نام مستعارِ لوئی- فردینان دِتوش (ت. 27 می 1894، کوربِووئا، نزدیک پاریس، فرانسه- و. 1 جولای 1961، مودون) نویسنده و پزشک فرانسوی که بهسبب رمانهایش دربارة یافتن معنای زندگی معروف است. سلین مدرک پزشکیاش را در 1924 گرفت و به مأموریتهای پزشکی زیادی برای جامعة ملل رفت. او در 1928 در حومه پاریس مطبی باز کرد و در اوقات فراغتش مینوشت. وی با اولین رمانش، «سفر به انتهای شب» (Voyage au bout de la nuit, 1932)، به شهرت رسید؛ این رمان داستان جستوجوی رنجآور و نومیدانة مردی در پی معنای زندگی است که سبک پریشان و پرشور آن، نویسنده را بهعنوان مبدع مهم ادبیات قرن بیستم فرانسه پدیدار ساخت. اثر بعدی او، «مرگ تدریجی» (Mort à crédit, 1936)، تصویری نسبتاً تیره از دنیای عاری از ارزش، زیبایی و ادب است. سلین گرچه به جناح چپ علاقه داشت، اما با سفری به اتحاد جماهیر سرخورده شد و از این سرخوردگی «من مقصرم» (Mea culpa, 1937) را نوشت. او سپس دیدگاههای ضدیهودی متعصبانهای را بسط داد که در سه جزوة معروف «هیچ و پوچ برای یک قتل» (Bagatelles pour un massacre, 1937)، «مدرسة اجساد» (L’École des cadavres, 1938)، و «اوضاع وخیم» (Les Beaux Draps, 1941) آنها را بیان کرد. علاوهبرآن، این آثار بهشدت فرانسویها را مورد انتقاد قرار داد. سلین با شروع جنگ جهانی دوم در خدمات آمبولانس اسمنویسی کرد، اما پس از سقوط فرانسه در 1940 از همکاری و مقاومت دست کشید و در درمانگاهی در بزون مشغول بهکار شد. او، که در دوران آزادسازی فرانسه توسط متفقین ازسوی جنبش مقاومت تهدید به همدستی با آلمانها شده بود، به دانمارک گریخت و در آنجا بهسبب این اتهامات زندانی شد. پس از آنکه در 1951 تبرئه شد، اجازه یافت به سرزمین مادریاش باز گردد. آخرین آثار او- سهگانهای متشکل از «از این قصر به آن قصر» (D'un château l'autre, 1957)، «شمال» (Nord, 1960)، و «ریگادون» (Rigodon, 1969) است که جنگ جهانی دوم را بهگونهای که از داخل آلمان دیده میشد، تصویر میکند. دیگر آثار او «گروه آدمکها» (Guignol's Band, 1944)، «سالن تیراندازی» (Casse Pipe, 1949)، و «گفتوگویی با پروفسور ایگرگ» (Entretiens avec leProfesseury, 1955) هستند.