آخرین نمایشنامه از تراژدیهای اصطلاحاً سیاسی ویلیام شکسپیر، که آن را در 8-1607 نوشت و در کتاب اول خود در 1623 منتشر کرد. این نمایشنامة پنج پردهای براساس زندگی قهرمان اسطورهای اواخر قرن ششم و اوایل قرن پنجم ق.م، گنایوس مارکیوس کوریولانوس، نوشته شد و در اصل گونة بسط یافتهای از زندگینامهنویسی به سبک پلوتارک است. این تراژدی، علیرغم آنکه در چارچوب خاص ادبیات الیزابتی نوشته شده، دارای لحن کاملاً کلاسیک است. داستان این نمایش شخصیت کایوس مارکیوس (بعداً کایوس مارکیوس کوریولانوس) را با پیگیری چندین مرحله از زندگی او شرح میدهد. او بهصورت یک جوان اشرافزادة خودرأی در زمان صلح نشان داده میشود، در عین اینکه در جنگ مقابل شهر کوریوس، جنگجویی خونریز و دلیر و فاتحی متواضع و برای عضویت در هیأت کنسول روم کاندیدایی فروتن بود. هنگامی که با ناچیز انگاشتن شهروندان رومی، از تملقگویی آنان و نشان دادن زخمهای خود برای کسب آرایشان امتناع میورزد، بر علیه او جبهه میگیرند و تبعیدش میکنند. وی در پی ناراحتیاش از این موضوع، با دشمنِ ولسکیایی خود، تولوس آوفیدیوس، علیه روم متحد میشود. کرویولانوس، که نیروی دشمن را تا نزدیک شهر هدایت کرده، عاقبت به اصرار مادرش با روم صلح میکند و کشته میشود. کوریولانوس از جنبههای متعدد با نمایشنامههای دیگر شکسپیر متفاوت است: سیر روایی واحد، تصاویری که با بیانی مختصر و بسیار تأثیرگذار ارائه میشوند و کمنمایی و سکوت که ویژگی مهمترین لحظات آن را تشکیل میدهند.