(ت. 17 ژانویه [29 ژانویه به سبک جدید] 1860، تگانروگ، روسیه- و. 1 یا 2 جولای [14 یا 15 جولای] 1904، بادنوایلر، آلمان) نمایشنامهنویس روسی و استاد داستان کوتاه مدرن. چخوف در 1884 از دانشکده پزشکی دانشگاه مسکو فارغالتحصیل شد. با درآمدش از راه روزنامهنگاری مستقل و نوشتن قطعات کوتاه طنز، که خود مبدع آن بود و با نام مستعار آنها را مینوشت، بهلحاظ اقتصادی خانوادهاش را تأمین میکرد. در 1888 داستان بلند «استپ» (The Steppe) برای اولینبار در مجله معتبر ادبی Severny vestnik منتشر شد. چخوف چندین تحقیق تراژیک عمیق نیز در همین زمان داشت که برجستهترین آنها «داستان ملالآور» (Skuchnaya istoriya, 1889)، بررسی موشکافانهای از ذهن یک استاد پزشکی مسن در بستر مرگ بود. در اوایل 1890، چخوف به جزیره دوردست، ساخالین، محل یک زندان روسیه سلطنتی سفر کرد. در بازگشت از آنجا، «جزیره ساخالین» (Ostrov Sakhalin, 1893-94) را منتشر کرد که تا به امروز یک اثر کلاسیک کیفرشناسی باقیمانده است. در طول سالها قبل و بعد از سفر به ساخالین، چخوف بهکار خود در کسوت نمایشنامهنویس ادامه داد. اثر «شیطان چوبی» (Leshy, 1889) او نمایشی چهارپردهای است که عمدتاً با حذف قسمتهایی، نام آن را به «عمو وانیا» (DyadyaVanya, 1897) تغییر داد که به یکی از بزرگترین شاهکارهای تئاتری او تبدیل شد. دیگر نمایشنامههای او در این دوره چندین نمایش خندهدار تکپردهای معروف به وود ویلز (vaudevilles) است، که از میان آنها میتوان «خرس» (Medved, 1888)، «خواستگاری» (Predlozheniye, 1889)، «عروسی» (Svadba, 1889)و «سالگرد ازدواج» (Yubiley, 1891) را نام برد. چخوف در 1892 در دهکده ملیخوفو املاک و مستغلاتی خرید. او هنگام اقامت در ملیخوفو، تأثیرگذارترین داستانهای کوتاه خود را نوشت که «همسایگان» (Sosedi, 1892)، «راهب سیاهپوست»(Chorny monakh, 1894)، «قتل» (Ubiystvo, 1895) و «آریادنه» (Ariadna, 1895) از آن جملهاند. «رعیت» (Muzhiki 1897) قطعات سلسلهوار کوتاه و جذابی است که بیش از هر اثر منفرد دیگر چخوف بر مردم روسیه تأثیر گذارد؛ علت آن تا حدودی منوط به دید غیراحساسی او به طبقة رعیت در روسیه بود. اگرچه او مجذوب اصول تولستوی همچون زندگی ساده و عدم مقاومت در برابر گناه شده بود ولی این آموزهها را رد کرد. او این تغییر نظر را در چندین داستان از جمله «بخش شماره شش» (PalataNo.6,1892) به تصویر کشید. «مرغ دریایی»(Chayka, 1897 / ویرایش با اصلاح، 1904) تنها نمایشنامه چخوف است که یقیناً در دوره ملیخوفو نوشته شده است. دو نمایشنامه آخر او یعنی «سه خواهر»(Tri sestry, 1910) و «باغ آلبالو» (Vishnyovy sad, 1904) برای تئاتر هنری مسکو نوشته شد. اگرچه چخوف هنگام مرگش برای جامعه ادبی روسیه شخصیتی شهیر بود، ولی تا سالها پس از جنگ جهانی اول، در دنیا شناختهشده نبود که در این زمان آثار ترجمه شدة وی به انگلیسی مورد توجه قرار گرفت.