[لاتینی آن dictioبه معنی سبک سخنوری، در لغت به معنی سخن گفتن، مشتق ازdicere به معنی گفتن] انتخاب واژگان بهخصوص با نظر به درستی، وضوح یا تأثیرگذاری آنها. سبکهای چهارگانهای که پذیرفته شدهاند عبارتانداز سبک رسمی، سبک غیررسمی، سبک محاورهای و سبک عامیانه که ممکن است در متن خاصی درست باشند و در متن دیگر یا هنگامیکه با هم ترکیب میشوند نادرست محسوب شوند. برای بیان اکثر افکار، تعدادی واژه مترادف یا نزدیک به هم وجود دارد که نویسنده میتواند آنها را برای اهداف خاص انتخاب کند؛ برای مثال واژههای children(کودکان)، kids (بچهها)؛ youngsters (نوجوانان)؛ youths (جوانان) و brats (تولهها) ارزشهای برانگیزانندة متفاوتی دارند. بزرگترین حوزة سبک ادبی در سطح انتخاب واژه آشکار میشود. نویسندگانی مانند سمیوئل جانسِن که معتقدند اندیشههای بزرگ همیشه عمومی هستند و وظیفة شاعران آن نیست که به «شمارش ساقههای لاله» (کنایه از پیرایش کلام) بپردازند. واژگان عمومی، خلاصه و غیرمضمون شده بهکار میبرند. نویسندگان دیگر، واژگان عاطفی و عینی را بهکار میگیرند و از خاصیت برانگیزانندۀ اصطلاحات ادبی، لهجهای، محاورهای یا قدیمی برای رساندن منظور خود استفاده میکنند.