[واژهای فرانسوی، از dada، واژهای که کودکان به اسب میگویند] نهضت نیهلیستی در هنر که عمدتاً در فرانسه، سوئیس و آلمان از 1916 تا 1920 شکوفا شد و بر مبنای اصول ناعقلانیت تعمدی، بینظمی و بدبینی و انکار قوانین زیبایی و سازماندهی اجتماعی نهاده شده بود. در مورد چگونگی نامگذاری این نهضت پذیرفتهترین نظر این است که در طی جلسهای که در 1916 در کافة وُلتر متعلق به هوگو بال در زوریخ برگزار شد، یک کاغذ به درون فرهنگ لغتی فرانسوی- آلمانی نهادند که روی واژة dada قرار گرفت و سپس این واژه از جانب گروه، که آن را برای آثار ضدزیباییشناسی و فعالیتهای معارضهجویانه خود در نفرت از ارزشهای بورژوایی و یأسِ ناشی از جنگ جهانی اول مناسب میدیدند، برگزیده شد. مرکزیت این نهضت در ایالات متحده امریکا را گالری «291» اَلفرِد استیگلیتس و استودیوی والتِر آرِنزبِرگ در نیویورک داشتند. فعالیت شبهدادایی در امریکا، که علیرغم استقلالش همسو با زوریخ بود، ازسوی هنرمندان هنرهای بصری مانند مَن رِی و فرانسیس پیکابیا دنبال میشد. هنرمندان هم از طریق هنرشان و هم از طریق نشریاتی مانند The Blind Man و Rangwrong و New york dadaمیکوشیدند تا معیارهای زیباییشناسی معاصر را دگرگون کنند. پیکابیا با مسافرت بین ایالات متحده امریکا و اروپا مانند حلقة اتصال میان گروههای دادا در شهر نیویورک، زوریخ و پاریس عمل میکرد و نشریة ادواری 291او دربارة دادا در سالهای 1917-1924 در بارسلونا، شهر نیویورک، زوریخ و پاریس منتشر میشد. نهضت دادا در 1917 به برلین انتقال یافت و در آنجا ماهیت سیاسیتر به خود گرفت. هنرمندان برلینی نیز نشریات داداییای درآوردند: Club Dada ، Der Dada ، Jedermann Sein Eigner Fussball ، و Dada Almanach. در پاریس، دادا تحت نفوذ یکی از بنیادگذاران خود تریستان تسارای شاعر شکل ادبی گرفت. برجستهترینِ جزوات و مجلات دادایی Littérature (منتشر شده در 1919-1924) بود که شامل نوشتههایی از آندره برِتون، لویی آراگون، فیلیپ سوپو و پُل الوتار میشد. پس از 1922 دادا رو به ضعف نهاد و بسیاری از دادائیستها به سوررئالیسم علاقهمند شدند.