید در ونیز کار کرد.کاسانوا، بهعنوان کسی که در نوشته و حرفهاش همهفنحریف بود، گهگاه شعر، نقد، ترجمهای از «ایلیاد» (Iliad, 1775)، و جزوهای هجوی دربارة اشراف ونیز و به ویژه خاندان قدرتمند گریمانی به نگارش درآورد. البته، مهمترین اثر وی زندگینامه خودنگاشت زنده و پرشورش است که ابتدا پس از مرگش با عنوان «خاطراتکاسانوا دو سنگاله» (Mémoires de J. Casanova deSeingalt, 1826-38) در 12 جلد منتشر شد. چاپ کامل و نهایی براساس دستنوشتههای اصلی در 1960- 1962 با عنوان «تاریخ زندگی من» (Histoire de ma vie) منتشر شد.
زینب مشتاقی
کاسوبون، ادوارد
Casaubon, Edward \kó\
شخصیت داستانی، یکی از شخصیتهای اصلی «میدلمارچ» (Middlemarch)، شاهکار جورج الیوت. کاسوبون ادیب خودپسند و میانسالِ ناتوانی است که با قهرمان زنِ داستان، داروتیا بروک، ازدواج میکند، زیرا او برای کارش به یک دستیار نیاز دارد.
فرهاد دیناری
صندوقِ آمونتیلادو
Cask of Amontillado, The
اثر کوتاهی از ادگار اَلن پو، که اولینبار در «کتابِ بانویِ گودی» (Godey’s Lady’s Book) در نوامبر 1846 منتشر شد. راوی این قصه ترسناک مانتریسور اشرافزاده است، که آنگونه که ادعا میکند از آسیبهای زیادی که توسط فورتوناتوی مکار به او رسیده رنج میبرد و با توهینی دیگر از سوی او سرانجام مصممتر میشود که از او انتقام بگیرد. مانتریسور در بحبوحه جشنهای کارناوال با فورتوناتوی مست برخورد میکند و به بهانه اینکه میخواهد نظر وی را درخصوص صندوق شراب آمونتیلادو، که جدیداً خریداری کرده است، بپرسد وی را به قصر خویش میبرد. درحالیکه محاورهای مشحون از طنز بین آنها رخ میدهد، مانتریسور فورتوناتو را به انتهاییترین نقطه سرداب قصر میبرد و در آنجا فورتوناتوی بداقبال را در حفرهای کوچک به زنجیر میکشد و ورودی آن را با دیواری آجری مسدود میکند.
فرهاد دیناری
کسپر
Casper
نام دیگر گاسپار، شخصیتی افسانهای که گفته شده یکی از مغان(Magi) بوده است.
فرهاد دیناری
کاساندرا (کاسندرا)
Cassandra \kə-'san-drə, 'sän-\
در اساطیر یونان، دختر پریام، آخرین شاه تروی و همسرش هکوبا. کاساندرا معشوق خدایگانی به نام آپولو بود که وعده داده بود چنانچه کاساندرا را بهدست بیاورد به او قدرت پیشگویی بدهد. کاساندرا پیشنهاد او را پذیرفت، قدرت پیشگویی را بهدست آورد، اما از ازدواج با آپولو امتناع کرد. آپولو برای انتقام از او، تواناییای را که به او بخشیده بود تغییر داد بهطوریکه کسی پیشگوییهای او را باور نکند. در حقیقت او حوادثی چون سقوط تروی و مرگ آگاممنون را پیشبینی کرد، اما هشدارهای او جدی گرفته نشد. کاساندرا بعد از تصرف تروی و به هنگام تقسیم غنایم، نصیب آگاممنون گردید و بعدها به همراه او کشته شد. مردم او را به همراه آپولو، با نام الکساندرا میپرستیدند.
فرهاد دیناری
کَشیوس (کسیوس)
Cassius \'kash-yəs, 'kas-ē-əs\
شخصیت داستانی در «جولیوس سزار» (Julius Caesar) اثر ویلیام شکسپیر که رهبرِ توطئة ترورِ سزار بود. سزار معتقد بود وی «حریص و تنگنظر» است.
فرهاد دیناری
کاسّولا، کارلو
Cassola \käs'sō-lä\
(ت.17 مارس 1917، رم، ایتالیا- و. 29 ژانویه 1987، مونته کارلو، موناکو) رماننویس نورئالیست ایتالیایی که مناظر و مردم عادیِ روستایی توسکانی را در نثری ساده توصیف میکرد. نبود ماجرا و حادثه در داستانهای او و تأکید روی جزئیات باعث شد بهعنوان طلایهدار رمانِ جدید یا ضدرمانِ فرانسوی مطرح شود.کاسّولا پس از تحصیل در دانشگاه رُم، در طول جنگ جهانی دوم در کنار نهضت مقاومت جنگید. این دوران زمینه بعضی از معروفترین آثار او را بهوجود آورد، از جمله مجموعه داستان کوتاهِ «برشِ اَلوار»(Il taglio delbosco, 1955) و رمان «فاوستو و آنا» (Fausto eAnna, 1952)، که هر دو شبهزندگینامه خودنگاشت هستند. کاسّولا در 1960 بهسبب «دختر بِبو» (La ragazza di Bube/ فیلم، 1964) جایزه استرگا را دریافت کرد. این رمانهای ساده با همدردی و دلسوزی، روایتگر زندگی افراد- مخصوصاً زنان است که سرد و ناخرسنداند،. دغدغههای بعدیِ کاسّولا درخصوص محیط زیست و جنگ هستهای در مقالات و در رمانِ «بهشت حیوانات» (Ilparadisodeglianimali, 1979) او منعکس شده است.
فرهاد دیناری
کَست
Cast \kast\
گروه شخصیتها در یک روایت.
فرهاد دیناری
کستلیا یا کستلی
Castalia \ka-'stā-lyə, lē-ə\ or Castalie \'kas-tə-lē\
منبع الهام شعری. کستلیا نام یک پری است که خود را درونِ چشمهای انداخت یا به چشمهای تبدیل شد تا از تعقیب آپولو در امان بماند. از آن پس، این چشمه کستلیا نامیده شد و منبع الهامی برای آپولو و ایزدان شعر و دانش شد. ایزدان را گاهیاوقات بهسبب ارتباطشان با چشمه، کستلیدس مینامیدند.
فرهاد دیناری
کاشتلو برانکو، کامیلو
Castelo Branco \k sh-'tel-ü-'bränŋ-kü\
(ت. 16 مارس 1825، لیسبون، پرتغال- و. 1 ژوئن 1890، سید) رماننویس پرتغالی که 58 رمان او گونههای مختلفی از ملودرامهای رُمانتیک تا آثار واقعگرا را شامل میشد.کاشتلو فرزند نامشروع خانوادهای بود که تصور میشد بهطور موروثی روانپریشاند. او یتیم شد و خویشاوندانش او را نزد خود بردند. ابتدا بهطور نامنظم در پورتو در رشته پزشکی تحصیل کرد و بعد از آن برای اینکه بتواند کشیش شود، در رشته علوم دینی ادامه تحصیل داد، امّا سرانجام تصمیم گرفت به کار ادبی روی آورد. او مدتی قصههای گوتیک مانند «اسرار لیسبون» (Mysterios de Lisboa, 1854) و «کتاب سیاه پدر دینیش» (Padre Diniz, 1855negro doLivro) را نوشت تا اینکه با آثاری نظیر «شادی کجاست؟»(Ondeestá a felicidade$1, 1856) و «انتقام»(Vinganca, 1858) به پختگی و سنجیدگی دست یافت. وی درگیر یک رشته مسائل عشقی شد که نقطه اوج آن فرارش با انا پلاسیدو، همسر تاجری اهل پورتو، بود. این دو عاشق بهسبب زنا و رابطة نامشروع زندانی شدند (1861)، که در این مدت کاشتلو طی دو هفته مشهورترین اثرش «عشق مقدر» (Amor de perdicão, 1862) را نوشت که داستان عشقی است که با مخالفت خانواده نقش برآب میشود و سرانجام قهرمان را به جنایت و تبعید سوق میدهد.در 1864، بعد از آزادی از زندان و مرگ شوهر پلاسیدو، برانکو با وی در روستای سِید اقامت کرد؛ آنجا با نوشتن بیوقفه، سرودن شعرهای معمولی، نمایشنامه، آثار علمی، آثار مشاجرهای، و رمانهایی با کیفیت متفاوت- که بسیاریشان به سفارش انتشاراتیها نوشته میشد، زندگی خود را تأمین کرد. در 1885 عنوان ویسکنت کورّیا بوتلیو را بهخاطر نوشتههایش دریافت کرد. او، که بهعلت جنون پسرش و بیماری و نابینایی قریبالوقوع خودش مأیوس و ناامید شده بود، خودکشی کرد.اگرچه بیشتر آثار برانکو در سطح مجموعههای عامیانه و مردمی است، بعضی مانند عشق مقدر، «قصه عشق یک مرد ثروتمند» (O romance d’um homem rico, 1861) و «پرترة ریکاردینا» (O retrato deRicardina, 1868)، تراژیک هستند و با ایجاز و باشور و حرارت نقل میشوند.
زینب مشتاقی
کاستلوترو، لودوویکو
Castelvetro \'käs-tāl-'vet-rō\
(ت.حدود 1505، مودنا، دوکنشینِ مودنا [ایتالیا]- و. 21 فوریه 1571، کیاونّا، کنفدراسیون سوئیس) نقاد برجستة ادبیِ نوزایی ایتالیا، که خاصّه بهدلیل ترجمهاش از و نتایجِ مستقلاً ارائه شده از «فنّ شعر» (Poetics) ارسطو، که در آن از وحدتهای دراماتیکِ زمان، مکان و صحنه دفاع میکند، مورد توجه قرار گرفت؛ او از این راه به ایجاد سبکهای نقادی برای نمایشنامه در دورة نوزایی و نئوکلاسیک فرانسه کمک کرد. کاستلوترو در بولونیا، فرّارا و پادوئا دانشجوی حقوق بود و سپس مطالعات ادبی را در سیئنا آغاز کرد. سرانجام به مودنا برگشت و در محافل ادبی، فردی برجسته استاد حقوق نیز شد. اختلاف کاستلوترو با آنیبال کاروِ شاعر، که با نقدِ او از یکی از اشعار کارو شروع شده بود، به دعوای ادبی بزرگی منجر و باعث شد دادگاه تفتیش عقاید در 1560 کاستلوترو را به رم احضار کند که متعاقب آن، فرار وی از ایتالیا و تفکیر او بود. اثر اصلی کاستلوترو در مورد فّن شعر ارسطو، با نام «بیان ساده و روشنِ فن شعرِ ارسطو» (La poetica di Aristotele vulgarizzata) در 1570 منتشر شد. «بیانساده و روشن» با وجود اشتباهات زیاد در انتقال ایدههای ارسطو، تأثیر فراوانی در تاریخ نمایشنامه و نقد بر جای گذاشت. کاستلوترو در نمایشنامه بر رئالیسم تأکید، تفاوتهای بینِ بلاغت و شاعری را مشخص و از شاعری بهعنوان تنها راه رسیدن به خوشی و مسرّّت- در تضاد با عقاید پیشین که میگفتند شاعری باید آموزشی و نیز مایة نشاط باشد، دفاع میکرد.
فرهاد دیناری
کاستی، جووّانی باتیستا
Casti \'käs-tē\
(ت. 29 آگوست 1724، آکّوئاپندنته، ایالات پاپال [ایتالیا]- و. 5 فوریه 1803، پاریس، فرانسه) شاعر ایتالیایی، طنزپرداز و نویسنده اپرانامههای کمدی، که در اصل بهسبب هجوهای منظومش با نام «شعر تارتار» (Poema tartaro, 1787) و «حیوانات گویا (دربار و پارلمان حیوانات)» (Gli animali parlanti, 1802) در یادها مانده است.کاستی جامۀ روحانیت را در حوزۀ علمیه مسیحیت مونتفیاسکونه بر تن کرد، امّا خیلی زود برای اینکه شاعر خوشگذران در دربارهای آلمان، اتریش و روسیه شود، کلیسا را رها کرد. بین 1778 و 1802، شعر طنز اجتماعیاش با نام «قصههای عشقی» (Novellegalanti) را نوشت؛ اولین چاپ انتقادی این اثر در 1925 منتشر شد. در 1778 کاستی از دربار کاترین بزرگ در پیترزبورگ دیدن کرد؛ شعر تارتارِ او تملق نسبت به امپراتریس (ملکه) را به سُخره گرفت. با بازگشت به وین، در 1790 شاعر دربار (ملکالشعرا) خوانده شد. بعد از مدتی که در ایتالیا ماند، به پاریس رفت و مابقی عمرش را در آنجا گذراند. آنجا اثر بزرگ دیگرش حیوانات گویا را نوشت که در آن بهمنظور مقایسه مفهوم سلطنت با روحیه جمهوری، که با انقلاب فرانسه ایجاد شد، ملتهای اروپایی را بهشکل حیوانات نمایش میدهد. او علاوهبر شعر اجتماعی و هجویاتش، اپرانامههایی کمدی برای موسیقی آنتونیو سالیئری و جوّوانی پائیزیئلّو نوشت.
زینب مشتاقی
کاستیلیونه، بالداسّاره
Castiglione \'käs-tēl-'yō-nā\
(ت. 6 دسامبر 1478، کاساتیکو، نزدیک مانتوئا [ایتالیا]- و. 2 فوریه 1529، تولدو، اسپانیا) دیپلمات و درباری ایتالیایی که «کتاب درباری»اش (Il libro del cortegiano) در زمان نوزایی او را سردمدار سبک اشرافگری ساخت.او، که در میلان تحصیل کرد، هنر شهسواری و شوالیهگری را در دربار لودوویکو اسفورتسا آموخت و سرانجام در 1507 به خدمت دوکِ اوربینو، گوئیدوبالدو دا مونتفلترو درآمد. او تا 1513 در دربار اوربینو در خدمت گوئیدوبالدو و جانشینانش فرانچسکو ماریا دلا رووِره باقی ماند.در اوربینو پیئترو بمبو، برناردو بیبیّنا، گیلیانو دو مدیچی، لونیکو آرتینو (برناردو آکولتی)، لودوویکو دی کانوسّا و اوتّاویانو و فدریکو فرگوسو را، که مخاطبان کتاب درباریاش شدند، ملاقات کرد. او بیشتر آثار کوچکش را نیز در آنجا نوشت.کتاب درباری (نوشته شده در 1513-1518 و منتشر شده در 1928)، در قالب گفتوگو، به درباری کامل و تمامعیار، بانوی اصیل و شریف، و روابطی میان درباری و پرنس میپردازد. این اثر، که یکی از کتابهای برجسته قرن است، بهسرعت خارج از ایتالیا طرفدار پیدا کرد و به چند زبان ترجمه شد. نسخه انگلیسی سر تامس هوبی با نام «درباری» (The Courtyer 1561) یکی از تأثیرگذارترین آثار نثر آن روز بهشمار میرفت.
زینب مشتاقی
کاشتیلیو، آنتونیو فلیسیانو دِ
Castilho \k sh-'tēl-yü\
(ت. 28 ژانویه1800، لیسبون، پرتغال- و. 18 ژوئن 1875، لیسبون) شاعر و چهره اصلی در نهضت رمانتیک پرتغال. کاشتیلو، که از کودکی نابینا بود، ادیبی سنتگرا شد و در شانزده سالگی مجموعهای از اشعار، ترجمهها و آثار آموزشی خود را منتشر کرد. او در طول مرحلة اول حرفة ادبیاش اشعاری منتشر کرد، که در آنها سعی داشت گرایشهای جاری رمانتیک را بهکار گیرد درحالیکه به تلاش مستمر درخصوص بهرهگیری از اصول نئوکلاسیک نیز ادامه میداد. کاشتیلو با انتشار «مجموعه آثار»ش (Obras completas) در 1837 تبدیل به شخصیتی ادبی در لیسبون شد. او مدیریت نشریۀ مهمِ O panorama، را پذیرفت و در 1838 همکاری با آلمئیدا گارّت، شاعر پیشرو رمانتیک پرتغال، را در احیایِ تئاتر ملی آغاز کرد. «مناظر تاریخی پرتغال» (Quadros históricos de Portugal)، که روایت رمانتیک او از زندگیهای قهرمانان قرونِ وسطایی پرتغال است، در 1838 شروع شد، و در 1842 سرپرستیِ نشریۀ Revista universal Lisbonense را، که ارگان اصلی نقد فرهنگی بود، بهدست گرفت. کاشتیلو هرگز رمانتیکی تمامعیار نبود و بعد از 1850 بهتدریج از این جریان جدا شد. او بهجای تخیل، با روشی فاضلانه به نوعی سنتگرایی اشرافمآبانه روی آورد که در آن با نسل اول شاعران آرکادین پرتغالی مشترک بود. بااینحال سبک بیروح او چنان از ذائقه ادبی سرشار بود که طغیان نسل جوانتر نویسندگان را برانگیخت. نخستین حمله به کاشتیلیو از سوی شاعری جوان به نام آنترو دِ کنتال به وقوع پیوست، که رسالة «احساس خوب و ذوق سلیم» (Bom-senso e bom-gosto, 1865) را در جوابِ نقدِ کاشتیلو از بعضی نویسندگان جوان نوشت. این پاسخ دندانشکن سرانجام کاشتیلو را در کسوت یک دیکتاتور ادبی از تخت به زیر کشید.
فرهاد دیناری
کاستیلیخو، کریستووال
Castillejo \'käs- tēl-'yā-kō\
(ت. 1490، سیوداد رودریگو، اسپانیا- و. احتمالاً 12 ژوئن 1550، وین [اتریش]) شاعری که برجستهترین منتقد نوآوریهای ایتالیاییشکل شاعر اسپانیایی گارسیلاسو دو لا وگا و شاعر کاتالان (زبان) خوان بوسکان است.کاستیلیخو، که یکی از شاعران متأخر اسپانیا بود که منحصراً از هشت هجایی قرون وسطایی استفاده میکرد، بهشدت اوزان جدید ایتالیاییشکلی را که معاصرانش معرفی کردند مورد حمله قرار داد و اثر خود را به نام «در مقابل آنانی که اوزان کاستیلی را بهسبب اوزان ایتالیایی رها کردهاند» (Contra los que dejan los metros castellanos y siguen los italianos, 1540) بهصورت دوبیتی نوشت. او همچنین بهدلیل نوشتن شعر شهوانی «موعظه عاشقانه» (Sermōn de amores, 1542) مشهور شد که تاحدی بهدلیل فقدان توجهاش به متون مذهبی، بهوسیله دادگاه تفتیش عقاید توقیف شد.
زینب مشتاقی
کاستیلیو، میکل دل
Castillo \käs'tēlyō\
نام کاملاو میکل- خاویئر خانیکوت دل کاستیلیو (ت. 20 آگوست 1933، مادرید، اسپانیا) رماننویس متولد اسپانیا و فرانسویزبان، که بهدلیل نگارش رمان کوتاهِ «کودک زمان ما» (Tanguy, 1957) در 24 سالگی مشهور شد. هرچند این رمان تخیلی است، اما داستان تجربیات واقعی او بهعنوان پناهندهای سیاسی و اسیری در اردوگاههای کار اجباری است؛ و مثل «خاطراتِ انفرانک» (The Diary ofAnne Frank)، این داستان نیز غم و اندوهِ کودکی را که شاهد حوادث ظالمانه تاریخی است، روایت میکند.دل کاستیلیو در کودکی و در 1939 به همراه مهاجران پناهنده، در پایان جنگ داخلی، اسپانیا را به مقصد فرانسه ترک کرد. اندکی بعد، به همراه مادرش، که یک فعال تندرو سیاسی بود، به اردوگاههای کار اجباری نازی فرستاده شد. کودک زمان ما و «از ارث محروم شده» (Le Colleur d’affiches, 1958) به این تجربیات تلخ میپردازند. این داستانها درد و رنج او را در بیعدالتیِ اجتماعی و نیاز او را به آرامش در حس فردی را بازمیتابانند.او، که عمیقاً شیفتۀ اسپانیاست، به خاکِ از جنگ ویران شدۀ این کشور در «گیتار» (La Guitare, 1957) و «از میان حلقه» (Le Manége espagnol, 1960) که طنزی رنگارنگ اما خشن از مذهب است، بازمیگردد. «خراردو لائین» (Gerardo Laïn, 1967)، «سکوت صخرهها» (LeSilence des pierres, 1975)،«سروها در ایتالیا پژمردهاند» (Les Cyprès meurent en Italie, 1979)، «شب تقدیر» (La Nuit de dècret, 1981)، و «یک زن خودش» (Une Femme ens oi, 1991) آثار بعدی او هستند.
فرهاد دیناری
کاستیلیو سولورزانو، آلنسو د
Castillo Solōrzano \käs'tēlyō-sō-'lōr-thä-nō\
(ت. 1584، توردسیلاس، اسپانیا- و.حدود 1648) نویسندة اسپانیایی که بیشتر بهخاطر داستانهای کوتاهش مشهور است.داستانهای کاستیلیو معمولاً حادثهای هستند و با لطافت طبع و چیرهدستی نوشته شدهاند. بسیاری از داستانهای او با ظرافت و تقلید غیرمستقیم از داستان «دِکامرون» (Decameron) اثر جوّوانی بوکاتچو، در بافتی همگون و مرتبط با هم قرار گرفتهاند. ازجمله آنهاست: «گردشهای پر نشاط» (Jornadasalegres, 1626) و «شبهای خوشی»(Noches de placer, 1931).در رمانهای او در سبک مقامهوار غالباً دختری گستاخ در قالب شخصیت اصلی ایفای نقش میکند.
فرهاد دیناری
قلعه
Castle, The
رمان تمثیلی، اثر فرانتس کافکا، که در 1926، پس از مرگ او به آلمانی با عنوان Das Schlossمنتشر شد.فضای رمان، روستایی است که با قلعهای محصور شده است. در این فضای سرد بهنظر میآید زمان متوقف شده، و تقریباً همۀ صحنهها در تاریکی اتفاق میافتد. ک.، دیگر قهرمان ناشناس، با این ادعا وارد روستا میشود که مسّاح زمین است و مسئولان قلعه او را به این کار منصوب کردهاند. مسئولان روستا ادعای او را رد میکنند و رمان کوششهایِ ک. را برای به رسمیت شناخته شدن ازسوی یکی از مسئولان مرموز قلعه روایت میکند. آرتور و یرمیا بهعنوان دستیارِ ک. خود را به او معرفی میکنند، اما کمکِ آنها بیش از آنکه همکاری صادقانه باشد باعث شادی و خنده است. کِلام، ارشدِ قلعه که روستائیان احترام زیادی برای او قائلند، کاملاً دور از دسترس مینماید. ک. جسورانه خردهپاها و مقامات خودخواه روستا و روستائیان طرفدار آنها را به چالش میکشد. همة ترفندهای او با شکست مواجه میشود. او خود را عاشقِ فریدایِ ساقی، معشوقۀ قدیمی کِلام، نشان میدهد. آنها طرح ازدواج میریزند، اما زمانیکه فریدا در مییابد ک. صرفاً از او استفاده میکند، او را ترک میکند.قلعه رمانی ناتمام است. همانطور که ماکس برود، وصّیِ ادبیِ کافکا، گفته، کافکا قصد داشت که ک. در نتیجۀ اعمالش بمیرد، اما او در بسترِ مرگ، اجازه ماندن (در روستا) را بهدست آورد.
فرهاد دیناری
قصر سرنوشتهای متقاطع
Castle of Crossed Destinies, The
، رمان تخیلی نمادین اثر ایتالو کالوینو، که در 1973 با عنوان Il castello dei destini incrociati به ایتالیایی منتشر شد. این رمان شامل مجموعهای از قصههای کوتاهِ جمعآوری شده است که به دو بخش «قصرسرنوشتهای متقاطع» و «میکدۀ سرنوشتهای متقاطع» تقسیم میشود.این رمان به دو گروه از مسافران در میان جنگلی میپردازد، که هر دوی آنها در نتیجۀ حوادث تلخ، قدرت تکلم را از دست دادهاند. یک گروه شب را در میکده سپری میکند و دیگری در یک قصر. در هر مکان، مسافران با استفاده از برگههای ورق بهجای کلمات، داستانهای زندگیشان را تعریف میکنند. در هر مکانی راوی ورقها را برای خواننده شرح میدهد، اما ازآنجاکه کارتهای ورق زمینهای برای تفسیرهای مختلف هستند، داستانهایی که راویان بیان میکنند، ضرورتاً داستانی نیست که موردنظرِ گویندۀ صامتِ داستان بوده است.
فرهاد دیناری
قلعۀ اوترانتو (اوترَنتو)
Castle of Otranto, The \ó-'trän-tō, Angl -'tran-\
داستانی ترسناک اثر هاریس والپول، که در 1765 منتشر شد. این اثر را اولین رمانِ گوتیک در زبان انگلیسی میدانند؛ در این نوع ادبی، از رویدادهای خارقالعاده و فضای اسرارآمیز این اثر، در سطح وسیعی تقلید شده است.مَنفرد غاصبِ ستمکاری در حوزة حکومت شاهزادة اوترانتو است. روزی که قرار است پسر او کانرد با ایزابلا ازدواج کند، جسد کانرد در حیاط پیدا میشود که توسط ماموتی دارای کلاهخود پردار کشته شده است. منفرد تصمیم میگیرد همسرش را طلاق دهد و به منظور به دنیا آوردن وارثی که برای حفظ کنترل قلمرو به او نیاز دارد، با ایزابلا ازدواج کند، اما ایزابلا به کمک تئودور، رعیتی جوان و زیبا، نزد پدر جروم میگریزد. از روی یک ماه گرفتگی در گردنِ تئودور درمییابد که مرد جوان حقیقتاً پسرِ واقعی اوست، که پیش از اینکه او به کسوت کشیشی درآید، زمانیکه او شاهِ فولکونارا بود، متولد شده است. بعدها، با اعلام حقیقت جانشینی تئودور، شکل غولآسای شاه آلفونسوی قانونی رنجکشیده، ظاهر میشود و سپس بهسوی بهشت میرود. منفرد و همسرش وارد دیرهای جداگانهای میشوند. تئودور با ایزابلا ازدواج میکند و بهعنوان شاه، بر اوترانتو حکومت میکند.
فرهاد دیناری
قلعه رکرنت
Castle Rackrent \'rak-'rent\
(بهطور کامل قلعه رکرنت، داستانی رؤیاوار: برگرفته از واقعیات و از رفتار و سبک اربابان ایرلندی، قبل از 1782)، رمانی اثر ماریا اجورت، که در 1800 منتشر شد. این اثر اربابان ایرلندیِ اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم را هجو میکند. این کتاب، که بهدلیل شناختش از زندگی محلیِ ایرلندی مورد توجه واقع شده، سه نسل از خانوادة اربابی رکرنت را روایت میکند و برای سر والتر اسکات الگویی شد که رمانهای تاریخیاش را براساس آن تدوین کند.
فرهاد دیناری
کستر و پالکس
Castor and Pollux \'kas-tər…'päl-əks\
نکدیوسکوری
کاستورپ، هانس
Castorp, Hans \'häns'käs- \
شخصیت داستانی، مهندسِ آلمانی جوانی که قهرمان رمان «کوه جادو» (The Magic Mountain) اثر توماس مان است.
فرهاد دیناری
کاسترو، آمریکو
Castro \'käs-trō\
نام خانوادگی کامل او کاسترو ئی کسادا (ت. 4 می 1885، کانتاگالو، برزیل- و. 25 جولای 1972، لیورت دِمار، اسپانیا) زبانشناس و کارشناس تاریخ فرهنگ اسپانیایی که در مورد ریشههای فرهنگی اسپانیا و امریکای لاتین پژوهشهایی انجام داد.کاسترو در برزیل از والدینی اسپانیایی متولد شد که در 1890 به همراه او به اسپانیا برگشتند. وی در 1904 از دانشگاه گرانادا فارغالتحصیل شد و در سوربونِ پاریس (1905-1907) تحصیل کرد. در 1910 مرکزی را برای مطالعات تاریخی در مادرید تأسیس کرد و در کسوت رئیسِ گروه فرهنگنویسی کار کرد. او، حتی بعد از آنکه در 1915 استاد دانشگاه مادرید شد، همچنان در این مؤسسه باقی ماند. کاسترو چندین اثر ادبی از جمله «زندگی لوپه د وِگا» (Vida de Lope de Vega, 1919)، «زبان، آموزش و ادبیات» (Lengua, enseñanza y literature, 1924 )، و «تفکر سروانتس» (El pensamiento de Cervantes, 1925) منتشر کرد و سخنرانیهایی نیز در کشورهای خارجی ایراد کرد. زمانیکه در 1936 جنگ داخلی اسپانیا شعلهور شد، کاسترو به ایالات متحده رفت و در دانشگاههای ویسکانسین و تگزاس و دانشگاه پرینستن تدریس کرد، و بعدازآن بازنشسته شد.
فرهاد دیناری
کاشترو، ائوژنیو د
Castro \'käshtrō\
(ت. 4 مارس 1869، کوئیمبرا، پرتغال-و. 17 آگوست 1944، کوئیمبرا) سمبولیست پیشرو و شاعر منحط پرتغالی. معروفترین مجموعه شعر او، «حرفهای خصوصی» (Oaristos, 1890)، آغازگر سمبلیسم در پرتغال بود. سمبلیسم او تعالیم بنیادی نظریهپردازان فرانسوی این نهضت را، در مقایسه با ناسیونالیسم حسرتباری که مشخصة شعر معاصرانش در پرتغال بود، حفظ کرد. از میان مجموعههای منتشر شدة متعدد او «ساعتها» (Horas, 1891)، «ساگرامور» (Sagramor, 1895)، «سالومه و دیگر اشعار» (Salomé e outros poemas, 1896)، «آرزوهایی برای بهشت» (Saudades do Céu, 1899)، و «کونستانسا» (Constança, 1900) شناختهشدهتر هستند.
