دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

کاما

comma \'käm-ə\
نویسنده
[واژه‌ای لاتینی، از kómma یونانی به معنی بند، از نظر لغوی یعنی چیزی که قطع شده، برگرفته از kóptein به معنی قطع کردن] 1- در علم عروض و فن بلاغت یونانی و لاتینی به عبارتی کوتاه، یا گروهی از کلمات که کوچک‌تر از یک کالن (Colon) باشد، گفته می‌شود؛ بخشی از تعدادی واژه یا رکن موزون. 2- کهنه یک بند یا بخش کوتاهی از یک رساله یا مباحثه.