نمایشنامة اسپانیایی در هفت پرده اثر خوسه سورّیا، که در 1844 به روی صحنه رفت و منتشر شد. این نمایشنامه اقتباسی از داستان سنتی دون ژوان و محبوبترین نمایشنامة قرن نوزدهم اسپانیا بود. سبک و قریحة رمانتیک سورّیا در داستان سرگرمکنندة اشرافزادة جوان به نام دون ژوان، که در شهر سویلیا شراب مینوشد، دوئل میکند و زنبارگی میکند، آشکار شده است. اینِس، نوراهبة جوان، معصومانه عاشق دون ژوان میشود و پس از آنکه دون ژوان رهایش میکند میمیرد. دون ژوان بعدها پدر اینِس، دون گونسالو را میکشد. سالها بعد، تندیس سنگی دون گونسالو- شخصیت لاینفک «مجسمة سنگی» داستانهای دون ژوان- بر دون ژوان ظاهر میشود و جلوهای از جهنم را به او نشان میدهد. اینس نیز بر او جلوه میکند و از او میخواهد که استغفار کند. او برخلاف آنچه در دیگر روایتهای این داستان آمده است، این کار را انجام میدهد، گرچه آن را تا زمان مرگ به تأخیر میاندازد. دون ژوانِ سورّیا به اندازة دیگر همتایان ادبیاش شهوتران و خودخواه است، اما بیشتر افسونگر است تا گمراهکنندهای محاسبهگر و تغییر آشکارش در آخرین لحظه نمایی اخلاقی به نمایش میدهد.