(ت. 21 اکتبر 1772، آتری سنمری، دوِنشر، انگلستان- و. 25 جولای 1834، هایگیت، نزدیک لندن) شاعر غنایی منتقد و فیلسوف انگلیسی که کتاب «بالادهای غنایی» (Lyrical Ballads, 1798) وی، که آن را با همکاری ویلیام وردزورت سرود، منادی مکتب رمانتیک انگلیس بود. کولریج در دانشکده جیزس کیمبریج درس خواند. آنجا به همراه رابرت ساودیِ شاعر ایجاد جامعهای آرمانی را در سواحل رودخانه ساسکوئیهنا در پنسیلوانیا طرحریزی کردند. او با این هدف، کیمبریج را ترک کرد و با ساودی در کسوت استاد دانشگاه ساکن بریستول شد. کولریج در 1795 به اصرار ساودی با سارا فریکر- دختر یک خانم معلم محلی- ازدواج کرد. اندک زمانی بعد، ساودی از طرح مشترک با کولریج انصراف داد، و او را با همسری تنها گذاشت که واقعاً عاشقش نبود. زندگی او هرگز بهطور کامل از این شوک به وضع عادی برنگشت. در همان سال کولریج با وردزورت آشنا شد؛ آن دو با هم یکی از مؤثرترین و خلاقانهترین دوران ادبی انگلستان را آغاز کردند. کولریج بر سبکی جدید و غیررسمی در شعر همت گمارد که در آن برای یکدست کردن اثر، از لحن و ریتم محاورهای استفاده کرد. چندین نمونه از این رویکرد از جمله «یخبندان در نیمهشب» (Frost at Midnight) و «شعر دریانورد پیر» (The Rime of the AncientMariner) در 1798 در بالادهای غنایی منتشر شد. «کریستبل» (Christabel) و قطعه شعر «قوبلای خان» (Kubla Khan)، که هر دو در همین دوران سروده شدند، تا 1816 منتشر نشدند. فشارهای روحی حاصل از ازدواج کولریج موقعی به وضعیت بحرانی رسیده بود که او اواخر 1799 عاشق خواهرِ همسرِ آیندة وردزورت- سارا هاچینسون- میشود. سلامتیاش بدتر شد و به شدت به تریاک وابسته شد. در 1802 ناخشنودی خانوادگی کولریج باعث سرایش قصیدهای به نام «افسردگی: یک قصیده» (Dejection: An Ode) و سرانجام جدایی از همسرش شد. هاچینسون در 1810 به ویلز فرار کرد. دوران بعد از این حادثه تاریکترین دوران زندگی کولریج بود. آثار بهجا مانده از این دوران پر از غم و غصّه است. وقتی سخنرانیهایش در یکی از دروس درباره ویلیام شکسپیر مخاطبان زیادی را جذب کرد، باعث شد او سلامتش را در زمستان 12-1811 بازیابد. برداشتهای روانشناسانهاش از شخصیتها برای معاصرانش بدیع و جذاب بود. سرانجام او آرامش را در بازگشت به کلیسای آنگلیکن یافت. ثباتی که از رهگذر این وابستگی بهدست آورد، او را قادر ساخت تا دوباره آثار بزرگی خلق کند. او مجموعهای از شعرهایش (که در 1817 با نام «برگهای غیبی» منتشر شد) را گردآوری میکند و «بیوگرافیا لیتراریا» (Biographia Literaira, 1817)، اثری تأثیرگذار، که در آن خلاصهای از تحول اندیشهاش و نقد مفصلی از شعرهای وردزورت را بهدست میدهد، مینویسد. «زاپولیا» (Zapolya)، که قطعة نمایشی جدیدی از او است، در 1817 منتشر شده است. او در 1824 بهعنوان عضو انجمن سلطنتی ادبیات انتخاب شد.
امیرخانی,مسعود . (1404). کولْریج (کولِریج یا کالریج)، سمیوئل تیلر. (e12084). دانشنامه جامع علوم انسانی, دانشنامه جامع علوم انسانی(دانشنامه ادبیات جهان- جلد 2), e12084
MLA
امیرخانی,مسعود . "کولْریج (کولِریج یا کالریج)، سمیوئل تیلر" .e12084 , دانشنامه جامع علوم انسانی, دانشنامه جامع علوم انسانی, دانشنامه ادبیات جهان- جلد 2, 1404, e12084.
HARVARD
امیرخانی مسعود. (1404). 'کولْریج (کولِریج یا کالریج)، سمیوئل تیلر', دانشنامه جامع علوم انسانی, دانشنامه جامع علوم انسانی(دانشنامه ادبیات جهان- جلد 2), e12084.
CHICAGO
مسعود امیرخانی, "کولْریج (کولِریج یا کالریج)، سمیوئل تیلر," دانشنامه جامع علوم انسانی, دانشنامه جامع علوم انسانی دانشنامه ادبیات جهان- جلد 2 (1404): e12084,
VANCOUVER
امیرخانی مسعود. کولْریج (کولِریج یا کالریج)، سمیوئل تیلر. دایره المعارف. 1404;دانشنامه جامع علوم انسانی(دانشنامه ادبیات جهان- جلد 2):e12084.