(ت. 5 جولای 1889، مزون- لافیت، نزدیک پاریس، فرانسه- و. 11 اکتبر 1963، میلی-لا-فورت، نزدیک پاریس) نویسنده و هنرمند فرانسوی که بهدلیل فعالیت در حوزههای مختلف ادبی- هنری همچون شعر، داستان، باله، فیلم و نقاشی معروف است. کوکتو در 19 سالگی اولین کتاب شعرش «چراغ علاءالدین» (La Lampe d' Aladin) را منتشر کرد. در جنگ جهانی اول، در کسوت رانندة آمبولانس در جبهة بلژیک خدمت کرد که این جبهه بعدها موقعیت مکانی حوادث رمان او با نام «تومای شیاد» (Thomas l' imposteur, 1923) شد. «دماغة امیدنیک»(Le Cap de Bonne-Espérance, 1919) مجموعه شعری از او بود که از تجربه پرواز وی الهام گرفته بود. اندکی پس از جنگ، ماکس ژاکوب نویسنده، او را به شاعر و رماننویس آینده- رمون رادیگه- معرفی کرد. رادیگة 16 ساله، که نابغه بهنظر میرسید، طرفدار اصول زیباییشناسی سادگی و وضوح کلاسیک، یعنی ویژگیهایی که کوکتو بعدها در آثارش از آنها بهره گرفت، بود. اعتیاد او به افیون بهدلیل غم ناشی از مرگ رادیگه در 1923، دورهای از بازپروری را برایش ایجاب کرد و منجر به بازگشت کوتاه وی به شعائر مذهبی شد. در این دوره بود که تعدادی از مهمترین آثارش را خلق کرد. او در شعر بلندش با نام «فرشته اورتبیز» (L'Ange Heurtebise, 1925) درگیر مبارزهای خشونتبار با فرشتهای میشود که بهطور مکرر در آثارش ظاهر میشود. نمایشنامهاش با نام «اورفئوس» (Orphée)، که در 1926 برای اولینبار اجرا شد، نقش مهمی در احیا تراژدی در تئاتر معاصر داشت. رمان «بچههای اصلاحناپذیر» (Les Enfants terribles, 1929)روایت تخطیناپذیری شخصیت یک برادر و خواهر است. کوکتو در 1930 اولین فیلمش را با نام «خون یک شاعر»(Le Sang d'un poète)، که تفسیری بر تجربیات شخصی خودش است، ساخت. در 1934، «ماشین جهنمی» (La Machine infernale) را نوشت که بهزعم خودش بهترین نمایشنامهاش بود. او در دهة 1940 به فیلمسازی بازگشت: ابتدا در کسوت سناریونویس و بعد بهعنوان کارگردان فیلمهای «دیو و دلبر»(Le Belle et La bête, 1946) و«اورفئوس»(Orphée).