نام اصلی او رجینالد جان کلمو (ت. 11 مارس 1916، سنت اوستل، کورنوال، انگلیس- و. 25 جولای 1994، ویمت، دورسِت) شاعر انگلیسی که بیماریهای جسمیاش- او در حدود 1936 ناشنوا شد و در 1955 بیناییاش را بهطور کامل از دست داد- شعرش را بهشدت تحتتأثیر قرار داد. کلمو، که فرزند کارگر سفالگری از اهالی کورنیش بود، در اولین اثرش علاقه خود را به دشت پر چاله چولهای که در آن زندگی میکرد، آشکار میسازد؛ همان زمین زراعیای که جای خود را به کارگاه چینیسازی داده بود. سپس او دربارة نگاه شخصی به نوگروی مذهبی خویش (تغییر دین) مینویسد. او در 1968 با معلم هنر اهلِ وستمورلند ازدواج کرد که منبع الهام اثر بعدیاش شد؛ اثری که در آن درونمایة تجدید حیات در طبیعتِ به ظاهر مرده، بهطور چشمگیری آشکار است. مهمترین مجموعه شعرهای کلمو «تپههای رُسی» (Clay Verge, 1951)، «نقشة سفالگری» (Map of Clay, 1961)، «کاکتوس بر روی کارمل» (Cactus on Carmel, 1967)، «پیشنهاد تکراری» (The Echoing Tip, 1971)، «پاییز بلند» (Broad Autumn, 1975)، «اشعار منتخب» (Selected Poems, 1988)، «اشعار برجسته» (Banner Poems, 1989)، و «رسیدن به مورانو» (Approach to Murano, 1993) نام دارند. کلمو چند رمان از جمله «آزمندی حیوانی» (Wilding Graft, 1948) و «بستر مرموز» (Shadowed Bed, 1986) و نیز چند اثر غیرداستانی هم نوشته است.