نام مستعارِ پاول آنتشل (ت. 23 نوامبر 1920، چرنائوتسی، رومانی [اکنون چرنیوتسی، اوکراین]- و. 1 می 1970، پاریس، فرانسه) شاعری که گرچه هیچگاه در آلمان زندگی نکرد، اما یکی از رساترین و روحبخشترین صداها را به ادبیات پس از جنگ جهانی دوم آلمان ارزانی کرد. سبک او تأثیرات سوررئالیسم را نشان میدهد. هنگامیکه رومانی در جنگ جهانی دوم تقریباً به اشغال کامل نازیها درآمد، تسالانِ یهودی به یکی از اردوگاههای کار اجباری فرستاده شد و پدر و مادرش به قتل رسیدند. او در 1947 به وین رفت، جاییکه اولین مجموعه شعرش به نام «ماسه از گلدان» (Der Sand aus den Urnen, 1948) را منتشر کرد. مشخصه بارز شعر او از همان ابتدا دریافتی وهمگون از وحشتها و جراحتهایی بود که با پرداخت واقعی و اطمینان در تصویرپردازی و صورخیال ارائه میکرد. با استقرار در پاریس در 1948، در مدرسه عالی دربارة زبان سخنرانی کرد و اشعار فرانسوی، ایتالیایی، روسی و آثار ویلیام شکسپیر را به آلمانی ترجمه نمود. دومین مجموعه شعر او، «خشخاش و خاطره» (Mohn und Gedächtnis, 1952)، اعتبار او را در آلمان غربی تثبیت کرد. بعد از آن هفت مجموعه شعر ازجمله «الزام نور» (Lichtzwang, 1970) را منتشر کرد. کاملترین ترجمه انگلیسی از آثار او «جدول گفتار و شعرهای منتخب» (Speech- Grille and Selected Poems, 1971) است. او خودکشی کرد.