(ت. 3 نوامبر 1831، فیلادلفیا، امریکا- و. 1 ژانویه 1901، مینیاپولیس) رماننویس، سخنران و مصلح اجتماعی امریکایی؛ یکی از مدافعان اصلی این نظریه که نویسندة نمایشنامههای ویلیام شکسپیر، فرانسیس بِیکن است. دانلی در فیلادلفیا رشد کرد و در همانجا حقوقدان شد. در 1856 با یک فیلادلفیایی دیگر به نام جان نینینگر به مینیسوتا نقل مکان کرد. جان نینینگر شهر نینینگر را بنیاد نهاد که قرار بود به مرکز فرهنگی و صنعتی مبدل شود. دانلی در آن شهر به انتشار مجلة عالمانة Emigrant Aid Journal پرداخت که برای جلب مهاجران به دو زبان انگلیسی و آلمانی منتشر میشد. طرح مذکور ابتدا موفق بود، اما ترس و رعب ناگهانی در 1857 باعث شد همة آنجا را ترک کنند و تنها دانلی در شهر، مقیم ماند. او به کارهای سیاسی نیز پرداخت و معاون حکمران مینیسوتا شد و از 1863 تا 1869 به عضویت کنگرة امریکا درآمد. نخستین و پرخوانندهترین کتاب وی «آتلانتیس» (Atlantis, 1882) بود که پیدایش تمدن را تا غرق شدن قاره افسانهای آتلانتیس پیجویی میکرد. به دنبال آن در 1883 یک کتاب نظرورزانه دیگر به نام «راگناروک: عصر آتش و شن» (Ragnarok: The Age of Fire and Gravel) منتشر کرد که برخی از انباشتههای شن و کاشی را بهعنوان نشانة برخورد زمین با یکی از ستارگان دنبالهدار بهحساب میآورد. در «رمزنوشته بزرگ» (The Great Cryptogram, 1888) و «رمز در بازیها و نوشتههای سنگ قبر» (The Cipher in the Plays and on the Tombstone, 1899)، با رمزگشایی کُدی در آثار شکسپیر، این نکته را اثبات کرد که بیکن نویسندة نمایشنامههایی است که به شکسپیر نسبت داده شده است. وی همچنین نمایشنامههای کریستوفر مارلو و مقالات میشل دِ مونتنی را به بیکن نسبت داد. رمان آرمانشهری دانلی با عنوان «برج قیصر» (Caesar's Column, 1891) است که در آن پیشرفتهایی همچون رادیو، تلویزیون و گازهای سمی را پیشگویی میکند و ایالات متحدة 1988 را به تصویر میکشد که در آن یک الیگارشی مالی بیرحم بر یک طبقة کارگر فرومایه حکومت میکند.