در عهد عتیق، پسر ارشد آدم و حوا، که برادرش هابیل (پیدایش 16-1: 4) را به قتل رساند. قابیل، که یک کشاورز بود، زمانیکه خدا هدیه برادرش هابیل را، که چوپان بود، پذیرفت، عصبانی شد و وی را به قتل رساند. وقتی از جای هابیل سؤال شد، پاسخ قابیل (بسیار نقل شده است) این بود که «من نمیدانم؛ مگر من محافظ برادرم هستم؟» در نتیجة این گناه، خدا قابیل را تبعید کرد ولی بهسبب اینکه میترسید در تبعید توسط کسان دیگری کشته شود، خداوند برای حمایت او داغی را بر پیشانی وی نهاد که به «مُهرِ کین» معروف است، و خداوند قسم یاد کرد که اگر او کشته شود، انتقال او را هفت برابر بگیرد. دانته، ویلیام شکسپیر، هرمان ملویل (در بیلی باد)، لرد بایرون، ایچ. جی. ولز، جوزف کنراد، هرمان هسه و جان استاینبک نویسندگانی هستند که به مضامین داستان قابیل پرداختهاند.