[به فرانسوی décadent، معنای تحتالفظی آن شخصی که در دوران فترت زندگی میکند] هر یک از شاعران پایان قرن نوزدهم، شامل شاعران سمبولیست فرانسوی بهویژه و معاصرانشان در انگلستان که آخرین نسلِ نهضت زیباییشناسی بودند. هر دو گروه سمبولیستها و زیباییشناسان خواهان آزاد کردن ادبیات و هنر از تمام قیدهای تأثیرگذار بودند. آنها بر عقیدة هنر برای هنر تأکید میکردند و هنر را آزاد و مخالف طبیعت و همچنین مخالف مشغولیات ماتریالیستی جامعة صنعتی میدانستند. ازاینرو، آنها عناصر نامأنوس و نامتجانس و ساختگی را در آثارشان و در زندگی شخصیشان بهکار میگرفتند که در هر دو مورد، بیپروایی و رهایی برخی از افراد از برخی اصول اخلاقی به برجسته شدن معنای ضمنی واژة انحطاط که اغلب معادل پایان قرن است انجامید. انحطاط در وهلة اول با شاعری مرتبط بود، اما ریشة روانشناختی آن در رمان «وارونه» (À rebours, 1884) اثر ژوریس- کارل هویسمانس و در سهگانة «کولته دو موا» (Le Culte du moi, 1888-91) اثر موریس بارس بهخوبی مشهود است. انگیزه گرایش به فترت در شاعری، تا حدودی در پی خواندن آثار شارل بودلِر و تا حدودی از آثار استفان مالارمه و پل ورلن ایجاد شد. در آثار ورلن، دو عقیدة غالب دیده میشود: تنها خود شخص مهم است؛ کارکرد شعر حفظ لحظات شور و هیجان و بیان منحصربهفرد آن است. این خصایص شعری به همراه تجربهورزی در زمینه فرم بود که نسل شاعران جوانتر در دهة 1880 بهکار گرفتند. این نهضت شاعری دوران اوج خود را با ژول لافورگ تجربه کرد. نشریه Le Décadent، که عنوان خود را از لقبی میگرفت که در اصل نقادان غیرمنصف وضع کرده بودند، در 1886 راهاندازی شد. شاعران دوران فترت در انگلستان شاعران دهة 1890 آرتور سایمون، اسکار وایلد، ارنست داوسون و لایونل جانسون بودند، که از اعضای کلوپ ریمرز بوده و یا در مجلة پیشرو The Yellow Book مطلب مینوشتند. قسAESTHETICISM؛ SYMBOLIST MOVEMENT.