(ت. 19 دسامبر 1925، اوبرلین، تورینگیا، آلمان) نویسندة آلمانی که تجاربش در قالبهای تئاتر، ترجمه، نمایشنامه و رمان سیاسی، کار او را در این زمینه بهصورت کاری بدیع درآورده است. دورست در دانشگاه مونیخ تحصیل کرد و در آنجا به «تئاتر تخیّلی» علاقهمند شد و بهنظر میرسد نقشهای متفاوتی در این گونه تئاترها ایفا کرد. نخستین نمایشنامههای وی تجاربی در این قالبهاست. نمایشنامة «مهمانی در پاییز» (Gesellschaftim im Herbst, 1960) دربارة تاجر حقهبازی است که مالک قلعهای اجدادی را با القای این گمان که در آن قلعه گنجی است، فریب میدهد. این اثر طنزی است دربارة اشتغالات ذهنی جامعة معاصر آلمان دربارة افسانههای رمانتیک. دورست طی نیمة پایانی دهة 1960 برخی آثار خارجی را به شکل تئاتر و به زبان آلمانی عرضه یا ترجمه کرد و مضامینی را از نمایشنامههای تامس دکر، دنی دیدرو، مولیئر، شون اوکیسی و دیگران اقتباس کرد. تغییر روش دورست به نویسندگی سیاسی، با نمایشنامة «تولر» (Toller) در 1968 مقارن شد؛ این نمایشنامه که برمبنای زندگی ارنست تولرِ نویسنده است، رابطة بین ادبیات و سیاست را بیان میکند. دورست در دهة 1970 با همکاری اورسولا اهلر، مجموعهای از نمایشنامه و رمان را منتشر کرد که مهمترین آنها مجموعة مِرز بود که وقایعنامهای از زندگی خانوادة طبقات متوسط آلمان در قرن بیستم است و در قالبهای نمایشنامة صحنهای، درام رادیو- تلویزیونی و رمان نوشته شده است. وی با آثاری چون «مرلین یا زمین بایر» (Merlin oder daswüste Land, 1981)، که حماسهای از حماسههای آرتوری است، به علاقة خود به اسطوره و قصههای خیالانگیز بازگشت. از آخرین آثار دورست و اهلر «من فویر باخ» (Ich Feuerbach, 1986) است که به تقلای هنرمند برای زندگی در بحبوحة آشفتگی سیاسی میپردازد. او و اهلر در 1990 مجموعه نمایشنامههایی منتشر کردند که بر پایة قصههای پریان و اسطورهها نباشد.