، [واژة یونانی آن kōmōidía، گرفته شده از kōmōidós به معنی آوازخوان یک جشن، از kômosبه معنی گروهی خوشگذران، خوشگذرانی + ōidos، مشتقی از aeídein به معنی آواز خواندن] گونهای از ادبیات نمایشی که به سَبُک و سرگرمکننده و یا به روشی سَبُک، آشنا یا هجوآمیز به مسائل جدی و عمیق میپردازد. قستراژدی. سابقة کمدی بهمثابه گونهای ادبی به قرن پنجم ق.م. برمیگردد، وقتی که در اصل با جشنهایی پیوند داشت که بخشی از پرستش دیونوسوس- ربالنوع یونانی- بود. اولین دوره از کمدی یونان باستان، که کمدی قدیم نامیده میشود، با نمایشهای آریستوفانس معرفی شد که اکثر آنها مقامات دولتی و وقایع عمومی را هجو میکرد. در ادامه دورة انتقالی آمد. کمدی جدید که در حدود 320 ق.م رواج یافته بود، تمرکزش را بر مردمان عادی، که بهمثابه شخصیتهای معمولی تصویر میشدند، معطوف کرد. پیرنگها نیز از قاعدهای پیروی میکردند، معمولاً داستانی از عشق جوانی که در آثارِ مناندر دیده میشد. این آثار را بعدها رومَنس تِرِنس و پلاوتوس مورد اقتباس قرار دادند که خود این آثار نیز تنها نمونههای دیگر کمدی در ادبیات کلاسیک را خلق کردند. اواخر قرون وسطا بود که کمدی مجدداً در قالبهای ماندگاری در ادبیات پدیدار شد. معنای قرون وسطایی واژة Comedy داستانی با پایان خوش بود. بههمیندلیل است که تعدادی از قصههای جفری چاسر کمدی خوانده میشود و دانته از واژه کمدی با مفهوم داستانی با پایان خوش در عنوان شعرش کمدی الهی (La divina commedia)استفاده کرد. کاربرد امروزی این واژه همین مفهوم را با مفهومی ترکیب میکند که محققان دورة نوزایی برای کمدیهای باستان بهکار میبردند. توجه به قالب همانگونه که وجود دارد بر این مسئله اشارت دارد که انواع گوناگون کمدی اساساً ناشی از تفاوت در نگرش نویسندگان در قبال مضامین است. وقتی قصد نویسندهای استهزاء کردن باشد، کمدی هجومآمیز شکل میگیرد؛ وقتی استهزاء دربارة اشخاص صورت میگیرد، نتیجه کمدی شخصیت خواهد بود؛ هجو قراردادهای اجتماعی و درونِ این قراردادها، کمدی آداب و رسومها را پدید میآورد؛ کمدی اجتماعی تنها به ساختار جامعه میپردازد؛ و هجو اندیشیدنِ متعارف، کمدی اندیشهها را پدیدار میسازد. رسیدن از مصائب عشق به وصال معشوق، کمدی رمانتیک را خلق میکند. کمدی دسیسه از قصدی آشکار برای سرگرم ساختن و به هیجان آوردن و نیز پیرنگ ظریفی از وارونگیها به همراه شرایط ساختگی ناشی میشود. مشابه این کمدی، کمدی اسپانیا است و در آثار نمایشنامهنویسانی همچون لوپه د وگا و تیرسو د مولینا دیده میشود. جاییکه نویسنده میخواهد از مسائل جدی تنها بهلحاظ عاطفی- بیآنکه به جنبههای غمناک مسئله نزدیک شود یا مفهوم نهفته آن را مورد بررسی قرار دهد- بهرهبرداری کند، کمدی احساسی حاصل میشود. تراژدی و کمدی (یا گاهیاوقات کمدی- تراژدی) عناصر تراژدی و کمدی را با هم ترکیب میکند. در قرن بیستم، شکلی گزنده از شوخطبعی، مصطلح به شوخطبعی سیاه (کمدی سیاه)، و پوچگرایی بازتابندة دغدغههای اگزیستانسیالیستی بود. کمدی موسیقایی، که در آن کمدی حقیقی اغلب تابعی از نمایش فکاهی خالی از ظرافت و تأثیرات چشمگیر هست، از اواخر قرن نوزدهم در بریتانیای کبیر و ایالات متحده رواج داشته است.