فرهاد دیناری
کاسترو، رزالیا د
Castro \'käs-trō\
(ت. فوریه 1837، سانتیاگو د کومپوستلا، اسپانیا- و. 15 جولای 1885، پادرون، نزدیک سانتیاگو) پیشروترین نویسنده در سبک مدرن در زبان گالیسی.کاسترو در 1858 با مانوئل مورگویا (1833-1923) مورخ معروف و یکی از قهرمانان نوزایی گالیسی ازدواج کرد. گرچه کاسترو نویسنده تعدادی رمان است، اما شهرت او بیشتر بهخاطر اشعاری است که در کتابهای «ترانههای کالیسی» (Cantares gallegos, 1863) و «گلچینهای تازه» (Follas novas, 1880)، هر دو به زبان گالیسی و همچنین «در کنار رودخانه سار» (En las orillas del Sar, 1884) به زبان کاستیلی آمده است. بخشی از کارهایش با قدرتی مشفقانه روحیه مردم گالیسی- شادیهای آنها، حکمت و فرهنگ آنها و خشم آنها از سلطه کاستیلیها، عشق مردم گالیسی به وطنشان و اندوههایشان از فقر و مهاجرت- را بیان میکند. بااینحال در حدود 1867، کاسترو شروع به نوشتن درباره مسائل شخصیتر کرد و به بیان ژرفترین احساساتش در قالب شعر پرداخت. مجموعة آثار کامل او در 1973 منتشر شد.
کمال پولادی
کاشترو آلوش، آنتونیو د
Castro Alves \'k sh-trü-' l-vāsh\
(ت.17 مارس 1847، موریتیبا، برزیل- و. 6 جولای 1871، سالوادور) شاعرِ رمانتیک که حس همدردی او برای طرفداران برزیلی الغای بردگی عنوانِ «شاعرِ بردگان» را برایش به ارمغان آورد.کاشترو آلوش هنوز یک دانشآموز بود که با اجرای نمایشنامهای مورد توجه ژوزه دِ آلنکار و ژوئاکین ماریا ماشادو، رهبران ادبیِ برزیل، قرار گرفت. تخیل رمانتیک او بهسبب رابطه دو سالهاش با هنرپیشهای مشهور، به همراه رفتار افراطی و سبک متعالیِ شعریاش به اوج رسید. در 1868 او در حال شکار، پایش را هدف قرار داد. او زنده ماند و درحالیکه زخم بدتر میشد و بیماری قانقاریای او شدت مییافت در حالت بیقراری نویسندگی کرد. بعد از آنکه پای او قطع شد، بیماری سلش شدت یافت و سرانجام در سن 24 سالگی درگذشت.«اسفنج شناور» (Espumas flutuantes, 1870)، تنها مجموعه شعر منتشر شده در زمان حیات او، برخی از بهترین قطعات عاشقانه او را دربر میگیرد. شعر دراماتیک «شیبهای پائولو آفونسو» (A cachoeira de Paulo Afonso, 1876) داستان دختربچه بردهای را بازگو میکند که توسط پسر اربابش مورد تجاوز قرار گرفته است. این شعر و دیگر اشعار الغای بردگیِ کاشترو آلوش در کتابی با عنوان «اشعار بردگان» (Os escravos, 1883)، که بعد از مرگ او منتشر گردید، جمعآوری شده است.
فرهاد دیناری
کاسترو ئی بلیویس، گیئن دِ
Castro y Bellvίs \'kästrōēbely'bēs\
(ت. 1569، والنسیا، اسپانیا- و. 28 جولای 1631، مادرید) مهمترین فرد و نماینده گروهی از نمایشنامهنویسان اسپانیایی که در والنسیا شکوفا شدند. وی اساساً بهسبب اثرش «جوانی سید» (Las mocedades del Cid, 1618)، که پیئر کورنی، نمایشنامهنویس فرانسوی، نمایشنامه مشهور «سید» (Le Cid, 1637) را براساس آن نوشته، در یادها مانده است.جوانی سید، که در دو بخش نوشته شده، از ترانه-اسطورههای سید الهام گرفته شده و این تراژدی را به شکل مؤثری انتقال میدهد. کاسترو، که ازدواج ناموفقی داشت، اولین نمایشنامهنویسی است که به جنبههای ناخوشایند ازدواج ازجمله در «ازدواجهای ناموفق در والنسیا» (Los mal casados de Valencia) میپردازد. او چندین نمایشنامه پلیسی نیز نوشت. او، که شیفته فرهنگ کاستیل بود، از ترانههای سنتی این منطقه بسیار استفاده میکرد و سه مورد از نمایشنامههایش براساس رمانهای میگل دِ سروانتس نوشته شدهاند. وی مجموعاً حدود پنجاه نمایشنامه نوشت.
فرهاد دیناری
کژوآل
casual \'kazhəwəl\
مقالهای که به سبکی خودمانی و اغلب خندهدار نوشته میشود. این واژه معمولاً به سبک نوشتن مقاله که در نشریه The New Yorker پرورده شده بود اطلاق میگردد.
فرهاد دیناری
غرابت استعمال
catachresis \'kat-ə-'krē-sis\
[یونانی آن katáchrēsis، مشتقی از katachrêsthai به معنی بهکار بستن، بهکار گرفتن، مصرف کردن، استفاده نابهجا] استفاده از واژههای نامناسب برای یک مفهوم؛ مخصوصاً، استفاده از کلمهای دور از ذهن بهویژه استعاره متناقض (همچون «دهانهای کور»).
فرهاد دیناری
زحاف
catalexis \'kat-ə-'lek-sis\
جمع آنcatalexes [یونانی آن katálēxtis یعنی هجای آخر، پایان یک دور بلاغی، مشتقی از katalḗgein به معنی متوقف کردن، توقف] حذف یک هجا یا بیشتر در رکن پایانی یک مصراع در شعر موزون. بنابراین اگر وزن اصلی شعر چهار رکنی وتدِ مقرون و تقطیعهای مصراع È|È´|È´|È´|È´باشد، آنگاه مصراع مزاحف خواهد بود. قسHYPERMETRY.
فرهاد دیناری
فهرست منظوم
catalogue verse or catalog verse \'katə'log, -'läg\
نظمی که فهرستی از افراد، موضوعات، یا کیفیات انتزاعی را ارائه میکند. فهرستهای نسبشناسی در کتاب مقدس و فهرستهای قهرمانان در حماسههایی چون ایلیاد هومر، نمونههایی از فهرست منظوم هستند، همچنانکه اشعاری چون «زیبای ابلق» (Pied Beauty) از جرارد منلی هاپکینز که اینگونه شروع میشود:
Glory be to God for dappled things-
For skies of couple-colour as a brinded cow;
For rose-moles all in stipple upon trout that swim;
Fresh-firecoal chestnut-falls; finches, wings;Landscape plotted and pieced-fold, fallow, and plough;
And áll trádes, their gear and tackle and trim.
فرهاد دیناری
کاتاستاسیس
catastasis \kə'tas-tə-sis\
جمع آنcatastases[یونانی آن katástasisبه معنی استقرار، حالت، وضع] 1- پیچیده شدن سیر نمایش قبل از اوجِ نمایشنامه. 2- اوج یک نمایشنامه. قسCATASTROPHE; EPITASIS; PROTASIS.
فرهاد دیناری
فاجعه
catastrophe \kə-'tas-trə-fē\
[یونانی آن katastrophḗ، به معنی پایان یک تراژدی، آخر، اتمام، مشتق katastrépheinبه معنی کم کردن، واژگون کردن] حرکت آخر که خاتمه طرح در یک نمایشنامه، مخصوصاً تراژدی را تکمیل میکند. فاجعه مترادف «گرهگشایی» (Denouement) است. این واژه، گاهیاوقات برای عملی مشابه در رمان یا داستان بهکار میرود.
فرهاد دیناری
کچ
catch \'kach,'kech\
در عروض، هجای بیتکیه اضافیای در آغاز مصراع که باید با یک هجای تکیهدار همراه شود تا وزن مناسب گردد.
فرهاد دیناری
کچ- 22
Catch-22
رمان طنزآمیزی اثر جوزف هلر، که اولینبار در 1961 منتشر شد. موضوع رمان درخصوص کاپیتانی ضدقهرمان به نام جان یوسارین است که در جنگ جهانی دوم در فرودگاهی موقت در جزیرهای مدیترانهای مستقر است و تلاشهای نافرجام او را برای زنده ماندن توصیف میکند. «کچ» در کچ-22 توصیفکننده دستورالعملی عجیب در نیروی هوایی است که میگوید انسان اگر مشتاقانه به مأموریتهای هوایی جنگی پرخطر ادامه دهد احمق است، اما اگر تقاضای رسمی مکتوبی را ارائه کند که نمیخواهد در اینگونه مأموریتها شرکت کند اصرار بر تقاضا نشان میدهد که او عاقل است و بنابراین فاقد شرایط لازم برای معافیت از مأموریت است. واژه کچ22 برایناساس با معنی «موقعیتی دشوار که تنها راه حل آن بهواسطه شرایط ذاتی خود آن موقعیت غیرمجاز شناخته میشود»، وارد زبان انگلیسی شد و بعدها چندین معنی دیگر به آن اضافه گردید.هلر در 1994، تکملهای با عنوان «ساعت تعطیل» (Closing Time) منتشر کرد که زندگی فعلی شخصیتهای کچ-22 را شرح میدهد.
فرهاد دیناری
ناطور دشت
Catcher in the Rye
رمانی اثر جی. دی سلینجر، که در 1951 منتشر شد. این داستان مؤثر و بسیار مورد تحسین، دو روز از زندگی هولدن کولفیلد شانزده ساله را بعد از اخراج از دوره پیشدانشگاهی شرح میدهد. هولدن، سردرگم و دلسرد در جستوجوی حقیقت است و علیه «ریاکاریِ» دنیای بزرگسالان اعتراض میکند. او که خسته شده و به بنبست رسیده، از لحاظ روحی مریض میشود و در مطب یک روانپزشک بستری میگردد. هولدن بعد از بهبودی تجربیاتش را برای خوانندگان نقل میکند.
فرهاد دیناری
کاتارسیس
catharsis \kə-'thär-sis\
جمع آنcatharses، تزکیه یا تصفیه عواطف (مخصوصاً ترحم و ترس) عمدتاً از طریق هنر. ارسطو در فن شعر این واژه را که از اصطلاح پزشکی katharsis («تصفیه» یا «تطهیر») گرفته شده، بهعنوان نوعی استعاره برای توصیف تأثیرات تراژدی نمایشیِ واقعی روی تماشاگر استفاده کرد. وی خاطر نشان میکند که هدف تراژدی ایجاد «وحشت و ترحم» و ازاینطریق، تزکیه این عواطف است.منظور ارسطو قرنها موضوع بحث و نقد بوده است. گوتهولت لسینگ، نمایشنامهنویس و نقاد ادبیِ قرن هجدهم آلمان، عقیده داشت که کاتارسیس عواطف افراطی را به امیال پاک تبدیل میکند. دیگر منتقدان گفتهاند که تراژدی بهعنوان درسی اخلاقی بهشمار میرود که در آن ترس و ترحم بهوسیله سرنوشت قهرمان تراژیک برای آگاه کردن تماشاگر به نمایش در میآید و شبیه به انگیختگی از طریق مشیت الهی نیست. تفسیری که عموماً پذیرفتهاند این است که از طریق تجربه همدلانه ترس در موقعیتی مشخص، نگرانیهای تماشاگر به بیرون سوق داده میشوند و از طریق همذاتپنداری دلسوزانه با قهرمان تراژیک، بینش و نگرشِ تماشاگر گسترش پیدا میکند. بنابراین، تراژدی تأثیری سلامتبخش و انسانی روی تماشاگر یا خواننده بر جای میگذارد.
فرهاد دیناری
کَتِر، ویلا (سایبرت)
Cather \'kath-ər\
(ت. 7 دسامبر 1873، وینچستر، ایالت ویرجینیا، امریکا- و. 24 آوریل 1947، نیویورک) رماننویس امریکایی که بهسبب به تصویر کشیدن زندگی مرزنشینان دشتهای امریکا مشهور است.کتر در 1883 با خانوادهاش از ویرجینیا به روستای رد کلاود نبراسکا نقل مکان کرد. آنجا در میان مهاجرانی از اروپا- سوئدیها، چکها، روسها و آلمانها- که خانههایی را در دشتهای وسیع برپا کرده بودند بزرگ شد.پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه نبراسکا در 1895، در یک مجله محلی در پیتسبرگ شغلی بهدست آورد. سپس بهعنوان ویراستار فنی و سردبیر بخش نمایشنامه و موسیقی مجله Pittsburgh Leader مشغول بهکار شد. در 1901 به .تدریس روی آورد و در 1903 اولین مجموعه اشعارش را به نام «بامدادهای آوریل» (April Twilights) منتشر کرد. در 1905 پس از انتشار اولین مجموعة داستان کوتاهش به نام «باغ غول» (The Troll Garden) به سِمت سردبیر ماهنامه جنجالی McClure's منصوب شد. در 1912 استعفا داد تا یکسره به نوشتن رمانهایش بپردازد.اولین رمان کتر، «پل الگزندر» (Alexander's Bridge, 1912)، داستان ساختگی زندگی جهانوطنی است. کتر تحت تأثیر خودمختاریطلبی سارا اورن جوئیت، برای موضوعات جدید به نبراسکا، سرزمین آشنایش روی آورد. «ای پیشتازان» (O Pioneers!, 1913) و «انتونیای من» (My Ántonia, 1918)، که بارها موفقترین اثر او لقب گرفت، به موضوعات شاخص خود همچون اراده و شهامت مرزنشینانی که در جوانی درک کرده بود، در «یکی از ما» (One of Ours, 1922)، که جایزه پولیتزر را کسب کرد و «بانوی گمشده» (Lost Lady, 1923) بر ناپایداری شجاعت پیشتازان تأسف میخورد.او در «آواز چکاوک» (Song of the Lark, 1915) و نیز در داستانهای مدوّن در «جوانی و میدسای باهوش» (Youth and the Bright Medusa, 1920)، از جمله «صندوقچة پل» (Paul's Case)، که در مجموعههای زیادی آمده است، و «لوسی گیهارت» (Lucy Gayheart, 1935)، جنبه دیگری از تجربه خود را نشان میدهد و آن تلاش استعداد برای شکوفا شدن در زندگی تحت فشار در سبزهزارها و تأثیرات خفقانآورِ زندگی در شهرهای کوچک است.بیان دقیق این دو موضوع در «سرنوشتهای مبهم» (Obscure Destinies, 1932) دیده میشود. کتر با اینکه موفق بود و در سالهای میانی عمرش قرار داشت، یأس شدیدی را تجربه کرد که در «خانه پروفسور» (The Professor's House, 1925) و نیز در مقالاتش «کمتر از چهل نیست» (Not Under Forty, 1936) نمایان است. راهحل رفع این یأس، نوشتن دربارة اراده پیشتاز دوره بعد بود؛ آنچه از مبلّغان کاتولیک فرانسوی در جنوب غربی دید در «مرگ به سراغ اسقف میآید» (Death Comes for the Archbishop, 1927) آورد و آنچه از کاناداییهای فرانسوی در کبک میدانست در «اشباح روی صخره» (Shadows on the Rock, 1931) نوشت. آخرین رمان او، «سفیرا و دختر برده» (Sapphira and the Slave Girl, 1940) حاکی از بازگشت به ویرجینیای اجدادیاش است.
فرشته آهنگری
کترین، سنت
Catherine \'kath-ə-rin\
سنت کترین دِی ریتچی نیز نامیده میشود، نام اصلی او السّاندرا دِی ریتچی (ت. 23 آوریل 1522، فلورانس [ایتالیا]- و. 2 فوریه 1590، پراتو، جمهوری فلورانس) زن صوفیمشرب دومینیکنیِ ایتالیایی. او در سن سیزده سالگی وارد دیر دومینیکنی پراتو شد و از 1590-1560 در کسوت راهبه اعظم دیر خدمت کرد. او، که بهعلت تصوّراتش از شهوت و بدنامیهایش در این راه مشهور است، مؤلف نامهها (1922/ ویراستة سیستو اهل پیسا) و آثار کوچک دیگری نیز بود.
فرهاد دیناری
کترین، سنت.
Catherine \'kath-ə-rin\
در اساطیر مسیحی، زنی جوان از اسکندریه که بر ضد بتپرستی امپراتوری روم سخنرانی کرد. گفته شده که او از پنجاه فیلسوف امپراتوری در تعقل و منطق پیشی گرفت. او، که دوشیزهای متعهد بود، با امپراتور مخالفت کرد، و امپراتور دستور داد او را به درون گردونهای از آتش انداختند (در برخی روایات او را در گردونهای پر از میخ شکنجه کردند). گردونه با صاعقه برخورد کرد و متلاشی شد و او از معرکه نجات یافت. هنگامیکه کترین بعدها گردن زده شد، مشخص شد که در رگهایش شیر جریان داشت.نماد او گردونه («گردونة کترین») است که بهطور برجسته در ادبیات و هنر قرون وسطا به نمایش درآمد.
فرهاد دیناری
کِیتو، پابلیوس والریوس
Cato \'kā-tō\
(شکوفایی، قرن اول ق.م) شاعر و دستوردان رومی، رهبر مکتب «جدید»شعر (Poetae novi ، نامی که سیسرو بر پیروان این سبک گذاشت). پیروان این سبک، حماسه و نمایشنامه ملی را در حمایت از حماسههای کوتاه اسطورهای، مراثی و تغزلات مکتب اسکندرانی کنار گذاشتند. ستایشهایی که شاعران معاصر از شعر کیتو بهعمل آوردهاند گواهی بر برتری او است.هیچکدام از رسالههای دستوری کیتو برجای نمانده است. از اشعارِ او دو عنوان باقی مانده است: «لیدیا» (Lydia) و «دیانا» (Diana).
فرهاد دیناری
گربه روی شیروانی داغ
Cat on a Hot Tin Roof
نمایشنامهای اثر تنسی ویلیامز، که در 1955 منتشر و اجرا شد. این اثر جایزه پولیتزر را دریافت کرد. این نمایشنامه روابط عاطفی حاکم بر خانواده یک کشاورز اصیل و ثروتمند جنوبی را نشان میدهد. رئیس خانواده، پدربزرگ، در صدد جشن گرفتن شصتوپنجمین سال تولد خود است. دو پسر متأهل او، گوپر (پسر بزرگتر) و بریک، به ضرورتی برگشتهاند، پسر ارشد به همراه همسر باردار و پنج فرزندش و دومی به همراه همسرش مارگرت (مگی). روابط متقابل بین پدربزرگ، بریک و مگی جوهر نمایشنامه را شکل میدهد.
فرهاد دیناری
کاتریئونا
Catriona \kə-'trē-ō-nə\
رمانی اثر رابرت لوئیز استیونسن، که در1893 بهعنوان دنبالهای بر رمان «ربوده شده» (Kidnapped) انتشار یافت.
فرهاد دیناری
کاتس، یاکوب یا یاکوبوس
Cats \'käts\
(ت. 10 نوامبر 1577، بروئووِرسهاون، زلانت، هلند اسپانیایی [اکنون در هلند]- و. 12 سپتامبر 1660، زورگ- ولیت، نزدیکِ لاهه) نویسنده هلندی آثار تمثیلی و سراینده اشعار تعلیمی که لقب «پدر کاتس» جایگاه او نزد هممیهنانش را نشان میدهد.کاتس مدرک دکترای حقوق را در اورلئان کسب کرد و در لاهه به وکالت پرداخت. او در ابتدا شاعر آثار تمثیلی بود، که در ادبیات قرن هفدهم رواج داشت و از قالبهای اخلاقی در آن استفاده میشد. او این قالب را برای بیان مسائل مهم اخلاقی کالوینیستهای اولیه هلندی، مخصوصاً آنهایی که با عشق و ازدواج در ارتباط بود، بهکار برد. ازآنجاکه او اولین کسی بود که ادبیات تمثیلی را با شعر عاشقانه پیوند میداد و بهسبب تواناییاش در قصهگویی، شهرت فراوانی بهدست آورد.اولین کتاب او، «توصیفهایی از اخلاق و عشق» (Sinne- en minnebeelden, 1618)، شامل کلیشههایی متنی از زبانهای هلندی، لاتین و فرانسوی بود. هر تصویر، تفسیری سهگانه دارد و آنچه را که برای کاتس سه عنصر زندگی انسان بوده بیان میکند: عشق، جامعه و مذهب. شاید معروفترین اثر او «آینهای از دوران قدیم و جدید» (Spiegel van den ouden ende nieuwen tijdt, 1632) باشد، که نقلقولهای زیادی از این اثر در هلند به ضربالمثل تبدیل شدهاند. این اثر به سبکی خودمانیتر از آثار قبلی او و عموماً سادهتر از آثار کلاسیک هلندی نوشته شده است. دو اثر دیگر او- «ازدواج» (Houwelyk, 1625) و «حلقه ازدواج» (Trou-ringh, 1637)- گفتارهایی موزون در مورد ازدواج و وفاداری در زندگی زناشویی هستند. کاتس در یکی از آخرین آثارش به نام «سالخوردگی، زندگی روستایی و افکار سبز» (Ouderdom, buyten-leven en hof-gedachten, 1655) بهنحوی تأثیربرانگیز در مورد پیری نوشته است.
فرهاد دیناری
گهواره گربه
Cat’s Cradle
رمان علمی- تخیلی اثر کورت ونهگات، که در 1963 منتشر شد. این اثر، که بهسبب طنز سیاهش مورد توجه است، یکی از اولین آثار مهم مؤلف محسوب میشود.این رمان دو اختراع مهم را روایت میکند: بوکونونیسم، مذهب دروغهایی «که شما را شجاع، مهربان، بانشاط و خوشحال کند»، و یخ -9، نوعی یخ که در هر شرایط آبوهوایی بالای 4/114 شکل میگیرد و به منجمد شدن همه مایعات در نوعی از واکنش زنجیری منجر میشود. دو شخصیت اصلی داستان بوکونون، مؤسس مذهب، و دکتر فلیکس هونیکر، مخترع یخ-9 هستند. راوی، روزنامهنگاری که خود را جوناه معرفی میکند، در مقابل نیروهای مخالف عقلگرایی و عدم عقلگرایی است. رمان با پایان اجتنابناپذیر دنیا از طریق رهاسازی یخ -9 (که بهوسیله جسدی یخزده به دریا منتقل میشود) به اتمام میرسد.
فرهاد دیناری
گله خورشید
Cattle of the Sun
در اساطیر یونانی، گلهای که از نظر هلیوس، خدای خورشید، مقدس بود و در جزیره تریناکیا زندگی میکرد. دخترانِ هلیوس، لامپتیا و فائتوسا، از آن نگهداری کردند. در اودیسه، هنگامیکه خدمهکشتی از اودیسه میخواهند که برای استراحت در آنجا لنگر بیندازد، او قبول میکند و به آنها اجازه میدهد که به ساحل بروند، مشروط بر آنکه آنها به گله مقدس آسیب نرسانند. بادهای نامناسب آنها را قبل از رسیدن به جزیره به مدت طولانی گیر میاندازد و آذوقه آنها تمام میشود و آنها مجبور میشوند عدهای از گاوها را کشته و بخورند. اودیسه از بیحرمتی میترسد و خدمه وی تلاش میکنند تا با قربانیها عمل خود را جبران کنند. باد مناسب سرانجام وزیدن میگیرد و ملوانان سفر خود را از سر میگیرند. اما خیلی زود، توفانی شدید شروع میشود و کشتی را درهم میشکند؛ و همه بهجز اودیسه هلاک میشوند.
فرهاد دیناری
گله گاو کولی
Cattle Raid of Cooley, The \'kü-lē\
عنوان ایرلندی آن Táin Bó Cuáilnge. داستان افسانهگون قدیمی ایرلندی، از بلندترین حکایتهای قهرمانی ماجراهای آلستر که به نزاع میان آلستر و کانوت بر سر تصاحب گاو قهوهای کولی میپردازد. این اثر، که محتوی قطعات نثر و نظم است و در قرون هفتم و هشتم تألیف شده، بهطور ناقص در «کتاب دان کو» (The Book of the Dun Cow, 1100) حفظ میشود و نیز در «کتاب لینستر» (The Book of Leinster, 1160) و در «کتاب زرد لِکان» (Yellow Book of Lecan) (اواخر قرن چهاردهم) یافت میشود. گرچه از قطعات روایی زنده و گفتوگوهای حکیمانه تشکیل شده، امّا اثر هنری یکدستی نیست و متن آن بهسبب بازنویسیها و دستکاریها آسیب دیده است.در این حکایت، مِب (مِو)، ملکه جنگجوی کانوت، با همسرش اِیلیل بر سر ثروتِ خاص خودشان مشاجره میکند. بهدلیل آنکه تصاحب گاو شاخ سفید برتری ایلیل را تضمین میکند، مب تصمیم میگیرد از گاو قهوهای معروفِ کولی در برابر افراد آلستر محافظت کند. گرچه زنی پیشگو مب را از نابودی قریبالوقوعی مطلع میسازد، اما سپاه کانوت بر آلستر پیشی میگیرند. جنگجویان آلستر جز کو کولن، قهرمان جوان آلستر، بهسبب یک نفرین موقتاً زمینگیر میشوند؛ کوکولین از این نفرین در امان است و به تنهایی از پیشروی نیروهای کانوت جلوگیری میکند. نقطه اوج نزاع، مبارزة سه روزة کوکولین و فِرداید، دوست و برادر رضاعیاش است، که در تبعید با نیروهای کانوت است. کوکولین پیروز است و آنگاه که بهسبب جراحات و خستگی در آستانة مرگ قرار دارد مورد حمایت سپاه آلستر قرار میگیرد و دشمن را شکست میدهد. با وجود این، گاو قهوهای به اسارت کانوت درآمده و گاو شاخ سفید ایلیل را شکست میدهد و پس از آن صلح برقرار میشود.
مسعود امیرخانی
کتن، بروس
Catton \'katen\
نام کامل او چالز بروس کتن (ت. 9 اکتبر 1899، پیتاسکی، میشیگان، ایالات متحده- و. 28 آگوست، 1978،فرنکفورت، میشیگان) روزنامهنگار و تاریخدان امریکایی، که بهسبب آثارش در مورد جنگ داخلی امریکا مشهور است.کتن، که در کودکی در شهری کوچک در میشگان زندگی کرده بود، از شنیدن خاطرات جنگ داخلی از سربازان قدیمی منطقه تحت تأثیر قرار گرفت. درحالیکه در کسوت خبرنگار برای نشریات BostonAmerican، Cleveland News و Cleveland Plain Dealer (1920-26) کار میکرد، مطالعه همیشگی خود در مورد دوران جنگ داخلی را ادامه داد. او در 1954 کارمند نشریه AmericanHeritage شد و از 1959 سردبیر آن بود.مأموریت نگارش تاریخ صد ساله جنگ داخلی، سهگانه معروفِ کتن در مورد ارتش پوتومک را بهوجود آورد: «ارتش آقای لینکُلن» (Mr. Lincoln’s Army, 1951)، «جادهافتخار» (Glory Road, 1952) و «آرامش دراَپومَتکس» (A Stillness at Appomattox, 1953). آخرین عنوان جایزههای پولیتزر و کتاب ملی را در 1954 برای کتن به ارمغان آورد. سهگانه دوم از «آشوب آینده» (The Coming Fury, 1961)، «سرعت سهمناک شمشیر» (Terrible Swift Sword, 1963)، و «هرگزفرمان عقبنشینی نده» (Never Call Retreat, 1965) تشکیل شده است.درخشش کتن در قامت یک تاریخدان در توانایی او در ایجاد روایت تاریخی بیواسطه از وقایع تاریخی بود. «اربابان جنگ واشنگتن» (The War Lords of Washington, 1948) و «کمک ایالات متحده و سنت نظامی امریکایی» (U.S. Grant and the AmericanMilitary Tradition, 1954) دیگر آثار او هستند.
فرهاد دیناری
کاتولوس، گایوس والریوس
Catullus \kə-'təl-əs\
(ت.حدود 84 ق. م، ورونا، کیسالپین گول- و.حدود 54 ق.م، رم) شاعر رومی که توصیفاتش از عشق و نفرت را معمولاً بهترین اشعار تغزلی روم باستان میدانند.هیچ زندگینامهای از دوره باستان در مورد کاتولوس برجای نمانده و بدینعلت، جزئیات مهم و اصلی زندگیِ او اندک است. بر اساس شواهد مبتنی بر چهار مورد از اشعارِ او، وی در 55-54 ق.م زنده بوده است. اووید، شاعر رومی، خاطر نشان میکند که او در جوانی از دنیا میرود. طبق شواهدِ بهجای مانده از خود کاتولوس، وی در ورونا، شمالیترین منطقه ایتالیا، متولد میشود و در سیرمیو (سیرمیونه جدید) واقع در دریاچهگاردا املاکی بهدست میآورد، هرچند که ترجیح میدهد در رم زندگی کند.شعر کاتولوس دو بحران روحی را نشان میدهد: مرگ برادر، و سختی عشقی ناکام، که بارها در 25 شعر او توصیف شده، با زنی به نام کلودیا که ازدواج میکند و کاتولوس او را در اشعارش لسبیا مینامد. در اشعار او همچنین چه مستقیم چه غیرمستقیم، از همجنسبازی با جوانی به نام یووِنتیوس سخن به میان آمده است.مجموعه غزلیات کاتولوس بیتناسبیهای گوناگونی در میان آثار اندک بهجای مانده از او را نشان میدهد. بسیاری از اشعار او در دو قالب مناسبتی و مرثیهای طبقهبندی شدهاند. طبق روایات هر دو شکل برای کتیبهها و اهداییها و بهعنوان اشعار مناسبتی سرگرمکننده، قطعات طنزی و احساسات دقیق بهکار رفته است. کاتولوس در حدود 37 مورد از این قالبهای منظوم را بهطور بینظیری تغییر میدهد تا از یک طرف بهمثابه وسیله انتقال احساسات و مشاهدات با زیبایی و ظرافت زیاد یا از سوی دیگر بهمثابه شور و حرارت زیاد عمل کند. اوزان محاورهای بهطور خاص، که آنها را برای اشعار تغزلی بهکار میبرد، چنان موفق بودهاند که هیچ شاعر کلاسیک دیگری نمیتواند با آن برابری کند.
