دانشنامه جامع علوم انسانی

دانشنامه جامع علوم انسانی

درایدن، جان

Dryden \'drīd-ən\
نویسنده
(ت. 19 آگوست 1631، آلدوینکل نورتمپتنشر، انگلستان- و. 1 می1700، لندن) شاعر، نمایش‌نامه‌نویس و منتقد ادبی انگلیسی که به‌سبب نفوذ بسیار بر اوضاع ادبی روزگارش، آن دوره را عصر درایدن شناخته‌اند.
وقتی که در 1660، چارلز دوم دوباره به سلطنت رسید، درایدن با انتشار «بازگشت الهه عدالت» (Astraea Redux) او را ستود. شعر تاج‌گذاری‌اش به ‌نام «اعلی‌حضرت» (To His Sacred Majesty, 1661) و «سال سرنوشت‌ساز» (Annus Mirabilis, 1667) تا آن اندازه شاه را خشنود کرد که درایدن را در 1668 به ملک‌الشعرایی دربار منصوب نمود و دو سال بعد، او وقایع‌نگار سلطنتی شد.
چارلز تئاترها را، که از 1642 بسته شده بود، دوباره گشود. اولین نمایش‌نامه درایدن به نام «دلاور وحشی» (The Wild Gallant)، که نمایشی خنده‌دار بود، در 1663 به روی صحنه آمد و سپس او با سِر رابرت هاوئرد در نمایش «ملکة هندی» (The Indian-Queen, 1665)، که سوگنامه‌ای قهرمانی بود، همکاری کرد. در 1665، «امپراتور هندی» (The Indian Emperour)، تکملة ملکة هندی، ‌موفقیتی چشمگیر برای درایدن بود. در 1667 کار موفق دیگری، که سوگنامة خنده‌دار بود، به‌ نام «عشق پنهان یا ملکه دوشیزه» (Secret Love ,or the Maiden Queen) را داشت.
در 1668، «درباره شعر دراماتیک، یک مقاله» (Of Dramatick Poesie, an Essay) را منتشر کرد که اولین نوشتة مهم در نقد نمایش مدرن بود. او از نمایش انگلیسی هم در برابر مدافعان نمایش‌های سنتی و هم تئاتر نئوکلاسیک فرانسوی دفاع می‌کرد؛ همچنین او برای روشن کردن اصول عام نقد نمایشی تلاش کرد.
نمایش «عشق خودکامانه» (Tyrannick Love) در ژوئن 1669 منتشر شد. در دسامبر 1670، بخش اول «فتح گرانادا به‌وسیلة اسپانیایی‌ها» (The Conquest of Granada by the Spaniards) به روی صحنه آمد و حدود یک ماه بعد، بخش دوم آن ارائه شد. او در 1672، با جنجال و هیاهو، با اجرای نمایش خنده‌دار و ماهرانه «ازدواج مد روز» (Marriage a la Mode) به رضایت مردم بی‌اعتنایی کرد. در نوامبر 1675، درایدن هوشمندانه‌ترین نمایش نوع قهرمانی را به نام «اورنگ زیب» (Aureng-Zebe) به صحنه برد. به همان اندازه سوگنامة «همه چیز برای عشق» (All For Love, 1677) او که براساس «آنتونی و کلئوپاترا»‌ی شکسپیر بود، عالی جلوه کرد.
درایدن، خیلی زود از نمایش‌نامه‌نویسی رو گرداند و در مدت دو سال بعد، نامش را به‌عنوان بزرگ‌ترین شاعر طنز‌پرداز انگلستان ثبت کرد. او با انتشار «ابسلم و اکیتِفُل» (Absalom and Achitophel) در 1681و «مک فلکنو» (Mac Flecknoe) در 1682 نه تنها به تغییر جریان تاریخ کمک، بلکه نام خود را به‌عنوان شاعری برجسته تثبیت کرد.
در 1685، بعد از به قدرت رسیدن شاه جیمز دوم، به‌نظر می‌رسد که نسبت به کاتولیک‌ها مدارا شروع شد و درایدن در کلیسای کاتولیک رم پذیرفته شد. در طولانی‌ترین شعرش به نام «گوزن و پلنگ»‌ (The Hind and the Panther, 1687)، که داستانی نمادین از زبان حیوانات است، او علل خود را در دفاع از مذهب جدید خویش می‌آورد. استعفای جیمز دوم در 1688، آیندة سیاسی درایدن را نابود کرد و دشمنش تامس شَدوِل، مقام ملک‌الشعرایی را از آن خود کرد.
درایدن در 1689، با سوگنامة «دن سباستین» (Don Sebastian) دوباره به تئاتر برگشت. هرچند این نمایش‌نامه، مورد استقبال قرار نگرفت، اما نمایش «آمفیتروئون» ‌(Amphitryon, 1690)، که با موسیقی هری پرسل همراهی می‌شد، موفق گردید. درایدن مجدداً با پرسل در اپرای نمایشی «شاه آرتور» (King Arthur, 1691) همکاری کرد. با شکست کمدی- تراژدی «پیروزی عشق» (Love Triumphant, 1694)، درایدن از نمایش‌نامه‌نویسی دست کشید.
در سال‌های 1680 و 1690، درایدن بر جُنگ‌های شعری نظارت کرد و آثار جووِنال و پرسیوس را ترجمه کرد. اما آخرین اثر بزرگش ترجمه ویرژیل بود که در 1697 منتشر شد. آخرین کتاب منتشرشدة او «حکایت‌های قدیم و جدید» (Fables Ancient and Modern) بود که عمدتاً اشعار آن از سروده‌های اووید، جفری چاسر و جووانی بوکاتچو همراه با یک مقدمة‌ انتقادی اقتباس شده بود.