کتاب مهم نقد اثر متیو آرنولد، که در 1869 منتشر شد. در این کتاب، آرنولد فرهنگ را، که «مطالعه کمال» میداند، با هرجومرج، یعنی روحیه غالب دموکراسی جدید آن زمان انگلستان، که فاقد معیارها و مفهومی از جهت است، مقایسه میکند. آرنولد جامعه انگلیسی را به سه گروه بربرها (با روحیه مغرور، آرامش و رفتارهای مشخص و عدم دسترسی آنها به ایدهها و نظرات)، بیفرهنگها (پایگاه و مأمن ناهمخوانی دینی، با وفور انرژی و اخلاق اما فاقد «گشادهرویی و روشنگری» کافی) و عوام (هنوز خام و بیهدف) طبقهبندی میکند. او کلید فرهنگ را در دسته دوم میبیند؛ آنها را تأثیرگذارترین بخش جامعه میداند؛ قدرت آنها قدرت ملت و عقبافتادگی آنها را عدم پیشرفت ملت محسوب میکند؛ بنابراین تربیت و انسان کردن بیفرهنگها لازم میداند. از نظر آرنولد فقط در «دولت» و نه هیچ طبقه دیگری از جامعه، بهصورت مجزا میتوان ساختار واقعی و جمع گزیدهترین افراد ملت را مشاهده کرد. اگرچه هیچ خلاصهای نمیتواند عدالت را نسبت به فرهنگ و هرج و مرج انجام دهد، این اثر با توازن و طمانینه درونی، با بیتعصبی و آرام و با القا شوخطبعی ظریفی نوشته شده است که آن را به شاهکار تمسخر بلکه تجربه و تحلیل دقیق جامعه ویکتوریایی تبدیل کرد. همین مضمون در تکملة این کتاب یعنی «تاج گل دوستی» (Friendship's Garland, 1871) دنبال میشود.