فرهاد دیناری
دایره گچی قفقازی
Caucasian Chalk Circle, The
نمایشنامهای شامل یک درآمد و پنج صحنه اثرِ برتولت برشت، که اولینبار در 1948 به زبان انگلیسی و در 1949 تحت عنوانِ Der kaukasische Kreidekreisبه آلمانی منتشر شد. این اثر براساس نمایشنامه «دایره» (Der Kreidekreis, 1924) اثر کلابونت، نویسنده آلمانی، که خود ترجمه و اقتباسی از نمایشنامهای چینی از سلسله یوان (1206-1363) است، بنیان نهاده شده است.نمایشنامه برشت در شرایط مناقشه سرزمینی مورد ادعای دو حکومت محلی در اتحاد شوروی پس از جنگ جهانی دوم تدوین شد. کنش اصلی نمایشنامه از داستانی بهوجود میآید که برای جشن گرفتن در مورد حل مناقشه اجرا شده است. این حکایت تمثیلی، که در طول شورش فئودالی در قرن سیزدهم بهوجود آمد، به تلاش دو زن در مورد حضانت یک بچه میپردازد. مناقشه بینِ همسرِ حاکم، که بچه را رها کرده، و خدمتکار جوان، که از بچه نگهداری و از او مراقبت نموده، توسط قاضیای غیرعادی که بچه را در دایرهای گچی قرار داده و اعلام کرده که هرکدام از زنان که بتواند بچه را از دایره بیرون آورد حضانت او را بهدست میآورد، حلوفصل میشود. از آنجا که خدمتکار نمیخواهد به بچه آسیبی برسد، اجازه میدهد که همسر حاکم بچه را ببرد، اما قاضی بچه را به خدمتکار واگذار میکند، چرا که علاقهای بیشتر از مادر واقعی به او دارد.
فرهاد دیناری
کولفید، هولدن
Caulfield, Holden \'hōld-ən- -'fēld\
شخصیت داستانی، قهرمان و راوی نوجوانِ رمان «ناطور دشت» (Catcher in the Rye) اثر جی. دی. سلینجر. هولدن کولفیلد بهسبب آنکه توجهش را به ریاکاری و ابهام دنیای بزرگسالی اختصاص داده، به الگوی درد و رنج برای چندین نسل از دانشآموزانِ دبیرستانی و دانشگاهی تبدیل شد.
فرهاد دیناری
کوزری
causerie \'kōz-'rē, 'kō-zə-\
[فرانسوی، معنی تحتاللفظی آن صحبت، مکالمه] در ادبیات، مقالهای غیررسمی و کوتاه، اغلب در مورد موضوعی ادبی. این مفهوم کلمه از عنوان مجموعه مقالاتِ نویسندة فرانسوی شارل- اوگوستن سن- بوو به نام «گفتارهای دوشنبه» (Causeries du lundi) گرفته شده است.
فرهاد دیناری
کوزری دو لوندی
Causeries du lundi \kōz-'rē-d-ln-'dē\
(«گفتارهای دوشنبه») سلسله مقالات ساده و خودمانی شارل- اوگوستن سن بوو. این 640 مقالة انتقادی و زندگینامه درباره موضوعات ادبی و نویسندگان فرانسوی و دیگر نویسندگان اروپایی از 1849- 1869 دوشنبههای هر هفته در چندین روزنامه پاریس منتشر میشد. این مقالات در مجموعه 15 جلدی «گفتارهای دوشنبه» (Causeries du lundi, 1851-62) و مجموعه 13 جلدی «دوشنبههای نو» (Nouveaux lundis, 1863-70) گردآوری شدند.پژوهش تحسینبرانگیزی بر روی هریک از این «گفتارهای» 3000 کلمهای صورت گرفت. سن بوو، که آرزو میکرد خوانندگانش نگاه فراگیری به موضوعاتش داشته باشند، اطلاعات گستردهای دربارة شخصیت، پیشینة خانوادگی، ظاهر جسمانی، تحصیلات، دین، امور عشقی و دوستیها ارائه میکند.
مسعود امیرخانی
کوافی، کونستانتین
Cavafy \kə-'väf-ē\
نام مستعارِ کونستاندینوس پترو کاوافیس (ت. 17 آوریل 1863، اسکندریه، مصر- و. 29 آوریل 1933، اسکندریه) شاعر یونانی که سبک فردی آگاهانة خودش را بهوجود آورد.کوافی بسیار نوشت، اما نسبت به آثارش، خودش تندترین انتقادها را داشت و تنها حدود 200 شعر را منتشر کرد. مهمترین شعرهای وی، پس از چهل سالگی نوشته شده است و با توجیهی قابل قبول خودش را «شاعری برای دوران پیری» نامیده است. او در هیئت فردی شکاک، ارزشهای مرسوم مسیحیت، میهنپرستی و علاقه به جنس مخالف را انکار میکرد یا به سخره میگرفت، اگرچه از این ناهمرنگی ناراحت بود. زبان او ترکیبی غیرمعمول از یونانی آراسته و متکلف، به نام کاتارِوُسا، است که از بیزانسیها و دماتیک (Demotic)، یا زبان یونانی عامیانه به ارث رسید. برداشت تغزلیای که او به مضامین تاریخی رواج داد، او را پس از مرگش مشهور و تأثیرگذار کرد. او بهواسطة ارجاعات بسیاری که در «مجموعة چهارتایی اسکندریه» (Alexandria Quartet) اثر لارنس دورل به اثر او داده شد، نزد خوانندگان انگلیسی مشهور است. شعرهای کوافی، ابتدا، پیش از جنگ جهانی دوم، بدون تاریخ منتشر شد و در 1949، مجدداً چاپ شد.
مریم علینژاد
کاوالکانتی، گوئیدو
Cavalcanti \'kä-väl-'kän-tē\
(ت. حدود1255، فلورانس [ایتالیا]- و .27 یا 28 آگوست 1300، فلورانس) شاعر ایتالیایی که بعد از دانته برجستهترین شاعر و شخصیت در ادبیات قرن سیزدهم ایتالیا محسوب میشود.وی، که در یک خانوادة بانفوذ فلورانسی به دنیا آمد، با فلیسوف و دانشمند برونتو لاتینی تحصیل کرد. بسیاری از شاعران معاصر شخصیت درخشان، قوی و تندخوی او و اشعارش را، که منعکسکننده آن است، تحسین کردهاند. از او حدود 50 شعر باقی مانده که بیشتر آنها خطاب به دو زن است: ماندتّا که او را در 1292 در تولوز ملاقات کرد و دیگری جووانّا که او را پریماورا («فصل بهار») مینامید. اشعار وی سرشار از درخشندگی، ظرافت، زیبایی و صراحت لهجه است که از ویژگیهای «سبک جذاب جدید» (dolce stil nuovo) و در بهترین شکل آن است. موضوع غالب اشعار شاعر عشق است؛ عشقی که عموماً موجب رنج و مصیبت عمیق است.دو شعر کاوالکانتی در قالب شعر بزمی، نوعی ترانه مشتق از شعر پرووانسی، است که معروفترین آنها «بانویی از من سئوال میکند» (Donna mi prega) نام دارد که تحلیل فلسفی زیبا و پیچیدهای از عشق است. اشعار دیگر او غزلواره و ترانه هستند که نوع دوم معمولاً بهترین نوع شعرش در نظر گرفته شده است. یکی از معروفترین ترانههای وی به نام «زیرا امیدوارم هرگز برنگردم» (Perch’io non spero di tornar giamai) یکی از آخرین اشعارش نیز میباشد.شعر وی ابتدا در 1527 و بعد در 1902 در مجموعهای به نام Le rime de Guido Cavalcantiگردآوری شد. بیشتر اشعار او را دانته گابریل روسّتّی در «شاعران ایتالیایی نخستین» (The Early Italian Poets, 1861 / بعدها «دانته و محفل او» نامگذاری شد) و ازرا پاوند در «غزلواژهها و ترانههای گوئیدوکاوالکانتی» (The Sonnets and Ballate of Guido Cavalcanti, 1912) ترجمه کردهاند.
زینب مشتاقی
شاعر کاوالیر
Cavalier poet \'kav-ə-'lir\
هرکدام از گروه شاعران اشرافزادة انگلیسی که کاوالیر بودند (حامیان چارلز اول [1625-49] در طول جنگهای داخلی انگلستان، برعکسِ راندهِدها، که حامیان پارلمان بودند) آنها در مقام سربازان، درباریان، دلاوران و شوخطبعان دربار، سرودن اشعار زیبا و خوشساخت را یکی از چندین هنر و فضیلت خود بهشمار میآوردند. این گروه ریچارد لاولِیس، تامس کارو، سر جان ساکلینگ، ادموند والر و رابرت هِریک بودند. هر چند که هِریک، کشیشی از دربار رانده شده بود، اما اشعار کوتاه، سلیس و زیبای او دربارۀ عشق و وقتگذرانی و فلسفۀ («تا جوانی از زندگی لذت ببر») کارپه دیئم («غنیمتشمردن وقت») نمونهای از سبک کاوالیر هستند. شاعران کاوالیر علاوه بر سرودن اشعار عاشقانه، گاهیاوقات در مورد جنگ، افتخارات و وظیفهشناسی خود نسبت به شاه نیز شعر میسرودند. بعضیاوقات آنها همة این موضوعات را ماهرانه با هم ترکیب میکردند؛ همچون شعر بسیار مشهور ریچارد لاولیس با نام «برای رفتن لوکاستا به جنگ» (To Lucasta, Going to the Wars) که با این بند پایان مییابد: «عزیزم، من نمیتوانم تو را بیش از افتخار دوست داشته باشم.»
(«شوالیهگری روستایی») داستانی کوتاه، اثر جووانی ورگا، که به سبک وریسمو نوشته و در 1880 منتشر شد. تبدیل این داستان به یک تراژدی تکپردهای (در 1884 اجرا شد) بزرگترین موفقیت ورگا در کسوت یک نمایشنامهنویس بود.توریدو ماکا، در بازگشت از خدمت ارتش به روستایش، درمییابد که معشوقهاش، لولا، با آلفیو، نامزد شده است. توریدو عمداً و برای برانگیختن حسادت لولا، عشقبازی با سانتا، دختر کارفرمایش، را شروع میکند. لولا بهسبب حسادت، رابطة جدیدی را با توریدو آغاز میکند. سانتا این خیانت لولا را به آلفیو خبر میدهد. آلفیو توریدو را به دوئل مرگ دعوت میکند که در آن توریدو کشته میشود.پیئترو ماسکانیی، آهنگساز ایتالیایی، این موضوع را دستمایۀ اُپرای تکپردهایاش (1890) با همین نام کرد.
فرهاد دیناری
کوندیش، جورج
Cavendish \'kav-ən-'dish\
(ت. 1500- و. 62/1561) نویسنده و درباری انگلیسی که از طریق تنها اثرش، «زندگی» (Life) کاردینال وولزی، شهرتی اندک ولی ماندگار بهدست آورد. این اثر در واقع نقطه عطفی در پیشرفت زندگینامهنویسی انگلیسی و منبع مهم و بینظیری برای دانشجویان تاریخ تیودر و نیز منبعی نادر برای آگاهی از شخصیت خود مؤلف است. کوندیش روشهای مشاهده عینی را در مضامین رفتار، حرکات و گفتارِ موضوعات مربوط به کارش بهکار میگیرد تا در روایت خوشترکیب و بیتکلفش چهرۀ کاردینال با حالتی از زندگی ظاهر شود.کوندیش حدود 1526 در کسوت راهنمای اشرافزاده وارد خدمت وولزی شد و از زمان اوج قدرت او تا سقوط سریعش بهخاطر بیلطفی هنری هشتم همچنان به او وفادار ماند. بعد از مرگ وولزی در 1530، کوندیش خدمت دولتی را ترک کرد و به سافوک رفت، جایی که در 1557 کتاب زندگی را تکمیل کرد.چاپ نسخه کامل زندگی در طول حکومت الیزبت اول ممنوع شد، اما آزادانه بهصورت دستنویس پخش شد. در 1810 کریستوفر وردزورت سعی کرد بهوسیلة نشر، نسخة اصلی این اثر را در کتابش «زندگینامة کشیشان» (Ecclesiastical Biography)، که متنی مبتنی بر نسخههای دستنویس اصلی بود، بازیابی کند. در 1815 اس. دابلیو. سینگر متن اصلاحشده کاملتری از آن را منتشر کرد.
فرهاد دیناری
ککستن، ویلیام
Caxton \'kaks- tən\
(ت.حدود 1422، کنت، انگلستان- و. 1491، لندن) اولین ناشر انگلیسی، که در جایگاه مترجم و ناشر تأثیر مهمی در ادبیات انگلیسی بر جای نهاد.ککستن پارچهفروشی ثروتمند و مرتبط با سیاستمداران ساکن بروخه (اکنون در بلژیک) بود. در حدود 1470 به ادبیات گرایش یافت. در مارس 1469 ترجمة «مجموعه داستان تروا» (Recueil des histoires of Troye) اثرِ رائول لوفور را آغاز و آن را در 1471 تمام کرد. او از 1470 تا پایان 1472 در کولونی (اکنون در آلمان) زندگی کرد و در آنجا فن چاپ را آموخت. او در حدود 1474 صنعت چاپ را در بروخه تأسیس کرد و مجموعه داستان تروا، اولین کتابی که به انگلیسی چاپ شد، را در 1475 در آنجا منتشر کرد. ترجمه ککستن از داستان تمثیلی فرانسوی «مسابقه و بازی شطرنج» (The Game and Playe of the Chesse)در 1476 منتشر شد. او در اواخر 1476 به انگلستان بازگشت و چاپخانة خود را در وستمینستر تأسیس کرد. ککستن هرچند که پیشگام چاپ در انگلستان بود، اما ابتکار چاپیِ بزرگی نشان نداد و هیچ کتابی با طراحی و صحافی برجسته چاپ نکرد. اولین کتاب چاپشده تاریخدار به انگلیسی، «گفتهها و فرامین فیلسوفان» (Dictes and Sayenges of the Phylosophers)در 18 نوامبر 1477 منتشر شد. مشتریهای ثروتمند ککستن گاهیاوقات کتابهای خاصی را سفارش میدادند، اما کتابهای چاپی گوناگون او- شاملِ رمانس شوالیهای، اخلاقی، اخلاقیات، تاریخ، عشق و فلسفه و دایرةالمعارفی به نام «آیینه هستی» (The Myrrour of the Worlde, 1481) که اولین کتاب مصور انگلیسی بود- نشان میدهد که او به عامة مردم نیز توجه داشته است. او تقریباً همة آثار ادبی انگلیسی را که در آن زمان در دسترس بود چاپ کرد، از جمله «قصههای کنتربری» (The Canterbury Tales, 1478,1484) و اشعار دیگری از جفری چاسر، «کانفسیو آمانتیس» (Confessio amantis,1483)اثر جان گاوئر، «مرگ دارتر» (Le Morte Darthur, 1485) از سر تامس ملوری و قسمت اعظم آثار جان لیدگیت. ککستن 24 کتاب را، که بعضی بسیار طولانی بودند، ترجمه کرد. او تا زمان مرگش حدود صد مورد از آثار گوناگون را منتشر کرده بود.
فرهاد دیناری
کِرول، ژان
Cayrol \'ke-'rol\
(- رافائل- ماری- نوئل) (ت. 6 ژوئن 1911، بوردو، فرانسه) شاعر، رماننویس و مقالهنویس فرانسوی و یکی از نویسندگان پیشگام «رمان نو» (nouveau roman)، رمان پیشرو فرانسوی که در دهة 1950 شکل گرفت.کرول در جنگ جهانی دوم بعد از همکاری با نهضت مقاومت به یک اردوگاه کار اجباری تبعید شد، تجربهای که برخلق آثار هنریاش تأثیرگذار بود. این تبعید منبعِ الهام اولین شعرهایش یعنی «شعرهای شب و مه» (Poèmes de la nuit et du brouillard, 1946)؛ مقالة تأثیرگذارش «ایلعازر در میان ما» (Lazare parmi nous, 1950)؛ رمانهای سهگانه و جایزه گرفتهاش «من با عشق دیگران خواهم زیست» (Je vivrai l’amour des autres, 1947-50)بود. ایلعازر (شخصیت انجیلی که از جهان مردهها سر برآورده) شخصیت محوری در آثار کرول است.کرول نویسندهای پرکار بود که داستان، شعر، مقاله و نمایشنامه مینوشت. او در 1974 برگزیده فرهنگستان گونکور شد. رمانهای «همه چیز در یک شب» (L'Espace d'une nuit, 1954) و «اجساد بیگانه» (Les Corps étrangers, 1959) تنها آثار ترجمه شدة او بود که مخاطبان انگلیسی قابل توجهی داشتند. دیگر رمانهای شاخص او «سوز خورشید» (Le Froid du soleil, 1963)؛ «نیمهشب نیمروز» (Midi Minuit, 1966)؛ «من هنوز آن را میشنوم» (Je l'entends encore, 1967)؛ یک سلسله رمان، که ویژگیهای مکانها را مورد بررسی قرار میدهند، شامل «داستان یک مرغزار» (Histoire d'un prairie, 1969)، «داستان یک بیابان» (Histoire d’un désert, 1972)، «داستان دریا» (Histoire de la mer, 1973)، «داستان جنگل» (Historie de la forêt, 1975)، «داستان یک خانه» (Histoire d’une maison, 1976)، و «داستان آسمان» (Histoire du ciel, 1979)، «چهار فصل» (Les Quatre Saisons, 1977)، و «در معرض آفتاب» (Exposés au soleil, 1980) نام دارند. او همچنین چندین مجلد از «دفتر خاطرات شعر» (Poésie-Journal, 1969, 1977, 1980)، که شرحی پیدرپی از عقاید شخصی خودش بود، و چندین مجموعه شعر نوشت.
مسعود امیرخانی
چکّی (چتچی)، امیلیو
Cecchi \'chet- chē\
(ت. 14 جولای 1884، فلورانس، ایتالیا- و. 6 سپتامبر 1966، رم) رسالهنویس و منتقد ایتالیایی که بهسبب سبک نگارش و معرفی تعدادی از آثار نویسندگان برجسته انگلیسی و امریکایی به خوانندگان ایتالیایی معروف است. چکّی در دانشگاه فلورانس تحصیل کرد و مقالاتی را برای مجله مروری بانفوذ La Voce نوشت. قبل از اینکه کار نقد کتاب را آغاز کند، تعدادی داستان کوتاه و شعر نیز نوشت که در «سرود مذهبی» (Inno, 1910) گردآوری شده است. در کتاب «تاریخ ادبیات قرن نوزدهم انگلیس» (Storia della letteratura inglese nel Secolo XIX, 1915)، او از تامس دوکوئینسی و چارلز لم بهعنوان مدلهای نقدش استفاده کرد. او در 1919 در راه اندازی مجله مروری La Ronda همکاری داشت. معروفترین آثار وی، دو مجموعه وسیع مقالات روزنامه، «ماهی طلایی» (Pesci rossi, 1920) و «قبیلههای چابک»Corse al trotto, 1936) ) هستند، که با ظرافت و بذلهگویی قابل توجهای در مورد زندگی مدرن و آینده و نیز موضوعات ادبی بحث و گفتوگو میکنند. در میان آثار متأخر وی سفرنامه «مکزیکو» (Messico, 1932) و حملهای به نگرشهای امریکایی در «امریکای خشن» (America amara, 1939) وجود دارد.
زینب مشتاقی
سیسیل (سِسیل)
Cecil \'sis-əl, commonly 'ses-\
لرد دیوید، نام کامل او لُرد ادوارد کریستین دیوید گسکوین سیسیل (ت. 9 آوریل 1902، لندن، انگلستان- و. 1 ژانویه 1986، کرنبورن، دورست) زندگینامهنویس، منتقد ادبی و معلم انگلیسی که بهسبب مطالعات نکتهسنجانه، شفقتآمیز و خوشساختنش درباره بعضی شخصیتهای ادبی بسیار مشهور است.لرد سیسیل پسرِ جوانترِ چهارمین نسلِ مارکی سالزبوری بود. او، که در آکسفورد تحصیل کرده بود، از اعضای کالج ودهم (30-1924) و نیوکالج (69-1939) بود. او از 1948 تا 1969 ادبیات انگلیسی را در دانشگاه آکسفورد تدریس میکرد. ویلیام کوپرِ شاعر («گوزن حادثهدیده» (TheStricken Deer, 1929))، جین اوستن (1935)، لرد ملبورن («ملبورن جوان» (The Young Melbourn, 1939))، تامس گریِ شاعر («دو زندگی خاموش» (TwoQuiet Lives, 1948))، و سر مکس بیئربومِ نویسنده و کاریکاتوریست («مکسَ» (Max, 1964)) از جمله سوژههای او برای نگارش زندگینامه بودند. «آینهکتابخانه» (Library Looking-glass, 1975) گلچینی شخصی است که تاریخ روشنفکری او را دنبال میکند.
فرهاد دیناری
سیسیلیا یا سیسیلی
Cecilia \si-'sil-yə, -'sēl-\ or Cecily \'ses-ə-lē, 'sis-\
قدیس (شکوفایی، قرن دوم یا سوم، رم) نوازنده موسیقی، یکی از شهدای بسیار معروف رومیِ کلیسایِ اولیّه، و از لحاظ تاریخی یکی از پر مناقشهترین آدمها. او معمولاً در هنر نواختن اُرگ بیرقیب بود. افسانة او مشهور است. جان درایدن «سرودی برای روزگار قدیس سیسیلیا» (A Song for St. Cecilia's Day1687) و الگزندر پوپ «چکامهای برای موسیقی در مورد روزگار قدیس سیسیلیا» (An Ode for Music on St. Cecilia's Day, 1713) را نوشتند.
فرهاد دیناری
سیکراپس
Cecrops \sē-'kräps\
در اساطیر یونان، یکی از پسران گائا است. بالاتنة او بهشکل انسان و پایینتنة او به شکل مار بود. براساس افسانهها، او اولین پادشاه آتیکا در یونان باستان بود. گفته میشود او قوانین ازدواج و مالکیت و شکل جدید پرستش را وضع کرده است. ترویج قربانی کردن بدون خونریزی، خاکسپاری مرده و ابداع نوشتن نیز به او نسبت داده شده است. او در بحث و مشاجرة میان خدایان آتنا و پوسئیدون برای تملک آتیکا بهعنوان حَکَم عمل کرد.
زینب مشتاقی
کِریوگ
Ceiriog
نام مستعار جان کریوگ هیوز.
فرهاد دیناری
ثِلا، کامیلو خوسه
Cela \'thā-lā\
نام خانوادگی کامل او ثلا ترولاک (ت. 11 می 1916، ایریا فلاویا، اسپانیا) نویسنده اسپانیایی که در 1989 برنده جایزه ادبی نوبل شد. مشخصه آثار ادبی وی تجربی بودن و نوآوری در قالب و محتوی است. برخی منتقدان پایهگذاریِ سبک رواییِ تِرِمندیسمو (tremendismo) را، که گرایشی برای مؤکد ساختن خشونت و صور خیالِ گروتسک بود، به او نسبت میدهند.ثِلا قبل و بعد از جنگ داخلی اسپانیا (39-1936)، که در طی آن در ارتش فرانکو خدمت میکرد، در دانشگاه مادرید درس خواند. اولین رمانش، «خانواده پاسکوئال دوئارته» (La familia de Pascula Duarte, 1942)، اعتبار او را در اروپا تثبیت کرد. این رمان، که قالبی سنتی داشت، تحسین عامه و منتقدان را به همراه داشت. دومین رمانش، «کندو» (La colmena 1951)، با وقایعنگاری پراکنده و تعداد زیاد شخصیتها، داستانی ابتکاری و زیرکانه از مادریدِ پس از جنگ است. یکی دیگر از رمانهای پیشگام معروف او، «سان کامیلو 1936» (San Camilo, 1936, 1969)، جریان سیال ذهن مداومی را نشان میدهد. «مازورکا برای دو قوم منسوخ» (Mazurca para dos muertos, 1983)و «مسیح در برابر آریزونا» (Cristo versus Arizona, 1988)رمانهای بعدی او هستند.توانایی مشاهدة دقیق و مهارت در توصیف شورانگیز نیز در سفرنامههایش آشکار است. «سفر به آلکاریا» (Viajge a la Alcarria, 1948)، «از مینیو به بیداسوئا» (Del Miño al Bidasoa, 1952) و «یهودیان، عربهای مغربی و مسیحیان» (Judios, moros y cristianos, 1956) معروفترین سفرنامههای او هستند. در «سفر جدید به آلکاریا» (Nuevo Viaje a laAlcarria, 1986) سیر اولین سفرنامهاش را دوباره دنبال میکند. در میان روایتهای کوتاه بسیارش «ابرهای گذرا» (Esas nubes que pasan, 1945) و چهار اثر گنجانده شده در مجموعة «آسیای بادی و دیگر داستانهای کوتاه» (El molino de viento, y otras novelas cortas, 1956) قرار دارند. ثلا مقاله، شعر و خاطره نیز نوشت و در سالهای بعد بهکرات در تلویزیون حضور یافت. او در 1955 در مایورکا اقامت کرد و نشریۀ مروری مورد احترامPapeles de son armadans(79-1956) را بنیاد گذاشت و کتابهایی را در چاپهای زیبا منتشر کرد. در 1968 انتشار اثر چند جلدیاش به نام «فرهنگلغات مخفی» (Diccionario secreto/ مجلد آن در 1972 منتشر شد) را، که گردآوری کلمات و عبارات «غیرقابل چاپ» اما شناخته شده بود، شروع کرد. وی در 1957 عضو فرهنگستان اسپانیا شد.
زینب مشتاقی
تِسالان، پاول
Celan \'tsä- 'län\
نام مستعارِ پاول آنتشل (ت. 23 نوامبر 1920، چرنائوتسی، رومانی [اکنون چرنیوتسی، اوکراین]- و. 1 می 1970، پاریس، فرانسه) شاعری که گرچه هیچگاه در آلمان زندگی نکرد، اما یکی از رساترین و روحبخشترین صداها را به ادبیات پس از جنگ جهانی دوم آلمان ارزانی کرد. سبک او تأثیرات سوررئالیسم را نشان میدهد.هنگامیکه رومانی در جنگ جهانی دوم تقریباً به اشغال کامل نازیها درآمد، تسالانِ یهودی به یکی از اردوگاههای کار اجباری فرستاده شد و پدر و مادرش به قتل رسیدند. او در 1947 به وین رفت، جاییکه اولین مجموعه شعرش به نام «ماسه از گلدان» (Der Sand aus den Urnen, 1948) را منتشر کرد. مشخصه بارز شعر او از همان ابتدا دریافتی وهمگون از وحشتها و جراحتهایی بود که با پرداخت واقعی و اطمینان در تصویرپردازی و صورخیال ارائه میکرد.با استقرار در پاریس در 1948، در مدرسه عالی دربارة زبان سخنرانی کرد و اشعار فرانسوی، ایتالیایی، روسی و آثار ویلیام شکسپیر را به آلمانی ترجمه نمود. دومین مجموعه شعر او، «خشخاش و خاطره» (Mohn und Gedächtnis, 1952)، اعتبار او را در آلمان غربی تثبیت کرد. بعد از آن هفت مجموعه شعر ازجمله «الزام نور» (Lichtzwang, 1970) را منتشر کرد. کاملترین ترجمه انگلیسی از آثار او «جدول گفتار و شعرهای منتخب» (Speech- Grille and Selected Poems, 1971) است. او خودکشی کرد.
مسعود امیرخانی
قورباغه جهندۀ معروف ناحیة کلاوراس
Celebrated Jumping Frog of Calaveras County, The \'kal-ə-'ver-əs\
داستان کوتاهی اثر مارک توئین، که اولینبار در 1865 در The Saturday Press چاپ شد.راوی داستان، که به دنبال پدر روحانی لئونیداس اسمایلی است، با معدنچی سایمون ویلر پرحرف، دیدار میکند، به این امید که محل زندگی پدر روحانی را بیابد. ویلر بهجای پدر روحانی داستان مفصل مرد دیگری به نام جیم اسمایلی را بیان میکند که قماربازی وسواس و خلاق است و سه ماه وقت خود را صرف آموزش قورباغهای به نام دنیئل وبستر کرده که بپرد و پول شرطبندی روی قورباغه را ببرد. ویلر فاش میکند که سرانجام غریبهای سریعالفکر سر قمارباز کلاه میگذارد.
فرهاد دیناری
خطآهن آسمانی
Celestial Railroad, The
داستان کوتاه تمثیلی، اثر ناتنیئل هوتورن، که در 1843 منتشر شد و در مجموعة داستان کوتاه «خزههای خانة قدیمی کشیش» (Mosses from an Old Manse, 1846) نیز آمده است.راوی، که در «سیر زائر» (The Pilgrim's Progress) اثر جان بانیان راه مسیحیت را دنبال میکند، نه با پای پیاده همچون زائر اصیل بلکه به سان مسافری بر روی خط آهن آسمانی، از شهر ویرانی عازم شهر آسمانی میشود. آقای سهلالطریق، همسفر مهربان، در مورد مسافرت طاقتفرسای زائران کهنهپرست با تحقیر میگوید که آنها مجبور به تحمّل شرایط هستند. در پایان سفر، آقای سهلالطریق دیگر مسافران را تنها میگذارد و از طریق استنشاق آتش و گوگرد هوّیت واقعی خود را افشا میکند. راوی، با آرامشی بزرگ، که همة ویژگیهای یک رؤیا را دارد، آگاه میشود و حقیقت را میبیند.
