نام اصلی او فو (ت. 1660، لندن، انگلستان- و. 24 آوریل 1731، لندن) رماننویس، نویسندة رسائل سیاسی و ادبی، روزنامهنگار و نویسندة «رابینسون کروزوئه» (Robinson Crusoe, 1719) و «مول فلاندرز» (Moll Flanders, 1722). باوجود اینکه پدر متعصبش قصد داشت او را به جرگة کشیشان وارد کند، تا 1683 تاجری جاافتاده شده بود. سفرهای بسیاری کرد و در اقتصاد نظریهپرداز هوشمندی شد. او ثابت کرد که حامی وفادار و تبلیغاتچی مهمی برای ویلیامِ آرینجی است. در 1701 دفو در پاسخ حملات به شاه «بیگانه»، شعر فصیح و نغز «انگلیسی اصیل» (The Trueborn Englishman) را منتشر کرد. شاید مشهورترین و ماهرانهترین رسالهاش «کوتاهترین راه برای پایان غائله ناسازگاران» (The Shortest-Way With The Dissenters, 1702) را برای رسواکردن کشیشان عالیمقام به رشتة تحریر درآورد. این رساله گویی از زاویة دید آن کشیشان نوشته شده بود، اما مدعیات آنها را به یاوهسرایی تبدیل میکرد. رساله به فروش بالایی رسید، اما ناسازگاران با مذهب و کشیشان عالیمقام همگی آن را جدی گرفته و هنگامیکه فریبکاری کلیسا برملا شد، بهشدت عصبانی شدند. دفو در می 1703 بازداشت شد و برای نوشتة فتنهجویانهاش تحت محاکمه قرار گرفت. اگرچه نگران مجازات خود بود، شهامتش برای نوشتن «سرودی برای استهزا» (Hymn To The Pillory) کافی بود و این اثر موقعیت وی را به نوعی پیروزی تبدیل کرد. دفو به زندان نیوگیت بازگردانده و در آنجا محبوس شد و بهمرور کسبوکارش از دست رفت. از رابرت هارلی، اولین ارل آکسفورد، درخواست یاری کرد و او عاقبت آزادی دفو را در ازای خدمت بهعنوان وقایعنگار و جاسوس میسر کرد. دفو چندینبار از اسکاتلند دیدن کرد و هارلی را در جریان افکار عمومی قرار داد. همچنین، این سفرها محتوای سه جلد کتاب شگفتانگیز و آموزندهاش به نام «سیری در سراسر جزایر بریتانیای کبیر» (Tour Through the Whole Island of Great Britain, 1724-26) را فراهم کرد. شاید قابل توجهترین دستاورد دفو در دوران سلطنت ملکه اَن نشریة ادواری Review بود. او این نشریة جدی و قوی را در عمل بهتنهایی از 1704 تا 1713 منتشر کرد. هرچند این نشریه عملاً تعلق به حکومت داشت، اما دفو دربارة سایر موضوعات نیز در آن مطلب مینوشت. با بهقدرت رسیدن جورج اول در 1744، توریها که ازجملهشان هارلی بود از قدرت خارج شدند. دفو در ادامة وقایعنگاری برای دولت ویگ، کار اطلاعاتی نیز انجام میداد. در طی همین دوره، مشهورترین و مقبولترین اثر تعلیمی خود با عنوان «آموزگار خانواده» (The Family Instructor, 1715) را نوشت. در 1719 هنگامیکه استعداهایش را بر تألیف اثر منثور بلند داستانیرابینسون کروزوئه (با وامگیری از خاطرات سیاحان و کشتیشکستگانی چون الگزاندر سلکِرک) متمرکز کرد، به جاودانگی در عرصه ادبیات دست یافت. دفو در اثر فوق (همچون آثارش در 1722 مشتمل بر مول فلاندرز، «یادداشتهای روزانه سال طاعون» [A Journal of The Plague Year] و «سرهنگ جک» [Colonel Jack]) والاترین استعدادش در رماننویسی را نشان میدهد که همان بصیرتش دربارة طبیعت انسان است. هرچند مردان و زنانی که دفو دربارة آنها نوشته همه در زمینههای داستانی غیرمتعارف بهسر میبرند و هر کدام به طریقی انسانهایی تنها هستند، دفو آنها را به گونة انسانهای معمولی ترسیم میکند. دفو همیشه با بهکارگیری زاویة دید اول شخص به ذهن این شخصیتها وارد شده و به تحلیل انگیزههای آنها میپردازد. در 1724 آخرین اثر داستانی مهمش به نام «رکسانا» (Roxana) را منتشر کرد و بهرغم افول سلامت جسمی، تا پایان عمر همچنان بهعنوان یک نویسندة بلندپرواز و فعال بهکار ادامه داد.