(ت. حدود1255، فلورانس [ایتالیا]- و .27 یا 28 آگوست 1300، فلورانس) شاعر ایتالیایی که بعد از دانته برجستهترین شاعر و شخصیت در ادبیات قرن سیزدهم ایتالیا محسوب میشود. وی، که در یک خانوادة بانفوذ فلورانسی به دنیا آمد، با فلیسوف و دانشمند برونتو لاتینی تحصیل کرد. بسیاری از شاعران معاصر شخصیت درخشان، قوی و تندخوی او و اشعارش را، که منعکسکننده آن است، تحسین کردهاند. از او حدود 50 شعر باقی مانده که بیشتر آنها خطاب به دو زن است: ماندتّا که او را در 1292 در تولوز ملاقات کرد و دیگری جووانّا که او را پریماورا («فصل بهار») مینامید. اشعار وی سرشار از درخشندگی، ظرافت، زیبایی و صراحت لهجه است که از ویژگیهای «سبک جذاب جدید» (dolce stil nuovo) و در بهترین شکل آن است. موضوع غالب اشعار شاعر عشق است؛ عشقی که عموماً موجب رنج و مصیبت عمیق است. دو شعر کاوالکانتی در قالب شعر بزمی، نوعی ترانه مشتق از شعر پرووانسی، است که معروفترین آنها «بانویی از من سئوال میکند» (Donna mi prega) نام دارد که تحلیل فلسفی زیبا و پیچیدهای از عشق است. اشعار دیگر او غزلواره و ترانه هستند که نوع دوم معمولاً بهترین نوع شعرش در نظر گرفته شده است. یکی از معروفترین ترانههای وی به نام «زیرا امیدوارم هرگز برنگردم» (Perch’io non spero di tornar giamai) یکی از آخرین اشعارش نیز میباشد. شعر وی ابتدا در 1527 و بعد در 1902 در مجموعهای به نام Le rime de Guido Cavalcantiگردآوری شد. بیشتر اشعار او را دانته گابریل روسّتّی در «شاعران ایتالیایی نخستین» (The Early Italian Poets, 1861 / بعدها «دانته و محفل او» نامگذاری شد) و ازرا پاوند در «غزلواژهها و ترانههای گوئیدوکاوالکانتی» (The Sonnets and Ballate of Guido Cavalcanti, 1912) ترجمه کردهاند.