(شکوفایی، اواخر قرن چهاردهم تا اوایل قرن پانزدهم میلادی، بنگال، هند)شاعر بنگالی که ترانههای عاشقانة او، که برای رامی زنِ رختشو سروده شدهاند، در دورة میانه مشهور بود. این ترانهها منبعِ الهامِ نهضتهای مذهبی ویشناوا و ساهاجیایا بودند که تشابهات بین عشق انسانی و عشق الهی را مورد کندوکاو قرار میداد. شهرت ترانههای چندیداس باعث تقلیدهای زیادی شد که تشخیص هویت واقعی شاعر را مشکل کرد. این اشعار خود نشان میدهند که سراینده، برهمن و روحانیای روستایی است که با ابراز آشکار علاقهاش به رامی، که از طبقة پایینِ اجتماع است، از چارچوبی که در آن بهصورت سنتی حضور دارد فرار میکند. عشاق روابط خود را مقدس، نزدیکترین شباهتِ ممکن به یگانگی معنوی عشاق الهی راجا و کریشنا، میدانند.چندیداس علیرغم ناراحتی خانوادهاش حاضر نشد به کارهای معبد بازگردد یا عشقش به رامی را انکار کند. جشنی برای بازگشت آرامش به روستا ترتیب داده میشود، اما با ورود غیرمنتظرة رامی به اغتشاش کشیده میشود. آنچه از این پس اتفاق میافتد با افسانه آمیخته شده است.طبق یکی از روایات، چندیداس به هیئت ویشنو تغییر ماهیت میدهد.نسخة دیگری ادعا میکند که او از مقام روحانیت برکنار و در اعتراض با روزه گرفتن مرگ خود را باعث میشود، اما وقتی جسد او برای سوزاندن روی تل هیزم قرار داده میشود، دوباره به زندگی بازمیگردد. نسخة سوم (بر اساس اشعاری که ظاهراً برای رامی سروده شدهاند)خاطر نشان میکند که او بهخاطر آنکه توجه زنی از طبقة بالا را جذب میکند، به پشت فیلی بسته میشود و تا حد مرگ شلاق میخورد. شعر چندیداس تأثیر زیادی روی هنر، ادبیات و اندیشة مذهبی متأخر بنگالی داشت. در نهضت «ساهاجیایا» (Sahajiyā/ در زبان سانسکریت به معنی «فطری») فرقة ساهاجیایای قرنِ شانزدهم، تجربةدینی از طریق حواس دنبال شد و عشق مرد به همسرِ دیگرییا به زنی از طبقة نامتناسبِ پایینِ جامعه، بهسبب هیجان موجود در برخورد با نارضایتی اجتماعی، مورد ستایش قرار گرفت.