رمانی نوشته انتونی برجس، که در 1962 منتشر شد. حالوهوای داستان، که در فضای نکبتبار شهر بَدان میگذرد، روایت اول شخص جوانی بزهکار است که بهدلیل رفتار نابهنجارش از سوی دولت تحت توانبخشی ذهنی قرار میگیرد. رمان نظامهای سیاسی افراطی را، که بر پایه نمونههای متضاد کمالپذیری و ناگزیری انسانیت بنا میشوند، هجو میکند. این اثر، که بدیعترین و معروفترین اثر برجس است، با کلمات خاص آیندهنگرانه و ابداعی او و در بخشهایی با اقتباس از واژههای روسی نوشته شده است. اَلِکس، قهرمان داستان، به موسیقی کلاسیک علاقهمند است، اما عضو یک باند تبهکار نوجوان است که اعمال وحشیانه پراکندهای را انجام میدهند. او دستگیر و زندانی میشود و از رهگذر روش شرطی کردن به شهروندی بهنجار تبدیل میشود، اما مطیع شدنش او را بیدفاع میکند. آخرین فصل نسخه اصلی انگلیسی، که در آن الکس کارهای غیراخلاقی گذشتهاش را ترک میکند، هنگام چاپ اول رمان در ایالات متحده حذف شد.