رمانی از آرتور کستلر، که در 1940 منتشر شد. داستان آن در دادگاه پاکسازی استالین در دهة1930 رخ میدهد و به روایت سرگذشت نیکولاس روباشو، محافظ قدیمی بلشویک، میپردازد که در ابتدا جرمهایی که مرتکب نشده را انکار میکند ولی سپس به آنها اقرار میکند. این رمان بازتاب یأس و سرخوردگی کستلر از نظام کمونیستی است و پیرنگ آن دغدغههای انقلابی سالخوردهای را طرح میکند که دیگر نمیتواند از افراطکاری رژیمی که خود به بنیاد نهادن آن کمک کرده چشمپوشی کند. این اثر نقدی جدی است به خطر اخلاقی مستتر در نظامی سیاسی که حاضر است هر اقدامی برای دست یافتن به هدف خویش بکند.