فرهاد دیناری
سلستینا، لا
Celestina, La \lä-'thel-es-'tē-nä\
رمان گفتوگویی اسپانیایی، که عموماً آن را نخستین شاهکار نثر اسپانیایی و بزرگترین و مؤثرترین اثر اوایل نوزایی اسپانیا در نظر میگیرند.این اثر، که در اصل در 16 پرده و با عنوان «کمدی کالیستو و ملیبیا» (Comedia de Calisto y) و مدت کوتاهی بعد به شکلی بزرگتر در 21 پرده با عنوان «تراژدی- کمدی کالیستو و ملیبیا» (Tragico-media de Calisto y Melibea, 1502)منتشر شد، کمی بعد از انتشار با عنوان لاسلستینا، بهخاطر شخصیت اصلیاش، که فردی هرزه و میانجی عشاق جوان، کالیستو و ملیبیا، بود معروف شد. شخصیت عمیقاً کنکاششدۀ سلستینا، پیرنگِ ظاهراً تراژیک عشقِ مهارگسیختة عشاق را، که بعد از وصال به فرجامی مصیبتبار میرسد، غالب میسازد.نگارش این اثر، که بینام منتشر شد، را معمولاً به فرناندو د روخاس، حقوقدانی که به یهودیت گرویده و دربارهاش اطلاعات اندکی وجود دارد، نسبت میدهند. لا سلستینا، که اغلب آن را نخستین رمان اروپایی میدانند، عمیقاً در پیشرفت داستان منثور اروپایی تأثیر گذاشت و به همان اندازه که نقادان معاصر آن را بهخاطر اهمیت ادبی ستودهاند از ارزش تاریخی نیز برخوردار است.
فرهاد دیناری
سلین، لوئی- فردینان
Céline \sā-'lēn\
نام مستعارِ لوئی- فردینان دِتوش (ت. 27 می 1894، کوربِووئا، نزدیک پاریس، فرانسه- و. 1 جولای 1961، مودون) نویسنده و پزشک فرانسوی که بهسبب رمانهایش دربارة یافتن معنای زندگی معروف است.سلین مدرک پزشکیاش را در 1924 گرفت و به مأموریتهای پزشکی زیادی برای جامعة ملل رفت. او در 1928 در حومه پاریس مطبی باز کرد و در اوقات فراغتش مینوشت. وی با اولین رمانش، «سفر به انتهای شب» (Voyage au bout de la nuit, 1932)، به شهرت رسید؛ این رمان داستان جستوجوی رنجآور و نومیدانة مردی در پی معنای زندگی است که سبک پریشان و پرشور آن، نویسنده را بهعنوان مبدع مهم ادبیات قرن بیستم فرانسه پدیدار ساخت. اثر بعدی او، «مرگ تدریجی» (Mort à crédit, 1936)، تصویری نسبتاً تیره از دنیای عاری از ارزش، زیبایی و ادب است.سلین گرچه به جناح چپ علاقه داشت، اما با سفری به اتحاد جماهیر سرخورده شد و از این سرخوردگی «من مقصرم» (Mea culpa, 1937) را نوشت. او سپس دیدگاههای ضدیهودی متعصبانهای را بسط داد که در سه جزوة معروف «هیچ و پوچ برای یک قتل» (Bagatelles pour un massacre, 1937)، «مدرسة اجساد» (L’École des cadavres, 1938)، و «اوضاع وخیم» (Les Beaux Draps, 1941) آنها را بیان کرد. علاوهبرآن، این آثار بهشدت فرانسویها را مورد انتقاد قرار داد.سلین با شروع جنگ جهانی دوم در خدمات آمبولانس اسمنویسی کرد، اما پس از سقوط فرانسه در 1940 از همکاری و مقاومت دست کشید و در درمانگاهی در بزون مشغول بهکار شد. او، که در دوران آزادسازی فرانسه توسط متفقین ازسوی جنبش مقاومت تهدید به همدستی با آلمانها شده بود، به دانمارک گریخت و در آنجا بهسبب این اتهامات زندانی شد. پس از آنکه در 1951 تبرئه شد، اجازه یافت به سرزمین مادریاش باز گردد. آخرین آثار او- سهگانهای متشکل از «از این قصر به آن قصر» (D'un château l'autre, 1957)، «شمال» (Nord, 1960)، و «ریگادون» (Rigodon, 1969) است که جنگ جهانی دوم را بهگونهای که از داخل آلمان دیده میشد، تصویر میکند. دیگر آثار او «گروه آدمکها» (Guignol's Band, 1944)، «سالن تیراندازی» (Casse Pipe, 1949)، و «گفتوگویی با پروفسور ایگرگ» (Entretiens avec leProfesseury, 1955) هستند.
مسعود امیرخانی
تجدید حیات سلتی
Celtic revival
فجر سلتی نیز نامیده میشود. عنصر عرفان در تجدید حیات گالی و مخصوصاً نوزاییادبی ایرلند، که جنبش ادبی قرن نوزدهم در ایرلند بود. مشخصۀ ادبیات تجدید حیات سلتی، که ریشه در رمانتیسیسم داشت و از طریق ملیگرایی ایرلندی استمرار یافت، تأکید بر اساطیر و افسانههای ایرلندی، ترکیب شده با حسی دمدمی از ابهام گوتیک، سحرآمیزی مافوق طبیعی و مالیخولیای رمانتیک بود.حامیان مهم تجدید حیات سلتی جورج راسل و ویلیام باتلر ییتس بودند، که یک جلد از ادبیات فولکلور معروف به «فجر سلتی» (The Celtic Twiligh 1893/ اصلاح شده و بسط یافته، 1902) را تألیف کرده بودند. تامس لاو پیکاک، الفرد لُرد تنیسن و جرارد منلی هاپکینز ادبای دیگری بودند که از تجدید حیات سلتی استفاده کردند. این جریان با گسترش رئالیسم در ادبیات ایرلند، در پایان این قرن محو شد.
فرهاد دیناری
تسلتیس یا تسلتس، کونرادوس
Celtis \'tsel-tis\ or Celtes \-təs\
نام مستعارِ کونرات پیکل (ت. 1 فوریه 1459، ویپفلد، نزدیک وورتسبورک [آلمان]- و. 4 فوریه 1508، وین [اتریش]) ادیب آلمانی معروف به Der Erzhumanist (انسانشناس باستان).تسلتیس در کولونی و هایدلبرگ تحصیل کرد. او در 1487 از سوی فردریک سوم، امپراتور مقدس روم، در نورنبرک به مقام ملکالشعرایی رسید و اولین آلمانیای بود که به این مقام دست یافت. او در کراکوف ریاضیات و نجوم آموخت و در 1491 در اینگولشتات استاد شعر و بلاغت شد. در 1497، ماکسیمیلیان اول مقام استادی در وین را به او اعطا کرد؛ جایی که تسلتیس، برطبق مدلهای ایتالیایی، مرکزی برای مطالعات علوم انسانی به نام سودالیتاس دانوبیانا تأسیس کرد.تسلتیس دستنوشتههای اولین شاعرة آلمانی یعنی روتسویتا، راهبة قرن دهم، و نیز فهرست معروف به پویتینگر، نقشهای از امپراتوری روم، را مجدداً کشف کرد. از جمله آثار محققانۀ او میتوان به ویراستهایی از «آلمانی» (Germania, 1500) اثر تاکیتوس، نمایشنامههای روتسویتا، (1501) و شعر قرن دوازدهم در مورد بارباروسا با عنوان «لیگورینوس» (Ligurinus, 1507)اشاره کرد.موضوع مهم میهنپرستی، که تا حدودی الهامبخشِ این کتابهاست، در آثار تسلتیس عنصری برجسته است. نمایشنامههای بالماسکه موزیکالِ «لودوس دیانا» (Ludus Diana, 1501) و «راپسودیا» (Rhapsodia, 1505)،نخستین طلیعههای اُپرای باروک بودند. بااینحال بزرگترین اثرش اشعار تغزلی اوست که از جملة آنهاست: «قصاید» (Odes/ که پس از مرگش در 1513 منتشر شد)، «طنزها» (Epigrams/ تا 1881 به صورت دستنویس باقی ماند)، و مهمتر از همه «عشق»Amores))، که اشعار عاشقانهای دربارۀ لذتجویی بیپرده و دارای شور غنایی حقیقی بودند.
فرهاد دیناری
سِنِکل (سِناکل)
cénacle \'sen-ə-kəl, French sā-'nakl\
[واژهای فرانسوی، ازنظر لغوی به اتاقی گفته میشود که عیسی مسیح و حواریونش در آن شام آخر را خوردند، اخذ شده از واژة لاتین cenaculum به معنی طبقه بالایی، اتاق نهارخوری]. نوعی محفل ادبی که گرد پیشگامان اولیة مکتب رمانتیک در فرانسه تشکیل میشد و آن محفل، محلی برای نویسندگان بود تا آثارشان را بخوانند و دربارة آنها به بحث بپردازند. یکی از اولین سنکلها در پی راهاندازی نشریه کوتاه اما تأثیرگذار La Muse française پیرامون ویکتور هوگو تشکیل شد. وقتی در 1824 انتشار نقدها متوقف شد، جوانانی که با آن نشریه همکاری داشتند به انجمن شارل نودیه آمدند که در آن زمان کتابدار کتابخانه آرسنال، دومین کتابخانه بزرگ فرانسه، بود. فعالیتهای این گروه که اعضایی همچون هوگو، آلفونس دو لامارتین، آلفرد دو وینیی، و آلفرد دو موسه داشت، در «خاطرات» (Mémoires)آلکساندر دوما (پدر) تشریح میشود. سه سال بعد، هوگو و منتقدی به نام شارل- اوگوستن- سن بوو سنکلی را در خانه هوگو واقع در نوتردام دشان تشکیل میدهند که دیگر نویسندگان جوان ازجمله پروسپر مریمه، تئوفیل گوتیه و ژرار دو نروال به آن پیوستند. گروه گوتیه، نروال و پتروس بورل، که پیروان آشفته و تهیدست مکتب رمانتیک بودند، به سنکل پوتی معروف شد.
مسعود امیرخانی
خانوادة چنچی
Cenci, The \'chen-chē\
تراژدی منظوم در پنج پرده، اثر پرسی بیش شلی، که در 1819 در لندن منتشر شد و اولینبار در 1886 انجمن شلی آن را به نمایش درآورد. این تراژدی، که بر مبنای تراژدیها شکسپیری نگارش یافته است، بهخاطر شخصیتهای پخته و قوی، زبان خاطرهانگیز و ابهامهای اخلاقیاش مورد توجه قرار گرفته است. اساس این تراژدی یکی از وقایع رُم در دورة نوزایی میباشد.این داستان روی کُنت فرانچسکو چنچی، که به فساد مشهور است، متمرکز میشود. او مهمانیای ترتیب میدهد که در آن، برای ترساندن مهمانانش، با خوشحالی، مرگ دو تن از پسرانش را اعلام میکند. قربانی دیگر قساوت او دخترش بیئتریس است، که مورد تجاوز وی قرار گرفته است. بیئتریس روی کمک اورسینو، کشیش و اشرافزادة رومی که زمانی امیدوار به ازدواج با او بود، حساب میکند. اورسینو، با رضایت خانوادة چنچی، طرح قتل کُنت را پیریزی میکند. هنگامیکه دیگر توطئهگران دستگیر میشوند، اورسینو فرار میکند و دیگران محاکمه و اعدام میشوند.
فرهاد دیناری
ساندرار، بلز
Cendrars \sän-'drar\
نام مستعارِ فردریک سوزه (ت. 1 سپتامبر 1887، لاشو-دُ- فون، سوئیس- و. 21 ژانویه 1961، پاریس، فرانسه) نویسندة فرانسویزبان که سبک شاعرانة پرتوان او دربردارندة تکنیکها و فنون کوبیسم، دادائیسم و سوررئالیسم است. ساندرار در 1904 خانه را ترک کرد. او در زمان انقلاب 1905 در کسوت شاگرد ساعتساز در روسیه کار میکرد. ساندرار مدام سفر میکرد و پس از 1914 درگیر صنعت فیلم در ایتالیا، فرانسه و ایالات متحده شد. او در مابقی عمرش به سفر کردن و کار در حرفههای متنوع ادامه داد.از نظر ساندرار، شعر شور و حرکتی است که در قالب کلمات قرار گرفته است. بسیاری از شعرهایش، مرکب از انبوهی از تصاویر، احساسات، تداعیها و جلوههای غیرمنتظره بودند که با ریتم سکتهدار و تکیه ضعیف بیان شدهاند. ساندرار، که بیشتر منتقدین او را نادیده میگرفتند، ابتدا بیشتر بهعلت سُرایش «عید پاک در نیویورک» (Les Pâques a New York, 1912) و «نثر راهآهن سیبریپیما و ژئان دخترک فرانسوی» (La Prosedu Transsibérien et de la petit Jehanne de France, 1913) مورد توجه واقع شد؛ این دو اثر ترکیبی از سفرنامه، مرثیه و تأسف است. ساندرار در طول حیاتش به این معروف بود که گذشتهاش را با داستان در هم میآمیزد (او مثلا گاهی ادعا میکرد که در مصر متولد شده است). او اغلب داستان خودزندگینامهای مینوشت. یکی از این داستانها «بورلینگر» (Bourlinguer, 1948) است که زندگی مخاطرهآمیز را میستاید.
زینب مشتاقی
تسن شن، تسن ژیاژو نیز نامیده میشود
Cen Shen or Ts'en Shen \'tsən-'shən\
(ت. 715، نانیانگ [ژیانگلینگ]، چین- و. 770، چنگدو، ایالت سیچوان) یکی از شاعران معروف سلسلة تانگ (618-907).تسن شن بهخاطر سقوط خانوادة اشرافیاش، مجبور شد با اتکا به مهارت ادبی خود از طریق آزمون دولتی، شغلی برای خود بهدست آورد. او در خلال دهة 750 چندین شغل را در مناطق دورافتادة آسیای مرکزیِ امپراتوری وسیعِ تانگ تجربه کرد تا اینکه با شروع شورش لوشان در 755 مجبور شد به چین بازگردد. او بهعلت حمایت از وفاداران به امپراتور تعدادی مناصب ایالتی را در خلال دوران بازگشت تا زمان بازنشستگی در 768 بهدست آورد.تسن، که یکی از شاعران نسل دوم تانگ بزرگ بود، که استادانی چون لی بو و دو فو هم از شعرای این نسل بودند، از طریق نوآوری در سبک و وزن برای احیای «لوشی» یا «شعر با قاعده» تلاش کرد. معاصران او را بهخاطر خبرگیاش، مخصوصاً قدرتش در ایجاد استعارههای نامتعارف و عبارتهای خیالی ستودهاند. اما او بیشتر بهعنوان «شاعر مرزی» مشهور است؛ زیرا در بیشتر موارد زمینة اشعارش سرزمینهای ناشناخته آسیای مرکزی بوده است.
فرهاد دیناری
سانسور
censorship \'sen-sər-'ship\
توقیف یا بازداشتن هر چیزی که از لحاظ مصالح عمومی ناخوشایند یا مخرب باشد.در عالم مسیحیت یکی از اشکال بسیار مهم سانسور «فهرست کتب ممنوعه»(Index librorum prohibitorum)بود که در آن کلیسای کاتولیک روم در طول قرنها مکتوبات قابل دسترس پیروانش را کنترل میکرد. شروع مبارزه مدرن ضدسانسور در دنیای انگلیسی- امریکایی در قرون هفدهم و هجدهم شکل گرفت. از مبارزات مهم، «آریوپاگیتیا»ی (Areopagitica, 1641)جان میلتن بود که او در آن برضد حق دولت در صدور مجوز انتشار (یا کنترل کردن سابق) بحث کرد. هرچند که تعریف میلتون از آزادی نتوانست مانع تقبیح مطالب منتشر شده پس از نشر شود.
فرهاد دیناری
قنطورس
centaur \'sen-'tor,-'tär\
[یونانی آن Kéntauros] یکی از نژادهای اساطیر یونان باستان، ساکنِ کوهستانهای تسالی و آرکادیا، که انسانهایی با بدن اسب و ماهیتی نیمهحیوان بودند.قنطورسها بهطور سنتی فرزند ایکسیون، شاه همسایة مجاور لاپیتها بودند. آنها بهخاطر نبردشان (centauromachy) با لاپیتها، که از تلاش آنها جهت ربودن داماد پیریتوس، پسر و جانشین ایکسیون، ناشی میشد بسیار مشهورند. بعد از شکست در نبرد، آنها از کوه پلیون بیرون رانده شدند. آنها در دوران متأخر یونان اغلب در حال طراحی ارابة شراب الهۀ دیونیسوس نشان داده میشدند و گاهی بهخاطر رفتارهای ناشی از مستی و عاشقپیشگی توسط اروس، خدای عشق، اسیر شده و مرکب او بودند. شخصیت کلی آنها وحشی، بیقانون و مهمانستیز بود، زیرا بردة امیال حیوانی خود بودند. استثنای مهم در میان آنها قنطورس کایران بود که بسیاری از قهرمانان یونانی را تعلیم داد و بهخاطر خرد و دانش پزشکیاش مشهور بود.
فرهاد دیناری
سِنتو
cento \'sen-'tō\
جمع آنcentones، centoes، cento [لاتین، لحاف تکّهدوزی شده یا پرده] ترکیب متنوع و غالباً شعری واژگان، عبارات یا مصرعهایی از آثار دیگر. یک نمونة اولیه سنتو «سنتوی عروسی» (Cento nuptialis) اثر دسیمس ماگنوس و آوسونیوس بود که در آن مصرعهایی از ویرژیل کنار هم چیده شدند تا روایتی بهشدت صریح از زفاف یک ازدواج را شکل دهند. این نوع ترکیب، که گاه به کلاژ یا استقبال شناخته شده، هنوز هم نوشته میشود؛ تعدادی از نمونههای برجسته آن، آثار پژوهندههای دادا و سوررئالیسم است.
مسعود امیرخانی
سفالوس و پروکریس
Cephalus and Procris \'sef-ə-ləs…'prō-kris\
در اساطیر یونان، زوجی افسانهای که به دست خدایی حسود از هم جدا میشوند. سفالوس شکارچی بزرگی بود. همسرش، پروکریس، مورد لطف آرتمیس (الهة طبیعت) بود و از او سگی به نام لائلاپس («توفان») و نیزهای که همیشه به هدف میخورد، دریافت کرد. پروکریس هدایایِ آرتمیس را به شوهرش داد. او مورد توجه الهه ائوس بود و شیفتة او شد و او را برای مدتی پیش خود برد. شایعه شد که پروکریس رقیب دارد و یک روز او سفالوس و سگش را که به شکار میرفتند، تعقیب کرد. بهطور ناگهانی از بیشهای بیرون آمد؛ سفالوس، که او را با شکار اشتباه گرفته بود، و نیزة جادوییاش را بهسوی او پرتاب و زخم مرگباری به او وارد کرد.این داستان در ادبیات دورههای بعد، به ویژه در نمایشنامه «ربودن سفالوس» (Il rapimento Cefalo) اثر گابریلو کیابررا، مورد بحث قرار گرفت.
فرهاد دیناری
سِربروس
Cerberus \'sər-bə-rəs\
در اساطیر یونان، سگ محافظی که از دروازة عالم ارواح محافظت میکرد. او سه سر، دم مار و رشتهای از سر مارهایی داشت که از پیشش روییده بودند. سربروس، که فرزند تیفونِ هیولا و اخیدنایِ نیمهزن- نیمهمار بود، تعدادی خواهر و برادر داشت که آنها نیز ماهیتی اهریمنی داشتند (شامل هیدرایِ چندسر و خیمرای غولِ آتشین). سربروس محبت زیادی نسبت به تازهواردان به عالم ارواح نثار میکرد، اما وظیفه اصلی او خوردن هرکسی بود که سعی در فرار داشت. یکی دیگر از وظایف او جلوگیری از ورود افراد زنده به آنجا بود.
فرهاد دیناری
سریز (سیریز)
Ceres \'sir-ēz,'sē-rēz\
در اساطیر روم، خدایِ رویش گیاهان غذایی، که هم به تنهایی و هم همراه تلوس، الهة زمین، مورد پرستش قرار میگرفت. در دورانهای اولیه دمیتر، که در سطحی وسیع در سیسیل و ماگنا گرایکیا پرستش میشد، پرستش او را تحتالشعاع قرار داده بود.
فرهاد دیناری
سرنودا، لوئیس
Cernuda \ther-'nü-thä\
نام خانوادگی کامل او سرنودا ئی بیدون (ت. 21 سپتامبر 1902، سویل اسپانیا- و. 5 نوامبر 1963، مکزیکوسیتی، مکزیک) شاعر، منتقد و عضو نسل 1927 اسپانیا، که آثارش بیانگر شکافی عمیق است میان آنچه که آرزو کنیم و آنچه که دست مییابیم.سرنودا در 1925 دانشنامه حقوقاش را از دانشگاه سویل اخذ کرد و در همان سال چندین شعر منتشر کرد. در 1927 مجموعه شعرش به نام «نیمرخ باد» (Perfil del aire)منتشر شد. مجموعة شعرهای بعدی وی، بهخصوص «لذتهای ممنوع» (Los placeres prohibidos, 1931)، متأثر از سوررئالیسم و نشاندهنده ناخشنودی فزایندهاش در زندگی، و کمی هم تحت تأثیر رویارویی وی با همجنسگراییاش است. همه اشعارش در مجموعة اشعار «واقعیت و آرزو» (La realidad el deseo) جمعآوری شده است که مکرر به آن اضافه و تجدید چاپ شده است.سرنودا، که حامی جمهوری اسپانیا بود، در 1938 از طرف دولت از بریتانیا دیدن کرد و بعد از سقوط دولت، در بریتانیا استاد شد. از 1947 تا 1952 در کالج ماونت هولیوک در امریکا تدریس کرد و از 1952 مقیم مکزیک شد. او نقدهایی بر شاعران نخستین منتشر کرد و مجموعه شعرهایی سرود که منبعشان اساطیر و کلاسیکهای مکزیکی بود. همه اشعارش در چاپ نهایی واقعیت و آرزو گنجانده و بعد از مرگش در 1964 منتشر شد. گزیدهای از آثارش به زبان انگلیسی با نام «شعر لوئیس سرنودا» (The Poetry of Luis Cernuda) در 1971 و «گلچینی از اشعار لوئیس سرنودا» (Selected Poems of Luis Cernuda) در 1977 منتشر شد.
نام خانوادگی کامل او سروانتس سائابدرا (ت. احتمالاً 29 سپتامبر 1547، آلکالا د انارس، اسپانیا- و. 23 آوریل 1616، مادرید) رماننویس، نمایشنامهنویس و شاعر اسپانیایی، خالق دن کیشوت (Don Quixote/ بخش اول، 1605؛ بخش دوم، 1615) و مهمترین چهرة ادبی اسپانیا).سروانتس، بعد از تحصیل در مادرید، در 1569 به ایتالیا رفت و در 1570 در لشکر پیاده نظام اسپانیا مستقر در ناپل خدمت سربازی خود را انجام داد. او در جنگ دریایی سرنوشتسازی علیه ترکها در لپانتو (1571) شرکت کرد که طی این جنگ، زخمی و دست چپاش برای همیشه معلول شد. بعد از خدمت سربازی، در راه بازگشت به اسپانیا به دست ترکها اسیر شد و در الجزیره همراه برادرش رودریگو بهعنوان برده فروخته شدند. او پنج سال بعد در ازای پول آزاد شد و به اسپانیا بازگشت.مابقی زندگی سروانتس در تضادی شدید به این دهة ماجراجویی است. او بهطور مداوم دچار مشکلات مالی بود و روابط عشقی آشفتهاش او را به درگیریهای متعدد با قانون کشاند. از رابطهاش با ایسابل د سائابدرا، که زنی متأهل بود، تنها فرزندش به دنیا آمد که در خانه پدر آن زن بزرگ شد. سروانتس در 1584 با کاتالینا د سالاسار ئی پالاسیوس، که هجده سال از خودش کوچکتر بود، ازدواج کرد.سروانتس در 1585 اولین کتابش «گالاته» (galatea) را، که رمانسی شبانی بود، نوشت. او مدعی شد که از 1582- 1587 تعداد 20 یا 30 نمایش نوشته که دو تا از این کتابها یعنی «ترافیک شهر الجزیره» (El trato de Argel) و «نومانسیا» (La Numancia) باقی مانده است. بعد از ناکامی در نمایشنامهنویسی، چند پست حکومتی گرفت که هم مشکل و هم ناخوشایند بودند. عدم نظم در دخلوخرجش، باعث شد مدت کوتاهی به زندان بیفتد. او در شعرسرایی به موفقیتهایی دست یافت و نوشتن داستانهای کوتاه را شروع کرد.اولین قسمت دن کیشوت (1605) به موفقیتی سریع رسید. بهسرعت در اسپانیا و خارج به چاپهای مکرر رسید. این اثر اگرچه او را ثروتمند نساخت، اما او را در پیشاپیش مردان اهل ادب قرار داد. در میان آثار بعدی او مجموعهای از دوازده داستان کوتاه به نام «قصههای نمونه» (Novelas ejemplares, 1613) وجود دارد که سروانتس ادعا کرد که اولین نوشتهها، از این نوع به زبان کاستیلی است. قسمت دوم دن کیشوت در 1615 منتشر شد. سروانتس با مجموعهای از کمدی، به نام «هشت کمدی و هشت میانپرده نو» (Ocho comedias y ocho entremeses nuevos, 1615) دوباره به نمایشنامهنویسی برگشت. او با انتشار آخرین اثرش، رمانسی به نام «کارهای پرسیلس و سیگیسموندا: داستانی شمالی» (Los trabaios de Persiles y Sigismunda, historia setentrional, 1617) به موفقیت دست یافت.
نام کامل آن جایزة ادبی زبانِ کاستیلیایی میگل دِ سروانتس. جایزهای ادبی که در 1976 وزارت فرهنگ اسپانیا آن را پایهگذاری کرد. این جایزه معتبرترین و ارزشمندترین جایزهای است که به ادبیات اسپانیاییزبان اهدا میشود. جایزة سروانتس به نویسندهای اهدا میشود که اثرش در کل بیشترین عناصر فرهنگ اسپانیایی را دارا باشد. این جایزة ده میلیون پزوتایی، هر سال تنها به یک فرد اهدا میشود و قابل تقسیم شدن نیست.
فرهاد دیناری
سِزِر، اِمِه (- فرنان)
Césaire \sā-'zer\
(ت. 25 ژوئن 1913، باسه- پوئنت، مارتینیک) شاعر و نمایشنامهنویس فرانسویزبان مارتینیکی که به همراه لئوپولد سدار سانگور و لئون داماس از پایهگذاران جنبش سیاهپوستگرایی، به منظور احیای هویت فرهنگی افریقاییهای سیاهپوست، بودند.سِزِر در پاریس درس خواند؛ در آنجا در جنبشِ احیای هویت فرهنگی افریقاییهای سیاهپوست فعال بود. در اوایل دهة 1940 به مارتینیک بازگشت و به فعالیت سیاسی در حمایت از استعمارزدایی مستعمرات افریقایی فرانسه پرداخت. او در 1946 نماینده مجلس مؤسسان شد و به حزب کمونیست پیوست. او نافرمانی سیاسی پرشور را به زبانی آکنده از صور خیال افریقایی بیان میکند. در شعرهای آتشینش در کتابهای «بازگشت به سرزمین مادریام» (Cahier d'un retour au pays natal, 1939)و «گلوی بریدۀ خورشید» (Soleil cou-coupé, 1948) ستمگران فرانسوی را به باد ناسزا میگیرد.سزر بعدها به تئاتر روی میآورد و بهدلیل ستیزهجویی سیاهان از سیاهپوستگرایی دست میکشد. «تراژدی شاه کریستف» (La Tragédie du Roi Christophe, 1963)، که نمایشنامهای با موضوع استعمارزدایی در هائیتی قرن نوزدهم است، و «فصلی در کنگو» (Une Saison au Congo, 1966)، که حماسهای از شورش کنگو در 1960 و ترور پاتریس لومومبا، رهبر سیاسی کنگو، است، قدرت سیاهان را بهگونهای به تصویر میکشد که انگار همیشه محکوم به شکست است. مجموعه شعرهای بعدی او «اِمِه سزر: مجموعه آثار» (Aimé Césaire: The Collected Poetry, 1983) و «دور غیرباطل: بیست شعر» (Non-Vicious Circle: Twenty Poems, 1985) هستند.
مسعود امیرخانی
چزاروتّی، ملکیوره
Cesarotti \chā-zä-'rōt-tē\
(ت. 15 می1730، پادوئا، جمهوری ونیز [ایتالیا]- و. 4 نوامبر 1808، سلوازانو، نزدیک پادوئا) شاعر، مقالهنویس، مترجم و نقاد ادبی ایتالیایی، که با مقالهها و ترجمههایش از اشعار منقول از اوسیان، شاعر حماسی زبان گالیک، به توسعة مکتب رمانتیسیسم در ایتالیا کمک کرد.چزاروتی، که در پادوئا تحصیلکرده بود، بعدها در دانشگاه پادوئا مشغول تدریس شد. ترجمة منظوم او از نسخة انگلیسی جیمز مکفرسون از اشعار اوسیان (Poesie di Ossian, 1763 -72) باعث احیای شعر طبیعتگرا شد. دو مقالة مهم او نیز بعدها مایة ترغیب نویسندگان رمانتیک شد: «مقالهای پیرامون فلسفة ذوق» (Saggio sulla filosofia del gusto, 1785) و «مقالهای پیرامون فلسفة زبانها» (Saggio sulla filosofia delle lingue, 1785) که مقالة دوم بر آزادی ادبیات از الزامات دانشگاهی تأکید داشت. چزاروتی، بهعنوان یکی از سفرای ایتالیایی که ناپلئون اول را در 1797 در کامپو فَُرمیو ملاقات کرد، او را در شعری حماسی به نام «عنایت الهی» (Pronea, 1807) ستایش کرد. او همچنین یک جنگ منظوم، نسخهای منثور از «ایلیاد» و ترجمههایی از آثار آیسخولوس، دموستنس، و ولتر و «مرثیهای نوشته شده در حیاط یک کلیسای روستایی» (An Elegy Written in a Country Church Yard) اثر تامس گری را به نگارش درآورد.
