در ادبیات، خودزندگینامهای واقعی یا خیالی که نویسنده در آن مسائل شخصی و پنهان زندگی خود را ابراز میکند. اولین نمونة ممتاز این ژانر، در حدود 400 «اعترافات» (Confessions) نوشتة سنت آگوستین بود که در آن نویسنده زندگی خود را از مرحله ترک هرزگی جوانی تا تغییر مذهبش به مسیحیت و تسلط روح بر جسم، موشکافی کرده است. دو نمونة قابل ذکر دیگر عبارتانداز «اعترافات یک تریاکی انگلیسی» (Confessions of an English Opium-Eater, 1822) اثر تامس د کوئینسی، که در آن سالهای نخست زندگی و اعتیاد تدریجیاش به مواد مخدر را شرح میدهد، و خودزندگینامة شخصیِ ژان ژاک روسو به نام «اعترافات» (Confessions, 1782-89). آندره ژید در آثار خود، مانند «اگر بمیرد...» ( 1920 و 1924Si le grain ne meurt) بهصورت بسیار مؤثری از این نوع نوشتار بهره گرفت؛ در اثر فوق، وی زندگی خود از تولد تا ازدواج را شرح میدهد. شاعرانی از قرن بیستم مانند جان بِریمن، رابرت لوئل، سیلویا پلات و اَن سکستن اشعار خود را با ابراز ادراکات و احساساتی عمیقاً شخصی و اغلب دردناک، به سبک اعترافی مینوشتند.