(ت.17 مارس 1847، موریتیبا، برزیل- و. 6 جولای 1871، سالوادور) شاعرِ رمانتیک که حس همدردی او برای طرفداران برزیلی الغای بردگی عنوانِ «شاعرِ بردگان» را برایش به ارمغان آورد. کاشترو آلوش هنوز یک دانشآموز بود که با اجرای نمایشنامهای مورد توجه ژوزه دِ آلنکار و ژوئاکین ماریا ماشادو، رهبران ادبیِ برزیل، قرار گرفت. تخیل رمانتیک او بهسبب رابطه دو سالهاش با هنرپیشهای مشهور، به همراه رفتار افراطی و سبک متعالیِ شعریاش به اوج رسید. در 1868 او در حال شکار، پایش را هدف قرار داد. او زنده ماند و درحالیکه زخم بدتر میشد و بیماری قانقاریای او شدت مییافت در حالت بیقراری نویسندگی کرد. بعد از آنکه پای او قطع شد، بیماری سلش شدت یافت و سرانجام در سن 24 سالگی درگذشت. «اسفنج شناور» (Espumas flutuantes, 1870)، تنها مجموعه شعر منتشر شده در زمان حیات او، برخی از بهترین قطعات عاشقانه او را دربر میگیرد. شعر دراماتیک «شیبهای پائولو آفونسو» (A cachoeira de Paulo Afonso, 1876) داستان دختربچه بردهای را بازگو میکند که توسط پسر اربابش مورد تجاوز قرار گرفته است. این شعر و دیگر اشعار الغای بردگیِ کاشترو آلوش در کتابی با عنوان «اشعار بردگان» (Os escravos, 1883)، که بعد از مرگ او منتشر گردید، جمعآوری شده است.