شعری روایی از رابِرت فراست، که در 1914 در مجلة North of Boston منتشر شد. این شعر، که در قالب سپید سروده شده، گفتوگوی کشاورزی به نام وارِن و همسرش مری دربارة کارگر پیشین مزرعهشان پیرمردی به نام سیلاس است که برای مردن به مزرعه که آن را «خانه»ی خویش میداند بازگشته است. در این شعر گرفتاریهای سیلاس با لحن تأثربار توصیف گردیده است و از خانه بهعنوان «جایی که وقتی مجبور به رفتن به آنجایی، ساکنانش مجبور به پذیرفتن تو اند» و «چیزی که انگار مجبور به شایستن برای آن نیستی» یاد شده است، که هر دو به یادماندنی شدهاند.