داستان کوتاهی از استیوِن وینسِنت بنِه، منتشره به سال 1937 که بارها در گلچینهای ادبی آمده است. دو سال بعد از انتشار، بنه آن را بهصورت اپرای عامیانة یکپردهای با تصنیف داگلاس مور درآورد. جابز استون، کشاورز اهل نیو همپشِر، در ازای دادن روح خود به شیطان (آقای اسکِرَچ) ده سال رفاه مادی کامل دریافت میکند. هنگامیکه شیطان مطابق وعده برای گرفتن روح استون میآید، دنیل وبسترِ سیاستمدار و خطیب وکالت میکند و در نیمهشب در محضر هیئت منصفهای متشکل از مجرمان امریکایی از آن کشاورز دفاع میکند. افسانة فاوست، طنز ظریف موجود در ناهنجاریهای نیو انگلند، روحیة وطنپرستی و ایمان به نیات متعالی انسان عناصریاند که این حکایت ناباور را تشکیل دادهاند. سبک محاورهای و روان نثر بنه موجب موفقیت این داستان بوده است.