(ت. آگوست 1560، الیوک هاوس، دامفریس، اسکاتلند- و. جولای 1582، مانتوآ، مانتوآ [ایتالیا]) سخنران، زبانشناس، اهل بحث، اهل ادب و محققی که معمولاً کرایتن «قابل تحسین» نامیده میشود. بعضی او را الگوی آدم با فرهنگ و محترم اسکاتلندی میدانند. کرایتن پس از فارغالتحصیل شدن از دانشگاه سنت اندروز، به پاریس رفت؛ بهنظر میرسد آنجا خودش را در کالج ناوار از بقیه متمایز کرده است. اولین فعالیت شناختهشدة او در اروپا، سخنرانی جولای 1579 در قصر دوکنشین در جنووا بود. سال بعد، او خود را به چاپچی ونیزی آلدوس مانیوتیوس یانگر معرفی کرد که از طریق وی با اومانیستهای مهم محلی آشنا شد. کرایتن در 1581 در پادوا در دو بحث بر شهرت خود میافزاید و مانیوتیوس بهسبب موفقیتهای او در تقدیرنامهاش در کتاب «پارادوکسا» (Paradoxa, 1581) نوشتة سیسرو از او یاد میکند. سال بعد کرایتن به خدمت دوک مانتوا درآمد، امّا بعد به تحریک و احتمالاً به دست پرنس جوان، وینچنتسو گونزاگا، که در اثر حسادت تحریک شده بود، کشته شد. علیرغم کسب موفقیت در زندگی کوتاهش، تصویری که سر تامس اورکوهارت در کتاب «کشف بینقصترین و زیباترین جواهر» (The Discovery of a Most Exquisite Jewel, 1962) از کرایتن ارائه داده، احتمالاً اغراق شده باشد. نامههای منتشر شده، اینگونه القا میکند که بدهکاری مستمر یکی از ضعفهای متعدد کرایتن بود. واژة «قابل ستایش» اولینبار برای او در 1603 در «قهرمان اسکاتلندی» (Heroes Scotici) اثر جان جانستون استفاده شد؛ این بهسبب دانش او در فلسفه، حافظه، مهارتش در زبانشناسی و استعداد و توانایی او در مناظره بود.