(ت. آوریل 41/ 1740، کلرمون، فرانسه- و. 13 آوریل 1794، پاریس) نمایشنامهنویسی که بهسبب ظرافت طبعش مشهور بود و سخنان حکیمانهاش در دوران انقلاب فرانسه نقل میشد. کمدیهای شانفور با نامهای «دختر سرخپوست جوان» (Le Jeune Indienne / اجرا شده در 1764) و «تاجری از اسمرنا» (Le Marchand de Smyrne / اجرا شده در 1770) و یک تراژدی با عنوان «مصطفی زئنژیه» (Mustapha et Zéangier / اجرا شده در 1776) اعتبار ادبی او را تثبیت کردند. «ستایش از مولیئر» (Eloge deMolière, 1769) باعث ورود او به فرهنگستان فرانسه شد، اما او بعدها با «سخنرانی در فرهنگستان» (Discours surles Académies, 1791) فرهنگستانها را مورد انتقاد قرار داد. در 1795 او «افکار، اصول و حکایات» انقلابی (Pensées, maximes et anecdote) را نوشت. شانفور با کنت دو میرابو در روزنامة Mercure de France همکاری کرد و دبیر انجمن تندرو ژاکوبین (مشهورترین انجمن سیاسی انقلاب فرانسه- م.) شد. بسیاری از گفتههای او همچون «جنگ در عمارتهای اربابی، صلحدر خانههای ییلاقی» (War to the châteaux, peace tothe cottages) معروف شد. بعدها، او، که از رشد فزایندة سلطه وحشت شوکه شده بود، به میانهروها پیوست. او، که به زندان تهدید شده بود، دست به خودکشی زد و سرانجام بهسبب جراحاتش مرد.