فرهاد دیناری
سِسپِدِس، گونزالو د
Céspedes \'thās-pā-thās\
نام خانوادگی کامل او سسپدس ئی مِنِسِس (ت. احتمالاً 1585، مادرید، اسپانیا- و. 1638) نویسندة اسپانیایی کتب تاریخی و داستانهای کوتاه، که علت عمدة شهرت او کتاب اولش، رمانس «شعر غمانگیزاسپانیاییخراردو و یأس شهوانی عشقی» (Poema trágico del español Gerardo, y desengaño del amor lascivo, 1615-18)است. لئونارد دیگز این اثر را در 1622 با نام «خراردو،اسپانیایی بداقبال یا الگویی برای عشاق دنیایی» (Gerardo the unfortunate Spaniard, or a Patterne for Lascivious Lovers) ترجمه کرد و جان فلچر آن را بهصورت دو نمایشنامه درآورد: «کشیش اسپانیایی» (The Spanish curate, 1622/ با کمک فیلیپ مسینجر) و «دوشیزه در آسیاب» (The maid in the mill, 1623/ با کمک ویلیام رولی).سسپدس با انتشار کتاب «تاریخ پوزشخواهانة در مورد حوادث پادشاهی آراگون و شهرش ساراگوسا، در سالهای 1591 تا 1592» (Historia apologética delos sucessos del reyno de Aragón y su ciudadde Zaragoza años de 1591 y 1592, 1622) دچار مشکلات سیاسی شد. اثر توقیف شد و سسپدس ابتدا به ساراگوسا و سپس به لیسبون رفت. درحالیکه در تبعید بهسر میبرد، «داستانهای خارجی و تقلیدی» (Historias peregrinas y exemplares, 1623) را منتشر کرد، داستانهای کوتاهی که، علیرغم سبک تصنعی، نمایانگر تخیل قوی و شناخت او نسبت به شخصیتهای داستان است.
فرهاد دیناری
سِژورا
cesura
نکCAESURA
ستینا، گوتییرّه دِ
Cetina \thā-'tē-nä\
(ت. احتمالاً1520، سویل، اسپانیا- و. احتمالاً 1557) شاعر اسپانیایی و سرایندة «چشمان آرام و پاک» (Ojos claros serenos)، شعری که در اغلب گزیده اشعارِ زبان اسپانیایی آمده است. ستینا، که تحت تأثیر گارسیلاسو د لا بگایِ شاعر بود، بهشدت از شعر کلاسیک و ایتالیایی در اشعارش الهام گرفت و در اوازن شعر ایتالیایی بهطور گسترده طبعآزمایی کرد. بخش چشمگیری از شعرِ او، ترجمة آزاد آثار پترارک، آئوسیاس مارچ و دیگران است. غزلیاتِ او، که دارای وزنی زیبا و استادانه هستند، از بهترین آثار او بهشمار میروند.
فرهاد دیناری
جودت پاشا، احمد
Cevdet Paşa \jev-'det- pä-'shä\
(ت. 22 مارس 1822، لووکا، امپراتوری عثمانی [اکنون لووچ ، بلغارستان]- و. 25 می 1895، قسطنطنیه [اکنون استانبول، ترکیه]) سیاستمدار و تاریخنگاری که یکی از شخصیتهای برجستة ادبیات ترکی در قرن نوزدهم بود. جودت پاشا، که متولدِ خانوادهای عثمانی بود که مدتی طولانی در خدمات دیوانی و دولتی بودند، با آموزههای سنتی اسلامی پرورش یافت و ریاضیات و زبان فارسی را نیز آموخت. او در طول زندگیاش بعضی از مناصب مهم دولتی را تجربه کرد، از جمله وزارت دادگستری، که در آن مقام، سرپرست تدوین قانون اداری و اساسنامة قانون عثمانی معروف به مکاله بود.جودت پاشا هرچند که در اوایل شعر نیز میسرود، اما بیشتر بهسبب آثار تاریخیاش معروف است که اثر دوازده جلدی «تاریخ جودت» (Tarih-i Cevdet)، که دورهای از 1774 تا 1826 را پوشش میدهد؛ «خاطرات جودت» (Tezakir-i Cevdet)، مجموعهای از مشاهدات او که آنها را از خلال حوادث دوران تصدی شغل وقایعنگار رسمی دربار جمعآوری کرده بود، و «مشاهدات» (Marûzat)، که در مورد وقایع سالهای 1839 تا 1876 نگارش یافته است، از آن جملهاند. جودت پاشا تعدادی کتاب دستور زبان ترکی نیز شامل «قواعد عثمانی» (Kavaid-i Osmaniye/ با همکاری مِحمِد فؤاد پاشا)، و نیز نسخهای سادهتر با عنوان «قواعد ترکی» (Kavaid-i Türkiye) نوشت.«تقویم ادوار» (Takvim-i edvar)، که مربوط به اصلاح تقویم است و سرانجام تکمیل ترجمة «مقدمة» (Muqaddimah)، اثر تاریخی تاریخنگار عرب بزرگ قرن چهاردهم، ابن خلدون، از دیگر آثار اوست.
فرهاد دیناری
چائادایف، پیوتر یاکولیویچ
Chaadayev or Chaadaev \'chə-'ə-'da-yəf\
(ت. 27 می [در روش جدید، 7 ژوئن] 1794، مسکو، امپراتوری روسیه- و. 14 آوریل [26 آوریل] 1856، مسکو) نویسنده و روشنفکری که عقاید او باعث ایجاد مناقشاتی بین اسلاوگرایان و غربگرایان بود. چائادایف در اروپا سفر کرد، پس از آن «نامههای فلسفی» (Lettres philosophiques, 1827-1831) را به زبان فرانسوی نوشت، که نقد تندی از تاریخ، فرهنگ روسی و مذهب ارتدوکس بیان و از گرایش فرهنگ روسیه بهسوی مذهب کاتولیک و فرهنگ اروپاییِ غربی حمایت میکرد. اولین نامة این اثر، با ترجمة روسی در نشریة مروریTeleskop («تلسکوپ») در 1836 منتشر شد. این نشریه توقیف شد و چائادایف به جنون متهم شد و تحت مراقبت پزشکی قرار گرفت. او بهعنوان منبعی الهامبخش برای غربگرایان جوان باقی ماند.
فرهاد دیناری
چاسِل، روسا
Chacel \chä-'thel\
(ت. 3 ژوئن 1898، بایادولید، اسپانیا- و. 27 جولای 1994، مادرید) یکی از رماننویسان (زن) برجستة اسپانیایی اواسط قرن بیستم که شاعر و مقالهنویس ماهری نیز بود.چاسل در دهة 1920 در آکادمی اسپانیایی رُم تحصیل کرد؛ آنجا اولین رمانش «ایستگاه دوطرفه» (Estación, ida y vuelta, 1930) را نوشت. وی پس از بازگشت به اسپانیا مجموعه غزلیاتشرا با عنوان «بر لبة چاه» (A la orilla de un pozo, 1936) سرود. درحالیکه در امریکای جنوبی بهسر میبرد، رمانهای «خاطرات لتیسیا بایه» (Memorias de Leticia Valle, 1945) و «بدون دلیل» (La sinrazón, 1960) را منتشر کرد. «ناحیة ماراویلاس» (Barrio de Maravillas, 1976)، «آکروپولیس» (Acrópolis, 1984) و «علوم طبیعی» (Ciencias naturales, 1988) در مجموع سهگانهای را در مورد رشد و بلوغ دو دختر تشکیل میدهند. مقاله، شعر، زندگینامة خودنگاشت و داستان کوتاه در میان آثار بعدی او دیده میشود.
فرهاد دیناری
چدویک، ایچ. مانرو
Chadwick \'chad-wik\
نام کامل او هکتور مانرو چدویک (ت. 22 اکتبر 1870، تورنهیل لیز، یورکشر، انگلستان- و. 2 ژانویه 1947، کیمبریج، کیمبریجشر) لغتشناس و تاریخنگار انگلیسی که به بسط رویکردی کامل در قبال مطالعات انگلیسی کهن کمک کرد.چدویک در کالج کلئرِ کیمبریج تحصیل و سالهای زیادی در آنجا تدریس کرد. وی کارش را بهعنوان یک لغتشناس کلاسیک شروع کرد، اما خیلی زود به تاریخ و ادبیات بریتانیا در اوایل قرون وسطا متمایل شد. اولین کتابهای او «مطالعاتی در بنیانهای انگلو- ساکسون» (Studies in Anglo- Saxon Institutions, 1905) و «ریشة کشور انگلستان» (The Origin of the English Nation, 1907) بود. چدویک در کتاب «دوران قهرمانی» (The Heroic Age, 1912)، روشی مقایسهای برای مطالعة ادبیات را بسط داد. او با بهکار بردن این روش برای شعر قهرمانی یونانی و آلمانی، مفهوم «دوران قهرمانی» را بهعنوان مرحلهای در رشد تمدن، گسترش داد. چدویک در «رشد ادبیات» (The Growth of Literature, 1932-40) در سه مجلد روش خود را برای دیگر سنتهای ادبی نیز بهکار برد.
فرهاد دیناری
زنجیرة وجود
chain of being
نک GREAT CHAIN OF BEING
چاکهیل (چاکیل)، جان
Chalkhill \'ch k-'hil, 'ch -kil\
(ت. حدود 1595، احتمالاً در چاکهیل هاوس، کینگزبری، میدلسکس، انگلستان- و. 8 آوریل 1642، وستمینستر) شاعر انگلیسی که اثر «تیلما و کلئارخوس» (Thealma and Clearchus) او پس از مرگش بهوسیلۀ آیزاک والتون در 1683 منتشر شد. در ویراست سوم «ماهیگیر کامل» (Compleat Angler) والتون، چاکهیل مبدع دو تصنیف دانسته شده که از ویراست اول (1653) در آن دیده میشوند.
فرهاد دیناری
چامرز (چَلمرز)، الگزندر
Chalmers \'chä-mərz, 'chal-mərz\
(ت. 29 مارس 1759، اَبِردین، اسکاتلند- و. 10 دسامبر 1834، لندن، انگلستان) ویراستار و زندگینامهنویس اسکاتلندی که بیشتر بهسبب «فرهنگ بیوگرافی عمومیاش» (General BiographicalDictionary, 1812-17)، تجدیدنyکارتری 32 جلدی از اثری که اولینبار در 11 جلد (1761) چاپ شده بود، مشهور است. به دنبال «واژهنامة شکسپیر» (Glossary to Shakespeare, 1797)، کتاب «آثار شاعران انگلیسی از چاسر تا کوپر» (The Works of the English Poets from Chaucer to Cowper, 1810)، نسخة تجدیدنظر شده و مفصلتر از کتاب «زندگیِ شاعران» (Lives of the Poets, 1779-81) اثر دکتر جانسون، منتشر شد.چامرز، که ویراستار پرکاری بود، کتاب «مقالهنویسان بریتانیایی: به همراه مقدمههایی تاریخی و زندگینامهای» (The British Essayists With: Prefaces Historicaland Biographical, 1817) در 45 جلد و نیز آثاری از شاعر و فیلسوف اسکاتلندی جیمز بیتی، هنری فیلدینگِ رماننویس، ادوارد گیبون تاریخنگار و دیگران منتشر کرد.
فرهاد دیناری
نوتیلوس هزارتو
Chambered Nautilus, The
شعری سرودة آلیور وندل هومز، که اولینبار در شمارۀ فوریة 1858، در ستون «میز صبحانه» (Breakfast- Table) در Atlantic Monthlyچاپ شد. این شعر، که در پنج قطعة هفت بیتی سروده شده، بعدها در مجموعه اشعار هومز چاپ شد. این شعر همچنانکه از نامش پیداست، از استعارة محوری عنوان شعر «نوتیلوس» استفاده میکند؛ موجودی دریایی که پوستة لایهلایة خود را بهصورت هزارتویی میسازد که دائماً در حال بسط و تکثیر است.
فرهاد دیناری
مردان چِیمبرلین
Chamberlain's Men \'chām-bər-Lin\
مردان لرد چیمبرلین نیز نامیده میشود. یک شرکت نمایش انگلیسی که مهمترین شرکت بازیگران در عصر الیزابت و جیمز اول (ژاکوبی) انگلستان بود. ویلیام شکسپیر بهعنوان یک نمایشنامهنویس در بیشتر مدت زندگی خود با این شرکت در ارتباط بود. تاریخچة اولیة این شرکت تا حدی پیچیده است. تأسیس این شرکت که به شرکت مردان هانزدن معروف بود و حامی آن هنری کئری، اولین لرد هانزدن، به سالهای 1564 تا 1567 میرسد. هانزدن در 1585 دفتری تحت عنوان لرد چیمبرلین تأسیس کرد و شرکت دیگر تحت حمایت او (یعنی مردان لرد چیمبرلین) نیز به 1590 باز میگردد. دو سال بعد بهسبب طاعون تئاترها بسته شد و هنگامی که در 1594 بازگشایی شد، شرکت مهم و بزرگ لرد چیمبرلین بهوجود آمد. این دو شرکت پس از مرگ حامیشان در 1596، تحت حمایت پسرش، لرد هانزدن دوم، قرار گرفتند که در 1597 لرد چیمبرلین شد. این شرکت هنگامی که به ثبت رسید، تا به قدرت رسیدن جیمز اول در مارس 1603، به شرکت مردان لرد چیمبرلین معروف بود، از آن تاریخ به بعد تحت حمایت حامی سلطنتی قرار گرفت و از آن پس به مردان پادشاه معروف شد. اسناد اجرای نمایشها در دربار نشان میدهد که این انجمن قطعاً مقبولترین شرکت نمایشی بود. با وجود آنکه این شرکت بیشتر در بیرون لندن کار میکرد، پایة آن در لندن قرار داشت و از 1599 تا 1608 در گلوب تئاتر مستقر بود. شکسپیر نمایشنامهنویس اصلی شرکت بود (او همچنین همراه آنها در نمایشها نقش اجرا میکرد)، اما آثار بن جانسون، تامس دِکِر و کارهای مشترک فرانسیس بومانت و جان فلچر نیز در آنجا اجرا میشد. کار شرکت هنگامی که جنگ داخلی انگلستان در 1642 آغاز شد، پایان یافت و بدینترتیب تئاترها بسته شد و تا دوران بازگشت در سالهای آخر قرن هجدهم فعالیتی نداشتند.
فرهاد دیناری
چیمبرز، ایفریئم
Chambers \'chān-bərz\
(ت.حدود 1680، کندل، وستمورلند، انگلستان- و. 15 می 1740، لندن) دانشنامهنگار انگلیسی که اثرش چراغ راه دانشنامهنگاران قرن هجدهم فرانسه شد. اولین چاپ «دانشنامه» (Cyclopaedia) او در 1728 منتشر شد و موفقیت آن منجر به انتخاب چیمبرز در انجمن سلطنتی گردید. دانشنامة دِنی دیدرو بهعنوان ترجمة فرانسوی اثر چیمبرز آغاز شد، امّا سرانجام کاری فراتر از آن از آب درآمد.
مسعود امیرخانی
شانفور، سباستیئن- روک نیکولا
Chamfort \shän-'for\
(ت. آوریل 41/ 1740، کلرمون، فرانسه- و. 13 آوریل 1794، پاریس) نمایشنامهنویسی که بهسبب ظرافت طبعش مشهور بود و سخنان حکیمانهاش در دوران انقلاب فرانسه نقل میشد.کمدیهای شانفور با نامهای «دختر سرخپوست جوان» (Le Jeune Indienne / اجرا شده در 1764) و «تاجری از اسمرنا» (Le Marchand de Smyrne / اجرا شده در 1770) و یک تراژدی با عنوان «مصطفی زئنژیه» (Mustapha et Zéangier / اجرا شده در 1776) اعتبار ادبی او را تثبیت کردند. «ستایش از مولیئر» (Eloge deMolière, 1769) باعث ورود او به فرهنگستان فرانسه شد، اما او بعدها با «سخنرانی در فرهنگستان» (Discours surles Académies, 1791) فرهنگستانها را مورد انتقاد قرار داد.در 1795 او «افکار، اصول و حکایات» انقلابی (Pensées, maximes et anecdote) را نوشت. شانفور با کنت دو میرابو در روزنامة Mercure de France همکاری کرد و دبیر انجمن تندرو ژاکوبین (مشهورترین انجمن سیاسی انقلاب فرانسه- م.) شد. بسیاری از گفتههای او همچون «جنگ در عمارتهای اربابی، صلحدر خانههای ییلاقی» (War to the châteaux, peace tothe cottages) معروف شد. بعدها، او، که از رشد فزایندة سلطه وحشت شوکه شده بود، به میانهروها پیوست. او، که به زندان تهدید شده بود، دست به خودکشی زد و سرانجام بهسبب جراحاتش مرد.
مسعود امیرخانی
شامیسو، آدلبرت فون
Chamisso \'for-shä-'mis-ō\
نام اصلی او لوئی- شارل- آدلائید شامیسو دو بونکور (ت. 30 ژانویه 1781، شاتو دو بونکور، شامپانی، فرانسه- و. 21 آگوست 1838، برلین، پروسیا [اکنون در آلمان]) یکی از استثناییترین شاعران مکتب رمانتیک برلین که عمدتاً بهسبب قصه پریانِ فاوستگونهاش «داستان پتر اشلمیل» (Peter Schlemihls wundersame Geschichte, 1814) شناخته میشود. خانواده شامیسو، هنگامیکه وی نه ساله بود، با پنهان شدن در برلین از وحشتهای انقلاب فرانسه دوری جستند. او اولین آثارش را در نشریه Berliner Musenalmanach منتشر کرد که خود عضو شورای سردبیری آن بود. در 1804، جامعه پیروان مکتب رمانتیک به نام «نوردستِرنبوند» (Nordsternbund) بنا نهاد. او در 1814 حکایت عجیبوغریب پتر اشلمیل را منتشر کرد. این اثر، که تمثیلی از سرنوشت سیاسی خود او بهعنوان مردی بدون تابعیت است، داستان مردی را بیان میکند که سایهاش را به شیطان میفروشد. اشعار اولیه شامیسو- برای مثال مجموعه شعر «عشق و زندگی زن» (Frauen-Liebe und Leben)، که روبرت شومان برای آنها آهنگ ساخت- عواطف بیپیرایه را با سادگی خیالانگیز به تصویر میکشد. ترانهها و شعرهای روایی او مثل «پاداش» (Vergeltung) و «سالاس ئی گومس» (SalasyGomez) گاهی به موضوعاتی عجیب و غمانگیز گرایش پیدا میکند. بسیاری از آثار بعدی و واقعگراتر او براساس آثار غنایی- سیاسی شاعر فرانسوی، پیئر- ژان دو برانژه، که شامیسو آثارش را در 1838 ترجمه کرد، پایهریزی شده است. بسیاری از منتقدان، شامیسو را طلایهدار شاعران سیاسی دهة 1840 میدانند.
مسعود امیرخانی
شانفلوری
Champfleury \shän-flœ-'rē\
نام مستعارِ ژول فرانسوئا هوسون (ت. 17 سپتامبر 1821، لان، فرانسه- و. 6 دسامبر 1889، سِور) رماننویس و خبرنگار فرانسوی، نظریهپرداز جنبش واقعگرایی که در «رئالیسم» (Le Réalisme, 1857) به تجزیه و تحلیل آن پرداخت. اگرچه شهرت او افول کرده است، اما در زمان خود چهرهای اثرگذار بود.او بعد از اینکه تحصیل را نیمهکاره رها کرد، به پاریس رفت و یک زندگی کولیوار را در گروهی ادبی، که شارل بودلر شاعر هم عضو آن بود، شروع کرد.یکی از معروفترین آثار او داستان عشقی غمانگیزِ «شین-کایو» (Chien Caillon, 1847) است. در میان آثار متعدد او تاریخچهای از کاریکاتور نیز بهچشم میخورد.
زینب مشتاقی
چن، چارلی
Chan, Charlie \'chär-lē-'chan\
شخصیت داستانی، کارآگاهی چینی- امریکایی که بهوسیله پلیس شهر هونولولو استخدام شد. چن قهرمان شش رمان نوشتۀ نویسندة امریکایی ارل در بیگرز، است که «خانه بدون کلید» (The House Without a Key, 1925)، «تجهیزات چینی» (The Chinese Parrot, 1926)، «آن سوی پرده» (Behind That Curtain, 1928)، «شتر سیاه» (The Blak Camel, 1929)، «تحقیقات چارلی چن» (Charlie Chan Carries On, 1930)،و«کلیددار» (Keeper of the Keys, 1932)نام داشتند. این شخصیت براساس ویژگیهای چانگ آپانا، یک کارآگاه واقعی پلیس هونولولو بهوجود آمده است.
فرهاد دیناری
چنسلر، آلیو
Chancellor, Olive \'äl-iv-'chans-ə-lər\
شخصیت داستانی، اصلاحگر اجتماعی فمینیست در «بوستونیها» (Bostonians) اثر هنری جیمز. چنسلر، که زنی فهمیده، باسلیقه و روشنفکر بود، در زمینة منشأ رنجهای زنان دست به مبارزه زد و از آن پس، انرژی خود را صرف تغییرات سیاسی کرد. او مجذوب ورنا تَرانت، سخنوری زیبا و مسحورکننده، میشود که از آن پس نیز دستپرورده او میشود. رقیب اصلی او برای نزدیکی به ورنا، پسرعموی او، بزیل رنسم است؛ نمونهای از یک جنوبی متشخص که چیزی بیش از همسری زیبا و مادری برای فرزندانش نمیخواهد.
فرهاد دیناری
چندلر، ریموند (تورنتن)
Chandler \'chand-lər\
(ت. 23 جولای 1888، شیکاگو، ایالت ایلینویز، امریکا- و. 26 مارس 1959، لاخویا، ایالت کالیفرنیا) نویسندة امریکایی داستانهای پلیسی و آفرینندة کارآگاه فیلیپ مارلو. رمانها و داستانهای کوتاه چندلر، که حوادث آن در لسآنجلس میگذرد، نمونههای ممتازی از نوشتار محلی (خاصه از سوی منتقدان اروپایی) قلمداد میشود.چندلر در جنگ جهانی اول شرکت داشت. پس از جنگ به کالیفرنیا بازگشت، جایی که عاقبت، برای گذران زندگی به نوشتن روی آورد. اولین داستان کوتاه او در 1933 در مجلۀ «بازاری»Blak Maskچاپ شد. از 1943 فیلمنامهنویسی در هالیوود را آغاز کرد؛ «خسارت مضاعف» (Double Indemnity, 1944)، «کوکب آبی» (The BlueDahlia, 1946)، و «بیگانهها در قطار» (Strangers on a Train, 1951)، که آخری را با همکاری چنزی اورمند نوشت، مشهورترین فیلمنامههای او هستند. چندلر هفت رمان نوشت که قهرمان همۀ آنها فیلیپ مارلو است: «خواب عمیق» (The Big Sleep, 1939)، «بدرود، زیبای من» (Farewell, My Lovely, 1940)، «پنجرة بالا» (The High Window, 1942)، «بانو در دریاچه» (The Lady in the Lake, 1943)، «خواهر کوچک» (The Little Sister, 1949)، «خداحافظی طولانی» (The Long Good-Bye, 1953)، و «پخش» (Playback, 1958). در میان مجموعة داستانهای کوتاه پرشمارش دو مجموعة «پنج قاتل» (Five Murderers, 1944) و «ریموند چندلر نیمهشب» (The MidnightRaymond Chandler, 1971) دیده میشود.
فرشته آهنگری
ژانگ ژون- شیانگ
Chang Chün-hsiang
نکZHANG JUNXIANG
چنجلینگ
changeling \'chānj-liŋ\
بچه جن نیز نامیده میشود. در فرهنگ عامیانه اروپایی، فرزند معیوب یا کندذهنِ پریان یا جنها که آنها را بهطور پنهانی جایگزین بچه انسان کردهاند.طبق افسانهها بچه انسانهای ربودهشده به شیطان داده میشوند یا برای تقویت قوای پریان، استفاده میشدند. راه بازگرداندن بچه انسان ربودهشده این بود که بچه پری جایگزینشده را یا بخندانند و یا شکنجه دهند. اعتقاد دوم، که بعدها باعث موارد متعددی از سوءاستفاده از بچههای واقعی و اصلی شد، در کتاب «وقایعنامه قرون وسطا» (Medieval Chronicles) اثر رلف اهل کاگزال و دیگر منابع آمده است که مردم معتقد بودند اجنه آشکارا بچههایی را که غسل تعمید داده نشده بودند شکار میکنند.
فرهاد دیناری
چانگا
changga
[واژهای کرهای به معنی ترانه، آواز خواندن] نکPYŎLGOK
فرهاد دیناری
ژانگ دِزوپینگ
Chang Tzu-p’ing
نکZHANG ZIPING
شانسون
chanson \shän-sōn\
[واژهای فرانسوی به معنی سرود] سرود هنری دوران میانه و قرون وسطای فرانسوی. شانسون قبل از 1500 بیشتر در مجموعههای بزرگ خطی نگهداری میشد. شانسون تکصدایی، که تاریخ آن به قرن دوازدهم برمیگردد، همراه با شاعران حماسی قرن سیزدهم به اوج شهرت خود رسید و همزمان با ترانههای گیوم دو ماشو آهنگساز و شاعر در قرن چهاردهم رخ داد. از آن میان، تنها ملودیها باقی ماندهاند. شانسونهای تکصدایی توسعۀ قالبهای موسیقایی- شعریِ ظریفِ اخذ شده از سرودهای شاعران دورهگرد را، که همتایان پیشین شاعران حماسی قرون وسطا بودند، را نشان میدهند. این قالبها درنهایت برای تبدیل شدن به سه «قالب ثابتِ» (formes fixes) شانسون همراه، ساده شدند.
فرهاد دیناری
شانسون آ پرسوناژ
chanson à personnages \shän-sōn- -per-sō-'n zh\
[واژهای فرانسوی، به معنی سرود بین شخصیتها] سرود فرانسوی قرون وسطا که اغلب بین یک زن و شوهر، یک سپهسالار و یک زن چوپان، و یا عشّاق در هنگام جدایی در سپیدهدم ردوبدل میشد. سرودهای شبانی و ترانههای صبحگاهی قالبهایی خاص از چنین شانسونهایی هستند.
فرهاد دیناری
شانسون دو ژست
chanson de geste \shän-'sōn-də-'zhest\
، شکل جمع آنchansons de geste[واژهای فرانسوی، معنای تحتاللفظی آن ترانه اعمال قهرمانی] هریک از چندین شعر حماسی فرانسوی قدیم که هسته افسانههای شارلمانی را تشکیل میدهند. بیش از هشتاد شانسون دو ژست در نسخههایی از قرون دوازدهم تا پانزدهم بر جای مانده است، اما این شانسونها اصولاً مربوط به حوادث قرون هشتم و نهم در خلال حکومت شارلمانی و جانشینانش هستند. بهطورکلی، این اشعار شامل قسمت اصلی حقیقت تاریخی و برافزودههای افسانهای است. از این تعداد، اشعار کمی دارای نام و امضای شاعر و تعداد زیادی بیامضا هستند.شانسون دو ژستها از ابیاتی ده یا دوازده هجایی تشکیل شدهاند که به قطعههای غیرمنظم (laisses) مبتنی بر همگونی مصوتها، یا در اشعار متأخر، مبتنی بر وزن دستهبندی شدهاند. طول اشعار تقریباً بین 1500 تا بیش از 18000 بیت است. زمینه داستانی شانسونها، مبارزه فرانسه مسیحی بر ضد بتپرستیِ دشمن «مسلمان» بود. امپراتور شارلمانی بهعنوان قهرمان مسیحیت توصیف شده است. دوازده اشرافزاده دربارش او را حمایت میکنند که رولان، اولیور، اُژیئر دانمارکی، آرکبیشاپ تورپین از آن جملهاند. یک مجموعه فرعی 24 شعری در مورد گیوم دورانژ، حامی وفادار و صبور پسر ضعیف شارلمانی، لوئی پارسا، است. مجموعه دیگر به جنگهای بارونهای قدرتمندی چون دون دومایانس، ژیرار دو روسیون، اُژیئر دانمارکی و رائول دوکامبره میپردازد. شانسونهای نخستین در مضمون و محتوا قهرمانی هستند. بعد از قرن سیزدهم، عناصر رمانس و عشق وارد این شانسونها شد و اشعار ساده و بیپیرایه ابتدایی با ماجراهای جوانانۀ (enfances) قهرمانان و حوادث خیالی نیاکان و فرزندان آنها تکمیل شد. شاهکار و شاید نخستین شانسون دو ژست شانسون دو رولان (Chanson de Roland) است. رولان، که در آستانه ادبیات حماسی فرانسه ظاهر شد، تأثیری سازنده بر سایر شانسون دو ژستها برجای گذاشت. شانسونها، پشت سر هم، در سراسر اروپا منتشر شدند. آنها تأثیری عمیق بر اشعار قهرمانی اسپانیا مثل حماسه اسپانیایی اواسط قرن دوازدهم اسپانیایی با نام «سرود سید من» (Cantar de Mio Cid) برجای گذاشتند. در ایتالیا داستانهایی در مورد اورلاندو و رینالدو (رولان و الیور) پایهای را برای حماسههای دوره نوزایی «اورلاندوی عاشق» ( Orlando innamorato) (ماتئو بویاردو، 1483) و «اورلاندوی خشمگین» (Orlando furioso) (لودوویکو آریوستو، 1532) بهوجود آورد. در قرن سیزدهم وولفرام فون اشنباخ حماسه «ویلهلم» (Willehalm) خود را به گیوم دورانژ اختصاص داد و این شانسونها به نثر ایسلندی در «ساگایشارلمانی» (Karlamagnús saga) ثبت شدند. افسانههای شارلمانی مضامین اصلی بلند رمانس بودند.
