(ت. 16 مارس 1825، لیسبون، پرتغال- و. 1 ژوئن 1890، سید) رماننویس پرتغالی که 58 رمان او گونههای مختلفی از ملودرامهای رُمانتیک تا آثار واقعگرا را شامل میشد. کاشتلو فرزند نامشروع خانوادهای بود که تصور میشد بهطور موروثی روانپریشاند. او یتیم شد و خویشاوندانش او را نزد خود بردند. ابتدا بهطور نامنظم در پورتو در رشته پزشکی تحصیل کرد و بعد از آن برای اینکه بتواند کشیش شود، در رشته علوم دینی ادامه تحصیل داد، امّا سرانجام تصمیم گرفت به کار ادبی روی آورد. او مدتی قصههای گوتیک مانند «اسرار لیسبون» (Mysterios de Lisboa, 1854) و «کتاب سیاه پدر دینیش» (Padre Diniz, 1855negro doLivro) را نوشت تا اینکه با آثاری نظیر «شادی کجاست؟»(Ondeestá a felicidade$1, 1856) و «انتقام»(Vinganca, 1858) به پختگی و سنجیدگی دست یافت. وی درگیر یک رشته مسائل عشقی شد که نقطه اوج آن فرارش با انا پلاسیدو، همسر تاجری اهل پورتو، بود. این دو عاشق بهسبب زنا و رابطة نامشروع زندانی شدند (1861)، که در این مدت کاشتلو طی دو هفته مشهورترین اثرش «عشق مقدر» (Amor de perdicão, 1862) را نوشت که داستان عشقی است که با مخالفت خانواده نقش برآب میشود و سرانجام قهرمان را به جنایت و تبعید سوق میدهد. در 1864، بعد از آزادی از زندان و مرگ شوهر پلاسیدو، برانکو با وی در روستای سِید اقامت کرد؛ آنجا با نوشتن بیوقفه، سرودن شعرهای معمولی، نمایشنامه، آثار علمی، آثار مشاجرهای، و رمانهایی با کیفیت متفاوت- که بسیاریشان به سفارش انتشاراتیها نوشته میشد، زندگی خود را تأمین کرد. در 1885 عنوان ویسکنت کورّیا بوتلیو را بهخاطر نوشتههایش دریافت کرد. او، که بهعلت جنون پسرش و بیماری و نابینایی قریبالوقوع خودش مأیوس و ناامید شده بود، خودکشی کرد. اگرچه بیشتر آثار برانکو در سطح مجموعههای عامیانه و مردمی است، بعضی مانند عشق مقدر، «قصه عشق یک مرد ثروتمند» (O romance d’um homem rico, 1861) و «پرترة ریکاردینا» (O retrato deRicardina, 1868)، تراژیک هستند و با ایجاز و باشور و حرارت نقل میشوند.