(ت. 712 چین- و. 770، هونان) شاعر چینی که بسیاری او را بزرگترین شاعر همة عصرها میدانند. دو فو تعلیمات سنتی کنفوسیوس را فرا گرفت، اما در امتحانات سلطنتی 736 موفق نشد؛ بههمینسبب بیشتر دوران جوانیاش را در سفر سپری کرد و در اثنای همین سفرها، بهعنوان یک شاعر به شهرت رسید و با شاعران دیگر عصر خودش از جمله لی بوی بزرگ آشنا شد. دو فو طی دهة 740 عضو مورد احترام گروهی از مقامات بلندپایه بود؛ گرچه دارای ثروت و مقام رسمی نبود و برای دومینبار در آزمون سلطنتی ناموفق بود. بین 751 و 755 تلاش کرد با تقدیم سلسله دستاوردهای ادبی، که در آن توصیههای سیاسی عرضه شده بود، توجه دربار را جلب کند. این توصیهها با زبان تملق و به زیبایی بیان شده بود؛ این ترفند سرانجام مقامی ظاهری در دربار را برایش به ارمغان آورد. احتمالاً در 752 ازدواج کرد و کمی زمین کشاورزی بهدست آورد، اما در آن زمان نشانههای بیماری ریوی در او نمایان شد. او طی شورش آن لوشان در 755، دشواریهای طاقتفرسای فردی را متحمل شد. بعد از مدتی، از مقامش معزول شد. و دورهای دیگر دستخوش فقر و گرسنگی شد. تا نیمه دهة 760 سرگردان و خانهبهدوش بود تا اینکه به خدمت فرماندة نظامی محلی درآمد. این موقعیت او را قادر ساخت املاک و مستغلاتی بهدست آورد و کشاورزی نجیبزاده شود. اما در 768 او دوباره سفر به جنوب را بدون هدف شروع کرد. افسانهای عامیانه، مرگ او را در اثر زیادهروی در غذا و شراب بعد از ده روز روزهداری میدانند. نخستین شعر دو فو ستایش زیباییهای عالم طبیعت و غم خوردن برای زمان است. او خیلی زود نوشتن گزنده دربارة جنگ را، درست مثل «بالاد ارابههای نظامی» (Bingqu xing)، که شعری دربارة سربازگیری است، و یا هزلی غیرآشکار مانند شعر «زن زیبا» (Liren xing)، که از تجمل فاحش دربار سخن میگوید،شروع کرد. همانطور که او فردی پخته میشد، بهویژه دوران بحران فردی و ملی سالهای 755 تا 759، شعر او آهنگی از همدردی عمیق برای انسانیت گرفتار در جنگی بیمعنا را آغاز میکند. قطعاً موقعیت بسیار مهم دوفو بهعلت سبک کلاسیک فوقالعادهاش در تاریخ ادبیات چین باقی مانده است. او بسیار فاضل بود و آشنایی و سابقه عمیقاش با سنت ادبی گذشته، فقط با تسلط کامل او در بهکارگیری قواعد علم عروض برابر و همتراز بود. زبان فشرده و متراکم وی همة معانی جزئی ضمنی یک عبارت و طنینهای بالقوه کلمه منفرد را دربر دارد، ویژگیهایی که ترجمه هرگز نمیتواند برملا سازد. او در همة سبکهای شعری معاصر زمان خود خبره و ماهر بود، اما استادی وی در لوشی (Lüshi) یا «شعر نظم یافته» به اوج خود رسید که او آن را به درجة کمال خیرهکنندهای رساند.