(ت. 5 اکتبر 1713، لانگر، فرانسه- و. 31 جولای 1784، پاریس) ادیب و فیلسوف فرانسوی که از 1745 تا 1772 در سمت سرویراستار «دایرﺓالمعارف» (L’Encyclopedie)، که یکی از آثار برجستة عصر روشنگری است، خدمت کرد. دیدرو نخست توسط یسوعیها تعلیم دید و در 1732 مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه پاریس اخذ کرد. در 1745 آندره لو برِتون ناشر با دید انتشار ترجمهای فرانسوی از «دایرةالمعارف» (Cyclopaedia) اثر افرییم چِیمبِرز به دیدرو نزدیک شد. دیدرو این کار را با ریاضیدان برجسته ژان لو روند د آلامبر بهعنوان همکار ویراستار برعهده گرفت و با وسعت دادن چارچوب اثر و تبدیل آن به جریدهای برای عقیدة انقلابی، در ویژگیهایش تغییر قابل توجه ایجاد کرد. دایرةالمعارف به دنبال پیشبرد دانش بود و به دنبال آن بود که اقدامی برجسته بر ضد قدرتهای مرتجع در کلیسا و حکومت انجام دهد. دیدرو درحالیکه به ویرایش دایرةالمعارف مشغول بود بسیاری از آثار مهمش را نیز تصنیف کرد. در 1751 «اثری دربارة ناشنوا و گنگ» (Lettre sur les sourds et muets) را منتشر کرد که کارکرد زبان و نکتههای مربوط به زیباییشناسی را بررسی میکند و در 1745 «اندیشههایی در تفسیر طبیعت» (Pensées sur ľinterprétation de la nature) که بهعنوان جستار فلسفی در باب قرن هجدهم مورد استقبال قرار گرفته را منتشر کرد. از میان آثار فلسفی وی به ویژه از «مفاوﺿﮥ د آلامبر و دیدرو» (l’Entretien entre ďAlembert et Diderot)، «رؤیای د آلامبر» (Le Rêve de ďAlembert) و «عناصر فیزیولوژی» (Eléments de physiologie) باید یاد کرد. رسالههای وی از جمله «تأسفی مربوط به لباس خانه من» (Regrets sur ma vieille robe de chambre)؛ و «گفتوگوی یک پدر با فرزندانش» (Entretien d`un père avec ses enfants) که برپایة تجربیات شخصی بنا شده است، ویژگیقالب و سبک داستانهای کوتاه و رمانهای او مثل «راهبه» (La Religieuse, 1796/ نوشتة 1760)، «ژاک قدَریمشرب» (Jacques le fataliste, 1796/ نوشتة 1773) و «برادرزادة رامو» (Le Neveu de Rameau) را دارند. او چند نمایشنامه نوشت و نظریههایش دربارة نمایش را در «گفتارهایی دربارة پسر حرامزاده» (Entretiens sar le fils naturel, 1757) و «سخنرانی دربارة شعر نمایشی» (Discours sur la poésie dramatique, 1758) بهتفصیل شرح داد. اگرچه تعدادی اثر در نقد ادبی نوشت، شناختگیاش بیشتر بهعنوان نخستین منتقد برجستة هنر است که انجمنها یا نمایشگاههای هنر سالانه را تحت پوشش قرار میدهد. تحلیلهای او از هنر، هنرمندان و روشهای نقاشی همراه با فرازمندی سلیقه و سبک او شهرت پس از مرگش را بهبار آورد؛ بهویژه «رسالهای دربارة نقاشی» (Essai sur la peinture, 1796/ نوشتة 1765) مورد تحسین قرار گرفت.