متنهای نمایشنامهها که صرفنظر از اجرا در صحنه، میتوان آنها را جداگانه خواند. بین متن نمایشنامهها و اجرای آنها، رابطه پیچیدهای وجود دارد. در مورد نمایشپردازان یونانی در قرن پنجم پیش از میلاد، آنچه اکنون در دست ماست، انتخاب کوچکی از نمایشنامههای زیادی است که از دست رفتهاند و این بخش کوچک، با نسخهبرداریها و محافظت از نسخهها برای ما ماندهاند. پژوهندگان نمیتوانند به دقت بگویند که این نسخههای باقیمانده تا چه حد با نگارش و اجزای اصلی نوشتههای اولیه، که برای اجرا تولید شده بودند، نزدیک هستند. در اینجا مثل آنچه در دورههای بعد رخ داده است، مسئله مهم این است که از یک سو چه رابطهای بین کلام نوشتهشدهای که میبایست در صحنه گفته شود یا خوانده شود و از سوی دیگر بسیاری از دیگر عناصر نمایشی مثل حرکتها، صحنهپردازی، لباس و موزیک وجود داشته است. برخی از این مسائل را میتوان از سبک خاص نوشته دریافت، اما بسیاری از عناصر دیگر را باید از راه دیگر بررسی کرد. در نمایشهای دوره نوزایی انگلیس، نمایشنامههای کمی بود که بهصورت کار ادبی به انتشار میرسید، اما اهمیت این نوشتههای نمایشی، موجب شد که سرانجام بسیاری از نمایشنامهها بهصورت آثار ادبی منتشر شوند. در دورههای بعد، به ویژه از قرن نوزدهم به بعد، این امر بهصورت عادت درآمد که نمایشنامهها بهصورت متن نوشته نیز عرضه شوند و بهصورت مستقل به انتشار درآیند و در این متنها از جمله جزئیات صحنه، حرکتهای روی صحنه و حتی نحوه ورود شخصیتها به صحنه و وضعیت ذهنی متناسب با کلام آنها ذکر شوند. بیشتر نمایشها بهصورت نوشتههایی برای اجرای شفاهی و عملی است و این در دورهای است که نوشتههای مرتبط مخیل، یا آنچه «ادبیات» خوانده شده است و بهویژه با ادبیات چاپشده، هممرز شمرده میشد و بسیاری از عناصر آن، دستخوش بدفهمی بود. عبارت ادبیات نمایشی عناصر مشترکی با عبارت ادبیات شفاهی دارد، بهویژه در زمانهایی مانند زمان حاضر که خواندن متن چاپ شده وسیلهای عادی برای درک و مطالعه نوشتههای مخیل محسوب میشود. نامی که برای آثار دارای این شرایط انتخابشده- یعنی «ادبیات»- برای شکلهای دیگری از نوشته بهکار میرفت که در درجه اول، برای ارتباطات شفاهی در نظر گرفته شده بود. نیاز به فهم شرایط اجرای شفاهی، اکنون، بیشتر به رسمیت شناخته شده است. درهمینحال، با توجه به این شناخت جدید هنوز هم متون نمایشنامههای بزرگ اساساً بهعنوان ادبیات دراماتیک، همراه با تأکید بر جنبههای نمایشی آن خوانده میشوند. بازمانده هنر نمایش، پیش از اینکه به متن، یا ادبیات نمایشی تبدیل شود را میتوان در سنت نقالی در فرهنگ قدیم مشاهده کرد، که در آن حرکتهای بدنی و اغلب رقص و ترانه، همچنین سبک خاص هر نقال، از عناصر اصلی روایت است.