نخستین رمان اِولین وو، که در 1928 منتشر شد و طنزی اجتماعی بود که برمبنای تجارب شخصیاش در شغل معلمی نوشت. پل پنیفدر، قهرمان داستان، آنچه برایش پیش میآید را با انفعال میپذیرد. او بهسبب رفتار شرمآورش از دانشکدة اسکون آکسفورد اخراج میشود و شغل معلمی را برمیگزیند. هنگامیکه با مارگو، زنی خوشگذران، آشنا میشود سلسلهای از ماجراهای غیرمتعارف را تجربه میکند. پل بهعلت درگیر بودن مارگو به تجارت بردگان سفید، به زندان میافتد و زندان را با شکیبایی تحمل میکند. پس از اینکه مارگو نقشة فرار او را از زندان طراحی میکند، وی به دانشکدة اسکون برمیگردد و وانمود میکند که نامش پل پنیفدر و خویشاوند دور مرد بدنامِِ با همان نام است. وی در آنجا به تحصیل در رشتة الهیات مشغول میشود.