نمایش اکسپرسیونیستی در چهار پرده اثر اس. آنسکی، که در 1980 با عنوان Der Dibek به زبان یدش اجرا و در سال بعد منتشر شد. این نمایشنامه، که عنوان اصلیاش «میان دو جهان» (Tsvishn Tsvey Veltn) است، برپایة مفهوم عرفانی دیبوک از فرهنگ عامه یهودیان حسیدی شکل گرفته است. دیبوک روح انسانی جداشده از جسدی است که بهسبب گناه نخستین سرگردان است تا اینکه مأمنی در جسم انسانی زنده مییابد. ترجمة این نمایشنامه به چندین زبان، موجب علاقة جهانی به دیبوک شد. طرح داستان بر روی زن جوانی به نام لی متمرکز است که در روز ازدواجش، روحش به تسخیر یک دیبوک درمیآید. این امر ثابت میکند که این روح، کسی نیست جز روح چَنون، یک محقق جوان حسیدی که لی را دوست میداشته و بعد از اطلاع از نامزدی لی با مرد دیگر، از غصه میمیرد. دیبوک، که میتواند تنها بهوسیلة جنگیری بیرون رانده شود، ابتدا از ترک کردن لی امتناع میکند، اما سرانجام به انجام این کار قانع میشود. در پایان لی میمیرد و روح او و چنون عروج میکنند، و جاودانه به هم میپیوندند.