رمانهای سهگانة رابرتسن دِیویس، که «پنجمین شغل» (Fifth Business, 1970)، «مانتیکور» (The Manticore, 1972) و «دنیای شگفتیها» (World of Wonders, 1975) نام دارند. دیویس با این سهگانه دغدغههای اخلاقی و تکههای دانش نهانی را به هم پیوند میزند. رمانها زندگی سه مرد از شهر کوچک دتفرد در آنتریو را دنبال میکند که با یک حادثة دوران کودکی به هم مربوط میشوند؛ پِرسی «بوی» استونتن گلولهای برفی را، که درون آن سنگی است، به دانستبِل (بعداً دانستن) رَمزی پرتاب میکند و او جا خالی میدهد و گلولة برفی به مری دمپستِر میخورد که بهطور نارس پسرش پل را به دنیا میآورد و دچار اختلال مشاعر میشود. پنجمین شغل یک نامة خودزندگینامهای است که دانستن در دوران بازنشستگی از مدیریت یک مدرسة پسرانه مینویسد. او در تمام زندگی از گناهانی که مرتکب شده عذاب میکشیده است. بوی استونتن در آغاز داستان مانتیکور در اعماق دریاچة آنتریو قرار گرفته و سنگی که حدود 60 سال پیش به خانم دمپستر زده است در دهان او پیدا میشود. قسمت عمدة این اثر تحلیل یونگیای است که از زبان دیوید پسر بوی بیان میشود. دنیای شگفتیها داستان پل دمپستر را بیان میکند. او، که در کودکی توسط یک جادوگر دزدیده شده است، حرفة جادوگری میآموزد و سرانجام به آیزِنگریم بزرگ، یکی از موفقترین بازیگران اروپا تبدیل میشود.