داستانی ترسناک اثر هاریس والپول، که در 1765 منتشر شد. این اثر را اولین رمانِ گوتیک در زبان انگلیسی میدانند؛ در این نوع ادبی، از رویدادهای خارقالعاده و فضای اسرارآمیز این اثر، در سطح وسیعی تقلید شده است. مَنفرد غاصبِ ستمکاری در حوزة حکومت شاهزادة اوترانتو است. روزی که قرار است پسر او کانرد با ایزابلا ازدواج کند، جسد کانرد در حیاط پیدا میشود که توسط ماموتی دارای کلاهخود پردار کشته شده است. منفرد تصمیم میگیرد همسرش را طلاق دهد و به منظور به دنیا آوردن وارثی که برای حفظ کنترل قلمرو به او نیاز دارد، با ایزابلا ازدواج کند، اما ایزابلا به کمک تئودور، رعیتی جوان و زیبا، نزد پدر جروم میگریزد. از روی یک ماه گرفتگی در گردنِ تئودور درمییابد که مرد جوان حقیقتاً پسرِ واقعی اوست، که پیش از اینکه او به کسوت کشیشی درآید، زمانیکه او شاهِ فولکونارا بود، متولد شده است. بعدها، با اعلام حقیقت جانشینی تئودور، شکل غولآسای شاه آلفونسوی قانونی رنجکشیده، ظاهر میشود و سپس بهسوی بهشت میرود. منفرد و همسرش وارد دیرهای جداگانهای میشوند. تئودور با ایزابلا ازدواج میکند و بهعنوان شاه، بر اوترانتو حکومت میکند.