فرهاد دیناری
ژانگ تیانی
Chang T’ien-i
نکZHANG TIANYI
شانسون دو رولان
Chanson de Roland, La \lä-shän-'sō n-də-rō-'län\
،(«ترانه رولان») شعر حماسی فرانسوی باستان که حدود 1100 نوشته شده و احتمالاً اولین و یقیناً شاهکار قالبِ شانسون دو ژست است. احتمالاً این شعر را شاعری رومانسک به نام تورولد (تورولدوس) سروده باشد که نامش در آخرین بیت شعر آمده است. این ترانه به نبرد تاریخی رونسوال (رونسوو) در 778 میپردازد. گرچه این نبرد حقیقتاً جنگی علیه باسک بود، امّا شعر رونسوال را به نبردی قهرمانی برعلیه ساراسن تبدیل میکند.. درگیری شخصیت میان رولان شجاعِ بیاحتیاط و الیور، دوست دوراندیش و ترسوی وی، در کانون توجه قرار میگیرد که همچنین، نزاعی میان اندیشههای پراکندة وفاداری فئودالی است.شعر زمانی آغاز میشود که شارلمانی، که جز بر ساراگوسا بر تمام اسپانیا پیروز شده است، شوالیه گانلون، ناپدری رولان، را میفرستد تا دربارة شرایط صلح مذاکره کند. گانلون، که از دست رولان عصبانی است که او را برای این کار خطرناک در نظر گرفته، با ساراسن توطئه میکنند تا به نابودی ناپسریاش دست یابند و در بازگشتش از اسپانیا اطمینان حاصل میکند که رولان هنگام عقبنشینی از اسپانیا فرماندهی نیروهای عقبی ارتش را برعهده خواهد گرفت. همینکه ارتش از پیرنه میگذرد، نیروی سرسخت ساراسن نیروهای عقبی را در گذرگاه رونسوال محاصره میکند.رولان پیشنهاد دوستش، الیور را مبنیبر نواختن شیپور و درخواست کمک از شارلمانی نمیپذیرد. با مخالفت رولان، ناامیدانه نبرد آغاز میشود و بهترین شوالیههای فرانکی به تعداد انگشتشماری تقلیل مییابند. سرانجام شیپور، گرچه خیلی دیر برای نجات جان آنها به صدا درمیآید، اما برای شارلمانی و گرفتن انتقام نیروهای قهرمانش بهموقع است. شعر با محاکمه و اعدام گانلون به پایان میرسد.
مسعود امیرخانی
شانسون دو توال
chanson de toile \shän-'sōn-də-'twal\
شکل اولیه شعر غنایی فرانسوی که از آغاز قرن دوازدهم شروع میشود. این اشعار از بندهای هموزنی با یک بند ترجیع (برگردان) تشکیل شدهاند. عبارت فرانسویِ قدیمِ شانسون دو توال (در لغت به معنی «نغمه بافندگان») به خواندن آوازهایی اشاره دارد که بانوان به هنگام سوزندوزی زمزمه میکردند.
فرهاد دیناری
شانسونیه
chansonnier \'shän-sən-'yā\
[واژهای فرانسوی، مشتقی از chanson به معنی سرود] 1- سراینده یا خواننده شانسونها؛ بهویژه خواننده کاباره 2- مجموعهای از سرودها یا اشعار برای خواندن.
فرهاد دیناری
شانتفابل
chantefable \shänt-'fabl, Angl-'fäb-le\
[واژهای فرانسوی، از فرانسویِ قدیمِ (لهجة پیکارد) cantefable با معنای لغوی آواز میخواند و روایت میکند] قصهای قرون وسطایی از یک حادثه که در بخشهای متناوبِ شعرِ آوازی و نثر شفاهی گفته میشد. مؤلفِ گمنامِ فرانسوی قرنِ سیزدهمِ اثرِ «اوکسن و نیکولت» (Aucassin et Nicolette) این واژه را در سطرهای پایانی این اثر: «شانتفابل ما دارد به پایان میرسد» (No cantefable prent fin) استفاده- و شاید وضع- کرده است. این اثر تنها نمونه موجود از این نوع است.
فرهاد دیناری
چنتیکلیر
Chanticleer or Chantecler or Chauntecleer \'chan-ti-'klir, 'chän\
یا چانتیکلیر، شخصیتی در چندین قصة حیوانات (از زبان حیوانات) قرون وسطایی که در آنها جامعة انسانی از طریق اعمال حیواناتی که به آنها شخصیتهای انسانی داده شده است، هجو میشود. مشهورترین این آثار، مجموعهای مربوط به قرن سیزدهم با نامِ «رومان دو رنارت» (Roman de Renart) است، که قهرمان آن ریناردِروباه است. رومان دو رنارت شامل داستان رینارد و چنتیکلیر، یک خروس، است. این داستان خیلی زود در نسخههای آلمانی، هلندی و انگلیسی بازنویسی شد. در «قصههای کنتربری» (The Canterbury Tales)، جفری چاسر از داستان چنتیکلیر بهعنوان مبنایی برای «قصة راهبه» (The Nun's Priest's Tale) استفاده کرد. این شخصیت در آثار متأخر همچون نمایشنامه منظوم «شانتکلیر» (Chantecler, 1910) اثر ادموند روستاند، نیز ظاهر میشود که حوادث داستان در حیاط طویلهای و نقش اصلی را به خروسی لافزن میدهد.
فرهاد دیناری
شان رویال
chant royal \'shän-rwä-'yal\
صورت جمع آنchantsroyaux (شان روئایو) [واژهای فرانسوی، معنای لغوی آن سرود شاهانه] شکلی ثابت از نظم، شرحی از ترانه که شاعران فرانسوی قرون سیزدهم تا پانزدهم آن را گسترش دادند. شان رویال از پنج بند و عیناً با همان ترتیب، هر کدام از بندها یازده بیت و بند پایانی (بند ثابت و کوتاه پایانی) از پنج بیت تشکیل شده است. همة بندها براساس قوافی پنجم، که در بند اول ارائه شده، سروده نوشته میشوند، بنابراین کل شعر از شصت بیت و به روشی که در آن، قوافی پنجم تکرار شده، تشکیل میشود. طرح قافیه ababccddede است.شان رویال، بهدلیل طول و صلابت در شکل، برای موضوعات جدی همچون قهرمانیهای قهرمانان اشرافی یا ستایش مریم عذرا، از ترانه مناسبتر است. شان رویال نیز مثل ترانه متنوع بود؛ برای مثال «سرونتوئا» (serventois)، شعری در ستایش مریم عذرا، ابتدا یک شان رویال بود که بعدها بند ترجیع خود را از دست داد. دیگر تغییرات در شان رویال «شعر عاشقانه» (amoureuse)، «شعر عاشقانة شوخطبعانه» (sotte amoureuse) و «شعر فکاهی» (sotte chanson) است.در زبان قدیم فرانسه، مقبولترین شان روئایو متعلق به کلمان مارو هستند که «شان رویال مسیحیت» (chant royal chrétien) او مشهور بود. ژان دلا فونتن، افسانهپرداز قرن هفدهم، آخرین استاد شان رویال قبل از افول آن است. شان رویال، که در دوران اشاعهاش صرفاً در ادبیات فرانسه شناخته شده بود، توسط سر ادموند گوس در شعر «ستایش دیونیسوس» (ThePraiseofDionysus, 1877) وارد انگلستان شد. از آن پس تعدادی از شاعران انگلیسی شان رویال را اقتباس کردند، اما لحن جدی و مذهبی آن، امری مربوط به گذشته است. امروزه شان رویال در حدی وسیع برای شعر بانزاکت و طنزآمیز (vers de société) استفاده میشود.
فرهاد دیناری
کِیآس (خائوس)
Chaos \'kā-'äs\
در کیهانشناسی باستانی یونان، هر کدام از خلأهای اولیه جهان قبل از آنکه اشیاء بهوجود بیایند یا هر یک از ورطههای تارتاروس که جهان زیرین است. این دو مفهوم در «تولد خدایان» (Theogony) اثر هسیود وجود دارند. در نظام هسیود، ابتدا کِیآس و سپس گایا و اروس (زمین و شوق) قرار دارند. فرزندان کِیآس، اِرِبوس(تاریکی) و نیکس (شب) بودند. نیکس، آئِتِر، هوای تازه بالایی و روز را بهوجود آورد. نیکس بعدها تاریکی و جنبههای هولناک جهان (از جمله رویاها، مرگ، کشمکش و قحطی) را بهوجود آورد. این امور به دیگر عقاید متقدم، که تاریکی را در جهان زیرین کِیآس میدیدند، اضافه شد. در کیهانشناسی متأخر، کِیآس عموماً حالت اولیه اشیاء را مشخص میکند، حال هرگونه که مجسم شوند. معنی جدید این واژه مشتق شده از اوید است، کسی که کِیآس را به شکل تودهای بدشکل و نامنظم دیده است که از آن خالق هستی، جهانی منظم بهوجود آورده است. این تصور از کِیآس بهوسیله پدران روحانی برای بیان داستان خلقت در سفر پیدایش یکم (مطلبی که هیچگونه ارتباطی به کِیآس ندارد) بهکار رفته است.
فرهاد دیناری
چپبوک
chapbook \'chap-'b k\
کتاب یا جزوهای کوچک که بهصورتی ارزان صحافی شده و در گذشته بهوسیلة فروشندگان دورهگرد یا پیلهوران، در اروپای غربی و امریکای شمالی به فروش میرسید. بسیاری از چپبوکها دارای قطع در اینچ (14 در 11 سانتیمتر) بودند و از چهار صفحه (یا مضربی از چهار) تشکیل شدهاند که با باسمۀ چوبی مصوّر شدهاند. این نوشتهها قصههایی از قهرمانان مشهور، افسانهها و فولکلورها، شوخیها، گزارشهایی از گناهانِ بزرگ، ترانهها، سالنامهها، اشعار کودکانه، دروس مدرسه، تئأترهای مضحک قصههایِ کتاب مقدس، دانشهای خیالی و دیگر موضوعات رایج را دربر میگیرند. این متون، بیشتر مختصر و گمنام بودند، اما بخش اصلی مطالعة غیردینی را تشکیل میدادند و امروزه بهمثابة راهنمایی برای رفتار و اخلاق معاصران بهکار میروند. بسیاری از نخستین چپبوکهای انگلیسی و آلمانی، که در پایان قرن پانزدهم منتشر شدند، از نمونههای فرانسوی اقتباس شدهاند. «فولکسبوشر» (Volksbücher) ( نوعی از چپبوک) در اواسط قرن شانزدهم در آلمان شکوفایی خود را آغاز کرد. هنگامیکه نوشتههای تعلیمی و دیگر آثار مهمتر بهوجود آمد و نیز زمانی که انتشار مجلات ارزان در اوایل قرن نوزدهم گسترش یافت، چپبوکها محبوبیت خود را از دست دادند و دچار افول شدند. با رواج مجدد ماشین چاپ کوچک در اواخر قرن بیستم و رواج چاپ سربی در انتشار با کیفیت آثار، چپبوکها بار دیگر در کتابفروشیهای تخصصی ظاهر شدند.
فرهاد دیناری
شاپلن، ژان
Chapelain \sh -'plan\
(ت. 4 دسامبر 1595، پاریس، فرانسه- و. 22 فوریه 1674، پاریس) شاعر و منتقد ادبی فرانسوی که تلاش کرد تا معیارهای تجربی را در نقد ادبی بهکار گیرد.رویکرد شاپلن در زمان خودش، ستیزهجویی با کسانی بود که بهشکلی متعصبانه با مراجع یونان کلاسیک برخورد میکردند. نظرات انتقادی او اساساً به شکل مقالات کوتاه و رسالهها و در مکاتبات متعدد او منعکس شدهاند. آثار شعری خود شاپلن متوسط و معمولی هستند. او در بنیاد نهادن فرهنگستان فرانسه نقش مهمی داشت و شخصیت برجستهای در محافل ادبی محسوب میشد.
مهلا آرینپور
چَپلین، سید
Chaplin \'chap-lən\
نام کامل او سیدنی (ت. 20 سپتامبر1916، شیلدون، دارم، انگلستان- و. 11 ژانویه 1986، نیوکاسل- اپان- تاین، نورتامبرلند) نویسندة بریتانیایی رمان و داستان کوتاه که بهسبب توصیفهایش از زندگی طبقه کارگر معروف است.چپلین، که پسر معدنچی زغال سنگ بود، کار در معدن را در سن پانزده سالگی آغاز کرد و تا زمانی که از آموزش مؤسسة آموزش کارگران دانشگاه دارم و کالج فیرکرافت به کارگران مرد بیرمینگم برخوردار شد، به این کار ادامه داد. «مرد رقصان» (The Leaping Lad, 1946/ ویراست مجدد، 1970)، که مجموعه داستانی در مورد اتحادیة معدنچیان دارم است، چپلین را در جایگاه نویسندهای بااستعداد مطرح کرد. رمانهای «شکاف باریک» (The Thin Seam, 1950 )، «روز ساردین» (The Day of the Sardine, 1961)، «مراقب و مراقبت شده» (The Watchers and the Watched, 1962)، «معادن الاباستر» (The Mines of Alabaster, 1971)، و مجموعه داستانهای «صبح روز کریسمس» (On Christmas Day in the Morning, 1979) و «عموی لیسانس» (The Bachelor Uncle, 1980) آثار بعدی چپلین هستند.
فرهاد دیناری
چپمن، جرج
Chapman \'chap-mən\
(ت. احتمالاً 1559، هیچین، ایالت هارتفردشر، انگلستان- و. 12 می 1634، لندن) شاعر و نمایشنامهنویس انگلیسی که ترجمة او از هومر، مدتها بهعنوان ترجمهای معیار به زبان انگلیسی باقی ماند.چپمن وارد دانشگاه آکسفورد شد، ولی مدرک علمی دریافت نکرد. اولین اثرش «سایة شب... دو سرود شاعرانه» (The Shadow of Night…Two Poeticall Hymnes, 1594) بود و به دنبالش در 1595 «مهمانی ذوق اُوید» (Ovids Banquet of Sence) را منتشر کرد. اولین ترجمة او از «ایلیاد» (Iliad) در 1598 منتشر شد و در 1611 آن را کامل کرد. در 1616، «ادیسه» (Odyssey) را انتشار داد.«یوتیمیا راپتوس یا اشک صلح» (Euthymiae Raptus; or the Teares of Peace, 1609) شعر مهم چپمن است، اما اشعارش در قرن بیستم به شهرت چندانی دست نیافت. از نمایشنامههایش حدود دوازده اثر برجا مانده است. عمدهترین آنها تراژدیهای «بوسی دامبوزا» (Bussy d'Ambois, 1607)، «توطئه و تراژدی چارلز دوک بایرون» (The Conspiracie and Tragedie of Charles Duke of Byron, 1608) و «اشک بیوهزنان» (The Widdowes Tears, 1612) است.
فرشته آهنگری
چپمن، جان جی
Chapman \'chap-mən\
(ت. 2 مارس 1862، نیویورک، ایالات متحده- و. 4 نوامبر 1933، پوکیپسی) شاعر، نمایشنامهنویس و منتقد امریکایی که به اخلاقِ سریع پولدار شدن رایج در سالهای بعد از جنگ داخلی، معروف به «عصر طلاکاری»، شدیداً معترض بود.چپمن در مدرسه حقوق دانشگاه هاروارد تحصیل و چندین سال، در حرفه وکالت کار کرد. در همین زمان سردبیر و ناشر نشریه ادواری The Political Nursery(1897-1901) شد. او در دو کتابش با عنوانهای «علتها و پیامدها» (Causes and Consequences) و «تبلیغ سیاسی عملی» بر عقیده خود مبنی بر این معنا تأکید کرد که فرد باید در مسائلی که موجب مشکلاتی برای ملت میشود، موضعی اخلاقی اتخاذ کند. نمایشنامهاش با عنوان «خیانت و مرگ بندیکت آرنولد» (The Treason and Death of Benedict Arnold) در 1910 منتشر شد. در 1912 در مراسم نخستین سال کشتن خودسرانه و بدون محاکمه یک سیاهپوست در کوتسویل پنسیلوانیا، به ایراد سخنرانیای آکنده از آتش خشم پرداخت که به نطقی کلاسیک تبدیل شد و در کتاب مجموعه مقالاتش با عنوان «خاطرات و نشانگذارها» (Memories and Milestones, 1915) تجدید چاپ شد.کارهای دیگرش شامل کتابهایی چون زندگینامه ویلیام لوید گریسن (1913)، مجموعه «ترانهها و شعرها» (Songs and Poems, 1919) و چند کتاب نقد مثل«امرسون و دیگر مقالات» (Emerson, and Other Essays, 1898)، «نبوغ یونانیها و دیگر مقالات» (Greek Genius and Other Essays, 1915) و «نگاه کوتاهی به شکسپیر» (A Glance Toward Shakespeare, 1922) میشود.
کمال پولادی
شار، رُنه
Char \'shär\
(ت. 14 ژوئن 1907، لیله- سور- لا- سورگ فرانسه- و. 19 فوریه 1988، پاریس) شاعر فرانسوی که ابتدا کارش را با رویکردی سوررئالیستی آغاز کرد و بعد شعرهایی کوتاه با اشارههای تلویحی و اخلاقزده نوشت.شار در اواخر دهة 1920 در پاریس زندگی میکرد؛ آنجا با نویسندگان سوررئال دوست شد و شعرهایی دربارة پرووانس نوشت. اولین و مهمترین کتاب شعر او «چکش بیصاحب»(Le Marteau sans maître, 1934) بود. او در جنگ جهانی دوم یک واحد مقاومت را در کوههای آلپ فرانسه هدایت کرد. پس از جنگ تعدادی از بهترین اشعارش را در مجموعههای «آنها که تنها میمانند» (Seuls demeurent, 1945)و «برگهای ایپون»(Feuillets d' Hypnos, 1946) منتشر کرد. «برگهای ایپون»، خاطرات شعری او از سالهای جنگ، خشماش را از سبعیت جنگ منعکس میکند. مجموعههای بعدی او «آدم سحرخیز»(Les Matinaux, 1950)، «جستوجوی پایه و رأس»(Recherche de la base et du sommet, 1955)، و«حضور همگانی»(Commune présence, 1964)هستند. «مجموعه آثار» (Oeuvres complétes)او در 1983 منتشر شد.
مسعود امیرخانی
شخصیت
character \'kar-ik-tər\
[واژۀ یونانی آن character به معنی اثر، نشانه، ویژگی، خصلت] 1- تحلیلی توصیفی و اغلب هجوآمیز (معمولاً در قالب یک قطعه ادبی کوتاه) از شرافت یا شرارت انسانی یا از ویژگی معمول شخصیت انسانی. در ادبیات انگلیسی و فرانسوی قرن هفدهم، کیفیت شأن یا امری خاص نیز ممکن بود مورد تحلیل قرار گیرد. در این توصیف، انسان نمونه (همچون یک فضول، یک پیرمرد، یک روستایی سادهلوح) معمولاً برای قرار گرفتن در یک ویژگی، کیفیت یا نمونه ساخته شده است. نیز نکCHARACTER WRITER 2- شخصیت به گونهای که در داستان یا نمایشنامه نشان داده شده یا مورد نقد قرار گرفته است. 3-یکی از اشخاص نمایشنامه یا رمان. 4- شخصیتپردازی، مخصوصاً در داستان یا نمایشنامه.
فرهاد دیناری
شخصیتپردازی
characterization \'kar-ik-tə-rə-'zā-shən,-'rī-\
ارائه شخصیت و جایگاه انسان در داستان یا نمایشنامه.
فرهاد دیناری
بررسی شخصیت
character study
1- در ادبیات، تحلیل و تجسم ویژگیهای شخصیتی یک فرد 2- روایت مختصر یا طرحی کلی که عمدتاً معطوف به بررسی شخصیت است.
فرهاد دیناری
نویسندة شخصیت
character writer
هریک از نویسندگانی که نوعی شخصیت را طراحی کردند که در انگلستان و فرانسة قرن هفدهم رایج بود.نوشتههای آنها از یک سلسله طرحهای شخصیت خلق شده توسط فیلسوف و معلم یونانی، تئوفراستوس (شکوفایی حدود 372 ق.م) اخذ شد. این طرحها بخشی از اثری بزرگتر بودهاند و احتمالاً تئوفراستوس آنها را با هدف آموزش و روشنگری ذهن شاگردان درس فن بلاغت خود نوشته است. فنون تئوفراستوس تعریف یک ویژگی نامطلوب شخصی (مثل غرور یا خست) و بعد توصیف گفتار و رفتار خاصِ فردی است که آن را نمایندگی میکند. اثر او در دوران نوزایی در چاپی در 1529 به اروپا معرفی شد؛ تعدادی از نویسندگان معاصر با تحسینِ ظرافت طبع و نگاه عمیق او به ضعفهای انسان، از نمونه اثر او تقلید کردند. ازآنجمله در فرانسه میتوان به ژان دِ لا برویر و در انگلستان به جوزف هول، سِر تامس اووربری، جان اِرل و سمیوئل باتلر اشاره کرد.
مسعود امیرخانی
کاراکتونیم
charactonym \'kar-ik-tə-'nim\
[-onym+ character (مانند واژة toponym)] نامی برای شخصیتهای داستانی که ویژگیهای متمایز آنها را تداعی میکند. بانو کوئیکلی (شخصیتی در آثار شکسپیر) و کاسپار بزدل (شخصیتی کمیک استریپ در آثار وبستر) نمونههایی از کاراکتونیمها هستند.
فرهاد دیناری
شاربونو، ژان
Charbonneau \shar-bo-'nō\
(ت. 1875، مونرئال، کبک، کانادا- و. 25 اکتبر1960، سن- اوستاش) شاعر فرانسوی کانادایی که نخستین عاملِ پشتیبان تأسیسِ مکتب ادبی مونرئال (1895) بود؛ این مکتب گروهی از سمبولیستها و زیباییشناسان بودند که علیه مضامین سنتی میهنپرستی کانادایی و صبغة محلی واکنش نشان دادند و از پارناسیها، که حامی اصل هنر برای هنر بودند، پیروی کردند. شاربونو بعدها تنها تاریخچة مکتب را تحت عنوان «مکتب ادبی مونرئال» (L’École littéraire de Montréal, 1935) نوشت. شاربونو در 1912 «صدمات» (Les Blessures) را، که نخستین جلد از چندین جلد کتاب شعری است که عمدتاً به تأملات فلسفی و اسطوره میپردازد، نوشت. اثری با عنوان «در ترمینال محزون» (Sur la borne pensive, 1952)نمایندة کمال و اوج سبک او است.
فرهاد دیناری
شاربونو، روبر
Charbonneau \shar-bo-'nō\
(ت. 13 فوریه 1911، مونرئال، کبک، کانادا- و. 26 ژوئن 1967، سن- ژووی، کبک) رماننویس و منتقد ادبی کانادایی- فرانسوی که بهسبب کمک به خلق ادبیات مستقل کبک مشهور است.شاربونو در دوران نوجوانی به «کانادای جوان» (Jeune Canada)، که یک سازمان ملیگرای فرانسوی بود، پیوست و در 1934، نشریه La Reléve را (این نشریه بعدها La Nouvelle Relève به معنی «آرامش جدید» نامیده میشد)، که نقد و بررسی هنر، ادبیات و فلسفه بود، راهاندازی کرد. در طول این سالها، او در کسوت روزنامهنگار در نشریات و روزنامههای مختلف فرانسوی و رادیو کانادا کار کرد.شاربونو پنج رمان نوشت که از قضا معروفترین آنها اولین رمانش، «آنها زمین را در دست خواهند داشت» (Ils possèderont la terre, 1941) بود. او همچنین مجموعه شعری به نام «شعرهای کوچک دوباره کشف شد» (Petits poèmes retrouvès, 1945)، سخنرانیها و مقالات انتقادی و نمایشنامههای رادیویی نوشت.
مسعود امیرخانی
مأموریت تیپ لایت
Charge of the Light Brigade, The
شعری از الفرد لرد تنیسن، که در 1855 منتشر شد. این شعر در گرامیداشت قهرمانیِ گروهی از سربازان بریتانیایی در نبرد بلاکلاوه (1854) در کریمه سروده شده است. ششصد سرباز دستورات مبهمی را جهت حمله به منطقهای که بهشدت محافظت میشد اجرا کردند، هرچند که میدانستند شانس کمی برای زندهماندن دارند.
فرهاد دیناری
کریتان
Chariton \'kar-i-'tän\
(شکوفایی حدود قرن دوم میلادی، آفرودیسیاس، کاریا، آسیای صغیر [هماکنون در جنوب غربی ترکیه]) رماننویس یونانی، مؤلف «کایرئاس و کالیرهوئه» (Chaereas and Callirhoë)، که اولین رمان رمانتیک موجود در ادبیات غرب است. طرح پیچیده و در عین حال روایت سادة آن، به زن و شوهری مربوط میشود که عشق آنها از طریق یک رشته حوادث پرمخاطره در سیسیل، ایران و مصر محک زده میشود، اما در نهایت با خوشبختی پایان مییابد. اشخاص تاریخی در این رمان، در مقام شخصیتهای داستان بهکار میروند، اما پرداخت شخصیت آنها با خلاقیت آزاد صورت میگیرد.
فرهاد دیناری
چارلز، نیک و نورا
Charles, Nick and Nora \'nik- 'chärlz…'nor-ə\
شخصیتهای داستانی، زن و شوهری که هر دو کارآگاه پلیس هستند؛ دشیل هَمت در رمان جناییاش، «مرد لاغر» (The Thin Man) آنها را خلق میکند، اما احتمالاً بیشتر بهسبب شش فیلم معروف (1934-1947)، در ژانر کمدی- جنایی با بازی ویلیام پوئل و میرنا لوی مشهور هستند. نیک و نورا چارلز زوج با نزاکت و خوشبختی هستند که شیفته سگ شکاری خود، استا، هستند. نیک، که کارآگاه سابق پلیس است، بازنشسته شده و به همراه همسرش و با ارثیۀ او در آرامش زندگی میکند. شوخیها و واکنشهای فردی بین این زوج، باعث میشود که حل پروندههای جنایی به مسائل فرعی و حاشیهای تبدیل شود.
فرهاد دیناری
تارِ شارلت
Charlotte's Web \'shär-lət\
رمان کودک، اثر ای. بی. وایت، که در 1952 با تصویرسازی گارت ویلیامز منتشر شد. این داستان پرخواننده، که یکی از آثار کلاسیک ادبیات کودکان محسوب میشود، در مزرعهای در ایالت مین رخ میدهد و مربوط میشود به خوکی به نام ویلبر و دوست وفادارش شارلت، عنکبوتی که زندگی وی را با نوشتن کلماتی در تار خویش نجات میدهد.
فرهاد دیناری
شارلوس، بارون دو
Charlus, Baron de \də-shär-'l , 'ls\
شخصیت داستانی، همجنسگرایِ بیبندوبار در سری رمانهای «در جستجوی زمان ازدست رفته» (Remembrance of Things Past) اثر مارسل پروست. بارون پالامده دو شارلوس، که ابتدا در رمان دوم، «در سایه دوشیزگان شکوفا» (Within a Budding Grove, 1919)، ظاهر میشود، یکی از اعضای خانوادة بانفوذ گرمانت است. بارون، که سمبل اشرافیگری رو به زوال است، ظاهری فرهیخته دارد، که فساد درونی او را میپوشاند. همجنسگرایی او، راوی داستان یعنی مارسل را جذب و دفع میکند. بارون دو شارلوس در رمان آخر، سالخورده شده است.
فرهاد دیناری
چارم
charm \'chärm\
[در زبان فرانسه قدیم charme، از کلمه لاتین carmen، به معنای آیین سخن، ورد و سرود] عمل و بیانی که گمان میرود قدرتی جادویی دارد و شبیه یک ورد یا افسون است. چارمها جزء نخستین نمونههای ادبیات مکتوب هستند. از میان چارمهای مکتوب در انگلیسی قدیم، تعدادی که بر ضد یک جن و تعدادی که بر ضد دزد قلعه گفته شدهاند، قابل ذکرند.
فرهاد دیناری
کرِن (خارون)
Charon \'kar-ən, -än\
در اساطیر یونان، پسر اِرِبوس و نیکس (شب) که وظیفهاش انتقال ارواح مردگان از روی رودخانههای استایکس و آچران است که مراسم تدفین برایشان به جای آورده شده است. در قبالِ آن، او سکهای را دریافت میکند که در دهان جسد گذاشته شده است. او در اِتروسکان، کارون نامیده میشد و در مقام دیو مرگ و مسلح به چکش ظاهر میشد. او سرانجام بهعنوان نماد مرگ و جهان مردگان در نظر گرفته شد و درست همانند خاروس یا خارونتاس، فرشته مرگ در فرهنگ عامة جدید یونان، زنده ماند.
مسعود امیرخانی
شاریئر، ایزابل دُ
Charrière \sh r-'yer\
نام اصلی او ایزابلا آگنتا الیزابت وان تویل وان سروسکرکن، لقبها بل وان زویلن، بل دُ شاریئر، زِلید (ت. 20 اکتبر 1740، زویلن، نزدیک اوترخت، هلند- و. 27 دسامبر 1805، کولومبیر، سویس) رماننویس سوئیسی که بهطور خاص بهسبب رمانهای نیرومند و نامهوار فصیحش مورد توجه قرار گرفته است.شاریئر تحت تأثیر دنی دیدرو و ژان ژاک روسو، آرای انتقادی خود را در مورد برتری اشرافی، مسائل اخلاقی («سه زن» (Trois femmes, 1797))، عرف مذهبی و فقر («نامههایی که در برف پیدا شد» (Lettres trouvéessous la neige, 1794)) را بیان کرد. او مکاتبات وسیعش را ادامه داد و علاوه بر مقالات، چند نمایشنامه نوشت و چند قطعه موسیقی ساخت. امّا او بیشتر بهسبب رمانهایش مشهور است. مهمترین رمانهایش، «نامههایی از لوزان» (Lettres écrites de Lausanne, 1785) و «کالیسته، یا تکمله نامههایی از لوزان» (Caliste, ou suite de Lettres écrites de lausanne, 1787) نام دارند.
فرهاد دیناری
خانقاه راهبان پارما
Charterhouse of Parma, The \'pär-mə\
رمانی اثر استاندال، که در 1839 به زبان فرانسوی با نام La Chartreuse de Parme چاپ شد. بهطورکلی این اثر را، بعد از «سرخ و سیاه» (TheRed and the Black)، یکی از شاهکارهای استاندال میدانند و بهدلیل پرداخت بسیار ظریفِ خصوصیات روحی انسان و عرضۀتصویرهایی معروف است. حوادث رمان اساساً در دربار پارمای ایتالیا، در اوایل قرن نوزدهم میگذرد و داستان بخت و اقبال فابریس دُل دونژو، جوانی اشرفزاده و تحسینکننده آتشین ناپلئون، است. او در واترلو میجنگد و به پارما بازمیگردد و در آنجا برای کسب مزایای دنیوی به کلیسا میپیوندد. او در طول داستان رقیب خود را میکشد، از بچهای سرپرستی میکند و سرانجام به خانقاه کارتوزیان و یا خانقاه راهبان پارما پناه میبرد و در آنجا فوت میکند.
