(جان هافم) (ت. 7 فوریه 1812، پورتسمِت،ایالت همپشِر، انگلستان- و. 9 ژوئن 1870، گَدز هیل، نزدیک چَتم، ایالت کنت) رماننویس انگلیسی که معمولاً بزرگترین ادیب دورة ویکتوریایی محسوب میشود. پدرِ دیکنز کارمند اداره حسابداری نیروی دریایی بود که درآمد خوبی داشت، اما اغلب سبب گرفتاریهای مالی یا بیآبرویی خانواده میشد. در 1824 پدر در زندان بدهکاران افتاد و به این علت چارلز مدرسه را ترک کرد و بهکار در کارخانه مجبور شد. این قابل توجه است که تصاویر زندان و کودک آشفته و ستمدیده و پریشان در بسیاری از رمانهایش تکرار شده است. دیکنز در جوانی بهعنوان یک گزارشگر در دادگاهها و مجلس و روزنامههای لندن کار میکرد. این سالها دلبستگی پایدار به روزنامهنگاری و انزجار دائمی از قانون و مجلس را برایش به جا گذاشت. دورة نویسندگی او از 1833 با تألیف داستانهای کوتاه و مقالات در نشریات ادواری شروع شد که این نوشتهها در 1836 با عنوان «طرحهایی از بوز» (Sketches by “Boz”) تجدید چاپ شد. در 1836 با کَترین هوگارت ازدواج کرد و خانوادة بزرگی را پدید آورد که 9 فرزند از آن باقی ماند. رمان طنز «اسناد پیکویک» (The Pickwick Papers, 1837) او را محبوبترین نویسندة زمان خود در انگلستان کرد. رمانهای «الیوِر توئیست» (Oliver Twist, 1838) و «نیکولِس نیکِلبی» (Nicholas Nickleby, 1839) و به دنبال آنها در 1841 «مغازة عتیقهفروشی» (The Old Curiosity Shop) و «بارنابی راج» (Barnaby Rudge) را منتشر کرد. بهعلت خستگی پنج ماه تعطیلات را در ایالات متحده گذراند؛ جاییکه بسیار تکریم شد. واکنشهایش به امریکا، که بسیاری از آنها منفی بود، در «یادداشتهای امریکایی» (American Notes, 1842) و «مارتین چازلِویت» (Martin Chuzzlewit, 1844) نمودار شد. «سرود کریسمس» (A Christmas Carol, 1843) در طول چند هفته نوشته و بلافاصله وارد اسطورهشناسی جدید شد. این کتاب اولین و بهترینِ داستانها و رمانهای سالانة او دربارة کریسمس بود که «جیرجیرک در اجاق» (The Cricketon the Hearth, 1846) نیزجزو آنها بود. در بسیاری از رمانهای دﻫﮥ 1840 او از جمله «دامبی و پسر» (Dombey and Son, 1848) نگرانیاش از ابتذال و تبهکاری با تهرنگی از خوشبینی همراه است که این خوشبینی شاید در نابترین شکل خود در شبهخودزندگینامه «دِیوید کاپِرفیلد» (David Copperfield, 1850) آشکار شده است. پس از آن اما در «خانة ماتمزده» (Bleak Hause, 1853)، «روزگار سخت» (Hard Times, 1854)، «دوریت کوچولو» (Little Dorrit, 1857)، «آرزوهای بزرگ» (Great Expections, 1861) و «دوست مشترک» (Our Mutual Friend, 1865) منظر غیرانسانی جامعة صنعتی عصر ویکتوریایی بارز است و روح طنز آنجا که بهکار رفته هجوآمیز است. رمان تاریخیاش دربارة انقلاب فرانسه «داستان دو شهر» (A Tale OfTwo Cities) در 1859 منتشر شد. آرزوهای ژورنالیستی دیکنز شکل دائمی به خود گرفت، به این صورت که داستانها، شعرها و مقالههایش را در هفتهناﻣﮥ شخصی Household Words (که از 1850 تا 1859 ادامه یافت) و سپس در جایگزین آن All the Year Round (1859 تا 1888) به چاپ میرساند. در این نشریه، چند رمان زنجیرهای و متنهای بسیاری دربارة مسائل روزمرة اجتماعی و سیاسی منتشر کرد. زندگی زناشویی دیکنز در اواسط دﻫﮥ 1850 از هم پاشید و در 1858 از همسرش جدا شد و رابطهای طولانی با هنرپیشة جوانی به نام الِن ترنن آغاز کرد. در این زمان بهسبب خوانش عمومی آثارش به شهرت عظیمی دست یافت؛ زیرا که در بیان روابط عاطفی بسیار پرشور بود. آخرین رمانش «راز ادوین درود» (The Mystery of Edwin Drood, 1870) بهسبب مرگش ناتمام باقی ماند. ویژگیهای آثار دیکنز عبارتانداز: نقد تبهکاریها و نهادهای نامناسب اجتماعی، ارجاعهای روز، دانش دایرةالمعارفی دربارة لندن، توصیفهای مخوف و رقتانگیز، شادی به هنگام کریسمس، فراگیری احسان و مهربانی، قدرت بیکران خلق شخصیت، درک از گفتار ویژة قهرمانان داستان، حرکت روایی قوی، و سبک نثری که هرچند گاهی بهطور خاص طنزآلود است اما بسیار خلاق و شخصی است.