خروسوستوم، دیون خروسوستوموس، دیو خروسوستوموس، دیو پروسائوس یا دیو کوکّیانوس نیز نامیده میشود (ت. حدود 40 پس از میلاد، پروسا، بیتونیا-و. حدود 112) خطیب و فیلسوف یونانی که بهسبب نوشتهها و سخنرانیهایش در روم و سراسر امپراتوری آن مشهور شد. نام خروسوستوم به معنای «دهانطلا» است. دیون بهعلل سیاسی در 82 پس از میلاد از بیتونیا و ایتالیا تبعید شد و 14 سال در سرزمینهای اطراف دریای سیاه سرگردان بود و با زندگی تهیدستانه که کلبیون تبلیغ میکردند سر کرد. با مرگ امپراتور دومیتیانوس، تبعید او پایان یافت و دورة جدیدی از زندگی خود را آغاز کرد. مجموعة 80 «خطابه» به همراه قسمتهایی از خطابههای دیگر از وی بهجا مانده است، اگرچه برخی از آنها گفتوگو یا مقالة اخلاقیاند و دوتاشان نیز به غلط به وی نسبت داده شدهاند. چهار تای آنها نطق خطاب به ترایانوساند. در «المپیکوس» (Olympicus)، فیدیاسِ پیکرتراش اصولی را که در مجسمة مشهور زئوس از آنها پیروی کرده، توضیح میدهد و برخی گمان کردهاند که گوتهولت لسینگ، نمایشنامهنویس آلمانی، از همین قطعه متن در «لائوکوئون» (Laokoon) الهام گرفته است. دیون در «دربارﮤ آیسخلوس، سوفوکلس و ائوریپیدس» (On Aeschylus, Sophocles and Euripides) نگرش به داستان فیلوکتتِس از جانب سه تراژدینویس را با هم مقایسه میکند. معروفترینِ خطابهها «اویبکس» (Euboicus)است که زندگی روستایی را در جزیرة ائوبویا توصیف میکند و سند مهمی در تاریخ اجتماعی و اقتصادی است. دیون بهعنوان یونانی وطنپرستی که حکومت روم را پذیرفت نمایندة دورة احیای اعتماد به نفس یونانی در تحت امپراتوری روم بود؛ دورهای که خود آغازة نهضت جدید یا دومین نهضت سوفسطایی در قرن دوم پس از میلاد شد.