[آلمانی، از doppel به معنی (دو) + gängerبه معنی (رونده)؛ ژان پاول آن را در رمان «سیبنکا» (Siebenkäs, 1796) وضع کرده است] در فرهنگ عامة آلمانی، شبح یا خیال فردی زنده، بهگونهای که از یک روح، قابل تشخیص باشد. تصور وجود یک روح همزاد، یک نسخه دوم، اما معمولاً المثنای نامرئی هر شخص، پرنده، یا جانور، عقیدهای قدیمی و شایع است. ملاقات همزاد کسی، نشانة آن است که مرگ آن شخص قریبالوقوع است. همزاد، در ادبیات وحشت قرنهای هجدهم و نوزدهم، نمادی مردمپسند شد و این مضمون، پیچیدگی چشمگیری به خود گرفت. یکی از استادان آفرینش شخصیت همزاد نویسندة آلمانی حکایتهای فانتزی ارنست تئودور آمادئوس هوفمان بود. نخستین رمان وی «اکسیر شیطان» (Die Elixiere des Teufels, 1815-16) در دو جلد، یکی از نخستین عرضههای این مضمون بود؛ دیگری، که شاید شهرت بیشتری دارد، نسخههای همزادی است که در رمان فیودر داستایفسکی با نام «همزاد» (Dvoynik, 1846) یافت میشود. مضامین دیگری که در فرهنگ عامه و ادبیات با مضمون همزاد ارتباط دارد، عبارتانداز: تصویر آینه، تصویر سایه، و شخصیت چندگانه.