(ت. 28 ژانویه1800، لیسبون، پرتغال- و. 18 ژوئن 1875، لیسبون) شاعر و چهره اصلی در نهضت رمانتیک پرتغال. کاشتیلو، که از کودکی نابینا بود، ادیبی سنتگرا شد و در شانزده سالگی مجموعهای از اشعار، ترجمهها و آثار آموزشی خود را منتشر کرد. او در طول مرحلة اول حرفة ادبیاش اشعاری منتشر کرد، که در آنها سعی داشت گرایشهای جاری رمانتیک را بهکار گیرد درحالیکه به تلاش مستمر درخصوص بهرهگیری از اصول نئوکلاسیک نیز ادامه میداد. کاشتیلو با انتشار «مجموعه آثار»ش (Obras completas) در 1837 تبدیل به شخصیتی ادبی در لیسبون شد. او مدیریت نشریۀ مهمِ O panorama، را پذیرفت و در 1838 همکاری با آلمئیدا گارّت، شاعر پیشرو رمانتیک پرتغال، را در احیایِ تئاتر ملی آغاز کرد. «مناظر تاریخی پرتغال» (Quadros históricos de Portugal)، که روایت رمانتیک او از زندگیهای قهرمانان قرونِ وسطایی پرتغال است، در 1838 شروع شد، و در 1842 سرپرستیِ نشریۀ Revista universal Lisbonense را، که ارگان اصلی نقد فرهنگی بود، بهدست گرفت. کاشتیلو هرگز رمانتیکی تمامعیار نبود و بعد از 1850 بهتدریج از این جریان جدا شد. او بهجای تخیل، با روشی فاضلانه به نوعی سنتگرایی اشرافمآبانه روی آورد که در آن با نسل اول شاعران آرکادین پرتغالی مشترک بود. بااینحال سبک بیروح او چنان از ذائقه ادبی سرشار بود که طغیان نسل جوانتر نویسندگان را برانگیخت. نخستین حمله به کاشتیلیو از سوی شاعری جوان به نام آنترو دِ کنتال به وقوع پیوست، که رسالة «احساس خوب و ذوق سلیم» (Bom-senso e bom-gosto, 1865) را در جوابِ نقدِ کاشتیلو از بعضی نویسندگان جوان نوشت. این پاسخ دندانشکن سرانجام کاشتیلو را در کسوت یک دیکتاتور ادبی از تخت به زیر کشید.