مهلا آرینپور
چارتریس، لسلی
Charteris \'chär-tər-is\
نام اصلی او لسلی چارلز بویر یین (ت. 12 می 1907، سنگاپور- و. 15 آوریل 1993، وینزر، انگلستان) پدیدآورندة رمانهای اسرارآمیز- حادثهای بسیار مشهور و خالقِ سایمون تمپلر که بیشتر با عنوان «سنت» معروف است و نیز گاهی «رابین هود جناییِ مدرن» نامیده میشود.چارتریس مدت کوتاهی در کینگز کالجِ کیمبریج تحصیل کرد و پس از آن بهعنوان یک دریانورد تاجر کار کرد. او، که از 1932 در ایالت متحده ساکن میشود، از 1933 بهعنوان فیلمنامهنویس هالیوود فعالیت کرد و هشت فیلمنامة سینمایی با عنوان «سنت» و چندین فیلم دیگر نوشت. او از 1928 حدود پنجاه رمان و مجموعه داستان درباره «سنت» منتشر کرد که تاکنون به حداقل پانزده زبان ترجمه شدهاند.
فرهاد دیناری
شارتیه، آلن
Chartier \sh r-'tyā\
(ت. حدود 1385، بایو، نورماندی، فرانسه- و.حدود 1433، آوینیون، پرووانس؟) شاعر و نویسنده سیاسی فرانسه که سبک تعلیمی، خوشساخت و لاتینی او را نسلهای بعدی شاعران و نویسندگان بهمثابه یک الگو میپنداشتند. شارتیه، که در دانشگاه پاریس درس خواند، وارد بخش سلطنتی شد و بهعنوان منشی و سردفتر شارل ششم و پسر ارشد پادشاه، شارل هفتم بعدی، خدمت کرد. اولین شعر معروف او، «کتاب چهار بانو» (Livredes quatre dames, 1415 or 1416)، گفتوگویی میان چهار زن است که معشوقههایشان را در نبرد آژَنکور از دست دادهاند. همین فن گفتگو در اثر منثور «گفتوگوی دشنامآمیز چهار جانبه» (Quadrilogueinvectif, 1422) بهکار میرود. شعرهای شارتیه «بانوی زیبای سنگدل» (La BelleDame sans merci)، «شعر تمثیلی صلح» (Le lay depaix)، و «کتاب مقدس انسانهای شریف» (Bréviairedes nobles) هستند که اولین آنها، که داستان عشقی نافرجام است، بسیار معروف است و در قرن پانزدهم به زبان انگلیسی ترجمه شد.
مسعود امیرخانی
شارتیه، امیل- اوگوست
Chartier \sh r-'tyā\
نام مستعار او آلن (ت. 13 مارس 1868، مورتانی، فرانسه- و. 2 ژوئن 1951، لو وزینه، نزدیک پاریس) فیلسوف فرانسوی که آثارش چند نسل از خوانندگان را عمیقاً تحت تأثیر قرار دارد. شارتیه در حین تدریس در روئان، نوشتن مقاله برای روزنامهای تحت عنوان Propos d’un Normand را آغاز کرد. چیزی نگذشت که کیفیت ادبی این مقالات مورد توجه قرار گرفت. مجموعۀ اول از سری مجموعه مقالات او در 1908 منتشر شد. در جنگ جهانی اول به خدمت سربازی رفت و چند کتاب، از جمله «مریخ؛ یا حقیقتیدربارۀ جنگ» (Mars, ou la guerre jugée, 1921)، در خط مقدم یا سنگرها نوشت.«ایدهها و عصرها» (LesIdées et les ages, 1927)، «مذاکرات در کنار دریا» (Entretiens au bord de la mer, 1931)، «ایدهها» (Idées, 1932)، «خدایان» (Les Dieux)، «داستان افکار من» (Histoire de mes pensées, 1936)، و «ماجرای قلب» (Les Aventures de coeur) مهمترین آثار شارتیه پس از جنگ هستند. او در 1951 نخستین دریافتکنندۀ جایزه بزرگ ملّی ادبیات شد.
فرهاد دیناری
چِیس، مِری اِلن
Chase \'chās\
(ت. 24 فوریه 1887، بلو هیل، مِین، ایالات متحده- و. 28 جولای 1973، نورتمپتن، مَساچوستس) دانشمند و نویسنده امریکایی که در رمانهایش به ساحل مین و ساکنان آن میپردازد.سه اثر خودزندگینامهای دوران کودکی چیس را در مین توصیف میکنند: «ارثیه کلان» (A Goodly Heritag, 1932)، «دوستی جذاب» (A GoodlyFellowship, 1939)، و «در سفید: ماجراهایی در تخیل یک کودک» (The White Gate: Adventures in the Imagination of a Child, 1954). او مدرک دکترایش را در انگلیس از دانشگاه مینهسوتا اخذ کرد و در انگلستان نیز درس خواند که در کتاب مقالاتش، «این انگلستان» (This England, 1936)، دربارة این دوره نوشته است.او کار نوشتن را با خلق آثاری برای کودکان همچون «دختری از کشور شاخی بزرگ» (The Girl from theBig Horn Country, 1916) و «کریسمس مری» (Mary Christmas, 1926) آغاز کرد. پس از اولین رمانش، «ارتفاعات» (Uplands, 1927)، دو رمان قدرتمند با نام «مری پیترز» (Mary Peters, 1934) و «سایلس کراکت» (Silas Crockett, 1935) منتشر کرد. «سپیده دم در لایونیز» (Dawn in Lyoness, 1938) بازگویی داستان تریستان و ایزولده است. او نقد ادبی، مطالعات انجیلی و مقاله نیز مینوشت.
مسعود امیرخانی
کاریبدیس
Charybdis
نکSCYLLA AND CHARYBDIS
ادبیات تعقیبی
chase literature
ادبیاتی که در آن با عمل تعقیب و دنبال کردن، تعلیق و انتظار بهوجود میآید.
مهلا آرینپور
چِیسر
chaser \'chā-sər\
اثری ادبی یا بخشی از آن که به لحاظ محتوا در مقایسه با اثری که بعد از آن آمده یا بخشی که همراه آن است ضعیف است یا جدیت کمتری دارد. این استعاره ممکن است از روال نوشیدن یک نوشیدنی معمولی یا خوردن غذا بعد از صرف یک نوشیدنی الکلی قوی ناشی شده باشد.
فرهاد دیناری
شاستلن یا شاتلن، ژرژ
Chastellain or Chastelain \shas-tə-'len, shat-'len\
(ت. حدود. 1405 یا حدود. 1415، آلست، برابانت [اکنون در بلژیک]- و. 1475، والانسیئن، انو بورگونت [اکنون در فرانسه]) وقایعنگار بورگونتی و یکی از مهمترین شاعران درباری.شاستلن بهعنوان سرباز به فیلیپِ معظم، دوک بورگونت، خدمت کرد و بعدها جزء خانوادة فیلیپ شد. او در 1455 به سمت تاریخنگار بورگونت منصوب شد. تنها یک سوم از اثرِ «گاهشمار وقایع بورگونت» (Chronique des ducs de Bourgogne)باقی مانده است. این تاریخ، وقایع سالهای 1419 تا 1474 را به همراه وقفههایی شامل میشود. ویژگیهای برجستة این اثر در توصیفات و اطلاعات دقیق آن و نیز ارزیابی زیرکانة آن از شخصیتها و موضوعات روزگارش است. دیگر آثار شاستلن شامل قطعات سیاسی، اشعار رسمی، قصاید، آثاری که برای نویسندگان همتای خود نوشته است، آثار آموزشی، و چند نمایشنامه است.
فرهاد دیناری
تصفیه
chasten \'chā-sən\
پیراستن اثری هنری یا ادبی از افراط، تظاهر یا مطالب نادرست؛ اصلاح کردن.
فرهاد دیناری
چیستوشکا
chastushka \chyi-'stüsh-kə\
[واژهای روسی، مشتق شده از واژه chastyĭ به معنای مکرر، در توالی سریع؛ شاید در اصل اشاره به بند ترجیع (برگردان) یک تصنیف] قطعة عامیانة مقفایی که معمولاً از چهار بیت تشکیل شده است. چیستوشکا قالبی سنتی دارد، اما اغلب محتوایی سیاسی یا در مورد موضوعی خاص دارد.
فرهاد دیناری
شاتوبریان، فرانسوئا- اوگوست- رنه، دو، ویسکنت (لقب اشرافی) دو
Chateaubriand \sha-tō-brē-än\
(ت. 4 سپتامبر 1768، سن مالو، فرانسه- و. 4 جولای 1848، پاریس) نویسنده و سیاستمدار فرانسوی، یکی از اولین نویسندگان سبک رمانتیسم فرانسه. او برجستهترین شخصیت ادبی فرانسه در زمان خودش محسوب میشد که تأثیر شگرفی بر نسل جوان آن روز داشت.شاتوبریان، که به هنگام آغاز انقلاب فرانسه افسر سوارهنظام بود، از پیوستن به سلطنتطلبها خودداری کرده، به ایالات متحده رفت و در آنجا در سفرهایی که به همراه تجار خز انجام داد اطلاعات و دانش دست اولی از زندگی سرخپوستان بهدست آورده و شخصاً با زندگی آنان آشنا شد. شاتوبریان پس از اطلاع از فرار لوئی شانزدهم از کشور در ژوئن 1791، به فرانسه بازگشت و به ارتش سلطنتی پیوست. به دلیل آنکه در محاصره تیونویل زخمی شد، از خدمت ارتش مرخص گشت. در 1793 به انگلستان مهاجرت کرد و در 1797 «درآمدی بر تاریخ انقلاب ما» (Essai Sur les révolutions, 1797)، را نوشت که روایتی پراحساس از تاریخ انقلابهای بشر است که در آن انقلابهای قدیم و جدید را به منظور یافتن شباهتها با هم مقایسه میکند.شاتوبریان در 1800 به پاریس برگشت و به کار روزنامهنگاری مستقل پرداخت. در 1801 گزیدهای از یک شعر حماسی ناتمام سرخپوستی را در اثری با عنوان «آتالا» (Atala) به چاپ رساند که بهسرعت مورد استقبال عموم واقع شد. رسالهای که وی با عنوان «نبوغمسیحیت»(Le Génie du christianisme) در تمجید از مسیحیت نوشت هم از سوی سلطنتطلبها و هم از سوی ناپلئون، که در آن زمان سرگرم احیای کاتولیک رمی بهعنوان مذهب رسمی کشور بود، مورد استقبال قرار گرفت.شاتوبریان بین سالهای 1803 و 1804 دبیر اول سفارت فرانسه در رم بود. سالهای پس از آن را صرف خلق آثار ادبی از جمله رمان «رنه»(René, 1805) و نیز عشقبازیهای فراوان نمود. در 1811 به عضویت فرهنگستان فرانسه برگزیده شد و در 1815 به دریافت لقب اشرافی ویکونت نایل شد و به عضویت مجلس اعیان فرانسه درآمد. کتاب «خاطرات شاتوبریان»(Mémoires d'outre- tombe, 1849-50) را، که بهمنظور انتشار پس از مرگ خویش نوشت، شاید بتوان از ماندگارترین یادگاریهای وی بهحساب آورد.
مهلا آرینپور
مکافات
Châtiments, Les \lā-sh -tē-'män\
مجموعه شعری از ویکتور هوگو، که در 1853 منتشر و در 1870 افزایش یافت. این کتاب به هفت بخش تقسیم میشود و دربردارندة بیش از یکصد قصیده، ترانه عامهپسند، شعر روایی و سرود است که هوگو در آنها بیعدالتی و استبداد را محکوم میکند و علیه لوئی- ناپلئون (ناپلئون سوم) و سوءاستفادههای امپراتوری دوم موضع میگیرد. این اثر، که در خلال اولین سال تبعید خودخواسته هوگو از فرانسه در بروکسل و جرزی سروده شده است، مملو از ترس و برآشفتگی اوست، اما با تعهد او به پیشرفت و صلح و اعتقادش به آزادی و برادری پایان مییابد.
مسعود امیرخانی
چترجی، بانکیم شاندرا
Chatterjee \'chat-ər-'jē\
نام خانوادگی اصلی او چتوپاتیئی (ت. 27/26 ژوئن 1838، نزدیک نایهاتی بنگال، هند- و. 8 آوریل 1894، کلکته) نویسندهای که او را بزرگترین رماننویس ادبیات بنگالی میدانند.چترجی از دانشگاه کلکته فارغالتحصیل شد و سالهای زیادی بهعنوان کارمند دولتی هند در مقام نماینده قاضی دادگاه بخش خدمت کرد. در 1858، یک جلد از اشعارش را با عنوان «لالیتا اُماناس» (Lalita OManas) منتشر کرد. او مدت کوتاهی به انگلیسی نوشت و رمانش به نام «زن راجموهان» (Rajmohan’s Wife)در 1864 بهطور مسلسل در Indian Field منتشر شد. اولین اثر در خور توجه بنگالی وی به نام «دختر رئیس قلعه» (Durgeśnandint, 1865) بود که با آن رمان بنگالی بهوجود آمد. چترچی آن را با «کپالکوندلا» (Kapālkundalā, 1866) و «مرنالینی» (rnālinī, 1869) ادامه داد. انتشار روزنامة تاریخساز چترجی، śan، در 1872 آغاز شد و تعدادی از رمانهای متأخرش بهصورت پاورقی در آن منتشر شد. در میان رمانهای بعدی او «درخت سمی» (Bisabrksa, 1873)؛ «دو حلقه» (gurīya, 1874)؛ «راجانی» (Rajani, 1877)؛ «وصیتنامه کریشنکاتا» (Krsnakānter 1878)، که نویسنده آن را بزرگترین رمان خودش میداند؛ «راجسیمها» (Rājsimha 1881)؛ «دیر خوشبختی» (Ānandamath, 1882) و «سیتارام» (Sitārām, 1887) وجود دارند. گرچه رمانهای چترجی به لحاظ ساختاری ناقص است، بااینحال صدای او برای معاصرینش پیامبرگونه بود و قهرمانان شجاع هندی وی میهنپرستی و افتخار نژاد را برمیانگیزند. سرود «سلام بر تو، مادر» (Bande Mātaram)، که از رمان دیر خوشبختی او اخذ شده بود، بعداً «سرود مذهبی» (mantro) و شعار هندوهای هند در تلاش برای استقلال شد.
زینب مشتاقی
چَترتُن (شاترتون)
Chatterton \'chat-ər-tən, sha-ter-'tón\
نمایشنامة منثور فرانسوی در سه پرده اثر آلفرد د وینیی، که در 1835 اجرا و منتشر شد. این نمایشنامه، که شاهکار وینیی محسوب میشود، بخشی خیالی را در زندگی تامس چترتن، شاعر انگلیسی قرن هجدهم، توصیف میکند. این نمایشنامه رنج با افتخار هنرمندی درک نشده را ارج مینهد و جامعة ماتریالیستی را، که در آن جایی برای هنر و هنرمندان «غیرمولد» وجود ندارد، محکوم و سرزنش میکند.
فرهاد دیناری
چترتن، تامس
Chatterton \'chat-ər-tən\
(ت. 20 نوامبر 1752، بریستول، گلاسترشر، انگلستان- و. 24 آگوست 1770، لندن) شاعر مهم احیاء ادبیات «گوتیک» قرن هجدهم و پیشاهنگ نهضت رمانتیک. چترتن در یازده سالگی روی پوست کهنه، قطعه شعری شبانی و کوتاه به نام «الینور و جاگا» (Elinoure and Juga)، که ظاهراً متعلق به قرن پانزدهم بود، نوشت که خوانندهاش را فریب میداد. بعد از آن، اشعاری از این نوع نوشت که علیالظاهر اثر راهب قرن پانزدهم به نام تامس راولی بود؛ ولی این فرد شخصیتی جعلی، ساختة خود چترتن بود. این اشعار با تمام نقایصاش، بر نبوغ او بهعنوان یک شاعر و نیز پیشرو در مکتب رمانتیک دلالت میکرد.چترتن در 1767، شاگرد یک وکیل دعاوی در بریستول شد، اما بیشتر وقتش را برای نوشتههایش صرف میکرد. تهدید نمایشی به خودکشی و نوشتن «آخرین وصیت من، تامس چترتن از بریستول» (The Last Will and Testament of me, Thomas Chatterton of Bristol) کارفرمایش را مجبور کرد تا وی را از تعهداتش معاف کند. او سپس رهسپار لندن شد. یک اپرای شاد به نام «انتقام» (The Revenge) درآمدی برایش به همراه آورد؛ اما مرگ حامی احتمالیاش در آینده، تمام امیدهای چترتن را نابود کرد. با وجود گرسنگی شدید، از پذیرفتن غذای دوستانش امتناع کرد و همان شب، 24 آگوست 1770، در اتاق زیرشیروانیاش در هولبرن با خوردن آرسنیک خودکشی کرد. به دنبال این حادثه، نامش بر سر زبانها افتاد. سیموئل تیلر کولریج، ویلیام وُردزوُرت، جان کیتز و لرد بایرن او را ستودهاند.
فرشته آهنگری
چتوین، بروس
Chatwin \'chat-win\
نام کامل اوچارلز بروس چتوین (ت. 13 می1940، شفیلد، یورکشر، انگلستان- و. 18 ژوئن1989، نیس، فرانسه) نویسنده بریتانیایی که بهدلیل نوشتن کتابهایی براساس زندگی چادرنشینی خود مورد تحسین بینالمللی قرار گرفت. چتوین در دانشگاه ادینبرو باستانشناسی خواند. او مدتی بهعنوان خبرنگار سیار برای مجله The Sunday Times (لندن) کار کرد. کتاب «در پاتاگونیا» (In Patagonia, 1977) براساس سفرهایش، در بریتانیا و ایالات متحده برنده جایزه شد. «نایبالسلطنه اوئیدا» (The Viceroy ofOuidah, 1980/ که فیلم آن با عنوان «دماغة وردۀ کبری»Cobra Verde, 1987)) زندگینامه داستانی یک تاجر بردهفروش برزیلی است. اولین رمان او، «بر روی تپه سیاه» (/On the Black Hill, 1982 فیلم، 1988) جایزه ادبی ویتبِرِد را کسب کرد. «خطوط نغمهخوانی» (TheSonglines, 1987)، موفقترین اثر تجاری چتوین، به بررسی خلق اسطورههای بومیان استرالیایی و تخیلات فلسفی راجع به طبیعت چادرنشینان میپردازد. آخرین رمان او «اوتز» (Utz,1988) بود. «من در اینجا چهمیکنم؟» (What Am I Doing Here$1) مجموعه مقالاتی بود که پس از مرگ وی منتشر شد.
مسعود امیرخانی
چاسر، جفری
Chaucer \'cho-sər\
(ت.حدود 43/1342، لندن؟، انگلیس- و. 25 اکتبر 1400، لندن) شاعر برجستة انگلیسی قبل از ویلیام شکسپیر که «قصههای کنتربری» (TheCanterbury Tales) او یکی از بزرگترین آثار منظوم انگلیسی است. چاسر در خانوادهای متوسط به دنیا آمد. از تحصیلات او اطلاعات کمی داریم، اما آثارش آگاهی همهجانبة او را از کتب مهم عصرش و نیز عهد قدیم نشان میدهد. علاوه بر انگلیسی، مسلماً به فرانسوی مسلط بوده و با لاتین و ایتالیایی نیز آشنایی داشته است. چاسر در 1357 در خدمت کنتسِ آلستر و از 1359 در ارتش فرانسه همراه با ادوارد سوم بود. چاسر در محاصرة رنس اسیر و با دادن فدیه آزاد شد. در 1367، به یک سمت درباری منصوب شد و در بیشتر سالهای عمرش سمتهای دولتی و سیاسی داشت. اولین شعر مهم چاسر، «کتاب دوشس» (Book ofDuchesse, 1369/70)، مرثیهای در قالب مشاهداتی در عوالم رویا برای بلانچ، دوشس لنچستر و اولین همسر جانِ اهل گانت بود، که در اثر طاعون فوت کرده بود. در دهه بعد، چاسر برای مأموریتهای سیاسی به رفلاندرز، فرانسه و ایتالیا سفر کرد و سپس بهعنوان مدیر امور مالی گمرک منصوب شد. مهمترین اثر چاسر در دهه بعد، شعر روایی «خانة شهرت» (House of Fame) در قالب رویابینی بود. او در طول سالهای 1390-1380، آثار سطح بالایی از قبیل شعر عاشقانه رویابینی «مجلس مرغان» (The Parlement of Foules)؛ ترجمة منثور «تسلی فلسفی» (Consolation of Philosopny) اثر بوئتیوس؛ اولین اثر بزرگ و پختهاش، رمانس «ترویلوس وکریسید» (Troilus and Criseyde)؛ و آخرین شعر رویابینیاش «افسانة زنان نیک» (Legend of GoodWomen) نوشت. چاسر در طول دهة 1390 رابطة نزدیکی را با جان اهل گانت، پسر ارلِ دربی، که بعداً هنری چهارم پادشاه انگلستان شد، برقرار کرد. در همین دوره مشهورترین اثرش را، که ناتمام ماند، به نام قصههای کنتربری شروع کرد. در دسامبر 1399، یک خانه در باغ کلیسای وستمینستر اََبی، اجاره کرد. او یک سال بعد درگذشت و در همان کلیسا دفن شد. در آن زمان این کار، افتخار چشمگیری برای یک غیراشرافزاده بهشمار میرفت.
فرشته آهنگری
چایفسکی، پدی
Chayefsky \chä-'yef-skē\
نام اصلی او سیدنی چایفسکی (ت. 29 ژانویه 1923، نیویورک، ایالت متحده- و. اول آگوست 1981، شهر نیویورک) نمایشنامهنویس و فیلمنامهنویس امریکایی.چایفسکی بهعنوان شاگرد چاپخانه کار کرد و سپس نوشتن برداشتهای رادیویی و نمایشنامههای اسرارآمیز برای تلویزیون را آغاز کرد. اولین نمایشنامه تلویزیونی کامل او «آواز تعطیلات» (Holiday Song, 1952) بود. چایفسکی بزرگترین موفقیت را با «مارتی» Marty, 1953/ فیلم، 1955) کسب کرد. دو نمایشنامه تلویزیونی موفق دیگر او، که بهصورت فیلم سینمایی ساخته شدند، «میهمانی مجردی» (The Bachelor Party, 1954/ فیلم، 1957) و «جنجال تهیه غذا» (The Catered Affair, 1955 / فیلم، 1956) نام داشتند. نمایشنامه تلویزیونی «نیمهشب» (The Middle of the Night, 1954) اولین نمایشی بود که بر روی صحنه رفت. (1956). «دهمین مرد» (The Tenth Man, 1959)، «گیدئون» (Gideon, 1961)، «شور و عشق جوزف دی» (The Passion of Josef D, 1964)، و «ناهمجنسخواه بالقوه» (The Latent Heterosexual / در 1967 منتشر و در 1968 اجرا شد) از دیگر نمایشهایی هستند که به روی صحنه رفتند. او فیلمنامه و سناریو نیز نوشت.
مهلا آرینپور
چیور، جان
Cheever \'chē-vər\
(ت. 27 می 1912، کوئینسی، مساچوستس، ایالات متحده- و. 18 ژوئن 1982، آسینینگ، نیویورک) نویسنده داستانهای کوتاه و رماننویس امریکایی که آثارش، اغلب با استفاده از کمدیِ تخیل و طعنه و طنز، زندگی، اسلوب و اخلاقیات طبقه متوسط شهری امریکا را توصیف میکند. چیور بهدلیل نثر شفاف و ظریف و شیوه دقیق بیان وقایع و سرگذشتها معروف است.چیور، که استاد داستان کوتاه بود، از «حوادث منقطع»، که آنها را منبع اولیه داستانهای کوتاه میدانست، کار خود را شروع کرد. اولین داستان او در 1930 در مجله The New Republicچاپ شد. آثار او در The NewYorker، Collier's، Story، و Atlantic نیز منتشر میشد. اولین مجموعه داستان کوتاه چیور «شیوه زندگی برخی افراد» (The Way Some People Live, 1943) بود که به دنبال آن مجموعههای دیگری ازجمله «رادیوی عظیم و داستانهای دیگر» (The Enormous Radio and OtherStories, 1953) و «سرتیپ و بیوه گلف» (The Brigadier and the Golf Widow, 1964) منتشر شدند. «شناگر» (TheSwimmer)، که در بسیاری از گلچینهای ادبی آمده، در مجموعۀ سرتیپ و بیوه گلف نیز آمده است. «داستانهای جان چیور» (The Stories ofJohn Cheever, 1978) برنده جایزه پولیتزر شد. او با اولین رمان خود، «سرگذشت وپشات» (WapshotChronicle, 1957)، جایزه کتاب ملی را کسب کرد. دیگر رمانهای او «رسوایی وپشات» (The Wapshot Scandal, 1944)، «قوشباز» (Falconer, 1977)، و «اوه، چه بهشتی بهنظر میرسد» (Oh What a Paradise It Seems, 1982) نام دارند. «نامههای جان چیور» (The Letters of John Cheever)، که پسرش بنجمین چیور آنها را ویرایش کرد، در 1988 و «یادداشتهای جان چیور» (The Journals of John Cheever) در 1991 منتشر شد.
مهلا آرینپور
شاهکار (شِیدِورا)
chef ďoeuvre \shā-'dœvr, Angl-'dərv\
جمع آنchef d’oeuvre (با تلفظ مشابه) [واژهای فرانسوی، معنای تحتالفظی آن، کار برجسته] شاهکار خصوصاً در ادبیات یا هنر.
مهلا آرینپور
چخوف، آنتون (پاولویچ)
Chekhov \'chek-əf, Angl 'chek-of, ov\
(ت. 17 ژانویه [29 ژانویه به سبک جدید] 1860، تگانروگ، روسیه- و. 1 یا 2 جولای [14 یا 15 جولای] 1904، بادنوایلر، آلمان) نمایشنامهنویس روسی و استاد داستان کوتاه مدرن.چخوف در 1884 از دانشکده پزشکی دانشگاه مسکو فارغالتحصیل شد. با درآمدش از راه روزنامهنگاری مستقل و نوشتن قطعات کوتاه طنز، که خود مبدع آن بود و با نام مستعار آنها را مینوشت، بهلحاظ اقتصادی خانوادهاش را تأمین میکرد. در 1888 داستان بلند «استپ» (The Steppe) برای اولینبار در مجله معتبر ادبی Severny vestnik منتشر شد. چخوف چندین تحقیق تراژیک عمیق نیز در همین زمان داشت که برجستهترین آنها «داستان ملالآور» (Skuchnaya istoriya, 1889)، بررسی موشکافانهای از ذهن یک استاد پزشکی مسن در بستر مرگ بود. در اوایل 1890، چخوف به جزیره دوردست، ساخالین، محل یک زندان روسیه سلطنتی سفر کرد. در بازگشت از آنجا، «جزیره ساخالین» (Ostrov Sakhalin, 1893-94) را منتشر کرد که تا به امروز یک اثر کلاسیک کیفرشناسی باقیمانده است. در طول سالها قبل و بعد از سفر به ساخالین، چخوف بهکار خود در کسوت نمایشنامهنویس ادامه داد. اثر «شیطان چوبی» (Leshy, 1889) او نمایشی چهارپردهای است که عمدتاً با حذف قسمتهایی، نام آن را به «عمو وانیا» (DyadyaVanya, 1897) تغییر داد که به یکی از بزرگترین شاهکارهای تئاتری او تبدیل شد. دیگر نمایشنامههای او در این دوره چندین نمایش خندهدار تکپردهای معروف به وود ویلز (vaudevilles) است، که از میان آنها میتوان «خرس» (Medved, 1888)، «خواستگاری» (Predlozheniye, 1889)، «عروسی» (Svadba, 1889)و «سالگرد ازدواج» (Yubiley, 1891) را نام برد.چخوف در 1892 در دهکده ملیخوفو املاک و مستغلاتی خرید. او هنگام اقامت در ملیخوفو، تأثیرگذارترین داستانهای کوتاه خود را نوشت که «همسایگان» (Sosedi, 1892)، «راهب سیاهپوست»(Chorny monakh, 1894)، «قتل» (Ubiystvo, 1895) و «آریادنه» (Ariadna, 1895) از آن جملهاند. «رعیت» (Muzhiki 1897) قطعات سلسلهوار کوتاه و جذابی است که بیش از هر اثر منفرد دیگر چخوف بر مردم روسیه تأثیر گذارد؛ علت آن تا حدودی منوط به دید غیراحساسی او به طبقة رعیت در روسیه بود. اگرچه او مجذوب اصول تولستوی همچون زندگی ساده و عدم مقاومت در برابر گناه شده بود ولی این آموزهها را رد کرد. او این تغییر نظر را در چندین داستان از جمله «بخش شماره شش» (PalataNo.6,1892) به تصویر کشید. «مرغ دریایی»(Chayka, 1897 / ویرایش با اصلاح، 1904) تنها نمایشنامه چخوف است که یقیناً در دوره ملیخوفو نوشته شده است. دو نمایشنامه آخر او یعنی «سه خواهر»(Tri sestry, 1910) و «باغ آلبالو» (Vishnyovy sad, 1904) برای تئاتر هنری مسکو نوشته شد. اگرچه چخوف هنگام مرگش برای جامعه ادبی روسیه شخصیتی شهیر بود، ولی تا سالها پس از جنگ جهانی اول، در دنیا شناختهشده نبود که در این زمان آثار ترجمه شدة وی به انگلیسی مورد توجه قرار گرفت.
مهلا آرینپور
چلکاش
Chelkash \chil-'kash\
داستانی کوتاه اثر ماکسیم گورکی، که در 1895 در مجله Russkoye bogatstvo («ثروت روسیه») در سنپترزبورگ به چاپ رسید. این اثر همچون بسیاری از آثار گورکی شرح حالِ ولگردی بیدل و دماغ- در اینجا یک دزد خشن و گستاخ- است که در بندر اُدسا در ساحل دریای سیاه پرسه میزند. ماهیت او از طریق روابط پیچیدهاش با پسر روستایی حریص و بیعرضهای به نام گاوریلا، که از او بهعنوان شریک جرم و همدست در دزدیها استفاده میکند، آشکار میشود.
