رمانی کوتاه اثر توماس مان، که در 1912 با عنوان Der Tod in Venedig به زبان آلمانی منتشر شد. این اثر مشهورترین رمان کوتاه مان است و داستانی مشحون از نمادها با رویکرد به اصالت زیبایی و لذت است و نگاه و علاقه نویسنده نسبت به نوشتههای زیگموند فروید در خصوص ناخودآگاه را روایت میکند. در این داستان، گوستاف فون آشِنباخ نویسندهای درخور تحسین است که کارش به نظم و کمال ظاهری اشتهار دارد. او در هتلش در ونیز با نوجوان بسیار زیبایی به نام تادزیو روبهرو میشود. گیرایی این پسر آشنباخ را آشفته میکند و هر چند او را زیر نظر میگیرد جرئت نمیکند با او وارد گفتوگو شود. با وجود هشدارهای پزشکی مبنی بر فراگیر شدن وبا، آشنباخ در ونیز میماند و اعتبار و سلامتش را برای تجربة مستقیم زیباییای که تادزیو مظهر آن است به خطر میاندازد. آشنباخ، پس از تبادل نگاهی پرمعنی با تادزیو در روز سفر برنامهریزیشدة او، از بیماری وبا میمیرد. مان در این کتاب به مانند دیگر آثار مهمش به بررسی نقش هنرمند در جامعه میپردازد. آشنباخِ متفکر در کار ادبی خود با شکیب و نظم عمل میکند، اما در آخر تمایلات شخصیاش بر او غلبه میکنند.