دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

دینگ لینگ

ng Ling or Ting Ling \'di-'li\
نویسنده
، نام مستعارِ جانگ وِیجر (ت. 1904، چانگد، ایالت هونان، چین- و. 4 مارس 1986، پکن) نویسندﮤ چینی که به‌خاطر موفقیت بسیارِ داستان‌های کوتاهش در مورد زنان جوان چینی که زندگی غیرمتعارفی دارند شهرت دارد.
وی در خانوادة ‌اشرافی رو به افولی به دنیا آمد. تحصیلاتش را در مدارس ایالتی هونان به پایان رساند و سپس در 1921 به شانگهای و نانجینگ سفر کرد. بعد از دورة کوتاهی در دانشگاه شانگهای به پکن رفت و در آنجا در 1925 شیفتة شاعر چپگرای آینده هو یپین شد.
دینگ لینگ تحت تأثیر «مادام بواری» (Madame Bovary) اثر گوستاو فلوبر و رمان‌های دیگر اروپایی نوشتن داستان‌های کوتاهی را شروع کرد که تا اندازه‌ای خود‌زندگی‌نامه بودند و در آنها نوع جدیدی از قهرمان زن چینی را خلق کرد؛ قهرمان بی‌باک، مستقل و پرشور که درعین‌حال در جست‌وجویش برای معنای زندگی حیران و به لحاظ عاطفی ناخرسند است. این وقایع‌نامه‌های زنان غیرسنتی چینی موفقیتی سریع برایش به همراه داشت. تا 1930 وی سه مجموعه از داستان‌های کوتاه و یک رمان کوتاه را منتشر کرده بود.
در این بین هو یپین، که پیشرفت کمی در حرفة ادبی‌اش کرده بود، توجهش به مسائل سیاسی معطوف شده و عضو دسته نویسندگان چپ‌گرا شده بود. وی سپس عضو حزب کمونیست چین شد و به دست مقامات ناسیونالیست بازداشت و در 1931 اعدام شد. دینگ لینگ خودش در همان سال عضو حزب کمونیست شد و روزنامه‌های گروه نویسندگان چپ‌گرا را ویرایش می‌کرد.
تغییر عقیدة دینگ لینگ به مارکسیسم منجر به نوشتن «سیل» (Shui, 1931) با گرایش کارگری شد که به‌عنوان الگوی داستان سوسیالیستی رئالیستی در چین مورد تحسین قرار گرفته است. وی در 1933 به‌وسیله عوامل حزب ناسیونالیست ربوده شد و تا 1936، که با لباس سربازی فرار کرد و به کمونیست‌ها در ینان پیوست، زندانی بود. در آنجا با مائو زدونگ دوست شد ولی به‌طور کامل نسبت به جنبش کمونیست فاقد دید نقادانه نبود و نارضایتی‌هایش را آشکارا در داستان‌ها و مقالات روزنامه‌ بیان می‌کرد که در نتیجه مائو او را به کنار گذاشت.
دینگ لینگ به انتقادش از حزب، به‌خصوص در مورد حقوق زنان، ادامه داد. آثارش به‌طور رسمی سانسور شد و به‌عنوان فردی راستگرا در 1957 از حزب اخراج شد. به مدت پنج سال طی انقلاب فرهنگی زندانی شد. در 1975 آزاد شد و عضویتش در حزب کمونیست در 1979 دوباره به او داده شد. آثار منتشرشدة متأخر وی شامل تعدادی مقالة انتقادی، داستان‌های کوتاه و نثرهای داستانی بلند است که بعضی از آنها در «من خودم یک زن هستم» (I Myself Am a Woman, 1989) چاپ شد.