(ت. 1 ژانویه 1819، لیورپول، انگلستان- و. 13 نوامبر 1861، فلورانس، ایتالیا) شاعری که آثارش تردید دینی میانة قرن نوزدهم در انگلستان را نشان میدهد. او دوست متیو آرنلد و موضوع مرثیه یادبود او «ترسیس» (Thyrsis) بود. او وقتی در آکسفورد بود، تصمیم گرفت کشیش بشود، اما تردید فزایندة مذهبیاش باعث شد دانشگاه را رها کند. او در 1849 رئیس دانشگاه هال لندن شد و در 1802 به دعوت رالف والدو امرسن چند ماهی را برای سخنرانی در مساچوستس گذراند. او در سفرش به ایتالیا به بیماری مالاریا مبتلا شد و در سن 42 سالگی درگذشت. نگرش بهشدت انتقادی و پرسشگر کلاف باعث شده بود نسبت به تواناییهای خود مردد باشد؛ همانگونه که به روح حاکم زمانش نیز به دیده تردید مینگریست. او تأثیر وعدة محققنشدهای را بر معاصرانش گذاشت خاصه از زمانیکه بخش اصلی اشعارش را منتشرنشده رها کرد. بااینهمه، انتشار کتاب «اشعار» (Poems, 1862) آنقدر مورد توجه قرار گرفت که ظرف مدت 40 سال از مرگش 16 بار تجدید چاپ شد. در میان آثارشBothie of Tober-na-Vuolich (1848) و «او سفر را دوست دارد» (Amours de voyage, 1858)دیده میشوند، اشعاری که بهصورت مسدّس سروده شدهاند و به عشق رمانتیک، تردید و تعارفهای اجتماعی میپردازند. شعر بلند و ناتمام «دیپسیکوس» (Dipsychus) تردیدهای کلاف را دربارة پیشرفتهای اجتماعی و معنوی روزگارش بیان میکند. «اشعار آرتور هیو کلاف» (The Poems of Arthur Hugh Clough, 1974) ویراستة اف. ال. مالهاسر چاپ استانداردِ آثار کلاف است.