نام کاملآن معامله با شرکت دامبی و پسر، عمدهفروشی، جزئیفروشی و صادرات) رمانی از چارلز دیکنز، که در طی 20 پیایند ماهانه در 48-1846 و بهصورت کتاب در 1848منتشر شد. این رمان یکی از مراحل رشد قطعیِ چارلز دیکنز را نشان میدهد و محصول طرحریزی همهجانبهتر و اندیشة پختهتری نسبت به پیایندهای پیشین او است. آقای دامبی، شخصیتی که نام او در عنوان رمان هست، تاجر ثروتمندی است که به بازرگانی دریایی مشغول است. همسر این تاجر هنگام زایمان دومین فرزند میمیرد و آن فرزند پسری بنام پُل است که مدتها آرزوی تولد او را بهعنوان وارث خانواده داشتهاند. فرزند بزرگتر خانواده، که فلارِنس نام دارد، بهخاطر دختر بودن از جانب پدر به فراموشی سپرده میشود. وقتی پل در اثر سختیهای مدرسة شبانهروزی سلامتش را از دست میدهد و میمیرد، آرزوهای دامبی بر باد میرود. فلارنس در جستوجوی پناهگاه عاطفی به کارمند پدرش والتِر گِی دل میبندد. دامبی که از این رابطه خشمگین است، گی را به جزایر هند غربی میفرستد که کشتی وی در آنجا دچار طوفان میشود و پنداشته میشود که غرق شده است. دامبی آنگاه همسر جدیدی- بیوﮤ فقیر اما مغرور به نام ایدیت گرِینجر- اختیار میکند و این همسر در نهایت با دستیار معتمد دامبی فرار میکند. جستوجوی دامبی برای همسرش به نتیجه نمیرسد و مستأصل و ورشکسته برمیگردد. در فاصله غیاب دامبی، والتر گی، که بهوسیلة یک کشتی بادبانی چینی نجات پیدا کرده است، باز گردیده و از فلارنس تقاضای ازدواج کرده است. آنها به شرق سفر میکنند و چند سال بعد با پسر کوچکی به نام پل برمیگردند و آقای دامبی را در آستانة خودکشی مییابند. کتاب به شیوهای که در کار دیکنز شاخص است یعنی با خوشبختی و آرامش خانواده به پایان میرسد.