Kulhwchنیز نوشته میشود. عنوان ویلزی آن Culhweh as Olwen. رمانس منثور ویلزی (حدود 1100)، یکی از اولین آثار معروف که مطالب مربوط به شاه آرتور را مطرح میکند. این رمانس قصهای شاد است که با مهارت مضامینی از اساطیر، ادبیات عامیانه و تاریخ را در هم میآمیزد. قدیمیترین شکل این داستان، دستنویسی باقیمانده از اوایل قرن چهاردهم به نام «کتاب سفید ریدرک» (The White Book of Rhydderch) است و اولین ترجمة داستان به انگلیسی مدرن را لیدی شارلوت گست از «کتاب قرمز هرگست» (The Red Book of Hergest, 1375-1425) انجام داده و در ترجمهاش از «مابینوجیون» (Mabinogion) گنجانده شد. داستان از فرمول عامیانة تلاش نامادری برای ممانعت از پیشرفت پسرخواندهاش استفاده میکند. نامادری کیلهوک، بعد از اینکه ازدواج با دخترش را رد میکند، به او میگوید تا وقتی که موفق به جلب محبت اُلون، دختر غول بدجنس یسپادادن پنکاور نشود، هرگز ازدواج نخواهد کرد. ازآنجاکه پیشگویی گفته بود اگر اُلون با کیلهوک ازدواج کند، غول خواهد مرد، پدر اُلون ابتدا تلاش کرد کیلهوک را بکشد، اما بعد با ازدواج آنها به این شرط موافقت میکند که کیلهوک چند کار برجستة پرخطر انجام دهد و سیزده گنج را که آرزو میکند برایش بیاورد. آرتور پسرعموی کیلهوک و تعدادی از مردان او از جمله کی (سر کی) و گوالچمی (سر گوین) در بسیاری از ماجراها به او یاری میرسانند. کیلهوک با انجام بخشی از هدف خود نزد یسپادادن برمیگردد، او را میکشد و با اُلون ازدواج میکند.