تراژدی پنجپردهای نوشته جان وبستر، نمایشنامهنویس انگلیسی، که 14/1613 به اجرا درآمد و در 1623 منتشر شد. دوشس مالفی، که بعد از تکمیل آخرین نمایش ویلیام شکسپیر نوشته شده است، آخرین نمایشنامه بزرگ عصر الیزابتی بهشمار میآید. شواهدی در دست نیست که نشان دهد وبستر نمایشی را که نمایشنامهنویس اسپانیایی لوپه دِ وگا درباره دوشس نوشته است، خوانده باشد. نمایشنامه وبستر از دوشس بهعنوان دختری پرشور سخن میگوید که عاشق آنتونیو پیشکار خود میشود. دوشس و آنتونیو بهرغم مخالفت دو برادر دوشس، فردیناند (دوک کالابریا) و برادر دیگرش کاردینال، پنهانی ازدواج میکنند. دوشس با اینکه صاحب سه فرزند میشود، اما از افشای نام پدر سه فرزند خود امتناع میکند. سرانجام جاسوسی به نام بوسولا دوشس را لو میدهد و دوشس همراه خانوادهاش، ناگزیر به فرار میشوند. اما در هنگام فرار راه آنها را میبندند و تنها آنتونیو و پسر بزرگتر دوشس میتوانند خود را نجات دهند. فردیناند به بوسولا دستور میدهد که دوشس، دو فرزند کوچک و خدمتکار او را خفه کند و سپس خود در اثر این جنایت و عذاب وجدان دیوانه میشود. به شیوه رایج در تراژدیهای انتقام، پرده آخر پرده کشتار و خونریزی است. همه بهجز پسر بزرگ دوشس و آنتونیو، که فرمانروای مالفی میشود، کشته میشوند. وبستر در این تراژدی تکاندهنده از نوع رمانتیک به فراوانی از صور خیال سمبولیک استفاده کرده است. دوشس، که قویترین شخصیت در نمایشنامه است، زنی پرشور و اصیل است که بهخاطر عشق درخواستهای برادرانش را رد میکند. او، که رفتارهای وحشیانه برادران نمیتواند شخصیتش را بکشد، دم مرگ همچنان میگوید «من هنوز دوشس فرمانروای مالفی هستم».