[یونانی آن chiasmós، معنای تحتاللفظی آن عمل قرار دادن بهصورت صلیب، مشتقی از chiázein بهمعنی با علامت X نشانهگذاری کردن، بهصورت صلیب گذاشتن] رابطه معکوس میان عناصری نحوی از عبارات مشابه (بهعنوان مثال درto stop too fearful, and too faint to go) در اثر آلیور گولدسمیت.