(ت. 27 فوریه 1912، جُلُندُر، هند- و. 7 نوامبر 1990، در سومیئر، فرانسه) نویسندة انگلیسی که بیشتر برای رمان چهار جلدی «ربعةاسکندریه» (The Alexandria Quartet) مشهور است. دارل بیشتر زندگیاش را خارج از انگلستان سپری کرد و با ویژگی شخصیتی انگلیسیها، همداستانی نداشت. او تا 11 سالگی در هند درس خواند و در 1935 به جزیرة کورفو نقل مکان کرد. در طول جنگ جهانی دوم، در سمت رایزن مطبوعاتی سفارت بریتانیا، در قاهره و اسکندریه خدمت کرد و بعد از جنگ، روزگارش را در یوگسلاوی، رودس، قبرس و جنوب فرانسه گذراند. دارل چندین کتاب شعر و نثر به نامهای «جاستین» (Justine, 1957)، «بالتازار» (Balthazar, 1958)، «ماونتولیو» (Mountolive, 1958)، و «کلیا» (Clea, 1960) قبل از انتشار رﺑﻌﮥ اسکندریه نوشت. چهارگانة اسکندریه زندگی شهوی یک گروه نامتعارف را، که در اسکندریه زندگی میکنند، مورد مداقه قرار داده است. این کتاب پرفروش شد و ارزش انتقادی بالایی کسب کرد. داستان بعدی دارل، کمتر مورد توجه قرار گرفت. او با کتاب «سرزمین خصوصی» (A Private Country, 1943) اولینبار بهعنوان شاعر شناخته شد. شهرتش با «شهرها، دشتها و مردم» (Cities, Plains and People, 1946)، «درخت بطالت» (The Tree of Idleness, 1953) و «شمایل» (The Ikon, 1966) تثبیت شد. «مجموعة اشعارش 1974-1931» (Collected poems, 1931-74) در 1980 منتشر شد. دارل در آثار غیرداستانیاش به نامهای «سلول پراسپرو» (Prosperoś Cell, 1945)، «تأملی برونوس دریایی» (Reflectionson aMarineVenus, 1953)، و «لیموهای تلخ» (BitterLemons, 1957)، جزایر کورفو، رودس و قبرس را شرح میدهد و بیشتر منتقدان، اشعار و آثار غیرداستانی او را پایدارترین موفقیتهای او ارزیابی میکنند.