مهلا آرینپور
ژنگ ژندو
Cheng Chen-to
نکZHENG ZHENDUO
شنیه، ماری ژوزف (بلز) دو
Chénier \shān-'yā\
(ت. 28 آوریل 1764، قسطنطنیه [اکنون استانبول، ترکیه]- و. 10 ژانویه 1811، پاریس، فرانسه) شاعر، نمایشنامهنویس، سیاستمدار و طرفدار انقلاب فرانسه از همان روزهای نخستین شروع آن.ماری- ژوزف، که برادر آندره دو شنیۀ شاعر بود، در کالج ناوار تحصیل کرد و بعد به مدت دو سال به تیپ مونمورانسی پیوست. او، که عضوی از مجمع و شورای پانصد بود، ترانهها و سرودههای میهنپرستانهای همچون «سرود عزیمت» (Chantdudépart) «نیایشی برای آزادی» (Hymne à la liberté) سرود.تراژدیهای او، که براساس موضوعات تاریخی بود، بهمثابه محملهایی برای آرمانهای سیاسیاش کارکرد داشت. «شارل نهم» (Charles IX, 1789) و «آنری هشتم» (Henri VIII, 1791) از آن جملهاند. پس از آنکه مخالفتش را با سلطه وحشت در «کایوس گراسوس» (Caius Gracchus, 1792) و «فنلون» (Fénelon, 1793) ابراز کرد، تراژدیهایش ممیزی شدند. او در 1803 عضو فرهنگستان فرانسه شد.
مسعود امیرخانی
شِیری
Chéri \shā-'rē\
رمانی اثر کولت، که در 1920 منتشر شد و دربارۀ رابطهای عشقی است میان لئا، زنی مجلسی، 49 ساله و هنوز زیبا، و شیری، جوانی خوشسیما اما خودخواه که سی سال کوچکتر است. این اثر تحلیل ظریفی از عشق پیر و جوان و همچنین سن و جنسیت دارد. کولت همچنین دنبالهای برای این اثر به نام «آخرین شِیری» (La Fin de Chéri, 1926) نوشت.
مهلا آرینپور
چرنیکوفسکی
Chernikhovsky
نکTCHERNICHOWSKY
باغ آلبالو
Cherry Orchard, The
نمایشنامهای در چهار پرده اثر آنتون چخوف که با نام Vishnyovysad منتشر شد. این اثر، که آخرین نمایش چخوف بود، برای اولینبار در 1904 اجرا و منتشر شد. اگرچه چخوف اصرار داشت که این نمایشنامه «یک کمدی و در بعضی جاها حتی یک دلقکبازی» بود، تئاتردوستان و خوانندگان اغلب وجود اندکی تراژدی را در آن در زوال و سقوط خانواده جذاب رانفسکایا احساس میکنند.مادام رانفسکایا، که مدت پنج سال را در پاریس گذرانده است تا از غم مرگ پسر جوانش رهایی یابد، با بدهی زیاد به روسیه برمیگردد. او مجبور میشود تا درباره استفاده از ملک خانوادگیاش با آن باغ آلبالو زیبا و معروف، تصمیمگیری کند. ارمولای لاپاخین، تاجر بینزاکت اما ثروتمند، پیشنهاد میکند مادام رانفسکایا زمینی را که در آن باغ قرار دارد توسعه دهد. سرانجام لاپاخین ملک را میخرد و طرح خود را برای گسترش خانهسازی دنبال میکند. هنگامیکه خانوادة رانفسکایا با غم و اندوه ملک را ترک میکنند، صدای ارهها را میتوان در باغ شنید.
مهلا آرینپور
گربه چشر
Cheshire Cat \'chesh-ər\
شخصیت داستانی، گربهای که بهعلت پوزخندهای بزرگش و تواناییاش در ناپدید شدن و مجدداً ظاهر شدن در رمان «ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب» اثر لوئیس کرول شناخته شده است. عبارت «پوزخندی همچون گربه چشر» قبل از داستان کرول استفاده میشده و منشأ آن بهصورت یک راز باقی مانده است.
مهلا آرینپور
چِسنات، مری بویکین میلر
Chesnut \'ches-'nət\
(ت. 31 مارس 1823، پِلِزنت هیل، ایالات کارولینای جنوبی، امریکا- و. 22 نوامبر 1886، کَمدِن، ایالت کارولینای جنوبی) نویسنده «دفتر خاطرات دیکسی» (A Diary form Dixie)، که دیدگاهی عمیق از نحوه زندگی و رهبری جامعه در ایالات جنوبی امریکا در طول جنگ داخلی دارد.او، که دختر رهبر سیاسی برجسته کارولینای جنوبی بود، در 1840 با جیمز چسنات جونیور ازدواج کرد؛ جیمز چسنات بعداً در کسوت سنارتور امریکایی اهل کارولینای جنوبی خدمت کرد تا اینکه استعفا داد تا نقش مهمی را در جنبش جدایی و اتحاد جنوب ایفا کند. مری که همسرش را، که افسر ستاد بود، در مأموریتهای نظامی در طول جنگ داخلی همراهی میکرد، شروع به ثبت نظرها و مشاهداتش در 15 فوریه 1861 کرد و خاطراتش را در 2 آگوست 1865 به پایان رساند. دفتر خاطرات دیکسی تا 1905 مدتی طولانی پس از مرگش منتشر نشد. اگرچه این خاطرات بهصورت روزانه نوشته نشده است، اما بهعلت دیدگاههایی عمیق از رهبران نظامی و سیاسی اتحاد جنوب و غور در جامعه جنوبی در طول جنگ داخلی، نزد مورخان از جایگاه والایی برخوردار است.
مهلا آرینپور
چسنات، چارلز وادل
Chesnutt \'ches-'nət\
(ت. 20 ژوئن 1858، کلیولند، اوهایو، امریکا- و. 15 نوامبر 1932، کلیولند) اولین رماننویس سیاهپوست امریکایی مشهور.چسنات فرزند سیاهان آزادی بود که زادگاهشان کارولینای شمالی را پیش از جنگ داخلی امریکا ترک کرده بود. پس از جنگ، والدین او به کارولینای شمالی بازگشتند. چسنات در 25 سالگی ازدواج کرد و تا آن زمان مدیر موفقی در مدرسه بود، اما آنقدر در مورد نحوه برخورد با سیاهپوستان در جنوب آزردهخاطر بود که همسر و فرزندانش را به کلیولند برد.چسنات در فاصله سالهای 1885 تا 1905 بیش از پنجاه قصه، داستان کوتاه، مقاله و همچنین دو مجموعه داستان کوتاه، زندگینامه رهبر مخالف بردگی، فردریک داگلاس، و سه رمان منتشر کرد. «تاکستان گوفِرد» (The Goophered Grapevine) اولین کار یک سیاهپوست بود که مجله The Atlantic Monthly (آگوست 1887) پذیرفت آن را چاپ کند؛ این اثر بهدلیل رد نگاه نویسندگانی همچون تامس نلسون پیج یعنی نگاه رمانتیکِ زندگی کشاورزی، چنان دقیق و موشکافانه بود که اغلب خوانندگان از درک طنز آن عاجز ماندند. این اثر به همراه داستانهای مشابه رئالیستی و از منظر روانشناختی اصیل از زندگی عوام، در میان سیاهپوستان کارولینای شمالی در مجموعۀ «زن افسونگر» (The Conjure Woman, 1899) به چاپ رسید. «همسر جوانی او و دیگر داستانهای مانع نژادی» ( The Wife of His Youth and Other Stories of the Color Line, 1899) تعصب نژادی را در میان سیاهپوستان و همچنین نژادهایی که یادآور جورج و. کیبل است، بررسی میکند. «رویای سرهنگ» (The Colonel's Dream, 1905) بهگونهای قاطع به مشکلات بردهای آزاد شده میپردازد.
مهلا آرینپور
چسترفیلد، فیلیپ دورمر استنهوپ، چهارمین ارل
Chesterfield \'ches- tər-'fēld\
(ت. 22 سپتامبر 1694، لندن، انگلستان- و. 24 مارس 1773، لندن) سیاستمدار، دیپلمات و اندیشمند بریتانیایی که عمدتاً از وی بهعنوان نویسندة «نامههایی به پسرش» (Letters to His Son) و «نامههایی به پسرخواندهاش» (Letters to His Godson)- که راهنمایی برای رفتارها، هنر بشاش بودن و هنر موفقیت جهانی است- یاد میشود.چسترفیلد در 1726 به مقام ارل رسید و در 1728 سفیر انگلیس در هلند شد. در 1732 به انگلستان بازگشت و دهة بعد را در مجلس خدمت کرد. سپس مدت کوتاهی نمایندة پادشاه در ایرلند بود و قبل از اینکه بهدلیل تشدید ناشنوایی، بهتدریج از زندگی سیاسی کنارهگیری کند، مدتی در سمت منشی ایالت خدمت کرد. چسترفیلد حامی بسیاری از نویسندگان مبارز بود، اما روابط ناموفقی با یکی از آنان به نام سمیوئل جانسون داشت؛ چراکه جانسون در نامة معروفش (1755) او را با حمله به حامیان وی محکوم کرد. بعدها جانسون «نامهها» (Letters) را به آموزش «اخلاقیات یک روسپی، و رفتارهای یک استاد رقص» توصیف کرد و به شهرت چسترفیلد لطمه بیشتری زد. سپس چارلز دیکنز کاریکاتور او را بهعنوان سر جان چستر در «بارنابی راج» (Barnaby Rudge, 1814) کشید. بزرگترین حمله به فلسفة وی آن است که این فلسفه مادیگرایانه است. اما در این حدود، نصیحت وی به فرزندانش با زیرکی بوده و با ذکاوت و ظرافت ارائه شده است.
مهلا آرینپور
نمایشنامههای چستر
Chester plays \'ches-tər\
مجموعهای از 25 عنوان نمایشنامه مبتنی بر متون مقدس یا سبک اسرارآمیز قرن چهاردهم که در شهر پررونق چستر در شمال انگلستان در طول قرون وسطا اجرا میشد. براساس عقیده سنتی تاریخ شروع آنها را 1325 ثبت کردهاند، اما به 1375 نیز نسبت داده شدهاند. این نمایشنامهها در سه روز متوالی در عید پیکر مسیح، عید مذهبی که در تابستان است، اجرا میشدند، در اولین روز قسمت 1 تا 9 آن (از سقوط شیطان تا وقایع مهم در انجیل عهد عتیق تا تولد عیسی و تسبیح مردان روحانی)؛ در دومین روز قسمت 10 تا 18 (شامل عزیمت به مصر، صدرات عیسی، مصائب و بر صلیب آویختن عیسی، فرود به جهنم و ورود به بهشت پرهیزگارانی که قبل از اینکه به رستگاری برسند، درگذشتند)؛ و سرانجام در سومین روز قسمتهای 25 تا 19 آن (شامل رستاخیز، عروج عیسی، فرود روحالقدس، آمدن مسیحی دروغین و روز قیامت) اجرا شد. نمایشنامههای چستر به لحاظ مفهومی غنی هستند، بااینوجود داستان عظیم رستگاری انسان را بسیار آسانتر از دیگر مجموعههای موجود یورک، ویکفیلد و «ان-تاون» بیان میکند. انجمن متون انگلیسی آغازین (1916-1892) مجموعه چستر را منتشر کرد.
مهلا آرینپور
چسترتن، جی. کِی
Chesterton \'ches-tər-tən\
نام کامل او گیلبرت کیت (ت. 29 می 1874، لندن، انگلستان- و. 14 ژوئن 1936، بیکنزفیلد، باکینگمشر) منتقد، شاعر، مقالهنگار، رماننویس و نویسنده داستانهای کوتاه که بهسبب شخصیت پرشور و اندام فربهاش مشهور است.نوشتههای چسترتن تا 1910 سه گونه بودند. اولین گونه، نقدهای اجتماعی او، عمدتاً نوشتههای مفصل روزنامهای بود که در «متهم» (The Defendant, 1910)، «دوازده گونه» (Twelve Types, 1902)، و «بدعتگزار» (Heretics, 1905)جمعآوری شد. نوع دوم دلمشغولیهای او، نقد ادبی بود. «رابرت براونینگ» (Robert Browning, 1903)، «چارلز دیکنز» (Charles Dickens, 1906)، و «بررسی و نقد آثار چارلز دیکنز» (Appreciations and Criticisms of the Works of Charles Dickens, 1911)، که مجموعهای از پیشگفتارهای رمانهای مختلف بودند، ازجمله بهترین نقدهای او محسوب میشود. «جورج برنارد شاو» (George Bernard Shaw, 1909) و «دوره دیکتوریایی در ادبیات» (The Victorian Age in Literature, 1913) همراه با «ویلیام بلیک» (William Blake, 1910)و رسالات بعدیاش یعنی «ویلیام کابت» (William Cobbet, 1925) و «رابرت لوئیس استیونسن» (Robert Louis Stevenson, 1927)صرافت طبعی دارند که جایگاه آنها را فراتر از آثار بسیاری از نقادان آکادمیک قرار میدهد.سومین دلمشغولی مهم چسترتن، مباحث مذهبی و الهیاتی بود. او در 1922 از کلیسای آنگلیکان به کاتولیک رمی روی آورد و بعد از آن چند اثر دربارة الهیات نوشت.چسترتن در شعر استاد ترانه بود، چنانکه در اثر تکاندهنده «لپنتو» (Lepanto, 1911) این مهارت را نشان داده است. در شادترین حالتش در مقالاتی با عنوان «دویدن پشت سر کلاه خود» (On Running After One's Hat, 1908) و «دفاع از مهمل» (A Defence of Nonsense, 1901)دیده میشود که در اینها میگوید که مهمل و ایمان، دو شکل از عالیترین اشکال بیان حقیقت هستند.بسیاری از خوانندگان، داستانهای چسترتن را در جایگاهی والا ارج مینهند. بهدنبالِ «ناپلئون از ناتینگ هیل» (Napoleon of Notting Hill, 1904)، که رمانسی درباره جنگ داخلی در اطراف لندن است، با مجموعه داستان نهچندان منسجم «کانون مشاغل عجیب» (The Club of Queer Trades, 1905) و رمان تمثیلی پرطرفدارش یعنی «مردی که پنجشنبه بود» (The Man Who Was Thursday, 1908) ادامه یافت. اما موفقترین شکل ارتباط داستان با قضاوت اجتماعی در سلسله داستانهایی دربارۀ کشیش مفتشی به نام «پدربراون»(FatherBrown) دیده میشود: «بیگناهی پدر براون» (The Innocence of Father Brown, 1911)، که با «خِرد ...» (Wisdom…, 1914)، «بیاعتقادی...» (The Incredulity…, 1926)، «راز...» (The Secret…, 1927)، و «رسوایی پدر براون» (The Scandal of Father Brown, 1935) ادامه یافت. «زندگینامه خودنگاشت» (Autobiography) چسترتن در 1936 منتشر شد.
فرشته آهنگری
چِتل، هنری
Chettle \'chet-əl\
(ت.حدود1560- و. حدود1607) نمایشنامهنویس انگلیسی، نمونة بارز نویسندگان همهفنحریف و معروف دوره الیزابت.چتل فعالیتش را با کار در چاپخانه شروع کرد. او اثری با عنوان «کلهپوکِ گرین» (Greenes Groats-Worth of Witte, 1592) برای انتشار پس از مرگ آماده کرد که در آن با لقب «کلاغ غمگین» برای شکسپیر به وی حمله میکند و همزمان در اثری طنز در قالب حکایت با عنوان «رؤیای قلب پاک» (Kind- Harts Dreame, 1592) با ارائه شاخه زیتونی به شکسپیر از در صلح و آشتی درمیآید. «والدین هفت ساله کاوشگران دشت» (Piers Plainnes Seaven Yeres Prentiship, 1595) رمانسی مقامهوار است. چتل بین سالهای 1598 و 1603 دستی در 49 نمایشنامه داشت. از این تعداد تنها پنج نمایشنامه منتشر شد: «انحطاط رابرت: اِرلِ هانتینگتن» (The Downfall of Robert, Earle of Huntington, 1601)، نمایشنامهای که در اصل نوشته انتونی ماندی بود و چتل آن را بازنویسی کرده بود؛ «کمدی خوشایند گریزیل صبور» (The Pleasant Comodie of Patient Grissill, 1603) با همکاری تامس دِکر و ویلیام هوتون؛ اثر منتشرة پس از مرگش یعنی «گدای نابینای بدنال گرین» (The Blind–Beggar of Bednal-Green, 1659)، به همراه جان دی؛ و نمایشنامه انتقام «تراژدی هافمن» (Tragedy of Hoffman, 1631)، که تنها نمایشنامة موجود است که به خودِ چتل نسبت داده میشود.
فرشته آهنگری
شِوی
cheville \shə-'vē\
[واژهای فرانسوی، معنای تحتاللفظی آن گیره] کلمه یا عبارت حشوی که برای کامل کردن یک جمله یا شعر بهکار میرود.
مهلا آرینپور
کیابررا، گابریئلو
Chiabrera \kē-ä-'brā-rä\
(ت. 18 ژوئن 1552، ساوُنا [ایتالیا]- و. 14 اکتبر 1638، ساوُنا) شاعری که وزن شعری جدید و سبک هلنی را به شعر ایتالیایی عرضه کرد. داشتن سمتهای سیاسی و شهری و محافظت از چندین پادشاه، اوقات فراغتی را در اختیار کابررا گذاشت تا اشعار بسیار زیادی را به شکلهای مختلف اشعار غنایی، داستانسراییها، شعرهای شبانی، مرثیهسراییها، اشعار حماسی، سوگنمایشها و طنزنامهها بنویسد. اشعار او (اشعار غنایی از شعر پرونسال اقتباس شده است) نشاندهندة ابداعات سبکی هستند. با وجود این، بهترین آثارش تصنیفهای آهنگین و موزون اوست. این اثر قطعات شادی هستند که احتمالاً از اشعار پلیاد فرانسوی در قرن شانزدهم تاثیر پذیرفتهاند؛ بهطوریکه او از ابیات 4، 5، 6، 8 و 9 هجایی (به جای ابیات 7 و 11 هجایی آثار قبلی) و تعداد زیادی از تکیههای هجایی استفاده کرده است. شاعران آرکادی ایتالیایی قرن هجدهم از آثار کیابررا تقلید کرده و ویلیام وردزوُرت، شاعر رمانتیک قرن نوزدهم که برخی از مرثیهسراییهای او را ترجمه کرده، از او ستایش و تمجید کرده است.
مهلا آرینپور
کیئزموس
chiasmus \kī-'az-məs, kē-\
[یونانی آن chiasmós، معنای تحتاللفظی آن عمل قرار دادن بهصورت صلیب، مشتقی از chiázein بهمعنی با علامت X نشانهگذاری کردن، بهصورت صلیب گذاشتن] رابطه معکوس میان عناصری نحوی از عبارات مشابه (بهعنوان مثال درto stop too fearful, and too faint to go) در اثر آلیور گولدسمیت.
مهلا آرینپور
شیکاگو
Chicago \shi-'käg-ō, 'kog-\
شعری از کارل سندبرگ، که اولینبار در مارس 1914 در مجله شعرPoetry و سپس در کتاب «اشعار شیکاگو» (Chicago Poems, 1916) چاپ شد. «شیکاگو»، که قصیدهای در مورد شهر محل زندگی سندبرگ است، بیگمان شناختهشدهترین شعر اوست. این شعر، که یادآور اشعار والت ویتمن است، زندگی معمولی را بهشدت مورد ستایش قرار میدهد.سندبرگ در «شیکاگو» از ویرگول بالا استفاده میکند تا شهر را، بهویژه در القاب موجز ابیات آغازین و پایانی شعر، توصیف کند؛ جاییکه شهر با ویژگیهای صنایع پیشرو آن نمایش داده میشود.
Hog Butcher for the World,
Tool Maker, Stacker of Wheat,
Player with Railroads and the Nation's Freight Handler;
Stormy, husky, brawling,
City of the Big Shoulders
مهلا آرینپور
منتقدان شیکاگو
Chicago critics \shi-'käg-ō,- 'kog\
مکتب شیکاگو نیز نامیده میشود. گروهی از منتقدان ادبی کثرتگرا و صورتگرای امریکایی- ازجمله ریچارد مکیئن، الدر اولسن، آر. اس. کرین و نورمن مکلین- که در گسترش نقد نوین امریکا تأثیر چشمگیری داشتند. این گروه، که از دهه 1940 در دانشگاه شیکاگو شروع به فعالیت کرد، اغلب «ارسطویی» یا به شکل صحیحتر «ارسطوگرایی نوین» نامیده میشدند و این بهدلیل ارتباط آنها با قالب و گونه ادبی بود. رویکرد آنها بر ارزیابی راهحلهای نویسنده برای مشکلات خاص در ساختار متن تأکید میکرد.یکی از کاملترین مباحث منتقدان شیکاگو در «منتقدان و نقد: باستان و جدید» (Critics and Criticism: Ancient and Modern, 1952) وجود دارد که کرین آن را ویرایش نمود. شرح مفصل و کامل اساس نظری روش گروه در مطالعه کرین با نام «زبانهای نقد و ساختار شعر» (The Languages of Criticism and the Structure of Poetry, 1953) وجود دارد. وین سی. بوت، یکی از منتقدان جوانتر شیکاگو است که اصول گروه را در داستان «بلاغت داستان»(The Rhetoric of fiction, 1961) بهکار گرفت و فرضیههای آن را در آثار اخیر بسط و گسترش داد.
مهلا آرینپور
نوزایی ادبی شیکاگو
Chicago literary renaissance \shi-'käg-ō,- 'kog-\
شکوفایی فعالیت ادبی در شیکاگو در طول دورهای تقریباً از 1912 تا 1925. نویسندگان برجستۀ این نوزایی- تئودور درایسر، شروود اندرسن، ادگار لی ماسترز و کارل سندبرگ- به شکلی واقعگرایانه محیط شهری معاصر را به تصویر کشیده، فقدان ارزشهای روستایی سنتی در جامعه امریکایی صنعتیشده و طرفدار اصالت ماده را محکوم میکنند. آنها بر از بین رفتن این وعده رمانتیک که سختکوشی بهطور ناخودآگاه پاداشهای مادی و معنوی را دربر خواهد داشت، تأسف میخورند. اغلب این نویسندگان در اصل از شهرهای کوچک ایالتهای میانی امریکا بودند و عمیقاً تحت تأثیر آثار منطقهای دهة 1890 قرار داشتند. نوزایی همچنین احیاء روزنامهنگاری را بهعنوان یک واسط ادبی دربر داشت. نویسندگانی همچون فلوید دِل، اندرسن، درایسر و سندبرگ همه در یک زمان به روزنامههای شیکاگو پیوستند. تئاتر کوچک، که موریس براون آن را در 1912 بنیان نهاد، مقر و محل خروج مهمی برای استعدادهای خلاق نمایشنامهنویسان جوان شد. گروه ادبی اتاق کوچک، که شامل هنرمندان و حامیان هنر بود، فعالیت ادبی را ترغیب نمودند. مجله TheDial، که در 1880 تأسیس شد، توسعه یافت و به یک ارگان ادبی مورد احترام تبدیل شد. هنری بلیک فولر و رابرت هِریک، که به سنت اصیل و نجیبی تعلق دارند، چندین رمان نوشتند که از رمانهای واقعگرای بعدی درایسر و اندرسن حکایت داشتند. هملین گارلند، که قبلاً بهدلیل نوشتن رمانهایی در زمینة وضع مأیوسکنندة زندگی روستایی در میدوست معروف بود، برای مدت کوتاهی با اتاق کوچک همکاری داشت.پیدایش رمان طبیعتگرایانه درایسر با نام «خواهر کری» Sister Carrie, 1900))، مجموعه مرثیههای شعری ماسترز با عنوان «گلچین ادبی اسپون ریور» (Spoon River Anthology 1915)، «اشعار شیکاگو» (Chicago Poems, 1916)اثر سندبرگو «واینزبرگ، اوهایو» (Winesburg, ohio, 1919) اثر اندرسن نشان اوج نوزایی شیکاگو بودند. دو مجله ادبی شیکاگو- Poetry: A Magazine of Verse، که هرییت مونرو آن را در 1912 منتشر کرد، و TheLittleReview(29-1914)، که مارگرت اندرسن آن را بنیان نهاد- اشعار جدید جالبی را از شاعران محلی همچون ویچل لیندزی، ماسترز و سندبرگ منتشر نمودند. دل، روزنامهنگاری که باFriday Literary Review (11-1909)، پیوست ادبی هفتگی مجله Chicago Evening Post همکاری میکرد، کانون چرخة ادبی مهمی بهشمار میرفت که افرادی همچون درایسر، شروود اندرسن، مارگرت اندرسن و مونرو را دربر میگرفت.
مهلا آرینپور
چیئن ژونگشو
Ch’ien Chung-shu
نک QIAN ZHONGSHU
چی روشان
Ch’i Ju-shan or Qi Rushan \'chē-'rü-'shän\
(ت. 23 دسامبر 1876، گائویانگ، استان حِبِی، چین- و. 18 مارس 1962، تایوان) نمایشنامهنویس و محققی که گرایش به نمایشنامة سنتی چین را احیا کرد.چی روشان آموزش چینی کلاسیک خود را به اتمام رساند و تئاتر چینی سنتی را نیز از دوران کودکی مطالعه کرد و در عنفوان جوانی، زبانهای اروپایی را آموخت. در فاصله سالهای 1908 و 1913، چندینبار به پاریس سفر کرد و با تعداد زیادی از نمایشنامههای اروپایی آشنا شد و این امر، برای وی انگیزهای شد تا تئاتر سنتی چین را به جایگاه مهم قبلی آن بازگرداند.چی روشان در بازگشت به چین، می لانفانگ را، که بعدها یکی از بزرگترین هنرپیشگان چینی شد، ملاقات کرد. این دو، استعداد خود را بهکار گرفته و نمایشنامة جدید چی روشان را، که بر پایۀ منابع تاریخی و افسانهای بنا شده بود، اجرا کردند. در 1903 هنگامیکه چی روشان، می لانفانگ را در سفری به ایالات متحده همراهی کرد، مشارکت بسیار موفقیتآمیز میان آنها به اوج خود رسید. از 1931 تا 1948 چی روشان بیشتر وقت خود را صرف تحقیق مادامالعمر خود در زمینة نمایشنامة چین کرد. او با همکاری دوستانش انجمن تئاتر سنتی چین را بنیاد نهاد که مجهز به یک مدرسه و یک موزه بود که اکثر نوشتههای چی روشان را چاپ نمود.چی روشان در 1948 بهدلیل وضعیت سیاسی چین، مجبور شد به تایوان برود و در آنجا تا هنگام مرگ، به تحقیقاتش در زمینة تئاتر ادامه داد.
، نام اصلی او سوگیموری نوبوموری (ت. 1653. اچیزن [اکنون در فوکوی پِرِفکچر]، ژاپن- و. 6 ژانویه 1725، اُساکا) نمایشنامهنویس ژاپنی که بزرگترین درامنویس ژاپنی محسوب میشود. بیش از یکصد نمایشنامه را به او نسبت میدهند که اکثر آنها برای بونراکو (نمایش خیمهشببازی) نوشته شدهاند. او اولین نویسندة نمایشنامههای بونراکو بود که آثاری را نوشت که علاوه بر اینکه برای گردانندة عروسک فرصتی را ایجاد کرد تا مهارتش را به نمایش بگذارد، از شایستگیهای ادبی چشمگیری نیز برخوردار بودند. آثار چیکاماتسو تا اواخر قرن بیستم شهرت داشتند.نمایشنامة «وارث سوگا» (Yotsugi Soga, 1683) قطعاً اولین اثری است که به چیکاماتسو نسبت داده میشود. سال بعد او نمایشنامه «کابوکی» (kabuki) را نوشت و تا 1693 نمایشنامههایی را فقط برای تئاتر زنده نوشت. او در 1703 مجدداً با سرایندة بونراکو، تاکهموتو گیدایو تماس برقرار کرد، و در 1705 از کیوتو به اُساکا رفت تا به تئاتر عروسکی گیدایو، تاکهموتوزا نزدیکتر باشد. او تا زمان مرگش نویسندة تاکهموتوزا بود.چیکاماتسو بیشتر داستانهای تاریخی و تراژدیهای خانوادگی نوشت. بخش اعظمی از تراژدیهای خانوادگی او براساس اتفاقهای واقعی همچون گرایش عمومی در آن زمان به خودکشی عاشقانه به همراه معشوق بود. معروفترین اثر چیکاماتسو «نبردهای کوکوسینا» (Kokusenya kassen, 1715) بود، ملودرامی تاریخی که تا حدودی براساس حوادث زندگی ماجراجویان چینی-ژاپنی نوشته شده بود که سعی داشتند خاندان مینگ در چین را به قدرت برگردانند. دیگر اثر مشهور او «خودکشی دو نفره در آمیجیما»(Shinjū ten no Amijima, 1720) است که هنوز هم بهکرات اجرا میشود.
مهلا آرینپور
چیلام بالام
Chilam Balam \chē-'läm-bä-'läm\
(بهطور کامل کتابهای چیلام بالام) دستهای از اسناد و مدارک که به زبان یوکاتِک مایا (با حروف اسپانیایی) در طول قرنهای هفدهم و هجدهم نوشته شده است. این کتب منبع اصلی اطلاعات در مورد سنتهای اقوام باستانی مایای از جمله اسطورهها، طالعبینی، آیندهنگری، دانش پزشکی، اطلاعات تقویمی و وقایع تاریخی است. اگرچه در اصل احتمالاً اسناد بسیار زیادی وجود داشته، اما تنها تعدادی از آنها باقی مانده است. اسناد شهرهای چومایل، تیزیمین و مانی (شهرهایی که این اسناد در آنجا نوشته شدهاند) بهویژه برای تاریخ اقوام مایا حائز اهمیت است. چیلام بالام به معنای «سخنگوی شجاع» است.